جلسه 011 - جامعه پزشکی مهدوی
شماره جلسه
11
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1394
ماه
12
روز
14
متن کامل (خام) ‌ جلسه 011 - جامعه پزشکی مهدوی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@

سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما.@

ما در ادامه بحث انسان‌شناسی‌مان به تعریف ریاضی و دقیقی از انسان رسیدیم و گفتیم که انسان وقتی که بخش اصلی‌اش فعال می‌شود و زوج خودش را پیدا می‌کند معنا پیدا می‌کند.@در بخش حس ما (باز دستهای من را ببینید) با محسوسات ارتباط می‌گیرد در بخش خیال با مخیلات، در بخش وهم با موهومات، در بخش عقل با معقولات، در بخش فوق عقل اله‌اش الله هست.@وقتی کسی بلوغ انسانی پیدا می‌کند یعنی زمانی است که می‌فهمد که انسان است مرد نیست زن نیست صرفاً عقل هم نیست ضمن اینکه همه این بخشها را دارد یک انسان هست که از جنس حق تعالی است روح حق تعالی در او دمیده شده و جاودانه است.@عمرش به اندازه عمر خداست و حیات دنیایی صرفاً یک حیات تمرینی و رحمی هست یعنی فقط او خصوصیت جنینی در دنیا دارد و دنیا رحم اوست و بقیه کسانی که غیر از خودش در این رحم هستند مثل خانواده و اجتماع و دوستان و هر جای دیگری که در این کره زمین هست همه آنها صرفاً لوازم آن رحم هستند.@ابزاری هستند که در آن رحم باید شخص از آنها استفاده بکند تا رشد انسانی پیدا بکند؛ رشد انسانی یعنی چی؟ یعنی شبیه اصل خودش و جایگاه خودش بشود.@مثل جنین که اگر در رحم مادر از یک لحظه‌ای که شبیه انسان نیست مدتها طول می‌کشد تازه شکل‌گیری پیدا می‌کند و حالا یواش یواش وقتی نگاهش می‌کنی می‌بینی که دارد شکل انسانی پیدا می‌کند، بشری البته نه انسانی؛ بشری که می‌گوییم یعنی آن پوسته انسانی را دارد پیدا می‌کند آن حالت سر و گوش و چشم و پا و دست را پیدا می‌کند.@این همینطور دائم دیده می‌شود تا به دنیا می‌آید وقتی به دنیا آمد اگر که مسیر خوب طی شده باشد سالم متولد شود یعنی در فضایی که بینهایت بزرگتر از رحم مادر هست امکان زندگی بدون درد و بهره‌برداری برای این هست.@چون ما باطن‌مان با آن چیزی که می‌گویی این بچه اگر گاو بشود ما قبول نداریم ما بچه‌هایی داریم که صورتشان صورت انسانی نیست یعنی مثلاً آمده نصفش حیوان است نصفش انسان است آن هم که انسان هست حالا من معمولاً عکسها یا فیلمهایش را نمی‌آورم نشان بدهم چون آزاردهنده است.@مثلاً صورت این شبیه یک دلفین است یا خوک است این بچه شباهتی به انسان ندارد، خب ما چرا این را نمی‌پذیریم و چرا حتی پدر و مادرش هم نمی‌پذیرند که این را نگه دارند؟ برای اینکه توقع داشتیم که این شبیه یک انسان بشود.@این شباهت در انسان در کجای یک بچه است؟ قبل از اینکه در رحم مادر شکل‌گیری بشود شباهت به انسان در کجای بچه است؟ در سلولها هست یعنی اسپرم و تخمکی که لقاح پیدا کردند، درست است الان شبیه نیست ولی آن که در اسپرم و تخمک هست اقتضا می‌کند و دستور می‌دهد که این باشد شبیه انسان بشود، چرا؟@می‌گوییم چون این از آن بشر و انسان نمونه سلولی دارد یک سلول از مادر یک سلول از پدر؛ که خب حالا باید شبیه پدر و مادرش بشود که حالا مثلاً فرض بفرمایید جمع 45% و 55% که مجموع این دو هست می‌گیرد باید به اینها شبیه بشود.@ولی اگر شما لقاح سلول تخم را در کف دستتان بگیرید هیچ شباهتی به انسان الان ندارد قوه این شباهت را دارد، قوه شبیه این پدر و مادر با این ظرفیت هست.@ما قوه خدا را داریم یعنی شباهت و خلیفة اللهی خدا را در قوه ما در نهاد ما خدا گذاشته. اینکه می‌دمد، دمیده می‌شود، روح من دمیده می‌شود «وَ نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي» این روح دمیده می‌شود قوه شباهت به حق تعالی و اهل بیت (علیهم السّلام) را که انسان کامل هستند دارد. خوب دقت کنید این مطلب خیلی حساس و دقیق است.@پس الان همانطور که یک سلول تخم معلوم نیست که حالا شبیه انسان است باطناً قوه شباهت به انسان را دارد روحی که از الله در انسان دمیده می‌شود الان بالقوه شباهتی ندارد اما این اگر در رحم درست تربیت بشود روزبروز شباهتش به الله بیشتر می‌شود به انسان کامل بیشتر می‌شود.@باید مربی بالای سرش باشد نظام تربیتی داشته باشد و رشد کند تا این یواش یواش شبیه چه کسی شود؟ الله بشود. خدا نکند که انسان زمانی که لحظه وفاتش می‌رسد که می‌خواهد از این دنیا برود هیچ نوع آمادگی نداشته باشد برای آن فضایی که باید شبیه الله و انسان باشد فقط انسان کامل می‌تواند از آنجا استفاده کند.@این خیلی خطرناک است که لحظه وفات برسد و حالا می‌خواهند که شما را به آن سمت ببرند و شما می‌گویید که هیچی ندارم برای آن سمت، هیچ آمادگی و سنخیت و شباهتی بین من و آن فضا نیست فضایی که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و پیشرفته‌تر و جذابتر هست عالم ملکوت و برزخ است.@به اندازه‌ای که دنیا از رحم مادر بزرگتر است آنجا از اینجا بزرگتر است. وقتی می‌خواهیم وارد آنجا بشویم این سنخیت و آمادگی می‌خواهد. لذا حتماً انسان باید سبک زندگی‌اش را به آن سمتی ببرد که بخش فوق عقلانی‌اش تربیت شود دلش تربیت بشود قلبش تربیت بشود.@فقط به تربیتهای عقلی و حسی و وهمی و خیالی نپردازد. راهش هم که حالا بعداً ان‌شاءالله امسال در اردو بحث مختصری می‌گوییم که راهش این هست که انسان باید از پایین خوب شروع کند یعنی هم بتواند تربیت بدنی بکند و روی بدن کاملاً تسلط پیدا بکند یک سلسله کارهایی هست که انسان باید حتماً با بدنش انجام بدهد تا بدن تحت حاکمیت انسان در بیاید.@مثل همین کاری که شما می‌کنید نماز می‌خوانید، روزه می‌گیرید، حج می‌روید، پیاده‌روی می‌کنید، کار بدنی که تجویز شده بدن باید کاملاً تحت تسلط قرار بگیرد که حالا این بحثش را بعداً توضیح می‌دهم.@بعد خیال هست که انسان باید خیال و وهمش را تربیت کند آن چیزهایی که بخش خیال و وهمش هست اگر بی‌تربیت باشند و تربیت نشده باشند دائماً مثل بچه لوس و ننری که دائم پدر و مادر را اینطرف و آنطرف می‌کشند و تعادل پدر و مادر را به هم می‌ریزند.@جیغ و داد، و من این و آن را می‌خواهم و وقتی هم نمی‌شود خانه را به هم می‌ریزد و از خانه فرار می‌کند و فتنه و مشکلات درست می‌کند، این خیال و وهم اگر تربیت نشوند دائماً بهانه‌گیر هستند.@یعنی شخص تا می‌آید یکذره به کار عقلی و علمی و معرفتی‌اش برسد این خیال و وهم بهانه می‌گیرند و دستور می‌دهند که من این و آن را می‌خواهم، دنبال این برو و این و آن را برای من بگیر، می‌بینید که این اصلاً نمی‌تواند کار عقلی بکند.@بعد از این نوبت تربیت عقل است عقل هم باید تربیت بشود که هوسباز بار نیاید سراغ هر چیزی برای یاد گرفتن و مطالعه کردن و شنیدن و خواندن و هر چیزی نرود؛ اگر می‌خواهد کار منطقی و عقلانی و مطالعاتی بکند باید ادب داشته باشد باید تربیت بشود که این عقل هرز بار نیاید.@مثلاً یکی از هرزگی‌های عقل این هست که تحت حاکمیت چی قرار بگیرد؟ وهم و خیال قرار بگیرد. مثل پدر و مادری که تحت حاکمیت بچه لوسشان هستند.@این بچه لوس هست که حاکم به این پدر و مادر هست یعنی هر چه او بگوید اینها باید دائم دنبالش بروند و برایش فراهم کنند و خیلی چیزها هم معقول نیست و اینها خودشان قبول ندارند و بعد هم حرص و جوش می‌خورند و بعد اصلاً اوضاع خانه و خانواده و گرفتاری پیش می‌آید و به هم می‌ریزد.@عقل وقتی که ضعیف بشود می‌آید تحت حاکمیت وهم و خیال و جنبه حیوانی انسان قرار می‌گیرد اگر دانشگاهی هم می‌رود و علم و چیزی هم یاد می‌گیرد و چیزی را کشف و اختراع می‌کند به هوسهای بخش چی کشف می‌کند؟ هوسهای بخش حیوانی و خیالی، مثل همین کاری که الان در دنیا شده.@الان علم خیلی پیشرفت کرده اما در استخدام بخش فوق عقلانی نیست، در استخدام کدام بخش است؟ بخش گیاهی و حیوانی است، یعنی هر چه که شما می‌بینید اینها آسایش است آرامش در آن نیست چون این تن‌پرور شده.@این وهم و خیال می‌خواهد هیچ کاری نکند در ماشین هم که می‌خواهد بنشیند با اینکه به کارگیری بدن خیلی ارزش دارد یک عبادت است ارزش دارد برای خود آدم هم خوب است ولی شما آنقدر آسایش را زیاد می‌کنید که بدنها سرطان و سکته‌شان زیاد می‌شود چون این تحرک ندارد هر چقدر سطح پیشرفت و تکنولوژی زیادتر می‌شود افراد مریض‌تر می‌شوند.@برای همین الان پزشکان معمولاً در تجویزشان حتماً می‌گویند، وقتی می‌گوییم بدن اینطوری است می‌گویند برو ورزش کن، همه تجویز می‌کنند ورزش، چون این بدن باید حرکت کند تکنولوژی که می‌آید حرکت را از ما می‌گیرد، دائم می‌آید ما را ضعیف می‌کند و بدن کاملاً ضعیف می‌شود.@در واقع علم آمده در استخدام بخش حیوانی و گیاهی و خیالی و وهمی قرار گرفته به ندرت کسی می‌تواند از این علم استفاده فوق عقلانی بکند.@یعنی هنوز علم به آن بلوغ نرسیده که بیاید در استخدام این بخش قرار بگیرد که حالا ما تمرینهایش را در اردوی اسماءالله گفتیم آنها که ان‌شاءالله اردو می‌آیند نسیم حیات توضیح دادیم که نوع نگاه ما به طبیعت و ارتباطمان می‌تواند برای ما هیجانها و حرکتهای فوق‌العاده زیبای فوق عقلانی ایجاد کند.@پس جنین این است بخش فوق عقلانی ماست که ما می‌آییم در رحم دنیا قرار می‌گیریم باید روزبروز به الله بیشتر شبیه بشویم به حقیقت و اصل خودمان که قرار است آنجا برسیم.@این حرکت چه حرکتی است؟ مثل حرکت بخشهای دیگر خداوند طوری تنظیم کرده که حرکت حبی باشد یعنی اگر حبی نباشد در واقع حرکت و قربی صورت نمی‌گیرد.@شما نگاه کنید اگر ذائقه انحراف پیدا کند زمانی که شخص مثلاً زکام دارد ویار دارد یا مثل خود من که سرطان داشتم مثلاً از غذا بدمان می‌آمد زمان شیمی‌درمانی وقتی تزریق می‌کردند اصلاً نمی‌توانستیم به هیچ غذایی نزدیک بشویم همه چیزش اذیتمان می‌کرد، این طبیعی نیست.@خدا می‌آید برای هر بخشی لذت ایجاد می‌کند حس وقتی می‌خواهد با محسوسات ارتباط بگیرد لذت دارد این لذت باعث می‌شود که این شخص برود و نیاز خودش را تأمین کند.@در بخش خیال، خیال با تصاویر لذت می‌برد، پرورش و جذبش و برایش قشنگ و راحت می‌شود. وهم با موهومات اینطوری هست یعنی کاملاً با موهومات لذت می‌برد مثلاً مقام‌خواهی و ریاست‌خواهی و شهرت‌خواهی قدرت‌خواهی، عزت، کرامت، بزرگی، عشق زمینی.@می‌بینی افراد از این عشق لذت می‌برند یعنی دریافتش می‌کنند، دوست دارند که این را داشته باشند مادر و پدر و خواهر و برادر و عمه و عمو و دایی بشوند و عشق زمینی داشته باشند و مشغله‌های زمینی داشته باشند اینها کلاً وهمی است کار سیاسی و اجتماعی بکنند وزیر شوند اینها همه عشق است.@در نمایندگان مجلس امسال شما دیدید برای هر صندلی 21 نفر داوطلب داشتیم یعنی هر کسی این برایش جذابیت دارد که مثلاً اینطوری بشود و استاندار و فرماندار و... بشود جذابیت نداشته باشد که اینقدر هزینه نمی‌شود و هیاهو ندارد.@بخش علم هم همینطور است شما نگاه کنید همه کسانی که می‌خواهند دانشگاه بروند ببینید چقدر افراد می‌آیند ثبت‌نام می‌کنند کنکور و رشته‌های مختلف، تازه یک رشته هم نمی‌خوانند خیلی‌ها می‌آیند چند رشته چون عقل از جذب معقولات به لذت می‌افتد.@در بخش فوق عقل هم اگر انسان با الله به رابطه حبی نرسد یعنی الله را فقط یک خالقی ببیند که آن بالا من را خلق کرده حالا یک دینی هم برای من گذاشته می‌گوید اینها را انجام بده باید انجام بدهی و من هم حالا به عنوان خالق و الله او را پذیرفتم و قبولش کردم، ولی برای چه می‌خواهمش؟ برای بخشهای پایینی می‌خواهم یعنی ارتباطم با او این است با خودش کاری ندارم با شخص خودش درگیر نیستم با الله هیچ تمنایی بین من و او نیست.@مثل اینکه فرض بفرمایید یک کسی یک مربی دارد از این مربی فقط اطلاعات می‌گیرد یک دانشجویی سر کلاس دانشگاه می‌رود از استاد اطلاعات می‌گیرد کاری با خود استاد ندارد هیچ درگیری شخصی و عاطفی با استاد پیدا نمی‌کند، می‌رود فقط درسش را می‌گیرد و می‌آید.@حالا بین اینها ممکن است یک شاگرد درگیری عاطفی پیدا بکند و این اتفاق بیافتد یعنی همدیگر را بخواهند. ما با الله اینطوری نیستیم الله کارگر ما شده.@یعنی ما می‌گوییم خدایا بچه بده، خدا خیلی مهربان است چون بچه من را شفا داد، خدا خیلی بد است چون بچه من را شفا نداد، من با امام رضا آشتی هستم خیلی دوستش دارم چون هر چه خواستم به من داده، با امام رضا خوب نیستم چون وقتی رفتم به او گفتم مثلاً فلانی را شفا بده مُرد.@ما ارتباطمان با فوق عقلانی و مقدسمان براساس چی هست؟ بخشهای پایینی هست کار شخصی با خدا نداریم آن موقع سقوط انسان هست.@توضیح دادیم در جلسات گذشته انسان مجازی انسانی است که هر چند الله را قبول دارد عبادتش هم می‌کند رابطه عاشقانه با او ندارد به ازدواجش در نیامده خدا را به ازدواج خودش نکشانده پیوندی با خدا برقرار نکرده خدا زوجش نیست همسرش نیست اله‌اش نیست خالقش است مدبرش است ربش است ولی به هر حال این است با خدا شخصاً کاری ندارد.@خب گفتیم انسان مجازی یعنی انسانی که به رابطه حبی نمی‌رسد و انسان حقیقی فقط تعریف دارد به عنوان انسان باطن انسانی دارد و زمانی انسان حقیقی شکل می‌گیرد که انسان با الله رابطه چی پیدا می‌کند؟ حبی پیدا می‌کند.@یعنی شخص با خدا دوست می‌شود و دوست دارد، خانواده آسمانی‌اش را دوست دارد همانطور که بچه‌های شما شما را دوست دارند و شما پدر و مادرتان را دوست دارید و رابطه حبی بین شما هست.@خیلی پیرمرد و پیرزن در این اجتماع هست که به آنها در مطب و جاهی دیگر و خیابان کمک می‌کنید و به آنها هم مادر و پدر می‌گویید ولی با آنها رابطه شخصی و حبی ندارید. ولی پدر و مادر خودت فرق می‌کند می‌گویی اینها خانواده من هستند من همه مردم را دوست دارم و به آنها خدمت هم می‌کنم ولی خانواده یک داستان دیگری دارد.@انسان با خانواده خودش، خانواده آسمانی‌اش و اهل بیت (علیهم السّلام) اگر رابطه حبی شخصی برقرار نکرده باشد غریبه است یعنی اصلاً این باطن انسانی تشکیل نداده، این جنین اصلاً در رحم تشکیل نشده.@می‌گوییم این رشد کرده سه ماه چهار ماه پنج ماهش هست ولی این اصلاً رشد انسانی ندارد باید سقط بشود پزشکان اینطوری می‌گویند، وقتی شکل‌گیری نداشته باشد قلب شکل نگرفته روح شکل نگرفته، این اصلاً قلب ندارد وقتی ندارد برو سقطش کن فایده ندارد.@قلب در انسان اصل است چه در جنین که رحم مادر هست از نظر جسمی، چه در انسان که در رحم دنیا قلب اصل هست یعنی بخش چی؟ بخش فوق عقلی که قلب انسان هست یعنی رابطه حبی برقرار کردن.@برای همین خداوند در همان آیه‌ای که چند بار خواندم و هر جلسه هم می‌گوییم و باید هم بگوییم که تکرار کنیم تا ان‌شاءالله باورمان بشود، می‌گوید اگر آن معشوقهای هشت‌گانه پیش شما محبوب‌تر از الله، اهل بیت و جهاد هستند، حالا اهل بیت که می‌گوییم اینجا نوشته رسول، ولی فرقی نمی‌کند مودت را در آیه‌های دیگر هم دستور دادند و صدها و هزاران روایت.@اگر آن هشت معشوق پایینی برای شما محبوب‌تر از الله و اهل بیت و جهاد هستند فاسق هستید؛ فاسق هستید یعنی چی؟ یعنی سیرتان طبیعی نیست یعنی این جنین در رحم دنیا سیر طبیعی ندارد شخص دارد به یک جایی می‌رود که خطرناک است به تولد سالم منجر نمی‌شود پس ما باید این را جدی بگیریم.@آن چیزی که خیلی ترسناک است یعنی اوج ترس را نمی‌دانم چه بگویم، وحشتناک و ترسناک و فاجعه است در بارداری این هست که این بچه سیر طبیعی به سمت تولد نداشته باشد این چند سال هم منتظر بچه‌دار شدن است حالا بچه را گرفته ماه ششم از بین رفت ماه پنجم از بین می‌رود شکل نمی‌گیرد.@آن چیزی که در زندگی ما فاجعه است و باید خیلی دلنگران آن باشیم اینکه نتوانیم تا زمانی که زنده هستیم عاشق بشویم یعنی نتوانیم این رابطه حبی را با الله برقرار کنیم.@یعنی دائم یا دنبال ازدواج و تشکیل خانواده هستیم یا ازدواج کردیم حالا خانه کجا بگیریم، مستأجر هستیم صاحبخانه بشویم، بعد بچه‌دار بشویم و بعد او را بزرگ کنیم و بعد کار علمی هم کنارش انجام بدهم و بعد کار عقلی کنارش انجام بدهم و دائم اینطوری است هیچ وقت فرصت ازدواج نداریم وقت نکردیم.@من یک موقعی رفته بودم برای اساتید دانشگاه در یکی از این کشورها، ایرانی بودند ولی همه مثلاً ریشها و موها سفید و همه مجرد بودند، به آنها گفتم شما چرا؟ گفتند ما وقت نکردیم ازدواج کنیم.@حالا بعضی از آنها را می‌دیدم ریش و مو سفید و بچه‌ای که داشتند یک بچه دو ساله داشتند، به او گفتم بچه چندم است؟ می‌گفت بچه اولم است، گفتم پس چرا الان؟ گفت ما وقت نکردیم ازدواج کنیم ما اصلاً فرصت ازدواج نداشتیم.@دقیقاً به همین اندازه مسخره است مثل آن بنده خدایی که گفتم ماه عسل رفته بود و زنش را یادش رفته بود ببرد. یعنی همینطوری است اینقدر زندگی مسخره است آنهایی که فرصت و وقت ندارند با الله دوست بشوم وقت ندارم بروم به خانواده آسمانی‌ام سر بزنم.@شما الان یک کسی بگوید که من پدر و مادرم را خانه سالمندان گذاشتم و وقت ندارم به آنها سر بزنم، حالا خانه سالمندان گذاشتن یک ظلم است بیشتر مواقع، نمی‌گویم همه موارد یک ظلم است و اینکه به آنها سر نمی‌زنیم یک ظلم دیگر است.@ما با اهل بیت و امام زمان داستان‌مان اینطوری است امام زمان 1180 سال است او را خانه سالمندن گذاشتیم و سری هم به او نمی‌زنیم یعنی زندگی ما هیچ نوع پیوندی با امام زمان به صورت جدی اصلاً ندارد.@یعنی اگر رودررو و چشم در چشم بشویم نمی‌گوید این بله فرزند و سرباز من است و برای من کار کرده و فداکاری کرده و زحمت کشیده، معلوم نیست اصلاً تأیید بشود و این خیلی فاجعه است در زندگی انسان بزرگترین فاجعه همین اتفاق است که یک کسی عشق و معشوق و معشوق آسمانی نداشته باشد و دلش زنده به عشق نشده باشد این به نشاط عشقی نرسیده باشد.@گاهی وقتها یک کسی را می‌بینید، یک بنده خدایی را پیش من آوردند این چند نوع درد داشت درد کمر و درد پا داشت سردردهای مزمن داشت، دکتر نمی‌توانست درک کند که این چه وضعیتی دارد؛ حالا به دلایلی که من توانستم او را بشناسم می‌دانستم که این چه وضعیتی هست.@یک کسی را برای ازدواج به او معرفی کردم سن او هم خیلی بالا بود، بعد وقتی که با هم رفیق شدند گفت من مریضی‌ام خوب شد، نه سردرد دارم نه استخوان درد دارم، یکدفعه جوان شد نشاط و عشق اینطوری است آدم را انرژی می‌دهد.@شما مثلاً فرض بفرمایید اگر نخواهید و بدنتان هم جواب ندهد عشقتان به بچه‌تان از خواب بلندتان می‌کند؛ مادر را دیدید مادر این در خانه پدرش که بود خیلی تنبل بود خانه پدرش که بود تا لنگ ظهر می‌خوابید.@الان که خودش مادر شده می‌بینید که شبها قشنگ بیدار می‌ماند و صبح بلند می‌شود به خانه و زندگی و شوهر می‌رسد تمام قوایش فعال است به خاطر اینکه چی دارد؟ یک عشق در زندگی‌اش آمده، عشق آدم را جوان می‌کند عشق همه دنیا را برای انسان قشنگ می‌کند ولی وقتی که نیست آدم دائم از دنیا سیر است.@مثل کسی است که شوهر یا زنی دارد که دوستش ندارد لذا انگیزه‌ای هم ندارد می‌بینی شب تا صبح می‌خوابد کارش را هم اگر بکند وظیفه‌ای انجام می‌دهد در او طراوت و نشاط نیست، هیچ کدام از اینها وجود ندارد.@پس اگر عشق به الله و خانواده آسمانی بیاید آدم روزبروز جوان‌تر و بانشاط‌تر می‌شود روبروز دنیا برایش قشنگ‌تر می‌شود لحظه به لحظه دنیا برایش لذیذتر می‌شود خود دنیا، آخرت که بماند، خود دنیا چون فرصت عاشقی دارد.@یک کسی که همسر ندارد الان نیاز به همسر دارد وقتی پارک می‌رود افسرده است اینجا که کسی می‌طلبد در پارک کنار من بنشیند تنهایی که من می‌روم چیزی نیست هر جا می‌رود که زوجها هستند و خودش ندارد می‌بینید که اذیت می‌شود.@مثال می‌زنم خیلی وقتها آدم آنقدر بخش فوق عقلی‌اش فعال است که اصلاً نیاز بخشهای پایینی اذیتش نمی‌کند و عقده‌ای هم برایش ندارد می‌گوید نکردم، مثل همانهایی که عرض کردم وقت نکردیم ازدواج کنیم کارهای مهمتر از ازدواج داشتیم حالا بعداً هر وقت رسیدیم ازدواج می‌کنیم اصلاً احساس نیاز نکرده.@آن کسی که دارد او که این نیاز را دارد می‌گوید من حالا هر جا می‌خواهم بروم تنها هستم این تنهایی اذیتم می‌کند، اگر خانه دارم دوست دارم کسی پیش من باشد، می‌خواهم سینما و پارک بروم یک کسی با من باشد، خرید می‌خواهم بروم تنها باید بروم، سر سفره می‌خواهم بنشینم غذا بخورم تنهاست.@ولی وقتی که معشوقش کنارش می‌آید می‌بینی که همه این صحنه‌ها و جاها برایش جذابیت پیدا می‌کند. انسان وقتی الله در زندگی‌اش می‌آید یعنی دلش درگیر می‌شود و خدا در صحنه زندگی آدم می‌آید و دل آدم می‌رود در صحنه ارتباط با حق تعالی و با اهل بیت (علیهم السّلام) به ویژه و به خصوص امام زمان همه چیز عوض می‌شود انسان همه جا با معشوقش است.@معشوقش همه جا حاضر است همه جا با او هست، همه جا با او لذت می‌برد، همه جا کنارش هست، همه جا با او حرف می‌زند، هیچ جا نیست که تنهایش بگذارد.@یعنی برای این آدم یکی از صحنه‌های قشنگ زندگی‌اش لحظه‌ای هست که هیچ کس با او کاری نداشته باشد یعنی این آدم وقتی می‌خواهد در رختخواب برود تنهاست، وقتی سرش را روی رختخواب می‌گذارد تازه خدا و اهل بیت و فرشته‌ها می‌آیند، غوغایی است وقتی سر این روی بالش است با همه اینها ارتباط و روبوسی دارد.@سرش خلوت شده چون دل وقتی خلوت می‌شود سراغ معشوقش می‌رود؛ بعضیها وقتی دلشان خلوت می‌شود می‌روند سراغ پول و خانه و ویلا و...، ذهن می‌رود سراغ چیزی که دوست دارد سراغ معشوقش می‌رود.@بعضیها سراغ معشوقهای چه می‌روند در رختخواب و حالت تنهایی و در هواپیما و تاکسی نشسته ذهن سراغ معشوقهای خیالی می‌رود. بعضیها نه می‌روند سراغ معشوقهای وهمی. بعضیها معشوقهای عقلی دارند یکسره سرش با فرمول و قاعده گرم است.@انسان اینطوری نیست انسان تا خلوت می‌شود و او را رها کنی می‌بینی ذهنش به سمت نماز می‌رود، می‌گوید بروم یک سجاده بیاندازم، این چشمش به سجاده و حرم و مسجد و حسینیه می‌خورد قند در دلش آب می‌شود، یک کسی خانه نباشد این سر ذوق می‌آید، وقتی می‌گوید کسی خانه نباشد یعنی چه کسی هست؟ مثل جوانی که همه وقتی از خانه بیرون می‌روند و قال می‌گذارند این تازه خوشحال‌تر می‌شوند.@انسان اینطوری است انسان وقتی که سرش خلوت می‌شود اینطوری هست و انسان اینطوری است که بقیه چیزها را قال می‌گذارد و از دستشان فرار می‌کند تا با خدا خلوت کند؛ نمی‌گوید حالا اینها که مستحب است بنشین درس بخوان واجب است، برو خدمت به خلق بکن واجب است، حالا چیه که تو بروی دعای کمیل و ندبه بخوانی، اصلاً نمی‌داند دعای ندبه یعنی چی.@دعای ندبه یعنی ارتباط من با خانواده آسمانی و سرکشی من با اهل بیت و امام زمان، مناجاتی هست که من باید با حضرت بکنم نیاز من هست، این فکر می‌کند دعای ندبه مستحب است، فکر می‌کند دعای توسل و حرم و امام رضا و عمره مستحب است، اینطوری نیست هر کدام از این بخشها خلوتشان واجب است اصلاً چیز مستحبی ما نداریم.@مستحب هم یعنی چی؟ مستحب یعنی آن چیزی که طلب حب با آن می‌کنیم باب استفعال است طلب محبت کردن.@شما وقتی بخش وهمی‌تان می‌خواهد ازدواج کند بخش جنسی‌تان که بخش وهمی و حیوانی هست می‌خواهد ازدواج کند هزارتا مستحبی در این ارتباط انجام می‌دهد هدیه می‌خرد پیامک می‌دهد گل می‌برد، مستحب یعنی چی؟ یعنی طلب حب کردن، می‌خواهم بگویم دوستت دارم، دوستم داشته باش.@در بخش عقلی و پایینی هم همینطور است یعنی انسان دائم در مستحبات است. حالا به یک خانمی بگو پیامک نده، یا به آقایی بگویی که برای خانمت پیامک نفرست، می‌تواند این کار را بکند؟ گل و بوسه نفرست هدیه نخر و عطر نخر و لباس و طلا نخر، این کار را می‌کند؟ اصلاً کسی حرف گوش می‌کند؟ نه، اصلاً روز جهانی برایش گذاشتند که همه بروند این کار را بکنند.@حالا یک کسی بیاید بگوید تو مسلمانی حالا فقط به واجباتت برس نماز شب یعنی چی! نماز شب برای من واجب است اگر من خلوت و سحر و شب جمعه و صبح جمعه نداشته باشم اصلاً آدم نیستم چون این دل فعال نیست ولی وقتی که فعال می‌شود این حالتهای عاشقی می‌آید.@حالا اگر فرصت کردیم اگر برسیم در پرورش خیال آنجا توضیح می‌دهیم که خیال را باید چطوری عاشقانه پرورشش بدهید انسان باید از حسش عاشقی را شروع بکند و برود به خیال و وهمش و عقلانی‌اش بکند و بعد به آن حالتهای شهودی و ارتباطات مستقیم و چیزهای قشنگ برسد.@ولی وقتی کسی این بخشهای آلوده است برای همین شما اگر لقمه حرام بخورید نمی‌توانید ارتباط بگیرید، اگر کسی سال خمسی ندارد و لقمه حلال نمی‌خورد و درآمد حلال ندارد، بخشهای پایینی وقتی آلوده می‌شود تا شما می‌آیید در این بخش لقمه را می‌خورید در بخش حس و خیال آلودگی ایجاد می‌شود بعد هم همه‌اش توهمی بار می‌آید.@نامتعادل بار می‌آید اضطراب او را می‌گیرد و غصه می‌خورد و حرص و جوش می‌خورد و زودرنج و عصبی و حساس است کار علمی هم می‌کند دیگر آرامشش را ندارد.@برای همین ما بیشتر 90% خودکشی‌هایمان طبقات تحصیل کرده است چون اینها ذهنشان که بخش عقلی یا هوشی هست آلوده است این درس هم که دارد می‌خواند هیچ کمکی به او نمی‌کند اتفاقاً با درس مضطرب‌تر می‌شوند. دیدید الان بچه‌های ما دانشگاه می‌روند مضطرب‌تر می‌شوند قبل از دانشگاه آرام‌تر بودند.@حالا با توجه به این توضیحی که دادیم که انسان حقیقی فقط انسانی است که محب خدا و اهل بیت و جهاد است و انسان مجازی صورتهای مقدس را هم دارد حج و کربلا و امام رضا هم می‌رود حالتهای اینطوری هم دارد.@اما رابطه شخصی و حبی بین آنها برقرار نیست هیچ رابطه فردی برقرار نیست ازدواج و پیوند و عقد و نامزدی و عروسی و خلوتی و بگو بشنوی ندارد هیچ رابطه اینطوری ندارد که حالا در این بخش باید برویم سراغ خیالپردازیها، بخش خیال و پرورش خیال و خیالهای عاشقانه فوق‌العاده است که حالا در اسلام خیلی قشنگ این بخش را پرورش دادند که ما دائم خیالهای عاشقانه‌مان را پرورش بدهیم.@در جریان ارتباطات زن و مرد داستان با هم بودن یک داستان است بیشتر از آن با هم بودن چه هست؟ خیالپردازیهایی هست که در دوری از هم دارند.@یعنی آن لحظه‌ای که از هم دورند خیلی خیالپردازی دارند دائماً در ذهن و دلش دارد با این حرف می‌زند هر جا هم می‌رود با این می‌رود این خیالپردازی فوق‌العاده است و این باعث می‌شود که وقتی وصال صورت می‌گیرد وصال قشنگی صورت می‌گیرد و باز هم وقتی از هم جدا می‌شوند خیالپردازیها دوباره شروع می‌شود.@طرف مثلاً نوه‌اش را ندیده، می‌بینی یک هفته نوه‌اش را ندیده بعد 300 بار نوه‌اش در دلش حرف می‌زند، بغلش می‌کند و او را می‌بوسد.@نوه‌اش خانه‌اش است و خانم دارد آشپزی می‌کند می‌گوید الهی قربانت بروم الهی فدایت بشوم، می‌بینی یکسره دارد با این بچه حرف می‌زند، حاضرش می‌کند.@چون در قوه خیال خلقش می‌کند خیال که می‌آورد حاضر می‌شود، وقتی حاضر می‌شود هیچ کس نمی‌گوید مادربزرگ دیوانه است، با چه کسی داری حرف می‌زنی؟ نه دارد حرف می‌زند خلقش کرده خیال تمام معشوق را در دل می‌آورد و حالا با او حرف می‌زند.@یکسره می‌بینی که با این بچه دارد عشقبازی می‌کند و حرف می‌زند و قربان صدقه‌اش می‌رود، اگر هم به او بگویی نکن، نمی‌شود، آرام نمی‌شود جان آرامش نمی‌گیرد آن آتش دل خنک نمی‌شود.@خب اینطوری است اصلاً این فراقی که ما با امام زمان داریم در دعای ندبه دیدید این دعای ندبه چه غوغایی است و بعد فراقی که با خانواده آسمانی داریم و فراقی که با الله داریم فراقی که با فرشته‌ها داریم.@ما اصلاً بخشی از وجودمان اصلاً دقت نمی‌کنیم که جبرئیل چه رفیق خوبی است حضرت عزرائیل چقدر زیبا و مهربان با ما هست خیلی این فرشته فرشته دوست داشتنی هست اصلاً هوس نمی‌کنیم که ما با فرشته‌ها یک رفت و آمد و رفاقتی بکنیم به خیالپردازی در ارتباط با فرشته‌ها نمی‌افتیم.@با اهل بیت و امامزاده‌ها و شهدا، اینهایی که لیاقت دل ما را دارند انبیاء، صدیقین، شهدا، صالحین این چهار گروه اصلاً انگار نه انگار، این زندگی دل مرده است یعنی زندگی که اساساً در آن خیالپردازی و عشق و هوس و ارتباط و رفت و آمد نیست مردگی است این زندگی نیست این را نمی‌شود اسمش را زندگی گذاشت.@حالا نگاه کنید این قسمت را برای شما بخوانم از وجود مقدس سیدالشهدا (علیه السّلام). سیدالشهدا خیلی ناز است آن جلسه هم گفتم سیدالشهدا همه عشق به الله را ظهور داد یعنی فرصت پیدا کرد بقیه ائمه هم بودند همین کار را می‌کردند ولی نوبت سیدالشهدا این فرصت پیش آمد که همه دلدادگی‌ها و الله را ظهور بدهد یعنی لا اله الا الله عاشورا قشنگ تحقق پیدا کرده که من معشوقی جز الله ندارم.@من یک موقعی یادم هست سرطان که داشتم اواخرش خیلی ضعیف بودم یکی از رفقا دوست داشت ما را کربلا برود ما هم آن موقع کربلا نرفته بودیم زمان صدام بود؛ یک روز آمدم دیدم روی میزم بلیط هواپیما گذاشتند خودشان رفته بودند برای ما بلیط گرفته بودند که ما را سوریه ببرند و از سوریه کربلا ببرند.@حالا ما خوشحال شدیم ولی گفتم با این بدن چطوری بروم. شب خواب سیدالشهدا (علیه السّلام) را دیدم عرض کردم آقا من دارم آنجا خدمت شما می‌آیم فردا راه می‌افتم.@حضرت فرمود آنجا می‌آیی شلوغ نکنی مثل بقیه نباش مثل بقیه سروصدا راه نیانداز، گفتم آقا چکار کنم؟ فرمود فکر کن آنجا فکر کن؛ فکر خیلی مهم است اگر اردوی ما هم اردوی فکر است برای همین فکر است.@حضرت جواد فرمود «اَلقَصدُ اِلَي اللهُ تَعالي بِالقُلُوبِ اَبلَغُ مِن اِتعابِ الجَوارِحِ بِالاَعمالِ» آدم با دل و قلب حرکت کند زودتر به خدا می‌رسد تا اینکه دائم بخواهد بدنش را در عبادت به زحمت بیاندازد.@اگر در اسلام می‌گویند بدنت را به زحمت بیانداز برای اینکه چه راه بیافتد؟ مثل هول دادن ماشین است چرا می‌گویند هولش بدهید این کار بدنی است؟ برای اینکه چه راه بیافتد؟ موتور راه بیافتد، ولی وقتی موتور راه بیافتد هول دادن دارد؟! کسی دیده وقتی ماشین روشن است هول بدهد؟!@یا نماز بخوان و ذکر بگو و حج برو بگرد، می‌گوید دائم بگرد که راه بیافتی، برو دائم سعی صفا و مروه بکن که این دل راه بیافتد ولی ما اینطوری نمی‌شود ده بار هم حج می‌رویم، طرف گفت آنقدر مکه رفتم دیگر حالم به هم می‌خورد؛ این خیلی خطرناک است.@نماز اصلاً حوصله‌اش را ندارم خوشبخانه این هفته مسافرت هستیم چهار رکعتی‌ها همه دو رکعتی است؛ خیلی فاجعه است که انسان این بنده خدا هیچی ندارد همه چیز رفته اصلاً هوس اینکه برود یک جایی خلوت بکند.@و وقتی هم به هوس می‌افتد هوسهای بخش پایینی می‌کند یک رستوران برویم و یک چیزی بخوریم یا هوسهای خیالی و ویلا و ژیلایی می‌کند هوسهای اینطوری، کیش و دبی و آمریکا برویم.@امام حسین به من گفت که بنشین فکر کن، گفتم چکار کنم؟ فرمود فکر کن چرا حسین بن علی حسین بن علی شد، بعد همان موقع که آقا فرمود داشتم فکر می‌کردم که حالا یعنی چی، بعد خودش فرمود عشق به خدا، تمام عظمت امام حسین از کجاست؟ عشق به خداست.@لذا شما روز عاشورا مردم عادی می‌روند چکار می‌کنند؟ زنجیر برمی‌دارند و سینه می‌زنند، شما بنشین هزارتا قل هو الله احد بخوان، قل هو الله احمد به خصوص آنجایی که از نفس برای شما در آوردیم از نفس خودتان بگویید «قل هو الله أحد الله الصمد لم یلد و لم یولد و لم یکن له کفوا أحد» حریف ندارد «و لم یکن له کفوا» یعنی در دلم اصلاً حریف ندارد.@روز عاشوراست می‌گوید تو بنشین توحیدت را قوی کن. ما نه روز عاشورا دوباره خدا را فراموش می‌کنیم می‌گوییم نمازمان را یادمان رفت بخوانیم چون داشتیم زیارت می‌کردیم، رفته بودیم دسته سینه‌زنی نماز اول وقت و داستانهای دیگر رها شد نماز و خدا اصلاً بی‌خیال، امام حسین را بچسب، این داستان زندگی ما شده.@خب معلوم است اگر این آدم اینطوری بمیرد باطن ندارد یعنی در رحم دنیا باطن انسانی برای این تشکیل نشده که بیاید موقع تولد به صورت انسان متولد بشود چون همه کمالات و معشوقها و لذتها و غمها و شادیها و هیجانهایش مربوط به بخشهای پایینی‌اش است اصلاً با اینها زنده است.@هیجانات پولی و مالی و گیاهی و خیالی یا حیوانی و نهایتاً هیجانات عقلی و مطالعاتی و علمی، این هیچ بخش دیگری اصلاً ندارد. هیجانات سیاسی، رأی بدهیم و رأی بگیریم و برنده بشویم و مجلس و دولت برویم و فرماندار و استاندار و معاون و ریئس بشوم همه هیجانات بخشهای پایینی است.@این اصلاً هیجانات بخش فوق عقلانی عشق و لذت و خواب دیدن و شعر گفتن، این حافظ که شعر گفته حوصله‌اش سر می‌رود این حافظ عجب آدمی بوده بیکار بوده نشسته همینطوری شعر گفته، نظامی چه گفته، سعدی چه گفته.@ما اینها را می‌خوانیم برای ما خیلی حالا الان هم خیلی استفاده کنیم اینکه یک گروه موسیقی بیایند که هیچ کدام هم شباهتی با سعدی و حافظ ندارند عشقشان صدا و تن و موسیقی و داریه و تنبک و ساز و اینهاست می‌خوانند حالا یک شعر حافظ هم برایش می‌خوانند ولی خب حسی ایجاد نمی‌شود.@چرا اگر کسی فوق عقلش فعال بشود این موسیقی را گوش کند برای هر کس باشد تکان می‌خورد همین را که بشنود خیلی تکان می‌خورد و با آن خیلی می‌تواند با همین موسیقی که الان در جامعه هست خیلی اوج می‌تواند بگیرد یکی از علائمی که می‌گوید موسیقی قرب می‌آورد برای این است که اگر آن بخش فعال شده باشد.@مثل دختر و پسر، دختر و پسر را دیدید که اصلاً زمخت است و اصلاً حال و حوصله شعر و گل و از این حرفها ندارد، وقتی عاشق می‌شود می‌بینی که هم شعر می‌گوید و هم ترانه می‌گوید و هم ترانه گوش می‌کند، چه شده؟ عاشق شده. آدم وقتی به بالا می‌کشد برایش شعر و حافظ و سعدی و لیلی و مجنون وسط می‌آیند.@چون باید تخلیه شود چون انرژی فوق‌العاده زیادی باید تخلیه بشود این انرژی به سمت بینهایت. خب اگر با نماز و روزه و حج و سینه زدن نباشد، سینه زدن فوق‌العاده است، آنهایی که سینه می‌زنند سینه زدن یکی از راههای قشنگ تخلیه جسمی هست یک رقص است.@یک سماء فوق‌العاده این سینه زدن و خیلی از آنها نمی‌توانند از آن استفاده کنند. آنهایی که عاشقانه وسط گود می‌روند و سینه می‌زنند فوق‌العاده سماء زیبایی دارد وقتی که برای امام حسین این کار را انجام می‌دهند.@حالا این را گفتم که این را برای شما بخوانم امام حسین عرفه است می‌گوید «أَنْتَ الَّذِي أَزَلْتَ الْأَغْيَارَ عَنْ قُلُوبِ أَحِبَّائِكَ، حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ» تو کسی هستی که همه غیر خودت را از دل محبوبان خودت و دوستان خودت «أَزَلْتَ» ازاله کردی، ازاله می‌دانید یعنی چی؟ برداشتن.@این مو را که می‌تراشند می‌گویند ازاله کرده برداشتن، این دیگر نیست. می‌‌گوید تو یک کسی هستی که اگر یک کسی در حب تو بیافتد و در مسیر بیافتد خودت دلش را صاف می‌کنی و خودت دلش را مدیریت می‌کنی یواش یواش معشوقهای قلابی را از دلش می‌بری هر چه معشوق قلابی هست خارج می‌کنی و یواش یواش می‌فهمد که اینها هیچ کدام به دردش نمی‌خورد.@«حَتَّى لَمْ يُحِبُّوا سِوَاكَ» تا اینکه از غیر تو لذتی نمی‌برند و دوست ندارند. البته دوستیهای رحمانی و رحیمی بخشهای پایینی سر جایش هست ولی دوستی به معنای واقعی یعنی عشق حقیقتاً کلمه‌اش فقط در رابطه با چه کسی حقیقی هست؟ بقیه عشقها مجازی است در رابطه با یک نفر فقط عشق کلمه‌اش حقیقی است او هم کیست؟ الله تبارک و تعالی.@در رابطه با اهل بیت هم نیست، در رابطه با اهل بیت هم ما چه داریم؟ در رابطه با الله می‌گوییم لا اله الا الله، ولی در رابطه با اهل بیت امام زمان می‌گوید «لا حبیب إلا هو و أهله».اگر اهل بیت هم دوست داریم به عشق چه کسی؟ به عشق الله است.@حالا اینجا را دقت کنید خیلی مهم است. انسان حقیقی و مجازی اینجاست. «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» چه پیدا کرده کسی که تو را گم کرده؟ چه دارد؟ هیچی.@مثل یک جنینی که در رحم مادر هست ولی هیچی‌اش شبیه انسان نیست ولی بگوییم حالا دارد رشد می‌کند اندازه‌اش هم خوب است مثلاً سه کیلو هم شده، این اصلاً شباهت ندارد نه قلب دارد نه شبیه آدم است نه سر و دست و پا تشکیل نداده این هیچی تشکیل نداده این به دنیا بیاید مادر او را ببیند از او فرار می‌کند.@«مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» این را حفظ کنید و دائم برای خودتان بگویید، این هم یک ذکر خیلی عالی است اگر ذکرهای دیگر را نمی‌توانید ارتباط بگیرید با این ارتباط بگیرید «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» چه پیدا کرده، چه دارد کسی که تو را ندارد؟ «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» دائم بگویید.@این ترانه‌های قدیمی و جدید را دیدید که مثلاً در آن بی‌تو هرگز و غیر از تو فلان و زمان ما که قدیمی‌تر هستیم می‌خواندند هفت آسمان چه بشود و به خدا دنیا بی تو پر از غم است و... هست دنیا برایم بی تو جهنم است و جهنم با تو بهشت است.@اما سیدالشهدا می‌گوید «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ» چه دارد کسی که تو را ندارد؟ هیچی ندارد فقیر فقیر است این وقتی متولد می‌شود هیچی ندارد. وقتی تولد پیدا می‌کند هیچ شباهتی با بهشت ندارد این تولدها تولد خیلی خطرناک می‌شود.@خیلی غم‌انگیز است یک آدم اینطوری بمیرد به حب و اهل بیت و الله و جهاد نیافتاده باشد این سه حب؛ بعضیها از جهاد بدشان می‌آید و متنفر هستند و بعضیها از عشقبازی بدشان می‌آید.@ان‌شاءالله فرصت کردید حتماً اگر می‌خواهید در این بحث خیلی قوی بشوید امسال حتماً اواخر اسفند خانواده‌تان را بردارید و راهیان نور بروید این دیگر از مکه بهتر است و از مدینه و امام رضا بیشتر راهتان می‌اندازد یک راهیان نور بروید.@چون فضایش فضای صرف عاشقی است کسانی که به قول امام صد سال راه را یک شب رفتند. شما کربلا و امام رضا می‌روید در مسیر یک همچین آدمهایی را پیدا نمی‌کنید غیر از خود امام. ولی اینجا می‌روید همه آدمهایی هستند که مثل شما بودند و رسیدند، زن و مردشان رسیدند، 13 ساله 14 ساله 15 ساله همه رسیدند، تا کجا؟ تا عند ربهم یرزقون، خیلی حرف است، آنها تا آن ته رفتند.@عرض کردم بهشت زیر پایشان است، بهشت نه، بهشت به قول علما دیوانه‌ها و بچه‌ها و حیوانها هم می‌روند؛ بالا پیش خودش. حتماً یک وقتی بگذارید خانواده‌تان را آنجا ببرید.@به جای اینکه برود صد تا کلاس استاد ببیند و چقدر کتاب بخواند و مشهد و فلان جا ببرید یک سفر آنجا بروید یک هفته با ماشین شخصی خودتان بروید بهتر است.@کاروانی بروید که حس و حال دیگری دارد چون روح جمعی کمک‌تان می‌کند گروهی رفتید با اتوبوس و هر چه که رفتند، نخواستند کلاستان چون بیشتر سفیدپوست هستید مثل ما سیاه‌پوستان نیستید با ماشین‌تان بروید با خانواده سوار شوید آنطرفها بروید و یک سری آنجا بزنید.@حتماً این کار را کنید بچه‌ها و دخترها و پسرها و دوستان، نشد چند نفر جمع شوید این کار را بکنید خیلی برد کرده هر کس آنجا برود اصلاً در محیط کارتان اگر می‌توانید کاروان راه بیاندازید بیاندازید کاروانی آنجا بروید خیلی برای شما حرف دارد.@خیلی حرف است امام حسین دارد به ما چه می‌گوید، می‌گوید «مَا ذَا وَجَدَ مَنْ فَقَدَكَ». الان مثلاً به یک نفر می‌گویند تو در دنیا آدم موفقی هستی؟ آره من موفق هستم، برای چی؟ من پول دارم ماشین دارم ویلا دارم زمین دارم طلا دارم، موفقیت کدام بخشش را دارد می‌گوید؟ بخش حسی.@ازدواج کردم همسر دارم، کدام بخش را می‌گوید؟ درس خواندم مدرک تحصیلی دارم، کدام بخش را می‌گوید؟ اینها هیچ کدام ما نیستیم. موفق کیست؟ کسی که عاشق باشد این فرد موفق است بقیه موفق نیستند بچه‌هایتان را موفق بار بیاورید، یعنی چی؟@یعنی حب خانواده آسمانی و الله را در دلشان تربیت بکنید و الا این چیزها توفیق نیست که بچه‌ام الان دارد تخصص می‌خواند و کجا چکار می‌کند چندتا مدرک دارد، اینها توفیق نیست ظلم در حق بچه است که بچه را اینقدر محدودش کنیم و در سرش بکنیم که موفق یعنی همین چیزها، اینها ظلم و جنایت است در حق بچه‌ها.@موفق یعنی اینکه بتواند به آسمان بزند و بتواند نماز بخواند و با غیب ارتباط برقرار کند با اصلش با خانواده آسمانی، چون وقتی آنطرف می‌رود می‌فهمد که اینها خانواده‌اش بودند و آنها نگذاشتند اینها به خانواده‌شان برسند، آنطرف برود داستان لو می‌رود.@اینکه قیامت همه از همدیگر فرار می‌کنند برای اینکه بعداً می‌فهمند پدر و مادر و خواهر و برادر و اساتید در حق هم ظلم کردند سیاستمداران بیشتر از همه در حق مردم جنایت کردند چون مردم را کوچک نگه داشتند.@چطور امام می‌گوید مسئولین نظام جمهوری اسلامی اگر به فکر ایجاد حکومت جهانی امام زمان نباشند خائن و خطرسازند هر چند به مردم خدمت بکنند. حاکم و سیاستمدار کسی است که مردم را باید به امام زمان برساند.@اگر بگوید من می‌خواهم نان و آب بیاورم و هر وقت دارد حرف می‌زند از این حرفها می‌زند. اینها مردم را کوچک نگاه می‌کنند. مردم هم کوچک هستند که به اینها رأی می‌دهند یعنی مردم اگر کوچک نبودند که اینها را به عنوان حاکم خودشان انتخاب نمی‌کردند.@پیامبر می‌فرماید شما هر طوری باشد حاکم‌تان هم شکل شما هستند «كَما تَكُونوا يُوَلّى علَيكُم» هر طوری باشید حاکم‌تان هم شبیه خودتان می‌شوند. مجلس و دولت و نظام‌تان هر چه هست.@ملت ایران شبیه‌ترین مردم به خدا هستند در روایت هم داریم «أفضل الناس إیماناً أهل فارس» بالاترین مردم از نظر ایمان ایرانیان هستند که الان لیاقت پیدا کردند حاکمی به نام ولیّ امر دارند یک حاکم جانشین معصوم و متخصص دارند ولیّ فقیه دارند.@در بخشهای پایینی هم همینطور آن قسمی که مربوط به خودشان شده حالا خودشان دارند انتخاب می‌کنند و هر کس با سلیقه‌های خودش انتخاب می‌کند.@«وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» این خیلی قشنگ است، ادامه‌اش را ببینید، چه گم کرده چه ندارد کسی که تو را ندارد؟ چه ندارد کسی که تو را دارد؟ «وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» مَ یعنی همان ما، «مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» چه گم کرده چه ندارد کسی که تو را دارد؟@

آدم وقتی این بخشش فعال می‌شود می‌فهمد این غزل یعنی چی، و آن کسی که این غزل را گفته چقدر مست بوده این غزل را گفته. خدا رحمت کند مرحوم الهی قمشه‌ای را چقدر در رقص و سماء بوده که وقتی می‌خواهد با خدا حرف بزند اینطوری شعر می‌گفته.@بعضی مثل مرحوم ملا احمد نراقی و بزرگان تعقیباتشان این حرفها بوده مثلاً می‌نشستند با خدا عشقبازی و خیالبازی می‌کردند تعقیبات عبادتی‌شان اینطوری بوده.@بعضی از آنها خدا رحمتشان کند در قنوت غزل می‌خواندند دعاهایی که مرسوم هست نمی‌خواندند، در قنوت قنوت می‌گرفتند غزل می‌خواندند. در نماز فارسی حرف زدن با خدا جایز است می‌توانی فارسی حرف بزن یکذره فارسی حرف بزن و بگو با این جملات عربی خودمان را محدود نکنیم چون نمی‌فهمیم.@قبلاً گفتم جلسه گذشته بالاترین ظرفیت عاشقی با الله را کدام زبان دارد؟ زبان عربی دارد. حالا که ما عربی بلد نیستیم حالا سر نماز اگر فارسی هم گفتی گفتی، یکذره با خدا فارسی حرف بزن.@«وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» چه ندارد کسی که تو را ندارد. ما پزمان به چه چیزهایی است (از خیالی گشته شخصی پر شکوه) با خیالات پرشکوه و بزرگ هستیم و عزت داریم با اعتباریاتی که هیچ کدام به درد برزخ نمی‌خورد شکوه داریم.@با این شکوه‌ها ما خودمان را سرپا نگه داشتیم با لباس و اتومبیل و خانه و ویلا و تلفن همراه و مدرک تحصیلی و مقام سیاسی و بچه‌ها سرپا نگه داشتیم همه‌اش خیالی است موقع تولد هیچی آنطرف نمی‌بریم.@«وَ مَا الَّذِي فَقَدَ مَنْ وَجَدَك» چه ندارد کسی که تو را دارد. خب انسان باید دلش حرکت بکند و دغدغه داشته باشد و مواظب باشد دچار فاجعه نشود که نکند من بمیرم و عاشق نشده باشم. حافظ را ببینید چقدر قشنگ می‌گوید:@

کارگاه هستی همه‌اش برای این بود که تو عاشق بشوی. مثل رحم، رحم تمام فلسفه تشکیل یک رحم چیست؟ اینکه یک بچه‌ای در آن باشد که سالم متولد شود. رحم دنیا کارگاه هستی برای این هست که ما بیاییم به غیب و آسمان بشویم و شبیه اهل بیت و خدا بینهایت بشویم که آن نامه را دریافت کنیم.@آن نامه چه بود؟ یادتان هست یا نه؟ «من الحی القیوم الذی لا یموت» این را خدا می‌گوید، به چه کسی می‌گوید؟ «الی الحی القیوم الذی لا یموت» دکترای شما آنجاست آنجا به شما مدرک می‌دهند، اگر این نامه به شما برسد نامه خدا به دست شما برسد و اینطوری خطاب کند یعنی شما دیگر قبول شدی و بردی.@می‌شود این نامه را دست ما بدهند؟ آن فرشته بگوید بیا خدا نامه داده، چیه؟ برد ما آنجاست که تو حی قیوم لا یموت باشی این خیلی قشنگ است. برد تو آنجاست که حرم حضرت معصومه می‌روی و می‌گویی «عَرَّفَ اللَّهُ بَيْنَنَا وَ بَيْنَكُمْ فِي الْجَنَّةِ» خدا من و شما را به هم معرفی کند.@اگر ان‌شاءالله برزخ رفتید و حضرت معصومه هم به شما سر زد این خیلی قشنگ است، اگر حضرت عبدالعظیم و امام رضا و ائمه دیگر آمدند به شما سر زدنند برد تو اینجاست تو مدرکت را باید اینجا بگیری.@الان این احوال مرده‌هایی که ما می‌بینیم و خوابشان را می‌بینیم و اخبارشان را می‌گیریم خیلی جالب نیست.@گفتم یکی از آقایان در ری بود خیلی مرد باصفایی بود مرد بزرگی هم بود از دنیا رفت. یکی از دوستان او تعریف می‌کرد می‌گفت خوابش را دیدم به او گفتم چه خبر؟ گفت اوائل انقلاب و تا دوران جنگ و بعد از آن هر چه از ایران اینطرف می‌آمد خیلی خوب بود تازگی هر چه از ایران در برزخ می‌آید همه گرفتارند، کمتر ایرانی اینجا می‌آید که آزاد باشد و گرفتار نباشد همه خودشان را گرفتار کردند. حالا جای دیگر چی.@ان‌شاءالله رفتید دیدید این اتفاقها می‌افتد خیلی قشنگ است، رفتید دیدید نکیر و منکر بالای سر شما نیامدند بشیر و مبشر آمدند، رفتید دیدید که موقع رفتن اهل بیت پنچ نفرشان آمدند و شما را بردند، آنها که چهارده‌تایی هستند بعضی پنج تایی هستند بعضی چهارده تایی، بعضی انبیاء را هم می‌آورند تمرینهایش را گفتم، تمرین‌هایش را انجام بدهید این حس همین الان در قبرتان می‌آید؛ گفتیم نفس ما چیه؟ قبر ماست.@اگر الان چهارده‌تا با شما می‌آیند و صفا می‌کنید یعنی آنجا هم می‌آیند. نگاه کن ببین همین الان در نفس شما چه کسانی می‌آیند و رد می‌شوند، هر کس در نفس شما بیاید و برود یعنی شما لیاقتتان همین است.@ببین چه می‌آید امام زمان می‌آید، می‌رود، خانه تکان می‌دهد، آنجا می‌نشیند، تردد در دل تو دارد یا نه، می‌نشیند در دلت یک استراحتی بکند یا نه، اینها را داشته باشید قبر و برزخ همین جاست شما لازم نیست بروید ببینید، همین الان می‌توانید ببینید سونوگرافی است.@آن تمرینی که در قرب به شما دادم سونوگرافی است همین جا می‌توانید سونوگرافی بکنید مشخص است که الان اوضاع قبر و ملکوت و برزخ ما چطوری هست کاملاً می‌توانید تمرین کنید همین الان می‌توانید آنجا بروید.@لازم نیست به بهشت بروید بهشت را اینجا می‌آورد می‌بینید که الان در بهشت من از صبح که از خواب بلند می‌شوم تا شب چه کسانی و چه چیزهایی می‌آیند و می‌روند. این خیلی مهم است.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@

سؤال کردند که اگر شب عید ایام عید کسی بخواهد یک سی‌دی را هدیه بدهد؛ بهترین سی‌دی بحثهایی هست که ریشه‌ای باشد یعنی الان توصیه خودم این هست مثلاً مهارتهای یک را به همه هدیه بدهند 18 سال به بالا، جوانها، خانواده‌ها، مردها، زنها اینها خوب است که بتوانند یک ساختار داشته باشند.@مباحثی را که در مورد نسخه‌نویسی خدمت شما گفتیم یادداشت کردید، حالا البته ما خلاصه‌اش را یعنی آن متنش را گفتیم تکثیر کنند و در اختیار شما قرار بدهند که ان‌شاءالله از آن متن بتوانید استفاده کنید.@ما چون درگیر اردو بودیم اردو برای ما کار سنگینی هست کار اصلی عملیاتی شما را برای بعد از اردو گذاشتیم که ان‌شاءالله شما یک کار عملیاتی قدرتمند برای امام زمان انجام بدهید در جامعه.@ما بحثهای مربوط به بحث خانواده، نسخه‌نویسی در بخش خانواده را بحث کردیم و دشمن‌شناسی را هم که گفتیم برای کنترل فکر و افکار منفی هست.@آنهایی که فکرهای منفی دارند و فکرهایی می‌کنند که اذیت می‌کند و آزاردهنده است و غصه و اضطراب و ترس و دلشوره یکسره دارند یا خاطرات گذشته زندگی‌شان به هر چه که هست، گفتیم گذشته سه قسمت بود، چه بود؟ کدورتها، گناهان، شکستها، هر چه از این سه مرحله در گذشته است.@چون گذشته انسان شامل این سه تا می‌شود که آزاردهنده است قشنگی‌هایش که قشنگ است، آنها که آزاردهنده است و شیطان دائماً در حال می‌آورد و به رخ آدم می‌کشد تا بتواند هم حال را نابود کند هم آینده را چیه؟ گذشته است.@دلشوره‌های آینده هم که داریم حالا بعداً چه می‌شود، نکند اینطوری یا آنطوری بشود، حمله سمت چپ هم که داریم بخش گناه و آلودگی؛ بدترین نوع حمله هم حمله سمت راست هست که فوق‌العاده این حمله خطرناک است.@دشمن‌شناسی کارش این است که یک تعادلی و یک آرامش فکری برای دفع این وسوسه‌ها و حمله‌های چهارگانه‌ای که قرآن تصریح می‌کند به ما می‌دهد، هم آگاه می‌کند که افکار منفی را به خودمان نسبت ندهیم خودمان را بیخود بی‌آبرو نکنیم.@خیلی وقتها افکار منفی و زشت هم که می‌آید ما فکر می‌کنیم این افکار برای ماست بعد می‌گوییم آخ آخ من چه آدم بدی هستم چقدر بد شد، ولی در حالی که این اصلاً به ما ربطی ندارد.@شیطان می‌آید این افکار را حتی در نماز در قشنگ‌ترین حالتها در خواب ایجاد می‌کند تا شخص نسبت به خودش یا دیگران رابطه‌اش شکرآلود بشود چه نسبت به دیگران و اهل بیت و خدا و خودتان خیلی باور نکنید.@باور شما همین باشد که شما عضو خانواده چه کسی هستید؟ اهل بیت هستید این باور شما باشد چیزهای دیگر را شما جدی نگیرید که اگر خواست شما را داغون و غمگین و افسرده‌تان بکند نباید بتواند، شیطان اگر بتواند مؤمن را در چنبره غم بیاندازد آنجا سرش را می‌برد. مؤمن نباید در غم و اضطراب بیافتد.@دشمن‌شناسی مسئول این کار هست یک دوره تخصصی ابتدائی هست البته، 40 جلسه هست که در تلویزیون بحث کردیم. و بخش وسواس که بخش خیلی خطرناکی هست و بخش حسادت و بدبینی. این چندتا در آن بخشها هست. تکمیلی دشمن‌شناسی وسوسه است.@بحثهایی که سعادت‌آباد داشتیم تکمیلش کردیم وسوسه و وسواس بحث تکمیلی هست پس ما اگر خواستیم در بخش فکر کمک کسی بکنیم که فکر آرام داشته باشد کدام بخش را می‌دهیم؟ دشمن‌شناسی و چی؟ وسوسه را و بعد چی؟ مهندسی فکر را می‌دهیم تا بتواند قشنگ کاملتر جلو برود.@این ترتیبش خیلی مهم است پس دشمن‌شناسی، وسوسه، مهندسی فکر، مهندسی آرزوها، اینها که می‌تواند آدم را اینطرف و آنطرف بکشاند تخیلات و توهماتی که می‌تواند آدم را داغون کند و برای آدم اضطراب بیاورد و قلب، نهایتش قلب.@شما در تجویزتان چکار می‌کنید؟ شما در تجویزتان می‌گویید کپسول و قرص و آمپول و شربت؛ بعد نمی‌گویید که شما اول قرصها را بخور بعد که تمام شد برو کپسولها را بخور بعد که تمام شد شربت را بخور، می‌گویید همه را با هم بخور.@اینکه در برنامه‌های شما اینها که برنامه گرفتند، آنها که نگرفتند حتماً برنامه بگیرند اگر کسی در جلسه هست که برنامه نگرفته برنامه بگیرد.@در برنامه اگر می‌بینید که ما سی‌دی‌های شما را چهار دسته کردیم مثلاً ده سی‌دی به شما معرفی کردیم، نگویید چه خبر است این همه سی‌دی، دکتر چه خبر است این همه دارو داده، نه اینها هر کدامش باید بخشی را درست کند و با هم باید باشد.@یعنی اینطور نباشد که بگویید استاد گفته دشمن‌شناسی من دشمن‌شناسی گوش بدهم، نه باید حتماً بخش فکری‌تان با بخش قلب‌تان هماهنگ باشد یعنی یکی یاد خدا یکی بخش فکری که دشمن‌شناسی هست و یکی بخش خانوادگی مثلاً مهارتهای یک یا دو یا همسران یا تربیت.@لذا ما بسته‌ها را در برنامه‌تان بسته‌بندی می‌کنیم یک بسته خانواده یک بسته معنوی و یک بسته فکری یا عملیاتی می‌دهیم مثل تنبلی و بی‌حوصلگی بخش عملیاتی؛ که حالا اینها را ما معمولاً یکجا می‌دهیم. البته سیستم نسخه‌نویسی و برنامه‌نویسی‌مان دارد یکذره ان‌شاءالله ترقی می‌کند نرم‌افزارش را داریم آماده می‌کنیم که ان‌شاءالله بتوانیم از آن نرم‌افزار استفاده کنیم خب خیلی راحت‌تر و دقیق‌تر می‌شود.@ولی باید به موازات جلو برویم مثلاً اگر فرض بفرمایید یک کسی امروز می‌خواهد سه تا سی‌دی گوش کند از سه موضوع مختلف شروع کند که زدگی ایجاد نکند تناسب داشته باشد و همه قسمتها با هم جلو برود این خیلی مهم است.@نه اینکه مثلاً یاد خدا را گوش می‌کند خیلی قوی می‌شود و حال و صفا می‌کند و برایش خوب است و وقتی تمام می‌شود می‌آید می‌رود روی بخش فکر، دشمن‌شناسی این را خشک می‌کند مثل آنتی‌بیوتیک است آدم را خشک می‌کند باید شما یک چیزی به این آنتی‌بیوتیک بدهید که این طراوتش حفظ بشود.@بنابراین باید به تعادل جلو برود. بخشهای فنی و عملیاتی‌اش که مثل خانواده و تنبلی و بی‌حوصلگی و بخش عمل هست اینها یک قسمت هست آن بخشهای دیگر هم که قسمتهای مختلف دارد.@بعضی وقتها نیاز و کشش بیشتری هست میل آدم به آن بیشتر می‌کشد عیبی ندارد یکذره بدمستی کردن هم بد نیست یکذره آدم خودش را اینطوری بکند که سیر و آرام بشود کشش بیشتری دارد.@در بخش دشمن‌شناسی ما معمولاً در برنامه اول فقط دشمن‌شناسی و وسوسه را می‌دهیم آن هم گهگاهی. چون می‌گوییم دشمن‌شناسی برای کنترل فکر خودش کافی است. همه فشار برنامه را نمی‌بریم بخش فکری.@لذا ما معمولاً بعد از دشمن‌شناسی در برنامه دوم وسوسه، مهندسی فکر و آرزوها را می‌دهیم اما در برنامه و تجویز اول معمولاً همان دشمن‌شناسی کافی هست برای بخش فکری می‌گوییم حالا این را برو شروع کن.@چون باید اصولش را یاد بگیرد پایه‌ای هم هست باید برود یاد بگیرد و الا اگر یکدفعه برود مهندسی فکر، و دشمن‌شناسی را کار نکرده باشد باز هم آنجا تعادلش به هم می‌خورد و نمی‌داند با فکر باید چکار کند ولی وقتی که دشمن‌شناسی را کار می‌کند و بعد روی فکر می‌رود قوی‌تر می‌تواند جلو برود.@برای همین هم ما معمولاً بعد از دشمن‌شناسی غضب را توصیه می‌کنیم عصبانی شدن را یعنی از لوازم نزدیک کنترل فکر می‌رویم که عملیاتی بشود. چون غضب گفتیم هر یک بارش حجم زیادی فشار قبر برای انسان ذخیره می‌کند.@خیلی خطرناک است عصبانیت و زودرنجی و حساسیت هم جرم است از نظر اسلام و هم بیماری است لذا باید خیلی دقت بکنیم که به راحتی کسی عصبی نشود و بتواند عصبانیتش را کنترل کند اینکه انسان خدای نکرده بیافتد به فحش دادن و تحقیر کردن و کتک زدن و خشونت و قهر کردن که از همه زشت‌تر است.@قهر خیلی کار کثیفی است قهر کردن و قطع ارتباط اینها جزء کارهای خوبی نیست در زن و مرد کار زشتی است برای مردها خیلی بدتر هست مرد قهرو خیلی بد است مردی که صحنه را ترک و فرار کند خوب نیست باید بایستد مشکل را حل کند قابل حل است.@غضب هست بعد غضب به این معنا هست که ما چکار کنیم اگر عصبانیتی حاصل شد بتوانیم کنترلش کنیم و روی کسی نریزیم و در خودمان مهارش کنیم و نگه داریم. ولی حلم اینطوری نیست حلم شماره 9 است که وقتی تجویز می‌کنیم یعنی در واقع چکار کنیم که تحریک عصبی به راحتی نشویم.@چیزهایی که می‌تواند به صورت لوازم این تجویز به ما کمک کند بخشهای معنوی هست. هر چقدر شما در بخشهای فوق عقلی قوی‌تر می‌شوید توانایی برای این بخشهای عملیاتی بیشتر می‌شود یعنی قشنگ می‌توانید فکر را کنترل کنید و اضطراب شما را نگیرد و اصلاً عصبانی نشوید.@گفتند سرطان داری، گفتند فلانی مُرد، گفتند طلاق دیگر به هم نمی‌ریزی، ورشکست شدی و خانه‌ات آتش گرفت؛ آن چیزی که می‌تواند کمک کند توانایی‌های فوق عقلانی هست ارتباطاتی هست که شما با معنویت داشته باشید. بحثهای عملیاتی نزدیکش مثل چی می‌شود؟ مثل رشد و قدرت در سایه سختی‌ها، این خیلی کمک می‌کند.@رشد و قدرت در سایه سختی‌ها فوق‌العاده کمک می‌کند به اینکه اگر حادثه‌ای اتفاق افتاد ما بتوانیم آن سیستم مبدل‌مان را راه بیاندازیم. سیستم مبدل یادتان هست یا نه؟ مثال زدم برای شما گفتم اگر شما مثلاً برای دخترتان خواستگار بیاید و بگوید آشغال جمع کن است نمی‌دهید می‌گویید این در شأن دختر من نیست.@ولی اگر بگویند نه این مهندس بازیافت است اسمش را عوض کردیم می‌گوییم مهندس بازیافت است، وقتی می‌گویند مهندس بازیافت است می‌گوید چرا دخترم را می‌دهم. در حالی که آن سوفور دو فرغون بیشتر جمع نمی‌کند ولی آن مهندس بازیافت تن تن یعنی روزی چند تن آشغال جمع می‌کند اصلاً آشغال فرصت کاری اوست، می‌گویند نه مهندس است.@قشنگی کار مهندس چیست؟ این هست که مهندس توانایی تبدیل زباله را به پول و مواد دارد. خدا در همه ما یک اسم مبدل راه انداخته از اسماء خدا یکی مبدل است.@مثل به قول امروزیها نرم‌افزارها و اپلیکیشن‌هایی که هست در کامپیوتر می‌زنی فعال می‌شود، همه ما داریم و خدا روی ما نصب کرده باید بزنی فعالش کنیم. اسمش مبدل هست مبدل را تا می‌زنی و فعال می‌کنی دیگر حالا وقتی می‌گویند سرطان داری شروع می‌کنی به خندیدن و صفا کردن و لذت بردن.@اگر بگویند طلاق شد، اضطراب ممکن است یک لحظه بیاید ولی برای یک کسی که قوی می‌شود اصلاً اینطوری نیست و اصلاً هیچ اضطرابی ایجاد نمی‌کند ولی معقول مسأله و مشکل را در ذهنش می‌گذارد در دل اصلاً نمی‌برد که آرامشش به هم بریزد به هیچ وجه.@شما نگاه کنید الان یک بچه‌ای کنکور قبول نشود در یک خانواده همه درگیر می‌شوند خودش ناراحت است و افسرده می‌شود و مادرش ناراحت است؛ اما این دختر اگر قبل ار کنکور عاشق شده باشد چی؟ اصلاً این عشق یادش می‌رود کنکور دارد این اصلاً اگر امتحان هم نداد و قبول نشد مهم نیست سال دیگر شرکت می‌کنم این خیلی مهم است.@بنابراین در رشد و قدرت ما یاد می‌گیریم که اگر حادثه‌ای افتاد با کدام سیستم سراغش برویم؟ سیستم مبدل که عصبانیت و حرص و جوش و غصه نیاورد چون غصه لیاقت انسان نیست غصه قیمت و شرافت آدم را لکه‌دار می‌کند، عصبانیت و پرخاشگری و قلدری و قهر و غر و نق اینها قیمت آدم را خیلی کثیف می‌کند.@در رحم مادر می‌گویید بچه عکس نگیرد عکس به او نخورد مادر سیگار نکشد مواد رنگی مصرف نکند چون جنین را به هم می‌ریزد، نمی‌گذارد به صورت یک انسان خوب و سالم بیاید. این آشغالها در رحم دنیا برای ما خوب نیست دعوا و درگیری و مسابقه و نق و غر و رقابت و چشم و هم‌چشمی و حرفهای خاله‌بازی اینطوری برای آدم اصلاً خیلی زشت است.@بنابراین وقتی که انسان اینها را می‌فهمد شیرین و شاد زندگی می‌کند و هیچ کس هم نمی‌تواند ذهنش را تحریک کند برای چیزهایی که پایینی‌ها تحریک می‌شوند و برایش غصه می‌خورند و گریه می‌کنند و خودکشی می‌کنند، اصلاً در این هیچ تأثیری ندارد این آدم همیشه شاد است.@«المؤمن دائم نشاطه» مؤمن نشاطش دائمی است دائماً این آدم سرحال و سالم است و نشاط دارد. بخشهای دیگر هم هست مثل شکر و رضا، آنها دیگر اوجش هست که شما به شکر و رضا می‌رسید اینها فوق‌العاده انسان را شاد نگه می‌دارد.@دیگر اوج اینها مباحث غم و شادی هست مباحث غم و شادی که الان داریم انجام می‌دهیم. ما چون دیدیم غم طولانی هست 100 جلسه راجع به مباحث ضد غم داریم این را گذاشتیم برای سعادت‌آباد، شادی را هم کرج الان داریم بحث می‌کنیم که بعد تلفیق بشود و همه استفاده بشود.@

و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@