جلسه 022 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
22
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1396
ماه
1
روز
25
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - جامعه پزشکی مهدوی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

جلسه اول جامعه پزشکی‌‌مان را در سال 96 آغاز می‌‌کنیم ضمن تبریک به مناسبت سال نو و ایام مبارکی که در آن هستیم؛ بحثمان دربارۀ دعای ندبه هست که فوق‌‌العاده این مهم هست، ندبه یعنی گریه‌‌ای که انسان از فراغ یک انسان می‌‌کند، یعنی عشقی که به یک انسان دارد و در فراغ او گریه می‌‌کند.@در اینجا انسان کامل هست وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام) و همچنین سایر انسان‌‌های کامل که مَثَل اعلی هستند، و اصل و غایت ما هستند، چون گریه‌‌ها مثل آرزوها و معشوق‌‌ها هست که قیمت انسان را مشخص می‌‌کند، انسان بر هر چه که گریه بکند قیمتش هم همان است، در دوری و فراغ هر چه گریه بکند قیمتش هم همان است.@در جلسات گذشته توضیح دادیم که ما یک معشوق‌‌هایی داریم که معشوق‌‌های چهارگانه است، معشوق‌‌های جمادی، گیاهی، حیوانی و عقلی و یک معشوق انسانی داریم، در خصوصیت مؤمن گفتیم که مؤمن اساساً کسی هست که چون به اصل و جایگاه خودش معرفت دارد.@اصل و جایگاه خودش را می‌‌شناسد، «المؤمن کالغریب فی الدنیا لا یانس فی عزها و لا یجزع من ذلها» مؤمن مثل غریبه در دنیا است، که این چهار تا نه با عزت‌‌هایش انس می‌‌گیرد و نه ذلت‌‌های این چهار نوع ذلت، ذلت‌‌های دنیایی او را به جزع و بی‌‌تابی وادار می‌‌کند.@لذا کشش‌‌های یک انسان، آرزوهای یک انسان، و معشوق‌‌های یک انسان قیمت او را مشخص می‌‌کند، گریه‌‌های او هم همینطور هست، شما در عین حالی که برای این چهار نوع کمال حق گریه کردن ندارید، چون قیمتتان را پایین می‌‌آورد، اینها مظاهر دنیا هستند، چون فرمود: «مَنْ‏ بَكَى‏ عَلَى‏ الدُّنْيَا دَخَلَ النَّارَ» کسی که برای دنیا گریه بکند برای خودش جهنم درست می‌‌کند و جهنمی می‌‌شود.@در نقطه مقابل هر چقدر برای بخش انسانی‌‌ات گریه می‌‌کنی، صاف‌‌تر، زلال‌‌تر، پاکتر و قوی‌‌تر می‌‌شوی، به قیمتت هم اضافه می‌‌شود، چون گریه حالت، عشق و دلدادگی است، زوری نیست، اگر کسی در فراغ گریه کرد، یعنی حقش و حدش همان است، حالا شما در دعای ندبه گریه می‌‌کنید، ندبه است در فراغ انسان کامل، و برای اینکه به آن مقام برسید.@بنابراین این ندبه هست که راه رسیدن به هدف خلقت را به ما یاد می‌‌دهد، گریه و اشک، خیلی کار می‌‌کند، یعنی کاری که اشک می‌‌کند هیچ کار دیگری نمی‌‌تواند در ما انجام بدهد، به شرطی که انسان این گریه را داشته باشد و از صمیم قلبش اتفاق بیفتد.@گریه در فراغ انسان کامل جز با خودشناسی امکان‌‌پذیر نیست، انسان تا نداند قیمت خودش چقدر هست، ارزش خودش چقدر هست، در فراغ انسان کامل گریه نمی‌‌کند، اینکه 1180 سال امام زمان آوارۀ، طرد شدۀ، تنها و یگانه است، چون ندبه‌‌ای وجود ندارد، چون خواستگاری ندارد، چون کسی نیست که در فراغش گریه بکند، یا او را بخواهد، و اگر هم هست اینقدر نیستند که بتوانند تغییری در زمین و جهان ایجاد بکنند.@امام زمان زمانی ظهور می‌‌کند که آنهایی که او را می‌‌خواهند و ندبه‌‌خوان‌‌ها زیاد بشوند، خواستگارانش زیاد بشوند، چون تحمیلی دوست ندارد بیاید، من خودم را به هیچ کس تحمیل نمی‌‌کنم، هر وقت کسی من را خواست من می‌‌آیم، این یک قاعده است.@در بحث استغاثه این نکته را عرض کردیم، امام صادق فرمود بنی‌‌اسرائیلی که به 400 سال عذاب مبتلا شدند، بعد از آنکه 230 سالش را گذراندند 40 روز به گریه افتادند، به استغاثه و گریه افتادند، 40 شبانه‌‌روز گریه کردند تا خدا آن 170 سال بقیه را بخشید و موسی و هارون را برای آنها فرستاد تا نجاتشان بدهد.@امام صادق فرمود اگر شما همینطوری دعا بکنید مثل بنی‌‌اسرائیل خدا مدت غیبت را به شما می‌‌بخشد، باز رمز رفته روی ندبه رفت، روی گریه رفت، یعنی استغاثه، یک شخصی بخواهد گریه بکند، در بخش حیوانی شما به محض اینکه از فرزندت دور می‌‌شوی، فرزندت را بدزدند، مریض بشود، سربازی برود، مسافرت برود، در فراغش به گریه می‌‌افتی.@همسر انسان، در بخش حیوانی انسان از همسرش جنس مخالفی که دوستش دارد، جدا بشود، یا برادرش، یا مادرش، یا پدرش، حتی دوستش می‌‌بینی که در فراغش گریه می‌‌‌‌کند، طبیعی هم هست، فیلم هم بازی نمی‌‌کند، زوری هم نمی‌‌خواهد برود خودش را به گریه بزند، همین که اسمش می‌‌آید گریه‌‌اش می‌‌گیرد، چون دلتنگ است.@حتی این عضو خانواده زمینی اگر بمیرد باز می‌‌بینی انسان در فراغش همین حالت گریه را دارد، هر وقت سر قبرش می‌‌رود، هر وقت یادش می‌‌افتد می‌‌بینی سالهای سال برای یک عضو از اعضای خانواده گریه می‌‌کند.@گاهی وقتها فراغ آنقدر زیاد است که انسان مجنون می‌‌شود، شما داستان لیلی و مجنون را دارید مجنون می‌‌شود، لیلی و مجنون یک داستان واقعی است، یعنی ما شخصیتی به این اسم لیلی و مجنون داشتیم، اینطوری به آنها مجنون می‌‌گویند، ولی اسم داشتند، تشخص داشته، بوده، تاریخ دارد، این اتفاقات زیاد می‌‌افتد.@انسان در فراغ معشوق زمینیش مجنون می‌‌شود، یا حتی معشوق‌‌های مادیش، گاهی وقتها انسان معشوق مادی دارد اگر از آن دور بیفتد، می‌‌گویند پسرت ماشین را بیرون برده تصادف کرده، می‌‌بینی شخص سکته می‌‌کند.@من یادم هست یک موقعی یک دوستی داشتیم، جبهه‌‌ای هم بود، یعنی روحش بزرگ بود، اما این خیلی علاقه داشت به کارهای زیرخاکی، مثلاً فکر می‌‌کرد کجاها گنج هست، معدن هست، علاقه اینطوری داشت، مدام می‌‌گشت یک زمینی، یک خانه‌‌ای پیدا می‌‌شود ببیند واقعاً گنجی هست.@حالا در این گیر و دار تغییر جا و مکان، منطقه آنها افتاد در طرح شهرداری، شهرداری هم خانه‌‌ها را خرید و به اینها پول داد و اینها رفتند خانه خریدند، درست زد در خانه خود شهرداری چند تا کوزه طلا پیدا کردند، این وقتی فهمید در خانه خودش این بوده سکته کرد، یعنی گفت سالها دنبالش بوده در خانه خودش بوده سکته کرد.@این گریه آدم قیمت یک آدم را نشان می‌‌دهد، یعنی شما در فراغ هر چیزی گریه بکنید لیاقتت هم همان است، محتاج هر چیزی باشی قیمتت هم همان است، حالا یک کسی در فراغ خدا گریه بکند، یک کسی در فراغ خدا گریه بکند.@یک کسی در فراغ خانواده آسمانیش گریه بکند، در فراغ حضرت زهرا گریه بکند که مادرش است، در فراغ امام زمان گریه بکند که پدرش است، خیلی انسان قیمت پیدا می‌‌کند، ولی به شرط اینکه گریه بکند، یعنی این دلشکستگی و دلتنگی سراغش بیاید.@این بی‌‌تابی سراغش بیاید نسبت به خانواده آسمانیش، چه کسی می‌‌تواند اینطوری باشد؟ یک کسی که بفهمد او خانواده‌‌اش است و خودش را به عنوان عضو آن خانواده بداند، بداند واقعاً فاطمه زهرا مادرش است، با او رابطه مادری و فرزندی داشته باشد، یا اهل بیت (علیهم السّلام)، و این در دل شخص افتاده باشد، حالا در فراغش اسمشان می‌‌آید گریه می‌‌کند، یادشان می‌‌افتد گریه می‌‌کند، دلتنگشان می‌‌شود.@اسم مرگ می‌‌آید خوشحال می‌‌شود، خیلی خوشحال است اگر بگویند می‌‌خواهی بمیری خوشحال است می‌‌گوید می‌‌خواهم بروم پیش خانواده‌‌ام، انگار یک کسی در زندان است به او می‌‌گویند چند روز دیگر آزاد می‌‌شوی پیش خانواده‌‌ات می‌‌روی.@الان بعضی از زندانی‌‌ها اصلاً دوست ندارند از زندان آزاد بشوند، چون هیچ کس را بیرون ندارد، یک آدم بدبخت و مفلوکی هست، هیچ کس را بیرون ندارد، آنجا هم که به او می‌‌رسند، همه چیز هست برای چی بیرون بیاید.@ولی یک کسی که معشوق دارد بیرون زندان، زندان برایش واقعاً کشنده است، این شب و روز می‌‌شمارد، روی این دیوار خط می‌‌زند که من چند روز دیگر از زندان آزاد می‌‌شوم پیش خانواده‌‌ام برمی‌‌گردم، یک کسی که اشتیاق ابدیت و آخرت را دارد، این وقتی که به او می‌‌گویند سرطان داری، می‌‌خواهی بمیری، یا سن‌‌ات بالا رفته، یا نزدیک است، این کیف دارد می‌‌کند، چند روز دیگر از این قفس در می‌‌آیم، لذت می‌‌برد.@بحث این است که آیا ما خودمان را عضو این خانواده می‌‌دانیم، این فراغ سراغ ما آمده یا نه؟ شما در دعای روز شنبه به پیغمبر می‌‌گویید: «أُصِبْنا بِكَ يَا حَبِيبَ قُلُوبِنا، فَمَا أَعْظَمَ الْمُصِيبَةَ بِكَ حَيْثُ انْقَطَعَ عَنَّا الْوَحْىُ، وَحَيْثُ فَقَدْنَاكَ» ما دلمان مصیبت‌‌زده است به خاطر تو، به خاطر اینکه اول وحی از ما قطع شد، و دیگر اینکه تو را از دست دادیم.@پیغمبر اینقدر روی عاطفه ما نسبت به خودش حساب کرده و ما را قشنگ نگاه می‌‌کند، می‌‌گوید شما هر وقت یک مصیبتی خواست اذیت بکند، یاد فراغ من بیفتید مصیبت‌‌تان یادتان می‌‌رود، حالا ما اینطوری هستیم یا نه؟ پیغمبر ذاتاً یک طوری هست که انسان اگر او را بشناسد واقعاً نفس کشیدن در دنیا برایش سخت است.@من این را در سنین مختلف امتحان کردم، طرح پژوهشی امتحان من بود، به بچه‌‌ها، نوجوانانان، جوانان، کسانی که سن 30 ـ 40 سال به بالا، به هر کدام یک داستان از پیغمبر دادم گفتم بروید بخوانید، بعد احساس مشترکشان را جمع کردم، گفتم حالا احساساتتان را بگویید، باور می‌‌کنید همه می‌‌گفتند ما اینقدر در فراغ پیغمبر گریه کردیم که نگو، وقتی این را می‌‌خواندیم شدید دلتنگ پیغمبر می‌‌شدیم.@پیغمبر خیلی نمکی و شیرین و دوست‌‌داشتنی است، انسان یک ذره با او انس بگیرد، واقعاً هم تحمل دوریش سخت می‌‌شود، حالا پیغمبر می‌‌گوید شما مصیبت اگر سراغتان آمد یاد فراغ من باشید آن مصیبت‌‌ها یادتان می‌‌رود، ولی چه کسی می‌‌خواهد یک همچین معرفتی داشته باشد، خیلی هم بد است ما این فراغ‌‌ها و سنخیت‌‌ها را نفهمیم و از دنیا برویم، همینطور کور و کر برویم.@حالا در این دعای ندبه که ما فعلا در الفبایش هستیم، هنوز به صورت جدی داستانش شروع نشده، می‌‌گویید «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ، وَصَلَّى اللّٰهُ عَلَىٰ سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ وَآلِهِ وَسَلَّمَ تَسْلِيماً»، فعلاً با این کاری نداریم چون کار دارد.@«اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَىٰ مَا جَرىٰ بِهِ قَضاؤُكَ فِي أَوْلِيائِكَ» امام سجاد می‌‌گوید فصل انسان حمد است، انسان حمد را از او بردارید در مرحله حیوانی سقوط می‌‌کند، یعنی از نظر ساختار ریاضی انسان بدون شکر حیوان می‌‌شود.@شکر افراد هم باز مراتب دارد، یک موقع هست شکری می‌‌کنید شما بر نعمت جمادی، یکبار شکر می‌‌کنید بر نعمت نباتی، مثلاً خدایا شکر سالم هستیم، الحمدلله شفا گرفتیم، الحمدلله خوب شدیم، الحمدلله خدا یک بچه به ما داد.@یک موقع انسان شکر می‌‌کند بر یک نعمت حیوانی، خدایا شکر یک همسر خوب پیدا کردیم، خدا را شکر یک موقعیت خوب پیدا کردیم، شغلی پیدا کردیم، در اجتماع آبرومند هستیم، این مربوط به کمال حیوانی هست.@یک موقع هست خدا را شکر می‌‌کنید برای نعمت علمی و عقلانی، خدا را شکر این مطلب را فهمیدیم، الحمدلله به این علم، الحمدلله به این معرفت، این هم یک شکر است، یک موقع هست شما خدا را شکر می‌‌کنید به یک نعمت انسانی، یعنی شخص متوجه هست که خدا دارد در مقام انسانی با او چکار می‌‌کند، آنجا شکر می‌‌کند.@شکرهای انسان قیمت‌‌های انسان‌‌ را مشخص می‌‌کند، حالا در بحث حمد می‌‌گوییم، حمد خیلی خواص دارد، نمی‌‌شود حسابش را کرد، به انواع حمدها می‌‌رسیم؛ اما یکی از مسائل مهم در حمد مراتب حمد است، یعنی شما بخش فوق‌‌عقلانی‌‌تان اگر ادراک انسانی داشت و شکر کرد، این شکر، شکر انسانی است، قیمت شما را مشخص می‌‌کند که من برای چی الحمدلله گفتم.@یک موقع می‌‌گویند امام رضا خیلی آدم خوبی است چون من مشکل مالی داشتم حل کرد، امام رضا خیلی دوستش دارم چون من مریض بودم شفا داد، بچه‌‌ام مریض بود شفا داد، این امام رضا را در ازای یک کمال گیاهی دوستش دارد بچه‌‌ام مریض بود، کور بود، فلج بود شفا داد، اما یک موقع هست یک کسی شکر می‌‌کند، شکرش انسانی است، یعنی نوع شکر و تشکری که می‌‌کند، قدردانی که می‌‌کند، براساس یک نعمت جاودانه و ابدی و انسانی است.@انسان باید بداند نوع شکرهایی که می‌‌کند، چه چیزهایی هست، آن شکری که تولید شادی و آرامش در انسان می‌‌کند، این رمز است که می‌‌گویم، آن شکری که تولید شادی و آرامش می‌‌کند شکر انسانی است، هر چقدر سطح شکرهای انسانی یک نفر بالا می‌‌رود، و انسان نوع شکرهایش انسانی‌‌تر می‌‌شود، شادی و آرامشش هم بیشتر می‌‌شود، لذتش هم از دنیا بیشتر می‌‌شود، لذتش در نعمت‌‌های پایینی هم بیشتر می‌‌شود.@یعنی این یک چایی می‌‌خورد، لذتی که یک نفر شکر انسانی دارد از خوردن یک چای می‌‌برد، از یک غذا خوردن می‌‌برد، از بودن کنار خانواده‌‌اش می‌‌برد، آن کسی که شکر انسانی ندارد آن لذت را نمی‌‌برد، تازه هر دو یک لذت را دارند می‌‌برند، ولی یک کسی که شکر انسانی دارد از بخش‌‌های پایینیش هم می‌‌تواند لذت ببرد و با آنها هم خیلی شاد باشد.@حالا اینجا می‌‌گوید «اللّٰهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ» خدایا من تو را حمد می‌‌کنم، «عَلَىٰ مَا جَرىٰ بِهِ قَضاؤُكَ فِي أَوْلِيائِكَ» نسبت به جریان قضاء تو در مورد اولیاء خودت، که قضای تو در مورد اولیای تو اینگونه جریان پیدا کرد، «الَّذِينَ‏ اسْتَخْلَصْتَهُمْ‏ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ» دوستان تو کسانی هستند که تو خالصشان کردی، خوب انتخابشان کردی برای خودت و دین خودت.@این در مباحث انسان‌‌شناسی اصل است، شما وجودت خالص در چه چیزی می‌‌شود؟ 30 ـ 40 ـ 50 سال عمری که می‌‌گذاری در چه چیزی تمحس، خلوص و وقف می‌‌شوی، پیامبر فرمود: «طُوبی' حَبَسَ نفْسَهُ في سبيلِ اللهِ» خوش به حال کسی که خودش را وقف راه معشوق و الله می‌‌کند.@شما وقف هر کاری بشوی قیمتت هم همان است، می‌‌گوید خدایا شکرت می‌‌کنم که اولیاء خودت را خالصشان کردی، وقفشان کردی برای خودت و دینت، شما در زندگیتان، جوانیتان، عمرتان مشغول هر چیزی باشید، قیمتتان هم همان می‌‌شود، ارزشتان همان است.@پس در مورد اولیاء خدا می‌‌گوید خدایا من تو را شکر می‌‌کنم برای اینکه اولیاء خودت را خالصشان کردی، برای خودت و دینت، حضرت دارد به ما آرمان می‌‌دهد، می‌‌گوید اگر قرار باشد انسان وقفش، مالش، پولش، ذهنش، فعالیت‌‌هایش، هنرش، کار اجتماعیش، کار سیاسیش، کار علمیش، وقف بشود، بهتر است وقف خدا بشود.@هر کس هر هنری دارد، هر صنعتی دارد، هر فکری دارد، هر توانایی دارد، اگر قرار است به یک کسی بفروشد، به خدا بفروشد، به خدا بدهد، یک کسی شوهرداری می‌‌کند، شوهرداریش را به خدا بفروشد، جزء اولیاء خدا بشود.@یک کسی زن‌‌داری است، زن‌‌داریش را بفروشد، یک کسی می‌‌خواهد بچه خوب تربیت بکند، بچه‌‌داریش را به خدا بفروشد، یک کسی پزشک است، یک کسی مهندس است، یک کسی تاجر است، یک کسی کار اجتماعی می‌‌کند، یک کسی کار هنری می‌‌کند، یک کسی کار سیاسی می‌‌کند، به خدا بفروشد، همان توان خودش را به خدا بدهد.@در توحید که ما بعد از مراتب توحید ذاتی، صفاتی و افعالی رسیدیم به توحید عبادی که گفتیم «إِنَّ صَلاتي‏ وَ نُسُكي‏ وَ مَحْيايَ وَ مَماتي‏ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» حالا انسانی که توحید ذاتی، صفات، افعالی را شناخته، می‌‌گوید نسک من، عبادت من، محیا و ممات من فقط وقف خداست، جای دیگر نمی‌‌خواهم خرجش کنم، چون شما هر جا خرج کنی قیمتت هم همان است.@هر جا نفس‌‌هایت را، نگاه‌‌هایت را، دلدادگی‌‌هایت را، عشق‌‌‌هایت را، شور‌‌هایت را، فعالیت بدنیت را، فعالیت مالیت را، مالت را هر جا هزینه بکنی قیمتت همان است، بدنت را هر جا هزینه بکنی قیمتت همان است، فعالیت‌‌های حیوانی، اجتماعی، سیاسی‌‌ات یا فعالیت‌‌های علمیت را هر جا هزینه بکنی قیمتت همان است، می‌‌گوید تو اولیاء خودت را وقف این کار کردی.@«إِذِ اخْتَرْتَ لَهُمْ جَزِيلَ مَا عِنْدَكَ مِنَ النَّعِيمِ الْمُقِيمِ، الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» برای آنها انتخاب کردی آن نعمت‌‌های زیادی را که نزد خودت هست، نعمت‌‌های عظیمی که نزد خودت هست که مقیم هستند، یعنی پایدار و ماندگار هستند، «الَّذِي لَا زَوَالَ لَهُ وَ لَا اضْمِحْلَالَ» زوال و اضمحلال و نابودی ندارند.@یکی از لذت‌‌های آخرت این هست که شما در هر درجه‌‌ای قرار بگیرید انتها ندارد، آخر ندارد، در دنیا شما با هر کس ازدواج بکنید، بهترین موجود روی کره زمین هم باشد اضمحلال دارد، پیر می‌‌شود، تو پیر می‌‌شوی، از بین می‌‌رود، او میمیرد، جدایی هست، مال است، دنیاست، فرزند است، مقام است، موقعیت اجتماعی است، هر چه هست زوال و اضمحلال دارد.@یعنی همین که به او می‌‌رسی داستان جداییش شروع می‌‌شود، وصال با جدایی همراه قرین با هم هستند، اما در آخرت اینطوری نیست، در آخرت یکی از چیزهایی که از خود بهشت بالاتر هست این هست که انسان وقتی می‌‌رسد دائماً متذکر این هست که «لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ» قطع نمی‌‌شود، و از آن منع هم نمی‌‌شوید.@فراغ و جدایی و تمام شدنی در کار نیست، ترس نداری، اضطراب نداری، به اسم سالم رسیدی، دارالسلام است، دارالسلام یعنی آنجا شما از هر چیزی سلامت هستی، خوش به حال کسی که به دارالسلام خوب برسد.@تا اینجا دعای ندبه کافی است، امروز می‌‌خواهم یکی از دعاهای رجب را برایتان بخوانم که با دعای ندبه هماهنگ است، این دعا قشنگی این است که از زبان آقا امام زمان (علیه السّلام) است، یعنی دعای ندبه را که شما در فراغ امام زمان می‌‌خوانید حالا امام زمان به شما یاد می‌‌دهد، یکی از زیباییهای ماه رجب این هست که اکثر دعاهایش با مضامین فوق‌‌العاده عالی از وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام) تنظیم شده است.@این دعا مال کسانی است که ماه رجب در یکی از حرمها می‌‌روند، در واقع دارد با وضع این دعا ما را از ماه رجب به زیاتها و حرمها دعوت می‌‌کند، می‌‌گوید بیایید آنجا قرار آنجا است، جالب این هست که وقتی می‌‌خواهید این دعا را شروع کنید باز با الحمدلله شروع می‌‌کنید.@«الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِيَائِهِ فِي رَجَبٍ» خدا را شکر، این شکر انسانی است، البته معلوم هم نیست، چون ممکن است تو آنجا بروی بگویی من زن می‌‌خواهم، به من زن ندهی قهر می‌‌کنم می‌‌روم، حالا یک کسی بفهمد کجا دعوتش کردند این خیلی خوب است.@«الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي أَشْهَدَنَا مَشْهَدَ أَوْلِيَائِهِ» خدا را سپاس که من را شاهد مشهد کرد، در اینجا حاضرم کرد، من را به حضور اولیاء و دوستانش آورد، «وَ أَوْجَبَ عَلَيْنَا مِنْ حَقِّهِمْ مَا قَدْ وَجَبَ» انسان حق گردنش می‌‌آید تلخی دارد یا شیرینی دارد؟ آدم مدیون می‌‌شود تلخ است یا شیرین است؟ ظاهراً تلخ است.@ولی اینجا شما می‌‌گویی خدا را شکر که تو حق اولیائت را گردن ما گذاشتی، خیلی حرف است چه کسی می‌‌خواهد این را بفهمد و خدا را شکر بکند، و خوشحال باشد، بگوید خدایا تو را شکر می‌‌کنم که تو حق این اولیاء را گردن من گذاشتی «وَ أَوْجَبَ عَلَيْنَا مِنْ حَقِّهِمْ مَا قَدْ وَجَبَ» آنچه که واجب کردی.@خدا با این واجب کردن حق اولیاء با ما چکار کرده؟ بار است، این بار باعث می‌‌شود شما روی صراطی که داری روی جهنم می‌‌روی تعادلت را قشنگ حفظ بکنی، دیدید آنهایی که روی طناب راه می‌‌روند با خودشان یک وزنه می‌‌برند که تعادلشان را حفظ کنند، این وجوب، واجب‌‌ها، برای همین جشن تکلیف می‌‌گیرند، که خدا را شکر که برای من یک سلسله چیزهایی را واجب کردی که تعادل من را در دنیا حفظ می‌‌کند که من در جهنم نیفتم.@کسانی که از واجبات خدا بدشان می‌‌آید و می‌‌ترسند چون نمی‌‌فهمند چه کسانی هستند، مثلاً نماز نمی‌‌خوانند از نماز در می‌‌رود، چون متوجه نیست قیمتش چقدر است، نماز بار هست ولی مال بخش حیوانی بار است، بخش حیوانی خوشش نمی‌‌آید، ولی بخش انسانی از اینکه واجب با معشوقش باشد خوشش می‌‌آید.@تکلیف لذت‌‌بخش است، و سایر واجبات الهی، این باعث می‌‌شود تعادل تو در جهنم دنیا طوری حفظ بشود که تو آلوده نمی‌‌شوی اگر هم آلوده بشوی زود تو را پاک می‌‌کند، خیلی قشنگ این ریاضی طراحی شده، لذا فقط یک نفر می‌‌تواند، کسی که واقعاً خودش را می‌‌شناسد خدا را بر واجبات و محرماتش و دین خدا شکر می‌‌کند.@خدایا تشکر می‌‌کنم که برای من دین و قاعده و قانون گذاشتی، و برای بخش حیوانی من ممنوعیت و منع و بار گذاشتی که طغیان نکند من را به سمت جهنم بکشاند، و هر جا دلش خواست من را ببرد، ول و آزاد باشد.@ببینید سیاق چقدر قشنگ است، «وَ صَلَّى اللهُ عَلَى مُحَمَّدٍ الْمُنْتَجَبِ وَ عَلَى أَوْصِيَائِهِ الْحُجُبِ» بر وصیان او که در حجاب هستند، بیشترین کسی که الان در حجاب است خود امام زمان (علیه السّلام) است.@این دعا در واقع یک بحث انسان‌‌شناسی دقیقی را روشن می‌‌کند با غایت‌‌ها و آرمان‌‌ها و آرزوهای انسانی، در بخش مهندسی آرزوها این توضیح را دادیم که قیمت هر آدم را آرمان‌‌ها و آرزوهایش مشخص می‌‌کند، اینکه برای چی زنده هستی، و چه قیمتی داری، می‌‌خواهی کجا بروی، می‌‌خواهی از این عمر جوانیت چه استفاده‌‌ای بکنی، آخر کار می‌‌خواهی به کجا برسی.@«اللَّهُمَّ فَكَمَا أَشْهَدْتَنَا مَشْهَدَهُمْ» خدایا حالا که ما را تا اینجا آوردی، این بهانه است برای درخواست‌‌های بزرگ، یک بزرگی را شما پیدا نمی‌‌کنید که از او درخواست بکنید، یک موقع است این بزرگ شما را به خانه‌ خودش دعوت می‌‌کند، حالا که خانه‌‌اش رفتی می‌‌توانی از او درخواست بکنی، می‌‌گویی ما یک آبرویی داشتیم که ما را اینجا دعوت کرده.@«اللَّهُمَّ فَكَمَا أَشْهَدْتَنَا مَشْهَدَهُمْ» حالا که خدایا ما را شاهد مشهد اینها کردی به اینجا آوردی به حضور این اولیاء خودت آوردی، «فَأَنْجِزْ لَنَا مَوْعِدَهُمْ» برای ما عملی کن وعده‌‌ای که دادی، یعنی ما را به وعده‌‌گاه آنها برسان، وعده‌‌گاه‌ آنها معانی مختلف دارد.@یکی بهشت هست ما را به بهشت برسان، سیاق دعا بعدش همین را می‌‌رساند، یکی هم به ظهور ما را برسان، آن وعده ظهور برای ما تحقق پیدا بکند، حاکمیت خلفای الهی، بازگشت آنها به زمین، و اینکه زمین زیر نظر متخصص معصوم اداره بشود، میلیاردها انسان سرنوشتشان فقط به دست خلیفة‌‌الله و متخصص معصوم باشد نه کس دیگر.@«وَ أَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ غَيْرَ مُحَلَّئِينَ عَنْ وِرْدٍ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ وَ الْخُلْدِ» ببینید امام زمان چقدر ما را دوست دارد، می‌‌گوید هر وقت رفتید در حرم اینها را بخواهید.@

حضرت می‌‌گوید حالا از خدا این را بخواهید «أَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ» ما را به هر جایی که آنها را وارد می‌‌کنی ما را هم به همان جا وارد کن، همان مقام آنها ما را ببر، امام زمان به تک‌‌تک ما می‌‌گوید شما کمتر از مقام ما را از خدا نخواهید، این قیمت یک آدم است، این آن ارزشی هست که انسان برایش به دنیا آمده، «أَوْرِدْنَا مَوْرِدَهُمْ» ما را وارد کن.@«غَيْرَ مُحَلَّئِينَ عَنْ وِرْدٍ فِي دَارِ الْمُقَامَةِ وَ الْخُلْدِ» منعی هم صورت نگیرد از اینکه ما وارد بشویم به آن خانه پایداری و جاودانگی، آن خانه ابدی و بهشت مخلد، حضرت کجا می‌‌خواهد ما را ببرد، «دَارِ الْمُقَامَةِ وَ الْخُلْدِ» ابدیت یعنی انسان برسد به یک بهشت، آن هم کنار معشوق‌‌ها و خانواده اصلیش، ته هم ندارد.@یکی از نعمتهای بهشت که از خود بهشت بالاتر است جاودانگی آن است، ته ندارد، می‌‌گوید تو آنجایی که به معشوق‌‌هایت می‌‌رسی، آخر ندارد، عمر ما به اندازه عمر خداست، آخر ندارد، همینطوری دارد می‌‌رود، یک جایی تمام بشود.@ذهنتان را آزاد کنید برود یک میلیون سال، دو میلیون سال، ده میلیون سال، ده میلیارد سال برو، وقتی می‌‌گوییم میلیارد، میلیارد در مقابل بی‌‌نهایت صفر است، خدا این اعداد و ارقام را مخصوصاً در زمین می‌‌گذارد که تو بفهمی وقتی من می‌‌گویم جاودانگی یعنی چی، این زمین‌‌تان را الان خودتان حساب کردید، یک زمانی ما بچه بودیم می‌‌گفتند زمین چهار میلیارد سال است، الان می‌‌گویند 15 میلیارد سال است دارد زمین می‌‌چرخد.@حضرت آدم (علیه السّلام) 15 هزار سال است که روی زمین آمده، 15 میلیارد سال است این زمین دارد می‌‌چرخد، به حضرت علی (علیه السّلام) گفتند آقا قبل از آدم چه کسانی بودند؟ گفت آدم بود، قبل از آن چی؟ قبل از آن هم آدم بود، قبلش چی؟ گفت تا صبح هم بگویی می‌‌گویم آدم بوده، خدا 15 میلیارد سال است فقط این یک تکه نیست نخود و ارزن در فضا است.@خدا اینقدر خلق کرده در این نظام خلقتش یک ارزنش هم کره زمین وسط است، که این چند میلیارد آدم دارند در این یک ارزن زندگی می‌‌کنند، چه هیاهویی هم برای خودشان دارند، چه ماجرایی دارند، همینطوری دارد خدا می‌‌آید، می‌‌فرستد هر کدام در بهشتشان می‌‌روند، چه خدایی است که تو وقتی جلویش می‌‌ایستی می‌‌گویی (الله اکبر) یعنی نمی‌‌توانم وصفش کنم، نمی‌‌شود وصفش کرد.@«أَكْبَرُ مِنْ‏ أَنْ‏ يُوصَفَ‏» بزرگتر از آن است که بشود وصفش کرد با این الله ما سر و کار داریم، حالا می‌‌گوید 15 چیه، میلیارد میلیارد سال هم که بگذاری در مقابل عمر حقیقی تو صفر است، کاشکی ما با ادبیات انسانی آشنا بشویم، که معصوم دارد با ما حرف می‌‌زند قیمت‌‌هایمان را به ما می‌‌دهد.@اینطوری است که اگر کسی با ادبیات انسانی آشنا بشود وقت کارهای کوچک ندارد وقت خاله‌‌بازی‌‌های دنیا را اصلاً ندارد، وقت بچه‌‌بازی ندارد، وقت اینکه در این چیزهای کوچک و پایین گیر بکند و عمرش را تلف بکند اصلاً وقت این حرفها را ندارد، مسئله، مسئله ابدیت است.@وقتی مسئله ابدیت است از آن طرف یک خطر وجود دارد، اگر کسی بی‌‌دقتی بکند ابدیتش را از دست می‌‌دهد یعنی در عذاب بدبختی و نکبت می‌‌افتد، در حسرت می‌‌افتد این خیلی خطرناک است، بعد زندگی بکند، بی‌‌سلیقه زندگی بکند، بی‌‌توجه زندگی بکند خیلی خطرناک می‌‌شود.@می‌‌گوید حالا می‌‌خواهید با ما حرف بزنید اینطوری حرف بزنید «وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ» که بحث سلام را داریم در جامعه کبیره توضیح می‌‌دهیم که سلام یعنی چی می‌‌گوید «السَّلامُ عَلَیکمْ یا أَهْلَ بَیتِ النُّبُوَّةِ» سلام یعنی چی، «وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ» حداقلش این است که ما داریم تحیت و سلام می‌‌کنیم.@«إِنِّي قَصَدْتُكُمْ وَ اعْتَمَدْتُكُمْ بِمَسْأَلَتِي وَ حَاجَتِي» من قصد شما را کردم و اعتماد به شما کردم، تکیه به شما دارم در حاجتها و مسئلتم، آن حاجت من چیست؟ حاجتهای انسانی با حیوانی چقدر فرق می‌‌کند.@«وَ هِيَ فَكَاكُ رَقَبَتِي مِنَ النَّارِ» اول اینکه جهنم نروم، جهنمی که خیلیها در آن می‌‌افتند، «الدُّنْيَا بَحْرٌ عَمِيقٌ‏، وَ قَدْ غَرِقَ فِيهَا الاَکثَرون» دنیا یک دریای عمیقی هست که اکثر مردم در آن غرق هستند، در این جهنم، در این کثافت و آلودگی اکثر مردم گرفتار هستند.@می‌‌گوید آنجایی که همه می‌‌افتند من نمی‌‌خواهم بروم، جهنم جای من نیست، اولین حاجت من این هست شما در دعای عالیة المضامین هم بعد از زیارت امام رضا می‌‌گویید «وَ أَوَّلُ‏ حَاجَتِي‏ إِلَيْكَ‏ أَنْ تَغْفِرَ لِي» خدایا اولین حاجتم این هست که همه گذشته‌‌ام را پاک کنی، هیچی از گناهانم نگذاری، همه را ندید بگیر، من آمدم آشتی بکنم تو هم دیگر راجع به گذشته من با من حرف نزن، خدا هم می‌‌گوید باشد.@شما اگر بروی به خدا بگویی خدایا می‌‌خواهم شروع بکنم رفیق بشویم، بیخیال گذشته خدا هم می‌‌گوید بیخیال، این خدای ما است، آدم به این خدا می‌‌تواند اعتماد کند «نِعمَ المَولی، نِعمَ النَصیر» چه مولای خوبی، چه یار خوبی، خدا دوست خوب است.@اولی این هست که من جهنم نمی‌‌خواهم بروم بیخیال گذشته، «وَ الْمَقَرُّ مَعَكُمْ فِي دَارِ الْقَرَارِ مَعَ شِيعَتِكُمْ الْأَبْرَارِ» ماه رجب بروی حرم آدم یک دور قرارهاریش را در حرم بگذارد، این حرفها را آنجا بزند، مقر یعنی استقرار پیدا کنم با خود شما آن هم همراه با شیعیان خوب شما، «شِيعَتِكُمْ الْأَبْرَارِ» اینها آن قیمتی هست که یک کسی دارد.@حالا حضرت غوغا کرده، امام زمان اینجا یک پارتی راه انداخته، عجیب است تصویری که حضرت دارد می‌‌سازد، از کجا شروع کرد ما را به کجا رساند، که من با شما باشم، با بهترین دوستان و پیروان شما.@شما یک موقعی قرار است با یک استاد بی‌‌نظیری یک استادی که در علم یک باشد، این استاد در سطح دیپلم، لیسانس، ارشد، دکترا و فوقش شاگرد دارد، شما دوست دارید در کدام دسته از شاگردانش باشید؟ فوق، می‌‌گویید من با آنها بپرم همراه شما، این استاد با دیپلمه‌‌هایش هم می‌‌پرد، بالاخره قرار دارد، با بچه کوچک ابتدایی، آن قرار یک قرار دیگر است،«مَعَ شِيعَتِكُمْ الْأَبْرَارِ».@دیشب داشتم می‌‌گفتم در این داستان دارالسلام که شما ان‌‌شاءالله وقتی که لحظه تولدتان برسد یک استقبال بسیار باشکوهی از شما می‌‌شود، این استقبال باشکوه بسته به اینکه شما ساختار استقبال را در دنیا چطوری می‌‌چینید، یعنی سبک زندگی شما ساختار استقبال را تنظیم می‌‌‌‌کند، چه کسانی استقبال شما می‌‌آیند، حضرت زهرا می‌‌آید، پیامبر می‌‌آید، امیرالمؤمنین می‌‌آید، امام حسن و امام حسین می‌‌آیند، بقیه ائمه می‌‌آیند، نمی‌‌آیند، فرشته‌‌ها چه می‌‌خواهند.@الان در همین دعای ماه رجب دعا دارید، دعایی که هر روز وارد شده در ماه رجب، «تَوَلَّ أَنْتَ نَجَاتِی مِنْ مُسَاءَلَةِ الْبَرْزَخِ» خدایا خودت سؤال و جوابها را به عهده بگیر، مثلاً سر کلاس معلم آمده از شما امتحان بگیرد، به معلم بگویی خودت یک چیزی در این برگه ما بنویس، تو آمدی اینجا امتحان بدهی ما ببینیم تو چکاره‌‌ هستی.@می‌‌گوید «تَوَلَّ أَنْتَ» خدایا خودت این سؤال و جوابها را به عهده بگیر، «تَوَلَّ أَنْتَ نَجَاتِی مِنْ مُسَاءَلَةِ الْبَرْزَخِ» خودت نجات من را از این سؤالات به عهده بگیر، «وَ ادْرَأْ عَنِّی مُنْکَراً وَ نَکِیراً» خدایا از من منکر و نکیر را دور کن، اصلاً نمی‌‌خواهم آنها را ببینم، منکر و نکیری که می‌‌آیند عقاید هر کسی را زیر و رو می‌‌کنند، باطنش را در می‌‌آورند، سبک زندگیش را در دنیا آنجا بیرون می‌‌کشند، می‌‌گوید خدایا نمی‌‌خواهم ببینم.@«وَ أَرِ عَیْنِی مُبَشِّراً وَ بَشِیراً» به من مبشّر و بشیر را نشان بده، برای من تمامش مژده باشد، «وَ اجْعَلْ لِی إِلَى رِضْوَانِکَ وَ جِنَانِکَ مَصِیراً» به رضوان و جنانت با مصیر من، آن شدن من را آنطرفی قرار بده من آنطوری بشوم به بهشت برسم، تحول من اینطوری باشد به اینجا برسم.@این دعا را بخوانید هر روز رجب وارد شده، خیلی قشنگ است آدم 3 ـ 4 ـ 5 دقیقه وجود آدم را پاک می‌‌کند، یک شراب قدرتمندی است که آدم می‌‌خورد و واقعاً به نشاط می‌‌رسد، ماه رجب خیلی قوی است، که می‌‌گویند ماه خداست و رجب نام نهری است در بهشت این نهر همین الان جاری است، شما هر روز یک ربع، بیست دقیقه در این نهر بروید، ببینید وجود آدم بهشتی می‌‌شود یا نمی‌‌شود، ببینید وجود آدم توانا و قوی و نورانی می‌‌شود یا نمی‌‌شود.@شما وقتی که وارد می‌‌شوید آن نحوه پذیرایی از شماست، خود این نکیر و منکر (سلام الله علیهما) که می‌‌آیند، اینها وقتی می‌‌آیند می‌‌بینند یک نفر مشکل ندارد می‌‌گویند «نَوم نَومَةَ العَرُوس» بخواب مثل یک عروس، آنطرف هم فرمود «اَلمَوتُ عُرسُ المُؤمِن» چون می‌‌خواهد وارد بشود به معشوقش برسد، تزیینش می‌‌کنند، خوشکلش می‌‌کنند، می‌‌خواهد پیش معشوقش برود.@باور کنید بعضیها وقتی وارد برزخ می‌‌شوند اینقدر بهشتیان می‌‌آیند پاگشا که این تا سالها وقت نمی‌‌کند خانه‌‌شان برود، مؤمن وقت نمی‌‌کند در بهشت خودش برود، این وارد می‌‌‌‌شود همان شب اول امیرالمؤمنین می‌‌گوید امشب که مهمان ما هستی، حضرت زهرا می‌‌گوید پیش خودم بیا، آدم کجاها می‌‌تواند برود و با خودش چه جنایت‌‌هایی می‌‌کند.@انبیاء، صدیقین، شهدا، شما سالهای سال به خدا گفتی خدایا من می‌‌خواهم مسیر اینها را بروم، «اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقيمَ صِراطَ الَّذينَ أَنْعَمْتَ عَلَيْهِمْ غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ وَ لاَ الضَّالِّينَ» این چهار گروه فقط، انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین، در دنیا که با اینها زندگی کردی، سبک زندگیت که مثل اینها بوده، شبیه اینها زندگی کردی، با اینها زندگی کردی، براساس قوانین اینها، براساس ارزش‌‌های اینها زندگی کردی، بعدش هم که می‌‌روی آنها سراغت می‌‌آیند.@یک موقع هست حرفش را می‌‌زنی بعد با سبک زندگی دشمنشان زندگی می‌‌کنی، با سبک زندگی قاتلینشان، دشمنانشان، آنطوری زندگی می‌‌کنی، این واقعاً یک حقه‌‌بازی و نفاق است، انسان بگوید من می‌‌خواهم راه اینها را بروم و با اینها محشور بشوم، بعد یک طور سبک زندگیش مثل آنها نباشد، خیلی بد است این یک نفاق و دورویی بدی است، زشت است.@ولی یک موقع هست می‌‌گویی نه هست سبک زندگیت هم مثل اینها است، اینها سراغ تو می‌‌آیند، اینها می‌‌آیند شما را برمی‌‌دارند آنجا می‌‌برند، حالا الان عروس آمده، همه مؤمنین زن و مردشان آنجا عروس هستند، آنجا آمده، حالا پاگشا شروع می‌‌شود، یک کسی می‌‌بینی اصلاً وقت ندارد،.@خدا رحمت کند اخوی بنده را یک طلبه‌‌ای بود که به رحمت خدا رفت، خواهرم می‌‌گوید من یک موقعی خوابش را دیدم آمده بود به من سر بزند، به او گفتم مهدی بیا تو، گفت وقت ندارم الان مهمان امام عسکری هستیم می‌‌خواهم بروم خدمت ایشان، وقت ندارم.@یک رفیقی داشتم دو تا دوستم بودند، یک پدر شهیدی بود رفیقم بود، با پسرش رفیقم بود، یک برادر داشت که محمد بود شهید بود، سرباز بود، این حمید هم رفیق ما بود عملیات آخر جنگ بعد از قطعنامه که عراقی‌‌ها حمله کردند، رفته بودند برای دفاع، مرصاد نه، مرصاد غرب بود، این در جنوب بود، اسم هم نداشت آنها حمله کردند ما رفتیم دفاع بکنیم.@این حمید خیلی ناز بود، اول از این از اینجا که ما داشتیم می‌‌رفتیم همین میدان آزادی پیاده شد ماشین بنزین بزند، این حمید رفت پایین اتوبوس رفت بیرون و آمد، من با برادرم بودم، این از داخل ماشین شد، گفتم رضا قیافه حمید یک دفعه عوض شده، این چی شده.@گفتم نگاه کن این چقدر صورتش نورانی شده، این آمد نشست پیش ما و بعد رفتیم آنجا و آنجا هم حمله شد، این را یک جای پرتی انداختند که به جنگ ربطی نداشت، دیدم پس فردا آمد خیلی گریه و ناراحت گفت تو را خدا شما می‌‌توانی یک کاری کن من را شفاعت کن من را جلو بفرستند.@من به یکی از رفقایم گفتم چون این نیروی رزمی بود، خیلی قوی بود، بدنش فوق‌‌العاده قوی و ورزشکار بود، مربی ورزشی بود، گفتم این عشقش اینطوری هست که جلو بیاید الان هم که درگیری هست و نیرو کم داریم، گفتند باشد، پس فردا این شهید شد، جنگ تمام شد و آرام شد و ما برگشتیم تهران،.@رفتم خانه‌‌شان من به پدرش سر بزنم پدرش گفت آقای شجاعی بیا یک چیزی به شما نشان بدهم، گفت نگاه کن حمید چکار کرده، رفتم دیدم زیر تختش خودش اعلامیه‌‌اش را خودش چاپ کرده بود گذاشته بود، خطاط بود پارچه‌‌های شهادت خودش را هم نوشته بود.@پدرش می‌‌گفت وقتی محمد شهید شد یعنی برادر اولی، آمد با موتور خودش را رساند گفت بابا یک قبر همین کنار محمد بگیر بعداً گرفتار می‌‌شوید یک قبر هم همین جا بگیر، گفتم برو فلان فلان شده، خدا رحمتش کند خیلی باصفا بود همین چند ماه پیش به رحمت خدا رفت، این مرد خودش هم رزمنده بزرگی بود، بعداً که حمید شهید شد حمید را یک جای دیگر دفن کرده بودند، محمد را یک جای دیگر، الان مادرش سر یک قبر می‌‌رود ما سر یک قبر دیگر.@این پدر شهید بعداً آمد در مؤسسه پیش ما چند سال کار کرد، تا دیگر از کار افتاد و دیگر نتوانست بیاید، گفت رفتیم سر قبر این بچه‌‌ها آمدند به خوابمان می‌‌گوید بابا تو را خدا شب جمعه می‌‌آیید زود بروید ما از مجلس امام حسین می‌‌افتیم چون مجبور هستیم به احترام شما پیش شما باشیم، تا شما سر قبر هستید ما باید آنجا حضور داشته باشیم از آنطرف از مهمانی امام حسین می‌‌افتیم، با مامان آمدید زود مامان را بردار ببر ما برویم به مراسممان برسیم.@اینطوری است یک کسی که به برزخ می‌‌رود داستان مهمانی‌‌ها و جلسات علمی و کلاس‌‌ها و حوزه‌‌ها و دانشگاه‌‌ها شروع می‌‌شود، مسیرهای زیادی باید طی بکند، چون می‌‌خواهد به مقام محمود برسد، می‌‌خواهد تا مثل اعلی بشود، باید کلی علم یاد بگیرد، کلی دانش یاد بگیرد، آنجا خیلی پیشرفت دارد، بی‌‌نهایت باشکوه‌‌تر، پیچیده‌‌تر، پیشرفته‌‌تر، و با تشریفاتی بی‌‌نهایت بیشتر از تشریفات آنجا، تشریفاتش خیلی زیاد است کسی که می‌‌خواهد وارد آنجا بشود.@دیشب گفتم من شهید می‌‌شناسم از وقتی زمان جنگ شهید شده هنوز نتوانسته در بهشت خودش برود، من از وقتی شهید شدم مدام باید با فرشته‌‌ها اینطرف و آنطرف می‌‌رویم من را رها نکردند که بروم یک سر به خانه خودم بزنم، این داستان یکسره اینطوری است.@«وَ الْمَقَرُّ مَعَكُمْ فِي دَارِ الْقَرَارِ مَعَ شِيعَتِكُمْ الْأَبْرَارِ» اینها حرف و قصه است یا راست است؟ شما با امام اینطوری حرف بزن، اینطوری بگو، رفتی مشهدشان می‌‌خواهی حرف بزنی «وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ‏ بِما صَبَرْتُمْ فَنِعْمَ عُقْبَى الدَّارِ» همه آن مقامات از طریق صبر به دست می‌‌‌‌آید@صبر بر طاعت، یعنی نگویی حالش را ندارم، حوصله‌‌اش را ندارم، خوشم نمی‌‌آید، صبر معصیت، صبر مصیبت، تحمل داشته باشی که اینها را انجام بدهی، هر چه می‌‌خواهی از این صبر به دست می‌‌آید؛ «أَنَا سَائِلُكُمْ وَ آمِلُكُمْ فِيمَا إِلَيْكُمْ التَّفْوِيضُ» من درخواست‌‌کننده شما هستم، و به شما امیدوار هستم، در آن چیزی که خدا به شما تفویض کرده، به شما سپرده.@«وَ عَلَيْكُمُ التَّعْوِيضُ» عوضش هم خدا به شما داده، شما الان امام رضا می‌‌روی یک بدن فلج می‌‌بری، امام رضا عوضش می‌‌کند یک بدن سالم می‌‌دهد، یک چشم نابینا می‌‌بری، یک چشم بینا می‌‌دهد، و تعویض‌‌های قشنگ، انسان گاهی اوقات یک بخت بدی برای خودش رقم می‌‌زند و امام می‌‌آید عوضش می‌‌کند، گاهی وقتها انسان تصمیمات غلطی در زندگیش می‌‌گیرد، امام آن تصمیمات را درستش می‌‌کند.@ تعویض یعنی آدم در یک حال و هوای سبک زندگی وحشتناک و غلطی می‌‌افتد بعد یک جایی که اصلاً فکرش را نمی‌‌کند، عوض می‌‌شود، یک مهندسی تعریف می‌‌کرد، می‌‌گفت من پدرم از بچگی مشروب به ما می‌‌خوراند، می‌‌گفت ما در این حال و هوای بی‌‌نمازی و بی‌‌تقوایی و مشروب خوردن پدرمان بزرگ شدیم، پدرمان مُرد و ما هم همان روش زندگی پدرمان را داشتیم.@گفت ما چون مهندس بودیم یک طرح توسعه حرم امام حسین به شرکت ما خورده بود، ما هم کربلا رفتیم، گفت من مدتها آنجا بودم چون اعتقاد نداشتم زیارت هم نمی‌‌رفتم، می‌‌گفت یک شب خواب به سرم زد، در کوچه‌‌های کربلا رفته برودم قهوه بخورم، می‌‌گشتم گفت خودم نفهمیدم چطوری شد یک لحظه دیدم جلوی ضریح ایستادم، نفهمیدم چه موقع جلوی ضریح آمدم، تعویض این است.@می‌‌گفت رفتم کنار ضریح و همینطوری نگاه می‌‌کردم، گفت اعتقادی هم نداشتم همان موقع هم که نشستم فقط مردم را نگاه می‌‌کردم که چکار می‌‌کنند، گفت همین که سرم را به دیوار زدم خوابم برد، پدرم سراغم آمد.@گفت فلان فلان شده بلند بشو، دو سال است نقشه کشیدیم تو را اینجا بکشیم که تو اینجا به امام حسین التماس بکنی مشکلات من آنطرف برطرف بشود، من آنجا بدبخت شدم، بلند بشو به امام حسین التماس کن امام حسین شفاعت من را بکند، دو سال است ما منتظر هستیم که تو پایت به حرم باز بشود.@نقشه را نگاه کنید، کسی که لیاقت داشته باشد داستانش اینطوری است، بالاخره ته قضیه یک چیزی هست نصیب هر کسی هم نمی‌‌شود، می‌‌گفت بلند شدم و یک تکانی خوردم، گریه و التماس به امام حسین، حالا خودش می‌گفت من الان دیگر زندگیم کلاً تغییر کرده، تمام حرامهایی، آثاری که از خوردن آن مشروبها و گوشت‌‌های حرام، لقمه‌‌های حرام هر چه بود از زندگیم بیرون کردم.@سال خمسیم را برقرار کردم، خمسم را پرداخت کردم، خودم را تطهیر کردم، تعویض اینطوری می‌‌شود، یک دفعه خدا چکار می‌‌کند، تعویض چه اتفاقی می‌‌افتد.@شما ادواردو آنیلی را نگاه کنید، پدرش فیات را دارد، یونتوس را دارد، او را دست ادواردو می‌‌دهد می‌‌گوید تو شیعه می‌‌شوی، می‌‌دانید که رفته بود دانشگاه درس خوانده بود، رشته ادیان، به ادیان علاقمند می‌‌شود، ادیان را مطالعه می‌‌کند، به شیعه می‌‌رسد، شیعه را مطالعه می‌‌کند، و شیعه می‌‌شود، کسی بود که آمد ایران امام پیشانی‌‌اش را بوسید.@ادواردو آنیلی پدرش می‌‌گوید تمام ثروت افسانه‌‌ایش باشگاه یونتوس، و شرکت فیات، می‌‌گوید از این عقیده‌‌ات دست بردار، می‌‌گوید نه آخر هم او را در ایتالیا می‌‌کشند و شهیدش می‌‌کنند، تعویض یعنی این، تعویض بروید ببینید این هنرپیشه‌‌های مصری و آمریکایی چطوری شیعه و مسلمان شدند، هنرپیشه‌‌های اروپایی ببینید چطوری شیعه و مسلمان شدند، این تعویض است، یک دفعه اتفاقات عجیب می‌‌افتد.@تعویض یعنی یک کسی که سالها انقلابی بوده و شکنجه دیده و زندان رفته و آخرش هم با یک مرگ بد در دامن آمریکا و اسرائیل در بیاید این خیلی خطرناک است، آدم سرنوشت خودش را خدا نکند اینطوری عوض بکند، آدم با خودش چکار می‌‌کند که یک دفعه اینطوری می‌‌شود، 30 ـ 40 سال حوزه درس بخواند بعد عوضی بمیرد چطوری می‌‌شود پناه بر خدا.@«فَبِكُمْ يُجْبَرُ الْمَهِيضُ» دلهای شکسته با شما جبران می‌‌شود، تمام دلشکستگی‌‌ها را شما جبران می‌‌کنید، «وَ يُشْفَى الْمَرِيضُ» مریضها با شما شفا پیدا می‌‌کنند، «وَ مَا تَزْدَادُ الْأَرْحَامُ وَ مَا تَغِيضُ» کم و زیادی رحم‌‌‌ها با شما است بچه بزاید، نزاید، چند تا کم، زیاد.@«إِنِّي بِسِرِّكُمْ مُؤْمِنٌ وَ لِقَوْلِكُمْ مُسَلِّمٌ» من به سرّ شما و حقیقت شما ایمان دارم، حرفهای شما را تسلیم هستم، «وَ عَلَى اللهِ بِكُمْ مُقْسِمٌ» خدا را به شما قسم می‌‌دهم، «فِي‏ رَجْعِي بِحَوَائِجِي وَ قَضَائِهَا وَ إِمْضَائِهَا وَ إِنْجَاحِهَا وَ إِبْرَاجِهَا» وقتی می‌‌خواهم برگردم از این حرم بیرون بروم تمام حوائجم را خدا به من داده باشد.@«وَ بِشُئُونِي لَدَيْكُمْ وَ صَلَاحِهَا وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ سَلَامَ مُوَدِّعٍ» من دارم با شما خداحافظی می‌‌کنم، سلام با خداحافظ در عربی یکی است، موقع خداحافظی سلام می‌‌کنند، اول سلام آخرش هم سلام، ما در فارسی می‌‌گوییم سلام، آخرش هم باز سلامتی می‌‌خواهیم، می‌‌گوییم خدا حافظ شما، خداحافظ یعنی همان سلام.@«يَسْأَلُ اللهَ إِلَيْكُمْ الْمَرْجِعَ» از خدا می‌‌خواهم من پیش شما برگردم، این لیاقت ما است، جای دیگر برگردیم اصلاً خوب نیست، غیر از خانواده آسمانی‌‌مان هر جا بگردیم اصلاً خوب نیست، «يَسْأَلُ اللهَ إِلَيْكُمْ الْمَرْجِعَ» من می‌‌خواهم پیش شما برگردم، این خودش یک داستان است که می‌‌خواهی برگردی.@اگر می‌‌خواهی برگردی سبک زندگیت را باید با برگشت تنظیم کنی که برگردی، مثل این است که من الان بگویم می‌‌خواهم برگردم حضرت معصومه بعد بیفتم جاده شمال به حضرت معصومه نمی‌‌رسم؛ «وَ سَعْيُهُ إِلَيْكُمْ غَيْرُ مُنْقَطِعٍ» این مأموریت جامعه پزشکی مهدوی، تلاش او به سوی شما قطع نشود.@من از خدا می‌‌خواهم تلاش‌‌هایم برای رسیدن به شما قطع نشود، سست نشوم، کُند نشوم، منقطع نشوم، نبرم در یک مسیر دیگری بیفتم این خیلی خطرناک است، این آفت در خیلیها هست، خیلیها یک مسیری را خوب می‌‌آیند یک دفعه آن را ول می‌‌کنند.@یک هوسی، یک شهوتی، یک معشوقی پیدا می‌‌شود، یک انتخاب رشته‌‌ای، یک دکترایی، یک خارج از کشوری، یک ازدواج نامبارکی، یک دفعه می‌‌بینی قطع می‌‌شود انسان از خانواده آسمانیش می‌‌افتد، خدا نکند ما به یک حاجتی از حاجت‌‌های دنیایی برسیم که از خانواده آسمانی‌‌مان ببریم، خیلی بد است.@«وَ سَعْيُهُ إِلَيْكُمْ غَيْرُ مُنْقَطِعٍ» تلاش او به سوی شما قطع نشود، امام زمان اینجا چکار کرده، می‌‌گوید حالا بگویید «وَ خَيْرِ مَصِيرٍ وَ مَحَلٍّ فِي النَّعِيمِ الْأَزَلِ» بهترین شدن، مصیر، صیرورت، صورت به صورت شدن، حالت جنین از حالت نطفگی تا بچه را صیرورت می‌‌گویند، یعنی صورت به صورت شدن، دائم دارد صورت عوض می‌‌کند، شدن، و گردیدن.@«خَيْرِ مَصِيرٍ» بهترین شدن، «وَ مَحَلٍّ فِي النَّعِيمِ الْأَزَلِ» امام زمان می‌‌گوید این را بخواهید در نعیم ازلی با ما باشید، نعیم ازل یعنی چی، ما چه می‌‌فهمیم نعیم ازل یعنی چی، فقط پیغمبر می‌‌گوید همین که مؤمن چشمش به بهشت می‌‌خورد جا در جا به او سکته دست می‌‌دهد، اگر فرشته‌‌ها نرسند میمیرد.@چون مرگ نیست، می‌‌گوید فرشته‌‌ها نمی‌‌گذارند بمیرد، و الا دیدن بهشت، همان جلوی درش، همین که در را باز می‌‌کنند می‌‌بیند، جا در جا میمیرد، نمی‌‌‌‌تواند نگاه کند، وقتی می‌‌خواهد مؤمن نگاه بکند کم می‌‌آورد، ما چه می‌‌دانیم نعیم ازلی یعنی چی.@«وَ الْعَيْشِ الْمُقْتَبَلِ‏» عیش مقتبل، یک عیش و یک زندگی پسندیده، «وَ دَوَامِ الْأَكْلِ وَ شُرْبِ الرَّحِيقِ» همیشه خوردن، (دوام أکل) یعنی خوراکی‌‌های بهشتی که تو دائم آنها را بخوری، «وَ شُرْبِ الرَّحِيقِ وَ السَّلْسَلِ» رحیق و سلسل دو نوع شراب هستند در بهشت با خواص و کارکردهای مختلف خودشان، ما چه موقع می‌‌خواهیم شراب‌‌شناسی بکنیم اینها چه چیزهایی هستند، چه آثاری در ما دارند، چکار می‌‌کنند، کجا می‌‌شود آنها را گیر آورد.@«وَ عَلٍّ وَ نَهَلٍ» شیرین و گوارا، «لَا سَأَمَ مِنْهُ وَ لَا مَلَلَ» که ناگواری و ملالی بعدش نیست، یعنی این شراب با شراب‌‌های دنیا فرق دارد، این شراب، شرابی است که وقتی می‌‌خوری فقط شوریدگی و عشقت را زیاد می‌‌کند، لذتت را زیاد می‌‌کند.@«وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ وَ تَحِيَّاتُهُ حَتَّى الْعَوْدِ إِلَى حَضْرَتِكُمْ» امام زمان چقدر دوست دارد، تا اینکه هنگام بازگشتن به حضرت شما من برگردم خدمت شما برسم، «وَ الْفَوْزِ فِي كَرَّتِكُمْ» رستگاری در رجعت، چون ائمه برمی‌‌گردند، دعای عهد را بخوانید خیلی مهم است، خدا رحمت کند امام را به عروسش سفارش می‌‌کرد می‌‌گفت اگر شما هر روز دعای عهد را بخوانید در سرنوشتتان تأثیر دارد.@حالا دعای عهد هم حداقل آن دعایی که ما در اردو یاد دادیم سلام صبحگاهی که شبیه عهد است با محتوای عهد، شما می‌‌گویید اگر من مرده بودم تو ظهور کردی از آنجا برگردم، لذا افرادی که اینقدر عاشق امام زمان هستند وقتی در بهشت هم هستند به آنها می‌‌گویند مولایتان آمده می‌‌خواهید بروید یا نه؟ بله دوست داریم برویم.@چون برگشت، برگشت از عالم فعلیت به عالم قوه می‌‌روید، یعنی عالمی که استعداد در آن هست، پس وقتی برمی‌‌گردی شما استکمال پیدا می‌‌کنید، آنجا ثابت است،ولی اینجا شما استکمال دارید، «وَ الْفَوْزِ» رستگاری در بازگشت شما، «وَ الْحَشْرِ فِي زُمْرَتِكُمْ» من محشور بشوم در گروه شما، «وَ السَّلَامُ عَلَيْكُمْ وَ رَحْمَةُ اللهِ وَ بَرَكَاتُهُ».@ببینید ائمه روی ما چطوری حساب کردند، ما را چطوری نگاه می‌‌کنند، ما چقدر بی‌‌سلیقه هستیم، این همه حرف و بخور و بنوش و بهشت و آنجا امام زمان چکار کرده، یعنی فکر کن آن اندیشه‌‌ای که نشسته این دعا را برای فرزندانش تدوین کرده چه اندیشه‌‌ای است، چون امام زمان نشسته این را برای شما طراحی کرده، به صورت ریاضی، رفتید در حرم اینطوری حرف بزن.@حالا این یکیش است من کوچکتر را برای شما معنا کردم، آن دعا که یک ذره آنطرف‌‌تر است «بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ‏ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي‏ جَمِيعِ‏ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِكَ» آن غوغاست، یک مقدار در ماه رجب جزوه ماه رجب را بخوانید.@یک کار قشنگی هست از جناب آقای طاهرزاده، کتاب کوچکی هست هدیه بگیرید برای هر کس که دوستش دارید این کتاب را به او هدیه بدهید نام کتاب: ماه یگانه شدن با خدا، این ده، پانزده روز را واقعاً خوب استفاده کنید، این کتاب دعا نیست، این یک بحث معرفتی دارد، که رجب چیست و با آن می‌‌خواهید چکار بکنید.@این را صبح‌‌ها، عصرها، شب‌‌ها حتی اگر نمی‌‌رسید، یک نیم ساعت در این بهشت بچرخید، یک ربع، نیم ساعت فارسی بخوانید، عربی نمی‌‌خواهد بخوانید، این را حتماً کار بکنید، و در اعمال ماه رجب چیزهای خیلی قشنگی است برای خودتان انتخاب بکنید، یک فهرست لذت‌‌بخش برای خودتان در بیاورید و یک خلوت‌‌ها و سکون‌‌های خوبی را برای خودتان تدارک ببینید.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: خدا رحمت کند اموات شما را، اخوی ما طلبه بود آمده بود در خواب خواهرم گفت که بگویید هر چه به ما در این کلاسها یاد داد در چند ثانیه همه را به ما دادند، در چند ثانیه ما شدیم، چون مسیر شما تا بینهایت می‌‌رود، ما آنجا بدن داریم، ما یک بدن برزخی داریم که آن هم از یک استعدادی برخوردار است، اما شدنش بینهایت است، خیلی فرق دارد، مثل عالم اینجا نیست.@چون آنجا عالمی هست که شما تکلیف ندارید، تکلیف، عبادت اینجا در شدن انسان فوق‌‌العاده است، یک کسی که باید نماز بخواند، حجاب را رعایت بکند، روزه بگیرد، خودش را کنترل بکند، اینها تمامش انفجارات نورانی در آدم ایجاد می‌‌کند.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: الان شما ما و امام زمان، مراقبات ماه مبارک، مباحث معنوی، استغفار، صلوات اینها برای ماه مبارکتان خیلی خوب است، کانال فقط یک تر کردن لبتان است، بخور باشید خوب بخورید، وقت بگذارید برنامه بگیرید، با برنامه جلو بروید.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: ما چون اینجا فعلیت داریم، انسان تا در مقام فعلیت قرار نگیرد، انسان باید در زمین بیاید، مثل دانه است، دانه‌‌ای که شما در زمین می‌‌گذارید، تا در خاک نرود، شما یک میلیون سال کف دستت بگیر هیچ اتفاقی نمی‌‌افتد، تا در رحم آن را نبری، در تاریکی، در ظلمت، در فشار استعدادهایش شکوفا نمی‌‌شود.@اسپرم و تخمک هم همینطوری هست تا در شرائط رحمی آن را نبری بچه نمی‌‌شود، یعنی آن استعداد بینهایت، انسان تا به دنیا نیاید یعنی آن روح تا به دنیا نیاید و به این بدن تعلق نگیرد، استعداد برای خلیفة‌‌الله شدن پیدا نمی‌‌کند، چون باید جریانهای متضاد را طی بکند، باید با این چهار تا قوایش درگیر بشود، تا به این چهار تا قوا درگیر نشود رشد نمی‌‌تواند بالا بیاید.@دنیا این ارزش را دارد که یک ساعتش معادل میلیونها سال آخرت ارزش دارد، چرا؟ چون شما در آخرت اصلاً تکلیف نداری، تکلیف و سختی آنجا ندارید، عبادت ندارید، تکلیف ندارید، سختی ندارید، شدن ندارید، اگر هم افزایشی هست، این افزایش براساس کاشته‌‌های شماست، مثل باقیات‌‌الصالحات، اعمالتان، مسیری که ترتیب دادید، سیر طبیعی خودش را آنجا می‌‌کند.@یعنی شما اینجا از نظر سطح قرب و معرفت به هر درجه‌‌ای که برسید موقع مردن کلاس‌‌بندی می‌‌شوید، مثل چنین‌‌ها، جنین‌‌ها وقتی به این دنیا می‌‌آیند کلاس‌‌بندی می‌‌کنند، آنهایی که سالم هستند که خانه مادرشان می‌‌روند راحت هستند، سالم قوی استعدادشان بیشتر است جای دیگر برایشان طراحی می‌‌کنند، در نخبگان و تیزهوشان چند سال بعد برایشان طراحی‌‌های دیگر می‌‌کنند، آنهایی که عقب‌‌افتاده هستند، در کلاس عقب‌‌‌‌افتاده‌‌ها می‌‌برند، منگول‌‌ها و عقب‌‌افتاده‌‌ها و ضعیف‌‌ها.@انسان موقع تولد هر جا که می‌‌رود، موقع مرگ که وفات است می‌‌آیند او را می‌‌برند، هر کاری در دنیا با خودش کرده کلاس‌‌بندی می‌‌شود، اگر نیاز به جهنم داشته باشد او را جهنم می‌‌برند برای پاک شدنش، چون جهنم بیمارستان بهشت است، یعنی آنجا شما را در جهنم می‌‌برند، تراش می‌‌دهند، یعنی هر چه عیب، زشتی، بدی، باطل اضافه کردی همه را از آدم می‌‌برند.@عذاب جهنم یعنی برش، بعضیها به یکسال، بعضیها به دو سال، بعضیها به صد سال، بعضیها به هزار سال جهنم نیاز دارند چون با خودشان آلودگی بردند، گناه، آلودگی، خرافات، عقاید باطل، کار می‌‌برد.@یک موقع هست یک کسی یک طوری طراحی کرده، اصلاً نکیر و منکر را هم نمی‌‌بیند، نه تنها تراش لازم ندارد، سؤال هم لازم نیست از او بکنند، این از اینجا یکسره به بهشت می‌‌رود، آنجا کلاس‌‌بندی می‌‌شود، چون مقصد خداست، می‌‌خواهد مَثَل اعلی بشود، بنابراین این براساس میزان استعداد، قرب، علوم و معارفی که کسب کرده آنطرف کلاس‌‌بندی می‌‌شود، کلاس‌‌هایش ادامه پیدا می‌‌‌‌کند.@این که می‌‌گویند یک کسی در بهشت ریاضیات می‌‌خواهد یاد بگیرد، چون ریاضیات علم عقلانی است، فرمولهای عالم است، یک کسی می‌‌خواهد یاد بگیرد، خدا به او یاد می‌‌دهد، شیمی یک علم حقیقی است، ترکیب این چیزها، می‌‌خواهد تمام رشته‌‌ها را بلد باشد.@می‌‌خواهد سر کلاس‌‌هایش برود، می‌‌خواهد شبیه خدا باشد، می‌‌خواهد مجهول نداشته باشد، در هیچ رشته‌‌ای می‌‌خواهد مجهول نداشته باشد، در پزشکی، علاقه دارد، می‌‌خواهد تمام علوم را یاد بگیرد، کلاس‌‌بندی می‌‌شود، در مسیر برزخیش یاد می‌‌دهند، برزخ همین است که شما در خواب می‌‌بینید.@چطور آدم در خواب خیلی چیزها یک دفعه به او می‌‌دهند در چند ثانیه چون سرعت برزخی دارد، ولی همه اینها با پایه کجاست؟ پایه زحمات دنیایی شماست، هر چقدر اینجا پایه‌‌ها را خوب چیده باشی، برداشتت هم آنجا بالاتر است، بنابراین اینجا جایی هست که شما استعداد دارید، اشتداد پیدا می‌‌کنید.@آنجا هم رشد هست اما اینجا یکسالش معادل چند میلیون سال آنجا شما ارتقاء دارید، یعنی برای خودت ذخیره جمع می‌‌کنی، مثل یک قوه است، مثل یک سی‌‌دی است، مثل یک فلش است که فشرده است آنجا می‌‌بری در کامیپوتر برزخ می‌‌گذاری برایت باز می‌‌کند، حالا این پرینت می‌‌گیرد، و باز می‌‌کند، مگر به این راحتی تمام می‌‌شود، همینطوری باز می‌‌شود، می‌‌رود تا قیامت، قیامت هم می‌‌رود تا بهشت و بهشت هم ادامه دارد، چون ذخیره کرده.@برای همین شما در ماه رجب می‌‌گوید یک شب را که بیدار هستی، در بعضی از شبها، می‌‌گوید چند صد سال را در نفس شما ذخیره می‌‌کند، نه چند سال آخرتی، چند سال دنیایی، یک دفعه موقع مردن می‌‌نویسند عمر این آدم 60 سال معمولی بوده، بعد سه تا ماه رجب هم استفاده کردی ، سه تا 900 سال 2700 سال می‌‌شود، می‌‌گویند 2762 زندگی کردی، 2762 سال از عمر دنیا را در برزخ و قیامت ببرند چکار می‌‌کند انفجارش خیلی زیاد است.@مثل فلش دو گیگ ما مثلاً 32 گیگ با چه ظرفیتی می‌‌خواهد وارد بشود اینطوری می‌‌شود برای همین هم ما بحث رحم‌‌های زمانی و مکانی را مطرح کردیم، در بحث رحم‌‌های زمانی و مکانی، شما در دنیا می‌‌رود رحم‌‌های زمانی و مکانی و رحم‌‌های شخصیتی را انتخاب می‌‌کنی، تا می‌‌روی در رحم آنها قرار می‌‌گیری، رحم کارش چیست؟ پرورش استعداد، یک جنین را می‌‌گیرد، یک دفعه در یک زمان کوتاهی او را انسان می‌‌کند.@مکان‌‌ها، زمان‌‌ها، و اساتید، شخصیت‌‌ها با انسانها این کار را می‌‌کنند، یعنی یک دفعه یک استعداد را برمی‌‌دارند یک دفعه به او رشد سریع می‌‌دهند، شخص یک دفعه می‌‌بینی صد سال، دویست سال، ده هزار سال جلو می‌‌افتد، بالا می‌‌رود.@مثلاً رحم مکانی امام رضا خیلی قدرتمند است، تا رحم زمانی حضرت عبدالعظیم، حضرت عبدالعظیم هم خیلی قدرتمند است چون فرمود: «مَن زارَ عَبدالعَظیمِ الحَسَنی (ع) بِرِی کَمَن زارَ الحُسَین (ع) بِکَربَلا» رحم‌‌ها را باید انسان برای خودش انتخاب بکند، رحم‌‌های زمانی، مکانی و رحم‌‌های شخصیتی هست.@شما مثلاً انس می‌‌گیری با رحم شخصیتی حضرت عبدالعظیم، با رحم شخصیتی حضرت معصومه، که فوق‌‌العاده قوی است، با رحم شخصیتی امامزاده صالح، اینها رحم‌‌های شخصیتی هستند، وقتی در این رحم می‌‌روی این رحم استعدادهایت را کاملاً باز می‌‌کند و تو را رشد می‌‌دهد.@درست است دنیا خودش یک رحم است، مثلاً شما ماه رمضان را داری یک شبش «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» یک شبش اینقدر قدرتمند است بالای هزار ماه دنیایی استعداد در نفس تو می‌‌ریزد، این را برداری در برزخ ببری خیلی حرف است، دو رکعت نماز شب قدر با دو رکعت نماز غیر شب قدر که یکی نیست، شما در رحم شب قدر داری این را انجام می‌‌دهی، اینها خیلی با هم متفاوت است.@این سبک زندگی می‌‌خواهد، این برنامه‌‌ریزی لازم دارد برای شدن، تا وقتی انسان تصمیم نگیرد و عمرش را همینطوری بگذارند، بعداً به حسرت‌‌های خیلی طولانی می‌‌رسد، که چرا این فعالیت‌‌های بخش پایینی من مزاحم شد و نگذاشت من واقعاً یک سبک زندگی خوب را برای خودم طراحی بکنم، بد است آدم اینطوری بمیرد.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: خود اردو رحم زمانی است، ما امسال رجب.@