جلسه 002 - توحیدشناسی
شماره جلسه
2
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1388
ماه
4
روز
18
متن کامل (خام) ‌ جلسه 002 - توحیدشناسی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمدلله رب العالمین و صل الله عَلی محمدٍ واله الطاهرین و لعنت الله عَلی اعدائهم اجمعین مِن آلان الی قیام یوم الدین.

بحث ما درباره ی اسم شریف الله بود و همچنین اسم شریف هو بود که عرض کردیم اولین اسم هایی که در سیر درونی ما برما ظهور می کند، اسم شریف هو و همچنین اسم شریف الله است که ما از سیر درونی خود وسایر انسان ها، اسم شریف الله و هو را می توانیم استخراج کنیم. این که خداوند تبارک و تعالی می فرماید:

سَنُریهم ایاتنا فی الآفاق و فی انفسهم. خداوند آیات خودش را در نظام طبیعی ، نظام خارجی و جهان بیرونی و درون خودشان ارائه می کند. ما هم تمام اسماء الهی از اسم شریف « هو » که بر ذات غیب الغیوب حق تعالی دلالت می کند و همچنین اسم الله، تا همه سایر اسماء الهی در ما وجود دارد. چون ما مظهر خود خدا هستیم کامل ترین و کامل ترین مظهر حق تعالی هستیم. خداوند تبارک و تعالی در تمام مخلوقات تجلّی کامل دارد. اما دولت و حاکمیّت هر اسم فرق می کند. مثلاً شما گل را نگاه کنید. هر چند که حق تعالی با همه ی اسماء حضور دارد. امّا شما با تلاش در بررسی گل تعدادی از اسماء را درمی آورید. گاهی هم بدون تلاش است. شما اسم شریف جمیل را می بینید زیرا گل زیباست. به خارهای گل که نگاه کنید اسماء جلالیه را درمی آورید که بعداً توضیح می دهم. ولی برای پیدا کردن سایر اسم ها انسان نیاز به تفکّر و مذاقّه دارد تا بتواند اسم های دیگر را هم از گل دربیاورد.

مثلاً اسم شریف مصوّر، تصویر دهنده، صورت گر: شما خار، ساقه ، گلبرگ ها را که نگاه می کنید همه اش تصویرسازی شده و نقاشی شده است و صورت داده است. ما یک حقیقت برزخی داشتیم و این حقیقت غیرمادی از آن عالم صورت گری شده و تبدیل به گل شده است. گل یک حقیقت ماورای مادی دارد همان طور که آب یا سایر مخلوقات هم حقیقت غیر مادی دارند امّا آن جا حقیقت ماورای مادی یک صورت دارد و حالت مادّی دیگر نیست. پس ما وقتی به گل نگاه می کنیم اسم شریف جمیل را درمی آوریم، مقداری هم که تلاش می کنیم اسم مصوّر را هم که خداوند در گل طراحی کرده و صورت داده است. شما الان این طراحی های گل های این جا را که نگاه می کنید یک کسی دانه دانه آن ها را برش داده است و مصور داشته است. گل طبیعی هم را که نگاه می کنیم تمام شاخه ها و گلبرگ ها دانه دانه طراحی شده است به طور اتوماتیک هم نبوده که در کارخانه ای بریزندن و تولید شود. الان بعضی از گل های مصنوعی را که ساخت کشور چین است در فروشگاه ها ساخت انبوه شده است و در کارخانه ها به یک شکل و اندازه تولید شده است. اما در گل سازی با دست یک نفر دانه دانه گلبرگ ها را طراحی می کند می سازد. گل هایی را هم که خداوند در طبیعت خلق می کند، همه ی گلبرگ ها ، کاسبرگ ها، شاخه ها، خارها ، برگ ها دانه دانه و جداگانه طراحی می شود. پس مصوّر دارد. اسم های دیگری را هم که به گل نگاه می کنیم می توانیم از آن راز مخلوقات دیگر بیرون بکشیم. اما در مورد انسان که می گوییم خداوند تجلّی کامل کرده است. اولاً همه ی اسماء در انسان هست و ما می توانیم با شفافیت بیش از آن چه در سایر مخلوقات فکر می کنیم در مورد خودمان اسم ها را خارج کرده و ببینیم. کریم بودن، جواد بودن، ستار بودن، علیم بودن، سمیع بودن، بصیر بودن ، عالم بودن... و حتی اسماء جلالیه مثل عصبی بودن، قاتل بودن... همه را می توانیم از خود استخراج کنیم. پس همه ی این ها در ما به طور فطری هست که راجع به فطری بودن هم مفصل صحبت می کنیم. حال اگر بتوانیم همینم دو اسم را در کلاس اسماء بپرورانیم و کار کنیم خیلی مهم است.

یک حقیقت دیگر را که از سیر درونی خود به دست آوردیم لا اله الّا الله بود. این که ما فهمیدیم همه انسان ها عاشق خداوند هستند. در واقع عاشق علم مطلق، جمال مطلق، بقاء مطلق، حیات مطلق، قدرت مطلق، حیات مطلق و کمال مطلق را هستند و چون مطلق را می خواهند یک مصادق خارجی بیشتر ندارد. یعنی یک موجود در خارج است که همه را به صورت مطلق و بی نهایت دارد و آن هم حق تعالی است و غیر او کسی نیست. هر کس و هر چیز دیگر هم که موجود باشد تجلّی خداوند است. دو چیز نیست، در مقابل خداوند نیست. در عالم ما یک خدا و یک خلق نداریم. یک خداست با تمام مظاهر او که اسم آن مظاهر را با خلق می نامیم. وحده لا اله الّا هو ، وحده لا شریک له . وحده وحده وحده. ما فقط یک وجود مطلق واحد داریم که بعداً مفصل توضیح می دهیم و دلایل آن را و برهان های آن را از درون خودمان استخراج می کنیم و دلایل خارجی را هم می گوییم در واقع وقتی فهمیدیم همه ی کمالات مخصوص خداست یک ذکر شریف هم استخراج می شود: الحمدالله. گاهی این کلمه را با تقلیداً از علماء و دین و پیامبر می گوییم، و گاهی از درون خود آن را می گوییم، درون ما می گوید که همه ی کمالات مخصوص خداست تمام تعریف ها، تمجیدها، و حمدها و ستایش ها که انسان ها از اشخاص و چیزهای دیگر می کنند در واقع از خداوند ستایش می کنند. زیرا هر چیزی هر حمد وکمالی دارد آن را از خدا گرفته است. پس الحمدلله یعنی ستایش از آنِ خداست. اگر کسی از ما تعریف کرد و اشتباهاً آن را از خودمان ببینیم، دچار دو بینی می شویم و دچار شرک می شویم. این که کسی تعریف ها را به خودش بگیرد خیلی خطرناک است. این که باور کند خودش مستقلاً خیری دارد در نظام عملی بسیار به انسان صدمه می زند. الحدلله یک سپری است که نمی گذارد انسان دچار بزرگ ترین انحراف ها که از آن بزرگ تر نیست و آن شرک به خداست، دچار شود. وقتی الحمدلله را می گویی، پسری است که تمام خودخواهی ها، عجب ها و کبرها را از بین می برد. اگر قیافه زیبا داری، خودت درست نکردی، علم داری یا عبادت و اخلاص داری، یا زحمت کشیدی و مجاهدت و خدمت داری، همه به فضل خداست . قوه و توان و عمر و موقعیت و همه چیز آن را خداوند داده است. پس فخر فروشی به دیگران مثل این که به خاطر تقوی دیگران را زیر سؤال ببریم و آن ها را ریز و بی آبرو و خودمان را آبرومند و بی گناه ببینیم و یا منت بگذاریم و توقع داشته باشیم که خداوند به خاطر کارها و عبادات به طور ویژه به ما رسیدگی کند و خیلی دیگر از افکار و توهمّات و خیالات غلط با الحمدلله از بین می رود، در بحث همه ی تعریف ها و تمجیدها را که گفتیم ، در مثالی که جلسه گذشته گفتیم و بعضی ها کج فهمی کردند و فکر کردند که ما موسیقی های حرام را گوش کنیم. مثالی که زدم این بود که اولیاء الهی به خاطر دید الهی که دارند و به خاطر تسلط نظام توحیدی و سلطنت توحید تعریف ها و تمجیدها را که افراد در ترانه ها به خاطر عشق های زمینی می کنند می بینند که خدا را تمجید می کنند. ترانه هم که ساخته می شود یا خوانده می شود برای خدا خوانده می شود اما خود شخص توجه ندارد.

آن مثالی که در مورد حاج آقا دولابی و مرحوم مجتهدی زدم نمی خواستم که بگویم موسیقی حرام بر ما تجویز می شود. البته آن موسیقی که آن ها شنیدند حداقل در حد آواز و شعر حرام نبوده و به گونه ای بوده که محتوی آن خوب بوده و الان هم حرام نیست.

اگر کسی بگوید زن خوانده است در این مورد فقها اختلاف دارند و همه حرام نمی دانند بعضی از فقها می گویند زنان دسته جمعی بخوانند اشکال ندارد، بعضی هم می گویند تک خوانی هم اشکال ندارد. نمی خواهم بگویم ما این ها را قبول کنیم. چون هر کس در مسئله موسیقی تابع نظر مجتهد است. قبلاً در بحث موسیقی توضیح دادیم که قوای مختلف انسان موسیقی دارد. بخش حسی ما و بخش خیالی ما و بخش وهمی ما و بخش عقلی ما و بخش فوق عقلی ما موسیقی دارند. و موسیقی مطلقاً حرام نیست. بعضی ها انسان را به قرب می آورند و بعضی ها عقلانیت را زیاد می کنند، بعضی ها معنویت را زیاد می کنند، بعضی ها خیال را زیاد می کنند، بعضی ها واهمه را زیاد می کنند و بعضی ها حس ها را زیاد می کنند. بخش شیطانی ما هم موسیقی دارد. بعضی از موسیقی ها شیطنت را در انسان زیاد می کند بخش غضب ما موسیقی دارد و انسان را پرخاش گر می کند. بخش شهوت ما هم، شهوت جنسی حتی شهوت شکمی هم موسیقی دارد. یک موسیقی هست که انسان می شنود بیشتر می خورد و بعضی ها را می شنود کمتر می خورد. اگر کسی گفت موسیقی مطلقاً حرام است یعنی انسان را درست نشناخته است. مثل غذا می ماند که بگویی همه ی خوردنی ها حرام است. شخصی خدمت امام صادق علیه السلام آمد و گفت: می خواهم کنیزی را بخرم که صدایش خیلی خوب است و به خاطر خواننده بودن او پول بیشتری از من می خواهند. حالا اگر من آن را بخرم حرام نیست؟ حضرت فرمودند اگر طوری بخواند که یاد خدا بیفتی یاد بهشت بیفتی اشکال ندارد پس خواندن، غنا، آهنگ و ساز کاربردهای مختلف دارد. ما در بخش موسیقی تابع فقهای خودمان هستیم و هر کس به مرجع تقلید خودش مراجعه کند. مسئله مهم تر این که غالباً فقها مسئله موسیقی را به خود شخص برمی گردانند می گویند بستگی به این دارد که چه نوع حسی را در شخص ایجاد می کند. بعداً در این قضیه را در بخش ذکر توضیح می دهم.

پس اگر یک شعر، یک مداحی، یا سرودی یا حتی آهنگی را که می شنویم.

مرحوم حاج جعفر آقا که قلیون می کشیدند ایشان در قُل قُل آن قل هو الله احد می شنید. این یک لطافت عارفانه است و این طور نیست که از فردا همه بگویند باید قلیون بکشید امّا در زمان قدیم مراجع حرام نمی دانستند و خیلی از آن ها قلیون می کشیدند.

صدای آب صدای موسیقی خاص خودش را دارد و همه اش ذکر می گوید. نه تنها ترانه ها، آوازها ، حتی گریه ها و ضجه ها و ناله ها و صداهای دیگر همه معنادار است و در آن ذکر و تسبیح است. استنباط یک عارف و ولی خدا و کسی که با اسماء الهی و معانی آن ها آشنا است با نگاه عوام خیلی فرق دارد. به هر حال از نظر موسیقی هر کس تابع مرجع تقلید خودش باشد و به حالت های شخصی خودش تکیه کند. که بزرگان از جمله مقام معظم رهبری این را مهم دانسته اند.

در مورد اذکار یک نکته ای را قرار بود قبل از بحث اسماء الله بگویم و فراموش کردم. چون دو تا ذکر را با عدد گفتیم، در این بخش چند تا تذکر لازم است که بعداً اشتباه نشود. در رابطه با اسماء الهی گفتیم که ما یک وجود کتبی، یک وجود لفظی داریم که قبلاً توضیح دادیم که آثار وجود کتبی لفظ الله آیا اثر دارد یا نه؟ آیا وجود شفاهی و گفتن آن اثر دارد یا نه؟ بله اثر دارد. تا این جا که راجع به رابطه ی وجودی، رابطه ی تصوّری و رابطه ی تصدیقی توضیح دادیم این که اگر انسان می خواهد ذکر کند اوّل باید تصوّر کند معنای آن ذکر چیست؟ تا نداند معنای آن چیست تأثیر زیادی نمی تواند داشته باشد. وقتی می گوید الله ، جمیل، غفور، عفو باید بداند چه معنایی می دهد تا بتواند رابطه برقرار کند. بعد از این که الله ، جمیل، غفور، عفو را گفت باید بتواند رابطه ی تصدیقی برقرار کند. رابطه ی تصدیقی یعنی این که واقعاً به آن چیز ایمان داشته باشد. خیلی فرق دارد وقتی انسان می فهمد الله چیست و کاملاً به آن اعتقاد دارد و سرش را بالا می برد و چند بار می گوید یا الله یا الله. این خیلی با ذکر شریف الله سرمست می شود. یک شراب فوق العاده قدرتمند و شادی آور و مست کننده برای روح انسان است امّا اگر کسی بتواند رابطه ی تصوّری و تصدیقی داشته باشد بتواند بفهمد یا الله را که می گوید خیلی کار می کند. این که می گوید چرا یا الله در ذائقه ی من شیرین نیست و چرا شیرین ترین اسم نیست؟ چون اسماء معصومین هم اسم است. در زیارت جامعه کبیره : وَ ما اَحلی اسمائکم چه قدر شیرین است این اسم های شما : جواد ، صادق، کاظم، علی ، حسن، حسین ... اگر ذائقه من این اسم ها را نمی پسندد و برای دیگر اسم های دیگر را انتخاب می کنم به دلیل این است که ذائقه من خراب است. آن که بتواند تصور درستی از اسماء الهی یا معصومین داشته باشد واقعاً شیرین است و ذائقه را شیرین می کند اگر ما بخواهیم یا الله که می گوییم مؤثر هم باشد چه تأثیری که سازگی را بخواهیم یا این که در اجابت به کار ما بیاید باید خودمان را به یک نظام تصوّری برسانیم که الان کار کلاس ما این است بعد از آن باید زحمت بکشیم که تصدیق کنیم و به تصدیق دربیاید و بعد در مرحله سوم بتوانیم رابطه ی وجودی برقرار کنیم که بسیار عالی است و خیلی کار می کند. وقتی انسان می خواهد اسم ها را به کار ببرد و بگوید، ما همین الان با بعضی اسم ها رابطه ی وجودی داریم. با بعضی اسم ها رابطه ی تصدیقی داریم و با بعضی از اسم ها رابطه ی تصوّری داریم و بعضی از اسم ها را هم اصلاً نمی شناسیم. مثلاً می گویند یا حنّان و یا منّان و در دعاها است. منّان یا حنّان را نمی دانیم چه معنی می دهد یعنی حتی نظام تصوّری هم ندارد و یا لطیف نمی دانم شاید مثل حریر است و تصّور این گونه دارد. رحمان و رحیم چگونه است که بعضی ها ممکن است معنای آن را ندانند. پس این طور نیست که ماهمه اسماء رابطه ی وجودی یا تصدیقی یا تصوّری داشته باشیم. الان در ذکرها برای این که از رشد نیفتیم چه کار کنیم؟

این بحث و بحث جلسه آینده خیلی مهم است. در واقع فرمول هایی است که وقتی در مباحث اسماء رفتیم می خواهیم معانی و رابطه های تصوّری را بگوییم. در خلقت نمونه ها را بگوییم. در عبادت که آن را وضع کرده اند برای این است که اثری از آن بگیریم. واعبد ربّک حتّی یأتیک الیقین. ما باید با عبادت به شهود و بینش برسیم. یعنی در ما یک سلسله چیزها وجودی و تثبیت شود. اگر عبادت بخواهد مؤثّر باشد. هشداری که امام صادق علیه السلام می دهند که چه بسا شخص شصت ساله نماز می خواند و یک رکعت هم قبول نمی شود. خیلی خطرناک است خودشان می فرمایند و انّی شیء اشد من ذلک چه چیزی از این بدتر است. اگر بخواهیم روزه ها جز گرسنگی و تشنگی نباشد که بگویند ویلٌ للمصلّین باید از عبادت طوری استفاده کنیم و ارتباط برقرار کنیم که تأثیر گذار باشد در دوره های شب های احیاء گفته شده است. در قبل ماه رمضان حتماً بحث صلوات، یاد خدا مباحث معنوی یا همان شب های احیا را که فرمول عبادت را بلد باشیم والّا این که عبادت کنیم و هدر رود به درد ما نمی خورد. باید مؤثّر باشد. در بحث عبادت یادتان باشد که وقتی می خواهیم از اسماء و مظاهر اسماء استفاده کنیم باید حتماً با آن اسمی و یا شخصی ارتباط برقرار کنیم که الان به راحتی می توانیم با او رابطه ی وجودی داشته باشیم. یعنی باب میل و سلیقه ی ماست. خوب دقت کنید. توضیح می دهم:

وقتی می خواهید غذا بخورید و بر سر یک سفره رفته اید که چندنوع غذا گذاشته اند، چند نوع نوشیدنی ، ازقبیل ماءالشعیر، دوغ، آب ، نوشابه گذاشته اند، چند نوع ژله آناناس، طالبی ، آلبالو و ..، سوپ ، برنج ها و ... گذاشته اند این طور نیست که همه یک نوع را انتخاب کنند. همه به ذائقه انتخاب می کنند و کاری به بقیه ندارند. آن چه که دوست دارند انتخاب می کنند. مثالً ویتامین c که هم در پرتقال هم در کیوی است ان را که با آن سازگارترم و میلم می کشد استفاده می کنم. البته نیاز بدن را در نظر می گیریم. اگر به ویتامین c نیاز داشت بین دو میوه که دارای ویتامین c هست یا نه، عقل شرع خدا می گوید باید حتماً میوه ویتامین c دارد را انتخاب کنیم. اما اگر چند نوع ویتامین c دار داریم آن که دوست دارم برمی دارم. اگر گوشت ، میوه، برنج، دسر و ... که دوست ندارم انتخاب کنم اثر خوبی برای بدن و روح ما ندارد و اثر منفی دارد. لذا کسی برای دیگری نباید تعیین تکلیف کند اگر انسان هم نداشت که هیچ . در عبادات ما هم میلی خیلی مهم است. می گویند: سه روز اعتکاف داریم. می بینم دیگران یا فلان امام معصوم علیه السلام این کار را می کردند. می بینم ما اصلاً نمی توانیم آن کارها، یا نمازها را بخوانیم و انجام دهیم و اصلاً نمی فهمم که چه می گوید و با آن راه بیایم. نمی توان گفت: چون سلیقه آن ها بوده پس ما هم انتخاب می کنیم. بعداً توضیح می دهم که درباره ی اختلاف ها چه کنیم.

یا این که می خواهم در ماه رمضان که ضیافت است شرکت کنم در ضیافت همیشه تنوع است. چه مادی و شکمی و چه معنوی. لذا کتاب مفاتیح که کاملاً تخصصی است. دعاهای مختلف با اندازه های مختلف برای سلیقه های مختلف دارد. دعای ابوحمزه برای آنان که عشق و دلتنگی آنان خیلی زیاد است و نمی خواهد پنج دقیقه حرف بزند و حتماً می خواهد یک ساعت با معشوق صحبت کند. شما در رابطه های انسانی که می خواهی با آقا یا خانمی صحبت کنی بیشتر از یک دقیقه را تحمّل نمی کنی و حوصله ات سر می رود وگاهی هم با یک نفر شش الی هفت ساعت صحبت می کند و خسته نمی شود. اگر نمی خواستند به کار دیگر بپردازند به ده تا دوازده ساعت هم می کشید. ذائقه اش این طوری است. اگر این آدم را بخواهم در پنج دقیقه با او صحبت کنم برایم سخت می شود. یک کسی در قنوت دعای کمیل می خواند یا سوره ای مثل بقره ال عمران یس واقعه ... را می خواند و یک نفر سوره ی کوثر را هم بخواند خسته می شود. دزدی در نماز، در رکوع دادند و در نماز صرفه جویی و بهره وری می کنند وقتشان تلف نشود. اصلاً حوصله خدا را ندارد. ذائقه آدم ها فرق می کند. طبیعت گر را که یک اردو یا مسافرت دعوت می کنند خوشحال می شود اگر او را برای دعا کمیل یا حرم برای احیا ببرند ناراحت می شود. یک نفر قرآن را که دست می گیرد مثل این است که جعبه شراب را دارد دانه دانه سوره ها را نگاه می کند و با همه ی آن ها آشناست. قرآن شخصیت حقیقی دارد و باهر کدام رابطه ی وجودی خاص و رفاقت دارد با واقعه یک طور با سوره ی عنکبوت و بنی اسرائیل کهف هر کدام یک طور صفا می کند و ارتباط دارد. مفاتیح را که باز می کند مثل این که در بهشت را باز کرده اند انگشتان و حالت دستان او و چشم های او برای ورق زدن حرفه ای است با آن ها لذت می برد و از تک تک ادعیه استفاده می کند. شخص دیگر با بی میلی این مفاتیح را ورق می زند گفته اندکه احیا است و نمی داند تا صبح چه کار کند. اصلاً با خدا حرفی ندارد و می خوابد یا اگر نگذارند با موبایل بازی می کند. یا تلفن می زند یا کتاب درسی می خواند... احیا برای او زجر است. مفاتیح برای بی حوصله ترین آدم ها دعا دارد تا بالاترین ظرفیّت ها. کسی می گفت در آن صد رکعت نماز نوشته است من که دو رکعت را هم حوصله ندارم. اما کسی دیگر صد رکعت نماز هم برایش کم است. او دعای حمزه را هم می خواند تازه سرحال می آید و دنبال مناجات های دیگر می رود. افرادی هستند که می آیند و می گویند ما اعمال شب را انجام دادیم اما دیگر نمی دانیم چه کنیم باز هم میل به دعا و مناجات داریم. باید به آن ها کتاب های دعای دیگر معرفی شود. چون ظرفیت بالایی دارد.

ائمّه ما هم این را در نظر داشته اند که با دعاهای مختلف برای سلیقه های مختلف با آثار واحد به ایمان نوشته اند مثل میوه های مختلف با ویتامین های یکسان امّا مزه ها و طعم ها و رنگ ها مختلف است. در دعاها هم و عبادت ها هم باید دنبال سلیقه خودمان بگردیم و این که فلان مرحوم یا استاد چه می کند به ما ربطی ندارد. زمانی می گوییم که فلان استاد چه می کند که با او سنخیّت برقرار کرده باشد و ظرفیت او را در خودش ایجاد کرده باشد و میل من و او یکی باشد. والّا اگر مثلاً به حرم عبدالعظیم آمدید که سه امام زاده این جا هستند و همه از اولیاء خدا ما مستجاب الوعده و دارای مقام هستند و شأنی از شئون و درجه ای را نزد خدا دارند تو حرم می روی امّا با حضرت حمزه ارتباط خاصّ دیگری داری کس دیگری با امام زاده طاهر سنخیّت وجودی بیشتری دارد یکی از آقایان در کتابی نوشته بود که مکه رفتم دعایم مستجاب نشد. مدینه رفتم به آن ها التماس کردم دعایم اجابت نشد به کربلا رفتم و آن جا به امام حسین و ابوالفضل علیهم السلام التماس کردم مشکلم حل نشد. نجف هم رفتم نشد. سوره هم رفتم و سر قبر حضرت رقیّه رفتم مشکلم حل نشد. حرم حضرت زینب رفتم و شب او را خواب دیدم و مشکل من را حل کرد. او نتیجه می گیرد که پس او از همه بهتر است.

این طور نیست، رابطه ی وجودی او با حضرت زینب بیشتر و میل و سنخیّت تو به ایشان طوری است که رفاقتی برقرار می کنی که جواب می گیری. اما وقتی سراغ خدا می روی نمی توانی ارتباط برقرار کنی. بعضی می گویند شعر می خوانیم لذت می بریم ولی از دعا لذّت نمی بریم، چون هنوز اهل خیال هستی و از شعر بیشتر لذت می بری دعا کار آدم های اشرافی است. شعر نه این که آدم های بزرگ نخوانند بعضی شعرها حکمت است.

انّ لمن الشعر لحکمة. امّا دعا سطح بالاتری دارد. بعضی می گویند من لذّتی که از قرآن می برم از نماز نمی برم. زیرا و انّها لکبیرةٌ الّا علی الخاشعین. می فرماید نماز سخت ترین مرحله است یعنی آدم باید خیلی قدرتمند و اشرافی باشد تا از نماز استفاده کند مثل میل زدن در میدان ورزش باستانی که به بچه ها میل های کوچک می دهند و راحت بازی می کند اما اگر بخواهد میل بیست کیلویی بلند کند دستش می شکند و کار یک پهلوان است. اصلاً نباید این کار را بکند و غذای او نیست.

خداوند می فرماید: استعینوا بالصبّر و الصّلوة از نماز، صبر و روزه کمک بگیرید اما هر کسی تحمّل ندارد که با نماز پرواز کند. آیا می توانی دوره ندیده با هواپیما پرواز کنی؟ یا پانزده سال دوره می خواهد امّا یک خلبان راست بلند می شود.

تو با چه پرواز می کنی؟ اگر نمی توانی نماز واجب را بخوان، با نماز پرواز نکن نماز حاجت نخوان، تو با نماز حاجت به حاجت خود نمی رسی. چون نمی توانی ارتباط برقرار کنی. زمانی می توانی با نماز ارتباط برقرار کنی که تمام وجودت آن خشوع و خضوع و حضوری که نماز می طلبد داشته باشی تا با نماز در خانه خدا بروی اگر نماز تو را نمی کشاند، ظرفیت ممکن است دعای توسل باشد. می گوید من دعای توسل که می خوانم واقعاً سرمست می شوم. با چهارده معصوم بالا برو. یا نه ممکن است تو باید ذکر صلوات بگویی. اگر آن آقا، آن رمّال یا ... کارهایی به تو گفته اند اصلاً به هیچ جا نمی رسی. عجله نکن، ببین کجا می توانی سفره دلت را باز کنی، با خانم رقیه، با علی اصغر، با امام جواد، با موسی بن جعفر... پس اسم تو کیست؟ می بینی گریه می کند و زور به خود فشار می آورد ولی دلش وقتی یک پارچه سوز و آه می شود که امام کاظم علیه السلام رابطه دارد. این که نمی توانیم با بقیه ائمه جلو برویم توضیح دارد. در بین اهل سلوک این هست که امیرالمؤمنین علیه السلام دیر جواب می دهند امام حسین علیه السلام، حضرت ابوالفضل ( باب الحوائج ) زود جواب می دهند کسی که بخواهد با امیرالمؤمنین علیه السلام روبه رو شود و رابطه ی وجودی برقرار کند ویک یاعلی بگوید و کار تمام باشد، کار هر کسی نیست. این طوری نگویید. بلکه رابطه شما با امیرالمؤمنین کمتر است و با امام حسین علیه السلام راحت ترید. اصلاً ساختار وجودی امام حسین علیه السلام در این عالم هم این طوری است که ائمه گفته اند سفینة الحسین اسرع برای آدم هایی ضعیف ترین مرحله را دارند تا قوی ترین مرحله امام حسین علیه السلام زودتر جواب می دهند اصلاً ساختار وجودی ایشان است که سفینة الحسین اسرع. در سفری که به هند داشتیم امام زاده ای را معرفی کردند که بیست هزار نفر در آن جا برای عزاداری می آمدند و فقط شش هزار نفر شیعه بودند. چهارده هزار نفر اصلاً شیعه نبودند. سیک ها، هندوها، مسیحی ها، یهودی ها می آمدند. در بین مسیحی ها هیئت متوسلین به رسول خدا یا امیرالمؤمنین علیه السلام نداریم چون نمی شود راحت رابطه برقرار کرد ولی مسیحی ها، یهودی ها ، کمونیست ها هر کس را که بگویی اسم امام حسین علیه السلام را که می گویی می تواند راحت با او ارتباط برقرار کند.

گاهی شخص چنین موقعیتی دارد که سفینة الحسین اسرع و جواب می دهد، اما گاهی در مقامات مساوی هم هستند اما من مشکل دارم. این که من نمی توانم با سیزده معصوم دیگر رابطه داشته باشم برای این است که ظرفیت من این است و ضعیف بار آمده ام. از او می پرسند امام اول کیست می گوید حضرت ابوالفضل علیه السلام او را هر کاری کنند نمی توانند با معصومین دیگر ارتباط داشته باشد و می گوید نمی توانم کسی با خانم زهرا علیه السلام ، این طور است.

هیئت ها که نام گذاری می کنند براساس رابطه ی وجودی بانی و مؤسس هیئت نام گذاری می کند و با نظام درونی او سازگاری دارد بعد از آن هم تعمیم می دهند بعد در آن هیئت برهمان اساس آدم ها را تربیت می کنند. یعنی در هیئتی که برای امام جواد علیه السلام است مثلاً اسم ایشان که می آید همه صلوات می فرستند و وجود افراد را آهسته آهسته با ایشان سنخیّت پیدا می کند. پس در اذکار و عبادات سلیقه ها و میل شخصی خودتان خیلی مهم است. در ماه مبارک رمضان که ماه قرآن است بهترین کار قرآن است و باید بخوانید تا رابطه ی وجودی برقرار شود و اگر سعی نکینم مقصّریم. باید همه ی چهارده معصوم و امام زاده ها رابطه داشته باشیم اگر نتوانیم ضعف داریم و بعداً گرفتار می شویم. وقتی که در حوزه درس می خواندیم طلبه ها در شهادت ها مرثیه خوانی داشتند امّا جلسه ای که شهادت مثلاً امام هادی بود وقتی می خواستیم شرکت کنیم ( ما از امام حسن علیه السلام اطلاعات داشتیم ) امّا وقتی مداح یا سخنران صحبت می کرد آهسته آهسته همان ارتباط وجودی که شخص با امام حسین علیه السلام برقرار می کرد می توانیستیم با امام هادی برقرار کنیم و واقعاً مثل زیارت با برنامه های امام حسین علیه السلام واقعاً بعضی ها بی هوش می شدند و بیرون می بردند و همان رابطه برقرار می شود. یعنی روی رابطه باید کار کرد. این خیلی مهم است. اما الان که هنوز روی رابطه ام کار نکردم و ضعیفم و سیر را شروع نکردم باید از کجا شروع کنم و با چه کسی ارتباط داشته باشم؟ با همان که ارتباط وجودی داری. الان دلت زیارت هی می خواهد می بینی که برای کربلا دلت راه نمی آید اما برای سوریه موافق است، به سوریه برو به کربلا نرو چون چیزی به دستت نمی آید. از لحاظ وجوب زیارت امام حسین علیه السلام که حداقل یک بار واجب است و یک وظیفه است را کار نداریم ولی الان که می خواهی اوج بگیری باید با رفیق یا ذکری که می تواند تو را اوج دهد بروی . اگر با ذکری که می گویند بگو و تو ارتباط نداری بگویی حالت به هم می خورد و اثر عکس می گذارد و فاجعه می شود و خطرناک است.

ما زیارت آل یس داریم. این که همه بخوانند و باید رابطه برقرار کنند درست است. اما این که من دست بچه کوچکم را که هیچ سنخیّتی با زیارت ال یس ندارد و یا برای توسل ببرم این جنایت در حقّ بچّه من است یا مثلاً به همسرم زور بگویم که حتماً بیا، اگر گفت نمی آیم او نمی تواند آن مجلس را تحمّل کند باید او را رها کنی تا با کسی که می تواند و سنخیت دارد و ارتباط برقرار می کند آن جا برود و استفاده کند. پس نباید چیز دیگر را به او تحمیل کرد. در ورود مردگان که می خواهیم هدیه بدهیم، مثلاً می خواهیم ده بار جامعه کبیره بخوانیم، او اصلاً این رابطه را نداشته پس جذب او نمی شود. پس اگر خواستید برای مردگان هدیه بفرستید ببینید با کدامیک از اسماء الهی سنخیت داشت و کدام را بیشتر جذب می کرد. اگر بابای تو خیلی اهل نماز و روزه نبود و با ائمه رابطه ی خوب نداشت اما با حضرت قاسم رابطه ی خوب داشت باید برای او روضه حضرت قاسم بخوانی تا آن جا جذب کند. اما کسی که از قرآن فراری بوده و برای او قرآن بخوانی، آن جا ناراحت می شود. آیات می آید و چون سنخیّت ندارد جذب نمی کند مثلاً باید برای او زیارت عاشورا می خواندی، چیزی که جذب همه ذائقه ها می شود و عمومی است و می توانی به همه توصیه کنی مثل آب است و نمی دانی این مرده با چه سنخیت دارد آن چیز صلوات است و همه جذب می کنند اگر آدم بد، فاسق یا هر چه بوده صلوات را جذب می کند. اما بقیه چیزها ذائقه ای است. اگر می خواهی رابطه ی بیشتری برقرار کنی مثلاً تو الان کامپیوتر داری کسی بود که به او می گفتم این کامپیوتر را این گونه استفاده می کنی، اگر آیه ای یا سوره ای را باز کنی و راحت پیدا می کنی و فکر می کردم که الان خیلی کِیف می کند. ولی گفت خانه که بروم با کتابم خیلی راحت تر می توانم موضوع خودم را پید اکنم این جا باید همه اش دکمه کامپیوتر را بزنم. یا کسی به من توصیه می کرد که وقت می گذاری و می نویسی به جای آن تایپ کن. گفتم باید دانه دانه حروف را بزنم و وقت می گیرد. بعداً که تمرین کردم دیدم سریع تر از نوشتن است چون با آن سنخیّت پیدا کرده می تواند از آن وسیله استفاده کند. اگر کسی می خواهد از کامپیوتر و اینترنت استفاده کند باید اوّل استفاده از آن را وجودی کند و رابطه ی وجودی برقرار کند بعد با آن کار کند ولی تا آن موقع طول می کشد.

پس برای مرده ها باید دقت کنیم که میلشان برای چه بوده و چه چیزی برای جذب آن ها مؤثّرتر است. برای ذائقه ی خودمان هم همین طور است.

حال برای ماه رمضان کدام را استفاده کنیم؟ همه قرآن را از باب این که ختم قرآن کنیم خوب است. درباره ادعیه که شب ها وارد شده است.

ابوحمزه در سحر است و دعای سحر و چند دعای کوچک است. دعای افتتاح است و ... آن را که می توانی جذب کنی بخوان. یا این که یک دور اوّل همه را بخوان اگر توانستی ارتباط برقرار کنی و دلت شکست همان خوراک تو است. از دعا بیشتر استفاده کن. در ذکر ها هم همین طور است. حالا وقتی ما می خواهیم وارد اسماء الله شدیم ممکن است اسم را توضیح دهم و خواص و آثار آن را هم بگویم اما کسی ممکن است نتواند با آن ارتباط برقرار کند و مثل غذایی است که دوست ندارد نباید ارتباط داشته باشد اسم مثل غذاست. گاهی وقت ها یک غذا می خوری و مسموم می شوی ولی گاهی می خوری و حالت خوب می شود. غذا بد نیست. و نوع ارتباط تو با آن غذا ممکن است اثر بد یا خوب داشته باشد. در یک سفره همه غذا را می خورند و هیچ طوری نمی شوند اما او دل درد می گیرد چون رابطه ندارد و ساختار درونی او با آن غذا نمی سازد. پس در ذکرها این دقت را باید بکنیم. اولاً تلاش کنیم ظرفیت و سنخیّت و رابطه ی وجودی خودمان را گسترش دهیم و کار کنیم و نکته مهم این است که تا ارتباط وجودی فراهم نیامده است از آن ها که سلیقه مان می گیرد استفاده کنیم. خانم معصومه سلام الله علیها وقتی خوب رابطه داشتی. ممکن است بهتر از خانم فاطمه زهرا سلام الله علیها جواب بگیری. پس با ایشان رفته و آمد داشته باش. اگر نمی توانی با خانم رقیه یا خانم زینب کبری سلام الله علیها، پس ببین عقربه دلت به کجا می رود.

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آل محمد.