جلسه 026 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
26
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
6
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 026 - جامعه پزشکی مهدوی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

ما در رابطه با توضیح فقرات آغازین دعای ندبه یک توضیحی به وداع زیارت اهل بیت (علیهم السّلام) دادیم که بعد از دعای عالیه المضامین هست و گفتیم که بهترین و زیباترین وداع همین وداع هست. یک قسمتهایی از آن را برای شما توضیح دادیم یک قسمت دیگری مانده که آن هم لازم است گفته بشود.@خب شما بعد از اینکه بهترین بازگشت را هنگام خداحافظی آرزو می‌کنید این جمله را می‌گویید «رَزَقَنِيَ اللّٰهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ» خدا روزی من بکند که برگردم و برگردم و برگردم.@این جایگاه درخواست بازگشت چیست که من می‌خواهم برگردم؟ یک کسی می‌تواند توضیح بدهد؟ اصل در زندگی ما زندگی با خانواده است اصل پذیرفته است.@شما یک بچه را در نظر بگیرید طبیعی‌ترین شکل این هست که بچه پدر و مادر داشته باشد و با پدر و مادرش بزرگ شود و بعد هم که ازدواج کرد باز خانواده تشکیل می‌دهد باز هم ارتباطش با خانواده و اصل و نسب و پدر و مادرش حفظ است ولی در قالب یک زندگی جدید و خودش یک ریشه برای بچه‌ها و نوه‌هایش می‌شود اصل این است و طبیعی است هر چیزی غیر از این غیرطبیعی است، درست است؟@مثلاً می‌گوییم بچه یتیم است این غیرطبیعی است پس باید به او مهربانی کنیم جایگاه پدر و مادر را برایش پر کنیم. یا بهزیستی ما تشکیل می‌دهیم برای چه؟ برای اینکه بچه‌هایی که این مشکلات را دارند یا کمبودهایی دارند بتوانند در بهزیستی یکطوری پر شود.@پس دقت کنید از نظر عقلی و عاطفی اصل حیات با خانواده است. شما با خانواده زندگی کن غیر از این طبیعی نیست. شما به زیارت پدرت، امام معصوم آمدی یعنی اصل و ریشه خودت به زیارتش آمدی.@خب خیلی طبیعی است که آدم وقتی زیارت پدر طبیعی یعنی پدر بخش چی؟ بخش حیوانی شما وقتی دیدن پدر و مادرتان یا دیدن مثلاً خواهر و برادرتان یا حتی دیدن همسر بازگشت رفتن پیش همدیگر و همدیگر را دیدن یک اصل است.@صبح شوهرها از خانه بیرون بیایند زنها چه می‌گویند؟ چه موقع برمی‌گردی، یعنی اصل برگشت است، نه اینکه حالا من رفتم معلوم نیست چند ماه دیگر برگردم اینطوری نیست.@خدا رحمت کند میرزا را می‌گفت یک آقایی خانمش به او گفته بود برو کاهو بخر این از خانه بیرون رفت کاهو بخرد گفت بروم حضرت عبدالعظیم یک زیارت کنم بعد خیلی زیارت به او چسبیده بود قم رفته بود بعد از قم مشهد رفته بود از مشهد نجف و کربلا و کاظمین و سامرا رفته بود و بعد مکه رفته بود سال بعد تابستان کاهو را می‌برد خانمش گفت کاهو خریدی؟ گفت بله کاهو خریدم آوردم.@اینطوری نمی‌شود که کسی همینطوری برود یکدفعه برود که برود، باید برگردد، چه موقع برمی‌گردی مثلاً نهایتاً می‌گوید یک روز دو روز دیگر، مأموریت هم که آدم می‌رود بنا به چیست؟ بنا به بازگشت است یعنی باید خانه برگردد با خانواده زنگی کند.@ما این را نفهمیدیم در رابطه با بخش حیات فطری‌مان یعنی حیات انسانی‌مان که ما خانواده‌دار هستیم خانواده ما اهل بیت هستند و بناست به اینکه ما هیچ وقت از آنها جدا نشویم و با آنها زندگی کنیم و این را نسیه کردیم.@نسیه اینکه حالا من بمیرم حالا بعداً ملحق شوم یک همچین الحاقی هم صورت نمی‌گیرد چون قاعده الحاق این هست که اگر کسی بخواهد با اهل بیت در نظام برزخی باشد باید کجا با آنها زندگی کند؟ در دنیا زندگی کند.@این مسأله‌ای که خدا می‌گوید هر وقت با امام حسین حرف می‌زنی بیا به اهل بیت بگو «أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره» من در دنیا و آخرت با شما باشم یک اصل است یعنی شخص باید واقعاً با این چهارده نفر زندگی کند با انبیاء و صدیقین و شهدا و صالحین در دنیا زندگی کند، می‌دانید یعنی چی؟ یعنی در زندگی‌اش باشند.@چطور ما در دست و پای همدیگر در خانه هستیم چطور با هم زندگی می‌کنیم با عمو و عمه و خاله و دایی، مهمانی‌ها را نگاه کنید چطوری زندگی می‌کنیم ما این را فراموش کردیم یعنی بودن را معیت را فراموش کردیم.@و معیت در مورد اکثراً اتفاق نمی‌افتد چون اکثراً اصلاً شناختی نسبت به خانواده و اصل خودشان ندارند نسبت به ریشه خودشان ندارند و حالا اگر هم پیدا کنند آن عاطفه پیدا نمی‌شود آن عاطفه‌ای که باید ما به رابطه بیافتیم وجود ندارد.@بنابراین اصلاً زندگی‌ شروع نمی‌شود با اهل بیت، معیت با اهل بیت در دنیا و آخرت که می‌گوییم در دنیا شروع نمی‌شود این معیت یعنی اینکه از روابط رسمی ما در می‌آییم. می‌خواهیم با خانواده خودمان زندگی کنیم با اصل خودمان و ریشه خودمان، این معیت می‌شود.@بنابراین شما وقتی که ملاقات امام رضا یا هر امام دیگر رفتی اصل به چیست؟ به بازگشت است یعنی باید پیش پدرت برگردی نه اینکه حالا هر وقت کار نداشتم درس نداشتم وقت کردم یک مشهد هم بروم یک کربلا هم بروم، این نیست.@ما اینطوری با اهل بیت رفتار می‌کنیم یک موقع می‌بینید مدتها می‌گذرد اصلاً هیچ ارتباط و رفت و آمدی برقرار نیست ارتباط حیات قلب ماست.@یک موقع هست زن و شوهر همدیگر را قرار است 20 روز نبینند اما این 20 روز ندیدن در این 20 روز صد بار ممکن است با هم صحبت کنند تلفنی یا پیامکی با هم صحبت کنند کانال با هم داشته باشند یک چیزی بالأخره هست صدای همدیگر را بشنوند یک ارتباطی بشود اگر برود و نباشد و گم شو و اسیر شود و پیدا نشود این طبیعی نیست.@مثلاً مرد می‌گوید من الان دارم مأموریت می‌روم شش ماه بعد می‌آیم هر وقت وقت کردم می‌آیم یا بچه شما اینطوری با شما حرف بزند هر وقت فرصت کردم می‌آیم، مقبول هست یا نیست؟ اصلاً این مقبول نیست.@پس این یک اصل است لذا چه می‌گویید؟ می‌خواهم بگویم تک‌تک کلماتی که در وداع انجام شده مبانی انسان‌شناسی دارد یعنی یک ریشه روانی روان‌شناسی انسانی بر مبنای فوق عقل ما طراحی شده «رَزَقَنِيَ اللّٰهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ» یعنی خدا روزی من کند که برگردم و برگردم و برگردم یعنی باید این اتفاق بیافتد.@این کرامت ماست شرافت ماست برگشتن، ارتباط داشتن و زندگی کردن؛ زندگی کردن یعنی چطور همسرت، پدرت، مادرت، بچه‌هایت، دوستانت، اطرافیانت نفس تو هستند و اگر ارتباط تو با آنها قطع بشود حالت خفگی و بی‌قراری به شما دست می‌دهد.@ارتباط با اهل بیت (علیهم السّلام) هم همینطور هست یعنی برای بی‌کسی که بخش فوق عقلانی فعال دارد بخش انسانی فعال دارد ارتباط با حرم همینطوری است «المؤمن فی المسجد کالسمک فی الماء» مؤمن در مسجد مثل ماهی در آب است.@یعنی اصلاً نمی‌تواند نداشته باشد، نمی‌تواند مسجد و حسینیه و حرم و سجاده و زیارت و توسل و ارتباط را نداشته باشد، نداشته باشد در قلبش می‌میرد اگر کسی ندارد و نمرده برای اینکه این بخش چه نشده؟ فعال نشده.@این دقیقاً مثل این است که یک دختر 10 ـ 12 ساله یک پسر 10 ـ 12 ساله مثلاً با یک دختر هم ارتباط دارد دخترخاله یا دخترعمو یا دختردایی‌اش است یا پسرخاله و پسرعمویش است با هم بازی هم می‌کنند بعد هم اگر چند ماه همدیگر را ندیدند طوری نمی‌شود ولی وقتی که اینها بلوغ جنسی پیدا کردند و زن و شوهر شدند چی؟ خیلی داستان فرق می‌کند.@یک کسی که ندیدن برایش عادی باشد عدم ارتباط عدم سلام علیک و عدم ارتباط حضوری عدم توجه با غیب برایش عادی بشود این یعنی اینکه هنوز آن بلوغ را پیدا نکرده که اگر یک مدتی هم ارتباط نداشته باشد به جایی برنخورد.@در تمرینهای اردو گفتیم آن سلامهای مخصوص را که شما باید صبح به صبح روزی چند بار انسان باید این ارتباط را با همه اینها برقرار کند ارتباط حضوری واقعاً حضوری قلبی پیدا بکند این نفس ماست این اکسیژن معنوی ماست حیات ماست هوای معنوی ماست باید استنشاقش بکنیم.@لذا طراحی اینطوری شده «رَزَقَنِيَ اللّٰهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ» من برگردم برگردم برگردم، چون نیازم به این است اگر برنگردم و اگر ارتباط قطع شود چی. این قطعی ارتباط است که حضرت زهرا (سلام الله علیها) از آن می‌ترسد و می‌گوید شما قیامت تا ما بخواهیم دستمان به شما برسد و شما را پیدا کنیم 300 هزار سال طول می‌کشد.@این 300 هزار سال که طول می‌کشد یعنی چی؟ می‌دانید قیامت ادامه دنیاست برزخ ادامه دنیاست قیامت هم همانطور است ادامه است یعنی تو در سبک زندگی‌ات این فاصله‌ها را ایجاد می‌کنی در ارتباطات عاطفی‌ات این جداییها را ایجاد می‌کنی آنجا نمی‌توانی وصل شوی چون گم هستی گم کردی اصلت را گم کردی.@مثل بچه‌ای که مثلاً فرض بفرمایید این اتفاقات زیاد اتفاده در شهری در مسافرتی در کشوری پدر و مادرش را گم می‌کند 20 سال طول می‌کشد تا بگردد و آنها را پیدا کند یا آنها بگردند پیدا کنند گم می‌شود و تمام شد.@ما باید سبک زندگی‌مان را در این ارتباطات چهارگانه (دستانم را نگاه کنید) حیات جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلانی به گونه‌ای تنظیم کنیم که در اینها گم نشویم یعنی دچار خودفراموشی نشویم خود ما همین است این خودی هست که از جنس اهل بیت است.@یکطوری در درس و دانشگاه و کار نرویم یکطوری در زندگی نرویم یکطوری در خوراک و بدن و کمالات جمادی نرویم یا یکطوری در کار اقتصادی نرویم که گم شویم.@گم می‌شویم یکدفعه می‌بینی خانواده رفت، کجا رفت؟ 30 سال دیگر اصلاً از این خبری نیست 40 سال اصلاً خبری نیست تا آخر مرگ هم گاهی وقتها اصلاً خبری از آنها نمی‌شود.@آدم وقتی که می‌رود در این جهنمهای چهارگانه قرار می‌گیرد یکدفعه می‌بینی که اصلاً گم شد و اصلاً به خانواده‌اش نمی‌رسد دستش از حضرت زهرا کوتاه می‌شود دستش از اهل بیت و خدا کوتاه می‌شود.@در تعریف ریاضی انسان چه گفتیم؟ یادتان هست تعریف ریاضی چه بود؟ ساختار ریاضی انسان؟ گفتیم انسان حیوان هست تا مرحله‌ای که بتواند سه تا معشوق را بر همه معشوقهایش غلبه بدهد.@شما کِرم را دیدید کِرم کِرم است کِرم ابریشم کِرم است چیز دیگری نمی‌شود به او گفت یک کِرم است، شما چه موقع می‌توانید به او پروانه بگویید؟ چه موقع پروانه می‌شود؟ این اتفاق چطوری می‌افتد؟ یک روندی دارد یک روندی را باید طی کند از نظر تکاملی تا چه بشود؟ پروانه برود.@انسان هم همینطور است انسان وقتی که نطفه‌اش بسته می‌شود یک جماد است بعد حالت گیاهی پیدا می‌کند بعد حالت حیوانی پیدا می‌کند بعد فهم پیدا می‌کند یواش یواش حالت عقلانی حالت فرشته‌ای پیدا می‌کند بعد هم اگر فرصت بشود به لا اله الا الله برسد حالت چه می‌شود؟ حالت انسانی پیدا می‌کند.@انسان تا زمانی که سه معشوق الله، اهل بیت و جهاد را به قلبش غلبه ندهد باطنش انسانی نمی‌شود و به حیات انسانی راه پیدا نمی‌کند وقتی هم اینطوری نشد معنایش این هست که این بنده خدا در یکی از این چهار مرحله یا در چندتا گم شده یا هنوز خودش را پیدا نکرده که از این لجن و جهنم‌های چهارگانه بیرون بکشد و به سمت خانواده‌اش برود.@اینهایی که از خانواده‌شان دور می‌افتند بعد از چند سال وقتی خانواده را پیدا می‌کنند چه اتفاقی می‌افتد؟ چطوری می‌شود؟ درست سبک زندگی عوض می‌شود می‌گوید حالا پدرم را پیدا کردم این پدرم، مادرم، همسرم است آنها را پیدا کردم حالا از این به بعد سبک زندگی براساس چی طراحی می‌شود؟ ارتباط، براساس رفت و آمد و ارتباط طراحی می‌شود.@مشکل ما این هست که ما چون به خودشناسی به معنای حقیقی نرسیدیم و مشغول این خودهای چهارگانه هستیم با خودی که از جنس اهل بیت هست خیلی مأنوس نیستیم.@یک موقعهایی این خود ما را به سمت خانواده می‌کشد یک ارتباطاتی داریم ولی زود قطع می‌شویم. شما اربعین نگاه کنید اربعین شیعیان که می‌روند یا اهل سنت می‌روند یک توجیهاتی هست شیعه می‌گوید امام من است اهل سنت هم می‌گوید پیغمبر دستور داده که اهل بیت را دوست داشته باشیم.@ولی مسیحیان و یهودیان و هندوهایی که می‌آیند اینها توجیه دارد؟ دنیا برای این جوابی دارد؟ یک جوابی منطقی برایش هست؟ برای همین اربعین سانسور خبری می‌شود چون آبروی دنیا می‌رود آبروی طبیعت‌گراها می‌رود، یعنی چی هندو، مسیحی، یهودی، سنّی، شیعه تمام اختلافاتشان را کنار گذاشتند حول محور یک انسان کامل چه شدند؟ جمع می‌شوند، چطوری این می‌شود؟!@آنها وقتی که می‌کشند به سمت امام حسین می‌کشند آن یهودی و مسییحی و هندو وقتی به سمت می‌کشد اصلش است پدرش است خودش هم نمی‌داند، می‌کشاند به این سمت می‌آید ولی خب بعدش هم ارتباط عمیق رفت و آمدی برقرار نمی‌شود.@در این دعاها، زیارتنامه‌ها اصرار زیاد به این هست (به قول خودمان و عوامانه می‌گویم) خودشان را کشتند تا ما این را بفهمیم که شما جزء خانواده اهل بیت هستید این را به ما بفهمانند که شما جزء خاندان ما هستید جزء خاندان کس دیگری نیستید ریشه‌ای، اصلی، خانواده‌ای غیر از ما ندارید پس باید با ما زندگی کنید، تمام.@و این مسأله باورش آنقدر سخت بوده که امام زمان 1180 سال آواره است یعنی معطل است ما بفهمیم او پدرمان است، همین بفهمیم که او پدرمان است و این اماممان هست. فهمیدن اینکه این امام ما هست خیلی ساده‌تر از فهمیدن این هست که این پدر و اصل و ولیّ و رحم و خویش من هست این خیلی سخت است فهمش راحت نیست.@برای همین دلهای ما اینطوری شده با کِش، دیدید به یکی از این کمالات چهارگانه بستند شما هر چه این شخص را می‌کشی و می‌آوری و می‌گویی این پدرت است این امام زمان است این حضرت زهرا مادرت است این اهل بیت کس و کار تو هستند، می‌شنود نگاه می‌کند ممکن است تصدیق هم بکند ولی وقتی او را رها می‌کنی دوباره برمی‌گردد به کس و کار طبیعی‌اش.@اینکه بیاید برود بگوید خب حالا پدرم است پس خانه پدرم بمانم این استقرار خیلی مهم است در چادر پدرم بروم دیگر بمانم دیگر پدرم است اگر اهل بیت اینها هستند پس من اینجا مقیم شوم.@این را ما خیلی سخت است بفهمیم یعنی اقامت نمی‌خواهیم برویم بکنیم تفریحی می‌رویم دیدید که خارج از کشور تفریحی می‌روند یک ماه دو ماه آنجا می‌روند مثلاً تحصیلی می‌روند ولی اقامت ندارند اگر کسی اقامت گرفت یعنی می‌خواهم اینجا بمانم.@بنا در ارتباط با اهل بیت این است یعنی مقیم شدن در چادر اهل بیت، ماندن در چادر اهل بیت، ارتباط دائم.@یکطور دیگر مثال بزنم: یک کسی مثلاً پدر و مادرش خارج از کشور زندگی بکنند این شخص در ایران زندگی می‌کند آنها در خارج هستند آنطرف دنیا هستند نهایتاً آدم هر چند وقت یک بار یک تلفنی می‌زند شاید سالی یک بار دو سال یک بار، ارتباطات را خودتان دیدید چقدر است چند سال یک بار یک سری به هم می‌زنند.@ولی حالا این پدر و مادر الان بلند شدند ایران آمدند می‌خواهند بیایند اینجا زندگی کنند حالا اگر آمدند زندگی کردند یا شما بلند شدید آنجا رفتید که پیش آنها زندگی بکنید کنار هم هستید دیگر این نحو ارتباط چطوری می‌شود.@یعنی همان مثل قبل است یا نه حالا دیگر پدر و مادر در زندگی تو هستند و حضور دارند می‌گویی حالا یک پدر و مادر دارم، درست است؟ اینطوری است پس این ارتباط هست الان چاره‌ای نیست ولی این ارتباط برقرار می‌شود ارتباط هست.@این را ما باید بفهمیم با اهل بیت، یک بار بفهمیم که ما باید قلبمان محل اقامت اهل بیت باشد قلب ما جایگاه حضور امام زمان (علیه السّلام) باشد و ما با او ارتباط برقرار کنیم یعنی بگوییم بخشی از زندگی من است بخشی از وقت من است نفس و بودجه من است و هر چیز دیگری، یعنی من مسئولم در مقابل این پدر و مادر.@این اتفاق هنوز نیافتاده در رابطه با امام زمان (علیه السّلام) باید این اتفاق بیافتد که من مسئول خویش خودم. حضرت در مورد آیه قطع رحم و صله ارحام فرمود: «و غايَةُ تَأْوِيلِها صِلَتُكَ إيّانا» غایت تأویل این آیه این است که تو با ما صله رحم داشته باشی این صله رحم یعنی ارتباط مستمر مؤثر.@ما با امام زمان (علیه السّلام) ارتباط مؤثر ارتباط برقرار می‌کنیم از او چه می‌گیریم؟ همه توفیقات الهی، انسانی، حیات انسانی؛ چه چیزی به او می‌دهیم؟ در یک کلمه حضرت زهرا (سلام الله علیها) خیلی زیبا فرمود: خدمت، در خدمت بودن. خدمت یعنی به کار آمدن، کارآیی داشتن.@«وَ رَزَقَنِيَ اللّٰهُ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ ثُمَّ الْعَوْدَ مَا أَبْقانِي رَبِّي بِنِيَّةٍ صادِقَةٍ» تا زمانی که پروردگارم من را زنده نگه می‌دارد با نیت صادق من این عود را داشته باشم.@«وَ إِيمانٍ وَتَقْوَىٰ وَ إِخْباتٍ وَرِزْقٍ واسِعٍ حَلالٍ طَيِّبٍ» اینها همه ان‌شاءالله نصیب من بشود چقدر اینها قشنگ است الان فرصت نمی‌کنیم اینها را توضیح بدهیم. من در ارتباطم نیت صادقانه داشته باشم.@الان پدر و مادری که شما با آنها ارتباط دارید نیت شما از ارتباط با پدر و مادرتان چیست؟ پدر و مادر ما هستند دیگر، نیت پاک و صادق است، با همسر و بچه‌هایمان چی؟ طمعی در کار هست یا نه؟ نه، آدم جانش را برای اعضای خانواده‌اش هم می‌دهد.@ایمان و تقوا و اخبات و رزق واسع حلال طیب اینها ان‌شاءالله نصیب من بشود. باز ارتباط را نگاه کنید «اللّٰهُمَّ لَاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَتِهِمْ» در زیارت عاشورا چه می‌گویید؟ «وَ لا جَعَلَهُ اللهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِيارَتِكُمْ » چرا این را می‌گوید؟ برای اینکه این رابطه عاطفی هست ما این را می‌گوییم اما فهمش را نداریم یعنی باز رسمی نگاه می‌کنیم.@مثل اینکه انسان پیش استادش رفته می‌گوید حالا پیش استادم رفته خدا روزی کند دوباره پیش او بروم ولی مسأله از این خیلی بالاتر است مسأله استاد و شاگردی نیست اینکه بگویی حالا استادم هست دلم تنگ می‌شود دوست دارم مثلاً هفته‌ای یک بار دو هفته یک بار او را ببینم، پس «رَزَقَنِيَ اللّٰهُ الْعَوْدَ» نه، اصل و ریشه و خانواده من است من بچه او هستم.@«اللّٰهُمَّ لَاتَجْعَلْهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنْ زِيارَتِهِمْ» خدایا این زیارت من را آخرین زیات من قرار نده «وَ ذِكْرِهِمْ» این مهم است، یادشان، یاد باید همیشه با ما باشد.@«وَ الصَّلاةِ عَلَيْهِمْ» یعنی چی؟ چه کسی می‌تواند تشبیه‌اش کند در خانواده چه می‌شود؟ ببینید یک عنصری در خانواده هست عنصر فوق‌العاده مهمی است که اگر این را بردارید زندگی کاملاً بی‌مزه می‌شود.@ببینید شما یک عنصری دارید به خصوص آنهایی که الان نوه‌دار هستند یا بچه کوچک دارند بهتر می‌‌دانند قربان صدقه رفتن، شما در خانه هم که هستید زن و شوهر اگر بلد نباشند این چیزها را نسبت به همدیگر داشته باشند زندگی‌شان سرد می‌نشود.@در اسلام تأکید می‌کند که زن نسبت به مرد، مرد نسبت به زن قربان صدقه همدیگر بروند، عزیزم، فدایت شوم، قربانت بروم، این کلمات باید به کار برده شود واجب هم هست جزء وظائف واجب است حتی آنقدر واجب است که حضرت می‌گوید اگر دوستش هم نداری دروغ بگو.@واقعاً اینها را بگو حتی اگر دوستش نداری چون این حیات است مزه این است، اصلاً او را دوست نداری، می‌گوید حق نداری این را از او دریغ کنی خودخواهانه بگویی خب من از او خوشم نمی‌آید پس نمی‌توانم با او ارتباط برقرار کنم این حیوانیت است.@اگر همسرت شد یعنی جایگاه همسری پیدا کرد دیگر تمام است حالا خوشت می‌آید یا خوشت نمی‌آید دوستش داری یا نداری، هر چی، چون این جایگاه را پیدا کرد در این جایگاه جزء لوازم این جایگاه یکی چیست؟ کلمه را نگاه کنید حضرت چطوری می‌گوید «إظهار العشق» عین کلمه معصوم است عشق را اظهار کند.@ما در ارتباطات با اهل بیت چون خانواده‌مان هستند دائماً نیاز داریم قربان صدقه‌شان برویم درست است؟. شما بچه‌ات را الان می‌خواهی خانه بروی یک مادر بگوید اگر خانه رفتی دیگر از این به بعد به بچه‌ات نگو (عزیزم، جانم، قربانت بروم) جلوی دهانت را باید بگیری رسمی ؟؟؟ می‌تواند؟ نمی‌تواند.@شما بچه‌های دیگران هم می‌بینید کلی قربان صدقه‌شان می‌روید درست است؟ بچه غریبه‌ را می‌بینید در خیابان می‌بینید آدم می‌خواهد برود او را بخورد حالا نوه چطوری شیرین است بچه چطوری شیرین است خواهرزاده، برادرزاده، خود خواهر و برادر.@شما در تلفن‌تان که دارید تلفن می‌زنید یک عالم با هم که صحبت می‌کنید قربان صدقه همدیگر می‌روید ما به این نیاز داریم. این «وَ الصَّلاةِ عَلَيْهِمْ» یعنی این، خود صلوات یک نوع اظهار عشق و قربان صدقه رفتن هست که مناسب آن جایگاه است این ارتباط را باید داشته باشیم.@اینها چیزهایی است که از قلب ما دور شده و قلبهای ما سرد و یخ و مرده اینطوری می‌شود. یک کسی که با امام رضا می‌تواند یک رابطه اینطوری برقرار کند با ائمه می‌تواند برقرار کند با خود خدا، شما نگاه کنید شما قربان صدقه خود خدا هم نروید می‌میرید.@ببینید امام سجاد «عبدک فداک» بنده‌ات فدایت شود «سائلک بفنائک، فقیرک بفنائک» خدایا فدایت شوم خدایا قربانت بروم. خدا هم با پیغمبر اینطوری است، ببینید قرآن را نگاه کنید «و لأمرک» به جان تو، می‌خواهد با پیغمبر حرف بزند چقدر صمیمی حرف می‌زند.@به جان تو، این به جان تو یعنی چی؟ شما یک نفری که می‌خواهید به او بگویید دوستش دارید وقتی به جانش قسم می‌خورید یعنی جانش برای شما خیلی ارزش دارد به جان تو.@می‌گوید خدایا یک موقع نیاید من این فرصت صلات و صلوات را از دست بدهم چون تمام می‌شود دل مرده دل اینطوری می‌میرد این فرصت را از دست ندهیم.@«وَ أَوْجِبْ لِيَ الْمَغْفِرَةَ وَالرَّحْمَةَ وَالْخَيْرَ وَالْبَرَكَةَ وَالنُّورَ وَالْإِيمانَ وَحُسْنَ الْإِجابَةِ كَما أَوْجَبْتَ لِأَوْلِيائِكَ الْعارِفِينَ بِحَقِّهِم الْمُوجِبِينَ طاعَتَهُمْ وَالرَّاغِبِينَ فِي زِيارَتِهِمْ» فوق‌العاده است.@می‌گوید خدایا حالا که من دارم خداحافظی می‌کنم دارم می‌روم شما دیدید وقتی که یک کسی عزیزی از شما می‌خواهد جدا بشود احساس می‌کنی که یک دعای مستجاب داری صرف‌نظر از خوب یا بدی رابطه‌ات با خدا آن لحظه یکدفعه دستت را بالا می‌بری می‌گویی خدایا من او را به تو می‌سپارم.@انگار که الان باید خدا حرف ما را گوش کند و واقعاً وقتی می‌گوییم به تو می‌سپارم در حفظ او را بگیرد، درست است؟ اینطوری هست یا نه؟ خدایا او را به تو می‌سپارم.@حالا الان می‌خواهیم وداع کنیم می‌گویی من دارم از امامم و پدرم کَنده می‌شوم خدایا به دادم برس، حالا چه می‌خواهی؟ مغفرتت را به من واجب کن یعنی هر چه بین من و تو بوده اصلاً پاکش کن اصلاً الان تحمل این حرفها نیست همه را پاک کن برود، آشتی.@«وَالرَّحْمَةَ» خیر و برکت و نور و ایمان «حُسْنَ الْإِجابَةِ» خوب اجابت کردن هر چه خواستم اینجا به من بدهید دست خالی نروم، چطوری اجابت بشود؟ «كَما أَوْجَبْتَ لِأَوْلِيائِكَ الْعارِفِينَ» جلسه قبل گفتم شما تا خودشناسی نداشته باشید نمی‌توانید اینطوری دعا کنید.@می‌گویی خدایا برای من چنان اجابت کن که تو برای بندگان عارف خودت اجابت می‌کنی دوستان عارف خودت اجابت می‌کنی «لِأَوْلِيائِكَ الْعارِفِينَ» آن هم عارفین به چه کسی؟ عارفین به حق آنهایی که واقعاً معرفت به حق اهل بیت دارند «الْمُوجِبِينَ طاعَتَهُمْ» تمام زندگی‌شان طاعت اهل بیت است.@«وَالرَّاغِبِينَ فِي زِيارَتِهِمْ» آنهایی که اهل رغبت در زیارت هستند. اهل رغبت شدن خیلی حرف دارد چون مفهوم انس را می‌دانید چیست. یک موقع هست دو نفر هستند با هم غریبه هستند یا با هم دوست هستند گهگاهی هم همدیگر را می‌بینند.@مثل شما مثلاً فرض بفرمایید کلاس جامعه پزشکی می‌آیید ماهی یک بار همدیگر را می‌بینید ولی در این آشنایی که می‌آیید و با هم پیدا می‌کنید بعضیها با همدیگر انس می‌گیرند و دوست می‌شوند دیگر نمی‌توانند بایستند تا ماهی یک بار، یواش یواش می‌گویند هر دو سه روز یک بار، هفته‌ای یک بار و بعد اصلاً هر روزی می‌شود.@رغبت در زیارت یعنی این شخص ذاتاً چنان انس می‌گیرد و عشق در او اتفاق می‌افتد که اصلاً زیارت و ملاقات بخشی از زندگی‌اش است.@شما تا به حال شده وقتی که یک کسی را دوستش دارید زیارت و ملاقات و وقت‌گذاری برای دیدن او و مدتی که پیش او هستید جزء عمرتان حساب کنید؟@یا مثلاً برایتان مهم باشد که چند ساعت کنار هم هستید یا نه؟ شب، نصف شب، جمعه، تعطیل، غیرتعطیل؟ نه ما با هم هستیم شوهرم، زنم، بچه‌ام، پدر و مادرم، عمو، عمه، خاله، دایی است دوستش داری و به او انس داری وقت می‌گذرانی با هم مسافرت و تفریح می‌روید.@این چیز کمی نیست که حضرت دارد می‌گوید یعنی می‌گوید یک عرفانی می‌خواهد تا انسان به رغبت به زیارت بیافتد یعنی این بیافتد جزء وجودش، پرنده حرم بشوم دیگر اینطوری به شما بگویم.@«الْمُتَقَرِّبِينَ إِلَيْكَ وَ إِلَيْهِمْ» کسانی که تقرب پیدا می‌کنند به تو و به آنها. می‌گوید من را مثل آنها اجابت کنید. حالا از اینجا داستان شروع می‌شود «بِأَبِي أَنْتُمْ وَأُمِّي وَنَفْسِي وَمالِي وَأَهْلِي» داری از حضرت خداحافظی می‌کنی. چه می‌گویی؟ پدرم، مادرم، جانم، مالم و همه کس من فدای شما.@این معرفت می‌خواهد اینطوری حرف بزنی و یک نفر هم راست بگوید وقتی دارد حرف می‌زند که همه چیز من فدای شما باشد. پدرم، مادرم، جانم، مالم و همه کس من.@خب ما در بحث طبیعی شاید اینطوری باشیم گاهی وقتها انسان در رابطه زناشویی چنان این رابطه قوی هست که طرف پدر و مادرش را فراموش می‌کند اگر یک جایی را قرار است انتخاب کند و کسی را ترجیح بدهد چه کسی را ترجیح می‌دهد؟ همسرش را ترجیح می‌دهد پدر و مادر را رها می‌کند مالش را هم همینطور.@مثلاً همسرش هست الان سرطان دارد می‌گوید خب می‌روم ماشین و خانه‌ام را می‌فروشم، می‌روم چند میلیون قرض می‌گیرم هر طوری هست او را مداوا می‌کنم اصلاً مستأجری می‌رویم.@اصلاً همه چیز را می‌زنم یکذره سختی می‌کشیم ولی این باشد این در سختی نباشد یا بچه‌ام اینطوری هست، بچه آدم اینطوری باشد شما مالتنان را فدایش نمی‌کنید؟ هر چه داشته باشید؟ فدایش می‌کنید.@ما با اهل بیت اینطوری نیستیم با امام زمان اینطوری نیستیم ما یک مبلغ بالایی مالمان را سفت دست خودمان نگه داشتیم یک چرک و عفونتش را، خمس که هیچی خیلی‌ها اصلاً خمس ندارند و نمی‌دهند خیلی واقعاً جنایت است بی‌رحمی و قساوت است ولی آن کسی که خمس می‌دهد چطوری مالش را فدای امام زمان می‌کند عاشقانه فدا می‌کند، چطوری؟@مالی راحت نیست مالی یعنی من به یک فشار مالی می‌اندازم در این عشق خودم را، از یک سطح زندگی می‌آییم در سطح پایین‌تر تا این مال را برای معشوقم هزینه کنم.@من یادم هست یک جانبازی که پایش را داده بود آمد به من گفت این سند خانه من است گذاشتم برای امام زمان هزینه کنید، گفتم این که نمی‌شود تو برو این خانه را کرایه بده برای خودت باشد کرایه بده کرایه‌اش را برای امام زمان هزینه کن، گفت نه اینطوری وسوسه‌ام نکن من می‌خواهم این را بکَنم برود همه را باید برداری.@این صادق است راست می‌گوید این وقتی زیارت امام رضا یا عاشورا می‌خواند «بأبی أنت و أمی و مالی» چیست؟ صادق است دارد راست می‌گوید.@حالا داستان از اینجا شروع می‌شود «اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» چه نفسی می‌تواند اینطوری با معصوم صحبت کند «اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» من را جزء دغدغه‌هایتان قرار بدهید.@شما نگاه کنید در روابط عاطفی اینجایی که الان به طلاق می‌کشد در روابط زناشویی زن غر و نق می‌زند می‌گوید طلاق می‌خواهم مرد می‌گوید برای چه طلاق می‌خواهی؟@می‌گوید من نمی‌توانم اینطوری زندگی کنم، این چطوری است؟ می‌گوید من اصلاً در این زندگی دیده نمی‌شوم، چرا دیده نمی‌شوی من الان خانه به این بزرگی برای تو گرفتم سالی چند بار سفر خارجی تو را می‌برم تمام وسایلی که نیاز هست در این خانه بهترینهایش را برایت خریدم بهترین لباسها را برایت گرفتم سالی نیم کیلو طلا برایت می‌خرم.@زن چه می‌گوید؟ می‌گوید من که با اینها ازدواج نکردم من خودت را می‌خواهم نیستی دلت با من نیست من اصلاً اینجا دیده نمی‌شوم اینها که تو انجام می‌دهی قاقاست داری دست من می‌دهی که صدایم بیافتد و الا من که اینها را نمی‌خواستم من آن ارتباط را می‌خواستم یا بالعکس.@شما حتی اگر بفهمید و بو بکشید که بچه‌ات فراموشت کرده یعنی جایگاه پدری و مادری از یادش رفته یا دوستت تو را فراموش کرده به آدم برمی‌خورد.@«اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» یعنی باید به من فکر کنی این یک مسأله خیلی مهم است این فقط برای کسانی مهم است که بلوغ انسانی دارند. الان یک دختر 10 ـ 12 ـ 13 ـ 14 ساله اصلاً برایش مهم نیست که مثلاً حالا پسرخاله، پسردایی، پسرعمویش به او فکر می‌کند یا نه، اصلاً برایش مهم نیست.@ولی وقتی که زنش شد چی؟ نامزد شد و عقد کردند و زنش شد، یک روز دیر زنگ بزند یک روز چند بار زنگ نزند کم زنگ بزند دیر پیامک بدهد، می‌بینید که احساس حقارت به شدت می‌کند اصلاً این دو روز است به من زنگ نزند دعوایشان را که پیش ما می‌آورند جالب است دو روز است اصلاً به من زنگ نزده من روانی شدم دو روز است از او خبر ندارم.@اگر یک کسی خودش را بشناسد به غیرت می‌افتد یعنی شخصیت پیدا می‌کند، در این شخصیت مهمترین چیزی که برای این آدم مهم است چیست؟ اینکه خدا ویژه به من فکر کند خدا یک فکر عمومی دارد برای همه.@حالا زبان عامیانه می‌گویم، خدا همه را عمومی فکر می‌کند چون رحمان است رب العالمین است چون رب العالمین است باید خدا به عالمین چکار کند؟ فکر کند یعنی باید حواسش باشد.@این که نه چون برای همه است، آن که تو می‌خواهی چیست؟ رحمانیت نیست، چیست؟ رحیمیت است یعنی تو می‌گویی من پیش خدا ویژه باشم این ویژه خیلی مهم است.@چه کسی می‌تواند اینطوری بخواهد؟ کسی که بالغ شده باشد بلوغ انسانی پیدا کرده باشد مثل یک آدم از این چهارتا نجات پیدا کرده باشد از جهنم این چهارتا، و سر برآورده بالا آمده آدم شده انسان شده مؤمن شده.@حالا که مؤمن شده برایش خیلی مهم است در آسمان چه جایگاهی دارد زیارت امین الله چه می‌گوییم: «مَحْبُوبَةً فِي أَرْضِكَ وَسَمائِكَ» من را در زمین و آسمانت محبوب قرار بده این برایش مهم است در آسمان محبوب باشد، برایش مهم است جبرئیل و عزرائیل و اسرافیل و میکائیل الان در مورد این چه فکر می‌کنند.@برایش مهم است شهدا در مورد این چه فکری می‌کنند انبیاء در مورد این چه فکری می‌کنند اهل بیت در مورد این چه فکری می‌کنند حضرت زهرا در مورد تک‌تک ما چه فکر می‌کند ما الان اگر روبرویش هستیم چه فکری می‌کند ما چه جایگاهی پیش حضرت زهرا و امام زمان (علیه السّلام) داریم.@چه کسی برایش این چیزها مهم است ببینید چقدر این سلام پیشرفته است یک عالم حرف دارد ما خلاصه داریم به شما می‌گوییم ولی این صدها ساعت حرف دارد، از کنار امام داریم می‌آییم می‌گوییم «اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» من را قرار بده جزء همّ، همّ یعنی دغدغه.@شما در زندگی می‌گویی الان من نگران این بچه هستم می‌خواهم شوهرش بدم می‌خواهم زنش بدم یا الان مریض است همّ می‌شود. نه غم نیست اهمیت است همّ یعنی اهمیت، یعنی آن چیزی که تو در موردش فکر می‌کنی برایت مهم است و دغدغه‌اش را داری.@می‌گویند فلانی همّ و غم دارد، همّ و غم دارد یعنی چی؟ یعنی درگیر یک سلسله مسائل هست غصه‌هایی هم کنارش دارد همّ بار منفی ندارد غم چرا دارد. من را از همّ خودتان قرار بدهید خیلی کلام بلند است.@این فقط آدمهای بزرگ، اشراف، آدم حسابی‌ها، آدمهایی که آدم هستند برایشان دغدغه می‌شود که الان من در امام رضا چه جایگاهی دارم پیش خدا چه جایگاهی دارم این ویژگی را آدم می‌خواهد، می‌خواهد ویژه باشد.@سؤال: راهش چیست؟ تو می‌خواهی بگویی ای امام به من جداگانه فکر کن من برایت مهم باشم یعنی تو باید امام برایت ویژه بشود تو باید امام زمان برایت ویژه بشود اگر امام زمان در زندگی‌ات برایت ویژه شد هدف شد غایت شد عشق شد کس تو شد برای او هم تو ویژه شدی.@تا وقتی که دغدغه همّ اهل بیت که الان در مورد ما زمان ما می‌شود آقا امام زمان (علیه السّلام) همّ امام زمان در دلت نیافتد ویژه نیستی چون یک قاعده داریم که حالا در جامعه کبیره توضیح می‌دهیم «أنفسکم فی النفوس» جانهای آدمها در هم است جان همه اهل بیت در جان همه آدمهاست.@ما در ارتباط با کسانی که جانمان در جانشان می‌رود مثل همسر، پدر و مادر، فرزند ارتباط جانی با آنها برقرار می‌کنیم داستان همینطور است، برای چه کسی ویژه می‌شویم؟ برای کسی که آن کس برای ما چیست؟ ویژه است یک اصل و قاعده است کاریش هم نمی‌شود کرد و تخلف هم ندارد یک ارتباط دو طرفه است به آن ارتباط ولایی می‌گویند.@ببینید چقدر قشنگ آرزوهای ما را مرتب می‌کند می‌چینند که شما باید از نظر قیمت به اینطور چیزها فکر کنید اینها دغدغه‌های مهم زندگی‌ات باشد نه این چهارتا جایگاههای اینطوری و رتبه‌های اینطوری.@«اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» به من توجه ویژه بکنید یعنی چهارده معصوم ویژه، خصوصی، اختصاصی به ما فکر بکنند. دیدید همه اعضای خانواده در مورد مثلاً یک بچه‌ای که در آن خانواده مریض است چطوری می‌نشینند با هم شور می‌گیرند که این مثلاً الان چکارش کنیم همه با هم بسیج می‌شوند.@«اجْعَلُونِي مِنْ هَمِّكُمْ» یعنی همه شما من برایتان مهم باشم و به من فکر کنید برای من برنامه داشته باشید برای من نگاه ویژه داشته باشید.@بقیه‌اش بماند ان‌شاءالله برای جلسه بعد، یک تتمه کوتاهی از آن مانده که این را هم ما بگوییم که بعد ان‌شاءالله بهتر بتوانیم وارد دعای ندبه بشویم و موفق بشویم ان‌شاءالله به حق اهل بیت (علیهم السّلام) به فضل الهی بتوانیم یک رابطه خوب و قوی و مؤثر با خانواده آسمانی‌مان برقرار بکنیم این خیلی مهم است.@باز تأکید می‌کنم قیمت و حیات و نفس و ارزش و دارایی حقیقی ما به همین میزان بستگی دارد به میزان ارتباط ما با خانواده آسمانی‌مان، رفت و آمد و حضور آنها در همه چهار مرحله زندگی ما که آنجا واقعاً حضور داشته باشند و بخواهند متقابلاً حضور ما در همّ آنها در دل آنها و در محضر آنها.@

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

یک مقدار لازم است ما فکر بکنیم به اوضاع جهان در این وضعیت، ببینیم چقدر زن و بچه و کودک مسلمان را دارند نسل‌کشی می‌کنند یعنی جزء برنامه‌هایشان هست این البته برای الان نیست برای خیلی سال پیش هست که به صورت مخفیانه این را تصویب کردند که تا می‌توانند جمعیت مسلمانان دنیا را به بهانه‌های مختلف کم کنند و بارها هم این کار را کردند نسل‌کشی‌های چند میلیونی.@حالا الان از افغانستان و عراق و لبنان و سوریه و یمن و میانمار، شما می‌بینید همه جا به جان مسلمانها افتادند که مسلمانها را قتل‌عام کنند آن هم با چه طرز وحشتناکی، آنها را زنده زنده می‌سوزانند و آتش می‌زنند و چطوری است.@آدم تصور کند آدم زن و بچه خودش را در آتش بسوزانند بچه‌های خودش را در آتش ببیند و جلوی خانواده‌ها دارند این کارها را می‌کنند خیلی وحشتناک است خیلی دنیا چقدر بد است چقدر اینها بد شدند.@استکبار بی‌رحم و بی‌عاطفه، وحشی‌هایی که آدم نمی‌تواند به هیچ حیوانی اینها را تشبیه کند چون حیوانات شاکی می‌شوند نمی‌تواند به هیچ حیوانی اینها را تشبیه کند.@راست گفت امام صادق که خداوند حیوانات را از انسان خلق کرد انواع حیوانات، اینها شکلهای ظهورات اخلاق انسانی می‌شود این حیواناتی که ما در طبیعت می‌بینیم اخلاقهای انسان ظهوراتش همین شکلهای وحشتناکی که ما داریم می‌بینیم.@خب آدم هر کاری می‌تواند باید برای اینها بکند کمترینش این هست که حداقل واقعاً از صمیم قلب و با اشک و آه و ناله و اضطرار فرج را بخواهد دعا بکند هم فرج امام زمان را بخواهد و هم دعا کند که فرج برای اینها هر کاری هر کس می‌تواند انجام بدهد برای کمک به اینها، یک وظیفه است.@تازه اینها نیستند همه مستضعفان عالم اکثر این جمعیت روی زمین مسیحی و یهودی و حتی بی‌‌دین‌هایشان گرفتار همین نقشه‌های شوم هستند.@