در بُعد حسش معشوقش و الهاش محسوسات است یعنی دنبال محسوسات میگردد و در بُعد خیال معشوقش و الهاش چیست؟ مخیلات هست. یعنی دوست دارد با تصویر کار کند، تصویر چیزهایی که ماده ندارند اما اندازه و صورت و شکل دارند، لذت خیالی از آن میبرد. دوست دارد با این معشوق باشد.@در بخش وهمش معشوقش و الهاش موهومات است یعنی نوع لذت یا آرمان و آرزو و اهدافش امور وهمی هست حالا تعریف ریاضیاش را قبلاً توضیح دادیم چه هست، اگر کسی باز هم سؤال دارد میتواند سؤال کند که فرق اینها چه هست ولی فکر کنم که مشکلی نباشد.@در بخش عقل معشوق و اله انسان چیست؟ معقولات است، علم، دانش، اطلاعات، در این بخش انسان عاشق علم و دانش و اطلاعات است. اینها چیزهایی هست که وجود دارند محسوسات و معقولات و موهومات و مخیلات وجود دارند.@در بخش موهومات مثلاً عشق شما به همسر و پدر و مادر و کشورتان یک عشق زمینی این وجود دارد یا ندارد؟ منشأ اثر هست یا نیست؟ منشأ اثر هست ولی از جنس ماده نیست از جنس خیال هم نیست چون تصویر ندارد شکل ندارد، ولی هست حقیقت دارد خیلی قویتر هم هست.@بیشتر محرکات انسانها در کل دنیا از اول خلقت تا آخر خلقت چی هست؟ موهومات هست یعنی موهومات آنقدر قدرتمند هست که دنیا را دارد اداره میکند بالأخره انسان سراغ این چیزها میرود. حتی خیلیها وقتی سراغ محسوسات و مخیلات میآیند به خاطر امر چی میآیند؟ وهمیاش میآیند.@یک کسی از ویلا و ماشین خوشش میآید میرود از آن لذت میبرد، اصلاً در مخیلهاش نیست که از این ماشین یا ویلا برای پز دادن و افتخار و برتریجویی و علو استفاده کند.@ولی خیلیها اگر حتی یک لباس میپوشند، یک انگشتر دستشان میکنند، یک ساعت، تلفن همراه، خانه، مبل با آن حس چی پیدا میکنند؟ وهمی یعنی میخواهد با آن پز بدهد، میگوید من خانهام مثلاً فلان منطقه شهر است این آبروی من است، آبرو امر چی هست؟ وهمی بود.@این آبروی من هست که خانه من فلان جای شهر باشد، آبروی من این هست که من فلان مدرک تحصیلی را داشته باشم؛ مدرک تحصیلی برای کجاست؟ معقولات، عقل است ولی این در استخدام چی هست؟ وهم است یعنی من بروم دانشگاه فلان مدرک تحصیلی را بگیرم که بتوانم یک شخصیت داشته باشم، پزی بدهم، سری در سرها داشته باشم؛ این چه میشود؟ باز چه دارد حکومت میکند؟ وهم است.@پس آن که الان بیشتر افراد دنیا درگیرش هستند امر چیست؟ وهمی است یعنی مردم با واهمه دارند کار میکنند، درست واهمه آن جایی هست که در حملات چهارگانه شیطان راهش کاملاً برای نفوذ باز هست.@در بخش فوق تجرد یا فوق عقل معشوق انسان چه بود؟ الله بود. الله را خوب دقت کنید چون اگر مفهومش را خوب نفهمید گیج میزنید نمیتوانید ارتباط بگیرید، حالا در اردو خیلی خوب توانستیم با هم این تمرین را کردیم ولی باز این تمرین را قبلاً هم اینجا کردیم خیلی فشرده من این را عرض کنم.@گفتیم که ما در اطرافمان به هر چه که نگاه میکنیم هر چه که الان داریم میبینیم ماهیتها و تعریفشان از نظر علمی فرق میکند.@میگوییم این دستمال کاغذی است این مقوا است این جلد مفاتیح است محصول پتروشیمی است نفت است رنگ دارد این کاغذ است چوب است حالت طبیعی دارد این مثلاً میکروفن است ولی همه در یک چیز با هم شریک هستند، آن چه بود؟ هستی، یعنی در همه یک چیز هست، یعنی همه از یک چیز تشکیل شدند، از چی؟ از هستی، یعنی وجود.@گفتیم هستی به محض اینکه در ذهن میآید اگر کسی بتواند خوب تصورش بکند یعنی وجود داشتن، وجود؛ من میتوانم این را بسوزانم پس ماهیتش را میتوانم از آن بگیرم، این را کربن بکنم یک استفاده دیگری دارد یا این را میتوانم بسوزانم، وقتی سوزاندم ماژیک نیست، ولی چی ثابت میماند وقتی آن را سوزاندم؟ هستی در آن ثابت هست یعنی وجود هست اما ماهیت ندارد ماهیت عوض میشود.@هر چیزی ممکن است از بین برود تغییر شکل میدهد اما وجود و هستیاش ثابت است. شما در هستی به محض اینکه تصور کنید به معنای وجود، بودن، آن چیزی که شما میتوانید اصطلاحاً لفظ چیز را به آن اطلاق کنید شیء.@شما تا میگویید هستی، گفتیم در هستی دوتا چیز ذاتی است یکی بینهایت بودن یکی یکتایی. بینهایت بودن هستی را چطوری اثبات کردیم؟@گفتیم هستی فقط یک چیز میتواند محدودش بکند آن چیزی است که از جنس خودش نباشد، چون اگر یک چیزی باشد مثلاً اگر این تخته کرانه هستی باشد اینطرف بگوییم اینجا دیگر کرانه هستی است از اینجا به بعد نیستی است.@اگر بگوییم نیستی هست که تناقض است، نیستی یعنی چیزی که نیست عدم، و گفتیم ما اصلاً عدم نداریم چیزی به اسم عدم نداریم عدم یعنی نیستی اصلاً معنا ندارد، اگر قرار باشد یک چیزی به اسم عدم باشد پس چی میشود؟ هستی میشود، پس دوباره هستی همیشه هست.@هستی مثل H2O میماند شما وقتی میگویید H2O، فقط تصورت از آب یک H2O است کار دیگری نمیتوانید بکنید ذاتیاش است. مثل نور میماند که روشنایی جزء ذاتیاش است. نمیتوانیم بگوییم که ما یک نوری داریم که هر جا بتابد آنجا را تاریک میکند، امکانپذیر نیست.@هستی پس در ذاتش بینهایت بودن هست با هیچ چیز محدود نمیشود چه در جنبه حس، چه در جنبه خیال، چه در جنبه وهم، چه در جنبه معقولات چه در جنبه فوق عقل. کل اینجا هر چه که میگوییم هستی آن چیزی که هست و منشأ اثر است حد ندارد هستی شکلهایش فرق میکند.@بعضی وقتها شکلش ماده است محسوس است، بعضی وقتها شکلش مخیلات است بعضی وقتها موهومات است بعضی وقتها معقولات است.@پس هستی بینهایت است و هستی یکتایی دارد یعنی ما در مقابل هستی دو اصلاً نداریم، نمیگوییم ما دوتا هستی داریم، هستی یکی بیشتر نیست یک بینهایت است و چون اساساً بینهایت است (خوب دقت کنید از نظر ریاضی) شما تا بینهایت میگویید یعنی هستی همه جا هست جایی نیست که هستی نباشد.@ما چیزی را نداریم که در آنجا هستی وجود نداشته باشد هستی یکتاست، دو هم نمیتواند داشته باشد چون گفتیم اگر ما دوتا هستی و وجود داشته باشیم وسطشان چیست؟ نیستی، اگر نیستی باشد که گفتیم نیستی نداریم، اگر هستی باشد که سه تا با هم یکی هستند و متصل هستند.@پس ما هستی یکپارچه و بینهایت داریم که همه جا حضور دارد همه جا هست در همه چیز هست شما هر چه را که نگاه کنید در آن پر از هستی است.@و بعد گفتیم که هستی وقتی یگانه است تمام کمالاتی که انسان در محسوسات، مخیلات، موهومات، معقولات دنبالش میگردد کجاست؟ چون هستی گفتیم بینهایت است خارج هم ندارد، نمیشود از هستی خارج شد، نمیشود یک جا برویم و بگوییم یک جایی یک چیزی هست خارج از هستی، اگر باشد آنجا اول نیستی باید باشد که نیستی هم گفتیم نداریم.@بنابراین هستی یک امر یکپارچه است یک تکه است واحد است و خارج هم ندارد. پس وقتی خارج ندارد تمام کمالاتی که هر کس عاشقش هست و میخواهد در کجاست؟ در هستی است هستی همه چیز را پر کرده و همه کمالات را خودش دارد. پس هستی بینیاز مطلق است.@چرا میگوییم مطلق؟ چون ما بینیازی نسبی داریم؛ هیچ کدام از شما الان کلاس نهضت سوادآموزی نمیروید چون سواد دارید و از سواد بینیاز هستید ولی نسبی است ما نیازهای دیگر ولی داریم.@در هستی چون همه کمالات در خودش هست و خارج هم ندارد، نیاز زمانی معنا پیدا میکند که ما یک موجودی داشته باشیم این کمبودی داشته باشد در خارج از خودش، حالا میخواهد آن را تهیه کند، اگر خودش داشته باشد که معنای نیاز معنا ندارد اگر خودش داشته باشد که نیاز ندارد.@وقتی خودش نداشته باشد خب اگر خودش نداشته باشد آن چیزی که نیاز این را تأمین میکند کجاست؟ بیرون هستی است یا در هستی؟ اگر بیرون باشد که هستی بیرون ندارد اگر داخلش باشد پس دارد پس بینیاز مطلق است.@نکته مهم که در بینهایت بودن هست این هست که هستی چون بینهایت است خارج گفتیم چیه؟ خارج ندارد. یعنی هیچ وقت چیزی از ذات هستی خارج نمیشود، محال است از دایره هستی چیزی بیرون برود.@پس ما نداریم اساساً از نظر ریاضی و منطقی اینطوری نداریم که بگوییم هستی به اضافه یک چیزی هر چیزی که میخواهد باشد این از نظر ریاضی امکانپذیر نیست، هستی اگر هست خودش هست و خودش، والسلام.@بعد گفتیم هستی از جایی به وجود نیامده یعنی کسی هستی را به وجود نیاورده هستی سابقه عدم ندارد ازلی است چون قبلش یا باید عدم باشد یعنی نیستی باشد، یا باید هستی قبل از اینکه هستی باشد.@اگر قبلش هستی است پس هستی همیشه ازلی است اگر قبلش نیستی است که ما اصلاً نیستی نداریم. پس هستی اول ندارد ازلی است بلااول است. و بعد گفتیم هستی آخر هم ندارد پایان ندارد، چی هست؟ ابدی است امکان ندارد.@واهمه این کار را میکند واهمه شما را میکشاند از نظر فلسفی به اینجا که بگویید از اول چیست، برگردید اول همه چیز، اول ندارد، امکان ندارد اول داشته باشد، آخرش چی میشود؟ دیدید در فیلمها نشان میدهند و میسازند که همه چیز نابود بشود اینطوری تصور وهمآلود است.@پس هستی آغاز و انتها ندارد پس کسی چیزی هستی را به وجود نیاورده. گفتیم به هستی با این خصوصیتی که شهودش میکنیم و الان میبینیم قابل انکار هم نیست، یعنی این هستی با این خصوصیتی که میگویم یک میلیارد سال هم فکر کنید قابل انکار نیست.@چون ما خودمان پر از هستی هستیم همه چیز پر از هستی است و قابل انکار نیست ترکش بدیهیترین چیز است، یعنی اولین چیزی که ما از نظر معرفتی، حتی یک کودک، نوزاد که به دنیا میآید اولین چیزی را که میفهمد چیست؟ هستی است، بعدها میفهمد که این هستی که این شکل هست مادر و پدر و برادر و عمو و پستانک و تخت است.@شکلش عوض میشود ولی در چی شک ندارد؟ در اینکه یک چیزی هست شک ندارد. گفتیم به هستی با این خصوصیت الله میگویند. برای همین هم قرآن میفرماید: «أَفِي اللَّهِ شَكٌّ» آیا اساساً الله شکبردار هست یا نیست؟ نیست، نمیشود به الله شک کرد و بگوییم آن الله نیست.@آن چیزی که ما به اسم خدا میشناسیم راجع به او بحث میکنیم و از او بدمان میآید و انکارش میکنیم او خدا نیست برای اینکه او یک چیز موهومی است ساخته ذهن ماست. ولی هستی که با این خصوصیات ما شهودش میکنیم این را چه میگویند؟ الله؛ یعنی هستی مطلق و بینهایت.@پس ببینید ما در یکتایی احدیت را داریم که «قل هو» سوره توحید را از خودمان در آوردیم یعنی با قرآن کار نداریم از نفس خودمان استخراج کردیم «قل هو»، هو چیست؟ الله است، که الله چیست؟ احد است یعنی دوتا نمیتوانیم داشته باشیم یک موجود یکتا و بینهایت است که همه جا را پر کرده.@خب این الله چیه؟ صمد است، چیه؟ «لم یلد» است، لم یلد یعنی الله تولیدی خارج از خودش ندارد این یک تکه خیلی درکش مهم است که الله تولیدی خارج از خودش ندارد.@ما یک الله تصوری که عوام درک میکنند و خیلی جاها هم به ما اسم الله این را به ما قالب میکنند میگوییم الله، خدا آسمان است، ای خدا میشنوی یا نه، خدا کجاست؟ این الله توهمی هست.@الله یعنی هستی مطلق همه جا هست پر است، من پر از الله هستم اتمها و الکترونها و نوترونها و پروتونها همه چیز پر از الله است «و بأسمائک التی ملئت أرکان کل شیء» الله در تمام الکترونها و پروتونها و نوترونها، بیایید پایین تا کوآرکا، بعدها شکاف میخورد.@در بحث اردوی توحید اسماء الله گفتیم که امکان ندارد بشر برسد به یک جایی که بگوید اینجا آخر ماده است اصلاً همچین چیزی امکان ندارد، بگوییم اینجا آخر ماده است ماده از این به بعد قابل تفکیک نیست، این به هیچ وجه امکان ندارد. بشر همینطوری شکاف میخورد و میرود.@پس الله لم یلد است، لم یلد یعنی چی؟ یعنی هستی هیچ چیزی را خارج از خودش به وجود نمیآورد؛ اینطور نیست که بگوییم آن مخلوق است این خالق و الله است، تفکیکپذیر نیست هر جا مخلوق هست خالق هم با آن هست.@همه جا خالق با چی هست؟ علت همه جا با چی هست؟ با معلول هست، پس تفکیک و جدایی از همدیگر اصلاً ما نداریم در هر شئی الله وجود دارد و حضور دارد.@از این کدام اسم را در میآوریم؟ اینکه «إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ» قرآن میگوید «أَلَا إِنَّهُمْ فِي مِرْيَةٍ مِنْ لِقَاءِ رَبِّهِمْ» مردم شک میکنند از ملاقات خدا در حالی که الله محیط بر کل شیء است قابل شک نیست قابل تردید نیست الله همه جا هست.@«بِكُلِّ شَيْءٍ» تو برو در اتم، بیا تا کوآرکا، بیا در یک میلیون برش از کوآرک هم که بزنی آنجا شیء هست یا نیست؟ هست، الله آنجا وجود دارد.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: نه، هو یعنی این چیزی که شما عاشقش هستید و دلتان را آرام نمیکند مگر اینکه به آن برسید آن مطلقگرایی که شما دارید، عشق به قدرت مطلق و لذت مطلق و علم مطلق و حیات مطلق هر چه که میخواهید هو، باید یک چیزی بگوییم که من را سیر کند.@دختر راک فلر میگفت من هیچ لذتی نیست در عالم نبرده باشم بعضی تغییر جنسیت میدهند، گفتم که لذت جنس مخالف را هم حتی ببرند ولی هیچ وقت احساس آرامش و خوشبختی نکردم، من خودم را میکشم شاید ورای مرگ یک چیزی من را نجات بدهد، آنطرف یک چیزی باشد من را آرام شوم.@آن چیزی که همه دنبالش میگردند چیست؟ هو است. حالا آن هو وقتی که با اسمائش در نظر میگیری الله میشود. پس «إِنَّهُ بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ» یعنی شما با الله میبینید، با الله فکر میکنید، با الله دوست دارید، با الله میخورید، با الله بدت میآید، همه چیز حتی میبینی با چه کسی داری میبینی؟ با الله داری میبینی الله همه جا یکسان با تو حضور دارد.@«بِكُلِّ شَيْءٍ مُحِيطٌ» است همه جا هست، یک جا را نمیتوانیم بگوییم که الله آنجا نباشد؛ مثلاً بگوییم این یک ماژیک صرف است الله آنطرف است، نه همین جا حضور دارد.@ولی الله ماده نیست مثل من که الان برای شما صحبت میکنم ماده است به شما میخورد ولی من صوت نیستم اما قابل ظهور صوتی هستم، میتوانم ظهور و جلوه داشته باشم. پس وجود غیر از ماهیت است. ما الان در همه اشیاء وجود را داریم ولی شکلشان با هم فرق میکند ظهوراتشان، بعضی از موجودات محسوس، بعضی مخیل، بعضی موهوم و بعضی معقول هستند و چیزهای دیگر.@روی این بحث خیلی دقت کنید که الله لم یلد است تمرین ذهنی باید بکنیم، حالا ما در اردو یک مقدار تمرین کردیم لم یلد است. لم یلد کلمهاش خیلی مهم است حالا شما در تفاسیر یا کتابها خیلی این چیزها را پیدا نمیکنید تمرین لم یلد.@در تفاسیر و کتابها از لم یلد یک تمرین عوامانه به ما میدهند، میگویند خدا زایش ندارد زایمان نمیکند، یعنی در واقع دارند نفی چه میکنند از الله با این تفاسیری که الان به ما میدهند؟ نفی جنسیت زنانگی و مردانگی میکنند در حالی که این معنا ندارد.@لم یلد یعنی چی؟ یعنی خارج ندارد، تولید خارج ندارد. پس ما با یک وجود واحد سروکار داریم که به آن توحید ذاتی میگویند. وحدت ذاتی دارد. ذاتاً واحد است امکان ندارد شریکبردار و دوبردار نیست. هر چیزی را که شما تصور کنید به عنوان شریک یا هست یا نیست. اگر هست پس کیست؟ هستی است، اگر نیست که نیستی است.@برای فهم نکتهای که میخواهیم امروز روی آن کار کنیم خیلی این مسأله مهم است. حالا این تمرین را فعلاً متوقف کنیم. پس لم یلد؛ لم یولدش را از کجا در آوردیم؟ زاده نمیشود یعنی کسی الله را به وجود نیاورده ازلی است.@این را از کجا در آوردیم؟ گفتیم اگر بخواهد چیزی به وجودش بیاورد یا هستی این را به وجود آورد که پس خودش است یا نیستی که گفتیم نیستی نداریم پس لم یولد است کسی الله را به وجود نیاورده.@راسل را شما نگاه کنید یک فیلسوف خیلی بزرگی است مسیحی هم هست ولی چطوری کافر شد؟ گفت این سؤال برای من به وجود آمد که اگر هر کس را خدا به وجود آورده خدا را چه کسی به وجود آورده؟@ببینید تصورش از خدا یک موجود عوامانه است یعنی موجودی که آنطرف آسمانهاست و بقیه موجودات هم مخلوقاتش هستند خودش هم از آن بالا دارد نگاه میکند.@پس دقت کنید خدا از کجا آمده (بچههای کوچک زیاد سؤال میکنند) خدا از کجا آمده؟ خدا از جایی به وجود نیامده اصلاً تعریف خدا یعنی آن که از جایی نیامده. آن که ما تصور میکنیم میگوییم خدا از یک جا آمده دیگر الله نیست.@به محض اینکه شما قبول کردید خدا اول دارد و از یک جایی آمده دیگر آن الله به درد شما نمیخورد معشوق نیست اله نمیتواند باشد.@در بحث انسانشناسیمان چه گفتیم؟ در بحث انسانشناسیمان گفتیم که خداوند یعنی الله هستی مطلق در اولین جلوهاش چکار میکند؟ مثل أعلی را به وجود میآورد یعنی عالیترین نمونه از خودش را خلق میکند ولی این مخلوق است یعنی ذات از خودش ندارد.@اگر میگوییم مثل أعلی یا خلیفة الله است باید دقت کنیم که این ذاتاً به چه کسی وابسته است؟ ذات ندارد چون ذات یعنی هستی در کجاست؟ فقط در هستی است فقط هستی هست که قائم به ذات است و برای خودش است و الا مثل أعلی یا همان نور اهل بیت نور محمد و آل محمد (علیهم السّلام) این چی هست؟ این وابسته به الله است.@گفتیم در نظام خلقت از یک موجود به این شکل جبروت میآید بعد از جبروت از جبروت چه خلق میشود؟ ملکوت، و از ملکوت ناسوت میآید. امام صادق فرمود: «إنَّ اللهَ عَزَّوَجَلّ خَلَقَ مُلکَهُ» ملک اینجاست «عَلی مِثالِ مَلَکُوتِه» از روی نمونه ملکوت ساخته «وَ أسَسَّ مَلَکُوتَهُ عَلی مِثالِ جَبَرُوتِه» از اینجا این را طراحی کرده.@پس از الله یک هستی مطلق هست تا ماده یک حقیقت است به آن چه میگوییم؟ هستی، وجود؛ اما شکلها و مراحل هستی با همدیگر فرق میکند که در این انسان مظهر الله تا ماده است. انسان در بخش فوق عقلش با کدام بخش ارتباط برقرار میکند؟ انسان در بخش فوق عقل با الله، در بخش عقلش با چی ارتباط میگیرد؟ جبروت، در بخش وهم و خیالش با کجا؟ معقولات، در بخش حسش با کجا؟ محسوسات.@پس وقتی که به انسان میگویند هستی جامع، کون جامع؛ کون یعنی هستی. هستی جامع، جامع یعنی چی؟ جمعکننده، همه چیز را انسان در خودش جمع کرده از ماده تا الله همه را دارد.@«إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ» چون انسان نفسش از کجا موجود خلق شده؟ از اینجا، ولی چون این نفس مراحل نزولی دارد جبروت و ملکوت و ناسوت را هم برای ما در بر میگیرد یعنی ما هم ماده داریم هم ملکوت داریم برزخ داریم هم عقل داریم جبروت داریم هم فوق عقل داریم که با چه کسی میتواند مستقیم ارتباط بگیرد؟ با الله.@حالا این مقدمه طولانی را برای چه گفتیم؟ برای اینکه دقت کنید اگر شما تخصصی به مسأله نزول توجه نداشته باشید وقتی با مقوله دین سروکار دارید فکر میکنید دین یک مشت دستورات نصیحتی است و دارد نصیحت میکند.@الان یک پزشک، فکر کنید بنده یکی از شما میخواهم بیایم یک بدن را تشریح کنم؟ شما را نصیحت میکنم یا نه؟ نه، الان کلاس شیمی است من دارم یک مادهای را برای شما تشریح میکنم، نصیحتتان میکنم؟ نه، موعظه نیست، دارم از چه خبر میدهم؟ دارم از یک واقعیت و حقیقت بیرونی خبر میدهم.@کلاس مکانیک است، الان کلاس مکانیک است من دارم از چه خبر میدهم؟ حالا این کلاس مکانیک که دارم از واقعیت خبر میدهم وجودشناسی دارم به شما میگویم.@پس ما وقتی که انسان کامل یعنی معصوم میآید در مرحله ناسوت برای ما ظهور میکند و دارد برای ما حرف میزند مثلاً یک مسألهای راجع به روح، اخلاق، پدر و مادر، شراب، موسیقی، خوردنیها، پوشیدنیها میگوید دارد از چه خبر میدهد؟ دارد وجودشناسی به ما میگوید، دقت کنید بحث اونتولوژیک هست یعنی بحث کاملاً وجودشناسی است.@مثلاً مشروب نخورید مشروب این کار را میکند، دارد از چه خبر میدهد؟ روحانی یا استاد، روحانی که میآید این اطلاعات تخصصی را از معصوم متخصص میگیرد و برای مردم میگوید مردم میگویند این آخوند و روحانی است کارش چیست؟ موعظه کردن است، دارد ما را نصیحت میکند. اصلاً بحث نصیحت نیست.@بحث دارد به شما میگوید (در ریاضیات داریم) اگر آ آنگاه ب، بحث علیّ و معلولی دارد به شما میگوید. میگوید اگر شما این مشروب را استفاده کنید در ساختار فیزیکی شما این آثار را دارد. پس وقتی به امام رضا میگویند حرام یعنی چی؟ یعنی مضر، یعنی دارد بحث وجودشناسی دارد با شما میکند. حلال یعنی چی؟ یعنی مفید.@پس ما وقتی که میآییم در مورد انسان و مراحل انسان و مراحل هستی انسان صحبت میکنیم (حالا میخواهیم برویم در بحثهای اصلی انسانشناسی).@گفتیم انسان مجازی کیست و انسان حقیقی کیست؟ گفتیم قیمت هر انسانی به چیست؟ به معشوقهایش است، به آن کسی که تو دوستش داری و میخواهی شبیه به او بشوی و به او برسی، یعنی عکسش را در روحت بیاندازی، قیمت هر انسانی به معشوقهایش است.@اگر انسان معشوقش ماده باشد قیمتش هم چیست؟ مادی است. اگر مسائل هنری و خیالی و وهمی باشد قیمتش چیست؟ این است. شما مثلاً میگویید امسال عید بلند شویم برویم ده میلیون بیست میلیون هزینه کنیم چین، مالزی یا کشور دیگر برویم.@آنجا میخواهی بروی چه را ببینی؟ هزینهای که داری میکنی و وقتی که داری میگذاری میخواهی بروی آنجا چه ببینی؟ برویم پل و آبشار و جنگل و حیوانات فلان را ببینیم؛ نگاه کنید ذهن کجا میرود، ذهن تو را میبرد که بروی هزینه کنی و وقت بگذاری یک چیزی را ببینی.@پس وقتی میخواهی بروی ببینی اگر میخواهی بروی کوه و جنگل و معبد و آبشار و حیوانات و کاخ و ساختمان ببینی با چی سروکار داری؟ اگر نه میخواهی از آن تصویرسازی کنی با چه سروکار داری؟ اگر میخواهی پز بدهی که ما خارج از کشور رفتیم؟ موهومات است.@ولی میگویی نه میخواهم بروم اطلاعاتم را راجع به شهر زیاد کنم بروم یک دانشی را یاد بگیرم، کدام بخش است؟ عقل هست. پس محرک ما در هر چیزی آن محرک مهم است من معشوقم را اول تصور میکنم بعد تصمیم میگیرم.@میگویم حالا من الان خارج میروم، میخواهم درس بخوانم؛ درس را برای چه میخواهی بخوانی؟ میگوید دنبال علمش نیستم نمره ناپلئونی هم به من بدهند 10 ـ 12 هم خوب است ولی برای من چه مهم است؟ مدرکش مهم است. چون با این مدرک میتوانم چکار کنم؟ پول در بیاورم، دوباره چه شد؟ میتوانم با این مدرک سری در سرها داشته باشم.@یک دختری میگفت که داییام گفته دختر یا باید خوشگل باشد یا مدرک تحصیلی داشته باشد و الا میماند؛ تو نه خوشگلی نه مدرک داری. حالا نگاه کنید میگوید من مدرک را میخواهم، برای چه میخواهم؟ مدرک لازم است برای من محبوبیت و جذابیت برای من میآورد.@یک عده هستند نه میگویند ما علم را برای خود علم میخواهیم یعنی دنبال این هستیم که این واقعیت را کشف کنیم توسعه علم بدهند. بعضیها میگویند نه ما خودمان میخواهیم بینهایت بشویم من میخواهم همه کمالات را همه را خودم داشته باشم.@انشاءالله داریم به زودی میرسیم چند روز دیگر به ماه مبارک آنجا دیگر شروع بینهایتطلبیهای آدم است «اللهم انی اسئلک» بحث بینهایتطلب، ما از این بحثهای بینهایتطلب دعای سحر فقط سحری خوردنش یادمان هست از بچگی یادمان هست که داشتیم یک چیزی میخوردیم.@«اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ مِنْ بَهاَّئِکَ بِاَبْهاهُ» این را من میخواهم «وَکُلُّ بَهاَّئِکَ بَهِیُّ» همهاش هم همینطوری هست «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِبَهاَّئِکَ کُلِّهِ» همهاش را میخواهم، دوباره چی؟ «اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِجَلالِکَ کُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِنُورِکَ کُلِّهِ، اَللّهُمَّ اِنّی اَسْئَلُکَ بِرَحْمَتِکَ کُلِّها» یعنی چی؟ یعنی همه را میخواهم، من میخواهم همهاش بشوم.@پس ما در واقع در ذات خودمان یعنی در بخش فوق عقل میخواهیم کسی بشویم شبیه چه کسی؟ شبیه الله. داستان خلقت داستان این هست که الله میخواهد افرادی را شبیه خودش خلق بکند که مثل خودش این قوهها و توانها را داشته باشند.@در غیر این صورت شما هر مسیری را که بروید (توجه کنید این مقدمه بحثمان است) هر مسیری را غیر از این شباهت و تخلق بروید در این وادی این قسمت میافتید یعنی کمالاتتان در این جاها میافتد اینها هیچ کدام لایق انسان نیستند، همهشان ابزار هستند.@یعنی شما بروید دانشمند بشوید، یا رئیس جمهور بشوید پادشاه کل دنیا بشوید یا یک هنرمند فوقالعاده قوی بشوید یا تمام ملک دنیا هم که برای تو باشد قیمت تو نیست، قیمت تو برای کدام بخشت است؟@گفتیم انسان در بخش وهم و خیال و حس چی هست؟ حیوان است، در بخش عقل فرشته است، در بخش فوق عقل چه میگویند؟ انسان. فقط بخش اصلی ما این بخش است، چهار بخش پایینی ما بخش چی هست؟ بخش فرعی ماست.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: کاملاً شبیه ولی چون ظهور است از خودش ذات ندارد ظهور بینهایت میشود یعنی خلیفة الله میشود. مثل پیغمبر و اهل بیت، برای همین هم شما مقام اهل بیت را میخواهید «و أسئله أن یبلغنی المقام المحمود لکم عند الله» همان که شما دارید من میخواهم.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: نه نمیشوند چون ذات ندارند. پس شما وقتی که نهجالبلاغه یا کتاب معتبر اخلاقی را برمیدارید میخوانید، چون ما کتاب اخلاق زیاد داریم الان نوشته شده و دست مردم است به قول امام به جای اینکه مردم را درمان کند چکار میکند؟ مریض میکند.@ما یک عالم کتاب داریم مثل کتاب اخلاق اسلامی نوشته شده در دانشگاهها و اینطرف و آنطرف شما وقتی میخوانید بیشتر وسواسی و مریض میشوید و بیچارهات میکند. نه کتاب اخلاقی که به قول امام شفا بدهد این بتواند درمان کند.@اگر یک کتاب معتبر اخلاقی پیدا بکنید مثلاً الان شما یک کتاب خوب دارید چاپ شده نهجالبلاغه و صحیفه آنها هیچی، مثل کتاب مفاتیح الحیات شما دارید که جمعآوری کردند از دستورات ائمه؛ این نمیخواهد تو را موعظه کند این دارد چکار میکند؟ دارد کل اطلاعات وجودی بیرون را به شما میدهد.@میگوید عالم هستی فقط عالم ماده نیست عالم فیزیک نیست ما بالاتر از عالم فیزیک یک عالم متافیزیک داریم که آن هم قوانین خاص ریاضی دارد همهاش هم ریاضی است. این نکته را یادتان نرود از الله تا ناسوت همه تجلیات ریاضی است این را دقت کنید تمام تجلیات چیه؟ عدد و اندازه در آن هست هیچ چیزی خارج از الله بدون عدد و اندازه خارج نمیشود.@«كُلُّ شَيْءٍ عِنْدَهُ بِمِقْدَارٍ» تمام خروجیهای الله و هستی قاعده مند و ریاضی هستند مثل أعلی و جبروت و ملکوت و ناسوت هم ساختار دارد؛ برای همین شما در هر علمی که بروید فقط به چه میرسید؟ به ساختار و اطلاعات عدد میرسید، تمام علوم تو را به چه میرسانند؟ به عدد و اندازه و فرمول میرسانند همه قاعده دارد.@این را خیلی دقت کنیم پس ما موعظه هم داریم موعظه برای قلب خیلی لازم است. موعظه کجا به وجود میآید؟ آنجایی که انسان دارد از مسیر فوق عقل خارج میشود واعظ دارد به او میگوید که تو قیمتت بینهایت است مواظب باش مفت خودت را نفروشی، اگر خودت را فروختی هر چیزی غیر از الله را بخواهی دنیاست، اسمش چیست؟ دنیاست.@مواظب باش اینها را بخواه، دوست داشته باش، هیچ اشکالی ندارد عاشق همه باشیم عاشق هر کدامش هم باشی هر چقدر خدا ناراحت نمیشود، ولی میگوید مواظب باش در دل تو هیچ محبتی بالاتر از محبت فوق عقلانی نباشد چون محدود و فاسق میشوی.@اگر خودت را فروختی به کمالات چهار مرحله پایینی فاسق میشوی دیگر انسان نیستی، چون انسان فقط لایق قلبش چیست؟ فقط یک هستی هست که آن هم میگویند (لا اله الا کمال مطلق و هستی مطلق) لا اله الا الله از اینجا ناشی میشود، برای کدام بخش لا اله؟ بخش فوق عقل و بینهایتطلب.@برای این الهاش الله است، ولی ما بخش عقلیمان الهمان چیست؟ معقولات است، ما در بخش وهمی الهمان موهومات است، در بخش خیال الهمان مخیلات است و در بخش حس الهمان محسوسات است؛ فقط ما در بخش فوق عقل هست که لا اله الا الله درست در میآید از نظر ساختار ریاضی.@یعنی ما میگوییم من عاشق خدا هستم معشوقم خداست، من چه کسی هستم؟ اگر کسی میگوید من الهی ندارم جز الله، باید این فوق عقلش فعال باشد و الا مثل زن و شوهربازی و دکتربازی بچههاست؛ بچه الان میگوید دکتر هستم و دارد نقش دکتر را بازی میکند، ولی واقعا دکتر است؟ نه، حس دکتری را دارد، میتواند در آینده دکتر بشود اگر درس بخواند ولی الان دارد دکتربازی میکند این دکتر نیست.@یا الان دوتا دختر و پسر دارند عروس داماد بازی میکنند لباس عروس میپوشد و داماد هم کراواتی میزند و کنار هم عکس میاندازند اینها عروس و داماد نیستند چون حسهای جنسی ندارند.@لا اله الا الله فقط لایق کسانی هست که واقعاً دلشان به حب خدا چی شده باشد؟ فعال شده باشد واقعاً عاشق شده باشند.@مثل جوانی که الان بلوغ جنسی نداشته یا یک پسر با دخترخالهاش بازی میکرده ولی حسی به او نداشته ولی یواش یواش که بزرگ میشود چه پیدا میکند؟ الان دارد حس پیدا میکند، حالا بالغ شد حالا عاشق شد.@زمانی که انسان به جایی میرسد که با الله حس شخصی پیدا میکند یعنی میفهمد که هست و با او هست یک نفر با او هست که اسمش الله است، میشود دوستش داشته باشی، میشود او را بغل کنی و او را ببوسی و تو را ببوسد و میتوانی با او زندگی کنی و اله معشوق باشد واقعاً به معنای حقیقی، آن تازه زمانی است که یک نفر باید تولدش را جشن بگیرد تازه به عنوان یک انسان متولد میشود.@تا به محض اینکه انسان این حس را با خدا پیدا نکند نمیشود. شما در بخش عقل هم میتوانید خدا را دوست داشته باشید در بخش وهم هم میتوانید چون حیوانات هم خدا را دوست دارند در همه بخشها میتوانید خدا را دوست داشته باشید ولی خدا شریک تو نیست طرف تو در رابطه نیست.@تا وقتی که طرفت نشود یعنی کلاً ماوراء، بخش غیب و بخش خانواده آسمانیات طرف حقیقی رابطه شخصیات نشوند اساساً چیزی به اسم انسان در رحم دنیا شکل نمیگیرد.@رحم دنیا زمانی یک کسی شکل میگیرد، مثل رحم مادر بود، در رحم مادر میگوییم جنین شکل نگرفته، دارد بزرگ میشود اندازهاش سه کیلو شده ولی شکل نگرفته به سمت تولد سالم، این سالم متولد نمیشود. وقتی که دارد میآید به سمت اندامزایی درستی که مطابق با شرائط زیستی دنیاست میگوییم حالا این دارد شکل میگیرد و دارد انسان متولد میشود.@ولی اگر در رحم شکل نگیرد مثلاً اگر چهار کیلو بزرگ شده ولی دست و پا و گوش و چشم ندارد ولی فقط دارد رشد میکند این شکل نگرفته.@انسان در رحم دنیا تا وقتی که به محبت خدا نیافتد اساساً باطنش شکل انسانی پیدا نمیکند با انسان هم محشور نمیشود یعنی وقتی میمیرد به شکل انسان محشور نمیشود به شکل انسان محشور نمیشود.@شما تا به حب نیافتید این اتفاق نمیافتد پس دقت کنید اهمیت محبت خدا را که داریم میگوییم و اینکه الله اله ما بشود اهل بیت (علیهم السّلام) یعنی خاندان ما، چون ما از اینجا آمدیم اینها اصل و ریشه ما هستند خانواده ما هستند، خاندان حقیقی ما اینجاست.@پدر و مادر زمینی گفتیم برای بدن ما هستند این اصل من است خانواده حقیقی من که میخواهم پیش آنها برگردم این قسمت است یعنی اهل بیت (علیهم السّلام). پس شما تا عاشق خاندانت نشوی عشق به معنای حقیقی.@نه به این معنا که امام رضا آدم خوبی است چون بچهام را شفا میدهد، دنبال چه میگردیم؟ حس، پول به من میدهد، مشکل جنسی من را حل میکند، به من زن، شوهر داده، مشکل کنکور من را حل کرده من فلان رشته قبول شدم.@امام رضا خودش، وقتی عاشق خودش بشوی خودش به عنوان یک شخصیتی که دوستش داری صرفنظر از اینکه کاری برایت بکند یا نکند. تا شما به حب نیافتید یعنی رابطه شخصی نیافتید اساساً باطن انسانی ندارید.@این را خوب دقت کنید برای همین هم خدا در سوره توبه آیه 24 هشت تا معشوق میآورد «آباؤکم» که مادرها را هم داشت «أبناءکم» که پسرها که دخترها را هم داشت «إخوان» برادرتان که خواهرها را هم داشت «أزواج» عشیرهتان.@عشیره مفهومش خیلی وسیع است دقت کنید تمام چیزهایی که ناسیونالیسم، رنگ پوست، هر چیزی را دارد عشیره میشود. ما تُرکها، لُرها، فارسها، ایرانیها، افغانیها، اروپائیها، آمریکائیها هر چه که شما بگویید، خیلی مفهومش وسیع است.@أموال و شغل و تجارتتان، مسکن، خانهها، بعد هم جالب است میگوید خانههایی که دلتان را میبرد «ترضونها» همچین کیف میکنید خانه داریم فلان جا، متراژش اینقدر است هال و توالتش اینطوری است شکلش اینطوری است؛.@میگوید اگر اینها محبوبتر از سه معشوق برای شما باشند الله، اهل بیت و جهاد شما دیگر انسان نیستید «فَتَرَبَّصُوا حَتَّىٰ يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» حالا این را خوب تا اینجا داشته باشید، اینها همه را گفتم که برسیم به آن دعایی که جلسه قبل نیمهتمام ماند.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: فوق عقل است، محسوسات مثل ماده، پول، خانه، ویلا، ماشین، این را محسوسات میگویند. قیمت هر کسی به این هست که واقعاً معشوقش چه کسی و چه چیزی باشد. کدام حبش غلبه دارد و این را در زندگیاش مدیریت میکند. چه چیزهایی شادش میکند و چه چیزهایی غمگینش میکند این قیمت یک آدم است.@برای همین پیامبر فرمود هر کس در دنیا عصبانی بشود و گریه کند جهنمی است، چرا؟ چرا اگر یک نفر برای دنیا غصه خورد جهنمی است؟ چون اگر معشوق بالاتر داشته باشد برای پایینتر غصه نمیخورد.@مثل یک ثروتمندی هست که حالا فرض کنید صد هزار تومان از جیبش زدند اصلاً این برایش مهم نیست، دوزارش را گم کرده چون بالاتر را دارد.@اگر کسی غصه خورد دروغ میگوید که بالاتر را دارد الله الهاش نیست. اینکه حضرت زینب (سلام الله علیه) در کربلا میگوید «ما رأیت إلا جمیلا» همه این صحنههای کشتار قشنگ بود چون یک چیزی بالاتر را دارد و این کشتهها هم آنجا رفت که من دوست داشتم، همه رسیدند به آن کمالی که خودشان میخواستند. پس خوب دقت کنید این فوقالعاده مهم است.@حالا رسیدیم در بحثمان به کدام بحث؟ به این دعا که دعای عرفه است میخوانیم، چون ماه رجب دارد میآید یعنی امشب شب اولش هست و میخواهیم شروع کنیم.@فوقالعاده مهم است رجب، شعبان، رمضان ماههای انسانی هست یعنی در واقع مثل یک ماه عسل میماند مثل یک فضای خاصی هست که برای فعالیتهای فوق عقلانی است فصل شکوفایی بخش فوق عقل انسان است از رجب شروع میشود، اوجش هم کجاست؟ ماه مبارک هست.@
سؤال: نامفهوم.@
جواب: شما در وجود نمیتوانید چون ازلی و ابدی و بینهایت است نمیتوانید با ذهن ارتباط برقرار کنید چون ما ذهنمان محدود است تا در ذهن میآوری ذهن قفل میکند برای همین روی ذات فکر نکنید.@ولی میتوانید همان را با آن ارتباط مستقیم برقرار کنید برای همین ذهن میشناسد اما آن چیزی که با بینهایت ارتباط برقرار میکند قلب و دل است، در دل شهود هست در دل وقتی که ارتباط برقرار کردید آن را میشناسی اصطلاحاً معرفت میگویند؛ غیر از علم است، توضیح دادیم که علم غیر از معرفت است علم کلی است فرمول دارد، میتوانیم روی قاعدهاش بریزیم، در معرفت جزئی است یعنی شما ارتباط شخصی با آن دارید.@پس کار عقل (جلسه قبل توضیح دادیم) گفتیم باید از هرزگی نجاتش بدهیم، هرزگی عقل چیست؟ چون هم وهم ما هرزگی دارد یک کسی هرزه است در بخش موهومات و مخیلات هرزه است بخش مسائل جنسی، سیاسی، اجتماعی، قدرتطلبی، شهرتطلبی هرزه است ولی وهم دنبال این است یکطوری خودش را نگه دارد.@یک کسی در بخش مخیلات هرزه میشود یک کسی در بخش محسوسات هرزه است ده تا شرکت بزنیم اینقدر پول در بیاورم اینقدر حسابمان را زیاد کنیم اینقدر زمین بخریم اینقدر ویلا بخریم دنبال این است، چیزی که خودش نیست را در واقع اضافه میکند.@یک موقع عقل انسان هرزگی پیدا میکند. هرزگی عقل به این هست که مثلاً واهمه به او میگوید این چیز خوب است برویم کلاس بگذاریم این را هم یاد بگیریم، وقتی من بخواهم یاد بگیریم این من را از بینهایت بودن میاندازد یا نه، هر چیزی یادگیریاش به درد نمیخورد؟@همینطوری وقتش را میگذارد که این و آن را مطالعه کنم و این و آن را در بیاورم، امروز این و آن را بگیرم ما را سر کار میگذارد.@مثلاً طرف لیسانس گرفته عاشق خداست، واهمهاش پیشنهاد میدهد برو ارشد بگیر، میرود ارشد بگیرد وقتش تلف میشود یعنی عرضه ندارد که ارشد را با الله نگه دارد مجبور است یکی را از دست بدهد ارشد را میچسبد الله از دستش میرود، الان دکتر شده ولی آدم پژمردهای است افسرده و عصبی و حساس است پس از دست رفت.@تو زمانی میتوانی در هر کمالی بالا بکشی که معشوق از دستت نرود. در مثال که زدم گفتم مثل یک زن شوهردار است این زن شوهردار که شوهر دارد وقتی میخواهد تصمیم بگیرد از خانه بیرون برود و هر انتخابی بکند باید با تناسب کجا با هر چیزی رابطه برقرار کند؟ وفاداری به چه کسی؟ به همسرش میتواند برود.@شما تا وقتی که به الله وفادار نمانی هرزه میشوی آن فاحشهگی و آن هرزگی که گفتیم انسان هرزگی پیدا میکند خودفروش میشود فقط مربوط به بدن نیست. کمترین گناه ما هرزگی بدنی است اما هرزگی روحی و عقلی و خیالی و وهمی از هر هرزگی بدتر است.@انسان هر چیزی را میبیند این را بخوانم، این را نگاه کنم، این فیلم و سریال را ببینم، این کتاب را بخوانم، این تلگرامبازیها را الان دیدید اینها هرزگی است از صبح تا شب وقتش در این کانالها هست این را بخوانیم و آن را بزنیم و این را بفرستیم و آن را بفرستیم.@این دیگر اصلاً نمیتواند به عشقبازی و الله و تشبه حق تعالی برسد چون هرزگی دارد اصلاً تمرین و وقت و تمرکز و شدنی در کار نیست با همین هم تا آخر عمر سرپاست یعنی با همین معشوقهای وهمی و خیالی و نهایتاً عقلی سرپاست.@این وقتی که منتقل میشود در برزخ میرود اول بدبختیاش است چون آنجا فقط چه میخواستند؟ مثل دنیاست که فقط از یک جنین چه میخواهند؟ یک بدن سالم، حالا آمده با سیستم دنیا این بدن سازگاری ندارد رشد کرد ولی به درد نمیخورد. شما اگر در زمینه دنیا نتوانی عاشق بشوی وقتی آنجا متولد بشوی خیلی خطرناک است.@
ذهن را باید نگهاش داریم ما با الله میتوانیم بشناسیم ما الان با هم تمرین ذهنی و عقلانی کردیم شهودی هم بود، نمیتوانیم انکارش کنیم؛ شما برو هزار سال دیگر فکر کن هزار نفر دیگر اگر توانستی این را انکار کنید که الان در سوره توحیدی که ما از نفس استخراج کردیم، محال است یک کسی بتواند این را انکار کند.@عقلی است ولی حالا من الان فهمیدم که معشوقم الله است، باید با کدام بخش با آن ارتباط بگیرم؟ با فوق عقل.@مثل اطلاعات خواستگاری است شما در خواستگاری میخواهید از یک نفر خواستگاری کنید برای دخترت یا خودت یا هر کس دیگر، با ذهن او را میشناسی، میگویی ببینم این چطور آدمی است، استاد چه میگوید، فلان کتاب چه میگوید، ژنتیک چه میگوید، مشاوره چه میگوید، به درد هم میخوریم، شما دارید کار عقلی میکنید.@ولی وقتی که صیغه عقد خوانده شد دیگر عقلی نیست، کدام بخش ارتباط میگیرد؟ دل، عاشق میشوید، محبت میافتد رابطه و مودت بین آنها میافتد، مودت نه محبت، یعنی به عاشقی میافتد.@ما باید در بخش عقل الله را بشناسیم، ولی در کدام بخشمان ارتباط بگیرد؟ در بخش دلمان، اصطلاحاً قلب. حالا راهکارهایش را انشاءالله یا در اردوهای بعدی یا همین جلسه توضیح میدهیم چون باید شما بتوانید حس را کاملاً کنترل کنید.@بعداً اگر به کنترل در نیاید خیال آلوده میشود، خیال اگر کنترل نشود واهمه آلوده میشود، واهمه آلوده بشود عقل هم آلوده است، عقل اسیر بخش واهمه است. عقل دارد هوش دارد شخص دانشمند شده اما سیر کدام بخش است؟ اسیر بخشهای وهمی هست گرفتار آنجا هست.@مثل اکثر دانشمندانی که روی کره زمین هستند دانشمند هستند، اما دانششان در کدام بخش استفاده میشود؟ سه بخش پایینی استفاده میشود.@سیدالشهدا در دعای عرفه دارد وجودشناسی میگوید، خوب دقت کنید آنجایی که ما با آیات و روایات سروکار داریم یک حرفی بین انسان کامل و الله، یا الله با انسان کامل، یا الله با انسانها زده میشود همهاش گزارش وجودشناسی است. نصیحت و علم اخلاق و درس اخلاق نیست هر چند اخلاق هم سر جای خودش هست.@علم اخلاق هم وجود شناسی است، یعنی خود اخلاق هم چیه؟ اگر حسود باشی آرامش نداری، اگر غصه بخوری قیمتت پایین میآید برای هر چه غصه بخوری قیمتت برای همان مقدار پایین میآید.@پس اخلاق هم که دارد میگوید علم اخلاق، برای همین برای هر سه اصطلاح فقه به کار میبرند. در بخش شریعت فقه، رساله میگویند فقه اصغر، یعنی اطلاعات تخصصی هست ولی مربوط به کدام بخش است؟ مباحث فیزیکی و ارتباطی ماست.@فقه اوسط باز هم فقه است اطلاعات تخصصی هست مربوط به بخش اخلاقیات ما. فقه اکبر مباحث تخصصی است این بخشی است که ما داریم کار میکنیم یعنی معارفی هست که باید نسبت به خودمان و عالم داشته باشیم.@حالا اینجا را نگاه کنید سیدالشهدا چقدر قشنگ میگوید «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» چه چیزی گیرش آمده کسی که تو را ندارد به الله میگوید؟ کسی که تو را ندارد چه دارد؟ هیچی. هر چه باشد لایقش نیست و با خودش هم نمیبرد.@خب حالا شما بروید در وجودشناسی در رحم مادر، گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست. این نصیحت و موعظه یا حقیقت را اگر بخواهید شما با جنین خطاب کنید چه میگویید؟ یعنی یک جنین نُه ماهه هشت ماهه است میخواهید به او خطاب کنید و همین مناجات را با او بکنید چه به او میگویید؟@میگویی تو اگر بدن سالم نیاوری چه میآوری؟ غیر از بدن سالم، وجودشناسی میخواهیم بحث کنیم اگر جنین بدن نیاورد هر چه بیاورد دیگر به درد نمیخورد. چون گفتیم شش نوع تولد داریم سالم و سالم قوی، ضعیف و بیمار، ناقص و معلول. اگر قرار باشد سالم نباشد چه میشود؟ هر چه باشد ضرر کرده فایده ندارد.@برای همین «يَوْمَ لَا يَنْفَعُ مَالٌ وَلَا بَنُونَ إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» قلب، عقل نه، قلب سلیم یعنی فرمود: «اَلَّذِي يَلْقَى رَبَّهُ وَ لَيْسَ فِيهِ أَحَدٌ سِوَاهُ» پروردگار را ملاقات میکند در حالی که جز حب و عشق پروردگار چیزی در او نیست؛ این چیزی است که اینجا باید تحصیلش بکنیم و اگر این نباشیم باختیم.@پس وقتی دارد میگوید «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» یک بحث وجودشناسی است. سیدالشهدا نمیخواهد مبالغه کند و حرفهای عاشقانه نمیخواهد بزند. یک موقع کسی عاشق کسی هست میگوید ماهی، ستارهای، خورشیدی، استعاره دارد به کار میبرد حقیقت که ندارد.@ولی او دارد وجودشناسی میکند «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» خدایا چی دارد کسی که تو را ندارد؟ هیچی، فقیر است این کاملاً گدا و فقیر است. حالا فقرش را در دنیا با چی میتواند بپوشاند که معلوم نشود فقیر است؟ با کمالات حسی و خیالی و وهمی یا عقلی، میپوشاند.@میگویند کلاس دارد، این نماینده مجلس و رئیس جمهور و استاندار و سفیر و وزیر است یک چیز وهمی است یک کمال وهمی است مقام جزء کمالات حیوانی است جزء کمالات انسانی که نبود، با این کمال وهمی خودش را نگه میدارد.@استاندار و فرماندار و رئیس جمهور و نماینده مجلس و پادشاه، میگوید این آدم حسابی است ولی این واقعاً هیچی ندارد این کمال انسانی که نبوده کمال حیوانی است. دیگر چی؟ دکتر و مهندس است، این هم کمال عقلی است.@بعد دیگر چی؟ هنرمند است، این هم کمال چیه؟ وهمی است. ورزشکار است، مثلاً قهرمان جهان است یک کمال گیاهی است، قدرت بدنی داشته باشد یک مدال طلا بیاورد. پولدار و ثروتمند است یک کمال حسی است هیچ کدام به من ربطی ندارد و هیچ کدام را من با خودم آنطرف نمیبرم.@«مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» آن کسی که تو را ندارد چی دارد؟ خیلی خطرناک است اگر آدم الله را نداشته باشد. از اینجا به بعد میخواهیم وارد یک بحثی بشویم لااقل حداقل مطرحش کنیم به نام خداداری، خدا را داری یا نداری؟@از این طرف میگوید «إنا لله» ما برای خدا هستیم، خیلی قیمت دارد ما برای خدا هستیم.@اما یک نکته: شما میتوانید بگویید (الله لنا)؟ نه؛ پس وقتی که دارد راجع به محبت صحبت میکند میگوید این چه حرفی است ابن سعد هم خدا را دوست داشت، خدا رحمت کند امام را فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست؛ این هست اما این عشق عشق چیست؟ عشق فعالیت فوق عقلی است بینهایتطلبی است برای همین در دنیا دنبالش میگردد.@رابطهای که من دارم راجع به آن صحبت میکنم رابطه رحمانی نیست، من میتوانم مقامخواه باشم شهوت مقام و ریاست داشته باشم خدا را هم دوست داشته باشم.@اینها که الان دنبال ریاستهای دنیایی هستند اینها هیچ کدام نمیتوانیم بگوییم خدا را دوست ندارند ولی این فایده ندارد تا وقتی رحمت رابطه شما با خدا از رابطه عمومی رحمانی خارج نشود به رابطه خصوصی رحیمی نرسد تو اصلاً متولد نمیشوی، چون رابطه عمومی است رابطه خصوصی و شخصی نیست دوطرفه نیست.@«مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» اگر کسی تو را گم کرد و نداشت چه دارد؟ حالا سؤال: برای اینکه الله شخصی با او رابطه برقرار کنی و پیدایش کنی باید چکار کنی؟ باید اول خودت را پیدا کنی؛ کدام خود؟ آن خودی که فقط آرام نمیشود مگر چی؟ با الله.@الان جوانی که به فکر ازدواج نیست و میگوید حالا کجاست تا ازدواج، من حالا سنم به ازدواج نمیخورد؟ این الان کدام خودش را ندارد و مشکلی هم ندارد؟ با درس و کار هنری و ورزش سرپاست اصلاً عاشق نمیشود، کدام خود را ندارد که نمیتواند عاشق جنس مخالف بشود؟ خود حیوانی؛ وقتی خود حیوانی در او فعال و یافت شد خودبهخود این خود حیوانی دنبال جنس مخالف هم میرود.@خود عقلی یک نفر الان این همه جوان داریم که اصلاً به علم اهمیت نمیدهند، میگوید دیپلم نمیخواهد، من درس و سواد میخواهم چکار؟@باور کنید من یک برجساز سراغ دارم سواد ندارد یعنی تیلیارد است تیلیارد پول خورد او است، سواد ندارد یک مُهر دارد در میآورد میکوبد، امضا فقط چهارتا خط میزند، اصلاً سواد ندارد ولی برجساز است پولدار است برجسازی میکند.@میگوید برایم مهم نیست هر چه میخواهم دارم، چی هست که نداشته باشم، ساختمان و کاخ و ویلا و خانه دارم و سفر خارجی میروم هر لذتی بخواهم میبرم؛ الان درس بخوانم به چه درد من میخورد، الان مشهور اینطوری شده.@برای همین الان شما نگاه کنید بچهها میروند دانشگاه درس میخوانند بعد میروند یک کاری میکنند که اصلاً با آن درس دانشگاه نیازی نیست؛ پس یعنی چی؟!@شما تا خودت را پیدا نکنی یعنی بخش اصلی، برای همین هم «مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ» هر کس خودش را بشناسد، کدام خود؟ آن خودی که با بینهایت ارتباط دارد، خودش را بشناسد معشوقش را هم پیدا میکند و دنبالش میرود یعنی نمیشود عاشق نشود.@اگر تا حالا نشدی چون با خود عقلی سروکار داشتی سر کارت گذاشته، شیطان با خود عقلی یا خود وهمی یا خود حسی یا خود خیالی یکطوری سرکار هستی. لذا این حقیقت را نگاه کنید «مَاذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» اگر کسی تو را گم بکند هیچی دیگر ندارد.@«وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» مَ یعنی ما، به الذی میخورد مَ خوانده میشود، ما الذی است؛ چه چیزی ندارد کسی که تو را دارد؟ اگر کسی الله را داشت یعنی همه چیز را دارد کمال مطلق است.@«مَا الَّذِي فَقَدَ» چه چیزی را گم کرده که «مَنْ وَجَدَك» کسی که تو را پیدا میکند. اگر کسی تو را پیدا کرد همه چیز را دارد. خب حالا اینجاست که معنای «من بکی علی الدنیا دخل النار» اتفاق میافتد، چرا؟ اگر یک کسی همه چیز را داشته باشد پس فقدانی برایش وجود ندارد.@الان ماشینت را دزد برد، جیبت را دزد زد، موبایلت گم شد، فرشت سوخت، کجا رفت؟ خدا میگوید که هر چه اینجا فقدان پیدا کند آنطرف وجدان پیدا میکند یعنی همه را بینهایتش را به شما میدهیم پس در واقع نرفته.@پیامبر فرمود اگر میدانستید برای شما چه ذخیره شده (خیلی تکاندهنده است) هیچ وقت به خاطر چیزهایی که محروم هستید یا ندارید غصه نمیخورید چون نمیفهمید دارید غصه میخورید. غصه از فشار عصبی برای نفهمی ماست.@لذا اگر یک چیزی از اینجا به آنطرف رفت برای همین زینب کبری فرمود: «ما رأیت إلا جمیلا» این خانم عقل نداشته بچهاش مرده، بچهام مرده یعنی این بخش طبیعیاش اینجا نیست، خودش کجاست؟ خودش آنطرف رفت پس وجدان پیدا کرد یعنی رفت به بینهایت. این مگر غصه دارد؟!@پس آنجایی که ما مینشینیم غصه میخوریم و افسردگی و پژمردگی و دلشوره و نگرانی و حساسیتهای احمقانه و کودکانه پیدا میکنیم برای آنجایی است که واقعاً خودمان دست خودمان نیستیم خودمان از دست رفتیم و خودمان را گم کردیم.@حالا دقت کنید سیدالشهدا دوباره یک گزارش دیگر میدهد «لَقد خابَ مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً» میخواهید بگویم بدبخت و خاسر کیست؟ «لَقد خابَ» زیان کرده کسی که غیر از تو را بدل گرفته باشد.@بدل دل تو کیست؟ الان یک جوانی زن میخواهد، پسرت به شما فشار آورده میگوید زن میخواهم، میگویی من خودم برایت یک ماشین میخرم با آن برو، بیا خودم تو را خارج میبرم، برایت خانه میخرم؛ این برایش زن میشود یا نه؟ میگوید اینها بدل نیست برای آن چیزی که من میخواهم، آن منی که از من فعال شده بدلش فقط چیست؟ همسر است، شما نمیتوانید سرش را شیره بمالید.@بدل بخش طبیعی چیست؟ جنس مخالف است باید برود همسر انتخاب کند؛ بدل بخش عقلی چیست؟ حالا عیب ندارد دانشگاه درس نخواندی بیا من یک مغازه به تو میدهم، میگوید من الان دنبال مغازه و پول نیستم دنبال دانش هستم میخواهم بروم اطلاعات کسب کنم؛ من عقلی هر کس بدلش چیست؟ زوج است. من عقلی بدلش معقولات است.@ولی من اصلی تو بدلش کیست؟ الله فقط رقیبت است اگر به غیر خدا بدل آوردی در دلت گذاشتی حضرت میگوید «لَقد خابَ» خیلی حرف است «مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً» کسی که به غیر از تو به بدل دیگر راضی بشود. سرش کلاه رفته یا نرفته؟@یک تراول 50 هزار تومانی عیدی به بچه دادند این بچه الان نمیداند تراول یعنی چی بچه دو ساله تراول دستش گرفته این چه میداند چیست، پدر میگوید به من بده، میگوید نمیدهم، یک شکلات دستش میدهد تراول را میدهد، بدل دستش میدهی یک شکلات میدهی تراول را میگیری.@
این یک قاعده است. ما متأسفانه کودکانه داریم در دنیا گول میخوریم. با یک شوهر کردن و زن گرفتن و ویلا و خانه و پول و چهارتا سفر خارجی، با یک عنوان اعتباری و مدرک تحصیلی اصل کار را از دست میدهیم آن وقت وقتی میخواهیم وارد برزخ بشویم در ملکوت میرویم تولد ضعیف است یا بیمار است خیلی خطرناک است.@ما تولد ناقص شکر خدا نداریم به برکت ولایت انسانهای معصوم تولد ناقص نداریم ولی تولد بیمارش خیلی خطرناک است یا تولد ضعیفش خیلی آبروبر است خوب نیست.@«لَقد خابَ مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً» اینها ذکرتان هست اینها را بگویید، نمیخواهد بگویید یا الله یا کریم یا رحمان، در اردو توضیح دادیم که باید چکار کنید.@ولی ذکر اصلی این است شما این را تابلو کن جلوی چشمت بگذار که فراموش نکنی، جلوی اتومبیل یا تلفن همراهت بزن، روی صفحه لپتاپت بگذار که تا لپتاپ را روشن کردی بگذار این صفحه جلویت بیاید، این آیه 24 سوره توبه بیاید که قیمتت از دست نرود و خودفروشی نکنی.@«لَقد خابَ مَن رَضِيَ دُونَكَ بَدَلاً» سیدالشهدا میگوید حتماً ضرر کرده که غیر از تو را معشوق و بدل انتخاب کند. خب حالا قوه واهمه چکار میکند؟ قوه واهمه در تصرف شیطان است شیطان دائماً به شما پیشنهادات جدید میدهد.@خوراکی، میبینی یک سفره یک نفر را از الله میاندازد یک شکم میاندازد یک مزه اسیرش میکند، پوشاک، فرش، مبل، دائماً شیطان به شما پیشنهادات جدید میدهد که تو وقت نکنی به معشوقت فکر کنی.@من چند شب پیش خانه آمدم بیرون کلاس بودم، آمدم مغازه نزدیک خانه گفتم یک آبمیوه برای نوهام بگیرم ببرم، بعد رفتم دیدم این یکذره اخمو دم در آمد و تا چشمش به آبمیوه خورد گرفت و یک نگاهی کرد و گفت بابا من مامانم را میخواهم، مادرش با پدرش بیرون رفته بود این را به ما سپرده بودند.@بعد گفتم آبمیوهات را بخور، یکذره مشغول شد و آبمیوه را خورد، بعد دوباره گفت بابا من مادرم را میخواهم، شروع کرد یکذره گریه کرد، گفتم بیا برویم من یک چیزی به تو نشان بدهم، یکذره کتابها را نگاه کرد و بازی کرد و دوباره گفت بابا من مادرم را میخواهم.@یعنی دائم شما سرکارش میگذاری و مشغولش میکنی تا آن اصلی را نخواهد، بعد ما وظیفه داشتیم که یک ساعت این را سرکار بگذاریم که اینها برسند.@شیطان هم همینطوری است میآید یک 60 سال یک 70 سال شما را سرکار میگذارد یعنی دائم به تو پیشنهادهای جدید میشود.@تا میآیی یکذره غصه بخوری میگوید بیا برو بازار (پیشنهاد میدهد) طرف بازار میرود حالش خوب میشود از افسردگی در میآید، بازار میرود جنسها را میبیند این را بخرم، خب حالا من یک آباژور عوض کنم یک مبل بگیرم این کریستال را بگیرم؛ سرکار می گذارد یک ساعت دو ساعت 10 ـ 12 ساعت، یک روز دو روز با اینها میتواند سرپا باشد.@یک کسی میبینی نه اصلاً در این مایهها نیست اصلاً در مایه خرید و بازار نیست توهم به او میدهد یعنی با هنر و خیال سرکارش میگذارد با سینما و بازیگری و هنر و نقاشی و گرافیک، نه اینکه اینها بد باشد اینها نور است خوب است ولی به شرطی که ابزار تو باشند سوار تو نشوند این پیشنهاد اینطوری هست.@بعضیها نه، بعضیها لعبی هستند یعنی با این بازیها سروکار ندارد، میآید بازیهای قانونمند میکند والیبال، فوتبال، بسکتبال، تنیس برویم نظم دارد، طرف 70 سالش هست دارد راجع به تیم کجا صحبت میکند که چه کسی برد و چه کسی باخت، هیچی الکی است.@توهم است یعنی هیچ کمالی در این ایجاد نمیکند ولی میبینی 70 سال کاملاً با یک گزارش ورزشی و ورزش و این تیم و این برد و این باخت سروکار دارد 70 سال تا آخر میمیرد کاملاً بینیاز میشود.@ولی میبینی نه این اصلاً آدم اینطوری نیست با یک علم او را سرکار میگذارد یک رشته راضی نیست زود یک رشته دیگر هم سر راهش میگذارد و میگوید این رشته را هم کنارش بخوان و حالش را ببر.@طرف را میبینی که دائم دارد مطالعات اینطوری میکند که اگر این عدد را با این عدد اینطوری بشود چه میشود، اگر آن عدد را کم کنیم چه میشود، اگر این را کسر کنیم چه میشود یا با هندسه سرکارش میگذارد.@یا با شکل و اندازه و عدد و فرمول، این ماده با آن ماده این را میدهد، آن ماده با این ماده این را میدهد، اینطوری میشود میلیگرمش این است اتمش این است همینطوری سرکار است یا با رشته دیگر.@این همینطوری یکسره پیشنهاد میدهد الان 90 سال شده دارد میمیرد باز این است و اصل کاری اصلاً یادش رفته یعنی آن اتفاقی که باید در دل این میافتاد قلب فعال بشود فعال نشده، هیچ اتفاقی نمیافتد. حالا این الان موقع مرگش هست میخواهد آنطرف برود دست خالی است هیچی ندارد یعنی اصلاً بدل ندارد مابهازای برزخی ندارد.@چون جنین در رحم مادر به بدن احتیاج ندارد قلب و دست و پا و چشم و گوش و سلسله اعصاب در رحم مادر لازم ندارد اینها هیچ کدام را نمیخواهد، زندگیاش آنجا میگذرد بدل دنیاییاش چیست؟ وقتی به دنیا بیاید چه احتیاج داشت برای فضای دنیا؟ حالا بدل میخواهد اگر تهیه نکرده باشد تولدش اول بدبختیاش است، این تولدت مبارک نیست، این تولد نیست دردسر است.@در نظام برزخی هم اینطوری است پس کمی دقت کنیم که میخواهیم بحث چینش مهندسی عشق بکنیم مهندسی آرزوها بکنیم؛ اگر یک کسی در مهندسی عشق و مهندسی آرزوها و مهندسی فکر موفق نباشد تا آخر عمر سرکار است.@یعنی تا آخر عمر با یکی از این معشوقهای چهارگانه همینطوری سرکار میماند و هیچ تصمیمی هم نمیگیرد. یعنی دل و قلب تشکیل نمیشود. وقتی میگویند جنین قلب تشکیل نداد یعنی چی؟ یعنی کار تمام است قلبش تشکیل نشده، قلب تشکیل بشود میگویند حالا امید داریم قلب تشکیل شده مغز اینطوری است اندازهاش اینطوری است درست میشود.@یک کسی عشق به الله در او فعال نشود اصلاً در رحم دنیا قلب تشکیل نداده لذا قرآن میگوید «لِمَنْ كَانَ لَهُ قَلْبٌ» برای کسانی که قلب دارند این خوب است و به درد میخورد فقط کسانی که قلب دارند.@«عمِيَتْ عَيْنٌ لا تَراكَ عَلَيْها رَقيباً» کور بشود چشمی که تو را مراقب خودش نمیبیند و فکر میکند که الله یک جای دوری هست، نه الله تو را از دریچه خودش دارد مراقبت میکند با نفست دارد مراقبت میکند همه جا با تو هست جایی نیست که الله نباشد.@«و خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصیباً» اینها ذکرهای ماست که باید مرتب بگوییم. خسر، خسران. خسران یعنی چی؟ ضرر نیست زیان نیست، در ادبیات عرب ما یک ضرر داریم یک خسران داریم؛ خسران یعنی اصل سرمایه را از دست دادن.@گفتیم مثل چه کسی؟ مثل یک کسی که تابستان رفته یخ خریده یخها را بفروشد کسی از او یخ نخریده و یخها آب شده؛ این اصل سرمایه را که بینهایتطلبی است را از دست میدهد شبیه شدن به الله است را از دست میدهد.@میگوید «خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ» سیدالشهدا دارد گزارش میدهد، نصیحتی و شعار نیست، دارد از حقیقت خلقت برای آدم خبر میدهد.@صفقه یعنی تجارت، تجارت بندهای که تو برایش سهمی از محبت خودت قرار ندادی زیان میبیند، خسر را اینطوری معنا میکند، دچار خسران است، تجارت کسی که تو سهمی از محبت خودت را به او ندادی خاسر است.@یعنی شخص دائماً، فوق عقل ما داریم میدهیم چه میگیریم؟ روح و آخرت میدهیم ابدیت میگیرم چه داریم در میآوریم؟ شده یک خانه و آپارتمان و دوتا آپارتمان و زمین و موبایل و سفر خارجی و ویلا و مدرک تحصیلی شده، اصلاً نمیارزد این معاملهاش معامله برابر نیست.@معامله برابر فقط زمانی است که تو عمر بدهی و الله دریافت کنی ابدیت بگیری امام زمانت را بگیری و در لشکر حضرت بروی تا قرارگاه و لشکر حضرت نروی بیرون لشکر ضرر دارد.@پس وقتی میگوییم «کل یوم عاشورا و کل أرض کربلا» دقت کنید الان هم حسین زمان شما امام زمان هست الان دارد «هل من ناصر ینصرنی» میگوید، یا تو در چادرش هستی یا در حال رسیدن به چادرش هستی یا بیرون چادر ایستادی داری برای خودت زندگی میکنی، باختی. فقط کسانی میبرند که خودشان را به چادر برسانند.@جامعه پزشکی مهدوی این جامعه افتخارش به این هست که اعضایش در چادر هستند انشاءالله، بیرون چادر خطرناک است بیرون چادر لعنت خدا آدم را میگیرد؛ اگر یک کسی در چادر امام زمان در خدمت امام زمان باشد خب بارک الله؛ امام زمان یعنی چه کسی؟ یعنی اللهی که روی زمین کامل جلوه کرده خلیفة الله است.@برای همین وقتی به سیدالشهدا گفتند معرفة الله یعنی چی؟ فرمود یعنی معرفة الامام. شما ارتباطت با کمال بینهایت از طریق جلوه است از نظر ریاضی ثابت کردیم شما نمیتوانید با هیچ امر مطلقی بدون جلوه ارتباط بگیرید؛ انرژی را تا حالا کسی دیده؟ کسی حضرت انرژی را تا به حال دیده؟ فقط با جلوه و ظهوراتش میتوانید ارتباط بگیرید، نمیتوانید با مطلق ارتباط بگیرید.@ما زمانی میتوانیم با مطلق ارتباط بگیریم که مطلق ظهور کند تا ظهور نکرده ارتباط امکان ندارد لذا در روایت داریم وقتی شما به امام میگویید «بکم عرف الله و بکم عبد» خدا فقط با معصوم قابل شناسایی هست و فقط با معصوم قابل عبادت است.@هر عبادتی از الله بدون معصوم شرک است و هر شناختی از الله بدون معصوم کفر است بیخود است شناخت الکی است و به درد نمیخورد، مثل اللهی که مکاتب مختلف دارند به ما میدهند یک چیز بیخود است.@حتی مسیحیت الان اللهی که به ما معرفی میکند یک چیز بیخود و به درد نخور است مکاتب دیگر اللهی که به ما میدهند الله دروغین است اللهی است که مخلوق است مخلوق توهمات و ذهنیات ماست.@چقدر این جمله تکاندهنده است سیدالشهدا در دعای عرفه چکار کرده، بفهمیم که چه داریم میخوانیم، دو سه جمله اینطوری گفت ببینید چکار کرده سیدالشهدا، معصوم یعنی این. (تصویر را دقت کنید) معصوم اول مخلوق و ظهور مطلق است، کاملترین ظهور مطلق معصوم میشود محمد و آل محمد (علیهم السّلام) میشود.@معصوم خودش ظهور کامل است که میتواند با مطلق ارتباط مستقیم داشته باشد برای ما مثل آدابتور عمل میکند، آدابتور وقتی میخواهد به یک وسیله وصل بشود برق قوی را میآورد به یک وسیله میدهد تا این بتواند ارتباط بگیرد و زنده بماند ولی خودش طوریاش نمیشود وقتی با مطلق ارتباط دارد، خودش ارتباط دارد.@ما داریم نسخهنویسی یاد میدهیم سه جلسه است نسخهنویسی را برای شما شروع کردیم مهارتهایش را یاد بگیرید میشود. ما از هفت سال به بالا داریم برنامه میدهیم یک بچه هفت ساله را میتوانیم در این مسیر بیاندازیم. وقت هم مهم نیست که بگویید 60 سال گذشته، مهم کیفیت و آشتی است.@یک کسی بعد از 60 سال معشوقش را پیدا میکند خداوند تمام 60 سالش را حتی گناهانش را عبادت میکند این اصلاً مهم نیست که 60 سال گذشته باشد، مهم این است که آن تولد آشتی اتفاق بیافتد.@اتفاق افتاد «يُبَدِّلُ اللَّهُ سَيِّئَاتِهِمْ حَسَنَاتٍ» به محض اینکه تو با خدا آشتی کردی 60 سال گناه، نه 60 سال خدمت، حالا ما که الحمدلله و شما عزیزان همه 60 سال زندگی درخشان و نورانی دارید ولی آنهایی که گناه هم کردند اصلاً کافر است، الان آمده آشتی کرده، آشتی بکند خدا تمام گذشتهاش را نورانی میکند، زمان مهم نیست، چه مهم است؟ کیفیت مهم است این ارتباط.@دقیقه آخر شما نگاه کنید حر را دارید حر اوج حضیض جهنم است آشتی که میکند آن هم با چی؟ آن بحثی که در اردوی فکر داشتیم که فکر آدم را نجات میدهد آدمهایی که اهل فکر نیستند نجات پیدا نمیکنند.@در جهنمیان میگویند چی؟ ما فکر نکردیم کارمان به جهنم کشیده «لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ مَا كُنَّا فِي أَصْحَابِ السَّعِيرِ» اگر آدمهای باشعوری بودیم و یک مقدار فکر میکردیم دیگر جهنمی نمیشدیم.@فکر منشأ همه خیرات است. همین کاری که ما الان داریم میکنیم، فکر میکنیم اندازه ریاضی اشیاء، ارتباطات، انتخابها و دلدادگیها دستمان هست اگر بیاید دیگر آن موقع به آرامش میرسیم «فکرک یهدیک إلی الرشاد» فکر تو تو را حتماً به سمت رشد هدایت میکند.@«و یهدوک إلی إصلاح المعاد» به تو این توانایی را میدهد که چکار کنید؟ و هدایتت می کند، به سمت چی؟ اصلاح جاودانگی و ابدیت خودت، اصلاحش کنی این ابدیت و جاودانگی اصلاح میخواهد.@برای همین هم پزشکان در رحم مادر وقتی یک بچه مشکل پیدا کند بیشتر کجا درمانش میکنند؟ همان جا درمان بشود نه بعدش که بیاید چون بعدش ضرر دارد، همانجا یک کاری بکنیم یا عملش کنیم که همان جا حل بشود چون اگر در سیستم حل بشود و بیرون بیاید راحت است.@در واقع وقتی ما داریم درمان داخل رحم میکنیم داریم کجا را آباد و اصلاح میکنیم؟ بیرون را داریم اصلاح میکنیم. الان ما در رحم هستیم خیلی فرصت داریم خیلی خوب است یک ساعتش هم خیلی است ولی به شرطی که اتفاق بیافتد اگر اتفاق افتاد تمام، آشتی که شد تمام است.@برای همین فرمود: «مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» حرف یافتن خداست، میگوید چه ندارد کسی که تو را دارد، اگر او را داشتی همه چیز جبران میشود به محض اینکه این اتفاق بیافتد تمام است یعنی این محبت تحقق پیدا کند شخص نجات پیدا میکند.@این جملهاش خیلی تکاندهنده است «خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ» اینجا سیدالشهدا جلالی برخورد کرده در حالتهای بالایی یکذره زیبایی و جمالی دارد ولی اینجا حضرت جلالی برخورد کرده، دارد حرف منفی میزند. میگوید خاسر است کسی که سهمی از عشق تو ندارد.@واقعاً هم دوست داشتن خدا کار هر بیسروپایی نیست یک کسی که خدا در دلش بیافتد لیاقت پیدا کند که عاشق بشود خیلی برد کرده خیلی قیمت دارد اگر کسی محبت اهل بیت و آسمان و غیب و خدا در دلش بیافتد خیلی قیمتی است. واقعاً قدر دلتان را بدانید خیلی خدا را شکر کنید که بینهایت و الله و اهل بیت را دوست دارید.@هشت میلیارد جمعیت روی زمین هست نگاه کنید ببینید چند نفر میتوانند الله و اهل بیت را دوست داشته باشند خانواده اصلی را به هر کسی نمیدهند. «و خَسِرَتْ صَفْقَهُ عَبْدٍ لَمْ تَجْعَلْ لَهُ مِنْ حُبِّکَ نَصیباً» .@حالا الان خدا با ما چکار کرده؟ خیلی بد است یک کسی خدا خودش را به او داده باشد بعد برای دنیا گریه میکند و برای دنیا عصبی بشود و برای دنیا قهر کند و برای دنیا طلاق بگیرد و برای دنیا طلاق بدهد خیلی بد است خیلی زشت است. خدا میگوید من همه چیز را به تو دادم برای چه غصه میخوری.@ما کیفیت این بخشهای پایینی آزارمان میدهد، من نمیتوانم در این خانه 100 متری زندگی کنم دیگر اعصابم خورد است باید حتماً بروم خانه 200 متری بنشینم، من با این مبلها و کریستالها و لباس و... نمیتوانم، همیشه اینطوری هست کیفیتهای اینجا ما را از بالا میاندازد.@وقتی شیطان سر اینها سرکارت میگذارد و دائماً هوسهای جدید و آرزوهای جدید در شما ایجاد میکند ناکام از دنیا میروی.@شما نگاه کنید الان یک جوان پولدار را ببینید خیلی پولدار است همه عشق عالم را هم میکند اما مجرد است اگر بمیرد روی حجله او چه مینویسند؟ جوان ناکام؛ حالا این کام چه را خواسته بگیرد؟ یعنی ما داریم این را چه میبینیم؟ کاری نداریم که این عشق عالم را کرده، میگویند این زن نداشته ناکام است.@ما هم روی سنگ قبرمان فرشتهها همین را مینویسند، چون روح جوان است روح همیشه جوان میماند روح جوانتر میشود پیر نمیشود، برعکس جسم که جسم پیر میشود روح دائماً در حال تازگی و جوان شدن است.@خدا نکند فرشتهها بنویسند جوان ناکام و این خیلی خوب است خیلی یک نفر باخت میکند اگر این را برایش بنویسند، از خدا و آسمان و غیب هیچ کامی نگرفته.@برای کام گرفتن دقت کنید شیطان میآید قیمت شما را پایین میآورد بعد هم گناهانتان را در سرتان میزند، نه گناهانتان را باور کنید به صورت جدی، نه لیاقتتان را از دست بدهید. ما وقت داریم لیاقت هم داریم ولی وقت نمیگذاریم عاشقی نمیکنیم.@من الان در مشاورهها زیاد دارم دختر اینطوری میکند و میگوید من از جلسه اول خواستگاری پسر آمد اصلاً از او خوشم نیامد و جواب منفی دادم، بعد میگویم خب جواب منفی دادی برای چه جواب منفی دادی؟ از نظر قیافه مشکل داشتی؟ میگوید نه، نمیدانم خوشم نیامد.@میگویم کافی نیست با پدر و مادرت صحبت کن یک اجازهای بگیرید با هم بیرون بروید و حرفی بزنید و چند ساعت در خانه با هم زیاد حرف بزنید، بعد دو روز با هم حرف میزنند میگوید از او خوشم آمد.@ما وقت نمیگذاریم با خدا طرف بشویم، ما نماز خواندنمان فرار کردن است، آبروریزی است بعد از 60 سال نماز چهار رکعتیات دو رکعت میشود خوشحال میشوی خیلی بد است.@ما قهوه خوردنمان یک ربع 20 دقیقه طول میکشد، بنشینیم با آداب چایی دم کنیم، با هم بنشینیم بخوریم، یک میوه با هم بنشینیم بخوریم، غذاهایمان که فاجعه است سه چهار ساعت که خانم خانهدار در آشپزخانه است تا بیاورند و با چه تشریفاتی این سالاد و سبزی را اینطوری کن، دوغ را آنطوری بگذار، آش را اینطوری بگذار، برای یک شکم، چه تشریفاتی!@ولی وقتی به خدا میخواهیم برسیم اصلاً وقت نداریم عجله داریم، دائماً ما عجله داریم در ارتباط با غیب، تا وقتی که این عجله از ما گرفته نشود ما سرکاریم، باید عجلهات را کنار بگذاری و بروی به ارتباط، یعنی بروی بنشینی ارتباط برقرار کنی و تمرکز داشته باشی آخرش هم وقت نگذاری، وقتی روی سجاده رفتی نگو الان ساعت چقدر است؟ ده دقیقه دیگر من تمام میکنم، این یعنی عاشقی نیست.@تا حالا دیدید نامزد دیدید دو نفر میخواهند با هم خلوت کنند به رفیقش بگوید من ده دقیقه بروم نامزدبازی و برگردم، اینطوری میگوید؟ نه. ما وقتی حرم امام رضا میرویم میگوییم 20 دقیقه دیگر بیرون باشید در بازار رضا میرویم ته دارد چه موقع از بازار بیرون میآیی؛ بدترین فحش به یک نفر این هست که در بازار بروی و به او بگویی نیم ساعت دیگر بیرون بازار باش.@جدی جدی ما وقت نمیگذاریم اگر وقت بگذاریم اتفاقات خوبی میافتد. اولین کار تمرکز (در اردو مفصل توضیح دادیم) و وقتگذاری بنشین و برایش ساعت و ته نگذار، ببین چه اتفاقاتی میافتد.@و الا ما دلمان دلهای بدی نیست به خصوص دلهای شیعه دلهای فوقالعاده قدرتمندی است اگر به راهنمایی بیافتد درست کار بکند وقت جدی برای خودش و ارتباطاتش بگذارد غیب را واقعاً پایین میکشد.@ولی ما وقت نمیگذاریم باید وقت بگذاریم و تمرکز بگیریم (انگشتان من را نگاه کنید) باید فشار کارهای چهار بخش این چهار بخش را پایین بکشیم یکذره به آنها ترمز بدهیم.@خدا رحمت کند امام را ماه رجب که میآمد نصف فعالیتهایش را تعطیل میکرد ماه شعبان تقریباً دو سوم برنامههایش تعطیل بود ماه رمضان کلاً امام چکار میکرد؟ در غیب بود، اصلاً هیچی. ما این ماه عسلها را با خدا نداریم اصلاً از این وقتها با خدا نمیگذاریم.@ارتباط ما با خدا حتی موقعی که مکه هستیم حتی موقعی که کربلا و حرم امام رضا هستیم حکایت ما حتی در کعبه حکایت همان آقایی هست که ماه عسل رفته و خانمش را یادش رفته ببرد. یعنی داستان اینطوری است.@ما بیخدا کربلا و مکه و نماز میرویم بیخدا عاشقی برقرار نیست و این خیلی خسارت دارد. پس واقعاً باید وقت بگذاریم «وجد» اول پیدایش کنیم حالا که پیدا کردیم برویم با دل با او ارتباط بگیریم. دل باید ارتباط برقرار بشود و الا خدا همه جا هست.@از این بدتر این است که خدا خیلی هوس ما را میکند یعنی او دائم در ذهن ما میاندازد که بلند شو امام رضا و کربلا بیا، دائم در دل ما میاندازد چون در روایت داریم «و لکنه أول من المذکور و ثان من» اول معشوق یاد دل عاشق را میکند.@قانون اینرسی یادتان هست قدیمها آنها که فیزیک خواندند اینرسی یادشان هست الان قانون لختی میگویند، اساساً هیچ حرکتی ایجاد نمیشود مگر از بیرون، ماده همیشه حالتش را حفظ میکند حالت سکون یا حرکتش را، مگر اینکه از بیرون به آن چه وارد شود؟@نفس هم اینطوری است نفس اگر یک موقع هوس امام رضا کردی امام رضا هوس تو را میکند بعد به تو میگوید بلند شو بیا، ولی تو وقتی که آنجا میروی معشوقهای دیگرت را آنجا میبری. مثل کسی که میخواهد نامزدبازی برود پدر و مادر و برادرش را هم میبرد، نمیشود.@امام رضا میگوید من خودت را صدا کردم. در ماه رمضان هم خدا ما را صدا میکند ولی ما در ماه رمضان بخشهای پایینی را میآوریم در خلوت با خدا، گند میخورد به کل ماه مبارک شبهای قدرمان که دیگر بدتر.@میگوید من خودت را دعوت کردم خودت بلند شو بیا، ولی ما نمیرویم، ماه رمضان هم بدون معشوق ماه عسل میرویم ماه رمضان و شعبان و رجب بدون خدا. این مسأله ماست و فقط به چه مربوط است؟ به تصمیم و همت مربوط است باید تصمیم بگیری؛ سعدی چه میگوید:@
بعد آخر شعر به کجا میرسد؟ که (سعدیا آهندلی باید کرد) نسبت به این چهارتا دلتان را ببندید آهندلی کنید یکذره بیرحم بشوید نسبت به این چهار مرحله (نوبت عاشقی است چند روزی) چند روزی که از عمر مانده یک مقداری عاشقی کنید؛ نوبت عاشقی رسیده یا نرسیده؟ اگر نرسیده که هیچی، اگر رسیده باید برویم عاشقی کنیم باید رفت عاشقی کرد.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@