جلسه گذشته بحثمان دربارۀ قوس نزول و صعود بود، نمودار منحنی خلقت را نصب کردیم، امروز به مناسبت اینکه در ایام با سعادت میلاد حضرت رضا هستیم، بحث را متمرکز میکنیم روی مسئله امامت و ولایت، مسئله امامت و ولایت به صورت جدی زمانی برای ما مطرح خواهد شد و ما با آن به معنای حقیقی درگیر باشیم که الله برای ما جدی شده باشد.@یعنی اینکه انسان بفهمد که نفخه خداست، حقیقت و جایگاهش کجا قرار دارد، و باور بکند حقیقت خودش را، و دست از این نگاه غلط، عادت غلط که خودش را یک زن یا یک مرد میداند، یعنی یک حیوان بردارد.@ما چون انس گرفتیم با این بدن، و کمالات جمادی و گیاهی و حیوانی یا نهایتاً کمالات عقلانی، برایمان سخت است که بفهمیم و باور کنیم این مسئله را که اینها کمالات میانی هستند، کمالات واسطه هستند برای ما و اساساً ما، نه عقل هستیم، نه حیوان هستیم، نه وهم هستیم، نه خیال، و نه حس، بلکه ما دل هستیم.@فهم این مسئله به راحتی نیست، شعار دین شما یک شعار دلی و عاشقانه است، یعنی ساختار خلقت با یک حقیقت قلبی طراحی شده، نه یک حقیقت عقلانی، اگر ریاضیاتی در نظام خلقت هست که تمامش هم ریاضیات است، و عدد و اندازه است، اما برای یک قلب این ریاضیات طراحی شده، در واقع برای یک عشق این نظام آفریده شده است.@«خلقت الأشياء لأجلك و خلقتك لأجلي» همه اشیاء برای توست و تو برای من هستی، این را آدم باید باورش بکند، که در نظام خلقت این ضمیر «خلقت الأشياء لأجلك» اشیاء که میگوید یعنی کل نظام خلقت از عالم فرشتهها را بگیرید جبروت، تا نظام ملکوت و نظام ناسوتی همه برای تو آفریده شدند، و تو را برای خودم خلق کردم.@اینجا یک خلوتی هست بین الله و انسان، نظام خلقت با ریاضیاتی که دارد یعنی عالم جبروت و بعد با یک جذرگیری عالم ملکوت میشود، و با یک جذرگیری عالم ناسوت و دنیا میشود با این عظمتی که داریم، تمام اینها برای ساختار یک رابطه عاشقانه بین انسان و الله هست.@شما در شعار دینتان وقتی میگویید (لا اله الا الله) اله که گفتیم یعنی معشوق و دلبر، چرا شعار دین شما که پیامبر فرمود حرفی بزرگتر از این من برای بشر نیاوردم «ما قَالَ النبی وَ مَا قُلْتُ مِثْلَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللهُ» هیچ پیغمبری و نه خود من حرفی بالاتر از این برای بشر نیاوردم.@یعنی اگر از الله برای ما جملهای صادر شده باشد، مهمترین جملهای که از الله برای ما گفته شده که در قرآن هم همه گزارش نظام خلقت، از الله تا ماده و از ماده تا الله آمده از این ما حرفی بزرگتر نداریم که (لا اله الا هو) مهمتر از این نیست.@یعنی تمام سنگ بنای خلقت این است، سنگ بنا روی عشق بنا شده، هیچ اله و دلبری تو نداری مگر کمال مطلق و بینهایت، این اگر باور بشود، انسان تازه حیات انسانی پیدا میکند، یعنی تازه به حیات انسانی متولد میشود، یعنی آن بُعد فوق عقلانیش که لا اله الا الله را میگوید در آن متولد میشود.@ابعاد دیگر حس، خیال، وهم، و عقل واسطه و ابزار برای ما هستند، و آن که مهم هست، اصل هست این است، (لا اله الا الله) یعنی بخش فوق عقلانی، این اگر باور شد که من فهمیدم ماجرای آمدن من به زمین برای چیست، من برای چی به طبیعت آمدم، برای چی آفریده شدم.@این بدن، این همسر، این خانه، این زندگی، این تشکیلات اجتماعی، سیاسی، علمی، اقتصادی، برای چیست، برای این هست که تو از دل این آدم بیرون بیاید، انسان بیرون بیاید، عاشق بیرون بیاید، کسی که میتواند با الله ارتباط بگیرد و اسماء و صفات حق تعالی را در خودش بروز بدهد.@در وجه تسمیه انسان، گفتم انسان یعنی برای این انسان نامیده شده که میتواند با حق تعالی انس بگیرد، یعنی این قابلیت انس با الله را دارد، بنابراین میزان شرافت هر انسانی، و میزان دارایی هر انسانی، و میزان کمال حقیقیش به میزان انسی هست که با حق تعالی برقرار میکند، این همه حرف است که دارم به شما میگویم، همه انس، همه شرافت، همه کمال یک انسان، همه دارایی و ثروت یک انسان، میزان انسی هست که با حق تعالی دارد.@مثل سایر معشوقهایی که شما در بخشهای پایینی دارید، گفتیم ما در بخش حس میگوییم (لا اله الا محسوسات) در بخش خیال میگوییم (لا اله الا مخیلات) در بخش وهم میگوییم (لا اله الا موهومات) در بخش عقل هم میگوییم (لا اله الا معقولات).@خیلی جالب است که انسان مفهوم عشق را در مراتب پایینی خوب میفهمد، ولی مسئله عشق را در مرحله انسانی درکش یک مقدار برایش سخت است این هم به خاطر این هست که دائماً 20 ـ 30 سال با این کمالات انس گرفته خودش را هنوز پیدا نکرده، یعنی خود حقیقی و انسانیش که میتواند عاشق الله بشود را درک نکرده.@شما پزشک هستید در سیستم درمان که کار میکنید در رشتهها مختلف اگر حس نتواند با محسوسات ارتباط برقرار بکند میگویید مریضی هست، من میگویم الان نمیتوانم این را خوب لمس بکنم، من یادم هست یک موقع که سرطان داشتم، شیمیدرمانی میکردم این حسهایم از بین رفته بود، میخواستم دکمهام را بگیرم، نمیتوانستم، باید یک کسی میآمد آن را برای من میبست، چون کل این حواس از بین رفته بود.@یا وقتی میخواستم کتابی را ورق بزنم چون حسم کار نمیکرد، اینطوری که میگرفتم معجزه حس اینجاست، برگهها دستهای من را میبریدند و از دستم خون میآمد، چون ما با حسمان این را رد میکنیم، و متوجه نمیشویم یعنی چی، که من میخواهم یک چیز تیز را رد بکنم، آن موقع نمیتوانستم رد بکنم و به دستم کشیده میشد و هر بار که میخواستم یک کتاب را ورق بزنم دست من را پاره میکرد.@این را شما میگویید عادی نیست، این حس باید برگردد، مثلاً یک کسی اگر عصب دستش کار نکند، میگویید این عادی نیست، چشم با طول موج نمیتواند ارتباط برقرار بکند، این عادی نیست باید درمان بشود، گوشم با فرکانس نمیتواند ارتباط برقرار بکند، اینها معشوقهایش هستند، نمیتواند ارتباط قشنگ، با صدا انس ندارد، الان اگر صدا خراب بشود، اذیت میشوید، میگویید نمیتوانیم بشنویم باید برویم، سرو صدا بکند.@غذایی که میخواهید بخورید، آب اگر میخواهید بخورید، میگویید باید گوارا باشد، این حس چسبندگی و انس باید ایجاد بشود، یا وقتی در خیال هم میآیید همینطور، باز آنجا همینطور، در کمالات گیاهی اگر کسی نتواند با کمالات گیاهیش انس برقرار بکند، مثلاً غذا نتواند بخورد، هر وقت بخورد بالا بیاورد، نتواند معده این را نگه دارد، این ارتباط برقرار بشود یعنی مریض است باید برسیم درمانش را طی بکند نمیتواند ارتباط بگیرد.@در بخش کمالات حیوانی همینطور، میگوییم یک کسی ازدواج کردند، داماد مثلاً خیلی پولدار است، خیلی تحصیلاتش عالی است، پدر و مادرش خیلی آدمهای بزرگی هستند، ولی پسر از دختر خوشش نمیآید، یا اصلاً این پسر حس جنسی ندارد، میگوید اصلاً فایده ندارد، عشقی به وجود نمیآید.@این را میفهمیم که وقتی میگوییم زناشویی، تمام قیمت زناشویی به این نیست که دو نفر زیر یک سقف هستند بچه دارند، خانه دارند، صبح تا شب میروند کار میکنند، پول دارند، خانهشان را بزرگ میکنند، خاله خالهبازی دارند، ته قضیه این هست که این دو نفر چقدر همدیگر را دوست دارند، چقدر با هم انس دارند، چقدر با هم پیوند دارند، مایه ازدواج همین انس است.@اگر این نباشد، این همه ما الان آدمهای بزرگ داریم، من الان بیست و خوردهای است که کارم این است، آدمهایی داریم که خانمشان همه چیز دارد، شوهرشان همه چیز دارد، ولی چون این انس وجود ندارد از همدیگر متنفر هستند و جدا میشوند، این عشق است که کار را نگه میدارد.@در بخش عقل هم همینطور است، اگر انس نباشد، میگوییم این بچه درس نمیتواند بخواند، تمرکز ندارد، از درس خوشش نمیآید، به درد میخورد یا نه؟ شما ناامید میشوید، میگویید این بچه اگر قرار باشد از مدرسه خوشش نیاید، از درس متنفر باشد، با کتاب، درس، معلم، مدرسه انس نگیرد، یعنی چی، این چه آیندهای دارد.@این را ما میفهمیم که میگوییم خطر دارد، خیلی بد است، این بچه را روانپزشک ببریم بگوییم این چرا نمیتواند درس بخواند، این چرا کتاب نمیتواند بخواند، این چرا تمرکز ندارد، این چرا با علم نمیتواند ارتباط برقرار بکند، این را میفهمیم.@ولی یک آدمی که 50 ـ 60 سالش هست الان رئیسجمهور شده، وزیر شده، استاندار است، فرماندار است، دکتر است، مهندس است، استاد دانشگاه است، محقق است، پرفسور است، این وقتی که انس با الله و غیب یا خانواده آسمانیش ندارد متوجه نیست که مریض است، اصلاً متوجه نیست دارد سقط میشود، این اصلاً متوجه نمیشود.@(ترسم که این تن که حائل است به جانم) این جان است، دل آن بخشی که میتواند انس با الله بگیرد، (ترسم که این تن) یعنی تمام این کمالات، (که حائل است به جانم/ سقط کند کودک عزیز روانم) یعنی بچه سقط میشود.@خیلیها هستند که کمالات زیادی دارند از جهت پایینی اما سقط شده هستند، یعنی وقتی که متولد به برزخ میشود، هیچ دارایی اصلاً ندارد، اصلاً نه با برزخ آشنا است، نه با محتوای برزخ آشنا است، نه با خانواده آسمانیش آشنا است، نه با سلاطین آنجا آشنا است، اصلاً با آن مفاهیم در زندگیش انسی نگرفته در زندگیش، که اصلاً بخواهد با مفاهیم آنجا بفهمد داستان چیست، نظام خلقت چیست هیچی.@ما تا الله و (لا اله الا الله) برایمان جدی نشود، جایگاه امام را نمیفهمیم یعنی چی، میگوییم امام یعنی یک کسی که خلیفة الله هست، الان راجع به امام زمان هم که میگویند همینطوری میگویند، امام زمان را هم حیوانی معنایش میکنیم، یعنی روایاتی را که مربوط به آبادانیهای بخش حیوانی هست میبینیم.@امام زمان اگر بیاید دیگر فقیر نیست، دیگر گرسنه نیست، یعنی امام زمان میآید شکمها را سیر میکند، امام زمان بیاید امنیت هست، امام زمان بیاید ما دیگر مریض نداریم، باز هم ما داریم امام زمان را حیوانی معنا میکنیم، امام زمان بیاید از 27 پله علم تا زمان امام زمان دو پلهاش طی میشود امام زمان 25 مرحله علم را جلو میبرد باز هم عقل است.@امام زمان اگر بیاید ما آدم میشویم، فرمود دست میکشد روی سر همه انسانها و عقلهایشان کامل میشود، امام زمان اگر بیاید شما چند روز در حکومت امام زمان باشید خودت یک ولی الله میشوی، امام زمان بیاید یک مرد یا زن معمولی راحت با برزخ و غیب ارتباط دارد، میرود و میآید.@امام زمان بیاید راه تو را در ملکوت باز میکند و به جبروت و بالاتر از آن هم تو را میکشاند، یعنی امام زمان اگر بیاید تو را با اصل و حقیقتت، با آنچه که برایش آفریده شدی انس میدهد، تو را قوی میکند، به عنوان یک انسان، امام زمان تو را تربیت میکند، با ظرفیت بینهایتی که دارید.@ما که از بالا آمدیم جبروت و ملکوت زیر پای ما است، کل دنیا زیر پای ما بوده، همه اینها زیر پای ما هستند، ما نفر دوم عالم وجود هستیم، برای همین هم چون ما نفر دوم هستیم، از نظر ساختار ریاضی، شما نفر دوم بعد از الله قرار گرفته حقیقت شما، دیگر شما نمیتوانید اله شما و معشوقهای شما زیر پای شما قرار بگیرند، چون اله نیستند، اله یعنی چیزی که بالای دست من است من میخواهم عاشق او بشوم، او را ندارم میخواهم به او برسم.@شما الان میگوییم کلاس نهضت گذاشتیم برویم، میگوید من سواد دارم برای چی بروم، شما دبیرستان الان میروید دیپلم بگیرید، اینها را من دارم، اله و معشوق یعنی چیزی که من آن را ندارم، بالاتر از من است من به او نیاز دارم، او بالاتر از من است، الان بعد از شما چند تا اله وجود دارد؟ یکی، آن الله است، غیر از الله دیگر نیست.@ساختار ریاضیش دقیق است (لا اله الا الله) یعنی پایینتر از معشوق تو قرار گرفت باختی و ضرر کردی، اینجا بهشت، یا پایینتر بیایید، هر جا که بیایید تا طبیعت، هر چه که از تو دلبری بکند، معشوق تو قرار بگیرد، به عنوان یک انسان، تو باختی، سرت کلاه رفته، شما فقط زمانی از خسران در میآیی، از ضرر در میآیی، که با اله خودت پیوند برقرار بکنی، با الله.@میزان دارایی شما، حیات شما، زندگی شما، میزانی است که تو با الله زندگی کردی، یعنی با معشوق خودت، گفتم آن لطیفه را که طرف از ماه عسل آمده بود خندان بود به او گفتند خوش گذشت؟ گفت بله، گفتند پس چرا خانمت گریه میکند؟ گفت این را یادم رفته بود ببرم.@همین قدر که مسخره است انسان یک ماه عسل بدون همسرش برود، ماه عسل هم تنهایی رفته، مسخرهترین زندگی، زندگی است که الله در آن نیست، یعنی معشوق من با من نیست، این مسخرهترین زندگی است، برای همین هم یک کسی که الله را ندارد، به هیچ وجه به صورت انسان نیست، اصلاً باطن انسانی ندارد، و به صورت انسان هم محشور نمیشود، ولو نمازخوان هم هست، حج میرود.@نماز میخواند روزه میگیرد بدون الله است، یعنی نماز و حجهای بدون الله است، میرود انسی با خود الله برقرار نمیکند، این وقتی آنجا میرود، پرده خانه کعبه را میگیرد، یا مشکلات درجات پایینی را میگوید، یک کاری کن فرزندم دکترا قبول بشود، خودم کجا قبول بشوم، برای فلانی شوهر میخواهم، برای فلانی زن میخواهم.@وقتی میگوید مشکلات دارم، التماس دعا دارم میبینی دعایی که دارد میگوید مربوط به این بخش نیست، چون اصلاً این را مصیبت نمیداند، مصیبت از نظر ما این هست که خانه نداریم، یک کسی شوهر نکرده، زن ندارد، هنوز دانشگاه قبول نشده، کنکور قبول نشده، هنوز شغل پیدا نکرده، اینها مصیبت است.@وقتی هم میگوییم التماس دعا، اینطوری التماس دعا، این نمیگوید مصیبت این هست الان 40 ـ 50 سالم هست هیچ انسی با غیب، با آسمان، با خانواده آسمانی، با اهل بیت، با امام زمان هیچ رابطه شخصی برقرار نکردم، اصلم هست، پدرم هست، حقیقتم هست، ولی با پدرم انس ندارم.@الان شما نگاه کنید یک عده میآیند مشاوره میگوید من رابطهام با همسرم خراب است چکار کنم، حالا یک مشاور بیذوقی هم باشد، گفته بود تا صبح بوی گند گُل و زرزر بلبل و شُرشُر آب نگذاشت بخوابیم.@یک کسی هم مشاور بیسلیقهای باشد، یک کسی برود به او بگوید با شوهرم مشکل دارم، از هم متنفر هستیم چکار کنم، یا زنم از من بدش میآید، یعنی چی، دلت خوش است خب بدش بیاید چه اشکالی دارد، اصلاً علاقه یعنی چی بین زن و شوهر، بین پدر و مادر، بین پدر و فرزند، مادر و فرزند، علاقه یعنی چی، من که اصلاً نمیفهمم شما چه میگویید.@الان خیلیها همین را دارند، یعنی مشکل اساسی جامعه بشری این هست که نمیفهمد برای چی به این دنیا آمده، حتی ما که مسلمان هستیم اینطوری هستیم، روزهها، نمازها، حجها، زیارتها، قرآنها، دعاهای بدون حضور معشوق وجود دارد.@امام رضا زیارت میرویم، بدون امام رضا، با حضرت کاری، انسی، رفت و آمدی چیزی اتفاق نمیافتد، و این مشکل اساسی ما است، چون اصلاً متوجه ماجرا نیستیم، ما فکر میکنیم خدا یک مشت زن و مرد روی زمین آفریده و این زن و مردها حالا یک چیزی هم کنار حیات جمادی، نباتی، حیوانی هم به آنها داده به نام دین، حالا نماز بخوانید.@خیلیها الان میخوانند میگویند دین است، خدا گفته نماز بخوانید نماز خوب است، بهداشت روانی میآورد، روزه برای سلامتی جسم خوب است «صُومُوا تَصِحُّوا»، بالاخره چه شد، اساساً ما اینطوری از تعریف خارج میشویم، سقط میشویم.@تا الله برای ما جدی نشود و ما نفهمیم که الله کیست، با ما چه رابطهای دارد، مسئله امامت و ولایت هم جدی نیست، یعنی کارکردهایش باز کارکردهای حسی، خیالی، وهمی و عقلی است، من نمیتوانم با امام زمان به عنوان پدرم انس بگیرم و با او رابطه شخصی عاطفی قشنگی برقرار کنم، با الله همینطور، با آسمان همینطور این مصیبت همینطور ادامه پیدا میکند.@آدم وقتی که مکتبش امامش حاکم هست، هست، امام در جامعه تبلور دارد، مردم خوبی تربیت میشوند، شما نگاه کنید یک ولی فقیه که برای ما آمد، یعنی یک ولی امر، یک نائب امام زمانی که چند سالی اینجا آمد، هیچ وقت کره زمین به اندازه همین چند سال انسان تربیت نکرده، هیچ وقت کره زمین اینقدر انسان بیرون ندادند که بتوانند تا عند ربهم یرزقون پیش بروند.@کسانی که عاشق الله بودند و به قول امام یک شبه ره صد ساله را طی کردند، کسانی که در شادی وصولشان و قهقهه مستانهشان عند ربهم یرزقون هستند، شما در تاریخ جایی سراغ دارید، اینقدر آدم تربیت کرده باشد، انسان تولید شده باشد، نه زن و مرد، عروس و داماد، دکتر و مهندس، رئیسجمهور، وزیر، مسئول اینها نه، انسان.@پیغمبر در زمانش یک موقعی که در کوچه میرفت در حدیث نوشته یک غلام، یک پسربچه نابالغ این همیشه از خانه بیرون میآمد، وقتی که پیغمبر میآمد عاشقانه به پیغمبر نگاه میکرد، یک شیفتگی خاصی به پیغمبر داشت، سلام و علیکی میکرد، با چشمش پیغمبر را تعقیب میکرد، پیغمبر میرفت، پیغمبر میآمد.@رسول الله متوجه حس این بچه شده بود، یک موقعی او را صدا میکند، میگوید بیا ببینم تو من را دوست داری؟ میگوید بله یا رسول الله دوست دارم، میگوید به اندازه چشمت؟ میگوید بیشتر، میگوید به اندازه بدنت؟ بیشتر.@میگوید به اندازه پدرت؟ میگوید نه بیشتر از پدرم، میگوید به اندازه مادرت؟ نه بیشتر از مادرم، بعد رسول خدا قیمت را بالا میبرد، میگوید بیشتر از خدا؟ ببینید پسر چقدر قشنگ جواب میدهد «لیس لک هذا یا رسول الله» نه اینجا دیگر مال تو نیست.@نه یا رسول الله من تو را به خاطر خدا دوست دارم، یعنی تو را بیشتر از خدا دوست ندارم، این بچه چند سالش هست اینقدر رشد دارد، یعنی من تو را دوست دارم بیشتر از پدر و مادرم و همه کسم ولی تو اگر عزیز هستی برای خدا عزیز هستی، «لیس لک هذا» اینجا دیگر مال تو نیست یا رسول الله «الْقَلْبُ حَرَمُ اللهِ» اینجا مال تو نیست، اینجا مخصوص خداست.@اگر تو عزیز هستی برای این عزیز هستی که من را به خدا میرسانی، این را ما باید بفهمیم در مورد ولی، ولی ساختار ریاضیش را من کشیدم که همه چیز شفاف باشد، بفهمیم جایگاه یعنی چی، الله اله ذاتی ما است، (لا اله الا الله) و معصوم رتبه دوم قرار دارد، خلیفة الله مظهر خداست.@حالا شما وقتی که میآیی روی زمین، داستان ما از اینجا شروع شده، یعنی ما یک عقبه داشتیم که از اینجا این دمیده شده، اینجا آمده حالا من و شما روی زمین هستیم، قبلاً یک روح و یک نفس است، جلوه میکند میآید، تشخص کجا پیدا میکند؟@مثل استاد است، استاد وقتی که دارد سخن میگوید، استاد یک نفر است، یک روح هست، یک فوق عقل است که میخواهد برای شما یک جلوهای بکند، وقتی جلوه میکند، آن یک فوق عقل بیشتر نیست، یک نفر است، این استاد باید جلوه بکند در مرحله عقل خودش بیاید، از عقل باید بیاید در مرحله مثال تصور بکند چیزی را که میخواهد بگوید، بعد باید استاد ظهور مادی بکند.@یعنی باید جلوه مادی داشته باشد اگر استاد صوت تولید نکند، شما چطوری میتوانید رشد بکنید، چون ارتباط شما با استاد از طریق ماده است، استاد تولید صوت میکند، ماده، به ماده شما میخورد، یعنی گوش، بعد شما ماده را میگیرید عکس سیر استاد را انجام میدهید، استاد قوس نزول را انجام میدهد، شاگرد قوس صعود را انجام میدهد.@از الله که پایین میآید قوس نزول است، از ماده که برمیگردد قوس صعود است، عین این مراحل که در نظام خلقت هست در انسان هم اتفاق میافتد، استاد یک نفر است باید بیاید از مراحل فوق عقل خودش باید بیاید در جبروت خودش، در عقل خودش، عقل را باید بیاورد تصور بکند که قرار است برای این عزیزانی که میخواهد صحبت بکند چه بگوید، بعد تازه آن که تصور کرد چه میخواهد بگوید باید تبدیل به ماده بکند، یعنی صوت، پس ظهور ناسوتی مادی میشود.@حالا این ماده را شاگرد با خیالش دریافت میکند، میگیرد، که استاد دارد چه میگوید، من اصلاً میفهمم دارد چه میگوید، نمیفهمم، این زمانی که میآید، تا تعقلش بکند، که حالا این دارد این را میگوید، این قوانین را مشخص میکند، دارد این فرمولها را میگوید، بعد تبدیل میشود.@حالا اگر استاد ریاضیات دارد درس میدهد، پزشکی درس میدهد، در همین حد میماند، کامپیوتر دارد درس میدهد، چون مربوط به عقل است، اگر استاد معارف فوق عقلانی میگوید، از عقل هم اگر شاگرد طهارت روحی داشته باشد، طهارت عقلانی و فوق عقلانی داشته باشد، آن چیزی که استاد میگوید، تبدیل میشود به داراییهای فوق عقلانی، یعنی جزء دارایی شاگرد میشود.@پس وقتی ما آمدیم اینجا عقبه ما یک چیز است که اینجا آمده یعنی همان نفخه، اما اینجا که آمده تشخص پیدا کرده، حالا استاد که صحبت میکند به تعداد شاگردها استاد دارد تربیت میشود، یعنی آنها استاد میشوند، یک چیز شبیه خودش میشوند.@حالا این نفخه که خودش رتبه دوم خلقت را دارد نزدیکترین موجود به خداست و به قول امام زمان فرقی با الله جز در مرحله اینکه الله ذاتش از خودش هست و قائم به الله هست ندارد، همه کمالات الله در این ریخته شده، حالا این وقتی که جلوه میکند روی اسپرم و تخمک تعلق میگیرد با این قوت و ظرفیت، که اگر درست تربیت بشود همان اصل میشود و به آنجا برمیگردد، اینجا ما تشخص داریم، اینجا با فرد سر و کار دارد.@حالا اینجا که الان ما سر و کار داریم، این آدمهایی که الان اینجا هستیم الله ما کجاست؟ شما با الله که بینهایت است نمیتوانی ارتباط داشته باشی، چون قبلاً گفتیم الله یعنی کمال مطلق، هستی مطلق و بینهایت است، اساساً هیچ چیز مطلق و بینهایتی قابل دسترسی نیست مگر با جلوه و ظهور.@انرژی الان مطلق است، کسی تا به حال انرژی را دیده یا ندیده؟ نه، انرژی فقط زمانی قابل شناسایی است که ظهور بکند، کسی تا به حال صوت را دیده؟ صوت تا در مخرج و آوا نیاید قابل ادراک نیست، هر چیز بینهایتی فرق نمیکند وقتی بینهایت است تا جلوه نکند قابل ادراک و معرفت نیست، نه قابل دریافت است نه قابل معرفت است.@الله چرا جلوه کامل میکند چون اگر جلوه کامل نکند قابل ادراک نیست، باید حتماً ظهور کامل داشته باشد، آن هم کاملترین ظهورش، برای اینکه وقتی ما داریم اینجا دریافت میکنیم داریم همان کامل را دریافت میکنیم.@پس اینها شما بدون حضور خلیفه و مظهر کامل الله، هیچ اللهی قابل شناسایی نیست، حتی قابل عبادت هم نیست، شما در تاریخ که نگاه میکنید مردم خیلیها قوای بالاتر از خودشان را عبادت میکردند، مثلاً خورشید، ماه، جنها، ستارهها، چرا بشر اینطوری شده؟ چرا بتپرست شدند؟ برای اینکه کسی نبوده که از طرف الله برایشان ظهور بکند و الله را به آنها معرفی بکند، یا اگر هم بوده چون انس نداشتند رد میکردند.@بدون حضور معصوم و خلیفة الله ما اصلاً الله نه قابل شناسایی است و نه قابل عبادت است، «بِکُم عُرِفَ الله وَ بِکُم عُبِد» با شما الله شناخته میشود و با شما عبادت میشود، چون الله که شما عاشق او هستید، و میخواهی به او برسی، (لا اله الا الله) به مطلق که میخواهی برسی، مطلق بدون ظهور که نمیتوانی به معشوقت برسی، معشوق باید جلوه بکند، ظهور بکند تا تو او را ببینی بتوانی با او ارتباط برقرار بکنی.@جلوه کامل الله مثل اعلی میشود، یعنی عالیترین نمونه از الله، این جلوه کامل الله میشود، چرا به آن روح میگویند؟ چون تمام حیات همه موجودات تا پایین با این موجود است، چرا به آن عقل میگویند؟ چون تدبیر ریاضی، اداره و تدبیر، هر اتفاقی قرار است بیفتد، از جبروت تا ماده، ادارهاش با این شخص است.@پس اینکه خدا میگوید من همه چیز را تمام محاسبات کل شیء یعنی از اینجا تا اینجا «كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ» سوره یس، تمام محاسبات ریاضی کل شیء در دست یک نفر است، اسمش امام مبین است، یعنی امامی که تو به آن دسترسی داری.@این جایگاه ولی اینجاست، جایگاه امام اینجاست، که شما بدون امام اساساً و بدون حجت خدا نمیتوانی هیچ حرکت انسانی انجام بدهی، (لا اله الا الله) تحققی ندارد، اگر هم حیات داشته باشی، دیگر حیات یا در مرحله جمادی است، یا گیاهی است، یا حیوانی است، یا نهایتاً عقلانی است، دیگر حیات انسانی وجود نخواهد داشت، فقط با خلیفة الله امکان دارد.@پس الان مفهوم این روایت را میفهمیم که «لَوْ لَا الحُجَّة لَسَاخَتِ الْأَرْضُ عَلَی أَهْلِهَا» اگر حجت خدا، یعنی نماینده کامل خدا، متخصص معصوم روی زمین نباشد، زمین اهل خودش را فرو میبرد.@چون فلسفه وجودی دیگر زمین ندارد، زمین برای انسان آفریده شد، وقتی قرار است انسان کاملی روی زمین نباشد، که بقیه انسانها فلسفه خلقت داشته باشند، آفرینششان معنا داشته باشد، پس ما اینجا برای چی آفریده شدیم، وقتی قرار است ما به الله نرسیم، در حالی که من (لا اله الا الله) در وجودم هست، و بخش فوق عقلانیم هست اینجا بلاتکلیف میماند.@من الان حیوان که نیستم، عقل هم که نیستم، اینها را دارم، ولی همه این نیستم، من باید به الله برسم، و چون باید به الله برسم، چه کسی به من معنا میدهد، و میتواند قوای من را فعال و شکوفا بکند؟ فقط خلیفة الله است، مظهر خداست که میآید قوای من را کامل شکوفا میکند و به من میگوید که تو باید بیایی از بخشهای جمادی، گیاهی، حیوانی، و عقلانی بالاتر بیایی، جنبه الهیت خودت را زنده بکنی.@برای همین هم به انسان میگویند (حی متأله) تعریف زیبایی که انسان داریم حی متأله، یعنی زندهای که الهیت پیدا میکند، زندهای که متخلق به اخلاق الله میشود، زندهای که عاشق الله میشود، نه حیوان ناطق، حیوان ناطق تعریف انسان نیست.@انسان موجود موجود زندهای است که میتواند تخلق به اخلاقی الهی پیدا بکند، اسمی از خودش ظهور و بروز بدهد، اسمهای خدا را، حالا اگر بخواهیم اسم ظهور بدهیم و کمالات را چطوری میتوانیم این اسمها را ظهور بدهیم؟ هزاران اسم از الله هست، الله با بینهایت بودنش معشوق ما است.@یک رمز خیلی بزرگی که در این جمله هست، در (لا اله الا الله) قید بینهایت هست، میگوید چون بینهایت است اله میتواند باشد، به محض اینکه بینهایت بودن را از روی الله برداری دیگر نمیتواند اله باشد، اله بخشهای پایینی مشخص است، این بخش فقط میتواند عاشق بینهایت بشود، لذا اگر قید بینهایت بودن را برداری دیگر معشوق بخش من نیست، دیگر به درد من نمیخورد، من اگر کمالات محدود میخواستم، بخشهای دیگر هم هستند که عاشق کمالات محدود بشوند.@من یک بخشی دارم که عاشق بینهایت میشود، آن الهاش فقط الله است، و فقط چه کسی میتواند این را برای من استخراجش بکند و شکوفایش بکند؟ امام معصوم، مثل اینکه بنده استعداد ریاضی دارم اما چه کسی میتواند این استعداد را در بیاورد؟ یک استاد ریاضی.@من استعداد هنری و زیباشناسانه دارم چه کسی میتواند این را برای من شکوفا بکند؟ یک استاد هنر، من استعدادهای حیوانی دارم، میتوانم ازدواج بکنم، میتوانم عاشق بشوم، میتوانم مادر بشوم، میتوانم پدر بشوم، میتوانم خاله و عمو و عمه و دایی بشوم نقش بازی کنم، اما چه کسی میتواند این را در من جلوه بدهد؟ یک کسی که بتواند این کمالات را در من پرورش بدهد.@من یک استعداد بینهایت دارم چه کسی میتواند این را تربیت بکند؟ یک کسی که این تسلط را روی من داشته باشد، یعنی خودش همه آن کمالات را داشته باشد، تا بتواند من را به بلندای بینهایت تربیت بکند، لذا من احتیاج به یک استاد و مربی دارم که لایق من باشد، در قیمت من باشد.@اگر قرار بود درس علمی به من بدهد یک ریاضیدان کافی است، اگر قرار بود پزشکی درس بدهد، یک پزشک کافی است، اگر قرار بود خط و نقاشی درس بدهد، کامپیوتر درس بدهد، یک مهندس، یک مربی خط و نقاشی هم کافی است، تا حد خودش من را بالا میبرد.@ولی وقتی قرار است من الهم الله است و بینهایت است، احتیاج به مربی بینهایت دارد، احتیاج به مربی قدرتمند دارم، یک امام و یک مربی قدرتمند، اینجاست که امام نقشش مشخص میشود که فلسفه وجودی امام چیست و قرار است ما را به کجا ببرد، به چه چیزی برساند، انسانها را میخواهد به کجا ببرد.@انسانها چرا به امام احتیاج دارند؟ خدا رحمت کند امام را میفرمود ولایت فقیه اگر کسی آن را درست تصور بکند، محال است آن را تصدیقش نکند، یک کسی که نمیتواند ولایت فقیه را تصدیق بکند چون تصوری ندارد، میگوید من ولایت فقیه را میخواهم چکار، چهار تا حزب جمع میشوند، رقابت انتخاباتی دارند، بالاخره یکی از آنها مسئول کشور میشود، مجلس هست، کشور دارد اداره میشود.@بله همه سیستمهایی که اینطوری هستند، از دلش یک آدم بیرون میآید یا نمیآید؟ یک انسان بیرون نمیآید، ولی فقیه مال کدام بخش ما است؟ بخش فوق عقل، تضمینکننده رشد فوق عقلانی افراد یک جامعه است، ولی فقیه برای دفاع از حقوق بخش فوق عقلانی یک جامعه است.@یک کسی که خودش را انسان نمیبیند میگوید من ولایت فقیه میخواهم چکار، رئیسجمهور هم کافی است، اگر انسان درست تصور بکند متوجه میشود که بیشترین نیازش در بُعد اجتماع در زمان غیبت احتیاج به ولی فقیه دارد و در زمان غیر غیبت امام زمان، مگر کسی درست خودش را معنا نکند، نفهمد برای چه چیزی آفریده شده است.@آنهایی که میگویند راست میگویند که نیازی نداریم چرا چون خودشان را چه چیزی میبینند؟ میگویند ما چه چیزی از زندگی میخواهیم، ما یک جایی میخواهیم خوب باشد، عدالت باشد، ارزانی باشد بتوانیم درس بخوانیم، رشد بکنیم.@اگر کسی فهمید انسان است، آن وقت متوجه میشود در بُعد سیاسی احتیاج به امام دارد، نه رئیسجمهور، رئیسجمهور، مجلس، قوه قضائیه، این سه قوا مال بخشهای پایینی است که تنظیم بشوند تا فوق عقل آزاد بشود، لذا اصلاً فلسفه امامت یعنی این، امام یعنی یک کسی که میآید به بلندای انسان نه بلندای حیوان، به بلندای انسان به صحنه میآید، برای انسان میآید، برای دفاع از حقوق انسان میآید، انسان تربیت بشود.@انسانها رشدشان متوقف نشود، انسانها بتوانند رشد بینهایت بکنند، پس این جایگاه امام است، در سیر خودتان باید این باشد که ما باید با اماممان جدا، با پدرمان جدا، با هر دو مفهوم با ایشان انس بگیریم، وجود مقدس آقا امام زمان و آقا امام رضا (علیه السّلام) تولدش هست باید ببینید امام رضا یعنی چه کسی.@آمد خدمت امام باقر (علیه السّلام) عرض کرد آقا درست است که همه خلقت آسمان و زمین برای امام مثل یک گردو در کف دست ما است؟ امام فرمود بله، شما گردو همه ابعادش را میبینید، امام چون خودش بالای نظام خلقت قرار دارد از نظر شخصیتی، تمام عالم جبروت ملکوت و ناسوت در دست امام است، «كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْناهُ في إِمامٍ مُبينٍ» امام یعنی این، حقیقت من، اصل من، ریشه من، پدر من، حالا من باید به عنوان پدر با او انس بگیرم.@اگر یک کسی انس ندارد قطعاً باید برود خودش را درمان بکند، یک کسی با نماز انس ندارد، میگوید از نماز خوشم نمیآید، از ذکر خوشم نمیآید حوصلهام سر میرود، از قرائت قرآن لذتی نمیبرم، مثل یک کسی بگوید من معدهام غذا هضم میکند در بخش حیوانی، یا از همسرم خوشم نمیآید، این مریض است یک کسی که از همسرش لذت نبرد باید برود درمان بکند، میگوید من با پدر و مادرم نمیتوانم انس بگیرم در بخش حیوانی باید برود درمان بکند.@اگر کسی نتواند با امامش، با الله، با آسمان، با فرشتهها، با غیب، با نماز، با ذکر، با سجاده، انس داشته باشد، انس غیر از رابطه انگلی است، انس یعنی دوستی، رفاقت، همدیگر را خواستن، کنار هم آرامش داشتن، به این انس میگویند، نه اینکه بلند بشویم از اینجا بکوبیم برویم مکه، بکوبیم مشهد برویم، بعد بگوییم آقا آمدیم اینجا حاجتهایمان را بگیریم، یعنی با خودش کاری ندارم.@یک کسی در اثر دلتنگی نسبت به امام رضا بلند بشود مشهد برود، فقط دلش تنگ است، هیچی نمیخواهد برود بگیرد، قرار نیست برود آنجا چیزی بگیرد، اگر هم میخواهد چیزی بگیرد، دغدغههایش بالا رفتن کیفیت ارتباطش با حضرت است، میخواهد مکه برود، برای این دارد مکه میرود که یک ترقی در انسش با الله و دریافت اسماء ایجاد بشود.@نه اینکه برای این کارهای پایینی آنجا برود، البته عیبی ندارد کارهای پایینی را بخواهیم، ما غیر از الله و معصومین هم برای کارهای پایینیمان کسی را نداریم، یک کسی هم پیش امام رضا رفت باید بگوید من زن میخواهم، شوهر میخواهم، مشکل اقتصادی هم دارم، اشکال ندارد اینها را بگوید، اما برای این خوب نیست آدم آنجا برود.@با امام زمان انسان باید انس شخصی برقرار بکند، و این آن رمز غیبت امام زمان است، تا شما نتوانید امامتان را پیدا بکنید، امام در آوارگی و طردشدگی و غربت و مظلومیت دارد به سر میبرد، امام زمان چرا غایب است؟ امام زمان با بقیه معصومین هم فرق دارد، فرمود تمام کمالات پیغمبر، علی، فاطمه، حسن و حسین، بیا تا همه انبیاء در من است.@هر میخواهد به آدم و شیث و نوح و ابراهیم و موسی و عیسی و محمد (صلی الله علیه و آله و سلم) علی و حسن و حسین نگاه بکند به من نگاه بکند، همه کمالات (آنچه خوبان همه دارند تو تنها داری) در امام زمان هست.@حالا یک همچین شخصیت برجستهای مورد بیمهری و بیعاطفگی ما است، مورد غفلت ما است، ما در طول هفته برای هر کس و هر چیزی وقت داریم و ارتباط داریم جز حضرت، برای فرزندش یک ذره دیر میشود گریه میکند، برای شوهرش یک ذره شب دیر بیاید، برای زنش یک ذره دیر بیاید، میبینی دلتنگی دارد، اضطراب او را میگیرد، شوهرم دیر آمده، زنم دیر آمده، فرزندم دیر آمده، دو روز فرزندش کنارش نباشد دلتنگی میافتد، عمویش را نبیند، دوستش را نبیند.@ولی ما نسبت به امام زمان (علیه السّلام) دچار مرگ عاطفی شدیم، دنبالش نیستیم، پی او نیستیم، جستجوگرش نیستیم، دلتنگش نیستیم، این یک نکته است پیوند شخصی، نکته بعد مرحلهای است که شما کنار امام زمان میآیید قرار میگیرید، یعنی حالا او را پیدا کردی، دوستش داری، با او آشتی کردی، فهمیدی پدرت هست، امامت هست، حالا میآیی در دستگاه حضرت مشغول به کار میشوی.@افتخار ما و شما عزیزان که جامعه پزشکی مهدوی هستید این است که انشاءالله ما انس با حضرت داشته باشیم، پدرمان را پیدا کرده باشیم، اماممان را پیدا کردیم، حالا میخواهیم بیاییم در دستگاه امام زندگی بکنیم.@1ـ ارتباط شخصی خودمان و در این دستگاه رشد کردن، و سرعتمان را برای حرکت به سمت بینهایت اضافه بکنیم، روزبهروز در بخش انسانی بیشتر بکنیم، و یکی اینکه کمک حضرت بکنیم، یارش باشیم «وَ جَعَلنا مِنْ أَعْوَانِهِ وَ أَنْصَارِهِ» کمکش بکنیم، این افتخار یک انسان است، این شرافت یک انسان است.@ما ممکن است اینجا جلسه قرائت قرآن داشتیم، معلوم نیست ته آن چه چیزی در بیاید، میشود درس قرائت قرآن بگذارند اما انسانی نباشد، یا بنشینیم دعای چی بخوانیم، اما میتواند انسانی نباشد، زمانی انسانی است که شما با خلیفة الله ارتباط داری.@و زندگیت، کارت، شغلت، همه چیزت با حضرت پیوند برقرار کرده، اندیشهات، نفس کشیدنت، مهمتر از همسرت، مهمتر از پدر و مادرت، مهمتر از خواهر و برادرت، مهمتر از هر کس دیگر در زندگی برایت باشد، اصلاً خودش برای تو موضوعیت پیدا بکند و در حیات تو اصل بشود، اینجاست که تو به حیات طیبه رسیدی.@حیات ویژه انسانی است، حیاتی است که مفهومش را از جنس مخالف نمیگیرد که اگر نداشتم افسرده بشوم، زنم، یا شوهرم نباشد من فلسفه وجودیم را از دست دادم حالا افسرده هستم، الان ناراحتی اعصاب گرفتم چون یک جنس مخالف کنارم نیست، مفهومش را از اقتصاد نگرفته که پول دارم یا ندارم پس افسرده هستم، الان وضع مالیم خراب است، مفهومش را از بخش عقلی نگرفته که من این مدرک را دارم یا ندارم، مفهومش را از بخش انسانی گرفته، مفهومش را از فوق عقل گرفته.@تو با حضرت یا پیوند داری یا نداری، اگر نداری حیات طیبه نداری ولو در بخشهای دیگر موفق باشی، الان شدی یک رئیسجمهور، نماینده مجلس شدی، سفیر شدی، استاندار شدی، فرماندار شدی، پزشک شدی، مهندس شدی، بله این بخشها موفقیت است، اما موفقیتهای بدون موفقیتهای فوق عقلانی تمامش شکست است، تمامش جهنم است.@هر شخص موفقتر میشود از فوق عقل دورتر میشود، چون معشوقهای قدرتمند پیدا میکند این اصلاً وقت ندارد به خودش سری بزند، میگوید حالا دانشجو هستم، الان بورسیه گرفتم خارج از کشور، آنجا باید بروم فلان مدرک را بگیرم، آنجا بروم فلان مدرک را بگیرم، میبینی به پیری رسید این هنوز دنبال مدرک است، عمرش تمام شد این هنوز دنبال آن معشوقها میگردد، یا دنبال معشوقهای بخشهای حیوانی هست.@چون وقت ندارد به بخش اصلیش برسد، لذا هر چه آدم در بخشهای پایینی موفقتر میشود، خطر دور شدنش از الله بیشتر است، ولی بر عکس اگر بخش فوق عقلانیش فعال باشد هر چقدر این بخشها موفقتر بشود به نفع است، این هر چه پولدارتر است به خدا نزدیکتر است، هر چه ثروتمندتر است به خدا نزدیکتر است، هر چه سوادش بیشتر است به خدا نزدیکتر است.@«نِعْمَ الْعَوْنُ عَلى تَقْوَى اللهِ الْغِنى» امیرالمؤمنین میفرماید غنا چه یار خوبی است برای تقوای الهی، پیامبر مال را جایش گذاشته «نِعْمَ الْعَوْنُ عَلى تَقْوَى اللهِ المَال» مال خیلی یار خوبی است برای تقوا، چون مثل این میماند یک نفر عاشق یک خانمی هست میخواهد دلش را به دست بیاورد ولی پول ندارد برایش هزینه بکند، دوست دارد یک طوری عشقش را به او ثابت بکند.@حالا این آقا بدشانسی بیاورد خانمش لمسی نباشد، چون گفتیم ارضاهای عاطفی سه جور است لمسی و بصری و سمعی، حالا یک خانمی لمسی است، یک عاشق فقیر هم میتواند عشقش را فعال بکند، همین بغلش بکند، نوازشش بکند، او را ببوسد، او را در آغوش بگیرد این زن میفهمد که این عاشقش هست دوستش دارد.@حالا یک زنی هست که یک ذره سلیقهاش بد است، بصری است، مثلاً باید برای پیراهن بگیری، النگو بگیری، یک کادو بگیری، اما این آدم بیپول است، نمیتواند برود به این زن بگویدم.@الان در مشاورهها اینطوری است، میگوید من را دوست ندارد، میگوییم برای چی دوستت ندارد، میگوید من شوهر خواهرم برای خواهرم هر دفعه یک طلا میخرد، یک پیراهن میخرد، یک کفش میخرد، اینطوری دارد میگوید، بدشانسی این داماد چیست؟ این هم بخدا اگر پول داشت میتوانست به طرف ثابت بکند که دوستش دارد، پول ندارد.@اگر داشت دوست داشت که داشته باشد برود بخرد، چرا اینقدر میگذارند به دزدی و قاچاق و موادفروشی میگوید باید بروم برای خانمم ماشین بخرم به او بگویم که دوستش دارم، ولی چون از طریق حلال نمیتوانم به دست بیاورم، بگذار بروم یک جا دزدی بکنم، به این بفهمانم بعد به او هدیه کنم او چه میداند که دزدی است یا دزدی نیست میفهمد که من خیلی او را دوست دارم، این داستان مال همه آدمها است.@اگر پول داشت ثابت میکرد که دوستش دارد، یک آدم پولدار راحتتر میتواند به خدا بگوید دوستت دارم چون برای خدا خرج میکند، خدا یک جاهایی بصری است، یعنی برای من خرج کن ببینم، عرضه داری برای عشق من خرج بکنی یا نه.@حالا یک سؤال: چرا خدا یک جاهایی بصری میشود؟ رمز بصری بودن خدا چیست؟ میگوید برایم پول خرج کن، مگر خدا نمیگوید «اَنظُرُ اِلی قُلُوبِکُم» با قلبتان کار دارد، خدا میداند که من چقدر عاشق او هستم، من فقیر هستم، ولی یک جایی میگوید نه تو برای من خرج کن، ببینم چقدر برای من خرج میکنی، چه چیزی برایم میخری.@هابیل و قابیل یادتان هست، قابیل از رده خارج شد، ته جهنم رفت، هابیل خوب هزینه کرد، بهترین جنس را وسط آورد، خدا گفت حالا میفهمم که تو من را دوست داری، قابیل این کار را نکرد، بُنجلها را آورد، «وَ لَمْ يُتَقَبَّلْ مِنَ الْآخَرِ» از او قبول نشد، این عاشقی نبود، این نوع خرج کردن عاشقی نیست.@این وسط جواب است، آقای دکتر منتظر جواب قشنگی دادند میگویند که خدا میخواهد ببیند از کمالات پایینتر به خاطرش میگذرد یا نه، این راه آن امتحان است، اصلاً خدا چرا نیاز مادی دارد، میگوید «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً» به من خدا قرض بدهید، خدا میگوید به من قرض بده، «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ قَرْضاً حَسَناً».@من میخواهم بگویم چرا دین نیاز به خرج کردن دارد؟ چون خدا خودش جلوه بشری کرده، آمده در قالب آدمها، در ارتباط با آدمها این نگاه غلط که ما داریم کار دستمان میدهد، در سوره توحید که با هم تمرین کردیم رسیدیم به «لَمْ يَلِدْ»، «لَمْ يَلِدْ» یعنی چی؟ الله تولید ندارد، چون الله وقتی از خودش قرار است تولید بکند، «لَمْ يَلِدْ» بزاید، زایمان چه موقع است؟ میگوییم این یک مادر است این هم بچه است از شکمش بیرون آمد، دو تا چیز محدود شدند.@الله از خودش چیزی خارج نمیتواند بکند، گفتیم اگر الله بخواهد تولید خارج از خودش داشته باشد، خارج از بینهایت ما نداریم، بینهایت خارج ندارد، هستی خارج ندارد، وقتی خارج ندارد چیزی از هستی خارج نمیشود، پس چیزی از الله چیزی کنده نمیشود بیرون بیاید بگوییم این الله است این هم این است.@پس بقیه چکاره هستند، ما چکاره هستیم، همه ظهور خودش هستند، پس شما وقتی که الان همین میز را ببوس، چوب است، نازش کن، به عشق الله، خدا این بوسه را از تو میپذیرد، شما یک گُل را برو ناز کن، در خانهتان یک گلدان داری دلت برای خدا تنگ شده گلدان را ناز کن، ببوس، خدا بوسه را دریافت میکند.@همسرت را جنسی نبوس، فرزندت را جنسی نبوس به عنوان اینکه بچهام هست، حیوانی نه، هدیه خداست، ظهور خداست، او را ببوس، چرا میگوید به هر بوسهای ثواب است، در برخورد با انسانها سه قاعده داریم، اولین مرحله این هست که الان من یک آدم جلویم هست، میگوید اولین مرحله این هست که (هو أنت) آن خود تو هستی، شما همه یک نفر هستید، یک روح و یک حقیقت از بالا آمده.@
یک نفر است، مرحله بعدی گفت (هو رسول الله) آدمها فرستاده خدا هستند، الان یک فقیر آمد جلوی در خانتان در زد او را خدا فرستاده، در بیمارستان یک مریضی آمد خدا فرستاده، یک آدم به تو یک نیازی دارد، خدا فرستاده، تو با او هر کاری بکنی فرستاده خداست، چرا خدا یک فقیر را میفرستد؟ نمیگوید شما به این قرض بدهید میگوید «مَنْ ذَا الَّذي يُقْرِضُ اللهَ» به خدا قرض بدهید.@«إِنْ تَنْصُرُوا اللهَ» خدا که نصرت لازم ندارد، قدرت مطلق است، میگوید اگر من خدا را کمک کنید، «يَنْصُرْكُمْ» اینجا خداییش را نشان میدهد، شما به من کمک کنید، من هم به شما کمک میکنم.@پس (هو رسول الله) به مرحله عالیترش میشود (هو الله) یعنی آدم شوهر تو این نیست که شوهر تو است، تو هر کاری با او بکنی با خدا کردی، با زنت هر کاری بکنی با خدا کردی، لذا به پیغمبر گفت من مریض بودم چرا عیادتم نیامدی؟ گفت خدایا تو مریض بود؟! بله بنده مؤمنم مریض بود عیادتش میرفتی، هر کاری بکنی همین است.@چون اصل واحد است، الان یک مادری چند تا بچه دارد یکی از بچهها آن یکی را اذیت میکند، مادر اذیت میشود یا نمیشود؟ با اینکه او هم عزیزش هست، ولی نباید این را اذیت بکند، امام رضا فرمود هر کدام از دوستان و شیعیان ما را اذیت بکنید، بدخواهی داشته باشید، بدجنسی نسبت به او داشته باشید، نفرینتان میکنم که خیر دنیا و آخرت نبینید، این را امام رئوف دارد میگوید، خیلی مهم است (هو الله).@پس در واقع خدا به پول ما نیاز ندارد، میگوید «مِمَّا رَزَقْناهُمْ» خودمان به شما دادیم، من که نیازی ندارم، صمد است، ولی خدا در قالب بندگانش با ما ارتباط برقرار میکند، اگر من حواسم باشد همسرم یعنی خدا، بچهام یعنی خدا، آدمها، دنیا (عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوست) (به دریا بنگرم دریا توینم) همه چیز اینطوری است.@پس یک موقعهایی هم خدا اینطوری هست، خدا با بندگانش بصری میشود، کمااینکه با بندگانش سمعی است، و با بندگانش لمسی است، بندگانش را میبوسد، پس ما چرا ضریح میسازیم بالای قبر امام؟@
این شرک نیست، آن کسی که میگوید این شرک است اصلاً نمیفهمد، (لا اله الا الله) را کسی نفهمیده، وقتی ضریح را بغل میکنی و میبوسی داری چه کسی را میبوسی؟ مگر ضریح چیست، این چوب که قبلا در کارخانه بوده، در جنگل بوده، حالا آمده به امام انتساب پیدا کرده، حالا قشنگ میشود.@شما الان ستون حنانه را در مدینه چرا اینقدر دوستش دارید؟ چون بدن پیغمبر به آن خورده، یک ستون با معرفتی هم هست، اصلاً همه ستونها حنانه هستند، اگر بدن پیغمبر به آن بخورد، اگر پیغمبر به یک ستون بخورد همه حنانه میشوند، پیغمبر به ده تا درخت هم تکیه بخورد همه آنها صدایشان در میآید.@پس وقتی راجع به خلیفة الله سخن میگوییم دقت کنید که خلیفة الله یعنی چه کسی، مظهر خدا یعنی چه کسی، شما هر کاری با خدا داری باید با خلیفة الله هماهنگ باشید، یک کسی بگوید من عاشق خدا هستم با امام زمان انسی ندارم، «حَذفُنا کِتابَ الله» کتاب خدا برای من کافی است، قرآن برای من کافی است، این شرک است، من با خدا هستم امام میخواهم چکار، من به امام چه احتیاجی دارم، این دروغ است، حرف غیرتخصصی است.@خدا میگوید هر چه عشق پای من داری باید پای این بریزی، من جلوه کردم در انسان کامل تو با این ارتباط نداشته باشی ارتباطت با من خودبهخود قطع است، او که میگوید من الله را بدون امام میخواهم یک الله دروغین و خودساخته به قول امام صادق میخواهد، الله که «مَخلُوقٌ لَکُم مَردُودٌ اِلَیکُم» مخلوق خودش است، الله است که خودش خلقش کرده، یک خدایی است که خودش در زندگیش آفریده.@اساساً الله بدون معصوم ظهور ندارد که شما بخواهی بگویی من یک الله را دوست دارم بدون معصوم، اصلاً جلوه ندارد، ظهور ندارد، من الان احتیاج به انرژی دارم اما انرژی خودش بیاید، حالا گرمایی نیاید، انرژی اگر قرار باشد بیاید با جلوه و با ظهورش میآید، چون بینهایت است تو دستت به آن نمیرسد.@حالا یک روایت از امام رضا (علیه السّلام) بخوانیم در رابطه با شخصیت خود امام، امام ابریست بارانزا و بارانیست پیوسته و یکریز، چرا میگوید پیوسته؟ چون ظهور کامل دائمی دارد، در جبروت، ملکوت و ناسوت دائماً ظهور دارد.@یعنی هر کس هر جا دست بزند میتواند با امام پیوند برقرار بکند، و آسمان سایهگستر، و زمینی فراخ، یعنی شما هر جا دسترسی به او دارید، همه جا حضور دارد، همه جا هست، همه جا شما میتوانی با او پیوند برقرار بکنی.@و چشمهای جوشان، و برکه و گلستان است، امام امینی دوست، چرا امین؟ امین یعنی آن کسی که تو کنارش امنیت پیدا میکنی، یعنی برای تو خیر محض است، دوستش چرا؟ چون منشأ و معدن عاطفه و دوستی خودش هست و دوستت دارد، این تصویر نشان میدهد که هیچ وقت عشق تو به امام بیشتر از عشق امام به تو نیست، هیچ وقت دوستی تو به امام، بیشتر از دوستی امام به تو نیست، چون بالا قرار دارد در رتبه دوم.@و پدری مهربان، چرا پدر است؟ چون اصل است، (أب) یعنی اصل پدر و مادر لفظشان فرق میکند، ولی معنایشان یکی است، مادر و پدر یعنی اصل، ولی مهربان، پدری مهربان و برادری بینظیر، و مادری دلسوز، مادر هم برای خودش به کار برده، و مادری دلسوز فرزند خردسال خویش.@اوج دلسوزی یک مادر موقعی هست که بچه خردسال است، وقتی بچه بزرگ بشود مادر آن دلسوزی که نسبت به خردسالی دارد ندارد، و مادری دلسوز فرزند خردسال خویش، و پناهگاه بندگان است «كَهْفِ الْوَرَى» در جامعه کبیره میخوانیم، پناهگاه است، اگر تو به او پناه نبری در جهنم هستی.@شما تا زمانی در امنیت به سر میبری از نظر انسانی و حقیقی در پناه امام خودت، پدر خودت باشی، بچه دیدی بدون پدر و مادر امنیت ندارد، پدر و مادر هستند که امنیت بچهها میشوند، حسهایتان را نسبت به فرزندانتان دقت کنید، حس پدر و مادرهایتان را نسبت به خودتان.@شما اگر 40 ـ 50 سالتان هم بشود باز پدر و مادرتان وقتی خانهشان میروید پناهگاهتان هستند، یعنی میفهمی این پیرزن یا پیرمرد 70 ـ 80 ساله پناهگاه و مدافع تو است؛ و پناهگاه بندگان است.@حالا ما یکی را داریم که غایب است، که آواره است، که مظلوم است، که طرد شده است، که تنها است، فرمود وفاداری و همدلی، اگر همه به من وفادار بودند، شیعیانم و همدل من ظهور می کردم، ما انشاءالله باید در این جامعه پزشکی همه واقعاً همه کمک بکنیم به اینکه یک کار کوچک ما این هست جمعهها دور هم جمع بشویم و یک بحث علمی و معرفتی داشته باشیم.@این تجمع باید تبدیل بشود به یک جیئوی قدرتمند، یک سازمان قدرتمند برای برطرف کردن موانع ظهور حضرت، ما چکار کنیم از توانمان چقدر میتوانیم استفاده بکنیم، برای برطرف کردن موانع ظهور اماممان و همین هم وسیله عاشقی ما میشود، وسیله عشقبازی ما با حضرت، وسیله تقرب ما به حضرت، قالبها را من قبلاً توضیح دادم، روی این قالبها حتماً فکر بکنید.@فقط دو سه نفر از خواهران زحمت کشیدند که دست به قلم شدند و برای جامعه پزشکی مهدوی طرح نوشتند، خانم زعفرانی، خانم امیدیان، خانم دکتر تمنایی زحمت کشیدند، آقای دکتر منتظر هم چند صفحه دادند، ولی من چند بخش را میگویم یادداشتبرداری کنید راجع به این ما از شما نظر میخواهیم، که این سازمان باید با نظر خود شما طراحی بشود و از ظرفیت بسیار قدرتمندی که دارد استفاده بشود.@خاصیت تجمع همین است که مؤسسه منتظران منجی به شما کمک میکند برای اینکه شما از این قدرتتان به نفع امام زمان و به نفع خودتان و پیوندتان با امام زمان استفاده بکنید، اما بالاخره سازمان باید با نظر خود شما طراحی بشود و اداره بشود.@ما چند بخش در این جامعه در نظر گرفتیم که انشاءالله یواش یواش شکل بگیرد، یک بخش، بخش اصلی است که بخش فرهنگی است، در بخش فرهنگی ما دو قسمت داریم، یک قسمت خدماتی است که مؤسسه موظف است به شما ارائه بدهد، مثل همین کلاسها، خدمات مشاورهای، خانوادگی، تربیتی، و فرهنگی، تأمین مواد مورد نیاز برای شما و فرزندانتان و خانوادههایتان کار مؤسسه است.@و جلسات و اردوهای علمی و زیارتی، این جلسه فرهنگی که ماهانه برقرار میشود، بخش اردوهای علمی و زیارتی که انشاءالله اردوی فکر 7 تا 13 فروردین است، دیر هم میشود، عزیزان خیلی دیر شروع کردند، چون باید برنامه داشته باشند.@شما باید یک پیش برنامه، پیشنیازهای اردو را بگذرانید، اگر میخواهید در اردو شرکت کنید، نکنید که سرتان خیلی کلاه رفته، چون این اردو درست است یک هفته است اما قطعاً چند سال شما را جلو میاندازد، از نظر درک و معرفت و انس، چون موضوعش هم همین است، فکر و انس و تمرکز، یک هفته اردوی قدرتمند علمی و معنوی و فکری داریم، تمرین هم زیاد داریم.@قبلیها هم همینطور بوده، شما مباحث اردوهای قبلی خودتان را برسانید، یعنی نسیم حیات 1 تا 3 را از دی ماه شروع کنید کار کنید، تا دی ماه هم باید چند تا سیدی با کتاب را کار کرده باشید، که حتماً زودتر ثبتنام کنید که من برنامهها را به شما بدهم، دیر نشود.@و این تاریخ را برای چیزی از دست ندهید، یعنی اگر کسی عمره هم میخواهد برود، برود لغو بکند، حالا سفرهای دیگر که جای خود دارد، مثلاً ما خانه خدا میخواهیم برویم، کربلا میخواهیم برویم، نه کربلا بروید، و نه خانه خدا بروید، وقتتان را برای اردویتان بگذارید، برای این کار وقت جدی بگذارید.@یک سلسله جلسات هم داریم که غیرحضوری است، یک تعدادی از شما عزیزان از ما برنامه گرفتید، برنامه شش ماهه آنهایی که نگرفتند تنبلی نکنند، وقت بگذارید برنامه شش ماهه حتماً بگیرید، یک ذره دکتربازی و مهندسبازیها را کم بکنید، فشار کار را پایین بکشید.@من دیدم چند تا از خانم دکترها چقدر عالی عمل کردند، گفتند ما تاریخ مطبمان را با کلاسها تنظیم کردیم، اینقدر تسلط داشتند روی برنامه و خودشان، اینقدر برای خودشان قیمت داشتند آمدند مطب و کارهای دیگر را تابع این بخش کردند.@ما خیلی وقتها به عزیزان میگوییم برنامه داری، میگوید مطب دارم، بله شش ماه ممکن است آدم اینطوری باشد ولی بقیه کارهایتان را براساس این رشد بخش فوق عقلانیتان تنظیم بکنید، این دست شماست، این چیزی نیست که نشود کاریش کرد، دست خودتان هست، فتیله کارهایتان را یک طوری تنظیم بکنید، دیر میشود، اگر دیر بشود خطرناک میشود.@به بخش فوق عقلانی برسید، تغذیه این بخش، کارهای مطالعاتیش، کارهای فکریش، کارهای تمرینیش، تمرکزهایش، این چیزها برسید، نگویید سرم شلوغ است، نرسیدم، فتیله را یک کم پایین بکشید، سرعتتان را یک مقدار کم بکنید که خدای نکرده بعداً خسارت و خسرانی سراغ شما نیاید.@برنامه شش ماهه که گفتیم هم برنامه خانوادگی هست، هم تربیتی، هم اجتماعی، هم معنوی، برنامههای ورزشی دارد، برنامههای آموزشی اذکار و عبادت هست، که در برنامههایتان همه را برای این شش ماه گنجاندیم، دو تا آفت هم که گفتیم همه را تهدید میکند تنبلی و بیحوصلگی است، که امام باقر (علیه السّلام) فرمود کلید همه بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت این دو تا است تنبلی و بیحوصلگی، انشاءالله سراغ ما نیاید.@این مربوط به خودتان هست اما نکته خیلی مهمتر مسئله این هست که شما باید یک نقش فرهنگی، کل این جامعه پزشکی مهمترین نقشش نقش فرهنگی است که باید در تغییر نگرش فرزندان اهل بیت داشته باشد.@این کار فرهنگی شما هم در دو حیطه است، یکی حیطه سلامت هست، یعنی آنجایی که شما به عنوان یک فعال بخش سلامت با مردم سر و کار دارید، با بیمارهایتان، با دانشجویانتان در دانشگاهها، با کسانی که مطب شما میآیند، یا هر جای دیگر.@یکی هم ممکن است شما نقش پزشکی نداشته باشید، در فامیل نقش معلمی داشته باشید، من الان چند تا از خانم دکترها میشناسم که در محله و شهرهایشان کلاسهای عقیدتی دارند نه به عنوان دکتر، به عنوان یک معلم یا مربی عقیدتی، یک درمانگر روحی، نه یک درمانگر جسمی، کلاس دارند، جلسه دارند، سخنرانی میروند، کار میکنند و این خیلی قشنگ است.@پس در هر دو حیطه شما میتوانید کار بکنید، ما هم برای هر دو حیطه برای شما برنامه داریم، هم در حیطهای که در حوزه سلامت میخواهید کار بکنید، هم آنجایی که به عنوان یک استاد میخواهید کار بکنید نه به عنوان یک پزشک یا یک کسی که در حیطه پزشکی نیست، نه حالا پزشک هست برای خودش در جاهای دیگر، الان که میرود اینطرف و آنطرف سخنرانی بکند به عنوان معلم یا استاد میخواهد برود، معرفت فوق عقلانی میخواهد بدهد کار بکند.@برای آن هم ما برای شما خوراک مخصوصی که شما بتوانید به این توانایی برسید، بتوانید سؤالات را پاسخ بدهید، بتوانید در جواب سؤالات نمانید، بتوانید تأمینکننده آن بخشها باشید داریم، پس این بخش که البته بسته به درخواست و تقاضای شماست، البته این دورهای هم که الان ما داریم میدهیم همین خاصیت را برای شما دارد.@ولی جدای از آن هم شما اگر درخواست این چنینی دارید در برنامههایتان مطرح بکنید که برای شما برنامهریزی مخصوص بکنیم، اما آن قسمت که مربوط به این هست که شما چقدر میتوانید تأثیرگذار باشید در دیگران برای اینکه با امام زمانشان آشتی بکنند، برای اینکه با فوق عقلشان آشتی بکنند، برای اینکه خودشان را یک حیوان نبینند، برای اینکه به عنوان یک انسان با خودشان در آشتی باشند.@حیطههایش حیطههای خاصی هست، که من قبلاً گفتم توقع دارم که عزیزان همه دست به قلم بشوند و طرحها را هر چقدر میتوانند به ما کمک بکنند که ما انشاءالله از جلسه آینده جمعبندی بکنیم و اینها را به خودتان عرضه بکنیم، و کارمان را شروع بکنیم، چون ما هنوز کارمان به صورت جدی شروع نشده، الان با بعضی از عزیزان ما داریم فردی کار میکنیم، یعنی هنوز کار جدی، سازمانیافته به عنوان یک تشکل، تشکل ظرفیت بزرگی دارد این تشکل.@شما ماه قبل جلسه آی ام آی را داشتید، تعدادی از شما عزیزان با پزشکان شیعه جهان ارتباط داشتید، جلسه کنگره بینالمللی بود که هشتمین کنگره بود، که حدود 350 تا پزشک شیعه از آمریکا آمده بودند، تقریباً 350 تا هم از سایر کشورهای دیگر آمده بودند، یک تعداد از شما را ما در آن جمع فرستادیم، و این جماعت دارد هر سال برقرار میشود.@ما در بخش فعالیتهای بینالمللی جامعه پزشکیمان باید فعال بشویم، انشاءالله کار قدرتمند انجام بدهیم اگر ما انشاءالله بجنبیم میتوانیم یک تحول زیادی حداقل در تشکل جدی جهانی مثل آی ام آی، قطعاً میتوانیم نقش زیادی داشته باشیم، اگر انشاءالله زودتر شروع کنیم به کمک شما برای سال آینده ما یک تعدادی از شما باید به خارج از کشور اعزام بکنیم برای شرکت در این جلسه، اما آن شرکتی که آن نقش فرهنگی باید ایفا بشود.@چون این بندگان خدا همه پزشک هستند و شیعه هستند از سراسر جهان و نیاز دارند که یک خوراک فکری و فرهنگی بدهیم، ما باید زودتر منابعمان را جمع بکنیم، زودتر به زبانهای مختلف دنیا ترجمه بکنیم و معارف را انتشار بدهیم، بنابراین در این بخش بسیار به مساعدت و کمک شما احتیاج داریم.@در داخل هم در حیطههایی که گفتم، یکی اینکه در مطبها ما چه کارهای فرهنگی میتوانیم انجام بدهیم، یک پزشک در 5 دقیقه صحبت، در یک دقیقه صحبت چطوری میتواند یک مریض را جهتدهی فرهنگیش هم بکند، به برنامهها، به مؤسسه، به بخش خانواده، به بخش مهارتهای زندگی، به بخش تربیت، به بخش انعقاد نطفه، به بخشهای دیگر، یک عالم بحث داریم، چطوری شما میتوانید در مطب این کار را انجام بدهید.@در زایشگاهها گفتم چطوری، توضیح دادیم که آنجا باید چکار کنیم، جایی که بچه به دنیا ما چقدر میتوانیم ارائهدهنده فعالیت فرهنگی باشیم که بتوانیم یک نسل مهدوی خوبی را انجام بدهیم.@من گاهی وقتها میبینم خانمها یا آقایانی میآیند به مؤسسه وصل میشوند، میگویند ما وقتی در فلان بیمارستان فرزندمان متولد شد یک خانم پرستاری آنجا یک سیدی تربیت به ما داد که زندگی ما زیر و رو شد، یک فیلم مهارتهای 1 دست ما رسید زندگی ما زیر و رو شد، و ما الان آمدیم ادامه این برنامهها را جستجو میکنیم.@این خیلی کار کمی است، هزینهاش هم کم است، ولی اثرش جاودانه است، در حیطه باید چکار بکنیم؟ حتماً به عشق امام زمانتان وقت بگذارید، خیلی زشت است که من ببینم ماه آینده کسی بگوید من وقت نکردم راجع به این قلم بزنم، این یعنی بیتوجهی به مسئولیت است که نسبت به امام زمانتان دارید، بیتوجهی به خودتان هست، بگوید من وقت نداشتم بنشینم چند تا ورق بنویسم، راجع به این قضیه فکر کنم.@تمام استعدادتان را روی کاغذ بریزید، ما میخواهیم از ظرفیت مطبها برای تحول آدمها استفاده بکنیم، از ظرفیت دانشجوهای پزشکیمان، دانشگاههایمان و دانشجوها استفاده بکنیم، از ظرفیت بیمارستان استفاده بکنیم، از ظرفیتهای فرهنگی بیمارستانها، مثل بسیج بیمارستان، انجمن اسلامی، استفاده بکنیم.@حالا بله بعضی از عزیزان قدرتمند عمل کردند، میگویند ما جدای از اینکه پزشک باشیم یا نباشیم، خیلی جاها خودمان توانایی فرهنگی داریم، خودمان یک استاد هستیم، خودمان در جاهای دیگر کار میکنیم، تلاش داریم، فعالیت داریم، آنها هم همینطور.@طرحها را کامل من توقع دارم که عزیزان وقت بگذارند یک طرح بنویسند، یک طرح جامع برای این کار بنویسید، که ما در بخش فرهنگی چه چیزهایی میتوانیم انجام بدهیم، حالا من نسخهها را هم قرار شد برای شما بگویم که شما نسخهها را هم شناسایی بکنید که با توجه به نسخهها بتوانید این مسئله را طراحی بکنید.@بخش دوممان که پشتیبان بخش اول هست، یعنی بخش فرهنگیمان، بخش دوممان بخش خیریه هست، یعنی ما پتانسیل بخش خیریهمان چطوری هست، چکار میتوانیم بکنیم در این قضیه؟ اول از این من کلمه خیریه را توضیح بدهم، خیریه آنچه که در بیرون مشهور هست، اینکه آدمها یک عاطفهای دارند.@در بخش حیوانی گفتیم یکی از چیزهایی که در بخش حیوانی خیلی قدرتمند هست عاطفه است، عاطفههای حیوانی زیاد است، مثل عاطفه مادری، پدری، خواهری، برادری، عاطفه نسبت به همنوع، عاطفه نسبت به غیرهمنوع، اینها هست.@شما این فیلم را دیدید که مال سگ هست که چند تا ماهی دارند جان میدهند که تلاش میکند آب به آنها برساند که اینها نمیرند، حیوانات اینقدر عاطفه دارند، بخش خیریه متأسفانه در جامعه صرفاً یک بخش عاطفی پیدا کرده، یعنی یک عده برای یک عده دلسوز میشوند، این گناه دارد شوهر نکند، گناه دارد زن نگیرد، گناه دارد خانه نداشته باشد، الان جهیزیه دارد برویم برایش یک جهیزیه تهیه کنیم.@این کار خیریه ادفاع حس ترحم و دلسوزی هست، این خیریه ما خیریهای که مهدوی هست خیلی متفاوت است، کاملاً تفاوت دارد، ما ضمن اینکه آن عواطف سر جای خودش هست از بالا باید نگاه کنیم، عواطف بخش انسانی، و عواطف بخش فرهنگی این را ما باید جدی بگیریم.@و مهمترین نیاز آدمها جهیزیه نیست، مهمترین نیاز آدمها بخشهای بدنی نیست، هر چند در این بخش هم ما گنجاندیم بخشهای خدمات این چنینی، ولی مهمترین نیاز آدمها بخش پیوند با امامشان هست، اگر کسی پیوند با امام نداشته باشد باید برای این آدم دلش بسوزد، چون این وارد برزخ بشود گرفتاری زیاد دارد.@مهمترین نیاز آدمها نیازی است که به این بخش دارند، پس ما اگر داریم بخش خیریه را فعالیت میکنیم، معنایش فقط درمان و جهیزیه و اینطور چیزها نیست، اینجا من نوشتم که بنای فعالیت خیریه صرفاً بر خاموش کردن آتش رأفت و رحمت و ترحم بر دیگران نیست، بلکه هدف از این بخش تشبه و تخلق اعضای محترم به حق تعالی است.@یعنی ظهورات الهی داشته باشیم، ما هم پرورنده باشیم، ما هم رب باشیم بتوانیم این کار را انجام بدهیم، و بهانهای است بخش خیریه برای اینکه ما آن تخلقات را بگیریم، ما میخواهیم اسم کریم و جواد را بگیریم، پس باید مثل خدا هزینه بکنیم.@و اخلاق و صفات اوست که همان مسیر متعالی انسانیت است، اسماء و صفاتی از قبیل، رحمن، رحیم، رئوف، ناصر، اسمهای لایق انسان هستند که شرافت و تعالی او در کسب آنها و شبیه شدن به خداوند تبارک و تعالی در این اسماء و صفات است، پس بخش خیریه بهانهای است برای شبیه شدن ما به الله.@در بخش خیریه از ظرفیت بسیار بالای جامعه پزشکی و نخبگان برای خدمت به انسانها در جهت رشد و تعالی آنها و تأمین سلامت و سعادت فرزندان امام زمان (علیه السّلام) بهرهمند میشویم با این نیت، حتی اگر فعالیت درمانی هم میکنیم با این نیت دقت کنید.@فعالیت خیریه این جامعه قسمتهای مختلفی دارد، الف) خدمات درمانی، چون شایستهترین بحث این هست، به غیر از فعالیتهای فردی و در عین حال زیاد و ارزشمند هر یک از اعضای این جامعه به نیازمندان من میدانم خیلی از عزیزان خودشان انجام میدهند، من میدانم خدمات خوب و رایگانی را در بخشی از فعالیتها هست، من بعضی از عزیزان خبر دارم که عملهای رایگان انجام میدهند.@غیر از این چیزی که الان به صورت فردی انجام میدهد، ضروری است خدمات درمانی جامعه توسط واحد خیریه جامعه سازماندهی گردد که علاوه بر سهولت، قدرت، سرعت و گسترش این خدمات جهتدهی فرهنگی و معنوی عمیق و ماندگار و گسترده به این فعالیتها داده شود.@یعنی شما وقتی دارید یک کسی را جسمش را درمان میکنید، یا دارید هزینه درمانش را میدهید، نیاید بگوید آقای دکتر دست شما درد نکند، و این یک رأفت حیوانی بشود، دلش برای من سوخت، دکتر مهربانی بود، من را عمل کرد، فقط این نشود.@شما حواست باشد یک واحد انسان معددل بینهایت انسان است، «مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً» بنابراین اگر تو نتوانی تأثیر فرهنگی روی او بگذاری فقط فقط یک خدمات حیوانی به او دادیم، این فایده ندارد، ثواب دارد، عبادت هم هست، برای آخرت ما هم کار میکند، پس چرا ما باید بیاییم یک همچین کاری بکنیم، چرا وقتی من میتوانم با یک کار درمانی یک کسی را از نظر انسانی احیایش بکنم، فقط به بدنش برسم.@اگر من به بدن این برسم این فردا رفت با این بدن هم معصیت کرد، خدا اینقدر بعضی از بندگانش را دوست دارد، که مریضشان میکند، میگوید بگذار این مریض باشد نتواند گناه بکند، پس مریضی همیشه بد نیست، خیلی وقتها خیر است، فرمود در بهشت درجاتی هست که انسان جز با بیماری به آن نمیرسد.@پس ما اگر قرار است با مریضی مقابله بکنیم، یعنی چیزی که خدا به یک کسی داده، بگوییم این را درمانش بکنیم، باید روحش رشد پیدا بکند، تعالی پیدا بکند، ما باید در این جهت حواسمان به این مسئله باشد.@ما الان یک خانم دکتر صیادی زحمت کشیدند ایثار کردند بالاخره فعلا دبیری جلسه را پذیرفتند، برای آموزش و روابط عمومی هم گفتیم دو تا از عزیزان دیگر خودشان را معرفی کردند، و برای بخش خیریه هم یک نفر را لازم داریم.@یعنی یک نفر از بین شما که بیاید سازماندهی بکند از یک مجرای واحد انشاءالله ما بتوانیم خدمات درمانی بدهیم، سازمان خودمان، یعنی سازمان پزشکی مهدوی بدهیم، اگر ما قرار است وقتی به ما مراجعه بشود، بدانیم کدام دکتر را معرفی بکنیم، او هم هماهنگ باشد فلان موقع، فلان روز، معرفینامه را بیاورد این کار را انجام بدهد.@یک کار تمیز و خوب، ولی همه جهتدار فرهنگی باشد، جهت فرهنگی و انسانیش در این قضیه تأمین شده باشد، صرفاً ما همینطوری یکسره خدمات پزشکی بدهیم، و با اینکه یک پزشک میتواند نقش زیادی در تبدیل شدن خودش به بینهایت داشته باشد، این دکتر ثابت بماند، فردا میگوید این دکتر یک مقدار ریاضی عمل کرده، 1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5 ـ 6 هزار نفر را درمان کرده، ثوابش را خدا حساب میکند میدهد.@اما اگر بگوید یک نفر از بین این هزار نفر احیای انسانی شده داستان خیلی فرق میکند، هزار تا دیگر پایتان نمینویسند، داستان خیلی قیمت بالا میرود، ضریبش بینهایت میشود، روی این حساب این بخش خیریه که میگوییم باید بیاییم سازماندهی بکنیم، یعنی خیریه میآید کانالهایی را ایجاد میکند، مسیرهایی را میگذارد که اگر کسی بیاید خدمات درمانی دریافت بکند بخش انسانیش هم فعال بشود.@بدیهی است انسجام درمانی در چهارچوب واحد خیریه کمک بسیار شایانی به اهداف فرهنگی و معنوی خواهد کرد، این واحد چه وظائفی دارد؟ یکی پیگیری و تلاش جهت تأسیس درمانگاه و ساختمان پزشکان، برای سهولت کار خدمات پزشکی برای اعضاء، ما الان پزشکان خوبی هستند، عزیزانی هستند که حاضر هستند بیایند کار بکنند، الان هم بعضی از عزیزان مؤسسه میآیند، بزرگواری کردند دارند این کار را میکنند، با همه ضعف ما آنجا را تحمل میکنند دارند کار میکنند.@ولی ما احتیاج به یک ساختمان پزشکان داریم، باید یک ساختمانی تهیه بکنیم که انشاءالله همه بتوانند اینجا بیایند، و این ساختمان صرفاً یک ساختمان پزشکان نباشد، بتوانیم آن خدمات فرهنگی و احیاهای فرهنگی را هم داشته باشیم.@شناسایی نیازمندان حقیقی و نیز تشخیص نوع نیاز پزشکی و معرفی به اعضای جامعه و نیز مراکز مربوطه، برنامهریزی مناسب برای استفاده بهینه از وقت و امکاناتی که اعضای محترم و خیر جامعه و غیر اعضا برای خدمات درمانی اختصاص میدهند، از جمله هماهنگی وقت ویژه اعضا برای مراجعه نیازمندان در فضاهای اختصاصی مؤسسه منتظران، یا جامعه و یا فضاهای بیرون از مؤسسه و جامعه که خود اعضا تشخیص میدهند، هزینه بیمارستانها و درمانگاهها باید برای این برنامهریزی بکنیم.@تلاش برای جذب کمک و هدایای خیرین جهت تقویت بخش درمان، ما یک تعداد پزشک داریم که خیر هستند، ماهانه کمک خیلی خوبی به مؤسسه و فعالیت بینالمللی یا داخلی میکنند، ما باید جهتدهی کنیم که اگر خیری هست که میخواهد در جهات آخرتی، فرهنگی، در جهات مختلف با همه این ظرفیتی که الان هست کمک بکند، حتماً به مؤسسه معرفی بشود.@و فقط هم گفتم این سرمایهگذاری برای همه این بخش انجام بشود نه بخش مشخصی، غیر پزشکان هم هستند، شما خودتان خیلی افرادی را سراغ دارید که خیر هستند، و بدسلیقه هستند، نمیدانند که باید از این پولشان چطوری استفاده کنند.@گفتم یک بنده خدایی به من زنگ زده بود که من یک خانه بزرگی دارم میخواهم شما برایم مسجد درست بکنید، گفتم مسجد برای چی، مسجد و حسینیه که همه دارند میسازند، گفت نه من دوست دارم مسجد باشد@به او گفتم خانم شما کنار منزلتان مسجد دارید؟ گفت بله، گفتم چند متر با خانه شما فاصله دارد؟ گفت 150 متر، گفتم چند تا مسجد هست؟ گفت دو تا مسجد هست، گفتم کسی هم در آن نماز میخواند، گفت والله نه، من هم میروم کسی آنجا نیست گفتم این مسجد به چه درد میخورد، سومی را هم تو بساز، این گناه است، کفران است، ضایع کردن مال است، مسجد و حسینیه بسازیم.@خیلیها هستند که نمیدانند احتیاج دارند به اینکه راهنمایی بشوند که بیایید سرمایهتان را یک طوری سرمایه کنید که آثار بینهایت و جاودانه داشته باشد، این کمکها به صورت نقدی و یا هدیه زمین و ساختمان و یا سایر تجهیزات میباشد.@تشکیل جلسات مستمر با پزشکان محترم عضو جهت پیشبرد، بهتر واحد درمان تهیه ساز و کار مناسب جهت تقویه بنیه فرهنگی و معنوی تمام کسانی که از جامعه خدمات درمانی دریافت می کنند، این کار اساسی و مهم با مشهورت سایر بخشهای جامعه از جمله آموزش میسر خواهد شد.@ب) از آنجا که بخش مهم و هدف اصلی از تشکیل جامعه برطرف کردن موانع ظهور منجی عالم از طریق فعالیتهای فرهنگی و آشنا ساختن مردم ایران و جهان با وجود مبارک حضرت، و پیوند مردم با ایشان هست، بدیهی است بخش خیریه نقش بسیار مهمی در این باره دارد.@البته ما بخش خیریهمان اندیشه خیلی بالایی دارد، وسعتش خیلی عظیم است، این بخش با ارتباط خوب و سازنده با اعضای محترم و سایر خیرین عزیزی که اعضا معرفی مینمایند، از هدایا و کمکهای مالی آنان جهت بسط فعالیتهای معنوی در ایران و سایر کشورهای جهان استفاده مینماید.@بخشی از این فعالیتها میتواند از طریق تولید آثار گوناگون از قبیل کتاب، کلیپ، فیلم، به زبانهای مختلف و مهم جهان برای معرفی هر چه بهتر اسلام و مهدویت به مردم ایران و جهان، برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت، در داخل و خارج از کشور برای تربیت دانشجویان و طلاب، این کار دارد انجام میشود، ما الان داریم هم دانشجویان و هم طلاب خارجی را در مؤسسه و بیرون از مؤسسه داریم آموزش میدهیم.@یک تعداد هم که میرویم خودمان خارج از کشور آموزش میدهیم برای این کار، سه چهار تا دفتر در آمریکا زدیم، در اروپا هم شعبه زدیم، امسال هم من بعد از اینکه از حج برگردم باید بروم مرکز اسلامی واشنگتن بروم آنجا برای آمریکا چند تا کار داریم، بعد هم ماه صفر را به اروپا اختصاص دادیم.@ایجاد سایت چند زبانه قدرتمند به وسیله طلاب و دانشجویان خارجی مقیم ایران، این خیلی کار میبرد، و هزینهبردار هست، تولید برنامههای ماهوارهای مناسب که این هم دارد انجام میشود، تهیه ساختمان و تجهیزات مناسب فرهنگی و خیریه، کمک به افراد فقیر و آبرومند با رعایت حرمت شخصیتی آنان، و با حفظ ضرورت تقویت فرهنگی مددجویان.@کمک به شیعیان فقیر سراسر جهان از لحاظ فرهنگی و اقتصادی، کمک به تازه مسلمانان نیازمند در خارج از کشور، تأسیس فروشگاه قدرتمند فرهنگی برای تأمین نیازهای فرهنگی اعضا و غیر اعضا و نیز خانوادههای آنان در همه گروههای سنی، و کلیه فعالیتهای فرهنگی مورد نیاز و مناسب با اهداف جامعه و مؤسسه.@انفاقهای واجب چه چیزهایی در بخش خیریه تعلق میگیرد، 1 ـ انفاقهای واجب مثل خمس، ما از تمام دفاتر مراجع اجازه داریم، هر کس هر خمسی مال هر مرجع دارد به مؤسسه میدهد، مؤسسه هم از دفتر مرجع رسید کامل، دو تا رسید میدهد، یک رسید مؤسسه و یک رسید مرجع را به آنها میدهد، ولی چون ما از دفتر مراجع اجازه داریم یک بخشش را خود مراجع معمولاً به فعالیتهای مؤسسه اختصاص میدهند، استثناء هم ندارد همه مراجع.@پس خمس، زکات، فطریه، کفاره، که رسید رسمی دارد، صدقات و انفاقهای مالی، از قبیل صدقات، رد مظالم و نذورات مختلف، یا همان بحثی که الان هست هدیه به امام زمان و بیمه امام زمان، اهدای زمین و ساختمان به عنوان وقف، صلح، و هدیه به مؤسسه و جامعه جهت گسترش و تأمین فعالیتهای فرهنگی خیریه داخلی و خارجی.@پرداخت ماهیانه مشخص به مؤسسه، اختصاص یک یا چند روز از درآمد مطب یا سایر درآمدها به بخش خیریه جامعه، حضور در محلهای پذیرش بیمار در مؤسسه و ویزیت بیماران حداقل یک روز در هفته و اهدای حق ویزیت آن به مؤسسه، معرفی افراد خیر به مؤسسه و جامعه، این را که گفتم برای اینکه آدمی که میخواهد بیاید باید بلد باشد این کارها را برای ما سازماندهی بکند.@و اینکه پایان هر فصل یک گزارش کامل از عملکرد خیریه به همه اعضاء باید تهیه بشود و داده بشود؛ ما انشاءالله مسؤل آموزشمان ثبتنام میکنند، به زودی فعالیت خودمان رسماً راه افتاد، ثبتنام میکنیم.@اساتید قدرتمندی در این زمینه داریم که عزیزان ثبتنام بکنند به شرط اینکه برای این کار وقت بگذارند، وگرنه مجبور هستیم آموزشهایشان غیرحضوری بکنیم، ما آموزش غیرحضوری هم الان داریم، در خانههایتان هم میتوانیم آموزش بدهیم، برای همه زبانها ما میتوانیم در خانههایتان آموزش بدهیم، این امکان نرمافزارهایش آماده هست در اختیارتان قرار میدهیم، میتوانید کارش را انجام بدهید.@ولی اگر کلاس حضوری بخواهید با قید تبلیغ من استادانی که 20 ـ 30 سال الان در رادیو و تلویزیون دارند درس میدهند داریم به شرط اینکه عزیزان سر کلاس بیایند، چون استاد حرمت دارد، میخواهد بیاید، باید هم هزینه بکنیم، و هم باید منظم سر کلاسها شرکت بکنید، اگر این اتفاق بیفتد ما در خدمت شما هستیم.@نه لزومی ندارد که حتماً در خود مؤسسه باشیم، ما جا داریم در تهران هم مثل فضای اینجا در اختیار ما هست، میتوانیم از فضای اینجا استفاده بکنیم یا فضای دیگر، کلاسها جای خاص برقرار بشود اینجا برقرار بشود یا جای دیگر این امکان را داریم.@