أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنة الله علی أعدائهم أجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@
سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@
ما جلسه را بعد از نماز اعلام کرده بودیم. تشکر میکنم از همه عزیزانی که خودشان را به موقع رساندند. امیدواریم انشاءالله این جلسه منشأ خیرات و برکاتی برای نهضت ظهور آقا امام زمان (علیه السّلام) باشد و یک خدمتی خوب و مؤثر و مقبول از ناحیه ما به محضر مقدسشان.@غرض از تشکیل این جلسه این بود که ما در طی سالهایی که فعالیت فرهنگی در مؤسسه داشتیم به طور طبیعی ارتباطات خوبی با جامعه پزشکی برقرار شد.@ از پزشکان عزیز پیراپزشکان و پرستاران و همه عزیزانی که در حوزه سلامت مشغول خدمت هستند. البته این ارتباطات اختصاص به جامعه پزشکی نداشت بلکه جامعه طلاب جامعه معلمان و مهندسان، نظامیها هر کدام در حد بسیار بالایی با مؤسسه ارتباط برقرار کردند.@و نظر به اهمیت کار حوزه سلامت و تأثیری که دست اندرکاران این حوزه میتوانند در اهداف والای اسلام عزیز داشته باشند به پیشنهاد خود عزیزان این جامعه یعنی پزشکان و پرستاران و فعالان این حوزه تصمیم گرفتیم که برای کسانی که در این حوزه دارند کار میکنند ما یک تشکل مستقلی را راه بیاندازیم به نام جامعه پزشکی مهدوی.@البته حالا در مورد اسم باز باید بیشتر تأمل کرد فعلاً برای راهاندازی کار هست از پیشنهادات عزیزان استقبال میشود که اسم دیگری باشد.@چون ما قبلاً جامعه پزشکان مهدوی اسم تشکل را پیشنهاد دادیم، عزیزان گفتند وقتی شما محدودش کردید به جامعه پزشکان خیل کثیری از دست اندرکاران حوزه سلامت از این دایره خارج میشوند بنابراین جامعه پزشکی بکنید که بشود عزیزان دیگر هم در این تشکل عضو و تأثیرگذار باشند.@خب ما عزیزانی که در نظر داشتیم در خدمتشان باشیم برایشان دو صفحهای تقریباً از یک قالب از مرامنامه و منشور این جامعه به عنوان پیشنهاد ارسال شد به ایمیلها و محضرشان رسید.@هر چند قطعاً با سرعتی که در این 48 ساعت اخیر در مورد استقبال از این جلسه شد ما احتمال میدهیم که آن برگه دست همه عزیزان نرسیده باشد. که خب حالا انشاءالله برای هر کسی که دریافت نکرده ما تکثیر میکنیم در اختیارشان قرار خواهیم داد.@من یک توضیحی در مورد این تشکل بدهم. چون غرض از تشکیل این جلسه این هست که ما بتوانیم با همکاری و همفکری خود عزیزان یک مرامنامه و اساسنامه برای این تشکل مهدوی تهیه بکنیم. که خب شامل دو بخش هست یک بخش بخش آرمانها و ارزشها و اهداف این مجموعه هست؛ بخش دوم شامل فعالیتهای این مجموعه و برنامههای عملی هست که این مجموعه میتواند داشته باشد.@ جامعه پزشکی به خاطر اینکه با یک اصل بسیار مهم به نام اصل اصالت تخصص که معرف محضر همه عزیزان هست بیشتر ارتباط دارند در مورد فعالیتهای مهدوی از یک آمادگی فوقالعاده زیادی برخوردار هستند.@ درواقع همانطور که ما در یک بیمارستان هر چند این بیمارستان بسیار پیشرفته و مجهز باشد اگر متخصص در آن نباشد و پزشک نباشد بیمارستان فلسفه وجودی خودش را از دست میدهد و اساساً ارزش مراجعه را دیگر ندارد و آن کسی که ارزشدهنده است به فعالیت یک بیمارستان و مرکز پزشکی یک پزشک هست.@ روح یک مرکز پزشکی یا فعالیتهای پزشکی کلان پزشک هست متخصص هست که معنا میدهند و یا در یک دانشگاه وجود یک استاد هست که دانشگاه را معنادار میکند و روح یک دانشگاه به متخصص و اساتید آن هست.@اگر دانشگاه هر چقدر بزرگ و مجهز باشد و بگویند که این دانشگاه دانشجو میپذیرد ولی امسال هیچ استادی در این دانشگاه تدریس نمیکند. هیچ کس حاضر نیست در آن دانشگاه عضو بشود و دانشگاه فلسفه وجودی خودش را از دست میدهد.@در نظام خلقت که یک نظام کاملاً ریاضی هست و فقط این ریاضیات مربوط به ساختار بدن ما نیست. خداوند تبارک و تعالی همانطور که قبلاً عرض کردیم در قرآن اصرار دارد که تمام نظام خلقت از اسم الله که شروع میشود و به میآید به مثل أعلی میرسد و خروجی عالم جبروت، و خروجی عالم ملکوت و از آن هم خروجی عالم دنیا و ناسوت همه جلوههای الله ریاضی است.@ خداوند اصرار دارد که این را به ما بفهماند که هیچ جلوهای از جلوههای من غیرریاضی نیست یعنی همهاش عدد و اندازه دارد «قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِكُلِّ شَيْءٍ قَدْرًا» کل شیء آمده، جلوههای فیزیکی خداوند ریاضی است جلوههای متافیزیکی خداوند هم ریاضی است.@یعنی خداوند در تمام بخشهای فیزیک و متافیزیک هر جلوهای دارد که ساختاردار است و قابل بررسی و مطالعه و آزمایش و تحقیق و کشف هست عدد و ارقامش. حالا ما در حوزه فیزیک الحمدلله بشر موفقیتهای خوبی داشته هر چند تا آن جایی که باید برسد هنوز خیلی راه دارد ولی به هر حال دارد بشر پیشرفت میکند.@در حوزه متافیزیک یعنی مسائل روحی و معنوی هم این قاعده برقرار هست و ما قاعده و فرمول و عدد و اندازه در تمام جلوههای متافیزیکی الهی داریم چه عالم جبروت، عالم وحی، عالم فرشتگان، عالم ملکوت و پایینتر هم که بیاییم در حضور نفس و روح در عالم و روابط روحانی و نفسانی و روانی همه اینها ریاضیات حاکم هست عدد و اندازه و مقدار حاکم هست.@ حسابدار و آن کسی که تسلط بر کل ریاضیات نظام خلقت دارد؛ چه عالم فیزیک و چه عالم متافیزیک بعد از الله تبارک و تعالی امام هست. امامی که تمام محاسبات ریاضی عالم در وجود او و از ناحیه او صورت می گیرد.@ قرآن تصریح میکند: «كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» تمام محاسبات هر شیء از یک اتم و الکترون شما بگیرید تا بالاترین جلوههای الهی، کهکشانها و کیهانها و انسان و بدن و روحش، دنیا و برزخ، ملکوت و جبروت و بالاتر از آن تمام محاسبات یک شیء از جلوههای الهی در یک شخصیت انجام میشود.@یعنی یک کانال یک سرور (به قول امروزیها) دارد این تشکیلاتی که مثلاً فرض بفرمایید یک تشکیلات یک سایتی یا یک فضای مجازی عظیم دارد یک سرور مرکزی دارد همانطور که همه جا همینطور هست.@یعنی شما اگر مثلاً میگویید که تشکیلات یاهو، گوگل... همه اینها نهایتاً برمیگردد به یک سرور مرکزی، در جلوههای خداوند تبارک و تعالی یک مغز مرکزی یک شخص وجود دارد که آن امام آن زمان هست که تمام محاسبات «كُلَّ شَيْءٍ أَحْصَيْنَاهُ فِي إِمَامٍ مُبِينٍ» محاسبات در این شخصیت انجام میشود.@این شخصیت هست که اگر حاکمیت در جامعه داشته باشد با توجه به اینکه تمام محاسبات کل شیء در دست او هست میتواند جامعه را به سعادت برساند انسانها را به هدف خلقتشان نائل کند و علم را در عالیترین درجاتش و تخصصها را در تمام رشتههای عالم در عالیترین درجاتش جلو ببرد. چون همه چیز دست اوست. تمام اطلاعات و معارف به دست او هست.@ و جامعه بشری الان از داشتن یک همچین امام متخصص معصومی محروم هستند. این مشکلی هست که در جامعه بشری وجود دارد.@ و محرومیت از یک همچین شخصیتی باعث شده که میلیاردها انسان به دنیا بیایند و بدون اینکه بتوانند از تخصص این شخص استفاده بکنند و بتوانند به هدف خلقتشان نائل بشوند و بتوانند با ریاضیاتی که خداوند تبارک و تعالی برایشان در نظر گرفته زندگی کنند و خودشان را به آن مقامی که بعد از خدا دیگر مقامی بالاتر از آن وجود ندارد یعنی مقام انسان کامل برسانند. این خسارت خسارت خیلی کلانی هست.@بنابراین به هر حال آنهایی که تخصصگرا هستند باید به این تخصص احترام بگذارند و باید به مردم و جامعه جهانی کمک کنیم که همه مردم، چون شرط ظهور دو چیز هست به قول خود امام زمان یکی اینکه مردم وفادار به حضرت باشند و این منوط به شناخت حضرت باشند که به او وفادار باشند.@مثل یک پزشک هست که تا شناخته نشده باشد مریض نمیتواند به او اعتماد کند اول باید مریض به او اعتماد کند و بعد خودش را به او بسپارد.@ همانطور که برای شناخت یک پزشک راههایی وجود دارد برای متخصص معصوم هم باید این اطلاعات تخصصی ارائه بشود به مردم که مردم او را بشناسند و به او اعتماد کنند و وفادار به او باشند.@2 ـ فرمود همدلی، مردم باید همدل باشند برای آوردن این متخصص، برای اینکه بتوانند این متخصص را بیاورند باید با هم کمک کنند و بدون همدلی آمدن این متخصص معصوم امکانپذیر نیست.@همان داستانی که من در جریان ما و امام زمان برای همه شما توضیح دادم آنهایی که این مباحث را گوش کردند که امام فرمود من شب خواب دیدم که نقشه ایران آتش گرفته و با عبا زدم روی نقشه ایران و فهمیدم که میتوانم ایران را نجات بدهم این برای قبل از انقلاب است ولی باید تنهایی عمل کنم.@خب ایشان تنهایی اقدام کردند قیام کردند و طبق همان دستوری که قرآن دارد که «أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» قیام شما باید در راه خداوند متکی به حضور افراد دیگر نباشد هر کسی باید قائم باشد هر کسی باید در زندگیاش قیام داشته باشد.@اصلاً اساساً بدون حضور عنصر قیام در زندگی انسان، انسان به هیچ وجه به باطن انسانی راه پیدا نمیکند قیام لله، هر کسی باید قائم باشد چه «مَثْنَىٰ وَفُرَادَىٰ» دو نفره یا یک نفره و منتظر تشکر و پشتیبانی و حمایت و تعریف و تمجید کسی نباشد.@ایشان قیام کردند آن قیام 15 خرداد شکل گرفت و امام شکست خوردند به خاطر اینکه آن دو عنصری که خود امام زمان فرمود وجود نداشت، نه وفاداری به معنای واقعی نسبت به ایشان در آن زمان در بین همه مردم بود و نه همدلی وجود داشت.@15 سال روحانیت معظم آمد زحمت کشید و در این فاصله 15 سال این همدلی و وفاداری را در مردم ایجاد کرد. مردم نسبت به امام به وفاداری و همدلی رسیدند و نتیجه این شد که امامی که به تبعید رفته بود خداوند او را به مردم بگرداند و داد.@در مورد امام زمان (علیه السّلام) امام زمان همین دو شرط را برای خودش شرط میکند که آمدن متخصص معصوم یعنی بازگشت علم و تخصص به جامعه جهانی، نه جامعه ایران و شیعه.@چون بازگشت که میگوییم برای اینکه جامعه ما الان غیرتخصصی دارد اداره میشود ما حتی در جامعه پزشکی و مهندسی هم که علمی هست باز غیرتخصصی دارد اداره میشود آن اطلاعات اصلی و مهارتها دست کس دیگر است آن کسی که صاحب همه فرمولها و عدد و اندازههای عالم هست کس دیگر است.@در نظام روحی و نظام جسمی ما داریم شکست میخوریم و جامعه غلط دارد مدیریت میشود. وقتی که شما متخصص معصوم نباشد مثل این هست که در بیمارستان پزشک نباشد و حالا پرستاران و بهیاران و کسان دیگر بخواهند به درمان کمک کنند، این نتیجهاش این هست که از یک در مریض میرود از یک در جنازه بیرون میآید.@وقتی پزشک در بیمارستان نباشد همین آسیب میرسد بقیه میتوانند تسکیندهنده باشند جو را نگه دارند اما نتیجه جز کشتار چیز دیگری نیست، مریض بیاید جنازه بیرون میرود.@در نظام جهانی هم همینطور هست وقتی امام زمان بالای سر کار نباشد هر چقدر علم هم پیشرفت کند ته قضیه مردم بدبختتر میشوند. الان ما با پیشرفت علم مردم خوشبختتر نشدند به آسایش رسیدند اما به آرامش نرسیدند.@یک پزشک را شما پیدا نمیکنید در عالم که بگوید پیشرفت پزشکی بشر منجر به کاهش بیماری و آسیبهای جسمی شده، این نشده؛ بشر هر چقدر پیشرفت در زمینه پزشکی یا رشتههای دیگر کرده توانسته آلام بشر را در زمینه آسیبهایی که میبیند تسکین بدهد و درمان کند اما آسیبها خیلی بیشتر شده.@علم توانسته آسایش بیاورد اما آرامش از جامعه جهانی رفته، جامعه جهانی نیازمند به آرامش هست. آسایش هر چقدر بیشتر شده سطح آرامش را پایین آورده چون اگر مایههای آرامش در بشریت نباشد خود آسایش مضر است.@خود آسایش هر چقدر بیشتر باشد مثل قند و چربی و نمک هست که عرض کردم در بدن لازم، واجب و ضروری است ولی از یک حدی که بالاتر برود چون مدیریت نمیشود این مفاسد وحشتناک را برای بدن به بار میآورد که خودش ضد بدن کار میکند.@آسایش اساساً از یک حدی در یک خانواده در بحث مهارتهای زندگی توضیح دادیم قوانین سه انگشت، در خانواده که کوچکترین اجتماع هست یا یک اجتماع بزرگ میلیونی و میلیاردی از یک سطحی که بالاتر میرود مفسده ایجاد میکند. یعنی به جای آن سطح آرامش را پایین میآورد سطح آرامش در جامعه به شدت اُفت پیدا میکند.@هر چقدر کارها تسهیلتر و دیجیتالیتر (الان اینطوری شده) کامپیوتریتر و اینترنتیتر و ماهوارهایتر جو شده خانوادهها بیشتر متلاشی شدند کشور خودتان که بهترین کشور هست روی کره زمین از نظر مردمش، الان چهارتا ازدواج سه تا در کشور ما شکست میخورد این فاجعه است دارد اتفاق میافتد.@مشکل فقر نیست. مشکل این هست که اگر ثروت هم بیاید باز همین فساد را ایجاد میکند، علم هم بیاید باز همین فساد را ایجاد میکند. تا آن کسی که مدیریت کلان علمی جامعه را میتواند به عهده بگیرد نیاید ما دائم داریم خسارت میدهیم و این خسارتها خسارتهای کمی نیست.@مرگ و میر جسمی نیست که بگوییم حالا نهایت خسارت این میشود که یک عده میمیرند، یک میلیون، دو میلیون، ده میلیون یک میلیارد نفر میمیرند این خسارت جسمی نیست خسارت جاودانه است خسارت معنوی است، خسارتی است که به بلندای ابدیت انسانها را خاسر وارد میکند.@کاملاً انسانها را آسیب میزند و خاسر وارد نظام برزخی میکند. این بسیار بسیار خطرناک است و اتفاقی است که دارد میافتد.@تکتک من و شما داریم آک وارد برزخ میشویم الان 50 سال گذشته، 60 سال میگذرد و واقعاً دست نخورده، بدون اینکه آن هزاران اسمی که خدا از خودش در ما به ودیعت گذاشته فعال بشود و ما شبیه الله و یا شبیه انسان کامل و شبیه اعضای خانواده خودمان، حداقل شبیه بهشت بشویم داریم وارد برزخ میشویم و این برای ما دردسرساز هست.@بنابراین تلاش انسانها باید این باشد که ما بتوانیم از ظرفیتهای خودمان اول از این در پیوند با خانواده آسمانی به خصوص امام زمانمان و پدر آسمانی خودمان و این متخصص معصوم استفاده بکنیم. چون قیامت ما به این بسته است.@یکی سؤال کرد که چرا مهمترین سؤال قیامت خدا و پیغمبر نیست مهمترین سؤال قیامت متخصص معصوم و امام است؟ «يَوْمَ نَدْعُو كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ» با امام افراد را میسنجند.@چرا قیامت ملاک خوشبختی و بدبختی و بهشتی یا جهنمی بودن نوع امام و الگوهای آدمهاست، خدا براساس الگوها آدمها را روز قیامت محاکمه میکند فردی نیست، تو تابع چه کسی بودی امامت چه کسی بوده هر کس هست پیش همان برو.@چرا از همه مهمتر هست؟ اتفاقاً خانم پزشکی هم بود این سؤال را از من کرد؛ گفتم شما در بیمارستان ملاک اینکه یک بیمارستان بیمارستان است و چقدر اعتبار دارد کیست؟ گفت پزشک و متخصصان، پزشکان و متخصصان معصوم آنجا قیمت میدهند به حیات یک بیمارستان و در دانشگاه استادها به حیات دانشگاه معنا میدهند اگر آنها نباشند که اصلاً فلسفه وجودی دانشگاه و بیمارستان کاملاً از بین میرود.@ در نظام خلقت اگر یک کسی مرتبط با متخصص معصوم نباشد اساساً خارج از حیات انسانی است به هیچ وجه امکان پیدا کردن باطن انسانی و حیات طیبه انسانی بدون پیوند با متخصص معصوم وجود ندارد. چه آن معصوم حاضر باشد چه غایب باشد هیچ فرقی نمیکند.@یعنی اینکه اگر غایب هم باشد ما موظفیم با ایشان ارتباط داشته باشیم و براساس آرمانهای ایشان زندگی کنیم و پیوند داشته باشیم، اگر ایشان حاضر هم باشد باز همینطور هست هیچ فرقی نمیکند.@همانطور که هیچ کس برای سلامت خودش چارهای جز ارتباط با پزشک متخصص ندارد باید پزشک را پیدا کند، نبودن پزشک دلیل نمیشود که یک کسی بتواند سلامت را تأمین کند و موفقیت در حوزه سلامت به دست بیاورد.@آن کسی که میتواند تضمین کند موفقیت در حوزه سلامت را یک پزشک هست در حوزه انسان هم همینطور هست.@بنابراین اساساً ما چه الان که او غایب است اگر پیوند نداشته باشیم هر کار و هر عبادتی انجام بدهیم ضایع است و به درد نمیخورد. چون اساساً بدون نظر و رضایت و پیوند با متخصص معصوم هست و چه حاضر باشد. هیچ فرقی نمیکند.@چون خداوند سیستم را اساساً تخصصی و ریاضی خلق کرده نمیشود گفت حالا که مثلاً فرض بفرمایید مثلاً ما الان سیستم مخابراتی نداریم یکطور دیگر ارتباط برقرار کنیم، نمیشود، بالأخره شما اگر بخواهید یک ارتباط دور برقرار کنید باید با سیستم مخابراتی وصل باشد حالا یا با سیم یا بی سیم، بالأخره این سیستم میخواهد.@سیستم ریاضی است نمیشود آن را دور زد. مثل شماره تلفن است که هیچ جور دیگری نمیشود غیر از این هشت عدد خاص شما به مقصدت برسی باید این هشت عدد خاص را پیدا کنی که بتوانی به فلان کس زنگ بزنی.@بنابراین در حوزه مهدویت باور ما باید همین باشد یعنی عین ساختار ریاضی یک باور هست. حالا چرا ما میگوییم جامعه پزشکی مهدوی؟ برای اینکه این جامعه به چند دلیل که در برگهها توضیح دادیم میتوانند در رساندن مردم به متخصص معصوم مؤثر باشند و چه بسا مؤثرتر از سایر اقشار باشند.@دلائلش را ما در آن برگهها توضیح دادیم که پذیرش از ناحیه متخصصین حالا چه پزشکان چه غیر پزشکان بسیار راحتتر در این قضیه هست مخاطبینی که این جامعه دارند مخاطبین فوقالعاده زیادی هست.@نکته بعد این هست که فضای باز شدن دل در این حوزه فضای بسیار آسان و سادهای هست. چون در فضاهایی که صرفاً مذهبی یا عقیدتی است افراد کاملاً خودشان را میبندند آنهایی که دوست دارند کار مذهبی میکنند آنهایی که دوست ندارند کار مذهبی نمیکنند.@ولی در حوزه سلامت اینطور نیست در حوزه سلامت چه سلامت جسم و چه سلامت روح اساساً نفس باز است پذیرش و آمادگی فوقالعاده زیاد هست و این مسیری را که ما رفتیم در این سالها، تجربه ثابت کرده عزیزانی که در این حوزه هستند خیلی بهتر هم برای خودشان شخصاً میتوانند افراد موفقی باشند و هم برای خدمت به امام زمان و بسط تفکر مهدوی میتوانند مؤثر باشند.@
نکته بعد این هست که افراد این جامعه یعنی جامعه پزشکی چون با بخش نازل نفس سروکار دارند چون نفس پنج بخش دارد بخش حس یعنی جسم، بدن، ماده، بخش خیال، بخش وهم، بخش عقل و بخش فوق عقل که بخش عالی و بخش انسانی ماست.@که قبلاً توضیح دادیم که بخش انسانی ما یعنی بخش فوق عقل بخش انسانی ماست بخش عقلی ما بخش فرشتهای ماست و سه تا بخش حس، خیال و وهم بخش حیوانی ماست در این بخش حیوان هستیم در بخش عقلانی فرشته هستیم و در بخش فوق عقلانی انسان میشویم.@پزشکان چون با بخش اساسی و پایهای نفس یعنی بخش حس سروکار دارند خیلی میتوانند در تزکیه بخشهای خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی مؤثر باشند. حالا در کلاس خصوصی که ما در مؤسسه داریم عدهای از شما هم تشریف میآورید به نام حدیث معراج آنجا توضیح دادیم.@خداوند بعد از اینکه مقامهای بزرگ را برای پیغمبر ترسیم میکند وقتی میخواهد به پیغمبر توضیح بدهد و پیغمبر را راهنمایی کند که از کجا شروع کن که بتوانی به آنجا برسی، میبینید که اولین مسأله مسأله مدیریت بدن است.@اساساً کسانی که موفق به مدیریت بدن نیستند مدیریت خیالشان به هم میریزد، آنهایی که مدیریت خیالشان به هم میریزد مدیریت وهمیشان به هم میریزد.@مدیریت وهمی باعث میشود تعقل و تفکر کاملاً متلاشی بشود و از بین برود و برای یک آدمی که موفق نیست تفکرات و تعقل خوب داشته باشد فعالیت انسانی و فوق عقلانی به راحتی امکانپذیر نیست همهاش در آن صدمه است.@بنابراین ما خودمان هم الان با اینکه داریم فعالیت فوق عقلانی انجام میدهیم و کارهای فرهنگی میکنیم اگر یک کسی به ما مراجعه کند اولین چیزی که ما به دیگران توصیه میکنیم در مشاوره این هست که شما باید اول بدنت را سازماندهی کنی.@یک کسی که موفق نیست بدنش را سازماندهی کند مشکلات روحی و روانیاش را به هیچ وجه نمیتواند سازماندهی کند؛ چون همانطور که در مباحث روانشناسی مشخص است ما یک تعداد بیمارانمان بیماران روانتنی هست یعنی منشأ تنی دارد یعنی اصلاً منشأ یک بیماری روانی، روحی حتی معنوی مشکلات جسمی هست.@بنابراین چون اساساً این جامعه شریف با بخش پایهای و بنیادین شخصیت انسان یعنی بخش جسم و حس سروکار دارند و نقش زیادی میتواند داشته باشد این جامعه با سروسامان دادن و خدمت کردن به جسم مردم و بهداشت جسمی مردم نقش زیادی دارند در آزادیهای خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی مردم.@قدرتها و سلامتهای خیالی، وهمی، عقلی و فوق عقلی مردم از بهترین اقشار برای فعالیتهای مهدوی محسوب میشوند که خب حالا به هر حال کارشان کار ارزشمندی هست.@همانطور که ما در مورد جسم ما آن احادیث باارزش را داریم آنقدر باارزش هست که دین ما کلاً علم را به دو قسمت در بعضی از روایات تقسیم کردند «العلم علمان علم الادیان و علم الابدان» بدن و دین که فوقالعاده مهم است.@چرا این دو را کنار هم آوردند؟ چون واقعاً اگر ما بخواهیم دین را به معنای فعالیتهای فوق عقلانی تا بینهایت مدیریت بکنیم نه مذهب به معنای نماز خواندن و روزه گرفتن و حج و کربلا رفتن، چون این اتفاق الان در جامعه ما دارد میافتد.@در این 30 سال ما بیش از هر زمان دیگری داریم دین به مردم تزریق میکنیم به معنای عبادت و صورتهای ظاهری دین. ولی ما موفق نبودیم باطن دین که عبارت است از شادی و آرامش را به دیگران بدهیم.@اگر ما واقعاً دین را به مردم داده بودیم حداقل در این 36 ـ 37 سال انقلاب به معنای واقعی مردم به سراغ دین رفته بودند جامعه دینی جامعهای است شاد و آرام؛ طلاق در آن به حداقل میرسد، جرم و جنایت و بزهکاری و مشکلات روحی و روانی به حداقل میرسد چون جامعه دینی میشود.@ملاک دینداری در قرآن چه بود؟ شادی و آرامش بود، وقتی که نیست یعنی دین به معنای حقیقی تزریق نشده اشتباه رفته یک جای دیگر، ماده یک جای دیگر تزریق شده و هدر رفته، آن جایی که باید تزریق میشده اصلاً یک جای دیگر تزریق شده، به خود آن چیزی که باید اثر میگذاشته اثر نگذاشته.@دین حقیقتش این است که اگر درست تزریق و دریافت بشود حتماً تولید شادی و آرامش میکند. بنابراین وقتی دارم میگویم حقیقت فوق عقلانی این خیلی مهم است یعنی در واقع دریافت دقیق و تخصصی و مؤثر دین، گوهر دین که تولید شادی و آرامش میتواند برای ما بکند.@بنابراین این جامعه از جهات مختلف این آمادگی را دارد که بتواند این کار را انجام بدهد. ما در مورد جسم آن احادیث را داریم که اینقدر این دو با هم مرتبط هست که میگوید «العلم علمان علم الادیان و علم الابدان» چون این دو با هم تلازم دارند.@نکته بعد ما چون به هر حال در مباحث انسانشناسی نفس را یک چیزی جدای از بدن نمیدانیم (در مباحث معرفت نفس اینها را بحث تخصصی کردیم) یعنی بدن بخشی از خود نفس است و نفس از دل این بدن به نفس میرسد و حقیقت روحی و معنوی پیدا میکند.@نفس همیشه مرکب است بدن همیشه مرکب نفس هست برای همین هم تأثیر میگذارد در روح و روان انسان، چون بخشی از روان ما هست بدن اینطور نیست که بگوییم ما یک چیز مادی داریم جداست مجرد است یک روح داریم جداست، نه اینطور نیست.@ما یک حقیقت ذو مراتبی داریم که بدن از حس شروع میشود خیال و وهم و عقل و فوق عقل هست یک حقیقت واحد هست از فوق عقل تا آخرین ظهور آن حقیقت که ماده میشود.@مثل الله، ما یک حقیقتی داریم که فعالیت فوق عقلانی است به آن الله میگویند و آن الله یک جلوه عقلانی دارد که عالم جبروت میشود، بعد میآید جلوههای میانی و مثالی میکند مثل عالم برزخ و بعد هم همان خود الله یک جلوه مادی دارد.@الله یعنی حقیقت و هستی جاری در همه اشیاء، ما دوتا چیز نداریم یک حقیقت هست که جلوههای مختلف دارد یک امر واحد هست به نام حقیقت وجود که این حقیقت وجود به صورت جلوههای مختلف در عوالم مختلف ظهور میکند.@بدن انسان، انسان اساساً در روایت هم داریم که انسان مثل عالم بیرون خلق شده. نفس انسان مثل عالم بیرون است. ما معادل الله فوق عقل را داریم، معادل عالم جبروت عقل را داریم، معادل عالم ملکوت مثال وهم و خیال را داریم، معادل عالم ماده حس را داریم.@حس ما میتواند با بدن عالم تماس بگیرد یعنی با ماده، و خیال و وهم ما میتواند با ملکوت عالم ارتباط برقرار کند مثل اینکه ما خواب میبینیم، ما میتوانیم ارتباطات غیبی پیدا بکنیم، میتوانیم مکاشفه کنیم، میتوانیم به برزخ راه پیدا بکنیم.@عقل ما میتواند با جبروت عالم و عقل عالم ارتباط برقرار کند و فوق عقل ما میتواند با رب العالمین آن کسی که دارد کل سیستم را مدیریت میکند ارتباط برقرار کنیم که همان ارتباط بخش فوق عقلانی ما با خود الله تبارک و تعالی است.@وقتی میگویند لا اله الا الله، الله اله کدام بخش است؟ فوق عقل است نه بخشهای دیگر، چون بخشهای دیگر هر کدام الههای مخصوص خودشان را دارند.@اله بخش عقلی ما علم است ما دنبال علم و اطلاعات و رشتههای مختلف علمی در دانشگاه هستیم. این دانش که اله انسان میشود اله کدام بخش است؟ بخش عقلی است. و کمالات بخشهای پایینی هم که هر کدام الهها و جفتها و زوجهای خاص خودشان را دارند.@بنابراین این جامعه این کار بسیار ارزشمند را دارد انجام میدهد چون کار حوزه سلامت است. بسیار این اگر موفق بشود در حوزه سلامت ما بتوانیم یک کار جدی انجام بدهیم و کمکی به مردم بکنیم به همین قصد که من نمیخواهم با جسم مردم سروکار داشته باشم که جسم مردم را نجات بدهم، بلکه جسم مردم بخشی از حقیقت انسانهاست.@و من اگر بتوانم خدمات جسمی و پزشکی درست و صحیحی به مردم ارائه بدهم حتماً به فعالیتهای فوق عقلانی و جاودانه آنها کمک کردم و انسان سهیم میشود.@حالا بحث من این هست که جامعه پزشکی با وجود اینکه این کار ارزشمند را دارند یک کار دیگری میشود اضافه کند که آن کارشان در حد کار روحانیان این نظام است و آن این هست که میتوانند کار فرهنگی و معنوی بکنند و میتوانند تأثیرگذاریهای مستقیم معنوی داشته باشند و به ثوابهای آن برسند.@قرآن فرمود: «مَنْ أَحْيَاهَا فَكَأَنَّمَا أَحْيَا النَّاسَ جَمِيعًا» احیای یک جسم خیلی قیمت دارد ولی احیای یک جسم کجاست تا یک احیای یک روح کجاست، این دو خیلی با هم متفاوت است.@خب یک پزشک ممکن است سالها زحمت کشیده باشد و تلاش کرده باشد و به جسمهای زیادی رسیده باشد و به جسمهای زیادی خدمت کرده باشد؛ از آن جهت که به این جسمها خدمت کرده باشد این جسمها اگر فعالیتهای بالاتر و ارزشمندی داشته باشند این پزشک در آنها دخالت دارد.@چون خداوند همیشه به آثار یک شخص دقت میکند. یعنی کارهای شما را مستقیم و غیرمستقیم آثارش را پای شما حساب میکند. یک موقع هست انسان یک کار مستقیم انجام میدهد خدا ثوابش را به او میدهد ولی یک موقع هست کار غیرمستقیم انجام میدهد آن کار غیرمستقیم اگر ارزش داشته باشد باز هم خدا ثواب میدهد.@مثلاً شما عبادت میکنید مستقیم است به شما ثواب میدهد، ولی ازدواج میکنید اصلاً قصد قربت هم ندارید برای نیاز شخصی خودت ازدواج کردی ولی چون ازدواج یک کار مثبتی است خدا به آن ثواب میدهد ولو تو قصد قربت هم نداشته باشی کار ارزشمندی است خدا به آن اجر میدهد یک کافر هم این کار را بکند ارزش دارد اگر محصول خوبی از آن بیرون بیاید «يُخْرِجُ الْحَيَّ مِنَ الْمَيِّتِ».@بنابراین در بخش سلامت چه اخلاص داشته باشیم چه نداشته باشیم همین که داریم به جسمها خدمت میکنیم این جسمها چون بعدها خیلی از آنها آثار مثبت روحانی دارد به خصوص که ما داریم برای جامعهای که همه از خانواده اهل بیت هستند، جامعهای که همه بچههای اهل بیت هستند داریم خدمت میکنیم، به شیعیان، مسلمانان، البته شیعه و سنّی و مسلمان و غیر مسلمان ندارد.@ولی وقتی که شما به بدن خدمت میکنید نوع بدن یک روح هم قیمت دارد برای همین بدنی که متعلق به یک روح طاهر است بعد از 100 سال 200 سال 500 سال نمیپوسد. چون میگوید روح طاهر تعلق گرفته. خدمت به بدن یک شیعه و مؤمن ارزشش خیلی بالاتر از خدمت به بدن یک فاسق و کافر است هر چند آن هم ارزش و ثواب دارد از آن جهت که نجات یک انسان است.@این سر جای خودش اما مسأله سر این هست که پزشکان و جامعه پزشکی ما میتوانند جدای از فعالیتهای جسمی و جدای از فعالیتها و خدماتی که در بخش حوزه سلامت بدن میدهند در حوزه سلامت روح هم کار بکنند کار مؤثر بکنند این کار را قیمتی انجام بدهند.@حالا چرا این کار را نکنند؟ چرا وقتی میتواند این کار را بکند چرا نکند؟ چرا وقتی میتواند با کمترین هزینه با یک مقدار آموزش و همت و عشق و باور اینکه من باید برای جاودانگی خودم سرمایهگذاری کنم چرا نکنم.@یک چیزی به شما بگویم اصلاً تعارف هم ندارد. همه ما وقتی که از این دنیا برویم یک چیزی که خیلی اذیتمان میکند فقر نسبت به نظام برزخ است، چرا؟ چون شما نگاه کنید وقتی میگوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست، تمام دارایی یک انسان موقع تولد زحماتی هست که دوران رحمی کشیده.@یعنی اگر از زمانی که نطفه تشکیل شده تا زمانی که متولد میشود این جنین به سمت تولد سالم حرکت کرده باشد خب حالا وقتی به دنیا میآید برای این دنیا تجهیزات لازم را آورده. دنیا چند برابر رحم است؟ بینهایت؛ پس باید تجهیزاتی بیاورد که بتواند به وزان این عالم کار کند.@شما حالت یک انسان را نگاه کنید وقتی متولد میشود چقدر تشکیلات آورده چند میلیارد سلول را مرتب چیده، این هم آن سلولها را هدفمند چیده که شده قلب، مغز، سلسله اعصاب، گوش، چشم، مو، لب، مژه، بینی، استخوان، دست، پا. یک سلول کوچک بوده الان چند میلیارد سلول منظم با خودش آورده چون میخواهد وارد عالمی بشود که بینهایت (نه میلیاردها) بزرگتر از رحم مادرش هست.@ما در رحم دنیا که هستیم دنیا رحم دوم ماست واقعاً با وفاتمان بزودی وارد عالمی میشویم که بینهایت بزرگتر از دنیاست و آنجا هم ما باید در رحم دنیا با خودمان توشه برداشته باشیم ببریم. یعنی تشکیلاتی که در نفس جمع میشود همان روح سالم از رحم به دنیا، بدن سالم از دنیا به آخرت «إِلَّا مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ» روح سالم باید تهیه بشود.@ حالا این روح سالم را که میخواهیم تهیه کنیم باید این در ساختار نفس بیاید یعنی جزء ثروت و دارایی نفس بشود. خیلی وقتها افراد 30 سال عبادت میکنند هیچ چیز جزء داراییهای نفسشان حساب نمیشود. جداست.@40 سال عبادت میکنند اصلاً مطلب جذب نشده اصلاً نرفته، چون گفتم اگر تبدیل به شادی و آرامش نباشد یعنی جذب نشده تبدیل به معنویت و شوق به الله و خانواده آسمانی نشده، معلوم است این دریافت نشده.@وقتی من از حقیقت و خانواده آسمانی خودم دور شوم و انسم روزبروز بیشتر نشود معلوم است.@شما علامت اینکه یک جنین دارد حرکت سالم میکند چیست؟ چطور میسنجید یک جنین حرکتش سالم است؟ سونوگرافی میکنید با ملاک دنیا میسنجید بعد میگوید خیلی خب این الان بهتر است قلب و دست و اندازه و ضربانش خوب است و دائم هر روز باید به شرائط دنیایی نزدیکتر بشود.@اگر نزدیک شد میگویید مسأله طبیعی است و زایمان هم خوب انجام میشود یعنی برای سلامت ملاک داریم و حالا میگوییم سیر سیر طبیعی هست.@ما برای حرکت درست نفسمان ملاک داریم ملاک این هست که انسان روزبروز برای وفات که لحظه بسیار زیبایی است یعنی لحظه تولد ماست به نظامی که بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و پیچیدهتر و شیرینتر است آماده بشویم.@شوقمان بیشتر باشد چون میگوییم من الان دیگر 40 سال 50 سال دارم الحمدلله 50 سال آماده شدم. وقتی اسم مرگ میآید انگار که به طرف میگویند چند ماهت است؟ میگوید مثلاً ماه هفتم است دو ماه دیگر یک ماه دیگر تمام است انشاءالله به سلامتی هفته بعد زایمان است، شخص خوشحال میشود ملاک درست باشد زایمان چیز بدی نیست ما متولد میشویم، وفات است انتقال که کاری ندارد.@بنابراین ما به توشه و ثواب و محصول کاری که پایمان حساب شود خیلی احتیاج داریم به آثار خیلی احتیاج داریم.@خدا شاهد است من این را از روی یقین و بصیرت دارم به شما میگویم واقعاً بهشتیان حسرت پنج دقیقه وقت ما را میخورند آنها که در بهشت هستند، جهنمیان که نه، بهشتیان میگویند کاش ما برگردیم و پنج دقیقه از این وقت را به ما بدهند دوباره در این پنج دقیقه خیلی کار میشود کرد.@چون رحم است رحم سازندگیاش خیلی بیشتر از عالم بعد از رحم است آنجا عالم چون فعلیت دارد کار را زیاد نمیشود کرد فقط پاداش و برداشت است کاشتش خیلی مهم است.@برای همین همه ما وقتی که وارد برزخ میشویم حسرت داریم، خب بیاییم حسرتمان را کم کنیم ثروتمان را زیاد کنیم تلاش بکنیم.@مهمتر از حتی کار پزشکی ماست، من نمیخواهم بگویم کار پزشکی رها بشود این اصلاً حرف اشتباهی است، ولی مهمتر از حیطه کار جسمی ما هست این قضیه که ما وقت جدی بگذاریم به عنوان یک پزشک، به عنوان یک فعال در بخش حوزه سلامت یک فعالیت جدی بگذاریم برای اینکه مؤثر در فعالیت فوق عقلانی باشیم.@چرا فقط مؤثر در فعالیتهای حسی باشیم که بعد به خاطر اینکه آیا حالا این حس بعداً نتیجه فوق عقلانی دارد یا ندارد به ما ثوابی میدهند یا نه، من بروم مستقیم روی فعالیتهای فوق عقلانی و میتوانم در این زمینه کار جدی بکنم، خب چرا ما خودمان را محروم میکنیم؟.@چرا وقتی میتوانیم کار ارزشمندتری بکنیم ماندگارتر هست در مقیاس، چون همه ریاضیات جسم را خدا چیده ریاضیات خیال و وهم و عقل و فوق عقل هم خدا چیده، خب قیمت را خدا برای کجا گذاشته؟ برای فوق عقل گذاشته، اصلاً میگوید این میوه است آنها همه مقدمه است.@حالا آدم یک فعالیت عقلانی هم کرد دانشمند شد، در حالی که فعالیت فوق عقلانی نداشته باشد چه فرقی میکند؟ با حیوان هیچ فرقی نمیکند ولو دانشمند باشد ولی اگر منجر به بخش فوق عقلانی جاودانه نشود منجر به تشکیل یک جنین به سمت سلامت نشود.@جنین چه موقع ارزش دارد؟ موقعی که سلامت داشته باشد اگر سلامت نداشته باشد ولی حالا چهار کیلو پنج کیلو به دنیا بیاید چه فایدهای دارد وقتی سالم نیست و سر ندارد.@امروز یک جنینی را جدیداً دیدم سر کاملاً قورباغه است و بدن انسان است. دوباره یک خانمی را دیدم بیست و چند سالش هست دوتا سر دارد الان دارد زندگی میکند با دوتا سر دارد زندگی میکند. باید قضیه سالم باشد.@اگر ما حالا فعالیتهای عقلی هم کردیم و پروفسور شدیم وقتی که فعالیت فوق عقلی نداری اساساً تو در مجرای سلامت قرار نگیری چه فایده دارد. بنابراین ما باید برویم روی این قضیه خیلی سرمایهگذاری کنیم.@حالا نوع سرمایهگذاری همانطور که در آن برگهها توضیح دادیم چند قسم است یکی اینکه اساساً ما باید برای خود اعضا و شاغلین در حوزه سلامت برای خود آنها یک سلسله خدماتی را ارائه بدهیم فعالیتهای بخش عقلی و فوق عقلیشان را تقویت بکنیم هر چند احترام باید بگذاریم به بخشهای حسی و خیالی و وهمیشان، در این جهات هم باید کمکشان کنیم اما باید به آن منجر بشود.@یعنی یک کارهایی را مؤسسه باید انجام بدهد برای برداشت مستقیم خود اعضای این جامعه پزشکی مهدوی، خود اینها باید خودشان دوره ببینند، خودشان برای خودشان و بچهها و خانوادهشان و مسائل شخصی خودشان آموزش ببینند به عنوان یک عضو مثل بقیه، آن دیگر فرقی بین جامعه پزشکی و غیرپزشکی ندارد.@ولی یک بخش این هست که حالا این جامعهای که حالا دارد خودش دوره میبیند میتواند به عنوان یک مبلغ و به عنوان یک مؤثر در حوزههای فعالیتهای فرهنگی و معنوی تأثیرگذار باشد حالا انواع تأثیرها که حالا من در آن نامهتان که دادم توضیح دادم انواع تأثیرها هست که حالا میتوانیم داشته باشیم.@جمع شویم ببینیم که هر کدام ما چقدر استعداد و توان داریم و چکار میتوانیم بکنیم و در چه حوزههایی میتوانیم ورود بکنیم. قطعاً هر کدام از ما تواناییهای زیادی داریم امکانات زیادی داریم که میتوانیم برای فعالیتهای فوق عقلی برایش استفاده بکنیم.@یکی اینکه جهتدهی بکنیم در بحث حوزه سلامت، با همدیگر مشورت داشته باشیم و کار کنیم در بخش حوزه سلامت، جهتدهی داشته باشیم؛ چون در حوزه سلامت ما دوتا بخش داریم بخش نفس هست و بخش بدن که با هم یکی هستند، همان نفس یک بدن دارد بدن اگر سالم باشد روی نفس اثر خوب دارد نفس اگر سالم بشود روی بدن اثر میگذارد.@ما یک موقع کسی سرطان دارد من خودم چون تجربه سرطان را داشتم و برای خیلیهای دیگر هم این تجربه را اجرا کردم یعنی اِعمال کردم همین مسیر را، آزمایش دادم و تست کردم و دائم به عنوان حوزه کاریام آزمایش کردم روی کسانی که مریض سرطان یا صعبالعلاج داشتند امتحان کردم.@وقتی که شما روح را قوی میکنید بدن به معالجه کاملاً جواب میدهد خیلی خوب میتواند جواب بدهد ولی وقتی که روح مریض باشد و درگیری داشته باشد به غصه و حزن بیافتد به اضطراب و ناآرامی و غم و ترس بیافتد ولو شما بهترین درمانها را هم بکنید باز خوب جواب نمیدهد و بهترین داروها را هم بدهید جواب نمیدهد.@الان به صورت علمی ثابت شده که وقتی مریض پزشک را دوست دارد تا وقتی از پزشک متنفر است، پزشک را قبول دارد تا زمانی که به پزشک شک دارد، دارو را میپذیرد و قبول دارد تا زمانی که به دارو شک دارد.@من یادم هست در زمان طلبگیام در مطلب یکی از این دکترهای روانپزشک بود رفته بودیم، تردد میکردیم، طلبهای بودیم حالا اینجا هم تردد میکردیم ببینیم چکار میکند.@بعد یک آقایی آمد، دید بیمارش هست گفت بگذار من الان آمپول ایشان را بزنم بعد طرف گفت آقای دکتر خیلی اضطرابم بالا رفته زودتر خواهش میکنم، گفت چشم برو بخواب، یک آمپولی تزریق کرد و این رفت.@بعد خیلی تشکر کرد و همچین احساس قشنگی به او دست دارد و حس مثبت داشت و یک ربعی هم نشست و دکتر گفت حالا الان خوب هستی؟ گفت بله الان خیلی بهتر هستم.@بعد به دکتر گفتم شما چه به این زدی؟ گفت من به این آب مقطر میزنم این فکر میکند که من دارم الان یک دارویی به این تزریق میکنم که این الان مثلاً روح و روانش را خیلی خوب میکند، تلقینش این شده که ما همین که این آمپول را میزنیم این خوب میشود همین تلقین تأثیر دارد.@در کششهای فوق عقلانی تلقین معجزه میکند یعنی کسانی که قادر به تلقین و خیالبافی و خیالهای عاشقانه ندارند اصلاً نمیتوانند راه به مکاشفه و ملاقات و غیب پیدا بکنند.@خدا رحمت کند امام را فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد. کسی که میخواهد به غیب راه پیدا کند و خوابهای قشنگ ببیند و مکاشفه بکند و ارتباط برقرار کند باید بتواند از تلقین استفاده کند تلقین غوغا میکند. حالا این جسم را تأثیر میگذارد.@تلقین یک بحث است تربیت نفس یک چیز دیگر است شما نفس را مسلط کنید و تربیتش کنید قطعاً در حوزه سلامت موفقتر خواهید بود یعنی قطعاً ما تعداد سالممان بیشتر خواهد شد اگر خب بخواهیم به حوزه سلامت احترام بگذاریم باید در مسائل روحی و روانی کار بکنیم. هر چقدر مردم از نظر روحی و روانی و معنوی قویتر بشوند از نظر جسمی قویتر هستند.@همین بحث هوش معنوی که الان در بیمارستان آمریکا اجرا میشود. من این سفری که داشتم به فرانسه و آلمان و بلژیک و هلند با آن جامعه پزشکان آنجا، چون حدود 50 تا پزشک آنجا ما داریم اعضای مؤسسه هستند به نام جامعه ایرانیان بروکسل که همه پزشک هستند و کلی هم فعالیتهای خوب و عالی دارند جلساتی راجع به این قضیه داشتیم.@گفتیم اصلاً یک چیز جاافتاده است که ما مسائل عبادی و معنوی الان در درمانهای جسمی کارآیی مستقیم دارد. خب ما در این جهت اگر بخواهیم حرمت حوزه خودمان را داشته باشیم حتماً باید فعالیتهای معنوی را تقویت کنیم در جامعه، هر چقدر فعالیتهای معنوی تقویت بشود.@ما الان کسانی که در مؤسسه 20 ـ 25 ـ 27 سال داشتیم، آخرین رقم 27 سال بوده قرص میخوردند با شش ماه برنامه الان دیگر قرص نمیخورند واقعاً پزشکان تائید کرده که این نیاز به قرص ندارد بعد از شش ماه برنامه، حداقل سه ماه تا شش ماه، واقعاً میتواند این کار را بکند. پس ما میتوانیم این بخش را کمک کنیم به حوزه سلامت.@2 ـ اینکه از طریق سلامت جسم به سلامت نفس خدمت بکنیم هر دو قشنگ است. حالا این شرائط برای شما بهتر فراهم هست که انشاءالله بتوانید کارهای زیادی را در این قضیه انجام بدهید.@این قضیه مهدویتش کجاست؟ این هست که وقتی ما بتوانیم فعالیتهای فرهنگی قدرتمند از جمله فعالیتهای مهدوی بکنیم چون کار ما رنگ امام و کار امام زمان است و امام زمان همه این کارها را دوست دارد و باید بشود ولی اینها مقدمات هستند برای اینکه ما بتوانیم واقعاً انسانها را با متخصص معصوم پیوند بدهیم.@
3-1-همین چند وقت پیش یکی از فعالان جامعه وزارت بهداشت به من اعلام کردند (حالا یک قسمتهای دیگر غیر از وزارت بهداشت که حالا بعداً به اطلاعتان حتماً میرسانیم).@گفتند که ما 800 پزشک حالا به زودی هم میآیند در پنج شهر اصفهان و قم و تهران و مشهد و شیراز پزشکان خارجی هستند میآیند با گرایشهای مذهبی مختلف اعم از مسلمان و غیرمسلمان قرار است بیایند.@و یک جلساتی با آنها اینجا هست که حالا آمده بودند از آن سازمان با من ارتباط داشتند که شما میتوانید طلبههای زباندان، در بخش بینالملل ما داریم برای طلبههای 105 کشور الان کار میکنیم طلبهها و دانشمندانشان را داریم در مؤسسه آموزش میدهیم برای آنها آموزش دورهای داریم اینها هر کدام 10 ـ 15 سال کار علمی دقیق کردند الان دارند در مؤسسه ما آموزش میدهند.@ما در قم برای آنها آموزش داریم تهران آموزش داریم خودمان هم کشورهای مختلف میرویم برای آنها دوره داریم خب داریم اینها را تربیت میکنیم.@بعد به من گفتند که شما میتوانید یک تعدادی از این طلبههایتان را که زباندان هستند بیاورید قاطی این 800 پزشک بکنید که ما بتوانیم یک موج ایجاد کنیم؟ گفتم من بهتر از طلبهها میتوانم بیاورم، من میتوانم از جامعه پزشکی خودمان پزشکان خوب بیاورم که با اینها ارتباط برقرار کنند چرا حالا فقط طلبهها بیایند.@ما این همه پزشکان خوب داریم که هم تخصص آنها هستند هم زبانتر هستند آنها پذیرششان هم از اینها بیشتر هست ولی این پزشکان میتوانند بیایند در این پنج روزی که مثلاً حالا همایش هست در شهرهایی مثل قم، مشهد، اصفهان، شیراز.@ما اگر جامعه پزشکیمان را تقویت کنیم همین جامعهای که الان امشب به خاطرش اینجا هستیم اگر تشکیل بدهیم خیلی کارهای بزرگ بینالمللی میتوانیم انجام بدهیم چه در حوزه سلامت با پزشکان دنیا تبادل تجربه و ارتباط داشته باشیم چه در حوزه غیر سلامت، یعنی حوزههای مهمتر از حوزه سلامت یعنی حوزههای فرهنگی و معنوی.@خب حالا اگر ما زودتر جنبیده بودیم یا این امکانات برای ما وجود داشت که ما الان جامعه پزشکی مهدویمان را زودتر تکمیل کرده بودیم خب خیلی بهتر میشد که الان 800 پزشک دارند میآیند از این فرصتها الحمدلله همیشه هست ولی حالا الان این فرصت دارد میآید، 800 پزشک دارند اینجا میآیند، نیایند بکر بیایند و بکر بروند، بیایند با پزشکان ما ارتباط بگیرند.@من در جامعه پزشکی پزشکان خیلی قدرتمندی را میشناسم که از ده تا روحانی بیشتر میتوانند موفقتر و تأثیرگذار باشند، کار کردند، زحمت کشیدند، میتوانند، عرق دارند، تلاش کردند، فکر دارند، اندیشه و باور دارند، فعالیتشان خیلی قدرتمند است، استعدادشان استعدادهای خاصی هست هم زبانشان خیلی عالی است خوب میتوانند کار کنند.@من الان میتوانم از جامعه پزشکی بروکسل کمک بگیرم آن نخبههایی که الان، چون من وقتی آنجا رفتم دیدم خیلی از اینها کسانی بودند که دوران جنگ جبهه بودند جنگ دیدند، رزمنده بودند آنجا هم که الان هستند آدمهای بیار بسیجی و عالی و فعال در اروپا دارند بهترین خدمات را به بقیه ارائه میدهند.@از تجربیات آنها استفاده کنیم آنها هم خیلی دوست دارند اصلاً خود آنها ما را پیدا کردند، نه اینکه ما برویم آنها را ایجاد کنیم، آنها خودشان ایجاد کردند ما را پیدا کردند این اتصال را آنها برقرار کردند.@بزرگترین مرکز فرهنگی اروپا را آنجا به صورت خصوصی از هزینههای پزشکان الان ما داریم در حالی که بقیه مراکز فرهنگی سازمانی و دولتی هستند یک مؤسسه خصوصی که ما البته ما برای همایش مهدویت که به زبان انگلیسی هست احتیاج به هزینه خیلی فوقالعادهای در حد حدود 4 ـ 5 میلیارد تومان داشتیم.@یکی از هزینههای بزرگ ما که برای معرفی امام زمان به دنیا احتیاج داشتیم مسأله جا بود اینکه ما یک سالن در اروپا میتوانیم که بتوانیم 500 تا از دانشمندان بزرگ ادیان را دعوت بکنیم نه فقط مسلمانها و سنّیها، مثلاً هندوها و بودیسم، چون همه اینها فرهنگ مهدوی دارند.@تمام آثار هندوئیسم و بودیسم و مکاتب بشری و غیربشری بر آثار مهدوی هست جمعشان کنیم در نقاط مشترک بنشینیم با همدیگر همدلی کنیم و فعالیت را فراهم کنیم. حداقل صلح با امام زمان و شناخت امام زمان و آن حالتی که امپریالیسم دارد کار میکند تنفر و ترس جهانی نسبت به امام زمان ما حداقل این را از بین ببریم و یک شخصیتی هست که همه شما قبولش دارید و در کتابهای شما هست.@چون ما کار تحقیقاتیاش را کردیم در این کتاب شما هندوها هست کتاب بودائیها هست. اوستا هست. انجیل و تورات و قرآن هست. حتی کسانی که خیلی اسلامی نیستند ضد اسلام هستند در قالب اسلام هستند مثل وهابیها، که اساساً مسلمان نیستند.@یهودیانی هستند که اسلام را به عنوان یک حربه قبول کردند که بتوانند به اساس دین ضربه بزنند و کاری با اسلام ندارند به معنای واقعی، اینها همه یهودی هستند بافت وهابیها همه یهودی هستند فقط اینها در قالب اسلام هستند، اسلام را پذیرفتند که فقط بتوانند ضربه بزنند و حاکم باشند به مراکز اصلی اسلامی و سرزمینها و منابع اسلامی و مکه و مدینه و خیلی جاهای دیگر.@حتی آنها هم من پایاننامههایشان را دیدم، با اینکه قبول ندارند و رد کردند پایاننامههایشان را دیدم که چقدر پایاننامه قشنگی دارند. اگر ما پایاننامههای آنها را دستمان بگیریم با همانها میتوانیم کلی کار کنیم برای امام زمان، جمع شویم زبان مشترک پیدا کنیم.@یکی از مخارج ما که الان برای ما مهم هست در فضای اروپا میخواهیم این را برقرار کنیم که بتواند انفجار و انعکاس جهانی داشته باشد مسأله فضا بود که این پزشکان الحمدلله زحمت کشیدند مثل الان که گفتند شما میتوانید بیایید همایش را اینجا برقرار کنید حالا هزینههای دیگرش زمین مانده که کاری نداریم.@میخواهیم بگویم که خیلی کار داریم انجام بدهیم چه کارهای بینالمللی چه کارهای داخلی، چه کار در حوزه خود سلامت، چه در فعالیتهای معنوی داریم که باید انشاءالله انجام بدهیم.@آن برگههایی که عرض کردم حتماً مطالعه کرده بودید من توقعم این بود که عزیزانی که تشریف میآورند دیگر با مطالعه آن برگهها پیشنهاداتشان را در مورد این جامعه بدهند که ما بتوانیم اینها را همکاسه کنیم.@بعضی از عزیزان زحمت کشیدند جلوتر از شروع جلسه برای من ایمیل کردند پیشنهاداتشان را دادند ولی باز وقت داریم میخواهم که حتماً روی این قضیه انشاءالله فکر بکنید و از نظر خودتان حالا یک نفری، دو نفری، پنج نفری دور هم جمع میشوید فکر بکنید که ما این جامعهای که انشاءالله میخواهیم تشکیل بدهیم باید چه خصوصیتی داشته باشد چکار باید بکنیم.@خب ما یکسری جلسات خصوصی برای این جامعه میخواهیم انشاءالله برقرار بکنیم، یک دورهها و کلاسهای خصوصی برای اعضای این جامعه میخواهیم برقرار کنیم که حالا دورههای مخصوصی هست که خودشان نیاز دارند در رابطه با همه فعالیتهای پنج بخششان، این را خواهیم گذاشت.@یک نکته این هست که حالا این جامعهای که دارد این خدمات را دریافت میکند و این رشد را میکند خودش چطوری میتواند و از چه ظرفیتهایی میتواند استفاده کند. من بعضی از پیشنهادات را نوشتم که خوب است شما روی آن فکر کنید یادداشتبرداری کنید، مهم است که در یادداشتهای شما باشد که بشود روی آن کار کرد به عنوان پیشنهادها.@پیشنهادهایی که به ما میدهید انشاءالله در دو بخش باشد یکی روی ساختار آرمانی جامعه پزشکی آن بحث کلی و آرمانی و اهداف هست که خیلی برای ما مهم هست که عزیزان باید روی آن فکر کنند.@یکی هم در رابطه با شیوه کارکردها و روشهای کار هست که من حالا بعضی از آنها را نوشتم که خدمت شما میگویم.@یکی استفاده از ظرفیت خود مطبها هست. از دانشجویان پزشکی ما میتوانیم در این جهت خیلی استفاده بکنیم استفاده از ظرفیت بیمارستانها هست که الان بعضی از عزیزان واقعاً من میبینم در حوزه بیمارستان خیلی موفق بودند.@یک عزیزی یک خواهری مثلاً از طریق وایبر خودش که من به همه توصیه میکردم که همه وایبر و واتساپتان تعطیل باشد یک عده میگویند ما به دلائلی این را نمیتوانیم انجام بدهیم، حالا وقتی نمیتوانیم تعطیلش بکنیم توانستیم از آن استفاده خوب ببریم، آمدیم در این فضا فعالیت فرهنگی کردیم.@من یکدفعه مثلاً میدیدم در عرض یک ماه دو ماه 50 تا مثلاً پرستار و پزشک از طریق وایبر یا آنهایی که در آمریکا الان برای ما سایت زدند مثل فیس بوک، چقدر از طریق فیس بوک و واتساپ و شبکههای مجازی این همه عزیزان جذب شدند و آمدند متصل شدند.@خود تأثیر در برنامههای فرهنگی بیمارستانها، حالا اینها چه از طریق فعالان اخلاق پزشکی میتوانند به ما کمک کنند چه بسیج بیمارستانها که حالا ظرفیت بسیج جامعه پزشکی چون ما قبلاً با اینها ارتباط داشتیم هنوز هم ارتباط داریم.@عزیزان هم اینجا هستند و الان حضور دارند عزیزانی که آنجا هستند و اتفاقاً جلسهای که چند وقت پیش من برای خود فعالان بسیج یعنی همه پزشکان و کسان دیگر بودند که بسیج جامعه وزارت بهداشت بود.@آقای دکتر زاکانی که آنجا آمده بودند که خودشان مسئول بسیج وزارت بهداشت بودند در جمکران دورهای برایشان داشتیم، ایشان هم گفت که ما حاضریم و وزارت بهداشت حاضر است به این قضیه بسیج کمک کند.@حاضر است خود وزارت بهداشت طرح بشود و بتوانیم کمک کنیم و ما هم از خدایمان هست که بتوانیم یک همچین کاری انجام بدهیم ولی تا به حال کسی نبوده که این کار را انجام بدهد حالا در حد همین مقدار مانده.@ظرفیت جامعه پزشکی هست، کادر خود پزشکان خیلی مهم است که میتوانند انشاءالله کمک کنند. برنامههای فرهنگی بیمارستانها خیلی مهم است. حالا در قالب گفتم اخلاق پزشکی یا مناسبتهایی که آنجا میشود. چون ما قبلاً فعالیتهای مختلفی در خود بیمارستان داشتیم از مراسمها شما بگیرید تا بخشهای دیگر که میشود خیلی کارهای خوب و عالی آنجا انجام داد.@ما چندتا کار باید بکنیم حالا عزیزانی که در بخشهای بسیج هستند توجه کنند ما بسیجیانی را باید از جامعه بسیج پزشکی جذب کنیم که به مؤسسه بیایند و این مجموعه جامعه پزشکی مهدوی به ما ملحق بشوند و همچنین یکی از کارهای خیلی خوب این هست که اعضای جامعه پزشکی مهدوی عضو بسیج بشوند.@این دو خیلی قشنگ است چون اگر عضو داشته باشد هر چقدر جامعه پزشکی عضو بیشتری در بسیج داشته باشد موفقیت ما در کشور بیشتر خواهد بود.@استفاده و همکاری از مجموعه فرهنگی وزارت بهداشت که گفتم مثل مجموعه اخلاق پزشکی هست که حالا این بعضی از پیشنهادهایی بود که ما در زمینه کارکرد و پیشنهادات داشتیم. اما در زمینه اساسنامه و بحث آرمانها بحث دیگری است.@یک سایت مخصوص اینها انشاءالله باید حتماً بزنیم به دو زبان قطعاً یعنی حداقل فارسی و انگلیسی باید باشد و میتوانیم از زبانهای دیگر هم بعداً استفاده کنیم ولی حداقل ما باید این مجموعه را به زبان انگلیسی هم بتوانیم به دنیا معرفی کنیم.@در مورد ساختار این جامعه مثل دبیری که قرار است از بین خود شما مسئولیت این کار را بپذیرد چون این کار باید از طریق شما باشد ما مؤسسه باید به شما خدمات بدهیم ارتباط بدهیم و جهتدهی کنیم، بله این کار را در این قضیه انجام میدهیم.@ولی این جامعه باید بتواند انشاءالله خودش را خودش اداره کند و احتیاج به دبیر و مسئول سایت و آموزش و تحقیقات و بخش خیریه دارد که ما سازمان و فعالیت پزشکی را به صورت خیریه، حالا به چند جهت خیریه نه فقط یک جهت، فقط در درمان نه، در بخشهای دیگر ما بتوانیم کار کنیم.@بخش بینالمللمان احتیاج به اعضایی داریم که بخواهند در این بخشها وقت بگذارند یعنی اینطور نباشد که فقط تحسین کنیم و بهبه و چهچه بگوییم.@البته ما الان عزیزانی داریم که پزشک هستند جراح هستند در تهران زندگی نمیکنند آنها میگویند ما اساساً ساختار زندگی و شغل و مسئولیتمان اجازه حضور نمیدهد ولی دورهها را داریم یاد میگیریم در آن حوزهها داریم کار فرهنگی میکنیم و به فعالیتها هم.@الان مثلاً من خانم دکتری را سراغ دارم ماهی 5 میلیون 10 میلیون تومان برای فعالیتهای جهانی بخش جهاد مالی و بخش بینالمللی و بخش داخلی دارد کمک میکند.@میگوید من نمیرسم من الان دارم اینجا خودم فعالیتهای خاص خودم را دارم وقت اینکه بخواهم بیایم این کار را بکنم مشکلات خانوادگی و شغلی دارم مسئولیتهای دیگر دارم ولی اینقدر حضور دارد.@یک موقع هست یک کسی میگوید من اصلاً نمیتوانم حضور داشته باشم ولی باید آن دورهها و آموزشها را حداقل برای خودش و خانواده و اطرافیانش یاد بگیرد؛ بتواند یک شرائطی را فراهم کند که بتواند به دیگران در یک ارتباط نزدیک و مؤثر و کوتاه بتواند تأثیرگذار باشد حداقل این کارها را میتواند انجام بدهد ولی مسئولیت نمیتواند قبول کند.@اما الان به همه عزیزان در هر کاری، یک خواهری که الان مثلاً خودش به تنهایی نشسته و عرضه کرده در وایبر خودش دارد تنهایی فعالیت میکند مثلاً 50 تا 60 نفر را جذب و احیا کرده، یک نفر است نشسته دارد این کار را انجام میدهد خب او یک نفر اینقدر میتواند اثر بگذارد.@و اینها جزء مجموعه شئون وجودی این شخص در قیامت میشوند این شخص روز قیامت به صورت یک فرد محشور نمیشود به صورت میلیونها آدم محشور میشود اینها همه جزء نامه عملش هستند خب خیلی ارزش دارد روی نسل اینها میتواند اثر بگذارد و کار بکند.@به خصوص که مؤسسه برنامه منظم و مدون در تربیت نسل مهدوی از قبل از انعقاد نطفه دارد. ما متون علمی و کتاب و سیدیهایمان آماده است از قبل از انعقاد نطفه، روی تقویت ژنهای سلامت و زیبایی، هوش، دین و اخلاق عقل، خب چرا وقتی که میتوانیم این کار را انجام بدهیم انجام ندهیم، از اول انجام بدهیم.@ما یک پرستار اتاق عمل که در بخش کودکان مثلاً بیمارستان بقیه الله دارد کار میکند میگوید من به هزینه خودم مثلاً 100 تا سیدی تربیت کودک گرفتم که از قبل از انعقاد است تا 14 سال، هر مادری که بچهاش متولد میشود یک سیدی به او هدیه میدهم.@خب این مادر چقدر میتواند بعداً مؤثر باشد هم پدر هم مادر هم بچه هم در نسل اینها تا قیامت اثر دارد؛ کار کمی است یک سیدی است ممکن است 5 ـ 10 تومان باشد هدیه میکند.@ولی این چقدر میتواند برداشت آخرتی و جاودانه برای خودش بکند؟ بینهایت، ته ندارد، نمیشود حسابش کرد، هیچ کس جز خدا نمیتواند حساب کند این خیلی خوب است آدم اینطوری سرمایهگذاری کند.@یا یک کسی میگوید من اینقدر میتوانم خب بکند باید به هر حال هر کس میتواند هر کاری بکند. ولی ما در این جامعه احتیاج به رهبران و مدیرانی داریم که برای این کار وقت جدی بگذارند و به مجموعه مؤسسه کمک کنند.@چون مجموعه مؤسسه ما الان جامعه معلمان مهدوی و دانشآموزان را داریم فقط برای معلمان و دانشآموزان جداگانه داریم کار میکنیم، برای طلاب جداگانه داریم کار میکنیم که طلاب را سازماندهی کنیم، چند هزار طلبه و روحانی عضو مؤسسه هستند داریم برای آنها کار میکنیم، طلاب خارجی را داریم دانشجویان خارجی را داریم.@مؤسسه واقعاً در فشار هست از جهتی که ما از سراسر کشور در فشار هستیم از ما برنامه و استاد میخواهند شکل و سازماندهی و طراحی میخواهند، امکانات مادی ما اصلاً اجازه نمیدهد برای این فعالیتها با اینکه توان علمی و تولیدمان خیلی زیاد است اما امکانات مادیمان اصلاً اجازه نمیدهد باید خودمان را برسانیم.@و اگر قرار باشد که ما خودمان بیاییم این جامعه را تأسیس بکنیم و بخواهیم برای این جامعه هم خودمان هزینه بکنیم از نظر مسائل مختلف، یکی مسائل مادی هست ولی مسائل مختلف واقعاً نمیکشیم یک همچین چیزی امکانپذیر نیست.@مؤسسه ما مؤسسهای است که به هیچ شخصیت حقیقی و حقوقی وابسته نیست و مخصوصاً هم ما غیروابسته نگهاش داشتیم به هیچ گروه و حزب و نمایندهای وابسته نیست به امام زمان و مردم وابسته است. بنابراین باید بتوانیم جلو برویم به هر حال شما باید به ما کمک کنید که بتوانیم انشاءالله این قضیه را جلو ببریم و کمک کنیم.@پس ما حتماً احتیاج داریم به عزیزانی که در این قضیه جدی باشند و وقت بگذارند و سرمایهگذاری کنند مسئولیت قبول کنند چون کار بزرگی است، رُک به شما بگویم بدون تعارف از کار پزشکیتان خیلی مهمتر و واجبتر است ولی حالا چون شما هویت صنفی و شغلی دارید باید به وزان تخصصی که دارید.@یک خانمی از آمریکا آمده بودند پزشک بودند الان هم هستند، آنجا آمده بودند میگفتند که من آنجا در آمریکا در مریلند دائم فعالیتهای فرهنگی انجام میدهم چند میلیون سیدی خریدم و خودم دارم توزیع میکنم و خودم کلاس تشکیل میدهم ولی شوهر من از من شاکی است که چرا پزشکی را تعطیل کردی.@گفتم بله شوهر شما درست میگوید، شما بالأخره درس خواندی و اگر هم واقعاً نمیخواهی آنجا کار کنی بیا در کشور خودت، لااقل بنشین اینجا از تخصصت استفاده باید بشود و ضمن اینکه شما از خود تخصص هم میتوانی فعالیت فرهنگی بکنی، چرا تعطیلش بکنی من اصلاً قائل به این نیستم ولی دارم میگویم که اهمیت آن کار خیلی بینهایت بیشتر از این مسأله هست.@هر کس در کار حوزه فرهنگی تأثیرگذار باشد قطعاً در حوزه سلامت هم تأثیرگذار هست غیرمستقیم و مستقیم. ولی معلوم نیست هر کس در حوزه سلامت تأثیرگذار باشد حتماً هم در حوزه کار فرهنگی مؤثر تأثیرگذار باشد، میتواند باشد بسته به این هست که بعداً محصولش چه در بیاید.@بنابراین من خواهش میکنم که این فعالیتهای فرهنگی را جدی بگیریم و هر کس با توجه به توان خودش ببینیم با توجه به پیشنهاداتی که دادیم از نظر مسائل عملی بنشینیم ما قطعاً ماهی یک بار، دو ماه یک بار، فصلی یک بار با هم دور هم یک جلسهای داشته باشیم.@نه مثل امشب یک جلسه کوتاه، یک جلسه زندهتر و فرصت بیشتر بنشینیم افکارمان را روی هم بریزیم طرح و برنامهها و پیشنهادهای عزیزان؛ یک عزیزی پیشنهاد میدهد من میتوانم از طریق فضای سایبری این تأثیرگذاری را در جامعه داشته باشم، گروه قبول کنم گروههایی که از بخش جامعه پزشکی هستند میتوانم به آنها شکل بدهم و کار بدهم و تأثیرگذار باشم.@یک کسی مثل آن خانم میگوید من فقط میتوانم در بخش زایمان بروم در بخشهایی که کودک متولد میشود این فعالیتها را به مادرها بکنم و یک سیدی تربیت حداقل به آنها بدهم.@یک کسی میگوید من میتوانم یک مهارتهایی را بدهم که زن و شوهرها مسائلشان را سازماندهی کنند. یک کسی مثل آن خانم دکتر میگوید من ماهی 5 میلیون 10 میلیون تومان به حساب شما بریزم این کار هست که میتوانم بکنم، ضمن اینکه حالا در حوزه خودم در شهرستان خودم دارم کار خودم را انجام میدهم، الان ایشان در کانادا مشغول هستند، آنجا مشغول فعالیت هستند حالا آنجا دارد کار میکند.@یک عدهای هم میتوانند سازماندهی کنند در مدیریت و طرح و برنامه و شکلهای دیگر، ما حتماً احتیاج داریم که عزیزان واقعاً وقت بگذارند و به ما کمک کنند در این مسأله.@ما انشاءالله به زودی جلساتی را که به عنوان جلسات علمی و معنوی برای عزیزان جامع پزشکی انشاءالله برقرار خواهیم کرد اعلام میکنیم که چطوری هست.@یکی از چیزهایی که ما الان احتیاج داریم سالن هست. خانم دکتر صیادی و عسکری و خواهران دیگر زحمت کشیدند نشستیم صحبت کردیم راجع به اینکه حالا ما باید یک سالن پیدا کنیم.@یک سالن مناسب را کجا بگذاریم یک سالن مناسب که آزادی کامل در آن داشته باشیم جمعیتش محدود نباشد، همین مشکلی که ما در قم در کرج در خود همین جا ما الان داریم.@ما کلاس اینجا که سعادتآباد غم و شادی هست همین کلاس همین مکان که موضوع غم و شادی هست دارد برقرار میشود شنبهها یک هفته در میان، خب جلسه ما با 15 نفر شروع شد ما بدون تبلیغ سر کلاس آمدیم یک خواهری گفت شما بیایید اینجا هم یک کلاس بگذارید خودش تبلیغ کرد 15 نفر سر کلاس آورد و ما شروع کردیم.@خب الان سالن جا ندارد در حیاط هم پر میشوند حالا نمیدانم آقای دهقان میخواهد یک فکری بکند برای هول دادن این دیوارها که دیوارها یکذره عقبتر بروند یا نه، چندتا پیشنهاد هم به ایشان دادیم که حالا نمیدانیم قبول کردند یا نکردند، قبول میکنند یا نمیکنند، بالأخره ما فضا احتیاج داریم.@یک جای ثابت میخواهیم که همه عزیزان جامعه پزشکی بدانند که وقتی میگوییم جلسه ماهیانه برقرار هست بدانند چه ساعتی و کجاست. حالا بعضی از عزیزان مثل خانم دکتر عسکری عزیزان دیگر زحمت کشیدند یک مدت بار را تحمل کردند منزلشان بوده و جاهای دیگر بوده، نمیخواهیم حالت منزلی و هیئتی داشته باشد.@میخواهیم یک فضای درست علمی داشته باشد مثل یک سالن خوب، حداقل یک حسینیه خیلی مجهز، صندلی و امکانات پاورپوئیت و امکانات سمعی و بصریاش قوی باشد یک جای ثابت خود که بدانیم میتوانیم در درازمدت روی آن حساب کنیم.@بعضی از عزیزان میگویند مسجد ما اینطوری هست، مسجد هیئت امناء دارد فردا یکی میمیرد و یکی ختمش است و یکی رئیس هیئت امناء مادرش مرده و یکدفعه میآید جلسه ما را به هم میزند که من میخواهم مثلاً امشب مراسم مادرم اینجا برقرار بشود یا فردا شهادت و تولد است اینها اصلاً نمیشود.@فضای حسینیهای هم باید تضمینی باشد مثل حسینیهای که الان ما داریم کلاس خانواده آسمانیمان را که از طریق ماهواره پخش میشود چند سال است برقرار کردیم رفتیم گرفتیم.@و اصلاً رفتیم پول دادیم که شما حسینیه برای مؤسسه است و شما حق ندارید در این ساعتها هر کس هم بمیرد خدا رحمتش کند ولی مراسم ختم و مناسبت و این چیزها ما اینجا نداریم حالا آنجا توانستیم این کار را تا حدود زیادی انجام بدهیم ولی احتیاج به سالن داریم.@اگر عزیزان بسیج وزارت بهداشت کمک میکنند ما میرویم از سالن وزارت بهداشت استفاده کنیم چون سالن خیلی خوبی است و ما تا حالا چند سال هم در آن برنامههای خیلی خوبی داشتیم کمک کنند، خانم امیدیان و خواهرهای دیگر کمک کنند و زحمت بکشند صحبت بشود که بتوانیم این جلسه را برقرار کنیم.@مهم هم نیست به اسم چه کسی باشد ما اصلاً در قید این نیستیم که بگوییم مؤسسه دارد این کار را انجام میدهد بسیج اعلام کند که کلاس جامعه پزشکی مهدوی مثلاً ماهانه آنجاست و به اسم خودشان تمام کنند اصلاً بگذارند مجری خودشان باشند.@و ما اصلاً دنبال این نیستیم که چه کسی دارد این کار را انجام میدهد چون همه ما بچههای امام زمان هستیم باید همدل باشیم. همدلی یعنی اینکه من خودم را این وسط حذف کنم، همدلی یعنی فکر و مجموعه و اسم و رسم خودم نباشد هر کس میخواهد به اسم خودش بزند هیچ اشکالی ندارد، مهم این هست که کار انجام بشود.@یک سالنی درست و حسابی باشد که ما بتوانیم مرتب جلسات جامعه پزشکی را انشاءالله آنجا برقرار کنیم ظرفیت خوبی داشته باشد که بشود انشاءالله یک کار جدی کرد. هم ظرفیت نمایشگاهی هم ظرفیت مشاورهای هم ظرفیت آموزش داشته باشد که بشود انشاءالله یک کار جدی در این قضیه کرد.@الان من توقع ندارم که حالا عزیزان یکی بخواهند نظراتشان را بدهند اگر بخواهند بگویند تا صبح فکر میکنم طول میکشد ولی اگر فرمایش مهمی هست که در این رابطه میتواند کمک کند چه در جلسه چه حین شام چه بعد از شام ما خدمت شما هستیم و میشنویم.@ولی از الان عادت بکنیم که فرهنگ نوشتاری را فراموش نکنیم یعنی ممکن است پیشنهاد گفته بشود سمعی شنیده شود و من هم بنویسم ولی بعد راحت نتوانیم خوب پیگیری کنیم.@ضمن اینکه حالا شما فرمایشتان را میکنید ما هم میشنویم و مینویسیم و انشاءالله هم پیگیری میکنیم اما حتماً انتقادات یا پیشنهاداتتان باید برای ما مکتوب باشد که بتوانیم انشاءالله بهترین کار را انجام بدهیم.@من برگهای که گفتم راجع به کارکردهای این جزوه خیلی از من سؤال کردند من چند دقیقه این کارکردها را توضیح بدهم که در بخش درمان میخواهیم به کار بگیریم.@ما حالا انشاءالله در جلسه بعدیمان هم این را اعلام خواهیم کرد ولی الان یک معرفی اجمالی فقط میکنیم توضیحاتش را برای بعد میگذاریم. شماره یک و دو نوشته مؤسسه، سیدیهای مؤسسه چون این را شما کاربردش را احتیاج دارید بدانید چون میخواهید در حیطه کار خودتان تبلیغ یا تهیه کنید.@یک و دو برای دختر و پسرهایی هست که هنوز انتخاب همسر نکردند. به اضافه فیلم مهارتهای یک، صفحه مقابل نوشته تصویری، ما فیلم مهارتهای یک به زن و شوهرها در هر شرائطی باشند حتی 20 سال هم از زندگیشان گذشته باشد میدهیم مهارتهای یک و دو.@ولی برای مجردها مهارتهای یک به اضافه میثاق مقدس فوقالعاده در پیشگیری ازدواج غلط مؤثر است.@ما به جرأت میگوییم 80% مراجعات طلاقمان را با مهارتهای یک درمان کردیم یعنی همان سیدی چهار جلسه چهارتا تِرَک 50 دقیقهای 80% تصمیمهای جدی به طلاق را ما برطرف کردیم و زندگی صلح گرفته و طلاق از بین رفته مردم رفتند سر خانه و زندگیشان و زندگیشان را انجام میدهند.@حتی همین چند وقت پیش بود که ما در همین بحث جامعه پزشکیمان حدود چند پزشک بودند که کارشان به طلاق کشیده بود من به آنها گفتم اصلاً همچین روندی را نروید وقتی فیلم مهارتها را دیدند گفتند ما تازه به این نتیجه رسیدیم که اصلاً در این چند سال زندگی نکردیم و تازه باید شروع کنیم و اصلاً زندگی نبوده آن که ما داشتیم انجام میدادیم تازه متوجه شدیم.@پس مهارتهای یک چرا میگوییم به جوانها بدهیم؟ چون قبل از ازدواج اگر بدانند که چه مهارتهایی باید داشته باشند ازدواجهای غلط و انتخابهای غلط نمیکنند و به اضافه میثاق مقدس یک و دو.@همسران شیوهاش بیمارستانی است دیگر بهداری نیست به زبان خودتان بگویم در یک و دو شیوهاش بهداری است عزیزتر و مهمتر است کمحجم و کم خرج و زود جواب میدهد واکسینه کردن است سیدی مهارتها یک و میثقاق مقدس یک و دو.@ولی همسران نه، درمانی است یعنی اینها انتخابشان را کردند به اضافه شماره پنج و شش؛ پنج و شش مخصوص دوران عقد است اینها باید کسی که نامزد و عقد کرده از آنجا به سراغش بیاییم کمکشان کنیم که بتوانند بازسازی و درمان کنند به اضافه همسران.@تربیت هم از قبل از انعقاد نطفه است تا 14 سال که البته ما هنوز مباحث جدیدمان را اضافه نکردیم یعنی سیدی و کتابهای جدید را اضافه نکردیم ولی در برنامهها میدهیم. از هفت سال به بالا ما برنامه داریم یعنی هر شخصی هفت سالش بشود میتواند برنامه بگیرد بچههای زیر هفت سال را هم تا قبل از انعقاد نطفهشان میتوانیم در برنامه پدر و مادر بدهیم.@هر چند ما الان محصولاتی را آماده کردیم در مؤسسه که بچههای سه سال چهار سال پنج سال میتوانند پدر و مادر برایشان تهیه کنند مخصوص خود بچهها هست این غیر از مسائل تربیتی بچههاست.@شماره 9 که کنترل فکر هست بحثهایی که در تلویزیون داشتیم دشمنشناسی هست در رابطه با بحث کنترل فکر هست که تقریباً در رابطه با همه آسیبهای مهم توضیح دادیم. 8 جلوگیری از عصابنیت و غضب هست.@7 جلوگیری از عصبی شدن اصلاً تحریک عصبی شدن است غیر از غضب است غضب میگوید اگر به تو حمله شد چکار بکنی که جهنمی نشوی و بیرون ندهی چون خیلی خطرناک است گفتیم هر بار عصبانیت حجم زیادی فشار قبر برای ما میآورد. ولی شماره 7 اساساً تحریک نپذیرفتن در مورد محرکهای عصبی هست چکار کنیم که آنها روی ما تأثیر نگذارند.@انسانشناسی خب بحث بیس و پایه است که اینجا انجام شده بوده همان 130 جلسه است که بحث اساسی ما هست که حالا در جلسات بعدی توضیح میدهم فرق محصولات مؤسسه با تمام محصولاتی که در مؤسسات دیگر کشور حتی در حوزه علمیه.@الان معاونت حوزه علمیه آمده از مؤسسه درخواست کرده که ما برای حوزههای علمیه سراسر کشور شیوه ما که شیوه انسانشناسی هست را به طلبهها یاد بدهیم که الان الحمدلله شروع کردیم.@راهشناسی برای تبدیل ایمان تقلیدی به تحقیقی هست. بچههای ما حق دارند سؤالات کفرآمیز بپرسند و ما هم حق نداریم در دهانشان بزنیم و جلویشان را بگیریم که تو چرا خدا و قرآن و پیغمبر را قبول نداری و چرا به معاد شک داری و چرا فلان چیز را قبول نداری؛ بچهها بالأخره عقل است سؤال میکند.@این اشکال ندارد بچههای ما سؤال کنند بچههای ما باید جرأت داشته باشند جوانهای ما کفرآمیزترین سؤالهایشان را راحت بگویند. همانطور که خیلی زشت است در روایت داریم «مَنْ کَتَمَ الاَطباء مَرَضَه خانَ بَدَنَه» کسی که مریضیاش را از پزشکش کتمان میکند به بدن خودش خیانت کرده، پزشک را فریب داده در درمانش کمک نکرده روح هم همانطور است.@بچههای ما باید جرأت کنند و بتوانند بیایند کفرآمیزترین سؤالهایشان را مطرح کنند و بگویند ما هم باید بتوانیم جواب بدهیم. راهشناسی مسئول این کار است یعنی تبدیل ایمانهای تقلیدی به تحقیقی.@ما هم اگر پدر و مادرمان مسیحی بودند ما هم مسیحی بودیم. بالأخره اسلام باید شناخته بشود انتخاب شخصی است شخص باید خودش انتخابش کند خودش آن را بپذیرد باید بتواند سؤالهایش را مطرح کند بدون ترس، مثل مریضی که باید بتواند مریضیاش را بگوید، پزشک هست که میتواند دستکاری کند.@راهشناسی مسئول این کار است. ضرورت شناخت احکام برای مطالعات دینی ضرورتش است. علم و یقین که مشخص است. مهرورزی به اضافه بحث محبت و تخصصی هست شماره 59 بحث محبت هست که در رابطه با تقویت روابط عاطفی هست.@بلا و بهشت به اضافه شماره 27 رشد و قدرت در رابطه با این هست که ما اگر در زندگیمان مریضی و سرطانی و طلاقی و شکستی و مشکلات اقتصادی و ورشکستگی و مرگ و میری اتفاق افتاد ما چگونه بتوانیم آرامش و شادیمان را حفظ کنیم و به ما لطمهای وارد نشود و به اضطراب نیافتیم.@ چون پیامبر فرمود «من بکی علی الدنیا دخل النار» کسی که دنیا میتواند او را به گریه بیاندازد جهنمی میشود. باید یک کاری بکنیم بزرگتر از دنیا بشویم که اذیت نشویم.@ما و امام زمان بحث اساسی ما هست محور اصلی مباحث مؤسسه است شماره 16 به اضافه مقام محمود به اضافه جهاد که بحثهای اساسی هست در رابطه با روابط با امام زمان. ما در تقویت ژنها و خصوصیات گفتیم پنج دسته ژن را باید تقویت بکنیم قبل از انعقاد یکی سلامت و زیبایی یک هوش و یکی عقل، عقل غیر از هوش است.@بحث روانشناسی عاقل و جاهل مباحث مربوط به عقل هست سحر و جادو که بحث مشهوری هست البته ما فقط سه جلسه آخر را در رابطه با برخورد با سحر توصیه میکنیم.@حقوق والدین که شرح دعای امام سجاد هست. شبهای احیا هم که انشاءالله همه شما میآیید ما آخر هر ماه شمسی یک احیا داریم احیاها که تمرینهای عبادی داریم نه عبادت، عبادتهایش خیلی کم است تمرینهای عبادیاش بیشتر هست این هفته هم 27 داریم انشاءالله پنجشنبه 27 احیاهامان چند سال است برقرار است.@بحثهای فعالیتهای فوق عقلانی شبهای احیا، مراقبات ماه مبارک، صحیفه سجادیه که البته شش دعا به اضافه بیس اصلی شماره 28 یاد خدا و صلوات هست اینها مباحث معنوی هست و استغفار؛ بحثهای دیگر هم هست انشاءالله اینها را در بحثهای تخصصی کار میکنیم.@فقط من خواهشم هست همه عزیزان بدون استثناء دو سه تا سیدی را حتماً در خانه داشته باشند کار کنند یکی بحث مهارتها آنهایی که بچهداری بحث تربیتش جداست، مهارتهای یک و دو را حتماً داشته باشند و به بقیه هم توصیه کنند.@و یکی هم عزیزانی که میخواهند در بخش جامعه پزشکی کمک کنند یعنی خودشان یک لشکر بشوند برای فعالیتهای فرهنگی روی دوتا موضوع خیلی کار کنند یکی مهندسی فرهنگی هست که بدانند فرق کار جامعه پزشکی مهدوی با همه مراکز فرهنگی دیگر چقدر متفاوت است مهندسی فرهنگی هست که حتماً این را خواهش میکنم کار جدی روی آن بکنید.@یکی هم تربیت مبلغ هست چون همه شما میخواهید انشاءالله مبلغ بشوید باید یاد بگیرید که به شیوههایی تبلیغ را انجام بدهید. بحث غم و شادی ما هم اینجاست این شنبه انشاءالله داریم اینجا هستیم یک هفته در میان که در همین جا انشاءالله برقرار خواهیم کرد.@
و الحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@