اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله ربّ العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین. بحثمان درباره بازیهای مختلفی بود که بچهها میکنند بازیها را گفتیم که بازیهای ورزشی فکری بازیهای اجتماعی و بازیهای فنی حرفهای و تخیلی اینها را در موردشان توضیح دادیم بازیها از منظر دیگری تقسیمبندی دارند که به آنها میگویند بازیهایی که رقابتی هستند. در بازیهای رقابتی بین دو نفر یا چند نفر و یا به صورت فردی مثلاً شما بازی منچ را نگاه کنید. منچ قدیم که همه بازی میکردند یا دوزبازی که خودمان داشتیم مثلاً دو نفر چهار نفر به صورت فردی در آن شرکت میکنند بحث گروهی نیست.
گاهی وقتها حتی ده نفر هم میتوانند در یک بازی شرکت کنند اما رقابت فردی باشد، یعنی یک شخص باید در اینها بالا بیاید گاهی وقتها بازیهای رقابتی گروهی هست دو به دو سه به سه تا مثل فوتبال که یازده نفر به یازده نفر هستند. باز بازیهایی هست در بازیهای ورزشی که بیشتر از یازده نفر هم در آن شرکت میکنند. مثلاً طنابکشی سی نفر این طرف سی نفر آن طرف طنابکشی میکنند یا مسائلی از این قبیل. به هر حال در بازیهای رقابتی منظور پیروزی و غلبه هست که اینها خودشان چند قسم هستند. من اینها را دانه دانه عرض میکنم و مواردی که باید در مورد بچهها احتیاط بشود آنها را تذکر عرض میکنم. بازیها آن موقع خطرش همان مسئلهای هست که الان میگویم مسئله برد و باخت در بازی هست. یعنی بازی برای رقابت انجام بگیرد و طرفین سرمایه یا کالایی را بگذارند و به عنوان اینکه هر کس برد آن سرمایه یا آن کالا مال او باشد که در واقع تحت عنوان کلی قمار قرار میگیرد و اشکال دارد. یعنی برد و باخت در آن باشد که از بازیهای ساده هست که بچهها بازی میکنند. مثل تیله بازی گردو بازی یا بازیهایی که اساساً بازیهای قماری نیستند ولی قمار میکنند روی آن یک شرطبندی روی آن هست که این خطرناک هست و حرام هست. فقها معمولاً فرمودند که در چهار صورت بهتر هست که از بازیها پرهیز بشود: یکی بازی با آلات قمار با شرطبندی و برد و باخت یکی بازی با آلات قمار بدون شرطبندی و یکی بازی با غیر آلات قمار یعنی اساساً برای قمار نیست آن بازی اما با شرطبندی باشد. مثلاً ما بیاییم گل یا پوچ بازی بکنیم این وسیله قمار نیست که مثلاً دو تکه کاغذی را ما در دستمان بگذاریم ولی در آن میتوانیم شرطبندی بکنیم این هم حرام هست و یکی از مواردی هم که احتیاط دادند بازی با غیر آلات قمار هست بدون شرطبندی آن هم احتیاط کردند مثل اینکه گردو بازی یا تیله بازی بکنند. حالا شما در بچهها میبینید که اینها پولی را از پدر یا مادرشان میگیرند ده تا پنج تا تیله میخرند یا گردو میخرند بعد میروند بازی میکنند برد و باختشان هم سر همان گردو یا سر همان تیله هست این هم باز حرام هست. چون پول و سرمایه دارد صرف میشود و از اینجا هست که اشخاص هوس میکنند که این بازی و برد و باخت را به جای اینکه سر تیله قرار بدهند سر چیزهای دیگر قرار بدهند که شدت و حرمتش بیشتر هست. بنابراین بازیهایی که در آن برد و باخت هست، ما باید به بچهها شدیداً پرهیز بدهیم که با کسی بازیهای برد و باختی بکنند و به آنها بفهمانیم که این کار کار درستی نیست تیله بازی نکنند گردو بازی نکنند به همین معنای برد و باختی که دارند. یا با خود پول، شیر یا خط قدیمیها بازی میکردند یا بازیهای دیگر با خود پول بازی میکردند که اینها حرام هست و باید جلوگیری بشود و این روحیه باید کاملاً از بچه جدا بشود بازیهای بعدی که باز همین جنبه در آن هست بازیهای فکری هست که معمولاً در مراکز فرهنگی یا مراکزی که با بچهها سروکار دارند. مثل مهدکودکها کودکستانها مدارس میگذارند بازیهایی هست که برای تقویت هوش بچهها گذاشته میشود اما جایزه هم میدهند جایزه غیر از مبلغی هست که از جیب طرفین گذاشته میشود و به عنوان برد و باخت هست جایزه را کس دیگری میدهد. مثلاً ما جایزه تعیین میکنیم که اگر این بچهها هر کدام فلان مسئله را جواب دادند یا زودتر یک پازل را حل کردند قطعات یک شکل را زودتر چیدند و توانستند آن شکلی که باید در بیاید را در بیاورند مثلاً هر کس زودتر این کار را کرد یا هر کس این جدول را زودتر حل کرد یا هر کس به این سؤالات زودتر پاسخ داد یا هر کس این معما را حل کرد جایزه دارد. آن یک بحث دیگر است آن فعال کردن ذهن بچهها هست و تقویت هوششان هست این نوع جایزهها اشکال ندارد. بعضی از بازیها هست که نوعی در آن کارآموزی و هدایت هست بیشتر دعوت به تعاون، همکاری، ایجاد حس نیکوکاری در افراد هست فلان کار خیر را مثلاً چه کسی زودتر انجام میدهد چه کسی بهتر انجام میدهد. کارهایی که به هر حال سازندگی و عامالمنفعه هست در آن رقابت برای غلبه بر طرف یا حمله بر طرف برای بیرون کردن او نیست بلکه برای بهتر انجام دادن یک کار خوب و مثبت هست و بازیهایی که بازیهای ورزشی هستند. در مورد بازیهای ورزشی خوب است بدن تقویت میشود در این بازیها نشاط به انسان دست میدهد و سموم بدن خارج میشود انرژیهای زائد بدن از بدن خارج میشود. این مفید هست اما دو تا خطر در ورزش وجود دارد ورزشها گاهی وقتها به عنوان ورزش قهرمانی تعبیر امروز از آن یاد میکنند. و گاهی وقتها هست که نه ورزش صرفاً به عنوان تربیت بدنی هست یعنی اینکه ما میخواهیم بدنمان قوی بشود مثل اینکه شما در پارک که صبحها میروید میبینید که پنجاه تا پیرمرد لباس ورزشی پوشیدند و زیر نظر یک مربی دارند ورزش میکنند و دارند میدوند. خانمها در هفته دو روز سه روز را میگذارند میروند باشگاه بدنسازی کار میکنند یا استخر شنا میکنند یک آقا پسری که مثلاً مشغول درس هست مشغول کار هست در هفته دو جلسه سه جلسه باشگاه میرود بدن خودش را تقویت میکند این بد نیست این خوب است. اما گاهی وقتها هست که بازی میرود به سمت قهرمانی و رقابت و تیمبندی و طرفداری و اینطور مسائل که این بسیار خطرناک هست اینکه مقام معظم رهبری فرمودند که من خیلی توصیه نمیکنم به جوانان که وقتی میروند سراغ ورزش فرمود اگر از من بپرسند جوانان که ما باید چکار بکنیم این چکار را در سه کلمه من خلاصه میکنم تحصیل، تهذیب، ورزش. یعنی سه تا چیز را مقام معظم رهبری فرمودند از جوانان انتظار دارند که انجام بدهند یک درس خوب بخوانند یکی خودسازی خوب بکنند روی اخلاق و مسائل روحیات و معنویاتشان کار بکنند تهذیب بکنند از اخلاق و صفات بد خودشان را دور نگه دارند. نفسانیات را از خودشان دور کنند رذائل اخلاقی را زشتیهای اخلاقی را از خودشان دور بکنند یکی هم حتماً باید ورزش بکنند ورزش باید بخصوص در زندگی شهری جزء جدای ناپذیر زندگی شهریها باشد زن و مرد هم ندارد چون بدن بدن هست و حتماً انسان احتیاج دارد به اینکه ورزش بکند باید هم این کار را بکند باید برایش وقت بگذارد. اگر نه خودش را در معرض انواع بیماریها و گرفتاریها قرار میدهد زندگی شهری غیر از زندگی روستایی هست که انسان به اندازه کافی در آن ورزش میکند تلاش میکند بدن همیشه قوی و سالم هست برای همین هم روستاییان قالب بیماریهایی که در شهرها هست مثلاً چربی خون، اوره، نقرس، قند، کمردردها اینها را اصلاً ندارند. برای اینکه بدن دائم دارد کار میکند قوی هست و سوخت و ساز بدن طبیعی است اما در شهر اینطوری در شهر ما یک صبحانه داریم میخوریم یک ناهار مفصل میخوریم شبها هم همینطور باز تقریباً مفصل هست و کاری که بعداً میخواهیم بکنیم مقدار خواب و کارمان نمیتواند این غذایی که داریم میخوریم را با یک سوخت و ساز خوبی در بدنمان به جریان بیندازد. غالباً تولید مشکلات اوره، قند، چربی و گرفتاریهای زیادی میکند بدنها هم که غالباً بیتحرک هست کارهای منزل الان برای خانمها غالباً ماشینی شده کمتر از بدنشان کار میکشند و آقایان هم همینطور غالباً اداری هستند کارمند هستند بدن تحرکی ندارد و خودبهخود بدن ضعیف میشود. ستون فقرات ضعیف میشود هیکلها بیریخت میشود بدنها ضعیف میشوند از نظر عضلانی فشار میاید به ستون فقرات کمردردهای مزمن که بیماریهای شهرنشینی هست کمردردها ایجاد میشود زانودردها کمردردها اینها برای این هست که از بدن کار کشیده نمیشود. واجب هست واقعاً من در بحث معرفت نفس اگر عزیزان خواستن چه خواهران و چه برادران مراجعه کنند به دروس معرفت نفس حدود ده جلسه درباره اهمیت بدن سلامتی، تغذیه و ورزش صحبت کردیم در رادیوها هم من شاید حدود هفت تا ده جلسه در رادیو هم در برنامه ورزش در مورد جایگاه ورزش و وجوبش و اهمیتش در اسلام صحبت کردم. بسیار اهمیت دارد بحث ورزش و به هیچ وجه نباید از زندگی جدا بشود این را نباید شوخی گرفت و فکر بکنیم یک کار ضعیفی هست که حالا ما دغدغه داریم کار داریم گرفتاری داریم حالا بلند بشویم هفتهای دو سه روز هم بگذاریم برای اینکه دو سه ساعت ورزش بکنیم. یا اینکه مثلاً صبحها 20 دقیقه ورزش بکنیم شبها میخواهیم این کار را بکنیم حالا کار داریم نمیرسیم درس داریم کار داریم زندگی داریم در حالی که این جزء زندگی هست سیدالشهدا امر کرده به پیروانش که در طول مدت عمرشان باید اقدام عملی برای نگهداری سلامتی بدنشان داشته باشند. (بادِروا بِصِحَۀِ الاَجسام فی مُدَّتِ الاَعمار) مبادرت بکنید به سلامتی بدنهایتان در کل عمرتان، انسان باید اقدام عملی برایش بکند بادروا غیر از این هست که توصیه اخلاقی کرده باشند یا اینکه ما فکر این باشیم نه، گفتند بادروا یعنی مبادرت کردن امر به مبادرت کردند مبادرت یعنی کار عملی کردن انسان به فکر باشد و واقعاً دنبال قضیه سلامتی بدنش باشد. عرض کردم زن و مرد هم ندارد. البته خانمها میتوانند کارهایشان را به نحوی تنظیم بکنند که کمتر احتیاج به ورزش در خانه داشته باشند مرحوم شهید پاکنژاد از شهدای هفتم تیر هست 40 جلد کتاب دارد به نام اولین دانشگاه و آخرین پیغمبر که یک قسمتش مربوط به همین مسئله هست. در مورد همین مسائل پزشکی و بهداشتی ایشان آن رساله دکترایش حدود 40 جلد هست مطالب بسیار متنوع و عالی دارد در مورد همه مسائل بهداشتی تحقیقات عالی کرده و تطبیقش داده با دستورات اسلام آنجا در مورد ورزش بانوان که توضیح میدهند. میفرمایند که یک رختخوابی که برداشته میشود درست پهن میشود و یا جمع میشود میتواند برای بدن چقدر مفید باشد و کارهای دیگری که در منزل هست با فشار بدنی همراه هست با خم شدن راست شدن بار بلند کردن زمین گذاشتن که میتواند این در سلامتی چقدر مؤثر هست بحث تحقیقی زیبایی آنجا ارائه دادند. ولی اگر این نباشد زن و مرد اصلاً ندارد بدن بدن هست هیچ فرقی نمیکند همه احتیاج به ورزش دارند باید بدنشان را سالم نگه دارند شما زنهایی روستایی که میبینید سلامت هستند برای اینکه از بدنشان کار میکشند پا به پای مردشان در منزل سر زمین کار میکنند بدن سالم هست. و الا بدن زن و مرد ندارد اصلاً نگاه جنسی به ورزش داشتن نگاه غلط هست. ما یک نگاه کلی و انسانی به ورزش داریم و آن این هست که ورزش برای بدن انسان لازم هست اعم از زن و مرد یعنی قوی نگه داشتن عضلات و ایجاد سوخت و ساز مناسب در بدن و به وجود آوردن زمینهای برای مصرف درست غذاهایی که جذب میشود. این برای همه لازم هست و الان من فرصت ندارم اگر کسی خواست به همان نوارها مراجعه بکند آنجا مبسوط توضیح دادیم که از نگاه معنوی از نگاه عرفانی از نگاه آخرتی از نگاه دنیایی از نگاه شغلی از نگاه اجتماعی و خیلی موارد دیگر از منظرهای مختلف بحث ورزش و بدن را بررسی کردیم که یک امر واجب و لازمی هست که باید حتماً به فکر باشیم. من خودم قبل از اینکه این آسیبدیدگی بدنم جدی بشود و محروم بشوم از ورزش یکی از کارهای جدیم همین بود که قبل از ازدواج ما باشگاه میرفتیم و در طول دوران جنگ هم که مسائل مخصوص خودش بود از بدن به مقدار خودش کار کشیده میشد. بعد از جنگ هم من یادم هست باز تا وقتی که کاملاً شکستگی در استخوانهای بدنم ظهور نکرده بود و ممنوع نشده بودم از ورزش شبها یادم هست از همین منزلمان چهارراه خط آهن میدویدم میرفتم تا حرم حضرت عبدالعظیم پارک آنجا نرمش میکردیم باز میدویدیم میآمدیم تا اینجا یعنی یک ساعتی را وقت میگذاشتیم دوندگی بود ورزش بود واجب هم هست. آدم باید همت داشته باشد ورزش برای غلبه بر خودخواهیها بسیار مؤثر هست خیلی از روحیات تنبلی که در افراد هست یا نفسانیاتی که در افراد هست به خاطر این هست که با ورزش برطرف میشود چون ورزش یعنی زور گفتن به شیطان، زور گفتن به طبیعت، مقابله کردن با تنبلیها. اینکه امام میفرماید ورزشکاران برای جذب معارف الهی محیاتر هستند از دیگران برای این هست که ورزشکار تمرین مبارزه با نفس کرده ما اینقدر توجیهات مختلف در زندگیمان میاوریم که از ورزش فرار کنیم که حد ندارد. توجیهات مقدس، غیر مقدس، کار، گرفتاری، همسر، فرزند برای اینکه از این قضیه در برویم و این باید آدم به نفسانیتش غلبه بکند و خودش یک دنیا سازندگی برای انسان دارد بسیار خوب هست که انسان یاد بگیرد به خودخواهیهای خودش غلبه بکند. یکی از راههای خوبش همین ورزش کردن هست چون مجبور هستی در آن ریاضت بکشی. کلمه ورزش را در کشورهای عربی ریاضت میگویند کلمه ریاضی برای این میگویند ریاضی برای اینکه در آن کُلفَت و سختی دارد به ورزش هم ریاضت میگویند برای اینکه سختی دارد و این خیلی آدمکننده هست برای ما خیلی شخصیت را میسازد از نظر ورزشی. آنوقت این ورزشی که از نظر شخصیتی اینطوری هست وقتی کشیده میشود به سمت برد و باخت یا برای تفریح یا برای خروج انرژیهای زائد در بدن هست وقتی کشیده میشود به سمت برد و باختها و رقابتهای گروهی به جای اینکه بتواند سالمسازی بکند بیماریزا میشود خود ورزش بیماریزا میشود از قضا سرکهانگبین صفرا فزود. یعنی تا یک حدی ورزش خوب است نشاط میآورد سلامتی میآورد از نظر روحیه هم بهداشت درونی را تضمین میکند هم بهداشت بیرونی را از یک حدی که گذشت شروع میشود خودش به فشار و اضطراب و استرس و گرفتاری. شما در ورزشهای قهرمانی و رقابتها میبینید که ظاهرش دوندگی ظاهرش فعالیت هست اما در آن فحشکاری به همدیگر خیلی به هم فحش میدهند حرص و جوش خوردن، میبینی شخص یک بازی ورزشی انجام میدهد بعد از بازی معدهاش حسابی داغون شده اثنیعشرش حسابی به آن فشار آمده. افراد ذخیرهای که اصلاً بازی هم نکردند نشستند دارند مسابقات تیمشان را نگاه میکنند حرص زیاد میخورند طرفدارها که بدتر از خود بازیکنها، ما الان بچههایی داشتیم در همین جامجهانی خیلی هم ربط نداشت به ایران بعد از اینکه ایران از دور خارج شد. ولی بازیهای تیمهای مختلف الان خیلی متأسفانه دامن زده میشود به اینها جوانان الان در تیمهای اروپایی یا تیمهای دیگر طرفداری از یک تیم میکنند بعد خیلی دقت میکنند که این تیم ببرد وقتی شکست میخورد آنها احساس شکست میکنند حرص و جوشهای زیادی، بچههای این دفعه که آورده بودند پیش من در بازیهای جامجهانی 10 ـ 12 ساله همه زخم معده زخم اثنیعشر این غلط است. یعنی آدم به شهوت اینطوری به بازیها نگاه بکند و مسابقات خیلی خطرناک است پیغمبر مسابقه میداد برد و باخت هم داشت. چون شرطبندی و برد و باخت را در چند چیز جائز دانستند: یکی شنا هست، یکی اسبسواری هست، یکی تیراندازی هست این سه ورزش را به خاطر اهمیتی که برای جامعه اسلامی دارد فقها جائز داشتند. پیغمبر مسابقه میداد داریم که پیغمبر شترسواری میکرد و مسابقه میداد برد و باخت هم داشتند هم بعضی وقتها شکست میخورد عقب میماند از او میبردند بیشتر وقتها هم حضرت پیروز میشد این هیچ مانعی ندارد اما با سلامت یعنی با دوستی با رفاقت با سلامت. در بازیهای ما یاد گرفتند از غربیها یک بازی که دو تا تیم دارند 11 میلیون پارسال پیارسال بود امسال 23 میلیون تومان لطمه به اتوبوسهای شرکت واحد زدند 23 میلیون تومان بودجه بیتالمال هست دارد از دور خارج میشود وحشیگریها همدیگر را زدنها فحش دادن به همدیگر رفاقتها و صمیمیتها به هم خوردن. میبینی دو تا برادر در خانه هستند یکی میگوید آبی هستم یکی میگوید قرمز هستند با همدیگر کلی درگیری دارند. در خانمها خیلی بیمزه و لوس وارد این قضیه میشوند در این تیمها حتی تیمهای خارجی طرفداریهای اینطوری من زیاد دیدم که ابراز احساسات اینطوری، خودشان اینطوری نیستند. خود ورزشکارها مثلاً مربی تیم ملی میگوید این یک توپ گرد هست قلش میدهی بالاخره یک جا میرود مردم سعی کنند که معقول طرفداری کنند ولی میبینی اینطوری نیست من آدم سراغ دارم که سکته کرده مرده در همین شهرری خودمان تیمش باخت این هم مُرد دروازهبان داریم که گُل خورده رفته یک اسلحه گذاشته روی شقیقه خودش شلیک کرده خودش را کشته. داورها چقدر به قتل رسیدند مربیها چقدر به قتل میرسند و این خیلی خطرناک هست در حد افراط میشود این نوع گرایش به سمت ورزش و جنبه طرفداری داشتن کار آدمهای عاقل نیست یک کار کاملاً جاهلانه و احمقانه هست در واقع اثر ورزش از بین میرود. حالا عِرق مذهبی انسان داشته باشد یا عِرق ملی داشته باشد نسبت به تیم ملی کشور خودش در مقابل یک تیم خارجی تا حدودی که به سلامت بدنش لطمه نزند هیچ مانعی ندارد کاری بخواهد برای پیروزی تیمش بکند فرض بفرمایید دعا بکند یا در حد اینکه حضور داشته باشد در یک استادیوم در یک جایی که تشویق بکند هممیهنان خودش را عیبی ندارد. من یادم هست چند سال پیش که سوریه بودم با یکی از جانبازان رفتم تیم ایران هم آنجا آمده بود بچهها گفتند که برویم استادیوم، من چون مأموریت کاری هم داشتم باید تعقیب میکردم کارم را فقط برای مسافرت و زیارت نرفته بودم عذر داشتم ولی آنها رفتند شرکت کردند تیم ایران را هم تشویق کردند. یا شما در استرالیا میبینید که ایرانیها میروند آنجا تیم ایران را تشویق کردند یا کشورهای دیگر، آن مسئلهای نیست اما به شرط اینکه انسان حواسش باشد که این ورزش است ملعبه دست این و آن نباید قرار بگیرد دیگران نباید ما را مسخره بکنند به این صورت که انسان واقعاً مسخره بشود و شخصیتش خورد بشود حرص و جوش بخورد نه صرفاً یک کار و تلاش هست. مثل امتحانات یک کسی یک موقعی امتحان میدهد 16 میشود یک موقع 20 میشود باید بپذیرد نتیجه را بعدش حرص و جوشی هم نخورد سر این قضایا، کنکور هست یک موقع آدم شرکت میکند قبول میشود یک موقع قبول نمیشود بعضیها میبینی قبول نمیشوند دست به خودکشی میزنند یا پژمرده میشوند افسرده میشوند شدید که چرا قبول نشدیم. این مقدار توجه به پیروزی به هر قیمت و افسردگی از عدم پیروزی کار آدم عاقل نیست برای اینکه در واقع شکست ما آن شکست حقیقی نیست که در خارج اتفاق افتاده شکست حقیقی ما آن چیزی هست که در درون ما دارد اتفاق میافتد و زمینگیر شدن و همه چیز را تیره و تار دیدن این شکست هست. بنابراین به این شکل دنبال ورزش رفتن خوب نیست فرزندانتان را هم نگذارید به این سمت بروند یعنی اگر یک موقعی فرزندانتان خواستند کشیده بشوند به کارهای باشگاهی و به این نحو چون تضمینی در سلامتیشان نیست تضمینی در بهداشت روانیشان نیست تضمینی در سلامتی اخلاقیشان نیست. مشکلات اخلاقی زیاد پیدا میکنند در این ورزشها کمتر به مسائل معنوی و دینی متأسفانه توجه میشود و آنچه که خیلی اهمیت دارد برد و باخت هست این خوب نیست ما داریم طلبهها تیپ امام جعفر صادق(ع) تبلیغ رزمی، قم که من میروم یک شبهایی خانه رفقا سر میزنم. باشگاهشان صدایشان میاید که یک مشت طلبه هستند طلبه هستند روحانی هستند مبلغ هستند آدمهای وارستهای هستند جمع میشوند در یک باشگاه صدای فریاد اینها وقتی دارند ورزش میکنند و کاراته هم کار میکنند ورزشهای رزمی هست کار میکنند میاید. اما آدمهای سالمی هستند اینها میدانند که از ورزش باید چطوری استفاده کنند سوار ورزش هستند هیچ وقت نمیگذارند ورزش سوار آنها بشود خیلی قوی وارد میشوند در ورزشکارهای خودمان هم داریم کما و بیش البته کم داریم که توانستند بفهمانند و بفهمند و زندگی ورزشیشان همه چیزشان نشود. به هر حال این چیز خوبی نیست طرفداری کردن والدین از تیمها کار غلطی است در مقابل بچهها و بچهها در معرض این نوع طرفداریها نباید قرار بدهیم و ابراز احساسات کردن همانها را به بچهها منتقل میکند دختر و پسر هم برنمیدارد بچهها را باید از محیطهایی که این نوع احساسات و هیجانات وجود دارد دور نگه بداریم تا آنجایی که امکان دارد نگذاریم در این معرضها قرار بگیرند. نکته دوم در مورد بازیهای ورزشی که خوب نیست بحث بعضی از بازیهای خاص هست که در آن خیلی خشونت وجود دارد مثل بوکس مثل کاراته اینها ورزشهای رزمی هیچ اشکالی ندارد آدم یاد بگیرد مثال هم زدم طلبههای تیپ تبلیغی رزمی امام جعفر صادق(ع) هنوز هم دارند کار میکنند زمان جنگ هم بودند. اما اینکه انسان یاد بگیرد این ورزش را این بدنسازی را این قدرت دفاعی را و دفاع شخصی را برای چه چیزی میخواهد یاد بگیرد کجاها باید از آن استفاده بکند مقدم هست و طرفداری از بازیهای اینچنینی و کشیده شدن بچهها به بازیهایی مثل بوکس که در آن خشونت هست. یا بعضی از بازیهای دیگر هست که الان غیر رسمی در ایران دارد انجام میشود مثل کشتیکج در خارج رسمی هست در خارج زنها کشتیکج دارند میایند به قصد کشت همدیگر را میزنند دو تا خانم یا دو تا آقا روی صحنه میایند و به قصد کشت همدیگر را میزنند. یا بوکس که تا سکته مغزی و پاره شدن مویرگهای سر و مغز جلو میروند این وحشیبازیها چیز خوبی نیست باید دقت بکنیم که به این سمت کشش پیدا نکنند اگر یک موقع هم گرایشی دارند به این سمت یا از نظر تخصصی امکان دارد بروند در نظام و ارتش برایشان این را بگذارند. باید یاد بگیرند که از آن چطوری استفاده بکنند این هشدارها حواسمان به این نوع ورزشها باشد ورزشهای تهاجمی حتی فوتبال خودمان هم باید توجه بکنیم که کار به خشونت کشیده نشود اگر بچه دارد به این سمت کشیده میشود کنترل بشود. بحث بعدی در مورد اسباببازیها هست که تقسیمبندی اسباببازیها را عرض میکنم و دو تا بحث فرعی دیگر هست که اگر بشود امروز تمام بکنیم که بحث بازی تمام بشود اسباببازیها انواع مختلفی دارند. با توجه به توضیحات خیلی مفصلی که ما تا الان در مورد بازی و آزادی و نقش تحرک بچهها دادیم این مسئله برای والدین کاملاً روشن هست که اسباببازیهایی به درد بچهها میخورد که با هدف آزادی و تحرک بدنی آنها سنخیت بیشتری داشته باشد. یعنی کدام بازیها برای بچهها بهتر هست و کدام اسباببازیها برای بچهها بهتر هست آن اسباببازیهایی که به تخلیه انرژی بچهها و ارضاء شیطنتهایشان و بیشتر فعال شدن بدنشان به کارگیری عضلاتشان در جنبههای مختلف بیشتر کمک بکند حالا این جنبههای بدنیش هست جنبههای فکریش را هم توضیح خواهم داد. این خیلی مناسب هست اسباببازیهایی که بیشتر با هدف آزادی و بازی که در هفت سال اول به آن توصیه شده سنخیت داشته باشند لذا هر اسباببازی که به این نحو کمک بکند مقدم هست البته در مورد بعضی از اسباببازیها هست با اینکه میتوانند خیلی مفید باشند ضررهای جانبی دیگری دارند. مثلاً در مورد دخترها کلاً بازیهایی که اینها با عورتشان سروکار دارد تماس نزدیک دارد پرهیز داده شده مثلاً دوچرخهسواری به معنای زین، اسبسواری چون زین دارد ولی مثلاً دوچرخههایی هست که زین ندارد یک صندلی هست روی آن مینشینند مثل صندلی ماشین یا صندلی که در خانه هست بعد میخواهند پا بزنند آن یک بحث دیگر است. اما بعضی از دوچرخهها هست مثل دوچرخههای قدیم یا بسیاری از دوچرخههایی که الان به کار گرفته میشود زین دارد یعنی مستقیماً با آلت دختر سروکار دارد اینها اطبا و متخصصین و روانشناسان نهی کردند در آموزشهای دینی هم داریم(لا تُحَمِلُ الفُرُوجَ عَلَی السُروش وَ تُهَیِجُهُنَّ لِلفُجُور) زنها را سوار زین نکنید مستقیم یعنی زنها بهتر بود آن موقع که میخواستند سوار اسب بشوند سوار کجاوه میشدند. یعنی یک حالت مکعب شکلی در آن مینشستند بعد حمل میشد اما اینکه خودشان مستقیماً سوار اسب بشوند و یا مصداق اسب که الان دوچرخه هست این را نهی کردند علتش هم حضرت فرمود به خاطر اینکه(تُهَیِجُهُنَّ لِلفُجُور) در واقع تحریک جنسی میشوند. الان بچههایی که بعضی وقتها پیش من میآوردند بچه گفتم تقریباً از دو یا دو و نیم سالگی آمادگی دارد که عادتهای جنسی بد پیدا بکند یعنی مرکز لذت را در بدن خودش کشف بکند بعد این وقتی کشف میکند مرکز لذت را بعداً دوست دارد که تحریکش بکند به هر نحو تحریکش بکند. گاهی وقتها با نگه داشتن ادرار هست که ادرار را نگه میدارند تا فشار بیاورد به مرکز لذت جنسی و لذت ببرند گاهی وقتها با تماس دادن خود آلت هست با اشیاء مختلف حالا یا با دست یا با اشیاء مختلف یا همین دوچرخه یا الاکلنگهایی که داشتیم آن سطحی که مینشینند مثل زین میماند آنها برای دخترها خوب نیست. از این جنبهها که بگذریم بقیه اسباببازیهایی که بتواند از بدن فعالیت بکشد اشکالی ندارد اینها خوب نیست بچهها کشف میکنند مرکز لذت را فرقی هم نمیکند پسر یا دختر اگر کشف بکنند حالا این بحث مسائل جنسی کودکان یک بحث مستقلی هست در موردش صحبت خواهیم کرد. اما اگر کشف بکنند خطرناک هست بعد اینها اول به صورت انحراف ظهور ندارد ولی به صورت عادت میشود یک عادت به لذت و این ادامه پیدا میکند تا میرسد به سن بلوغ در سن بلوغ به انحراف کشیده میشود معنای انحراف را پیدا میکند. لذا از این نوع اسباببازیها که بگذریم برای دخترها که منع شده حالا مثلاً یک خانمی یا یک آقایی بیاید برای اینکه رأی دخترها و خانمها را جمع بکند بگوید دوچرخهسواری برای خانمها اشکالی ندارد برای خودش نظر بدهد آن یک بحث دیگر است بحث سیاسی است که اصلاً با بحث تربیتی و علمی کاری ندارد. آن یک انحراف هست که یک کسی میخواهد بیاید مثل کاری که متأسفانه در این سالهای اخیر میکنند چیزهایی را برای دخترها و پسرها جایز میکنند مسائلی را در روابط زن و مرد جایز میکنند تا بتوانند رأی به دست بیاورند نوعی از آزادیها و موانع شرعی را برداشتند برای اینکه بتوانند به قدرت سیاسی برسند آن بحث دیگری هست. اما از نظر علمی دوچرخهسواری قطعاً مضر هست با این نحوی که عرض کردم برای دخترها، در مورد اسباببازیها باید خیلی دقت بکنیم که ما اسباببازیهایی که با هدف آزادی و بازی و فعالیت بدنی سنخیت بیشتری دارند تناسب بیشتری دارند اینها در اولویت قرار دارند در اسباببازیها از جهت بدنیش را دارم عرض میکنم. بعضی از اسباببازیها هستند که اسباببازیهای فنی و حرفهای هستند یعنی شما برای دخترتان که 4ـ 5 سالش هست یک چرخ خیاطی کوچکی که مال بچهها هست میخرید این یاد میگیرد که با این دوزندگی بکند مثلاً قرقره را چطوری کار بگذارد سوزن چطوری بشود چطوری دوخته بشود در واقع دارد یک هنری را یاد میگیرد. یا مثلاً نقاشی، نقاشی یک هنر هست اسباببازی هست که هنری هست بچه یاد میگیرد که از رنگها و شکلها چطوری استفاده بکند بعد یواش یواش وقتی تسلط روی قلم پیدا کرد یکی از کارهای خوبی که والدین میتوانند بکنند از جمله اسباببازیها نقاشی هست یا کلاً آزادی دادن به بچهها در رابطه با استفاده از قلم ماژیک. مثلاً برای بچهها الان چند جور اسباببازی هست که در این جهت لازم است ما بچههایی داریم که حالا این در بحثهای روانشناسی بچهها در امر آموزش و پرورش مطرح هست من در حوزه خواهران پارسال این بحثها را مفصل کردیم که مشکلات حسی حرکتی در بچهها به وجود میاید. میبینی بچه رفته کلاس اول هنوز بلد نیست خودکار را خوب در دستش بگیرد مداد را خوب در دستش بگیرد مداد رنگیش را خوب نمیتواند بگیرد یک خط مستقیم نمیتواند بکشد مثلاً وقتی میخواهد منحنی بکشد ده دفعه این منحنی را پاک میکند تا بخواهد بکشد. این برای این هست که تسلط روی کاغذ و روی قلم ندارد جان ندارد این دست که بتواند راحت قلم را حرکت بدهد چون تمرین نکرده از جمله کارهای خیلی خوب این هست که بچهها از کودکی یاد بگیرند با قلم کار بکنند اسباببازیهای مختلفی هست الان اینکه شما میتوانید یک عالم کاغذ پاره بگذارید جلوی بچه یک خودکار و مدادی به او بدهید که این کار را بکند. درست است ممکن است فردا خوشش بیاید روی دیوار خانه هم بکشد هیچ کدام از دیوارهای خانهها کسانی که بچه دارند دیوار خانهشان هیچ وقت امنیت ندارد این یک چیز مسلم است ولی میشود شکل داد مثلاً خودکار را که پاک نمیشود از روی رنگ دور نگه داشت از دست بچه، ولی مداد هیچ اشکالی ندارد با مداد اگر روی دیوار هم بکشد شما میتوانید بعداً با دستمال پاک کنید. ولی این کار را خواهند کرد بچهها اجتنابناپذیر هم هست نمیشود جلویشان را گرفت که شما خط نکش، میکشد هر جا دلش بخواهد میکشد چون دوست دارد لذت میبرد از این کار، برایش هم خوب است بعد ماژیک هست تختههای وایتبورد میتوانید بگیرد اندازه بچهها برایشان میتوانید ماژیک بگیرید که در خانه کار بکنند. بعضی از بازیهایی هست که الان حدود 300 ـ 400 تومان 500 تومان 600 تومان تا 1000 تومان هم هست بازیهایی هست که با یک قلم روی یک سطح سیاه میکشند ولی چون زیرش سطحهای رنگی زیادی هست شکل رنگی و خیلی قشنگ میاید. بچه خلاقیت جذابیت زیبایی را یادی میگیرد بعد پاک میشود دوباره از نو میتواند روی همان بکشد اینها خوب هست بچهها یاد بگیرند قلم و مداد را دستشان بگیرند تمرین بکنند و روی این قضیه مسلط بشوند. کار ساختمان وسایل خیاطی آشپزی چیزهایی در این قبیل اینها مفید هست و در واقع هنر و کارآموزی به بچهها یاد میدهد اسباببازیهای فکری هست که باعث پرورش ذهن و هوش بچهها میشود مثلاً مثل این پازلها که شلکهایی هست مثلاً شکل یک درخت پرنده حیوان یک انسان یک ماشین تکهتکه میبرید بعد سعی میکنیم کنار هم بگذاریم که اینها یاد بگیرند و هوششان زیاد بشود. بازی با اعداد با کلمات و بازیهای هوشی مختلف کارتهای بازی مختلف هست که برای سنین مختلف وجود دارد بازیهای ورزشی مثلاً توپ که بدن را توپبازی یادگیری اینکه یک توپ را شلیک بکند بزند به قول امروزیها شوت بکند به آن ضربه بزند پرتابش بکند مسائل شنا مسائل اینطوری اینها بازیهای خوبی هستند. بعضی از بازیها هستند که ما میخریم بعد بچهها باید تکمیل کنند آماده کنند قطعه هست مثل اینکه یک جعبهای در آن پنج تا ده تا بیست تا سی تا قطعه هست که از همدیگر جدا هستند بعد شما باید سرهمش بکنید یا شکل خاصی از یک خانه را میگذارند بعد میگویند این مقواهای بریده شده را به هم بچسبانید تا آن خانه را بسازید. یک تعدادی پارچه کنار هم میگذارند میگویند برای عروسک یک لباس بدوزید این عروسک عریان هست شما برایش این لباس را بدوزید اینها بازیهای خوبی هست که میتواند تقویت بکند بدترین اسباببازیها و بیخاصیتترین اسباببازیها اسباببازیهایی هست که ذهن را به کار نمیگیرد. مثل اسباببازیهای کوکی، برقی که صرفاً یک لذت دارد بچه فقط این را راه میاندازد بلند میشود آن را تماشا که چکار میکند همین خود بچه به کار گرفته نمیشود نه ذهنش و نه بدنش، فقط لذت میبرد اینها خوب نیست اسباببازیهای گرانقیمت اینها بیخاصیتترین اسباببازیها هست و بدرد هم نمیخورد. البته کم و بیش بچهها ممکن است یک رغبتی به این چیزها داشته باشند دوست دارند یک چیزی داشته باشند حالا در حد خیلی متعارف و متعادل عیبی ندارد ولی باید برای بچهها اسباببازیهایی تهیه کرد که اینها جسمشان و روحشان و فکرشان به کار گرفته بشود در استفاده از این اسباببازی. بعضی وقتها اسباببازیهایی هستند که خود بچهها میسازند اگر میبینید بچهها گرایش دارند به اینکه تصرف در طبیعت و اشیاء بکنند حتماً اجازه این کار را به آنها بدهید دوست دارند چند تا چیز را سر هم بگذارند چند تا چیز را بسازند مثلاً کاغذ، قوطی، پارچه، خودکار، لوله، چسب خوششان میاید که اینها را یک طوری سرهم بکنند یک چیزی از داخل اینها در بیاورند این خیلی خوب هست. دو تا نکته هم به عنوان تذکر عرض بکنم یکی اینکه والدین در مورد بازیهای بچهها باید نظارت داشته باشند ولی نظارت مخفی یعنی بچه باید احساس آزادی بکند احساس امنیت بکند که دارد بازی میکند کسی مزاحم او نمیشود اما پدر مادر باید خیلی دقت بکنند که بچهها را مراقبت بکنند. چون علاقه دارند به بزرگترها تشبه پیدا بکنند گاهی وقتها از ابزار و وسائل و رفتارها و کارها و کلماتی استفاده میکنند که شایسته نیست خطرناک است یا آسیب جسمی دارد یا آسیب روحی دارد باید مراقبت بکنند بعد در مورد همجنسها باید خیلی دقت بکنیم جنسهای مخالف چند دختر هستند میخواهند بازی کنند مانعی ندارد. ولی وقتی بین آنها پسر هست باید دقت بکنید که بازیها کاملاً با نظارت والدین باشد خیلی راحت ولشان نکنید که بروند بازی بکنند در همین بازیها هزار و یک جور گرفتاری و نطفههای انحرافات بعدی کاشته میشود این را خوب باید دقت بکنیم که در بازیها حتماً باید نظارت باشد.
هم از نظر اخلاقی هم از نظر خطر بدنی آسیبهایی که ممکن است به خودشان برسانند. هم به این عنوان که گاهی وقتها بچه نیاز پیدا میکند در بازی دارد زده میشود ممکن است مشکل پیدا بکند به موقع حضور و ورود والدین وقتی به موقع باشد میتواند کمک بکند.
یک جا ماشینش گیر کرده یک جا نمیتواند کاری بکند یک جا توپی را زده نمیتواند آن را در بیاورد اعصابش خورد میشود یا توپش رفته زیر تلویزیونی میزی نمیشود آن را در آورد والدین کمک بکنند گاهی وقتها میشود از همان لوازم بازی کمک گرفت برای اینکه ذهن بچه را فعال کرد. مثلاً این توپ چه رنگی است به این زرد میگویند سؤال بکنیم و سؤال و جواب و راهنماییها اطلاعات به بچهها بدهیم ضمن اینکه داریم بازی میکنیم اطلاعات زیادی به آنها بدهیم و جریان موازی در ذهن اینها ایجاد بکنیم از طریق اسباببازی دانشهایی را به آنها منتقل بکنیم. بچهها آن موقعها بسیار آماده هستند که درس بیاموزند از هر چیزی انسان باید استفاده بکند برای آموزش بچهها و گاهی وقتها بازیهای بچهها احتیاج دارد به اینکه پدر مادر ورود کنند در بازیها و مشارکت کنند و مشارکت هم نباید به عنوان یک آدم بزرگ و به عنوان پدر یا مادر ورود بکنید. به عنوان یک همبازی باید با بچه بازی کرد و بچهها احساس بکنند که یک همبازی دارند. داریم که جابر میگوید من پیغمبر (ص) را دیدم که چهار دست و پا میرفت و حسنین هم سوار پیغمبر بودند و پیغمبر به آنها میگفت خوب شتری دارید شتر شما بهترین شترهاست و شما هم بهترین سواران هستید. یا مقام معظم رهبری و دیگران نقل میکند که خدمت امام رسیده بودند میگفتند که امام مشغول بازی با نوهاشان بود نوهشان روی سرشان سوار شده بودند داشتند بازی میکردند یک وقتی گذاشته بودند که با این بچه بازی کنند. وقتی سران رفته بودند خدمت امام او گفته بود بنشینید که من فعلاً مشغول کار هستم چند دقیقهای و چند بار هم میفرستند دنبال امام و امام تا بچه رهایش نمیکند کاملاً و اشباع نمیشود کار را تعطیل نمیکند و میگذارد بچه بازیش را بکند بعد با هم توافق میکنند که امام بلند بشود برود دنبال کارش. باید بچگی کرد با بچه و با او بازی کرد به این به عنوان یک همبازی با او وارد بازی بشوی و برای بچه این کار بسیار فرحبخش و آموزنده هست این در مورد نظارت نسبت به بازیها هست. به بچهها باید یاد بدهیم که به وسایلشان آسیب نرسانند. بچه به راحتی نباید به اسباببازی دسترسی پیدا بکند به این عنوان که بزند خراب بکند بعد بگوید میروم یکی دیگر میخرم نه باید یاد بگیرد باطری اسباببازیش را به راحتی نباید مصرف بکند باید یاد بگیرد که محدودیت دارد باید یاد بگیرد با مصرف زیاد باطری محروم میشود مدتی از بازی و برای خریدن باطری باید معطل بشود. به راحتی اینطور نیست که بروی صد تا باطری بخری بگذاری در خانه هر وقت خواست مصرف بکند این بدآموزی دارد باید بداند که برای باطری باید معطل بماند و به دست آوردنش برایش لذتبخش باشد وقتی دارد بازی میکند باید به او بگویی کمتر مصرف کن تا همیشه مصرف بکنی. خوب نگهاش بدار خراب بشود برایت نمیخرم اینطور نیست که به راحتی بروم برایت بگیرم نه، اگر خراب شد جلوی چشم بچه بنشینیم وسائل بازی را تعمیر بکنیم گیرهایی که در بعضی از اسباببازیها امکان دارد اتفاق بیفتد را جلوی چشم بچه رفع بکنیم به او یاد بدهیم که چطوری اسباببازیش را باید تعمیر بکند یا آن گیر را برطرف بکند. یاد بگیرد باید به او نشان بدهیم که اینجا اینطوری بکنی اینطوری حل میشود اگر فلان جا فلان مشکل پیش آمد اینطوری برطرف میشود تا ذهنش در این قضیه فعال بشود. نکته آخر مسئله زمان بازی هست بچهها باید یاد بگیرند که بازیها محدودیت دارد یک زمانی را باید به بازی بگذرانند و بعضی از وقتها هست که وقت بازی یا استفاده از اسباببازی نیست. این را باید به آنها بفهمانیم و همیشه و در همه شرائط بخواهند بازی بکنند بخصوص که سنشان بالاتر میرود و نزدیک به مرز هفت میرسند بیشتر این مسئله تأکید شده بعدها هم که بعد از هفت سالگی مسئله بازی تمام نمیشود بازی باید ادامه پیدا بکند چون همه انسانها احتیاج به ورزش به حرکتهای بدنی به لذت بردن دارند. بعدها که سنشان بالا میاید بازیها شکلهای دیگر و کاملتری پیدا میکند ولی باید به هر حال بچه این به او آموزش داده بشود آموزش هم در کلام هم در عمل به او فهمانده بشود این مطلب که همیشه وقت بازی نیست و کارهای جدی هم هست باید انجام بدهد. و بعد از اینکه آن کارهای جدی را انجام داد میتواند بازی بکند در بعد از هفت سال که باز این را تأکید میکنم بخصوص باید مراقبت بیشتری کرد تلویزیون نگاه کردن بازی کردن باید بداند که محدود هست درس دارد کارهای جدی دارد و بعد از انجام کارهای جدیش باید به این کارها بپردازد. این باید یاد بگیرد و الا نهادینه میشود در وجود شخص، میبینی شخص حتی وقتی که ازدواج هم میکند روحیه بازی دارد دختر هست ازدواج کرده الان دارد مادر میشود روحیه بازی دارد پدر هست زن گرفته چند تا بچه دارد روحیه بازی دارد. آنوقت این روحیه بازی به صورت عیاشی و کیافی و ولگردی دوری از خانواده و هر دفعه خودش برای خودش برنامههای مختلف و متنوع داشته باشد که خودش را تخلیه بکند ولی برای خانواده وقت نگذارد بیمسئولیتی، تنبلی در کار، نشناختن موقعیتها، بیادبیها، حریمشکنیها و مسائلی از این قبیل. میبینی مرد 40 سالش شده هنوز روحیات بچهها را دارد مثل بچهها دنبال همدیگر میگذارند ترجیح میدهد بیشتر وقت بگذارد برای بازی، از ساعت کارش میزند تنبلی میکند در آن کاری که باید نسبت به فرزندانش همسرش خانواده، فامیل، مملکت انجام بدهد بیشتر روحیه بازی دارد این در آدم میماند اگر درست تخلیه نشود و درست تربیت نشود. چون یک بحث بحث تخلیه است که اگر تخلیه نشود این میماند یک بحث هم بحث تربیت است ممکن است ما تخلیه بکنیم ولی زیادهروی بکنیم زیادی تخلیه بکنیم چون بازی کشش دارد و جذابیت دارد ادامه بدهیم بگذاریم این جلو برود بعد وقتی شخص بزرگ هم میشود میبینی که اینطوری هست. یعنی میبینی که یک آدم جدی در زندگیش نیست. مسئولیتشناس در زندگیش نیست علاقههای اینطوری زیاد دارد زن و مرد هم فرق ندارد من میشناسم زن 60 سالش هست اما هنوز خوشش میاید از ولگردی و بیرون رفتن و جیجی ویجی دیدن و بازیهای اینطوری یا شادیها. به هر بهانهای یک مجلسی درست میکنند یک دایرهای درست میکند چهار تا زن را برقصانند چهار تا بچه را برقصانند یک طوری وقت خودشان را پر بکنند مردها هم همینطور به رقص و پایکوبی و خوشگذرانی و ولگردی و بریم شمال و بریم جنوب بریم کیش و بریم امروز پارک، هفتهای دو روز باید پارک باشیم فلان مهمانی یواش یواش اینطوری هست. یعنی آدم از کارهای جدی میافتد از وظائف آخرتی که کلاً ساقط میشود نسبت به وظائف دنیاییش هم کوتاهی میکند و زندگی تلخی را خواهد داشت نسبت به این فکر جدی بکنید از جمله کارهایی که میشود کرد این هست که برای بچهها از اول زمینه مسائل فکری را فراهم بکنیم کتاب به اندازه کافی در دسترس بچه باشد کارهای نقاشی یا کارهایی که قلمی هست کارهای عملی بچه باید در خانه با کتاب سروکار داشته باشد با مقوله فکر که همزمان با رشد بدنی رشد فکری هم بکند. حرف بشنود جلسات بیاید نماز جماعت برود مسجد برود هیئت برود تا بداند که غیر از بازی میشود از چیزهای دیگر هم خیلی لذت برد اما کارهای جدی و مقدسی هم هستند. سینه میتواند بزند عزاداری میتواند بکند در هیئت فعالیت میتواند بکند در بسیج میتواند برود در یک گروه خوب میتواند وارد بشود و فعالیتهای اینطوری میتواند داشته باشد این بسیار مهم هست باید دقت بکنیم که مسئله محدودیت بازی باید کاملاً به بچهها تفهیم بشود. و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین. این در مورد اختلافات بچهها هست که یک بچه بزرگتری بچهای که از خودش چند ماه کوچکتر هست را کتک میزند این بحث طولانی هست قبلاً در مورد این در نوارها توضیح دادیم عزیزی که این سؤال را کردند بحث محبت را توضیح دادیم در هفت سال اول و ارتباط صمیمی با سایر بچهها مراجعه کنند به نوارهای بحث. تداخل محدودیت با سلطنت کودکان که اگر ما میگوییم بچهها باید سلطنت داشته باشند چطوری با محدودیت سازگاری دارد؟ بچه کارش اساساً شیطنت، بازی، آزادی هست ولی در این سلطنت هم برای سلطان هم که قدرت مطلق هست حتی خداوند تبارک و تعالی که قدرت مطلق هست خودش گاهی وقتها یک محذوریتهایی برایش پیش میاید. میگوید من بدم میاید بنده مؤمنم را مریضش بکنم یا به او فقر بدهم اما میدانم این اگر بخواهد ثروتمند بشود روحیهاش فاسد میشود دیگر باید یک ذره جلوی مسائل مالیش را بگیرم چهار تا شکست برایش ایجاد بشود خدا میگوید من خودم هم ناراحت هستم از اینکه دارم این کار را میکنم ولی این مصلحتش این هست. یا بعضیها فقیر هستند خود من هم دوست ندارم اینها فقیر باشند ولی اگر اینها ثروتمند باشند نوح روحیهشان و تربیتشان یک طوری هست که ممکن است فاسد بشوند برای همین داریم خداوند روز قیامت از بندهاش معذرتخواهی میکند.