اعُوذُ بِاللّهِ مِنَ الشَّیْطانِ الرَّجیمِ/بِسْمِ اللّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحيمِ/ الْحَمْدُللّهِ رَبِّ الْعَالَمِينَ وَ صلَّی اللهُ عَلَی مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ الطاهِرینَ وَ لَعنَتُ اللهِ عَلَی أعدائِهم أجمَعین مِنَ الان إلی قیامِ یَومِ الدّین».
بحثمان در توحید بود؛ به مناسبت اسم شریف «احد» و اسم شریف «واحد». گفتیم که توحید اصل است هم در جنبه نظری، هم در جنبه عملی. در زندگی انسان توحید اصل است و توحید اگر حقیقتش باشد؛ چه در نظر و چه در فکر ما و چه در عمل ما یقین به توحید داشته باشیم و عمل مان مبتنی بر توحید باشد، یک سلسله آثار ذاتی خواهد داشت و معلوم است که این شخص در نظام فکری معتقد است، به توحید یقین دارد. در نظام عملی توحید حاکم بر اوست. مهمترین چیزی که در بخش نظری گفتیم، بحث راهنمایی و اطلاعات تخصصی بود.
اگر کسی حقیقتاً توحید را قبول داشته باشد، باید بپذیرد و ضروری است که بپذیرد حرکت او به سمت حق تعالی و تامین خوشبختی دنیا و نظام ابدی او جز با راهنمایی خدا امکان پذیر نیست. جز با اطلاعات تخصصی که خداوند در اختیار انسان قرار می دهد، امکان پذیر نیست.
هدایت انحصاراً در اختیار خداست. علم انحصاراً در اختیار خداست. «قل انما العلم عندالله». بگو علم فقط در دست خداست. یعنی انحصار دارد. به همین جهت گفتیم که چون علم انحصاراً در دست خداست، خداوند تنها راهی که برای هدایت انسانها در نظر می گیرد، فرستادن یک انسان کامل با اطلاعات تخصصی کامل؛ آن هفت دسته اطلاعات تخصصی و با صفت عصمت. غیر از این راه دیگری وجود ندارد. بنابراین نیاز انسان یک نیاز فطری است. فطرت انسان، آن باطن انسانی انسان، نیاز به استاد و راهنما دارد. نیاز به متخصص معصوم دارد.
نیاز به معصوم امری فطری است. نیاز به پیغمبر فطری است. وجود ما فریاد میزند. همان وجودی که فریاد می زند لا اله الا الله، همان وجود هم فریاد می زند که من، استاد و راهنمای متخصص و معصوم می خواهم و به کمتر از آن هم نمیتوانم اعتنا و اعتماد کنم. این یک امر فطری است.
همه وجود ما، همه انسانها، این نیاز را فریاد میزند که من نیاز دارم به متخصص معصوم. جلوه های متخصص معصوم مختلف است. یک جلوه نبوتی دارد. یک جلوه امامتی دارد. یعنی یک موقع خبر از طرف خدا می آید. یک موقع امامی است که از طرف خداوند به اطلاعات تخصصی مسلح است و بعد از پیغمبر، باید زمام امور مردم را به دست بگیرد. حاکمیت در دست او باشد تا بتواند مردم را با اطلاعات تخصصی و با صفت عصمت راهنمایی کند. این لیاقت مردم است. دقت کنید.
نیاز مردم، لیاقت روح ابدی انسان ها اقتضا می کند که آنها رهبر و امام متخصص و معصوم داشته باشند. ببینید چقدر خداوند انسان را بزرگ دیده است. چون قرار است انسان مسیر تا ابدیت را طی کند و عمرش به اندازه عمر خداست، یعنی تا خدا، خدایی می کند انسان قرار است زنده باشد و مسیر کمال را طی بکند. بنابر این استاد و مربی و معلمی کمتر از متخصص معصوم به دردش نمی خورد. این نیاز من است.
وقتی من با این نگاه، به خودم نگاه نمی کنم یا خودم را طبیعی و حیوانی می بینم. یک مقدار در این که نیاز به پیغمبر دارم، نیاز به معصوم دارم دچار تردید میشوم. این تردید به دلیل خودنشناسی است.
چون خودم را نمیشناسم. به خودم به بلندای ابدیت نگاه نمیکنم. هنوز آن طور عاشق خودم نشده ام و شناخت نسبت به نظام ابدی خودم ندارم؛ یک موقعی که میگویند پیغمبر یک موقعی که می گویند امام، ممکن است تردید کنم و میگویم همین دکتر و مهندس های دنیا هم بد نیستند. در حالیکه اگر شما نگاه کنید، هر چقدر علم پیشرفت کرده، یعنی علم و اطلاعات تخصصی غیر معصومانه پیشرفت کرده است. اولا هر چقدر علم و اطلاعات تخصصی پیشرفت کرده به هیچ یک از آن اطلاعات هفتگانه تخصصی نرسیده است. دو) هر چقدر پیشرفت کرده چون معلم متخصص معصوم بالای سر ما نبوده، هر چقدر علم پیشرفت کرده وضعیت بشر از نظر خوشبختی و سعادت چی شده؟ بدتر شده است. یعنی تعداد قتل ها، جنگ ها، جنگ های جهانی، کشتارهای ۱۰ها میلیونی، فساد و تباهی، از هم پاشیده شدن خانواده ها، قتل، خودکشی، مصرف مواد ضد افسردگی، مصرف مواد مخدر، زندان، گرسنگی که الان روی کره زمین از هر ۷ نفر یک نفر گرسنه هستند،. یعنی یک میلیارد انسان در روی کره زمین دارند رنج گرسنگی میکشد و دقیقه به دقیقه چه تعدادی (حالا من آمارش را یادم رفته) از دقیقه این ها میمیرند. این وضعیت افتضاح و ناهنجاری است که بر دنیا حاکم است. هر چقدر علم و تخصص پیشرفت کرده بدون نگاه ابدی، بدون نگاه درست، بدون رهبری معصوم، این دردسرها در دنیا بیشتر شده است.
بنابراین اگر کسی موحد باشد، ممکن نیست زیر بار راهنمای غیر خدا و غیر متخصص برود. میگوید من ابزار نیستم، من موش آزمایشگاهی نیستم که هرکس اطلاعاتش را روی من امتحان کند. مثلاً کمونیست را آوردند.۷۰ سال، دهها میلیون نفر کشته، بدبخت شدند؛ حالا با چه وضعی رفتند در برزخ، بماند. بعد آن افرادی که سرکرده این مکاتب بودند، گفتند: آقا اشتباه کردیم. دهها میلیون آدم کشته شده اینجا. اشتباه کردیم. معذرت میخواهیم.
فکر میکنند با یک معذرت خواهی مشکل حل می شود.
فلان کس آمدیک نظریه داد، میلیونها آدم درگیر شدند، بدبخت شدند و آخر او هم گفت: اشتباه کردیم و بشر شده موش آزمایشگاهی و تاریخ شده آزمایشگاه و بشر دائماً در حال پرداختن تاوان جهالت ها و دوری از متخصص معصوم را می پردازد و تا متخصص معصوم حاکمیت جهانی را به دست نگیرد، بشر همین جوری دارد خسارت می دهد و همینجور موش آزمایشگاهی است. انسانی که چقدر قیمت دارد، قرآن میفرماید قیمت یک آدم به اندازه همه آدم هاست، اینقدر قیمت دارد، همین جور میلیون میلیون دارند تلف می شوند. بخاطر چی؟ برای این که حماقت میکنند. یعنی می فهمند که به متخصصی نیاز دارند که اطلاعاتش دروغ و غلط نباشد. ولی به دنبالش نمی روند.
صدها مکتب درست شده است. صدها راه درست شده و همه هم میگویند این راه ها، درست است. راههایی که با همدیگر تناقض دارند. برای همین اگر کسی به معنای واقعی موحد باشد، امکان ندارد با غیر معصوم کار کند. امکان ندارد امام را کنار بگذارد.
میوه توحید، امامت است. باید به این دقت کنیم که میوه توحید امامت است. اگر کسی سراغ خدا رفت و دستش به معصوم نرسید، پس معلوم است اصلاً سراغ خدا نرفته. امکان ندارد. مثل این است که ما الان میوه سیب میکاریم ولی خیار داده. نمی شود و امکان ندارد. ذاتی توحید، نبوت و امامت است. اگر کسی نرسید، عرفانی رفت، مکتبی رفت. دین و اسلامی رفت که به معصوم نرسید، از بیخ اشکال پیدا کرده است. یعنی در توحیدش باید شک کرد. مشکل در امامتش نیست. مشکل در ولایتش هم نیست. مشکل در کجاست؟ در توحید است.
لذا قرآن می گوید کسانی که خدا را بدون پیامبر میبینند و پیغمبر و معصوم را حذف می کنند و امام را حذف می کنند، اینها اصلاً نه خدا را شناختهاند، نه دین خدا را شناخته اند. امکان ندارد.
من یک مثالی میزنم در مراکز علمی که هستیم به دانشجویان عزیز که در دانشگاهها جلسه داریم، میگویم: اگر من استاد با ۲۰ سال سابقه به شما بگویم که بیایید نفری یک میلیون تومان به من بدهید، برویم در کار پرورش گل، در مرغداری، در گاوداری، سرمایه گذاری کنیم. من برایتان سرمایهگذاری میکنم. گاوداری میزنم، پرورش و صادرات گل میزنم، پرورش ماهی میزنم. آیا حاضرید پولتان را به من بدهید یا نه؟
خود شما که اینجا نشسته اید، اگر امروز اعلام کنم که فردا هر نفر یک میلیون تومان بدهید، آقای شجاعی می خواهد برایتان این کار را بکند. یک نفر یک ریال هم نمی دهد.میگوید، این کار تخصص میخواهد. آقای شجاعی اگر مهندس داری، باشد. اگر مهندس کار درست و متخصص در پرورش گل داری، مرکزی دارید که مطالعات انجام می شود. اگر آزمایشگاه نیز دارید، قبول است. در زمینه پرورش ماهی هم اگر تخصصش را داری، باشد.
در گاوداری، گاوشناسی، گوسفند شناس در دامداری اگر متخصصش را داری، باشد.
من در جواب به شما بگویم. شما عجب شاگردهای نمکنشناسی هستید. یعنی به من اعتماد و یقین ندارید؟
بیاید پولهایتان را بریزید و اگر این کار را نکنید، من چنین و چنان میکنم. شما را عاق میکنم. سوسک می شوید. شما گوش نمی کنید و هیچ اتفاقی هم نمیافتد .
میگویید اگر میخواهی عاق هم بکنی بکن. ما اینقدر دیگر خُل نیستیم که پولمان را بدهیم دست شما.
بعد من می گویم برای چی؟ شما میگویید برخورد با گاو تخصص میخواهد. برخورد با گاو، تربیت گاو و روبرو شدن با گاو، از نحوه نگاه کردن به چشم گاو، گوسفند تا نزدیک شدن به آن، دست کشیدن به آن و ارتباط بدنی با آن، تا تغذیه و آب و غذا و همه چیز آن تخصص میخواهد. همه هم این را قبول دارند. بعد من به عزیزان عرض میکنم شما که معتقدید و در وجدانتان میگویید برخورد با گاو اطلاعات، مطالعه، تخصص و دانشگاه میخواهد. برخورد با گل این اطلاعات را میخواهد. برخورد با ماهی این اطلاعات را میخواهد.
چرا در برخورد با خودمان دنبال متخصص نیستیم؟ ما از گاو کمتریم؟ از گوسفند کمتریم؟ از ماهی و گل کمتریم؟ که آنها معلم دانشگاه و متخصص میخواهد. راهنما میخواهد. تو الان چه شناختی نسبت به خودت داری؟ در خودشناسی خود چقدر مطالعه کردهای؟ روان خودت را چقدر میشناسی؟ برای هر یک از عملیات مهم زندگیت چه تخصصهایی داری؟
برای ازدواجت کار کردی؟ نه. برای همسرداری، دوران نامزدی ات کار کردی؟ نه. برای ارتباط عاطفی، زبانی، جنسی، مسائل معنوی زندگی خودت تخصص داری؟ نه. چقدر درس خواندهای؟
پیش کدام استاد رفتهای؟ چند ساعت کتاب های تخصصی خواندهای؟ معلمی؟ سر کلاسی میروی؟ چقدر از روانشناسی شاگردانت خبر داری؟ از آن بدتر سرکلاس کسی میروی که گفته بیایید من میخواهم شما را خوشبخت کنم. این عرفانهایی که الان مثل قارچ دارد سر در میآورد. در همه جای دنیا هم هست. در کشور ما هم زیاد میشود.
من گاهی فیلمهای این اساتید و عرفایی که الآن مثل قارچ در آمده را میبینم. عرفا و اساتیدی که از ظاهرشان فسق دارند تا باطن. بعد می بینم همه اساتید، معلمان، دانشجویان سر کلاس آمدهاند و نشستهاند.
آدم یک موقع هائی شک میکند و می گوید این دانشجوئی که میگوید من دانشجو هستم. دانشجو یعنی چه؟
یعنی کسی که اعتراف کرده و قبول کرده که در رشته خود جاهل است و رفته ثبت نام کرده و درس بخواند.
قبول دارد که رفته تخصص بگیرد. اصل اصالت تخصص است که مفصل هم در عزادار حقیقی و در آشتی با امام زمان و در مباحث قبلی توضیح دادیم.
چطور این فرد سوال نمی کند این استادی که الان می خواهد روی من کار کند و من می خواهم روحم را و آخرت و دنیا و ابدیتم را به او بسپارم. میخواهد در وجود من چه چیزی بریزد، این چی می شناسد؟ این اطلاعات تخصصی اش را از کجا آورده است؟ یعنی شاگردان واقعاً سوال نمیکنند از خودشان که ما چگونه حاضر میشویم روحمان را بسپاریم به این آدم؟ این چه تخصصی دارد؟ او میگوید من از امریکا برایتان راه آوردهام.
من هم میگویم وقتی میگوید از امریکا. آدم خیلی جاهل باید باشد. مثل اینکه بگوید من برای توالت خانه مان بهترین عطرها را برای شما تهیه کردهام.
آمریکا که پرمشکلترین کشور دنیا است. از نظر اقتصادی که مقروض ترین کشور دنیا است. از نظر فقر بیشترین فقیر را دارد.5۰ میلیون هتل مقوایی دارد. به اندازه جمعیت یک کشور مثل کشور ما. تازه این آمار رسمی اش است. غیر رسمیهایش را خبر نداریم. پایتخت آن هر سال در قتل، پایتخت جنایت لقب میگیرد. بیشترین قتل دنیا آنجاست. بیشترین زندانی آنجاست. بیشترین جنگها را در دنیا اینها راه انداختهاند. بیشترین دزدی ها، فسادها، مشکلات، یعنی شما هیچ نابهنجاری سراغ ندارید که آنجا مرکزش نباشد. این ها چگونه متخصص شدهاند و نتوانستند مشکل کشور خودشان را حل کنند؟ بعد الان داعی این را دارند که ما برای دنیا راه خوشبختی داریم.
شما ما را هالو فرض کردهاید؟ از آنجا آمده اید اینجا که بگویید از امریکا راه خوشبختی برای شما آوردم.
لذا خدا در قرآن به هیچ مسئله ای بیش از مسئله اصالت تخصص تکیه نکرده، یعنی اگر شما تمام شش هزار آیه قرآن را مثل تسبیح بگیرید. آن بندی که تمام این شش هزار آیه در قرآن را به هم وصل میکند، اصل اصالت تخصص است که غیر متخصص حق ندارد حرف بزند و آدم عاقل هم، خودش را به غیرمتخصص نمی سپارد.
مگر شما چشمتان را پیش پروفسور گوش و حلق و بینی می برید؟ مگر لباستان را میبرید بیمارستان؟ آیا عینکتان را به تعمیرگاه اتومبیل می برید؟ این کار را نمی کنید. میگویید همه اینها تخصصهای جدا دارد. ما چطور خودمان را به افکار و آراء پوچ، باطل و پر از توهم میسپاریم؟
کتاب های مختلف می گیریم و می خوانیم. کلاسهای مختلف میرویم. اینها از ما چه میدانند؟ چه شناختی از ما دارند؟ این سوال یک سوال وجدانی هم هست. سوال دینی هم نمیکنیم. این افرادی که میروند پای این کلاس ها می نشینند یا اینهایی که میآیند این کلاسها را برگزار میکنند. واقعاً چه فکری میکند؟ از قبل از تولد انسان چه شناختی دارند؟ یعنی انسان قبل از دنیا. این انسان قبل از دنیا چه شناختی دارد؟ من چه چیزی بوده ام که آمده ام اینجا؟چون من آن طرف بوده ام و بعداً آمده ام اینجا. از زمین که ورنقلمبیدم.
در طبیعت به چه مقدار اطلاعات تخصصی نیاز است تا روی من کار شود؟ بعد به کجا می روم؟ نظام ابدی من چی؟ این ها چه اطلاعاتی دارند که می خواهند ما را راهنمایی کنند؟
لذا قرآن بعد از مسئله توحید، روی هیچ مسئلهای به اندازه رهبری، رهبری متخصص معصوم سخت نگرفته است.
در ادامه آیات و روایاتش رابرایتان می خوانم تا ببینید خدا چقدر سخت گرفته است. چون مسخره بازی است که اگر کسی تخصص را کنار بگذارد. مسخرهگی یعنی چه؟ بچه شما، دلبند شما، دارد از ناراحتی قلبی رنج میبرد. بیمارستان میروید و میگوید دکتر این قلبش مریض است. به شما بگوید ببرید کلینیک ارتوپدی. دکتر آنجا هست و می بیند. اصلاً یک فحش است به شما و تو میگویی آقا این قلبش درد میکند. میگوید باشه، او هم بالاخره دکتر است.
اگر کسی تخصص را مسخره کند، به او دیوانه می گویند. شما اگر تلفن همراه تان مال هر شرکتی باشد اگر ببرید یک شرکت دیگر. میگویند تو خُلی اینجا آوردی. این محصول فلان شرکت است. ببر همان شرکت و نمایندگی خودش.
اتومبیلتان را ببرید به یک نمایندگی غیر از نمایندگی خودش. میگویند این آقا عقل ندارد. مگر میشود تخصص را مسخره کرد؟ آن هم روی پیچیدهترین موجودات عالم. ما تخصص را روی سنگ مسخره نمیکنیم. میگوییم باید فرد سنگ شناس باشد. عقیق را میشناسی؟
من یمن رفته بودم. گفتهاند که عقیق یمنی ثواب دارد. چنین و چنان است. حدیث هم دارد. ما هم جوگیر شدیم.
گفتیم حالا که در یمن هستیم برویم عقیق بخریم. رفتیم پیش کارشناسی که البته او هم مرد خوبی بود. ولی میخواست به ما درس بدهد. بعد از سلام و علیک و احوالپرسی دیدیم کیسه اش را باز کرد. چقدر عقیق های مختلف. گفت: کدامش را میخواهی؟ من گفتم نمیدانم کدامشان خوب است. گفت حالا خودت نگاه کن. من چند تایش را انتخاب کردم. بعد گفت که عقیق را برای چه میخواهی؟ گفتم مستحب است. می خواهم بگیرم و یک انگشتر درست کنم. چندتای دیگر هم بده. برای پدر مادر و دوستانم هدیه ببرم. مثلا یک گردنبند برای خانمم درست کنم.
یک گردنبند برای دخترم درست کنم. بعد که ما انتخاب کردیم گفت میدانی اینها مال کجاست؟ گفت مال شاه عبدالعظیم است. گفت اینها را میآورند اینجا و میگویند عقیق یمن است. آنها را جمع کرد و گفت حالا برایت عقیق میآورم. وقتی باز کرد دیدیم چه خبر است!! چه عقیقهایی آنجا است.گفت عقیق یمن انتخاب کردی؟
گفت اینها عقیق یمن است. گفتم باشد. گفت که برای چه کاری میخواهی؟ گفتم برای انگشتر و چیزهای دیگر.
گفت: نه. چه خاصیتی میخواهی؟ گفتم: یعنی چی برای چه خاصیتی میخواهی؟
گفت: عقیق را برای سردرد میخواهی؟ برای چشمدرد میخواهی؟ برای قلب درد می خواهی؟ برای استخوان درد؟
برای پوست؟ برای اعصاب؟ برای چه میخواهی؟ما مات و مبهوت نگاه میکردیم. گفتم: پس خیلی خبرهاست!
گفت: بله اینها برای دهها بیماری است. آنها تخصص دارند. شیوهاش را هم به من گفت. حالااگر بگویم نمی تونید تحمل نکنید. داغ می کنید خدای نکرده. گفت: هر کدام از اینها برای یک بیماری است.
یاقوت همین جوری هست، الماس، فیروزهها همینطورند. مثلا ما فیروزه می خواهیم. میرویم نیشابور و یک نگین فیروزه میخریم. اما اینکه این برای چه چیزی و کجا خوب است را نمیدانیم.
فقط می گوییم یک فیروزه به ما بده. این تخصص دارد. سنگ تخصص دارد. الان مثلاً کسی میخواهد منزلش را سنگ کند. نمای سنگ بزند. بروید بازار ببینید چطور به آدم سنگ می اندازند. اگر متخصص با خودت نبری، سرتان را کلاه میگذارند. چشمت یک سنگ را می گیرد و میگویی این را بخرم. میخرید و می آورید و نصب می کنید. بعد از ۶ ماه می بینید نمایش افتاد. همه رنگهایش پرید و عوض شد. باید کارشناس بیاید و بگوید این چه سنگی است.
آقا سنگ کارشناس میخواهد. آدم کارشناس نمیخواهد؟ یعنی آدم وسیله مسخره بازی است؟ این وجود ابدی که قرار است خلیفه الله بشود، مظهر خدا بشود؛ این چه توحیدی است که تو داری؟ این چه خدایی است که تو را به تخصص نمیکشاند؟ این چه خدایی است که تو با هر کسی، هر جایی، هر جوری، میتوانی به سمت او بروی؟
اصلاً این جور نیست. لذا خداوند به پیامبر میفرماید. (در آستانه عیدغدیر هستیم)
«یا ایها الرسول». پیامبر می توانست این را چند ساعت جلوتر هم بگوید. نه. میگوید بگذار همه حج بروند.
چرا موقع حج نه؟ چون خداوند میگوید اینها موقع حج همه جوگیرند. همه عرفانی شدند. میخواهند منا را انجام دهند. مشعر هستند. عرفات هستند. اگر الان تو بخواهی در مورد یک مسئله مهم حرف بزنی اصلاً گوش نمیکنند.
همه در حال و هوای خودشان هستند. ببینید خداوند چگونه صحنه آرایی میکند. از مکه که بیرون میآیند حج تمام شده است. یک هفته بعد از آنکه همه جمعیت دارند، سر همان سه راه غدیر خم که قرار است همه از هم جدا شوند و کاروانهای کشورهای که تا آنجا همه مسیرشان مشترک است و در آنجا میخواهند از یکدیگر جدا شوند؛ برو سر گردنه بایست. سر گردنه یقه همه را بگیر. بگو به آنهایی که رفتهاند برگردند. ببینید روانشناسیاش چقدر جالب است. صبر کنید آنهایی که هنوز نیامدهاند، بیایند. بیشتر از ۱۰۰ هزار نفر جمعیت جمع شد.
همانطور که میدانید بیشترین اسناد حدیث غدیر نزد برادران اهل تسنن است. شیعیان کمتر سند دارند.
بیشتر سندهایش دست آنها است. اگر کسی بخواهد غدیر را بشناسد. به همین کتاب های ۲۰ جلدی مجموعه الغدیر علامه امینی که اکنون ترجمه شده، یک دانه حدیث شیعه راجع به امیرالمومنین و غدیر ندارد. تمام احادیث این ۲۰ جلد از کتابهای اهل تسنن است. حتی یک حدیث. مرحوم علامه از کتابهای خودشان آورده.
بالای صد هزار نفر جمع شدند. گفتند حالا پیامبر با ما چه کاری دارد؟ فرمود: برای من آیه نازل شده است.
پرسیدند: چی؟ گفت: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک». آنچه را به گفتهایم را بگو. «فان لم تفعل مابلغت رسالته».
دیگر تهدید بالاتر از این میشود؟ اگر نگویی و متخصص معصوم بعد از خودت را مشخص نکنید تمام زحمات ۲۳ ساله بی نتیجه است. «فما بغلت رسالته». رسالت خدا را به جا نیاوردهای، یعنی زحمت بیخود کشیدهای.
تهدید از این بالاتر؟ این آیه را بزرگان و علمای اهل تسنن بیشتر از شیعیان میگویند که این واقعه غدیر اتفاق افتاده، پیامبر هم امیرالمومنین را با آن کلمات مخصوص منصوب کرد. بعد هم نفرین کرده است.
اول دعا کرده و بعد نفرین کرده. دعایش را ببینید.
«من کنت مولاه فهذا علی مولاه. ». چنین و چنان. «اللهم وال من والاه» این دعایش است. «و عاد من عاداه» هم نفرینش است. «اللهم الحق که حیث دار علی». یک متخصص معصوم اینطور است.
نمیگوید علی تابع خدا است. تابع حق است یا بگوید خدایا علی را تابع خودت کن. میگوید خدا حق را آنجا ببر که علی میرود. دعا را دقت کنید. هر جا علی میرود حق را هم همان جوری بگردان. عظمت مظهر و نماینده خدا این است. بعد هم شروع به نفرین کردن آنهائی که از این راه نروند و غیر از علی را انتخاب کنند. بعد هم نگه میدارد. خانمها هم جداگانه باید بیعت کنند. خاک بر سر آنهایی که الان افتادهاند در فمنیست. پیامبر صد سال پیش گفتن زنها هم باید جداگانه رای بدهند. بیایند در چادر با امیرالمومنین علیه السلام بیعت کنند. ظرف آبی گذاشتند. حضرت علی دستشان را میگذاشتند در آن آب وهر یک از خانمها می آمدند دست در آب می گذاشتند و بیعت میکردند و می رفتند. تک تک خانم ها بیعت کردند. رأی گیری بود. بعد هم آقایان. تا نیمههای شب که چند ساعت طول کشید رای گیری بود. نفر به نفر باید بیایید بیعت کنید بعد بروید وگرنه حجتان هم به درد نمیخورد. مسئله متخصص این قدر مهم است
در هیچ مسئلهای به شهادت کتابهای برادران اهل سنت، ما کتابهای شیعه را می بوسیم و کنار میگذاریم، در هیچ مسئلهای به اندازه مسئله امامت و ولایت پیغمبر تاکید نکرد.
در هیچ مسئلهای به اندازه این ما در قرآن آیه نداریم. متخصص خیلی مهم است. لذا امکان ندارد یک نفر به معنای حقیقی خدا را بپرستد، خدا را قبول داشته باشد، پیغمبر و امام را قبول نداشته باشد.
اگر پیغمبر و امام را قبول نداشت یا پیغمبر و امام را زیر سوال برد، حتماً خدایش هم زیر سوال است. این خداش فقط به درد خودش میخورد.
اگر کسی پیغمبر یا امام معصوم را زیر سوال برد؛ چه قول پیامبر و قول امام، چه رفتار پیغمبر و رفتار امام، فعل و تقریرشان را زیرسوال ببرد باید در توحید این شک کرد. این توحید را نمیشناسد. اصلاً خدا را قبول ندارد.
آن خدایی که این قبول دارد، به قول امام صادق که می گوید: خدای مخلوق است نه خدای خالق.
خدائی هست که خودش ساخته است. خدای موهوم است.
حالا دقت کنید. روایتش را برایتان میخوانم. اولاً مسئله متخصص معصوم به قدری مهم است که در چند جای قرآن فرموده است. ما هیچ اجتماعی از بشر در تاریخ نداشتیم مگر آن که برایشان انبیاء فرستادیم؛ یک یا چند پیغمبر برای برخی از اقوام چند پیغمبر فرستادیم. انقدر مهم است.
ما سادهایم و فکر میکنیم که خداوند همه پیغمبرانش را در همین خاورمیانه فرستاده است. بله، مهمترین ها در خاورمیانه بودند. این اولوالعزم که خداوند در قرآن دارد، ما در یک روایت به نقل از امام صادق علیه السلام داریم که، خداوند ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر داریم. در این مدت ۱۰ الی ۱۲ هزار ساله آمدهاند. قرآن ۲۵ تا از آنها را اسم برده است.
پنج تا از آنها که از بقیه مهمترند و اولوالعزم هستند در همین منطقه خاورمیانهاند: آدم و نوح، ابراهیم، موسی، عیسی و محمد (صلی الله علیه و آله). مردمان آن طرف چه ؟ چینیها، و ژاپنیها، کرهایها، مغولی ها، اروپاییها.
تمام انبیاء داشتند. تمام شان پیغمبر داشتند. «انما انت منذر و لکل قوم هاد» (سوره رعد/۷) .
هیچ قومی نبوده که هادی نداشته باشد. هادی معصوم. تمام ۱۲۴۰۰۰ پیغمبر معصوم بوده اند. همه معصوم و همه متخصص. در مورد همین آیه امام باقر علیه السلام میفرمایند. «رسول الله المنذر». پیامبر انذار دهنده است. آمده است بترساند که اگر راهی غیر از راه خدا را بروید. راهی غیر از راه متخصص را بروید....
الان نگاه کنید پزشکان با این آنفولانزا دارند چه کار می کنند. چقدر در تلویزیون در در و دیوار شهر، در روزنامهها انذار هست. الان چند استان ملاقات حاجیان را ممنوع کردهاند. گفته اند مردم به هیچ وجه حق ندارند استقبال حجاج بروند. همه اینها انذار است. اگر راهی غیر از راه متخصص بروید وارد جهنم میشوید.
«ولکل زمان هاد یهدیهم الی ما جاء به نبی لله»، در هر زمانی هادی است که مردم را هدایت میکند بدانچه که به نبی الله آمده است. «ثم هدات من بعده». سپس هادیان پس از او. «علی ثم الاوصیاء واحد بعد واحد»، علی و اوصیای علی (فرزندانش). بعد از او همینطور یکی پس از دیگری.
مسئله امام به قدری مهم است که قرآن میفرماید روز قیامت مهمترین سوال قیامت، سوال از امام است. اصلاً کاری ندارند که تو نماز میخواندی یا نمیخواندی. اهل روزه بودی یا نبودی. اهل قرآن بودی یا نبودی.
اولا می پرسند امام چه کسی بود؟ «یوم ندعو کل اناس بامامهم». روزی که هر انسانی و هر شخصی و هر گروهی را با امامش دعوت می کنیم برای محاسبه (سوری اسراء/ آیه 71) تو امامت چه کسی بوده؟ زیر بیرق چه کسی بودی؟
عضو مجموعه ولایتی چه کسی بودی؟ اگر بگوید خدا یا چه فرقی میکند؟ من که تقوا را رعایت کردهام. قرآن خواندهام. قرآن را کامل حفظ کرده و رعایت کردهام. حتی یک گناه هم نکردم. میگویند برو جهنم. می گوبد تو شعورت را کجا گذاشته بودی؟ چطور میخواستی در دنیا بدون رهبر کار کنی؟ البته این کار امکان ندارد، ولی خداوند میگوید اگر حتی این کار را هم بکند و هیچ کار دیگری هم نکند. باز او را به جهنم ببرید. مثل این که یک کسی بگوید من بچه ام قلبش مریض بود، تصادفاً بردم پیش متخصص ارتوپد.او هم یک دارو داد و این خوب شد.
این کار حماقت است. حالا تصادفاً خوب شده است. فقط تصادفی است. این ریسک است. ریسک کار خوبی نیست. خطرناک است.
«من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتته جاهلیه»، هر کس بمیرد و امام زمانش را نشناسد، یعنی همان متخصص معصوم زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است.
گفتند: مرگ جاهلیت یعنی چی؟ گفت: کفر، ضلال، نفاق. دینداری بدون امام زمان کفر و ضلال و نفاق است. توحید این است که میگوید، شما غیر از من الله و خدایی ندارید و غیر از من معشوقی هم ندارید. اگر غیر از من سراغ کس دیگری بروید، جهنم می روید. کلمه «لا اله الا الله حصنی فمن دخل حصنی امن من عذابی»، توحید حصن من است. هر کس در این حصن آمد از عذاب من در امان است. دیگر اصلاً به طور خودبه خود عذاب نمیشود. چون داخل توحید است و تمام توحید بهشت است و جهنم خارج از توحید است و همان خدایی که این سخن را گفته میفرماید: «ولایه علی بن ابی طالب حصنی، فمن دخل حصنی امن من عذابی»، ولایتش را کنار توحید آورده است.
یعنی اگر کسی مرا قبول دارد، نمی تواند علی علیه السلام را قبول نداشته باشد. نمی تواند متخصص معصوم را قبول نداشته باشد. ولایت علی حصن من است. ما روی علی تعصب نداریم. ما با متخصص معصوم کار داریم. علی از آن جهت عزیز مهم و دوست داشتنی است، امام است، رهبر است که متخصص است.خدا او را انتخاب کرده است.
اگر علی نبود یک کسی دیگر بود. چون او ما را به خدا می رساند. ما در زیارت جامعه کبیره می رسیم. داریم که
«من اراد الله بداء بکم». هر کس خدا را بخواهد باید از شما شروع کند. امکان ندارد بدون معصوم بتوانید سر از توحید در بیاورد.
هر عرفانی، هر مکتبی، هر کتاب و هر معلمی بدون اینکه دست شما را در دست معصوم بگذارد، حتماً شما را از خدا حتماً دور کرده است. عرفانش هم قلابی است، به درد نمیخورد. عرفان دروغین است.
امام باقر علیه السلام میفرماید: «لایعذر الناس حتی یعرفوا امامهم»، حدیث من مات که قبلاً خواندیم از پیامبر بود.
مردم معذور و معاف نیستند تا اینکه اول امامشان را بشناسند. بدانند زیر نظر کدام متخصص معصوم میخواهند کار کنند. عزیزان تکلیف ما در این زمان خیلی سخت است. چون ما هم باید متخصص معصوم خودمان را بشناسیم.
هم باید برویم خانه اش، چادرش، هم باید تک تک ما با او رابطه شخصی برقرار کنیم. چون قرآن میگوید روز قیامت تو را با امامت محشور میکنم. در قیامت اصلاً با شما هیچ کاری ندارند وقتی سر امام حسین را بریدند، وقتی حضرت زهرا را کشتند، شما چه کار می کردید؟ می گوییم: ما نبودیم. ولی حتماً به شما میگویند: امام زمانتان آواره بود، مگر شما وظیفه نداشتید او را بشناسید؟ و به کمک او بروید؟ خودتان را به او برسانید، به چادرش بروید و
کمکش کنید. برای حضرت اعلام آمادگی کنید.
نه آقا ما کار و زندگی داشتیم. مگر بیکار بودیم، زن و بچه داشتیم. درس و دکترا داشتیم. نمی رسیدیم که برویم.
این مردن، مردن خیلی بدی است. مردن بدون امام زمان. زندگی و مردن بدون امام زمان. «لا یعذر الناس حتی یعرف امامهم»، اول برو امامت را بشناس. اول تکلیفت را با امام زمانت روشن کنی. نحوه زندگی و نحوه ارتباط با حضرت را ابتدا تنظیم کنی. مطمئن باشی که در چادر حضرت هستی. بعد برو ازدواج کنی عیبی ندارد. برو رشته تحصیلی و شغل انتخاب کن. برو دانشگاه برو حوزه. برو مسافرتهای داخلی و خارجی. همینطور انتخابهای دیگر بکن. ولی وقتی تو هنوز در چادر حضرت نیستی، تکلیفت با امام زمانت معلوم نیست، وقتت را در کجا تلف میکنی؟
حتی اگر خدمت به اسلام هم بکن، فایده ندارد. خواب خودم را کمتر از ۱۰۰۰ بار برایتان گفتهام. من که این همه درس و طلبگی و جبهه و جنگ و عملیات و روی مین که داشتم، آخرش مرا جهنم بردند. گفتند تو در حق امام زمان کوتاهی کردهای. گفتم من از بچگی برای این دین کار کردیم. قبل از تکلیف مبارزه و جانفشانی میکردم. هیچکدامش به درد من نخورد. این همه جبهه جنگ و عملیات به درد نخورد. حالا شما تکلیف خودتان را روشن کنید. باید بیاید داخل چادر حضرت. مگر میشود حرف از توحید بزنید و خدا خدا بکنید ولی امام زمان فراموش شده. چقدر هم کار مفتی هست. کار راحتی هم است. ما برای اینکه وجدان خودمان را راحت کنیم که امام زمانمان را تنها گذاشتهایم، هی حرف از خدا می زنیم. هی نماز شب بخوان، قرآن بخوان. قرآن حفظ کن، نماز جعفر طیار بخوان.
امام صادق علیه السلام می فرمایند: چون روز قیامت شود، خداوند میفرماید. آیا عدالت از پروردگار نیست، از عدل نیست که بگوید هر قومی دنبال هرکس بودهاند،
می خواهد بهشت برود، با او بهشت بروید. اگر بهشتی باشد. میخواهد جهنم برود چون شما هم تابع او بودی باید با او به جهنم بروی. در دنیا این طور برایش وقت گذاشتید.
دنیا همان آخرت است. دنیا که جدای از آخرت نیست. آیا این عدالت نیست که هر قومی دنبال هر کسی بوده اند برود؟ همه میگویند بله خدایا عدالت همین است. پس گفته میشود از هم جدا شوید و هر کس دنبال امام خودش برود. پس جدا میشوند.
اگر در قیامت امام زمان راه افتاد و رفت، میتوانی دنبالش برودی؟ امام ما اوست. امام ما امام حسین و امام حسن که نیست. ۵۰ سال بیاییم و روضه بخوانیم و کمکی به امام حسین زمانمان نکنیم و بگوییم کسانیکه امام حسین را کشتند و تنها گذاشتند خدا آنها را لعنت کند. او مرتب تکرار کرد. هل من ناصر ینصرنی؟ و اینها مرتباً خود را به کری زدند.
میخوانیم: «و لعن الله امه قتلتکم و لعن الله امه سمعت بذالک فرضیت به»، یعنی شنیدند و راضی شدند.
آیا ما الان به غربت امام زمان راضی هستیم؟ به غیبت، آوارگی، تنهایی و طرد شدگی امام زمان راضی هستیم؟
به این الفاظی که امیر مومنان در مورد او به کار برده، راضی هستیم یا نیستیم؟ اگر راضی هستیم که هیچ.
اگر راضی نیستیم علامت عدم رضایتت کو؟ نوع برنامه ریزیهایت؟ چه جوری الان در چادر امام زمان هستی؟
تهدید را نگاه کنید.
باز هم از امام صادق است: «من دان الله بغیر سماع عن صادق الزمهم الله فهو مشرک علی بطه الی الانام ومن ادعا سماعا عن غیر الباب الذی فتح الله فهو مشرک»، هر کسی بدون شنیدن و فرا گرفتن از امام صادقی خدا را پرستش کند. قطعاً خداوند او را با رنج و مشقت ملازم خواهد کرد.
شما جهان اسلام را نگاه کنید. وقتی امام معصوم را ترک کردند، چقدر ذلیل شدند. یک میلیارد و چندصد میلیون مسلمان ذلیل یک اقلیت ذلیل صهیونیست شدند که به قول امام اگر هر کدام یک سطل آب بریزند. اسرائیل را آب میبرد. ولی نگاه کنید اسرائیل به جهان اسلام دارد حکومت میکند. همه را خوار و ذلیل کرده است. گرده کشورهای اسلامی سوار است. در کشور اسلامی ترکیه زنان حق حجاب داشتن ندارند. یک وقت این کار در فرانسه و اروپا است که اکثریت با خودشان هست و زور میگویند. ترکیه کشوری اسلامی است. بیشتر از ۹۰ درصد آنها مسلمانند. نمیتوانند مسائل شرعی را رعایت کنند. آن وقت آدم میفهمد که امام امت یعنی چه؟ ولایت فقیه یعنی؟
بزرگترین کاری که جمهوری اسلامی کرد این است که تخصص را در اختیار ما قرار داد. دست ما را به دست معصوم رساند.
اینکه امام امت میفرمایند حفظ جمهوری اسلامی از حفظ نماز واجبتر است. برای چی؟ برای اینکه جمهوری اسلامی شما را با متخصص معصوم ارتباط میدهد.
زمان شاه هم شما نماز می خواندید، شاه کاری نداشت. شاه قرآن چاپ میکرد و تشویق هم میکرد. برای امریکا نماز مشکلساز نیست. فقط یک چیز در دنیا برای امریکا و نظام استکبار جهانی و ابرقدرتها مشکل ساز است. بقیه دین هر کدام را بخواهی، آنها قبول میکنند. مثل حج که خودشان هم الان آن را اجرا میکنند. حج آمریکایی، اسلام امریکایی. روزه، نماز، عزاداری، گریه و همه اینها را قبول دارند. فقط یک چیز را قبول ندارند. میگویند شما روی متخصص تأکید نکنید. حرف معصوم را نزنید. همین مورد را بگذارید کنار. در بقیه ما با شما هیچ مشکلی نداریم. نگویید معصوم و ولی فقیه که جانشین معصوم است و از طریق خود معصوم نصب شده است. نگویید ولایت فقیه. فرق اسلام امریکایی و اسلام ناب فقط در ولایت فقیه است. بقیه دین را اسلام امریکاییها همهاش را دارند.
گریه، اعتکاف، عزاداری، نماز، روزه، زیارت، حجاب. اصلاً کاری ندارند. فقط این یکی را حذف کنید. ما با شما کاری نداریم.
ما هم میگوییم نه، غیرمتخصص نمیتوانیم. ما نمیتوانیم رهبر سیاسی خود را از غیر ولی فقیه انتخاب کنیم.
چون معصوم گفته فقط فقیه. آن هم با یک شرط خاص. توحید ما میگوید ولایت فقیه و توحید ما میگوید امامت.
توحیدی که ما را به این جاها نرساند، جهالت است و خدواند میگوید من عذابتان میکنم.
حالا دقت کنید آخرین روایت را برایتان بخوانم.
امام باقر علیه السلام که جان ما به فدای این معصوم شود و صلواتی محضر همه آنها بفرستید. از قول خدا نقل میکند. عظمت را ببینید. اصلاً نمیگوید قال ابی. قال رسول الله. بلکه مستقیم از خداوند نقل میکند. «قال الله تبارک و تعالی»، خداوند اینجور فرموده است. «لاعذبن» سه بار گفته است حتماً حتماً حتماً عذاب میکنم. وقتی خدا اینجوری حرف میزند خیلی خطرناک است. «لاعذبن کل رعیه فی الاسلام دانت بولایه کل امام جائر لیس من الله وان کانت الرعیه فی اعمالها بره تقیه لاعفعن کل رعیه فی الاسلام دانت بولایه کل امام عادل من الله و ان کانت الرعیه فی انفسها ظالما و مسیئ»، به رمز دقت کنید که چقدر مهم است. میفرماید هر رعیتی، یعنی هر عضوی در جامعه را، که در اسلام با پیروی از امام ستمگر که از جانب خدا نیست دینداری کند، هر آینه حتماً حتماً حتماً عذاب میکنم.
میگوید یعنی اگر تو رهبر بد انتخاب کنی، تو اهل عذابی. اگرچه آن رعیت نسبت به اعمال خود نیکو و پرهیزکار باشد. آقا نگاه کنید اینها را که چقدر نمازهایشان را قشنگ میخواند. حافظ قرآنند. چه صوتهایی دارند و چقدر نماز را زیبا میخوانند. اول وقت نماز مغازههایشان را تعطیل میکنند و نماز اول وقت میخواند. اینها خیلی کار درست هستند. اینها با امام معصوم کاری ندارند و با طاغوت کار میکنند.
به کلمه طاغوت دقت کنید. طاغوت یعنی غیر معصوم، طاغوت در قرآن این معنی را دارد، یعنی هر وقت امام غیر معصوم حاکم شد، طاغوت است.
طاغوت یعنی کسی که طغیان کرده است و بدون اینکه از طرف خدا آمده باشد میگوید من میخواهم حاکم شما باشم. زمام امور مردم را به دست گرفته است. خیلی کار خطرناکی است و خدا میگوید: حتماً حتماً حتماً عفو میکنم و میگذرم از هر رعیتی که در اسلام با پیروی از امام عادل، که از جانب خداست، دینداری کند. اگرچه آن رعیت نسبت به خود ستمگر و بدکردار باشد. چون امام معصوم انتخاب کردهای.
یکی از بزرگان خیلی زیبا گفت. کسی که با امام معصوم است، مثل کسی است که در کشتی گناه میکنند و وقتی کشتی به ساحل می رسد، ممکن است ناخدا او را تنبیه هم بکند اما به ساحل میرسد و کسی که معصوم ندارد، مثل کسی است که در یک قایق شکسته است. آدم خوبی هم هست و اصلا گناه هم نمیکند و در قایق هم یکسره نماز میخواند. هیچ وقت به ساحل نمیرسد. امام یعنی این.
روز قیامت اصلیترین چیزها را میسنجند. امامت چه کسی بود؟ با کدام متخصص کارکردهای؟ زیر نظر کدام مربی بودهای؟ میگوییم با این آقا حجت ابن الحسن عسکری کارکردهایم. در چادر این آقا بودیم اگر کمبودی داشتیم خود حضرت تمام و جبران میکند. خدا میفرماید من عفو میکنم. چه افتخار بزرگی نصیب ما شده است. باید گریه کنیم و خدا را شکر کنیم که خدا ۱۴ تا از این افراد را به ما داده است.
آمد خدمت امام صادق و عرض کرد. من وضعم خوب نیست و فقیرم. حضرت فرمود تو فقیر نیستی. گفت من چه چیزی دارم؟ گفت: تو ولایت ما را داری. چرا ناشکری میکنی؟ این ولایت ما راچه قدر حاضری بفروشی؟ حاضری با ثروت دنیا عوض کنی؟ گفت: نه. حضرت فرمود: پس چیز خیلی مهمی داری که حاضر نیستی با ثروت دنیا عوضش کنی. ما چقدر از خدا تشکر کردهایم؟ چقدر از نعمت معصومین تشکر کردهایم؟ چقدر از پدر و مادرمان تشکر کردهایم؟ اگر پدر و مادری به ما بدی و ظلمی کردهاند. برای دادشمان عروسی گرفتند برای ما نگرفتند، به خواهرمان جهیزیه داند به ما ندادند، به آنها ارث رسید به ما ندادند، در وصیتشان اسم ما را نیاوردند، با من بداخلاقی و بدرفتاری کردند. دستشان درد نکند. همین که ما را به معصوم وصل کردند و ما را از ته جهنم نجات دادند، ما چقدر باید از بابا و ننه هایمان تشکر کنیم؟ این نمکنشناسی آدم که قدر پدر و مادری را که مذهبی را انتخاب کردهاند، مکتبی را انتخاب کردند، ....
اگر بداخلاق هست، فسق و گناه هم ممکن است بکنند. حرفهای بی ربط هم ممکن است بزنند. ظلم هم بکند، اما بلاخره این روح، یک روحی است که معصوم را پذیرفته است.
لذا فرمود آقا این شیعیان شما که اینقدر گناه میکنند و آنهایی که شیعیان شما نیستند و تقوا دارند. وضعیتشان چگونه است؟ حضرت فرمود. هرگاه خواستید راجع به شیعیان ما صحبت بکنید. بگویید: «سیئ العمل وطیب الروح»
یعنی عملش بد است ،ولی روحش پاک است. چون به عصمت رسیده است. در مورد غیر شیعیان با تقوای ما اگر خواستید حرف بزنید، بگویید: «خبیث الروح طیب العمل». عملش پاک است ولی روحش خبیث است. زیرا به معصوم وصل نیست. چون فکر او آنقدر مبتذل است که می گوید من بدون معصوم میتوانم کار کنم. بدون متخصص هم آدم میشوم. امامت اینقدر مهم است. وقتی انشاالله میخواهیم عید غدیر را جشن بگیریم بدانیم بدانیم که چرا غدیر میگویند؟ در آسمانها مهمتر از این روز وجود ندارد عیدی بزرگتر از این وجود ندارد. مهمترین روز خدا است که خدا و پیامبر چه کار کرده. در سینه مردم شیعه و سنی گذاشته و همه اعتراف کردهاند که در این روز، خداوند متخصص معصوم را نصب کرد و جوری نصب کرد که هیچ کس نتواند انکارش کند. الان هیچ کس نمیتواند غدیر را انکار کند. خدا و پیغمبر میگویند ما کارمان را کردیم. لذا توحید بدون عصمت و معصوم، مفت نمی ارزد. کفر است و حضرت فرمود: شرک است. توحید بدون امام توهین به خدا است. یعنی یک خدای بی عرضه و نادان است که یک جهانی را خلق کرده است. گفته قیامت هم دارید و در آن جا شما را حسابرسی میکنم. بعد برای ما رهبر نگذاشته است. چنین خدایی میشود باشد؟ یعنی این خدا اینقدر نادان باشد؟ این خدایی که شما دارید به درد خودتان میخورد. خدای ما، خدای قرآن، اصلاً اینجور نیست. روایت ها را در فصل اول کتاب آشتی با امام زمان دنبال کنید.
پس فعلا تا اینجا رسیدیم به توحید و لوازمش که نبوت و امامت و ولایت فقیه است. اگر اینها را کنار بگذاریم انسان سقوط میکند. درجلسه بعد، چون می خواهیم به ذکرها برسیم به توحید در استعانت خواهیم پرداخت. باید کار کنیم. البته وقتی می گوییم مهمتر یعنی کاربردی است. در بحث نظری مهمترین بحثش همین بود. وارد بحث عملی می شویم که در آنجا بتوانیم بحث استعانت را انشاالله کار کنیم.
والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین