جلسه 020 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
20
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1395
ماه
10
روز
10
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - جامعه پزشکی مهدوی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@

یاد ایام از ضروریات زندگی یک انسان هست، انسان در ابعاد غیر انسانی خودش یاد ایام را دارد، مثلاً تاریخ‌هایی را در زندگیش ثبت می‌کند، و بزرگداشت دارد نسبت به آن تاریخ‌ها، مثلاً تاریخی که صاحبخانه شده، یا تاریخی که یک اتفاق گیاهی برایش افتاده مثلاً فرزندش به دنیا آمده، بخصوص اگر مدتها بچه‌دار نمی‌شد، یا شفا گرفته.@یا تاریخ ازدواجش را بزرگداشت دارد، هر سال زن و شوهر سالگرد ازدواجشان، یا تاریخ تولد خودش یا تولد فرزندانش را جشن می‌گیرند، وقتی، هزینه‌ای، بزرگداشتی، ذهنی می‌گذارند، گاهی وقتها برای جشن تولد می‌بینید که یک روز، دو روز، سه روز، فضای ذهنی کل خانواده عوض می‌شود، متحول هزینه‌‌هایی می‌شود، تا این جشن تولد تمام بشود.@هیچ کس هم از اینکه این همه وقت و عمری که معادلهای آخرتی و ابدی دارد صرف کرده ناراحت نیست، که مثلاً این مقدار وقت من که هر کدامش می‌تواند میلیونها سال آخرت را بسازد خیلی گران است، بیشتر از هزینه من صرف یک امر وهمی نه حقیقی، یک امر وهمی به نام جشن تولد شده.@یا موارد مختلف، بزرگداشت‌‌های وهمی ما داریم، بزرگداشت‌هایی که در یک کشور اتفاق می‌افتد، یا در تاریخ یک کشور یا یک گروه، یک قوم و قبیله و عشیره اتفاق می‌افتد، برایشان این ایام بزرگداشت می‌شود، و برایش بودجه و انرژی و هزینه‌های زیادی صرف می‌شود.@یا یک امر طبیعی است، مربوط به بخش حیوانی انسان مثل نوروز، ما برای نوروز چقدر هزینه می‌کنیم، چقدر وقت می‌گذاریم، چقدر ذهن می‌گذاریم، چقدر تشریفات داریم، سفره بچین، هفت‌سین را درست کن، داستانهای مربوط به جنبه طبیعی زندگی ما است.@در بخش انسانی هم انسان ایامی دارد که فوق‌العاده مهم است، یعنی تاریخ و تقویم و ساعتش با فطرت انسان تنظیم شده، نه با طبیعت انسان، هر چند آن موقع که یک امری فطری هست، و انسان به آن پاسخ مثبت می‌دهد، طبیعت انسان هم آرامتر است، یعنی بهتر جواب می‌گیرد، این تاریخ‌های فطری زمانهای فطری را از آن قرآن به ایام الله تعبیر می‌کند، یعنی روزهای خدا.@روزهای خدا روزهایی هست که خدا در آن روزها برای انسان جلوه‌های ویژه می‌کند، حالا یا این جلوه به قهر و ترس و غلبه است، مثل روزی که طوفان نوح شده، ولی محور این اتفاق انسان است، گاهی وقتها نه به لطف است، مهربانی است، مثل بعثت، تولد پیغمبر، تولد ائمه.@ولایت امام زمان و امامتش از ایام بزرگ الهی است که باید واقعاً جشن گرفته بشود، چون آخرین وصی پیغمبر دوران امامتش شروع می‌شود، و این امامت بر خلاف ائمه دیگر یک امامت کوتاه‌مدت نیست، بلکه امامت بلندمدت هست، که تکلیف تاریخ و بشریت را روی زمین مشخص می‌کند.@و این امامت و ولایت به هدف خلقت انسان یک جهت خاص می‌دهد، میلیاردها انسان با این امامت و ولایت و نتیجه‌ای که از آن خارج می‌شود، به هدف خلقتشان نائل می‌شوند، و به عنوان یک انسان می‌توانند به حیات انسانی راه پیدا کنند، حیات طیبه و به عنوان یک انسان به برزخ و ملکوت متولد بشوند.@این یاد برای ما از اهمیت ویژه‌ای برخوردار هست، ما کدورتهایی که بین یک بچه با خواهر و برادرانش، با پدر و مادرش در خانه به وجود می‌آید در سالگرد تولد این بچه همه ذوب می‌شود و آب می‌شود، جشن می‌گیرند، همه هدیه می‌آورند و تمام می‌شود.@این بچه دوباره احیا می‌شود، یک جو خوب، عاطفی، ارزشمند در خانواده به وجود می‌آید، جو شادی و آرامش و مهر و آشتی و محبت، یا کدورتهایی که بین یک زن و شوهر هست، در سالگرد عقد و ازدواج و جشن گرفتن، حداقل یک رستوران رفتن و یک ارتباط قشنگ ویژه، حتی یک دسته گُل خریدن، یک تبریک گفتن، یک هدیه دادن ذوب می‌شود.@در مناسبت‌های انسانی که ما باید این مناسبت‌ها را تعظیم بکنیم، تعظیمش واجب است، «وَ مَنْ يُعَظِّمْ شَعائِرَ اللهِ فَإِنَّها مِنْ تَقْوَى الْقُلُوبِ» تعظیم شعائر الهی از تقوای قلب است، که انسان مثلاً شهادت‌ها را بزرگداشت بکند، تولدها را همینطور، یا ایام خوبی مثل امروز را.@اینها اثرش برای خود انسان است، باید این بزرگداشت برای خود انسان اثر داشته باشد، حالا فرض بفرمایید الان ما بگوییم امروز دور هم جمع شدیم، می‌خواهیم برای آغاز امامت امام زمان جشن بگیریم، حالا این جشن می‌خواهد چکار بکند، چه اتفاقی برای ما می‌خواهد بیاورد، چه تأثیری برای ما داشته باشد، یا چه تأثیری باید داشته باشد این خیلی مهم است.@این بسته به این هست که ما در جریان تاریخ انسان چطوری قرار بگیریم و مهم این هست که با آغاز این امامت و ولایت یا سالگردش را که ما الان داریم هزار و خورده‌ای سالش، هزار و چند صد سال، هزار و صد و خورده‌ای سال هست که حضرت امامتش آغاز شده، جشن می‌گیریم، مهم این هست که ارزیابی بکنیم ما در روند این امر بزرگ الهی چه جایگاه و نقشی خودمان داریم، یعنی ما به عنوان یک انسان در روند این نقشه خدا، پازل خدا، کجای کار هستیم، چه نقشی را داریم ایفا می‌کنیم.@آیا ما جزء مصرف‌کنندگانی هستیم که فقط مصرف‌کننده است و ارزش چندانی ندارد، یا نه جزء کسانی است که در خود این جریان نقش بازی می‌کند، نقش ایفا می‌کند، کنار خود امام زمان هست، و با خود امام زمان در این تحول سهیم و شریک است، در لشکر امام زمان هست، زیر چادر امام زمان هست، و تأثیرگذار در روند این امامت و ولایت، خود این شخص بخشی از امامت و ولایت است.@ مقام خیلی بزرگ است، شما دارید به حضرت می‌گویید «أَسْأَلُهُ أَنْ‏ يُبَلِّغَنِي‏ الْمَقَامَ‏ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللهِ» آن را من می‌خواهم، وقتی آن را می‌خواهی باید خودت شأنی از امام بشوی، شأنی از امامت و ولایت بشوی، در روند زندگیت او که به تو نزدیک می‌شود، یا آثار زندگی تو، به آنجا ختم بشود که انسانها به متخصص معصوم وصل بشوند، این قیمت کار است.@مثل اینکه شما در جریان پزشکی، حوزه سلامت، هر کاری، هر هزینه‌ای، هر وقتی که منجر بشود به اینکه مردم بیشتر به پزشکان، و جامعه پزشکی نزدیک بشوند مبارک‌تر هست، چرا؟ چون از سلامت بیشتری برخوردار هستند، از آسیب کمتری برخوردار هستند، از آسیب‌ها در امان می‌مانند، این یک امر تخصصی هست.@هر چقدر ما نقش داشته باشیم در اتصال مردم به معصوم متخصص روند حیات انسانی، حیات انسانی مربوط به بخش پنجم بود، این چهار بخش حیات جمادی، حیات گیاهی، حیات حیوانی،حیات عقلانی، این چهار بخش مقدمه بودند، حیات اصلی حیات فوق عقلانی بود، حیات طیبه انسانی یعنی انسان اله‌اش را پیدا می‌کند، و در ارتباط و اتصال و انس و عشق با این اله حرکت می‌کند این حیات انسانی است.@انسان تا اله‌اش را پیدا نکند، یعنی معشوق اصلیش را با معشوق‌های بخشهای پایینی سرگرم می‌شود و عمر تلف می‌‌کند، مثل بچه‌ای که در رحم مادر سقط می‌شود، شما از زایمان چه توقعی دارید؟ یک بدن سالم.@حالا این بچه اگر سقط بشود یا نه سر نُه ماه بدنیا بیاید، ولی وقتی به دنیا می‌‌آید می‌بینی سر ندارد یا دست و پا ندارد، این زایمان ارزشی ندارد، کار شده، نُه ماه تلاش کرده مادر زحمتش را کشیده، بچه هم رشدش را کرده ولی محصول، محصول به درد بخوری نیست، بچه دست نیاورده، پا نیاورده، سر نیاورده فایده‌ای ندارد.@در رحم دنیا حرکت به سمت ملکوت و برزخ مهم تولد سالم ما است، اینکه ما متناسب به شرائط زیستی آخرت و بهشت سالم وارد آنجا بشویم، در این جشنی که ما می‌گیریم مهم این هست که ما چقدر این را می‌فهمیم که باید در جریان روند امامت و ولایت، و تاریخ‌سازی و تمدن‌سازی اسلامی مشارکت بکنیم، اصلاً برای خودمان رسالتی قائل هستیم یا نیستیم این خیلی مهم است.@و برای این رسالت چقدر حاضر هستیم، وقت بگذاریم، سرمایه‌گذاری بکنیم، تلاش بکنیم، این خیلی مهم است؛ و صرفاً مصرف‌کننده نباشیم، ما در جریان تولید و تمدن‌سازی شرکت بکنیم، اینجاست که انسان به مقام ویژه و آن مقامی که می‌گوید مقام محمود یعنی مقامی که می‌خواهد عین اتصال و ارتباط با معصوم را داشته باشد و هم‌درجه معصوم محشور بشود، با معصوم محشور بشود، با معصوم باشد و تا ابدیت با معصوم ادامه بدهد.@این آن چیزی هست که ما دنبال آن هستیم، یعنی تنها در صورتی این اتفاق برای ما می‌‌افتد که ما در جریان تمدن‌سازی که امام زمان به دنبال آن هست و حداقل حکومت اسلامی، جمهوری اسلامی به دنبالش هست مشارکت داشته باشیم، نقش داشته باشیم.@بعضی از جریان‌ها هست انسان وقتی که در آن شرکت می‌کند در جریان کلی تمدن‌سازی مشارکت می‌کند، حضرت می‌فرماید اگر یک کسی پیاده به اربعین به زیارت امام حسین رفت، همین که به حرم امام حسین می‌رسد، از در خانه که حرکت می‌کند، تمام گناهانش می‌ریزد، و هم برای هر قدمی گناهی آمرزیده می‌شود و درجه‌ای داده می‌شود.@سه تا اتفاق می‌‌افتد، یک گناه برای هر قدم محو می‌شود، یک حسنه نوشته می‌شود، و یک درجه داده می‌شود، درجه در ارتش شما دیدید چطوری می‌دهند، یا در پزشکی دیدید چطوری به یک دکتر درجه می‌دهند، اینطوری نیست یک دفعه به یک نفر درجه بدهند.@این باید در سطح گروهبان 3 بماند و این گروهبان 3 را طی بکند تا گروهبان 2 بشود، آن را طی بکند، گروهبان 1 بشود، این را طی بکند استوار بشود، استواری را طی بکند، به خدماتش اضافه بکند تا درجه بگیرد، در انسانیت هم اینطوری است، یعنی شخص باید ثواب، ثواب، ثواب، کارهای خوب و مثبت انجام بدهد، وقتی که سطح ثوابهایش به یک مرحله‌ای می‌رسد، در شخصیت انسانی به او درجه می‌دهند، حسنات تبدیل به درجات می‌شود.@بعضیها می‌توانند این را یک دفعه طی کنند، دیدید در ارتش به یک نفر در فاصله زمانی کوتاهی یک درجه می‌دهند، برای اینکه یک فداکاری یا یک کار بزرگ کرده، این ترفیع درجه پیدا کرده، انسانها اینطوری هستند.@در زندگیشان گاهی وقتها تصمیماتی می‌گیرند، کارهایی انجام می‌دهند، که پیش خدا یک دفعه درجات خاصی را پیدا می‌کند، یعنی اگر می‌خواست روند عادیش را طی کند شاید دهها سال طول می‌کشید، ولی این یک دفعه یک گلی می‌کارد، یک شیرین‌کاری می‌کند، یک دفعه درجه خاص می‌گیرد.@حالا حرکت به سمت قبر امام حسین از جمله چیزهایی هست که انسان وقتی از در خانه‌اش شروع می‌کند، این قدم برمی‌دارد برای پیاده‌روی برای هر قدم در عین حال که گناه آمرزیده می‌شود حسنه می‌دهند درجه هم می‌دهند، این خیلی مهم است.@بعد به حائر حسینی می‌رسد، در روایت داریم وقتی رسید به قبر، به او می‌گویند تو به مقام مصلح منتجب رسیدی، یعنی مصلح برگزیده، یعنی تو برای این کار انتخاب شدی، حرکتت از خانه به اینجا، دست روی تو گذاشتند، دلت را تکان دادند گفتند بلند بشو بیا، چون دعوتی است.@اینطور نیست که هر کسی بگوید می‌خواهم بروم، این دل باید دعوت بشود، این دل باید یک لیاقت دعوتی داشته باشد، یک هوس در آن بیفتد، قبلاً گفتیم قیمت آدمها به نوع هوس‌ها‌، آرزوها، آرمان‌ها و دغدغه‌هایشان هست، اینکه یک دفعه یک کسی به دلش می‌افتد من بلند بشوم کربلا بروم، چیز یکهویی ما نداریم.@در فیزیک قانون اینرسی، الان به آن قانون لختی می‌گویند، می‌گوید هر شیئی حالت ثابت خودش، یا حرکت مستقیم الخط خودش را حفظ می‌کند مگر اینکه از بیرون به آن انرژی وارد بشود، قلب ما هم دقیقاً در حالت فیزیکی خودش اینطوری است، یعنی اینطور نیست که قلب بگوید الان بلند بشوم بروم حضرت عبدالعظیم زیارت بکنم، یک نیرو به آن دارد وارد می‌شود.@یک دفعه هوس امام رضا کردم، هوس نماز کردم، هوس سجاده کردم، این قاعده اینرسی در روح هم هست، کسی که تا کربلا می‌رود اینطوری است، به مقام مصلح منتجب رسیده، این آقای آدم که تصمیم گرفت برود حرم امام حسین قصد اصلاح جامعه تمدن‌سازی دارد یا ندارد؟ اکثراً اینطوری هستند یا نیستند؟ نیستند، شخصی است دلشان خواسته بلند بشوند حرم بروند، برای دل خودشان رفتند، بلند نشدند بگویند حالا ما بلند بشویم برویم کربلا را شلوغ بکنیم تمدن‌سازی بکنیم.@این به آنجا می‌رسد این جمعیت که یک دفعه بلند می‌شود، 30 میلیون آدم که نماینده چند صد میلیون آدم هستند، اینها که 30 میلیون نیستند، دهها دل پشت سر هر کدام از این آدمها است آنها هم دوست داشتند بیایند نتوانستند.@این آدم بدون اینکه قصد بکند که تمدن‌سازی بکند، در تمدن‌سازی شرکت داشته یا نداشته؟ داشته، پس نقش داشته، خدا می‌گوید من کاری ندارم تو نیت داشتی یا نداشتی همین که نیت داشتی درجه‌اش را به تو می‌‌دهم، آدم ازدواج می‌کند برای خدا یا برای خودش؟ برای خودش ازدواج می‌کند، ولی می‌گوید اگر کسی ازدواج کرد، خدا به او به خاطر اینکه در جریان نقشه الهی دارد نقشش را بازی می‌کند تکثیر نسل مسلمانان و شیعیان ثوابش را به او می‌دهد، اجر و قرب پیش خدا دارد به خاطر این اقدامی که کرده.@چون قرآن می‌گوید ما آثار فرد را هم می‌نویسیم، کارهایی که خودش کرده هیچی، آن نتیجه کارهایش را هم می‌نویسیم، نتیجه اینکه شما اربعین بلند می‌شوید پیاده تا آنجا می‌‌روید این هست که یک موجی از جمعیت ایجاد می‌شود، دهها میلیون و زمینه لشکرسازی برای حکومت جهانی امام زمان فراهم می‌‌شود، این لشکر آنجا می‌روند برای این کار آماده می‌شوند، یعنی روحشان مهیا می‌شود برای اینکه به آن حرکت نهایی امام زمان برسند.@بنابراین هیچ جا مثل اربعین اتفاق نمی‌افتد، در اربعین شما نزدیکترین حالت را دارید برای تمدن جهانی امام زمان و آن حرکت جهانی که قرار است اتفاق بیفتد و آن جنگ نهایی که قرار است اتفاق بیفتد.@پس در روز ولایت و امامت امام زمان آن که خیلی مهم است این هست که ما جایگاه خودمان را در این لشکر پیدا بکنیم، زیر این چادر بکنیم، رسته‌مان را پیدا بکنیم، نقش‌مان را بخواهیم ایفا بکنیم، و تصمیم داشته باشیم که در این روند تمدن‌سازی جایگاهی داشته باشیم اما نه مثل کسی که الان بدون قصد کربلا رفته آن ثواب را به او بدهند، بلکه مهم نیت است، آن قصد است.@این قصد خیلی قیمتی است که من می‌خواهم نیت بکنم که به عنوان یک آدم، مثل اینکه شما از اول گفتید من می‌خواهم قصد بکنم در جامعه اسلامی، به عنوان یک پرستار، به عنوان یک پزشک، به عنوان یک روانپزشک، یک تاجر نقشم را برای جامعه خودم بازی کنم، یک مخترع، یک مکتشف، یک نویسنده، باید انسان نقش انسانی خودش را هم پیدا بکند.@یعنی آن هویت و سمت انسانیش را در لشکر انسانیت، در لشکر امام زمان که اصطلاح قرآنیش حزب الله است، حزب خود خدا، برای همین می‌گوید تا زائر به حرم امام حسین می‌رسد، زیارتش که تمام می‌شود فرشته می‌گوید «أَنْتَ‏ مِنْ‏ حِزْبِ‏ اللهِ وَ حِزْبِ رَسُولِهِ وَ حِزْبِ الأئِمَة» تو از حزب خدا، حزب رسول، و حزب ائمه هستی.@پس مهم این هست که ما واقف به این نقش خودمان باشیم، تصمیم به ورود به حزب خدا را داشته باشیم، چون بقیه حزب‌ها حزب‌های بدی نیست اما حزب انسانی نیست، درجه‌اش به ما نمی‌خورد، درجه‌اش به کار ما نمی‌آید، در شأن ما نیست کوچک است.@مثل اینکه به شما بگویند یک جشنواره هنری هست، مقاله می‌دهی یا نمی‌دهی؟ می‌گوید بله من مقاله می‌دهم، می‌گویند این مخصوص بچه‌های بین 6 تا 8 سال است، شما مقاله می‌دهید؟ نمی‌دهید، تکلیفمان را باید روشن بکنیم که آیا ما در این روند حضور داریم یا نداریم، یا اصلاً می‌خواهیم حضور داشته باشیم، یا نمی‌خواهیم حضور داشته باشیم، چون درجه است، درجه حقیقی انسانی است.@درجه مادی نیست، مردم برای درجات مادی مثل پولدار شدن، ثروتمند شدن، خانه‌دار شدن، ویلادار شدن، تلاش می‌کنند، این را یک درجه می‌دانند، می‌گوید ما داریم تلاش می‌کنیم از مستأجر در بیاییم برویم به درجه صاحبخانه‌ها برسیم، حالا بعد دوباره در صاحبخانه‌ها هم مسابقه است که کدام درجه را داشته باشند، خانه‌شان کجا باشد، چقدری باشد، چه شکلی باشد، چه قیمتی باشد@در گیاهی هم درجه‌بندی هست، ورزشکاران که مسابقه می‌دهند مال بخش گیاهی است، دنیا الان دارد روی ورزش و فوتبال می‌چرخد، دنیا همه سر کار هستند، 7 ـ 8 میلیارد جمعیت را دشمن اینقدر قشنگ توانسته کار بکند که با کمالات گیاهی سر کار بگذارد.@اینکه یک مشت آدم خیلی قیمتی بزرگ بنشینند نگاه کنند در تلویزیون وقت بگذارند که چه کسی توپ را کجا می‌اندازد، چه کسی چند تا گُل می‌زند، چه کسی چقدر وزنه بلند می‌کند، کمالات بدنی، چه کسی چقدر می‌پرد، چقدر عمر ما، عمر جامعه جهانی تلف می‌شود سر کمالات گیاهی، ولی درجه است.@می‌گویند امسال الحمد لله خوشحال شدیم تیم ایران رتبه‌اش در آسیا اینقدر شد، در جهان اینقدر شد، مثلاً ما اول شدیم، دوم شدیم، سوم شدیم، اینها درجه است، ولی درجه گیاهی و وهمی است، قیمت حقیقی که ندارد، وهمی است، ارزش گیاهی است، ضد ارزش نیست، بد نیست، خوب است، اما ارزش گیاهی دارد.@یا برای درجات حیوانی افراد تلاش می‌کنند، می‌گوید من مجرد نباشم، متأهل بشوم، متأهل شدم حالا باردار بشوم، باردار شدن یک درجه است، الان یک خانمی که باردار نمی‌شود، یا آقایی که قدرت باروری ندارد، یک درجه از بقیه عقب است.@دارد تلاش می‌کند با مداوا آن درجه بارور کردن یا بارور شدن را بگیرد، حالا بارور شد، راه افتاد، حالا می‌‌گوید دختر داشته باشم، پسر داشته باشم، این هم درجه است، مثلاً طرف چهار تا دختر دارد، چهار تا پسر دارد، بعد از این درجه نوه‌دار شدن می‌آید، نوه دارد، ندارد.@یا مقامهای سیاسی ـ اجتماعی، اینها هم درجه است، افراد برای اینها تلاش می‌کنند، مثلاً مسئول بخش است، مسئول قسمت است، مسئول بخش است مسئول اداره می‌شود، بعد مدیرکل می‌شود، بعد بالاتر می‌شود، به ریاست می‌رسد، مردم برای اینها تلاش می‌کنند، وقت می‌گذارند.@راننده است پایه دو است، بعد پایه یک بشود، درجه است، یا رئیس‌جمهور بشود، وزیر بشود، نماینده مجلس بشود، استاندار بشود، فرماندار بشود، اینها درجه است ولی درجات وهمی است، مقاماتی هست که در حیوانات هست، مقام جزء کمالات حیوانی است.@یا درجات علمی، طرف دیپلم است، ارشد است دکترا است، درجات علمی است، در مورد درجه که داریم صحبت می‌کنیم درجه انسانی است، یعنی درجه‌ای است که رابطه تو را با خدا تنظیم می‌کند، میزان نزدیکی تو به آن الله که معشوق تو است، اسماء الله درجه هستند، جوشن کبیر که می‌خوانید دارید علم درجات را می‌خوانید وقتی می‌گویید یا جواد، یا کریم، رؤف، یا رحیم اینها درجات خودت است.@هر کدام از این درجات را گرفتی، از این اسمها توانست به تو اطلاق بشود، تو یک درجه گرفتی، و به الله نزدیکتر می‌شوی، به حقیقت خودت، به انسان کامل نزدیک می‌‌شوی، هر چقدر عشق انسان کامل یعنی وجود مقدس امام زمان (علیه السّلام) که امام عصر ما است، و ما نسبت به او یک تکلیف ویژه داریم، و خلیفه خدا روی زمین است که ما نسبت به ایشان مسئول هستیم.@هر چقدر عشق و ارادت و دلدادگی و دلتنگی تو، وقف شدن تو، بیشتر باشد، تو درجه انسانی‌ات هم بیشتر است، لذا پیامبر فرمود: «طُوبی رَجُلٌ‏ حَبَسَ‏ نَفْسَهُ فِي سَبِيلِ اللهِ» خوش به حال آن آدمی که خودش را وقف راه خدا می‌کند، این طوبی خیلی قشنگ است.@این خوش به حالی دارد، این چیزی است که انسان باید برایش تنافس و مسابقه با دیگران داشته باشد، قرآن می‌گوید «فَلْيَتَنافَسِ» در این درجات باید رغبت بکند و تلاش بکند، تنافس در درجات داشته باشد، در روایت داریم از امام سجاد (علیه السّلام) «فَتَنَافَسُوا فِي‏ الدَّرَجَاتِ‏» تنافس در درجات داشته باشید، با همدیگر مسابقه بگذارید که این درجات را بگیرید.@چشم و هم‌چشمی اگر می‌خواهید بکنید در درجات انسانی و الهی چشم و هم‌چشمی بکنید، بگو من یک باجناق دارم، یک جاری دارم، یک خواهرشوهر دارم، یک مادرشوهر دارم، یک پدرشوهر دارم، یک برادزن دارم، ک خیلی کریم است، خیلی بزرگوار است، خیلی مهربان است، من می‌خواهم مثل این بشوم، من می‌خواهم از این هم بهتر بشوم.@در درجات انسان، نه در درکات، انسانها الان مسابقاتشان بیشتر در درکات است، شما هر چقدر بدون این بُعدت برنده بشوی درکه است درجه نیست، تو را پایین‌تر می‌برد، یعنی وقتی دیپلم هستی در یک درجه از جهنم هستی، کارشناسی می‌گیری بیشتر در جهنم می‌روی، ارشد می‌گیری بیشتر در جهنم می‌روی.@دکتر می‌شوی پایین‌تر می‌روی، تخصص می‌گیری پایین‌تر می‌روی، درکه است، درجه‌ای نیست، چون دارد تو را از تشبه به معصوم متخصص دور می‌کند، لطفی نیست، یک موقع یک کسی مجرد است خیلی خوب است، ازدواج می‌کند، همانطور که در روایت داریم اگر کسی ازدواج کرد دو سوم دینش را حفظ کرده، برای خیلی از انسانها وقتی ازدواج می‌کنند، دو سوم دینشان را از دست می‌‌دهند، یعنی برای یک عده‌ای ازدواج آفت است، سقوط می‌آورد.@اینطور نیست که اگر یک نفر بچه‌دار شد، خیلی خوش به حالش باشد، ممکن است این اصلاً مادر خوبی، یا پدر خوبی نباشد، و به واسطه این بد تربیت کردن این بچه برای این پدر و مادر درکه ایجاد بکند، پایین برود، ممکن است پول برای یک نفر خوب نباشد، از وقتی پولدار شده این بدبخت شده، به نکبت رفته.@زیبایی، لطافت، هیکل خوب، صدای خوب، نعمت‌های الهی، همیشه به نفع آدم تمام نمی‌شود، ممکن است درکه بشود، حضرت می‌گوید شما تنافستان در درجات باشد، در این تنافس داشته باشید که چه جایگاهی دارید.@لذا باید ما در آن، در لحظه، این فکر را در مورد خودمان بکنیم که در لشکر امام زمان جایگاه ما کجاست، در این روندی که حضرت شروع کرده، بخصوص ظهور حضرت بعد از انقلاب اسلامی خیلی بیشتر شده، چون انقلاب اسلامی از شئونات امام زمان است «يَخْرُجُ‏ نَاسٌ‏ مِنَ‏ الْمَشْرِقِ‏ فَيُوَطِّئُونَ لِلْمَهْدِيِّ سُلْطَانَهُ» پیامبر (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمودند مردمی از شرق قیام می‌کنند زمینه سلطنت مهدی را فراهم می‌کنند.@انقلاب اسلامی جزء شئونات وجودی و ظهورات امام زمان است، خودش جلوه می‌کند، خودش انقلاب می‌کند، خودش هدایت می‌کند، از وقتی امام زمان حرکتش را سریع کرده، سرعت گرفته برای سمت ظهور خودش، با جریان انقلاب اسلامی که به قول امام می‌فرمود جبرئیل با انقلاب ایران حضرت زهرا را آرام می‌کرد.@وقتی می‌خواست حضرت زهرا را در غم پیامبر آرامش بدهد، می‌گفت ایرانیان می‌آیند، اینطوری هستند، خوشحال باش، آرام باش، شاد باش، حضرت زهرا را اینطوری دلداری می‌داد، انقلاب ایران خیلیها منتظرش بودند، امام زمان وقتی با انقلابی که خودش ایجاد می‌کند، سرعت می‌گیرد.@مسئله این هست که من در این قطار کجا هستم، سوار شدم، نشدم، پیاده هستم، دارم می‌روم به سمت تمدن‌سازی که حضرت دارد راه می‌اندازد، تمدن جهانی که می‌خواهد روی کره زمین راه بیندازد این فوق‌العاده مهم است.@بنابراین حالا امروز که ما یاد می‌‌کنیم باید درست یاد بکنیم، اگر جشنی هم می‌گیریم جشنش این باشد که ما در لشکرش ثبت‌نام کنیم، در این جریان ثبت‌نام بکنیم که ما هم باشیم، خارج نباشیم، غافل نباشیم، دور نباشیم، اینها خیلی مهم هست.@مبارک شد امروز من تصمیم گرفتم از امروز شرح دعای ندبه را برای شما شروع کنم، که فوق‌العاده مهم است، خوردیم هم به ولایت و امامت خود حضرت، این مقدمه‌ای که من قرار بود به عنوان شرح دعای ندبه بگویم خورد به همین مطلب که الحمدلله یک تیر و چند نشان شد.@یک جمله از دعای ندبه بخوانیم و بعد بحثمان را به سمت بحثهای کاری خودمان ببریم «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» دعا با حمد شروع می‌شود؟ با حمد الهی، حمد یک مقام الهی و انسانی برای ما است، اردو را عزیزان ثبت‌نام کنند دیر نشود، اردوی عیدمان که موضوع‌مان هم همین است، اردوی ما اردوی ذکر و تسبیحات و انس و تمرکز است، اردوی خیلی مهمی داریم.@یکی از مباحث ما همین است آنجا که بحث مفصل داریم، شاید نزدیک 20 ساعت بحث داریم راجع به همین مقام، مقام حمد، البته بعد از مقام تسبیح که مفصل بحث داریم، مقام یک مقام الهی و انسانی است که کار انسان به معنای حقیقی است که وقتی می‌خواهد کاری را شروع بکند با حمد شروع می‌‌کند، «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ».@اگر بخواهیم معنای این را خوب بفهمیم، من اجازه می‌خواهم که یک قسمتی از بعد از این قسمت را هم برایتان بخوانم تا این نکته خوب جا بیفتد، «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» امام یک دفعه شروع کرده می‌خواهد یک چیزی را در مورد تمدن آخرالزمان، این داستان دغدغه امام صادق (علیه السّلام) امام صادق حالا می‌خواهد یک ماجرایی را، متنی را، سندی را در نظام خلقت ایجاد بکند، در نظام معارف انسانی و الهی می‌خواهد یک سند تولید بکند، یک داستانی را می‌خواهد ایجاد بکند به نام دعای ندبه.@این دعای ندبه یک دفعه اینطوری شروع می‌کند، «الْحَمْدُ لِلهِ رَبِّ الْعالَمِينَ‏ وَ صَلَّى‏ اللهُ عَلَى‏ سَيِّدِنَا مُحَمَّدٍ نَبِيِّهِ‏ وَ آلِهِ‏ وَ سَلَّمَ تَسْلِيماً اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ فِي أَوْلِيَائِكَ» خدایا تو را سپاس می‌گذارم، مقام سپاس مقام شکر است، شما چه موقع از یک نفر تشکر می‌کنید، و یک نفر را سپاس می‌گذارید که کار مثبتی کرده باشد، برای کار منفی که تشکر نمی‌کنید.@سپاس مربوط به یک امری است که زیبایی است، حق است، حالا شما دارید سپاس می‌گذارید، می‌‌گوید خدایا من سپاس می‌گذارم تو را «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ» به خاطر آن چیزی که جاری شد قضای تو در حق «فِي أَوْلِيَائِكَ» در حق دوستانت، که این دوستان اینقدر هم دوست هستند که «الَّذِينَ اسْتَخْلَصْتَهُمْ لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ» اینقدر اینها آدمهای خاصی بودند که خالصشان کردی و انتخابشان کردی برای خودت، «لِنَفْسِكَ وَ دِينِكَ».@حالا جریانهایی که بر اولیاء الهی گذشته چه چیزهایی بوده، پیغمبر خوب از دنیا رفت، نتیجه کارش را دید و رفت؟ نه، بعدش چه اتفاقی افتاد؟ امیرالمؤمنین چانشینش اوضاعش خوب بود یا نبود؟ دختر پیغمبر چی؟ نه، بچه‌های پیغمبر این دوستانی که خدا دارد می‌گوید اوضاعشان چطوری بود، این آخری که الان امروز روز امامت و ولایتش هست، و 1170 ـ 80 سال است که آواره و طرد شده است.@این داستان تلخ است یا شیرین است؟ تلخ است، ولی حضرت با الحمد لله شروع کرد، این داستان از اینجا شروع می‌‌شود که حالا در اردو کامل می‌خواهیم به این بپردازیم، حضرت غصه‌دار و عزادار نیست، الان می‌رسد به ندبه و گریه و داد و فریاد ولی اولش می‌گوید این داستان و گریه و داد و فریاد و غصه و کشته شدن‌ها و سر بریدن‌ها و اسارتها حمد دارد (ما رأیت الا جمیلا) قشنگ است.@خیلی مهم است امام صادق از یک جایی دارد وارد تاریخ می‌شود که با تاریخ‌های حیوانی ما فرق دارد، تاریخ‌های ما حیوانی است که در مدارس و دانشگاه می‌خوانیم، چون از طبیعت‌گراها و ائمه کفر شروع می‌کنیم، پادشاهان، پادشاه فلان، حکومت فلان، آل فلان، تاریخ ما اینطوری است.@در مدارس الان چطوری می‌خوانیم؟ کتابهای درسی مدارس و دانشگاهها تاریخ حکومتها و سلاطین را می‌‌خوانند، یعنی اراذل و اوباش جامعه بشری آن را می‌خوانیم، فلان شاه چه موقع حاکم شد، با چه کسی ازدواج کرد، الان فیلمهای تلویزیون را نگاه کنید تمامش دربار است، یا دربار خودمان است، یا دربار کره‌ای‌ها است، تمامش قصر و پادشاه و داستان اینها است.@یعنی از گندترین آدمها، پست‌ترین آدمها، دورترین آدمها از خدا و از ائمه کفر شروع می‌شود داستان تاریخ که داریم، و ما را اینقدر مبتذل کردند که تاریخ را بردیم از یک اراذل و اوباشی که مقصود ما نیستند، امام دارد به ما درس تاریخ‌نگاری و مطالعات تاریخی می‌دهد ولی از آدم شروع می‌کند، روند فرق دارد، قیمت آدمها فرق دارد.@یک کسی می‌گوید الان می‌خواهم تاریخ بخوانم، ببینید اینجا پادشاه فلان، اینطوری، می‌گوید به من چه این پادشاه چه غلطی کرده، یک شهوت ریاست داشته آدم قاتلی بوده، خونریز بوده، صد نفر، هزار نفر، دو میلیون آدم را کشته تا برسد به چهار روز حکومت، حالا بعد از آن هم یک احمق دیگری ادامه داده، به ما چه، چه ارزشی دارد.@ولی وقتی که یک مشت فطرت‌گردا دور هم جمع می‌شوند تاریخ را از تاریخ انسانی شروع می‌کنند، یعنی از آنجایی که حضرت آدم (علیه السّلام) می‌آید، تاریخ انبیاء را مطرح می‌کند، امام یک درس بزرگی که در دعای ندبه به ما می‌دهد این هست که جریان انسانیت و تاریخ انسانیت را از اولیاء خدا شروع می‌کند، با اینکه داستانشان داستان تلخ است ولی دو بار با حمد الهی آغاز کرد.@یعنی این داستان خیلی قشنگ بود، داستان آدم، داستان نوح، داستان ابراهیم، داستان عیسی، قشنگ بود، عیسی خیلی آدم موفقی نبود تا مبعوث شد سه سال بعد عروج پیدا کرد، یعنی نگذاشتند کارش را بکند، برای همین هم با امام زمان می‌آید که کارش را ادامه بدهد، بنده خدا کاری نتوانست بکند.@پیامبر چقدر موفقیت داشت، امیرالمؤمنین چقدر موفقیت داشت، به آن چیزهایی که می‌خواستند رسیدند یا نه؟ ولی الحمد لله، الان فقط شما در صورت مسئله قرار بگیرید، تا اینکه شما برسید به یک جایی که وقتی در متن واقعه قرار بگیرید بگویید الحمد لله، این الحمد لله از ذات شما و نهاد شما بر بیاید، یک مقدار باید جلوتر برویم کار دارد.@ببینیم چه چیز حضرت با الحمد لله رب العالمین شروع می‌کند بعد می‌گوید «اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ عَلَى مَا جَرَى بِهِ قَضَاؤُكَ» شکرت، سپاس تو را که قضای تو در مورد دوستانتان اینطوری جاری شد که امام حسین سرش بریده بشود، زینب کبری آنگونه بشود، که علی اصغر آنگونه بشود، که از این به بعد اینگونه بشود.@پس مقام، مقام شکایت نیست، مقام سپاس و شکر است، پس حالا باید ببینیم که اینها یعنی چی، اینطور حرف زدن چه جایگاهی دارد، چرا جایگاه سپاس و شکر دارد، این تمامش به ما برمی‌گردد، ما باید جایگاه خودمان را مشخص بکنیم که کجای کار هستیم.@

و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

سؤال: نامفهوم.@

جواب: فقط ارزش علمی دارد، چرا قیمت دارد، برای همین اسم کمال را روی آن می‌گذاریم، یعنی مثبت است، ارزش دارد، ثواب دارد، ولی حقش اینقدر است، مثل ازدواج است که ارزش و قیمت و ثواب دارد، ولی حدش حیوانی است، ولی خدا به او ثواب می‌دهد، مثل غذا خوردن شماست که حدش گیاهی است، ولی عمل حقی است، عمل درستی است، مثل مسواک زدن که اینقدر ثواب دارد، پس حدش اینقدر است، ثواب درجه است اما حدش این است، ما را به آنجایی که باید برسیم نمی‌رساند.@