جلسه 033 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
33
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1397
ماه
5
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 033 - جامعه پزشکی مهدوی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

دعای ندبه که یک امام، یک خلیفة الله و رئیس مذهب ما آقا امام صادق (علیه السّلام) برای ما انشاء کردند، یک ضرورت هست برای حیات مادی و معنوی مسلمانان، یعنی حضرت آینده را دیده نیاز مادی و معنوی مسلمانان و بلکه جهان را دیده بعد این دعا را انشاء کردند.@این دعا فوق‌العاده ریاضی و دقیق تنظیم شده با ساختار وجود انسان و جهان، فقرات آغازین دعا را توضیح دادم که با ولایت آغاز می‌شود، یعنی دعا اساساً براساس ولایت و حاکمیت متخصص معصوم طراحی شده که اصل خلقت انسان هست.@و ماجراهای بعدی را که حضرت شروع می‌کند از آدم تا امام زمان داستان اولیاء هست، یعنی راجع به والیان امر حضرت سخن می‌گوید، این براساس ساختار وجودی انسان اینگونه طرا حی شده، ماجرای خلقت انسان همانطور که خداوند تبارک و تعالی در قرآن کریم می‌فرماید هدف از خلقت انسان خلیفه‌سازی است «إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً».@یعنی یعنی داستان خلقت داستان این هست که خدا می‌خواهد در زمین خلیفه و جانشین بسازد، کسانی که مظهر خدا هستند این داستان هست، اما همانطور که روی نقشه توضیح دادم روی مسئله قوس نزول و صعود، داستان از زمین شروع نمی‌شود.@زمین یک مقصدی هست که یک مقدمات علمی و عملی قبلش نیاز بوده، یعنی وقتی که راجع به زمین صحبت می‌کند «وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً» زمین وسط راه هست، گفتیم انسان سه مرحله حیات دارد قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا.@زمین مال دنیاست یعنی وسط راه، علی (علیه السّلام) فرمود رحمت خدا شامل حال کسی است که بداند، «عَلِمَ مِن أَینَ وَفی أَینَ وَ إِلی أَینَ» و اگر در مورد زمین صحبت می‌کند که من می‌خواهم در زمین خلیفه قرار بدهم، داستان خلیفه‌سازی از (من أین) شروع شده یعنی قبل از زمین این طراحی شده.@حالا برای اینکه در زمین خلیفه ساخته بشود چه مقدماتی لازم است؟ یعنی شما یک جریان انسان‌سازی روی زمین می‌خواهد اتفاق بیفتد مثل اینکه شما می‌گویید ما می‌خواهیم یک کارخانه سرم‌سازی بزنیم، یک کارخانه ساخت دارو بزنیم.@ساخت دارو که شما از اول قصد می‌کنید ساخت وسط کار است، یعنی یک شرکتی ساخته می‌شود تولید دارو می‌کند، محصولاتش هم بعد یا صادر می‌شود، یا از کارخانه خارج می‌شود و به دست مریضان می‌رسد.@اما قبل از اینکه بخواهد این شرکت و دارو ساخته بشود، یک جریان است و برای این جریان احتیاج به تخصص هست، احتیاج به افرادی هست که دانش علمی دارند، چه در زمینه خود دارو، چه در زمینه تجهیزات، نقشه را دارند، متخصص آماده است، حالا می‌خواهد بیاید در شرکت دارویی را تولید بکند.@در زمین قرار است آدمهایی ساخته بشوند که خلیفة الله هستند یعنی در بخش فوق عقلانیشان لیاقت شبیه خداوند شدن و شبیه معصوم شدن را دارند، یعنی وقتی پیغمبر می‌گوید مؤمن به بهشت می‌رود، به او خطاب می‌شود که «مِنَ الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ اِلَی الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ» یعنی این کارخانه باید کسانی را تولید بکند که لیاقت دریافت این پیام را داشته باشند.@آدمهایی در زمین ساخته بشوند که این شرافت را داشته باشند بشود به آنها خطاب کرد، «مِنَ الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ اِلَی الْحَیِّ الْقَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ» شما در هر کار تخصصی هم همین کار را انجام می‌دهید.@مثلاً یک دانشکده پزشکی را در نظر بگیرید در یک دانشکده پزشکی عین این اتفاق می‌افتد، پزشکان متخصصی هستند که می‌خواهند آدمهایی را شبیه خودشان تربیت بکنند، مثلاً دندانپزشک است، ماما است، چشم‌پزشک است، متخصص قلب است.@یک دانشگاهی ساخته می‌شود، ولی چه کسی این دانشگاه را می‌سازد؟ یک سلسله متخصص هستند که می‌آیند طراحی می‌کنند، تمام جزئیاتش را طراحی می‌کنند، می‌گویند این جزئیات باید همه رعایت بشود، تا ما بتوانیم آدمهایی را مثل خودمان تربیت بکنیم.@یعنی چی مثل خودمان تربیت بکنیم؟ یعنی بشود بعد از چند سال آموزش دیدن به او خطاب بکنی آقای دکتر، خانم دکتر، یعنی باید خطابی که به خود استاد می‌شود بشود به او هم کرد، بگوییم این الان خانم دکتر است، این الان آقای دکتر متخصص در فلان رشته است، این لیاقت را داشته باشد.@حالا بیمارستان، دانشگاه، مرکزی که این صلاحیت را در آن نداشته باشد که بشود در آن یک همچین کسی را تربیت کرد، دیگر خروجی ندارد، اصلاً بی‌فلسفه است، امام دست روی همین ماجرا گذاشته که ماجرای خلقت انسان ماجرای این هست که یک کسی مثل خدا می‌خواهد یک آدمهایی مثل خودش تربیت بکند که بشود به آنها خلیفة الله خطاب کرد، مظهر خدا.@بشود به آنها خطاب کرد (حی قیوم لا یموت) الان این چه چیزی احتیاج دارد؟ چون خدا که نمی‌خواسته ما بیاییم اینجا پولدار بشویم، کارخانه بدهیم، ویلا بخریم، ماشین بخریم، برای اینها که ما را نیاورده، برای بدن و ازدواج و تشکیل خانواده و بچه‌دار شدن نیاورده این را که حیوانات را داشته.@برای علم هم نیاورده، ما برویم دکتر و مهندس بشویم، چون فرشته‌ها را دارد، فرشته‌ها از ما بیشتر می‌فهمند، هر کاری که شما الان دارید در جامعه پزشکی، هشت هزار سال است متخصصین دارند کار می‌کنند، میلیونها دانشمند روی بدن، بدنی هست که فرشته‌ها طراحیش کردند، یا روی دانه، گل، گیاه، تمام چیزهایی که رشته‌های مختلف در سراسر کره زمین دارد کار می‌شود، شیرین‌کاریهای فرشته‌ها است پس فرشته‌ها علم را دارند.@یعنی تخصص‌های ما را، عالیترین درجه که ما می‌خواهیم به آن برسیم دست فرشته‌ها هست، اینها اصلاً طراحی کردند، اتم‌ها، الکترون‌ها، نوترون‌ها، پروتون‌ها، همه کار فرشته‌ها است، ایجادشان، چرخششان، هدایتشان را فرشته‌ها انجام می‌دهند.@پس خدا که ما را نیاورده اینجا برویم دانشمند بشویم، در یک رشته متخصص بشویم، اینها همه ابزار است، آن که خدا خواسته این هست که یک چیزی به ما داده که از فرشته‌ها بالاتر است یعنی مقام فوق عقلانی، یعنی مقامی که تو بالاتر از فرشته قرار می‌گیری.@یعنی مقام انسانی، مقامی که تو می‌توانی در آن مقام به تو خطاب بشود که خلیفة الله هستی، مظهر خدا هستی، همانطور که یک سیستم الان در دنیا همه سیستم‌ها همینطور هست متخصصین قبل هستند، این متخصصین بعد می‌آیند مرکز تربیت معلم، متخصص، در هر رشته‌ای، مهندس، در هر رشته‌ای ایجاد می‌کنند، متخصصان قبلش دیده شدند.@لذا خداوند در نظام خلقت اول متخصصان را می‌آفریند، مجهزشان می‌کند، به دانشی که آن دانش می‌تواند انسان را خلیفة الله بکند، که آن قرآن کریم است، علم الهی که خلاصه‌اش قرآن کریم شده، همان که قبلاً توضیح دادیم «الرَّحْمنُ عَلَّمَ الْقُرْآنَ خَلَقَ الْإِنْسانَ» یعنی رحمانیت شروع ماجرا است، از رحمت شروع می‌شود، از عشق شروع می‌شود از مهربانی شروع می‌شود.@بعد انسان کامل آفریده می‌شود، قرآن مجهز می‌شود، تازه بعد «خَلَقَ الْإِنْسانَ» این «خَلَقَ الْإِنْسانَ» مال مرحله زمین است، یعنی انسان آفریده می‌شود حالا قرار است پرورش پیدا بکند، پس اصل مسئله خلیفه‌سازی است، این هدف خلقت تمام شد.@دیگر گیجی و گنگی ندارد من الان روی زمین چکار می‌کنم، می‌خواهم ازدواج بکنم، می‌خواهم رشته انتخاب بکنم، می‌خواهم شغل انتخاب بکنم، محل زندگی انتخاب بکنم، محل تحصیل انتخاب بکنم، کار اقتصادی، کار بدنی، هر کاری می‌خواهم بکنم، حواسم باشد قرار است من اینجا خلیفة الله بشوم.@مثل یک دانشجوی پزشکی است که می‌گوید من الان همه چیزم براساس این تنظیم شده که من در این دانشگاه قبول شدم، دیگر بقیه کارها براساس این باید تنظیم بشود من قرار است از این دانشگاه چه چیزی بیرون بیایم؟، دکتر و مهندس بیرون بیام، همه حرف همین است.@این دیگر قشنگ خودش مدیریت می‌کند، مثلاً نمی‌گوییم شما رفتی دانشگاه 8 سال درس خواندی الان دکتر شدی، عمومیت را گرفتی تخصص‌ات را گرفتی بعد از ده سال؟ نه ولی من شعر خوب می‌توانم بگویم، من شوهر کردم، زن گرفتم، من الان دو تا ماشین دارم، می‌گوییم آقا رفتی درس خواندی، تو را برای این کار فرستادیم، بگو ببینم پزشک شدی یا نشدی؟@اگر پزشک نشود یعنی کل ماجرا بی‌ارزش است، حالا این مثلاً شوهر هم کرده باشد، زن هم گرفته باشد، چهار تا ماشین داشته باشد، شعر بگوید، فایده ندارد هدف چه بوده از این دانشگاه خروجی‌هایش؟ دکتر بیرون بیاید.@مثلاً می‌گوییم شما بودجه بیت‌المال چند میلیارد گرفتید، آقایان دکترای فلان، یک دانشکده ساختید خروجی دانشکده‌تان بعد از هفت سال چیست؟، بعد از هفت سال جامعه احتیاج دارد چه چیزی از دانشگاه بیرون بیاید؟ متخصص، پزشک متخصص.@در هدف خلقت این را ما بفهمیم، به فرزندانمان بفهمانیم، به جوانانمان بفهمانیم، به مخاطبینمان بفهمانیم که شما روی زمین برای این کار آمدی، اشتباه نکن که سر خودت را کلاه بگذاری، سر بقیه مردم را هم کلاه بگذاری، که خیلی خوب است، واقعاً این آدم آدم موفقی است، می‌گوییم حالا موفق است یعنی چی؟@می‌گوید دکتر شده، مهندس شده، رئیس‌جمهور شده، کارخانه‌دار است، دارد به مردم کمک می‌کند، اینها را کنار بگذار، آدم شده یا نه، شبیه خدا شده یا نه، شبیه معصوم شده یا نه، اینقدر این به این مسئله به این سادگی مظلوم است، که قرن‌ها این اشتباه هست.@وقتی در تعریف موفقیت می‌خواهیم بگوییم جامعه‌ای موفق است یا آدمی موفق است سر خودمان را با چیزهایی که به همین مقدار احمقانه است که ما بگوییم مجموعه دانکشده پزشکی تشکیل شده از آن یک مشت شاعر و تاجر و بیزنس‌من و ورزشکار بیرون آمده.@دانشکده پزشکی و همه دانشکده‌های دیگر ورزش هم دارند، مثلاً باشگاه فوتبال دانشگاه فلان، بعد می‌گوییم شما رفتی دانشگاه درس خواندی چه شد؟ می‌گوید من فوتبالیست خوبی هستم، اصلاً قرار نبود تو فوتبال، فوتبال یک چیزی بوده اصلاً داستان حاشیه بوده.@الان زندگی‌های آدمها این است، یعنی آدمها وقتی که هدف اصلی را گم می‌کنند در ورطۀ شکست، سرخوردگی، افسردگی، داغونی، غم، غصه، و مسائل دیگر، هر چیزی هم روی کره زمین شما می‌بینید، برای این هست که هیچ کس به سمت هدف حرکت نمی‌کند.@این فکر می‌کند یک زن است آمده شوهر بکند، حالا در ارتباط با شوهرش حالا دچار مشکل شده، از شوهرش طلاق گرفته، یا طلاقش دادند، یا زنش از او طلاق گرفته، یا خودش طلاق داده.@حالا ماجراهای این شده ماجراهای یک چیز دیگر، این الان دردسرهایش با بچه‌اش است، با شوهرش است، با مادرشوهرش است، اصلاً وقتی می‌نشیند غصه‌هایش را می‌گوید می‌گوید غصه من خانواده همسرم است، داستان یک چیز دیگر شده، ماجراها، ماجراهای بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی و علمی است، یعنی ربطی هم به انسان ندارد.@غصه‌ها، ماجراها، درگیری‌ها، حکومت، کشور، جامعه، شما الان التهابات جامعه را نگاه کنید، سر یک مسئله مادی است، سر مسئله شکم و مادی و مسائل حیوانی است، خوبیها، بدیها، ارزش‌ها، امیدها، ناامیدی‌ها، الان مردم می‌گویند از این وضعیت جامعه الان آدم ناامید می‌شود.@یعنی این آدم اصلاً حواسش نیست در این جامعه آمده چکار بکند، اصلاً تعریفش جامعه این چیست، اضطرابها، التهابهایی که در جامعه هست، آن احمق‌هایی که آن بالا نشستند، چون خودشان اینطوری هستند یعنی یک مشت مفت‌خور دزد، حیوان‌صفت هستند که جامعه را هم به رنگ خودشان درآورد‌اند.@یعنی التهاباتی که به جامعه می‌دهند، خط‌دهی‌هایی که می‌کنند، مردم هم از اینها همین‌ها را یاد می‌گیرند، مثل آدمهای توهمی که می‌نشینند یک دفعه تب فوتبال را در جامعه می‌اندازند، یک امر توهمی است چه کسی ببرد، چه کسی ببازد، بعد می‌بینی سه ماه، چهار ماه مردم درگیر جام‌جهانی هستند، یعنی اصلاً یادشان می رود چه کسی هستند داستان چیست.@بقیه آدمها هم همینطور هستند، ما را در حاشیه جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی، که اصلاً همه اینها توهم است، اصلاً ماجرا این نیست، ماجرا این است که من به زمین آمدم که شبیه خدا بشوم، چند روز دیگر هم از این دنیا می‌روم وارد سیستم بهشت می‌شوم، سیستم برزخ آنجا از من آن را می‌خواهند، اگر من آن را نداشته باشم، هر کمالی داشته باشم به درد نمی‌خورد.@الان می‌گویند شش سال دانشگاه رفتی مدرکت را بردار بیاور، بعد شما می‌روی آنجا می‌گویی در این دانشگاه بیا این کاپ طلایی گرفتم فوتبال بازی کردم در دانشگاه جام‌جهانی رفتم، می‌گوید مدرک دانشگاهیت را به من بده تو دکتر شدی یا نه؟، می‌گوید من دانشگاه درس خواندم اما نه یک چیز دیگر درآمدم.@بهشت اینطوری است غافلگیری، شوک شدن، حسرت، علی (علیه السّلام) می‌گوید اگر آن چیزی که من از آنطرف می‌دانم شما هم می‌دانستید متحیر می‌ماندید، اگر دریا دریا اموال داشتید این اموال را ول می‌کردید، حواستان به خودتان بود.@ما آنطرف را ول کردیم، حواسمان به چیزی که خودمان نیست هست، یعنی به من‌های قلابی، این ماجرای ماست، درگیری‌ها، افسردگی‌ها، غصه‌ها، ناامیدی‌ها، امیدها، شادی‌ها، غم‌ها، همه درگیر این ماجرا است، ماجرای یک من قلابی، یک خانم، غلط است من اصلا خانم نیستم.@ماجرای یک آقا، که حالا ازدواج کرده، می‌خواهد ازدواج بکند، بچه‌دار شده، بچه‌دار می‌خواهد بشود، دکتر می‌خواهد بشود، آرزوهای بچگانه که الان دارد، یعنی هوسهایی که این چهار تا خود دارند دائماً ما را سر کار می‌گذارند.@یک خودی داریم یا می‌خواهد پولدار بشود، یا می‌خواهد خوشگل باشد، غذاهای خوب بخورد، یا می‌خواهد بچه‌دار بشود، مشکلش بچه‌دار شدن است، یا می‌خواهد ازدواج بکند، یا می‌خواهد جامعه تشکیل بدهد، یا می‌خواهد رئیس‌جمهور بشود، یا می‌خواهد وزیر بشود، یا می‌خواهد فعالیت اجتماعی ـ سیاسی بکند، یا می‌خواهد دکتر و مهندس بشود.@یعنی یک منی که دائماً من را سر کار می‌گذارد و یکسره اُرد می‌دهد، همینطوری اُرد می‌دهد و اصلاً حواسم نیست ماجرا چیست، داستان گم می‌شود، و حق من هم هست من دائماً غصه بخورم، الان 99% غصه‌های مردم انسانی نیست، غصه‌های بخش‌های پایینی‌شان هست.@آدمی که غصه ابدیت داشته باشد شاد است، اینکه حضرت می‌فرماید «مَنْ بَكَى عَلَى اَلدُّنْيَا دَخَلَ اَلنَّارَ» یک آدمی که به دنیا گریه می‌کند جهنمی است، شما الان غصه‌های مردم ببینید چیست، آرزوها، آرمان‌ها، غصه‌ها، هوس‌ها، احساس آرامش‌ها، احساس ناآرامی‌ها، افسردگی‌ها، شادیها، چیست، به چه عواملی بستگی دارد.@آدمی که حواسش به خودش باشد که من کیستم، برای چی آمدم «رَحِمَ اللهُ اِمْرَاً عَلِمَ مِن أینَ وَفی أینَ وَ إلی أینَ» خیلی کم است یک آدمی که بفهمد من اینجا چکاره هستم، و نوع غصه‌هایش براساس خودش تنظیم بشود.@یعنی این بخش، خودش اصلیش، نه این چهار تا خود، نوع دغدغه‌ها و آرزوهایش، براساس فوق عقلانیش و انسانیش تنظیم شده باشد، به این انسان می‌گویند، یک کسی که دارد در این مکتب خلیفه می‌شود، فقط همین هم دانشجوی پزشکی می‌شود، یک کسی که همه دارند بازیگوشی می‌کنند، یک نفر بنشیند درس بخواند، فقط همین دکتر خوب می‌شود بقیه هیچی نمی‌شوند.@این ماجرای تنظیم دعای ندبه است، دعای ندبه چرا از ولایت شروع می‌کند، که مسئله این است تو قرار است خلیفه بشوی، پس احتیاج به یک مربی داری که به بزرگی خودت بتواند تو را تربیت بکند.@ما در تاریخ‌نویسی، چون تاریخ‌مان حیوانی است از سلاطین شروع می‌کنیم، یعنی از اراذل و اوباش شروع می‌کنیم، از پست‌ترین آدمهای روی زمین شروع می‌کنیم، سلطان فلان، پادشاه فلان، کثیف‌ترین آدمها، شهوت‌ران‌ترین آدمها، بی‌رحم‌ترین آدمها، آدمکش‌ترین افراد، یک شهوت ریاستی داشته یک جای خاکی را بگیرد سلطنت بکند.@خودش و خانمش و فرزندانش سلسله فلان، سریالهایش را هم که ماشاءالله تلویزیون برای ما نشان می‌دهد، ما هم با چه جان و دلی می‌نشینیم نگاه می‌کنیم، یک مشت آدمهای احمقی که می‌خواستند در یک جایی از این کره زمین پادشاه بشوند، شهوت مقام و ریاست آنها را گرفته بود تاریخ ما هم پر از اینهاست.@آن هم که دانشگاه می‌رود، می‌نشیند رشته تاریخ می‌خواند، کارشناسی، ارشد، دکترا، بعد می‌گویی حالا خروجیت چیست؟ می‌نشیند تحلیل می‌کند، ماجرایی که چهار هزار سال پیش اتفاق افتاده تا الان تخصصش هم این است، آقا تو برای چی روی کره زمین آمدی؟@یا علوم سیاسی، علوم اجتماعی، اگر قرار است تاریخی باشد، علوم اجتماعی باشد، علوم سیاسی باشد، روانشناسی باشد، جامعه‌شناسی باشد، اقتصاد باشد، مدیریت باشد، براساس کدام بخش باید تنظیم بشود، بخش انسانی تنظیم بشود، یعنی یک علوم سیاسی است.@حضرت دارد علوم سیاسی به ما یاد می‌دهد، یعنی یک بحث تاریخی و بحث سیاسی ـ اجتماعی هست، اما دعا را بر اساس بحث فوق عقل تنظیم کرده، یعنی رهبران الهی را اول، اول متخصصان معصوم را مشخص می‌کند، دانه دانه می‌گوید از آدم شروع می‌کند تا اینجا می‌آید.@شرط والیان را هم می‌گوید، می‌گوید والی و متخصص معصوم یک کسی هست که کارش همین است، یعنی کارش این هست که بیاید اینها را بسازد برای همین هم بعد از «أَنْ شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ فى دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنْیا الدَّنِیَّةِ» با آنها شرط می‌کند که اینجا رفتید کارتان تربیت آدم است حواستان باشد خودتان آنجا گیر نکنید، درگیر اینها خودتان نشوید.@یعنی آنجا خودتان گیر نکنید درگیر اینها بشوید شما کارت این هست که آدم تربیت بکنید وقتی می‌گوید «شَرَطْتَ عَلَیْهِمُ الزُّهْدَ» یعنی عصمت، چون خود خدا می‌گوید «عَلِمْتَ مِنْهُمُ الْوَفَاءَ» یعنی می‌داند که این درگیر نمی‌شود، بعد حالا او را می‌فرستد، می‌داند این معصوم است، این بخش از دعا را دقت کنید می‌دانی که این به عهدش وفا می‌کند و درگیر این چهار تا نمی‌شود، حالا ارسالش می‌کنی که برو آدم بساز.@پس ماجرا از چه چیزی شروع می‌شود؟ ماجرا از ارسال متخصصین معصوم شروع می‌شود، یعنی از آنجا خدا یک سلسله متخصص معصوم را تربیت می‌کند، می‌گوید روی زمین بروید، به سراغ مردم بروید، مردم را به بزرگی خودتان تربیت بکنید.@لذا برای همین هم قانون همین هست دائماً رهبران الهی باید تجدید بشوند یعنی یکی می‌رود، یکی می‌آید، 124 هزار پیغمبر امام صادق (علیه السّلام) یک حدیثی از ایشان داریم، 124 هزار نفر معصوم روی زمین فرستاده که بروید آدمها را دستشان را بگیرید، بروید این کارخانه را هدایت بکنید از این کارخانه از آن این آدمها بیرون بیایند، داستان این ماجرا هست که باید به آن توجه بکنیم.@پس مسئله اصلی چیست؟ آدم شدن، خلیفه شدن، شما وقتی یک دانشگاه را ایجاد می‌کنید، فرضتان در دانشگاه چیست، یعنی مثلاً الان می‌گویند شما الان به چه امیدی دارید 20 تا متخصص رشته‌های مختلف را در دانشگاه می‌کشانید با این هزینه دانشگاه، میلیاردها هزینه دارد تا یک دانشگاه درست بشود، بعد کنکور بگیری، ثبت‌نام کنید، دانشجو جذب بکنید.@امیدتان به چیست که ته این قضیه پزشک بیرون بیاید برای یک جامعه؟ یعنی چه چیزی را فرض گرفتید در ذهنتان که می‌گویید ما یک دانشکده می‌زنیم یک سلسله دانشجو می‌گیریم با کنکور اینجا می‌آوریم، آموزششان می‌دهیم، بعد از چند سال اینها پزشک می‌شوند شما روی چه چیزی حساب کردید؟@ یک بحث استعداد دانشجو است، دانشجو استعداد دارد چون آدم است، بالاخره تخصص دارد، رشته‌اش تجربی بوده، کنکور گرفتی، حداقل‌ها را دارد اینجا می‌آید، اما ته قضیه این هست یک کسی به شما بگوید آقا الان چه تضمینی هست این آدم پزشک بشود؟ یک پزشک خوب بشود که به درد جامعه بخورد.@یکیش علاقه، تلاش، یعنی شما روی این حساب کردی یک دانشجویی می‌آید شعور دارد، می‌فهمد برای چی اینجا آمده، عقلش می‌رسد، دنبال بازیگوشی نیست، ما این همه آدمها داریم دانشگاه پزشکی می‌آیند، پزشک هم نمی‌شوند، می‌برند وسطش خراب می‌شود یا اصلا می‌روند بعد از اینکه تخصصش را گرفت از این تخصصش استفاده نمی‌کند.@الان مثلاً عمومی هست رفته دارد کار تجاری و بیزنس انجام می‌دهد بیخود هشت سال آمده اینجا درس خوانده، برای چی آمدی اینجا درس خواندی، ما چقدر متخصص داریم در غیر رشته‌های خودشان دارند کار می‌کنند، اصلاً رشته‌اش یک چیز دیگر است برای یک چیز دیگر رفته دکترا گرفته بعد می‌بینی در یک چیز دیگر الان دارد کار می‌کند.@همین چند وقت پیش ما نیازی به تخصص یک پزشکی داشتیم در خارج از کشور، بعد من گفتم که با او یک ارتباط‌گیری بکنیم ببینیم می‌تواند یک همچین کاری را حل بکند یا نه، یک کار تحقیقاتی بود درمانی نه، بعد در آن کشور که من بودم با مسئولین ارتباط گرفتم گفتم با فلان متخصص کار دارم گفتند نمی‌رسد بنده خدا سرش شلوغ است، گفتم چکار می‌کند؟ گفت مشغول تجارت است.@رفته دنبال پول، دنبال بیزنس، اصلاً به کار تخصصیش نمی‌رسد، من بارها دیدم، همین زمان جنگ که خودمان مجروح می‌شدیم، می‌رفتیم دکتر، دکتر قرار می‌گذاشت سر قرار نمی‌آمد، من الان صادرات واردات دارم نمی‌رسم بیمارستان بیایم، خودش رئیس بیمارستان هم بود، با سختی باید او را پیدا می‌کردی، آنجا رفته بود.@الان شما وقتی می‌گویی من حساب می‌کنم روی اینکه می‌گویی دانشکده بزنم پزشک تربیت بکنم، باید یک سلسله چیزها را فرض گرفته باشی، اینکه اینها عاشق این کار باشند، علاقه داشته باشند، اهتمام و جدیت داشته باشند، تلاش بکنند، و یکی اینکه استاد را قبول داشته باشند، حرف استاد را گوش بکنند، یعنی تمام کار در ولایت است.@متخصص پزشکی با چه چیزی می‌تواند دانشجو پزشکی بیرون بدهد؟ با ولایت، یعنی تولیش را به عهده بگیرد، او بگوید هر چه تو می‌گویی درست است من می‌نشینم پای درس تو گوش می‌کنم تا یواش یواش شبیه تو بشوم.@داستان خلقت انسان هم همین است، یک متخصص معصومی هست که شبیه‌ترین موجود به خداست که به او مثل اعلی می‌گویند یعنی عالیترین نمونه از خدا، به او خلیفة الله می‌گویند، امام می‌گویند، این آدم شبیه‌ترین موجود به خداست، اگر خدا او را می‌فرستد روی چه چیزی حساب کرده؟@فرشته‌ها به خدا گیر می‌دهند، می‌گویند چی زمین، یعنی اولین چیزی که فرشته را سنسورهایش را فعال می‌کند یک دفعه جیغ می‌کشند «أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ» تو می‌خواهی روی زمین کسانی را بگذاری که فساد می‌کند، خونریزی می‌کند.@بعد می‌خواهی روی زمین خلیفه درست بکنی، زمین جای خلیفگی نیست، زمین جای محدودیت، و خون و خونریزی و فساد است، از دل اینها تو می‌خواهی خلیفه در بیاوری، خدا اصلاً این را انکار نمی‌کند نمی‌گوید دروغ می‌گویید اشتباه می‌کنید می‌گوید «إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ» من یک چیزی می‌دانم که شما نمی‌دانید.@قرار است از این وضع فساد، از دل این فساد و خون و خونریزیها و انواع فسادهای جمادی، گیاهی، حیوانی، علمی، از آن آدم قرار است بیرون بیاید، کسانی که شبیه خدا هستند، این قرار است بیرون بیاید، آمده، زیاد هم الحمد لله آمده.@در هیچ دورانی از خلقت انسان تا الان به اندازه 40 سال انقلاب آدم بیرون نیامده، یعنی انسانهایی که توانستند، مرز بهشت را طی کنند و به بالاتر از بهشت برسند، این خیلی مهم است.@خدا رحمت کند حضرت آیت الله حائری شیرازی را، که خیلی گمنام و مظلوم بود، و جامعه واقعاً لیاقت نداشت از ایشان استفاده بکند، از این دانشمند بی‌نظیر خوب استفاده نکردند، می‌گوید شما هزار سال گورستانهایتان را نگاه کنید در هزار سال گورستانهایتان یک شهید بیرون نیامده همه مرده‌اند، الان در 30 سال چهارصد هزار تا شهید تربیت شدند یعنی رفتند تا «عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ».@می‌گوید علامت اینکه ظهور نزدیک است برای اینکه این آدمها تربیت شدند، اینقدر آدم تربیت شده، کسی که دارد جمهوری اسلامی را نقد می‌کند، کشور را نقد می‌کند، ولایت را نقد می‌کند، انقلاب را نقد می‌کند، نقد بله اگر اقتصادی بخواهیم نقد بکنیم، ممکن است خیلی نقدها به آن وارد بشود، گیاهی بخواهیم به آن نقد بزنیم، حیوانی بخواهیم به آن نقد بزنیم دارد، حکومت پیغمبر هم داشت، حکومت امیرالمؤمنین هم داشته همه جا بوده.@اما داستان این هست که شما باید نقد علمی بزنی و نقد فوق عقلانی بزنی، انسان اینطوری است یک بخش فرشته‌ای است یا بخش فوق عقلی، ببین 40 سال انقلاب چه کسانی از آن تربیت شدند، داستان را خوب دقت کنیم یک دفعه در ماجرا گم نشویم، با سکه و ارز و آب و برق و ماشین و خانه، حواسمان نرود به یک جای دیگر از کلاس ما را بیرون می‌اندازند.@چون حضرت فرمود امام صادق قسم می‌خورد، فرج شما اتفاق نمی‌افتد به خدا قسم مگر اینکه شما غربال شوید، و غربال شوید، و غربال بشوید حضرت سه بار می‌گوید، یعنی خدا اینقدر شما را می‌تکاند نزدیک ظهور، که این چهار دسته باید بریزند.@مثل سیدالشهدا که شب عاشورا از مدینه غربال زد تا عاشورا فقط به قول امام باقر فرمود 145 برایش ماندند کل ماجرا با 145 نفر بسته شد رفت، چه کسانی از دل اینها بیرون آمد؟ 145 نفر انسان بیرون آمدند که به مقام امام حسین رسیدند «اَنْ يُبَلِّغَنِى الْمَقامَ الْمَحْمُودَ».@شما در یک معدن هزاران تن سنگ می‌آورید، اینقدر اینها را باید شستشو بدهید، به آنها آتش بدهید، اینقدر باید حرارت بخورند تا از دل این هزاران تن یک کیلو طلا در بیاید محصول کل ماجرای این معدن با هزاران نفر همین یک کیلو طلا شد.@اورانیوم که شما می‌خواهید بسازید، چقدر باید تلاش بکنید تا چهار گرم اورانیوم در بیاورید در یک شرکت می‌خواهند دو گرم دارو تولید بکنند، ده گرم دارو تولید بکنند، اصلاًً با میلی‌گرم است در داروسازی‌ها اینطوری است، چقدر سیستمها راه می‌اندازند آخرش می‌گویند ما توانستیم امسال 20 گرم این ماده مؤثره را تولید بکنیم حالا این 20 گرم را در داروی یک کشور می‌گذارند بس است، 50 گرم را برای کل یک کشور بس است.@داستان داستان ولایت است، یک عده می‌آیند تسلیم می‌شوند به متخصص معصوم تن می‌دهند به اطاعت متخصص معصوم، از دل اینها کسانی بیرون می‌آیند که انسان هستند، برای همین اصالت اساساً در نظام خلقت با ولایت است، کمااینکه اصالت در یک دانشکده پزشکی با استادان است، آنها هستند که دانشکنده معنا دارد، روح یک دانشکده پزشکی به استادانش است این را بردار برای دانشکده چه چیزی می‌ماند هیچی.@اصلاً هدف تأسیس این دانشگاه استادان هستند یعنی او هست که به تأسیس این معنا می‌دهد می‌گوید من هستم می‌توانم کسانی را تربیت بکنم شما این را بردار چه چیزی در می‌آید؟ هیچی، در نظام خلقت اصل متخصص معصوم است، اصل ولی است، خدا با تولد امیرالمؤمنین در کعبه دارد به ما چه چیزی را می‌فهماند؟ که شما اگر می‌خواهی شبیه خدا بشوی، باید سراغ ولی بروی.@علی را در کعبه می‌گذارد که بگوید باطن آن توحید که تو عاشق آن هستی لا اله الا الله‌ات اگر می‌خواهی به لا اله الا الله برسی با ولی باید برسی، بدون ولی نمی‌رسی، «كَلِمَةُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ حِصْنِی فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِی وَ مَنْ دَخَلَ حِصْنِی أَمِنَ مِنْ عَذَابِی» حدیث سلسلة الذهب امام رضا (علیه السّلام) در نیشابور خواندند.@وقتی همه می‌نشینند این را می‌شنوند، شیفته می‌شوند، مشغول می‌شوند، می‌گویند چند هزار نویسنده این را نوشتند سرشان را از کجاوه بیرون می‌کند می‌گوید «بِشَرطِها وَ شُروطِها وَ أنَا مِن شُروطِها» دوباره حدیث را تکرار می‌کند «وَلَايَةُ عَلِيِّ بْنِ أَبِي طَالِبٍ حِصْنِي فَمَنْ دَخَلَ حِصْنِي أَمِنَ مِنْ عَذَابِي» لا اله الله یعنی ولایت علی بن ابیطالب.@لا اله الا الله مقصود است تو می‌خواهی شبیه خدا بشوی، خلیفة الله بشوی، بدون متخصص نمی‌توانی بشوی، استاد می‌خواهی، مربی می‌خواهی، الگو می‌خواهی، الگویت هم باید متخصص به لیاقت خودت باشد، مربی‌های هر کس لایق هر کس هستند، انسانها به لیاقت خودشان مربی انتخاب می‌کنند، استاد انتخاب می‌کنند، در هر کدام از بخشهایشان این یک قاعده است.@لذا اصل ولایت است، چون اگر اینها را نفهمیم اصلاً نمی‌دانیم ندبه چه می‌گوید اصلاً ماجرای ندبه چیست، اصلاً کلمه گریه را چرا حضرت ندبه گذاشته، ضجه، ندبه، عجه، چرا باید اینها اتفاق بیفتد.@چون واقعاً گریه دارد که یک دانشکده پزشکی شما بزنید، میلیاردها هزینه بکنید در آن، دانشجویان بروند دنبال بیزنس و فوتبال و والیبال و رقص و قرتی‌بازیهای دیگر، بعد ته قضیه دکتر از آن بیرون نیاید، مزخرف‌ترین کار همین است که کسی پای درس استاد حاضر نمی‌شود، حرف گوش نمی‌کند، نمره‌ها همه 10 ـ 11 است 9 است، 8 است.@از این کثیف‌تر است امکان دارد، از این زشت‌تر وجود دارد یک پدیده‌ای که ما گذاشتیم اینجا یک عده متخصص تربیت بشوند اینها هر کدام رفتند دنبال مسائل دیگرشان، از دل این دانشگاه پزشک بیرون نمی‌آید، زمانی پزشک بیرون می‌آید که رابطه ولایت برقرار بشود.@ولایت یعنی یک کسی والی باشد، یک کسی مطیع باشد، دقیقاً مو به مو دستورات متخصص را اجرا بکند تا یک پزشک بیرون بیاید، حالا روایاتش را دقت بکنید من یکی دو تا روایت برایتان بخوانم خیلی این اهمیت دارد.@مثل غدیر خم از هیمن جا ناشی می‌شود که بزرگترین عید می‌شود، عید الله اکبر می‌شود همین است، که به پیغمبر می‌گوید تو حالا رسالتت را انجام دادی، باید متخصص معصوم بعد از خودت را تعیین بکنی که مردم را می‌خواهی ببینی از دنیا می‌خواهی بروی، و مردم چکار بکنند، چه کسی می‌خواهد شبیه خدا بشود بدون علی بن ابیطالب.@اگر تو علی را منصوب نکنی «وَ إِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» باید منصوب بکنی متخصص معصوم بعد از خودت را، از همه مردم هم برایش بیعت بگیر اتمام حجت هم بکن، کردند کردند، خواستند شدند، نخواستند هم نشدند.@خدا اول دعای ندبه همین را می‌گوید که مردم نگویند چرا برای ما رسول نفرستادی، برای ما الگو نفرستادی، اصالت این است، پس چرا به پیغمبر می‌گوید اگر این را نگویی «فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ» رسالت الهی را به جا نیاوردی.@چرا وقتی که پیغمبر به جا می‌آورد می‌گوید «الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ الْإِسْلامَ دِيناً» اسلام بدون متخصص معصوم مورد رضایت نیست، مثل اینکه در یک دانشگاه پزشکی شما مثلاً بردارید ماماها را ببرید برای تربیت چشم‌پزشک، چشم‌پزشکان را ببرید دانشکده مامایی بخواهند ماما تربیت بکنند ببینید چه افتضاحی می‌شود، مهندسان را ببرید که بخواهند پزشک تربیت بکنند، مهندس می‌تواند پزشک تربیت بکند؟ نه.@ابتذال یعنی این، یعنی شما به هدف نمی‌رسید، قرب و بُعد به هدف خلقت با ولایت حاصل می‌شود، یعنی آنهایی که ولایت دارند به هدف خلقت که خلیفة الله شدن هست با ولایت می‌رسند، با ولایت هم دور می‌شوند، ولایت چه کسی؟ این مهم است، با ولایت یک عده شما به الله نزدیک می‌شوید، به خلافت الهی نزدیک می‌شوید، با ولایت یک عده دیگر از هدف دور می‌شوید.@از امام باقر (علیه السّلام) هست می‌‌فرماید حدیث قدسی می‌گوید: «قَالَ اللهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى لَأُعَذِّبَنَّ كُلَّ رَعِيَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ دانَت إِمَاماً جَائِراً لَيْسَ مِنَ اللهِ وَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِيَّةً» من عذاب می‌کنم هر کسی را که در اسلام دینش متکی به امامی باشد که از طرف خدا نیست، خدا او را منصوب نکرده، یعنی متخصصی است که تأیید شده نیست.@شما الان استاد بیاید نظام پزشکی تأیید نکرده باشد می‌تواند تدریس بکند، می‌تواند مطب بزند؟ نه، حالا یک کسی رفت گفت من دکترم، نظام پزشکی هم تأیید نشده، یک کسی رفت پیش این دکتر مریض شد یا مُرد چه کسی را باید سرزنش بکند؟ خودش را، قاعده دارد، باید یک جایی این را تأیید کرده باشی، این واقعاً پزشک است، تخصص دارد که تو بتوانی خودت را به او بسپاری.@عذاب یعنی این، یعنی دردسر، «لَأُعَذِبَنَّ» یعنی این آدم خیلی خاک بر سر است رفته مامایی بخواند زیر نظر مهندس فلانی، رفته مامایی بخواند زیر نظر متخصص مغز و اعصاب ماما در می‌آید؟ در نمی‌آید، عذاب یعنی این.@بعد می‌فرماید: «وَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِی أَعْمَالِهَا بَرَّةً تَقِيَّةً» هر چند آن رعیت آدمهای خوبی هم باشند، سر از عذاب در می‌آورد، می‌گوید این دانشجوی خیلی خوبی است، اخلاقش اینقدر خوب است، شوهرداریش خوب است، زن‌داریش خوب است، ورزشش عالی است، انضباطش 20 است، اخلاقش 20 است، درس می‌خواند یا نمی‌خواند؟ درس نمی‌خواند ولی خیلی باحال است، خیلی خوب است.@این اشتباه احمقانه‌ای که ما داریم، غربیها دیدید آنجا مردمشان، بَه چه کشوری، ما کشور اسلامی‌مان اینطوری است، آنها آنطوری هستند، بعد شروع می‌کنند ستایش آنها، بعد می‌گویند همه چیز آنجاست، او اصلاً در کشتی نیست، او وسط اقیانوس ول است، او اصلاً امام ندارد، او اصلاً شبیه انسان نمی‌شود، او اصلاً به خلیفة اللهی نمی‌رسد.@یک میلیارد آمریکا و ارپا و کشورها را جمع بکنید از آن یک شهید در نمی آید، تعداد شهدای آمریکا و اروپا را در بیاورید ببینیم چند نفر شدند یک آنی‌الیت بیرون دادند، که او هم آمد اینجا شهید شد یعنی تا اینجا عاشق نشد تن به ولایت نداد نشد، یک تعداد انگشت‌شمار هستند.@آن سازمان آدم بیرون نمی‌دهد، آن سرزمین از آن یا ثروتمند بیرون می‌آید، یا ورزشکاران خیلی عالی در می‌آید، فوتبالیست‌ها و ورزشکاران عالی در می‌آید، یا روابط جنسی فوق‌العاده، سکس خیلی فوق‌العاده در می‌آید، خشونت فوق‌العاده در می‌آید در بخش‌های حیوانی، سیستم‌های مدیریتی در می‌آید، سیستم‌های اداره جهان در می‌آید، سیستم‌های اداره بخش این سه تا در می‌آید، سیستم‌بندی کردند علومشان هم عالی است.@از اینجا همه می‌روند آنجا دکترا بگیرند که اینجا را چطوری آباد بکنند، دنیایشان را، زمینشان را، آقای دکتر فلان، آقای مهندس فلان، متخصص فلان، مدیریت فلان، نظام انسانی، سازماندهی، مدیریت، ولی برای کجا این مدیریت طراحی شده، از دل این مدیریت می‌خواهد آدم بیرون بیاید؟ نه، نمی‌خواهد بیرون بیاید.@دائم هم می‌نشینیم تعریف و تمجید می‌کنیم، این سیستم معلول است، آدمهایش هم ولو خوب باشند، می‌گوید اینقدر آدمهای خوبی دارند، همه منظمند، همه وجدان کاری دارند، همه مؤدب هستند، کسی دروغ نمی‌گوید، خوب است، اینها واقعاً ارزش دارد.@اگر هم آنها خوب هستند به خاطر این هست که آنها بالاخره یک جا به ولایت تن دادند چون ما دو تا والی داریم، خدا دو تا والی فرستاده، امام فرستاده، عقل و پیغمبر، آنها به میزانی که الان شما دارید تعریف و تمجید می‌‌کنید، به خاطر اینکه آنها به ولایت عقل تن دادند ما به ولایت عقل تن ندادیم، آنها به پیغمبر خدا گوش کرده که الان خوب است، هر چه خوبی آنجاست برای این است که حرف پیغمبر خدا را گوش کرده.@ما هم حرف پیغمبر خدا را هر کدامش را گوش بکنیم موفق می‌شویم، پس شما هر تعریف و تمجیدی دارید مال ولایت است، یا ولایت عقل، یا ولایت امام.@چقدر تخصص است کلمه‌ای که انتخاب کرده، خداست دیگر، ما به خدا می‌گوییم بارک الله خیلی خوب حرف زدی، چقدر خدا خوب حرف می‌زند، یعنی واژه فوق‌العاده است، «وَ لَأَعْفُوَنَّ عَنْ كُلِّ رَعِيَّةٍ فِی الْإِسْلَامِ دانَت بِوِلایَةِ کُلِّ إِمَامٍ عادِلٍ مِنَ اللهِ وَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِی أَعْمَالِهَا ظَالِمَةً مُسِيئَةً».@می‌گوید من عفو می‌کنم هر کسی را که دینش تحت ولایت امامی هست که از طرف خدا طراحی شده چون این متخصص است، می‌گوید آقا این دانشجو شما برای چی مدرک A به او دادید نمره‌اش را 20 دادید برای چی نوشتید این بهترین دانشجوی پزشکی است.@الان رتبه‌بندی کنکور را شما دقت کردید در رتبه‌بندی کنکور که اینها رتبه‌بندی می‌کنند، رتبه اول و دوم می‌دهند براساس چه چیزی می‌دهند، نماز و روزه‌شان می‌دهند؟ برای حجابشان است؟ نه، می‌گوید آخه این دختر در دانشگاه با ده تا مرد ارتباط داشته، استاد می‌گوید به من چه ارتباط داشته، ارتباط داشته نوش جانش، این الان دکتر خوبی است، این تخصص دارد من هم پزشکیش را تأیید می‌کنم قبول است.@چون هدف از این دانشگاه این بوده که این زیر نظر متخصص بوده، حرف خوب گوش کرده، اشتباهش را کاری ندارد، استاد با این کار دارد، استاد نمی‌آید وقتی نشسته با یک دانشجویی که دارد حرف تخصصی می‌زند می‌بیند دانشجو خیلی به حرفهایش گوش می‌کند، خوب است.@بعد بگوید تو چرا چادرت اینطوری است، تو چرا حجابت اینطوری است، تو چرا آستین‌ات اینطوری است، اصلاً استاد با این کاری ندارد می‌گوید من با این کار علمی دارم این باید حرف گوش بکند می‌خواهد پزشک بشود.@تو چرا نماز شب نمی‌خوانی، نماز نمی‌خوانی، حتی تو چرا بداخلاق هستی، تو چرا با پسرهایش اینطوری کردی، ما اصلاً کاری نداریم، این همه حرفهای من را گوش کرده شبیه من شده، می‌گوید «وَ إِنْ كَانَتِ الرَّعِيَّةُ فِی أَعْمَالِهَا» هر چند که رعیتت در اعمال خودش گناهکار باشد.@«ظَالِمَةً» به خودش ظلم بکند، عمل بدی داشته باشد من او را می‌بخشم، چون زیر نظر متخصص معصوم دارد می‌رود، این دو تا خیلی با همدیگر فرق دارند، یک کسی که ولایت معصوم را به عنوان امام بپذیرد نهایتاً رشد می‌کند و یک جایی سر در می‌آورد، چون حاکمیت معصوم را قبول می‌کند.@یک خانم فاحشه، یک دختر آنچنانی، یک پسر مشروب‌خوار آنچنانی که الان اینطوری هست، وقتی که می‌رود سینه‌اش را می‌زند، محرم مشکی می‌پوشد، شرافت دارد به یک آدم نماز شب‌خوانی که امام ندارد، به یک خانم چادری که همه پوشیه می‌زنند فقط چشمهایشان بیرون هست، این اصلاً به سیستم وصل نیست.@این فاحشه است وصل است، مسجدش هم می‌رود، حسینیه‌اش را می‌رود، سینه‌اش را می‌زند، امام رضایش را هم می‌رود، بعد هم چادرش را در می‌آورد در کیفش می‌گذارد می‌رود لب دریا آنجا هم عشق و حالش را می‌کند، ولی به امام وصل است، به معصوم اتصال دارد، ولایت را قبول دارد.@گفتیم دین سه بخش است، شریعت یعنی فقه، طریقت یعنی اخلاق، حقیقت یعنی اعتقادات، ما در هر سه شاخه تقوا و بی‌تقوایی داریم، در هر سه شاخه معصیت داریم، و عبادت داریم، این الان در شریعت نماز نمی‌خواند، اینقدر در سر فرزندت نزن بچه‌ام الان نماز نمی‌خواند خاک بر سرت از خانه ما بیرون برو، دخترم دوست پسر گرفته حجاب را رعایت نمی‌کند.@حواست باشد این بچه تو در بخش حقیقت معصوم است، درست است حواست باشد به خاطر شریعت نیایی بزنی حقیقت را داغون بکنی، ما باید این را بفهمیم، تقوا و بی‌تقوایی در هر سه مرحله است، این الان در کجا بی‌تقوا است، در شریعت بی‌تقوا است، اخلاقش که خیلی عالی است.@اخلاقش از این شریعتی‌هایی که خیلی رعایت می‌کنند، همه حجاب‌ها، نقاب، پوشیه، نماز شب، حاج آقا، حاج خانم، اخلاقش خدا وکیلی از آن بهتر است، اینکه خدا یک موقعی یک کافر را به مؤمن ترجیح می‌دهد می‌گوید من کافر خوش‌اخلاق را از مؤمن بداخلاق بیشتر دوست دارم چون بیشتر شبیه من است.@من یک کافر دست و دلباز را از یک مؤمن خسیس بیشتر دوست دارم چون خسیس دور است، الان شما نگاه کنید در اخلاق این آدم به خدا نزدیکتر است، بسیاری از این اروپاییها، غربیها، کسان دیگر که شما در کشورهای دیگر می‌بینید اینها شریعت ندارند اما طریقت دارند.@ این رفته درس خوانده زیر نظر یک معلم بوده، پدر و مادر خوب داشته ژنتیکی، محیطی، این آدم به خدا شبیه‌تر است، اگر دروغ نمی‌گوید، اگر دزدی نمی‌کند، در بخش طریقتش این آدم رشد کرده، یعنی شما باید جنبه جبری بزنید.@حالا الان می‌فهمی که چرا یک امام جامعه، او که نائب امام زمان است می‌گوید شما مردم را با ظاهرشان قضاوت نکنید، اینقدر هم گیر به ظاهر مردم ندهید، اینها همه خودی هستند، ما اصرار داریم بگوییم نه این دختری که الان روسریش افتاده، شلوار تنگ پوشیده، دست پسر مردم در دستش هست خودی نیست، می‌گوید این خودی است.@ببینش در 22 بهمن، ببینش در حرم امام رضا، ببینش در حرم‌های سیدالکریم، ببینش در دسته‌های عزاداری، مویش فشن است اما متعلق به جبهه است، این خودی است، حواست باشد این حقیقتش درست است، این از آنهایی است که می‌خواهد دزدی بکند بار را بردارد می‌گوید یا علی.@پس اعتقاداتش را دارد، این یک کسی است که رفته مال دزدی کرده دو نفر رفتند دزدی کردند سر سهم‌الدزدیشان دعوا می‌کنند، می‌گوید مدیون هستی، قیامت یقه‌ات را می‌گیرم، قسم بخور به قرآن، می‌گوید به قرآن من اینقدر بیشتر برنداشتم، یعنی این در آن داستان خودش حقیقت دارد، یک حقیقت دارد که آن حقیقت سر جای خودش هست قیمت هم دارد.@خدا همه را جمع جبری می‌زند، همه را در نظر می‌گیرد، یک خواننده‌ای که می‌نشیند مزخرف می‌خواند مردم را کلاً لائیک می‌کند، این با خواننده زمان شاه که (پارسال با هم دسته‌جمعی رفته بودیم زیارت، برگشتنی یک دختر خوشگل و با محبت) زیارت رفت یک دختر خوشگل و با محبت دیده، می‌گفت برو بهش بگو دوستت دارم بی‌گفتگو، این زیارت رفته حالا دختر چشمش را گرفته، یعنی ولایت در این ترانه هست.@آن کسی که ترانه‌سرا است می‌گوید الان معصیت کرده، بله معصیت کرده در شریعت معصیت کرده، ولی ترانه نوشته دارد ولایت را به تو می‌دهد، داستان عشق و عاشقی در ماجرا مسافرت اتفاق افتاده یعنی در زیارت اتفاق افتاده.@این حقیقتش الان به خدا نزدیک است، یعنی این شریعت را الان قبول نکرده، از این جهت نزدیک است، یعنی از این جهت صفت خدا را که دارد، کریم که هست، جواد که هست، مهربان که هست، به همین مقدار شبه خداست، برای همین هم اینطور افراد زود مسلمان می‌شوند.@ما عرضه نداشتیم اسلام را تبلیغ بکنیم، اگر ما اسلام را درست تبلیغ بکنیم این حقیقت اسلام را دارد، آن لفظ را ندارد، اربعین هم همین است، اربعین کسانی که می‌آیند، مسیحی می‌آید، زرتشتی می‌آید، ببینید داستان چه اتفاقی افتاده در اربعین که ما می‌گوییم باید در بخش بین‌الملل سرمایه‌گذاری کنیم.@سنی دارد می‌آید، به سنی بگو برای چی داری می‌آیی، مسیحی دارد می‌آید، زرتشتی می‌آید، یهودی می‌آید، هندوها دارند می‌آیند، لائیک‌ها می‌آیند، ما پارسال یک پرچمی بود یک جایی، مال چینی‌ها بود، بچه‌ها اول فکر کردند اینها مسلمانان چین هستند، بعد رفتند گفتند نه ما اصلاً مسلمان نیستیم، ولی برای امام حسین دارد می‌آید.@یک چیزی دارد آن تو فعالیت می‌کند، یک ماجرایی، یک سنخیتی، یک اعتقادی یک چیزی دارد کار خودش را می‌کند، بله الان رسماً اعلام نشده، به او نگفته بگو (اشهد ان لا اله الا الله) این اتفاق نیفتاده، ولی حقیقت اتفاق افتاده یا نیفتاده؟ حقیقت اتفاق افتاده.@رسول خدا داشت با یک کسی بحث می‌کرد سر حقانیت اسلام، گفت بله قانع شدم، (اشهد ان لا اله الا الله، اشهد ان محمد رسول الله) پیغمبر گفت کجا دارد می‌رود، گفت دارد می‌رود جهاد من هم با او بروم، نه یک رکعت نماز خواند، نه روزه گرفت و نه وضو گرفت مسلمان شده رفته شهید شده، ما شهید بی‌نماز هم داریم.@پس آن اتفاق افتاده یعنی آن سنخیتی وجود دارد و خدا این را می‌بیند و روی این حساب می‌کند، برای همین این آدمها یواش یواش می‌آیند هدایت می‌شوند دنبال این می‌گردند کشش پیدا می‌کنند که بیایند بروند مسلمان بشوند، بیایند بروند شیعه بشوند.@حالا وقت نیست خانم هوشینا خودشان اینجا هستند از ژاپن کاشکی یک وقتی بگذاریم بیاید بنشیند خاطرات خودش را برای ما تعریف بکند چطوری مسلمان شده، چطوری شیعه شده، آدم را می‌کشد، خودش می‌کشاند می‌آورد در اربعین آن حقیقت اتفاق افتاده یعنی نیاز به متخصص معصوم همه این را می‌خواهند، همه دوست دارند بیایند.@شما بگو مردم فاسد هستند، دزد هستند، چنین و چنان هستند، درست، اما حرم امام رضا چند نفر جمعیت در طول سال می‌رود؟ 30 میلیون جمعیت دارد آنجا می‌رود، یعنی چی آنجا می‌رود، حالا حرم امام رضا، جمکران، حرمهای دیگر، یعنی آدمها می‌گویند ما به این آدم احتیاج داریم، ما این را می‌خواهیم ما این را دوستش داریم.@یک جاهایی هم رعایت می‌کنند، شما یک آدم داری در یک جاهایی رعایت بکند شبیه این بشود، چهار تا چیزش را رعایت می‌کند، چهارتاش را هم رعایت نمی‌کند، اما چهارتایی که رعایت نمی‌کند، سر جای خودش، ولی در چهار جای دیگر یک رعایت‌هایی دارد، یک شباهتهایی دارد یک اشکی می‌ریزد.@همین مقدار اشک است، می‌گوید اگر گریه بکنی گناهت آمرزیده می‌شود برای اینکه خدا جمع جبری می‌زند، می‌گوید این الان آدمی هست که دنبال شوهر بوده رفته کربلا زن می‌خواسته بگیرد رفته آنجا از امام حسین یک زن بگیرد، خدا می‌گوید من با این خواسته‌اش کار ندارم.@این آدم «نَحْنُ نُحْيِ الْمَوْتى‏ وَ نَكْتُبُ ما قَدَّمُوا وَ آثارَهُمْ» این آدم رفته وارد یک لشکر سیاهی لشکر شده یک ماجرایی را هدایت تاریخی کرده برای همین می‌گوید وقتی زائر امام حسین می‌رسد به حائر حسینی «کَتَبَهُ اللهُ مِنَ الْمُصْلِحِینَ الْمُنْتَجَبِینَ» مصلح برگزیده می‌شود.@رفته آنجا زن می‌خواسته، رفته آنجا شوهر بگیرد، رفته آنجا مشکل مالیش را حل بکند، می‌گوید وارد یک جریانی هست که خودبه‌خود دارد این جریان را پیش می‌برد، رفته سینه زده، حالا در طول سال دزدی کرده، فساد داشته، مشروب خورده، محرم بلند شده آمده دسته امام حسین، ده روز در این سیستم بوده، به این سیستم کمک کرده، این سیستم با اینها این سیستم شده، یک انقلاب برطرف‌کننده موانع ظهور امام زمان اتفاق افتاده پس این در این سیستم بوده اجرش را می‌دهد.@خدا رحمت کند مرحوم فیض کاشانی را در مهجة البیضاء کتاب النکاح، می‌گوید مردم با ازدواجشان به خدا نزدیک می‌شوند، ثواب هم می‌‌برند، ولو ازدواج را برای غریضۀ جنسی انجام می‌دهند، ولی چون به سیستم خلقت خدا دارند کمک می‌کنند.@خدا نقش این آدم را ندید نمی‌گیرد، می‌گوید بالاخره این در سیستم خلقت من یک کار قشنگ کرده، دو تا بچه به دنیا آورده، تربیت نسل کرده، دو تا بچه شیعه به دنیا آورده، حالا شیعه‌اش هم اگر شیعۀ علیه السلامی است، 8 ـ 9 ـ 7 باز شیعه است، یعنی اصل را دارد.@این وسوسه شیطانی که ما چرا بچه‌دار بشویم در این اوضاع چطوری می‌خواهیم بچه را بزرگ کنیم، اوضاع فرهنگی، این حرفها چیست بچه را تربیت بکن بیرون بیانداز، 2 هم بشود از 100 دیگران بیشتر است، حقیقت اصل است، معنا دارد، ارزش دارد.@برای همین می‌گوید من بیام راجع شیعه‌ای که گناه می‌کند، معصیت می‌کند، با اهل سنّتی که اصلاً گناه نمی‌کند، باتقواست چه بگویم، حضرت می‌گوید اصلاً کلمه تقوا را در آن موقع به کار نبر، تقوا یعنی اینکه ولایت داشته باشد، اگر کسی ولایت نداشته باشد تقوا ندارد.@تقوا یعنی پرهیز از آسیب دیدن، شما وقتی یک دانشجویی اصلاً سر کلاس نمی‌رود تقوا دارد، حرف استاد را گوش نمی‌کند تقوا ندارد این ول است ته قضیه این نابود می‌شود، حضرت می‌گوید وقتی می‌خواهی راجع به شیعه گناهکار حرف بزنی بگو «طَیِبُ الرُّوح سَیِئُ العَمَل».@روحش پاکش است عملش بد است ولی روحش پاک است، این ولایت را پذیرفته، تخصص را پذیرفته، اصالت تخصص را قبول کرده، به متخصص معصوم متصل است.@می‌گوید راجع به آنها چه بگوییم؟ می‌گوید بگو «خَبیثُ الرُوح طَیِبُ العَمَل» روحش خباثت دارد زیر بار ولایت نمی‌رود یعنی عقلانیت را تعطیل کرده، می‌فهمد هر کاری متخصص می‌خواهد ولی در انسانیت تخصص را انکار می‌کند، «طَیِبُ العَمَل» اما عملش خوب است، عمل خوبی هم دارد.@وقتی ما می‌گوییم عمل خوب دارد چون مرز بین حیوانیت و انسانیت را تفکیک به ما یاد ندادند، وقتی می‌گوییم عمل خوب دارد، می‌گوییم یعنی چی؟ می‌گوید یعنی خوش‌اخلاق است، خب حیوانات هم خوش‌اخلاق هستند، می‌گوید وجدان کاری دارد، این مال کمال حیوانی است وجدان کاری دارد بحث سر انسانیت است، بحث سر شبیه شدن است.@می‌گوییم خدمت به هم‌نوع می‌کند، حیوانات هم خدمت به هم‌نوع می‌کنند، می‌گوید خدمت به غیر هم‌نوع می‌کند، حیوانات در خدمت به خلق و در خدمت به هم‌نوع و غیر هم‌نوع، از انسان بهتر هستند، خالص‌تر هستند، بهتر خدمت می‌کنند.@پس اگر یک کسی می‌گوید آدم خوبی است چون دزدی نمی‌کند، چون خدمت به مردم می‌کند، آدم خوبی است عملش طیب است، در چه مرزی طیب است؟ زن‌داریش خوب است، شوهرداریش خوب است، در بخش حیوانیش خوب است، بخش حیوانی است، اصلاً داستان که حیوانیت نیست که شما دارید قضاوت الکی می‌کنید.@داستان سر مرز انسانی است، می‌گوید امانتدار خوبی است، حیوانات هم امانتدار خوبی است، حیوانات هم در امانت خیانت نمی‌کنند، وفادار است، شوهر خوبی است، نگاه کن ببین در این جامعه فساد به زنش وفادار بوده اینطوری بوده بله خوب است، اما این وفاداری خیلی هم ارزش است ثواب هم دارد، ولی داستان داستان بخش حیوانی و بخش انسانی است.@یعنی آدم باید بیاد برود در سیتسم، در سیستم نیست، ولی عملش هم یا تحت تربیت یا ژنتیکی دارد رفتارهای خوبی را از خودش می‌دهد، که در مجموع این رفتارها رفتارهای حیوانی است، حیوانات هم بهشت می‌روند، اینکه حیوانات بهشت می‌روند، خیلی از انسانها بهشت نمی‌روند، حیوانات اشخاص محترمی هستند، شوخی نیست، حیوانات یک موجودات بسیار دوست‌داشتنی و محترم هستند، شخصیت دارند.@امام صادق وقتی غذا می‌خورد یک لقمه جلوی سگ می‌اندازد، طرف می‌گوید آقا شما همه غذایتان را به سگ دادید، می‌گوید یک شخص محترم جلومی من است، یک روح است، گربه یک شخص محترم است، حیوان است.@او هم برای خودش روابط جنسی دارد، عشق دارد، محبت دارد، خانواده دارد، همه چیز دارند، تمام این احساساتی که در ما هست ما برایش قصه و رمان و نمایشنامه و فیلم و سریال می‌سازیم، همه اینها در حیوانات هم وجود دارد شخص محترم است.@بنابراین ما این را خوب بفهمیم که داستان حقیقت انسانی دعایی که می‌خواهیم بخوانیم که راجع به ولایت دارد صحبت می‌کند داستان داستان چیست، این مقدمه را بگویم برای جلسه بعد شما به میزانی که ولایت‌پذیری به هدف خلقت نزدیکتر هستی، مثل دانشجو به میزانی که حرف استاد را گوش می‌کند به پزشک شدن نزدیکتر است، یعنی این دانشجو از جهالت پزشکی دارد در می‌آید، از تاریکی جهالت دارد در می‌آید به نورانیت پزشکی دارد نزدیک می‌شود.@حالا یا دانشجویی که خیلی نخبه است رتبه اول کنکور است قبول شده آمده در بهترین دانشگاه پزشکی کشور یا جهان ثبت‌نام کرده، بعد یواش یواش درس‌خواندنش شل می‌شود، ول می‌کند، حرف گوش نمی‌کند، بی‌نظم می‌شود، این دارد از نورانیت پزشکی در می‌آید به ظلمت دارد نزدیک می‌شود.@پس مسئله ولایت این هست که شما اگر ولایت را پذیرفتی، درست پذیرفتی روزبه‌روز به نورانیت نزدیکتر می‌شوی، روزبه‌روز از جهالت و تاریکی در می‌آیی، آیه را بخوانم جلسه بعد معنایش می‌کنیم «اللهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُوا يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» خدا ولی آنهایی است که ایمان می‌آورند و همه آن چیزهایی که توضیح دادیم.@«يُخْرِجُهُمْ مِنَ الظُّلُماتِ إِلَى النُّورِ» وقتی تحت ولایت قرار گرفتی، ولایت کارش این هست که تو را از تاریکی در می‌آورد به نور می‌رساند، «وَ الَّذِينَ كَفَرُوا» آنها ولی دارند؟ بله ولی دارند، ولی‌شان کیست؟ «أَوْلِياؤُهُمُ الطَّاغُوتُ» این چهار تا بخش طاغوت هستند، علی این بخش طغیان می‌کنند.@می‌خواهد ثروتمند باشد، می‌خواهد قهرمان ورزشی باشد، می‌خواهد رئیس‌جمهور یک جامعه باشد، طاغوت است فرقی نمی‌کند، می‌خواهد استاد دانشگاه باشد طاغوت است ولی در حرکت نیست، اولیاء اینها طاغوت هستند.@ اولیاء اینها طاغوت هستند کارشان چیست؟ «یُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُماتِ» اینها را از نورانیت یواش یواش به سمت ظلمت می‌برند، ته قضیه می‌گویند که آدم موفقی بود خوب زندگی کرد، می‌‌گویند این بعد از 50 سال چه شد، می‌گویند کارخانه‌دار بود، در صنعت خیلی موفق بود، تریالدر شد، خوب زندگی کرد.@ورزشکار شد قهرمان المپیک شد، قهرمان جهانی شد، یک کمال گیاهی است، ده تا بچه داشت، ازدواج کرد، رئیس‌جمهور شد، استاندار شد، وزیر شد، نماینده مجلس شد، اینها اصلاً توفیق نیست، این رفته به سمت ظلمات، ته قضیه این هست که این از نور فاصله گرفته، از شدن، از آدمیت، از تشبه به حق تعالی و از خلیفة اللهی فاصله گرفته داستان این است.@اگر ما این را نفهمیم، دوران خودمان، زمان قبل از ظهور که زمان حساسی هست، به خصوص این چند ماه، اصلاً نمی‌توانیم تحلیلش بکنیم، هم گیج می‌شویم، دیگران را هم گیج می‌کنیم، ممکن است خدای نکرده یک انحرافاتی هم در دیگران ایجاد بکنیم.@ما باید خیلی حواسمان جمع بشود در تحلیل وضعیت کنونی، که وضعیت کنونی یک وضعیت فوق‌العاده زیبا عالی، قشنگ هست با همه فتنه‌هایش اصلاً با فتنه‌هایش قشنگ است، که پیغمبر می‌گوید از فتنه‌ها بدتان نیاید و آرزو فتنه بکنید این فتنه‌هایی که دارد در جامعه اتفاق می‌افتد، فوق‌العاده عالی است.@آنهایی که بلد هستند از آن استفاده می‌کنند از دل این فتنه‌ها به امام زمان می‌رسند، آنهایی که سبک‌وزن هستند و ضعیف هستند، از دل این فتنه‌ها غربال می‌شوند و می‌افتند و به چادر حضرت نمی‌رسند و بنا هم همین است.@بنا این هست آنهایی که سنگین و درشت هستند بمانند، آنهایی که ریز هستند حذف بشوند، قسم امام صادق (علیه السّلام) هست، بنابراین ما باید در قشنگ‌ترین، زیباترین، وضعیت یک جامعه جهانی در طول تاریخ داریم به سر می‌بریم، یعنی وضعیت فوق‌العاده قشنگی است، که نزدیک هستیم به نورانی‌ترین بخش تاریخ، یعنی حاکمیت و ظهور ولی الله و انسان کامل، این را خوب درک بکنیم.@این کار با فتنه‌هایش قشنگ است، این کار با دو دستگی‌هایش و اختلافاتش قشنگ است، این دارد اتفاق می‌افتد این مثل آن است که امام حسین می‌گوید هر کس می‌خواهد برود برود، این اتفاقها باید می‌افتاد تا عاشورا به وجود بیاید.@همه قشنگی‌ها در روز عاشورا اتفاق افتاده تا شب عاشورا داستان، داستان مقدمه بوده، همه ماجراها، سختی‌ها، فشارها، تشنگی‌ها، تمام ماجراها، تمام آن چیزی که قرار بود طلای ناب ساخته بشود، آدم از آن ماجرا در بیاید مال آن چند ساعت بوده، 10 ـ 12 در مسیر همین.@ کاملاً درست است، یعنی ما از رحمانیت حرکتمان به سوی رحیمیت است، داستان خلقت همین است، بله یعنی همین خلیفة اللهی، برای همین می‌گوید هر چقدر مؤمن ایمانش افزوده می‌شود علاقه‌اش به همسرش افزوده می‌شود، چرا؟ چون دارد به رحمانیت نزدیک می‌شود.@آدمی که خشن است، بداخلاق است، قدر مادرش را نمی‌داند، قدر پدرش را نمی‌داند، بی‌ادب است نسبت به خانواده خودش، یا نسبت به همسرش، یا محبت‌ها را نمی‌داند، این که اصلاً رحمانیت ندارد، این آدم خشن است، این اگر حاج آقا هست، حاج خانم هست، کربلا و حج هم می‌رود، بخش حیوانیش حج رفته، خودش حج نرفته.@چون اگر کسی خودش حج برود یا اگر کسی خودش نماز بخواند نه بخش زنانگی و مردانگیش، ما غالباً بخشهای زنانگی و مردانگی‌مان نماز می‌خوانند برای همین هم بعد از 50 سال چهار رکعتمان دو رکعت می‌شود خوشحال هستیم.@چون در این 50 سال آن خانم داشته نماز می‌خوانده، آن خانم هم چون بخش حیوانی است از اول هم از نماز خوشش نمی‌آمده، ولی بالاخره خوانده، اگر کسی خودش نماز بخواند نمی‌شود خوش‌اخلاق نشود مهربان بشود، اصلاً نمی‌شود عصبی باشد، اصلاً نمی‌شود.@اگر کسی خودش حج برود، ایمان یعنی نزدیک شدن خودت، اگر کسی خودش خوب بشود، قطعاً حرمت پدر و مادرش را دارد، حرمت همسرش را دارد، حرمت اطرافیان را دارد، حرمت حیوانات را دارد، حرمت گیاهان را دارد، قاعده این است، رحیمیت.@او مسلمان‌تر است تا من، او به اسلام نزدیکتر است، وقتی این کریم است، وقتی این خوش‌اخلاق است، یکی از خصوصیات الله را دارد، مثل آهنربایی که آهن‌ها را جذب می‌کند، خدا نسبت به آن چیز برای این شخص در آن سنخیت، در آن جبهه محبوبتر است پیش خدا تا آدمی که آن صفت را ندارد به صفت ربط دارد.@نه بحث سر صفت است در صفت داریم این را عرض می‌کنیم یعنی این صفتش به خدا نزدیک‌‌تر است، یعنی به همین اندازه محبوبیت و قیمت دارد، برای همین ما کافری که خیلی خوش‌اخلاق و خوب باشد بهشت نمی‌رود مثل حاتم طایی، بهشت نمی‌رود چون اصل را ندارد اصلا ولایت ندارد، ولی چون صفتهای خوبی دارد عذاب هم ندارد قشنگیهایی دارد که عذاب هم ندارد.@برای همین باید دقت بکنیم که هیچ چیز جای ایمان را نمی‌گیرد، اینها را در درسهای قبلی توضیح دادیم، الان نباید برای شما اینها سؤال باشد، یک عالم راجع به خصوصیات فکر کنم 40 جلسه راجع به اینها توضیح دادیم.@آن این است، یعنی سوارتان کردیم، مثل ماشین که سوار می‌کنند، «لترکبن» یعنی شما را سوارتان می‌کنیم، می‌گوید طرف پیاده می‌کند، سوار می‌کند، می‌گوید این سیستم را سوار کردم، یعنی روی هم چیدم این چیدن را سوار کردن می‌گویند، آن یک داستان دیگر دارد داستان قشنگی هم هست این سوار کردن آدمها.@چرا یواش یواش، شما در پزشکی یک داروی تیز، یک ماده بد که یک دفعه آدم را نمی‌کشد، شروع می‌شود ماجرای عفونت، وقتی عفونت همه را گرفت دیگر خراب می‌شود، «أَحاطَتْ بِهِ خَطِيئَتُهُ» اگر گناهان یک نفر را احاطه کرد بعد دیگر از آن ناامید می‌شود یعنی سرطان است بعد گرفته دیگر می‌میرد.@ولی این اگر الان لقمه حرام می‌خورد، قدرت قدرت ولایتیش هنوز زیاد است، باید ذخیره معنویش کم بشود، ذخیره ظلمانیش غلبه بکند، بله این الان دزدی هم دارد می‌کند، به پیغمبر گفتند که آقا این جوان که خیلی هم خودشیرین است می‌آید پشت سر شما نماز می‌خواند، دزدی هم می‌کند نماز جماعت می‌آمد می‌خواند حضرت فرمود «اِنَّ صَلاتَهُ تَنهاهُ یَوماً ما» همین نماز یک روزی نجاتش می‌دهد.@درست است آن لقمه دارد کار خودش را می‌کند، نماز هم دارد تغذیه می‌کند «إِنَّ الْحَسَناتِ يُذْهِبْنَ السَّيِّئاتِ» دارد کار می‌کند، نور می‌گیرد، این تعارض اینطوری است، خدا رحمت کند مرحوم شیخ جواد انصاری را گفتند آقا این جوان اینطوری است، این جوان که الان چیز می‌کند این نماز نمی‌خواند، شیخ جواد آقا گفت 12 سال دیگر برمی‌‌گردد، یعنی باید دورش را بزند.@شما الان یک کسی سرما می‌خورد به او چه می‌گویید؟ می‌گویید دور‌ه‌اش را باید طی بکند، زکام است، باید سه هفته‌اش را بگذراند ولی خوب می‌شود اگر دارو بخورد، الان نگو دختر من رفته نماز نمی‌خواند.@پسرم نماز را کنار گذاشته، رفته با کسی که صلاحیت ندارد ازدواج کرده، پسرت سرماخوردگی دارد چون آن بخش حقیقت را پسر تو دارد دورش را می‌زند می‌آید، خوب می‌شود برمی‌گردد می‌آید، فقط باید تحمل بکنی که این سرما نخورد، می‌خواستی مواظب باشی سرما نخورد، بچه را زمینه را برایش فراهم کردی مراقبت نکردی سرما خورده حالا سرماخورده بگذار کارش را بکند، بگذار دورش را بزند می‌آید. هم شریعت است، هم طریقت است، هر دو را دارد.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@