جلسه 005 - تربیت؛ مباحث قرآنی
شماره جلسه
5
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 005 - تربیت؛ مباحث قرآنی

امام شناسی راه رسیدن به خداشناسی است

وقتی می خواهی به الله برسی در ذات خودت عشق به الله است، اولین سوال این است که این الله کجاست. این الله کیست. من اگر قرار است شبیه به الله بشوم، تخلق به الله داشته باشم، به اخلاق الهی داشته باشم از کجا بدانم خدا چه اخلاق هایی دارد. اینجاست که به کامل ترین جلوه و ظهور الله تو نیاز پیدا می کنی به عنوان الگوی خودت. اگر شما معصوم را حذفش کنید، دیگر هیچ خبری از الله نیست. چون قابل دسترسی نیست.

معصومین آینه تمام نمای خدا

گفتیم مطلق است، مطلق قابل دسترسی نیست مگر با تجلی. شما عبادت الله، قرب به الله و عرفان الهی بدون معصوم یک امر توهمی است. یک خیال است وقتی معصوم نباشد، جلوه ی کامل الله نباشد من از کجا بدانم خدا اخلاقش چطور است. معصوم است که آینه ی کامل خداست، مظهر کامل خداست و خلیفه است، خلیفه یعنی مظهر. یعنی خلیفه کسی که کار مستخلف را می تواند انجام دهد. من با زندگی معصوم می توانم بفهمم که اخلاق خدا یعنی چه. عفو یعنی چه. مغفرت یعنی چه. من باید آن را الگو قرار دهم تا تخلق به اخلاق الهی پیدا کنم.

معصوم نمونه الگوی کامل انسان

اساساً از نظر عقلی و فلسفی بدون حضور معصوم و مظهر کامل رسیدن به الله، محال است، شما معصوم را بردار الآن می خواهی با کدام الگو بروی جلو؟ معصوم را بردار، چه جوری می توانیم قرآن را کامل بفهمیم؟ خیلی از آیات الهی بدون حضور معصوم قابل فهم نیست. خلیفه الله باید باشد، تا به من بگوید این آیه یعنی چه. اقیم الصلاه. قرآن بیشتر از این نمی گوید دیگر. من بقیه خصوصیات نماز را از کجا دربیاورم؟ حج. خصوصیاتش را معصوم باید بگوید. خمس، زکات. همه را باید معصوم توضیح دهد. قرآن که توضیح نمی دهد. برای فهم قرآن، نیاز به معصوم دارم. برای رسیدن به الله نیاز به معصوم دارم، برای همین هم قرآن روی هیچ چیز به اندازه ی ارتباط با معصوم تاکید ندارد.

نیاز به الگو بر مبنای اصل اصالت تخصص

گفتم اصل اصالت تخصص اصلی هست که اگر ما آیات قرآن را مثل دانه های تسبیح بگیریم، بندش می شود اصل اصالت تخصص. اینکه ده ها، صدها آیه، اصرار دارد که ما الگو داشته باشیم، با معصوم باشیم، با صادقین و مطهرون باشیم، خودش می گوید به این قرآن کسی راه پیدا نمی کند، الا المطهرون مطهرون را که می خواهد توضیح دهد می گوید کی هستند؟ (انما یرید الله لیذهب عنکم الرجس اهل البیت و یطهرکم تطهیراً) ما بدون معصوم کاری نمی توانیم انجام دهیم. پس نیاز به متخصص معصوم داریم.

اثبات رجوع به معصوم بر اساس اصل اصالت تخصص

طبق اصل اصالت تخصص، ما در 4 مرحله این را داریم. خب اصل اصالت تخصص گفت انسان درباره ی هر موجودی در 4 مرحله ی تعریف، راه اندازی و بهره برداری و ترمیم و اصلاح بعد از خرابی، در درجه ی نخست، به سازنده و در درجه ی بعدی به نمایندگی مجاز که از طرف سازنده تایید و معرفی شده مراجعه می کنیم. پس ما باید دیدمان را از متخصص معصوم بگیریم. غیر متخصص صلاحیت گرفتن دین را ندارد. متخصص هم فقط خدا می شناسد که کی متخصص است و کی معصوم. غیر از خدا که کسی نمی تواند او را به ما معرفی کند. هیچ کس نمی تواند بگوید من رهبر هستم. همه باید به من اقتدا کنند. ما خلیفه و رهبر خود معرفی کرده یا شورا و رای دادن و این ها نداریم. (الله یعلم حیث یجعل رسالتاً) خدا فقط می داند که باید کجا رسالتش را به کی بسپارد. پس طبق اصل عقلی اصالت تخصص، ما باید با معصوم کار کنیم. توضیحش را بدهم برایتان. ببینید.

روابط ریاضی در قوانین خلقت

ما در هر 3 مرحله ی خلقت چه قبل از دنیا، چه دنیا، چه بعد از دنیا، مراحل خلقت، مراحل ریاضی و تخصصی هستند. یعنی هر 3 مرحله ریاضی خلق شده اند، روابط ریاضی با هم دارند که جلسه بعد روابط ریاضی را توضیح می دهم. روابط منطقی و ریاضی، روابط عددی دارند با هم. کی می فهمد این قوانین را؟ کی می داند من قبل از خلقت چه ماجراهایی را طی کردم تا آمدم اینجا. این که علی (علیه السلام) می فرماید رحمت خدا شامل حال کسی می شود که در 3 مرحله خودش را بشناسد، قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا، (من عید و فی عین و الی عین) .

مربی لازمه تخلص به اخلاق الهی

پس متخصصی که قرار است من را راهنمایی کند به سمت الله، چون من قرار است تخلق به اخلاق الهی پیدا کنم، تشبه به حق تعالی پیدا کنم، مربی و خلیفه ی خدا باید خودش متخلق باشد. من که نمی توانم یک مربی داشته باشم که خودش متخلق نیست و شبیه الله نیست، مظهر کامل نیست و من بخواهم مظهر کامل الله شوم. کسی که همه ی اسماء که شما در جوشن کبیر می خوانید را داشته باشد، خودش مظهر اسماءالله باشد. لذا فرمود (والله نحن اسماءالله) به خدا قسم اسماء خدا ما هستیم.

انسان نباید به کمتر از مقام محمود راضی باشد

این را دقت کنید که ان شاءالله رفتید مشهد، نشستید در مقابل امام رضا (علیه السلام)، جامعه کبیره خواستید بخوانید بفهمید دارید چه می گویید. یا زیارت عاشورا خواندید. در زیارت عاشورا شما چه می گویید به حضرت؟ (اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) من همان مقامی که شما دارید را می خواهم، پایین تر نه. حالا وقتی یک مداح، بعضی مداح های جاهل (ان لکب الرقیه) (ان کلب الحسین) این مزخرفات چیست؟ ما سگ نیستیم که. آنان اصلاً ما را برای سگی نمی خواهند. سگ می خواهند چکار؟ معصوم سگ می خواهد چکار؟ اصلاً ما رابطه ی مان با معصوم این نیست. رابطه ی ما با معصوم فوق العاده قدرتمند است. تو جلوی امام حسین (علیه السلام) می ایستی می گویی من همان چیزی که تو داری را می خواهم. سرکار گذاشته اند ما را؟ دروغ گفته اند به ما؟ زیارت عاشورا سرکاری است؟ زیارت عاشورا را من در 400 جلسه شرح کردم در حرم حضرت عبدالعظیم. حدیث قدسی است، سندش را هم در کتاب عزادار آورده اند هم کتاب آشتی. خدا تنظیم کرده زیارت عاشورا را. ما را سرکار نگذاشته، دروغ نگفته، می گوید تو لیاقتت مقامی هست که امام حسین (علیه السلام) دارد. می توانی با امیرالمؤمنین (علیه السلام) و هم درجه ی ایشان محشور شوی.

توفیق دعا به همراه آن، اجابت دعا

علی (علیه السلام) فرمود (من اعطی الدعا فقد اعطی الاجابه) کسی که بهش دعا را بدهند بهش اجابت را هم می دهند، اگر به کسی توفیق بدهند به امام حسین (علیه السلام) بگوید (اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله)، حتماً همراهش را برایش قرار داده اند، راه گذاشته اند برایش که بتواند به امام حسین (علیه السلام) و مقام ایشان برسد. راه دارد عزیزم. شما می توانی برسی به آن مقام و می توانی با هم درجه ی امیرالمؤمنین (علیه السلام) و سیدالشهداء (علیه السلام) محشور شوی.

شرط رسیدن به مقام خلیفه الهی با الگوی کامل

پس من اگر قرار است هم درجه ی امام حسین (علیه السلام) باشم، الگویم باید کامل باشد، یک الگوی ناقص مرا به امام حسین (علیه السلام) نمی رساند، یک الگوی ناقص مرا به الله و سلطنت قیامت نمی رساند. من این همه اسم باید جذب بکنم، کی می تواند این ها را به من بدهد؟ کسی که خودش این اسم ها را فعال و بالفعل داشته باشد. جزء دارایی اش باشد. برای همین هرکسی نمی تواند معلم بشر باشد. (انی جاعلک للناس اماماً و من ذریتی قال لا ینال عهدی) این عهد امامت شوخی بردار نیست، مسخره نیست.

ابتذال جامعه جهانی در اثر عدم شناخت خود

جسم را که نگاه کنید، پزشک می خواهد باید برود 15، 20 سال درس بخواند تا بتواند مجوز بگیرد به چشم کسی دست بزند، به موی یک نفر به پوست یک نفر، روح یک نفر را مکی می تواند بگوید همینجوری من معلمم؟ بشر انقدر وضعش به خاطر خودنشناسی به ابتذال کشیده شده که در این بازار نشناختن یکی از آمریکا می آید با بی حیایی آره مردم جمع شوید، پول کلان هم می گیرند، جمع شوید من بهتان تکنولوژی فکر یاد بدهم، من از آمریکا بهترین روش های زندگی را برایتان آورده ام، مثل اینکه کسی بگویم من از توالت خانه مان عطر درست کردم، بهترین عطرها، آمریکا اگر داشت خودشان انقدر نکبت زندگی نمی کردند، بیشترین فقیر و گرسنه و بیشترین قتل و بیمارهای روانی و قاتل ها و خودکشی ها آنجا اتفاق می افتد.

عرفان های دروغین و انحراف از مسیر دین

از آن بدتر این هست که حتی من دیدم چقدر معلم های آموزش پرورش حتی مدیران می روند سر کلاس این آقا می نشینند، من یک بار بهش گفتم مردم را به کجا می خواهی ببری؟ مردم سر از کجا می خواهند دربیاورند؟ بالاخره این مردم دستشان به خدا و دین می رسد؟ گفت نه من با خدا و دین کار دارم، اگر با اینها کار نداری مردم به کجا می خواهند برسند؟ هر ننه قمری الآن عرفان های اوشو، عرفان سرخ پوستی و چی چی و عرفان حلقه و در کشور خودمان، مثل یک قارچ عرفان درست می کنند برای مردم.

گمراهی و هدایت با معصوم متخصص

اگر یکی دستش در دست اهل بیت نباشد، گمراه می شود. به دست معصوم نباشد گمراه می شود. لیاقت من، مسیر را ببینید، این مسیر می گوید لیاقت من غیر معصوم نمی تواند باشد، اگر مسیر من این است. من برای علمای اهل سنت در یکی از کشورهای اروپایی که جلسه داشتم گفتم، وقتی این را بهشان توضیح دادم، خودشان اعتراف کردند گفتند این مسیر تخصصی است، نمی شود بدون معصوم، کسی نمی تواند بیاید در این مسیر انسان را هدایت کند. قبول هم کردند. گفتم این همه آیاتی که دارد تاکید می کند، به اسم طهارت، معصومین به اینکه باید حتماً معصوم باشد، گفتند درست است. نمی شود غیر آن.

شناسایی اطلاعات تخصصی در حرکت ابدی

یک تخصص، پس این مرحله یا این مرحله، فرقی نمی کند، 3 مرحله اش 7 دسته اطلاعات تخصصی نیاز دارد. 1. اولین دسته ی اطلاعات تخصصی این است که من از کجا آمده ام. داستان آمدن من و مراحلی که من رد کرده ام تا آمدم رسیدم به این بدن زنانه ام یا بدن مردانه ام یا بدن خنثی، داستان من چه بوده. 2. من به کجا می روم، وقتی از دنیا رفتم به کجا می روم، که مراحلش را توضیح دادیم، داستان های مفصلی دارد، در دنیا هم 5 تا اطلاعات تخصصی می خواهد که می شود مجموعاً 7 تا. 1. جسم چیست. 2. روح چیست. 3. روابط بین جسم و روح چگونه است. 4. عالمی که من درش زندگی می کنم، دنیا چه جور جای است، طبیعت چه جور جایی است. 5. روابط بین جسم من و روح من با طبیعت چه جور روابطی هست.

تنظیم سبک زندگی بر مبنای سنت معصوم

این را معصوم می تواند فقط به تو بگوید. بگوید مشروب نخور، چون این مشروب در حرکت تو به سمت الله ضرر دارد. طلا برای مرد حرام است. حجاب برای زن واجب است. گوشت مردار نباید بخورید. فلان چیز حرام است. فلان چیز حلال است. تمام روابط من با طبیعت را معصوم باید تنظیم کند.

تنظیم رابطه انسان با دنیا و طبیعت بر مبنای رساله و فقه

رساله اگر نباشد، مراجع تقلید اگر نباشند ما نمی توانیم، فقه اگر نباشد، از بین می رویم. بدون فقه، بدون رساله نمی توانیم حرکت بکنیم. چون رساله و فقه مسئولیت تنظیم رابطه ی من با دنیا را دارند، تا من سالم متولد شوم به آخرت. پس کار حوزه های علمیه، یکی از کارهایشان، پایین تر کار حوزه هم هست، بالاتر ازین دارند، این است، تنظیم روابط مردم با طبیعت و دنیا، من چه جوری رابطه با طبیعت، با دنیا برقرار کنم تا بتوانم سالم زندگی کنم، چه جوری رابطه برقرار کنم که مزاحمت برای کسب اسماءالله در من ایجاد نشود. اسم بتوانم بگیرم، بتوانم تربیت شوم. چون این هزارتا اسمی که شما می بینید، تک تک شان معلم و مربی دارد. برای رسیدن به هر اسمی دوره ی خاص خودش را باید طی بکنی. تا آن اسم به شما تعلق بگیرد. پس این کار مربی و باشگاه لازم دارد. من تا بشم عفو، باشگاه می خواهم. تا بشوم غفور، باشگاه می خواهم. تا بخواهم بشوم جواد، باشگاه می خواهم. پس تک تک، تا بخواهم بشوم مرتاح، شاد شوم، استاد و مربی لازم دارم، باشگاه لازم دارم. مربی من باید معصوم باشد و خودش این اسم ها را داشته باشد.

هدایت حقیقی مختص به خداست

این هفت دسته از اطلاعات تخصصی انحصاراً در اختیار خداست. (قل ان هدی الله هو الهدی) فقط هدایت خدا هدایت حقیقی است. کس دیگری نمی تواند ما را هدایت کند. خداست که این سه تا سیستم را خودش خلق کرده، سیستم قبل از دنیا، دنیا و بعد از دنیا اتم به اتمش را خود خدا خلق کرده و اداره می کند، رب است دیگر، رب یعنی اداره کننده. یک اتم ولایتش دست خداست. بدون اذن خدا، یک الکترون و اتم و نوترون نمی تواند تکان بخورد و کاری کند. همه دست خداست. (لا رتب و لا یابس الا فی کتاب مبین) در عالم محاسباتی است این سه تا عالم. و محاسباتش هم دست خداست. ریاضیاتش دست خداست. (قل انما العلم عندالله) بگو علم فقط در اختیار خداست. دست کس دیگری نیست. چون خودش منشا علم است.

معصوم واسطه دریافت علم الهی

حالا این علم را الله چگونه به ما می رساند برای اینکه ما شبیهش شویم و مسیر خلقت را طی کنیم؟ توسط معصوم. همه ی محاسبات خدا دست امام و معصوم است. (کل شیء احصیناه فی امام مبین) تمام احصاها و محاسبات عالم و خلقت در امام مبین انجام می شود. امام مبین ماشین حساب خداست. پس اگر شما رفتی جامعه کبیره خواندید (خزائن علم الله) یادتان نرود یعنی چه. تمام محاسبات یک اتم، یک الکترون، یک نوترون، یک برگ، یک درخت، گیاه، زایمان، مرگ و میرها، روزی ها، ازدواج ها، همه اش در اختیار امام است. تمام محاسبات، کل عوالم خلقت، نه فقط دنیا، برزخ، قیامت، همه اش دست معصوم است. لذا فرمود (علی قسیم الجنه و النار) آنجا هم دست علی (علیه السلام) است.

محاسبه قدر و اندازه های عالم به دست معصوم

لذا حضرت فرمود وقتی می خواهید با اهل سنت درمورد ما مهاجه کنید، با سوره ی قدر مهاجه کنید. گفتند چطور؟ فرمود بپرسید ازشان (انا انزلناه فی لیله القدر) (تنزل الملائکه والروح) کجا می گویند ملائکه و روح؟ مگر نمی گوید (فیها باذن ربهم من کل امر) تمام امور مربوط به همه چیز نازل می شود آن شب. ازشان سوال کنید پیش چه کسی می آید نازل می شود؟ کی دریافت کننده ی امر است؟ معصوم. شب قدر شبی است، شب قدر و اندازه است دیگر، قدر همه چیز مشخص شده است، یک اتم یک نوترون، یک الکترون، یک پروتون، یک گیاه، یک سلول، یک مرگ و میر، یک روزی، یک ازدواج، یک سرطان، یک بدهی بدهکاری، یک ورشکستگی، یک خوشی، یک شادی، تمام امور عالم قدر دارد، اندازه دارد، اندازه ی همه شان در یک جا حساب می شود، (کل شیء احصیناه فی امام مبین) در امام انجام می شود.

امام زمان (عج) آئینه تمای نمای همه انبیاء

امام خیلی وجودش وسیع است. ما شوخی گرفتیم معصوم را. معصوم انقدر عظمت دارد، که امام زمان (علیه السلام) فرمود هرکس می خواهد آدم، شیث، نوح، ابراهیم، موسی، عیسی، محمد (صلی الله علیه و آله و سلم)، علی، فاطمه، حسن و حسین را ببیند، به من نگاه کند. یعنی آنچه خوبان همه دارند، تو تنها داری. این می شود امام زمان (علیه السلام). هرچه قشنگی خدا در تمام انبیاء و اولیاء و ائمه آفریده، در این گل سرسبد هست. این امام زمان (علیه السلام) است. همینی که آواره و طرد شده و مظلوم تنها و غریب است. همینی که ما بهش محل نمی گذاریم. همینی که سراغش نمی رویم. نمی توانیم دعایش کنیم. این شخصیت است.

بزرگی و بالندگی انسان در دولت کریمه امام زمان (عج)

من چگونه می توانم به این مسیر برسم؟ تو فقط می توانی درکنار متخصص معصوم به این مسیر برسی. بدون متخصص معصوم امکان پذیر نیست. لذا بیشترین چیزی که دنیا احتیاج دارد، متخصص معصوم است. که الآن ازش محروم است. چه جوری می توانم به آن تشبه برسم؟ به آن مقام برسم؟ می گوید برسان خودت را به معصوم، معصوم خودش می رساند به تو. چندروز شما در حکومت امام زمان (علیه السلام) نفس بکشید، هرکدامتان به اندازه یک پیغمبر بزرگ می شوید. بزرگتر از بسیاری از انبیاء تربیت می شوید. چون مربی هرچقدر قوی باشد، شاگردانش هم به همان اندازه قوی می شوند. کسی که خلاصه ی همه ی انبیاء و ائمه است، که امام باقر (علیه السلام) می فرماید (لو ادرکته لخدمت) من اگر ببینمش تمام عمرش خادمش خواهم شد. امام صادق (علیه السلام) در فراق امام زمان (علیه السلام) در دعای ندبه چقدر گریه می کند، (بنفسی انت) جانم به فدایت. (این این این) چقدر (این) دارد؟در فراق امام زمان (علیه السلام) ببین چه جوری ناله می کند امام صادق (علیه السلام). همچین آدم بزرگی که تمام تاریخ بشریت به او ختم می شود، شاگردانش را که خودشان را بسپارند به او، خیلی بزرگ تربیت می کند.

بزرگترین جنایت ، حذف معصوم از جامعه بشریت

لذا بزرگ ترین جنایتی که در تاریخ بشر اتفاق افتاد این بود که متخصص معصوم حذف شد، از چرخه ی هدایت انسان ها حذف شد. دیگر ما مصیبتی بزرگ تر از این نداریم. نبودن معصوم، در راس هدایت و حکومت بر مردم، مثل این است شما یک دانشگاه بسازید استاد نداشته باشد، مردم بیایند کنکور شرکت کنند، پول هم بدهند، ثبت نام هم بکنند، استاد نداریم، دانشگاه بدون استاد به درد می خورد یا نه؟ شما بروی بیمارستان، بگویند بیمارستان عالی ساختیم، مراجعه کنید ولی دکتر نداریم، هدف بیمارستان ضایع است، به درد نمی خورد، دانشگاه بدون استاد، بیمارستان بدون پزشک، نظام خلقت، بدون معصوم، عبث است. بی ارزش است. چه فایده ای دارد، کسی نیست کسی را هدایت کند. مردم چه کنند.

معصوم اولین خلقت الهی

برای همین خدا اولین انسانی را که خلق می کند متخصص معصوم خلق می کند، حضرت آدم (علیه السلام) را، بعد بقیه آدم ها را خلق می کند، اول متخصصش می کند، عصمت هم بهش می دهد، بعد می گوید حالا بقیه را هدایت کن. (وعلم الآدم الاسماء کلها). متخصص و معصوم. تا نفر دوم بلاتکلیف و سرگردان نباشد.

دنیا بدون معصوم ،عبث و بیهوده

خلقت بدون متخصص معصوم عبث است. برای همین فرمود (لولا الحجه لساخت الارض باهلها) اگر حجت خدا روی زمین نباشد، زمین عبث است، همه ی اهل خودش را فرو می برد. دیگر فایده ای ندارد مردم زنده باشند، مردم بدون معصوم می خواهند چه کنند؟

رشد حقیقی تنها در گرو ارتباط با معصوم

لذا هرکس واقعاً می خواهد رشد بکند باید خودش را به معصوم وصل کند و برساند. ولی اگر کسی هم می خواهد رشد بکند باید با معصوم تخصصی خودش ارتباط داشته باشد. اینکه صرفاً بگوید امام حسین، امام حسن، حضرت علی کافی نیست. باید شخصاً با متخصص معصوم زمان خودت که زنده است در ارتباط باشی. این خیلی مهم است.

اهمیت شناخت ارتباط با معصوم

اول من ارتباط را بگویم، با توجه به توضیحاتی که دادم، الآن شما متوجه می شوید ارتباط شما با معصوم دوتا ارتباط هست. 1. ارتباط حقوقی. یعنی معصوم، متخصص و راهنما و امام توست. این رابطه حقوقی است. در رابطه ی حقوقی شما الآن معلمید در آموزش پرورش، سر کلاس می روید، کی شما را به عنوان معلم قرآن منسوب کرده؟ آموزش پرورش. رابطه حقوقی است. شاگرد موظف است از معلمی که برایش تایید شده از نظام آموزش پرورش است تبعیت کند، دستورات شما را گوش بدهد، تکالیف را انجام بدهد، درس هایش را خوب بخواند، امتحانی هم که شما تعیین می کنی ملاک هست. این می شود رابطه حقوقی. الله معصوم را برای ما مشخص کرده و فرموده با این آدم باید کار کنید من تاییدش کردم از طرف خودم نماینده ی من، مظهر من، از طرف من آمده روی زمین، باهاش کار کنید. پس ما با معصومین یک رابطه حقوقی داریم که اطاعتشان بر ما واجب است. لازم است. معصیت نمی توانیم بکنیم. بدون معصوم به خدا وصل نمی شوید. 2. یک رابطه ی دیگر هم با ما دارد که مهم است، فوق العاده مهم است، متاسفانه این رابطه را خیلی برای ما نگفته اند. با اینکه چقدر در قرآن، در دعاها، زیارت عاشورا، جامعه کبیره، روایات، زیاد هست ولی متاسفانه خیلی رویش کار نشده و همین باعث خیلی از بدبختی های جامعه ی اسلامی شده و آن رابطه ی وجودی هست که تک تک ما با معصومین داریم.

معصوم ، پدر و مادر حقیقی انسان

معصومین پدران حقیقی ما و اصل و ریشه ی ما هستند. ما فرزندان حقیقی معصوم هستیم. نه فرزندان اعتباری. یک موقعی، یک استاد به شاگردش می گوید پسرم، دخترم، اعتباری است، در خیابان شما رد می شوید به بچه ی کوچولو نگاه می کنید می گویید دخترم، پسرم، نه، معصوم پدر حقیقی توست. اصل تو و ریشه ی توست. فاطمه ی زهرا (سلام الله علیها) مادر حقیقی توست. از مادر زمینی، امیرالمؤمنین (علیه السلام) از پدر زمینی به ما نزدیک تر هستند. برای همین شما با اینکه در فقه حق ندارید، بزرگ ترین کسی که در زندگی انسان است کیست؟ پدر مادرش هستند. یک جایی که بین جان بچه و جان پدر مادر باید انتخاب کنیم، جان کی را باید انتخاب کرد؟ بچه باید خودش را فدای پدر و مادر بکند. پدرمادر اولویت جانی دارند بر فرزند. ولی شما وقتی با امام حسین (علیه السلام) حرف می زنی می گویی (بابی انت و امی) پدر و مادرم به فدایت. یعنی پدر و مادر زمینی ام فدای پدر و مادر آسمانی ام. اصل من، ریشه ی من، پدر کیست؟ الاب و الام. در لغت نگاه کنید. به هردو واژه که نگاه کنید نوشته الاب و الام نوشته یعنی الاصل و ریشه. هم پدر اصل است هم مادر. ولی شما می گویی پدر و مادرم فدای تو. در جامعه ی کبیره چه می گویید؟ (بابی انت و امی و نفسی و اهلی و مالی و عسرتی) پدرم، مادرم، جانم، مالم، عسرتم، همه کسم فدای شما، برای چی؟ برای اینکه اصل تو و خانواده ی اصلی تو آن ها هستند نه پدر و مادر زمینی تو. پدر و مادر زمینی با اشتراک اسپرم و تخمک فقط بدن ما را به دنیا می آورند. روح من، این روح جاودانه ی من، این روح بی نهایت طلب من، که فرمود (نفخت فیه من روحی) این از کجا آمده؟ از اهل بیت دمیده شده در من. لذا وقتی که با پدر و مادرت را فدای او می کنی، فدای کسی می کنی که نسبتش به تو از پدر و مادر زمینی نزدیک تر و حقش در وجود تو بیشتر است. پس یادت نرود نگو فاطمه ی زهرا زنی بوده دختر پیغمبر بوده، مادر ائمه بوده، زن امیرالمؤمنین، نه آن بدن حضرت زهراست و نسبت هویت دنیایی است، ولی حضرت زهرا (سلام الله علیها) حقیقت من هست. شما راحت می توانید حضرت زهرا (سلام الله علیها) را مادر خطاب کنید. سید و غیر سید هم ندارد. سیدها فقط برتری شان به چیست؟ به اینکه از نظر جسمی و ژنتیکی هم به آنها می خورند، این شرافت را به آن ها دارند ولی از نظر حقیقت روحی همه ی ما بچه های اهل بیتیم. (انا و علی ابوا هذه الامه) من و علی پدران این امت هستیم. زیاد داریم. من این ها را در خانواده آسمانی مفصل گفتم، صد جلسه ای توضیح دادم.

بحث نسبت ما با اهل بیت. بحث خانواده آسمانی از ماهواره هم پخش می شود، مرتب توضیح دادم، همچنین در کتاب آشتی توضیح دادم.

درک فرازهای زیارت عاشورا ،درگرو شناخت خود حقیقی

خب، الآن وقتی داری با بابات حرفی می زنی، داری زیارت عاشورا می خوانی، به امام حسین (علیه السلام) چه می گویی؟ زیارت عاشورا برای شما با نگاه فوق عقل و فرزند اهل بیت طراحی شده، اگر این اطلاعاتی که الآن دارم به شما می دهم را ندانید به هیچ وجه زیارت عاشورا و الفاظش را نمی توانید بفهمید. یعنی الآن شما برو به یک نفر بگو آقا چرا ما می توانیم مقام امام حسین (علیه السلام) را داشته باشیم؟ نمی تواند بهت بگوید چرا. چرا به امام حسین می گویی من همان مقام را که تو داری می خواهم داشته باشم. نمی تواند بگوید. در زیارت عاشورا به امام حسین می گویی: (اسئل الله ان یبلغنی المقام المحمود لکم عندالله) (اسئل الله ان یرزقنی طلب ثارک). من انتقام تو را بگیرم، روزی من کند خدا. واقعاً ما روزی خودمان می دانیم این انتقام را یا نه. چند نفر هستند واقعاً وقتی زیارت عاشورا می خوانند یکی از درخواست هایشان به عنوان روزی این هست؟ می گوییم خدایا یک زن خوب، یک شوهر خوب روزیم کن، یک مالی، یک تحصیلاتی، خانه، این ها را روزی می دانیم. ولی چند نفر آدم هست که بدون انتقام خودش را محروم بداند؟ بگوید روزی نصیبم نشد پس. من عرضه ی انتقام نداشتم. این روزی نصیبم نشد. آقا این ها را تا آدم نداند، مباحث انسان شناسی اش را نداند، زیارت عاشورا را نمی تواند بفهمد. قرآن را نمی تواند بفهمد.

مصیبت عظیم و انتقام خون خواهی سید الشهداء

تو چطور به امام حسین (علیه السلام) می گویی من روزیم بشود انتقام تو را بگیرم؟ امام حسین می گوید تو چی می خواهی از من؟ می گویم آقا من از خدا می خواهم، خدا بهم گفته بهت بگویم که روزیم بکند انتقام تو را. امام حسین می گوید انتقام من را که مختار گرفت، همه کسانی که ما را کشتند، که مختار انتقام گرفت. تازه کار اینجا سخت تر می شود که تو به امام حسین می گویی: (اسئل الله ان یرزقنی طلب ثاری) هر قرائت دیگری غیر از این غلط است. من دیدم مداح های حرفه ای در تلویزیون غلط می خوانند، ثاریکم، ثارکم، نه. ثاری. من از خدا می خواهم روزیم بکند انتقام خودم را بگیرم. تو چرا؟ اگر امام حسین از ما این سوال را بکند چی جواب بدهیم؟ می گوید انتقام من، مگر من چم شده؟ می گوییم آقا بالاخره شما را کشتند، سر بریدند، تشنگی، اسارت، می گوید آن ها را که مختار گرفت، در حالی که شما اول زیارت عاشورا می گویید (والوتر والموتور) انتقام گرفته نشده، اگر نشده پس کشته شدنم که نیست، پس داستان چیست؟ می گوید انتقام خودم را می خواهم بگیرم. داستان چیست. داستان را اول زیارت عاشورا خودش دارد می گوید. آن مصیبتی که اتفاق افتاده برای امام حسین (علیه السلام) و ائمه ی دیگر، این هست که معصوم که پدر بوده، بالا سر بچه اش، چون عاطفه پدری دارد، میلیون مادر را جمع کنند، عاطفه ی فاطمه زهرا به تک تک شما ندارد. میلیون مادر را که جمع کنند، عاطفه ی فاطمه زهرا نسبت به تک تک شما خیلی بیشتر است. چون اصل شماست، ریشه ی شماست، دوست دارد شما سالم متولد شوید. سلام الله علیها. برای مادر و پدر خیلی سخت است ببینند بچه اش بد زندگی می کند. کامل نمی تواند بشود، رشد نمی تواند بکند. شما الآن فکر کنید مادر و پدرهای خودتان یا خودتان اگر مادر پدر باشید بچه تان نتوانید بهش غذا بدهید، تحصیلات نتوانید برایش تهیه کنید، لباس نتوانید برایش بخرید، رشد عقلی نداشته باشد، اذیت می شوید دیگر. معصوم مصیبت زده است. ولی انتقامش این نیست که کشته شده، آن کشته شدن را با میل و رغبت انتخاب کرد. دوست داشت. برای همین شاد بود، این را قبول کرده بودند، این ها تن به یک مصیبتی دادند برای جلوگیری از یک مصیبت بالاتر. این مصیبت را من در بروشورها بهتان توضیح دادم، عزادار حقیقی، در کتاب، اسمش را گذاشتیم مصیبت عظیم. یعنی کشته شدن، اسارت، تشنگی، سر بریده شدن، مصیبت عظیم. خیلی عظیم است. خود امام زمان (علیه السلام) فرمود من اگر اشکم تمام شود در این مصیبت عظیم، خون گریه می کنم. (لابکین علیک بدل الدموع دما) به جای اشک خون گریه می کنم. خیلی بزرگ است. و باید هم انسان همیشه این ذکر مصیبت ها را بکند. ولی این را انتخاب کردند برای جلوگیری از مصیبت بالاتر که اسمش را گذاشتم مصیبت اعظم.

مصیبت عظیم چیست؟

مصیبت اعظم این است که اول زیارت عاشورا می گویی: (فلعن الله امتاً دفعتکم عن مقامکم و عزالتکم عن مرتبکم التی رتبکم الله فیها) این مصیبت اعظم است. یعنی معصوم نتواند بچه هایش را به آن لیاقتی که دارند بزرگ کند و هدایت کند. انتقام تو را بگیرم یعنی من یک زمینه ای را فراهم کنم که شما بتوانید بچه هایتان را تربیت کنید، پس مصیبت خودت چیست که می گویی (اسئل الله ان یرزقنی طلب ثاری) مصیبت من هم همین است که بابا بالای سر من نیست، ما یتیم و بدبختیم الآن. هیچ کداممان نمی توانیم به بلندایی که برایمان خلق شده مطابق هدف خلقت، ما الآن خیلی زحمت بکشیم زن و مرد مسلمان باشیم، یعنی بخش حیوانی مان را مسلمان کنیم. اینکه بخش انسانی ما فعال شود، شبیه الله شود، تخلق به اسماء الهی پیدا کند و اسم گیری کنیم، همه داریم ریز ریز و همه ی ما متاسفانه آک وارد برزخ می شویم. این خیلی تاسف دارد که ما 40 سال، 50 سال عمر می گیریم و آک آک وارد برزخ می شویم، اصلاً اینجوری زندگی کردن خوبنیست، ماها باید اسم گیری کنیم، هرکداممان داریم از این دنیا می رویم، 10تا، 20تا، 30 تا، 100 تا اسم از خدا با خودمان ببریم آن طرف. دارایی ماست آنجا. اگر معصوم باشد، یک هفته شما در حکومت امام زمان (علیه السلام) باشید، به اندازه ی پیغمبر بزرگ می شوید، انقدر ماها داریم بدبختی می کشیم و مصیبت زده هستیم. انقدر نکبت زندگی ماها را گرفته و ما عقب افتادیم. برای همین هم در هر دو مصیبت قید گذاشته، چه ریاضی طراحی شده زیارت عاشورا. (مع امام منصور) (مع امام هدی) یعنی انتقام حسین و انتقام تو گرفته نمی شود مگر زمانی که معصوم بیاید بالای سرت قرار بگیرد و تو به معصوم متصل شوی. باید معصوم را بیاوری. لذا یک زیارت عاشورا خوانی که وصل به امام حسین نیست، عزادار حقیقی نیست، این ها را تقسیم بندی کردم در 5 مرتبه عزادار، گفتیم.

عزادار حقیقی و روح انتقام

شخصیت عزادار حقیقی زمانی شکل می گیرد که روح انتقام بیاید سراغش. مرحله چهارم بود. روح انتقام. و مرحله پنجم انتقامش را بتواند عملی کند. یعنی شخصیت یک مؤمن و عزادار شخصیت برطرف کننده ی موانع ظهور باشد نه اینکه یک آدم مصرف کننده ی آویزان انگل که فقط قرار است از امام حسین و حضرت زهرا بکند. من زن می خواهم، شوهر می خواهم، چک برگشتی دارم، مریض دارم، به ما عنایت کنید، هیچ خاصیتی برای اهل بیت ندارد این آدم. هیچ خاصیتی برای حسین زمان خودش ندارد. هیچ کمکی به امام زمان خودش نمی تواند بکند. به حسینی که الآن غریب است، و فرمود من هر 24 ساعت یک بار می گویم هل من ناصر ینصرنی. کسی هست کمک من بکند. ما یک حسینی بود سال 65، 61 هجری، یک بار این جمله را گفت، برایش چه کار کردیم تا الآن، همه اش گریه و عزاداری، آقا این حسین الآنت را دریاب. این دارد الآن می گوید هل من ناصر ینصرنی. حرکت کن، برو به سمت لشکرگاهش. برو کمکش کن.

هدف فعالیت قرآنی ارتباط با امام زمان (عج)

عزیزان من، شما می خواهید معلم قرآن باشید. استاد حوزه علمیه باشید، مفسر باشید، عارف باشید، تا زمانی که ارتباط نداری با امام زمانت، ساقطی. هیچ فایده ای ندارد تا زمانی که در لشکر حسینت نیستی، در چادر حضرت نرفتی به درد نمی خوری. اول فکر کن چه جوری باید سبک زندگیت را طراحی بکنی تا خودت را برسانی به امام زمانت. این اصل است. باید اول فکر کنی من چه جور آدمی هستم، امام زمان الحمدالله خیلی به شماها نعمت داده، به شما چندنفری که دارم می گویم اینجا، انحصاراً به شما می گویم خیلی نگاه ویژه ای به شما داشته که شما استاد قرآن شده اید. معلم دین شدید. شماها کاری که از دست شما برمی آید از دست میلیون ها آدم دیگر برنمی آید. خیلی کار شما می توانید بکنید. تک تک شما. هرکدامتان می توانید یک لشکر برای امام زمان باشید. لشکر قدرتمند. اول باید بشناسیش، آشتی کنی باهاش، پیوند بخوری باهاش، بعداً ببینی در حیطه ی توانایی های تو چقدر کار می شود کرد.

همه در برطرف کردن موانع ظهور مسئولیم

آقا ما همه مان نسبت به امام زمان مسئول هستیم. 40 سال زیارت عاشورا می خوانیم اما روح انتقام در ما نمی آید. به چه درد می خورد. زیارت عاشورای انگلی، عزاداری های ذلیلانه، ده شب، 15 شب، 20 شب، 30 شب بنشینیم آره مادرمان را کتک زدند، رقیه اینجوری شد، اینجوری شد غیرت داشته باش برو برطرفش کن. بابات هم که در آوارگی است، پس چرا تکانی نمی خوری. چرا کاری نمی کنی، ذلیلانه می نشینی زدند کشتند غریبند مظلومند، همش گریه، هیچ خاصیتی نداری، این هم شد کار؟ گریه ات را بکن، عملیاتت را هم انجام بده. لذا خیلی دقیق امام زمان می گوید. فرمود: من دعا می کنم برای کسی که به جدم حسین گریه بکند، اما برای ظهور من به دعا بیفتد. یک کاری بکند برای ظهور حضرت. یک خاصیتی داشته باشد، یک اثری داشته باشد واقعاً. برای برطرف شدن موانع ظهور حضرت.

باور دشمن به حقیقت امام زمان (عج)

ما دشمنانمان بیشتر امام زمان را باور کرده اند تا خودمان. خدا رحمت کند شیخ راغب، می گفت اسرائیلی ها دوبار مرا بازجویی کردند، یک بار با کتک، دفعه ی دوم خیلی دوستانه، گفتند فقط تو آدرس این آقایی که بهش می گویید امام زمان به ما بده، برو. کجاست. امام جمعه ی نجف هم همین را گفت. گفت آمریکایی ها اصرار داشتند که می گفتند تلفن همراه آقا را داری؟ آدرسی چیزی داری به ما بده. شما بروید در سایت این ها، خودشان تصریح می کنند عراق و افغانستان فقط برای جلوگیری از ظهور پسر پیغمبر اسلام است. این ها حرف های خودشان است، فیلمی هم بچه های موسسه ساختند به نام گمراهان مغضوب، که فرصت نداریم وگرنه به شما نشان می دادیم که ببینید، صحنه ای که در یک سالن 12 هزار نفر را جمع کردند که خدا کشتن امام زمان را نصیبشان کند. مردم را اینجوری تربیت می کنند. می گویند این آقا دارد به زودی می آید مردم بسیج شوید نگذارید بیاید. 80 میلیون آدم را طراحی کردند در کشورهای دنیا دارند اینجوری تربیتشان می کنند که آقا این آقا ظهور کرد، گردان هایی که این ها فرستادند در سوریه برای خراب کردن قبر دختر پیغمبر اسلام و امیرالمومنین، گردان ابوسفیان، گردان معاویه ابن ابوسفیان، گردان شمر ابن ذی الجوشن، گردان یزید ابن معاویه. سفیانی به قول مقام معظم رهبری ظهور کرده و آمده.

عزادار و روح انتقام

ماها بی خاصیت، گیر مسائل زندگی خودمان هستیم، هیچ فایده ای برای امام زمان نداریم. همش آویزانش هستیم، یا با گناهانمان اذیتش می کنیم یا آویزان هستیم، بالاخره آدم باید یک خاصیتی داشته باشد در این لشکر، یک جایگاهی داشته باشد، امسال 20 میلیون نفر اربعین رفتند کربلا، در این ها چند نفر دست به شمشیرند؟ چند نفر امام زمان را می شناسند؟ چند نفر منتقم در می آیند؟ انگشت شمار. سیاهی لشکر که به درد نمی خورد، عزاداری خاصیتش این است که از دلش منتقم دربیاید. زیارت عاشورا تصریح می کند که شما باید منتقم باشید، انتقام هم روزی خودتان، یک مقام است کسی به منتقم بودن برسد.

منتظر مهدی آرمان جهانی دارد

علی (علیه السلام) فرمود: کسی که به معنای حقیقی منتظر مهدی باشد، با من و هم درجه ی من محشور خواهد شد. از این بالاتر هم می خواهید؟ این راه باز است، برای تک تک شما عزیزان. لذا، آرمان هایتان را کوچک نگیرید، چون کوچک می مانید، فسقلی و کوتوله می مانید، آرمان هایتان را بزرگ کنید، به بزرگی خانواده و شرافت خانوادگی تان، همه تان جزء خانواده اهل بیتید لذا به شرافت خانواده تان باید حس بگیرید و کار کنید، کوچولو نگاه نکنید خودتان را.

معصیت با اهل بیت در گرو سبک زندگی مهدوی است

می گوید (اسئل الله ان یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخره) اگر قرار است در آخرت با اهل بیت باشید باید در دنیا باهاشان باشید. نمی شود من یک سبک زندگی دیگر داشته باشم، خانه ام پر ماهواره باشد و یک عالم غلط های دیگر بکنم و بخواهم با اهل بیت محشور شوم، ازدواج مهدوی، تربیت مهدوی، کار سیاسی و هنری و اجتماعی مهدوی، ما باید همه چیزمان امام زمانی باشد که بتوانیم محشور شویم با این ها. آموزش پرورش مهدوی.

همدلی و وفاداری ، دو شرط ظهور

ان شاءالله با موسسه حتماً در ارتباط باشید به زودی انجمن معلمان مهدوی را که تاسیس کردیم داریم برنامه هایش را انجام می دهیم وصل شویم به خیل کثیر معلمان مهدوی که همگی با هم کاری برای امام زمان (علیه السلام) کنیم. امام زمان (علیه السلام) فرمود اگر شیعیان من دو صفت داشتند من با عجله ظهور می کردم. انقدر هم خودش عجله دارد. هی به من نگویید عجل علی ظهورک. من عجله ام از همه ی شما بیشتر است. به خدا نگویید اللهم عجل لولیک الفرج. خدا هم عجله دارد. تنها کسی که عجله ندارد خودتان هستید. گفت شیعیان من دو صفت ندارند. 1. وفادار نیستند، عاطفه ندارند نسبت به من، نه دلشان برای من تنگ می شود، نه دلشان به حال من می سوزد، نه از فراق من به گریه می افتند، مرحوم فشندی می گوید من در جمکران حضرت را دیدم، تابستان گرمی بود، ظرف آبی را دادم به حضرت، حضرت گرفت لیوان را، گفت شیعیان من انقدر هم به من توجه ندارند. گفتم آقا این ها همه به خاطر شما آمدند اینجا. فرمود نه این ها همه به خاطر خودشان آمده اند، بعد این جمله را فرمود غریب تر و تنها تر و مظلوم تر از من دیگر نیست. آقا 1180 سال آواره است. هیچ کس، نیمه شعبان هم که ما جشن می گیریم، چراغانی و شام و ناهاری و نقل و نباتی و تمام شد. هیچ کس نمی گوید این آقا چی می خواهد از ما. من چه کار باید بکنم. فرمود یکی اینکه وفادار نیستند، 2. همدل هم نیستند. نمی آیند دست به دست هم بدهند کمک بکنند یک کاری بکنند برای من. این که گفتم ما باید دور هم جمع شویم، دست هایمان را بدهیم به هم، ماها اگر جمع شویم دور هم در آموزش پرورش خیلی کارها می شود کرد، آموزش پرورش از ام القراهای کشور ماست. شما 300، 400 نفر از معلم های مهدوی باشید، هزاران نفر دیگر هم می توانید تربیت کنید، ما باید تحولی در کشور نسبت به این غربت و آوارگی امام زمان ایجاد کنیم.

مهمترین سوال روز قیامت ،برای امام زمانت چکار کردی؟

تک تک ما مسئولیم به اینکه امام زمان را بشناسانیم، مردم بیفتند به دعا، به اضطرار، کارشان را بکنند، فرمود روز قیامت هرکس را با امام خودش محشور می کنند، مهم ترین سوال قیامت از 50تا سوال امامت است، قیامت به شما نمی گویند امام حسین را سر می بریدند کجا بودید، نمی گویند فاطمه زهرا را بین در و دیوار می کشتند کجا بودید، ولی به تک تک ماها روز قیامت می گویند آقا امام زمان شما آواره بود یا نبود، چی باید بگوییم؟ آواره بود، تنها بود، این هایی که علی (علیه السلام) به کار برده درباره اش، آواره بود، طرد شده بود، پس تو چه کار می کردی؟ تو چه جوری زندگی می کردی؟ تو زمان امام زمانت رساندی؟ مگر آن هایی که زمان امام حسین لعنتشان می کنیم فرقشان با ما چیست؟ آن ها هم نرفتند، امام حسین (علیه السلام) گفت هل من ناصر ینصرنی، در رفتند، فرق ما با آن ها چیست؟ هیچی. ما هم الآن دررفتیم. وقت امام زمان را نداریم متاسفانه. به حضرت می گوییم تو به ما حال بده، کمک کن، مشکلات ما را برطرف کن. ولی ما وقتی برای تو نداریم، حوصله ات را نداریم، هیچی. آخر ما وقتی برای امام زمان نداریم می خواهیم رستگار هم شویم؟ حالا هی برو عبادت کن. هرکاری دلت می خواهد بکن، وقتی وصل به امام زمان نیستی بی فایده است، من آخرین روز جنگ بود این خواب را بگویم و بس، شب خواب دیدم قیامت شده، من از 8 سالگی، در مبارزه بودم، از 8 سالگی در زمان شاه اعلامیه می نوشتم، کمک پدرم، پدرم می گفت دست خط تو بچگانه است نمی فهمند کیست، تو بنویس اعلامیه ها را. جنگیدم، انقلاب بودم، تمام دوران جنگ از 17 سالگی بودم، عملیات های زیادی بودم، 4، 5 بار روی مین رفتم، خواست خدا بوده لیاقت نداشتم واقعاً، شهید نشدم، ولی شب خواب دیدم قیامت شده، دارند محاسبه می کنند، من هم خیلی خوشحال و شنگول بودم، که خب ما از بچگی جنگیدیم و الآن هم بالاخره جانمان را هم گذاشتیم و آقا رفتیم جلو، به ما گفتند شما جهنمی هستی، خیلی خطرناک است به آدم بگویند جهنمی، شما فکر کن به خوت بگویند چه حسی بهت دست می دهد. قیامت بالاخره هرکس یک امیدی دارد. آقا اگر به آدم بگویند جهنمی هستی، می دانی یعنی چه؟ یعنی چند دقیقه ی دیگر وسط آتشی. من مثل پتک روی کله ام، شوکه شدم، سینه ام را دادم جلو که الآن ما را می گذارند وسط بهشت، بالای بهشت می برند، جهنمی هستی تو، ما برای چه جهنمی هستیم، در این فکرها بودم که چرا جهنمی هستم، یک لحظه دیدم آوردنم لبه ی جهنم همه را دارند می ریزند، قرآن می گوید (زمراً) دسته دسته می ریزند توی جهنم. (صیقه) یعنی چه، صقل داده می شوند، هلشان می دهند می اندازند توی جهنم. یک لحظه دیدم آن وسط خیلی خطر دارد، رفتنی نیست آنجا، خیلی وحشتناک بود، فرار ردم. این ها دنبال ما، من هم می دانستم فایده ندارد. می دانستم دو دقیقه ی دیگر من را می گیرند ولی در همین یکی دو دقیقه می گفتم خدایا من به کی پناه ببرم بتواند من را نجات دهد؟ یک لحظه یاد سلطان قیامت افتادم، آقا امام حسین (علیه السلام)، شروع کردم گریه کردن توسل به ایشان، همانجا نشستم زیارت عاشورا خواندن، انقدر حالم بد بود و به ضعف و ذلت رسیده بودم، (و تری کل امت جاسیه) ذلیل. خوار. زانو زده. زیارت عاشورا می خواندم، یکی از این فرشته ها آمد زد روی شانه ی من، گفت پاشو برو امام حسین شفاعتت را کرده، حالا باورم نمی شد، که نجات پیدا کردم، چون جهنم را دیده بودم، آدم جهنم را ببیند سختش است باور کند بهشتی شده. از توی جهنم آدم را ببرند بهشت سخت است، بعضی ها را هم در روایت داریم، خداوند روز قیامت می گوید ببریدشان بهشت، می برندشان دم در بهشت، بهشت را می برند، نرفتند تو، پیامبر می فرماید اگر فرشته ها به داد این ها نرسند از ذوقی که به قلبشان وارد می شود جا در جا می میرند. از بیرون بهشت انقدر عالی است، همین که می خواهند وارد شوند خدا می گوید این ها را برگردانید جهنم. این ها آدم های ریاکاری بودند، حرف دین می زدند ولی خودشان عمل نمی کردند، خیلی بد است، با ناباوری بلند شدم دیدم گفت بیا بهت بگوییم در نامه عملت چی باعث شده بروی جهنم. نامه عمل آوردند یک گناه بیشتر درش نوشته نشده بود، اما یک گناهی که اگر یک میلیون زنا و شراب و قمار درش بود باز خیلی بهتر بود. یک گناه بود که از همه ی گناهان بالاتر بود. نوشته بود کوتاهی در حق امام زمان. خیلی خطرناک است امام زمانش بهش احتیاج داشته باشد، هل من ناصر ینصرنی هم بگوید برود زندگی عادی برای خودش، شوهری کنیم، زنی داشته باشیم، دوتا بچه دورمان را بگیرند، سبک زندگی معمولی، اینجوری کسی رستگاه نمی شود. نص قرآن است که از شما سوال می کنند که امام زمانت آواره بوده تو چه می کردی، پس خودمان را برای این سوال مهم آماده کنیم. چون می پرسند از ما قطعاً. لذا ما باید حتماً در سبک زندگی مان تجدید نظر کنیم یعنی باید یکجا ترمز را بکشیم بنشینیم یک زندگی جدید طراحی کنیم، هم خودمان، هم کمک کنیم به همدیگر ان شاءالله که پدرمان بیاید و از این آوارگی دربیاید. والحمدالله رب العالمین.