هدیه به محضر مقدس آقا امام زمان(ع) صلوات ختم بفرمایید. هدیه به محضر مقدس خانم زینب کبری(س) صلوات ختم بفرمایید.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره عمل بود و افضل اعمال، قواعد عمل را مفصلاً توضیح دادیم رسیدیم به بحث افضل اعمال، گفتیم که عمل هر کس مختص به خودش است مثل غذای هر کس هست که دو نفر غذایشان یکطور نمیتواند باشد@ و هر کس دستور غذایی ویژه خودش متناسب با ساختار بدنی خودش دارد غذاهای روحی افراد هم همینطور هست البته مشترکاتی که هست برای همه وجود دارد مثل نماز و ذکرهای مشترک و زیارات و چیزهای دیگری که قبلا درموردش سخن گفتیم.@ عملهایی که یک نفر را کمک میکند به این که به هدف خلقت برسد و افضل اعمال برای هر کس باز همینطور هست باز یک سلسله مشترکات دارد و یک سلسله چیزهایی هست که اختصاصی است در مورد افضل عمل و افضل اعمال هم همسئله اینگونه است@ یعنی اینکه در روایات شما دهها روایت داریم که میگوید افضل الاعمال چنین و چنان میبینید هر کدام را که گفته با صیغه افعل به کار برده ولی عمل را یک چیز دیگر گفته.@ یک موقع ممکن است آدم سؤال کند که چرا معصوم اینطور حرف زده میگوید افضل اعمال این یا افضل اعمال آن، بالاخره همه را گفته که افضل اعمال، این به این خاطر هست که هر فردی افضل عملش با فرد دیگر فرق میکند یعنی نقاط قوت و ضعف آدمها متفاوت هست@ و این تفاوت باعث میشود نوع عملی که میتواند یک نفر را رشد بدهد اوج بدهد فرق میکند باز خواهش میکنم به این انگشتهای من توجه کنید. ببینید بعضی از افراد گفتیم که ما شؤون مختلف نفسمان، حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقل هستند@ که خوب ما در بخشهای حس و خیال و وهممان که حیوان هستیم و در بخش عقلانی فرشته هستیم و در بخش فوق عقلانی انسان هستیم. بخش فطرت ما که بخش فوق عقلانی ماست از این چهارتا غذا میگیرد و استفاده میکند اما باید اصل شخصیت ما را کدام بخش تشکیل بدهد؟ بخش انسانی ما که بخش فوق عقلانی ماست@ دریافتهای عقلی همیشه به نفع انسان نیست دریافتهای وهمی و خیالی و حسی هم همینطور. علت اینکه خیلی وقتها علم انسان به داد انسان نمیرسد یعنی انسان نمیتواند از علم خودش استفاده کند این هست که قوه وهمی انسان ممکن است غلبه بکند بر قوه عقلانی بشر و جلو کارکردهای عقل را بگیرد.@ گاهی وقتها انسان گرفتار خیالات خودش هست خیالات مزاحمش میشود یعنی تغذیهای که کرده تغذیه خیالی خیلی زیادی کرده بیش از حد نیاز تغذیه خیالی کرده@ بعد میبینید که در نماز اذیتش میکند در تمرکزها در عبادت در حج خیلی جاها حتی سر درس، حتی کار عقلانی میخواهد بکند اصلا کار فوق عقلانی و عبادی هم ندارد@ کار عقلانی هم که میخواهد انجام بدهد میبینید که خیالها چون زیادی تغذیه شده و خوب هم تغذیه نشده هم زیاد است هم نامناسب بوده میبینید مزاحمت ایجاد میکند یا گاهی وقتها دریافتهای حسی خیلی بیشتر از نیاز هست آدم را سنگین میکند@ شما غذای اضافی خوردید آدم خوبی هم هستید آدم مسلمان و متدینی هستید ولی غذای اضافی خوردید خوب شب نمیتوانید سحر بلند شوید میبینید عبادت نمیتوانید بکنید کار علمی نمیتوانید بکنید کاری که تمرکز نیاز دارد نمیتوانید انجام بدهید@ بنابراین هرکدام از این قوا بیجا بیموقع بیاندازه یا نادرست تغذیه بکنند شخصیت انسان را تعادل را از انسان میگیرند اینکه ما در بحث حملههای شیطان هم گفتیم که چهارتا حمله دارد که روی صراط انجام میشود این چهارتا حمله، حمله جلو عقب راست و چپ. جلو را گفتیم چی هست؟@ آینده است حمله عقب، گذشته است چپ که گناه بود و راست نقاط مثبت و قوت یک شخصیت است که میتواند او را جهنمی بکند. مجموعه نقاط مثبت اعم از توانمندیهای حسی خیالی وهمی و عقلی و حتی فوق عقلی میتواند خطرناک باشد@ یعنی گاهی وقتها جنبههای مذهبی یک شخص برایش خطرساز است شما در طول اسلام که نگاه بکنید گاهی وقتها افراد هستند که ظاهرا گناهی ندارند اما آن آلودگیها و فحشاهای باطنی آنها که مخفی بوده به صورتهای مذهبی گرفتاری برایشان درست میکند.@ لذا شما نگاه کنید در زیارتی که میخوانید بعد از زیارت عالیۀ المضامین یعنی آخر عالیۀ المضامین بعد از زیارت هر امام، عالیۀ المضامین را من توصیه میکنم حتما هروقت مشرف شدید نشده نخوانده بیایید بیرون نکند نخوانده بیایید بیرون حتما این دعای عالیۀ المضامین را بخوانید بعد از زیارت هر امام.@ آنهایی که جامعه میخوانند جامعه مقام دوم و بعد از مقام دوم که فوق العاده زیباست یک عالیۀ المضامین دارد در عالیۀ المضامین آخرش میگوید اَلّلهُمَ ارزُقنِی عَقلاً کامِلاً وَ لبُاً راجِحاً یک عقل کامل و یک خرد برتر@ وَ اََدَباً بارِئاً و قَلبا زَکِیاً یک قلب پاک بده و بعد همه اینها را که میدهی میگوید وَ لا تَجعَلهُ عَلی وَ اجعل ذلِکَ کُلَ هَولی خدایا همه اینها را به نفع من قرار بده وَ لا تَجعَلهُ عَلی یعنی میتواند آدم عقلانیتش حتی گناه نکردنش دردسرساز بشود برایش عُجب بیارد برایش@ لذا پیامبر فرمود لَو لَم تَظلم لَخَشیت عَلَیکُم هُوَ اَکبَر مِن ذلِک العُجب العُجب اگر گناه نکنید از بدتر از گناه برای شما میترسم آن چی هست؟ این که شما خودپسند بشوید@ یک موقعی خودت را خیلی بزرگتر از کسی که این گناه را نکرده بدانی و دچار منت گذاشتن بر خدا و دچار گرفتاریهای دیگری که خوب هست برای انسان بوجود میآید.@ پس این تعادل شخصیتی باید در افراد باشد و حملههای شیطان هم که میگوییم راست جلو عقب چپ روی صراط انجام میشود کی چطوری میافتد؟@ یعنی چرا شیطان میتواند بعضیها را روی حمله از آینده بزند زمین دلشورههای آینده یک نفر را وادار میکند که انواع معصیتها و خلافکاریها را انجام بدهد.@ چرا باعث میشود یا حمله از عقب بعضیها را بدبخت میکند یعنی خاطرات گذشته توجه به گذشته کینهها شکستها کدورتها گرفتاریهایی که برای یک نفر در گذشته اتفاق افتاده شیطان آنقدر گذشته را به رخ آن میکشد که این آدم اصلا حرکت نمیتواند انجام بدهد هم حالش خراب میشود هم آیندهاش خراب میشود@ کاملا توقف، یا خدای نکرده حتی عقبگرد میکند گاهی وقتها انسان با یک خاطره از گذشته میبینید یک ظلم یا یک جنایت دارد انجام میدهد. حالا چه کسی تحت تأثیر عقب میافتد چه کسی تحت تأثیر جلو میافتد چه کسی با حمله راست میافتد از صراط پایین چه کسی با حمله چپ میافتد باز بسته به همین میزان تغذیهای هست که افراد دارند@ یعنی نظام تغذیهای افراد در ساختار وجودیشان خیلی مهم است این که ما باید حس و خیال و وهم و عقل و فوق عقلمان به اندازهای که نیاز هست به اندازهای که خداوند مشخص کرده غذا بخورند.@ در فوق عقل غذایش حد ندارد ولی به شرط اینکه ما بعدا دردسرساز برای ما نشود سنگینمان نکند و الا انسان هرچقدر عبادت بکند خوب هست هرچقدر هم ذکر بگوید خوب هست@ امام صادق(ع) فرمود چیزی نیست که بگوییم حد ندارد هر چیزی حدی دارد مگر ذکر خدا. اما این ذکر نباید یکطوری انسان را سنگین بکند که فردا منتگذار بر خدا بشود طلبکار از خدا باشد بندگان خدا را ریز ببیند و تحقیرشان بکند.@ به قول سعدی میگفت من یک موقع یک شبی با پدرم بلند شدیم که عبادت بکنیم روی پشت بام گفتم که چنان خفتهاند گویی که مُردهاند، بعد پدرم به من گفت تو نیز بخسبی به از آن که در پوست خلق افتی@ تو هم برو بگیر بخواب اینقدر مردم را تحقیر نکن حالا یک نماز شب میخواهی بخوانی، دیدید بعضیها یک روزه مستحبی میگیرند دیگر همه را غافل میدانند اینها که دارند میخورند غافل میدانند.@ پس این تعادل در نظام تغذیهای فوق العاده مهم است که ما چقدر تغذیه کردیم؟ هر کسی باید ویزیت بشود واقعا یعنی هر کسی باید خودش بداند که من مجموعه نوع تغذیههایم الان بیشتر من چطوری هستم؟@ توهمیام، تخیلیام، مشکلاتم اینها نیست حسی است بیشتر، بیشتر درگیر دریافتهای حسی بیش از حد یا ناروا هستم لقمه حرام خدای ناکرده، غذای بیش از حد، میوه بیش از حد، شیرینی بیش از حد، چربی بیش از حد، نمک بیش از حد، بعضیها اینطوری دردسر میشود برایشان@ پس وقتی میگوییم افضل عمل، باز دقت کنید افضل عمل برای یک نفر کنترل شکمش است یعنی این آدم بنده خدا درگیریهای وهمی و خیالی خیلی ندارد در ناحیه وهم و خیال خیلی زود میتواند مسیر را طی کند و برود اما آدم پرخوری است آدم گرفتار لذت شکم است.@ لذا شما در حدیث معراج هم که حالا ما جداگانه داریم آن را شرحش میکنیم در حدیث معراج هم وقتی خداوند به پیامبر بعد از مسائل اصلی که بیان میکند وقتی که میخواهد یک راهکار به پیغمبر بدهد@ اول پیغمبر را یکدفعه میبینید که راجع به، در حدیث معراج شما میبیند اول راجع به توکل و رضا و محبت و عشق به حق تعالی میگوید اول این را جا میاندازد بعد وقتی میخواهد برای پیغمبر دستورالعمل مشخص بکند میگوید اول یکدفعه پیغمبر را میکشاند میآورد پایین سر شکم@ اول میگوید راجع به لقمه، غذا، میزان غذا، اسراف نشود، مزه، ببین به پیغمبر میگوید خودت را گرفتار مزه نکن، مواظب باش چرب و شیرین اذیتت نکند گرفتارت نکند@ ببینید از کجا شروع میکند خدا، این یک کار تخصصی است یک مربی اینطوری است وقتی میخواهد متربی خودش را تربیت بکند هِی دستورالعمل ذکر و عبادت و اینچیزها به آن نمیدهد باید این ساختار را از پایین تنظمش بکنیم@ وقتی هدفها و غایتها را برای پیغمبر مشخص میکند میبینید یکدفعه پیغمبر را میاورد پایین میگوید حالا وقتی میخواهی شروع کنی از شکمت شروع کن@ لقمه، اگر کسی بدن را نتواند کنترل کند قطعا کنترل حسی و خیالی نخواهد داشت و اگر کسی کنترل حسی و خیالی نداشته باشد در مقام تحصیل و علم هم کنترل عقلی خوبی نخواهد داشت گرفتاریهای زیادی تحصیلش برایش میآورد@ دکتر بودنش دردسر درست میکند، مهندس بودنش دردسر درست میکند، طلبه شدنش دردسر درست میکند برایش، مجتهد شدندش دردسر درست میکند برایش، چون که پایینها را گرفتار کرده سنگینش کردن حالا بله استعدادش هم خوب بوده درس هم خوانده به یک جایی هم رسیده@ بعد میبینید وقتی که نوبت به مسائل فوق عقلانی میرسد کاملا این شخص هِی ریپ میزند نمیتواند موفقیت زیادی ندارد که بخواهد برساند پروازی دربیاورد بالی در بیاورد اوجی بگیرد میبینید که اصلا نمیتواند.@ پس ببینید یک کسی، وقتی میگوییم افضل اعمال، افضل اعمال یعنی اینکه سر سفره عفت داشته باشد سر سفره حیا داشته باشد سر سفره که نشسته در خانه زیادهروی نکند خوددار باشد شجاع باشد بتواند حریف شکم خودش بشود@ این اگر بتواند این را درست بکند، یا لقمه را اول تنظیم بکند سال خمسیاش را تنظیم بکند، ممکن است سال خمسی نداشته باشد لقمه حرام همینطور دارد میاورد میدهد به خودش و زن و بچه دارند میخورند همین را باید درست بکند@ حالا هِی برو مسجد، هِی برو عبادت بکن، هِی برو کربلا، میشود همانی که امام صادق(ع) فرمود وَ الله لا یَأتی عَلی الرَجُلِ خَمسُون سَنَۀ وَ لا یُقبَل الله مِنه صَلاۀ واحِداً پنجاه سال هم نماز بخواند یکیاش هم قبول نمیشود.@ از حس از بدن پاکیهای اینطوری را شروع بکنیم. یک کسی میبینید نه بابا اهل خمس هست زیادی هم میدهد انفاق هم میدهد آدم شکمویی هم نیست اصلا عفت بطن دارد درگیر مزه هم نیست این آدم، چرب و شیرین اصلا اذیتش نمیکند@ یعنی خیلی شهوت چربی و شیرینی و غذا چطوری باشد ندارد واقعا آدم عفیفی است در بحث شکم و در بحث سفره و اینها، دَل نیست هرزهخور، زیادخور نیست، حقخور کسی نیست، سر سفره تجاوز بکند به حقوق دیگران، ولی بنده خدا آدم خیالزدهای است@ بخش خیالیاش یکذره اذیتش میکند یعنی این دریافتهایی خیالی که کرده باید اینطوری باشد کنترل ذهنش ضعیف است تصویر نامحرم را زیاد دارد عکسهای ناجور دیده، فیلم دیده، ماهواره دیده، اینترنت دیده، در بخش شهوت جنسی گرفتاری دارد@ یا بخش تجملات، تجملزده است، میبینید خانم خوبی است اهل عبادت هست نماز هست اهل کربلا و مکه است خیلی هم پاک و حجابش هم خوب است ولی زن تجملاتی است یعنی زیادی تجملاتی است تجملگرا هست@ این شهوت این علاقههای اینطوری خوب سنگین میکند آدم را، زیادی که دریافت بشود میبینید که این خیلی باید، گاهی وقتها میکشد به وسواس، که خوب وسواس خودش یک گرفتاریهای دیگر و دردسرهای خاص خودش را برای شخص دارد.@ یک کسی نه توانسته از تجملات نجات پیدا بکند مثلا در بخش گرفتاریهای خیالی مشکلی ندارد در خیالش و اینها، ولی در وهم گرفتاری دارد این آدم، گرفتاریهای وهمی دارد، مشکلات وهمی دارد، این خیلی آدم خودخواهی است، خیلی آدم خودپسندی هست@ آدم عصبی و زودرنج و حساسی هست آدمی هست که بدبینی دارد، آدمی هست که تکبر و نخوت زیادی دارد، این را باید مشکلش را حل بکند، پس افضل اعمال برای این چیست؟ برای این تواضع است@ مشکل شکمی ندارد این بنده خدا، مشکل جنسی ندارد که بخواهد کنترل چشم بکند نه عفیف هم هست در این جهت آلودگیهای این بخش را ندارد، تجملزده هم نیست دنبال اینکه قرتیگری بکند تجملگری بکند دنبال ظواهر باشد اینها نیست@ ولی واقعا در بخش توهم اینطوری هست گرفتاریهای خاص خودش را دارد توهم هم خوب شاخههایش خیلی است باید به هرحال این پاکیها را برای خودش ایجاد بکند.@ وقتی میگوید افضل عمل، برای این آدم افضل عمل این هست که مشکلات وهمی خودش را درست بکند، یعنی اگر آدم عصبی هست آدم شهرتطلبی هست، آدم ریاکاری هست، اینها مربوط به قوه واهمه انسان است@ دوست دارد خیلی خوب شناخته بشود، دوست دارد جا بیافتد، دوست دارد دیده بشود، همین برایش مهم است مسائل وهمی کلا حالا مفصل در سالهای قبل و درسهای قبل خیلی توضیح دادیم زیاد خستهتان نکنیم.@ بعضی وقتها میبینید آدم نه اینطوری نیست دردسر این، این نیست، دردسر این، این هست که شهوتهای علمی شدیدی دارد، باید یکذره جلوی شهوتهای علمیاش را بگیرد، حق زن و بچهاش را ضایع میکند چون میخواهد درس بخواند کار علمی سنگین بکند بیش از ظرفیتش دریافت بکند.@ گفتم مقام معظم رهبری فرمودند من هر چه دارم از اطاعت پدرم دارم اگر توفیقی باشد، اطاعت پدرش هم سر چه بود؟ سر این بود که این پدر مریض بود دوست داشت که ایشان برود مشهد خدمت ایشان از ایشان پرستاری بکند@ آقا هم میگفت اگر من بخواهم رها کنم باید درس و اجتهاد و همه چیز را رها کنم و بروم آنجا، قم شده بود دنیا و آخرتم، بعد میگفت با یک بزرگی صحبت کردیم ایشان فرمود خدا میتواند دنیا و آخرت شما را در همان مشهد در خدمت پدر قرار بدهد.@ یعنی شهوت علمی را، گاهی وقتها هست افراد باید کتاب را ببندند به خیلی از وظایف دیگر برسند باز میخواهد کتاب بخواند باز میخواهد یک تحقیق بکند بابا وظیفهات الان یک چیز دیگر است وظیفهات الان این نیست که بشینی و کتاب بخوانی و تحقیق بکنی@ وظیفهات این نیست بعضیها اینطور هستند مثلا رقابتهایی دارند که میخواهند حتما چهارساله لیسانس بگیرد یک کسی که میخواهد چهارساله لیسانس بگیرد بعد شاغل هم هست بعد شوهر دارد و بچه دارد قطعا میافتد بیست واحد هم که پر کرده@ ظلم میکند واقعا به خودش به پوست به مغزش به بچهاش به شوهرش باید بزند، مردی هم که اینطوری است بابا تو الان شاغلی هم زن داری هم بچه داری این زن تفریح میخواهد این بچه تربیت و تفریح میخواهد خودت نیاز به استراحت داری شاغل هم که هستی@ بعد هم میخواهی مثل یک دانشجوی 18 یا 19 درس میخواند 18 واحد را پاس بکنی فشار میآوری به همه، ظلم میکنی، خوب آقا پنج ساله بگیر لیسانست را به جایی هم برنمیخورد@ یک سال دیرتر ارشد بروید، یک سال دیرتر دکترا بگیرید، یک سال دیرتر مجتهد بشوی، یک سال دیرتر این درس را، ولی فشار به همه اعضا نیاورید، حتی گاهی وقتها فشار به بدن میآورد این گناه دارد@ حضرت فرمود اگر کسی شب شاغل باشد کار بکند و به چشمش فشار بیاورد لقمهای که درمیآورد حرام است، لقمه کارکرد خودش است ولی خوب شما دارید با ظلم به این بدن ایستادی، کار یک حدی دارد در روز، در طول روز کار یک حدی دارد@ اگر آدم حالا فکر کند چون که پول میآید چون مشتری حالا فعلا داریم، من بعضی از مغازهها در همین قم میشناسم که شبها تا صبح هم باز هستند یعنی نمیبندند مغازه را، یعنی شب هم باز است.@ البته یک موقعی هم هست که بنده خدا هوس پول ندارد شب تا صبح هم که باز هست برای این باز نیست من سراغ دارم بعضی از کاسبها را که حبیب الله هستند واقعا@ میگوید نه بابا یک مسلمانی شب نصف شب دردسری دارد گرفتاری دارد مشکلی پیش میآید برایش قرصی میخواهد چیزی میخواهد مغازه را باز میگذارم که یک موقعی کار مسلمانی را راه بیاندازم@ در یک گوشه مغازه هم، حالا من که یکسره مشتری ندارم میشیند عبادتش هم میکند مطالعهاش هم میکند کارهایش هم میکند، میخواهم بگویم که نیتها خیلی فرق میکند.@ پس ببینید وقتی افضل عمل با توجه به این توضیح دقت کنید که هر کسی باید خودش، خودش را ویزیت بکند خودش، خودش را محاسبه بکند این که امام کاظم(ع) میفرماید از ما نیست لَیسَ مَنا مَن لَم یُحاسب نَفسَه فِی کُل یَوم@ بعضیها گفتند هر روز یکبار خودش را محاسبه نکند هفتهای بکبار خودش را محاسبه نکند برای همین هست که اگر کسی محاسبه نکند از ما نیست یعنی الحاقی به این خانواده آسمانی نمیتواند پیدا بکند نمیتواند حزب الله باشد نمیتواند جند الله باشد@ (اَللهُم اجعَلنی مِن جُندک) آقا بالاخره یک قابلیتی میخواهد (اَللهُمَ اجعَلنی مِن حِزبِک) یک درجه بالاتر هست هم حزبی بودن با خدا، این یک قابلیتی میخواهد بالاخره یک سنخیتی یک شباهتی یک قابلیتی یک توانی، (وَ اجعَلنی مِن اَولِیائِک) کار زیاد میبرد@ (و اجعَلنی مِن اَولِیائِک) میخواهم رفیقت بشوم دوست خدا بشوم، این دوست خدا شدن کار میبرد، لذا انسان باید دائما خودش را ویزیت کند اینکه حالا ما یکدفعه یک کلاس اخلاق برویم کلا، خوب خیلی از مطالب کلاس اخلاق به ما نمیچسبد اصلا، یا کتابی که نوشته شده ما اصلا از آن دریافتی نداریم@ چون من در آن ویزیت نمیشوم، اصلا در این کتاب دیده نشدهام، شخصیت من در کلمه این استاد یا در این کتاب دیده نشده، اینکه امام امتم فرمود بسیاری از کتابهای اخلاقی هستند بجای اینکه در مقدمه این حدیث جنود و عقل میفرماید که کتابهای اخلاقی هستند به جای اینکه شفا باشند مرض هستند اینطوری هست@ یعنی خودش یک دردسر دیگری درست میکند پس ببینید ما باید حتما توجه کنیم که ما باید ویزیت بشویم ما باید دیده بشویم ما باید خودمان به خودمان توجه کنیم که آقا من واقعا شخصیتا چطور آدمی هستم@ اگر مربی نیست که من را بتواند به من بشناساند اگر مربی نیست که بتواند به من بگوید تو حسی هستی خیالی هستی وهمی هستی تو عقل زده هستی یا تو دچار حمله راست هست یا حمله راستت شدید هست یا دچار عُجب هستی@ درسته که آدم پاکی هستی و گناه نمیکنی ولی دچار عُجب هستی خیلی خودشیفته هستی خیلی خودپسند هستی، اگر مربی نباشد من باید خودم خودم را ترجیح بدهم یعنی من با شناختی که، همین بحثی که ما هر دفعه داریم تأکید میکنیم که انسان بدون خودشناسی به هیچ جا نمیرسد@ یعنی اینکه علی(ع) فرمود لا تَجهَل نَفسَک فَاِن الجاهِل مَعرِفت نَفسَه جاهِل بِکُلِ شیء وقتی کسی خودش را نشناسد هیچ چیزی را نمیشناسد شما یک موقع میبینید شما ده سال درس اخلاق میروید@ ولی چون مبتنی بر ساختار شناخت نفست نیست همهاش فقط یک سلسله موعظه داری میشنوی در عمل هم خیلی به کارت نمیآید@ عرفانش هم که بروی بخوانی میبینی که باز کمکت نمیکند چون مبتنی بر نفس نیست. ما باید نفسمان را کاملا بشناسیم این قوا را خوب بشناسیم بدانیم وقتی معصوم دارد، معصوم، معصوم است دیگر اشتباه که نمیکند@ پس ایراد ادبیاتی به آن نگیریم که آقا افضل اعمال افعل التفضیل یک دانه بیشتر نمیتواند باشد مگر شما در ادبیات نخواندید افضل اعمال، افعل چیست؟ بالاترین هست دیگر باید یک دانه باشد@ ردیف کرده معصوم چهل تا مورد میگوید افضل اعمال هست بالاخره ادبیات میدانسته معصوم یا نمیدانسته؟ میدانسته. پس رمزش چیست؟ رمزش این هست که ما به تعداد آدمها همانطور که قیافههایشان فرق میکند روحشان هم با هم فرق میکند@ اخلاقهایشان هم فرق میکند به تعداد آدمها همانطور که بند انگشتهایشان با هم فرق میکند شخصیتهایشان هم فرق میکند. ما از درس اخلاق و استاد باید یک کلیاتی یک فرمولهایی را یاد بگیریم اما واقعا حرکت یک حرکت شخصی است یعنی شخص باید بیاید اینها را با خودش بسنجد خودش کلاه خودش را غازی بکند.@ یعنی بگوید الان درگیری من چیست؟ من الان باید یک جایی یک شش ماهی درس، من خیلی وقتها در کارشناسی ارشد و دکترا به شاگردهای خودم میگوییم در دانشگاه، یک موقعی هست به آنها میگویم@ میگوید من الان افسردگی دارم پژمردگی دارم عصبانیت دارم، میگویم من یک برنامه میدهم که خوب بشوی ولی یک شش ماهی خواهش میکنم یک مرخصی تحصیلی بگیرید، خیلیها هستند جرأتش را نمیکنند یک همچین کاری بکنند@ یعنی ترجیح میدهد مشکلات داشته باشد ولی در رقابت عقب نیفتد شش ماه دیرتر درسش عقب نماند، ما باید یک جایی واقعا ترمز را بکشیم و بگوییم من الان احتیاج به چه چیز دارم؟@ من الان احتیاج دارم به این که الان رجب است الان شعبان دارد میآید الان ماه مبارک دارد میآید من باید قطعا من خیلی از کارهایم را بزنم. امام امت سلام الله علیه، ما کارهایمان از حضرت امام که مهمتر نبوده مسئولیتهایمان سنگین نبوده مشغلههایمان که بیشتر از این نبوده مهمتر از ایشان هم که نیست@ شما ببینید رجب که میشد خیلی از ملاقاتهای امام کم میشود، به شعبان که میرسید واقعا خیلی کم میشد ماه مبارک که اصلا تعطیل بود. چون احتیاج دارد به خودش برسد شخص، آدم باید یک جایی من الان احتیاج دارم یک ده روزی بروم مشهد بمانم@ واقعا نیاز هست من بلند شوم بروم مشهد، من الان حس میکنم ویتامین امام رضام کم شده باید بلند شوم بروم امام رضا بروم پدرم را ببینم باید بروم حقیقت خودم را، آنجا با پدر آسمانی خودم ملاقات کنم.@ قساوت است میگوید هِی کار زده، هِی عمل زده، هِی بسیج زده، هیئت زده، درس زده، خدا رحمت کند، شما نگاه کنید در علمای ما مرحوم مقدس اردبیلی درس را یک موقع تعطیل میکرده میرفته زیارت امام حسین بعد نمازش را کامل میخوانده@ ببینید مقدس است بعد میگفته که خوب من نمیتوانم امام حسین را زیارت نکنم دل یک جایی هست که کم میآورد یک فقیه است میگوید خوب من که پس باید درسم را تعطیل کنم@ بلند شوم بروم امام حسین، کم میاورد نفس، بعد میگوید خوب حالا چون درس را تعطیل کردم سفرم حرام میشود نمازم را کامل میخوانم.@ دقت را شما نگاه کنید دقت را ببینید، یک جایی واقعا آدم باید بلند شود برود جمکران، خدا حفظ کند مقام معظم رهبری را میگوید من هر وقت در کارهای مملکتی گرفتار میشوم یا یک مقدار خسته میشوم فشار به من میآید بلند میشوم با اعضای دفترم میروم جمکران.@ ما چطور گرسنهمان میشود میگوییم صبحانه الان میخواهیم چطور میگوییم ناهار، الان ناهار میخواهم بخورم ترک هم نمیشود الحمد لله این وظایف واجبان را خیلی دقت داریم. در روایت داریم مردم در کارهای دنیاییشان عاقل هستند و در کارهای آخرتیشان ابله میشوند@ وقتی نوبت کارهای آخرت میشود اصلا انگار هیچی نمیداند که چکار باید بکند در کارهای دنیایی همه هوشها را دارند افراد هوش دنیاییشان قوی است ولی هوش آخرتیشان، نه، عقل آخرتیشان خوب کار نمیکند.@ الان میروم خانه باید شام بخورم اگر شما به کسی که حتی الان خورده به اندازهای که به آن بگو شام نخور انگار به آن توهین کردی. ولی نمیگوید من الان باید، به قول آقای سعدی نوبت عاشقی است چند روزی آهن دلی باید کرد نوبت عاشقی است چند روزی@ بس است دیگر من احتیاج دارم یک عمره بروم باید ترمز را بکشم باید یک کربلا بروم باید بشینم قرآن بخوانم یکذره باید ذکر بگویم یکذره تسبیح میخواهم یکذره شب میخواهم یکذره سحر میخواهم، یک روضه باید بشنوم@ الان یک هفته است من روضه نشنیدهام دارم میمرم قساوت گرفته قلبم را من باید بروم یک جایی بنشیم یکذره گریه بکنم یکذره روضه بخوانم یک چیزی، یک حرم بروم.@ یک آقایی بود در خود حرم بود یکی از حرمها حالا اسم نبرم یکی از این حرمهای معروف کشور شاغل بود آنجا، من هم تدریس داشتم در آن حرم، بعد این به من میگفت من الان چند ماه هست که خودم اینجا هستم هنوز زیارت نرفتم@ گفتم عجب قساوتی است آدم چسبیده به حضرت دلش تنگ نمیشود بلند شود برود زیارت. خیلی عجیب است یک موقع هم رفته بودم هند برای تبلیغ رفتیم برویم یک جزیرهای را ببینیم در وسط اقیانوس در کشتی دیدیم یک خانواده ایرانی بودند@ با یک وضع حجاب خیلی افتضاح ناموسشان واقعا زن و دختر، من با مرد چند دقیقه صحبت کردم گفتم کجایی هستی؟ چطوری هستی؟ گفت من مشهدی هستم بعد اینطوری میکرد و با چه افتخاری میگفت من چهل سال است حرم نرفتم@ نرفتم زیارت امام رضا، مشهدی است چهل سال نرفته زیارت، چرا ما احساس نیاز نمیکنیم؟ باز انگشتها را نگاه کنید. چرا ما احساس نیاز نمیکنیم؟@ این بخشها حق این بخش را میخورند این بخش جرأت نمیکند نمیتواند ابراز وجود بکند که بابا من یک جایی، شما بشینید سر جایتان ساکت بشوید ما هم کسی هستیم برای خودمان ما هم آدمیم میخواهیم بالاخره اصلا هدف خلفت من هستم خدا شما را به طفیل من خلق کرده@ باز دقت کنید این چهار بخش همه به طفیل بخش اصلی ما یعنی بخش فوق عقلانی ما خلق شدند این گل سرسبد است این باید فرمانروا باشد ولی همیشه اینها به این میگویند که تو ساکت بشو نخور ما میخواهیم بخوریم.@ لذا میبینید خداوند در فرهنگ دین ما خدا یک جاهایی شمشیر میکشد میاید وسط، میاید یک ماه رجبی را میکارد در ساختار ما، یک شعبانی را میگذارد، یک ماه رمضانی را میگذارد میگوید بابا یک فرصتی بدهید که این یکذره غذا بخورد@ ما دوباره میبینید در رجب هم باز کارهایمان مثل قبل رجب میشود شعبانمان هم هیچ فرقی ندارد ماه رمضانمان هم هیچ فرقی ندارد بعد از ماه رمضان با قبل از ماه رمضان هیچ فرقی ندارد چرا؟ چون همیشه این بخشها قلدرند ظالم هستند@ ما وقتی میگوییم ظلم ما فکر میکنیم ظلم فقط حق مردم خوردن است، این خودش بزرگترین ظلم است و اساسا کسانی ظلم میکنند به دیگران، این را در بحثهای معرفت نفس توضیح دادیم، همیشه کسانی ظلم میکنند به دیگران که اول به چه کسی ظلم کرده باشند؟ به خودشان.@ علی(ع) میفرماید چگونه میتواند در حق دیگران عدالت را رعایت کند کسی که به خودش ظالم است. چه کسی میتواند؟ نمیداند کسی که به حق زن و بچه خودش ظلم میکند قطعا به زن و بچهاش هم ظلم میکند.@ لذا دقت کنید این خیلی مهم است. یکی دیگر از افضل اعمال را امشب برایتان بخوانیم از وجود مقدس امیر المؤمنین(ع) به محضر مقدسشان صلوات ختم بفرمایید.@ اَفضَلِ الاَعمال لُزومُ الحَقّ خیلی قشنگ است. سنگینترین عمل این هست که آدم بتواند التزام به حق داشته باشد. حق یعنی چی؟ کلمه حق؟ حق یعنی آنی که سزاوار است و باید باشد که منشأش خود حق تعالی است.@ حق نزد خداست دیگر. ولی حق یکی از اسماء الهی هم هست، حق، یعنی عین بایستگی عین شایستگی، حق یعنی اینکه آدم دقیقا بداند@ مثال بزنم: این غذایی که شما میخورد در بدن سالم، بدن غیر سالم نمیتواند حق را رعایت بکند، ولی بدن سالم یعنی بدنی که ورزش میکند ظلم نمیکند، ورزش یک عبادت است واقعا و لازم هم هست بدن اذیت نمیکند@ این غذایی که شما میخورید میبینید وقتی میاید میرود در قسمتهای مختلف بدن حق به حق تقسیم میشود وقتی میرسد به چشم، سلولهای چشمی، سلولهای مویرگی سلولهای سرخرگی، خون، آب، غضروف، استخوان، همه میرود درست همانی که باید بشود، بشود.@ حق یعنی این که من بدنم تجاوز نکنم به خاطر معنویتم، لذا اسلام میگوید اگر وضو ضرر دارد حق این هست که به بدن تجاوز نکن، اگر غسل ضرر دارد تیمم کن، اگر روزه ضرر دارد روزه نگیر، درست است؟@ حق این هست که اگر وقتی سر کار هستی بیش از حد از چشمت کار نکشی چون ظلم است و آن لقمهات هم میشود حرام، به این چشم به این بدن بیش از حد فشار نیاورید.@ حق این هست که در تقویت خیالت کنترل دقیق بکنید زیاده از حد به آن غذا ندهی حق این هست که زیاده از حد غذا نخوری وقتی آدم زیاده از حد غذا میخورد ظلم میکند. حق این است که وقتی به مسائل وهمی میرسی باید آن چیزی از واهمه را دریافت بکنی که به نفعت تمام میشود@ حق این است مطالعاتی را انجام بدهی که شایسته است نیاز دارید در حرکت به سمت آخرت و جاودانگی، به این اطلاعات نیاز دارید این در درجه اول اطلاعات. پیامبر میفرماید اِنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُل عالِم بِالدُّنیا جاهِلٍ بِالاخِرۀ خداوند تبارک و تعالی دشمن میدارد، این کلمه خیلی سنگین است خیلی کمرشکن است@ دشمن میدارد یعنی این آدم خیلی منفور است پیش خدا که عالم به دنیاست ولی نسبت به آخرت جاهل است. این یعنی تعادل ندارد این یعنی ظلم کرده است به خودش@ این باید اطلاعات مربوط به آخرتش را یاد بگیرد چون آخرت جایی است که رفتنی است و باید آدم اول بداند که کجا میخواهد برود تا خودش را آماده کند مگر غیر از این است؟ کجا قرار است بروم؟@ علی(ع) فرمود رحمت خدا شامل حال کسی است که میداند بفهمد از کجا آمده در کجاست و به کجا میرود، اصلا مگر میشود انسان بدون اینکه آخرت را بشناسد برای آخرت آماده بشود@ پنجاهتا سؤال حضرت فرمود قیامت میپرسند اصلا کسی دغدغه دارد الان بداند پنجاهتا سؤال آخرت چیست این میشود عدم التزام به حق.@ ولی برای دکترا، برای مهندسی، برای طلبگی و برای رشتههای مختلف وقت میگذاریم ما برای امتحاناتش، جدیت داریم، اما وقتی میگوییم آخرت شناسی، شناخت آخرت، شناخت ابدیت@ ما تقریبا دو سه دوره که بحث کردیم یک دوره معاد 179 جلسهای یک دوره انسان در گستره منازل آخرت، یک دوره هم راهشناسی درس دادیم که قواعد حرکت نفس از دنیا به آخرت است، مثل انواع تولدها را که کار کردیم حدود 300 تا 400 جلسه، که آقا بالاخره آنجا چه اتفاقی قرار است بیفتد، سکرات یعنی چه؟@ اصلاً چرا به آن میگویند سکرات موت؟ اصلا این چی هست؟ وقتی وارد برزخ میشویم داستان چیست؟ در برزخ چه مسائلی هست؟ قیامت چطوری هست؟ این پنجاه تا سؤال چیست؟ مهمترین سؤالهای قیامت چیست؟@ سؤال اصلیها چیست؟ سؤال فرعیها چیست؟ گاهی وقتها افراد هستند واقعا آخرتگرا هستند اما میبینی که این بنده خدا تا آخر عمر به سؤال فرعیها پرداخته سؤال اصلیها اصلا جواب نداده اصلا نرفته سراغ سؤال اصلیها، ولی خوب سؤالهای دیگرش را واقعا جدی گرفته.@ ما چقدر دغدغه داریم برویم آخرت را بشناسیم واقعا، بگوییم آقا واقعا من قرار است چند روز دیگر بروم آنجا دیگر. الان بنده که خدمت شما هستم 12 سال از سرطانم میگذرد سرطان خون آن هم نوع بدش یعنی 12 سال پیش قرار بوده بروم برزخ.@ آقا سراغ همه میآید چند روز دیگر چند ساعت دیگر، واقعا ما الان در این دالان آخرت قرار داریم این در را باز میکنند این تَه این دالان که این دالان را در نظر بگیرید اینطوری شیب دارد تَه این دالان دوتا در باز میشود یکی به جهنم و یکی به بهشت@ ما هم داریم به سرعت همینطوری میرویم به پایین لیز میخوریم میرویم نزدیک میشویم به آن در، خودمان هم نمیدانیم چقدر دیگر فاصله داریم یکدفعه در را باز میکنند بسته به نوع تولدت هست که در قواعد تولد اگر یادتان باشد اینها را توضیح دادیم.@ حق یعنی چی؟ حق گفتیم یک قاعده مهم دادیم به شما، گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رَحِم مادر با دنیاست که انواع تولدها و مباحثش را قبلا توضیح دادیم.@ گفتیم همانطور که جنین در رحم مادر یک فرصتی دارد که خودش را برای شرایط زیستی دنیا آماده کند ما در رحم دوممان که دنیاست یک فرصتی داریم که خودمان را برای تولد سالم به برزخ آماده کنیم، مهم تولد سالم است@ که در دعا گفتیم چی؟ (اَللّهُمَ اَخرِجنی مِنَ الدُّنیا سالِما) خدایا من را سالم از دنیا خارج کن. این اصل ماست ما هیچ کار دیگری در این دنیا نداریم@ همانطور که جنین در رحم مادر هیچ کاری مهمتر از این ندارد که سالم بدنیا متولد بشود ما هم هیچ کاری، ما نه اصلا وظیفه این داریم که کارهای، ببیند اگر هر کس که میخواهد ازدواج بکند یا نکند@ کار اجتماعی، سیاسی، هر کاری کار فرهنگی، هیچ کدام اینها الزام نیست اگر اینها هست برای این هست که شما باید بتوانید سالم متولد بشوید اول قاعده سلامت را حفظ کن سلامتت تنظیم بشود. شما کیک میخورید یا نه؟ شیرینی میخورید؟@ یک کسی قاعده سلامتش میگوید قندش کم هست باید بخورد یک کسی قاعده سلامتش این هست که نباید بخورد افضل عمل بر آن است که این بخورد افضل عمل برای آن است که نخورد.@ فعالیتهایی که ما داریم میکنیم مشغلههایی که برای خودمان تراشیدیم هِی واجب کردیم به خودمان خیلیهایش دارد وقت ما را تلف میکند@ استعدادهای ما را دارد میگیرد و اصلا نمیگذارد من قواعد سلامت را اجرا بکنم من چکهای سالم متولد به آخرت میشوم حالا خوب دقت کنید هر وقت راجع به حق صحبت میکنیم حق یعنی چی؟@ حق یعنی شرایط ثابت زیستی دنیا این را بهش میگویند حق، ثابت و بایسته هم هست یعنی چی؟ یعنی برای فرکانس دنیا تو باید یک گوشی بیاوری که بین بیست تا بیست هزار فرکانس را بشنود کمبود که بشود حق نیست@ یعنی تنظیم نیست با فرکانس دنیا یعنی به حق نشده مفهوم حق را دقت کنیم برای طول موج دنیا تو یک چشمی بیاوری که بتواند این طیف نوری را دریافت بکند.@ فاصله بین قرمز تا بنفش را بتواند بگیرد رنگهای فاصله بگیرد ماوراء بنفش را لازم نیست ما دون قرمز هم لازم نیست ولی ماوراء قرمز تا ما دون بنفش را باید دریافت بکند. این چشم اگر تنظیم شد با فرکانس دنیا میگوییم این چشم چیست؟ میگوییم این چشم حقی است سالم است به حق هست تولدش درست است.@ گوش پوست فک بینی همه اینها باید تنظیم بشود با شرایط زیستی دنیا یعنی تولد تولد حقی و سالم است در حرکت به سمت آخرت آنجا یک سلسله مثل همین دنیا یک سلسله فرمولها و قواعدی هست که نفس به محض اینکه وارد شود سنجیده میشود.@ الان ما چند تا میزان داریم در دنیا؟ شما میگویید وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ، میزان چیست برای سنجش افراد؟ حق است، در دنیا هم وَ الْوَزْنُ يَوْمَئِذٍ الْحَقُّ ، الان هم در دنیا میزان حق است@ شرایط زیستی آخرت دنیایی که خدا خلق کرده حق است بچه که میآید بچه باید ببیند که با این حق تنظیم شده یا نشده تولد یک بچه است که میاید وقتی میاید به دنیا معلوم میشود این دوران بارداری حقی داشته یا نه نطفهاش حق بسته شده دوران بارداری حق بوده یا نه، حالا الان میاید به دنیا تولد سالم است و الحمد لله دورهاش دوره خوبی بوده.@ اینجا چقدر میزان داریم؟ چشم، چشم چندتاش میزان دارد خودش، عدسیه، و شبکیه، عنبیه و اینها میشوند این، ابرو مژه پیشانی بینی لب دهان دندان قلب، سلسله اعصاب عروق، مغز همه اینها میشود میزانها دیگر@ این بچه باید با صدها میزان تنظیم بشود تا یک بدن سالم آورده باشد. ما وقتی وارد نظام آخرت میشویم نظام آخرتی نظام برزخی میزانهای زیادی دارد حالا حضرت میفرماید پنجاه تا میزان، میگذاریم روی چشممان میگذاریم روی سرمان، بالاخره من باید با پنجاه تا میزان تنظیم شده باشم@ تولد من تولد چی باشد به آخرت؟ تولد سالم باشد این را میگویند حق. این که میگویداَفضَلُ الاَعمال لُزُومُ الحَقّ افضل اعمال این هست که انسان با حق باشد.@ یعنی بگوید آقا من نمازم بهش خدشه وارد نشود نماز اولم خراب نشود به خاطر دنیا، این تنظیم شده، ماه مبارک را ادا بکنم، واجبات الهی را ادا بکنم محرمات اینها حق نیستند از آن پرهیز بکنم@ وقتی شما به سمت حرام رفتی به سمت ناروا رفتی به سمت فحشاها، فحشا هم که گفتیم ظاهری هست و باطنی، و گفتیم باطنیها به مراتب خطرناکتر و سختتر از فحشاهای ظاهری هستند خوب اینها را آدم شناسایی بکند@ لُزُومُ الحَقّ یعنی اینکه سمت این فحشاها نرود تلاش بکند سمت این فحشاها نرود آن چیزهایی که واجب هست را بداند که اینها لازم است. آقا قرآن حق است من باید لزوم داشته باشم@ حضرت فرمود حداقل مسلمان واجب است روزی پنجاه آیه قرآن بخواند قرآن روز قیامت شکایت میکند از مسلمانی که با آن انس نداشته در روایت داریم میفرماید خداوندا این من را ضایع کرد و تو ضایعش کن@ دعای قرآن هم، قرآن جان وقت نداشتم تو را بخوانم من دکتر بودم مهندس بودم طلبه بودم وقت نکردم قرآن بخوانم قرآن بفهمم.@ اِ این دیگر لزوم الحق نیست ما واقعا وقتی برای قرآن بگذاریم برای فهم قرآن درک قرآن، برای ما فرستاده شده، غذای انسانی است، دقت کنید باز انگشتها را، غذای بخش فوق عقلانی قرآن است، خوراک ماست@ چرا خداوند در ماه مبارک رمضان که غذاهای بخشهای پایینی را قطع میکند بزرگترین غذا را چه چیز قرار داده؟ قرآن. ما باید بخوانیمش، ما باید بخوانیمش یعنی باید بخوریمش این غذا را@ خوردنش هم به این نیست که کنتراتی روزی یک جزء قرآن بخوانیم این بحث ظاهرش است چقدرش را میفهمیم چقدر با آن انس میگیریم، چقدر به باطنش راه پیدا میکنیم، چقدرش جذب نفس ما میشود چقدر روشنایی ایجاد میکند.@ چون میفرماید قرآن شراب مؤمن است اگر کسی قرآن خورده باشد امکان ندارد آدم عصبی باشد اگر کسی قرآن خورده باشد امکان ندارد آدم غمگینی باشد یعنی آن دوتا اصلی که در قرآن گفتیم شادی و آرامش.@ علامت اینکه یک نفر رشد حقی کرده شادی و آرامش است. شما چقدر حق خوردهاید، نشان میدهد در زندگی شخصی تو که اگر تو آرامش داشته باشی شادی داشته باشی معلوم است که حق خوردی، مثل لقمه حلال و حرام است.@ لقمه حرام آدم را عصبانی، پرخاشگر بیحوصله و هار میکند لقمه حرام یک کاری میکند یک کسی که در لشکر امیر المؤمنین جزء جانبازهای لشکر امیر المؤمنین هست میاید در عاشورا میشیند روی سینه پسر امیر المؤمنین سر پسر المیر المؤمنین را میبرد.@ لقمه حرام یک کاری میکند آدم با اینکه میداند امام معصوم است میکشدش، میداند این بچه فاطمه است میکشدش، میداند این خاندان پیغمبر است غارتش میکند لقمه حرام این کار را با آدم میکند.@ علامت اینکه من قرآن خوردم قرآن خورده شده، چون فرمود شراب مؤمن است، شراب باید چه بیاورد؟ باید بیخیالی نسبت به دنیا بیاورد@ مَن بَکی عَلی الدُنیا دَخَلَ النّار کسی که دنیا میتواند افسردش بکند پژمردهاش بکند گریانش بکند عصبانیاش بکند خوب این جهنم را با خودش دارد.@ اگر من قرآن را بخورم به حق التزام داشته باشم غذایم را به موقع بخورم، مثل شما پزشک به شما میگوید چی؟ پزشک میگوید الان موهای شما ریخته ناخنت اینطوری هست پوستت اینطوری هست غذا نرسیده@ سوء تغذیه داشتی بیا این دو تا ویتامین را بخور، خوب دریافت نکردی عدالت در مورد شما رعایت نشده یا بهت ندادند یا خودت دقت نکردی بالاخره کلسیم کم بوده فسفر کم بوده روی کم هست، الان مشکل کم خونی داری این دردسرها را دارد@ خیلی خوب میخوری خوب میشوی. الان به ما چه بگویند وقتی مسئله روحی است میگوید تو بالاخره باید یک چیزهایی را دریافت میکردی و نکردی و چون دریافت نکردی الان این شکلی شده باطن آدم@ الان آدم روحیه ندارد شاد نیست آرام نیست، خشن است، عشق به همسر ندارد عشق به پدر و مادر ندارد از نظر عاطفی ضعیف است خوب دریافتت خوب نبوده حق نبوده@ لزوم الحق یکطوری است که اگر شما دریافت کردی حتما متعادلی حتما شادی حتما آرامش داری حتما دنیا نمیتواند به راحتی گریهات بیاندازد.@ لزوم الحق یعنی مثل این خانمی که ما دیروز و پریروز داریم برایش عزاداری کردیم زینب کبری بتواند بعد از آن همه مصائب بگویی (وَ ما رَأیتُ اِلاّ جَمیلا) @ حالا ما که مصائب آنطوری نداریم مصائب حضرت زینب را نداریم ولی بالاخره این مقداری که در زندگی خودمان هست نتواند ما را بریزد به هم بتوانیم راضی به رضای خدا باشیم@ بتوانیم قبول بکنیم که اگر ما مریض شدیم با خدا درگیر نشویم اگر مشکل مالی پیش آمد اگر ورشکستگی پیش آمد اگر مثلا کسی در حق ما کاری کرد دیگر اینقدر احساس بدبختی و بیچارگی نکنیم.@ پس التزام به حق یعنی همین اگر ما التزام به حق داشته باشیم خوب معلوم است حق خورده باشیم معلوم است این حق وقتی دریافت میشود باطن تو و شکل تو را مناسب میکند برای ورود به برزخ@ دیگر شب اول برزخ گرفتاری ما نیست در همان زیارتهای رجبیه چه میخوانیم؟ هر روز هم ماه رجب واجب شده (وَ اَدرَء عَنی مُنکَراً وَ نَکیراً وَ اَرَی عَینی مُبَشِرَاً وَ بَشیراً) خدایا من را از من از نکیر و منکر دور کن من اصلا نمیخواهم ببینمشان@ چقدر خوب است آدم با خدا اینقدر باصفا باشد خیلی خدا دوست دارد بندهاش اینطوری باهاش باشد، خدایا خدا وکیلی خدایا تو را به حضرت عباس این نکیر و منکر اصلا نیایند پیش من@ روحیهاش را ندارم اصلا بیاید از من سؤال بکند گیر به من بدهد و گرفتارم بکند اینها را بفرست بروند بشر و مبشر و معصومین ببینید چطور به ما نگاه میکند چقدر قشنگ دارد نگاه میکنند@ معصوم میگوید از خدا بخواه نکیر و منکر اصلا نیایند سراغت، بگو مگر فرشته قحطی است سلام الله علی نکیر و منکر سلام خدا بر هردوشان. ولی خوب حالا برود سراغ کسان دیگر، سراغ ما نیایند@ بشر و مبشر بیایند به ما بشارت بدهند وقتی که شما وارد میشوید بیایند بگویند دمت گرم آفرین خیلی خوب آمدی گل کاشتی قشنگ هم زندگی کردی بارک الله خوش آمدی به بهشت خدا. خوب این خیلی قشنگ است اگر بشیر و مبشر بیایند و بشارت بدهند که خیلی بهتر است هر روز ماه رجب این را از خدا بخواهید.@ لزوم الحق یعنی وقتی شما وارد برزخ میشوید با شادی اهل بیت با شادی عزرائیل(ع) با آن چهره زیبا و قشنگش بیاید استقبال شما، چون حضرت فرمود هر کس بمیرد من را میبیند@ ولی همه به یک چهره امیر المؤمنین را نمیبینند همه به یک چهره عزرائیل را نمیبینند هر کسی به چهره باطن خودش آنها را میبیند یک موقع آنها ناراحت هستند قهر میکنند یک موقع میبینی خندان بهت میخنند و خوش آمد میگویند.@ ما حواصمان نیست که در این میدان مسابقه ایستادیم اینها منتظرند ببینند ما از این گود چطوری میآییم با این شیطان چکار میکنیم@ با خودمان چکار میکنیم با این نفس چکار میکنیم همین الان دارند ما را نگاه میکنند چشم در چشم دارند مارا نگاه میکنند بالاخره ما چطوری متولد میشویم.@ خوب لزوم الحق یعنی چی؟ اگر من بخواهم الزام داشته باشم به حق باید اول چکار کنم قبل از الزام باید چکار کنم؟ حق را بشناسم این خیلی مهم است یعنی من کار نظری احتیاج دارم یک کسی بگوید آقا درس را ولش کن مطالعه را ول کن استاد را ول کن کلاس را ول کن، نمیشود.@ عزیزی آمده اینجا به من شکایت کرده میگوید مثلا آقا من اینطوری بوده اینطوری بوده برایش نوشتیم آقا این تمرینها را برایش نوشتیم شش ماه برایش دوره نوشتیم بعد از شش ماه آمده میگوید نرسیدم کار داشتم درس داشتم این خودش را مسخره میکند.@ ما نه درس طلبگی نه درس دانشگاه نه درس حوزه هیچ کدام مهمتر و مقدستر از این نیست که ما حرکتمان را اول تنظیم کنیم به سمت سعادت.@ کارهای اجتماعی کارهای سیاسی فعالیتهای نمیدانم چی، هر چی اول خودم. قوا اَنفُسَکُم وَ اَهلیکُم عَلَیکُم اَنفُسَکُم اول خودم.@ پس من به کار نظری احتیاج دارم کار نظری به این نیست که همهاش بروم یک عمر و بنشینم صرف و نحو و معانی و بیان و اصول و فقه بخوانم@ کار نظری یعنی این که بروم سراغ قرآن ببینم دارد چه به ما میگوید معصوم دارد چه به ما میگوید مگر نگفت این دوتا را گذاشتم برای شما کِتابَ الله وَ عِترَتی ببین چی دارند میگویند@ یا لااقل علمایی که در این فن هستند چی دارند میگویند مگر امام نفرمود دو قدم در تهذیب یک قدم در درس، یعنی دو ساعت بگذار یعنی دو به یک نسبتش، تهذیب کار دارد تهذیب یک عمل است@ خدا رحمت کند علامه را در این تفسیر المیزان میفرمود که قرآن میگوید یُزَکیهِم وَ یُعَلِمُهُمُ الکِتاب بعضیها میآمدند میگفتند آقا قرآن اول گفته تزکیه بعد علم، ما اول برویم سراغ خودسازی بعد حالا علم بعدا@ علامه فرمود خودسازی هم علم میخواهد خودسازی یک علم مخصوص خودش را میخواهد که مهمترینشان شناخت ساختار نفس است یعنی انسانشناسی و خودشناسی. من که هستم؟ من اصلا وجودم چیست؟ من اصلا داستان خلقتم چیست؟ ماجرا چی هست؟ چی هست؟@ کمالات را بشناسیم کمالات حسی کمالات وهمی کمالات خیالی، کمالات عقلانی کمالات جمادی کمالات نباتی، تا اینها را نشناسم، یک موقع میبینیم یک دانه طلبه شدم تمام آرزویم در این طلبگی این هست که به قول امام میگفت طلبه میگفت بگذار لمعه را بگیرم میدانم با کدخدا چکار کنم@ آرزویم این بوده که قاضی بشوم، آرزویم این بوده که نماینده مجلس بشوم، شما الان میبینید نماینده مجلس هم شده، آرزوش این است که رئیس جمهور بشود، آرزویش این هست که شورای شهر رأی بیاورد@ همه دیگر غایت این شده از کل این درسها و حوزه رفتنش میخواسته یک موقعی به یک مقام اجتماعی برسد و دیده بشود از درس خواندن دانشگاهیاش همینطور از درس خواندن حوزویاش همینطور@ آرزویش این بوده که برود در کمال حسی فقط چندتا ویلا داشته باشد خانه داشته باشد ماشین داشته باشد یعنی کل درآمدش این است یعنی شخص دائما دارد آخرت میدهد ابدیت میدهد دنیا دریافت میکند@ دارد نور میدهد چی دریافت میکند؟ ظلمت. بحثی که کردیم چه بود؟ دارد نور میدهد نار میگیرد.@ لزوم الحق من اول باید واقعا یک وقت جدی بگذارم که این حق چیست؟ و ملاکها و میزانها، قرآن نگاه کنید خیلی مهم هست این نکتهای که متأسفانه مجهول هم واقع شده، در درسها هم نیست یعنی شما در خیلی از درسها و کتابها را نگاه کنید اطلاعات به شما زیاد میدهند علم زیاد میدهند اما میزان برای عمل به تو نمیدهند@ در حالی که قرآن تأکید میکند چی؟ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ یعنی قاعده فرمول، الان من درس بخوانم خوب است یا درس نخوانم؟ این همان سؤالی است که مقام معظم رهبری برایش مهم بود من بمانم قم میزان چیست؟ یا بروم پیش پدرم میزان چیست؟@ من الان زن و بچهام را امشب ببرم پارک با آنها بروم مسافرت بشینم پیششان میزان چیست؟ پیامبر فرمود وقتی انسان مینشیند مقداری پیش زن و بچهاش از عبادت در مسجد من بالاتر است.@ میزان چیست؟ امام امت سلام الله علیه در نجف ده دقیقه بعد از درس یک رب ده دقیقه زیارت میکرد میامد خانه چایی خودش دَم میکرد هر روز کارش این بود ساعت 10 صبح چایی دَم میکرد@ خانواده را صدا میکرد میامدند و مینشستند سماوری هم برپا میکرد خود امام مینشست با خانوادهاش فقط یک چایی میخوردند خودش هم بعد جمع میکرد، بعد میگفت خیلیها بهش میگفتند که آقا شما زیارت به آن مهمی را زود انجام میدهید بیایید اینجا یک چایی با هم بخورید با خانواده@ فرمود این چایی خوردن از آن زیارت کمتر نیست این میزان است اگر کسی میزان نداشته باشد میگوید خانواده چیه بابا پیش خانواده نشستن یعنی چی؟ میوه خوری یعنی چی؟ این قرتی بازیها یعنی چی؟ بشینیم چایی بخوریم میوه بخوریم با همدیگر با هم گَپ بزنیم این دیگر چیست؟@ این افراطها الان در زندگی ما زیاد الی ما شاء الله ما از این افراطها داریم. نه به جایش روزنامه بخوانم، بابا زنت الان احتیاج دارد شما نیم ساعت یک ساعت با این زن حرف بزنی@ بشین کنارش یک سبزی پاک کن بشین با هم یک میوهای بخورید، بشینید با هم یک چایی بخورید، بلند شوید با هم یک قدمی بزنید بیرون، اینها اسراف است اینها وقت تلف کردن است.@ هر هفته جمکرانش را میرود بچههایش گرفتارند خلأ عاطفی دارند این آقا هِی بلند میشود میرود اینور و آنور وقت خودش را، به چه دردش میخورد؟@ میزان. شما حق را اگر نشناسید میزان دستتان نباشد چطور میتوانید لزوم حق داشته باشید خیلی وقتها کارهای خوب میکنید در حالی که اصلا حق نیست خوب هست ظاهرش خوب هست یعنی حمله سمت راست یادتان نرود@ کار مثبت هست از نظر صورت اما برای این سم است و خطرناک، پس ما واقعا یک وقت جدی بگذاریم برای این کار. درسمان هفته آینده که تعطیل رسمی است ارتحال حضرت امام هست سلام الله علیه و آخرین جلسه امسال ما دو هفته بعد است یعنی ما دو هفته بعد، که سهشنبه آینده نه سهشنبه بعدش آخرین جلسه امسالمان هست@ انشاء الله حتما خدمتتان هستیم و کسانی که برنامه گرفته بودند در برنامههایشان من یک سری کتاب و سیدی و اینها نوشته بودند آوردند امروز@ عزیزان هفته بعد دو هفته بعد هم کتابهای تربیتی که برای بچهها و سیدیهای تربیتی که برای بچهها نوشته بودیم در برنامهها اگر یک موقع کسی برنامه گرفته دید کتابها و سیدیهای برنامهاش نیست امشب تهیه کنید@ حتما همه عزیزان هم امشب نمایشگاه را ببینند چون متفاوت از هفتههای دیگر است برادرانی که در تهران بودند از مؤسسه زحمت کشیدند آوردند که همه نگاه کنید چیزهایی هست که همه به کارتان میآید@ دانه دانه نگاه کنید هم خانمها هم آقایان و دو هفته بعد انشاء الله نمایشگاه خیلی مفصلتر هست که نیازهایی را که در برنامههایتان نوشتیم کاملا تأمین شده باشد.@ با هم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان حل مشکلات خودمان مشکلات کشورمان دفع فتنهها از کشورمان سلامتی مقام معظم رهبری و دفع سختیها و بلاهایی که متوجه ایشان هست@ شفای مریضانمان مریضان منظور کسانی که به نفس پاک شما احتیاج دارند و سفارش کردند که شما دعایشان بکنید همه گرفتارها و بدهکارها همه را دعا بکنید از صمیم قلب و با حضور قلب@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم امن یجیب المضطر اذا دعاه و یکشف السوء هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@
جلسه 024 - جایگاه عمل در سلوک انسانی
متن کامل (خام) جلسه 024 - جایگاه عمل در سلوک انسانی