جلسه 020 - احسان
شماره جلسه
20
مبحث
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
11
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 020 - احسان

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان طاعات و عبادتتان قبول باشد خداوند انشاء الله به فضل و کرمش احیاء امشب را مایه سعادت دنیا و آخرت همه قرار بدهد صلوات ختم بفرمایید.@ ما بحثمان درباره علامت قبول شدن کارهای خیر انسان هست. یک فرمایش از امام صادق(ع) عرض کردیم خدمتتان که نشانه پذیرفته شدن بنده به درگاه خدا چیست؟ امام صادق(ع) فرمود: (عَلامَتُ قَبولِ العَبد عِندَ الله اَن یَصیبَ بِمَعروفِهِ مَواضِعَه فَاِن لَم یَکُن کَذلِک فَلَیسَ کَذلِک).@ فرمایشی بود از وجود مقدس امام صادق(ع) که اینجا پذیرش عبد منظور قبول کارهای عبد هست. ما یک موقع هست میخواهیم این را بفهمیم که آیا کاری قبول هست یا نه نمازها روزه‌ها حج کربلا زیارات قرآن خواندنها احیاها کلاس رفتن جلسه گرفتن کارهای معرفتی کارهای مطالعاتی.@ قبول خداوند منوط به قبول خود شماست یعنی اگر شما خودتان کار خودتان را قبول بکنید خدا هم قبول میکند این یعنی چی؟ یعنی اینکه خدا به تو میگوید تو خدا وکیلی این کاری که کردی خودت میپسندیش اگر بگویی بله میپسندم خدا هم میگوید ما هم قبول میکنیم.@ مثلاً نماز می‌خوانیم میگوید این نمازی که خودت خواندی میپذیریش نماز بود. خواندی بله نماز بود خواندم صفا کردیم حال کردیم کیف کردیم خوشمان آمد خوب ما هم خوشمان میاید اما وقتی که نماز میخوانی مثل آن بنده خدا که وقتی نماز میخواند سلام را میداد یک شیرجه هم میرفت بعد به او گفتیم چرا شیرجه میروی گفت خدا که میزند در سرم شیرجه میزنم که به من نخورد.@ این روزه باید قبول نفس انسان بشود قبول یعنی چی؟ یادتان نرود این فرمول را بگویم. خیلی مهم است این بحث قبول شدن؛ چون خیلی عمرها تلف می‌شود. در همین عبادتها در حالی که هیچ فایده‌ای هم ندارد. شما ببینید از آن بالا علی(ع) میفرماید: (رُبَّ مُتَنَسِکٍ وَ لا دینَ لَه) بسیار عبادت‌کننده‌ای که دین ندارد و در جامعه کم نیستند عبادت‌کننده هایی که دین ندارند.@ کم نیستند در جهان اسلام در جامعه اسلامی آدمهایی که اهل عبادت هستند و واقعاً بی‌دین هستند تا(رُبَّ تالِ القرآن وَ القرآنُ یَلعَنهُ) بسیار قرآنخوانی که قرآن آنها را لعنت میکند(رُبَّ صائِمٍ لَیسَ لَهُ مِن صیامِهِ اِلاَّ الجُوع وَ ضَمَأ) بسیار روزهداری که جز گرسنگی و تشنگی چیزی را درک نمیکند و همینها.@ قبول یعنی چی؟ خوب دقت کنید. فرمول خیلی مهم است. قبول یعنی اینکه منشأ اثر بشود یعنی اگر کار خیری به ما دارایی داد قبول شده اگر صرفاً دانایی باشد و یک عمل خارجی باشد بدون اینکه بما توانایی و دارایی بدهد قبول نشده نفس قبول نکرده علامت قبول در نزد حق تعالی قبول نفس خود شماست.@ مثل اینکه الان بگویند شما شش ماه زبان خواندی خودت قبول نداری میگوید نه بابا زبان خواندیم ولی اصلاً چیزی حالیمان نیست نه میتوانم صحبت بکنم نه میتوانم چیزی را بنویسم. پس قبول نیست. این زبانی که خواندی بدرد نمیخورد. رفتم کلاس اما نه چیزی پس قبول نیست یعنی به دارایی نرسیده.@ میگوید نماز خواندم ولی(تنهی عن الفحشاء و المنکر)نیست نمازم، نماز خواندم ولی نشاط ندارم نماز خواندم اشتیاق به ذکر ندارم. حضرت رضا فرمود: کسی که ذکر خدا را میگوید ولی مشتاق خدا نیست خودش را مسخره میکند و خودش را مسخره کرده. اشتیاق علامت قبول است.@ چون خوردن وقتی بچه که یک چیزی را میخورد بزرگ میشود رفته کلاس زبان یک ذره بیشتر فهمیده رفته کلاس عربی رفته فلان کلاس رفته میکانیکی یاد گرفته به مرور زمان دارد تواناییهایش بالا میرود. این وقتی نماز میخواند سی سال چهل سال وقتی بعد از چهل سال نماز چهار رکعتیش میشود دو رکعت در مسافرت خوشحال است.@ یعنی این اصلاً هیچ اشتیاقی نداشته از اولش هم این اصلاً دریافتی نکرده. اصلاً نمیتواند اشتیاق خدا دلتنگ خدا دلتنگ غیب نیست. پس قبول یعنی چی؟ قبول یعنی یک تأثیری روی من بگذارد. اگر تأثیر روی من گذاشت تبدیل شد به دارایی پس قبول است معلوم است روزبروز دارد رشد میکند شبیه خدا میشود اسم دارد دریافت میکند.@ اسمهای بیشتری از جوشن کبیر میگیرد از اسمهای الهی دارد میگیرد این هی دارد اسم میگیرد جواد میشود کریم میشود مهربان میشود متواضع میشود ولی این وقتی دارد نماز میخواند سی سال چهل سال هارتر خشنتر خودمحورتر خودشیفته‌تر خودپسندتر مغرورتر طلبکارتر از خدا این معلوم است که اصلاً هیچ رشدی نکرده.@ اصلاً دریافت نکرده. این فقط عمل را ا نجام داده. پرروتر شده. قسی القلب‌تر شده شقی‌تر شده قرآن بیشتری دریافت کرده هی بدبختتر شده که در بحث مهندسی فرهنگی که روح مثل بدن است همه چیزش باید به اندازه جذب بشود. یک کسی بیشتر از یک حدی با قرآن ارتباط داشته باشد و مصرف نداشته باشد قسی القلب میشود.@ بیشتر از مصرف نماز بخواند بیشتر از مصرف زیارت برود بیشتر از مصرف کار علمی انجام بدهد مصرف که ندارد مثل پول است. پول وقتی کنز بشود مایه عذاب میشود روز قیامت، یک کسی که پولدار است و کسانی هستند از امام معصوم بگیر تا هر جای دیگر به پول این احتیاج دارند این کنز کرده یک جا.@ نه اصلاً نمیخواهد به دین کمک بکنی به جامعه خودش کمک بکند بیندازد در جریان همه استفاده بکنند. این خیلی خوب است. علم همینطور .ولی وقتی یک کسی که ذخیرهسازی میکند در هر زمینهای پول است علم است محبت زیاد طرف جذب کرده مصرف نداشته.@ پدرش مادرش خواهرش برادرش همسرش به او محبت زیاد کردند اما این مصرف ندارد. اصلاً بلد نیست. در اداره به چهار نفر محبت بکند به چهار تا یتیم به چهار نفر نیازمند کمک بکند محبتی مهری بوسه‌ای نوازشی پولی هدیه‌ای کاری هیچی خروجی اصلاً ندارد این آدم. هیچ کس از او خیر نمیبیند این کنز می‌شود.@ این گند میزند در آدم این خیلی گند میزند در آدم بنابر مصرف یک کسی که مصرف دارد در عبادت نماز شب میخواند مصرف دارد قرآن میخواند مصرف دارد تبدیل میشود به توانایی تبدیل میشود به دارایی خیلی خوب است اما تبدیل نشود هی میرود حرم هی میاید هی میرود حسینیه هی میاید هی سینه میزند برمیگردد هی میرود قرآن میخواند هی نماز میخواند هی ذکر میگوید ولی هیچی تبدیل نمیشود اصلاً.@ این قبول را دقت بکنید. قاعده‌اش را اگر کسی خواست این بحث را پیگیری بکند در بحث انسانشناسی قم بحث عمل و بحث قبول آنجا ده دوازده جلسه مفصل در مورد این مسئله تمام راهکارهایش صحبت کردیم. اصلاً یعنی چی قبول شدم خود قبول یک بحث مفصلی دارد قَبِلَه قبول شدن.@ حالا یک کار خیری یک کسی کرده میخواهیم ببینیم این کار خیر قبول میشود یا نه؟ کار خیر پس آن بحث قبول را دقت کنید. پس قبول شدن یعنی چی؟ یعنی تبدیل به دارایی اگر تبدیل شد این خوشحالتر است مهربانتر است با تواضع‌تر است در خانه نسبت به خانوادهاش مهربانتر است. در اجتماع مفیدتر است.@ برای امام زمان کارایی بیشتری دارد این قبول است دارد روزبروز قبول میشود بدرد اسلام بدرد امام زمان بدرد جامعه بدرد مردم میخورد این دارد رشد میکند به غیب میزند روزبروز انسش به غیب با خانواده آسمانیش بیشتر میشود. پرده‌هایش کمتر میشود انسش بیشتر میشود این معلوم است پس حتماً رشد کرده.@ و الا هی صرفاً کار بکند ولی بعد ببینیم اثری در ذات خود این شخص ایجاد نمیشود کارهای خیر زیاد میکند خیلی کار خیر میکند کارهای خوب نورانی پرثمر ولی هیچ چیزش را خودش نمیتواند برداشت بکند چیزیش دست خودش را نمیگیرد.@ پس خوب دقت بکنیم حالا میخواهیم ببینیم یک کار خیر یک کسی کرده این کار خیرش بدرد میخورد یا نه؟ امام صادق فرمود: (عَلامَتُ قَبولِ العَبد عِندَالله اَن یُصیبَ بِمَعروفِهِ مَواضِعَه فَاِن لَم یَکُن کَذلِک فَلَیسَ کَذلِک) اینکه اگر دارد یک پولی خرج میکند یک کار خیری میکند دقیقاً در موضع نیازش باشد این را امر به معروف میگویند.@ شما الان فرض کنید سیر هستید غذا هم بخورید این هیچ جا جذب نمیشود دفع میشود فقط چون بدن نیاز ندارد کالری اندازه زیاد دارد گرسنهات هم نیست فقط طبق عادت سفره پهن کردن روی شهوت خوردی ناهار پهن کردن روی شهوت خوردی ولی بدن اصلاً کشش ندارد کاری که الان معمولاً مردم ما دارند.@ مردم ما معمولاً درد گرسنگی نمیکشند و غذا میخورند. ما معمولاً اینطوری هستیم. یعنی نمیافتیم به یک وضعیتی الان خوب گرسنهام شده. پس باید بخورم اصلاً اجازه نمیدهیم بدن گرسنهاش بشود و این فسادآور است. هم روحی روانی جسمی دنیایی و آخرتی، گرفتاری میاورد چون عادت کردیم.@ الان شام است برویم شام بخوریم ناهار است برویم ناهار بخوریم. این غذایی که تو الان داری جذب میکنی کجا میخواهد برود. بدن که اصلاً کشش ندارد. جذبی ندارد. مصرفی ندارد. به چه کاری میاید اصلاً این، هیچی، کار خیر خیلی وقتها آدمها کارهای خیرشان بدرد نمیخورد کار خیر میکنند پول را مصرف میکنند وقت را میگذارند اما بازدهی ندارد.@ همان که مقام معظم رهبری فرمودند که کار فرهنگی خیلیها میکنند اما بیاثر است کلاس میگذارند درس میدهند این طرف و آن طرف کار میکنند همینطوری یکسره ولی فایدهای ندارد چیزی از داخل آن در نمیاید از این کار فرهنگی اینها یک صورتی یک ظاهری یک رنگی ولی بعد تأثیرگذاری عملی قدرتی هیچی.@ بعضیها چهل سال کلاس میروند هیچی استادهای مختلف میبینند کتابهای مختلف میبینند درس میخوانند سخنرانی میشنوند برنامه دارند کتاب میخوانند هیچی تبدیلی نشده این آدم یک آدم پرتکبر پرنخوت زودرنج حساس قهررو بداخلاق حسود هیچی.@ در عمل خیر باید برود جای خودش بنشیند حالا اگر بخواهد برود جای خودش بنشیند گفتیم بعضیها که آدمها با شخصیتهای حسی هستند بعضیها خیالی هستند بعضیها وهمی هستند بعضیها عقلی هستند بعضیها فوق عقلی هستند نوع خیرات آدمها هم همینطور است.@ یعنی بعضیها خیراتشان حسی است مثلاً شکمی است پولی است محسوس است روی این چیزهاست بعضیها بالاتر هست تا میرسد بعضیها وهمی است محبتهای وهمی خیلی قیمت دارد شما یک یتیم را نوازش بکن یک محبتی به کسی که نیاز به محبت دارد بکن در حق کسی پدری بکن در حق کسی برادری بکن.@ یک کسی نیاز عاطفیش را تأمین بکنید پر بشود سیر بشود اینها نیازهای وهمی است فوقالعاده قیمتی هم است در درگاه خداوند تبارک و تعالی شما به یک گیاه محبت بکنید در روایت داریم کسی که به یک گیاه آب میدهد مثل این هست که به یک مؤمن آب میدهد مؤمنی که حرمتش از کعبه بالاتر است.@ پس خیرات خوب است خیرات حسی خوب است خیرات خیالی خوب است خیرات وهمی خوب است اینها خیلی قیمت دارد ارزش دارد دست کم نگیریم اینها را یعنی از همین جاها خیلی اتفاقات قشنگ میافتد که حالا میرسیم فهرستش را میگویم برایتان.@ و بعضیها خیراتشان عقلی است و قیمتش هم خیلی بالاتر است وقتی خیرات به عقل رسید یعنی شخص معروف عقلی دارد آموزش دارد علم یاد میدهد به دیگران غیر از این هست که مثلاً فرض بفرمایید یک کسی پزشک است بدن یک کسی را شفا میدهد این خیلی ارزش دارد و قیمت دارد.@ ولی یک کسی روح یک نفر را شفا میدهد شخصیت یک نفر را شفا میدهد این فوقالعاده قیمتش بالاتر هست آن زیاد است جسمی این هم همینطور من برایتان بخوانم ببینید از جسمیها چقدر مهم است که حالا برسیم به بالاترها پیامبر(ص).@ بعضیها دیدید مثلاً میروند یک جایی مسجد میسازند یک جایی یک کوهی یک سرپناهی درست میکنند یک جایی میروند یک عبادتگاهی درست میکنند برای بقیه یک جایی هست گرم است مثلاً برویم یک چیزی بزنیم اینجا مردم آمدند یک ذره خنکشان بشود همین کارهای اینطوری.@ حالا ببینید چقدر قیمت دارد این، حالا شما از اینجا بگیر برو بالا ببین چقدر میشود پیامبر میفرماید هر کس در کنار راه سرپناهی برای رهگذران بسازد یک جایی رفته یک مسجدی ساخته یک جایی ساخته همه رد میشوند آنجا دو رکعت نماز میخوانند.@ یک سایبانی درست کرده دو نفر یک کم استراحت میکنند میگوید خدا پدرش را بیامرزد کسی که اینجا در این وسط راه در این جادهها شما دیدید همین مسجدهای کوچک میسازند مسجدهای بزرگ میسازند استراحتگاه میسازند مهمانسرا میسازند اگر نیت برای خدا باشد خیلی خوب است.@ هر کس در کنار راه سرپناهی برای رهگذران بسازد خداوند در روز قیامت او را بر اشتری از مروارید محشور گرداند یعنی سوار یک اشتری میشود که این ابزار و تجهیزات این اشتر از مروارید هست در حالی که چهرهاش برای بهشتیان نورافشانی میکند.@ این میمیرد یا در طول عمرش صدها و هزاران نفر میایند از کار خیر یک مسجدی ساخته مردم میایند استراحتی میکنند عبادتی میکنند یک سرپناهی ساخته یک آلاچیقی زده یک جا یک کار اینطوری کرده یک کسی یک درمانگاه میزند ببینید چقدر اینها قیمت دارد معروفها ولی هر معروفی هم قیمت خاص خودش را دارد.@ من حسیهایش را دارم میگویم که پایینتر است مالیهایش را دارم میگویم که پایینتر است حالا شما بگیر برو روی بخشهای وهمی و بخشهای عقلی و فوق عقلی که دیگر خیلی قیمت بالاست. از اینجا شروع کردیم. باز حضرت میفرماید در معراج دارد میگوید یعنی میگوید من در بهشت کسی را دیدم.@ مردی را دیدم که بعلت بریدن درختی در کنار راه که باعث آزار و زحمت مسلمانان شده بود در بهشت گردش میکرد حالا از این پایینتر بگویم برایتان که ببینید از این پایینتر هم داریم هر کس از سر راه مسلمانان چیزی را که به آنان آزار رساند دور کند خداوند پاداش خواندن چهارصد آیه از قرآن برایش بنویسد و به تعداد هر حرفی از آنها ده ثواب.@ حالا مثال بزنم برایتان یعنی چی از امام صادق(ع) میخوانم در مورد یکی از سیرههای حضرت سجاد میگوید میفرماید علی بن الحسین(ع) هر گاه از راهی میگذشت و کلوخی را در وسط راه میدید از چهارپایش پیاده میشد و با دست آن را از جاده دور میکرد.@ یک کلوخ زیر پای اسب برود زیر پای یک مسافر برود ممکن است پایش درد بگیرد . الان شما در خیابان میبینید کسی بیادب است ظالم است بینزاکت است بیفرهنگ است پوست موز پوست میوه انداخته پوست هندوانه انداخته خربزه انداخته. همینطوری انداخته در جاده من زیاد میبینم کنار جاده دارم میروم در اتوبان طرف شیشهاش را پایین میکشد زبالههایش را میریزد در اتوبان و میرود.@ فکر نمیکند حالا این چه خطری ممکن است بسازد حالا سر راه مردم یک تکه موز افتاده یک کسی خم میشود این موز و پوست هندوانه را برمیدارد میزند کنار یا در سطل زبالهای میاندازد نهایتاً دستش یک ذره خیس میشود و کثیف میشود یا میشوید یا با دستمال خشک میکند.@ میگوید کسی که از کنار راه مردم یک چیزی که مزاحم هست بردارد یعنی راه مردم را باز بکند ولو یک سنگی است ولو یک تیغی است ولو یک میوهای هست که ضرر دارد یخی هست برمیدارد دیدید بعضیها هستند اخلاقهای خوبی دارند واقعاً.@ من در این برفهایی که آمده بود جریان برف در محلههای خودمان که میرفتم میدیدم بعضی از عزیزان میامدند پیرمرد جوان میامدند در خانه خودشان را قشنگ پارو میکردند برفهایش را آب میکردند خشک میکردند بعد خانههای همسایهها در کوچه اینطرف و آنطرف را هم تمیز میکردند کار بسیار باارزشی هست.@ همین نیت خیلی مهم است. یک کسی میبینی مأمور شهرداری است ولی برای شهرداری این کار را نمیکند با عشق برای خدا انجام میدهد این شنریزی و نمکریزی و ماسهریزی که انجام میدهد میگوید یک مسلمانی میخواهد رد بشود اذیت نشود. این کار خیلی قیمت دارد. از حسیها دارم میگویم تا برسیم به وهمیها و بالاتر.@ باز یک فرمایش دیگر داریم از نبی اکرم(ص) (مَن قادَ ضَریراً اَربَعینَ خُطوَۀً عَلی اَرضَۀٍ سَهلَه) میفرماید هر کس یک نابینا را در یک زمین صافی در یک دشتی چرا زمین صاف را مثال میزند یک ظرافتی دارد ببینم به آن میرسید یا نه.@ اگر همه زمین پر از طلا بشود به اندازه سوزنی پاداش این کار او داده نشده یعنی اینقدر قیمت دارد هیچ کس نمیتواند حسابش بکند. یک نابینایی را چهل قدم ببرد یک جایی برساندش. حالا این نابینا میتواند پدر آدم برادر آدم خواهر انسان باشد. یک نابینایی در خیابان باشد. خیلی قیمت دارد. انسان بگردد معروفش را کجا پیدا بکند.@ الان این بنده خدا نیاز دارد به من. من میتوانم کمکش بکنم؛ یعنی میخواهم بگویم معروف مثل این هست که شما یک جاهایی چاله چوله دارید میایید خاک میریزید آسفالت میریزید میخواهید پرش بکنید وقتی این آسفالت میرود میشیند این چاله را پر میکند صاف میکند جای خودش نشسته صاف میشود خیلی قشنگ است.@ ولی وقتی که رفتی یک جایی که صاف هست ریختی آمد بالا این دیگر معروف نیست مثل غذا خوردن اضافه است یا هر چیز دیگری. اسرافها من چند وقت پیش یک مجلسی رفته بودم یک بنده خدایی پدرش فوت کرده بود دیدم بالای ده میلیون تومان فقط گل آورده بودند.@ یعنی یک شاخه گلهایی بود پانصد هزار تومان یک میلیون تومان آخر این به چه درد میخورد. من نمیدانم چه بلایی هست یک میلیون تومان الان این جا فقیر نیاز دارد یک عالم آدم هست این یک میلیون تومان زندگیشان را زیر و رو میکند. شاخه گل میخرد پانصد هزار تومان میبرند برای تبریک یا تسلیت.@ تبریک هم حالا آدم میخواهد ببرد چهار تا شاخه گل قشنگ و زیبا ببرد دو تا سه تا پنج تا شاخه گل ببر تاج درست میکنند دو نفر باید ا ین را بگیرند این چه فایدهای دارد نه خانهاش میتواند ببرد کجا میخواهد بگذارد همان سر قبر پدرش خوب است برای پدرش مرده همان سر قبر پدرش ببرد بگذارد به چه درد میخورد این بازیها.@ یا شخص میداند الان برادرش پول احتیاج دارد بلند میشود میرود کربلا بخورد در سرت این کربلا، میداند برادرش خواهرش ذوالحقوق احتیاج دارند دوستانش هستند کسانی که احتیاج دارند میشناسد کسانی که الان خلأ دارند.@ هی میرود عمره پشت سر هم هی میرود کربلا هی میرود اینطرف و آنطرف هزینه میکند این اصلاً بدرد نمیخورد هی امام رضا میرود الان میداند میتواند اینجا خرج درست و حسابی بکند ولی همینطوری یک هزینه هنگفتی میکند میرود امام رضا برای همین خیلی وقتها شما میروید مشهد میبینی امام رضا اصلاً آنجا نیست که شما را تحویل بگیرد.@ کسی شما را تحویل نمیگیرد. حسی نداری. همه چیز با تو قهر است. میگوید اِ یک بنده خدایی به من میگفت استاد چرا اینطوری است. شما گفتی زیارت جامعه کبیره بخوان حرم حضرت عبدالعظیم میخوانم خیلی به من حال داد. ولی رفتم مشهد خدمت خود آقا ایندفعه اصلاً خواندم دیدم نه هیچ حسی ندارد.@ گفتم یک طوری رفتی که نپذیرفتنت آنجا، یا از این بیسلیقگیها کسی از او میمیرد اینقدر قرآن چاپ بکنیم اینقدر مفاتیح چاپ بکنیم اینقدر تقویم بزنیم از این سررسیدها سر سال بیاید شما ببینید شرکتها چقدر اسراف هست مراکز فرهنگی که چقدر.@ یک موقعهایی به ما اینقدر میاورند میدهند که ما نمیدانیم چکار بکنیم اینها من میبرم میدهم مراکزی که فقیر هستند برای دفترچه استفاده میکنند اینقدر آدمها من سراغ دارم که همین یک دانه سررسید را به او بدهم کلی خوشحال میشود میگوید برای چند وقت میتوانم مشقهایم را در آن بنویسم.@ اینها بیخود است اینها الکی است خیرات الکی است کارهای مثبت و خیرات و عبادتهایی هست که هیچکدام مقبول نیست. عمل مقبول گفتیم یعنی چی؟ عمل مقبول یعنی عملی که دارایی ایجاد میکند اگر دارایی ایجاد نکرد هیچ فایدهای ندارد.@ چهل سال نماز خواند هنوز رغبت ندارد به خداوند قرآن میخواند شراب ندارد مست نمیشود خوب این خراب کرده مقبول نیست. اینطور قرآن قرآن اگر خواندی فرمود مثل شراب است الان این آب را که من میخورم اثر دارد گذاشتنش اینجا گلویم میگیرد میخورم اثر دارد.@ نور را شما روشن کردید. فضا را روشن میکند. من هی قرآن خواندم قرآن درس دادم قرآن میگویم ولی میبینیم نه اصلاً هیچ راهی به غیب یک خوابی یک صفایی یک رویشی هیچی این بدرد نمیخورد. معروف باید خلأیی را پر بکند .معروف باید یک جگری را خنک بکند. معروف باید یک شادی تولید بکند. معروف باید یک دغدغهای را برطرف بکند.@ حالا از ماده شروع بکنیم الان شما بروید بهشت زهرا نگاه بکنید چقدر اسراف و گناه کبیره، حلوا درست بکنیم با یک تشریفاتی میوه برمیدارند میبرند شیرینی میبرند کسی نمیخورد اسراف میشود میماند خاک میخورد چه کسی احتیاج دارد به این همه خوراکی.@ یا شام و ناهار دادنهای بیخود ولیمههای بیخود همه سیر هستند شما ماه محرم بیاید ببینید امام زمان به خیلی چیزهای دیگر احتیاج دارد جبههاش به مهمات احتیاج دارد. ما اینجا هی شام و ناهار داریم میدهیم مردم میخورند اسراف همینطوری هر کس میبینی در یخچالش یک عالم غذای نذری هست به چه درد میخورد.@ مردم نیازی ندارند خیلیهایشان به غذا مردمی که 70 ـ 75 میلیون به اندازه یک میلیارد نفر غذا میخورند اصلاً چه کسی میاید یکسره قورمه قیمه قیمه قورمه عدس پلو یکسره اصلاً مردم حالشان به هم میخورد این چیست پول دادن برای غذا نذر کردم اینقدر شام بدهم اینقدر ناهار بدهم اینقدر آبگوشت بدهم اینقدر چیز بدهم این نادانی است.@ ولی چرا یک موقع یک جایی میدهی که این میرود جای خوبی مینشیند. یک کسی میبینی ماه رمضان یک دفعه مثلاً میبینی که آدمهای زیادی در خیابان هستند که خانه نمیروند یا اصلاً ندارند من یک موقعی میبینم دور حرم یک همچین اتفاقات قشنگی میافتد.@ یک معروف ساده ولی به جا خیلی قیمت دارد تا یک معروف پرخرج پرتشریفات ولی بیجا، ماه رمضان هست رفته یک سطل قابلمه گذاشته هر کس میاید یک آشی در حرمها زیاد است طرف که نمیتواند الان برود افطار بخورد یک آب جوشی این خیلی ارزش دارد.@ شما دور کعبه را هم که نگاه بکنید مدینه و کعبه یک رسم خوبی دارند مردم میایند روزه میگیرند عبادت میکنند سفره میاندازند همان دور خانه خدا همه مینشینند یک مقدار خرما یک مقدار نان یک مقدار شیرینی چای همه میخورند ذائقهها عوض میشود. مردم حس عبادی پیدا میکنند. یک قدرتی پیدا میکنند. این قیمت دارد.@ یا یک جا اصلاً بیخود بیخود است. پس از حسیها بگیریم برویم بالا تا جاهای دیگر حالا این فقیر را فقط رد نمیکند. میگوید چنانچه او را از خطری که بر سر راهش قرار داشته باشد بگذراند ببیند دارد میخورد زمین یک جا سخت است یک جا ترافیک است.@ یک جا خیابان شلوغ است میرود این واقعاً آن نابینا را میبرد از آن خطراتی که ممکن است تهدیدش بکند رد میکند که زمین نخورد. مشکلی پیش نیاید. حالا یک کسی نابینا هم نیست ممکن است کمسو باشد چشمش یا یک ناشنوا.@ یادتان هست. گفتیم یک ناشنواست الان احتیاج دارد که شما برایش یک چیزی را بشنوی برایش ترجمه بکنی خیلی خوب است کار راه بینداز یک کسی زبان بلد نیست میرود یک کسی ترکی بلد است ترکی میایستتد صحبت میکند مشکل یک نفر را حل میکند برای یک نفر بلیط میخواهد بخرد.@ میبیند این ترک است. متوجه نمیشود زبان فارسی بلد نیست فارسی را میاید ترجمه میکند یا نه همه ترک هستند باید یک کسی ترکی بلد باشد این کار را برایش انجام میدهد رفتی خارجی هست یک ذره زبان انگلیسی بلد هستی از زبانت استفاده میکنی چقدر به دل مینشیند این زبان چقدر به کار میاید یک مشکلی را حل میکند از یک نفر.@ من در این کاروانها یک موقعی در سفرهای خارجی میبینم که مثلاً یک کسی زبان بلد است گفتند آقا این فرمهای بطاقه عربی میگویند این برگهها را پر کنید یک کسی سواد دارد مینشیند برای پنجاه تا پیرزن و پیرمرد در سفر مینویسد میچسبد به همه این کار همه پیرمردها و پیرزنها الان در این کاروان به این کار آقا احتیاج دارند قشنگ است میرود مینشیند در دل میرود مینشیند سر جای خودش.@ از حرم آمده یک دفعه کسی میگوید آقا من اعمالم را انجام ندادم کمکم میکنید اعمالم را انجام بدهم بله برویم من انجام میدهم یک جا نشسته یک کسی میاید میگوید یک زیارتنامه برای من میخوانید بله باز است دقیقاً میرود سر جای خودش مینشیند از همین کارهای ساده، از توی خانه باید تمرین بکند انسان.@ یک موقعی یک کسی بر عکس مردهای خودخواه بلند میشوند کمک زن و بچهشان یک کارهایی میکنند که زن و بچه اصلاً احتیاج ندارند. تو میروی جلوی دست و پای او کار او را هم خراب میکنی. ولی درست آن موقع که او احتیاج دارد کار بکنی میبینی مرد تنبل است کار نمیکند.@ مهمانی هست چهل تا خانم هستند اصلاً نمیگذارند مرد ظرف بشوید مرد خودش را لوس میکند آن وسط میرود خودشیرینی که ظرف بشویم. این بد است. ولی یک موقع هست کسی خانه نیست. همه مهمانها گذاشتند رفتند یک عالم ظرف مانده خانمت هم فردا میخواهد هزار تا کار انجام بدهد.@ حالا عُرضه بلند بشو الان ظرف بشور .هیچ کس نیست. عُرضه داری بلند بشو برو. الان جارو بکن بلند بشو برو دو تا نان بخر. یک کاری بکن یک مشکلی در اعضای خانواده خودت برطرف بکن که همچین به آنها صفا بدهد این آن معروفی هست که سر جای خودش مینشیند.@ حضرت میگوید حالا این خطری را که برطرف بکند روز قیامت این کار در ترازوی حسنات او صد هزار بار بزرگتر از دنیا باشد. چه کسی میتواند این را بفهمد. ببین خدا چطوری مهربان است. چطوری راه میگذارد برای بهشتی شدن بندگانش. چطوری برای آمرزششان راه گذاشته.@ حالا یک کسی با این خدا با این مهربانی کم بیاورد بیفتد به ناامیدی بیفتد به پوچی بیفتد به بیاحساسی بیفتد به اینکه در زندگی سردرگم هستم نمیدانم چکار بکنم. دیگر کوتاهی از خودش هست. واقعاً با این خدا آدم خیلی انگیزه پیدا میکند.@ در روایت داریم یک کسی که یک صلواتی را میفرستد خداوند برای او در جمع عالم بالا هزار صلوات میفرستد بعد ملائکه صلوات میفرستند اهل آسمان صلوات میفرستند حضرت فرمود کسی که این حرف را بشنود و رغبت به صلوات پیدا نکند ما اهل بیت از او بیزاریم.@ صلوات یک کاری است که بسیار به زبان سبک و در نامه عمل فوقالعاده سنگین است. صلوات خیلی کار میکند. یک کسی عُرضه این را ندارد اشتیاق این را ندارد حال این را ندارد خودت ببین یعنی چی کسی فهمید چرا گفت زمین ساده زمین سهل؟@ میگوید روی زمین صاف یک نابینایی را ببرد این مفهومش چیست منطقش را کاری ندارم مفهوش چیست؟ زمین صاف حالا یک جایی سخت است پله دارد شب است تاریک است گرفتاری دارد ببین چقدر این دیگر قیمت پیدا میکند.@ لذا وقتی یک نفر در خانهاش از کار فرار میکند چه مرد چه زن چه بچه یا در بیرون از خانه در خیابان کوچه کاری که میتواند برای مردم انجام بدهد وقتی فرار میکند این دقیقاً حماقتش مثل کسی است که دوپینگ کرده آخر همه میرسد بعد میگویند برای چی آخر رسیدی میگوید میخواستم نفهمند دوپینگ کردم این دقیقاً حماقتش اینطوری است.@ یک کسی فرار کند از معروف در برود در اتوبوس یک کسی نیاز دارد من خیلی وقتها در این سفرهای جمعی میبینم بعضیها اصلاً دعب این کار را دارند بپرد پایین چهار تا آبمیوه میگیرد میاورد میدهد همه میخورند آب توزیع میکند در اتوبوس، خادم هستند اصلاً بعضیها روحیتاً روحیه خدمت دارند در هیئتی جایی کاری را بگیرند انجام بدهند.@ حضرت فرمود اینها هستند که سرور و سید آن گروه هستند(سَیِّدُ القَوم خادِمُهُم) کسی که از زیر کار در میرود به من چه از زیر کار شرعی خودش در میرود لقمه خودش را حرام میکند این دیگر حالا تا بقیه کاری که به او گفتند را انجام نمیدهد از زیرش در میرود خیلی فرق دارند این آدمها با همدیگر.@ باز هم از نبی اکرم(ص) هست(دَخَلَ عَبدٌ اَلجَنَّۀَ بِغُسنٍ مِن شَوکٍ کانَ عَلی طَریقِ المُسلِمین فَاَماطَهُ عنه) میفرماید کسی که از سر راه مسلمانان(غُسنٍ مِن شَوک) یک شاخهای از خار را بردارد سر راه مسلمانها هست.@ حالا گفتم نمونهاش حالا خیلی چیزهای دیگر هست میتواند یک میوه لیز باشد میتواند یک سنگ باشد یک چیزی افتاده سر راه نباید باشد سر راه خم میشود میبیند آیه قرآن افتاده یک عکس مقدسی افتاده یک چیزی افتاده برمیدارد که زیر دست و پا نماند.@ یک پول گاهی وقتها افراد پا میگذارند میروند آقا این پول که هست نوشته حرم حضرت معصومه بارگاه امام رضا اسم امام رضا است یک کسی یک روزنامه برمیدارد.@ خدا رحمت امام(س) را میگفت در زمان طاغوت ایشان هر جا میرفت که روزنامه پهن بود پایش را نمیگذاشت روزنامههای زمان طاغوت میگفت در اینها بالاخره یک اسم مسلمانی هست پا نگذارم حرمت دارد اسمهای اهل بیت گرفته شده.@ مثل خداداد عبدالحسین یک کسی که اسم این را گذاشته عبدالحسین به عشق امام حسین گذاشته عبدالحسین اگر گذاشته خداداد خدا را قبول داشته اسم خداست الان چقدر اسم در این روزنامهها هست شما در این راهپیماییها میبینید چقدر معصیت میشود در نمازجمعهها چقدر معصیت میشود میاندازند زیر دست و پا میروند همینطوری خیلی بد است این خیر و برکتها را از بین میبرد.@ میگویند آقا آگهی است خوب آگهی باشد نوشته مثلاً آرایشگاه شهین مهین خیابان ولی عصر بالاخره این خیابان ولی عصرش که اسم امام زمان است جگرکی خداداد اسم است بالاخره اسم این که هست.@ بعضی جاها مثلاً کارواش هست مثلاً زده کارواش فلان جا خیابان منطقه امامزاده فلان خیابان کنار مسجد حضرت فلان بعد یک اسم مقدس، کارواش است اسم و آدرسش را هم زده همه مقدس حالا چطوری میتوانی پا بگذاری چهار تا در ماشین میگذارند کارواشیها نمیشود پا بگذاری.@ حالا کسی میاید میبیند یک عکسی روزنامهای یک چیزی زیر پای کسی هست همان را جمع میکند که کسی پا نگذارد روی آن این هم خیلی قیمت دارد ببینید از چیزهای خیلی کوچک خیلی ساده خیلی حسی دارم شروع میکنم دقت کنید تا برسیم به بخشهای خیالی وهمی عقلی و فوق عقلی فعلاً در حس داریم کار میکنیم همه چیزهایش حسی است.@ شکمی و حسی و این چیزها است ببینید چقدر حرف برایش زدند چقدر ثواب برایش در نظر گرفتند این حسیهایش حالا یک کسی بیاید برود خدمات فوق عقلانی خدمات عقلانی خدمات وهمانی بدهد خیلی قیمت بالاست.@ پس اینها را مثال زدم برای این حدیثی که اول از امام صادق خواندم پس علامت قبول یک خیر یا علامت قبول یک بنده این هست که به هر حال ما در او یک رشد باید ببینیم در شخص یا در کارش یعنی حتماً این کار به جا صورت گرفته یک چیزی اتفاق افتاده.@ مثلاً هیئت درست کردن وقت همه تلف میشود باید زنگ بزنی همه بلند بشوند بیایند به زور بعد یکی و نصفی آدم میاید همه با قور و نق صاحب هیئت بلند میشوند میایند آنجا هیچ کس الان احتیاج ندارد اینقدر هیئتش پر شده که اصلاً احتیاج ندارد دریافت بکند این هیچی الان نشسته آنجا.@ الان این خانمها هیئت میگذارند اینطوری هستند مثلاً 8 تا 9 خانه فاطمه خانم است 9 تا 10 خانه صغری خانم است 10 تا 11 خانه سکینه خانم است همه هم یک گروه هستند از اینجا میروند خانه او از اینجا میروند خانه آنها، آقایشان هم یک نفر است گاهی وقتها خانمشان هم یک نفر است گاهی وقتها حرفهایش هم یکی است هیچی.@ خدا حساب میکند بالاخره یک عرض ارادتی کرده دستگاه امام حسین است یک چیزی ولی بالاخره باید یک فایدهای داشته باشد این پول هیئت را بده یک کار درست و حسابی همه گوشهایشان پر است اصلاً این الان حال توسل ندارد حال کمیل ندارد میایند مینشینند همه چرت میزنند آروق میزنند SMS بازی میکنند تلفن میزنند این چه کمیلی شد چه دعایی اصلاً نباشد بهتر است.@ با هزینه همه هی ورق میزنند ببینند این چه موقع تمام میشود جذب ندارد عزیزم نه برای مطلبش جذب دارد نه برای دعایش جذب دارد هیچی(فَاِن لَم یَکُن کَذلِک فَلَیسَ کَذلِک) یعنی اگر سر جایش نباشد بدرد هم نمیخورد.@ باز دقت کنید خیلی زیباست این روایت را بخوانم بس است دیگر وقتم تمام است. اول(دَخَلَ عَبدٌ اَلجَنَّۀ) بندهای که یک خاری را از سر راه بردارد به واسطه آن وارد بهشت میشود همین یک عمل به این خوبی اینها را نباید دست کم بگیریم در جلسه گذشته هم گفتم هیچ معروفی را کوچک نشماریم.@ فرمایش بعدی از امام صادق(ع) خیلی این قیمتی است میفرماید ای مفضل هرگاه خواستی بدانی که مردی بدبخت است یا خوشبخت ببین که به چه کسی خوبی و کمک میکند زحمات او را چطور آدمهایی دارند دریافت میکنند چه کسانی دارند محصول کار عمر و جوانی او را دریافت میکنند به چه کسی دارد خدمات میدهد.@ از نوع آنها میتوانی بفهمی اگر به کسی که اهلیت آن را دارد خوبی کرد بدان که او بر خیر و خوبی است و اگر به نااهل خوبی و کمک کرد بدان که او را نزد خدا خیر و منزلتی نیست خیلی خطکشیش خطکشی دقیقی است محصول کار یک آدم را چه کسانی دریافت میکنند.@ ما الان خیلی داریم کسانی را که خدمات عاطفی میدهند خیلی هم خوب است ولی به کسانی میدهند که نااهل هستند به کسی میدهند که زیادی محبت دریافت کرده میرود خدمات عاطفی میدهد ولی یک جایی که خدمات عاطفی نیاز هست فقیر هست این بنده خدا نمیتواند هیچ کمکی بکند.@ اینقدر این شقی است بدبخت است که هیچ فرصت پیدا نمیکند برود به یک آدمی که نیازمند هست محبت بکند میرود به یک کسی که لوس و ننر و بچه ننه و از این آدمهایی که هیچ نیازی ندارند لیاقت کارش هم همین هست.@ تا خدمات علمی الان ما کسانی داریم که دارند دشمنان اسلام را خدمات علمی میدهند میگوید علم است ارزش علم است به یک مشت آدم فساق فاجر یک مشت آدم خطرناک خدماتدهی میکنند چه کسی دارد برداشت میکند از این کار شما حالا چیزهای دیگر هم سر جای خودش هست.@ ما چقدر خدمات معنوی و مذهبی بیجا داریم که باید قطع بشود واقعاً چون یک آدم هر چقدر از این خدمات مذهبی دریافت میکند از خدا دورتر میشود این را باید الان قطعش بکنیم مثل یک کسی که ویتامین ث زیاد شده این خطرناک است در بدن گوشت زیاد خورده الان نقرس میگیرد بنده خدا گرفتار میشود این نباید به این گوشت بدهید.@ یا نباید گوشت قرمز بدهید گوشت سفید باید بدهید این باید دقیقاً در مهندسی فرهنگی کاملاً دقت بشود در آن من در کشورهای خارجی که یک موقعی میروم به بعضی از این مسئولین میگویم حالا الان مراسم چیست میگوید مراسم اینجا دعای کمیل داریم میگویند جوانها نمیایند همه پیر و پاتالها میایند میگویم خوب بابا حالا دعای کمیل را بردارد.@ گفت چکارش کنیم یک چیز دیگر بگذار جایش مردم رغبت بکنند بلند بشوند بیایند الان این ویتامین دعای کمیلش رفته بالا این سالی یکبار خوب است سالی پنج بار خوب است بیشتر نباید برود امام رضا اگر بیشتر بشود خطرناک است و الله مسجد نماز شب قرآن خواندن زیادتر از حد دریافت بشود فساد ایجاد میکند.@ حالا چکارش بکنیم؟ آقا معرفتش را بالا ببر تو هی این را میاوری به او دعا میدهی هی میایی به او رنگ میدهی هی یکسره از اینها تزریق میکنی این دیگر اصلاً امام فرمود عبادت را ذکر خدا را به خودتان تحمیل نکنید اگر دریافت ندارید نخورید.@ ولی اگر فکر دارد قلب دارد گوش دارد آمادهتر است که بشنود برای چی ما الان احیاهایمان اینطوری است که کمتر عبادت داریم ما میتوانیم یک احیای اینطوری بگیریم که یکسره این مداح بخواند همه هی کف بکنند همه هی گریه بکنید هی کف بکنید کمیل بخوانید شب جمعه هم هست.@ من یک شبی گفتم بگذار ببینم من یک شب اعمال شب جمعه را انجام بدهم کامل ببینم اینهایی که در مفاتیح هست میتوانم واقعاً انجام بدهم بعد از نماز مغرب و عشایی بود رفتم حرم امام رضا گفتم مینشینم تا صبح، نشد.@ تا صبح من کنتراتی این مفاتیح را برداشتم هر چه سورههایی که وارد شده بود دعاهایی که وارد است اذکاری که وارد است ببین میشود این را گذاشتند برای سلیقههای مختلف ذائقههای مختلف.@ حالا یک کسی میگوید من علم بیشتر دریافت میکنم حضرت فرمود(اَلقَصدُ اِلَی الله تَعالی بِالقُلوب اَبلَغُ مِن اِتعابِ الجَوارِحِ بِالاَعمال) حرکت با قلب زودتر آدم را میرساند با فکر با شنیدن بهتر آدم میرسد تا اینکه هی بلند بشود عبادت بکند بدنش را به زحمت بیندازد چه خبر است.@ بزرگان اولیاء خدا یک موقعی میخواستند به یک کسی بگویند نماز شب بخوان میگفتند شما مثلاً یک شب بیشتر نه، میداند به این باید بگوید یک شب بیشتر نخوان یا اصلاً تو نخوان اصلاً وقت نماز شب خواندن تو نیست حفظ قرآن ما اینقدر حفظ قرآن بیموقع داریم چقدر آدمها را پژمرده کرده وقتشان را تلف میکند خستهشان میکند زدهشان میکند اصلاً این نباید حفظ قرآن بکند بیموقع هست.@ خدمات مذهبی اگر کسی ظرفیت ندارد و دارد پوست کلفتتر میشود به او نده خدمات عاطفی ممنوع است اگر دارد زیاد دریافت میکند بچه فاسد میشود خدمات عاطفی محبت بیش از حد در روایت داریم لعنت کردند یک کسی که بیش از حد محبت بکند آقا این الان دریافت محبت ندارد این باید با او سکوت بکنی بیمحلیش بکنی حرف نزنی شاید هم یک چهار تا پس گردنی لازم داشته باشد.@ با این خیلی خوشحالتر میشود نباید به او تزریق بکنی اینقدر، از بچه نوزاد شما بگیرید تا آدم بزرگ این دوز دارد اگر یک ذره این دوزش بالاتر برود کار گند میخورد اما یک مشکلی داریم که در خانمها بیشتر هست تا در آقایان شوهرذلیلی مثل زنذلیلی است این هم یک قسمی است شوهرذلیلی و زنذلیلی.@ بعضیها اینقدر زنذلیل هستند اینقدر محبت میریزند پای زنهایشان اصلاً حالشان از این مرد بهم میخورد بوسه بیش از حد دریافت کرده نوازش بیش از حد دریافت کرده کلمات بیش از حد دریافت کرده این نباید اینقدر به او میدادی این الان سکته میکند اینطوری.@ زن هم هستند زنها بیشتر شیفته میشوند این شوهر یک آدم یک شوهر است خدا که نیست میبینی دینش را آخرتش را همه چیزش را میگذارد پای این شوهر یا سر بچه به بچههایش، آقا چه خبر است بچه یک حدی هست محبت بسش هست یک حدی هست توجه بسش است بیشتر از آن شوهر فاسد میشود مرد تنبل میشود بچهها تنبل میشود بچهها فاسد میشوند این دریافت خوب نیست.@ پس این خیلی اهمیت دارد که ما وقتی خروجی داریم این خروجی برود سر جای خودش بنشیند برود درست سر جای خودش بنشیند و یک چیزی را پر بکند اما وقتی که مصرف ندارد اصلاً نباید خروجی داشته باشید شما باید یک جایی ببرید بریزید که مصرف دارد حدیث تکمیل نشد بماند برای بعد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@