أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان در شرح دعای ندبه رسیده بود به توضیحات بعضی از بخشها، چون شما در دعای ندبه آن مطالبی را که مربوط به مسائل انسانشناسی هست اول دعای ندبه آورده، که جایگاه اهل بیت را بیان میکند، که جایگاه ما هم هست.@چون اهل بیت هر جا بروند ما را با خودشان میبرند مگر اینکه ما نخواهیم برویم، به دو دلیل یکی اینکه آنها اصل ما و ریشه ما و خانواده آسمانی ما هستند، یعنی خداوند ما را از آنها به وجود آورده و آنها به ما این حس پدری و مادری را بینهایت بیشتر از حس پدر و مادرهای زمینی دارند، لذا اصل ما هستند و خانواده اصلی ما آنها هستند نه پدر و مادر زمینی ما.@قطعاً او که اصل است میخواهد فرزندش به او ملحق بشود، و از جهتی هم که امام هست، آن رابطهاش حقیقی بود، و این رابطه حقوقی است، چون رابطه حقوقی هم با ما دارند یعنی پیشوا هستند، اصلاً پیشوا یعنی همین، یعنی امامی هست که جلو میایستد که شما پشت سرش مسیری را طی بکنی و به آنجایی که میخواهد برود ما را ببرد.@لذا ائمه کارشان هست ما را جای خودشان ببرند، برای همین شما در زیارت عاشورا میگویید «أَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقَامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ» ما همان مقامی که شما پیش خدا دارید، مقام پسندیدهای که پیش خدا دارید ما همان را میخواهیم، اگر انسان به کمتر از این قانع باشد، هم حماقت کرده و هم دچار خسران میشود، و حسرت انسان را میکشد، اگر به کمتر از مقام اهل بیت قانع باشد.@پس در دعای ندبه که آن مقامات را برای اهل بیت (علیهم السّلام) معرفی میکند، «إِذَا اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» یعنی همان مقام (حی قیوم لا یموت) نامه این بود «مِنَ الْحَیِّ القَیّوُمِ الَّذی لا یَمُوتُ اِلَی الْحَیِّ القَیُّومِ الَّذی لایَمُوتُ» انسان به اینجا میرسد، برای این هدف آفریده شده.@الان شما فرزندتان در 6 سالگی میگوید مدرسه دوست ندارم، و اصلاً نمیروم، ترس شما را برمیدارد یا نه؟ گریه بکند، زاری بکند، مدرسه را بهم بزند، خانه را بهم بزند، شما میترسید، چون میگویید تو برای این کار به این دنیا آمدی، آمدی درس بخوانی، رشد بکنی، بخشی از اصلیترین بخش زندگی تو است، برای همین است.@یا بعضی از خانوادهها پدر یا مادرشان میآید میگوید دختر من الان 34 سالش هست هر کاری میکنیم خواستگار قبول نمیکند، ترس دارد، طبیعی است، چون یکی از نقشهای ضروری این خانم این هست که همسر و مادر بشود، یا پسرم زن نمیگیرد، پدر ترس او را برمیدارد.@برای این آفریده شدیم، یعنی آفریده شدیم که به مقام محمود برسیم، آفریده شدیم که به مقام (حی قیوم لا یموت) برسیم، برای هیچ کدام از شئون پایینی، یعنی شئون عقلانی دکتر و مهندس شدن، کار تحقیقات و علمی، یا ازدواج و تشکیل خانواده، کارهای اجتماعی، سیاسی، و ریاست، و مقام و حزببازی، و جناحبازی و حکومت آفریده نشدیم.@یا برای کارهای بدنی آفریده نشدیم، رشد و تغذیه و تولیدمثل و بچهدار شدن، هیکل و اندام و خوشگلی و زینت و زیور، یا برای کارهای جمادی، پولدار بشویم، ثروتمند بشویم، به این دنیا بیاییم تا ثروتمان را افزایش بدهیم، پولمان را افزایش بدهیم، برای اینها ما نیامدیم، ما کلاً این هستیم، یعنی انسان، و انسان هم غایتش مشخص است، (حی قیوم لا یموت) شدن، برای این اینجا آمدیم.@بنابراین انسان حقیقی و عاقل کسی است که اجازه نمیدهد اول دعای ندبه هم هست، اجازه نمیدهد هیچ کدام از این چهار جهتش مزاحم بخش انسانیش بشوند، و به اینها اصلاً اصالت نمیدهد، به محض اینکه انسان به اینها اصالت داد دچار شرک میشود، شرک یعنی همین.@شرک یعنی یک چیزی را در مقابل معشوقت بگذاری، غایت تو چه بود؟ در این بخش شما میگویی (لا اله الا الله) من معشوقی جز الله ندارم، پس معشوقت این است و غایتت هم مشخص است، هر چیزی که سر راه ارتباط تو با معشوقت قرار بگیرد دشمن است، میخواهد همسرت باشد، پدرت باشد، «إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ» بعضی از همسران و فرزندانتان دشمن شما هستند.@حالا اگر یک کسی بخواهد به آن شرائط برسد باید چکار بکند؟ میگوید «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ وَ زُخْرُفِهَا وَ زِبْرِجِهَا» با ائمه تو شرط کردی، این شرط برای پیروان ائمه هم هست، که در شرح دعای معراج گفتیم، به آنجا مراجعه کنید، بخش زهد یعنی در این چهار بخش هیچ تعلقی نداشته باشی که مزاحم بخش اصلیت بشود.@سوره توبه «آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها» این هشت تا معشوق نباید «أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ» که گفتیم اهل بیت هم هست، «وَ جِهادٍ في سَبيلِهِ».@اگر آن هشت تا شئون شما مزاحم رسیدن به الله، و خانواده آسمانیتان یعنی اهل بیت و جهاد در راه خدا باشد، شما حالت طبیعی خودتان را به عنوان یک انسان از دست میدهید، این بخش کارکرد خودش را از دست میدهد، یعنی شما به عنوان یک انسان زندگی نمیکنید، فسق یعنی همین.@کلاً خاصیت کارکرد انسانیت را از دست میدهی، دیگر به عنوان یک انسان زندگی نمیکنی، به این فسق میگویند، شما تا زمانی انسان هستی و باطن انسانی داری که با کارکرد معشوقیت الله، محبوبیت اهل بیت و جهاد کار بکنی.@پس زهد یعنی این، و معنایش را گفتیم زهد یعنی چی در بخش معشوقهای خیالی این را توضیح دادیم عزت و ذلت خیالی، نه اینکه این چهار تا اهمیت ندارند، این چهار تا وسیله هستند برای رسیدن به این بخش مهم هم هستند، اما باید نحوه ارتباطاتت با اینها به گونهای باشد که برای تو افسردگی و غصه نیاورد.@پیامبر فرمود: «الْمُؤْمِنُ کَالغَرِيبٌ فِي الدُّنْيَا» مؤمن در دنیا یک غریبه است، چون این بخش از آنجا آمده، قبلاً پیش خدا بوده، از آنجا به اینجا آمده روی زمین غریبه است، حالا یک شأن جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی هم به او دادند اینها که اصل نیست، اینها ابزار زندگی در اینجا هست، خودش مال آنجا است، خودش از جنس اهل بیت و خداست.@خانه و وطنش همانجا است، حتی بهشت هم خانهاش نیست، امام کاظم (علیه السّلام) فرمود بهشت پاداش بخشهای پایینی شما است، خودتان جای بالاتر از بهشت هستید، چینش، چینش ریاضی و دقیق است.@بعد میفرماید: «لَا یَأنَسُ فِی عِزِّها» مؤمن با عزتهای چهارگانه پایینی انس نمیگیرد و گول نمیخورد، با ثروت و عزتی که از طریق ثروت هست گول نمیخورد و خدا را ول کند، با عزتی که از طریق بدن، هیکل، اندام، زیبایی، شهرت، بچهدار شدن، مادر شدن، پدر شدن، ورزشکار قوی شدن، جام جهانی برود چند تا طلا بیاورد، سرش گرم بشود و یادش برود چه کسی است، معمولاً ورزشکاران این آفت را میخورند.@با عزتهای جنسی، شوهر داشتن، بچه داشتن، سر خانه و زندگی بودن، ریاست داشتن، رئیسجمهوری، وزیری، نخستوزیری، نماینده مجلس، استانداری، اینها عزتهای دنیایی است، عزتهای آخرتی نیست، اینها به هیچ وجه به انسان عزت آخرتی و انسانی نمیدهد، مگر اینکه در راه بخش فوق عقلانی مصرف بکند، تازه ابزار است به تو عزت نمیدهد، مایه امتحان است، وسیله است، بیشتر از این نیست.@و ما چقدر از این فرهنگ دور هستیم که یک کسی تا یک جا رئیس میشود صد تا از پول بیتالمال پلاکارد میزنند که انتساب حضرتعالی را به این مقام تبریک میگوییم، این مبارک باد ندارد، چه تبریکی، ممکن است با این شغل برود گم بشود، از آسمان بیفتد، غافل بشود، خودش را از دست بدهد، این خیلی خطرناک است.@دکتری میبینی آدم را میبرد، باد دکتری او را میبرد، اصلاً نمیفهمد کجا رفت یک جایی گم میشود اصلاً نمیشود او را پیدا کرد، اینکه حضرت زهرا (سلام الله علیها) میفرماید بعضی از شما را ما تا قیامت بخواهیم پیدا بکنیم 300 هزار سال طول میکشد.@یعنی این آدم در سطح زندگیش 300 هزار سال گم شده، 300 هزار سال در دکتری، در مهندسی، کارهای جناحی، حزبی، باندی، مقام، کار هنری، درسی، مالی و اقتصادی گم شده، تا بیایند او را پیدا کنند 300 هزار طول میکشد، اینقدر برد پیدا میکند، خطرناک است.@«لَا یَأنَسُ فِی عِزِّها» مؤمن انس با اینها نمیگیرد، «وَ لَا يَجْزَعُ مِنْ ذُلِّهَا» اگر از اینها هم محروم شد جزع و فزع ندارد، من بدبخت شدم، حالا طلاق گرفتم چه میشود، حالا زنم طلاق گرفت چه میشود، حالا نتوانستم کنکور قبول بشوم چه میشود.@حالا نتوانستم دکترایم تکمیل کنم چه میشود، حالا پولم را از دست دادم ورشکست شدم چه میشود، حالا سرطان گرفتم، فلانی مُرد، مؤمن اصلاً به هیچ وجه غصه دنیا را نمیخورد، لذا پیامبر فرمود هر کس غصه دنیا را بخورد جهنمی است «مَنْ بَكَى عَلَى الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ» آدمی که غصه این چهار تا را بخورد برای خودش جهنم درست میکند.@معنای زهد این هست که غصه نخورید، قرآن هم خیلی قشنگ این را معنا کرده، علی (علیه السّلام) فرمود این آیه در تعریف زهد است، «لِكَيْلا تَأْسَوْا عَلى ما فاتَكُمْ وَ لا تَفْرَحُوا بِما آتاكُمْ» هیچ وقت نسبت به چیزی که از دستتان میرود غصه نخورید، نسبت به چیزی هم که به دست میآورید شنگولی و شادی و فرحی که شما از تعادل خارج بکند نکنید.@این عروسیهایی که الان برقرار میشود، اینها فرحی هست که انسان را در جهنم میاندازد، یک مجلس عروسی میخواهد دختر و پسر عروسی کنند، عروس و داماد و فامیلهایشان میبینید یک هفته، دو هفته، یک ماه، ده ماه در جهنم میسوزند.@چون تمامش فساد دارد، یک عروسی سالم نیست که مست نشوند از خدا غافل نشوند، میگوید امشب شب عروسی است، خدا و دین و پیغمبر و حجاب یعنی چی، بزن و برقص و قاطی، مست کرده اینطوری شده، اگر مست نمیکرد مثل آدم ازدواج میکرد، ببینید ازدواج بزرگان و اشراف چطوری بوده، انسانها چطوری ازدواج کردند، همانطوری ازدواج کن.@چه کسی گفته جشن تولد، ازدواج باید حتماً هزار و یک جور فساد در آن باشد، جهنم درست بشود، یک عالم نطفههای وحشتناک و حرام و معصیت کاشته بشود، تا سالهای سال میوههای تلخ بدهد، میوههای جهنمی بدهد، که میخواهیم یک عروسی برقرار بشود.@ما میخواهیم به اینجا برسیم، در شرح این مسئله داشتیم دعای بعد از زیارت ائمه را معنا میکردیم، شما زیارت را کردید میخواهید خداحافظی بکنید، یکسری کلمات عاشقانه و دلدادگیهای عاشقانه با معصوم دارید.@«حَشَرَنِي اللهُ فِي زُمْرَتِكُمْ» خدا من را با شما محشور بکند، این کم حرفی نیست، من میخواهم با شما محشور بشوم، خیلی بزرگ است، یک انسان کامل، خلیفة الله، این خیلی حرف است، فاصله ما با معصوم یک فاصله خیلی وحشتناکی است، یک فاصله طی نشدنی است.@«لَا يُقَاسُ بِآلِ مُحَمَّدٍ (صلی الله علیه وآله) مِنْ هَذِهِ الْأُمَّةِ أَحَدٌ» هیچ کس با اهل بیت قابل مقایسه نیست، حضرت فرمود: «نَزِّلُونا مِنَ الاُلُوهِیَة وَ قُولُوا فِینا مَا شِئتُم» فقط خدا به ما نگویید، این را اگر نگویید هر چه بگویید میتوانید بگویید در شأن ما، تازه میگوید بعد از اینکه هر چه دلتان خواست گفتید، یک دهم فضائل ما را به آن نمیرسید، هر چه که بگویید، هر چه فکر کنی در سرت باشد بیایی و بگویی آخر هم به یک دهمش نمیرسی.@حالا شما میخواهی به این آدم بگویی من میخواهم همراه شما محشور بشوم، هم درجه با شما باشم، خیلی حرف بزرگ است، «وَ أَوْرَدَنِي حَوْضَكُمْ» اگر کسی در این جدی نباشد، مثل بچهای که ادای دکتربازی را در میآورد، آرزوهایشان است.@مثلاً لباس دکتری میپوشد، این تا بیاید بعداً بفهمد دکتری یعنی چی، یعنی 12 سال درس بخواند، بعد فرسنگهای کنکور را رد بکند، بعد دانشگاه برود، تا این بیاید دکتر برود، یک عمر است، تا متخصص بشود، چه خبر است، بچه در بچگیش میگوید میخواهم دکتر و مهندس بشوم، مگر شوخی است، باید مسیرش را طی بکند.@شما داری یک حرفی میزنی که خیلی حرف بزرگ است، شما میگویید «حَشَرَنِي اللهُ فِي زُمْرَتِكُمْ» من میخواهم در گروه شما محشور بشوم، فلانی منا اهل البیت، این با ما است، بیاید با ما محشور بشود، «وَ أَوْرَدَنِي حَوْضَكُمْ» من را وارد حوض شما بکنند.@«وَ أَرْضَاكُمْ عَنِّي» شما را از من راضی کند، به رضایت برسید، رضایت اهل بیت (علیهم السّلام)، «وَ مَكَّنَنِي فِي دَوْلَتِكُمْ» به من در دولت شما تمکن بده، «مَكَّنَنِي فِي دَوْلَتِكُمْ»، «الَّذينَ إِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ» است، یعنی در دولت کریمه شما که برمیگردید، فرمود عمر دنیا 100 هزار سال است، 20 هزار سالش برای دشمنان اهل بیت است، 80 هزار سالش حکومت اهل بیت (علیهم السّلام) است که با ظهور امام زمان شروع میشود.@اینها حکومت انسانهای کامل روی زمین است، بنابراین انسان کامل وقتی به یک نفر بخواهد پست بدهد، ریاست بدهد در آن حکومت انسانی براساس شرافت انسانیش میدهد، یعنی این آدم اگر شد استاندار امام زمان، فرماندار امام زمان، یعنی این نزدیکترین شخصیتها به امام زمان است.@این 313 نفر را برای اینها میخواهند، 313 نفر یعنی اینها نزدیکترین شخصیتها هستند، ساختار شخصیتی میروند در کل کره زمین پخش میشوند، و کره زمین را از طریق امام به عنوان ولی فقیه اداره میکنند، اینها میشوند ولی فقیه در هر کشوری میشود، مثل الان که ما یکیش را داریم، امام زمان این 313 نفر را میآورد و اینها خیلی نزدیک هستند.@حالا شما میگویید آقا من میخواهم در آن حکومت کاره باشم، کاره باشم یک حس مقامپرستی نیست مثل دنیا یک کسی شهوت ریاستجمهوری به سرش میزند، چه بلایی سر ملت و بیتالمال و افکار عمومی تا اینکه یک نفر میخواهد رئیسجمهور بشود.@سر نماینده مجلس ببینید چقدر فساد و دزدی از بیتالمال و دروغ و تهمت یک عالم مفاسد وارد کشور میشود، عفونت تولید میشود تا چند نفر میخواهند بروند روی آن صندلی بنشینند، همه آنها هم هدفشان خدمت به مردم است، یعنی اینقدر این خدمت به مردم شیرین است که طرف حاضر است چند میلیارد دزدی بکند، یا قرض بگیرد، هزینه بکند برود روی آن صندلی بنشیند به مردم خدمت بکند.@«مَكَّنَنِي فِي دَوْلَتِكُمْ» من میخواهم در دولت شما، آنجا دولت انسانی است، یعنی شرافت انسانی شما باعث میشود، شما در حکومت امام زمان به یک جایگاه برسید، این را حتماً بخواهید، «أَحْيَانِي فِي رَجْعَتِكُمْ» من موقع رجعت برگردم، زنده بشوم، ما که زندگی نکردیم، تازه میخواهیم زندگی کنیم، ما جوانی نکردیم، حالا میخواهیم جوانی بکنیم.@حکومت امام زمان شما یک هفته باشید به اندازه یک پیغمبر بزرگ میشوید، زندگی الان ما تا وقتی امام زمان ظهور بکند مثل زندگی در رحم مادر هست تا وقتی آدم به دنیا متولد میشود، شما در حکومت امام زمان وارد یک فضای شبه برزخ میشوید.@بعضی از بزرگان میگویند که دوران رجعت دوران شبه برزخ است، یا برزخ است، شما وارد فضایی میشوید که هر یک آدم ارتباط کامل با غیب دارد، شما راحت جز اینکه وسعت زندگی مادی پیدا میکنید، میگوییم جلسه جامعه پزشکی مهدویمان در فلان کره برقرار میشود، همه شما هم چشم بهم زدن به آن کره میروید.@زمان امام زمان اینطوری است شما اینقدر رشد میکنید، این وسع مادی است، ولی فضا، فضای ملکوتی است، یعنی شما عرضاً ارتباط برقرار میکنید، از زمین خارج میشوی هر جا دلت خواست میروی، طولاً هم اینطوری است، شما میکشی به آسمانهای غیب، به برزخ میروی، خیلی فضا فرق میکند.@برای همین یک کسی که میگوید من رجعت برگردم چکار! چه کسانی رجعت برمیگردند؟ کسانی که عقلشان میرسد که در بهشت هم نمیمانند، یعنی میگویند بهشت نمیصرفد ما بمانیم، لذا وقتی میآیند به آنها میگویند امامتان ظهور کرده برمیگردند.@حضرت فرمود مهدی با لشکری از شهدا میآید، یعنی به زودی یک دفعه میبینیم چه شهدایی که شما تشییع کردید همه موقع ظهور با آقا برمیگردند، پیغمبران میآیند، امامزادهها میآیند، خود ائمه هم همه تشریف میآورند، یعنی الان یک عالم آدم در بهشت مثل اباالفضل (علیه السّلام)، مثل علی اکبر، بیشتر از ما لحظهشماری میکنند، ساعت میگیرند ببینند که حوادث زمین چه اتفاقی میافتد چه زمانی قرار است آقا بیاید زود برگردند.@چون وقتی کسی بیاید در این دولت قرار بگیرد، مثل یک کسی که از دنیا به رحم رفته، شرائط رحمی خیلی مهم است، الان شما به همه بهشتیان بگویید میخواهید دنیا برگردید میگویند بله برمیگردیم چرا؟ چون اینجا شدن دارد، خاصیت رحمی دارد، یک ساعتش چند هزار سال آخرتی قیمت دارد، میخواهد بشود میگوید من برمیگردم.@خدا رحمت کند شیخ مرتضی حائری را میگفت من برگردم دوباره بروم خدمت امام رضا، آن 52 ـ 53 باری که رفتم دیدن امام رضا، امام رضا هر 52 ـ 53 بار آمد پیشم، حضرت مریم (سلام الله علیها) فرمود من برگردم بیایم روزه بگیرم، نماز بخوانم، ولی خدا گفت برگردم بیایم صلوات بفرستم.@آیت الله بهجت فرمود شما نمیدانید یک صلوات در برزخ چکار میکند، چه موجی ایجاد میکند، حالا ما در اردو آن صلواتهای بینهایت را یاد دادیم آن دیگر ببینید چکار میکند، یک صلوات عادی با صلوات بینهایت خیلی فرق میکند، حق دارد یک برزخی بخواهد برگردد.@حالا برزخیها حاضر هستند برگردند بیایند در این زمان ما بدون امام زمان، یعنی اگر به آنها بگویید برگردید، میگویند حاضر هستیم برگردیم، بهشت را نمیخواهیم بگذارید ما برگردیم به دنیا بدون امام زمان، میفهمیم باید چکار کنیم.@امام زمان وقتی ظهور میکند شما وارد رحم امام زمان میشوید، گفتیم سه تا رحم داشتیم، رحم زمانی، مکانی و شخصیتی، شما از رحم دنیا برمیگردید در رحم شخصیتی امام زمان به بزرگی امام زمان خیلی حرف است، ما یک چیزهایی داریم میشنویم.@معصوم چون میداند چه خبر است میگوید شما این کلمات را به کار ببر، ما میگوییم ولی نمیفهمیم چه میگوییم، خیلی هم جدی نیستیم، همینطوری آنجا میایستیم میخواهیم زودتر از حرم بیرون برویم عربی این را من بخوانم ببینم آقا چه گفتند، آقا گفتند «أَرْضَاكُمْ عَنِّي وَ مَكَّنَنِي فِي دَوْلَتِكُمْ» مثل بچه کوچک که درس میخوانند اول ابتدایی هر چه میشنوند میگویند «مَكَّنَنِي فِي دَوْلَتِكُمْ أَحْيَانِي فِي رَجْعَتِكُمْ» بلند بشویم برویم، خیلی حرف است.@«أَحْيَانِي فِي رَجْعَتِكُمْ» همه برنمیگردند، نمیتوانند برگردند، این خیلی قدرت میخواهد یک کسی بگوید میخواهم بیایم در رحم قرار بگیرم، پیش امام زمان، یک کسی مثل اباالفضل شب و روز دارد میشمارد، مرحوم آقای نجفی قوچانی خیلی قشنگ میگوید وقتی رفتم بهشت دیدم اباالفضل و علی اکبر هنوز لباس جنگ تنشان هست، گفتم شما در بهشت هستید، گفتند ما منتظر حضرت هستیم، ما منتظر هستیم آقا بیاید برگردیم.@چقدر دنیای با علی اکبر قشنگ است، دنیای با اباالفضل چقدر قشنگ است، سلمان بیاید، مقداد بیاید، ابوذر بیاید، اینجا روی زمین چه شود، آن موقع است که آدم آرزو میکند «يا لَيْتَنِي اتَّخَذْتُ مَعَ الرَّسُولِ سَبيلاً» ای کاش من آدم حسابی بودم.@ای کاش من با این خاندان رفیق بودم، ای کاش م با اینها رفت و آمد میکردم، ای کاش من شخصیتم را با اینها میساختم، ای کاش من به وزان شخصیتی امام زمان شخصیت خودم را درست میکردم، ای کاش گرفتار این بخشها نمیشدم.@ما فاصله زیادی هم نداریم، ما خوشبختترین مردمی هستیم که خدا آفریدن در طول تاریخ، چرا؟ چون ما زمانمان زمان دولت کریمه است، آن هم نزدیک دولت کریمه است، فقط در دوران امامت امام نیستیم بلکه در دروان ظهور قرار گرفتیم، امام باقر فرمود من اگر انقلاب ایران را درک کنم خودم را برای ظهور حفظ میکنم، امام باقر که دروغ نگفته است.@میگوید مفهوم ظهور در نزد ما اهل بیت یعنی انقلاب اسلامی ایران، شما به هر امامی بگویی ظهور، میگوید حالا معلوم نیست، انشاءالله بعداً، ولی بگویی انقلاب اسلامی میگوید حالا درست شد، اگر انقلاب اسلامی شد دیگر شما خودتان را نگه دارید، بدنتان را حفظ کنید، سلامتیتان را حفظ بکنید، یک طوری خودتان را نگه دارید، یک موقع نمیرید، نگه دارید به دولت کریمه بخورید.@حالا خوش به حال شهدا، شهدا هم رفتند هم دوباره برمیگردند، خوش به حال مؤمنین که معرفت داشتند، عاشق بودند رفتند و برمیگردند، چه شود دنیا با برگشتن برزخیان به اینجا، میگوید خدا من را در رجعت شما زنده کند، برگرداند، رجعت شما، شما خطابتان به ائمه است، شما برمیگردید ما هم با شما بیاییم.@«مَلَّكَنِي فِي أَيَّامِكُمْ» من جزء بزرگان، مالکین، ثروتمندان، ثروتمند در آن حکومت معنایش خیلی مهم است، «وَ شَكَرَ سَعْيِي بِكُمْ» خدا از من تشکر کند، به خاطر تلاشم به خاطر شما، ما جرأت نمیکنیم اینطوری حرف بزنیم معصوم این حرفها را به ما میزند، به ما بگویید خدا از ما شکر بکند چون یکی از اسماء خدا شکور است، یعنی بسیار تشکرکننده است.@«شَكَرَ سَعْيِي بِكُمْ» خوش به حال کسی که بیشتر برای ائمه سعی بکند، هر چقدر بیشتر برای ائمه بدوی شکر خدا هم از تو بیشتر است، همان بحث فدا که گفتیم، گفتیم فدا شدن پنج مرحله دارد، مادی و اقتصادی، بدنی یعنی وقتگذاری، تلاش، دوندگی، کار، اعتبارات اجتماعی ـ سیاسی و هزینه کردن، اعتبارات علمی هزینه کردن و وقف کردن برای امام زمان، و معنویتت را شریک کردن.@یعنی با حرکتها، اعمال و فعالیتهای فوق عقلانیت را با ائمه انجام بده، لذا پنج جور فدایی داری، هر چه داری پای اهل بیت بریز، هر چه داری وقف خود خدا بکن، خدا خیلی شیرین است، آدم عمرش، ذهنش، مالش، همه چیزش وقف آنها باشد.@برای همین هم شما در جامعه کبیره قبلش دارید «بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی وَأَهْلِی وَمالِی وَأُسْرَتِی» همه چیزم مال شما و فدای شما، چون بیمه میشوی، شما وقتی همه چیز را آنطرف دادی محفوظ میمانید، فرستادی آنطرف مال شما است، «ما عِنْدَكُمْ يَنْفَدُ» آن چیزی که خودتان مصرف میکنید فایده ندارد، «وَ ما عِنْدَ اللهِ باقٍ» آن که پیش خداست میماند.@همان داستان آن بنده خدا خیر که میگفت یک ویلا داشتم چند میلیارد بود اینقدر به آن علاقه داشتم دیدم نمیتوانم از این ویلا جدا بشوم، آن را فروختم دادم صرف کار خیر که با من بماند، من تحمل جدایی این ویلا را نداشتم، آن را فروختم گفتم با من تا قیامت بیاید، این زیرکی است مثل کاری که امیرالمؤمنین کرد.@امیرالمؤمنین ثروتمند بود، اینقدر نخلستان آباد کرد، باغ آباد کرد، قنات آباد کرد، مثل فقیرترین فرد جامعهاش زندگی کرد، ائمه همه اینطوری بودند هر چه داشتند پای خدا ریختند، عشق میکردند پای خدا بریزند.@«شَكَرَ سَعْيِي بِكُمْ» خدا از من تشکر کند به خاطر اینکه من برای شما تلاش میکنم، اگر امام نمیگفت ما جرأت نمیکردیم بگوییم، چقدر قشنگ است خود امام زمان به آدم بگوید من تشکر میکنم، خدا بگوید من تشکر میکنم، تازه تشکر خدا که فقط لفظی نیست، بلکه وجودی است، تو را ارتقاء میدهد، یعنی با این شکر تو خیلی ارتقا پیدا میکنی برای امام زمان، و هزینه امام زمان میشوی، وقف امام زمان میشوی، خیلی فرق میکند.@«وَ غَفَرَ ذَنْبِي بِشَفَاعَتِكُمْ» خدا همه گناهان من را به خاطر شفاعت شما ببخشد، به همراهی شما ببخشد، «وَ أَقَالَ عَثْرَتِي بِمَحَبَّتِكُمْ» به خاطر عشقی که من به شما دارم خدا از لغزشهایم صرفنظر بکند، این وسط بالاخره آدم بالا و پایین میشود.@در مسیر خدا که دارد میرود، یک جاهایی دچار لغزش میشود، دچار گناه میشود، اُفت و خیز دارد، قرآن میگوید «وَ الَّذينَ إِذا فَعَلُوا فاحِشَةً أَوْ ظَلَمُوا أَنْفُسَهُمْ» یک موقع آدم پایش سُر میخورد ممکن است دچار فحشایی بشود، دچار منکری بشود، گناهی بشود، ظلم به نفسی بکند، ظلم به دیگران بکند، بالاخره پیش میآید، معصوم که نیستیم، میگوید خدا به خاطر حبّ شما اینها را ببخشد.@«وَ أَعْلَى كَعْبِي بِمُوَالاتِكُمْ» به خاطر موالات شما مقام من را بالا ببرد، این مقام هم دنیایی هست و هم آخرتی، یعنی به من در دنیا و آخرت عزت بدهد، ولی مهمترینش مقام الهی است؛ «وَ شَرَّفَنِي بِطَاعَتِكُمْ» من را به طاعت شما مشرف بکند، مشرف شدن قاعده است، خیلی مهم است.@در مشرف شدن شما میگویید من در فلان دانشگاه زیر نظر فلان استاد تلاش کردم پذیریش بگیرم به من پذیرش ندادند، رتبهام به آن دانشگاه نخورد، حوزههای علمیه هم اینطوری است، درجهبندی است، طلبه دوست دارد یک حوزه خاص درس بخواند، بعد میرود امتحان میدهد، کنکور میدهد، مصاحبه میشود، حوزه میگوید شما برای این حوزه رتبه نیاوردید یک حوزه پایینتر باید بروید.@یا استاد ممکن است عمومی بپذیرد، ولی بعضیها را خصوصی روی آنها کار میکند، یعنی این تشرف دارند به آن موال، به آن پیروی، به آن درس خواندن، شرافت پیدا کردند به آن طاعت ویژه، شما وقتی میخواهی نزد یک استاد بروی برای چی میخواهی نزد او بروی؟ میخواهم بیایم تو را طاعت بکنم، یک چیزی به من بده ویژهتر از آنچه به بقیه میدهی من آنها را اجرا بکنم.@یک ذکرهای خاص بده، یک دستورالعمل خاص بده، مثل اساتیدی هستند در ورزشهای رزمی بعضی از شاگردان را ویژه یکسری فرمول جدا یاد میدهند، فوتهای کوزهگری را به اینها یاد میدهند، یعنی در این طاعت است.@بنابراین کسی که در همین حجابش، نمازش، خمسش، صدقهاش، انفاقش گیر است، این شرافت نمیداند، میگوید عجب گیری کردیم مسلمان شدیم، برویم خارج راحت بشویم، برویم مسیحی بشویم راحت بشویم، نه نماز دارند، نه چیزی دارند.@چیه هر دفعه طاعت، قاعده دارد، آنطوری لباس بپوش، با نامحرم اینطوری باش، این را بخور، این را نخور، این را ببین، این را نبین، این آدم چون بخش حیوانیش فعال است، بخش فوق عقلیش تعطیل است، به عنوان یک حیوان مسلمان شده، یعنی به عنوان یک زن و مرد مسلمان شده، نه به عنوان یک انسان.@چون به عنوان یک انسان مسلمان نیست، به عنوان یک حیوان مسلمان است، احکام الهی را زور میبیند، میگوید این قلدری است، یعنی چی من حجاب را رعایت بکنم، مردش ناراحت است، زنش ناراحت است، غر میزند، روزه چیه، نماز چیه، خمس یعنی چی، این گفتم نماز چهار رکعتیش بعد از 50 سالگی دو رکعت بشود خوشحال است.@یعنی فکر نمیکند نماز سهم خودش است، غذای خودش است، مسافرت برود دو رکعت خلوت با خدا را از او میگیرد، احساس ترس نمیکند، احساس خوشحالی میکند، چون نمیفهمد چه چیزی دارد از او گرفته میشود.@مثل یک استاد به او بگویید تو سر کلاس نیا، آمدی آمدی، نیامدی هم نیامدی، تنبلها خوشحال میشوند، آخ جان معلم گفت نیا سر کلاس، نمیفهمد چه بلایی دارد سرش میآید، ما یک آقایی بود خارج زندگی میکرد، آمده بود اینجا من به او گفتم این جمله را بنویس، بعد نوشت دیدم این چقدر غلط دارد، چقدر هم بدخط نوشته.@به او گفتم تو مثلا درس خواندی، گفت ما اصلاً درس خواندنمان اینطوری نبوده، ما در مدرسه مسئول خرید معلم بودیم، برو برایمان سبزی بخر، این را ببر به خانهمان بده، میوه بخر، ماشین را ببر پنچریش را بگیر، ماشین را بشوی، از خدایمان بود سر کلاس نرویم، خودش یک نمره رد میکرد ما هم خادم این معلم شده بودیم، ما دیپلممان را اینطوری گرفتیم.@یک معلم هم که از ما درس میخواست اینقدر او را میزدیم که نمره بگیریم، من یادم هست هیکل داشتند، سر کلاس ما من یک موقعی آمده بودم یک غولی در آن کلاس بود آنهایی که آخر مینشیند، از در رفتم داخل دیدم معلم را گرفته به دیوار چسبانده، بعد میگفتیم فلانی معلم است، میگفت نه پررو شده، به زور او را جدا کردیم، معلم را از زیر دست این درآوردیم.@میتواند نمره ندهد، میگفت نمره ندهی سیاست هشت میخ، هشت میخ یک سیاستی بود این چهار تا چرخ داشت، دو تا اینطرف لاستیک ها میگذاشت، دو تا اینطرف لاستیکهایش، دو تا عقب، دو تا جلو، این میخواست جلو برود چهار تا چرخش پنچر میشد، عقب برود چهار تا چرخش پنچر میشد.@حالا ببین معلم یکبار اینطوری بشود چهار تا چرخش پنچر بشود چطوری میشود پنچری بگیرد، چطوری میتواند ماشین را ببرد، نمره میداد، با هشت تا میخ نمره میداد، بعضیها اینطوری درس خواندند، آدمی که نمیفهمد کیست از زیر بار دین در میرود، از زیر بار احکام الهی، چون نمیفهمد احکام تشرف است، میگویند جشن تکلیف، این به احکام الهی مشرف شده است، نمیفهمد میگوید خدا را شکر احکام تعطیل شد.@وقتی حج میرود اعصابش خورد است، 24 چیز به او حرام میشود، میگوید چه کسی حوصله اینها را دارد رعایت بکند، نمیفهمد این حج یعنی یک کار ویژه، یک آداب ویژه دارد، لذت ببرد از اینکه حالا باید یک نظم خاصتری، یک قواعد خاصتری لذت نمیبرد.@آمده بود عمره دیده بود که اینها چیه، زنگ زده بود به خانمش برو پول حج واجب را پس بگیر، چیه اینجا اعصاب ما را خورد کردند، «شَرَّفَنِي بِطَاعَتِكُمْ» خدا من را مشرف بکند به طاعت شما، یعنی من شاگرد خاص باشم.@همان بحثی که هفته قبل کردیم «صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» شما اهل بیت ما را جزء حزب خصوصی خودتان قرار بدهید، «اجْعَلُونِي فِي هَمِّكُمْ» به ما زیاد فکر کنید، شما به من فکر کنید، «صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ أَدْخِلُونِي فِي شَفَاعَتِكُمْ».@«وَ أَعَزَّنِي بِهُدَاكُمْ» خدا به من عزّت بدهد با هدایت خاص و ویژه شما، عزت یعنی چی؟ در بحث عزت گفتیم، این آب را من الان میخواهم روی موکت بریزم، جذب موکت میشود، روی میز میریزم جذب میز نمیشود، به این عزیز میگویند عزیز نفوذناپذیر، «أَرْضٌ عِزَازٌ» زمینی که سفت است، روی سنگ میریزی داخل سنگ نمیرود.@عزت یعنی نفوذناپذیر است، تحقیرناشدنی است، آدمی که شاد است و به خاطر اینها غصه نمیخورد، میگویند آدم عزیزی است، ولی یک کسی که پولش گمشده یا ورشکست شده، مینشیند گریه میکند، ذلیل شده، یک کسی که مریض میشود، یا مشکل جسمی دارد، احساس حقارت به او دست میدهد، این آدم یعنی آدم ذلیلی است که توانسته به داخل آن نفوذ بکند و او را به چالش بکشاند.@یک کسی که طلاق میگیرد، یا طلاق میدهد، حالا حقش، یا کسی از او میمیرد، مینشیند زار زار گریه میکند، با احساس بدبختی میخواهد زندگی بکند، یا یک کسی رأی نمیآورد احساس میکند، فلان پست را از دست داده، یا احساس میکند من این مقام را از دست دادم، این پست را از من گرفتند، احساس میکند، چقدر تحقیر شده، این یعنی ذلیل هست، چون عزتش با چیزی است که خارج از وجود خودش است.@«أَرْضٌ عِزَازٌ» یعنی زمین نفوذناپذیر، پس نفوذناپذیر یعنی این چهار تا اصلاً ککت نگزد، همان زهدی که اول قضیه خدا با ائمه شرح کرد، «بَعْدَ أَنْ شَرَطْتَ عَلَيْهِمُ الزُّهْدَ فِي دَرَجَاتِ هَذِهِ الدُّنْيَا الدَّنِيَّةِ» اگر میخواهید به آن مقام برسید این چهار تا بیخیال بشوید.@یعنی به وظائف زن و شوهریت، مالیت، اقتصادیت، سیاسی و اجتماعیت عمل نکنی؟ نه در اینها جدی باش، اما برایشان غصه نخور، تو را تحقیر نکند، ابزار است، برایشان خورد نشوی، با داشتنشان احساس عزت به تو دست ندهد، با نداشتنشان احساس ذلت دست ندهد، دلت را آرام کن، دلت را خالی کن فقط به اله خودت اختصاص بده.@
دلت را برای امام زمان خالی کن، خودت را واقعاً برای حضرت وقف کن، از صبح که بلند میشوی تا شب به آقا فکر کن، گفتم به میزانی که به ائمه فکر میکنی ائمه به تو فکر میکنند، به میزانی که آنها برایت مهم هستند تو برای آنها مهم میشوی.@پس وقتی میگویی «اجْعَلُونِي فِي هَمِّكُمْ» به من فکر بکنید، تو باید صبح تا شب به ائمه فکر بکنی، برای امام زمان دغدغه داشته باشی، جامعه مهدوی یعنی این، یعنی اینکه من بتوانم از یک شأن علمی و فرشتهایم به نام پزشکی یا مهندسی، از این شأن فرشتهایم برای بخش فوق عقلانیم استفاده کنم، به عنوان یک پزشک، پرستار، یک عضو جامعه پزشکی، یک دامپزشک، یک پیراپزشک چکار میتوانم بکنم.@حالا بعد از این همه سال تشکیل جامعه پزشکی هر کس باید بداند به عنوان یک پزشک برای امام زمانش چکار کرده، این همه صحبت کردیم حالا باید در مطبها کار بکنیم، در بیمارستانها کار بکنیم، در دانشکدهها کار بکنیم چقدر توانستیم افراد را به امام زمان دعوت بکنیم.@چقدر توانستیم بخشهای انسانی اینها را به آنها بشناسیم، چقدر توانستیم واسطه بشویم اینها خودشان را پیدا کنند، یا نه فقط جمعه به جمعه آمدیم سر کلاس و رفتیم بعد هیچی، رفتیم خانه دنبال کار و زندگی خودمان، بعد دوباره جمعه بعد، یک ماه بعد که اعلام کردند جلسه داریم حالا برویم شرکت کنیم، بعدش چی.@بله این معرفت و معنویت سر جای خودش رسالت چی شد، آن رسالت و حرکت و وقف شدن و هزینه شدن و هزینه کردن کجا رفت، میگوییم «بِأَبِی أَنْتُمْ وَأُمِّی وَأَهْلِی وَمالِی وَأُسْرَتِی» چیز مالی سر جای خودش، این مهم است، یعنی من باید وقت بگذارم، وقت ندارم، نمیرسم، پس هچی، وقت امام را نداری، در واقع وقت خودت را نداری.@وقت ندارم کاری برای امام زمان بکنم، گرفتار هستم، سرم شلوغ است، نمیرسم، مثل امام حسین، امام حسین گفت بیا برویم، گفت خودم نمیآیم، یک اسب دارم، مالم را میدهم، شمشیر میدهم، نه خودت را میخواهم، مثل زهیر بیا، زهیر به خانمش گفت خوش آمدی، همه اموالم مال تو فقط خودم را ول کن.@«أَعَزَّنِي بِهُدَاكُمْ» یعنی من با هدایت شما عزیز هستم، نفوذناپذیر هستم، با هدایت شما من قوی هستم، شاد هستم، آرام میشوم، با هدایت شما من دیگر تحقیر نمیشوم، هر چقدر انسان هدایت بیشتری میشود، دیگر تحقیر نمیشود، دیگر اذیت نمیشود، و احساس بدبختی به او دست نمیدهد.@چون درگیر این چهار تا نیست، برای این چهار تا وقت ندارد، به اندازهای که ضرورت دارد به آنها میپردازد، اما اینطور نیست که دلش با آنها باشد، حضرت فرمود با مردم با بدنهایتان باشید، ولی با خدا با قلبتان باشید، قلبتان را بدهید، روحتان را درگیر امام زمان بکنید، به خانواده آسمانیتان بدهید.@الان پزشکان چکار میکنند، پزشکان که با مردم سر و کار دارند، در بیمارستان، با مردم سر و کار داری، دلت هم برای این مردم میسوزد، کار هم میکنی، اما دل اصلی تو با خانوادهات درگیر است، با پدرت، مادرت، دخترت، شوهرت، دل آنجاست، اینجا با بدنت با مردم داری کار میکنی.@حالا ما باید نسبت به خانواده آسمانیمان اینطوری باشیم، دلمان گیر نکند در این داماد و عروس و زن و بچه و شغل و چیزهای اینطوری، بدنی با اینها کار بکنیم، روح و دل در خانواده آسمانی برود و درگیر اینها بشود، امام مظلوم، آواره، غریب و تنها و مضطرت بشود، درگیر اینها بشوی، و وای به حال کسی که نشود.@از اینجا یک بحثی پیش میآید که من مقدمهاش را میگویم، ما یک قاعده در اسلام داریم برای جذب، قواعد جذبی که این غربیها درست کردند، کتاب هم نوشتند، یک قانون آن هم نصف کاره خیلی از آنها هم غلط است، چه سر و صدایی با آن در دنیا کردند.@ما الان شروع کردیم قواعد جذب دینی را میگوییم در قم، شاید صدها قانون جذب ما داریم، که من چطوری از خیر محض یعنی از الله که کمال مطلق است، و معادن کمال الهی یعنی اهل بیت بتوانم جذب بکنم، هزاران اسم است، اسمهای جوشن کبیر گفتیم اسمهای خودتان است.@حالا میخواهید جذب بکنید، پول میخواهید جذب بکنید، جذب جمادی، جذب گیاهی، حیوانی و اجتماعی، جذب معرفتی و علمی، و جذب فوق عقلی میخواهید بکنید، هر کاری میخواهید بکنید، یک موقع هست میگویی میروم کار میکنم.@مرحوم مقدس اردبیلی یک هم مباحث داشت با هم بحث میکردند، بعد مرحوم مقدس همیشه در بحث به هم مباحثی خودش چیره بود، این هم مباحثیش میگفت یعنی چی همیشه از من میبرد، یعنی همیشه در مباحثه این جلو است.@بعد میرفت بیشتر درس میخواند، به قول یکی از بزرگان میگفت دستشویی هم نمیرفت به خودش صدمه میزد که بیشتر بخواند شاید بتواند در مباحثه قویتر باشد، بعد فردا میرفت مقدس خیلی ساده، راحت مینشست میگفت، بعد میدید چه خبر است.@بعد یکبار گفت آقای مقدس تو چکار میکنی، شبها چطوری درس میخوانی؟ گفت من یک ساعت خاصی را برای درس میگذارم، بقیه را عبادت میکنم، ذکر میگویم، این تازه فهمید سوراخ دعا را گم کرده بود، تو اگر میخواهی درس بخوانی «إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعينُ» این قاعده است، از تو کمک میخواهیم.@ما اکثرا از خدا کمک نداریم، تمام زندگیمان همه با عقل و درایت خودمان است، وقت برای استعانت نداریم، نمیرویم از مرکز قدرت کمک بگیریم، «لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللهِ» «لا مُؤَثِرَ فِی الوُجُود اِلاَ الله» تو اصلاً کارهای نیستی، تو از خودت وجود نداری، تو وجودت و هستیات همه مال اوست، ذهن و هوشت عاریهای است، عبادت هم همین است، چیزی مال خودت نداری، پس این همه غرور برای چیست.@نه من بچه باهوشی هستم، این هوش را چه کسی به تو داده! پدرم هست، مادرم هست، پدر و مادر را چه کسی به تو داده! میخواهم بروم درس بخوانم، یک کسی میخواهد درس بخواند میگوید من بنشینم شب تا صبح کنکور دارم، امتحان دارم، یک کسی هم نه درسش را میخواند یک ساعتی هم مینشیند دستش را میبرد بالا به خدا میگوید خدایا همین ذکرهایی که دادیم، یعنی اینکه تو یک مقداری بار این چهار تا را کم بکنی، هر چه که قرار است به این چهار تا برسی، با زور خودت نروی با زور خدا بروی.@مثل آن بچهای که رفته بود مغازه، مغازهدار دید این خیلی به شکلاتها نگاه میکند، گفت دخترم یک مشت بردار برو، هدیه است، دختر گفت نه، گفت چرا مگر شکلات نمیخواهی؟ گفت چرا، گفت پس چرا نمیآیی برداری؟ گفت شما بیا با مشت خودت به من بده، مشت شما بزرگتر است.@یک کسی بگوید خدایا من که حالیم نیست تو بده، تو بیا انتخاب کن، میخواهی زن بگیری، نگو من خودم همه چیز را میفهمم، بگو خدایا چه کسی را بگیرم، میخواهی شوهر بکنی، میخواهی رشته انتخاب کنی، میخواهی دوست انتخاب کنی، خدایا تو چه چیزی میگویی، تو بهتر میفهمی، بیشتر از من میدانی.@«عالِمُ الغَیبِ وَ الخَفِیّات» است، چکار کنم، تو بگویی بهتر است، با مشت تو بهتر است، تا من با مشت خودم انتخاب کنم، با مشت خودم انتخاب کنم بعداً هزار تا پشیمانی و گرفتاری داری، ولی وقتی تو برایم انتخاب میکنی همه چیز قشنگ است، لذا خدایا من به تو واگذار میکنم.@مثل خیران، خیران یک موقع میآید میگوید این صد هزار تومان، دویست هزار تومان، یک میلیون تومان، صد میلیون تومان، میگوییم برای چی، هر طور شما صلاح دانستید، بارک الله من برای شما یک جا سرمایهگذاری میکنم که سر شما کلاه نرود.@ولی یک موقع هست میگوید این را ببرید به یک دختر و پسر ساداتی که سادات طباطبائی باشند، یتیم باشند، فقیر باشند، این چه حرفی هست که میزنی، این را برای خدا بگذارید، هر چه خدا بخواهد، آن هم در شأن پایینی آمده، ببر در بخش بالاتر هزینه کن، در بخش معرفت، در انسانشناسی، در برطرف کردن موانع ظهور حضرت بگذار.@این را حلیم بدهید، شلهزرد درست کنید بدهید، قیمه بده، قورمه بده، بگذار خدا بده، بگذار او که معرفتش بیشتر است این کار را بکند، دختر دانشجو، پسر طلبه مینشیند میگوید قبل از امتحان این ذکرها را بگو، 67 مرتبه بگو یا سلطان، 67 مرتبه بگو یا محیط، 116 مرتبه بگو یا قوی، قوی بشوی، ذکرهایت را بگو، بعد میبینی درسی که قرار بود سه ساعته یاد بگیری یک ساعته یاد گرفتی چون از خدا کمک گرفتی.@کار اقتصادی میخواهی بکنی صبح تا شب ندو بگو من کار اقتصادی میکنم، یک ساعت وقت بگذار برو در آسمان به خدا بگو خدایا من میخواهم کار اقتصادی بکنم بیا با هم حالا یا مشارکت بکنیم، تو هم به ما کمک بکن، خدا را وسط بیاور، بعد ببین چقدر رشد میکنی.@اصلاً هیچی هم نمیخواهد به خدا بدهی، خرج دین بکنی، تمامش را خرج خودت و شکمت و زن و فرزندت بکن، اما از خدا کمک بخواه، بگو خدایا به تو که هیچی نمیدهم، در راه تو هم هزینه نمیکنم، ولی تو خدای منی بده بیا، روزی دست تو است، خدا میگوید باشد کمک خواستی به تو میدهم.@«كُلاًّ نُمِدُّ هؤُلاءِ وَ هَؤُلاءِ» خدا میگوید هر کس دنیا را از ما بخواهد به او میدهیم، از ما بخواهد، آخرت را هم بخواهد به او میدهیم سلیقهها فرق میکند، ولی خدا میگوید اگر کسی از من کمک بخواهد حتماً به او میدهیم، کافر هم از من کمک بخواهد میدهم.@فرعون مگر نبود، آمد گفت خدایا من میدانم تو هستی، من دارم در مقام خودم تو را انکار میکنم، آبرویم پیش موسی رفته، این آمده رود نیل را خشک کرده، به خاطر ما راهش بینداز، ادعا کردیم خدا هستیم، همه گفتن تو خدا هستی باید بروی رود را راه بیندازی، خدایا آبرویم را نبر، میگوید خدایا در دشمنی با خودت کمکم کن، خدا میگوید باشد.@قاعده این هست که «عَلَى قَدْرِ النِّيَّةِ تَكُونُ مِنَ اللهِ الْعَطِيَّةُ» حضرت دارد قانون جذب را میگوید، میگوید شما هر چقدر میخواهید جذب بکنید میزان جذبتان را فقط با تلاش نمیتوانید به دست بیاورید نیتتان را بالا بکش، سطح نیتت را بالا بیاور جذب باز میشود.@حالا نیتها را گفتیم چه بود، «اجْعَلُونِي فِي هَمِّكُمْ، صَيِّرُونِي فِي حِزْبِكُمْ» اینها نیتهای بزرگ است، همه اینهایی که تا الان خواندیم، آدم باید این نیتها را داشته باشد، نیتش را هم باید صادقانه باشد، دروغ نگوید، صادق باشد، حضرت فرمود اگر یک کسی در نیتش صدق داشته باشد خدا حتماً به او میدهد.@صدق یعنی میگویی خدایا من اگر یک میلیون تومان داشته باشم 500 هزار تومانش را برای تو میدهم، مثل همان آقای خیری که گفتم الان سالی یک میلیارد تومان برای خدا هزینه میدهد، میگوید من جوان که بودم پول نداشتم گفتم خدایا هر چه بدهی نصف، تا الان عمل کردم هر چه خدا داد نصف کردم، ظرفیتم بالا رفت، خدا امتحان کرد دید هر چه بیشتر میدهد من واقعاً نصف میکنم، الان دو میلیارد میدهد یک میلیاردش را برای خدا میدهم.@خدا اگر ببیند تو واقعا راست میگویی، یعنی بگویی ای کاش من با شما بودم و با شما شهید میشدم، «وَ اجعَلنا مِن خَیرِ اَعوانِهِ وَ اَنصارِهِ وَ شِیعَتِهِ» دعا هم میکند در نمازش، گریه هم میکند، بعد میگویی حالا امام زمان به دو ساعت وقت تو احتیاج دارد، الان شما دکتر هستید، برویم یک هفته مناطق زلزلهزده رایگان مردم را درمان بکنید، وقت ندارم گرفتار هستم، کار و زندگی دارم.@مهندس هستی، طلبه هستی، یک هفته مناطق محروم برویم برای هدایت جوانان، پسر من امسال تبلیغ رفته بود، آمد گفت بابا من یک جایی رفته بودم انگار در این کشور نیست، آنها با ابتداییترین احکام آشنا نبودند، آمده بود داشت کمک جمع میکرد، یک مقدار پول جمع کنم، گفتم برای چی؟ گفت میخواهم یک تعدادی رساله بخرم برای اینها بفرستم اینها هیچی نمیدانند.@درس بلد هستی برو منطقه محروم یک ماه بمان، به بقیه درس بده، مردم را با دینشان آشنا کن، صدق اگر خدا در یک نفر ببیند، در وقف شدن، در فدا شدن، اگر خدا ببیند یک نفر راست میگوید به او برکت میدهد، هر وقت میخواهید کار اوج بگیرد از این استفاده بکنید «عَلَى قَدْرِ النِّيَّةِ تَكُونُ مِنَ اللهِ الْعَطِيَّةُ» عطیه از ناحیه خدا به اندازه نیت است، قدر نیت.@یکی از آن چیزها اندازه نیت است، اندازه نیتت را همیشه دست کم نگیر، کوچک نباش، ریز نبین، این خیلی بد است، آدم کوچک باشد، کوچک نگاه کند، جهانی و بینالمللی ببین، عظیم نگاه کن، افکارت، طرحهایت، برنامههایت، نقشههایت، وقتگذاریت، روی سطح کره زمین باشد، تازه کره زمین هم برای شما کوچک است.@شما در ماه رمضان میگویید «اللَّهُمَ أَدْخِلْ عَلَى أَهْلِ الْقُبُورِ السُّرُورَ» در برزخ میکشی، شخصیت تو در برزخ میرود همه را شاد میکنی و برمیگردی، در برزخ میروی، جهنم میروی، و همه جا شادشان میکنی و نجاتشان میدهی، روح تو در برزخ میرود، در طبقات جهنم میرود، عده زیادی را میکشد میبرد به بهشت، همین جا که هستی، روح تو میکشد داخل بهشت، بهشتیان را به درجات بالاتر میکشاند از همین جایی که هستی.@جهنمیان را از جهنم خارج میکنی به بهشت میکشانی، زمین که برای تو کافی نیست، یک بخشی از فعالیتهای تو باید روی کره زمین باشد، یعنی باید نیتت را بزرگ کنی تا بزرگ بشوی، خدا اگر ببیند تو داری راست میگویی، میگوید من به اندازه زمین تا برزخ و تا بالاتر از برزخ و حتی تا قیامت و بعد از قیامت نفست را میکشی، برای همین هم میتوانی در بهشتی زندگی کنی به اندازه همه آسمانها و زمین، چون این نفس بزرگ شده کمتر از این نمیتواند باشد.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
سه تا چیز توضیح دادند، یکی جلسه بعدیمان 22 دی ماه است، خانم پوررجب جلسه پزشکان مهدوی را در کانال نزنید، هیچ کس را هم دعوت نکنید، عموم نباید اینجا بیایند، اینجا فقط جای کسانی هست که عضو جامعه پزشکی هستند و خودمان دعوت کردیم.@چون ما بلافاصله بعد از جلسه با عزیزان در رابطه فعالیتهای بخش جامعه پزشکی مأموریتمان هست، لشکرمان هست باید کار بکنیم، متأسفانه عده زیادی بعد از جلسه هجوم میآورند سر من راجع به مسائل خانوادگی، و شوهر و طلاق و بچه و مشاوره نمیرسیم.@اینجا بعد از جلسه وقت مشاوره نداریم باید بنشینیم اول صحبتهایمان را بکنیم، کارهایمان را بکنیم، لشکرمان را آماده بکنیم، برنامهریزیهایمان را بکنیم، کارهای عملیاتی حضرت را انجام بدهیم، بالاخره ما سرباز ایشان هستیم، همحزب ایشان هستیم، باید بنشینیم کارهای حزبمان را انجام بدهیم، کارهای خانوادگی و مشاوره مال بعد از این کارها است.@اردوی ذکر ادامهاش اردوی قبلیمان هست عزیزان (montazer.ir) ثبتنام کنند، زودتر هم ثبتنام کنند، بخصوص چون سفیدپوست هستید مشکل سیاهپوستان را ندارید، سیاهپوستان هستند باید فکر کنند ببینند میتوانند پول اردو را جور کنند یا نه، شما هم دارید و هم کمک کنید به آنهایی که ندارند.@تاریخش هم مثل تاریخ سال گذشته است، گفتیم یک تاریخی باشد که همه بتوانند بیایند، فقط بعضی از سفیدپوستان دبی تشریف میبرند، کیش تشریف میبرند، نمیتوانند بیایند، ولی بقیه بیایند مثل سال گذشته است، تقریباً 7 ـ 8 تا پایان 12 هست، این شش روز اول مهمانی و مسافرتتان را بروید، بعد برای اردو برگردید.@والا بنایمان به مشهد مقدس است، یعنی سرمایهگذاری کردیم که مشهد برویم همان اردوگاه شاندیز برویم، نزدیک حرم ما جایی برای این کار نداریم، شما سفیدپوستان میگویید نزدیک حرم باشد، بعد هم ما اتاق خصوصی میخواهیم حاضر نیستیم بیاییم برویم در اتاقی که 20 تا تخت هستند، به شأن ما برمیخورد و اینطوری نیست.@میخواهیم اتاق داشته باشیم، میخواهم با زن و بچهام باشم، با شوهرم باشم اتاق اختصاصی میخواهم، اطراف حرم همچین هتلهایی وجود ندارد، یک اردوگاه خیلی خوب اطراف حرم هست یعنی شما پنج دقیقه میآیید در حرم ولی متأسفانه جایش هتلنیگش خوب نیست.@یعنی شما باید در خوابگاههای صد نفره بروید، خوابگاههای صد نفره هم برای اردوی فکر ما مناسب نیست، چون ما میخواهیم تمرکز داشته باشیم، شخص میخواهد در اتاقش برود، بتواند یک نماز شب بخواند، یک خلوت بکند روی سجاده برود، بتواند خودش با خودش فرصت کند فکر بکند، افراد اتاق اختصاصی میخواهند، برای همین یا مشهد هست یا همان اردوگاه تهران که پارسال جای خوب بود.@داشتیم این قسمت را میخواندیم که ما را وارد حوض بکن، 21 ماه مبارک بود اول ماه رمضان تا آخر ماه رمضان به خدا میگفتم خدایا ما را از شر شاگردان، مشاورهها، کلاسها خلاص کن، یعنی دعایمان این بوده که خلوت بشویم، خدایا دست از سرمان بردار، بعد یک ذره به خودمان برسیم، واقعاً همین آرزوی من بود که خلوت بشویم.@بعد سحر بود بعد از احیا آمدیم خوابیدیم، خواب دیدیم که داریم کانال ثبتنام میکنیم، کانال هم یک زمینه که در تلگرام شماره میاندازد، این در کانال شماره میانداخت، بعد چند نفر از افراد از خودیها بودند، معمولاً خودیها همیشه مشکلساز هستند، گفتم آقا این چیه، گفتم شما چرا اینقدر مخالفت میکنید.@چرا اینقدر نق و غر میزنید، چرا اینقدر ایراد میگیرید، این کانال چهار نفر عضو بشوند فردا آخرتش مال شماست، ثوابش مال شماست هر کس در این بیاید، خودش و نسلش تا قیامت هر چه از این کانال ببرند تا قیامت مال شماست، تا گفتم قیامت صحنه قیامت پیش آمد، دیدم جلو در بهشت ایستادیم، مردم میآیند از مؤسسه رد میشوند شماره کانال میگیرند و وارد بهشت میشوند.@بعضی از عزیزان بودند به آنها گفتم شما چرا بهشت نمیروید، این حس را هم خوب است ما داشته باشیم، حس خوبی برای خود من بود، این بود که به من گفتند ما میخواهیم با شما بهشت برویم، به آنها گفتم معلوم نیست خدا من را ببخشد.@من اصلاً نمیدانم واقعاً بهشتی هستم یا نه، و خدا را شکر کردم که آنجا به هیچ وجه تکیه به اعمالم نداشتم این خیلی بد است آدم به خاطر مجاهدتهایش، تلاشهایش از خدا طلبکار بشود، لوس بشود، خودش را بهتر از بقیه بداند، خودش را آبرودارتر از بقیه بداند، این خیلی وحشتناک است.@گفتم من نمیدانم بهشتی هستم، شما بروید خودتان را معطل من نکنید، بعد از یه مدت مأموران گفتند این دفتر و دستک را جمع کنید بروید تمام شد، خدا شاهد است با ترس و لرز ما سمت در بهشت رفتیم، گفتند بفرمایید، بچهها تکبیرگو رفتیم داخل، دیگر حساب و کتاب هم نمیخواستند.@رفتیم داخل، دیدیم خوارکیهای خوشمزه جلوی در بهشت پذیرایی میکردند، نوشدنیهای رنگهای مختلف، شرابهای مختلف، هر کس برمیداشت، میخورد، بعد من دیدم یک خانمی آمده وارد شده، این اینقدر خودش بغل کرده بود، حرص میزد.@به او گفتم خانم حرص نزن، این یک دانه است برای اینکه خستگیت در بیاید، آنجا را نگاه کن امیرالمؤمنین کنار کوثر ایستاده، اول برو از دست امیرالمؤمنین بخور، بعد برو هر چه خواستی در بهشت بخور، بعد رفتم و برگشتم، گفتم من داخل بهشت نمیروم، گفتند برای چی؟@گفتم من حالا که قیامت تمام نشده، بگذار بایستم یک دکه دیگر برای مؤسسه بزنم، دوباره ایستادیم و یک شعبه زدیم، چند نفر آمدند کمکم، بیشتر غریبهها آمدند، آشناها همه که به بهشت رفته بودند، دوباره ما کانال راه انداختیم و از طریق کانال خیلیها دوباره رفتند، بیشتر مردم که میخواستند بروند از این طریق رفتند، به قول یکی از رفقا میگفت آنها تلفن اندرویدی نداشتند از طریق درهای دیگر به بهشت میرفتند.@9 ربیع روز امامت امام زمان است و روز شادی ماست، ولی این حرفهای عیدالزهرا و عمرکشون، اینها بدعت هست و حرام است، هیچ قربی که نمیآورد و انسان را از خدا دور میکند، و خیلی هم خطرناک است، یک جنایت است، یک کسی الان در این موقعیت بخواهد از این کارها بکند، خیانت بزرگی به اسلام و امام زمان است، به شیعه.@حضرت فرمود دو گروه کمر مرا شکستند یکیشان «جَاهِلٌ مُتَنَسِّكٌ» احمقها و جاهلانی که اهل دین و عبادت هستند، همانطور که امام زمان فرمود «قَدْ آذانا جُهَلاءُ الشّیعَةِ وَحُمَقاؤُهُمْ» بعضی از شیعیان جاهل و احمق ما را آزار میدهند، یکی از آن مصادیق اذیت اهل بیت و امام زمان که دودش در چشم همه شیعه میرود همین است.@