سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا(ع) و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید.@ بحثمان در عمل رسید به معرفی بعضی از عواملی که اگر نباشند عملی هم برای کسی باقی نخواهند ماند یعنی در واقع تضمینی برای تولد سالم انسان به آخرت نخواهد بود این نکته را من بارها تذکر دادم این بار هم تذکر بدهم که هر وقت که ما میگوییم تولد سالم به آخرت یعنی زیست سالم در دنیا هم کنارش هست.@ چون بین سلامتی در دنیا و سعادت در آخرت رابطه مستقیم وجود دارد اینجا اگر کسی نمیتواند آرام و شاد باشد آخرت هم نیست این یادتان نرود بنابراین وقتی میگوییم شرط تولد یعنی شرط زندگی سالم در دنیا بعد تولد به آخرت، چند تا مورد را حضرت فرمود اگر اینها نباشند هیچ عملی برای انسان باقی نمیماند.@ یعنی زحمات انسان هدر میرود و حرکتی که انسان دارد به سمت آخرت منجر به تولد سالم او نمیشود که این مواردش را عرض کردیم چند مورد بود یکی از موارد مهمی که امشب باید راجع به آن صحبت بکنیم بحث حفظ زبان هست که ارتباط خیلی مستقیمی با آن موارد قبلی دارد.@ موارد قبلی که فرمود باید باشد و اگر نباشد عملی نمیماند چه چیزهایی بود؟ ورع و حلم و خلق حسن یعنی خلقی که(یُداری بِهِ النّاس) این سه تا حضرت فرمود اگر در کسی نباشد عملی برایش نخواهد ماند یعنی در واقع حرکتش در رحم دنیا یک حرکت سالمی نیست.@ از مواردی که هفته قبل خواندیم شرک به الله عقوق الوالدین اَلفرار من ذهق که عقوق هم باز همین مسأله را دارد نکتهای که خیلی خیلی اهمیت دارد این هست که انسان تا این چیزها را برای خودش تحصیل نکرده باشد چه در گناه باشد چه در ثواب باشد آسیبپذیر هستش.@ آن که خیلی مهم هست این هست که انسان در حرکت خودش اول یکی از چیزهایی که خیلی اهمیت دارد این هست که این واکسیناسیون را روی خودش انجام بدهد و این هاری و تیزی را از خودش بگیرد یعنی انسان تا زمانی که هاری دارد تیزی دارد تندی دارد در حال آسیب هست.@ قبل از اینکه انسان بخواهد تصمیمات جدی در مسیر زندگیش بگیرد وارد ارتباطات انتخابات رفتارهای خیلی مؤثر و بزرگ بشود اول باید این مسئله را حلش بکند و الا چون ما حمله سمت راست را هم داریم یعنی استفاده از کمالات یک شخص خوبیهایش و حتی عبادتهایش و حتی گناه نکردنهایش بنابراین تا انسان این هاری و تیزی را در خودش از بین نبرد آسیبپذیر هست.@ این خیلی مهم است و متأسفانه به این ما خیلی کم توجه میکنیم یعنی ما برای ما این کمالات چهارگانه فوقالعاده جدی میشود حسی و خیالی و وهمی و عقلی بعد بدون اینکه واکسیناسیون کرده باشیم میافتیم در این مسیرها خوبهایمان میافتند در عبادت و کارهای علمی توهمیهایمان هم در کارهای توهمی هستند یا کمالات حیوانی هستند یا پایینتر.@ بعد فقط برایشان مهم است که اعتباریات دنیا را بدست بیاورند مهم هست که به این درجات درجاتی که در دنیا هست برسند اما به چه قیمت خیلی برایشان اهمیت ندارند عرض من این هست که ما حالا راه افتادیم یا قبل از حرکت باید به این نکات توجه بکنیم یعنی این آفتشناسیها را حتماً انجام بدهیم.@ (اِجتِنابُ السَیِّئات اَولی مِن اِکتِسابِ الحَسَنات) این که انسان مرتکب گناه نشود مهمتر از این هست که کار خوب انجام بدهد این خیلی اهمیت دارد کار خوب انجام نداد نداد همین که مرتکب گناه نشود چون جنساً سنخیتاً با الله با آسمان با ماوراء طبیعی انسان سنخیت دارد همگونی دارد زود به مقصد میرسد.@ اما وقتی که اجتناب سیئات آلودگیها و گناهان را پرهیز ندارد حالا این هر کاری هم که بکند باز صدمه میزند و صدمه میبیند عرض من این هست که ما قبل از اینکه بخواهیم وارد هر تصمیم جدی بشویم در زندگیمان اول این چند تا موردی را که حضرت حداقل فرموده آفت عمل هست اینها را از بین ببریم بعد هست که میتوانیم چیزی را جمع بکنیم.@
ما تا این موشهای وجود خودمان را از بین نبریم این تیزیها و تندیهای وجود خودمان را از بین نبریم رشدهایمان هم به ضررمان است موفقیتهایمان هم به ضررمان هست یعنی برای ما خطرناک است در واقع موفقیتهای ما هم شکست است چرا؟ چون گفتیم حمله سمت راست را داریم و کمالات یک شخص میتواند آن شخص را نابود کند کمالات یک شخص میتواند او را غافل بکند و مستش بکند.@ به روایت توجه بکنید این چند تا روایت را من بخوانم خیلی اهمیت دارد اولیش از نبی اکرم(ص) هست(ما عَمِلَ مَن لَم یَحفَظ لِسانَه) خیلی کوتاه تیز تند قاطع یعنی چی(ما عَمِلَ مَن لَم یَحفَظ لِسانَه)؟ یعنی اصلاً کاری نکرده کسی که نمیتواند زبانش را نگه بدارد اصلاً کاری نکرده هیچی اینقدر تند و قاطع یعنی چی؟ یعنی این زبان میتواند بسیاری از سالها زحمات انسان را هدر بدهد.@ اگر انسان این را برای خودش جدی نگیرد یعنی مهارتهای کلامی را نتواند خوب یاد بگیرد روی مهارتهای کلامی کار نکند زحمت نکشد اصلاً به دنبال بحث مهارتهای کلامی نباشد میبینید هم صدمه میزند هم میخورد ما 95% طلاقهایمان همین است.@ اینکه زن و شوهر نمیتوانند زبانشان را نگه بدارند با زبانشان همدیگر را آزار میدهند حرفهایی میزنند که حالا ما که بیست بیست و چند سال مشاور هستیم از نزدیک میبینیم شخص میبینی کارش به جدایی و طلاق و دردسر و بدبختی کشیده بعد تازه میفهمد که اگر زبانش را کنترل میکرد این مصائب را نداشت همه چیز از همین زبان گرفته میشود.@ حالا من نمیخواهم این باب را باز بکنم این خودش بحث مفصلی دارد که حتماً حداقل یکبار به آیات و روایات زبان مراجعه بکنند عزیزان در بخش اخلاق خیلی اهمیت دارد این نه فقط برای آسیب ندیدنها بلکه برای پرواز هم این مسئله خیلی مهم است کسانی که میخواهند بال در بیاورند پرواز بکنند لازم است زبانش را بتوانند کنترل بکنند.@ یک کسی که زبانش را نمیتواند کنترل بکند این پرواز خوبی هم نخواهد داشت دری رویش باز نمیشود جلوی بسیاری از الهامات خوابها پروازها را میگیرد این زبان لذا خیلی ما چون در فرهنگمان متأسفانه فرهنگ دینیمان خیلی قوی است ولی چون در عمل ما این را رعایت نمیکنیم.@ یک کسی قبل از شوهر کردن اگر مسلط بشود به زبانش قبل از زن گرفتن مسلط شده باشد به زبانش قبل از اینکه برود طلبه بشود قبل از اینکه برود دکتر بشود قبل از اینکه برود مهندس شود قبل از اینکه برود استاد بشود قبل از اینکه برود سیاستمدار بشود وارد هر کاری قبل از اینکه وارد هر ارتباطی بشود انسان این را یاد گرفته باشد که کسی را آزار ندهد.@ تیزیها و تندیها و هاریهای زبانش را از بقیه باز بدارد شهوت کلام از شهوتهای دیگر حتی از شهوتهای خوراک و شهوتهای جنسی هم بیشتر و خطرناکتر هست خیلی خطرناک است چون شهوت کلام شخص میخواهد ارتباط برقرار بکند میخواهد با آن توهمات خودش را اشباع بکند.@ خیالپردازیها توهمات خودش را منیتهای خودش را میخواهد تثبیت شخصیت بکند خیلی کارها هست که با این زبان میخواهد انجام بدهد و اگر نتواند این را خیلی خوب کنترل بکند مثل مَرکب چموشی هست که انسان را در جهنم میاندازد.@ شما نگاه کنید چه بلبشویی و چه جنگهایی در دنیا چه جنگها و قتلهایی که بیشتر فتنهها و جنگها و قتلها مال همین مسئله است همین زبان، طلاقها همینطور هست خودکشیهایی که اتفاق میافتد میبینید شخص به یک کسی یک چیزی میگوید شخص میرود خودش را میکشد با یک کلام همین کلام اینقدر اثربخش است.@ اگر کسی این مهارتها را کار نکرده باشد قبل از اینکه بخواهد برود طلبه بشود استاد بشود دانشجو بشود وزیر بشود وکیل بشود هر چه بخواهد بشود خیلی میتواند صدمه بزند شما در این کتابهای علمی نگاه بکنید ما افراد بسیار برجستهای داریم که اینها آدمهای بسیار باسوادی هستند کلام که میگویم نه اینکه حالا مثلاً زبان قلمشان همان زبان است چون بالاخره میخواهد خروجی داشته باشد.@ قلمش را نتوانسته کنترل بکند یک دفعه میبیند یک چیزهایی رقم زده و قلم زده که دردسر درست کرده گاهی وقتها عالمی قلمی زده که بواسطه آن هزاران خون ریخته شده ما داشتیم کسانی که آدمهای زحمتکشی بودند اما برداشتند در قلمشان یک چیزی زدند الان هزار سال است اهل سنت این را در سر ما میزنند که فلان دانشمند شما فلان جا این را نوشته در فلان کتاب شما اینطوری آمده.@ چرا؟ چون آن آقا نتوانسته جلوی تراوش این قلم را بگیرد مثل زبان هست یک جا یک چیزی از دهانش در رفته گفته و یک چیزی از قلمش در رفته نوشته حالا دیگر مصیبت میشود چون خلق شده اثر است(نَحْنُ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ) دیگر یک چیزی خلق شده.@ لذا اگر یک کسی به من بگوید مهمترین چیز در ارتباطات چیست چه ارتباطات ماوراء طبیعی چه ارتباطات طبیعی مهمترین مسئله همین هست که اینجا داریم یعنی این مجموعهای که دارم میگویم فقط زبان نه بلکه خروجیهای تیز را ما باید از خودمان بگیریم خروجیهای تند را باید کسی از خودش در بیاورد.@ شما تا خروجیهای تند و تیز را از خودت خارج نکنی انسان به سلام نمیرسد انسان باید به سلام برسد تا سالم بماند یک کسی که میخواهد تولد سالم داشته باشد در نظام برزخی باید خروجیهایش سالم باشد و باید خودش سالم باشد.@ اینقدر این مسئله مهم هست که حضرت میفرماید(رُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُکُوت) چه بسیار کلامی که جوابش سکوت است بسیار هم هست یعنی بسیاری از موارد وقتی انسان دارد با دیگران حرف میزند نباید جواب بدهد نباید اظهار فضلی بکند.@ یک موقعی میبینی یک مسئله سیاسی مطرح میشود آقا چه کسی گفته ما همه مسائل سیاسی را بلد هستیم مسائل اجتماعی را بلد هستیم مسائل دولت را بلد هستیم مسائل مجلس را بلد هستیم راجع به مسائل اقتصادی یک کسی میبینی راجع به همه مسائل نظر میدهد و تحلیل هم میکند خب اینها تأثیر دارد.@ شما در روزنامهها و مجلات نگاه کنید چقدر فحشا و منکرات در این قضیه داریم از وزیر بگیر نماینده مجلس بگیر شما رئیس جمهور بگیر یا کسان دیگر همینطوری میایند یک موقع جلوی زبانشان را نمیگیرند یک حرفی میزنند یک فتنهای در کشور درست میشود.@ یک حرفی میزنند کمر خیلیها شکسته میشود یک حرف بیخود از دهان یکیشان در میاید یک چیزی میگوید یک دفعه میبینی قیمتهای جنس بازار یک دفعه چند درصد میرود روی آن، چقدر خانواده این وسط متضرر میشوند و له میشوند چقدر کاسبهای خورد له میشوند و از بین میروند چقدر شغلهای پایین ار بین میروند به خاطر این که این آقا نتوانسته جلوی دهانش را نگه بدارد.@ همین چند وقت پیش سر قضیه یکی از این اقلام مهم کشور یک فاجعه اتفاق افتاده بود به وزیر گفتند گفت اقا اصلاً قرار نبوده یک همچین چیزی اعلام بشود این آقایان برای خودشان زودتر بلند شدند رفتند مصاحبه کردند یک چیزی از دهانشان پریده گفتند فتنه درست شده.@ دوباره همین دیشب یکی از وزرا میگفت که این رقابت در زودتر اعلام کردن بوده هر کدام دوست داشتن زودتر خبر از ناحیه آنها اعلام بشود این کلاس و پرستیژ وهمی خیلی خطرناک است در مباحث انسانشناسی گفتیم انسان تا کمالات وهمی و خیالی را نشناسد و نتواند آنها را از کمالات عقلی و فوقعقلانی تفکیک بکند تا آخر عمر گرفتار خیال میماند حتی وقتی که کارهای عقلانی میکند.@ مهم این نیست که یک نفر دانشمند میشود مهم این است که توهمزده نباشد این خیلی مهم است مهم نیست یک نفر روحانی باشد مرجع تقلید باشد مجتهد باشد مفسر باشد فیلسوف باشد مهم این است قبل از اینکه به اینجا رسیده باشد شر این کمالات توهمی و تخیلی را از خودش کم کرده باشد.@ یک کسی که اینها را ترک نکرده باشد و شرش را کم نکرده باشد حالا هوشش هم زیاد باشد ببین چقدر خطرناک میشود این آقا خیلی باهوش است زودتر به دکتری و مهندسی و اجتهاد و اینها میرسد ولی آن مسیر و همه را مینگذاریهای آن مرحله را اصلاً هیچ کدام را رد نکرده.@ حالا فکر کنید یک آدمی الان رسیده به این مقام شده مجتهد شده مرجع شده رییس جمهور شده نماینده مجلس باهوش بوده بالاخره امکانات داشته رانت داشته به هر دلیلی آمده بالا، ولی این آن تیزیها را اصلاً از بین نبرده قبل از اینکه بالا بیاید حالا این با این تیزیها بالا آمده.@ یک دفعه میبینی در مرحله بالاتر آدم قدرتری هم هست مهمتری هم شده یک دفعه میاید یک چیزی میگوید دردسرساز میشود برای کشور دردسرساز میشود برای مردم دردسرساز میشود برای دین دردسرساز میشود برای خودش و خانوادهاش دردسرساز میشود چون تیزها و تندیها را از بین نبرده.@ پس اینکه یک نفر آدم با درخشانی هست یک نفر آدم مهمی هست این هم توهم است خیلیها میزنند که به این توهمات عقلی برسند میگوید من هوشم خوب است نمیخواهم در کمالات وهمی باشم میخواهم شهوتم را و توهماتم را در کمالات عقلی پیاده کنم به من دکتر بگویند به من مهندس بگویم به من استاد بگویند همین توهمات اینطوری این اشباعش میکند مدارج اینطوری.@ در جلسه گذشته سومین چیزی که پیغمبر فرمود اگر کسی داشته باشد هرگز عملی برایش نمیماند فرار از جنگ و جهاد ما چقدر عالم داشتیم از جنگ فرار کردند چقدر دکتر مهندس طلبه داشتیم جبهه نرفتند روحانی داشتیم جبهه نرفتند اینها آدمهایی هستند که بند به کمالات عقلانی بودند ولی فایده ندارد ساقط شده است.@ پس مسئله مهم این هست که ما اول تیزیهایمان را بگیریم یک دختر خانمی که میخواهد شوهر بکند یک کسی که میخواهد مادر بشود یا آقا پسری که میخواهد زن بگیرد پدر بشود یک کسی که میخواهد طلبه بشود یک کسی که میخواهد مخاطب داشته باشد.@ یک کسی میخواهد کار علمی بکند دکتر بشود مهندس بشود هر چیزی باید زودتر از همه اقدام بکند به اینکه این هاریها و تیزیها را در خودش از بین ببرد تا این تیزیها از بین نرفته باشد خطرناک است سوءظن یک هاری هست یک وحشیگری است حسادت یک وحشیگری است یک هاری است.@ مثل ببر و پلنگ و اینها که میدرد یک گرگصفتی هست وقتی در یک نفر تحریک اینطوری میتواند باشد آدم خطرناکی است تکبر عُجب اینها بسیار خطرناک هستند تندیهای بسیار وحشتناکی بعدها ایجاد میکنند.@ ولی خوب فرض بفرمایید آدمهایی که به این کمالات نرسیدند با شمشیر و چاقو و پنجه بوکس و اسلحه این کار را میکنند اینها وقتی میایند بالا این تیزها و تندیهایشان را در قلم و کلام و رسانه و مصاحبه و در کارهای سیاسی و کارهای اجتماعی و اینها، شما این کلکلهای گروههای سیاسی و جناحهای سیاسی را نگاه کنید.@ گاهی وقتها یک کشور را به فتنه میکشانند سر شهوتهای شخصی و توهمات شخصی خودشان سر رأی سر مقام سر رتبه سر امتیاز همین سی سال شما کم دیدیم ما در این مملکت آدمهای توهمزده از مقامات و شخصیتها کم بودند؟@ اصلاً فکر نکنید یک آدم عادی یک بچه مسلمان حزب اللهی یک بچه بسیجی که بصیرتش را از خدا گرفته تفکرش تفکر بسیجی هست وقتی نگاه میکنی میگوید بابا چرا این اینطوری است چرا این آقا اینطوری است چرا این اقا اینطوری حرف میزند میفهمد که این دارد اشتباه حرف میزند میفهمد که این توهمات دارد.@ پس دقت کنید(ما عَمِلَ مَن لَم یَحفَظ لِسانَه) کاری نکرده کسی که نمیتواند زبانش را نگه بدارد وقتی میگوید(رُبَّ کَلامٍ جَوابُهُ السُکوت) بسیاری از کلماتی که شما میشنوید و حرفهایی که میزنید جوابش سکوت است در خانه بین زن و شوهر خیلی حرف اتفاق میافتد سکوت.@ هر حرفی زنم زد باید جواب بدهم هر حرفی شوهرم زد باید من هم یک چیزی بگویم کم نیاورم اگر سکوت بکنم بد است هر حرفی پدرم زد جوابش را بدهم هر حرفی فرزندم زد باید جوابش را بدهم و نباید رد بشوم آقا(وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا كِراماً) (وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً).@ بسیاری از موارد اصلاً گذشتن است گذشتن رد شدن گذشتن عبور کردن اعراض، چون آنجا جهنم وجود دارد الان تو آتش داری غرور داری همسرت فرزندت هم همینطور هست شیطان هم دارید و حواستان هم نیست که شیطان هم این وسط آتش بیار معرکه است توهمات هم وجود دارد یک دفعه آدم اگر نتواند جلوی این زبان را بگیرد یک انفجار ایجاد میشود.@ شیاطین این وسط غوغا میکند دیگر مگر میشود درستش کرد خیلی وقتها هست که باید رد بکنی میفهمی طرف مقابلت دارد اشتباه میکند میفهمی روی دنده لج است میفهمی الان آتش گرفته و تو نباید آتش بگیری تو میایی از خودت دفاع بکنی یک دفعه یک چیزی مطرح میکنی به زبانت یک فتنه درست میشود.@ هر دو ناشی مثل یک توپی خود شیطان هم میگوید انسان در عصبانیت مثل یک توپ در دست من است هر جا که دلم بخواهد قلش میدهم یکی عصبانی است آن یکی نباید عصبانی بشود اگر یکی صدایش بلند است نفر بعدی هم بخواهد صدایش را بلند بکند داستان خیلی خطرناک میشود.@ این توهم که اگر من، شیطان خیلی خوب به ما توهم میدهد، اگر من الان از خودم دفاع نکنم اگر من الان حرف نزنم اگر من این را سر جایش ننشانم خودم کم میاورم کوچک میشوم این توهم توهم بسیار خطرناکی است با جواب دادن کسی عزیز نمیشود این را شما نگاه کن.@ وقتی که عزت دست خداست خدا وقتی که انسان به خاطر خدا پیامبر فرمود اگر کسی به خاطر خدا سکوت بکند وقتی حق با اوست من شفاعتش میکنم ولی وقتی که حق با اوست و سکوت نمیکند من دیگر شفاعتش نمیکنم ولو حق با اوست میافتد به مراء میافتد به جر و بحث اینکه انسان بترسد از این حالتها در ارتباطش با دیگران مراقبت بکند.@ یعنی مثل کسی که از مار فرار میکند از آتش فرار میکند آتشش را ببیند و فرار بکند خیلی نعمت بزرگی است اما یک سختی هم دارد سختیش هم این است که خود پیغمبر هم این را تحمل کرد یک جاهایی میگویند این آدم هالو است باید آدم این صابون هالو بودن را به تنش بمالد.@ حتی معصومین وانمود میکردند که سرشان کلاه رفته آدم زیرک خیلی کاربلد است چون از جهنم خوب بلد است فرار بکند من یک مثال بزنم برای شما، شما در آب میروید کوسه که میاید سراغتان یا در بیداری من خودم اینطوری شدم مار میاید سراغتان یا عقرب میاید سراغتان اگر تعادلت را حفظ بکنی.@ یعنی هیچ تکانی نخوری به هیچ وجه برخورد کردی با حیوان وحشی من بارها در جبهه اینطوری شدم یک حیوان وحشی هست الان آمده روی سینهات الان آمده سر وقتت رو در رو شدی با او تو دریایی داری شنا میکنی یک کوسه آمده سر وقتت آن هم نزدیکت هست کوسه دمای حرارت را خوب درک میکند.@ شما اگر عادی عادی باشی میاید از کنارت مثل یک ماهی رد میشود هیچ کاری با شما ندارد ولی کافی است بترسی کافی است بترسی دمایت برود بالا عکس العمل نشان بدهی برای مار برای عقرب برای یک حیوان وحشی به تو حمله میکند.@ چند تا سگ هستند بدو فرار کن اگر دنبالت نگذاشتند اما نه عادی باش از کنارشان بیا رد بشو اگر توانستی به این غلبه بکنی آن طرف هم وحشیها آرام میشوند اما اگر نتوانستی غلبه بکنی به این وحشیها آدم را میزنند.@ در موقع عصبانیت داستان این هست که یک حیوان وحشی به نام گرگ و سگ جهنم میخواهد به تو حمله بکند اگر توانستی خودت را نگه بداری میاید رد میشود میرود ولی اگر تو هم آتش گرفتی شروع کردی به داد و فریاد و عربدهکشی میزندت و خوردی اصلاً همان موقع خوردی تمام است.@ در رانندگی شما نگاه کنید دهها بار آدم تحریک میشود اینطوری در رانندگی در سفر در خیلی جاهای دیگر این داستان اینطوری است در میهمانیها در سفره در سفر خیلی جاها همینطوری آدم قابل آتش گرفتن میشود اشتعال آنجا وسائل اشتعال خیلی زیاد است لذا این هنر آرام کردن خودمان و از بین بردن هاریها یک هنر خیلی بزرگ است.@ باز مسئله زبان، امام صادق(ع) ببینید چطوری حرف میزند به یکی از اصحاب فرمود(وَیحَکَ یا عَباد) وای بر تو(غَرَکَ عَن عَفوَ بَطنُکَ وَ فَرجُک) آقا نگه داشتن شکم و فرج کار راحتی نیست کار سختی است انسان به شکمش غلبه بکند عفت فرج عفت جنسی و عفت شکمی داشته باشد.@ کار راحتی نیست کار سختی است واقعاً باید مبارزه بکند مجاهده داشته باشد کنترل شکم کنترل فرج، حالا حضرت میفرماید وای بر تو تو فکر کردی اگر اینها را کنترل کردی غرور میگیردت که اینطوری کردی که مگر ما حیزی کردیم مگر ما مال حرام خوردیم.@ حضرت میگوید این کاری نیست فکر نکن اگر عفت بطن و عفت فرج داشتی همه چیز تمام است نگاه کنید(اِنَّ الله عَزَّوَجَلّ یَقولُ فی کتابِهِ يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ) ای کسانی که ایمان آوردید(اتَّقُوا اللَّهَ).@ معنای اتقوا الله را توضیح دادیم حالا مینویسند همین تقوای الهی انسان پیشه بکند همینطوری بگوییم بهتر هست حالا ترجمه میکنم بترسید(وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً) سخن درست بگویید اول میگوید بترسید تقوا داشته باشید بعد میگوید سخن درست بگویید یعنی وقتی داری حرف میزنی با توهمات با شاید با نمیدانم با احتمالا حرف نزنید.@ اگر همه این را از خودشان بردارند در مسائل اجتماعی طرف سیطره ندارد آگاهی ندارد اینقدر اظهارنظرهای کشکی میکند مسائل علمی مسائل معنوی اینقدر زیاد هست فقط میخواهد بگوید من یک چیزی میدانم اینکه یکی بیاید به او بگوید نمیدانم من این مسئله را بلد نیستم.@ به قول یکی از مراجع میگفت از ما طلبهها وقتی سؤال میکنند چون نمیتوانیم بگوییم بلد نیستیم میگوییم اینجا چند قول است بگو من بلد نیستم دیگر، حضرت فرمود اگر جاهلها سکوت میکردند مشکلی در جامعه پیش نمیامد فتنهای نمیشد.@ احتمال دارد بگویند نظرتان راجع به مسائل هستهای چیست من نمیتوانم تحلیل بکنم چه کسی گفته هر چیزی که از ما سؤال کردند ما باید جواب بدهیم یا باید بلد باشیم شخص میخواهد کم نیاورد انتخابات مجلس است مینشیند تحلیل میکند راجع فوتبال مینشیند تحلیل میکند.@ شما این روزنامههای فوتبالی را نگاه کنید روزنامههای ورزشی مظهر جهنم است روزنامههای ورزشی شما تیترش را بخوانید در تلویزیون هم میایند میگویند بدبختی اینها را هم این علیه آن آن علیه این همین خاله خالهبازیها بچهبازیهای توهمی که بین مربیها و ورزشکارها در رشتههای مختلف هست همه میایند میگویند این همه یک جهنم است.@ آنها که وسط جهنم هستند یک چیز، یک عده هم اینطرف میافتند در جهنم یعنی آنها هم میافتند به تحلیل آدمهای خوب آدمهای فاضل یک موقع من دیدم آدمهای فاضل آدمهای خوب مینشینند راجع به مسائل ورزشی تحلیلهای آب دوغ خیاری و همینطوری میکنند.@ مثلاً تو چکارهای تو بلدی این را چیزی میدانی یا نه همین فقط دوست دارد راجع به تیمش حرف بزند میافتند در این توهمات تیمی و هی راجع به این اظهارنظر و اظهار فضل و کیف هم میکنند که میتوانند راجع به این مسائل حرف بزنند میگویند حداقل یک چیزی داریم راجع به آن حرف بزنیم ولو الکی کی به کی است.@ حضرت میگوید اینکه تو میتوانی عفت فرج داشته باشی و عفت شکم غرورت نگیرد مغرورت نکند آن که خیلی مهم است بترسید و خوب حرف بزنید قول سدید طلبه ما میخواهد قلم بزند مقاله بنویسد سخنرانی بکند هر کس یک چیزی را نگوییم همینطوری روی هوا بزنیم.@ یک فکری یک تحقیقی یک مطالعهای یک چیزی گاهی وقتها انسان مطالعه میکند فکر میکند منبع سند یک چیزی هست میگوید تحقیق سندی نکرده بنده خدا حدیث مشهوری هست میگوید بعداً معلوم میشود سندش اشکال داشته این عیبی ندارد.@ بزرگان ما مراجع ما علمای ما عرفای ما همه از این گرفتاریها داشتند ولی نه، حرف زدن در هر مسئلهای هر زمینهای آقا من نمیدانم شما نگاه کنید یکی از چیزهایی که به ابتذال کشیده شده در کشور ما مسائل دینی است مسائل معنوی است فوتبالیستها نظر میدهند ورزشکارها نظر میدهند دکترها نظر میدهند مهندسها نظر میدهند.@ یک مسئله کاملاً تخصصی است میبینی هر کس میاید راجع به آن نظر میدهد راجع به آدم راجع به انسان راجع به معاد راجع به آخرت مگر شوخی است حرف زدن راجع به اینها راجع به پیچیدهترین مخلوق خداست.@ در یکی از این سرنوشتهای اروپاییها میخواندم انگلیسی هم بود طرف آن طور که یادم هست در تاریخ معاصر میگفت مثلاً چند وقت آمده بود ایران و برگشته بود آنجا میگفت یکی از خصوصیتهای ایرانیان این هست که همهشان پزشک هستند یعنی شما الان به هر کدامشان بگویید مثلاً من فلان جایم درد میکند چند تا نسخه برایت تجویز میکند یعنی هیچ کس که برایت نسخه ننویسد همه برایت نسخه مینویسند.@ مسائل دینی هم اینطوری شده میبینی هر کس مینیشیند راجع به مسائل دینی مثلاً ولایت فقیه آقا تخصص میخواهد ولایت فقیه تو چه مطالعهای کردهای چه تخصصی داری چه آگاهی داری راجع به این اظهارنظر میکنی.@ راجع به مراجع راجع به فقه راجع به فلسفه راجع به کلام راجع به قرآن تخصصیترین مسائل سختترین چیزها قرآن، نفس، انسان اینها چیزهای پیچیدهای است چطور در پزشکی آدم نمیتواند راحت اظهارنظر بکند در مهندسی شما نمیتوانید اظهارنظر بکنید در کامپیوتر پیچیدهترین مسائل مسائل انسانشناسی است.@ هر کسی همینطوری راحت هر بیسوادی میاید حرف میزند ببینید چه فتنههایی در این کشورها در کشور خودمان در جاهای دیگر درست میشود سر اینکه یک آدم بیسواد شهوت کلامش گرفته آمده راجع به این موضوع میخواهد اظهارنظر بکند آقا تو اصلاً سواد داری درس خواندی استاد دیدی تمرین داشتی چکار کردی.@ الان یکی مصیبتها و فتنههای کشورمان این هست که انسانیترین مسائل تریبونش افتاده دست ورزشکارها دست هنرمندان، کارگردان بیسواد شهوتران است فقط رفته سینما خوانده فکر ندارد اندیشه ندارد مطالعه ندارد فقط تئاتر خوانده میگوید من متخصصم.@ حالا میخواهد تولید بکند وقتی که خودش در مرحله توهمی هست تولداتش هم توهمی هست بعد مثلاً میاید میخواهد راجع به روحانیت یک تکه فیلم بسازد میخواهد راجع به اسلام راجع به قرآن راجع به حجاب راجع به قصاص میبینی هیچ مزخرفاتی هست هیچ اصلاً سندیت ندارد.@ بقیه هم بهبه و چهچه میکنند به او یک جایزه هم میدهند که توانسته اسلام را اینطوری ضایع بکند یک آدم نفهم نادان شما ببینید چقدر مصائب سر این هست که انسان همه اگر همین را رعایت بکنند که وقتی میخواهد حرف بزند با انصاف حرف بزند من به ندرت دیدم در این مشاورههای خودمان زن و شوهر بیایند حرف بزنند و انصاف داشته باشند پشت سر شوهرشان یا زنشان.@ میبینی همه محق میروند پیش مشاور و پیش قاضی این مقصر است همه تقصیرها گردن این است من اصلاً آدم خوبی هستم من یک فرشته هستم آقا اگر میخواهی راجع به زنت قضاوت بکنی راجع به پدر زنت راجع به پدر شوهرت راجع به مادر زنت مادر شوهرت جاریت باجناقت قول سدید بگو.@ راجع به دامادت میخواهی حرف بزنی راجع به عروست میخواهی حرف بزنی راجع به نوهات میخواهی حرف بزنی قول سدید یعنی منصف باش در محضر خدایی داری حرف میزنی ما راحت محکوم میکنیم افراد را میگوییم همه تقصیر این هست.@ ما خودمان در همین بحثهای مشاورهایمان زیاد داریم طرف وقتی میاید صحبت میکند راجع به همسرش طرف وقتی میاید صحبت میکند راجع به همسرش فکر میکند آن بنده خدا چه اژدهایی است چه دیوی است ولی وقتی او را هم صدا میکنی میاید دو طرف را رو در رو میکنی کار درست هم همین است یک طرف اصلاً خوب نیست باید این باشد که طرف مقابل را حرفهایش را بشنوی.@ میاید میگوید زن من مثلاً اینطوری است شوهر من اینطوری است شوهرم فساد اخلاقی دارد زنبازی میکند این کار را کرده بعد که میاید مینشینیم رو در رو میکنیم میبینیم عامل اینکه این شوهر زنباز شده فساد پیدا کرده خود این خانم است عامل این که این زن خیانت کرده رفته با مرد نامحرم رابطه برقرار کرده خود این مرد است.@ ولی این فقط یک طرف را شما میبینید که این رفته این کار را کرده خوب این کار را کرده باید ببینیم که این چطوری رفته این کار را کرده برای چی اینطوری شده اینطور نیست که هر کس آمد هر انتقادی بکند از همسرش یا فرزندش پذیرفته باشد.@ خیلی وقتها مرد دیوبازی در میاورد زن را دیوانه میکند وقتی خوب منزویش کرد میگوید این زن بدرد من نمیخورد بروم یک زن دیگر بگیرم ببین این روز اول که آمده خانه تو اینطوری بوده خل بوده دیوانه بوده روز اول که آمده خانه تو این اینقدر عصبی بوده یا نه روز اولی که آمده شما را گرفته خانم این پسر همینطوری بود.@ زدیم له کردیم امانت الهی را همه را ضایع کردیم بعد میگوییم حالا ببین چقدر خراب است مثل پدر مادری که بچهاش را تربیت نمیکند به بچهاش میگوید بیتربیت فلان فلان شده خوب بیتربیت چه کسی باید تربیتش میکرد تو باید تربیتش میکردی.@ چند روز پیش یک خانمی میگفت گاهی وقتها من آرزوی مرگ بچهام را میکنم آخه آرزوی مرگ بچه این بچه 55% ژنش از شماست از قبل از انعقاد نطفه دست شما بوده نقاشیش میتوانستی ژنهایت را قویتر بکنی قشنگتر نقاشیش را بکنی در دوران بارداری دست شما بوده دو سال شیرخوارگی همهاش دست شما بوده طراحی این بچه هفت سال اول دست شما بوده تا 21 سال آدم مؤثر است.@ بعد میگوید آقا میخواهم آرزوی مرگ بچهام را بکنم ما فقط میگوییم چرا این بچه مجرم شده خوب آخر مجرم شده ببین خودت برای چی آره این میرود فیلمهای ناجور نگاه میکند بچه من دخترم رفته اینطوری کرده بیحجابی کرده پسرم رفته مواد کشیده مشروب خورده.@ عزیزم یک کم فکر کن همینطوری داری حرف میزنی راجع به بچه این خروجی است(اَلظاهِرَُ عِنوانُ الباطِن) یادتان که نرفته فرمول یک چیزی باعث شده که این کار را میکند بالاخره این پانزده سال در خانه تو بوده ببین چطوری شده این الان رفته فیلم سکسی نگاه میکند استمناء میکند با نامحرم رابطه برقرار میکند در خانه تو اینطوری شده.@ ببین تو چکار کردی که این از نماز بدش میاید تو چکار کردی که این از حجاب خوشش نمیاید تو چکار کردی این از طلبه بدش میاید از روحانی بدش میاید از مسجد بدش میاید از نماز بدش میاید ما فقط به ظواهر قضاوت میکنیم این بچه منحرف است اینطوری است خوب منحرف است باید یک تحلیلی بشود.@ وقتی امام حسین کشته شد جمعه بود کشته شد منادی چی گفت(قُتِلَ الحُسَین یَومُ الاِثنَین) حسین دوشنبه کشته شد دوشنبه چه موقع بوده؟ روز تشکیل سقیفه آدم باید تحلیل داشته باشد این یک پیشینه دارد یک عقبه دارد که داستان الان این شده.@ زن من اینطوری، راحت راجع به زنش قضاوتهای بد دارد راجع به شوهرش قضاوتهای بد دارد راجع به مادر شوهر مادر زن تو عروس خوبی بودی واقعاً داماد خوبی بودی باجناق خوبی بودی ما اگر تیزیها و تندیها را کم بکنیم میتوانیم قول سدید داشته باشیم.@ آدم وقتی هار است تیز است تند است نتوانسته این تندیها را در وجود خودش از بین ببرد با خروجیهای مختلف در حرف زدنش هم سدید نیست بیانصافی دارد.@ قرآن را نگاه کنید وقتی میخواهد راجع به شراب حرف بزند شراب حرام است نجس است ولی نگاه کنید(فیهِ مَنافِعُ لِلنَّاسِ) یعنی خدا تعریف شراب هم میکند اول، قول سدید این است میگوید شراب خوبیهایی هم دارد ولی بدیهایش بیشتر است(اِثمُهُما) اثمش بدتر است گناهش بیشتر است فسادش بیشتر است برای همین حرام است.@ راجع به مسیحیها نگاه کنید وقتی دارد حرف میزند اهل کتاب چقدر تعریف دارد قرآن راجع به اهل کتاب خوبیهای مسیحیها را هم میگوید بعد ضعفهایشان را هم میگوید ما یاد گرفتیم سیاه و سفید نگاه کنیم لذا قول سدید نداریم.@ هزاران کار خوب یک نفر و زیباییهای یک نفر را نمیبینیم و به خاطر یک بدی یک انحراف یک سقوط یک گناه طرف همه چیزش برای ما میرود زیر سؤال، قرآن دارد میگوید افراد متقی ممکن است دچار فحشا بشوند حالا یک آدمی که یک عمر با تقوا زندگی کرده خوب زندگی کرده یک جایی پایش لغزیده یک فحشایی هم از او صادر شده.@ (وَ الَّذِينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) گناهان اینطوری است گناهان یا خروجی اجتماعی دارد که به آن فاحشه میگویند یا مخصوص خود انسان هست به آن میگویند ظلم به نفس، به کسی ربط ندارد خودش ظلم کرده خروجی خارجی و اجتماعی ندارد.@ یک موقع هست نه یک خروجی اجتماعی دارد بیرون نمود داشته به آن فاحشه میگویند(إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً) یعنی یک کاری کرده در اجتماع یک مشکلی پیدا شده(أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ) گناهی کرده این را زود توبه میکنم برمیگردم حالا ما اگر در یک نفر یک همچین لغزشی شد دیگر همه چیز زیر سؤال میرود.@ قشنگیها خوبیها زحمات تلاش جهادها مبارزات اگر خدا هم بخواهد با ما اینطور رفتار بکند که یک نفر اهل بهشت نمیماند ما که همیشه بدیهایمان میچربد امروز فلان کس فلان کار را کرد خوب حالا از دستش در رفته توبه میکند.@ قول سدید یعنی آقا درست قضاوت کن راجع به مردم راجع به زنت گفتم من در این مشاورهها وقتی که صد تا خصوصیت خوب یا بد را مینوشتم میدادم دست یک خانم و آقایی که دعوا کرده بودند هر کدام آمده بودند میگفتند که ما میخواهیم طلاق بگیریم ما میخواهیم جدا بشویم شوهر من یک دیو است زن من یک اژدها است.@ ولی گفتم حالا بنشین خوبیهای زنت را علامت بزن بدیهایش را بنویس والله من تا به حال ندیدم یک زنی بیاید بدیهایی را که علامت میزند بیشتر از خوبیهای شوهرش باشد یا یک مرد وقتی دارد بدیهای زنش را علامت میزند انتقاداتی که دارد بیشتر است میگویم خوبیهایش را هم بنویس.@ وقتی خوبیهایش را علامت میزند آیینه میشود جلویش بعد به او میگویم خودت نگاه کن بیانصاف تو چقدر خوبی نوشتی برای همسرت چهار تا هم بدی نوشتی چرا اینها را ندیدی چرا ما قشنگیهای آدمها کمالات آدمها خوبیهایشان بزرگواریهایشان نقاط مثبتشان ندیدیم.@ علی(ع) فرمود شما یک نقطه مثبت داشته باشید من همان را نگه میدارم با همان نجات پیدا میکنید ما چرا مثل پدرمان نیستیم ما چرا سیاه و سفید میبینیم خاکستری هم یک رنگ است واقعاً یا سفید یا سیاه حالا اگر بنده خدا یک لکی در زندگیش اتفاق افتاد یک انحرافی اتفاق افتاد باید کلاً ضایع بشود و باید کلاً طرد بشود.@ این اخلاق زشت ما خیلی جاها مصائب درست کرده طلبه بوده آخوند بوده بنده خدا حالا یک انحرافی یک مشکلی پیدا کرده آقا بلافاصله تکفیر شده از توی بزرگان یا کوچکان حالا، عوام یا خواص آقا(کَفَرتُک) تمام شد تکفیر شد این در جامعه بنده خدا نمیتواند راه برود.@ میرود آدمکش میشود میرود انحراف پیدا میکند میرود اصلاً خارج از مکتب میرود علیه خود مکتب میگوید مکتبی که بزرگانش اینطوری فکر کنند یا مردمش اینطوری فکر کنند ما چقدر آدمهایی داشتیم یک دفعه اینطوری که نمیشود آدم سرطان هم داشته باشد میگویند شاید امیدی هست خوب میشود.@ این چه رفتارهایی هست ما داریم خشن تند آدم با بندگان خدا نباید اینطوری رفتار بکند اهل بیت(ع) شما نگاه کنید دشمنانشان را چطوری تحویل میگرفتند با آنها مصالحه داشتند علی(ع) میگوید من وزیر این سه نفر بودم.@ شما اگر میخواهید از نظر منطقی عقلی اجتماعی سیاسی دینی بُعد را در نظر بگیرید تخالف را در نظر بگیرید علی(ع) از نظر منش منطق شخصیت در اوج اختلاف با اینهاست اما چطوری میشود که درست نقطه مقابل یک نفر هست برود وزیرش بشود و به او کمک بکند این امام ماست این معلم ماست.@ برای همین الان در کشور ما یک کسی رئیس جمهور میشود فرقی نمیکند از هر جناحی وقتی میاید میبینی همه استاندارها را باید قلع و قمع بکند همه فرماندارها همه بخشدارها همه مدیرها همه رؤسا مثل اینکه اینجا قلع و قمع است اصلاً نسلکشی است بالاخره در اینها یک آدمی نیست که تو بتوانی با او کار بکنی.@ یعنی همه آدم بد هستند آدم خوبها همانهایی هستند که شما سراغ دارید پیامبر فرمود اگر کسی کسی را منصوب بکند در یک کاری و بداند که از او بهتر هست(خانَ الله وَ رَسولَهُ وَ المُسلِمین) خیانت کرده به خدا و رسولش و همه مسلمانها.@ بداند الان کسی را که میخواهم منصوب بکنم از این بهتر هست بیا برو تعصبات قومی و قبیلگی و حزبی و جناحی کسی بگذارم مدیرهای لایق را بردارم این خیانت کرده به خدا و رسول و همه مسلمانها، آقا کارمندت است دو تا ضعف دارد دو تا لغزش هم دارد تحملش کن چیست تا با مدیر درگیر میشود اخراج.@ این چه راهی است فقط همین حذف و اخراج و تیغ زدن و طلاق تا یک ذره درگیر میشویم برویم طلاق بگیریم شده مثل نقل و نبات کشور ما الان شده رتبه چهارم دنیا شده پارسال تا الان 7% ما رشد طلاق داشتیم 5% هم کاهش ازدواج داشتیم 12% چه فسادی در این مملکت درست میکند.@ چیست تا 2 بیشتر است یا3 طلاق طلاق آخر این چه کاری است برای اینکه ما بیانصافیم ما لوسیم ما ننریم ما خودخواهیم ما خودشیفتهایم ما تحملمان کم است ما حلم نداریم ما خُلق نداریم همین را که حضرت فرمود که اگر نباشد همه چیز از بین میرود.@ ما هنر دیدن کمالات و خوبیها و قشنگیهای دیگران را نداریم مهمترین رذیله ما این هست که فقط بدیها را میبینیم ضعفها را میبینیم اشتباه همسر را میبینیم و قشنگیها و خوبیهایی را که دارد خاصیتی که این خانم در خانه ما دارد مبارکیهایی که ایجاد کرده این مرد برای ما دارد.@ جالب هم هست سه ماه که از هم جدا میشوند یک ماه که از هم جدا میشوند کارشان به طلاق کشیده میشود بعد تازه میفهمند که چه اشتباهی کردند هم مرد هم زن لذا نوعاً بعد از طلاق پشیمانی وجود دارد دوباره برمیگردند سر خانه زندگیشان ولی خوب به هم صدمه زدند رویشان به هم باز شده ولی میفهمند که داشتند اشتباه میکردند خیلی باید صبر و تحملشان را بالاتر میبردند.@ من یک موقعی یادم هست یک خانمی بود میخواست از شوهرش جدا بشود شوهرش خیلی مرد مزخرفی بود واقعاً خیلی اذیت میکرد من به این خانم هی دلداری دادم گفتم بالاخره کوتاه بیا تحمل کن خوبیها را ببین این دلخوشیهای جدید را پیدا کن در زندگیت با اینها هم میشود این کار را کرد.@ آسیه را برایش مثال زدم که با فرعون بود و فلان فلان این چند سالی تحمل کرد باز مرد همان آدم خودخواه و یک دنده و نادان این خانم دوباره آمد پیش من آمد گفت بابا این خیلی شورش را درآورده گفتم من یک کارتون به تو میدهم این کارتون را نگاه کن.@ کارتون اسمش زشت و زیبا بود نمیدانم دیدید یا ندیدید مستحب است ببینید همان دیو و دلبری بروید ببینید گفتم نگاه کن این خانم به این خوشگلی به این خوبی به این نازی با این دیو ببین چقدر قشنگ کنار میاید دیو را آرامش کرد دیگر دیو آدم شد یک موقعی و معجزه محبت و تحمل این دیو آدم شد.@ وقتی کارتون را دید گفت بابا کار من از اینها گذشته بگذار برایتان بگویم داستان چیست وقتی داستان را گفت دیدم اُه اُه این دیو نیست دیوها پیش این فرشتهاند پدرش آمد داییش آمد عمویش آمد همه آمدند و همه هم گفتند این باید جدا بشود.@ ما هم دیدیم اجماع هست به قول طلبهها اجماع شد همه اجماع داشتند که اینها جدا شوند گفتم حالا بروید جدا بشوید چند سال بعد خانم آمد گفت من پشیمان شدم کاشکی با همان دیو میساختم.@ این که حالا ما نماز بخوانیم عفت بطن و عفت فرج داشته باشیم حضرت میگوید هنری نکردید هنر این هست که وقتی میخواهید حرف بزنید خوب حرف بزنید قول سدید در خرید از مغازهدار مشکل داریم در غذا خریدن در سبزی خریدن در جنس خریدن در تاکسی سوار شدن ما نمیتوانیم حرف بزنیم.@ با پدر زنمان با مادر زنمان با خانممان با بچههایمان هنر نداریم سخن بگوییم ضعیف هستیم مهارتهایمان خیلی ضعیف است قول سدید نداریم استحکام نداریم آنوقت شما نگاه کنید اگر شما میبینید یک مملکت کفری یک موقعی میماند برای اینکه اینها درست است کافر هستند فساد دارند کثافتکاری زیاد دارند ولی یک جاهایی رفتند واقعاً روی کلامشان کار کردند.@ زحمت کشیدند واقعاً روی کلامشان کار کردند من حالا اسم نمیاورم یک کشوری رفته بودیم سربازانش خیلی وحشی بودند یعنی پلیسهایش وحشی بودند یعنی شما از فرودگاه که میخواهی بیایی جیبت را میبرند رشوه میگرفتند تند بودند این پاسپورت را پرت میکردند اصلاً این پاسپورت را اینطوری میانداختند جلویت همین وحشی.@ یک کشور کوچکی کنارشان بود وقتی میرفتی این سربازها اینقدر مؤدب اینقدر بلد بودند چطوری با یک خارجی حرف بزنند با مردم خودشان چطوری صحبت بکنند پلیس بود ولی بلد بود چطوری حرف بزند مردم عاشق این پلیس میشوند.@ سطح فرهنگ این کشور با آن خیلی فرق میکرد بعد گفتند که اینها با اینکه کشور جنگزده است اما در سربازیشان چند ماه قبل از اینکه سرباز را ببرندش سربازی میبرند به سرباز آموزش معاشرت اجتماعی میدهند ما هیچ جا اینطوری نیست.@ شما بگویید یک جایی در این مملکت بزرگان این مملکت فرهنگیان رؤسا آنهایی که کار فرهنگی میکنند ارباب فرهنگ یک فکری کردند یک کسی بالاخره یا دبیرستان یا دانشگاه یا در حوزه یک جایی قرار است سه ماه برود دوره آداب ببیند.@ یک کتاب آداب ما تمرین دادیم واقعاً یک کسی بخواند حالا اگر یک کسی خودش رفت خواند خواند نخواند اصلاً نیست آقا چه کلماتی را بکار ببریم نگو خسته نباشی بگو خدا قوت کلمات منفی بکار نبرد نگو از تو بدم آمد از تو ناراحتم بگو از کارت خوشم نیامد کار خوبی نکردی از خودش را هیچ وقت نگو.@ اینها ریشههای عقیدتی دارد حضرت میفرماید شما حق ندارید از یک شیعه ناراحت بشوید از عملش چرا ولی از خودش نه وقتی به یک شیعه گفتی از تو متنفرم بدم میاید از تو داری حرفی میزنی که مشروع کارت کار خوبی نبود عملت عمل خوبی نبود اما راجع به خودش و ذاتش اینطوری قضاوت نکن چون اگر یک کسی کسی را سرزنش بکند به خاطر یک کاری نمیمیرد مگر اینکه خودش آن کار را تکرار بکند و حتماً مرتکب بشود بیشترش را هم انجام میدهد.@ آنجا این کافر است نشسته یاد میگیرد میگوید آقا وقتی میخواهی بروی با یک کسی صحبت بکنی شما نگاه کنید در همین ادبیات انگلیسی هر جا فعل امر به کار رفته و درخواستی هست آخرش چیست Please لطفاً این خیلی مهم است.@ این چه اشکالی دارد ما بکار ببریم در مورد هر کس که میخواهیم صحبت بکنیم نمیتوانیم تمرین نداریم آقا ممنونم آقا سپاسگزارم آقا دست شما درد نکند آقا زحمت کشیدید خیلی متشکرم از هر کس، آقا وظیفهاش است برای همانها که وظیفهشان هست تو این را بگو من پول دادم وظیفهاش است دیگر آقا.@ حالا تو جای او بودی دوست داشتی طرف با تو چطوری حرف بزند رئیس جمهور یکی از این کشورهای ابرقدرت یک موقعی در خیابان میرفت به یکی از این مأمورهای شهرداری گفت که آقا این که جلوی پای مردم است در پیادهرو بردارید گفت آخر من سرکارگرم وظیفهام نیست کارگر باید بیاید بردارد.@ رفت خودش برداشت برد گذاشت کنار گفت ببین من رئیس جمهورم هیچی هم از من کم نشد که برداشتم کم نمیشود از تو، رفتارهای پیغمبر را نگاه بکنید رفتارهای امیرالمؤمنین را نگاه بکنید ما خیلی خیلی من خودم را دارم میگویم خیلی فاصله داریم از این وضعیت.@ به جای اینکه ما هی وقت بگذاریم سرمایهگذاری بکنیم فقط سر مسائل غامض آن طرف جبروت و ملکوت و هپروت اینها صحبت بکنیم یک مقدار بیاییم راجع به ارتباطات اینطوری هم صحبت بکنیم.@ با زنت میتوانی درست حرف بزنی با شوهرت میتوانی درست حرف بزنی با مادرشوهرت با باجناقت با دوستت با رفیقت با فروشندهای با راننده تاکسی با معلم با شاگرد همینها خیلی مهم است اگر معلمها خوب یاد بگیرند با شاگردها در مدارس چطوری صحبت بکنند بسیاری از مفاسد ریشهاش از بین میرود.@ همین یعنی اگر واقعاً کسی به ما بگوید کار فرهنگی ما باید چکار بکنیم یکی از مهمترین کارهای فرهنگی همین است که فرهنگ عمومی مردم تقویت بشود مردم یاد بگیرند قول سدید داشته باشند مردم یاد بگیرند خوب قضاوت بکنند مردم روش برخورد قرآنی را یاد بگیرند.@ یاد بگیرند اگر میخواهند از یک نفر انتقاد کنند قشنگیها و خوبیها و کمالاتش را هم بگویند اگر میخواهند از یک نفر دلخور بشوند قبل از اینکه بخواهند دلخور بشوند از یک کسی ناراحت بشوند به قشنگیهایش فکر بکنند به خوبیهایش فکر بکنند.@ ادامه آیه میگوید(يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ) این خیلی سنگینی میکند آنهایی که اهل قرآن هستند میفهمند از کجا شروع کرده خدا به کجا دارد میرساند میگوید(اتَّقُوا اللَّهَ) این را دقت کنید اول، چینش را دقت کنید خیلی چینش دقیق است.@ (اتَّقُوا اللَّهَ وَ قُولُوا قَوْلاً سَدِيداً) حالا چه میشود(يُصْلِحْ لَكُمْ أَعْمالَكُمْ) کارهایتان را خدا درست میکند عملتان را خدا درست میکند بعد حضرت میفرماید که(اِعلَم اَنَّهُ لا یَتَقَبَلُ الله مِنکَ شَیئاً حَتّی تَقولَ قَولاً عَدلاً) خیلی عجیب است امام صادق(ع) فرمود که با عفت فرج و عفت بطن فقط مسئله حل نمیشود بدان خداوند از تو هیچ چیز را قبول نمیکند تا اینکه یاد بگیری عادلانه حرف بزنی به عدالت حرف بزنی.@ اگر در خانه مشکلی هست نسبت به بچهها و خانمت داری حرف میزنی اول فکر کن ببین تو چه سهمی در این مشکل داری اگر بین زن و شوهر مشکلی پیش آمده هر کس فکر کند الان بین من و او مشکلی پیش آمده من چقدر تقصیر داریم و قشنگتر هم این هست که انسان قبول کند که خودش هم مقصر است.@ غلط هم من کردم این اشتباه را هم من کردم تقصیر من بوده که اینطوری شده بیدقتی من بوده بیتوجهی من بوده سرم شلوغ بوده گرفتاری داشتم غفلت کردم حالا شده این را بگو از دهانت در بیاید اگر زنت نیامد به تو اقتدا بکند سر نماز، اگر جلوی چشمش بزرگ نشدی ما اگر یاد بگیریم از خودمان انتقاد بکنیم کوچک نمیشویم والله قسم یاد بگیریم قبول کنیم که ما هم اشتباه داریم ما هم خطا داریم.@ معصوم نیستیم که پر از عیب پر از ایراد خدا رحمت کند امام را وقتی داشت نامه مینوشت به سید احمد آقا وقتی ایشان اینطوری بگوید ما دیگر چه بگوییم میگوید پسرم من به آخر عمر رسیدم به سوی برزخ بلکه دوزخ در حرکت هستم.@ آقا وقتی امام دارد اینطوری حرف میزند ما چرا اینقدر خودشیفته هستیم ما چرا فکر میکنیم که الان همه کارهایمان درست است زنداریمان شوهرداریمان پدر بودنمان مادر بودنمان مدیر بودنمان رئیس بودنمان معلم بودنمان اینقدر غلط داریم اینقدر اشتباه داریم اینقدر گرفتاری داریم با عدل حرف بزنیم.@ اگر یک کاری دارد به اسم شما تمام میشود سهم بقیه را در نظر بگیر اگر یک موفقیتی یک نعمتی اگر ایشان نبود اگر ایشان نبود میگفت به جای اینکه بیاییم نقشهای دیگران نمرههایشان را بدهیم سعی میکنیم نمرههایشان را کتمان بکنیم همه را به اسم خودمان تمام میکنیم سهم بقیه را هم در نظر بگیرم.@ خدا را نگاه کنید ادب را از خدا یاد بگیریم خدا همه کار دست خودش است هر وقت هم میخواهد بگوید به ندرت از خودش حرف میزند خدا مگر اینکه لازم باشد بنده احتیاج به توحید داشته باشد هر جا میخواهد یک کاری را بگوید کارهای قشنگ همه را به ندرت حرف میزند آن هم برای اینکه توحید را قوی بکند تربیت بکند.@ (هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) ولی وقتی میگوید(هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) اوست اسم ذات هم میاورد الله نه آنطرف الله، الله بعد از هو است هو وقتی این را میگوید بعدش میبینی ده تا آیه میگذارد روی آن(إِنَّا جَعَلْنَا) (إِنَّا خَلَقْنا) خدا بقیه را هم در نظر میگیرد همه را وسط میاورد میگوید من، فرشتهها.@ آنجایی که إنَّا در قرآن هست چهارده معصوم هستند فرشتهها هم هستند مهمتر از فرشتهها چهارده معصوم هستند دیگر(نَحنُ صَنائِعُ رَبِّنا وَ الخَلقُ بَعدُ صَنائِعُنا) آقا اینها انوار طیبه در نظام خلقت حضور دارند کار میکنند دارند کار میکنند بالاخره این(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ فِيها بِإِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ أَمْرٍ) همه را خدا حساب میکند.@ نمیگوید کار مال من است همهاش، میگوید ملائکه هستند روح هست اینها همه زحمت کشیدند امام معصوم هست خلیفۀ الله هست انبیاء هستند همه را حساب میکند میگوید وقتی هم نماز خواستی بخوانی بگو(رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً) برای پدر مادرت هر وقت خواستی نماز بخوانی بگو خدایا رحم کن به اینها کما اینکه اینها رب من بودند.@ فقط تو رب من که نیستی اینها هم رب من بودند زحمت کشیدند رَبَّیانِی اینها من را تربیت کردند زحمتی برای من کشیدند سهمی داشتند حداقل سهمی که به قول امام سجاد سهمی که وجود تو از اوست تو را زائیده و مُرده تو را به دنیا آورده مُرده ولی تو بالاخره وجودت از اوست آقا اینها را در نظر بگیریم.@ ما همینطوری یکسره چوب برمیداریم میزنیم همه چیز را رد میکنیم میزنیم درب و داغون میکنیم و عدالت هم نداریم آقا نقشها را ببینیم اگر یک کاری میرود شاگردها هم مؤثرند اگر یک کاری هست کارمندها و زیردستها هم مؤثرند آبدارچی هم مؤثر است اگر یک جایی موفقیت هست خیلیها هستند که موفقیت هست.@ همه را من کردم من اینطوری کردم اگر دور و بر شما کسی نباشد عدالت عدالت یک کاری برکت دارد الان مرد نانآوری دارد انصافاً یک کسی میتواند بگوید من میروم زحمت میکشم بیرون نانآوری داریم دارم پول میاورم در خانه، آقا اگر این زن با تو راه نیاید اگر این زن در خانه فداکاری نکند در خانه تو چطوری میتوانی خیر و برکت.@ خدا فرمود(اَلبَرِکَتُ مَعَ النِساءِ وَ الوِلدان) خدا پول را به مرد وقتی میدهد به برکت زن و بچه میدهد اگر اینها نبودند به تو هم برکت نمیداد خیلی از مشکلاتی که در بیرون از تو برطرف میشود به برکت بچهات هست به برکت زنت من کار کردم خانه خریدم ماشین خریدم نه آقا اگر کارت برکت اقتصادی دارد خانمت کنارت دارد جهاد میکند این وسط، برکت، کار، رشد هر چه هست مشارکتی هست انصاف داشته باشیم قول سدید بگوییم قول عدل داشته باشیم حضرت میگوید اگر قول عدل نداشته باشی خدا هیچ چیزی از تو قبول نمیکند.@ آخر ظلم اینطوری، ما فکر میکنیم ظلم یعنی که آدم شمشیر بردارد آدم بکشد شلاق بردارد تو سر آدم بزند نه ظلم یعنی همین عدالت را رعایت نکنیم در حرف زدن در قضاوت در تقسیمها در خیلی چیزهای دیگر، قول سدید این خیلی مهم است.@ قول محکم عدل تمرین هم میخواهد اینطور هم نیست من خودم هم بشوم نه من هم باید تمرین بکنم خیلی بیشتر از شما هم احتیاج دارم به تمرین همه باید تمرین بکنیم که یاد بگیریم عادلانه حرف بزنیم منصفانه قضاوت بکنیم این را باید در نظر بگریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@