جلسه 022 - احسان
شماره جلسه
22
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
2
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 022 - احسان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.

شب بسیار عزیزی است شب لیله الرغائب. یعنی شب رغبت ها. که فوق العاده مهم است. امشب می خواهم یک مقدار در این باره صحبت کنم و فلسفه فضیلت امشب. ولی از بحث معروف مان که بحث همیشگی این شبهایمان است یک تتمه ی مانده آن را عرض کنم که کلاً بحث معروف ما بسته شود و برویم به سراغ بحث امشب.

آخرین بحثی که داشتیم برای شما ثواب معروف بود که معروف و هر کار خیری ثوابی دارد همان طور که هر گناهی اثری دارد. «فمن یعمل مثقال ذره خیراً یره/ و من یعمل مثقال ذره شراً یره». یعنی خداوند در نظام خلقتش همه چیز از مادیات تا معنویات اندازه و عدد دارد. دقیقاً حساب می شود همه ی کارهای انسان و ان ذالک علی الله یسیر این محاسبه هم برای خدا بسیار بسیار آسان است. تجلیات خلقت از الله تا ماده به یک جلوه است از وجود حق تعالی. یعنی الله تبارک و تعالی جلوه می کند تا می آید می رسد به ماده تمام این جلوه ها ریاضی است به اندازه و عدد و رقم و حد و حدود دارد. «کل شیٍ عنده بمقدار» هر چیزی نزد خداوند عدد و اندازه دارد. اگر شما به رشته های مختلف علوم توجه کرده باشید در رشته های مختلف علوم کسانی که کار می کنند، همیشه به عدد و اندازه می رسند. هیچ رشته ای نیست که شما در آن عدد و فرمول و قاعده و ریاضیات نداشته باشید. این عدد و اندازه هایی که حاکم است بر اتمها و پروتون ها و نوترون ها و الکترون ها و بیا تا کوارک ها از کوارک ها هم باز پایین تر که بروید، تمام اینها عدد و اندازه و ریاضیات دارد. حالا شما بیا بالاتر؛ از اتم بیا برس به مولکول ها از مولکولها، برس به سلول ها و از سلولها بیا برس به اجرام و بالاتر بیا برس به جمادات و نباتات و حیوانات و کرات و کیهان ها و کهکشان ها هر چقدر بیا بالا در این عالم ماده بعد بیا برود در عالم برزخ، وارد که می شوی آنجا هم همینطور است. «ان من شیءٍ عندنا خزائنه و ... بقدر معلوم» هر چیزی را که شما دست رویش بگذارید، خزائنش در دست ماست.ما آنها را اندازه می کنیم دقیقاً به اندازه معلوم. یعنی دقیقا اندازه اش مشخص است. لذا مهمترین شب سال شب اندازه است شب قدر. و اندازه هاست. خوب پس وقتی که می گوید شما هر کاری انجام بدهید پیش ما حساب شده است؛ یعنی دقیقاً مشخص است که چقدر قیمت دارد این که کی انجام بدهد، کی انجام بدهد، برای کی انجام بدهد، کجا انجام بدهد، تمام اینها حساب می شود. «نحن نکتب ما قدّموا و آثارهم» و آنچه که شما می فرستید و اثر کار شما هم حتی حساب می شود. این اثر این کار خیر و این کار خوب چقدر آثار داشته در وجود خود شخص و چه خارج از خود شخص. همه اینها حساب می شود و حسابش هم راحت است نزد خداوند تبارک و تعالی. حالا یک کس که سختش است یک ذره فیزیک و شیمی کار کند، ببیند که خداوند چقدر محاسبات قرار داده. از آن پائین تر، ما 20 سال پیش 30 سال پیش نانو نداشتیم. الان نانو داریم. چند سال نانو می شود یک علم خیلی خیلی کهنه و قدیمی و میرود پایین تر بشر و بسیار از این ریزترها علم تولید می کند.

آدم وقتی که محاسبات ریاضی این عوالم را می بیند می بیند که وقتی خدا می گوید همه چیز را من حساب می کنم و این هم برای من خیلی ساده و آسان است، آدم میفهمد یعنی چی. الله از زمانی که الله بوده کی بوده؟ اول ندارد. قبلاً در بحث گفتیم اول ندارد الله. خدایی که اول داشته باشد، اصلاً خدا نیست. اگر یک موقعی آغازی برای خدا کسی در نظر گرفت مخلوق است یعنی اول نبوده بعد به وجود آمده یعنی محدود. یعنی مخلوق. الله ی که محدود و مخلوق است به درد نمی خورد. الله ازلی است و ابدی است. که جمع این دو را اصطلاحاً می گویند سرمد. سرمدی است نه اول دارد نه آخردارد «هو الاول بلا اولٍ کان قبل و الاخرُ بلا آخر کان بعدَ». این الله همیشه در حال جلوه و در حال ظهور و در حال خلق است «کل یوماً هو فی شأن». هر لحظه در حال جلوه است در حال ظهور است به شکل بی نهایت مظاهر دارد بیرون می آید الله. دارد ظهور می کند ولی می گوید من همه اینها را در طول میلیاردها میلیارد سال بی نهایت سالی که دارم جلوه می کنم و همه را می دهم همه محاسباتش را هم دارم. همه تان را خلق می کنم می فرستم بیرون یک لحظه جمع تان می کنم. قرآن می گوید: اگر بخواهیم یک لحظه شما را جمع می کنیم «و یأتی بخلق جدید» و یک خلق جدید می آورد. ما با کی طرفیم. الله. بدیع، بدیع یعنی تفکر ندارد. چون تفکر مال موجود ضعیف است گیر می کند گرفتار می شود مجهول دارد حالا باید فکر کند حلش کند خداوند هیچ فکر نمی کند بدیع است یعنی تمام طرح و نقشه ها را یک لحظه دارد در خودش است می دهد بیرون. بینهایت ستاره و کیهان و کهکشان و گل و با همه قشنگی ها موجودات و مخلوقات همینطوری. بدیع السموات و الارض یعنی من وقتی می خواستم زمین و آسمان را خلق کنم ننشستم طرح و نقشه بریزم که خوب حالا هی یواش یواش درستش می کنیم. نه. «اذا اراد شیئاً ان یقول له کن فیکون» ما با این الله سر و کار داریم حالا این الله می گوید هر کاری که شما بکنید ریز و درشت و کوچک و پنهان و آشکار هر کاری بکنید در نیت تان در عمل تان همه اش حساب شده است. یعنی سیستم را یک جوری خلق کرده نه این که می نشینند چرتکه می اندازند و بعداً حساب کنند که چه کار کردیم و صورت حساب بدهیم. نه. تمامش در لحظه حساب شده در نفست قرار می گیرد در لحظه در نفست حساب می شود به تو می دهد یعنی وقتی شما داری کاری را انجام می دهی کار شر و خیری را داری انجام می دهی همان لحظه در خودت حساب می شود به تو می دهد. همان لحظه هم جوابش را می دهند. همان لحظه عملی را که انجام می دهی حتی نیت را که کردی می بینی که جوابش هم آمد. همین رفت در نیت، نفس تبدیل شد به نفس طبق قاعده اتحاد عقل و عاقل و معقول همان جا تو با آن نیتت یکی می شوی. با این عملی که می خواهی انجام بدهی. اینکه بعداً نه. نگاه کنید جنین در رحم مادر هر کاری می کند همان لحظه شکل می گیرد این که بعداً جزایش را می بیند برای این است که فعلاً در رحم است گنجایش ندارد بعداً که متولد می شود تمام کرده های خودش را در دنیا می بیند. والا جزا همین الان است. اینکه تو رغبت داری به لیله الرغائب و احیا قطعاً کاری کردی که اجازه داری بیایی احیا. بالاخره در محاسبات الهی اینقدر بوده که صدایت کنند کارت دعوت برایت بفرستند و تو هم بتوانی اجابت کنی. درود بر شما درود بر شما.

این که عبادت کنیم کیف نکنیم و لذت نکنیم و قرآن بخوانیم شراب نباشد یا شراب ما بشود یا هر کار دیگری این مال این است که محاسبات قبلاً شده و طبق آن محاسبات الان داریم جزا می بینیم. همین داریم جزا می بینیم تو الان کجا هستی شاد هستی خوشبخت هستی آرام هستی غصه داری نداری، پرخاشگر هستی حسود هستی متکبر هستی بدبین هستی هر چی هستی جزایش را هم داده جزای عملکردهای ماست. کل نفس بما کسبت رهینه. همه اش همین الان تو گرو هستی اصلاً بنابراین ما آخرت فقط شکل های باطنی خودمان را می بینیم. وقتی متولد می شویم می بینیم و الا جزا همین الان هم دارد داده می شود. همه اش محاسبه می شود همینجا در نفس است. نه اینکه بعداً در گرو است. «رهینهٌ» بعداً نه. همین الان ما هر کاری کردیم چی گفت مرحوم ملا احمد:

گر نه با خود مرده داری ای پسر پس چرا گندیده ای پا تا به سر

تو اگر مرده با خودت نداشته باشی که الان باید پرواز کنی، جوان باشی قوی باشی به غیب بزنی. این که نمی توانی به غیب بزنی یعنی اینکه جزایش را داری می بینی. این که خواب خوب نمی توانی ببینی اینکه پرواز نداری این که انبساط نداری این که با قرآن مست نمی توانی بکنی اینکه نمی توانی روی سجاده پرواز داشته باشی از سجاده فرار می کنی اینکه تمرکز سر نماز نداری اینکه وقتی وامی ایستی انس نداری اینکه رفت و آمد نداری پس همه جزاها را دارند می هند به ما. همین الان ما جزا داریم می بینیم. عملکرد و جزا نقد نقد نقد است اصلاً ما نسیه نداریم. معروف این است. معروف یعنی بدی بکنی می بینی و خوبی هم بکنی می بینی همین الان جزایش است با تو. همین الان جزایش در نفس انسان ظاهر می شود.

حالم خراب شد، تاریک شدم، حالم خوب شد روشن شدم خواب قشنگ دیدم چی شد؟ نقد نقد است. خوب داشتیم ثواب ها را می خواندیم. ثواب های معروف که خیلی بود.

یکی دوتا روایت مانده بود یکی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلم: «من رد عن قوماً من المسلمین عادیتا و نارٍ له الجنه» هر کس از مسلمانها خطر آب یا آتش را از گروهی از مسلمان ها برطرف کند آتشی را خاموش کند در خیابان دارید می روید ماشینی آتش گرفته می پرید پایین کپسولت را می گیری می روی به کمک طرف. یکجا آتش گرفته می روی آب می ریزی خاموش می کنی. یک جا سیل است آب است می روی چهار نفر را نجات می دهی. یک نفر را نجات می دهی وجبت له الجنه بهشت بر او واجب می شود. این روح بی غیرت نبودن حساس بودن، روح اینکه بفهمیم «هو أنت» او خود تو هستی آدم ها همه خودت تو هستند بنابراین وقتی یک نفر را در مشکل می بینی «این مشکل خودت است به من ربطی ندارد» نداریم. در روایت داریم اگر برادر مومن از او چیزی بخواهد و نمی تواند برآورده کند، می افتد به غصه. صادقانه غصه می خورد. کاش من کاری از دستم بر می آمد همین که می افتد به غصه خدا بخاطر این غصه گناهانش را می آمرزد غصه حقیقی است. واقعا غصه می خورد چرا من نمی توانم کاری کنم. این غصه از کجا معلوم که صادقانه است؟ از کجا می فهمیم ملاک چیست؟ که اگر صادقانه بود، گناه آمرزیده می شود ملاک صدق چیست؟ این که اگر مشکل نداشت و امکانات داشت حتماً مشکل طرف مقابل را حل می کرد دروغ نمی گوید صدق دارد فریب ندارد. واقعاً صدق دارد. اگر بتواند انجام می دهد اگر نتواند غصه می خورد. خدا می گوید به خاطر همین غصه اش گناهش را می بخشم. با کی طرفیم ما؟؟!! می گوید به نداده هایش هم گناهانت را می بخشد. به این که دستت بسته است و تنگ است گناهانت را می بخشد. می گوید خدایا من اگر دستم تنگ نبود، فلان جا شرمنده نمی شدم. فلان کار را می کردم. خدا هم می گوید راست می گوید. این اگر دستش تنگ نبود، این کار را می کرد. گناهان انسان بخشیده می شود و برعکس. اگر کسی بتواند و نکند. این خیلی خطرناک است. یک کسی بداند کاری می تواند برای مسلمانی انجام بدهد و خودش را به تغافل و تجاهل بزند اگر بتواند و نکند در روایت داریم وقتی بمیرد این شخص هر چند مغفور باشد بخاطر عبادت ها و ثوابهایش، به خاطر اینکه می توانست کاری بکند و نکرد خداوند در بهشت یک مار می فرستد سر وقتش روز یک بار می زند او را. عشق و حالش را دارد در بهشت، شادی و شنگولی اش را دارد ولی در روز این مار یکبار باید بیاید و او را بزند. این مار در واقع گزیدن کی است؟ گزیدن خودت است. خودت خودت را گزیدی می توانستی یک کاری برای کسی بکنی خودت را زدی به آن راه. یعنی کسی نمی تواند و غصه می خورد بارک الله. آفرین. در دلش پر غصه است. خدا رحمت کند امام رحمه علیه را فرمود: ما غم همه مظلومان عالم را می خورد.

غم اصلاً کار بدی است جهنمی ها غم دارند غصه دارند غم یک بیماری روانی است مسلمان غم شخصی و غم پایینی ندارد اگر غم دارد غم مثبت دارد غم های مثبت یک مسلمان در او شادی تولید می کند. شما الان برای امام حسین گریه می کنید غم مگر نیست؟ غم است شادتان می کند یا ناراحت؟ شادتان می کند. اگر گریه کنی شاد می کند و اگر گریه نکنی غمگین می شوی. مسلمان غم منفی اصلاً ندارد . اگر داشته باشد برایش آبروریزی است برایش افتضاح است برایش افت دارد برای مسلمان.

«من بکی علی الدنیا دخل النار» دنیا اگر کسی را بتواند به گریه بیندازد،عصبی اش کند، غمگین کند و پرخاشگر کند، این جهنم دارد. مسلمان، یک مومن از این غمها ندارد که بتواند دنیا به گریه اش بیندازد، تحقیرش بکند، اعصابش را خرد کند. اصلا از این غم ها ندارد. ولی تا دلت بخواهد غم های مثبت دارد. غم هایی که تولید شادی می کند. (بحث غم و شادی سعادت داریم راجع به غم صحبت می کنیم)

یک سلسله غم هاست که غم ههای قشنگ است. اگر بیفتد در دلش خیلی قیمتی میشود. هیچ کاری هم نمی کند. فقط همین غم در دلش است جلا می دهد. این را این غم است که پاکش می کند جلا می دهد و وصلش می کند. اگر واقعاً یعنی من هیچ کار خاصی لازم نیست بکنم. نصف شبی روزه ای پولی چیزی؟ نه آنها که مقدمه بود. اگر انسان بیفتد به غم بیفتد، به اهتمام بیفتد «من اصبح و لایهتم بامور المسلمین فلیس مسلم» اهتمام یعنی یک کاری می خواهم بکنم ولی دستم بسته است. همت دارم، خیال دارم که اگر بشود بکنم. ولی حیف که دستم بسته است. پیامبر فرمود کسی که مسلمان باشد و صبح بکند و اهتمام به حل مشکلات مسلمان ها نداشته باشد در دلش دغدغه مشکلات مردم نباشد و در رأس شان مشکلات و غصه های آقا امام زمان و آوارگی و طردشدگی و مظلومیت و غربت امام زمان در دلش نباشد، کسی که دلش درگیر غمهای پدرش نیست و کسی که دلش درگیر غصه های امامش نیست حضرت می فرماید فلیس بمسلم. می شود امام زمان الان غصه بخورد غریب باشد آواره باشد تنها باشد و من دردلم این چیزها نیاید و اذیتم نکند. اگر اینطوری است پس من خیلی فاصله دارم با پدرم. شما با پدر و مادر زمینی ات، نه پدر و مادر خودت هم نه، زمینی ها نه. پیغمبر می گوید برای مسلمانی اگر غصه ای داشته باشد و تو غصه دار نشوی برایش، اصلا تو مسلمان نیستی، نه یک مسلمان نه، یک حیوان گرفتاری داشته باشد و تو نتوانی مشکل یک حیوان را حل کنی. بدانی که این حیوان گرفتار است و تو نتوانی کمکش کنی اگر بتوانی و نکنی وای به حال انسان. نه یک درخت، انسان ببیند که خشک می شود و آب پایش نریزد، یک بوته را ببیند که آب می خواهد و آب ندهد به او. همه اش مظاهر الله است. همه موجودند. همه زنده اند. همه شان عبادت دارند. شعور دارند. «یسبح للله ما فی السموات و الارض». همه درک دارند.

حال یک کسی در زمین برای یک گیاه برای یک حیوان برای یک مسلمان نه یک غیر مسلمان، قرآن می گوید «مالکم لا تقاتلون فی سبیل الله والمستضعفین من الرجال و النساء و والدان .... اخرجنا من هذه القریه ظالم اهلها» شما چه تان شده که نمی روید در راه خدا برای مستضعفین از مردان و زنان و بچه ها مبارزه و جهاد کنید. کسانی که یک جایی گرفتار شدند مسلمان هم نیستند. یک جایی گرفتار شدند و از خدا می خواهند که نجات بدهد و ظالمی هست که دارد به اینها ظلم می کند. اگر بتوانی نجات بدهی باید نجات بدهی. این که می گوید: نه غزه نه لبنان عراق به من چه، افغانستان به من چی، واقعاً دین ندارد. اگر کسی بگوید به من چه. غزه و لبنان که مسلمان اند اگر یک کسی بگوید آمریکای جنوبی به من چ، او هم دین ندارد.

قرآن دارد تهدید می کند، توبیخ می کند که چرا شما اینقدر بی خیال هستید که اگر یک جایی ظلم می شود شما چرا آن ظلم را برطرف نمی کنید. ولو به یک غیر مسلمان. حالا اگر یک کسی غصه امام زمان در دلش نباشد، مگر می شود پدر و مادر زمینی یک نفر مریض باشد گرفتار و غصه دار باشد و خواهرش و برادر زمینی اش غصه دار باشد و این غصه نخورد.

تو که از محنت دیگران بی غمی نشاید که نامت نهند آدمی

حالا این دیگران نیست. این اصل و ریشه و پدر و امام زمانت است. اگر کسی با امام زمان درد نکشد و غصه نداشته باشد، همه اش غصه زندگی خودش و دغدغه های زندگی خودش را داشته باشد این معلوم است که خیلی فاصله دارد با آقا و خیلی فاصله دارد با مقام خودش مقامی که حق خودش است.

این مقدمه ای است برای توضیحی که برای لیله الرغائب می دهم. پس دقت کنید اگر کسی برود آب یا آتشی را از سر راه مردم برطرف کند، بهشت بر او واجب می شود. یک آدم فداکار.

هفته قبل گفتیم هر کس یک سایه بانی در یک جایی درست کند برای مسلمان ها، خدا به واسطه آن سایه بان او را می آمرزد. دیگر چی گفت پیغمبر؟ گفت من در بهشت در معراج دیدم که کسی در بهشت «یتقلب فی الجنه» در بهشت خودش برای خودش گردش می کند؟ گفتم این برای چی دارد اینجا گردش می کند در بهشت، گفتند این یک درخت مزاحم را از سر راه مسلمانها قطع کرد، همه راحت شدند. مزاحم، حالا یک کسی سنگی را بر می دارد پلی می زند، باتلاقی را بر می دارد خیلی قیمت دارد. اینها همه برای این است که انسان پیش خدا خیلی قیمت دارد اگر کسی به یک انسان برسد انسان یعنی آن کسی که خلقت به خاطر او انجام شده انسان یعنی کسی که سخرلکم ما فی السماوات و ما فی الارض این انسان است اینقدر انسان در نظر خدا قیمت دارد که اگر کسی برای یک انسان خدمتی کند خداوند برایش هزینه میکند. حالا اگر شخص مومن باشد یک چیز دیگر است آن شخص اگر ولی خدا باشد چیز دیگر است و اگر امام زمان باشد و کسی غمی از غمهای امام زمان را برطرف کند کجا خواهد بود. آخرین روایت را بخوانم از امیرالمومنین «من رَدَّ عن المسلمین او دیه نار او دیه عدو مکار مسلمین .... غفرالله له ذنباً» هر کس جلوی آسیب رسانی آبی یا آتشی یا یک دشمن زورگو را از مسلمان ها بگیرد. یک عده ای گردن کشی دارند می کنند یکی برود اینها را دفع کند که مسلمانها راحت شوند نفسی بکشند «غفرالله له ذنبه» خدا گناهانش را می بخشد.

بحث معروف تمام شد. یک مقدار راجع به امشب صحبت کنیم با توجه به این بحثی که کردیم. (صلوات ختم بفرمائید)

لیله الرغائب یعنی شب رغبت هاست یعنی اول ماه مبارک رجب است که یک رحم است برای ورود به رحم زمانی است در بحث رحم های زمانی توضیح دادم یک رحم زمانی است برای تولد به ماه شعبان. ماه شعبان خیلی عظمت دارد. اگر کسی بخواهد وارد شعبان شود باید یک دوره ی رحمی را بگذراند تا از توی این رحم قدرتمند و نیرومند متولد شود تا بتواند شعبان را در دستش بگیرد. بتواند در شعبان پرواز کند و لذت ببرد و استفاده کند و ثواب ببرد. بلد باشد. نه اینکه کور وارد شعبان شود مثل کسانی که کور وارد شعبان و رمضان می شوند و کور هم خارج می شوند: «رُبَّ صائم لیس له من صیامه الا الجوع و ..» دیشب در دعای تان چی خواندید؟ دیشب اول رجب؟ گفتید خدایا ما را آماده کن برای رمضان و صیام و سهم ما را فقط گرسنگی و تشنگی قرار نده.

ماه رجب چون ماه آمادگی برای ورود به شعبان است با همه مخلفات شعبان و خود ماه شعبان یک رحم زمانی است برای ورود به ماه مبارک رمضان رحم زمانی بسیار قدرتمند است. اصلاً ورود به ماه مبارک رجب یک آمادگی هایی می خواهد لذا همان اولین پنجشنبه ما را صافکاری و رنگ می کنند می گوید بیا این رغبت هایت را تنظیم کن. چون شما اگر رغبت هایت تنظیم نشود، اصلاً از رحم رجب ناقص متولد میشوی به شعبان. اگر رغبت هایت تنظیم نشده باشد، می آیی در شعبان، هیچ خاصیتی برایت ندارد. اصلاً از دعاهایی که در شعبان است می خوانیم می بینی حس ات نمی آید.

از کجا معلوم لیله الرغائب ما خوب در می آید؟ اینکه شما وقتی که وارد یک زیارتگاه شدید فردا یا پس فردا، این دعای «الحمدلله الذی اشهدنا مشهد اولیاء» یا «اللهم انی اسئلک بمعانی ....» میخوانی می بینی که خواسته هایت همان خواسته ها می شود. اگر رغبت هایت این رغبت ها نشود لیله الرغائب ثواب و فیض هم دارد ولی توآماده نیستی.

لیله الرغائب یعنی تو در این شب تمام میل ها و رغبت هایت را تنظیم کنی با رجب. دعاهایی که در رجب است یک محک است. بخصوص این دو سه دعایی که می گویم که هر روز ماه رجب وارد شده. یکی این« اللهم انی اسئلک بجمیع معانی ما یدعوک به ولات امرک» امام زمان در مورد اهل بیت گفته که اهل بیت را معرفی می کند و بعد می گوید: خدایا من را به مستی، به عیش و نوش کنار اهل بیت برسان. اگر رغبتت این نباشد جز آرزوهایت این مستی نباشد. حضرت دارد می گوید خیلی قشنگ است که انسان، در سال گذشته در بحث خانواده آسمانی ترجمه کردیم. حتماً به معنایش دقت کنید. این باید رغبت شما شود خدایا من می خواهم با اهل بیت محشور شوم می خواهم با آنها وارد بهشت شوم امام زمان می گوید من می خواهم کنار آنها شراب بخورم. با شراب بشنوم. غذا بخورم غذاهای بهشتی و شراب های بهشتی بخورم ولی کنار معصوم. کنار معصوم در بهشت باشم. با اینها بهشت را بگذرانم. ببین رغبتت می آید. ببین من این حرفها را می زنم قند در دلت آب می شود یا نه.

من الان بگویم ترشی دهانت آب می افتد لواشک و ترشی و... دهان آب میافتد. چون رابطه وجودی با آن داریم اسمش که می آید خودش هم می آید. بعضی ها در بخش حسی رابطه حسی دارند اگر یک حرف حسی بشنوند زود دلشان تکان می خورد. النگو انگشتر می گوید ماشین و موبایل و خانه و می بینی که این قلبش می زند. پول، چک، ماشین آخرین سیستم، خانه، می بینی قلبش می زند با هیجان، یعنی این آدم با این بخش تکان می خورد رغائب یعنی این. یک موقع می گوییم راجع به بحث های گیاهی صحبت می کنیم جمال و زیبایی و کمالات این طوری، می بینی دلش شروع به تاب تاپ کردن می کند یا یک غذا چلوکباب و کله پاچه و ... این حس می گیرد. مال بخش های گیاهی است.

می آییم در بخش وهمی ازدواج و عروسی و جنس مخالف، بابا و مامان و خاله و دایی و عمه و مقام و ریاست و پست، شکوه و جلال های دنیایی می بینی این خیالش برش می دارد. با این سنخیت دارد. یک کسی با اینها سنخیت ندارد. می گوییم دکترا مهندسی علم اکتشاف تلسکوپ و می بینی یک طوری اش می شود شنگول می شود. خدا رحمت کند شهید مطهری را می گفت من هر وقت خوابم می گرفت مطالعه می کردم خواب از سرم می پرد ما می گوییم نه هر وقت خوابمان نیاید می خوانیم که خواب مان ببرد.

عاشق علم، علم دوستی چشمش به کتاب می افتد «الکتب بساتین العلما» کتابها بستان های علما هستند. وقتی وارد کتابخانه می شود یک عالم و جلسه و کتاب می بیند شنگول می شود. غمش یادش می رود. چشمش به کتاب می افتد، همه چیزش فراموش می شود. عاشق علم است. قیمتش هم همین است. یک کسی نه می زند به فوق عقل، چی خواب را ازچشمش می گیرد؟ کمالات فوق عقلانی. این اسم الله می آید، آسمان می آید، اهل بیت می آید، بهشت و جهنم می آید، عبادت و حرم و احیا و مسجد می آید، شنگول می شود. از آنها دور می شود خمود می شود. خوشحال است وقتی در میکده های بهشتی است. وقتی هم ازش دور شود دلش می گیرد. لیله الرغائب یعنی تو تنظیم کن رغبت هایت را. ما که می گوییم شب آرزوهاست، نه آرزوهای دنیایی که بنشینیم و بگوییم خدایا من این آرزو را دارم این شوهر را می خواهم این زن را می خواهم .آدم برای همه مسائلش دعا کند برای مسائل مادی اش هم دعا کند. عظمت امشب به نوع دعاها و نگاه های امشب نگاه کنید. اصلاً عظمتش به این است که تو امشب سر خط شوی. همین امشب سر خط کنی خودت را یعنی دقیقاً با تنظیم آرزوهایت بیفتی در رحم رجب. در قرار مکین رجب قرار بگیری و این یک ماهه یک سیر خوب انجام بدهی که انشاءالله سالم متولد به شعبان شوی. حالا که سالم متولد شدی به شعبان و این مفاتیح را باز می کنی دعاهای ماه شعبان، می بینی که حس داری، از شب اول ماه شعبان تو حس داری، تو با هر دعایی که در مفاتیح می بینی یک چیزی هر کدامش قلقلکت می دهد. هر کدامش یک چیزی را در دلت می جنباند. دلت به تاپ تاپ می افتد وقتی می خوانیش. تا بیا بیا برس به شب تولد امام زمان. روز تولد امام زمان، می بینی این آدم هزار بار بالا و پایین می شود و میرود در چادر حضرت و درمی آید. در این رحم وجودی امام زمان آماده می شود، آماده می شود، یک دفعه اول ماه مبارک متولد می شود به بهشت و ماه عسل خدا. به ماه مبارک. وارد ماه مبارک می شود می بیند همین یا علی یا عظیم یا غفور یا رحیم می بینی دلش را می برد. یک جوری است: اللهم ادخل علی اهل القبور می بینی حس دارد. رغبت های شب های ماه رمضان اینقدر بزرگ است که نگو همه آدم ها در آیینه دلشان می توانند بفهمند که شب ماه مبارک رمضان توانستند این رغبت ها را از رحم شعبان بیرون بکشند یا نه! چون اگر این رغبت ها را در لیله الرغائب یا شعبان تنظیم نکرده باشند، وقتی به ماه رمضان می رسد می بیند آن چیز هایی که این دارد می خواهد و با آن چیزهایی که در دلش است، یکی نیست. شما شبهای ماه رمضان هر شب می گوییم: «اللهم اجعلنی من من تنصر لدینک ... خدایا من را از کسانی قرار بده که من دینت را یاری کنم و کسی را جای من نگذار. «و قتلاً فی سبیلک ... اصلاً این شب این آدم مثل امیرالمومنین که گفت من آنس بالموت مأنوس ترم به مرگ از بچه ای که به سینه مادرش مأنوس است. به شهادت، می بینی این هر شب به عشق اینکه برسم به افتتاح و به دعاهای این طوری. «اللهم برحمتک فی الصالحین فادخلنا» ببین حرف دارد «و فی العلیین فرفعنا و بکأسٍ» ماشاءالله هوس را نگاه کن «من عین سلسبیل فاسقنا» بعد می رسد به «قتل فی سبیلک فوفق لنا». خدایا دشمنانت را به وسیله من نابود کن، دینت را به وسیله من یاری کن، ببین چطوری دعایی دارد. باید همین امشب ماه رجب رغبتهایت را تنظیم کنی. اگر نکنی امشب قشنگ این اصطلاحی که برای ماشین به کار می برند ماشین را تنظیمش می کنند، سرحالش می آورند. اگر تنظیم نکنی موتورت را آرزوهایت را، اصلاً نمی شود به شعبان برسی و به رمضان. وقتی می رسی هیچ رغبتی نداری با بی میلی وارد می شوی و با خوشحالی خارج می شوی. می گویی خدایا زودتر تمام شود. قرآن قیمت را برده روی میل های آدمها، می گوید آدم ها با عبادت و حج و کربلا و استادی و شاگردی و چقدر کتاب نوشته و چقدر مقلد دارد ... اصلاً با این چیزها حساب نمی کند می گوید هر آدمی را فقط با قیمت دل و معشوق هایش می سنجم. آدم ها با رغائب شان و آرزوهایشان پیش خدا قیمت دارند قیمت های حسی گیاهی و خیالی و وهمی عقلی یا فوق عقلی، لذا سوره توبه آیه 24 آینه است که اگر باباها و مامانهای تان، پسر و دخترانتان، خواهربرادران تان همسران تا قوم و قبیله تان اموال تان شغل و تجارت تان خانه هایتان احب الیکم من الله، و رسوله و اهل بیت و جهاد فی سبیله اگر آنها عزیزتر، لذیذتر از الله اهل بیت و جهاد هستند در نزد شما، شما دیگر تعادل ندارید. رغبت هایتان خیلی ضعیف است. « فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَاللَّهُ لَا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفَاسِقِينَ» فاسق یعنی غیرطبیعی. یعنی تو هنوز آدم نشدی. فاسق یعنی طبیعی نیستی آدم طبیعی عاشق بی نهایت است. عاشق اهل بیت باشد با اهل بیت سرمستی کند و زندگی کند و این می شود آدم حسابی. و عاشق جهاد باشد جهاد یعنی حاضر باشد در آن همه چیزش را فدای اسلام کند. کسی که هنوز خمس ندارد سال خمسی ندارد این چطوری می تواند بگوید رغبت هایم تنظیم شده .این جرأت ندارد برود خمسش را حساب کند حق مردم را بدهد به عشق خدا، نمی تواند یک کسی که زکات نمی پردازد، کسی که انفاق ندارد کسی که خدمت ندارد، این چطوری می تواند رغبت هایش تنظیم شود.

لیله الرغائب. لذا خواهش می کنم این چند ساعتی که تا سحر باقی مانده این را از خدا بخواهید اگر گریه کردید به خدا بگویید که خدایا دل من دست توست «یا مقلب القلوب والابصار* یا مدبراللیل و النهار* یا محول الحول والاحوال* حول حالنا الی احسن الحال» خدایا امشب دل ما را مبدأ میل ما را عوض کن. خدایا ما را در بخش های بالایی فعال کن. میل های انسانی م ن را فعال کن. رغبت های انسانی و جاودانه ما را فعال کن. ای خدا. ای خدا من قیمتم اگر پایین را بخواهم پایین است و اگر بالا را بخواهم بالا می شود. تو یک کاری کن هوس های بزرگ انسانی بیاید در سرم. آرزوها و رغبت های بزرگ آسمانی بیاید در سرم. با خانه و چک و پول و تجارت و شغل، دلم بالا پایین نشود. اگر اینها را انجام می دهم به این نیت انجام دهم که استخدامش کنم هزینه اش کنم بریزمش پای مولایم پای پدرم و پای مادرم فاطمه زهرا نه اینکه با آن دنیاچرانی و نفس چرانی کنم. خدایا همسرم و فرزندانم را خودم را همه چیزم وقف تو شود. حیف من و حیف همسرم و حیف بچه هایم به کمتر از تو برسیم.

لیله الرغائب یعنی رغبت های خانمت و بچه هایت را تنظیم کن به بچه هایت آرزوکردن های درست اهداف درست را یاد بده. جوانها و مردم رغبت یاد بگیرند آرزوهای انسانی، البته دعاهای پایینی تان را بخواهید. ما کسی غیراز خدا نداریم که بخواهد آنها را به ما بدهد، اما قیمت ما اینها نیست. امشب ما این را باید تنظیم کنیم؛ یعنی رغبت ها را تنظیم کنیم .خدایا من را بزرگ کن عزیز کن دل من را ببر آنجا که دل فاطمه زهراست. من را با امام زمان همدل کن. با امیرالمومنین همدل کن. من را با هل بیت هم دل کن. رغبت هایم این طوری شود غصه هایم از نوع غصه های شما باشد. خوشحالی و شادی هایم از جنس شادی های شما شود. این خیلی قیمت دارد. اگر یک کسی غصه هایش با غصه های امام زمانش یکی شود و خیلی زشت است و خیلی قبیح است خ یلی افت دارد که یک کسی غصه هایش با غصه امام زمان نخواند امام زمان برای یک چیز دیگری گریه کند و بنالد ما برای یک چیز دیگر. و خدا کند آن چیزی که ما برایش می نالیم دنیا نباشد. من بکی علی الدنیا دخل النار.

قرآن می گوید سه معشوق باید عزیزتر و لذیذتر از معشوقهایتان باشد. معشوقهای پایینی اصلاً اشکال ندارد هر چی می خواهید بخواه. هیچ اشکال شرعاً ندارد هر کس گفت اشکال دارد قرآن را انکار کرده می گوید باشد اینها کار تجارت و ثروت ولی در رأس اینها حتماً باید سه معشوق بالاسرشان باشد وگرنه این ها طغیان می آورند و الا با اینها خراب می شوی سنگین می شوی می روی ته جهنم. ولی اگر سه معشوق در رأس همه معشوقهایت باشند الله چهارده معصوم در رأس شان آقا امام زمان و خواسته هایش و جهاد، روح قیام روح، قیام بسیجی بودن آمادگی برای قیام پنجاه و هفتی ماندن بتوانی هر وقت سوت کشیدند، بتوانی بروی صف اول بایستی مسامحه کار نباشی فراری نباشی. رهبر گفت: أین عمار بدانی باید کجا پیدا شوی. رهبر گفت: جبهه باید تشکیل دهید در مقابل تهاجم فرهنگی دشمن یک نفر دیگر کاری ازش در نمی آید. همه تان باید جبهه تشکیل دهید باید بدانید کجا باشید. جهاد جهاد قیام لله آنی که فاطمه زهرا سلام الله علیها داشت. قسم بدهیم خدا را به این ماه عزیز و این شب و به امام باقر که خدا خیلی به امام باقرش می نازد. خیلی می نازد. خدایا قسمت می دهیم به همه شان قسمت می دهیم به فاطمه زهرا و انبیا و اولیا صدیقین و شهدا عالی ترین رغبت ها را به ما عطا بفرما.

والحمدلله رب العالمین.