جلسه 031 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
شماره جلسه
31
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
8
روز
28
متن کامل (خام) ‌ جلسه 031 - جایگاه عمل در سلوک انسانی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ هدیه به محضر مقدس سیدالشهدا(ع) و همه شهدای کربلا و بازماندگان عاشورا صلوات ختم بفرمایید. بمناسبت ایام ما وظیفهمان هست که به موضوع روز یعنی مسئله عاشورا و کربلا و مهمتر از آن مسئله مهدویت بپردازیم که انشاء الله جلسه آینده این وظیفه را انشاء الله انجام خواهیم داد این جلسه بحث خودمان را به دلائلی ادامه میدهیم که درباره عمل هست.@ در مورد عمل قبول عمل سخن گفتیم که قبول عمل یعنی قبول خود شخص اگر عمل یک کسی قبول بشود میگویند قبولی دیدید در کارنامهها که میدهند میگویند قبول شدی قبولی، قبولی یعنی خودت قبولی، قبولی یعنی چی؟ یعنی اینکه انسان به یک رشد به یک توانایی و یک دارایی برسد.@ اینکه صرفاً انسان سالها عمل انجام بدهد ولی خودش هیچ وقت از دانایی به دارایی نرسد به قدرت به تشبه به حق تعالی به تخلق به اخلاق الهی به شادی و به آرامش نرسد بارها و بارها در این جلسات خروجیها و خصوصیات یک انسان و یک مؤمن را در جهات مختلف توضیح دادیم وقتی میگوییم عملی مقبول هست یعنی شخص باید به آن خصوصیات برسد.@ بنابراین مهم رسیدن هست یعنی مهم این هست که شما به یک قابلیت به یک توانایی به یک دارایی برسید خیلی وقتها این که میگویم خیلی وقتها یعنی اکثر قریب به اتفاق موارد افراد وقتشان را و همتشان را صرف عمل میکنند عمل خیلی خوب هست عمل بدون عمل توضیح دادیم که اصلاً شدنی امکانپذیر نیست بدون تمرین بدون مهارت شدنی امکانپذیر نیست.@ اما این عمل باید دقیقاً واقعاً منجر بشود به شدن صرف خود کار اهمیت ندارد اگر که شدنی در کار نباشد بنابراین باید عمل حتماً با یک ساختاری با یک ترکیبی انجام بشود که کنندگی داشته باشد ما بعد از یک مدت اگر مثلاً فرض بفرمایید نقاشی کار میکنیم خیاطی کار میکنیم تایپ کار میکنیم رانندگی کار میکنیم شنا کار میکنیم صرف و نحو کار میکنیم زبان کار میکنیم هر چی کار میکنیم بعد از یک مدت توانایی در آن پیدا میکنیم میگویند این بعد از چند ماه این شده دیگر این توانایی را دارد.@ هدف از عمل چیست؟ اینکه انسان به هدف خلقتش نائل بشود یعنی روزبهروز با شرائط زیستی بهشت هماهنگ بشود چون گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست همانطور که جنین در رحم مادر روزبهروز به شرائط زیستی دنیا نزدیک میشود انسان هم در رحم دنیا باید روزبهروز به بهشت نزدیکتر بشود یعنی خصوصیات بهشتی پیدا بکند قدرت پیدا بکند.@ معلوم است که مثلاً یک کسی که بیست سال عبادت کرده فرق بکند با یک کسی که ده سال عبادت کرده چطور در یک ورزشی کسی که بیست سال ورزش کرده با یک کسی که ده سال ورزش کرده تفاوت دارند در هنرها رشتههای هنری رشتههای مهندسی رشتههای پزشکی کسی که ده سال تجربه بیشتر دارد توانایی بیشتری دارد.@ در حرکتهای انسانی یعنی مربوط به بخش فوق عقلانی هم داستان همینطور هست فقط مسئله حس و خیال و وهم و عقل نیست که هر چه شما کار نیکو کردن از پر کردن باشد در بحثهای فوق عقلانی هم همینطور است یعنی شما در حرکتهای فوق عقلانی کار نیکو کردن از پر کردن است باید به این شکل باشد.@ یعنی شما هر چقدر که از سنتان میگذرد از ارتباطاتتان میگذرد باید به داراییها و تواناییهایتان اضافه شده باشد به شادیتان به آرامشتان به اینکه قدرت پیدا کرده باشید دنیا نتواند شما را به گریه بیندازد اگر مثلاً پارسال ماهی یکبار عصبانی میشدید امسال مثلاً فرض بفرمایید دو ماه یکبار سه ماه یکبار عصبانی بشوید.@ اگر زودرنجی داشتید دیگر الان نداشته باشید چون قاعده است پیامبر فرمود(مَن بَکی عَلَی الدُنیا دَخََلَ النّار) کسی که دنیا میتواند به گریه بیندازدش در هر شأنی وقتی میگوییم دنیا منظور چیست؟ این چهار شأن وقتی بتوانیم در یکی از این چهار شأن شخص به گریه بیفتد به ذلت به خواری به کوچکی به غصه بیفتد این نشان میدهد که شخص توانایی ندارد یعنی بلد نیست از فوق عقلش که قدرت مطلق هست انرژی شادی و آرامش بگیرد.@ ما نباید هی لاف بزنیم فقط عزاداری برای سیدالشهدا یا برای شهدای کربلا مشکی پوشیدن نیست پرچم زدن و نوحهخوانی نیست اینها بهانه است برای اینکه ما بیاییم تخلق پیدا بکنیم به اخلاق شهدای کربلا، شما میگویید زینب کبری یک شاهزادهای بوده که در اوج عزت زندگی میکرده دختر پادشاه مملکت اسلامی بوده در اوج عزت.@ خیلی تکبیر کشندهای است در زیارت ناهیه مقدسه از امام زمان(ع) در مورد اینها اینها از اوج عزت حرکت کردند از مدینه از محل استقرار حکومت پادشاهی پدرشان بلند شدند آمدند حالا رسیده به کربلا حالا تو راه چه گذشته و بعد در کربلا چه گذشته و بعد از کربلا همه راحت شدند غیر از زینب کبری(س) و ماجرای زینب تازه از کربلا شروع میشود داستان و آن همه مصائب.@ بعد بگوید(و ما رأیت الا جمیلا) خب ما بگوییم این زینب کبری اینطوری هست عکسش را پرچمش را اسمش را اینطرف و آنطرف شعارش را میدهیم ولی خیلی شرمآور است که دنیا بتواند ما را گریه بیندازد دنیا بتواند ما را غصهدار بکند تحقیر بکند بتواند کوچکمان بکند بتواند بالا و پایین بکند.@ ما هم بچههای این خانم هستیم روح این خانم در ما دمیده شده باید یاد بگیریم چطور سیدالشهدا(کُلَّما اِشتَدَ عَلَیه الاَمرِ اِحمَرَ لَونُه) هر چه کار شدیدتر میشد به نشاط بیشتری میرسید ما باید به هر حال با این عزاداریها به یک قدرت به یک تشبه با این عبادتها با نماز با زیارت با قرآن با درس با تفسیر با نهجالبلاغه با عرفان با فلسفه با همه اینها رشد بکنیم به یک قدرت برسیم.@ وقتی قرار باشد خودش سرگرمی برای ما بشود یعنی درس برای درس تدریس برای تدریس عالم شدن برای عالم شدن نه برای شدن اگر قرار باشد اینطوری باشد که دیگر اصلاً لطفی ندارد ما را دور میکند.@ پیامبر فرمود کسی که نمازش(مَن لَم تَنهَی الصَلاتَهُ عَنِ الفَحشا وَ المُنکَر لَم یَزدَد مِنَ الله اِلا بُعدا) کسی که نمازش او را نمیتواند از فحشا نگه دارد از کار زشت نگه بدارد نمازش قدرت ندارد که نگذارد این گناه بکند هر چه نماز بخواند دورتر میشود پوستکلفتتر میشود دورتر میشود.@ پس وقتی میگویم نماز معراج است ما نمازهایمان کار نمیکند اصلاً یعنی ما فقط ادای نماز خواندن را در میاوریم همین نمازهای پلاستیکی شکلک در میاوریم یک چیز فانتزی و سوری هست نمازخواندمان و روزه گرفتنمان هم همینطور کارهای عبادیمان هم همینطور مسلمانیمان هم همینطور.@ لذا در قرآن وقتی که میاید ایمان را، گفتیم که انسان به شش گروه تقسیم شدند یادتان نرفته که شش گروهها سنگ و کمتر از سنگ حیوان و کمتر از حیوان دسته پنجم شیطان(شیاطین الانس) این پنج دسته انسانها یک دسته را گفتیم استثنائاً قرآن به عنوان انسان قبول دارد یعنی با باطن انسانی میپذیرد خدا اینها را که اینها واقعاً شکل باطنشان هم شکل آدم است وقتی محشور بشوند بمیرند به صورت حیوان نمیمیرند.@ آن استثناء چه بود؟ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) چون میگوید همه خسران میدهند خیلی کشنده است این آیه برای همین هم این همه این سوره عظمت دارد یعنی شفاف یک نورافکن قدرتمند میاندازد روی تو و روی همه کسانی که اطراف تو هستند که همه همدیگر را بتوانید ببینید یک قیامتی است این سوره عصر.@ یعنی احتیاج نیست شما بایستی قیامت بشود همین جا دارد تکلیفت را روشن میکند به تو میگوید باطنت چه شکلی هست(وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) میبردت تا قیامت به تو نشان میدهد همه آدمها دارند بدبختی میکشند همه دارند اصل سرمایه را از دست میدهند همه دچار حماقت هستند همه دچار جهالت هستند همه دچار رد شدن هستند رد میشوند.@ (إِلاَّ الَّذِينَ آمَنُوا) استثناء هم هست مؤمنی که(وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ) عملش هم صالح باشد این بحث این جلسات ماست عمل صالح یعنی عملی که صلاحیت دارد عملی که صالح هست صلاحیت دارد برای کنندگی برای اینکه ما بشویم.@ پس هر عملی کنندگی ندارد هر عملی شدن در آن نیست کدام عمل در آن شدن هست؟ عملی که تو تشبه به حق تعالی پیدا میکنی روزبهروز به حجم شادیت به آرامشت مثل حضرت زینب مثل سیدالشهدا اضافه میشود به کنده شدنت از دنیا دلبستگیهایت را از کمالات حسی خیالی وهمی و عقلی کم میکند به فوق عقل اضافه میکند.@ دائماً روزبهروز عشقت بیشتر میشود دلبستگیت بیشتر میشود انست بیشتر میشود لذتت بیشتر میشود بهجتت بیشتر میشود این نشان میدهد که شخص دارد درست تربیت میشود مثل جنینی که در رحم مادر هست روزبهروز از آن لحظهای که شما جنین را در حالتهای اولیه نگاه کنید هیچ شباهتی به انسان ندارد این وقتی میگذرد یواش یواش دارد شکل پیدا میکند تا شبیه انسان بشود برای دنیا آماده میشود.@ ما در رحم دنیا باید اینطوری باشد که روزبهروز که داریم جلوتر میرویم شبیهتر بشویم به انسان به باطن انسان به باطن اهل بیت به باطن خانواده آسمانیمان و برای ملحق شدن به آنها، این اصل است بنابراین وقتی که این اصل هست یک نفر باید حتماً بالاخره خود آدم میفهمد چکاره است.@ مثلاً شما وقتی که نقاشی میکشی خودت میفهمی که نقاشی بلدی یا بلد نیستی میخواهی خط بنویسی نمیایی سر خودت را کلاه بگذاری بگویی که مثلاً خطم زیباست این را آدم خودش میفهمد رانندگی میخواهی بکنی تایپ میخواهی بکنی شما الان بگو مثلاً من زبان بلدم میگوید حالا بیا با این خارجی صحبت کن ببینم نمیتوانی ریپ میزنی بلد نیستی دیگر.@ با ادعا نمیشود که کسی بگوید من بلدم حالا مگوید برو با این حرف بزن ببینم میتوانی حرف بزنی من رانندگی بلدم برو بنشین پشت ماشین ببینم میتوانی این کار را بکنی یا نه من کامپیوتر بلدم میتوانی یا نه.@ دیگر این قشنگ هویدا است در عمل صالح اگر عمل صالح باشد حتماً روزبهروز به تواناییهای ما اضافه میکند ما را مقبول میکند ما قبول میشویم و نمره میگیریم و میرویم جلو بنابراین آنچه که خیلی در مقام عمل مهم است این نیست که شما حالا یک کتاب بردارید دستورالعمل انجام بدهید.@ فلان عارف فلان استاد فلان کس مثلاً کتابهایی هست که همهاش در آن دستورالعملهای عرفانی، اینها الان به درد تو نمیخورد تو باید بفهمی این بحث قبلی خیلی مهم است که اول از این افضل اعمال تو چیست با بقیه فرق دارد تو میتوانی همسرت افضل اعمال شوهرداری باشد اما تو افضل اعمالت جهاد فی سبیل الله باشد او با یک شوهرداری به بهشت میرود اوج پیدا میکند.@ ولی تو فقط با یک زنداری اوج پیدا نمیکنی بلکه زنداری یک بخشی از عمل صالح تو است و تو باید جهاد فی سبیل الله داشته باشی حضورهای اجتماعی داشته باشی چنین و چنان بکنی تا همه اینها جمع بشود و یک عمل بشود و یک کنندگی برای تو داشته باشد.@ لذا این قیدها الاّهایی که در قرآن هست خیلی مهم است حالا وقتی که شما باز برمیگردیم این سوره را تکرار میکنیم یکسره این آیات را به خاطر این هست که اینها باید باور قلب ما بشود وقتی قرآن میفرماید شما یا انسانید یا فاسقید این تقسیمش خیلی جالب است یا انسان یا فاسق انسان را چه چیزی معرفی میکند؟ میگوید(أَحَبَّ إِلَيْكُمْ) فاسق را چه میگوید؟.@ میگوید آن هشت تا معشوق پدرها پسرها خواهرها برادرها همسر عشیره مال تجارت مسکن اگر اینها در لیست آرزوهای شما قبل از الله یکیشان حتی فرقی نمیکند هشت تا هم نه یکی از اینها قبل از الله قبل از خانواده آسمانیت یا قبل از جهاد باشد فاسقید یعنی خیلی قشنگ شفاف دارد به تو میگوید.@ حالا خیلی هم نمیخواهد برود بیست سال کلاس ببیند که حالا ببیند الان در چه وضعیتی هست رشد کرده رشد نکرده اینقدر قرآن شفاف قرآن ما را فقیه میکند با یک آیه ما فقیه میشویم واقعاً با یک آیه ما همه زندگی و معنای زندگی و انسانیت و سیر و سلوک و روش را یاد میگیریم همه چیز ما با همین یک آیه تمام میشود.@ آمد خدمت رسول خدا گفت میخواهم قرآن بخوانم قرآن بفهمم گفت فلانی ببر به این از روستا از بیابان آمده بود بردش یک سوره به او یاد داد این آمد و گفت یا رسول الله من همه چیز را فهمیدم خداحافظ رسول خدا گفت چه چیزی به او یاد دادی گفت من سوره زلزال را به او یاد دادم.@ حضرت فرمود(رَجَعَ فَقیها) فقیه رفت از اینجا همین یک آیه(قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشِيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ) خیلی شفاف (وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ فِي سَبِيلِهِ).@ یک کسی روح جهاد ندارد روح مبارزه ندارد روح خدمت به امام زمان ندارد اصلاً حسینی نیست شمشیر ندارد اردوگاه ندارد با یزیدیها نظامش مشخص نیست خط و مرز زندگی سبک زندگیش مشخص نیست سبک زندگیش با خط و مرز بقیه آدمها چطوری هست.@ یک آدمی که تلاشی برای برطرف کردن موانع ظهور امام زمان ندارد حالا هفته بعد راجع به این انشاء الله صحبت خواهیم کرد بحث هفته بعدمان خیلی مهم است. وقتی یک کسی ملاک معیار آرمان در زندگیش ندارد این قطعاً فاسق است دیگر این باطن انسانی ندارد حالا هی برو مکه برو کربلا برو حرم نماز بخوان گریه بکن فایدهای دیگر ندارد.@ وقتی تو دلباخته فرهنگ دشمن هستی وقتی دشمن روی تو تسلط دارد وقتی تو سبک زندگی خودت را متنفری از آن سبک زندگی مسلمانها و مؤمنین را دوست نداری سبک زندگی آنها را دوست داری حالا هی حرف بزن هی لاف عرفان بزن لاف ائمه بزن لاف امام حسین بزن اینها فایده ندارد اینها شوخی است.@ قرآن خیلی شفاف دقیق همه چیز را برای ما مشخص میکند یک آیه کافی است برای اینکه آدم بتواند در تمام تصمیماتش درست تصمیم بگیرد چراغ داده دستت مقیاس داده دستت میزان میدهد اطلاعات فقط نیست میزان به تو میدهد اینطوری نیست که هی بروی سر خودت گرم بکنی درس بخوانی فلسفه بخوانی تفسیر بخوان فقه بخوان اصول بخوان کلام بخوان شلوغ کنی خودت را میگوید هر کاری میخواهی بکنی بکن.@ اما یک شاخص دستت میدهم میزان این که تو رشدت درست است یا درست نیست زن خانهداری میتوانی ولی خدا بشوی شما فکر میکنید حضرت آسیه(س) چکاره بوده یک عارف برجسته یک عالمهای بوده که در حوزه علمیه درس خوانده نه زن فرعون بوده یعنی زن بدترین خلق خدا بوده در خانه بدترین خلق خدا زندگی کرده با یک شوهری که بدترین خلق خدا بوده ساخته.@ ولی شما نگاه کنید(رَبِّ ابْنِ لِي عِنْدَكَ بَيْتاً فِي الْجَنَّةِ) خدایا یک خانه پیش خودت میخواهم در بهشت، پیش خود خدا خیلی حرف است شاخص خیلی مهم است ما اگر این شاخصها را از دست بدهیم با رشدهای ارضی توهم پیدا میکنیم.@ یعنی فردا مثلاً میگویم بله میارزد زندگی من زندگی خوب و موفقی است من آدم موفقی هستم حالا موفق تو چیست الان چه چیزی داری دارایی تو چیست؟ میگوید من الان ازدواج کردم بچه دارم خانه دارم ویلا دارم پزشکم مهندسم عالم هستم کتاب نوشتم رییس جمهورم اینها شاخصهای موفقیت نیست.@ چند تا کارخانه دارم چی دارم شاخصهای موفقیت الله خانواده آسمانیت جهاد در راه خدا در زمان امام حسین هر کس در لشکر امام حسین بود موفق است هر کس بیرون بود بدبخت است دیگر، سؤال اساسی این هست الان حسینی وجود دارد؟ بله تنهاست و مظلوم است؟ بله الان ما را به کمک خودش فراخوانده یا نه؟ بله.@ پس من کجا هستم؟ من دارم چکار میکنم؟ این خیلی مهم است شما بگو به من چه، به من ربطی ندارد من آمدم درس بخوانم این حرفها را برای چی به من میگویی من آمدم درس بخوانم طلبه بشوم آمدم مهندس بشوم من میخواهم دکتر بشوم من میخواهم به یک رتبهای برسم ریاستی برسم یک جا مدیرکلی بشوم رییس جمهوری بشوم یک جا نماینده مجلسی بشوم یک جا سرداری بشوم حالا برو بشو.@ عمل مقبول باید این شاخص را دقت بکنید رشدها پفکی رشدهای ارضی سر ما را کلاه نگذارد این خیلی مهم است. خیلی وقتها هم ما با اینکه همه این چیزها را میدانیم ترجیح میدهیم دنبال رشدهای ارضی برویم باور کردیم آدمهای زمین را زندگی روی زمین را قبول کردیم و باورش کردیم و این احساس پیشرفت کاذب برای ما بس است.@ یعنی خودم را با بقیه میسنجم بقیه کجا هستند من از آنها یک سر و گردن جلوتر هستم تمام میشود این فلج نفس میشود نفس دیگر واقعاً فلج میشود(أَ رَضِيتُمْ بِالْحَياةِ الدُّنْيا) کافی است(اثَّاقَلْتُمْ إِلَى الْأَرْضِ) کافی است همین سنگینی روی زمین رضایت به همین وضعیت زندگی و سبک زندگی کافی است.@ حالا عذاب وجدانمان را چکار بکنیم میگوید خب چهار رکعت نماز بخوان هفده رکعت گهگاهی زیارتی برو یک زمانی مشهدی برو یک کربلایی برو پول داشتی یک عمرهای برو هم تفریح است هم سیاحت است این زیارت هم هست مُسَکن هم هست برای تو خود شیطان هم کمک میکند به ما میگوید برو زود نماز بخوان.@ چون شیطان نمیگذارد شما بفهمید برای همین یک جاهایی کمک میکند یک ذره عبادت بکنی یک ذره نماز بخوانی یک ذره گریه بکنی یک ذره معنویت جذب بکنی برای اینکه بعداً بتوانی غفلتهای بیشتری داشته باشی نمیگذارد بفهمی همیشه یک مسکنی به تو تزریق میکند که اصلاً نفهمی ولی ماجرا این هست که اصلاً شباهتی وجود ندارد اصلاً سنخیتی وجود ندارد دارایی حقیقتاً وجود ندارد.@ یک روایت بخوانیم از وجود مقدس امام کاظم(ع) (قَلیلُ العَمَلِ مِنَ العاقِل مَقبُولٌ مُضاعَف وَ کَثیرُ العَمَلِ مِنَ اَهلِ الهَوا وَ الجَهل مَردود) میگوید یکی هم عملی که عاقل انجام میدهد عاقل غیر از دانشمند است غیر از عالم است عاقل تعریفش را در روانشناسی عاقل و جاهل گفتیم بحث مفصلی داریم به نام روانشناسی عاقل و روانشناسی جاهل بررسی این دو تا شخصیت اصلاً به چه کسی عاقل میگویند و به چه کسی جاهل میگویند.@ جاهل با عالم جور در میاید(رُبَّ عالِمٍ قَد قَتَلَهُ جَهلُه) چه بسیار عالمی که نادانیش او را نابود کرده یک کسی میتواند اوج جهالت داشته باشد و فیلسوف هم باشد یا عالم هم باشد این عیبی ندارد این با هم جمع میشود عاقل با جاهل جمع نمیشود و آن که خیلی مهم است عقل است غیر از هوش است که شما با آن عالم میشوید با عقل شما عاقل میشوید یعنی تشخیص بایدها از نبایدها.@ شما در هوش چیستیها را تشخیص میدهید ولی در عقل بایدها و نبایدها را تشخیص میدهید. عِقال است ترمز است میکشد و نمیگذارد تو هر جایی بروی هر کاری بکنی هر تصمیمی بگیری هر چیزی را بخوری با هر کس رفیق بشوی هر لباسی بپوشی با هر کس ازدواج بکنی عقال است مسیرت را کاملاً مشخص میکند فقط به سمت بینهایت، جای محدود اجازه نمیدهد بروی.@ عقل یعنی آن که نمیگذرد تو محدود بشوی عقل یعنی آنچه که ما را از محدود شدنها کوچک شدنها کوتوله ماندنها مریض شدنها نجات میدهد این عقل میشود حالا نگاه کنید خصوصیت عاقل را(مَن عَمَرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُوَ العاقِل) هر کس که خانه جاودانگی خودش را آباد میکند(فَهُوَ العاقِل) یک من اولش آورده اینجا هم که اینجا، فقط این عاقل است یعنی جز این کسی دیگری عاقل نیست کسی دیگر این شعور را ندارد.@ مثل جنین در جنینها کدامشان فقط سالم هستند؟ از شش تا تولد کدامشان؟ همین تولدی که به سلامت یا سلامت قوی میرسد بقیه نه معلول نه ناقص نه بیمار و نه ضعیف به درد نمیخورد میگوید سالم و سالم قوی بقیهاش دردسر دارد معطلی دارد گرفتاری دارد دلشوره دارد.@ اگر تو در رحم دنیا هستی فقط سلامت و سالمت بدرد میخورد دیگر فایده ندارد هر طور میخواهی زندگی بکن وقتی سالم قرار است آدم متولد نشود به چه درد میخورد لذا حضرت میگوید اگر میخواهی ببینی یک آدم باشعور به معنای حقیقی یا آدم عاقل کیست عاقل فقط آن کسی هست که ابدیت را میسازد جاودانگی را میسازد.@ دنبال آباد کردن لحظهای است که به زودی از اینجا میخواهد برود و دارد خودش را آماده میکند برای آن لحظهای که قرار است برود و نمیدانم کی میخواهد برود همه خطر کار این است که من نمیدانم چند ساعت دیگر قرار است وارد برزخ بشوم و این چند ساعت و چند روزی که وقت دارم باید آبادش بکنم چون سرای باقی است سرای جاودانگی من هست.@ تازه زندگی من از آنجا میخواهد شروع بشود این که زندگی نیست این یک رحم است دنیا یک تمرین است یک باشگاه است قرار نیست من اینجا زندگی بکنم(دارُ مَمَرٍ) محل عبور رد میشوی از دنیا، میرسی به دار مقر استقرارت لذا آنجاست تازه آنجا زندگی اصلی ما شروع میشود.@ حالا به چه کسی عاقل میگویند؟ کسی که ابدیتش را بسازد غفلت از ابدیت نداشته باشد غفلت از قبر نداشته باشد غفلت از برزخ نداشته باشد این را عاقل میگویند باشعور است میفهمد که باید چکار بکند.@ یک کسی که اینقدر شروع میکند بازی کردنهای عقلی مطالعات و علم و بازی کردنهای وهمی ریاست و عشقهای زمینی و گرفتاریهای زمینی و بازیهای خیالی و تجملات یا بازیهای جمادی پول جمع کردن و دنبال این چیزها بودن این غفلت میکند از لحظه تولدش یک دفعه لحظه تولد میرسد میبنی هیچ چیزی ندارد آن را هم که داشت از دست میدهد.@ (مَن عَمَرَ دارَ اِقامَتِهِ فَهُوَ العاقِل) عاقل فقط همین است حضرت میگوید کسی که دنبال ساخت آخرتش هست کمی عمل بکند خدا به او برکت میدهد(قَلیلُ العَمَل مِنَ العاقِلِ مَقبولٌ مُضاعَف) هم قبول میکند هم خدا به او برکت میدهد.@ (وَ کَثیرُ العَمَل مِن اَهلِ الهَوا وَ الجَهل مَردودٌ) یک کسی که بازیگوش است در عملش پر از انگیزههای حیوانی طبیعی است بازیگوش است یا اصلاً آدم جاهلی است اصلاً نمیداند داستان خلقت چیست فقط همین شروع کرده عبادت کردن نمیداند اصلاً چطوری باید تبدیل بشود استاد ندارد مربی ندارد سبک ندارد دستور العمل ندارد همین خودرو دارد مسلمانی میکند.@ امام سجاد(ع) که ایام شهادتش هم هست فرمود(هَلَکَ مَن لَیسَ لَهُ حَکیمٌ یُرشِدُه) کسی که یک حکیمی که رشدش بدهد در زندگیش نباشد هلاک میشود یک کسی معلم رانندگی نداشته باشد استاد نداشته باشد در رشتههای مختلف شخص شکست میخورد.@ در بخش انسانی هم انسان احتیاج به استاد دارد احتیاج به مربی دارد(هَلَکَ) هلاک شد ماضیش هم هست تمام است کسی که یک حکیمی در زندگیش نباشد که رشدش بدهد تعلیم یک بحث است رشد یک بحث دیگر است رشد یعنی واقعاً میگوییم این گیاه رشد کرد این بچه دارد رشد میکند یعنی دارد بزرگتر میشود روزبهروز قویتر تواناتر و بزرگتر میشود.@ این الان چهل سالش است عصبانیتر میشود هر روز زودرنجتر است پرخاشگرتر است غمگینتر است بیهویتتر است دنیا برایش تنگتر است اصلاً نمیتواند از آن لذت ببرد دنیای به این قشنگی دنیای به این خوبی نمیتواند از آن لذت ببرد از ظهورات الهی نمیتواند لذت ببرد از مظاهر الهی نمیتواند لذت ببرد شاد نیست آرامش ندارد چه رشدی پس رشد نکرد قویتر نشده کوچکتر شده.@ دارد روزبهروز کوچک میشود(هَلَکَ) یعنی سبک دارد استاد دارد مربی دارد بالاخره یک کسی بالای سرش هست به او میگوید که چکار بکن چکار نکن که این روزبهروز قویتر بشود شادتر بشود آرامتر بشود در همه جنبههای زندگی انتخاب همسر شغل زندگی زناشویی تربیت فرزند درس خواندن عبادت بالاخره بالای سرش هست ملاکها معیارها آموزشها و میزانها را دارد تا رشد بکند.@ کسی که اهل هوا و جهل است میگوید این(کثیر العمل) هم که انجام میدهد مردود است چون فایده ندارد منجر نمیشود یعنی خیلی حجم عبادتش زیاد است ولی فایده ندارد چون کنندگی ندارد.@ آدم عاقل میداند که شب قدر باید چکار بکند یک کسی میگوید حالا این مفاتیح را بگذاریم زیر بغل برویم این جوشن کبیر را تمامش بکنیم این را بخوانیم آن را بخوانیم صد رکعت نماز کنتراتی بخوانیم این دعاهای عربی را بخوانیم که هیچ چیزش را هم نمیفهمد زحمت زیاد میکشد.@ ولی شدنی در کار نیست واقعاً، بخصوص طلبهها و علما اینجا مسؤولیت دارند طلبه و عالم یک کسی نیست که عوامزده باشد ببیند مردم چه چیزی خوششان میاید برود یک مجلسی برایشان برقرار بکند که همه حال بکنند همه گریه بکنند آقا قرار نیست که این بشود مردم چه چیزی خوششان میاید که به درد نمیخورد مردم چه چیزی به صلاحشان هست.@ مردم چه چیزی لازم دارند باید مجلس آنطوری باشد امام جماعت باید این فهم را داشته باشد مداح باید این فهم را داشته باشد رییس هیئت باید این فهم را داشته باشد عالم باید این فهم را داشته باشد سخنران باید این فهم را داشته باشد که بالاخره مردم چه چیزی نیاز دارند نه چه چیزی خوششان میاید.@ میگوید مردم الان عشقشان این هست که یک مجلس اینطوری برایشان برقرار بکنیم بالاخره باید ته این مجلس شخص به یک توانایی به یک قدرت به یک نشاط به یک شادی و به یک آرامش به دارایی برسد فوقالعاده است این فرمایش امام کاظم(ع) که آقا بیخود خودت را تلف نکن وقتت را نگذار.@ تا وقتی که دچار تردید هستی دچار شک هستی(مِن اَهلِ الجَهل) تا وقتی که سؤالهایت را نرفتی جوابهایش را بدست بیاوری هر چه عمل بکنی فایده ندارد اول شکهایت را برطرف بکن اول تردیدهایت را برطرف بکن که بتوانی یک چیزی گیرت بیاید یا اینکه ده سال عمل انجام میدهی بعد دوباره میایی نسبت به خیلی چیزها شک میکنی این فایدهاش چی شد مؤمن لحظهای شک نمیکند روزبهروز به یقینش اضافه میشود.@

بعد هم وقتی انسان شهوتهای دنیایی را دارد این دچار کمالات وهمی حسی خیالی هست شهوتهای علمی دارد نمیگذارد رشد بکند انسان، انسان باید بداند که آنها را باید دوست داشته باشد عیبی ندارد دوست داشته باشد شهوتش هم بد نیست اما نباید این شهوت غلبهای بر شهوتی که انسان نسبت به خدا دارد بشود.@ در دعا داریم خدایا شهوت من را در خودت قرار بده شهوت اینها یعنی دوست داشتن اینها عیبی ندارد ولی آدم شهوت به خدا داشته باشد شهوت به خانواده آسمانیش داشته باشد شهوت به جهاد داشته باشد این شهوت این میل خیلی خوب هست اشتهای به این چیزها داشته باشد ما غالب وقتها اشتهایمان را از دست میدهیم.@ پس این را دقت بکنیم ما آنهایی که میخواهند معلم بشوند پدر بشوند شوهر بشوند مادر بشوند باید اول نسبت به خودشان این مسائل را از بین ببرند یعنی این جهل و هوسبازی را در خودشان کم بکنند تا بتوانند بچههای خوبی تربیت بکنند.@ معلم کسی میخواهد باشد روحانی میخواهد باشد طلبه میخواهد باشد سخنران میخواهد باشد مادر خوب مادر ربوبیت دارد مادر ربّ است پدر ربّ است(رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي صَغِيراً) پدر ربّ است مادر ربّ است آیه قرآن است اینها ربوبیت دارد بالاخره مربابیش باید مربای خوبی باشد کسی که میخواهد تربیت بکند تربیت خوب باید بکند هم خودش هم کسی که هست بتواند این کار را انجام بدهد.@ پس ما اول باید چه چیزی ایجاد بکنیم اول باید جهل را برطرف بکنیم هوا را برطرف بکنیم تا به عقل برسیم وقتی کسی عاقل شد ترمزدار شد به تشخیص رسید به فهم باید و نباید رسید باور کرد باید و نباید را این کمی عمل انجام بدهد رشد میکند میگیرد میرود بالا، با کمی عمل کارش درست میشود.@ ولی وقتی که آفت جهل و آفت هوای نفس و دلدادگیهای مراحل پایینی هست وابستگیهای مراحل پایینی هست خودفروختگیها سرسپردگیهای پایینی هست و غلبه بر آن سه تا دارد شما هر چقدر هم زحمت بکشید(مَردودٌ) رد هستید بدرد نمیخورد چون رشدی ایجاد نمیکند.@ شما میگوید آقا این ماشین الان میخواهد حرکت بکند ماشینی که میخواهد حرکت بکند شرائطش چیست؟ گفت چرا با دشمن نجنگیدید گفت به هزار و یک دلیل گفت اولیش چه بود گفت اولیش این هست که ما اصلاً تجهیزات نداشتیم گلوله نداشتیم گفت دیگر بقیهاش را نمیخواهد بگویی.@ وقتی آدم خرج ندارد با چه چیزی بجنگد گلوله ندارم اسلحه ندارم با چه چیزی بجنگم شما میگویید ماشین باید حرکت کند من را برساند خب یک سلسله اصول میخواهد صندلی نداشته باشد آدم میتواند در آن یک تخته چوب بگذارد بنشیند پشت فرمان اتومبیل بدون صندلی راه میافتد.@ بدون کاپوت عقب راه میافتد بدون کاپوت جلو راه میافتد بدون خیلی از تجهیزاتی که هست راه میافتد بوق نداشته باشد بالاخره راه میافتد میرود ولی بالاخره اگر قرار است راه بیفتد یک چیزهایی میخواهد باید یک اصولی داشته باشد وقتی میگوید مردود است دیگر بدرد نمیخورد.@ شما باید زمانی این اتومبیل حرکت میکند و شما حرکت میکنید به سمت الله که آن کسی که جلو نشسته و شما را دارد حرکت میدهد میخواهد ببرد الله چهارده معصوم و جهاد در جلوی همه باشند در صف.@ در جبهه که ما میرفتیم برای عملیات چطوری میشود که یک عملیات موفق بشود؟ اطلاعت عملیات میرفت مسیر را شناسایی میکرد تخریبچی باید میامد جلو با اطلاعات عملیات این دو تا هماهنگ میشدند اطلاعات عملیات میگفت ما را باید از اینجا ببری تخریبچی جلوتر میرفت بببیند که مین نباشد مین را خنثی میکرد.@ اطلاعات عملیاتی هم که چراغ بود به او میگفت از اینجا برویم از این مسیر برویم میرساندند به خط دشمن تا بتوانند حمله بکنند این کنار هم باید بیاید یک کسی که الله محرکش نیست دیگر فایده ندارد به سمت الله حرکت نمیکند قیمت هر کس محرک اوست این را فراموش نکنید.@ چه چیزی به تو انگیزه میدهد برای زندگی، تو الان از این زنداری چه میخواهی از این شوهرداری چه میخواهی چرا آدم پشیمان میشود از زنش پشیمان میشود از شوهرش در حالی که اگر انگیزهاش از اول درست باشد کسی به راحتی به پشیمانی ازدواج نمیرسد کسی به راحتی به نارضایتی از زندگی دنیایش نمیرسد.@ انگیزهات از این شوهرداری چیست؟ انگیزهات از این زنداری چیست؟ الان برای چی میخواهی درس بخوانی برای چی میخواهی طلبه بشوی برای چی میخواهی دکتر بشوی برای چی میخواهی مهندس بشوی برای چی میخواهی کار بکنی اصلاً برای چی زنده هستی؟@ برای چی زندگی میکنی نفس کشیدنت برای چی است شب خوابیدن صبح از خواب بیدار شدنت کار کردنت حرف زدنت مهمانی رفتنت تدریست تدرست تعلیم و تعلمت برای چیست قرار است چه اتفاقی بیافتد این را میدانی میخواهی چکار بکنی تصمیم گرفتی که چه بشوی این خیلی مهم است.@ دقت بکنید علی(ع) (اِنَّکَ لَم یُتَقَبَل مِن عَمَلِکَ اِلاّ ما اَخلَصتَ فیه) اخلاص(اِنَّما یَتَقَبَلُ الله مِنَ المُتَقین)اگر مخلص هستی میگوید تو هیچ چیزی از عملت قبول نمیشود مگر آن که خالص باشد، خالص باشد یعنی چی؟ یعنی آقا من قرار است شبیه الله بشوم انگیزهام تشبه به حق تعالی است این مشخص شده که شبیه خدا شده خدا را شکر.@ این را مشخص کردیم قرار است من تشبه به حق تعالی پیدا بکنم حالا اگر اینطوری است تصمیمگیریهای زندگیت اصلاً دیگر لنگی نمیزنی تردید دیگر نداری میگوید آقا بیا نماز جماعت امام جماعت بشو میگوید نه من دلم لرزش دارد اگر بیایم آنجا هوای نفس غلبه میکند این میداند که الان نباید بایستد امام جماعت برایش ضرر دارد.@ میگوید آقا بیا امام جمعه بشو میگوید نه برای من صلاح نیست بیا فلان درس فلان استاد درس خیلی مهمی دارد میگوید این الان به صلاح من نیست من بیایم نفسم را خراب میکند اینجا هی فردا باید بروم پوز این درس را بدهم به بقیه که من این درس را دارم میخوانم.@ دیدید بعضیها که طلبه میشوند اول میروند کتابهای سال دهم را میخرند میگذارند در خانه، از همین کلاس اول شروع کن آقا ظرفیت پزشکی نداری نشو ظرفیت مهندسی نداری نشو وقتی خرابت میکند به روحیهات گند میزند هیچ فایدهای ندارد.@ پس این خیلی مهم است که من قرار است چه چیزی بشوم اخلاص یعنی همین اخلاص یعنی اینکه من قرار است تشبه به حق تعالی پیدا بکنم.@ خدا رحمت کند به امام گفتند که فلان کس همه علما دارند به خانهشان میروند شما نمیروید گفت نه من اخلاصم نیامد که بروم یعنی اگر بروم برای خدا نرفتم این خیلی مهم است ما هم برویم خودمان را نشان بدهیم نه اخلاصم نیامد خیلی این حساس است ما کمیت آن موقع که میگویم اول خودم را دارم میگویم کمیتمان در این میلنگد یعنی ما تصمیم نگرفتیم که قرار است چه بشویم.@ وقتی تصمیمان را گرفتیم که میخواهیم چه بشویم آنوقت متوجه میشدیم که این شغل به درد من میخورد یا نه دیگر نمیخواهم فکر بکنم که من سال خمسی داشته باشم یا نداشته باشم خمس بدهم یا ندهم زکات بدهم یا ندهم اصلاً شک ندارد تردید ندارد.@ پنجاه سال است شغل دارد درآمد دارد خرید و فروش میکند سال خمسی ندارد معلوم است این از اول تصمیم به شدن نداشته.@ داستان آن سه نفر را شنیدید که میرفتند یکی باید یک زمینی را میکند یکی باید یک نهالی را میکاشت یکی هم میخواست یک خاکی روی آن بریزد و آبی بدهد خلاصه این وسطی یک روز نیامده بود که نهال را باید بکارد یکی بکند یکی نهال را بگذارد یکی هم خاک بریزد حالا نهال یا هر چیز دیگر.@ آنها گفتند به ما چه یکی میکند یکی پر میکرد همان چاله را یکی میکند دوباره یک کسی خاک را برمیگرداند در چاله میگفت وظیفهام این است من وظیفهام کندن است او میگفت من هم وظیفهام پر کردن است.@ ما داستانمان اینطوری است میگوییم به ما گفتند هفده رکعت بالا و پایین بشوید حالا میخواهد قبول بکند میخواهد نکند خدا میخواهد قبول بکند میخواهد قبول نکند من باید روزی هفده رکعت بایستم روبه قبله یک جملاتی را بگویم از حفظ یک جملاتی را باید عربی بگویم اصلاً مهم نیست که چه میگویم و این چه باری برای من دارد.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) میبینی اصلاً طاغوت دارد روی او حکومت میکند میگوید(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) این حرف مفت(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) یعنی من اصلاً سبک زندگیم را از هیچ کس جز الله و چهارده معصوم نمیگیرم این چه حرف مفتی است پنجاه سال است داری نماز میخوانی.@ من داشتم مثلاً قضیه مال بیست و خوردهای سال پیش بوده از سوییس میامدم خانه برگشتنی داشتیم میامدیم ایران یک خانمی نشسته بود پیش من تسبیح دستش بود ذکر میگفت از این خانمهای بیحجاب تسبیح هم دستش بود ذکر میگفت گفتم بارک الله خدا خیرش بدهد بعد یک جایی در هوا باید نماز میخواندیم اگر میخواستیم بایستیم تا برسیم به ایران قضا میشد.@ من بلند شدم نماز خواندم گفتش من نمازهایم را همه را یکجا میخوانم دیدید بعضیها قضایش را میخوانم بعداً حالا عیب ندارد امشب کار داریم مهمانی داریم فردا قضایش را میخوانم راحت، یک خانمی بود آرایش کرده بود میگفت من هفده رکعت را یک جا میخوانم چون فرصت ندارم آرایش را پاک بکنم.@ یعنی این اصلاً مسخره است یعنی اصلاً نمیخواهد اصلاً نفهمیده داستان چیست ماجرای خلقت آدمیت را نفهمیده داستان چیست گفتند نماز بخوانید باشه قربانت بروم خدا میخوانم ببین الان دارم میخوانم این فکر میکند که خدا لنگ این هست که هفده این بایست جلوی قبله یک چیزهایی را بلغور بکند همینطوری بگوید به آن خواندن میگوید اصلاً داستان خواندن نیست.@ خواندن یعنی چی؟ برای همین هم ما میگوییم دعا خواندن یعنی این قدر مسخره شده میگوییم برویم دعای کمیل بخوانیم دعای ابو حمزه بخوانیم زیارت عاشورا بخوانیم اصلاً خواندن معنا نیست خواندن بهانهای است وسیلهای است برای شدن و خواستن دعا یعنی خواستن(قُلْ ما يَعْبَؤُا بِكُمْ رَبِّي لَوْ لا دُعاؤُكُمْ) یعنی تو باید به هوس برسی به خواستن برسی بخواهی جز آرمانت بشود جزء هوست بشود جزء درخواستهایت از خدا بشود.@ آنوقت نه اینکه مفت هم بخواهی چون فرمود(اَلداعی بِلا عَمَل کالرامی بِلا وَتَد) دعاکنندهای که برای خواستهاش کاری نمیکند خودش مثل تکتیراندازی هست که میخواهد تیر بزند و کمانش زه ندارد ادای این را دارد در میاورد خدایا عنایت بفرما خدایا برطرف بفرما خدایا برسان ما را از(اَللّهُمَّ اجعَلنی مِن جُندِک) خدایا من را از سربازهای خودت قرار بده.@ الان سربازی برو ثبتنام کن الان امام حسین هست دارد صدایت میکند حسین زمانت هست(هل من ناصر ینصرنی) میگوید برو لباس سربازی بپوش اصلاً الان نظام مسخره میکند یک کسی بگوید من میخواستم سربازی بیایم ولی دفترچه نمیخواهم بیایم دفترچه باید بروی بگیری.@ باید خودت را به فلان تاریخ معرفی بکنی و بروی خودت را تسلیم بکنی و بگویی من دو سال آمدم برای باختن سرم سرباز هستم دو سال آمدم این کار را بکنم(اَللّهُمَّ اِجعَلنی مِن حِزبِک) خدایا من را از حزب خودت قرار بده آقا حزب خدا ثبتنام باید بکنی حزب خدا خصوصیت دارد هر حزبی هر کسی را میپذیرند؟ چون هر حزبی یک مرامنامه دارد یک اساسنامه دارد.@ مثل این که شما بروید در حزب کمونیست وارد بشوی بگویی که آمدم اینجا آموزش قرآن بدهم میخواهم بیایم طلبه تربیت بکنم میگوید آقا مرام ما این نیست مرام ما مخالفت با خداست انکار خداست میگوید من آمدم اینجا این مسخره است.@ (اَللّهُمَّ اِجعَلنی مِن حِزبِک) یعنی من سبک زندگی تو را میخواهم فقط به تو بگویند حزب الله، حزب الله این عضو حزب الله شده میگوید نه من خدا را دوست دارم میخواهم به خدا هم برسم میخواهم به هدف خلقتم برسم اما دوست ندارم حزب اللهی باشم از تظاهرات حزب اللهیها بدم میاید.@ اگر تظاهرات حزب اللهیها من درآوردی است شما قبول نکن اگر الله گفته و چهارده معصوم که تو کِرم داری که داری این حرف را میزنی که من میخواهم به الله برسم ولی نمیخواهم حزب اللهی باشم دیدید خیلیها اینطوری هستند الان بگویی حزب اللهی یک طوریشان میشود.@ یک ذره اینها کلاس ندارد به کلاس آنها نمیخورد یک جاهایی هم اصرار دارند بگویند که ما مثل اینها نیستیم همرنگ اینها نیستیم ما روشنفکریم معصوم است دارد میگوید بگو هر روز امام سجاد فرمود بگو(اَللّهُمَّ اِجعَلنی مِن حِزبِک فَاِنَ حِزبِکَ هُمُ الغالبون) فقط غلبه و پیروزی مال حزب خداست(اَللّهُمَّ اِجعَلنی مِن اَولیائِک) حالا گفتی دعا کردی خدایا من را از دوستان خودت قرار بده.@ خدا هم میگوید من که دوست دارم تو از دوستان ما باشی من خودم این دعا را در دهانت گذاشتم پس بیا با هم دوست بشویم بزن قدش دوست بشویم ما حاضر نیستیم بزنیم قدش یعنی اگر قرار است دوست بشویم سه تا معشوق باید اول داشته باشی الله، خانواده آسمانیت، جهاد.@ شما هر جا بروی اول این شرائط را دارد هر جا بخواهی ثبت نام بکنی میگویند آقا اینها را میتوانی رعایت بکنی شرط ثبت نام است یک جا را شما دارید که شرائط ثبت نام نداشته باشد؟ یک جایی کسی سراغ دارد که آدم بخواهد کاری بکند شرائط ثبت نام نداشته باشد؟ میخواهد ثبت نام بکند بالاخره داستانش این است.@ ولی من میخواهم سبک زندگی شیطانی داشته باشم بعد عضو حزب الله باشم سبک زندگی شیطانی داشته باشم سرباز خدا باشم اصلاً دیگر جور در نمیاید من میخواهم همان موسیقی حرام بشنوم تصویرهای حرام ببینم بنشینم سجده بکنم به ماهواره در خانمان ناموسم هر حجابی داشت داشته باشد خودم هر کاری کردم کردم خمس دادم ندادم زکات دادم ندادم مالم حلال است حرام است مهمانیها آزاد باشم عروسیها آزاد باشم بعد هم بهشت بروم.@ بخاطر چی چکار کردی که بهشت بروی؟ میگوید من هفده رکعت دولا و راست شدم. پس خوب دقت کنید که ماجرا چیست؟ ماجرا را توجه بکنیم که ماجرا حقیقت امر یک شدن است یک قبول شدن است یک فعلیت هست و یک دارایی هست.@ یک توانایی است تشبه به حق تعالی است تخلق به اخلاق الهی است شادی و آرامش است این نمیتوانی بگویی حاضر نیستم ثبت نام بکنم سبکش را نمیپسندم از این کارها خوشم نمیاید.@ باور بکنید یک بنده خدایی بود من چقدر با او صحبت میکردم اول میگفت من که خدا و اینها را قبول ندارم حالا بالاخره با او صحبت کردیم همه اینها که دیگر هیچی تسلیم شد گفتم آقا وظیفهات این است که این کارها را انجام بدهی گفت ببین من انکار نمیکنم خوشم نمیاید.@ میگفت اصلاً از نماز خوشم نمیاید از این تیپ خوشم نمیاید از عزاداری خوشم نمیاید از مسجد خوشم نمیاید از روحانی خوشم نمیاید از ذکر خوشم نمیاید دوست ندارم عقل منتظر هوس تو نیست که خوشت میاید یا خوشت نمیاید عقل میگوید اگر قرار است آن شدن این مراحل را دارد.@ باشگاه میروی میگویی من خوشم نمیاید وزنه بزنم سخت است نمیخواهم این کار را بکنم انکار نمیکنم اما وزنه نمیزنم بارفیکس نمیروم شنا نمیروم به دلخواه تو نیست که هر شدنی یک سلسله قواعد دارد میخواهد خوشت بیاید میخواهد خوشت نیاید.@ اگر هدف برایت عزیز است وسیله هم عزیز است این حرف مفت است خیلی حرف مفت و احمقانهای است در واقع یک لافی هست من از الله و معصوم خوشم میاید اما مسیرشان را دوست ندارم از این مسیر نمیخواهم بروم، میشود؟ من میخوام به الله برسم اما زنداری که الله گفته خوشم نمیاید.@ من اینطوری زنداری نمیکنم ما ترکها رسممان اینطوری است میگویی بابا اسلام میگوید نه ما ترکها اینطوری رسم نداریم ما لرها اینطوری رسم نداریم ما ایرانیها اینطوری رسم نداریم ما افغانیها اینطوری رسم نداریم شرک است دیگر شرک چیست؟ شرک همین شرک است یک چیزی را شریک خدا بکنی ترک بودن ایرانی بودن افغانی بودن هر چیزی که توهمی است.@ قومیت چیست؟ توهم است مال حرکتهای توهمی است ارزشهای وهمی دارد میگوید برای شوهرداری الله میگوید اینطوری شوهرداری بکنید با شوهرت در هر مرحله باید اینطوری رفتار بکنی مگوید من دوست ندارم خجالت میکشم خدا میگوید وقتی یک زن با همسرش هست بیحیاترین زنها بهترین زنها هستند میگوید من خجالت میکشم آخر خانوادمان ما را خیلی باحیا تربیت کردند بفرمایید احمق تربیت کردند.@ اگر نمیتوانی یک جایی بیحیا بشوی باید یک جایی بیحیا بشوی ما رسم نداریم بچههایمان ببوسیم ما رسم نداریم همسرمان را ببوسیم عبد هستی یا خودت مجتهدی، اگر عبد هستی آنجایی که باید ببوسی ببوس آنجایی که باید نوازش بکنی نوازش بکن آنجایی که باید بیحیا بشوی بیحیا بشو آنجایی که باید باحیا بشوی اصلاً نباید از خودت چیزی داشته باشی.@ (وَ اَشهدُ اَنَّ مُحَمَّداً(ص) عَبدُهُ وَ رَسُولُه) اول عبد بوده عبد یعنی من از خودم هیچی(لا أَمْلِكُ لِنَفْسِي نَفْعاً وَ لا ضَرًّا وَ لا مَوْتاً وَ لا حَياةً وَ لا نُشُوراً) هر چه تو بگویی همان کار را میکنم.@ مگر در باشگاه عبد نیستید نسبت به مربیتان عبد یعنی هر حرکتی دادی من حرکت را همانطور انجام میدهم میخواهی یک ساز بزنی میگوید باید اینطوری بزنی این ساز صدایش در بیاید میخواهی یک نقاشی بکنی میخواهی یک کار هنری بکنی به این شکل باید به این شکل عبد یعنی این یعنی از خودت اینقدر حرف نزن.@ آقا خانواده همسرت مثل خانواده خودت هستند حرمت دارند پدر زنت مثل پدر خودت است مادر زنت مثل مادر خودت است باید دوستش داشته باشی و به او حرمت بگذاری حق تحقیر کردن نداری حق بداخلاقی نداری حق بیادبی نداری نمیشود ما بگوییم همه کاری دلمان میخواهد بکنیم بعد هم میخواهیم شبیه الله بشویم به هدف خلقت برسیم.@ این اصلاً یک حرف کاملاً احمقانه نشانه از جهالت یک شخص هست که آقا من قاعده را دوست ندارم سبک را دوست ندارم فرمول را خوشم نمیاید خودم باید تشخیص بدهم خودم باید تعیین بکنم خودم باید انتخاب بکنم که کدام را خوشم میاید کدام را خوشم نمیاید این هیچ وقت تولد سالمی همچین آدمی ندارد.@ بس است انشاء الله هفته بعد میخواهم البته هفته بعد بحث مهمی داریم راجع به مناسبتها ولی موضوع بحثمان را باید ادامه بدهیم راجع به این یک تعداد از آفتها را میخواهم برایتان بگویم که بحث فوقالعاده مهمی هست که آفتهای شدنها چیست یعنی حضرت میگوید اگر قرار است بشوی این را از رفتارت بردار این را از تو عملکردت بردار.@ اگر این را میخواهی بگذاری با این ضعف تو نمیتوانی این کار را بکنی الان طرف میخواهد نی بزند استاد میگوید دندانت را ببینم باید بروی دندانت را بکشی تا این دندانت را نکشی این نی استقرار پیدا نمیکند اینجا هوای مناسب نمیتوانی بدهی برو اول این را بکش بعداً بزن اینهایی که میروند نی میزنند باید یکی از دندانهایش را بکشد که بتواند قشنگ بگذارد نیاش را بزند.@ نمیشود یک کسی یک دندان گندهای داشته باشد بعد بخواهد بگذارد اینجا نی بزند جور در نمیاید جفت نمیشود روی لب برو این را بکش اینطوری نمیشود. یا کسی که مثلاً یک بدن خشک داشته باشد مثل ما هم شکسته باشد و درب و داغون باشد بگوید میخواهم بروم ژیمناستیک کار بکنم آقا جور در نمیاید این اصلاً نمیشود آفتها خیلی مهم هستند.@ حضرت میگوید زور نزنید قبل از اینکه آفتها را برطرف نکردید اول اینها را برای خودتان حل کنید بعد وقتی که یک کمی راه بیفتید تمام است یک کمی نمیخواهد خیلی راه بروید یک ذره راه بروید رسیدید تمام شد خیلی نمیخواهد حرکت زیادی لازم ندارد یک کمی بیفتید در مسیر کافی است.@ ولی اینها را نباید داشته باشید ما میگوییم نه ما میخواهیم همه اینها را با خودمان ببریم بیست سال کار کنیم چهل سال کار کنیم پنجاه سال برویم جلو حالا برو جلو، وقتی اینهایی که نباید ببری با خودت داری میبری مسیرت فایده ندارد.@ آفتشناسی بحث خیلی مهمی است که انشاء الله از جلسهای که وعده کردیم اگر خداوند توفیق سعادت و حیاتی داد انشاء الله خدمتتان میرسیم چند تا بحث خیلی مهم هست حالا آوردم برایتان این بحثها را حتماً عزیزان در برنامههایشان بگنجانند چون ما اگر برنامه هم بنویسیم میگنجانیم خودتان آنهایی هم که برنامه دارند بگنجانند.@ یکی سیدی تنبلی است که یک آفت بسیار بزرگی هست و ما گفتیم کلید همه بدبختیها تنبلی و بیحوصلگی است این سیدی تنبلی آمده البته بحثش ادامه دارد ولی حالا مقداریش آمده یکی هم غم و شادی هست یک کسی که میخواهد حرکت به سمت الله داشته باشد اگر نتواند غم و شادیش را مدیریت بکند با غمهایش عقب میافتد.@ غم دشمن انسان است در حرکت به سمت الله یک آدم غمگین نمیتواند موفق بشود اول باید این غمها را کنار بریزیم چطوری بریزیم کنار توضیح دادیم بحثش هم ادامه دارد البته فعلاً کفایت میکند و همه عزیزانی که تشکیل خانواده دادند یا میخواهند بدهند نزدیک هستند.@ بحث رسالت خانواده، ما در مهارتهای زندگی که گفتیم همه داشته باشند بدون استثناء فیلم مهارتهای زندگی را همه ببینند آن چهار پنج تا تِرَکی که هستش سه تا مهارت را در خانواده توضیح دادیم مهارتهای کوچک متوسط و بزرگ بدون این کسی رستگار نمیشود 1 ـ مهارتهای مالی و اقتصادی، اول اقتصاد خانواده اصل پایه، مهارتهای عشق، عاطفه و معنویت که غایت هست برای ما این سه تا حالا در این مهارتها این را توضیح دادیم.@ ولی عزیزان همیشه به ما میگویند که ما این را چطوری پیادهاش بکنیم این دیگر چهل و دو سه جلسه است بحث کردیم که جدیداً هم آمده این را حتماً از روی میز بگیرید رسالت خانواده است اسمش که حدود بیست جلسهاش مباحث اقتصادی خانواده است.@ خیلیها وقتی مباحث اقتصادی خانواده را نمیدانند خودشان و خانوادشان را به هلاکت میاندازند هلاکتهای اقتصادی اخلاقی و معنوی اقتصاد خانواده خیلی مهم است تنظیم مسائل اقتصادی، بیست جلسه اقتصاد خانواده را توضیح دادیم بیست و چند جلسه هم روابط عاطفه و معنوی را توضیح دادیم.@ این را حتماً بگیرید به دیگران دوستان و کسانی که با آنها ارتباط دارید فک و فامیل و دوستانی که میخواهید کمکشان بکنید به آنها هم این سه تا سیدی را حتماً توصیه بکنید کلاسهایی اینجا فعلاً تا اطلاع ثانوی که ما به هر حال کلاس داریم اینجا مزاحم هستیم برای سرکار خانم صادقی و آقای عارف عزیزمان.@ چون که مدارس اینجا کلاس هستند دانشآموزان اذان 5:15 است اینجا تا 5:30 دانشآموزان هستند لذا حتماً عزیزان بعد از نماز دیگر نماز اینجا نمیتوانیم بخوانیم بعد از نماز یعنی 5:45 دیگر اینجا باشند حالا 5:45 ما سعی میکنیم خودمان را برسانیم دیگر نهایتاً 6 شروع میکنیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@