أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
بحثمان اینجا بود که انسانها قیمتشان به نوع علاقههایشان هست، و عشقها، آرمانها، هدفها، غایتهای یک انسان، قیمت یک انسان را مشخص میکند، و گفتیم چون انسان مراتب پنجگانه دارد، هم مراتب جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و هم مراتب فوق عقلی، معشوقها و آرمانهای انسان هم پنج دسته میشوند، معشوقهای جمادی، گیاهی، حیوانی، عقلی و فوق عقلی.@مسلم است انسان اگر بخواهد انسان باشد باید با معشوقهای فوق عقلی کار بکند، یعنی معشوق فوق عقلی او که اختصاصاً بخش انسانی اوست، بر سایر معشوقها، حاکمیت و غلبه داشته باشد، برای همین هم در قرآن کریم علامت یک انسان را با باطن انسانی که توفیق یافته که به مقام انسانیت راه پیدا بکند.@این میداند که سه معشوق بر سایر معشوقهای انسان غلبه داشته باشد، الله، اهل بیت و جهاد در راه خدا، این سه معشوق حاکمیتش بر معشوقهای چهارگانه پایین نشان میدهد که این شخص باطن انسانی دارد، یعنی به عنوان یک انسان با حیات طیبه انسانی دارد روی زمین نفس میکشد، نه به عنوان یک عقل یا یک حیوان.@این تنفس، تنفس ویژهای هست، قرآن هم اسمش را حیات طیبه گذاشته، حیات پاکی که فقط نصیب مؤمنین و انسانها میشود، این که میگوییم مؤمنین باز هم نص قرآن هست که «وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفي خُسْرٍ» این چهار گروهی که معشوقهای این چهار بخششان غلبه دارد بر وجودشان دچار خسران هستند، چون از معشوق بینهایت و فوق عقلانی محروم هستند و دچار خسران هستند.@ارتباط اینها، اتصال اینها با ابدیت و جاودانگی قطع است، حالا که دارند زندگی میکنند، مثل جنینی هست که در رحم مادر این 9 ماه را زنده هست اما اندامزایی برای دنیا نمیکنند، یعنی برای حیات مرحله بعد چیزی را ایجاد نمیکنند.@در رحم مادر اگر جنین در سیری قرار نگیرد که به تناسب و طول زندگی جنینیش آمادگی تولد را پیدا بکند، این تولدش خسارت است، چون با دنیا ارتباط ندارد، او دارد در رحم بزرگ میشود، 8 ـ 9 کیلو شده، 4 ـ 5 کیلو شده، ولی هیچی از آن چیزهایی که باید برای حیات دنیا بیاورد با خودش نیاورده، بنابراین ارتباطش با دنیا قطع است، این به محض اینکه به دنیا بیاید ساقط میشود.@انسانی که اتصال با جاودانگی ندارد، اتصال با ابدیت ندارد، این در دنیا زندگی دارد، دارد، در رحم دنیا زندگی میکند، یا با جنبه جنسی و حیوانیش به عنوان یک زن یا یک مرد، یا با جنبه عقلانی و هوشیش به عنوان دانشمند، دکتر، یا مهندس، یا به عنوان بخش گیاهیش، به عنوان یک ورزشکار یا بخشهای پایینی دیگر.@اما این چون اتصال به جاودانگی و ابدیت ندارد از حیات طیبه محروم هست، این به محض اینکه از رحم دنیا به آنطرف متولد بشود، ربطی به آن حیات اصلاً ندارد، قوای لازم برای بهرهبرداری از سیستم پیچدۀ برزخ را ندارد.@شما نگاه کنید عالم دنیا چقدر پیچیدهتر از عالم رحم است، یک جنین 9 ماه در رحم مادر مشغول اندامزایی هست، مشغول تهیه لوازم کافی برای حیات دنیا است، جدیترین کار جنین هم در رحم مادر همین است، وقتی میگویند بچه متولد شد تمام ذهنها میگویند نطفه در رحم مادر تشکیل شد برای کجا؟ برای خود رحم؟@ما چقدر دوران رحمی را بیارزش میدانیم، یعنی مهم نمیدانیم، اگر به رحم اهمیت میدهیم و مراقبتهای بارداری و پزشکی به خاطر دنیاست، نه به خاطر خود آنجا، این قرار است اینطرف بیاید، دقیقاً عین این نگاه در روابط ما و زندگی ما باید بین دنیا و آخرت باشد، اگر اصالت را به اینجا دادیم دچار فسق میشویم.@یعنی اگر دنیا برای دنیا شد، اگر زندگی برای زندگی شد، درس برای درس، ازدواج برای ازدواج، بچهدار شدن، کار اجتماعی، کار سیاسی، کار هنری، هر کاری که هدفش خود دنیاست با قیمت و ملاک دنیا آن را میسنجیم نه جاودانگی، باخت کردیم دچار خسران شدیم.@این 70 ـ 80 سال، شما دقت کنید 9 ماه میشود 100 سال اینجا زندگی، 150 سال زندگی میشود، اصلاً محدودیت ندارد، حالا اینجا به شما 20 سال، 30 سال، 40 سال، 50 سال وقت میدهند که برای حیات جاودانه خودت را آماده بکنی، یعنی خیلی وقت بزرگی است بخصوص که رحمهای زمانی دارد، یعنی عمر دنیا یک وقت عادی نیست.@رحم زمانی دارد، مثل شبهای قدر که یک شبش از نظر قدرتدهی برای حیات جاودانه بیش از هزار ماه قیمت دارد، «لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» رحمهای مکانی دارد که آنها برکت عمر میآورد، رحم استاد دارد که یک استاد ممکن است انسان را یک میلیون سال جلو بیندازد، ده میلیون سال جلو بیندازد، از ته یک جهنم عمیق بیرون بکشد تا اعلی علیین با خودش ببرد رحم اولیاء الهی فوقالعاده قوی هست.@چون قویترین رحم، رحم زمان و مکان نیست، رحم اولیاء الهی است، رحم اساتید و مربیان هستند که انسان را از جایی میکشانند و اصلاً خود برکت رحم زمانی و مکانی هم اساتید به ما میدهند، بنابراین یک کسی فکر نکند اگر 40 سال در دنیا زندگی کرده، 40 سال زندگی کرده، از نظر ارزش ریاضی اینطوری نیست.@40 تا شب قدر به او گذشته، حالا بگو 10 ـ 15 سالش را مکلف نبوده، 30 تا، 25 تا بالاتر به او شب قدر گذشته یعنی رحم زمانی فوقالعاده گذرانده، علاوه بر رحمهای مکانی که آنها خیلی قوی هستند، و رحم استاد که انسان را میلیونها سال میتواند در دنیا عمر به آدم بدهد و بزرگ بکند.@این عمر طولانی برای چیست؟ چقدر طولانی است؟ این عمر خیلی طولانی است، به صد سالش نگاه نکنید، آمدند به پیامبر عرض کردند آقا امتهای قبلی چند سال عمر داشتند، عمرهای طولانی داشتند ما عمرهایمان کوتاه است ما چطوری میتوانیم خودمان را آماده کنیم؟@پیامبر فرمود خدا به شما شب قدر داده، و یک شب قدر هم در سال نیست، در سال ما یک شب قدر نداریم که «خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ» ما در طول سال شبهایی داریم مثل بعضی از شبهای ماه رجب یا ماه شعبان که معادل 900 سال عمر دنیایی را شما با خودتان در برزخ میبرید، این خیلی است، بنابراین یک مجموعه قدرتمند طولانی داریم، و این نشان میدهد که وقتی اینقدر عمر خدا میخواهد به ما بدهد با برکت زمانی زیاد، قرار است آنطرف چه اتفاقی بیفتد.@به همین مقداری که دنیا عظمت دارد نسبت به رحم مادر برزخ و ملکوت عظمت دارد نسبت به اینجا، یعنی تولد ما از اینجا به آنجا دقیقاً مثل تولد از رحم مادر هست به آن فضای جاودانه و عظیم، فضای برزخ فوقالعاده قدرتمند هست.@چه چیزی میتواند ما را برای آن قضیه آماده بکند؟ اینکه ما اتصال محبتی به آن فضا داشته باشیم، با عشق به الله، اهل بیت و جهاد، یعنی این سه تا هستند که مثل بند ناف ما هستند و ما را به آن سیستم جاودانگی وصل میکنند، جنین در رحم مادر چه چیزی او را به دنیا وصل میکند که از دنیا بتواند جذب بکند، از مادر بتواند تغذیه بکند؟ دقیقاً این عشق اتصال ما است با آن جاودانگی.@یعنی باعث میشود ما بتوانیم دائماً متناسب با فضای زیستی آخرت تربیت بشویم، شکل بگیریم، با فضای بهشت و بالاتر از بهشت؛ انسان چون ممکن است دچار خودشیفتگی بشود، عُجب داشته باشد، یا شیطان برایش امور را مشتبه بکند، که تو الان وضعت خوب است، الان سه تا عشقت بر عشقهای دیگرت غلبه دارد، الان حیات طیبه داری، الان مسیرت درست است، الان حرکتت به سمت تولد سالم هست، شیطان انسان را گول میزند، نفس فریب میدهد، خود شیطان هم فریب میدهد.@برای همین ما نباید اطمینان بکنیم صرف اینکه داریم زندگی میکنیم، آدم باید دائماً مثل آیینهای که یکسره میرود خودش را نگاه میکند در طول روز تا ببیند ظاهرش به فضای بیرون میخورد یا نه، باید یکسره آینه داشته باشد که خودش را نگاه بکند که من باطنم چطوری است، الان بعد از 20 ـ 30 ـ 40 سال چه شکلی هستم، چقدر تناسب با آخرت، ابدیت، اولیاء الهی و انسانیت دارم.@شما همینطور در دورانی که یک مادر باردار هست صرف اینکه باردار هست و حالش خوب است برای شما کافی نیست، میگویید این مادر باید دائماً بیاید سونوگرافی بکند، بچه را ببینیم قلبش را، ماهی یکبار باید حداقل بررسی بشود، این سیر، سیر درستی است.@بنابراین ما باید حتماً در رحم دنیا مکانهایی باشند، اشخاصی باشند، جاهایی باشند، که آنجا تخصص باشد، و دائماً خودمان را ببریم به آنها عرضه بکنیم، الان من میخواهم بمیرم، چند وقت دیگر وضعیتم چطوری است؟ بمیرم یعنی تولد پیدا کنم به برزخ، وفات میگویند، وفات یعنی انتقال.@من چند روز دیگر منتقل میشوم، دیگر نه از مهندسی و دکتری خبری هست، نه از پدر و مادر و همسر و فرزندان خبری هست، من تنها آنطرف میروم، همه چیز را ول میکنم، اینها لوازم رحمی ما هستند، که با ما هستند، دنیا، حکومت، سیاست، مدیریت، پول، کارخانه، شرکت، بچهها، همسر، همه اینها ما را ول میکنند، و ما تنها وارد برزخ میشویم.@به زودی که من قرار است وارد برزخ بشوم، چطوری وارد میشوم؟ یک دغدغهای هست که فقط کسانی دارند که دلشان واقعاً زنده هست، واقعاً ایمان آوردند، به معنای حقیقی ایمان به آخرت و ابدیت دارند، ایمان به الله دارند، اینها برایشان جزء دغدغهها هست.@لذا در طول هفته، ماه، چندین بار خودشان را بررسی میکنند، که الان من شکلم چطوری است، باطنم چه شکلی هست، حرکتم طبیعی هست یا نه، مدام از خودشان اسکن میگیرند، سونو میگیرند، یکسره باید از خودشان بگیرند، یا اگر خودشان هم توانایی ندارند بدهند دیگران برایشان بگیرند، آنهایی که وارد هستند بگیرند، بگویند الان سیرت خوب است، سیرت طبیعی است، درست داری رشد میکنی، برو جلو، شکر خدا بکن و همین مسیر را استقامت بکن و ادامه بده.@ما به این احتیاج داریم، همینطوری خودمان را 40 ـ 50 سال ول بکنیم یا سال به سال هم نرویم یک جایی تست بدهیم، آزمایش بشویم، این غفلت است، یک دفعه میبینی که شکل ما یک شکل وحشتناکی شده، مسیر حرکت جنینیمان به سمت تولد به برزخ خراب شده، دم در آوردیم، شاخ در آوردیم، دندان در آوردیم، اصلاً باطن شکلش عوض شده و ما حواسمان نیست.@حملههای چهارگانه شیطان که گفتیم جلو، عقب، راست و چپ، این چهار تا حمله برای این هست که حواس ما را پرت بکند، حملههای جلو، عقب، چپ، و راست همه اینها برای این هست که حواس ما از خودمان پرت بشود، برویم به سمت توجهات چهار بخش پایینی این کودک عزیز روان رها بشود، این کودکی که در رحم دنیا هست دارد میرود به سمت این که شبیه الله بشود، شبیه اصل خودش، اهل بیت (علیهم السّلام) بشود، حواسمان پرت بشود.@و تمام فکرهای ما، مشغلههای ما، ذهنهای ما، دغدغههای ما، آرمانهای ما، آرزوهای ما، غصههای ما و شادیهای ما مال بخشهای پایینی باشد، این خیلی خطرناک است، یک آدمی که آدم است و حیات طیبه دارد، نوع غصههایش، نوع دغدغههایش از جنس ابدیت است، از جنس آخرت است، از جنس برزخ است، افکاری که دارد چیزهایی که سراغش میآید از آن جنس است.@حالا ما برای اینکه بتوانیم از خودمان عکس بگیریم، سونو بگیریم، اسکن بگیریم، نیاز داریم به ملاکها و معیارها که خودمان را در آن ببینیم، اول از این ملاک کلی اینکه به قلبت مراجعه کن چون «بَلِ الْإِنْسانُ عَلى نَفْسِهِ بَصيرَةٌ» انسان خودش را خوب میشناسد.@2 ـ در قلبت چه چیزی را نگاه کن؟ ما الان به قلب خودمان مراجعه کنیم راحت میتوانیم خودمان را بشناسیم، «سَلُوا الْقُلُوبَ عَنِ الْمَوَدَّاتِ فَإِنَّهَا شُهُودٌ لَا تَقْبَلُ الرُّشَا» از عشقهایت سؤال کن، از علاقههایت، از معشوقهای نهاییت، از لذتهایت، از اینها سؤال کن که قلوب شاهدههایی هستند که رشوهپذیر نیستند، یعنی نمیتوانی سرش را کلاه بگذاری.@اگر دنیا را بیشتر از الله دوست داری، به دلت دروغ نمیتوانی بگویی، نه من الله را بیشتر از دنیا دوست دارم، اصلاً رشوهپذیر نیست، دلها شاهدانی هستند که نمیشود آن را گول زد، دلت گول نمیخورد، از او سؤال بکنی به تو میگوید که تو در چه درجهای از عشق، مودت، و محبت هستی، و معشوقهای اصلی و نهایی تو چه چیزهایی هستند.@حالا چند تا علامت را میخواهیم بخوانیم راجع به اینکه ما بتوانیم به صورت تخصصی باطن خودمان را ارزیابی بکنیم، یکیش را قبل از ماه مبارک کردیم این بود که «الْقَلْبُ الْمُحِبُّ لِلهَ يُحِبُّ كَثِيراً النَّصَبَ لِلهَ» فرمایش از امیرالمؤمنین هست، میفرماید که قلبی که محب خداست، عاشق خداست یعنی انسان است، حیات انسانی و طیبه دارد، «يُحِبُّ كَثِيراً النَّصَبَ لِلهَ» خیلی دوست دارد در راه خدا خسته بشود، خستگی در راه خدا را خیلی دوست دارد.@مثالش را هم زدم، گفتم در رابطه زناشویی و در روابطی که یک زن و مرد طبیعی دارند، هر دو از شدت علاقهای که به هم دارند دوست دارند برای همدیگر فداکاری بکنند، خسته بشوند، این خستگی را به همدیگر هدیه میکنند، و کار را به همدیگر هدیه میکنند، تلاش و زحماتشان را هدیه میکنند، برای اینکه به طرف مقابل بگوید من تو را دوست دارم.@و از این خستگی لذت میبرند، مثلاً میتواند بدهد یک کارگر این کار را برای طرف مقابل انجام بدهد، میگوید نه بده خودم میخواهم این غذا را برایش ببرم، خودم میخواهم این غذا را دهانش بگذارم، این لباس را میتواند بخرد ولی میگوید خودم برایش ببافم، کار را خودم درست بکنم، یک کار هنری، یک کار سخت را خودش میخواهد انجام بدهد، این علامت عشق است.@اگر یک کسی خدا و اهل بیت را دوست داشته باشد، امام زمان را دوست داشته باشد، مسیرهایی را انتخاب میکند که خودش درگیر بشود، یعنی این عشق یک کاری میکند که شخص شخصاً قلبش، نیرویش، توانش، درگیر کار امام زمان بشود، ذهنش را درگیر میکند، میگوید این مال حضرت است خودم باید شخصاً این کار را انجام بدهم.@برای همین هم در روایت هر شب ماه رمضان شما میگویید «وَ اجْعَلْنِي مِمَّنْ تَنْتَصِرُ بِهِ لِدِينِكَ وَ لَا تَسْتَبْدِلْ بِي غَيْرِي» خدایا من را از کسانی قرار بده که دینت را با من یاری بکنی و هیچ کس را جای من نگذاری، اگر انسان انتخاب بشود که دین خدا را یاری بکند این فقط مال اولیاء خداست.@جهاد هم همینطور است «إِنَ الْجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الْجَنَّةِ فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِيَائِهِ» جهاد دری از درهای بهشت است که خدا فقط روی دوستان ویژهاش باز میکند، یعنی آنهایی که عاشق هستند به جهاد بیایند، چون میخواهند خودشان را به سختی بیندازند.@مسیر عشقبازی، خود را به سختی انداختن، مسیر عامل خدا شدن، سرباز خدا شدن، «اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ حِزْبِكَ، اللَّهُمَّ اجْعَلْنِي مِنْ جُنْدِكَ، َ وَ اجْعَلْنِي مِنْ أَوْلِيَائِكَ» مسیر مسیر دوستی و عشق است، عافیتطلبها، رفاهطلبها، آنهایی که خدا را برای خودشان میخواهند، دین را برای خودشان میخواهند، دین برای انسان است، نه ما برای دین، خدا بیاید فقط به ما خدمات بدهد و ما به هیچ وجه در این مسیر اعلی قدم برنداریم و کار نکنیم.@اینها آدمهای خودخواهی هستند که هیچ فهمی از معنای انسانیت، خلقت و آفرینش ندارند، انسان خودش باید درگیر بشود، وقت، عمر، ذهن، قلب، درگیر الله بشود، درگیر جهاد بشود، درگیر امام زمان (علیه السّلام) بشود.@بحثمان این بود که اگر یک کسی واقعاً عاشق امام زمان است و مهدوی است، خستگی، تلاش در راه امام زمان را انتخاب میکند، در واقع برای این کار انتخاب میشود، همه هم انتخاب نمیشوند، یعنی اگر یک کسی در ذهن و دلش آمد که من یک کاری برای امام زمان بکنم، قاعدهاش این بود که ذکر از مراسم زبان و مقوله فکر نیست، «وَ لَكِنَّهُ أَوَّلٌ مِنَ الْمَذْكُورِ وَ ثَانٍ مِنَ الذَّاكِرِ» اگر شما یاد میکنید این یاد اول از معشوق شروع میشود بعد شما توفیق یاد معشوق را پیدا میکنید.@پس اگر کسی انتخاب بشود خیلی است، لذا اساساً مقوله جهاد و خدمت به دین، مقولهای است فوقالعاده قوی، قدرتمند و متعالی، که فقط نصیب بعضی از انسانها میشود که اینها برای خدمت به دین انتخاب میشود، برای خدمت به دین، برای کمک به اسلام، به امام زمان، به دین خدا آدمهای خاصی هستند.@جمع قدر خودتان را واقعاً بدانید، جامعه پزشکی مهدوی خیلی ما باید قدر بدانیم که این چقدر قیمت دارد، چقدر ارزش دارد که یک نفر به او راه بدهند، اجازه بدهند که در یک فضایی قرار بگیرد که در آن فضا و مسیر میتواند در خدمت خلیفة الله، مظهر خدا، ولی الله باشد، در خدمت خدا باشد، این خیلی مهم است، مهمتر از این بعد از این، این هست که انسان فکر بکند حالا چکار باید بکند.@پس کار کردن، خسته شدن، عملیاتی بودن، علامت عشق است، مثل اینکه شما عاشق درس بودید برای رشتههایتان عملیاتی شدید، در دانشگاهها و مراکز علمی خودتان را به سختی انداختید تا رسیدید به کارشناسی، ارشد، دکترا، مهندسی، خودتان را به اینجا رساندید، سختی دارد، راحت که نبوده.@اگر کسی میخواهد برجساز بشود، یک کسی میخواهد نقاش بشود، یک کسی میخواهد ورزشکار بشود، یک کسی میخواهد هنرمند بشود، میبینید او هم در مسیر خودش این سختیها را باید بگذراند.@حالا یک کسی که میخواهد فعالیت فوق عقلانی داشته باشد، اتصال به جاودانگی و ابدیت و الله داشته باشد، خدا را دوست داشته باشد، یعنی انسان باشد، در راه خدا، اذیت دارد، سختی دارد، جهاد دارد، این چیزها را دارد و طبیعی هم هست، و از آن نه تنها ناراحت نیست بلکه لذت دارد، چون به نتیجه و قرب و وصال دارد فکر میکند اصلاً ناراحت نیست.@این دیگر شوهرداریش هم الهی است، زنداریش هم الهی است، تربیت فرزندش هم برای خداست، نه برای شوهرش و فرزندانش، کارش هم برای خداست، نه برای هیچ کس نه برای دنیا، فعالیتهای اجتماعیش، فعالیتهای هنریش، فعالیتهای سیاسیش، همه چیز با او است برای همین هم برایش شیرین میشود، و قابل تحمل هم هست و از آن لذت میبرد.@دیگر منوط به این نیست که شوهرش هم قدر بداند یا نداند، بفهمد یا نفهمد، زنش قدر بداند یا نداند، بفهمد یا نفهمد، فرزندانش اینطوری، جامعه اینطوری، نه اصلاً اینطوری نیست، این اصلاً از شرک اتصال به اجتماع شخص در میآید، او که فقط و فقط برایش مهم است که ببیند و راضی بشود خدا است «قُلْ إِنَّ صَلاتي وَ نُسُكي وَ مَحْيايَ وَ مَماتي لِلهِ رَبِّ الْعالَمينَ» همه چیزش برای آن طرف است.@برای همین این شخص کَنده شده است از ارزشهای اینجا، از ملاکها و هنجارهای اینجا، اینطور نیست که با ملاکها و هنجارهای اینجا بالا و پایین برود، عزیز بشود، ذلیل بشود، شاد بشود، غمگین بشود، اینطور نیست، او ملاکهای شادی و غمش، عزت و ذلتش، موفقیت و شکستش با ملاکهای بخش برزخی هست، بخش ابدیش هست، این خیلی مهم است.@کما اینکه در حرکت یک جنین در رحم مادر مهم این هست که او سیرش طبیعی باشد به سمت دنیا، بقیه چیزها دیگر اهمیتی ندارد؛ یکی دیگر از علامتها را ذکر بکنم، از امیرالمؤمنین (علیه السّلام) هست میفرماید: «مَنْ أَحَبَّ شَيْئاً لَهِجَ بِذِكْرِهِ» یک کسی که چیزی را دوست دارد، زبانش به ذکر او مشغول هست، اشتیاق و شوق ذکر او را دارد.@شما در هر پنج بخش نگاه کنید، آنهایی که با مسائل جمادی سر و کار دارند، میبینید که دائماً در هر مهمانی، هر جا مینشینند دارند راجع به اتومبیل صحبت میکنند، مدلهای اتومبیل، لاستیکش، موتورش، رنگش، فرمانش، مبل، تلفن همراه، لباس، پارچه، بلور، کریستال، فرش، پرده، راجع به این دارد صحبت میکند، و خسته هم نمیشود، بورس، بازار، قیمتها، صادرات و واردات.@آنهایی که با بخشهای گیاهی کار دارند، راجع به تجملات و هیکل و اندام و زیبایی و عمل جراحی و عمل بینی و مو و آرایش و چی بزنیم و چی بخوریم و تغذیه، تولید مثل، قدرت بدنی، زیبایی و لطافت کمالهای گیاهی است، صبح تا شب راجع به همین مسائل صحبت میکنند.@آنهایی که بخشهای حیوانیشان قویتر هست، معشوقهای حیوانی دارند، دائماً راجع به همین چیزها صحبت میکنند، ازدواج و همسری و خانوادگی و چه کسی شوهر کرد و چه کسی طلاق گرفت و چه کسی میخواهد ازدواج بکند، و الان برای ازدواج این چکار بکنیم، برای جهیزیه چکار بکنیم، مسائل اجتماعی، سیاسی، اینها کمالات حیوانی هست.@آنهایی که معشوقات عقلی دارند راجع به دانش صحبت میکنند، علم و دانش و پیشرفتها و تحقیقات و مطالعات و فرمولها و قواعد با اینها مشغول هستند، و او که مشغول جاودانگی هست، زبانش دائماً در مورد معشوقهایش سخن میگوید، دیدید یک مادر به فرزندش دلبستگی دارد، دائماً راجع به فرزندش صحبت میکند، وقتی فرزندش هم نیست، خاطرات او را برای بقیه تعریف میکند.@یک کسی که دلبستگی به الله دارد، یاد الله، یاد اهل بیت، یاد جاودانگی او را مشغول خودش میکند، یعنی یاد زیاد، اگر زیاد یاد نکرد معلوم است دلمرده است، یاد ابدیت، یاد آخرت، قرآن میفرماید ما همه انبیاء را با یاد آخرت ناب و خالص کردیم «إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ» ما با یاد ابدیت، یاد خانه اصلیشان اینها را خالص کردیم.@یک کسی که این کاره است، یک کسی که انسانیت دارد، یک کسی که با باطن انسانی و روح انسانی دارد زندگی میکند، این بیشتر کلماتش، حرفهایش، گفتگوهایش، در مورد خانواده آسمانی، الله، آخرت، ابدیت، امام زمان،و کارهایی از این قبیل، مشغول اینها است.@لذا نبی اکرم (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمایشی دارد که این برای اسکن کردن خودمان خیلی خوب است، میفرماید: «عَلامَةُ حُبِّ اللهَ تَعالى حُبُّ ذِكرِ اللهَ» علامت محبت به خداوند تبارک و تعالی دوست داشتن یاد خداست، یعنی انسان مدام ذکر میکند، از الله حرف میزند چون او را دوست دارد، راجع به او حرف میزند، مثل هر رشته دیگری که هر کس در هر رشتهای هست از معشوقهای مربوط به رشتهاش صحبت میکند.@در طول 24 ساعت حتی خوابهای آدم نشان میدهد، در طول 24 ساعت در رختخواب که میروی بیشتر یاد چه چیزی میافتی، الان میخواهی بخوابی، سرت را روی بالش میخواهی بخوابی چه چیزی اول در ذهنت میآید، معشوقها و محبوبها در ذهن انسان میآید، آنهایی که برای آدم خیلی قیمتی هستند، وقتی سرت را روی بالش گذاشتی تنها شدی، خلوت شدی، اولین چیزی که در خلوت سراغ انسان میآید معشوق است که میآید.@وقتی یک جا خلوت شدی چی، و چه کسی و چه شرائطی را میطلبی، این قشنگ نشان میدهد که تو قلبت متعلق به کدام یک از این چهار مرحله هست، اگر تا تنها شدی مشغول این بودی که شوهرم چه گفت، زنم چه گفت، بچهام چه گفت، فامیلم چه گفت، این بخش حیوانی هست.@اگر راجع به مطالب علمی ذهنت درگیر میشود، فرمولها، و قواعد و کشفیات و اختراعات، بخش عقلی است، و اگر یاد ابدیت، یاد الله، جاودانگی، فرشتگان الهی، اهل بیت، اولیاء الهی، امام زمان بخصوص هستی، خوش به حالت، ذهنت مشغول یک امر خیلی مقدس و مهمی هست.@این قاعدهای که پیامبر میفرماید خیلی مهم است، در فهم خودمان و انسانشناسی و جامعهشناسی، روانشناسی، و بحث سبک زندگی این کلام فوقالعاده تعیینکننده هست «عَلامَةُ حُبِّ اللهَ تَعالى حُبُّ ذِكرِ اللهَ» علامت اینکه انسان واقعاً خدا را دوست دارد، این هست که خدا زیاد به ذهنش میآید، به یادش میآید، و دوست دارد.@و خودش مدام این ذکر را تکرار میکند، خودش این ذکر را میآورد، خودش این یاد را میآورد، دارد رانندگی میکند، دارد آشپزی میکند، دارد بچهداری میکند، در اوج کار دنیاست حواسش یک جای دیگر است، اشتیاقش یک جای دیگر است.@نماز برای یک همچین آدمی خیلی جدی است، میگوید الان میخواهم کارهایم را تعطیل بکنم بروم نماز بخوانم، میخواهم بروم حسینیه، میخواهم بروم عزاداری، میخواهم بروم نماز بخوانم، میخواهم قرآن بخوانم، برایش یک عشق است، یک مراسم است، یک فکر است.@مثل آن موقع که میخواهد برود با جنس مخالفش، با همسرش خلوت بکند، برایش یک موضوعیت دارد، میخواهد ملاقات فرزندانش برود، میخواهد آنها را ببیند، یا عزیزانش، برایش موضوعیت دارد، برایش مهم است، به آن فکر میکند، موقعی که میخواهد نماز برود به عنوان یک کار جنبی و حاشیهای نیست، یک کار اصلی است، رفتن روی سجاده برایش یک کار اصلی است، یک دغدغه است، این خیلی مهم است.@«وَ عَلامَةُ بُغضُ اللهِ بُغضُ ذِكرُ اللهِ عَزَّ وَ جلَّ» علامت بغض خدا این هست که انسان از یاد خدا بدش بیاید، قرآن میخوانند، خاموش کن، بزن آن کانال، خوشش نمیآید قرآن بشنود، قرآن صدای خداست، گفتم قرآن را همیشه با صدای قاری نشنوید، یا حتی با صدای خودتان نخوانید، با صدای خدا قرآن را بخوانید و بشنوید، بدش میآید.@یک کتاب لطیفه به او بدهند، یک رمان به او بدهند، قشنگتر میخواند تا اینکه به او بگویند این کتاب تفسیر را برو بخوان ببین خدا چه گفته، یک کتاب علمی بخواند، ریاضی، مثلثاتی، جبری، علوم تجربی، انسانی، یک چیزی بخواند برایش شیرینتر است تا برود قرآن بخواند، یک کتابی بخواند که او را به یاد الله بیندازد، این کار برایش جذابتر است، تا تفسیر بخواند، قرآن بخواند، نهجالبلاغه بخواند.@این از آنها خوشش نمیآید، حوصلهاش سر میرود، زود کنار میگذارد، دوست ندارد، این علامت است، قاعده است، دارد خود قاعده را میگوید، «عَلامَةُ بُغضُ اللهِ بُغضُ ذِكرُ اللهِ عَزَّ وَ جلَّ» علامتی که انسان از خدا خوشش نمیآید این هست که از ذکر خدا خوشش نمیآید.@از علائم و نشانههای خدا خوشش نمیآید، خدا به او بچه داده یک عالم از اسمهای خدا و اهل بیت و خانواده آسمانی صدها اسم هست میتواند بگذارد میرود اسم جماد و گیاه روی فرزندش میگذارد، این همه اسمهای قشنگ هست بگذارید.@«فَمَا أَحْلَى أَسْمَاءَكُمْ وَ أَكْرَمَ أَنْفُسَكُمْ» این همه اسمهای اولیاء خدا، اسمهای بزرگ، اسمهای انسانهای کامل، اسمهای خلفای الهی، از این اسمها دوست ندارد انتخاب بکند، میرود از این اسمهای بیخود برمیدارد روی فرزندش میگذارد، روی ساختمانش میگذارد، اگر به او پیشنهاد بدهی بد است.@ما کسانی را میشناسیم که خداوند و پدر و مادر این توفیق را به آنها دادند که اسمهای قشنگ داشتند میرود اسمش را عوض میکند، این اسمها را دوست ندارد، خوشش نمیآید، اینجا سنخیت نیست، شباهت نیست، لذا دوست هم ندارد.@سبک زندگی هم مشخص است، علامت حب خدا سبک زندگی انسان است، یک سبک زندگی الهی است، یک کسی نمیتواند بگوید من خدا را خیلی دوست دارم، به خدا خیلی علاقه دارم، عشق خدا را دارم، بعد سبک زندگیش اصلاً به خدا شباهت ندارد.@یک خانمی چند وقت پیش آمده بود اینجا میگفت من خیلی عاشق خدا هستم، خیلی عرفان دوست دارم، بعد بدحجاب و وحشتناک، آرایش کرده چند قلم، آمده بود، بعد من گفتم شاید این بنده خدا اصلاً متوجه نیست داستان چیست، آن حقیت پاک عشق الهی در ذهنش هست از این ماجرا غافل است.@یک مدتی به او برنامه دادم، سیر دادم، رفت جلو مباحثی که باید بفهمد را فهمید، باز تغییر نکرد، به او گفتم شما با این ظاهر چطوری میتوانی سبک زندگی خدا را داشته باشی، خدا با این ظاهر این سبک را دشمن میدارد، میگفت چه ربطی دارد! گفتم ربط دارد، نمیشود ما خدا را دوست داشته باشیم یک سبک زندگی غلط انتخاب بکنیم، یک پوشش غلط انتخاب بکنیم، برای خودمان و نوامیسمان، اصلاً جور در نمیآید.@در خانه میروی میبینی یک عالم تابلوهای فساد در خانه هست، مجسمههای فساد آویزان هست، عکسهای ناجور، این چطوری میشود، شبکه تلفن همراه و شبکه مجازی یک عالم تصویرهای غلط و فیلمهای غلط وجود دارد، اینها چطوری با همدیگر جور در میآید.@اگر یک کسی الله را دوست داشته باشد سبک زندگی خدایی را دوست دارد، از آن لذت میبرد، تکلیف نمیداند، رعایتش برایش فشار ندارد، رعایتش برایش سختی ندارد، رساله زندگی کردن برایش خیلی ساده است، خیلی شیرین است، اینها مبنای مهمی است که پیامبر میگوید.@یک کسی میبینی اصلاً تن به هیچ مرجعی نمیدهد، یعنی اصولش، کارهایش، انتخاباتش، رفتارهایش، کار اقتصادیش، کار سیاسیش، کار مدیریتیش، شوهرداریش، زنداریش، لباس پوشیدنش، این جایی تایید نمیشود، از ماهواره گرفتم، از تلویزیون گرفتم، از فلان هنرپیشه گرفتم، الان فلان چیز مد است، این حرفها چیست، یعنی آدم اینقدر بدبخت و بیارزش است، که مبتذل است با مد زندگی بکند، چه چیزی مد است، چه چیزی مد نیست، این قاعده مهم است، پس به این خیلی دقت کنید.@
و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@