جلسه 024 - تربیت کودک
شماره جلسه
24
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1380
ماه
4
روز
7
متن کامل (خام) ‌ جلسه 024 - تربیت کودک

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. دوازدهمین مورد از هشدارهای جنسی در مورد کودکان مسئله روابط جنسی خود والدین هست که باید نهایت دقت را والدین داشته باشند که از چشم و گوش بچهها روابط جنسیشان مخفی باشد قبلاً هم عرض کردم بچهها از حدود 5 ـ 6 سالگی به روابط والدین حساس میشوند و کنجکاوی میکنند. گهگاهی هم ممکن است خودشان را به خواب بزنند و والدین خیال بکنند که اینها خواب هستند و متوجه نمیشوند و این کنجکاویها حتماً کار دست بچه میدهد و در نهایت کار دست خود والدین میدهد. مطلبی که هست این هست که اشتباه غالب پدرو مادرها این هست که خودشان را هوشیارتر و تیزتر از بچهها تلقی میکنند در حالی که بچهها معمولاً هوشیاتر و تیزتر از والدینشان هستند یعنی اشتباهی که غالباً میکنیم نه فقط در مقوله مسائل جنسی که به خودمان تلقین بکنیم این بچه است حالیش نمیشود. بلکه در سایر مسائل هم ما بچهها را دست کم میگیریم و میگوییم این نمیفهمد از کجا میفهمد این سرش نمیشود علتش را بعداً توضیح خواهم داد که این چه علتی دارد که والدین اینقدر با مسامحه و خوشبینی نابجا در مورد فرزندانشان رفتار میکنند. بچهها وقتی که از این سنین حساس هستند چند مطلب باید رعایت بشود 1ـ مادر باید لباس مبتذل تحریکآمیز و عریان یا آرایش تحریکآمیز جلوی پسر بچه نداشته باشد یعنی اگر پسر بچه دارد دیگر باید از 5 ـ 6 سالگی مراعات بکند بچه به 5 که رسید مادر باید یواش یواش مراعات بکند جلوی بچه بدن نیمه عریان نگردد لباسهای کوتاهی که تحریکآمیز هست نپوشد لباسهایی که اندامش را نشان میدهد نپوشد آرایش تحریکآمیز نکند. متقابلاً پدر هم همینطور پدر حق ندارد جلوی دختر بچه با شورت بیاید بگردد بگوید این در اسلام که حرام نیست من زیاد برخورد داشتم آقایان رعایت نمیکنند میگویند شرعاً که اشکال ندارد مثلاً خواهر خانمش خانهشان هست دخترخاله هست دختردایی هست دخترعمو هست. این مرد با زیرپیراهن در خانه میگردد خیلی راحت، خانمها هم که حیا میکنند این حرفها را مطرح نمیکنند این مینشیند شخص جلوی نامحرم حالا فک و فامیلش میگویند ما خودی هستیم خواهر خانم هست با زیرپیراهن بگردیم اشکال شرعی هم ندارد قطعاً اخلاقاً اشکال دارد و این را شخص باید مسلم بداند که حالا با زیرپیراهنی گشتن یا لباسی که اندام مرد را نشان بدهد واقعاً پوشیدنش اشکال دارد. حجاب مخصوص زن نیست مردها هم باید حجاب داشته باشند و حق ندارند هر طوری در مقابل نامحرم حاضر بشوند البته این یک نکته اخلاقی و عرفانی هم دارد که انسان حتی اگر خودآرایی هم دارد باید خودآرایی شائبه تأثیر در قلوب نامحرمها را نداشته باشد. چون اگر به این شائبه این کار را بکند در واقع دنبال نوعی از روابط ناسالم هست همانطور که ما به زن میگوییم حق ندارد خودش را برای نامحرم آرایش بکند و تحریک ایجاد بکند مرد هم به همچنین حق ندارد طوری خودش را بزک بکند یا لباسهای مبتذل بپوشد یا هر چیز دیگری که امکان تأثیرگذاری در قلب نامحرم را داشته باشد. پس پدر باید رعایت بکند که در مقابل دختر نگوید دخترم هست محرم هست بچه هست، نه اینطوری نیست باید رعایت بکند در خانه محجوب بگردد و سنگین باشد. نکته بعد این هست که والدین از معاشقه و شوخیها تحریکآمیز در مقابل فرزندان باید پرهیز کنند. درست در نقطه مقابل که باید خیلی با هم عاطفی صمیمی خوب باشند و بچهها از این صمیمیت والدین روابط عاطفیشان لذت ببرند و آثار سازنده برای آینده بگیرند که احترام به همسر علاقه به همسر محبت به همسر مودت نسبت به همسر. محبت با مودت فرق میکند محبت یعنی دوست داشتن ابراز دوست داشتن مودت یعنی آن که قرآن میگوید بین زوجین ایجاد میشود و اگر نشود معلوم میشود که ازدواج ازدواج موفقی نیست. مودت یعنی زن و مرد خودشان را به خاطر همدیگر به زحمت بیندازند یعنی برای همدیگر کار کردن زحمت کشیدن در خانه، تلاش کردن به زحمت انداختن این را مودت میگویند. بچهها اینها را که میبینند برای آینده خیلی سازندگی دارد یعنی بچه مرد زنداری خوب را یاد میگیرد و دختر هم شوهرداری خوب را یاد میگیرد وقتی که روابط والدین یک رابطه عاطفی براساس محبت و مودت و سالم باشد. (کُونُوا دُعاۀَ النّاس بِغَیرِ اَلسِنَتِکُم) مردم را با غیر زبانتان دعوت بکنید تبلیغ بکنید در مورد والدین و زن و شوهر مسئله همینطور هست ما معمولاً به آقایان میگوییم برای همسرانتان روضه نخوانید بالای منبر نروید شروع کنید ادای معلمها را در بیاورید. تذکر، بحث داشتن با هم بحث مشترک بدون اینکه قصد موعظه کردن و نصیحت کردن افراطی را داشته باشند موعظه هم احتیاج دارند گاهی وقتها لازم هست همدیگر را موعظه کنند اما خیلی خیلی مختصر، زن و شوهر باید برای همدیگر زن و شوهری بکنند. اگر قرار است آموزشی مرد به زن بدهد یا زن به مرد بدهد یا والدین به بچهها بدهند بیشتر عملی هست خانم آمده میگوید که شوهر من به من میگوید که نماز بخواند صبح اول وقت همه ما را برای نماز بیدار میکند ولی خودش نماز نمیخواند ولی نگران نمازخواندن ما هست که نمازهای ما قضا نشود. بعد مراقب حجاب و حیای ما هست اما خودش خیلی راحت و بیپرده با نامحرم ارتباط برقرار میکند از نظر او صحبت کردن ما با نامحرم یک نوع بیحیایی هست یا مریض بودن و انحراف هست ولی خودش خیلی راحت با نوامیس مردم صحبت میکند این فقط موعظه زبانی است فایدهای ندارد. آدم اگر قرار است دعوتی هم بکند عملاً باید دیگران را دعوت بکند بخصوص در مورد والدین و فرزندان و زن و شوهر نسبت به همدیگر. نکته بعد این هست که در حضور فرزندان در رختخواب نخوابند و اگر هم اتاقی ندارند که جدا باشند بسترها را نزدیک هم اما جدا بیندازند. نکته آخر این هست که بچهها باید اجازه بگیرند در موقع ورود به والدین، در سه زمان را قرآن فرموده بچهها وقتی میخواهند پیش پدر مادرشان بروند باید اجازه بگیرند وارد بشوند به والدین یکی صبحهای زود مثلاً بعد از نماز یکی شبها یکی هم ظهرها بعد از نماز که موقع استراحت هست. سؤالی که پیش میاید این هست که با توجه به اینکه اسلام از یک طرف به والدین این دستورات را میدهد در مقابل بچهها رعایت بکنید از آنطرف به زن میگوید که شما موظف هستید خودآرایی داشته باشید در مقابل همسرتان لباسهای خوب بپوشید آرایش بکنید و گاهی وقتها لازم هست زن لباسهای مبتذل بپوشد یعنی خودآرایی و نحوه لباسش تحریکآمیز باشد نسبت به شوهرش. این با آن دستوراتی که در مقابل بچهها دادند علیالظاهر در تضاد هست میفرماید که میشود تمیز بود مرتب بود زیبا بود آرایش کرد اما هیچ کدامش تحریکآمیز نباشد یک قسمتی از آرایشها زیباسازیها تمیزکردنها و مرتبکردنها و خودآراییها چه در مورد زن نسبت به مرد چه در مورد مرد نسبت به زن. چون مرد هم نسبت به زن یک همچین وظیفهای دارد این خودآرایی مخصوص زن نیست مرد هم باید برای زنش به خودش برسد واجب و لازم هم هست یک قسمتش میتواند و اینطوری هست که منحرفکننده و مضر نباشد یک قسمتش میتواند مضر و خطرناک باشد. زن و مرد آن قسمت از خودآراییها بخصوص قسمت تحریکآمیزش را و آرایش و نحوه لباس پوشیدن خاص را باید بگذارند موقعی که بچهها دیگر حاضر نیستند یا در منزل نیستند یا خواب هستند و باید مطمئن هم باشند که حتماً به خواب رفتند بنابراین میشود اینها را با همدیگر جمع کرد. از مجموع بحثهایی که این سه یا چهار جلسه در مورد مسائل جنسی داشتیم این نکته به دست میاید که والدین باید با عقل و تدبیر در خانواده رفتار بکنند بخصوص این مقوله مسائل جنسی به نحوی هست که اگر بخواهند احساسات خودشان را غلبه بدهند و جلوی احساساتشان را نگیرند و فقط با میل و هوس زندگی بکنند آسیبهای بسیار جدی به فرزندانشان میزنند بخصوص زوجین جوان. حالا شما فکر کنید یک دختر 17 ـ 18 ساله ازدواج کرده با یک پسر 19 ـ 20 ساله تجربه ندارند خامی دارند همان سال اول ازدواج هم بچهدار میشوند نمیدانند در مقابل بچه باید چکار کنند. اینکه توصیه شده در اسلام که انسان قبل از ورود به هر مرحله مسائل آن مرحله را یاد بگیرد که مرتکب گناه و اشتباه نشود برای همین هست کلاسهای میثاق را که ما گذاشتیم که دختر و پسر قبل از ازدواج مسائل را یاد بگیرند از همان زمان که تصمیم میگیرند تا مسائل شب عروسیشان را به این جهت هست. کلاس همسران به این جهت هست یا کلاس تربیت به همین جهت است که ما باید مسلح باشیم قبل از اقدام به یک کار، به هر حال هوسبازی اینکه آدم نتواند جلوی خودش را نگه دارند و صرفاً براساس نیازش و غلبه غریزه و احساسات غلبه بکند این باعث میشود که فسادهای زیادی را ایجاد بکند مشکلات زیادی را ایجاد بکند. این مسئله در مورد مسائل آموزش جنسی تأکید بیشتری دارد در مورد آن من چند تا روایت بخوانم که ببینید چقدر این مسئله مهم است رسول اکرم(ص) میفرماید که سه چیز را از کلاغ یاد بگیرید در بحث کمالات گیاهی و حیوانی وقتی تقسیمبندی میکنیم توضیح میدهیم که بسیاری از کمالاتی را که انسان فکر میکند کمال انسانی است در واقع کمال حیوانی هست. و فکر میکند انسان چون انسان هست اینها را رعایت میکند در حالی که اینطور نیست از جمله آن صفات یکیش حیا هست که ما فکر میکنیم که این صرفاً یک صفت انسانی هست در حالی که حیوانات هم دارند میفرماید سه چیز را از کلاغ یاد بگیرید اول پنهان کردن عمل جنسی دوم صبح زود به دنبال روزی رفتن سوم محافظت از خطر. کلاغ دقت دارد خطر که تهدیدش میکند خیلی حساس هست به راحتی به دام نمیافتد صبح زود به دنبال کسب روزی میرود تنپروری و تنبلی ندارد و در مورد عمل جنسی هم مخفی انجام میدهد. صفات دیگری هم هست که ما غالباً گمان میکنیم که اینها صفات انسانی هستند در حالی که در حیوانات هم هست مثل امانتداری، خیانت نکردن در اموال مردم در کار ندزدیدن از کار وجدان کاری، وفاداری خیلی چیزهای دیگر هست که در حیوانات وجود دارد و ما فکر میکنیم که اینها صفات انسانی هست. اگر انسان اینها را نداشته باشد قطعاً از حیوان هم پستتر هست کسی که وجدان کاری ندارد از کارش میدزدد کسی که حیا ندارد کسی که وفادار نیست کسی که قدر محبتهای دیگران را نمیداند اینها قطعاً از حیوان هم پستتر میشوند. روایت بعد از امام صادق(ع) هست ایشان هم از نبی اکرم(ص) نقل میکند میفرماید به خدا سوگند چنانچه مردی با همسر خود مجامعت کند در حالی که کودکی در خانه بیدار باشد و آنها را ببیند و کلام و نفسزدنهای آنها را بشنوند چنین کودکی هرگز رستگار نخواهد شد. ما اگر رستگار را به معنای کل رستگاری اصل سعادت بگیریم نمیشود این روایت را آنطوری حمل کرد منظور در مورد مسائل جنسی هست یعنی قطعاً آسیب جنسی خواهد دید در این جهت رستگار نخواهد شد و چه بسا از این جهت به همه سعادتش هم لطمه وارد بشود. میفرماید اگر پسر باشد زناکار شود و اگر دختر باشد زنا میدهد حضرت وقتی این را فرمود در ادامه فرمایششان اینطوری میفرمایند هنگامی که امام سجاد میخواست با همسرش عمل جنسی انجام دهد درب را میبست و پرده را میانداخت و خدمتگزاران را خارج میکرد یعنی یک شرائط مناسبی ایجاد میکرد بعد اقدام میکرد برای این کار، اینکه صرفاً هوس بکند نمیشود. یک آقایی که من در مشاوره آمده بودند چند سال پیش شاید ده سال پیش انحراف شدید پیدا کرده بود در این قضیه یک پسر بچه مثلاً 16 ـ 17 ساله این تقریباً به همه خواهرزادههایش تجاوز کرده بود فکر کنید بچههای کوچک خواهرزاده اعم از دختر و پسر. بعد من وقتی خواستم تحقیق بکنم که این از کجا ناشی شده خودش میگفت که من شروع یک همچین احساسی این بود که پدرم خیلی بیمحابا جلوی ما با مادرم رابطه برقرار میکرد و ما را تحریک میکرد این پدر نفهم بیدقت یک همچین انحرافی را در بچه ایجاد میکند این بیحیاییها و مراقبت نکردنها. این فقط صرفاً به این معنا نیست که وقتی به ما میگویند که شما جلوی بچه همچین کاری نکنید یعنی بچه اساساً باید از چنین تصاویری دور باشد حالا ممکن است این تصویر مال پدر مادر نباشد شما وقتی یک کتاب یک مجله یک عکسی را میاوری که در این عکس و مجله یک همچین تصویری هست کافی هست دیگر فرقی نمیکند چه میخواهد مال پدر مادر باشد چه میخواهد مال کس دیگر باشد. وقتی میروی برای فرزندت با بیفکری ویدئو میخری فیلمهای آنچنانی کامپیوتر میگیری سیدیهای آنچنانی که فراوان هم هست در سطح تهران سیدیهای مبتذل ماهواره میخری در خانه میگذاری و فکر نمیکنی که این بچه چکار میخواهد بکند اگر این تصویرها را ببیند بعد نتیجهاش را باید ببینید. شما مؤمن مسلمان متدین اما بیفکر کم تقوا، میبینی که این آسیب را میرساند فقط اینطوری نیست یا بچه تو ممکن است در خانه تو تحفظ داشته باشد مراقبت بکنی اما میدانی این برود در خانه باجناق شما ممکن است یک همچین تصاویری را یا از طریق تلویزیون ماهواره یا از طریق روابط ناجوری که در خانه خودمان هست ببیند. یک همسایه بیبندوبار دارید ممکن است این بچه شما برود آنجا ببیند شما کاملاً مراعات بکنید ولو در خانه همسایه ببینید در خانه فلان فامیل که میدانی این بچه آنجا آسیب میبیند بچه را میفرستی بعد میبینی که قضیه خراب شده. اینکه میفرماید نبیند مال پدر مادر نه اینکه در آمیزش پدر مادر یک خصوصیتی هست که بچه زناکار میشود نه، در نگاه به این تصاویر یک مسائلی هست نگاه به این تصاویر تأثیر دارد که انسان انحراف پیدا بکند. یک دختر خانمی دارند حدود 17 سالش به شدت انحراف داشت با مردهای بسیار زیادی هم تماس داشت پدرش آنجا آورده بود و میگفت دارم دق میکنم ماندم چکار کنم حالا یک تسبیحی هم دستش، محاسنی و یک مادر چادری خیلی محجوب آمدند آنجا نشستند که این ننگ خانواده ما شده. وقتی تحقیق کردیم دیدیم که خود والدین یک همچین غلطی کردند مراقبت نکردند؟ نه در مورد خودشان نبوده یک فیلم در خانه گذاشتند پخش بشود این سادهانگاریهای اینطوری که اینها جوان هستند بگذار ببینند ما که نمیبینیم خودمان پشتمان را میکنیم به تلویزیون نگاه نمیکنیم اینها جوان هستند چکارش کنم زورم به او نمیرسد. این مسامحههایی که زیاد هست در خانوادههای متدین نسبت به بچهها و فرزندسالاریهای افراطی، در کشور ما یکی از بیماریهای تربیتی این هست که فرزندسالاری هست بچهها حرف آخر را در خانه میزنند و والدین غالباً تسلیم میشوند بعد سر از اینجا در میاورند. بچهها خیلی پررو میشوند و اجازه میدهند که بچهها وارد خیلی از حریمها بشوند زورم به او نمیرسد بچه هستند جوان هستند اجازه میدهد بعد این دختر خانم معصوم از صحنه یک فیلم چهار سال قبل تصویربرداری کرده و در نهایت در چهار سال بعد به یک دختر بسیار فاسد و هرزه تبدیل شده یک تصویر هم گفت دیدم همان تصویر کار را تمام کرد و در من این تمنا را ایجاد کرد. پس وقتی میگوییم پدر مادر باید مراقبت کنند و اگر اینطوری بشود بچه رستگار نمیشود مخصوص مسئله پدر مادر نیست ما باید تحفظ کامل نسبت به فرزندانمان در همه زمینهها داشته باشیم. آخرین نکته در این مسئله این هست که غالب آفتهایی که از این طریق متوجه بچهها میشود معلول تنبلیها و اسارت والدین در کمند احساسات هست یعنی این احساسات اینکه نمیتوانند جلوی هوس خودشان را نگه دارند و اصلاً حالیشان نیست که تربیت بچه یعنی چی و بچه یک انسان یک موجود هست باعث خیلی از آفتها و ضررها میشود. دو تا زن و شوهری که ازدواج کردند سالها بچهدار هم نشدند میبینید که هزار و یک دردسر و خرج کردن و مشکلات را تحمل میکنند تا بروند بچهدار بشوند زحمت زیادی میکشند برای بچهدار شدن، چه چیزی را میخواهند؟ اصل بچه را میخواهند یعنی میخواهند یک کسی به آنها مامان یا بابا بگوید. حتی این مسئله آنقدر زیاد هست که اگر ناامید بشوند از نظر پزشکی یا دست به دعا و مناجات و توسل میشوند اگر از آن هم ناامید بشوند اگر اهلش باشند ممکن است اهلش نباشند. همین که از مداوای پزشکی ناامید میشوند دو کار ممکن است بکنند اگر همدیگر را دوست داشته باشند میروند یک بچه میاورند میگویند ما حاضر نیستیم به خاطر بچه همدیگر را از دست بدهیم من حالا بچه برایم عزیز هست اما همسرم برایم عزیزتر است حاضر نیستم همسرم را رها بکنم یا احساساتش را له بکنم چون بچهدار نمیشویم. نه با او زندگی میکنم نهایتاً میرویم یک بچه میاوریم این احساساتمان را تخلیه میکنیم نیاز دارند به تخلیه این احساسات اما وجود بچه را میخواهند بیشتر والدین طالب حضور فیزیکی بچه هستند این را میخواهند اگر همدیگر را دوست نداشته باشند خیلی راحت از همدیگر جدا میشوند. میبینی زن از مرد جدا شده میگوید چون مرد بچهدار نمیشود من بچه میخواهم خداحافظ یا مرد میرود زنش را طلاق میدهد میگوید من بچه میخواهم این بچهدار نمیشود تمام شد یک قیچی میزنند میروند دنبال یک ازدواج دیگر که بچهدار بشوند. اما غالباً نگاه والدین به بچهها یک نگاه فیزیکی هست یعنی حضور یک بچه را در خانه میخواهند که این آنجا باشد اینها مقداری از احساساتشان را تخلیه بکنند نسبت به بچه مقداری از وقتشان گرفته بشود از این جهت تخلیه بشوند حوصلهشان سر نرود در خانه یک خانم تنها نباشد یک کسی به آنها پدر بگوید یک کسی به آنها مادر بگوید این تخلیهشان میکند. اما فکر نمیکنند این موجودی را که اینها اقدام کردند به تولدش به دنیا آوردن این، این یک انسان است یعنی یک موجود ابدی هست که از طرف خدا مسئول است و این احتیاج به تربیت دارد اگر تربیت نشود و آخرتش و دنیایش سعادت دنیایش سعادت آخرتش به خطر بیفتد به تعداد گناهانی که میکند این گناهان در نامه اعمال والدین نوشته میشود. چون ما بچه را تربیت نکردیم سرمایهگذاری برای تربیت بچه نمیکنیم حاضر نیستیم وقت بگذاریم تنبلی تنپروری اصالت در احساسات نمیگذارد الان خیلی از والدین میدانند اینجا کلاس هست برای تربیت بچه اما اصلاً ضروری نمیدانند که بلند بشوند بیایند. لااقل من میدانم سیصد چهارصد نفر در جریان هستند از این قضیه ولی کجا هستند چرا همت نمیکنند بیایند آقا وقت نداریم گرفتار هستیم فکر میکنند این یک کار زائد است یا مثلاً زمانی باید به مسئله تربیت بچه بپردازی که مادر ول ول باشد بیکار پدر بیکار باشد هیچ کاری نداشته باشد حالا بلند بشود برود یک کلاس تربیتی هم شرکت بکند. آن هم با چه سختی انگار دارند جانش را میگیرند که میخواهد برود در مدرسه کلاس آموزش خانواده دعوت کردند مرد میاندازد گردن زن، زن میاندازد گردن مرد، هر کدام میخواهند از آنجا در بروند بهانه میروند ما برویم آنجا از ما پول میگیرند یا چکار میخواهند بکند. نمیروند مسائل تربیتی فرزندش را، آموزش و پرورش زحمت میکشد مدیر مدرسه زحمت میکشد مربیان تربیتی زحمت میکشند و برای اینها کلاس میگذارند استاد دعوت میکنند هزینه میکنند میبینید که همت نمیکنند بروند مسائلشان را یاد بگیرند. همه هم خودشان را فهمیده و دانشمند و بینیاز از مسائل تربیتی میدانند میگوید من برای خودم در این مملکت پزشک هستم من پزشک مملکت درس خواندم میخواهم چکار کنم مسائل تربیتی عزیز من اصلاً مسائل پزشکی چه ربطی به مسائل تربیتی دارد. من مهندس هستم من طلبه هستم این اینطوری نیست تو طلبه باشی مهندس باشی پزشک باشی دکترای اقتصاد داشته باشی این هیچ ربطی ندارد تربیت یک تخصص است مثل زنداری که یک تخصص ویژه است شما بروید در تحصیلکردهها ما بیشترین پرونده طلاقمان و درگیریهایمان مال طبقه تحصیلکرده طبقه درسخوانده است مال عوام نیست مال روستاها نیست. در روستاها اتفاقاً خیلی زندگیها استحکام دارد در شهرستانها و دهات و روستاهای ما استحکام زیاد دارد در شهرنشینی و در طبقات تحصیلکرده است که نمیدانند چطوری با هم زندگی کنند چطوری تربیت کنند این همه بچههای فاسدی که ما داریم میبینیم. در محیط دانشگاه دختران عجق وجق پسران عجق وجق اینها که همه محصول پدر مادرهای بیسواد نیستند پدر مادرهای تحصیلکرده هستند ولی میبینی طرف فاسد است حیثیت انسانی ندارد اساساً زنده به حیات انسانی نیست یک حیات گیاهی یا حیوانی دارد. درس هم که دارد میخواند ولو دانشمند بشود میخواهد در راه اهداف حیوانی از آن استفاده بکند در هر رشتهای هم که وارد بشود همین هست همت نمیکنند بلند بشوند بیایند مسائل تربیتی را یاد بگیرند گمان میکنند که بینیاز هستند. خود بنده که الان دارم برای شما درس میدهم خودم خیلی احتیاج دارم به فهمیدن به مطالعه، اینطوری نیست که کسی فکر بکند اطلاعاتش تکمیل هست نیازی به شنیدن ندارد نیازی به مطالعه ندارد نیازی به موعظه شدن ندارد نیازی به فهمیدن ندارد نیازی به استاد ندارد این هست و باید هم باشد. والدین غالباً تنبلی میکنند بچه را دست کم میگیرند و به حیثیت کاملی که خدا خلقش کرد نگاه نمیکنند همان بحثی که اوائل بحث تربیت گفتیم یعنی یک موجود ممتد از طبیعت تا بینهایت نگاه نمیکنند بچه را فقط در مقطع تولد تا مرگ میبینند کل کارهایی هم که میخواهند برای بچه بکنند در همین مرحله است. لذا برایشان مهم نیست که حالا این محجوب شد نشد در مورد حجاب کاملاً بیخیال، فکر نمیکند که این بچه یک ساعتی یک زمانی باید یواش یواش حجاب داشته باشد این بچه یک زمانی باید برود سر وقت مسائل مذهبی و نماز، دلشوره هم ندارد. میبینی بچه شده 15 سالش نماز نمیخواند حالا یک ذره وجدان مذهبیش اذیتش میکند بلند میاید مراجعه میکند بچه من الان 16 ـ 17 سالش هست نماز نمیخواند دخترم نماز نمیخواند الان که نباید به فکر باشی تو باید 10 ـ 12 سال پیش فکر میکردی راجع به نماز فرزندت نه الان. میبینی که اصلاً دلشورهای وجود ندارد در مورد حجاب بچه در مورد رابطش با جنس مخالف در مورد نمازش در مورد عقائدش در مورد اخلاقیاتش همین بیخیالیها و تنبلیها باعث میشود آن کاری که ما باید نسبت به بچهها بکنیم نمیکنیم. این اصل را من به شما بگویم ما اگر نخواهیم برای تربیت فرزندمان وقت بگذاریم مطمئن باشید وقتی بیشتر از آن باید برای اصلاحش بگذاریم و اصلاح به مراتب سختتر از تربیت هست و معلوم هم نیست نتیجه بدهد چند برابر باید وقت بگذارید بعداً برای اصلاح، جبران انحرافات، جبران کژیها، درست کردن کژیها، بعداً باید وقت بیشتری بگذاری. اگر نخواهی یک مقدار زحمت تربیت را بکشی بعداً باید دق و حرص و جوش انحرافات بچه را تحمل بکنی بچه به خودت برمیگردد یک بچه بیادبی میشود در خانواده باعث خفت تو میشود خودت را هم زجر میدهد. گفتم یک کلمه خیلی بامزه و در عین حال متأثرکننده این هست که والدین به فرزندانشان میگویند بیتربیت بچه بیتربیت بیادب، این تربیت را چه کسی باید میکرده این ادب را چه کسی باید به بچه یاد میداده! خودمان به او اهانت میکنیم میگوییم بیتربیت و بیادب بعد هم خودمان در سرش میزنیم. خودمان نکردیم نه تربیت کردیم نه ادب به او یاد دادیم بعد هم خودمان به او میگوییم که بیادب بیتربیت، نه این را باید به تو بگویند که فرزندت را تربیت نکردی و ادب به او یاد ندادی همین تنبلیها برای اینکه نمیخواهیم زیر بار مسئولیت برویم نمیخواهیم وقتگذاری کنیم نمیخواهیم بشنویم نمیخواهیم مطالعه بکنیم. یک خانمی آمده بود سال گذشته میگفت من دو تا بچه دارم اینها این مشکلات را دارند من راهنمایی لازم را کردم بعد گفتم خانم من این مرکز را به شما معرفی میکنم بروید فلان جا این کتابهای تربیتی را بگیرید مطالعه بکنید انجمن اولیاء و مربیان نبش خیابان طالقانی و قدس کتابهای آموزنده زیادی دارد. کتابهای تربیتی بسیار مفیدی اینها چاپ میکنند برای همه سنین دختر پسر در همه زمینهها همت بکنید ما که داستان میخوانیم رمان میخوانیم کارتون نگاه میکنیم فیلم سینمایی نگاه میکنیم سریالها را تعقیب میکنیم روزی نیم ساعت مطالعه کنیم برای فرزندانمان، مگر چقدر میشود. حالا بعد از یکسال این خانم زنگ زده که بچههای من اینطوری شدند من چکار کنم؟ گفتم من هیچ جوابی ندارم به شما بدهم، شما مگر این منابعی که به شما گفتم تهیه نکردید؟ گفت چرا تهیه کردم، گفتم پس چرا در این یکسال شما مطالعه نکردید؟ گفت وقت نکردم، گفتم چه کاری مهمتر از این در خانه داشتید. به جای اینکه چهار ساعت وقت تلف کنی برای فرزندانت پیتزا درست بکنی یا فرزندانم فلان غذا را دوست دارند سه ساعت در آشپزخانه وقت تلف بکنی یک غذای ساده به فرزندانت بده بچهها تربیت هم میخواهند غیر از پیتزا، غیر از فلان خوراک تربیت هم میخواهند اینها خوراکها معنویشان هست خوراکهای فطری و انسانیشان هست خوراکهای اخلاقیشان هست باید بشود. تو برای شکم فرزندانت که بچهها چون دوست دارند چهار ساعت در آشپزخانه وقت خودت را تلف میکنی علاف میکنی چقدر خرج گردن شوهرت میاندازی شوهر را میفرستی برو فلان چیز را بخر بچهها هوس این را کردند آنوقت هیچ وقت نمیگویی بچههای من از من تربیت میخواهند از من ادب میخواهند از من دین میخواهند من باید وقت بگذارم. یکی از چیزهایی که بسیار ضعیف هست بین والدین بحث گفتگو هست والدین با هم گفتگوهای تربیتی در مورد فرزندانشان ندارند مردان غالباً بیشتر از خانمها کم حوصله هستند یعنی میاید خانه تا خانم میخواهد راجع به مسائل بچهها صحبت بکند البته این بیموقع سراغ مرد رفتن هم مؤثر است. اول مرد که از بیرون به خانه آمده خسته است الان یکی دو ساعت باید استراحت بکند تا آمد بگوید دخترت اینطوری کرد پسرت اینطوری کرد نمیشود بگذار استراحتش را بکند غذایش را بخورد از خواب بلند بشود یک کم سرحال بیاید شب وقت هست بعداً بنشین راجع به این مسائل صحبت کند. آقا چکار کنیم میخواهم یک سؤال مطرح کنم یک مشکلی پیش آمده با هم صحبت بکنیم ببینیم چه تصمیمی باید بگیریم مثلاً بچه امروز رفته از جای پولها یک صد تومانی دویست تومانی هزار تومانی برداشته رفته با آن جنس خریده به من هم نگفته رفته خانه فلانی وسوسه شده فلان جنس را برداشته آورده. یا مثلاً فلان رفتار را با خواهرش یا برادرش کرده چکار بکنیم چطوری مسئله را حل بکنیم با هم صحبت ندارند از آنطرف هم خود والدین هم با بچهها گفتگو ندارند یعنی ما غالباً فرزندانمان را فقط تأمینکننده عواطف خودمان میدانیم. مدام باید به او بگوییم که باباجون عزیزم قربانت بروم چه چیزی میخواهی برایش بخریم اما هیچ وقت بچهها را آدم حساب نمیکنیم که طرف گفتگوی جدی ما باشند ما راحت با یک بچه دبستانی میتوانیم گفتگوی جدی داشته باشیم. شما اگر به یک بچه بگویی بیا بنشین عزیزم برایت صحبت بکنم و حرف جدی برایش بزنی فوقالعاده لذت میبرد احساس شخصیت میکند احساس بزرگی میکند حاضر است ساعتها بنشیند پیش تو لذت ببرد از گفتگوی با تو ولی گفتگوی جدی، چون میبیند پدر و مادرش به او دارند به عنوان یک انسان فهمیده بزرگ مسئول و متعهد دارند نگاه میکنند والدینش به او اعتماد دارند دارند با او صحبت میکنند. ولی ما گفتگوی بین ما و فرزندانمان کم است نمینشینیم با هم گفتگوی جدی بکنیم راحت صحبتهایمان را بکنیم بیا عزیزم میخواهم یک چیزی برایت بگویم، میخواهم روی این کاغذ برایت یک چیزی بنویسم تخته وایتبرد کوچک دارید با ماژیک میخواهم این را برایت بنویسم ببین اینجا اینطوری میشود چهار تا چیز به او یاد بده. یا که از او سؤال کن دو تا شخصیت متضاد را در مقابل هم بگذار و به او معرفی کن تا بتواند اینها را بفهمد نظر تو در این مسئله چیست ما تا به حال از فرزندانمان نظرخواهی کردیم خواستیم که احساساتشان و افکارشان را برای ما بگویند اندیشههایشان را برای ما بگویند که شما چه فکر میکنید در این زمینه. آیا شده که ما از سؤالات فرزندانمان عصبانی نشویم بیحوصلگی به خرج ندهیم سؤالات بیربطی که یک موقعهایی میکنند بچه مثل ما معتقد نیست و مثل ما هم پخته و منطقی نیست که کاملاً همه چیز برایش حل شده باشد بچه سؤال دارد خدا برایش زیر سؤال است. آن مفهومی که تو از خدا و حضرت عباس و حضرت علی داری اینها را ندارد آن مفهومی که تو از قرآن و مقدسات داری او ندارد ممکن است حتی از شما سؤال کفرآمیز بکند تا حرف بزند در دهانش بزنی که این چه سؤالی هست میکنی بلند بشو برو ببینم خجالت بکش دفعه بعد نبینم این حرفها را بزنی. این بچه چه موقع فرصت میکند با پدر مادرش ارتباط برقرار بکند این سؤالات میماند بعد هم منحرف میشود چند روز پیش یک آقایی فرزندش را آورده بود اینجا یعنی آمده بود مشاوره میکرد میگفت پسرم خیلی خوب متدین نمازخوان حالا یک مقدار ارتباطات اجتماعی زیاد شده از وقتی که اینطوری شده یا یک نفر هم برای دخترش آمده بود میگفت دختر من نماز اول وقت میخواند. اذان را که میگفتند جارویش را ول میکرد میرفت سر نماز، آشپزی داشت میکرد میرفت سر نمازش یک تار مویش معلوم نبود از وقتی که رفته دانشگاه اینطوری شده یا پسرم اینطوری شده بعد که با هم صحبت کردیم و پرسوجو کردیم معلوم شد افراطهایی که والدین کردن فرصتهایی که برای بچهها نگذاشتند. خورد کردن شخصیتهای این پدر بچه را به زور کلاس قرآن میفرستاده محدودش میکرده در روی او قفل میکرده بچه یک ذره آزادی به دست آورده الان میاید در خانه عربدهکشی میکند همه چیز را به هم میریزد و تلافی میکند و میگوید که دارم تلافی میکنم میگوید که شما در حق من جنایت کردید در حق من اشتباه کردید. بچهها همیشه مثل ما فکر نمیکنند آن چیزی که تو از پدر و احترام پدر داری از مادر و احترام مادر داری از مادرشوهر و پدرشوهر و مادرزن و پدرزن و احترام عمو و خاله و دایی داری از استاد یا فلان شخصیت داری او ندارد. او شاید نتواند بفهمد که رهبر انقلاب یعنی چه کسی ولی وفقیه که احترامش واجب هست و برای ما مقدس هست یعنی چی او این را نمیفهمد ممکن است مثل یک آدم معمولی با او رفتار بکند بچه باید به این قضیه برسد و در گفتگو اینها حل میشود. بچهها خیلی لذت میبرند از گفتگوی با والدین و خیلی نیاز دارند هم نیاز دارند هم لذت میبرند و ما از این استفاده نمیکنیم نیاز و عطش دارد لذت هم میبرد از اینکه پدر مادرش با او گفتگو بکنند اما ما حال و حوصله صحبت کردن با این و آن را نداریم. مینشینیم با باجناقمان با سلمانی در محل با بقال محل راجع به کوپن و ماشین و جنس و مسائل سیاسی که اصلاً نسبت به آن اعتقاد نداریم هزار و یک جور فتوا و نظریه و تحلیل میدهیم پای تلویزیون مینشینیم پای کارتون مینشینیم سریالها را تعقیب میکنیم اما حاضر نیستیم یک ساعت مستقل برای فرزندمان بگذاریم. بگوییم این یک ساعت مال من و فرزندم هست عزیزم بیاییم بنشینیم صحبت بکنیم، نمیرسی بحث مدرسه است تابستانها، من غالب گفتگوهای خودم با دخترم یک بچه دارم که میتوانم با او صحبت کنم بقیه که کوچک هستند کمتر میرسم صحبت کنم چون هنوز سنشان نرسیده. ولی بیشتر تابستان ما از دبستان وقت گذاشتیم تابستان که ایشان درست نداشته باشد مادرش میگرفت میخوابید کاری نداشتیم او مثلاً خوابش نمیامد دوست داشته صحبت بکند یا با هم میرفتیم بیرون بگردیم یک پارکی جایی میخواستم ببرمش دکتر و بیایم مینشستیم با هم صحبت میکردیم حوصلهمان هم سر نمیرفت. ممکن است دو ساعت در مطب دکتر نشسته باشیم ولی این گفتگو به قدری شیرین هست که طرف اصلاً نمیفهمد دو ساعت چطوری گذشت بنشینید با هم حرفتان را بزنید چرا آدم حسابش نمیکنید چرا فکر میکنی که نمیارزد با فرزندت بنشینی یک بحث و گفتگوی جدی داشته باشی. این مسئله در رابطه زن و شوهر هم هست زن و شوهر غالباً با همدیگر زندگی زناشویی دارند اگر حرفی هم میخواهند بزنند راجع به نخود و لوبیا و گوشت و چه چیزی کم است و چه چیزی کم نیست یک ذره اینها را کنار بگذارید سعی کنید گفتگوهای جدی با همدیگر داشته باشید. راجع به مسائل تربیتی راجع به مسائل عقیدتی راجع به مسائل سیاسی راجع به مسائل اخلاقی با هم گفتگو داشته باشید این خیلی مهم هست ما همه چیز را بعداً در دنگ و فنگ مسائل زندگی حلش میکنیم میرود پی کارش و از زندگی لذت نمیبریم. ما فکر میکنیم که اگر قرار است زن و مرد با هم گفتگو داشته باشند فقط مخصوص دوران نامزدی است که پدر و مادر و عمو خاله و دایی و محل کار و رئیس و استاد و همه را قال بگذاریم با دختر بزنیم برویم بیرون مثلاً برویم یک جا بنشینیم چقدر هم با هم حرف دارند دختر و پسر در این سنین. یعنی وقتی دوران نامزدبازیشان هست اصلاً خوششان نمیاید کسی مزاحمشان بشود پدر مادر اگر سراغشان بیاید مثلاً بیایند بگویند عزیزم بیایید سر سفره غذایتان را بخورید اصلاً ما غذا نمیخواهیم ما غذا نمیخوریم بگذارید با هم باشیم همچین هم لذت میبرند از اینکه با هم باشند. وقتی میرویم در زندگی بچهداری میشود و مسائل اینطوری پیش میاید انگار آن آدم دیگر ارزش و اعتبارش را از دست داد مرد جذابیتش را از دست میدهد. دیشب یک آقایی میگفت من میخواهم با خانمم حرف بزنم میگویم بیا برویم بیرون بیا برویم مسافرت میگوید حال و حوصلهاش ندارم خودت با بچههایت بردار برو. میگوید اینقدر این چند سال با من بیرون نیامده که من عقدهای شدم وقتی میروم بیرون این مردها را میبینم با زنهایشان بیرون میروند عقدهای شدم که من بروم یک زن دیگر بگیرم این خانم فقط دوست دارد خانم خانه باشد بیرون نمیخواهد بیاید مسافرت نمیخواهد بیاید من بروم یک ازدواج دیگر بکنم که یک خانم بیرون داشته باشم. الان هم شده بعضی از آقایان سراغ دارم که خانمهای اینطوری دارند میگوید من برای مسافرتهای خارجیم و قرتیبازیهایم یک خانم دارم برای مشهد و کربلا و مکه و جاهای حزب اللهی هم یک خانم جدا دارم این چه کاری هست. از آن طرف هم آقایان همینطور، انگار که این زن مُرد دیگر هیچ جذابیتی ندارد میخواهد عشق و حالش و صحبتهایش و گپزدنهایش را با دیگران انجام بدهد این همین زن است همان که دوست داشتی با او بیرون بروی بچهها را هم ما باید قال بگذاریم. چه اشکالی دارد خواهرم یا برادرم یک روز فرزندم را نگه بدارد آنهایی که بخصوص فرزند بزرگ دارند 5 ـ 6 به بالا هستند پدر مادر راحت میتوانند نصف روز را تحمل کنند بگذاریم خانه دوتایی برویم بیرون اصلاً عیبی دارد ما دوتایی برویم بیرون بنشینیم صحبت بکنیم؟. اصلاً به یاد گذشتهها به خاطر خاطرات شیرین به خاطر شیرین کردن زندگی بچه مزاحمتان هست میخواهید آنجا بنشینید درست است پدر مادر احساسات و عواطف دارند دوست دارند در لذتهایشان فرزندانشان با آنها باشند عیبی ندارند پارک مشترک بگذارید بیرون رفتن مشترک بگذارید مسافرت مشترک بگذارید بچهها هم لذت میبرند. در سال یک روز ما فرزندانمان همه را بگذاریم اینجا خواهر عزیز برادر عزیز مادربزرگ پدربزرگ هر کس بچهها پیش شما باشند من میخواهم با خانمم بیرون بروم به بچهها هم نمیگوییم کجا میخواهیم برویم، میرویم یک پارکی دو نفری میگردیم بدون بچهها میرویم با هم یک غذایی میخوریم یک صفایی میکنیم یک حرفی میزنیم گفتگو داشته باشیم. ما لذت نمیبریم از گفتگو کردن با همدیگر و اینها باعث میشود که نبودن منطق گفتگو در زندگی باعث میشود که ما وقتی با زنمانم نمیخواهیم این کار را بکنیم یا زن با شوهرش دوست ندارند بنشیند مکالمه بکند در این زمینه تا میخواهد حرف بزند میگوید حال و حوصلهاش را ندارم با بچهها هم همینطور هست. با بچهها هم دوست نداریم بنشینیم صحبت بکنیم بیرغبت هستیم نسبت به اینها، با همه کس انس داریم میتوانیم بنشینیم حرف بزنیم غیر از اعضای خانواده خودمان، صحبتهای جدی و خوب و اینقدر این فرهنگ ضعیف شده که الان زن و شوهر معمولاً تا میخواهند بنشینند یک حرف جدی بزنند کارشان به دعوا میکشد کارشان به اختلاف و تشنج میکشد. چون فرهنگ مکالمه وجود ندارد فرهنگ مکالمه ضعیف هست نمینشینیم با هم حرفهای جدی و مهم بزنیم مثل اینکه فقط برای فیلم سینماییها و فیلمهای اینطوری هست ولی خودمان وقتی میخواهیم بنشینیم حرف بزنیم میبینیم حرفی برای گفتن نداریم این فرهنگ را در خودمان قوی بکنیم. فرهنگ مکالمه و گفتگو با همسر با پدر و مادر با برادر با خواهر و با فرزندانمان این فرهنگ گفتگو را بالا ببریم بعد میبینیم خیلی از مسائل حل میشود به خدا این بار عاطفی که در منزلهای ما هست همه چیز را حل میکند همه انحرافات را میتواند بشوید کنار بگذارد. طرف میاید با فرزندش درگیری شدید سر مسائل عقیدتی و انحرافی پیدا کردن، پسرش مشروبخوار است رفته مواد مخدر استفاده میکند سیگار میکشد میگویم حضرت عباسی تا به حال با فرزندت چقدر گفتگو داشتی؟. میگوید به خدا اینقدر نصیحتش کردم که نگو صد بار نصیحتش کردم گفتم عزیزم نصیحت که فایده ندارد آن یک موضع لج میشود چه کسی گفته ما مدام بنشینیم زن و فرزند و شوهرمان را نصیحت بکنیم منظور من گفتگو هست گفتگو غیر از نصیحت است. گفتگو یعنی یک بحث علمی را مطرح کردن یک بحث اخلاقی را مطرح کردن یک بحث انسانی را مطرح کردن جوانب مختلفش را بررسی کردن شخصیتهای مختلف را معرفی کردن. ببین دخترم عزیزم بیا با هم برویم بیرون بگردیم این دخترها را میبینی این دخترها تفکراتشان اینطوری هست این ریشهها این علل باعث شده که اینها اینطوری فکر کنند این والدین این خانوادهها اینطوری شده آن دخترها را میبینی در آن جناح در آن صف در مقابل اینها، آنها اینطوری بوده گفتگو غیر از نصیحت. ما اصلاً با همسرمان گفتگو نمیکنیم میگذاریم یک مسئله برود اوج بگیرد و به اصطکاک شدید کشیده بشود بعد به زن میگوییم که باید با هم بنشینیم سر این مسئله حرف بزنیم یکسره باید بکنیم یا طلاق یا باید یک طوری حلش بکنیم بیست نفر را وسط میکشیم. چرا باید اینطوری باشد چرا الان گفتگو قبلش خیلی گفتگو میتوانستیم بکنیم اصلاً به این مسائل هم کشیده نشود با فرزندمان خیلی میتوانستیم گفتگو بکنیم لذت میبرد بچه وقتی پدرش تحویلش میگیرد وقتی مادرش تحویلش میگیرد. مادر شما که نشستی داری این سبزی را پاک میکنی یک بحث جدی با فرزندت راه بینداز بچه خیلی احساس شخصیت میکند بچه آنقدر بزرگ میشود که بعداً عارش میاید کارهای کوچک بکند کارهای کثیف بکند یعنی شما اینطوری او را واکسینه کردی. وقتی به او شخصیت اینطوری میدهی وقتی از خانه بیرون میزند میفهمد در نگاه تو چقدر بزرگ و عزیز است و دیگر مسئله از سطح روابط پدر و فرزندی مادر و فرزندی یا روابط زناشویی کنار است یک روابط دوستانه صمیمی است یک محبت است یک عشق است یک اعتماد هست خیلی این میتواند زندگی را نگه دارد و این متأسفانه فرهنگش در ما ضعیف هست. با همدیگر گفتگو نداریم این را باید بالا ببریم چه با فرزند چه با هر کس دیگر تنبلی را کنار بگذاریم(اَلکَسَلُ یُفسِدُ الآخِرَۀ یُفسِدُ المَعاد) کسالت تنبلی آخرت را فاسد میکند مدام بگو حال ندارم با زنم حرف بزنم حالا بگذار بعداً با بچه حرف میزنم، نه شروع کن فرزندت هوشیار هست 5 سالش هست میفهمد میتوانی یک مکالمه خوب داشته باشی به زبان 5 سالهها، یک مکالمه خوب به زبان 6 سالهها. حالا که میخواهد مدرسه برود یک مکالمه خوب در سن 7 سالگی و بالاتر ببینید چقدر اثر میگذارد خیلی اثر میگذارد شما با گفتگوهای ده دقیقهای یک ربع نیم ساعت یک ساعت صدها بار کار تربیتی کردید که بعداً میخواهید انحراف یا خطر انجام بدهید بچه شما به قدر اطلاعات میگیرد آنوقت این اطلاعات را هم با مودت دارد میگیرد اینها در دلش میماند. حضرت علی به امام حسن(ع) میفرماید که پسرم قبل از اینکه دیگران اقدام بکنند روی تو تأثیر بگذارند من به تربیت تو مشغول شدم اقدام کردم که دیگران قلب تو را اشغال نکنند ما تنبل هستیم کارزده هستیم باید من روی این پروژه کار کنم فلان جا کار اسلام و مسلمین هست بعد میبینیم که در خانواده فردا هزار و یک جور گرفتاری درست شده آنوقتهایی که دارید درست مصرف کنید. یک خانمی میگوید شوهر من فقط از زندگی خواب را یاد گرفته یعنی هر وقت میاید خانه خواب است فقط همین میگیرد میخوابد ما از نیم ساعت قبل از غذا سر غذا بعدش خیلی صحنههای خوبی پیش میاید که آدم میتواند بنشیند صحبت بکند مذاکره بکند استفاده بکند. وقت کم است مردها معمولاً سر کار میروند گرفتار هستند نمیرسند در بحثهای همسران جوان این نکته را گفتیم البته دکتر گلزاری گفت سؤال کردند از عزیزان، مردها گرفتار هستند فرمود طبیعیش ده شب است حد طبیعیش این هست که مرد صبح میرود بیرون کار دارد تا ده شب نرسد خانه بیاید. ده به بعد هست روزهای جمعه هست روزهای تعطیل هست مهمانیها هست بیرون رفتنها هست الا ماشاءالله فرصتهایی هست که میشود از آن استفاده کرد پس من خواهشم این هست که خیلی توجه به این مقوله بکنید برای ایجاد یک فرهنگ یک اخلاق یک مسئله تربیتی این را بدانید نفس انسان تنبل است. بدون تلقین همانطور که امام امت فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد باید به خودمان تلقین بکنیم بگوییم از ما نمیاید من این کاره نیستم بنشینم با زنم حرف جدی بزنم من این کاره نیستم با شوهرم حرف جدی بزنم من این کاره نیستم با فرزندانم بنشینم یک حالت و حس حرف جدی بگیرم. از من نمیاید نان خواست آب خواست پفک خواست بستنی خواست عروسک خواست سینما خواست پارک خواست کامپیوتر خواست دوچرخه خواست برایش بگیرم ما فقط ارتباط را همین دانستیم باید به خودمان زور بگوییم به خودمان تلقین بکنیم این جریان را در زندگی راه بیندازم. اگر میبینید یک کار جدی هست آن را راه بیندازید تنبلی نکنید زن و شوهر با هم آمدند سر کلاس نشستند کلاس همسران بعد که مرد رفته تصمیم گرفته اجرا بکند زن میگوید چی شد حالا یک چیزی هم شنیدی ول کن حالا یک کسی یک چیزی گفت همه چیز که نباید دنبالش باشی تو هم یک حرفی یاد گرفتی در ذوق مرد میزند. یا مرد متقابلاً زن جدی هست میخواهد این قضیه را اجرا بکند مرد میگوید تو هم حالا یک حرفی یاد گرفتی دو روزه رفتی سر کلاس برای ما چی شدی ول کن حال و حوصله نداریم نمیخواهم، خیلی وقتها شده با تکبر و با نخوت زیادی مطلبی که یاد گرفتند نخواستند عمل بکنند و خداوند خار میکند انسان متکبر را. انسان وقتی در مقابل یک حقیقتی که میفهمد از خودش مقاومت نشان میدهد حتماً مورد ذلت و خواری قرار خواهد گرفت خدا خیلی شدید برخورد میکند با کسی که در مقابل اطلاعاتش مقاومت میکند و انجام نمیدهد. امام سجاد(ع) در دعای برای فرزندانش دعای خیلی خوبی هست این دعا را مطالعه بکنید میفرماید(اَعِنّی عَلی تَربیَتِهِم) یعنی لوس نشوی فکر کنی اهل مطالعه هستی کلاس رفتی روانشناسی موفق میشوی مشاور هستی سر کلاس فلان استاد رفتی نه، همیشه از منبع عظمت و قدرت کمک بگیر. (لا حول و لا قوۀ الا بالله العلی العظیم) خدایا من ناتوان هستم من ذلیل هستم من جاهل هستم من گرفتار هستم تو کمک کن(اَعِنّی عَلی تَربیَتِهِم) تو کمک کن من را به تربیت فرزندانم تو لطف کن در حق من مشکلاتش را برطرف کن مقاومتها را از بین ببرد سختیها را تبدیل به آسانی بکن. از خدا کمک بخواهیم در هر کاری هیچ وقت صرفاً تکیه بر اطلاعات و آگاهیهایمان نه، آنها را استفاده بکنیم واجب است شرط واجب و لازم هست درست اما مهم این هست که توجه و توسل و اتکال به خداوند داشته باشیم از خداوند کمک بگیریم. اگر ذلت ببری خدا خیلی به تو کمک میکند بگوییم خدایا عاجزانه از تو میخواهم که کمک بکنی من فرزندانم را درست تربیت بکنم الان ما بعضی از پدر مادرهای بیسواد را میشناسیم که کار تربیتی جدی نکردند ولی اینقدر عروسهای خوبی گیرشان میاید اینقدر دامادهای خوبی دارند. هیچ مشکلی ندارند این مادر اهل توسل است نمیدانسته که حال این پسر واقعاً خوب است یا کارهای معمولیش هم کرده ولی میرود مسجد میرود امامزاده به آن شخصی که زیارتش را میکند متوسل میشود کمکم کن یک داماد خوب گیرم بیاید یک عروس خوب گیرم بیاید ما باید هیچ وقت توسل را در هیچ کارمان کنار نگذاریم بخصوص مقوله بسیار حساس و مسئولیتآور تربیت. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.