جلسه 038 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
38
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1400
ماه
8
روز
21
متن کامل (خام) ‌ جلسه 038 - جامعه پزشکی مهدوی

جامعه پزشکی مهدوی؛ جلسه 38 20/10/1398

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همۀ شما عزیزان. خب جلسه گذشته بحث به اینجا رسید که چون ما بدون متخصص آن هم متخصص معصوم اساساً نمی‌توانیم نه حیات دنیایی‌مان را مقرون به سعادت هدایت کنیم و نه حیات بخش انسانی‌مان را.@یعنی ما در بخش جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی یا انسانی در هیچ کدام از این ابعاد، چه این ابعادی که مربوط به جنبه‌های دنیایی ماست و چه جنبه‌های انسانی و ابدی ماست که باعث می‌شود یک انسان در سلوکش شباهت به اهل بیت (علیهم السّلام) پیدا کند بدون متخصص معصوم توفیق زیادی نمی‌توانیم داشته باشیم.@بگذریم از معدود انسانهایی که در یک شرائط خاصی با ریاضتهای خیلی خیلی طولانی و سخت می‌توانند این مسیر را طی کنند. اما زندگی که روی روال باشد و با آن روال به طور طبیعی آدمها رشد بکنند فقط در گرو وجود معصوم هست بدون معصوم ما یک روال طبیعی برای رشد در همه ابعاد نداریم.@از همه مهمتر این هست که وقتی که ارتباط و اتصال یک نفس نداشته باشد با امام معصوم مثل این هست که یک جنین در رحم مادر در روند طبیعی خودش رشد نمی‌کند.@چون گفتیم که وقتی یک جنین می‌خواهد شکل بگیرد اول از این به استقرار در مکان قدرتمند و مشخصی در رحم مادر احتیاج دارد که استحکام داشته باشد و بتواند با حرکتهای مادر آسیب نبیند در همه شرائط بتواند رشدش را تا وقتی که می‌خواهد متولد بشود تضمین کند «فِي قَرارٍ مَكِينٍ» یعنی باید یک جایی باشد که قدرتمند باشد.@پس کسی که به معصوم و امام زمانش وصل نیست رشدش رشد طبیعی نیست، باطنش باطن درستی نمی‌تواند باشد بسیار سخت هست اینکه انسان یک باطن درستی را برای خودش ایجاد کند برای همین امام عسکری (علیه السّلام) فرمود شما بدون معصوم، انسانها بدون معصوم «کالبهائم» مثل حیوانات هستند حضرت هم بهیمه دارد می‌گوید، یعنی با بُهم و ابهام با سر در گمی و گیجی و گنگی انسان زندگی می‌کند.@گیج مسائل اقتصادی پیچ می‌خورد یک عمر می‌بینی 60 سال درگیر ساختمان و دلار و ارز است اصلاً این آدم دیوانه است به چیزی غیر از پول و مادیات نمی‌تواند فکر کند؛ عمده‌ترین چیزی که فضای قلب و ذهن این آدم را می‌گیرد اقتصاد و پول و ساختمان و ویلا و اینطور چیزهاست این بُهم دارد گیج است یعنی به جای اینکه در مسیر خلقت و هدف خلقتش حرکت کند در اینطور مسائل گیج است.@یا در مسائل گیاهی گیج است، در غذا و سفره و شکم و هیکل و اندام و زیبایی و ظواهر و خودفروشی‌های اینطوری یا خودآرایی‌های اینطوری، همین زندگی‌اش با همین جی‌جی‌وی‌جیهای اینطوری تمام می‌شود، اتومبیل و تلفن و مبل و پرده و خانه و قیافه و هیکل و پوست اینطوری، گیر این است، غذا سفره و اینها.@بعضیها گیج مسائل حیوانی هستند، زن گرفته، شوهر کرده حالا گیج و گنگ است راجع به مسائل زندگی رابطه‌اش با همسرش، یک وقت زیادی از عمر این تلف می‌شود در اینکه این رابطه باید چطوری باشد، الان اینطوری و آنطوری است.@دائم دل نگرانی‌های بالا و پایین شدنهای این رابطه است وقتی پای بچه‌ها هم که وسط می‌آید دیگر داستان خیلی گیج و گنگی بیشتر است بعد حالا این بچه‌ها بزرگ می‌شوند برای زن گرفتنشان ما یکسری گیج و گنگی داریم، با عروس و داماد و بچه‌ها و بعداً نوه‌ها، هیچی می‌بینی طرف تا می‌آید به خودش بیاید می‌بیند که عمر تمام شد و آنطرف رفت.@اصلاً این حتی ساعتی و روزی و لحظه‌ای به هدف خلقت خودش فکر نکرده، نه هیچ آموزشگاهی نه استادی نه مربی نه مدرسه‌ای نه سلوکی و اصلاً شروعی این بنده خدا نداشته.@یک موقع هم هست گیج مسائل علمی است دانشگاه و درس و داخل و خارج و پروژه و طرح و دکترا و فوق دکترا و تخصص و اختراع و اکتشاف و همینطوری با فیزیک عالم سروکار دارد با فیزیک عالم گرفتار است درگیر فیزیک عالم است و اصلاً هیچ راهی به متافیزیک به قول امروزیها به ماوراء طبیعت و یا به قول قرآن به چی؟ به غیب ندارد.@اصلاً نه انسی و نه رفت و آمدی با غیب دارد و نه لذتی می‌برد از ارتباط با غیب نه شرابی نه مستی نه می نه مطربی، هیچی، دائم درگیر اینطور مسائل است موقعهایی هم که او را سر نماز می‌آورند باز ذهنش مثل کِش برمی‌گردد سر جمادی، سر نماز اینطوری است یا درگیر مسائل جمادی است حتی موقعی که با خدا خلوت می‌کند، یا درگیر مسائل گیاهی یا حیوانی یا علمی است مشغول اینطور چیزهاست.@مشغول به غیب و حضرت و معصوم و خانواده آسمانی‌اش نیست نه دلتنگشان می‌شود نه ارتباطی دارد نه رفت و آمدی دارد، خب این معلوم است که یک زندگی بهیمه‌ای است زندگی حیوانی است گنگ است طرف گیج و گنگ در این مسائل است و به این چیزها فکر می‌کند.@اینکه ذهن را بگیری مثل کِش بیاوری تا برسانی به خدا و الله و غیب و معصوم و وظائفی که ما نسبت به معصوم داریم که وظائف بسیار سنگینی داریم به قدری سنگین است که قیامت شما را فقط با همین می‌سنجند تو با امام زمانت رابطه‌ات چطور بوده کوتاهی کردی یا کوتاهی نکردی. آن 49 سؤال فرع بر این سؤال است. همه آن 49 سؤال یک طرف این یک سؤال یک طرف.@«و المقصر فی حقکم زاهق» آن کسی که تقصیر دارد در کار امام، مؤثر در غیبت و آوارگی امام زمانش هست در غفلت خودش و غفلت دیگران این زاهق است، این از راه به دور است.@لذا حضرت می‌فرماید که شما اصلاً بدون معصوم، بدون فکر در مورد معصوم مثل یک بهیمه هستید. و بعد گفتیم قیمت هر انسانی به أین‌های اوست، أین یعنی چی؟ کجاست، به جستجوهای انسان، به اینکه قلب انسان در جستجوی چیست، دنبال چیست، آرمانش از زندگی کردن چیست؟@این أین‌ها هست که قیمت انسان را مشخص می‌کند؛ ببینید از صبح که از خواب بلند می‌شوید تا شب درگیر چه هستی، به دنبال چی هستی، آرزوهایت چی هست، و واقعاً این پنج بخش خودت را درگیر چه چیزهایی کردی، بخش اقتصادی، بخش گیاهی، بخش حیوانی، بخش علمی و بخش فوق عقلی، اینها درگیر کدام مسأله است؟@تو در جستجوی چه هستی؟ گمشده‌ات چیست؟ آن که اگر به آن برسی آرامش داری، اگر به آن برسی مسیرت تضمین شده است به سمت آخرت، اگر به آن برسی شاد هستی، اگر به آن برسی کاملاً آرامش داری، آن چیست؟ این نشان می‌دهد شخصیت یک انسان را، یک آینه‌ای هست که ما در این آینه می‌توانیم خودمان را ببینیم که ما چه کسی و چه چیزی هستیم و داریم چکار می‌کنیم.@برای ما که در زمان انقلاب اسلامی هستیم ماجراها، اصول، قواعد، دلدادگیها، دغدغه‌ها، آرمانها، همه چیز متفاوت است با قبل از انقلاب اسلامی. چون شما وقتی که به قبل از انقلاب اسلامی برمی‌گردید آن چیزی که قالب بر مردم هست چیست؟ حالت چیست؟ حالت ابهام است، یعنی همان بُهم و بهیمه و حالت حیوانی بودن، یعنی مردم درگیر این مسأله هستند.@انقلاب اسلامی که آمد همه ماجراها فرق کرد یکدفعه مردم به اندازه هزار سال بلکه بیشتر یکدفعه فکر و اندیشه و عمل و آرمانها و برنامه‌ریزیها و دغدغه‌ها و سبک زندگی‌شان همه یکدفعه تغییر کرد، یعنی چیزی که مثلاً تا قبل از انقلاب بگیر برو تا قرنهای قبل به شدت و سختی و کُندی و نایابی و نادری می‌شد پیدا بشود.@یعنی یک انسان با باطن انسانی یکدفعه با انقلاب اسلامی یک انفجار نوری اتفاق افتاد و یکدفعه دهها میلیون انسان وارد یک رحم مکانی و زمانی خاص به نام انقلاب اسلامی و ایران شدند؛ این رحم یک رحمی نورانی و قدرتمند برای تربیت انسانهای دهها و صدها میلیون انسان در داخل و خارج از کشور شد.@یکدفعه انسانهایی متولد شدند و انسانهایی بوجود آمدند و انسانهایی ساخته شدند که صدها هزار نفرشان تا عند ربهم یرزقون رفتند؛ اصلاً در تاریخ شما سراغ ندارید یکدفعه این حجم انسان تربیت بشود، معجزه انقلاب اسلامی و رحم انقلاب اسلامی است؛ این است که امام می‌فرماید حضرت زهرا را جبرئیل با چه چیزی آرام می‌کرد؟ با اخبار انقلاب اسلامی آرامش می‌کرد.@انقلاب اسلامی یک چیزی است که همه انبیاء و ائمه منتظرش بودند، آن را می‌شناختند، منتظرش بودند، می‌دانستند که این اتفاق بیافتد به عنوان اصلی‌ترین و آخرین گام برای حاکمیت متخصص معصوم در روی زمین، حاکمیت دین خدا.@آن مژده‌ای که خداوند به پیغمبر داده بود «هُوَ الَّذِي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دِينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ» بشارت را داد. الان در دعای ندبه خواندیم که چی؟ خدا به او وعده کرد که دینش را بر بقیه دینها غلبه بدهد اوائل دعای ندبه این را خواندیم.@آخرین گامی که اگر برداشته می‌شد شروع نابودی موانع ظهور، مستکبرین، ظالمین، طاغوتها، جنایتکاران بود انقلاب اسلامی بود. خب این چیزی بود که همه ائمه منتظرش بودند سیرش را هم بارها اینجا خدمت شما عرض کردم.@آیاتش را عرض کردم که مربوط به انقلاب ایران و مردم ایران هست روایاتش را هم که مرتب و مفصل خدمت شما عرض کردم حالا اگر یک جا جمع خواستید ببینید باز آن کتاب فصل سوم کتاب آشتی همه را آنجا آوردیم مطالعه بفرمایید.@و این ایام وقتتان را بگذارید کتاب مقام عرشی حضرت زهرا را حتماً همه بخوانید آن خیلی مهم است هم یک تقرب روحی و حسی با حضرت پیدا بکنید و هم اینکه مشارکت بکنیم با حضرت زهرا در مقام عرشی او، بتوانیم یکذره اوج بگیریم و بالا برویم و برویم نزدیک حضرت زهرا (سلام الله علیها) در مقام عرشی خودش بنشینیم.@این کتاب را حتماً مطالعه بفرمایید یا سی‌دی‌اش را گوش کنید یا کتابش را بخوانید هر کس هر طوری دوست دارد یک مقدار حس شما در این ایام فاطمیه درست و قشنگ باشد.@چون ایام فاطمیه یک رحم زمانی بسیار قدرتمند هست برای اینکه شخصیت ما را جهش بدهد یک جهش شخصیتی در ما ایجاد کند یک پرش ایجاد کند فوق‌العاده این ایام مهم است حتماً از فرصت تقرب به وجود مقدس حضرت زهرا (سلام الله علیها) مادر آسمانی‌مان استفاده کنیم.@بعد از انقلاب یکدفعه این اتفاق افتاد یعنی مردم اینقدر بُهمی و گیجی و حیوانیت نداشتند صدها میلیون نفر در سراسر دنیا تحت تأثیر این انقلاب قرار گرفتند و ساخته شدند و هدایت شدند.@تکلیف خیلی‌ها مشخص شد هدف خیلی‌ها مشخص شد، سبک زندگی خیلی‌ها مشخص شد، و این همینطوری یکسره دارد چکار می‌کند؟ یکسره ادامه دارد و دارد پیشرفت می‌کند و آن شرائط اصلی برای ظهور انسان کامل را در سطح جهان فراهم کند.@شرائط اصلی یادتان هست دوتا شرف بیشتر نبود، چه بود؟ وفاداری و همدلی، این دو؛ شما می‌بینید که این دارد در مردم دائم شکل می‌گیرد و مردم بیشتر موضوع بحثشان، فکرشان، فعالیتشان، هزینه کردنهای اقتصادی، وقت گذاشتنها، آبرو گذاشتن، استفاده از تواناییهای علمی، تخصصها و دعاها و ارتباطات معنوی‌شان در هر پنج بخش دارد موضوع حجت خدا می‌شود، وجود مقدس امام زمان می‌شود.@شما قبل از انقلاب اگر می‌گفتید مثلاً جامعه معلمان مهدوی معنادار بود؟ اگر یک همچین چیزی اعلام می‌شد جامعه معلمان مهدوی که اینها جمع شدند می‌خواهند کار فرهنگی و مقدمه سازی برای ظهور بکنند خیلی معنا نداشت، ولی الان خیلی طبیعی است به هر کس هم بگویی اصلاً تعجبی نمی‌کند.@اینکه تعجب نمی‌کنند مردم از اینکه خب حالا جوامع مختلف مهدوی، جوامع معلمان مهدوی یا جوامع دیگر تشکیل می‌شود، کانونهای مهدویت در سراسر کشور در دانشگاهها تأسیس شد، فعالیتها یکدفعه زیاد شد، کتابها، هزاران جلد کتاب نوشته شد، میلیونها بیت شعر گفته شد، دهها آثار هنری و موسیقی ساخته شد، یکدفعه انفجاری از نام و یاد حضرت و پیوند با حضرت یکدفعه اتفاق افتاد.@این آن قدرت رحمی انقلاب اسلامی است، برای همین انقلاب اسلامی اساساً با تمام تاریخ فرق دارد این چهل سال با همه تاریخ فرق دارد، به این چهل سال بین‌الطلوعین می‌گویند (قبلاً توضیح دادم برای شما) بین‌الطلوعین است طلوع امام زمان و ظهور حضرت هست یعنی فضایش فضای برزخی است یعنی کاملاً فضای برزخی دارد.@و در رحم انقلاب اسلامی دهها و صدها میلیون آماده می‌شوند برای چی؟ برای حاکمیت متخصص معصوم یعنی مردم این طلب در آنها ایجاد می‌شود. نمونه‌اش را هم شما در قضیه شهادت سردار عزیزمان دیدید که جهان را نه فقط ایران را، منطقه را نه، جهان را به جلو انداخت یعنی یکدفعه این خون به قدری پاک، این خونهایی که با آنها بودند به قدری پاک و مقدس بود که یکدفعه دنیا را تحت تأثیر خودش قرار داد.@نمونه تحت تأثیر قرار گرفتنش را ما در کشور خودمان دیدیم در عراق مثلاً دیدیم چه اتفاقی افتاد، جنبه‌های دیگرش بماند اما یکدفعه همه دارند حس می‌کنند اصلاً مردم یکدفعه یک تحول چی پیدا کردند؟ کل مردم یک تحول اساسی پیدا کردند.@یعنی ما واقعاً می‌توانیم برای حوادث قبل از ظهور بگوییم در رحم انقلاب اسلامی ما می‌توانیم از این به بعد بگوییم دوران قبل از حاج قاسم و دوران چی؟ بعد از حاج قاسم، یعنی بعد از حاج قاسم یک داستان دیگری دارد اتفاق می‌افتد یکدفعه مردم وارد یک رحم جدیدتری شدند یک تولد جدیدی پیدا کردند حس جدیدی پیدا کردند قدرت جدیدی پیدا کردند.@اگر ما می‌خواستیم سالهای سال کار فرهنگی بکنیم با هزینه‌های گزاف که نمی‌توانستیم هم بکنیم، میلیاردها میلیارد هزینه می‌کردیم تا بتوانیم مردم را به یک وحدت و همدلی اینگونه برسانیم امکان‌پذیر نبود اصلاً این به اندازه یک ملت یک امت خودش کار کرد آدم چقدر می‌تواند بزرگ باشد، چقدر می‌تواند رحم وجودی‌اش برجسته و بزرگ باشد که یکدفعه خونش آن همه آثار را دارد.@برای همین هم ما جا داریم که رشد کنیم که به امام معصوم می‌گویی «أسئله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله» یعنی اینقدر می‌توانی سعه وجودی پیدا بکنی لازم نیست بالفعل بشوی، مثل حاج قاسم که بالفعل شد و اثر گذاشت، بالقوه هم که باشی خوب است، یعنی همینطوری لازم نیست ظهور داشته باشد، مهم این هست که تو در قلب و نهاد خودت بتوانی به یک نیت به این بزرگی دست پیدا کنی.@وقتی یک کسی می‌گوید من جزء جامعه پزشکی مهدوی هستم یعنی دارم به بلندای حضرت زهرا از عرش تا زمین و از زمین طول تولد حضرت زهرا تا آخر تاریخ دارم فکر می‌کنم، دارم برای یک متخصصی فکر می‌کنم که اگر او باشد همه عالم برای ابد سعادتمند می‌شوند.@این سعه وجودی خیلی خوبی است که اگر کسی این را پیدا کند اولین مرحله‌اش هم این هست که تو مهدوی بشوی و بعد چی؟ بعد عملیاتی بشوی؛ نه اینکه بیایی بگویی حالا من عضو جامعه معلمان مهدوی هستم بعد مثل کسانی که عملمیاتی نیستند عمل کنی؛ باید مؤثر و فعال باشی و وقت بگذاری و باید این جوشش در وجودت باشد همین مقدار کافی است.@همین مقدار اگر کسی رسید به این جوشش در وجودش این وقتی که از دنیا برود امیرالمؤمنین (علیه السّلام) فرمود با من و هم درجه من است این درگیری نفس مهم است اینکه نفس به نیت برسد و نیت انسان را بزرگ می‌کند.@عطاهای الهی هم به اندازه نیت انسان است انسان وقتی که نیت پیدا کرد «علی قدر النیة تکون من الله العطیة» انسان وقتی که نیتش بزرگ می‌شود خداوند هم به اندازه نیتش عطا می‌کند دهشهای الهی بسته به دغدغه‌های توست نیت و همّهای تو، همت تو، همت تو هر چقدر باشد همان مقدار عطا می‌شود.@شهید سلیمانی همتش خیلی بزرگ بود 40 سال جهاد آن هم با یک همت جهانی؛ در نقطه مقابل شهید سلیمانی کسانی بودند که می‌گفتند نه غزه نه لبنان، اینطوری می‌‌گفتند، اصلاً با اینطور مسائل کاری نداشتند.@موجودات وحشی حیوان‌صفتی که فقط به خودشان فکر می‌کنند و اصلاً نمی‌توانند به آدمها فکر کنند تا آن کسی که می‌آید در سوریه می‌رود و به بچه رزمنده‌ها می‌گوید نگاه کنید آنجا یک مشت زن و بچه، پیر و جوان گرفتار گرگها هستند، گرگها محاصره‌شان کردند، آن زن و بچه‌ها منتظر شما هستند، یک کسی که اینطوری فکر می‌کند خارج می‌شود از شرائط جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی.@ما کسانی را داشتیم از هم‌رزمهای حاج قاسم سلیمانی ترجیح دادند به جای اینکه آن دغدغه‌ها را داشته باشند بروند یک جای امن بنشینند در یک دانشگاهی دکترایشان را بگیرند که از آن به بعد به آنها آقای دکتر فلانی بگویند، اینطوری می‌خواستند.@او نه او دنبال اینکه برود به او اینطور بگویند نبود، برایش اینطور چیزها مثل آب خوردن بود ولی او حتی به این حجابها هم گرفتار نبود، این حدود را اصلاً نمی‌گذاشت حد و حدود علمی محدودش کند و دست و پایش را ببندد، او به تکلیف و وظیفه‌اش و اینکه الان امام زمان از او چه چیزی می‌خواهد راضی بود این برایش مهم بود که الان امام زمان از من چه می‌خواهد.@ما نه، ما یا دائماً هوسهای اقتصادی در زندگی‌مان می‌کنیم و یا می‌رویم برای خودمان تدبیر می‌کنیم، چاله درست می‌کنیم که بیشتر غافل باشیم از امام زمان؛ بله الان زمین دارم فلان جا، بروم مشغول بشوم یک ویلا آنجا بسازم و یک زمین فلان جا دارم، خب این زمین را بردار بفرست برای امام زمانت هزینه کن اصلاً نمی‌خواهد برای چیز دیگری فکر کنی. بروم یک زمین پنج طبقه بسازم برای آینده بچه‌هایم.@طرف آمده به من می‌گوید که من سه تا خانه دارم می‌خواهم به بچه‌هایم بدهم، ماندم چطوری تقسیم کنم؟ گفتم نمی‌خواهد تقسیم کنی، بچه‌هایت که همه تحصیل کرده عالیه هستند همه‌شان شغل دارند، اینها همه را بده برود برای خودت برای آخرت خودت، نه بچه‌هایم.@تقسیم کرد بچه‌ها پدر و مادر را تف و لعن می‌کردند، میلیاردها تومان هزینه کرد در عمرش جمع کرد به بچه‌ها داد بچه‌ها تف و لعنش می‌کردند، می‌گفت آن خانه‌ای که به خواهرم دادی چند متر بالا شهری‌تر است، دیگری می‌گفت آن که به برادرم دادی 20 متر خانه‌اش بزرگتر است، دعوا و درگیری و فتنه.@وقتی که انسان دچار شرک می‌شود آن چیزی که درو می‌کند محبت نیست برای بچه‌هایت هم هزینه می‌کنی بعد می‌بینی که نفرت درو می‌کنی، به جای اینکه دعاگویت باشند می‌گویند فلان فلان شده مثلاً اینطوری کرد.@توان دارد یا شوهر می‌کند شوهرش باید اداره‌اش کند یا زن می‌گیرد بالأخره خودش باید برود کارهایش را انجام بدهد مثل خود شما و پدر و مادرتان. برای خود آدم دردسر درست می‌کنیم.@الان با لیسانس و دکترا و ارشد راحت است بعد یکدفعه هوس جدید جهش علمی می‌کند آن جهش علمی خوب است ولی از دامن امام زمان چه می‌شود؟ دیگر نه پول دارد نه وقت دارد نه می‌تواند آبرو بگذارد نه از تخصصش استفاده کند چون دائم درگیر هست که من خودم را به این مقام برسانم.@مقامات سیاسی و اجتماعی خیلی‌هایش شهوت و هوس برای خیلی‌ها است اصلاً دروغ است که می‌گویند ما می‌خواهیم خدمت کنیم. کسی که دو میلیارد رشوه می‌دهد که رأی بیاورد این می‌خواهد خدمت کند؟ کسی که با گناه و معصیت رأی می‌آورد این که دیگر معلوم است که این یک شهوت است.@این شهید بزرگ کاری کرد که یک جهان جهش پیدا کرد به سمت ظهور. چه کسی فکر می‌کرد که مثلاً در آمریکا 50 شهر تظاهرات کنند فقط در آمریکا بعد عکس حاج قاسم دستشان باشد مسلمانها نه، غیر مسلمانها.@چه کسی این را فکر می‌کرد؟ اینها این همه می‌گفتند که تروریست بوده و آدم منفی بوده و ما برای همین او را کشتیم که آمریکاییهای را نکشد بعد خود آمریکاییها عکس این را دستشان گرفتند دارند تظاهرات می‌کنند، این کار کیست؟@تمام شهرهای کشور را نگاه کنید یک جاهایی مثل تهران و مشهد و قم و جاهای دیگر درگیر جنازه بودند، شیراز و همدان را شما چه می‌گویید، آذربایجانها را چه می‌گویید، جاهای دیگر را چه می‌گویید که مردم بالاتر از هر بهانه دیگری در خیابان ریختند از همه اقشار و سنین و تخصصها و گرایشها.@من خبر دارم حتی آنهایی که اصلاً با انقلاب و نظام راهی نداشتند رحم وجودی این اینطوری هست. یکدفعه یک جهش عظیمی پیدا شد تاریخ ما را حاج قاسم یکدفعه وارد مرحله جدیدی کرد.@ما که سالهاست درگیر علائم و شرائط و قواعد ظهور هستیم خود من مثلاً می‌گفتم خب قرار بود با این جنگی که در سوریه هست شعله‌ور بشود اینطوری شد، بعد یکدفعه دیدیم دارد چه می‌شود؟ سرد می‌شود.@کجای کار ما اشتباه است کجای محاسبات ما اشتباه بوده که چون علی القاعده باید چه باشد؟ باید آن از یمن و این هم از ایران، مشکل چیست؟ یکدفعه یک اتفاقی که باید می‌افتاد افتاد، یک چیزی که باید شعله‌ور می‌شد شد، آن چیزی که باید کلیدش می‌خورد خورد، اتفاق افتاد.@اینکه فکر انسان را رشد می‌دهد خیلی مهم است انسان تفکر بکند، با فکر دهها سال جلو می‌افتد «تفکر ساعة خیر من عبادة ستین سنة» 60 سال عبادت هم که بکنی یک مقدار که فکر بکنی جلو می‌افتی. این انسان را خیلی بزرگ می‌کند.@ما اگر همین یک کلمه امام باقر (علیه السّلام) که فرمود اگر من انقلاب اسلامی را درک می‌کردم «لَوْ أَدْرَكْتُ ذَلِكَ لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ» اگر من انقلاب اسلامی را درک می‌کردم خودم را برای ظهور حفظ می‌کردم؛ می‌دانید یعنی چی؟ همین یک کلمه ما در موردش فکر می‌کردیم.@امام باقری که به تبعیت از امام حسین می‌گوید اگر من آن موقع زنده باشم همه عمرم خادم این آقا خواهم بود آن آقا می‌گوید منتظر انقلاب اسلامی است اخبار انقلاب اسلامی که می‌گوید شرائطی که می‌گوید، اگر من درکش بکنم دیگر خودم را برای ظهور حفظ می‌کنم.@یعنی شخص وقتی انقلاب اسلامی را درک می‌کند باید کاملاً مهدوی بشود یک کسی نمی‌شود وارد رحم انقلاب اسلامی بشود باز همان طاغوتی باشد باز دغدغه‌هایش دغدغه‌های مسخره دنیایی باشد هم برای خودش هم برای نسلش هم برای اطرافیانش دائم دغدغه‌های حیوانی داشته باشد.@وقتی امام می‌گوید من خودم را برای ظهور حفظ می‌کردم یعنی انقلاب یعنی ظهور؛ اصلاً باید دیگر از این به بعد مهدوی باشم، اساساً انقلاب اسلامی مقوله انقلاب اسلامی مقوله زندگی و سبک زندگی در دوران انقلاب اسلامی که بین‌الطلوعین برای ظهور هست یکطور دیگری باید زندگی کنم که وقتی به من نگاه کنند بگویند این آدم فعال مهدوی است.@چطور الان می‌گویند این دانشجوی پزشکی، پرستاری، دندانپزشکی است مثلاً ورزشکار و مهندس ساختمان است هویتهای اینطوری به ما می‌دهند که این هم خیلی وحشتناک است، بگویند نه این آدم الآن ساختار و سبک و به قول معروف شخصیت این آدم یک شخصیت مهدوی است.@این آدم الان کار و زندگی و کار دیگری جز این کار ندارد «لاَسْتَبْقَيْتُ نَفْسِي لِصَاحِبِ هَذَا اَلْأَمْرِ» باب استفعال آورده؛ در استفعال چه وجود دارد؟ طلب وجود دارد یعنی می‌خواهم که خودم را زنده نگه دارم، می‌خواهم که برای ظهور بمانم.@حالا آنهایی که برای ظهور شهید شدند قولش را به شما می‌دهم ببینید اگر با ظهور برنگشتند، با حضرت امام زمان برنگشتند، دوباره اینها را می‌بینیم خیلی‌هایشان دوباره سروکله‌شان پیدا می‌شود و آنها را می‌بینیم چون این هم شهادتش برای همین موضوع بوده.@شخصیتش یک شخصیت واقعی، پیوند خورده با متخصص معصوم و امام زمان (علیه السّلام) است حالا این آدم شهید هم بشود آنطرف برود دوباره برمی‌گردد؛ دعای عهد را می‌خوانید، کفنم را پاره کنم و چنین کنم و از قبرم خارج شوم همین است.@البته این کار هر کسی نیست یک کسی در بهشت برود و بگوید من می‌خواهم به زمین برگردم کار هر کسی نیست، آدمهایی برمی‌گردند که وقتی در زمین بودند قبل از رفتن به بهشت کششهای جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی آنها را گرفتار نکرده باشد دقیقاً نقطه رمزی که اول دعای ندبه داشتیم مفصل هم برای شما توضیح دادم.@«بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا» یک کسی که می‌خواهد مهدوی باشد باید زهد داشته باشد نسبت به درجات دنیایی‌اش؛ نه اقتصادی‌اش دنبال مقام و جایگاه است نه حیوانی نه گیاهی و نه علمی‌اش، هیچ چیز او را از مهدوی شدن باز نمی‌دارد.@دانشجو و طلبه‌ای که خارج از کشور برای درس یا تبلیغ می‌روند یکدفعه آنجا نمک‌گیر می‌شوند این زهد ندارد، چون یک رحم ضعیف بسیار ضعیف را انتخاب کرده برای زندگی خودش و سبک زندگی خودش، نه یک رحم قدرتمند را.@و ما هم طلبه داشتیم هم روحانی داشتیم هم دانشجو داشتیم که از یک رحم قدرتمند مکانی و زمانی مثل انقلاب اسلامی آن هم سرزمین آب و خاک این کشور که میلیونها خارجی حسرتش را می‌خورند که اینجا بیایند از آمریکا و اروپا و کشورهای دیگر دنیا همه دارند می‌زنند که خودشان را برسانند در این رحم مکانی و زمانی برای اسلام که اینجا رشد انسانی کنند.@اینجا یک عده کشته و مرده کجا هستند؟ یک رحم ضعیف و به درد نخور که اصلاً در آن اکسیژن و فضای تنفسی معنوی و فطری وجود ندارد دارند تلاش می‌کنند که آنجا بروند دعا می‌کنند که آنجا بروند، این آدم دیگر معلوم است زهد ندارد نمی‌تواند مهدوی باشد.@مگر یک آدم عاقل تا تکلیفش نشده خودش را می‌اندازد در شرائط ضعیف. ما خیلی در این سرازیری افتادیم خدا رحمت کند این شهدا را ما را خیلی انداختند در این شرائط، اما مستی، غفلت، عادت باعث می‌شود که یک عده تا صیحه آسمانی را ماه رمضان نشنوند بیدار نمی‌شوند.@یعنی با صیحه آسمانی، صیحه است، کلمه‌اش را نگاه کنید صیحه است یعنی یکدفعه خبردار می‌شوند که دنیا یعنی چی، عالم چه بوده، این انقلاب اسلامی چه بوده، این شهدا برای چه بودند، سبک زندگی چیست، امام زمان کیست، کجا داریم می‌رویم، چکار می‌خواهیم بکنیم؛ و تا آن موقع بیدار نمی‌شوند.@لذا فرصت شدن را و رحم زمانی قدرتمند انقلاب اسلامی را از دست می‌دهند. خب وقتی که شما خیلی در سرازیری بیافتی و چاره‌ای نداشته باشی دیگر اصلاً چاره‌ای نداری و شده، کاریش نمی‌شود کرد، شده تمام شد، دیگر در رحم متولد می‌شوی و بیرون می‌آیی.@بین‌الطلوعین قشنگی‌اش همین است که تو در بین‌الطلوعین می‌توانی رزق جذب کنی خورشید طلوع کرد دیگر نماز قضاست؛ رزق را در روایت گفتند چه موقع می‌دهند؟ بین‌الطلوعین می‌دهند، دعاهایتان را برای آن موقع بگذارید.@وقتی می‌گیرید می‌خوابید رزقتان از بین می‌رود چه رزقهای مالی، جمادی، حیوانی، علمی و فوق عقلی، همه از دست می‌رود اینکه ما کم رزق هستیم برای این هست که موقع رزق گرفتن ما خواب هستیم و دریافت و توسل و استمداد و استعانت نداریم بیدار هم که باشیم مشغول کارهای دیگر هستیم مشغول استعانت و جذب و توسل نیستیم باز هم مشغول دنیا هستیم آن ساعتی که بیدار هستیم.@الان بین‌الطلوعینی هست که تو می‌توانی جذب کنی، تا کجا جذب کنی؟ تا آنجایی که بتوانی وقتی که از دنیا رفتی هم‌درجه امام باشی با امامت باشی. این فرصت بی‌نظیری است که شهدا و امام ما (رحمت خدا بر همه آنها) برای ما فراهم کردند.@مجاهدینی که بودند خانواده‌ها، خانمها و آقایانی که زحمت کشیدند بچه‌ها و شوهرها و پدرها و برادرهایشان را فرستادند و بلند شدند ایستادند. ما مدیون اینها هستیم. یک عده‌ای دارند جهاد می‌کنند و ما مفت و مجانی داریم از اینها و از این شرائط رحمی استفاده می‌کنیم.@و این را هم اگر استفاده نکنیم چه می‌گویند؟ عجز می‌گویند؛ اینکه می‌گویند به من عاجز فقیر کمک کنید، این دیگر واقعاً عجز است، امام زمان و خدا و شهدا برای ما چکار کنند.@چقدر این شرائط رحمی در طول تاریخ اصلاً سابقه نداشته به هیچ وجه در طول تاریخ هیچ شرائط زمانی، مکانی و رحم قدرتمندی به اندازه رحم انقلاب اسلامی برای شدن انسانها و اینکه انسان از این چهار زندان فرار کند و خودش را به غیب برساند فراهم نبوده اینقدر شرائط راحت و مفت نبوده الان به برکت انقلاب اسلامی و خون شهدا، مجاهدتهای مجاهدین برای ما فراهم شده این را باید توجه کنیم.@پس دعای ندبه‌مان هم باید با بقیه فرق کند دعای ندبه را که می‌خوانید أین را که می‌گوید یک أین عملیاتی باید باشد یعنی وقتی می‌گویید «أین» مثل کسی که الان بچه و شوهر و زنش گم شده و بچه‌اش را دزدیدند این وقتی که دارد جستجو می‌کند با یک کسی که این اتفاقات برایش نیافتاده یکجور جستجو می‌کنند؟ نه یکجور جستجو نمی‌کنند.@کسی که بچه‌اش گم شده دیدید، شما حس و حال کسانی که بچه‌شان گم شده دیدید، شاید هم خودتان گم کرده باشید، دائم چشمش می‌خورد به بچه می‌گوید این یا آن است یا نه، بچه 5 ساله، یک صدا می‌شنود.@ما الان مادر داریم بچه‌اش از دنیا رفته بچه 4 ـ 5 ساله‌اش از دنیا رفته بعد در خیابان و کوچه می‌رود یکدفعه یک بچه صدا می‌کند برمی‌گردد نگاه می‌کند، نکند بچه من است، او را دفن کرده ولی یک صدا که می‌شوند این صدای پسر یا دختر من است، جستجوگری اینطوری است که بعد از مرگش هم این هنوز روح دنبال است پیگیری می‌کند و دلش هنوز با اوست جستجوگری اینطوری است.@این «أین» ها شوخی نیست امام کاملاً ریاضی دعای ندبه را طراحی کرده بعد فقراتش فقط برای کسانی جذابیت دارد که خودشان این شکلی باشند و الا می‌خوانند ولی دعا برایشان مزه ندارد؛ شما وقتی که می‌گویید یک گمشده دارم و دنبالش می‌گردم یعنی اگر پیدایش کنم چه می‌شود، درست است؟@یک کسی هست مثلاً جستجو ندارد مرحوم الهی قمشه‌ای خانه‌اش را دزد برد می‌گوید حلالش من الان وقت ندارم به این چیزها فکر بکنم قیامت هم وقت ندارم به این چیزها فکر کنم چون یک چیزهای بزرگتری را از دست می‌دهد برای اینطور چیزها عقده نمی‌کند نه با آدمهایش که به او ظلمهای اینطوری کردند عقده دارد اصلاً در خاطره‌اش نمی‌آید.@می‌بینی طرف الان 60 سالش هست الان برای شب عروسی‌اش عقده دارد مهمانی فلان و مسافرت فلان، عقده فلان سفره که غذا به او نرسید. مرده بزرگ است می‌بینی سر سفره می‌نشیند باز می‌بینی عقده‌ای سر سفره نشسته.@یک عمر سیر خورده، یعنی یک بار مثل اهل بیت مثل فقرا یک بار مثل آنها گرسنگی نکشیده غیر از ماه رمضان که آن هم ماشاءالله دم سحر آنقدر می‌خورد که دم افطار آروقش را می‌زند، نه گرسنگی به معنای نداری و واقعاً گرسنگی اصلاً نکشیده.@هیچ گرسنگی نکشیده باز می‌بینی این آدم عقده‌ای است این آدم همیشه در خانه خورد اضافه وزن هم دارد بعد می‌بینی که همین آدم سر سفره یک چیزی به او نرسید اخلاقش تغییر می‌کند اصلاً اینطور نیست که برایش فرق نکند، برایش فرق می‌کند، اخلاقش تغییر می‌کند، ده رقم غذا هست نُه رقم آن را خورده دهمی به او نرسیده می‌بینی ناراحت است.@نه گمشده‌ای که وقتی پیدایش می‌کنی می‌گویی (بی‌همگان به سر شود بی او به سر نمی‌شود) او باشد همه چیز هست. این أین که هست برای آدمها فرق می‌کند، برای شما بخوانم: اینها دل می‌برد برای یک کسی که دل دارد و می‌فهمد که حضرت در این کلمه چه می‌گوید.@«أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ» با شخصیت کار دارد با آدمش کار دارد خود حسن خود حسین؛ چطور ما الان قند در دلمان آب می‌شود می‌گویند آقا که ان‌شاءالله بیاید خودش که هیچی که همه عاشقش هستند همه اهل بیت خادمش هستند بماند، اباالفضل و علی اکبر و بزرگان دیگر و سیدالشهدا با او می‌آیند.@دیدن این آدمها برایت موضوعیت دارد، یک آدمی که برایش موضوعیت دارد دیدن این آدمها، هم کلام شدن با اینها، همراه شدن با اینها، این آدم یک دلی دارد به اندازه امام حسین، دلش امام حسین را می‌خواهد تا انسان دلش نخواهد اصلاً دل ندارد، تو به دلتنگی‌هایت آدم هستی شخصیتت نوع دلتنگی‌هایت هست نوع دلتنگی‌های یک آدم قیمت و شخصیت یک آدم را نشان می‌دهد«أَيْنَ الْحَسَنُ أَيْنَ الْحُسَيْنُ أَيْنَ أَبْنَاءُ الْحُسَيْنِ».@جامعه کبیره چه می‌گویید؟ «وَ تَقَرُّ عَيْنُهُ غَداً بِرُؤْيَتِكُمْ» یکی از قشنگی‌های آنطرف این هست که من چشمم به جمال همه شما روشن بشود اصلاً دیدن اهل بیت، زندگی کنار اهل بیت، تک‌تک‌شان چه می‌کند با دل آدم؛ این دلتنگی برای کسی است که این دل را دارد.@تا وقتی ما اسیر دلتنگی‌های چهارگانه هستیم دلتنگی‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی اصلاً اینطور چیزها به ذائقه ما نمی‌چسبد. دعای ندبه را می‌خوانی ولی به تو نمی‌چسبد.@«صَالِحٌ بَعْدَ صَالِحٍ» یک کسی که صالحین را بخواهد یک دل بزرگی دارد. «صَادِقٌ بَعْدَ صَادِقٍ أَيْنَ السَّبِيلُ بَعْدَ السَّبِيلِ» سبیل شوخی نیست، سبیل یعنی اینکه تو دیگر اصلاً سردرگمی و پوچی و کُندی سرعت و بلاتکلیفی نداری.@قبل از انقلاب برگرد ببین سبیل واضح بود یا واضح نبود؟ ما سبیل نداشتیم خیلی به راحتی صراط نداشتیم، الان سبیل و صراط داریم الان هر کس بخواهد می‌بینی طرف از اوج فساد و فحشا یکدفعه می‌رود ولیّ الله می‌شود و اصلاً شهید می‌شود، اینقدر راه باز است و شفاف است.@«أَيْنَ الْخِيَرَةُ بَعْدَ الْخِيَرَةِ» انتخاب شده‌های بعد از انتخاب شده‌ها، هر کدامشان تک‌تک. «أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ» خورشیدهای طلوع‌کننده و درخشان خورشیدهای تابان؛ ببینید سه تا کلمه می‌آورد «أَيْنَ الشُّمُوسُ الطَّالِعَةُ أَيْنَ الْأَقْمَارُ الْمُنِيرَةُ» ماههای نورانی «أَيْنَ الْأَنْجُمُ الزَّاهِرَةُ» ستارگان درخشان.@تمام خصوصیتهایی را که در نظام فردی و فیزیکی ما خورشید، ماه و ستاره‌ها دارد که اگر نباشند حیات امکان‌پذیر نیست در نظام حیاتی انسانی معصوم هر سه نقش را دارد هم خورشید است هم ستاره است و هم چی؟ ماه است.@اشاره می‌کنم چون این خیلی کار می‌برد درسهای گذشته باید یادآوری کنید مراجعه کنید تا یادتان بیاید این سه تا کلمه یعنی چی، ولی یک اشاره می‌کنم. یعنی نوری که اگر نباشد هیچی رشد نمی‌کند اصلاً شما حیات ندارید کوری دارید اگر خورشید الان نباشد مگر ما در تاریکی به سر نمی‌بریم؟ کوری دارید.@ستاره و ماه نباشد شما فصل ندارید حیات ندارید تعیین مسیر نمی‌توانید بکنید برنامه‌ریزی نمی‌توانید بکنید، یعنی چی؟ یعنی عزیزم برنامه‌ات را با ماه و خورشید و ستاره باید هماهنگ کنید؛ مگر الان ما در حیات فیزیکی‌مان با ماه و خورشید و ستاره هماهنگ نیستیم؟ می‌گوییم روز فلان مثلاً فرض بفرمایید امروز 20 دی هست جمعه هست فردا شنبه است، داریم برنامه‌ریزی می‌کنیم، شب، روز، صبح، عصر، مغرب، عشا، ما وقت تنظیم می‌کنیم مسیریابی، هدف‌یابی، جهت‌یابی.@معصوم یک کسی هست که تو باید همه چیزت را با او تنظیم کنی از ظاهر خودت و خانوده‌ات تا باطن‌تان، همه شما انسانها باید اینطوری تنظیم کنید. ولی یک کسی که الان دارد از امام حسین انگل و از امام زمان انگل‌وار دریافت می‌کند اما برای امام زمان خدمات ندارد و آدم بی‌خاصیتی است اصلاً برنامه خدمت ندارد، برنامه خدمت در این مسیر ندارد، برنامه زیر چادر بودن ندارد، خب این خیلی وحشتناک است زندگی اینطوری.@من همه حرفم همین است که انسان باید برای زیر چادر بودن برنامه داشته باشد همانطور که برای بخش جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی‌اش چه دارد؟ برنامه‌ریزی دارد، برای خدمت برای انس برای رابطه برنامه داشته باشد همه حرفم همین است.@آدمی که قیمت دارد سراغ برنامه‌ریزی در اینطور چیزها می‌رود واقعاً سبک زندگی‌اش را با این سبک مسخره‌ای که الان هست ادامه نمی‌دهد من دیگر نمی‌توانم به این روش ادامه بدهم؛ نه حالی، نه شادی نه می، نه مطربی، نه دلی هیچی برای من نمانده، این اصلاً به درد نمی‌خورد این را کنار می‌گذارم یک سبک زندگی انتخاب می‌کنم که در آن برنامه داشته باشم.@«أَيْنَ أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ» این خیلی مهم است، اعلام الدین یعنی پرچمهایی که، دین گفتیم یعنی چه؟ یعنی مجموعه معارفی که چند شاخه بود؟ چه بود؟ حقیقت، طریقت، شریعت یا عقائد، اخلاق و احکام. یک مجموعه‌ای از معارف است که آمده که تو را شبیه خدا بکند، آمده که تو را شبیه معصوم کند.@چطوری؟ این اعلام الدین و قواعد العلم یعنی این، یعنی تمام فرمولهای ریاضی برای تبدیل یک موجودی به یک موجود دیگر این است.@شما خیلی عادی می‌گویید این کِرم پروانه شد، ما فقط عادت کردیم حجاب عادت، یعنی چه کِرم پروانه شد؟ کِرم، پروانه، اصلاً این پیله چه بود؟ داستانش چه بود؟ این چرا یکدفعه آن شد؟ روی چه مکانیزمی این آن می‌شود؟ این که روی زمین است می‌شود آن که پر می‌زند و پرواز می‌کند، دیدید که زندگی‌شان چطوری است یکدفعه می‌بینید چند میلیون کیلومتر پر می‌زنند هجرت دارند از یک قاره به قاره دیگر، این چیست؟!@فقط عادت کردیم ببینیم، بله این نطفه بچه شد، این دانه را کاشتیم یک گل به آن شکلی شد از خاک یکدفعه همچین چیزی در آمد، همینطوری عادت کردیم؛ سؤال نمی‌کنیم ماجرا چیست؟ چه کسی دارد این کار را می‌کند؟ بعد چطوری؟ بعد چرا به این شکل به این قشنگی؟ این همه گلهای حیرت‌انگیز از چی این شده؟ چه بوده که این شده؟ طراحش کیست؟ خالقش کیست؟ حیاتش کیست؟ سازمان‌دهنده‌اش کیست؟ این چیست؟@حالا یک انسانی که به دنیا آمده در مرحله جمادی، گیاهی، حیوانی است می‌خواهد چه کسی بشود؟ می‌خواهد امام بشود، می‌خواهد متخلق به اخلاق خدا بشود این قاعده و فرمول می‌خواهد.@شما وقتی که لیست می‌کنید جوشن کبیر را، لیست خصائص خودتان است منوهای شخصیتی شماست به قول امروزیها (رحیم، جواد، کریم، رئوف، غفور، ودود عفو، صبور، صبار) همه اسمهای شماست. ما اصلاً برای هیچ کدامش ثبت‌نام نکردیم اصلاً هیچ ثبت‌نامی نکردیم. یک عالم شخصیت، یک برنامه و فرمول می‌خواهد.@الان من این هستم یک آدم عصبی و پرخاشگر هستم می‌خواهم یک آدم آرام و شاد بشوم فرمول می‌خواهد، یک آدم غمگین و پژمرده و افسرده و زودرنج و حساس هستم می‌خواهم بشوم یک آدم قوی و شاد شاد.@مگر پیغمبر به من نمی‌گوید اگر به این چهارتا غصه بخورید جهنم می‌روید می‌خواهم غصه نخورم، قاعده دارد یک عَلم دین یک قاعده علمی باید به تو کمک کند که تو از این قواعد از این حالت به آن حالت برسی این وقت و فرمول و قاعده می‌خواهد که انسان از این به آن برسد. فرمولها دست کیست؟ دست متخصص معصوم.@شما الان می‌گویید من سرطان دارم خودم مگر می‌توانی کاری بکنی؟ نه، دارم می‌میرم، ولی پزشکی که متخصص است می‌گوید من راهت می‌اندازم بیا این کار را بکنم برو حالش را ببر، این که می‌مرد، قاعده علم دست کیست؟ دست من است راهش می‌اندازد همه بیماریهایش را می‌گیرد شنگول و منگول راهش می‌اندازد می‌رود.@قواعد علم یعنی اینکه می‌تواند یک آدم کافر و منافق و مشرک یک کسی که تا از صبح عاشورا چند روز قبلش آمده با امام حسین بجنگد تا غروب عاشورا هم در لشکر دشمن است ولی قاعده، آن کسی که قاعده بلد است چطوری بلد است؟@چکار می‌کند امام حسین که یکدفعه مثلاً حر آن اتفاق برایش می‌افتد، چکار می‌کند بالای سی نفر از اصحاب عمرسعد می‌آیند و خودشان را به امام حسین می‌رسانند در رکاب امام حسین شهید می‌شوند و از ته ته جهنم به مقام امام حسین می‌رسند، این چطوری است؟ چقدر وقت می‌خواهد یک همچین معجزه‌ای اتفاق بیافتد؟ یعنی امام چکار می‌کند که یکدفعه یک همچین اتفاقی می‌افتد؟ قاعده دست کیست؟ دست خودش است.@ما باشیم می‌گوییم خدا لعنتتان کند مرگ بر شما، جهنم بروید، آی فلان فلان شده‌ها، امام اینطوری حرف نمی‌زند و اینطوری رفتار نمی‌کند. می‌داند باید چه کلمه‌ای را به کار ببرد که اگر قرار است یک کسی زنده بشود زنده بشود یعنی آن کسی که امید به زنده شدنش هست زنده بشود.@شما الان می‌گویید احیا، احیا یک تخصص است. همین چند روز پیش یک فیلم داشتم نگاه می‌کردم یک پزشکی بچه را متولد می‌کند پزشک میگوید این مرده، بچه در شکم مادرش مرده بود، بعد پرستار می‌آید یک کاری با این بچه می‌کند بچه زنده می‌شود، پرستار چه بلد است؟ احیا بلد است.@مثلاً ما الان در کتاب پزشکی یک کتاب داریم احیای نوزادان، خودش درس است چند واحد درسی است احیای نوزادان، تخصص است قاعده‌مند است. من که بلد نیستم می‌توانم بروم احیا کنم؟ من نمی‌توانم، این مرده تمام شده بروید دفنش کنید؛ من بلد هستم مرده زنده کنم قواعدش را بلد هستم.@یکی از این هنرمندان گفت حاج قاسم من را بغل کرد و بوسید زندگی‌ام عوض شد؛ همین گفت من را یک بار بغل کرد و بوسید تمام شد، بوسه او زندگی من را زیر و رو کرد و این را ما بارها و بارها دیدیم، بوسه و بغل چیست، نگاه، یک نگاه کنند تمام است.@خبرنگار کانادایی می‌گوید که من از کانادا که حرکت کردم با موضع منفی نسبت به امام خمینی آمدم وقتی هم که دیدار او رفتم دائم حالم طوری بود که دائم نفرت داشتم حالت اینطوری داشتم، وقتی چشمم به او خورد و دو سه بار به سمت من نگاه کرد دیدم به دست امام فتح شدم، کلمه‌ای که خودش می‌گوید (من فتح شدم عاشقش شدم) این خیلی حرف دارد الان نمی‌رسیم بگوییم.@«أَعْلامُ الدِّينِ وَ قَوَاعِدُ الْعِلْمِ أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ» کجاست بقیة اللهی که، این کلمه شوخی نیست بقیة الله، بقیه خدا، خلیفه الله «أَيْنَ بَقِيَّةُ اللَّهِ الَّتِي لا تَخْلُو مِنَ الْعِتْرَةِ الْهَادِيَةِ» از عترت هادیه خالی نیست از این عترت باید باشد در جامعه کبیره قواعدش را داریم.@«سُلاَلَةَ النَّبِيِّينَ وَ صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِين» یعنی سه مرحله کمالی سلاله، بعد بالاتر عترت، صفوه، (اینها را در شرح جامعه کبیره توضیح دادیم) «وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِين» تا از عترت نباشد خلیفه الله نمی‌تواند باشد به این معنا با آن چیزهایی که قبلش گفتیم، باید حتماً عترت باشد.@یعنی «سُلاَلَةَ النَّبِيِّينَ» که باشد «صَفْوَةَ الْمُرْسَلِينَ» هم باید باشد، کافی نیست، اینها را قبلاً توضیح دادیم در بحث جامعه کبیره، باید حتماً چی باشد؟ «وَ عِتْرَةَ خِيَرَةِ رَبِّ الْعَالَمِين» باید عترت باشد یعنی دقیقاً از نسل خود پیغمبر تا آن بتواند اعلام الدین و قواعد العلم داشته باشد.@دعاها ریاضی طراحی شده ولی ما چون زبان ریاضی بلد نیستیم همینطوری جملاتی را می‌خوانیم، می‌گوییم حالا این هم یک جمله‌ای امام گفته، احساس داشته، حس داشته، در آن حال حس و شور بوده یک چیزی گفته، نه امام دارد یک سبک زندگی ریاضی یک سیر ریاضی و سلوک ریاضی برای ما طراحی می‌کند.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

سؤال فرمودند عزیزان که آیا شهادت سردار و همراهانشان به عنوان یکی از علائم ظهور همان مثل قتل نفس زکیه است یا نه؟ قتل نفس زکیه که در روایت آمده که در مکه یا بعضیها گفتند در مدینه گفته می‌شود از اینکه این شخص نفس زکیه است شکی نیست، یعنی این یک نفس زکیه است که یک جهانی را تکان داده، مگر نفس زکیه‌ای که قرار است بیاید می‌خواهد چکار کند؟@این اینقدر زکیه بود که به همه مردم اثر گذاشت پاکی و طهارتش، حالا آیا این همان نفس زکیه است این خیلی اهمیتی ندارد اما در اینکه این یک نفس زکیه‌ای بود با آن آثار شگفت‌انگیزی که ما اصلاً نمی‌توانیم آثارش را حساب کنیم اصلاً نمی‌شود آثارش را حساب کرد شکی نیست.@دیگر یک آدم چقدر بزرگ بشود این همه اتفاقات عجیب و غریب برای این آدم بیافتد و این همه آثار داشته باشد خونش در داخل و خارج از کشور، چقدر، چقدر باید زکیه باشد چون انسان به مقدار زکاء خودش و پاکی خودش تأثیرگذار است که این همه روی نفوس انسانها اثر بگذارد.@فکر نمی‌کنم هیچ کس باشد در این کشور برای حاج قاسم گریه نکرده باشد مگر از این آدمهای خیلی قسی القلب و شقی واقعاً، من سراغ هم داشتم، در همین قم خودمان سراغ داشتم که به این شهید عزیز فحش می‌دادند.@از این افراد شقی که بگذریم توده مردم درگیر بودند، همه مردم مؤمن و غیر مؤمن همه گریه کردند. ولی این حس حسی که اسم ایشان، یاد ایشان حتی بعد از دفنش بعد از گذشتن از همه مراسمها هنوز داغی و حرارت در وجود مردم دارد و مردم هر کسی یک آمادگی دارد دوباره با این شهید عزیز گریه کند و اشک بریزد در خلوت خودش، نشان می‌دهد چقدر پاکی داشته.@بی‌برو برگرد می‌شود گفت هم نفس زکیه هست هم علائم ظهور هست هم عامل ظهور هست، نه علامت، عامل ظهور هست؛ یک موقع آدم می‌گوید علامت است سفیانی هم علامت است، یک کسی می‌بینی نه عامل است یعنی همه را جلو می‌اندازد دلها را می‌برد، میلیونها قلب را با خودش به سمت ظهور امام زمان و بقیه الله الاعظم می‌برد، این قطعاً یک نفس زکیه است.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: حالا اینها را از من برنامه بگیرید، هر کدام شما باید جداگانه برنامه داشته باشید، گفتم همه برنامه داشته باشید برنامه شخصی بگیرید که در حیطه شخصی خودتان براتون برنامه‌ریزی بکنیم. جدای از آن، ولی بله الان مثلاً این همه پزشکانی که بلند می‌شوند یکدفعه بزرگترین جراح پلاستیک، 50 تا جراح پلاستیک بلند می‌شوند می‌روند، چون سیستم جواب نمی‌دهد بلند می‌شوند می‌روند مناطق محروم، خارج از قواعد و سیستم آنجا می‌روند و می‌نشینند و خودشان تجهیزات می‌برند و هزاران نفر را رایگان عمل می‌کنند.@چون جواب نمی‌دهد، اصلاً این سیستم بخصوص یک سیستمی که یک دولت مزاحم طراحی‌اش کرده و بالای سرش هست یعنی دولتی هست که نمی‌گذارد خیلی‌ها اصلاً کار بکنند.@دولتی که خودش را به استکبار بدهکار می‌داند و می‌خواهد اف اِی تی اف پیاده بکند می‌خواهد سی اف تی پیاده بکند می‌خواهد 2030 در آموزش و پرورش اجرا کند کسی که خودش را مدیون طاغوتها می‌داند بیشتر از آن کسی که خودش را مدیون خدا و اهل بیت و شهدا بداند واقعاً کار خیلی سخت است کار کردن در آن اصلاً ثواب شهادت و اجر شهادت دارد.@حالا کسی که می‌بیند اینطوری نمی‌شود می‌گوید من خودم خارج از این می‌روم کار می‌کنم و از این قاعده بیرون می‌آیم آنجا هستم دارم کار خودم را می‌کنم و می‌نشینم برای خودم برنامه طراحی می‌کنم.@پریشب از آمریکا مهمان داشتیم پزشک بودند پزشک و دندانپزشک یک تعدادی بود آمده بودند. بعد حالا اینها هر سال اربعین هم می‌آیند آنجا اربعین هم خیلی کمک می‌کنند ولی الان گفت دارم این و آن را می‌خرم، دارم یک کانتینر می‌خرم.@گفتم برای چه؟ گفت مردم بندگان خدا خیلی نیاز به درمان دارند با این شرائطی که ایجاد کردند خیلی‌ها برایشان سخت است خودم دارم یک شرائطی را فراهم می‌کنم که بتوانم مردم را راحت درمان کنم.@به هر حال این در تخصص خودتان است یک موقع هست یک کسی می‌گوید نه من جدای از تخصص خودم می‌خواهم کارهای بزرگتر انجام بدهم، نمی‌خواهم فقط در تخصص علمی خودم کار کنم، می‌خواهم در چه مبانی کار کنم؟ فوق عقلانی می‌خواهم کار کنم، آن بحث دیگر است؛ یعنی یک پزشک آنقدر که می‌تواند در فوق عقل کمک کند در تخصص خودش نمی‌تواند کمک کند.@پزشک می‌تواند در مبانی فوق عقلی هزاران هزار نفر را شفا بدهد قبل از اینکه بخواهد در حیطه کاری خودش صد نفر را شفا بدهد. مبانی فوق عقلی بیشتر می‌تواند یک پزشک مؤثر باشد تا مبانی عقلی و علمی. این را باید برایش حتماً برنامه بگیرید.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: بله، ببینید خط اصلی را، شهید سلیمانی شهید بیانیه گام دوم است. شهید بهشتی 40 سال چیه؟ اول است که خونش یکدفعه یک ملت را، امام فرمود بهشتی یک ملت بود. یعنی من یادم هست من آن موقع سنی نداشتم مثلاً شاید 16 ـ 17 سال یا کمتر با خیلی از خواص و مؤمنین درگیر بودم سر قضیه شهید بهشتی. یعنی ما را در اینکه ما شهید بهشتی را تأیید و کمک و دعا و حمایت می‌کردیم مسخره می‌شدیم، خود حزب‌اللهی‌ها ما را مسخره می‌کردند، خود کسانی که انقلابی بودند.@یعنی این که خیلی مهم است اینکه آن مظلومیت را ایشان تحمل کرد بعد خونش آن اثر را گذاشت یکدفعه راه را باز کرد. آنها که انقلاب را طی کردند می‌دانند که قبل از هفت تیر با بعد از هفت تیر اصلاً کشور یکجور نبود بعد از هفت تیر یکدفعه کشور یک وحدت و سرعت پیدا کرد.@امام فرمود مظلومیت شهید بهشتی از شهادت چیست؟ از شهادت بالاتر است؛ در مورد شهید سلیمانی ما این را نداشتیم، شهید سلیمانی محبوب بود شهید بهشتی منفور بود؛ او در منفور بودنش به شهادت رسید و خونش آن آثار را گذاشت، این در چی؟ در محبوبیتش.@شهید سلیمانی شهید بیانیه گام دوم است، اصلاً گام دوم انقلاب ما دوتا خصوصیت هم بیشتر ندارد تمدن‌سازی، زمینه‌سازی؛ پس وقتی می‌گوییم قبل از حاج قاسم، بعد از حاج قاسم؛ بعد از حاج قاسم ما افتادیم در سرازیری تمدن‌سازی و زمینه‌سازی، داریم به سرعت در این قضیه می‌رویم.@ما اگر می‌خواستیم برای جلب نظر جهان به سمت اسلام، انقلاب اسلامی، مستضعفین، رهبری، ولایت فقیه، تشیع چقدر هزینه باید می‌کردیم؟ الان شما نگاه کنید زن سیاه پوست آمریکایی در نیویورک و جاهای دیگر تظاهرات می‌کند، مسیحی است غیر از سیاه پوستان است، می‌گوید ما حاج قاسممان را از دست دادیم.@خیلی حرف است، می‌گوید ما حاج قاسممان را از دست دادیم، ما قاسم سلیمانی‌مان را از دست دادیم؛ او می‌فهمد قاسم سلیمانی کیست قاسم سلیمانی یک فکر است یک شخص نیست یک اندیشه و مرام و مکتب است و برای همین هم یکدفعه در دنیا منفجر شد.@یعنی اگر این احمقها می‌دانستند که این کیست و شهادتش چه آثاری دارد (الحمد لله الذی جعل اعداءنا من الحمقاء) دشمنان ما را احمق قرار داده، اگر می‌دانستند عمراً همچین کاری را نمی‌کردند.@ما چقدر باید زور می‌زدیم و هزینه می‌کردیم و خون می‌دادیم که بخواهیم آمریکا را از منطقه ریشه‌اش را چکار کنیم؟ بکَنیم و شُل کنیم، حالا هنوز که بیرون نرفته ولی شُلش بکنیم.@این چند خون آنقدر قدرتمند بود که پایه‌ها همه را شُل کرد برای همین ما اصلاً با این واقعه که اتفاق افتاده و فرصتی است که برای ما ایجاد شده حالا آنهایی که فرصت سیاسی دارند باید از فرصت سیاسی‌اش در دنیا استفاده کنند آنهایی که فرصتهای معنوی، علمی و معرفتی دارند از این فرصت استفاده کنند برای آن دوتا گام.@وقتی می‌گویم زیر چادر حضرت، برنامه‌ریزی برای خدمت یعنی برنامه‌ریزی برای دوتا هدف، همه چیز تو هماهنگ برای این دوتا کار: زمینه‌سازی و تمدن‌سازی؛ این چیزی است که ما باید، حالا بعضیها هم فرصت اقتصادی پیدا کردند با شهادت اینها، اینها خارج از جاهایی که اصلاً مسلمان، کشورهای غیر مسلمان پیراهن تولید کردند همه مردم هم می‌پوشند همه عکس قاسم سلیمانی روی آنهاست. پول زیادی به جیب زده با عکس قاسم سلیمانی آن هم برای غیر مسلمانها.@ببینید شما سوپرمن، و بت‌من و اینهایی که بچه‌های ما به آنها توجه دارند قهرمانهای اینطوری که هست اینهایی که الان جدیداً آمده اینهایی که جوانها و بچه‌های ما خیلی در کارتونها دنبالشان هستند همه را قاسم سلیمانی جارو کرد رفت؛ بچه کوچکها همه می‌گویند ما قاسم سلیمانی هستیم.@امسال در این چند ماه اخیر، قبل از شهادت حاج قاسم حتی آمار دادند که به شدت اسم قاسم بالا رفته، این یعنی چی؟ یعنی بچه‌ای که می‌گوید من قاسم سلیمانی هستم خانمی که می‌آید می‌گوید من یک بچه دارم فدای حاج قاسم و مرامش و کشور و رهبری یعنی چی؟ یعنی یک قهرمانی در دنیا آمده که جای همه قهرمانهای پوشالی و توهمی را گرفته همه را کنار زد یک چیزی شد که هیچ کس توقع نداشت.@این آن اثر است که برای ما حیرت ایجاد کرده. بنابراین ما باید پس بدانیم که وقتی در دنیا این اتفاق دارد می‌افتد که یک تاجر فرصت‌طلبی که زمینه را خوب می‌شناسد و از وضعیت روحیه مردم خبر دارد و می‌گوید من در کشور خودم، اصلاً کشور اسلامی هم نیست و اتفاقاً در این کشور هم دین ندارند مردم مسیحی و یهودی نیستند و دین ندارند.@آن وقت این در این کشور می‌گوید من یک پیراهنی بزنم عکس حاج قاسم را بزنم فروش کلان، ملت چقدر هم استقبال کردند از این لباس این را دستشان است. شما ببینید شنبه‌های فرانسه شلوغ است هر شنبه مردم فرانسه غیر مسلمانها وقتی دارند راهپیمایی شرکت می‌کنند عکس حاج قاسم دستشان است، نه الان، سه ماه پیش من دیدم.@عکس او در دستشان هست پس ببینید وقتی که دنیا آماده پذیرش حاج قاسم است، ما اگر یک زمانی می‌گفتیم که دنیا آماده پذیرش حاج قاسم است قبل از شهادتشان یک جاهایی ملموس بود ولی همه جا و برای ما کاملاً ملموس نمی‌شد.@الان می‌فهمیم که دنیا این تفکر را دوست دارد آمادگی پذیرش تفکر مهدوی حاج قاسم هست پس آمادگی دارد ما باید تلاش کنیم و وقت بگذاریم و سرمایه‌گذاری بکنیم در بخشهای مختلف و بتوانیم این کار را رواج بدهیم.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: ما داریم یک لیستی را تهیه می‌کنیم واقعاً برای این کار، اول از این در بحث من هم هستم 40 تا چیز به شما دادیم به مردم کشورمان دادیم 40 تا فعالیت را معرفی کردیم که این 40 فعالیت هست هر کس می‌تواند انجام بدهد.@آن لیست من هم هستم در همایش اینها را دادیم الان هم هست هفته دیگر برای شما می‌آورم 40 موضوع دادیم هر کس هر کاری می‌تواند بکند. اما اینکه پزشکان چکار می‌توانند بکند جامعه پزشکی نسبت به هویت صنفی خودش چکار می‌تواند بکند یک لیستی را داریم تهیه می‌کنیم با کمک بعضی از خود اعضای جامعه که ان‌شاءالله خدمت شما می‌دهیم.@اردو هم اردوی مهمی است اردو ده سال شما را جلو می‌اندازد اگر بتوانید خوب برایش وقت بگذارید و این سه ماه را کار کنید، کمِ کم ده سال می‌گویم، دارم کم‌فروشی می‌کنم ولی انسان را جلو می‌اندازد برای اردو وقت خوب بگذارید یک کسی هم نگوید که من مثلاً پارسال اردو بودم یا مباحث را بودم نهایتاً می‌روم ثبت‌نام می‌کنم، نه وقت بگذارید مباحث اردو را تکرار کنید چند بار هم تکرار کنید باز هم شما می‌توانید برداشت کنید و قوی کنید ثبت‌نامتان را هم زود انجام بدهید.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: سؤال خیلی عالی بود. ما گفتیم که انسان سه معشوق را باید داشته باشد تا باطنش هم آدم باشد مثل حیوان نمیرد و به صورت حیوان هم محشور نشود. گفتیم باید در رأس همه عشقهایش سه عشق باشد الله، اهل بیت و جهاد.@اصلاً جهاد (نخواستم وارد این بحث بشوم) یک چیزی هست که وقتی می‌آید انسان ره صد ساله را یک شبه طی می‌کند یعنی روح بسیجی که سراغ هر کس آمد ما در خارج از کشور هم داریم می‌بینیم ما بسیجی‌هایی داریم که اصلاً شیعه نیستند ولی روح جهاد دارند و فوق‌العاده دارند کار می‌کنند کارهای عالی دارند می‌کنند یا حتی مسلمان نیستند ولی روح جهاد را دارند.@این جهاد وقتی که سراغ انسان می‌آید البته با این قیدی که من می‌گویم الله، اهل بیت یک چیز دیگر است ولی اساساً روح جهاد روحی هست که سرعت می‌دهد. شما نگاه کنید الان در دنیا چگووآرا بوده کی بوده او حالا هزارتا مشکل اخلاقی و فکری و معنوی داشته ولی ماندگار شد یا نشد؟ چون روح چی داشته؟ روح فداکاری، از خود گذشتن.@کاسترو ماند یا نماند؟ ماند و ماندگار شد. آدمهایی که روح اینطوری دارند حالا چه در دین خودشان چه در دین ما اصلاً جهاد یک چیزی هست که شخصیت انسان، چون جهاد یعنی از این چهارتا بگذری، چهاد یعنی این را رها کنی، از اینها وقتی که بگذری چه اتفاقی می‌افتد؟ سرعت، چون بقیه‌اش از جنس الله است و سرعت در آن هست.@یعنی شما به محض اینکه روی این چهار هوس پا می‌گذارید نه اینکه به اینها بی‌توجه باشی، روی آنها پا می‌گذاری و دلت را می‌کَنی، دقت کنید دلت از آنها کَنده می‌شود امام دو گروه را هم تعریف کرد هم تقبیح کرد در بخش طلبه‌ها و آخوندها.@گفت طلبه‌ها و آخوندهایی که جنگ رفتند عقال از پای علم باز کردند، علم اینجاست، عقال یعنی چی؟ زنجیر، پای‌بند، آن بندی که با آن شتر یا اسب را می‌بندند عقال می‌گویند، می‌بندد و نگه می‌دارند، عقال از پای علم باز کردند پرواز کردند تا عند ربهم و گفت آنهایی که جبهه نرفتند و خودشان را دور نگه داشتند هم طلبه‌ها و هم غیر طلبه‌ها باید خودشان را برای جواب روز واپسین آماده کنند.@اینکه مثلاً یکدفعه حاج قاسم می‌آید قسم می‌خورد که (به خدا قسم چند بار تأکید می‌کند که) مبنا دلبستگی به رهبری هست و قیامت شما می‌فهمید این یعنی چی، چون می‌فهمد که دارد چه می‌گوید، سالک است رفته و مسیر را دیده، می‌فهمد چه می‌گوید، مبنا برای این کار دلبستگی به این شخصیت هست، آن که ندارد مریض است.@آن شخصیتی که یکی از حسنه‌هایش حاج قاسم می‌شود، یکی از دست‌پرورده‌هایش حاج قاسم می‌شود آن شخصیت اگر کسی به او دلبستگی نداشته باشد نمی‌تواند پرواز کند. جهاد اینطوری است جهاد یعنی اینکه تو بتوانی از این بگذری وقتی می‌گذری عقال باز می‌کنی پرواز می‌کنی برای همین در کار تو سرعت خیلی زیاد است.@وقتی که انسان روح جهادی پیدا کرد و کار جهادی انجام داد همین جامعه پزشکی شما مثلاً یکدفعه می‌خواهید در شرائط عادی شهری مردم را مداوا کنید همین جامعه پزشکی ما زحمت کشیدند در اربعین تیمی که حالا آقای دکتر فاتحی خانم دکتر صیادی زحمت کشیدند با خودشان بردند خب یکدفعه مثلاً 15 هزار تا مریض، مگر می‌شود در حالت عادی 15 هزار تا مریض ببینید 20 هزار تا مریض می‌شود دید؟!@همین دوستان ما که از آمریکا آمدند همین تیم پزشکی که پریشب منزل ما بودند امسال جدای از درمانهای سطحی دندان کارهای جراحی و کاشت را هم انجام دادند، خب این روح جهاد می‌تواند این کار را بکند، روح جهاد که یکدفعه 50 تا پزشک بلند می‌شوند در منطقه‌ای می‌روند و هزاران نفر را درمان می‌کنند و خوشبخت می‌کنند و برمی‌گردند، این چطوری است؟ روح جهادی اینطوری می‌شود به آن هم اردوهای جهادی می‌گویند.@یکی از برنامه‌هایی که ما گذاشتیم آقای سلاحی برای وکلا نه، برای پزشکان گذاشتیم این هست که جهادی کار کنند یعنی ان‌شاءالله اردوهای جهادی خیلی کار کنند این هم مثل اردوهای جنگی و نظامی می‌ماند همان اجر و ثواب و رشد را برای ما دارد.@«ان الجهاد باب من أبواب الجنه فتحه الله لخاصة اولیائه» خدا برای دوستان خاصش این را باز می‌کند چون دوستان خاص یعنی اینکه باید بکَنی و بیایی، همه کس نمی‌کَند؛ قاعده‌اش این هست که بکَنی تا دوست خاص بشوی.@ آقای دکتر فنی خودشان سالها جهادی بودند، سوریه رفتند در شرایط جنگی، ما آقای دکتر فنی را اینطوری می‌شناسیم که آقای دکتر فنی هست، نیست، کجاست سوریه است، یعنی ما از این سالها که شناختیم، اول باید می‌فهمیدیم آقای دکتر فنی سوریه هست یا نیست، بعد می‌گفتیم کار دارد، عمر ایشان هم مثل خود حاج قاسم همینطوری گذراندند.@

بسم الله الرحمن الرحیم، من خیلی دوست داشتم این صحبتهایی که می‌کنم برای جمع کثیری از مردم باشد، شاید بعضی مسائل جنبه امنیتی داشته باشد که نمی‌شد گفت، من افتخار داشتم که از سال 86 ـ 87 سر یک اتفاقی که آقای رمضان عبد الله رهبر جهاد اسلامی فلسطین ایشان یکی از رهبران جهادی جهان اسلام بودند که الان متأسفانه در حالت زندگی نباتی هستند.@ایشان آمده بودند ایران ما رفتیم ویزیتشان کنیم، آنجا من را حاج قاسم معرفی کرد، و مالک اشتر این انقلاب پسرعموی ما بود، شهید فنی، ایشان شخصیتی هستند که خدا رحمت کند ابومهدی مهندس با حاج قاسم آمده بودند، این تکه‌ها را می‌گویم که ابعاد شخصیتی این شخص که همراه با حاج قاسم شهید بودند کمتر از حاج قاسم نبودند در جهان اسلام.@ایشان هم 40 سابقه مبارزه داشتند، به حاج قاسم اول گفتند برادرشان هستم، و ایشان من را بغل کردند، بوسیدند، و گفتند خدا رحمت کند شهید فنی را خانواده‌اش چکار می‌کنند.@این گذشت تا در عراق ابومهدی مهندس همراه با آقای سردار مسگریان، فرمانده نیروهای ایران در آنوقت، با حاج قاسم آمده بودند ملاقات رئیس‌جمهور عراق که من افتخار داشتم بنا به درخواست حاج قاسم سرپرستی پزشکی ؟؟؟ بودم که ایشان هم 60 سال مبارزه داشتند، با صدام، برای استقلال ملت خودشان.@باز ایشان وقتی من را شناختند من را بغل کردند و بوسیدند، گفتند خدا رحمت کند ایشان را که چقدر برای اسلام و برای مردم عراق زحمت کشیدند و مردم ما مدیون ایشان هستند، ایشان مالک اشتر امام بود، لقبشان بروید سرچ کنید شهید فنی، و ایشان هنوز گمنام است با وجود اینکه درجه سرلشکری دارد.@ایشان شخصیتی بودند که کل خرمشهر که فتح شد ایشان فرمانده کل نیروهای مستقر در خرمشهر بودند، و امثال اینها به لطف خدا در مملکت ما کم نیستند، حاج قاسم یکی از آن نیروهایی بود که ملت، شاید شما ندانید، ما تا قبل از عملیات حلب وقتی می‌رفتیم مأموریت هیچ مدرکی دال بر اینکه ما ایرانی هستیم، چه کسی هستیم، چکاره هستیم با خودمان نمی‌بردیم دستور بود.@و حاج قاسم در عملیات حلب از سال 94 که مصادف با محرم بود و اسم عملیات هم محرم بود حاج قاسم آمد و یک عملیات شبیه عملیات خرمشهر شروع شد و حاج قاسم آنجا اعلام کرد که ما آمدیم.@یعنی تا سال محرم 94 که آذر و دی بود هیچ کس حاج قاسم را نمی‌شناخت که در منطقه هست و ما چه کسانی هستیم، در آن عملیات واقعاً من به دوستان گفتم ظهور آقا امام زمان را زمینه‌اش را آنجا دیدم، بچه شیعیانی از پاکستان، افغانستان، خود سوریه، عراق، ایران، لبنان، کسانی بودند که همه جان‌نثار، همه برای شهادت آمده بودند.@آنجا هر کسی برای شهادت آمده بود، فقط دو تا از این نیروهایی که شهید شدند را من معرفی می‌کنم بروید زندگی‌نامه‌شان را بخوانید، یکیش جواد الله‌کرم، در عملیات حلب دو بار مجروح شد، یکبار آمد تیر خورده بود، یعنی سینه به سینه داعشی روی همدیگر افتاده بودند، او شلیک کرده بود، این هم شلیک کرده بود، تیر او به بازویش خورده بود، تیر این به صورت او خورده بود.@یک همچین نیروهایی ما داشتیم که ایشان در عملیات خاندومان شهید شد، دوبار مجروح شد، بار دومش دیگر مجبور شدیم او را ایران بفرستیم، چون وقتی آمد ما فکر کردیم شهید شده، ماشین او را زده بودند، خودش و فرمانده سپاه کرج که با همدیگر بودند جزغاله شده بودند از صورت و پای سردار کرجی دو پایش قطع شده بود.@ولی اینها بودند نیروهای حاجی بودند، بیش از صد نفر سردار در آن عملیات زیر دست حاجی بودند، که یکیش سردار اسدی بود، فرمانده نیروهای ایران در زمان صدام ایشان فرمانده بچه‌های شیراز بود، اینها نیروهای حاجی بودند.@حالا حاجی چکار کرد که به اینجا رسید، حالا بحث جهاد که از 21 ـ 22 سالگی به عنوان یک رزمنده شروع کرده بودند، ابعاد شخصیتی‌شان طوری بود که این ولایت‌پذیری شد، حاج قاسم به آقای موسوی رأی داد.@رابط اصلی بین آقا و آقای موسوی حاج قاسم بود، که این فتنه‌ای که ایجاد شده بود، که از اسم ایشان، از نام ایشان، از محبوبیت ایشان که در بچه‌های انقلابی امامی بودند، سوءاستفاده شد، آن بلواها شد و تا 9 ماه هم ادامه داشت، مملکت به هم ریخته بود، به رهبر فحش می‌دادند.@ایشان رابط بود که این قائله را ختم کند، در مورد بحث رسیدن به اینکه (رسد آدمی به جایی که به جز خدا نبیند) من سه بار از ایشان خواهش کردم در منطقه حاجی می‌دانند شما اینجا هستید، بروید بیرون با موشک می‌زنند، یکیش در عملیات حلب، یکیش در عراق آمده بودند با آقای مسگریان و آقای ابومهدی مهندس دیدار همین رئیس‌جمهور عراق ؟؟؟.@حالا در مورد شخصیت ؟؟؟ برایتان بگویم که چرا ما را آنجا فرستاد، به من گفت آقای دکتر ایشان مرد است، مرد، گفت چه آن موقع که رئیس‌جمهور بود، چه آن موقع که غیر رئیس‌جمهور بود پشت ایران بود، گفت یکبار آمریکاییها تصمیم گرفته بودند نیروهای سپاه بدر را که آقای عامری فرمانده‌شان است، بمباران کنند.@آمدیم به ؟؟؟ گفتیم، خودشان با آقای حکیم بلند می‌شوند می‌روند در مراسم، مراسم رژه برقرار می‌کنند، و آمریکاییها وقتی می‌فهمند که اینها حضور دارند، از بمباران کردن سپاه بدر که مقرشان در سد دربندی‌خان بود منصرف شدند.@حاجی می‌گفت این هیچ موقع پشت جمهوری اسلامی را خالی نکرد، در زمان صدام، صدام هم که یکی از کسانی بود که پسرعموی فرمانده قرارگاه فجر در عراق بودند، یعنی بیشتر عملیات ایشان در عراق بود، که همکاری با همین نیروهای آقای بارزانی، و آقای طالبانی که در جنگ کمک می‌کردند.@همین شخصی که من به او قسم دادم در عراق در بغلم بود داشتم روی او کار می‌کردم، همان کارهایی که بعضی ‌وقتها برای استاد می‌کنیم، تنهای تنها، گفتم حاجی تو را به خدا لباس ضد گلوله بپوش، حاجی شما را می‌زنند، گفت دکتر فنی این تن تمامش ضد گلوله است.@این که (رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند) حاج قاسم رسیده بود به مرحله‌ای که می‌گفت، ابومهدی مهندس هم همین را می‌گفت، می‌گفت تا به امر خدا تیر نخواهد به آدم بخورد تیر به آدم نمی‌خورد.@من خودم اعتراف می‌کنم استاد ما هنوز به آن مرحله نرسیدیم، چون در هر عملیاتی بودیم، اولین کاری که من می‌کردم در منطقه می‌گفتم اینجا امنیتش کم است، بچه‌ها امنیت ندارند، نگهبان بگذاریم، خاکریز بزنیم که بچه‌ها را حفظ کنیم، نه اینکه حاجی نمی‌گفت این کارها را نکنید خودش به شخصه.@محافظ شخصی ایشان آقایی هست به نام حاج علی سالها با ایشان بودند، منتهی این سری چون خانمشان سرطان دارند، از پارسال حاجی او را معاف کردند، گفت برو به زنت برس، برای من تعریف می‌کرد، گفت آقای دکتر در جفر الصغیر عملیات شده بود یک ماشین انتحاری داعشی‌ها به سمت ما آمد حاجی پشت یک دیوار باغ بود که حدود یک متر ارتفاع داشت.@و اینها هر کاری می‌کردند انتحاری را بزنند ماشین با سرعت داشت می‌‌آمد نمی‌توانستند بزنند، و حاجی تکان نمی‌خورد، حالا من هم در فکر این بودم که اگر این انتحاری الان برسد حاجی شهید می‌‌شود، اگر حاجی را هم من بگیرم از منطقه بیرون ببرم ختم می‌شود.@می‌گفت همینطور که در فکر این بود که چکار کنم، این ضد هوایی که داشت شلیک می‌کرد و نمی‌خورد خشابش تمام شد، گفت در عرض یک دقیقه خشاب را جاگذاری کرد و با اولین شلیکی کرد که ماشین رفت به هوا، و می‌گفت حاجی سرش را تکان می‌داد.@ایشان به این مرحله رسید که وقتی اسم انتحاری می‌آمد ما در عملیات بوکمال به ما گفتند که هفت تا انتحاری در منطقه است، آخرین عملیاتی که شد که حاجی گفت سه ماه دیگر کار داعش تمام است، جایی که عملیات شد همان جایی بود که حججی و اینها شهید شدند، کمین زدند به ایشان، در عملیات بوکمال هم حاجی حالش بود شد.@من سر عمل بودم زنگ زدند گفتند بیایید، نگفتند که چه شده، دو تا نیرو رفتیم، من بودم و یک پرستار رفتیم وقتی رسیدیم تقریباً نیم ساعت تو راه بودیم تا به جایی که حاجی بود رسیدیم، آنجایی که رسیدیم حاجی رفته بود.@گفتیم چه شده؟ حاجی کجاست؟ گفتند حاجی رفته جلو، حاجی رفته تو خط، حاجی جانباز بود، این دو تا انگشتش را نمی‌دانم دیدید یا نه، دو سال بود دنبال این بودم که این انگشت حاجی را برایش درست کنم، التماسش می‌کردم، پیغام می‌دادم می‌گفتم بگویید بیاید قسمت نبود این را در لبنان هم برایش عمل کردند نشد.@منتهی من تشخیص دادم که مشکل از گردن بود باید گردنش را درست می‌کردیم تا این صاف بشود، حالا در هر صورت قسمت نبود، بُعد قضیه را برایش درست بکنیم تا ایشان شهید شد.@در عملیات بوکمال دوباره ما را شب بردند گفتند بیایید منتهی وقتی رسیدیم ما در منطقه گم شدیم، دو ساعت و نیم ما دور خودمان می‌گشتیم، تا به حاجی رسیدیم، همین شهید پورجعفر ایشان شاید سردار بودند، تمام برنامه‌ریزیهای حاجی با ایشان بود، ایشان هم مظلوم و گمنام کسی ایشان را نمی‌شناسد.@به من گفت دکتر فنی تا الان کجا بودی، گفتم والا ما که بودیم من که مقصر نبودم، ما منطقه را بلد نبودیم، با جی پی آر اس که به دست یک نیروی افغانی داده بودند قرار بود ما را به حاجی برساند، اینها هم منطقه را گم کرده بودند، نمی‌دانستند که خانه حاجی کجاست.@ما رفتیم در خانه‌ای که برویم سرچ بکنیم نامه شهید حاج قاسم سلیمانی به فرد داعشی برای استیجار خانه‌اش، حاجی در یک خانه‌ای بود، آن شهر بوکمال همه داعشی بودند، وقتی می‌خواستند شهر را فتح کنند یک هفته عملیات عقب افتاد.@علت عقب افتادن عملیات این بود که حاجی دستور داد، به مردم کاری نداشته باشید، هر کس می‌تواند از شهر خارج بشود، هر کس نشد یک پرچم سفید بزند، و جنگ با داعش اینطوری بود که باید می‌زدند و جلو می‌رفتند، یعنی یاد گرفته بودیم با داعش نباید مستقیم بجنگیم.@چون اینها جنگ را از فلسطینی‌ها یاد گرفتند زیر زمین می‌جنگیدند، و می‌آمدند بالا شلیک می‌کردند و می‌رفتند زیر زمین، نه توپ، نه تانک به اینها مؤثر نبود، حتی موشک، حتی بمباران‌های هوایی، و مجبور بودیم بکوبیم و جلو برویم.@حاجی دریک همچین خانه‌ای بود رفتم پیش او دیدم حاجی در بستر خوابیده، سِرُم به او وصل است، فرمانده بهداری نیروی حزب‌الله، و یکی از دوستانشان، که من آنها را می‌شناختم سال 91 پیش آنها بودم آنجا بودند، رفتم سلام کردم وقتی دیدم حاجی آرام است من هم نشستم.@در آورد به آن فرمانده بهداری گفت دکتر فنی ما را می‌شناسید؟ گفتند بله ما می‌شناسیم در خدمتشان بودیم، حاجی سه تا بسیم روی سینه‌شان بود، حاجی چون شیمیایی بود آن منطقه تمام خاکی بود یعنی طوفانی می‌آمد شما ده متری خودتان دیگر دید نداشتید.@حاجی در یک همچین منطقه‌ای اینکه شما می‌بینید چفیه روی سرش است فلسفه‌اش این بود که حاجی وقتی گرد و خاک می‌آمد از چفیه‌اش هم استفاده می‌کرد، این صحنه‌ای که نشان می‌دهد، روی خاکریز است و چفیه سیاه روی سرش است، مال همین عملیات بوکمال است.@حاجی سرم در دستش بود به او گفتم حاجی برگرد عقب برو، داشت با سه تا بسیم عملیات را اداره می‌کرد، به او گفتم حاجی برگرد برو عقب، گفت دکتر نمی‌شود، به او گفتم حاجی آمریکاییها بالای سر ما هستند، پهبادهایشان شهر قائن با شهر بوکمال بهم چسبیده است، منتهی قائن مال آمریکاییها است، بوکمال مال سوریه بود.@پهبادهایشان می‌آمدند قشنگ رصد می‌کردند، حالا من همیشه به دوستان می‌گفتند آمریکاییها می‌توانستند حاجی را بزنند می‌دانستند کجاست ولی نمی‌زدند جرأتش را نداشتند، باز اینجا سومین بار که ایشان را قسم دادم گفتم حاجی برو شما را می‌زنند، با موشک می‌زنند، گفت نه دکتر باید خودم باشم تا کارها پیش برود این سومین چیزی بود که من به ایشان گفتم.@در مورد شخصیت ایشان حالا شما شنیدید که می‌گفتند حاج قاسم چون تروریست بین‌المللی اعلامش کردند، همان زمانی بود که رئیس ستاد مشترک آمریکا گفته بود درست است که حاج قاسم دشمن ما است، ولی من افتخار می‌کنم، به عنوان یک نظامی این نخبه نظامی را ملاقات کنم، این آن روزها در روزنامه‌ها و مجلات چاپ شد.@حاجی آمد ملاقات همین ؟؟؟ موقعی که ایشان آن جمله مرد مرد، برای من گفت، گفت دکتر مواظب ایشان باشید، یک شعر از فریدون مشیری در آورد اینکه گرگها شیر می‌‌شوند، آن را برای ما جلال طالبانی خواند، این را حاج قاسم گفت.@خودش در آورد گفت که من همان تروریست بین‌المللی هستم که همه جای دنیا دنبال من هستند و می‌خواهند من را محدود کنند ولی من دارم تردد می‌کنم، یعنی واقعاً اینکه (رسد آدمی به جایی که بجز خدا نبیند) (مرگ اگر مردی در آغوش من آ) این یک همچین چیزی بود، یعنی اصلاً از مرگ نمی‌ترسید.@ولی در برنامه‌ریزی داشت، وقتی می‌آمد می‌گفت که به دوستان بچه‌ها بعدازظهر باید شما 100 کیلومتر دیگر بهداری مستقر بشوید، اگر آسمان زمین می‌آمد، زمین آسمان می‌رفت، بعدازظهر باید بهداری 100 کیلومتر پیش‌روی می‌کرد، می‌رفت جلو می‌خواستند عملیات بکنند، یک همچین شخصیتی بود.@و ایشان برای مردن، و برای شهید شدن بچه‌ها، برای زنده بودن بچه‌ها آنقدر ارزش قائل بود، که اولین سری بچه‌های ما که اسیر شدند بچه‌های مشهد بودند در همان سال 90 ـ 91 رفتند بروند زیارت حضرت زینب بچه‌های مشهد را گرفتند، حدود 60 نفر بودند، حاجی برای آزادی اینها 3000 نفر را آزاد کرد.@و برای جسد بچه‌ها، برای بعضی از آنها یک میلیون دلار پول داد، تمام بچه‌های مدافع حرمی که شهید شدند، حاجی یا خودش مستقیم خانه‌هایشان رفت و برایشان سخنرانی کرد، شاید شهید قمی را دیده باشید، یک تصویری هست نشان می‌دهد یکی از رزمنده‌ها عکس سرپایی ایشان هست حاجی دارد سخنرانی می‌کنند، ایشان شهید قمی بودند.@نیروی نخبه‌ای بودند که می‌گفتند در آینده جانشین حاجی خواهد شد، ایشان فرمانده شهید حججی بودند، ولی مردم او را نمی‌شناسند، باید در مورد اینها گفته بشود، ولی خیلی از مسائل را نمی‌شود گفت.@در مورد شخصیت اجتماعیشان یعنی حاج قاسم به جایی رسیده بود که من به دوستان گفتم هم رهبر بود، هم رئیس‌جمهور بود، هم وزیر بود، شما نمی‌دانید وقتی که ایشان می‌خواست بیاید، رئیس‌جمهور عراق چه حالی داشت که می‌گفتند حاج قاسم می‌‌خواهد بیاید.@یعنی ایشان به پیشوازش می‌آمد با اینکه سکته کرده بود، اینقدر روحیه‌اش عوض می‌شود، و خانم ایشان به من می‌گفت آقای دکتر فنی من هر شب پول کنار می‌گذارم صدقه برای سلامتی کاک قاسم، زن رئیس‌جمهور عراق به من گفت من هر روز صدقه می‌گذارم برای سلامت این شخص.@ایشان شخصیتی بودند که توانستند پوتین آن رئیس‌جمهور مغرور شوروی را به سوریه بیاورند، یعنی یک همچین شخصیتی حاج قاسم داشت، شاید اینها را هنوز برای مردم نگفتند، خودش به من گفت، یعنی چون خودش به من گفت نقل قول نیست.@یعنی ببینید ایشان با چه منطقی توانسته روسیه را با بالاترین امکانات نظامیش در جنگ حلب وارد کرد، چون جنگ حلب برای ما خیلی مهم بود، یعنی مهمتر از دمشق بود، چون اگر حلب را می‌گرفتند سوریه از دست رفته بود، حُمس را هم می‌گرفتند و عِدلم هم که دستشان بود، یعنی سوریه را دو نصف کرده بودند.@تمام این عملیات‌ها هدف این بود که راه ارتباطی ایران به دریای مدیترانه و کمک به حزب‌الله را قطع کنند و ما به شدت دنبال این بودیم که این راه را باز کنیم، که به لطف خدا الان از طریق مرز کرمانشاه تا لبنان 48 ساعت ما می‌توانیم تجهیزات برسانیم به بچه‌های حزب‌الله و بتوانیم ان‌شاءالله آن جنگ فتح نهایی که آزادی قدس است، همه ما زنده باشیم.@منتهی من به او می‌گفتم حاجی تو را خدا خودت را حفظ کن، تو نباید شهید بشوی، شهادت برای تو کم است، تو باید باشی و سرباز آقا باشی، یعنی فرمانده‌اش، یعنی من قسم خورده بودم که حاج قاسم یکی از فرماندهان ارشد آقا امام زمانی که فرماندهی خواهد کرد، که امروز هم استاد این جمله را گفت من بسیار خوشحال شدم که نظر من با نظر استاد که این همه مطالعات مذهبی دارند، که من خودم به ایشان غبطه می‌خورم، چون این را دستش دیدم.@خواستم بدانید که حاج قاسم زیارت و نمازهایش را دیدید که چطور شانه‌هایش تکان می‌خورد، در زیارت آقا امام رضا، یا جاهای دیگر که می‌رود، نمازهایی که می‌خواند، یعنی واقعاً عارف به الله شده بود، و انسان در هر رشته‌ای باشد.@من به استاد گفتم من خواب امیرالمؤمنین را دیدم چون یک روش درمانی نصیبم شده که از ایشان به من رسیده، ایشان به ما گفتند که ما هیچی از بچه مذهبی‌ها، از بچه شیعیان تا زمان ظهور نمی‌خواهیم گفتند فقط ترک محرمات و انجام واجبات.@اینکه به استاد می‌گویید برنامه بدهید، هیچ برنامه‌ای نیست، همین دوتا، و کار خودتان را جهادی انجام بدهید، اینکه می‌گویند «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي‏ خُسْرٍ إِلاَّ الَّذينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» حاج قاسم صبرش زیاد بود.@بعد از عملیات بوکمال قرار بود به ایشان درجه سپهبدی بدهند، هم یا بشود فرمانده سپاه، یا بشود فرمانده کل نیروهای مسلح، ولی نشد، درجه سپهبدیش را ذوالفقار دادند، خودش هم قبول نکرد، غیر از اینکه خودش به اینها اعتقادی نداشت، شما هیچ موقع ایشان را با لباس نظامی ندیدید.@به داعشی‌ها می‌گفت شما عددی نیستین بروید روزی را بفهمید که جنگ باقی شده که من لباس نظامی پوشیدم، اصلاً داعش را مهم نمی‌دانست، او هدف اصلیش ظهور آقا امام زمان و فتح قدس بود، او برنامه‌اش آن بود، و حالا خداست و من فکر می‌کنم رفتنش باعث شد که آنهایی که شک داشتند به هدف، به انقلاب، به نظام، به امام، به آقا.@این ولایت‌پذیری این آقا را من خیلی تأکید دارم دوستان که روی این مسئله خیلی توجه داشته باشند، چون بعد از انتخابات 88 دوگانگی عجیبی بین دوستان در مورد همین ولایت‌پذیری پیش آمده، یعنی این آن هدفی بود که دشمن می‌خواست بین نیرویهای انقلاب اختلاف بیندازد و انداخت خیلی هم خوب انداخت.@و ایشان یک نیرویی بود که فراجناحی بود، یعنی واقعاً به معنای واقعی فراجناحی و ولایت‌پذیر، این نکته خیلی مهم است، به نظر من ابعاد شخصیتی ایشان نه آن بُعد نظامیش، بالاخره ما نظامی خیلی داریم.@یک نفر در سوریه هست، حاج جواد غفاری، هیچ عکسی از او نیست، فقط من سرچ کردم یک جایی نیم‌رخش را نشان می‌داد، هنوز دشمن او را نمی‌شناسد، ایشان رفتاراً، اخلاقاً از نظر نظامی درجه سرلشکری دارد، معادل حاج قاسم، فرمانده کل نیروهای ؟؟؟ مثل خود حاجی، حاجی را اگر دیده باشید همیشه یک تسبیح در دستش بود، ایشان همیشه یک قرآن در دستش بود.@جنگ 33 روزه عامل شکست اسرائیل همین شد، یعنی حاج جواد، من فکر می‌کردم حاجی ایشان را، یعنی آقا ایشان را برای خودش جانشین انتخاب می‌کند، ولی نشد، الان دلیلش را می‌گویم، آقای قائنی زمان جنگ فرمانده دو لشکر بود، و ایشان سالها کنار حاجی بوده، حالا ایشان شخصیتاً چطوری هست، می‌خواهم جواب آن همشیرم را بدهم که در کار پزشکی هست.@یک روزی حاج آقا مسگریان که فرمانده‌های نیروهای ایران در عراق است، یک تیم 9 نفره از نخبه‌های دانشگاه تهران، که آقای دکتر صابری، و آقای دکتر میری مسئول بخش جراحی، 9 نفر از بچه‌ها را انتخاب کرده بودند، از آن تیم اولیه که 6 نفر، افتخار دنیا این بود که اولین تیم پزشکی دنیا این بود که وزرات بهداشت عراق گفت، نخبه‌ترین، باسوادترین، بهترین، اولین را ایران بالای سر آقای جلال طالبانی سال 91 فرستاد.@بعد تیم آلمان آمد، بعد آمریکاییها، فرانسوی‌ها، انگلیس، خودشان اعلام کردند بهترین تیم بود، از آن تیم دوباره ما را انتخاب کردند، من هم با آن تیم دوم بودم، ماه رمضان بود، بچه‌ها روزه‌هایشان را شکسته بودند، همه ناراحت بودند، چون چهار روز ما در هتل انتظار کشیده بودند، همه می‌گفتند ما کار داریم چه شد، بی‌احترامی کردید.@آقای مسگریان آمد برای ما صحبت کرد که بچه‌ها بخدا جهادی که شما دارید می‌کنید، که برای حفظ جان این رئیس‌جمهور عراق از وجود سربازان ما در خط مقدم بالاتر است، این آقای قائانی من افتخار داشتم که چندین بار رهبر شیعیان افغانستان بود که فوت کرد آقای سید محسنی، ایشان هم خیلی عاشق امام و انقلاب و حاج قاسم بودند.@ایشان مریض شده بودند، آقای قائانی به من گفت دکتر فنی یک کاری برای ایشان بکن 20 سال ما با ایشان کار داریم، سال 90 ـ 91، بنابراین در کار پزشکی و زیرگروه‌های پزشکی کارتان بسیار باارزش است، آن صحبت 100 کیلومتر بود که گفتم، عملیات باید وقتی می‌شد که بهداری تجهیز می‌شد، که یعنی ما آمادگی داشته باشیم که بچه‌های مردم تیر می‌خورند، شهید نشوند.@و من در چندین عملیات که با بچه‌های حزب‌الله بودم اینها قسم می‌خوردند می‌گفتند دکتر ما نمی‌خواهیم شما کاری برای ما بکنید، شما باشید چون بچه‌های ایرانی‌ها، لبنانی‌ها، بچه‌های حزب‌الله وقتی شما هستید قوت قلبشان هستید، می‌گویند پزشکان ایرانی هستند اگر ما مجروح شدیم ما را نجات می‌دهند، فقط باشید ما نمی‌خواهیم شما کاری بکنید.@و الا کارتان مقدس، تمام این حرفها را زدم، بهانه‌ای شد که جوابتان را بدهم، که فرمودید با بستر جهاد، جهاد شهادت نیست، یک جمله‌ای داریم که می‌گویند «مِدادُ العُلَماء اَفضَلُ مِن الدَماءِ الشُهَداء» شما عالم هستید، هر کدامتان در رشته‌های خودتان سعی کنید این جمله آیت‌الله قاضی است، می‌گوید علم را به خاطر خودش اینقدر یاد بگیرید که مجتهد بشوید، و نیاز نباشد از کسی تقلید بکنید.@در رشته‌های خودتان سعی کنید، در پرستاری، مامایی، پزشکی، در هر رشته‌ای که عزیزان هستند، سعی کنید با ایمان، اخلاق، با آن اهداف بلندی که دارید، یعنی دعا کنید که چشمتان باز باشد، قلبتان روشن باشد و ظهور آقا امام زمان را ببینید.@شما این استاد را ببینید، با این سن و سالش، بالاخره آدم 30 سال که کار می‌‌کند، می‌گویند بازنشسته است، پزشکی بازنشستگی ندارد، رشته‌های پزشکی بازنشستگی ندارد، علما بازنشست نمی‌شوند، مراجع تقلید ما همه رنج سنی 80 تا 100 سال را دارند، همه هنوز دارند تدریس می‌کنند.@وقتی شما انگیزه داشته باشید، دیگر خواب برایتان معنا ندارد، اینکه می‌گویند «قُمِ اللَّيْلَ إِلاَّ قَليلاً» ما ایرانیها بیشترین چیزی که به ما مزه می‌دهد یکی خواب است، یکی غذا، ولی وقتی شما عارف‌مسلک می‌شوید می‌فهمید که اینها وسایلی هستند که روح شما مترقی می‌شود.@یعنی شما در ماه رمضان غذا نمی‌خورید، نمی‌خوابید، این را خدا در آن ما به همه ما معرفت می‌دهد، ولی ادامه این ماه در ماههای دیگر که امام توصیه کرده بود دوشنبه‌ها و پنج‌شنبه‌ها را روزه بگیرید، برای خواص است، برای آنهایی که درکش می‌کنند.@اینکه شما از استاد برنامه می‌خواهید، بخدا بچه‌ها کار سختی نیست در مسیر بودند، اسلام را به ما بد معرفی کردند، اینطور نیست که شما حاجی را فکر کنید، نماز شب می‌خوانده، لباس پوشیدنش را ببینید، من همیشه افتخار می‌کردم یک ایرانی هستم و ایشان اینقدر شیک‌پوش است.@بچه‌های نیروی قدس حق ظاهر شدن در تلویزیون را ندارند، ممنوع است، تصویر نباید از آنها داشته باشند، اینکه آقا می‌گوید باید می‌گشتیم دنبالش که حاجی را پیدا کنند در یک جمعی که بود، این یک قانون بود ایشان هم خودش سردسته این کار بود، ولی وقتی ظاهر می‌شد، آدم کیف می‌کرد، یعنی در مقام یک شخصیت، یعنی لباس پوشیدن ظاهریش، لباسهای نظامیش را هم بپوشد.@یعنی ما بچه‌ مسلمانها باید به درجه‌ای برسیم ما الگو بشویم، اول الگوی بچه‌های خودمان بعد الگوی جامعه، اگر رسیدیم به اینکه ما الگو بشویم آن موقع ما در این دنیا بردیم، و آن سه تا چیزی که استاد فرمودند رسیدن به آرامش، کلام و حرف زدنشان را می‌بینید مثل خود استاد چطوری مکث می‌کند، دوم مهرورزی.@نمی‌دانم حواستان بود دختر حاج قاسم گفت انتقام پدر من را عمو می‌گیرد، این عمو از کجا آمده، تمام بچه‌ شهدای مدافعان حرم به حاج قاسم عمو می‌گفتند، تمام بچه‌های شهدای کرمان به حاج قاسم عمو می‌گفتند.@یکبار یک دختری بستری بود در بیمارستان بقیةالله به من گفتند به این گفتند ام‌اس دارد خیلی بهم ریخته و بروید دختر یکی از معاونان حاجی زمان جنگ بود پدرش شهید شده، ما رفتیم در بخش VIP بقیةالله من خانم حاجی را آنجا دیدم.@من فکر کردم ایشان به خانم حاج قاسم زن‌عمو می‌گوید دختربرادرش است، من نشستم صحبت کردم، می‌گوید عمو قاسم، زن‌عمو فلانی، این منظورش این است که اینها مثل عمو و زن‌عموی من هستم، پدرش با حاج قاسم نسبت معاونت فرماندهی داشته.@اینها را دوست داشتم یک شمه‌ای از شخصیتشان را برایتان بگویم، حاج قاسم بسیار ولایت‌پذیر بود، حاج قاسم بسیار در کارش جدی بود، جدیتش در این بود که اگر آن شبی که ما رفتیم بالای سر رئیس‌جمهور عراق در عرض یک ساعت و نیم تیم پزشکی ایران به همراه آقای مسجدی که الان سفیر ایران در عراق است که آن موقع معاونش بود و سفیر عراق ما جمع شدیم در عرض یک ساعت و نیم یک هواپیما برای ما تهیه شد و ما را به عراق بردند ایشان یک همچین شخصیتی داشت.@اینکه مولا علی می‌گوید «أُوصِيكُمْ‏ بِتَقْوَى‏ اللهِ وَ نَظمِ اَمرِکُم» تقوایش که دیگر، این نفس زکیه واقعاً تجلی ظهور آقا امام زمان، یکی از دوستان به من گفت دکتر حاجی با دنیا چکار کرد، امام زمان بیاید چکار می‌کند، گفتم این همان نماد است، یک شخص بود.@یعنی آمریکاییها فکر کردند که حاجی را چزغاله کنند، می‌دانید که از کل بدنش فقط این مانده، همان دستی که دو تا انگشتش قطع است، چه فلسفه‌ای است که خدا این را نگه داشت ما بقی جسدشان باید از بین برود، این یک حکمتی دارد که خود من هنوز به آن نرسیدم.@ولی در هر صورت من دلم نمی‌‌آید به دوستان بگویم واقعاً شهادت برای ایشان کم بود، بنابراین شما باید به خودتان ببالید ایرانی هستید و از نسل خراسانی هستید، من خودم هم شما که این نفس زکیه را سؤال کردید، در روایات آمده که سید خراسانی می‌گوید، بچه‌های لبنان سال 1982 آمدند به آقا گفتند تو سید حسنی هستی.@این لبنانی‌ها هنوز این اعتقاد را دارند، خود آقا گفت من سید حسینی هستم، خود آقا گفت من نیستم، ولی من خودم واقعاً حاج قاسم شهید شد، و این انقلاب، انقلاب درونی در درون کل عالم ایجاد شد، من خودم فکر می‌کنم، احتمالاً منطقه خراسان یعنی ایران، عربها قبلاً به ما خراسانی می‌گفتند.@آقای قائانی مشهدی است، که نایبش است، من خودم تصورم این است چون علائم ظهور بسیار نزدیک شدیم، اینکه استاد مدام می‌گوید صیحه آسمانی، این را بدانید که بعد از 40 سال ما 40 سال را گذراندیم، این که آمریکاییها می‌خواستند ما به 40 سالگی نرسیم.@در روایات آمده که بعد از 40 سالگی انقلابی خواهد آمد از نسل پیغمبر که منظور امام است که بعد از 40 سالگی خیلی اتفاقات درخشان یک بارقه‌هایی مثل همین اتفاقی که افتاد، چه کسی می‌توانست بعد از تظاهراتی که بی‌سابقه بود علیه نظام، در اثر همین بنزین، ولی چیزهای دیگر هم بود.@این همه نفرت ایجاد شده بود علیه نظام و مسئولین بعد یک خون بیاید تمام ملت از مؤمن و غیر مؤمن، دیروز خانم من می‌گفت یک یهودی برای حاج قاسم گریه کرده، یعنی مسلمان، غیرمسلمان، اینها همه برای یک فرد انقلابی که اسمش مهمتر از آن.@از آیت‌الله مکارم سؤال می‌کنند دجّال کیست؟ می‌گویند کوهها با او حرکت می‌کنند، چشم سوم دارد، یک چشم دیگر در پیشانیش دارد، بسیار کریه المنظر است، به بچه‌ها گفته بود که اینها نماد است، و رادیو و تلویزیون‌های غرب الان دجّال است.@در همین اتفاقی که افتاد به خاطر اینکه مال ما را کمرنگ کنند که ما موشک زدیم، برای اولین بار حزب‌الله اسرائیل را ابهتش را شکاند، البته حزب‌الله اسمش حزب‌الله است، ما بودیم، همین حاج جوادی که معرفی کردم.@حاج جواد مسئول تیم، در آن تانکهای مرکابا، اینها می‌گفتند دیگر محال است کسی بتواند اینها را بزند، همین حاج جواد، با نیروهایشان سه ماه زیر زمین خوابیده بودند، یعنی کمین کرده بودند که این بیایند زدنشان، حاج جواد و تیم‌شان که الان فرمانده نیروهای ما در سوریه هست.@حالا شما ببینید یک همچین شخصیتی آقای سلیمانی با رفتنش آقای ابومهدی مهندس تظاهراتی که در نجف و کربلا کردند دیدید، دو سه هفته قبلش در نجف و کربلا چکار کردند، می‌خواستند به خانه آقای سیستانی حمله کنند، که همین نیروهای ابومهدی حفظ کردند، می‌خواستند آنها را از بین ببرند، حالا شما ببینید چه مراسمی برای اینها گرفتند، در یمن برای حاج قاسم میلیونی گرفتند.@و اینها تمامش وعده‌های الهی است که ان‌شاءالله تحقق پیدا خواهد کرد خودتان را حفظ کنید و تقوایتان بالا ببرید که «إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللهِ أَتْقاكُمْ» تقوا هم در ایران برای ما بد معنا کردند، فارسی گفتند پرهیزگاری، تقوای یعنی نیروی خیری که شما را به سمت کارهای خیر انجام بدهد.@خیر یعنی اینکه شما را ببرد جزء صالحین کند، همانطور که این همه می‌گوییم «وَ تَواصَوْا بِالْحَقِّ وَ تَواصَوْا بِالصَّبْرِ» در این توصیه به حق، هر چیزی که حق است، حاج قاسم کاری نداشت، ما یک مقدار ممکن است که بعضی از ما روی حجاب و اینها تعصب داشته باشیم، باید هم داشته باشیم.@ولی حاج قاسم اینطوری نبود که اگر زن رئیس‌جمهور عراق بدون حجاب جلویش بیاید آن مجلس را ترک بکند، حاج قاسم اینطوری نبود که اگر در لبنان برود یا جایی، یک عده بی‌حجاب باشند، در منطقه، بگوید من در آن منطقه نمی‌آیم، ما داریم الان آدمهایی هستند که خودشان را محدود کردند حتی با فامیل رابطه برقرار نمی‌کنند، می‌گویند چون شئونات اسلامی را رعایت نمی‌کنند.@می‌گوییم شئونات چیست؟ می‌گوید حجابشان را رعایت نمی‌کنند، اینها خوب است، ولی وقتی اینها خوب است که طرف به معرفت برسد، بگذارید در خط بیایند، شما را الگو قرار بدهند، وقتی شما الگو قرار گرفتید، انفاس قدسیه شما باعث جذب آنها می‌شود، دورشان نکنید.@چون خدا خودش می‌گوید «اللهُ وَلِيُّ الَّذينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» خدا خودش را نور معرفی می‌کند، در صورتی که جسم نیست، ولی نور که معرفی می‌کند شما وقتی در راه باشید از ظلمت به نور می‌آیید.@ولی وقتی در تاریکی باشید «وَ الَّذينَ كَفَرُوا أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» یعنی اگر قرار است که شما حاکم و نادی ایمان و تقوا و نور هستید، از آن فامیل‌هایی که فکر می‌کنید در مسیر نیستند که توصیه اکید شده روابط‌تان را به هم نزنید.@در صله رحم نباید روابطتان را بهم بزنید، روابط با فامیل، با غیرفامیل هر کس متکبر است اسلام دستور داده مثل خودش، ولی در مورد فامیل نه، فامیل با رأفت؛ پیامبر یک کسی بود که یک طرف حمزه را داشت، اینطرف ابوجهل، ابولهب بود.@

و السلام علیکم و رحمة الله و برکاته.@