جلسه 042 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
42
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
3
روز
24
متن کامل (خام) ‌ جلسه 042 - تنبلی و بی‌حوصلگی

سلام علیکم و رحمۀ الله.

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم اجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین. سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره تغذیه و تنبلی در تغذیه بُعد فوق عقلانی و معنوی بود چند روایت را در این باره من انتخاب کردم البته مربوط به کل مباحث مطرح شده هست که حالا توضیحات معنویش را هم خدمتتان عرض خواهیم کرد.@ در بحث روانشناسی تنبل در روایتی داریم (التَّوانی سجیِّۀُ النَّوکی) تنبلی سستی خوی آدمهای سبکسَر و سبکعقل است یعنی آدمی که در نیازهای مسلم زندگی خودش کوتاهی میکند این آدم از درجهای از سبکسَری و حماقت برخوردار است.@ ما در همه شئون پنجگانهمان بدن، شئون گیاهی، شئون حیوانی، شئون عقلی و شئون فوق عقلی که مفصل درموردش سخن گفتیم یک نیازهایی داریم. یک کسی که تنبل است بیحوصله است نسبت به تأمین نیازهایش معنایش شکست است معنایش معطل بودن است معنایش حقارت، معنایش پشیمانی و آسیب هست.@ در بُعد بدنی یک کسی در مسواک زدن تنبلی بکند در بهداشت و حمام رفتن بیحوصله و کِسِل باشد در بهداشتِ لباسش کِسِل باشد در غذایی که باید بخورد ما الآن آدمهایی داریم فقط در غذا خوردن چقدر تنبل هستند و کِسِل هستند نه غذا خوردن کلا در مقوله خوردن بیحال و کِسِل هستند.@ دارو میخواهد بخورد حس ندارد کِسِل و تنبل است داروها را مرتب نمیخورد تا دکتر هم میروند هزینه میلیونی هم میکنند داروهای گران، آمپولهای گران ولی موقعی که میخواهد استفاده کند میبینید که به هیچ وجه خوب استفاده نمیکند.@ یا اصلا استفاده نمیکند یا اگر هم استفاده کند نامنظم بعد هم میرود به دکتر میگوید من خوب نشدم چرا خوب نشدم یا داروهای گیاهی هست که حوصله بیشتری میخواهد درست کردن و آماده کردن و مصرفش.@ طرف میتواند یک مشکل مهم زندگیش را حل کند ولی همین تنبلی باعث میشود این اتفاق نیفتد من بارها دیدم در تجربه کاری خودم افرادی که داروهایی برایشان تجویز شده اگر مثلا در مصرف دارو استقامت بکنند مشکلشان حل میشود ولی حاضرند تن بدهند به یک بیماری حاد یا کشنده یا به یک هزینه سرسامآور ولی دارویشان را نخورند.@ کسی که راحت بتواند دارویش را مصرف کند زحمت زیادی ندارد دارویت را مصرف کن به موقع بخور حال ندارم حوصله ندارم اصلا جدی نیست آخ دارویم را آنجا جا گذاشتم اینجا جا گذاشتم.@ اصلا جدی نیست اینطور نیست که مثلا یک دارو را بردار همیشه در کیفش یا آن چیزی که میخواهد همیشه هر جا بردارد بگذارد که هر جا میرود دارویش همراهش باشد تنبل است بیحوصله است این حماقت است.@ من دیدم کسانی که جانشان را بخاطر تنبلی در استفاده از داروها از دست دادند در رعایت دستورات پزشکی بارها و بارها آدمهایی را دیدم که مُردند ولی حاضر نبودند دستورات پزشکی را رعایت کنند.@ قند داشته چربی بالا داشته بیماریهای دیگر داشته دکتر هم برایش دارو نوشته این استفاده نمیکند تنبلی میکند و بعد این مبتلا شده به حاد شدن بیماری و مرگ، یک آدم چقدر میتواند احمق باشد و سبکسر باشد که با جان خودش بازی کند حالا جان خودش هیچی گاهی وقتها نقش دارد انسان در زندگی دیگران.@ پدر خانواده است ولی احمق است سبکسر است رعایت نمیکند دچار بیماری، گرفتاری، مشکلات میشود زن و بچه همه به دردسر میافتد سر کار نمیتواند برود مشکلات اقتصادی پیش میآید مرگ و میر پیش میآید بالاخره همه خانواده گرفتار میشوند.@ زن خانه است میداند ستون خانه است زن که در خانواده نباشد ضعیف باشد مریض باشد خانواده فلج است میبینی که تنبل است در دکتر رفتن تنبل است در مصرف دارو تنبل است در ورزش تنبل است در رعایت بهداشت تنبل است.@ بعد خانواده همه فرزندان، همسر، دچار مشکلات میشوند به این میگویند حماقت در غذا خوردن، در دارو خوردن، در دکتر رفتن، در ورزش کردن، در بهداشت، مسائل جسمی.@ در مسائل خیالی و وهمی هم همینطور چندتا لباس دارد در خانه لباسهای زیبا دارد حوصله ندارد لباس عوض کند همیشه همین یک پیراهن را میپوشد همیشه همین شلوار همیشه همین کت را میپوشد.@ من باور کنید آدم سراغ دارم شاید 50 دست لباس در خانهاش هست ولی ما الآن 30 سال است میبینیمش همیشه همان یک کت و شلوار تنش است به ندرت شاید من دیدم یک بار هم عروسیای چیزی باشد عوض کند این لباسها همینطور میماند تا این بمیرد بعد خیرات کنند.@ کفش دارد عوض نمیکند جوراب دارد عوض نمیکند لباس دارد عوض نمیکند پیراهن دارد متنوع نمیپوشد رنگهای مختلف میخواهد بپوشد حس و حال ندارد یعنی در بخشهای زیبایی در بخشهای تجملات زندگی میبینی حوصله ندارد این بیحوصلگی باعث میشود زندگی یکنواخت شود زندگی تکراری و بیمزه شود .@ قبلا توضیح دادم در مسائلی که مربوط به چشم و زیباییها و مسائل هنری هست آدم باید تنوع را رعایت بکند در تنوع غذاها در سالاد در نوشیدنیها در خیلی چیزهای دیگر آدم باید رعایت بکند که اینها را قبلا در موردش توضیح دادیم.@ در مسائل حیوانی همینطور در مسائلی که بحث جنسی و حیوانی ماست همینطور خیلیها چون حاضر به تغییر، حاضر به تنوع، حاضر به پیشرفت نیستند تنبل هستند توجیهش را هم دارند ما اهل دنیا نیستیم ما راضی به رضای خدا هستیم همین توجیهات الکی و زندگی را در یک حد خیلی خیلی محدودی نگه میدارند با تنبلی و بیحوصلگی.@ در مسائل عقلانی هم همینطور است در مسائل عقلانی انسان احتیاج دارد به یک سلسله مطالعات از آن جهت که حیوان است، جنس است به مطالعات شما احتیاج نیست.@ شما یک سلسله دانشهای پزشکی احتیاج دارید عمومی هم هست حس ندارد بنشیند اینها را یاد بگیرد دانشهای عمومی زندگیاش را، به یک سلسله دانشهای هنری و زیباییشناسانه انسان احتیاج دارد.@ دختر ما مثلاً الآن شده 26 سال 27 سال 28 سال فقط یک رشته در دانشگاه درس خوانده آن هم هنر کرده ارشدی دکترایی چیزی گرفته ولی وقتی میآید در زندگی میبیند هیچ چیز از مسائل زندگی بلد نیست او را کردند یک کامپیوتر فقط رویش اطلاعات ریختند هیچ چیز نمیداند از مسائل زندگی از چیزهایی که باید یاد بگیرد یاد نگرفته.@ یک سلسله دانشها هست مربوط به مباحث اخلاقی انسان باید یاد بگیرد بالاخره انسان باید آداب و معاشرت بلد باشد مسائل اخلاقی بلد باشد با یک محرمی با یک پسری با یک دختری با یک خانمی با یک جوانی با یک بچهای میخواهد روبرو شود چطور باید رفتار کند.@ و جالب است در این تنبلیها خودشان را ناآگاه نگه میدارند بعد میروند وارد دریایی از ارتباطات میشوند میرود ازدواج میکند نمیداند اصلا مقوله مادرزن چیست پدرزن چیست باجناق چیست خواهر خانم چیست مادر شوهر کیست پدر شوهر کیست خواهر شوهر کیست.@ نمیداند اصلا باید با اینها چطور رفتار کند چون نرفته اخلاقیات یاد بگیرد دورهای نرفته ببینه مهارت رفتاری مهارت اخلاقی بلد نیست در همین خامی خامیها دعوایشان هم میشود کار میکشد به طلاق و طلاقکشی که این وضع افتضاح کشور ماست که از هر4 ازدواجمان 3 تایش شکست میخورد از روی ناشیگری.@ مهارتهای جنسی اصلا وقت نمیگذارند بروند یاد بگیرد مهارتهای عاطفی وقت نمیگذارند بروند یاد بگیرند مهارتهای اقتصادی وقت نمیگذارند بروند یاد بگیرند از آن جهت که انسان هست یک سلسله اطلاعات نیاز دارد انسان چه چیزها احتیاج دارد؟.@ حداقل به سه دسته اطلاعات احتیاج دارد آموزش عقاید بدانم من اصلا از کجا آمدم فلسفه زندگی من در این عالم چیست من برای چه آفریده شدم و الآن باید چکار کنم در این وظیفهای که دارم بعد هم قرار است کجا بروم.@ چند وقت دیگر میخواهم از اینجا خارج شوم با وفات میخواهم وارد برزخ شوم برزخ چجور جایی است آنجا چه چیزی از من میخواهند من باید چه چیزی را با خودم ببرم از اینجا وقت نمیگذارم اینها جزء ضروریات زندگی نیست.@ حضرت(ع) میفرماید آدمی که تنبل هست تنبلی شیوه آدمهای سبکسر و بیعقل است آدمها بقول حضرت میفرماید با آرزو با ای کاش نهایتاً خیلی همت کنند میخواهند دعا بخوانند برویم جمکران برویم حرم امام رضا فلان ذکر.@ الآن در برنامهها خانمها آقایان میآیند استاد ما فلان مشکل را داریم چه ذکری را بگوییم آقا مگر همه چیز قرار است اینطوری حل شود شما باید شیوه اقتصادیت را عوض کنی شغلت را عوض کنی روشهای اقتصادیات را عوض کنی شیوه شوهرداریات را عوض کنی.@ میخواهم شوهرم از من خوشش بیاید اگر دستور العمل بدهی رعایت نمیکند ولی میگوید شما یک ذکر بگو أجی مجی این خوب شود یک دفعه از من خوشش بیاید زنم از من خوشش بیاید ولی اگر بگویی شما باید این نوع مهارتها را کسب کنی در کلام در رفتار در لباس پوشیدن در آرایش حوصله ندارد.@ ما با حماقت میخواهیم خوشبخت باشیم یعنی میخواهیم به هیچ وجه تلاش نکنیم وظائف عقلانی که داریم انجام ندهیم بعد هم همینطور با زور سلام و صلوات مشکلات حل شود.@ بعد هم اگر حل نشود افسرده میشویم پژمرده میشویم غصه میخوریم دکتر میرویم قرص اعصاب میخوریم به جای این همه قرص خوردن و دکتر رفتن و مشاوره رفتن و روانشناس و روانپزشک رفتن وظیفهات را انجام بده همه مشکلاتت خوب میشود.@ یعنی همان کاری که باید انجام بدهیم همان چیزی که لازم است را ترک میکنیم بعد با ترک این صدتا مشکل پیش میآید حالا برای صدتا مشکل میخواهیم برویم مشاوره بدهیم، وظیفه عقلانی و معقول خودت را انجام بده.@ یک بار داری مگر مراقبتهایش چند ساعت وقت میگیرد قبل از انعقاد نطفه تقویت ژن مگر چقدر وقت میگیرد یک مراقبتهای دوران بارداری از ماه اول تا ماه نهم مگر چند ساعت آموزش میخواهد یاد گرفتنش.@ بچه متولد میشود دو سال شیرخوارگی مگر چقدر زمان میگیرد آدم یاد بگیرد که این دو سال شیرخوارگی من با بچه چطور رفتار کنم، 7 سال اول مجموعا 10، 15 ساعت بیشتر وقت نمیخواهد یادگیری با یک بچه تا 7 سال.@ 10، 15 ساعت خانمها آقایون وقت نمیگذارند بروند یاد بگیرد که در این 7 سال ما باید با این بچه چطور رفتار کنیم بعد صدها ساعت وقت میگذارند بچه را میبرند مشاوره یا خودشان میروند مشاوره یا مینشینند در خانه عزا میگیرند که چرا بچه اینجوری شد اینجوری کرد.@ خسارتهایی که از ندانمکاریهای والدین پیش میآید چند دَه و چند صد برابر وقتی که باید میگذاشتند از اینها وقت میگیرد ولی آن را حاضر نیستند انجام دهند هِی وقت میگذارند بودجه امکانات میگذارند برای حل این مشکلاتشان.@ انقدر الآن حماقت زیاد شده که زن و مرد حاضرند تن به طلاق بدهند یعنی طرف حاضر است زنش را طلاق بدهند مرتکب چنین حرام وحشتناکی بشود از شوهرش طلاق بگیرد.@ این حلال مبغوض است اینطور نیست که اگر کسی طلاق داد یا طلاق گرفت خدا به راحتی وِلش بکند باید مشروع باشد خدا هم باید زیر آن طلاق را امضا بکند حاضر است شوهرش را عوض کند با سختیهای زیاد، زنش را عوض کند با سختیهای زیاد، خودش را عوض نکند تن ندهد به حل مشکلات خودش.@ یا دختر پسرهای جوان ما چیزهایی که الآن لازم است برای مراحل بَعدی زندگیشان یاد بگیرند نمیروند یاد بگیرند بعد میروند وقت میگذارند سرمایهگذاری میکنند پول میدهند برای چیزهایی که هیچ ضرورتی ندارد.@ شما نگاه کنید الآن چقدر کلاسهای غیر ضروری خانوادهها هم بچههایشان را میبرند میگذارند یک خانواده پیدا شود به بچهاش بگوید الآن تابستان است تو نمیخواهد وقت بگذاری بروی این کلاس آن کلاس به اسم اوقات فراغت.@ مگر ما بیکار آفریده شدیم یک مشت آدمهای الاف بیکار که وقت اضافه داریم باید با یک چیزی پُرش بکنیم نه کسی میگوید علاقه دارم تنوع در زندگیم اقتضا میکند بروم سفرهآرایی یاد بگیرم خیاطی یاد بگیرم بروم نقاشی کنم خوب است.@ بروم باشگاه، باشگاه که اصلا واجب است اصلا ورزش یکی از واجبات است مثل نماز میماند ورزش آن هیچی، ولی وقتی چیزهایی که ما سر راه زندگیمان هست باید یاد بگیریم برای چه باید در آن تنبلی بکنیم؟@ الآن دختر 18 سالش شده وقتی شد 18 سالش یعنی بوی چه میآید؟ بوی خواستگار دارد میآید یواش یواش باید یک سلسله مهارتها را بلد باشد این الآن میرود در خیابان در اجتماع در دانشگاه در محل کار و هر جا چهارتا آدم ناجور به پستش میخورند.@ دلش را هم ممکن است ببرند بعد هم بیاید پایش را بکند در یک کفش من میخواهم با همین آدم ازدواج کنم اصلا به صلاح نیست این ازدواج، یا پسر پسر الآن وقتی شد 18، 19 سال باید مسلح شده باشد این پسر به خیلی چیزهای دیگر.@ خانواده بچه را مسلح نمیکنند با گارد باز غیر مسلح میفرستند در جامعه با یک عالم دشمن نه در مورد سیگار نه در مورد مواد مخدر نه در مورد رفیق نه در مورد جنس مخالف در هیچ چیز این بچه مسلح نیست.@ خانواده اصلا ضرورت نمیداند خود این بچه هم عقلش نمیرسد این را یاد بگیرد یک عالمه دشمن این وسط میخورد به آنها شبیهخون میزنند به آنها چندجوره بچهها شبیهخون میخورند دیگر بندگان خدا چکار کنند میرود دانشگاه غیر مسلح میرود هزارتا آسیب در دانشگاه میبینید در یک شغل غیر مسلح میرود آسیب میبیند.@ ما از آن جهت که یک انسان هستیم به سه دسته اطلاع تخصصی نیاز داریم مسائل اعتقادی، خودشناسی و مسائل اعتقادی چون اگر کسی این را بلد نباشد جهنمی است بیبروبرگرد میرود جهنم در روایت هم داریم خداوند آدم جاهل را روز قیامت نمیبخشد.@ از او سئوال میکند تو مگر قرار نبود بمیری مگر همه ماندند تو نمیدانستی میآیی آخرت داری برزخ داری؟ چرا برای چه اینجا را یاد نگرفتی نشانههای اینجا چیزهایی که اینجا هست برای چه آموزش ندیدی؟@ پدر و مادر را جدا عذاب میکنند میگویند چرا به بچههایتان اینها را یاد ندادید خودتان چرا یاد نگرفتید چرا بچه شما دین را یاد نگرفت چرا بچه شما آخرت را یاد نگرفت چرا بچه شما واجباتش را یاد نگرفت چرا بچه شما نباید با خدای خودش آشنا شود.@ چرا بچه شما با خانواده آسمانیش و اصلیش یعنی اهل بیت(ع) آشنا نشد چرا با وظایفش آشنا نکردید این یکی خود بچه هم هست پیامبر میفرماید که خداوند جوان 18 ساله یا امام صادق(ع) است الآن فراموش کردم که جوانی که به سن 18 سال رسیده باشد مسائل شرعی خودش را یاد نگرفته باشد توبیخش میکنند و اگر بمیرد خدا نمیبخشدش.@ میگوید تو 18 سالت است از 15 سالگی این پسر بالغ شده باشد پسر5/14 سال بلوغ شرعیش است 5/14 سال شمسی، تو 3 سال و نیم 4 سال وقت داشتی.@ یک جوان 18 ساله باید خیلی آدم بزرگی باشد باید خیلی چیزهایش را فهمیده باشد یاد گرفته باشد طرف الآن 40 سالش است هنوز ابتداییترین مسائل مورد نیاز زندگی شرعیات واجبات مسائل دینش هیچی نمیداند 40 سالش است خدا میخواهد از این بگذرد؟@ (إِنَّ اللهَ لا یُعَزَّرُ عَنِ الجَهل) خداوند از جهل نمیگذرد بیخود خودت را جاهل نگه داشتی عقلت نمیرسید که اینها را باید یاد بگیری متوجه نمیشدی که باید اینها را یاد بگیری کسی به تو نگفته بود؟ گفتن هم نیاز نیست عقل خود انسان میفهمد که باید یک سلسله چیزها را یاد بگیرد.@ چطور برای گلدوزی و خیاطی و چیزهای دیگر وقت داشتی برای چیزهایی که اصلاً نیاز نیست برای کامپیوتر و زبان و کارهای هنری که خیلیهایش ممکن است اصلا هیچ ارزشی نداشته باشد یا اثری نداشته باشد وقتی داشتی برای این نه@ پس شد اعتقادات، خودشناسی و اعتقادات، اخلاقیات. اخلاقیات یعنی من بدانم وظیفهام نسبت به خودم چیست چطور خودم را شاد نگه دارم اخلاقیات شامل سه شاخه است.@ 1. ارتباط با خدا، من با خدای خودم چطور خوش اخلاقی بکنم بداخلاق نشوم با خدا درگیر نشوم 2. با خودم چطور رفتار کنم که خودم را بتوانم با نشاط شاداب آرام با امید سرزنده نگه دارم و 3. با مردم با همسرم چطور برخورد کنم.@ با پدر خانمم با مادر خانمم با پدر زن مادر زن پدر شوهر مادر شوهر با جاری باجناق همسایه دوست محل کار مدیر زیرمجموعه من باید چطور رفتار کنم میگوییم من وقت ندارم بروم اینها را یاد بگیرم.@ مگر ما به دنبال نتیجه خوب در زندگیمان نیستیم؟ مگر ما نمیخواهیم خوشبخت باشیم؟ خوشبختی شرایط دارد یک شرایط علمی دارد یک شرایط عملی دارد همین دو تا. اطلاعات تمرین کسب مهارت.@ وضعیت زندگی اکثر آدمها چون حضرت دارد کلمه سبکسَر و احمق را بکار میبرد در مورد این آدم آدم سبکعقل آدم تنبل میگویند سبکعقل است این سبکعقلی را ببینید من چطور به شما بگویم.@ آن داستان سه نفری که داشتند کار میکردند یکی وظیفه داشت بکَند زمین را، یکی وظیفه داشت یک درختی چیزی را بگذارد، یکی وظیفه داشت پُر کند بعد این وسطی که قرار بود درخت را بگذارد یک روز نیامده بود یکی میکَند آن یکی پُر میکرد.@ میگفت وظیفهام را دارم انجام میدهم آن میگفت وظیفهام کندن است آن هم میگفت وظیفهام پُر کردن است حالا اگر چیزی نیست به ما ربطی ندارد این یعنی مسخرهکردن خودمان.@ کاری که ندارد میخواهی به نتیجه برسی این کار باید درست انجام شود کار سختی هم نیست این درخت را برداری بگذاری اینجا خاک را بریزی رویش میگوید نه به من ربطی ندارد.@ تنبلی در تمام تار و پود وجود افراد جامعه حضور پیدا کرده در تک تک سلولها مثل سرطان رشد کرده یک حمام رفتن یک مسواک زدن یک عطر زدن یک لباس عوض کردن این هم برای خیلیها مصیبت است.@ در روایت داریم که بیشتر جهنمیها کسانی نیستند که خدا را انکار کردند و قبول ندارند بیشتر جهنمیها کسانی هستند که رعایت نمیکردند تنبل بودند در رعایت واجبات. یک نماز خواندن 17 رکعت کاری داشت؟@ خیلی سبک است دین ما خیلی دین سادهای است دین شیرین دین سادهای است تکالیف زیادی برای ما ندارد ولی میبینید که شخص حس ندارد این را رعایت کند میگوید من حوصلهاش را ندارم همین بخاطر بیحوصلگی افراد میروند جهنم من این را نمیتوانم رعایت کنم این سختم است آن سختم است هیچی دیگر.@ 3. احکام، احکام را آدم باید یاد بگیرد رساله را باید بشناسد حلال و حرامش را باید بشناسد لقمه حرام خدای نکرده دست زن و بچه ندهد آتش به خورد اینها بدهد چون وقتی کسی لقمه حرام میدهد دست زن و بچهاش این زن و بچه دیگر برای او زن و بچه نمیشوند.@ همچین چند روز پیش خانمی نامه نوشته بود برای من که آقا من شوهر کردم الآن چندتا بچه دارم خودم مریضم شوهرم هم آدمی نیست که با من راه بیاید پدر و مادر مریضی دارم پدرم نمیدانم چند سالش است سنش خیلی بالاست فرتوت شده مادرم مریض است داداشهایم هیچ کس نمیرسد به اینها.@ مَردا واجبتر هستند برسند به پدر و مادر تا دخترها. دختر شوهر کرده رفته اختیارش اصلا دست خودش نیست اگر شوهرش راضی نباشد شرعا نمیتواند به پدر و مادرش سَربزند.@ مرد است که باید نگذارد پدر و مادر زمین بمانند اجازه زنش که لازم نیست زنش اجازه بدهد یا ندهد وظیفهاش هست باید برود به پدر و مادرش برسد اگر زنی به شوهرش بگوید من راضی نیستم این زن جهنمی است میخواهد شوهرش را هم جهنمی کند.@ یک زن حق ندارد به شوهرش بگوید من راضی نیستم تو به پدر و مادرت برسی چون در روز قیامت شفیع مرد یعنی امضای پای نامه عمل مرد را که باید بزند؟ والدین باید بزنند اول مادر که مهمتر است بعد هم پدر.@ زن نباید امضا بزند زن و بچه بعدا هستند اگر زن و بچه هم راضی باشند پدر و مادر راضی نباشند آدم میرود ته جهنم. ولی زن نه، زن لازم نیست پدر و مادرش روز قیامت زیر نامه عملش امضا بزنند میگوید من شوهر کردم اختیارم دست خودم نبود فقط شوهرش باید امضا بزند.@ میگوید داداشهایم نمیروند به پدر و مادرم برسند آن یکی خواهرهایم هم هر کدام یک مشکلی دارند مُرده شور چنین بچه تربیت کردن را ببرد که آدم بچهها را طوری تربیت بکند که وقتی سنش رفت بالا هیچ کس نرسد.@ پدر و مادر چطور نکبتی است اینها چه لقمهای خوردند که نمیفهمند پدر و مادر کسانی هستند که ما تا قیامت و بعد از قیامت مدیونشان هستیم پدر و مادرهای ما حق بینهایت و حق عظیمی گردن ما دارند بد کردنهایشان و بدخلاقیهایشان و ناسازگاریهایشان هیچ کدام از حق آنها کم نمیکند پدر و مادر حقهای بزرگ گردن ما دارند.@ میبینید که بچه طوری تربیت شده که اصلاً از پدر و مادرش خوشش نمیآید میگوید پیر است وِلش کن مریض است که مریض است من چکار کنم حوصله ندارم بروم مریضداری بکنم پدرت است مادرت است تو همه زندگیات را به اینها مدیونی اصلا عاطفه فرزندی از بین رفته.@ چه لقمهای خورده اینطور شده؟ حالا باید رفت به این پدر و مادر پیر گفت که آن موقعی که داشتی لقمه حرام به این بچهها میدادی باید فکر این روزها را میکردی که این بچهها با لقمه حرام عاطفهشان هم از بین میرود.@ آن موقع که خمس نمیدادید آن موقعی که با گرانفروشی کلاه کلاه کردن لقمه به دست میآوردید با کلاهبرداری و حقهبازی میدادید به این بچهها میخوردند که بچمه بچمه بگذار هر طوری هست بزرگ شود به یک جایی برسد.@ حالا رسیده به یک جایی اصلا محل هیچ چیز به تو نمیگذارد خودت یک همچنین آدم بیعاطفهای را تربیت کردی خودت یک آدم گرگ اینطوری تربیت کردی خدا شاهده من بچه سراغ دارم میگوید زودتر بمیرد ما راحت شویم باور کنید این را شنیدم بمیرد ما زودتر این ارث را تقسیم کنیم راحت شویم ول کن دیگر.@ چند وقت پیش من بیمارستان بودم یک مادری بود چقدر هم این مادر برای بچههایش زحمت کشیده بود دکتر گفت این باید همین فردا عمل شود بچههایشان را هم من میشناختم همه آدمهای پولدار بودند.@ 4، 5 میلیون تومان شما فکر کنید 4، 5 میلیون تومان برای آدمهای پولدار یعنی چی، میشناختم، حاضر نشدند 4، 5 میلیون همهشان بدهند تا مادرشان را عمل کنند پسره گفت به من چه دختره گفت به من چه آن یکی برادر گفت به من چه آن یکی خواهر گفت به من چه، هیچ کس نبود به او برسد فقط 4، 5 میلیون تومان. این مادر خودش را برای این بچهها کشته.@ آقا لقمه حرام ندهیم احکام یعنی همین یعنی یاد بگیریم حلال و حرامها را، واجبات، مستحبات، مباحات، مکروهات اینها را یاد بگیریم و در زندگی رعایتشان کنیم. بچهها بفهمند مفهوم خط قرمز و جهنم یعنی چه.@ یعنی بداند نباید این چیزها را بخورد این حرفها را نباید بزند نباید با این آدمها ارتباط داشته باشد نباید این موسیقیهای وحشتناک را نگاه بکنید این تصاویر را ببنید این عکسها این فیلمها این شنیدنیها.@ شنیدنیهای حرام را بشناسد حلالهایش را بشناسد حرامهایش را بشناسد خوردنیها حلال و حرام دیدینیها حلال و حرام بشناسد اینها را. پیامبر فرمود هیچ کس خدا را به گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمیکند.@ مرد خانه و زن خانه موظفند اطلاعات تخصصی مربوط به همه مراحل زندگی را در خانه تأمین کنند خانواده خانواده آگاهی باشند هم خودشان رعایت کنند هم به بچههایشان یاد بدهند تا این بچه احساس نکند که اصلا اینها چه ضرورتی دارد.@ من فقط باید بروم دبیرستان بعد هم بروم دانشگاه بعد در یک رشته قبول شوم بعد یک جا شغل پیدا کنم بعد ازدواج کنم همان سیکل را تکرار کنم چطور زندگی کنیم با چه کیفیتی اینش دیگر مهم نیست ببینید در این هم تنبل هستند.@ حالا تنبلی در مسائل دنیایی مهمتر است یا در مسائل آخرتی؟ دنیایی. حضرت فرمود (مَن کَسِلَ عَن اَمرِ دنیا فَهُوَ عَن اَمرِ آخِرَتِهِ أَکثَر) کسی که در کار دنیاییش تنبل است در کارهای آخرتیش تنبلتر است.@ یک کسی که دنیایش را عرضه ندارد بگرداند کار مالی میخواهد بکند میخواهد با یک زندگی گدایی فقیرانه زندگی کند. خدا چقدر سفارش کرده پیامبر چقدر سفارش کرده اهل بیت چقدر سفارش کردند حضرت فرمود از ما شیعیان نیست کسی که جمع مال را دوست ندارد.@ چقدر سفارش به کار کردند به تلاش کردند به ثروتاندوزی به جا به موقع ثروتاندوزیای که در آن رعایت خمس زکات نیاز فقرا نیازمندان باشد یک زندگی ثروتمند خیلی هم پیش خدا محبوب است.@ طرف آمد خدمت حضرت گفت من دچار دنیازدگی شدم حضرت فرمود دنیازدگی یعنی چه؟ گفت آقا من همش دوست دارم پول داشته باشم ثروت داشته باشم گفت برای چه میخواهی اینها را؟@ گفت دوست دارم بروم مسافرت بروم حج بروم بروم سفر به خانواده برسم صله ارحام را انجام بدهم هدیه بدهم به دیگران کمک بکنم حضرت فرمود اینها اصلا دنیا نیست اینها عین آخرت است.@ آنهایی که در دنیاییشان کِسِل اند در آخرتشان به طریق اولی کسلترند چرا؟ حالا اگر برسیم امروز راجب بحث معنویش خدمتتان عرض میکنم برای اینکه در دنیا با آن ارتباط مستقیم حسی دارند درکش میکنند و در آن کِسِل أند.@ یعنی میداند که الآن به این چیز نیاز دارد آن که میفهمد به آن نیاز دارد تنبلی میکند آخرت را هم میگوید کو آخرت اصلا من نمیدانم آخرت چی هست چطوری هست کجا هست کی هست کی میآید کی رفته کی آمده ولش کن.@ یک کسی که در کار دنیاییش کِسل است نمیآید برود آخرتسازی خوب بکند این آخرت خوبی هم ندارد، در زنداری تنبل است در شوهرداری تنبل است در تربیتهای بچه تنبل است در فهم نیازهایی که باید داشته باشد تنبل است این آخرتش هم به درد نمیخورد.@ پس یک مرور کردیم روی همه این نیازها که اساسا یکی از بحثهای روانشناسی تنبل این است که تنبل از نوعی از سبکسری و حماقت برخوردار است یعنی آدم ناپختگی دارد کمعقلی دارد باید این را بگذارد کنار باید پخته شود تنبل بیحال بیعرضه امروز و فردا کردن.@ حالا میخواهم یکی از روایتهایش را برایتان بخوانم (تَأخیرُ العَمَل عُنوانُ الکَسَل) میفرماید عمل را وقتی به عقب بیندازید علامت این است که آدم تنبل است، حالا باشد فردا باشد هفته دیگر باشد بعداً باشد دو ماه دیگر.@ باشد حالا این دو هفته بگذرد اینطور شود آن 5 روز بگذرد اینطور شود کارهایش را دائما عقب میاندازد یک کسی که کارهایش را دائما عقب میاندازد علامت این است که آدمِ تنبلی هست، علامت تنبلی است.@ این پول میدهد کلاس زبان میرود تا رفت کلاس زبان حالا یا با علاقه رفته یا بیعلاقه چون پول داده میبینی مجبور است درس بخواند مینشیند میخواند میگوید شهریهام از بین میرود توبیخ میشوم باید بخوانم امتحان میخواهند بگیرند.@ یک جایی که چنین شرایطی وجود ندارد مثلا بارها شده من به این خانمها آقایان دخترها و پسرها زن و شوهرها گفتم این کتاب این سی دی برای حل مشکلات شما و کسب مهارتهایی که برای برطرف شدن مشکلات شما جلوگیری از شکست شما جلوگیری از طلاق شما هست این همه محتوا را دارد.@ خدا شاهده شما اگر ده ساعت بیست ساعت روی این وقت بگذارید زندگیتان زیرورو میشود بعد میبینی مرد یک بهانه میآورد برای استفاده از دیدن یا گوش کردن این سی دی زن یک بهانه میآورد کتاب حوصله ندارم خانهمان اینطور نبود فلان دستگاه را نداشتیم.@ وقتی وارد دنیایشان میشویم میروند میخرند ولی وقتی نوبت آخرتشان میشود میگوید یک سال است سی دیخور نداشتیم دی وی دی نداشتیم کامپیوتر نداشتیم ببینیم بعد میبینی چقدر ظرف و ظروف آشپزخانه و چیزهای دیگر را رفته خریده.@ برای دنیایش وقت دارد پول دارد برای آخرت نه وقت دارد نه پول دارد بهانهگیری حالا میرسیم شرایطش را که در دعا آمده، نوبت دنیاست فعال حاضر است پول بدهد حاضر است هزینه کند وقتی میرسد به زندگیش...@ چقدر از طلاقها فقط بخاطر تنبلی است چقدر از مریضیها فقط بعلت تنبلی است چقدر از سرطانهایی که آدمها را میکشد فقط بدلیل تنبلی است همین سرطان،M.S ، بیماری آدمهایی است که روحاً خیلی تنبلاند از بدنشان خوب کار نمیکشند از مغزشان، پارکینگسونهایی که الآن میآید.@ مغزی که کار میکند آدمی که در مطالعه تنبل نیست آدمی که ذهن را تیز نگه میدارد به مریضیهای اینطوری مبتلا نمیشود یک آدمی که نمیرود یاد بگیرد از زندگی همین حد حیوانیاش را نیاز دارد نه یک روزنامه میخواند نه یک کتاب میخواند نه داستان میخواند نه جدولی حل میکند مغز را تیز نگه نمیدارد.@ حداقل بنشین یک جدولی حل کن یک ذره ذهنش تیز باشد یک داستان بخوان یواش یواش مغز کوچک میشود و انواع و اقسام بیماریها میآید سراغ طرف. ما الآن M.S ای داریم یک چیزهایی رعایت نکرده الآن M.S گرفته چند سال است اصلا شما نمیتوانی بفهمی این M.S دارد.@ ورزش فعالیت نشاط این عمر طبیعیاش را هم میکند اصلا M.S هیچ آسیبی هم به او نمیرساند آدمی هم داریم مریض شده یا سرطان گرفته یا M.S گرفته انقدر شُل یک دارو میخواهد بخورد یک ورزش میخواهد برود.@ شش ماه پیش من در برنامه نوشتم رفتی باشگاه؟ باید بروی باشگاه بعد از شش ماه آمده میگویم باشگاه رفتی میگوید نه هنوز ثبت نام نکردم من نوشتم تو باید فردایش میرفتی ثبت نام میکردی ورزشت را شروع میکردی دستی دستی خودشان را به کشتن میدهند.@ آزمایش گرفته تیروئید دارد قند دارد مشکل کبدی دارد دارویش را هم برایش نوشتیم این دارو را مصرف کن روشش را به او دادیم دکترش را به او معرفی کردیم دستی دستی خودش را میدهد به کشتن جالب است هر دفعه هم میآید میگوید من چرا خوب نشدم!@ دستور العمل را اجرا نکردی این را اجرا کن خوب میشی. یک برنامه شش ماهه به او دادیم دو ماه انجام داده میگوید أه این که اصلا اثر نداشت فایده ندارد من گوش کردم میگوییم چطور گوش کردی اصلا گوش دادنش غلط بوده.@ ما بارها گفتیم وقتی برای شما کتاب یا سیدی مینویسیم سیدیها بخصوص. دکتر دارو مینویسد چطور ما باید بخوریم؟ منظم بیتأخیر بیوقفه آن هم با هم نوشته این کپسول این قرص این شربت این آمپول درست است؟@ یک دانه سیدی را شروع کرده برنامه شش ماهه داشته یک موضوع را شروع کرده همینطور رفته تا آخر آن هم به تَه نرسانده ما چهار دسته موضوع داریم در برنامه، مسائل خانوادگی و تربیتی، مسائل معنوی، مسائل فکری و مسائل اخلاقی.@ باید با هم این دارو خورده شود یعنی روزی یکی از این یکی از این یکی از این یکی از این، یا اگر روزی دو تا هست یک و دو امروز سه و چهار فردا. سه تا چهار تا موضوع با هم آهسته آهسته برود جلو تا همه بخشهای ما به موازات هم و با هم رشد بکند ولی ما اینکار را نمیکنیم بعد هم میآییم میگوییم چرا من مشکلاتم با پدر و مادرم با خواهر و برادرم با فرزندم با همسرم حل نشده.@ یک دعا بخوانم چون نزدیک ماه مبارک هستیم خیلی مهم است بخصوص در بحثهای معنوی خیلی خیلی مهم است از نبی اکرم(ص) (اُمنُن عَلَینا بِالنَّشاط) خدایا منت بگذار بر ما به ما نشاط بده. نشاط یعنی چه؟ یعنی سرزندگی، سرزندگی بده.@ این سرزندگی یک قسمتش دست من است که خودم باید برای خودم تهیه کنم شما میدانی که اگر شب بروی حمام ده دقیقه یک استحمام کن کاری دارد ده دقیقه یک ربع یک استحمام؟ یعنی آدم را واقعا میکُشد؟@ میگوید وقت ندارم دروغ است پای تلفن پای تلویزیون چند ساعت نشسته وقت تلف کرده وقتی نوبت کار اصلیش شده میگوید وقت ندارم نه دیرم میشود تو میدانی اگر دوش بگیری چقدر روحت روانت مغزت همه اینها آرام میشود به نشاط میآید خوابت کم میشود.@ با یک دوش خوب گرفتن آدم دو ساعت سه ساعت خوابش کم میشود، کسالت مریضیهایت میدانی چقدر خوب میشود چقدر دردهایی که در بدنت است یک استحمام میکنی میبینی که دیگر آن دردها عضلاتت رفته سردردت میرود کمردردت میرود به نشاط میرسی این نشاط سهم من است.@ عطرزدن، عطر را باید آدم انتخاب کند یک موقع یک عطری میزند پَکَرش میکند یک کسی که تنبل نیست میرود توی عطرها را میگردد میبیند کدامیک از عطرها برایش حالت نشاطآور دارد یعنی وقتی میزند حس قشنگ و خوب و بانشاطی برایش میآورد.@ رنگها لباسها رنگ لباسها خوردنیها یک موقع یک نفر ناشی هست یک خوردنی میخورد دَمَقش میکند این را الآن نخور. شما الآن میخواهی با نشاط درس بخوانی امشب میخواهی درس بخوانی فردا امتحان داری بعد میبینی مادر ناشی شخص ناشی غذایی که برای بچه درست کرده خوابآور است.@ الآن غذا را دادی بچه شامش را خورد بعد میخواهد بیدار بماند نمیتواند بیدار بماند چون اصلا این غذا همش سردی بوده و همش خوابآور بوده دادی خورده یا مثلا چای، انواع چایها داریم یک موقع انسان بیاحتیاطی بکند.@ یک چایهایی هست که خیلی خوب است و آثار خوبی هم دارد ولی الآن من شب امتحانی این را بخورم این چای خوابآور است این چای آرامبخش است یعنی میآید در تمام سلولها اثر ریلکس به قول امروزیها میگذارد آرامش میدهد به آدم.@ همین چند وقت پیش یک بنده خدایی میگفت من شبها میخواهم درس بخوانم خوابم میبرد میگویم چه میخوری بررسی کردم یک بار برای من آورد دیدم یک شکلاتی میخورد مواد شکلات را نگاه کردم دیدم مواد شکلات از آن موادهایی هست که چرتآور است یعنی شکلاتی هست که آرامبخش است وقتی میخورد خوابش میگیرد.@ نشاط اینش مربوط به من است ولی بقیهاش را هم باید دعا کرد خدایا تو به من نشاط بده حتی به من الهام کن نشاط را ای خدا، خدا قدرت دارد از او بخواهیم، ما از او نمیخواهیم خدایا به من قدرت بده نشاط را به من الهام کن اصلا الهام کن چی بخورم و چی نخورم کمکم کن از خدا کمک بخواهیم.@ میگوید خدایا منت بگذار بر ما ببینید ما چه دعاهایی داریم شما کدام مکتب را دارید که شخص در مقابل خدا باشد از خدا نشاط بخواهد از خدا بخواهید نشاط را، دعا کنید و نشاط بخواهید. رفتی حرم امام رضا نشاط بخواه رفتی حرم امام حسین نشاط بخواه. شادی بخواه آرامش بخواه.@ حالا پناه، این را آدم باید خیلی بترسد یعنی خیلی خطرناک است هم دنیا را خراب میکند هم آخرت را، دانه دانه فهرستش را برایتان بگویم. (وَ أَعِذنا مِنَ الفَشَلِ وَ الکَسَل) خدایا پناه بده ما را از شُلی، سُستی و تنبلی این نیاید سراغمان.@ شُلی نیاید سراغ ما، سُست شدن نیاید سراغ ما، این را آدم باید به خدا پناه ببرد اینها بلاهای خیلی خطرناکی است هم دنیا را خراب میکند و هم آخرت را، کافی است یک نفر دچار شُلی بشود دچار تنبلی بشود قبلا خواندیم آدم تنبل چکار میکند؟@ وظایفش همه را تعطیل میکند دچار تضییع حقوق خودش و تضییع حقوق دیگران میشود حق خودش حق مردم و حق خدا را آدم تنبل رعایت نمیکند نه به فکر دنیایش است نه به فکر آخرتش نه فکر فرزندش است نه فکر همسرش، تنبل است لذا حضرت میگوید خدایا تو ما را پناه بده از چنین چیزهایی.@ دیگر چه؟ (وَ العجز) خدایا عاجز نشویم ناتوان نشویم ما را از ناتوانی پناه بده اینها مقدارش دست کیست؟ مثل نشاط، دست خودمان است سستی نکردن تنبلی نکردن کاری نکنیم که بعداً عاجز شویم بعداً ناتوان شویم، آیندهنگری نکردن.@ الآن شخص داریم شغلش را از دست میدهد اخراجش میکنند کَکش نمیگزد اخراجم کردند که کردند ده تا کار دیگر بلدم انجام بدهم در نان زن و بچهام نمیمانم در زندگیم نمیمانم.@ خانم الآن شوهرش زمینگیر شده تصادف کرده ضربه مغزی شده به یک دلیلی زندان افتاده همه زندانیها که مجرم نیستند یک اشتباه بوده یک تصادف شده افتاده زندان در غیاب همسر چون زن عاجزی نیست زن تنبلی نیست زندگی را اداره میکند میچرخاند تا مرد بیاید.@ حالا اگر بگوید من دیگر نمیدانم چکار کنم من دیگر الآن بدبختم راه به جایی نمیبرم بعد نگاه میکند میبیند که این عاجز شده خودش خودش را عاجز کرده تنبلیهای گذشته بیحوصلگیهای قبلی او را رسانده به جایی که میگوید الآن من دیگر هیچ کاری نمیتوانم بکنم.@ میگوید من درس خواندم شغل نیست مینشیند لنگَش را میاندازد روی لنگَش بعد به خانمش میگوید کار نیست چکار کنم، اینکه کار نیست بارها عرض کردم یک دروغ بزرگی است که کار نیست کار هست اینهایی که میگویند بیکاری داریم گرفتار تنبلی و بیحوصلگی هستند.@ میگوید نه من با این موقعیتم این کار فقط برای من خوب است چه کسی این حرف را گفته آنکه امیر المؤمنین بود عملگی میکرد خرید و فروش داشتند تجارت داشتند عملگی هم میکردند.@ شما مردان بزرگ را زندگیهایشان را نگاه کنید ببینید اینها در گذشته چگونه زندگی کردند در دوران نوجوانی و جوانی، با چه سختیهایی خودشان را رساندند بالا، به ندرت شما یک آدم مرفه پیدا میکنید که از بچگی در رفاه بوده و آدم بزرگی شده باشد به ندرت.@ آن هم اگر آدم بزرگی شده از رفاه فاصله گرفته به خودش سختی داده وإلاّ آدم بزرگی نمیشود آدم با روح قوی و قدرتمندی نمیشود. عجز ساخته خودمان است.@ من آدم سراغ داشتم یک مریضی گرفته بود بنده خدا خیلی سخت بود از همه کارهایش افتاد همان خوابیده صنایع دستی درست میکرد میفروخت خوب هم از او میخریدند آدم عالم بود کتاب میگرفت متن میگرفت ویراستاری میکرد.@ میگفت ویراستاری میکنم غلطگیری میکنم صنایع دستی درست میکرد جنازهاش پولساز بود خوابیده روی زمین فلج افتاده روی زمین کار میکند چون نگذاشته عاجز شود از جلوتر به فکر بوده برای تربیت خودش.@ دیگر چه که باید پناه ببریم بر خدا؟ یک چیزی که خیلی خیلی خطرناک است این داستانی دارد. (وَ العِلَل) خدایا من از اینکه بهانهگیر باشم پناه میبرم به تو. بهانهگیری خیلی خطرناک است یعنی توجیه کردن یعنی فرافکنی کردن.@ من اگر مثلا فلان گناه را کردم به این دلیل بود اگر مثلا خُمسم را ندادم به این دلیل بود اگر زکات ندادم به این دلیل بود فردا خدا هزارتا ضعیفتر از این را میآورد نشانش میدهد میگوید چرا اینها توانستند این کار را بکنند؟ چطور توانستند اینکار را بکنند؟@ عرض کردم من چند روز پیش یک خانمی را دیدم از کلاس قم میآمدم بیرون دیدم یک خانمی خیلی محجوب گفت من پزشک هستم از آمریکا آمدم دو سه سال هم دنبال شما گشتم تا پیدا کردم سی دی رایتی از شما دستم رسیده بود پیگیری کردم.@ وقت نداشتم ایشان را ببینم خیلی سرم شلوغ بود گفتم فردا بیایید مؤسسه من شما را ببینم سوال کردم با خانواده آمدید یا بدون خانواده گفت با خانواده هستم البته همسرم نیامده با بچههایم آمدم این بچههایش را آورد من دیدم عجب یک دختر به تمام معنا فرشته محجوب عالی.@ گفتم این در آمریکا هم همینطور است گفت در آمریکا هم همینطور است گفتم چطور مرا پیدا کردید گفت پسرم اینجا طلبه است خودم سی سال است آمریکا هستم گفتم شما چطور در آن محیط اینها را اینطور تربیت کردید گفت دخترم عاشق اینجاست که بیاید برود طلبه شود آن خانم خودش اینطوری.@ بعدا در طول یکی دو ماه بقیه دوستهایشان هم از ایالتهای مختلف آمدند اتفاقا دیشب یا چهارشنبه بود جلسه داشتیم همهشان آمده بودند از ایالتهای مختلف آمریکا چندتاشان هم از اروپا آمده بودند همه این خانمها انگار قدیسه بودند بچههای جوان پاک خودشان هم آنطوری.@ فردا خدا میگوید اینها در آن محیطها پزشک همه تحصیلات عالی، غیر از دکتر نداشتیم یعنی ارشد و لیسانس نداشتیم همهشان دکتر بودند یعنی یک مدرک پایین نداشتیم. درسش را خوانده کارش را در آن فضا کرده پاک زندگی کرده با تقوا زندگی کرده بچههای پاک تربیت کرده در فضای آنجا.@ اینجا تا یک چیز میگویی میگویند آخه محیط اینطوری است ما الآن مهمانی میرویم خونه دایم اینها اینطوری است خونه خواهرم اینها اینطوری است اینجا که نمیشود آخه شمال بود اینجا کیش بود در کیش که نمیشود اینجا دوبی است در دوبی که نمیشود اینجا قشم است که نمیشود اینجا بالاشهر است که نمیشود اینجا پارک است که نمیشود.@ فردا خدا همه اینها حالا اینها که ایرانی بودند چقدر آمریکائی اروپاییهایشان مقید، پاک، سالم و به قول مقام معظم رهبری فرمود اینها مثل انبیاء پاک اند، اروپاییهایشان. بهانه برای چه میگیری؟@ نمیشود اینجا محیط اینطوری بود دانشگاه رفتی میگوید دانشگاه که دیدی شما خودتان میدانید دانشگاه که نمیشود آدم اینطور بگردد دانشگاه باید حتما اول برود خودش را جهنمی بکند بعد درس بخواند اینجا بورس است اینجا بانک است اینجا اینطوری است آنجا آنطوری است.@ خدا در تمام شغلها در تمام حرفهها آیات خودش و حجتهای خودش را گذاشته در همه شغلها آدمهای سالم آدمهای خوب آدمهای پاک گذاشته که فردا کسی بهانه نگیرد که شرایط محیطی ما را اینطور کرد.@ شرایط محیطی چیست قرآن هم میگوید اگر شرایط محیطی باشد باید حجرت کنید اگر شرایط محیطی باعث میشود با خدا دربیفتید، مُرده شور این درس و دانشگاه را ببرند که تو باید با آن جهنمی بشوی مُرده شور این رشته را ببرند که تو باید با آن با خدا درگیر شوی.@ وِل کن این رشته را برو یک رشتهای بخوان که مجبور نشوی گناه کنی کی گفته بروی سراغ این شغل وقتی ظرفیتش را نداری؟ کی گفته بروی سراغ این مشغله این کار وقتی ظرفیتش نیست یا خطر آنقدر زیاد است که کمرشکن است برای چه به خودت انقدر فشار میآوری؟@ یک کسی آدم خدمت امام صادق(ع) عرض کرد اگر ما برویم یک جایی که نتوانیم وضو بگیریم آب نباشد چکار کنیم فرمود بیخود کردی رفتی یک جایی که آب نباشد برای وضو گرفتن مگر مسلمان مؤمن میرود جایی که نتواند واجباتش را انجام بدهد خودش برود خودش را خلع سلاح بکند.@ بگوید حالا دیگر آنجا نمیشد آنجا قم بود آنجا تهران بود اینجا که دیگر نمیشود برای چه رفتی اینجا زندگی کردی برای چه چنین فضای محیطی را انتخاب کردی که نتوانی؟ که گفته؟ واجب بود واقعاً یا هوسهایت اینکار را کرد؟@ ما میخواهیم هم دنیا را داشته باشیم هم آخرت اینطوری جور نمیشود عیبی ندارد هم دنیا را داشته باشیم هم آخرت ولی ما میخواهیم معصیت را ول نکنیم و به بهانه معصیت میکنیم.@ این بحث بهانهگیری بحث مهمی هست بگذاریمش إن شاء الله برای یک جلسه دیگر. پیامبر میگوید خدایا من پناه میبرم به تو از اینکه آدم بهانهگیری شوم این خیلی بد است حالا إن شاء الله در موردش سخن خواهیم گفت.@ سئوال خوبی کردند در خانهای که هفت تا بچه هستند و فقط یکی حق خواهران و برادران و مادر را رعایت نمیکند چطور میشود گفت لقمه است همه از این پدر و مادر لقمه گرفتند؟@ البته پدر و مادر همیشه لقمه حلال یک دست نمیدهند به بچهها در بارداری ممکن است مادر لقمه حرام خورده باشد روی این بچه ؟؟؟ کرده بیاحتیاطی کرده استثنائا در این بچه لقمه حرام خورده باشد استثنائا در این بچه دیدنیهای حرام شنیدنیهای حرام داشته روی بچه اثر میگذارد.@ یا نه در لقمههایش رگه رگه بوده رسیده به این میشود اینطور باشد که بچهها خوب باشند یکی هم پدر و مادر کوتاهی کرده باشند پدر و مادر معصوم که نیستند ولی باز سئوال سئوال منطقیای هست یعنی همیشه بدجنسی یک بچه وقتی 6 تا بچه خوب هستند 1 بچه وقتی بد میشود اینطور نیست که پدر و مادر همیشه نقش داشته باشند یکی از دلائلش پدر و مادر است.@ شما بچههای ائمه را نگاه کنید ما بچههای امامزاده فاسد هم داشتیم امامزادهای داریم که امام زمان لعنتش میکند ائمه دیگر لعنتش میکند بچه امام است بچه معصوم است ولی ائمه لعنتش میکنند این از پدر و مادر نیست این از محیط، سوء استفادههایی که خودش در محیط داشته آلودگیهایی که خودش در محیط داشته.@ همیشه اینطور نیست که اگر بچه آمد پدر و مادر مقصر باشند این بچه هم اختیار دارد پدر و مادر زحمت خودشان را واقعا کشیدند بچه رفته در یک محیطی با اختیار خودش گناه و معصیت را انتخاب کرده و دارد انجام میدهد پدر و مادر هم آدمهای خوبی هستند.@ همیشه نمیخواهم بگویم همیشه از لقمه است دارم اثر لقمه را میگویم که اگر لقمه حرام بود این آثار را دارد بچه بیوفا میآید ولی اینطور نیست که اگر همیشه بچه بیوفا بود حتماً لقمه حرام خورده رفت دارد برگشت ندارد حواستان باشد روایتها را درست معنا کنیم که فردا مشکلدار نشویم.@ سئوال کردند با توجه به صحبت شما در مورد ثروتاندوزی در روایتی از پیامبر شنیدم که فرمود چند چیز در بچهها هست که من آن را دوست دارم یکی اینکه برای آینده چیزی پسانداز نمیکنند.@ این هم همین فهم این هم خیلی مهم است چیزی پسانداز نمیکنند یعنی اینکه ما وظائف واجب و اخلاقیمان را بخاطر پسانداز تأخیر نیندازیم بچه هر چه نیاز هست که مصرف کند مصرف کند من الآن پدر و مادر سراغ دارم خانه دارد ملک دارد به بچهاش میتواند بدهد.@ بچهاش افتاده به بدبختی و گرفتاری در درس در ازدواج نمیدهد میگوید برای آینده است مُردهشور آینده را ببرند کدام آینده همین الآن نیاز دارد این خساست و بخل خوب نیست آینده چیست خدا میگوید همین الآن مصرف کن که داری امیدت به ما باشد.@ در همان داستان بیماریها یادم هست یک خانمی مریض شده بود نِق و غُر میکرد هِی میگفت من ندارم من مریضم الآن میخواهم درمان کنم بعضیها هم انقدر ناشی هستند با همین نادانی میآیند پیش ما، میآید گریه زاری من ندارم من چنینم من چنانم من بدبختم من بیچاره هستم من میخواهم درمان کنم پول ندارم.@ به او گفتم خانم اگر میخواهی بیایی پیش ما یا حجابت را کامل بگیر یا حداقل این طلاهایت را درمیآوردی کسی نبیند نیم کیلو طلا به او آویزان است بعد به او میگویم پس اینها چیست اینجا آویزان است میگوید إإ یادش رفته بود از خانه میآید اینها را دربیاورد!@ طلا در دستت چیست یکی را بفروشی پول عملت درمیآید! این حس خوب نیست داری الآن بفروش خدا میگوید کمک و برکت را زمانی از من بخواهید که آن نعمتی که به شما دادم را بتوانید مصرف کنید این را استفاده بکنید. بعد بگوییم آینده، این خوب نیست روایت را باید درست بفهمیم.@ اما اینکه انسان باید آیندهنگر باشد مثلا پساندازی داشته باشد بیمه داشته باشد بیمه چیز خوبی هست بیمه اتومبیل داشته باشد بیمه شخص ثالث داشته باشد بیمه بدنه داشته باشد این کار معقولی است.@ به امام صادق(ع) گفتند تو چرا توکل نداری؟ یک کسی به امام صادق(ع) گفت تو میترسی خیلی توکل نداری گفت چرا؟ فرمود چرا اموالت را 6 تا انبار گذاشتی؟ حضرت گفت توکل دارم عقل هم دارم.@ عقلم به من میگوید اگر یکی از انبارها آتش گرفت بقیه انبارها در امان باشند. نمیتوانم ثروتم را یکجا ذخیره کنم یکجا پسانداز کنم یکجا نگه دارم یک آسیب ببیند همهاش رفته.@ الآن طرف از خانه میخواهد بیاید بیرون زیرک است پولش را گذاشته در جیبش در هر کدام از این جیبهایش هم بالاخره 4 قِران گذاشته که لنگ نماند آمدیم این جیب را زدند میخواهی چکار کنی؟ کیفت را زدند کیفم را زدند حالا ماندم چکار کنم.@ همه پولت را در یک کیف نگذار همه مدارکت را همه کارتهایت را یکجا نگذار میآیند میزنند گرفتار میشوی این را میگوییم آیندهنگری است این که آدم باید در موردش درست فکر بکند.@ در مورد بچهها من بارها گفتم بچهها اگر مشکلاتی دارند ما در مورد بچهها ما دستور العمل میدهیم ولی ما باید بچهها را ببینیم میگوید بچه من نمیآید شوهرم نمیآید از این چیزها خوشش نمیآید تازه برای من نوشته که خودم هم حوصله ندارم سی دی هم گوش نمیکنم کتاب هم نمیخوانم حالا چکار کنم؟@ أجی مجی بگم چکار کنم بالاخره جادو کنم سحر کنم مشکل شما حل شود باور کنید بعضیها صریحا مینویسند خودم که اصلاً حوصله این چیزها را ندارم شوهرم که اصلا هیچ چیز را قبول ندارد بچهام نمیآید.@ اگر شما بچهات مریض باشد شوهرت مریض باشد خودت مریض باشی نمیروی داروها را بگیری مصرف کنی اگر مصرف نکنی میمیری. در مورد بچهها حتما باید برنامه بگیرند یک سلسله برنامهها هست که ما به مادر و پدرها میدهیم در مورد نوع رابطهای که باید با فرزندانشان داشته باشند که اینها مؤثر است برای اینکه بچه از آن حالت وحشتزدگی و ناسازگاری تا حدودی دربیاید.@ ولی یک مقدار نیازهایی هست که مربوط به خود بچه است من آن هفته هم گفتم شما میگویید من جوانم الآن کلافه است جوانم الآن بیحوصله است جوانم الآن بهانهگیر است این چه بسا اصلاً مشکلات جسمی دارد آدم بدی هم نیست.@ این باید برود یک آزمایش خون بدهد ببینید مشکل خونی نداشته باشد کمخونی داشته باشد بیحوصله و عصبانی میشود یا خوابآلودگی زیاد دارد همش میگیرد میخوابد این که همش ریشه روانی ندارد این باید برود یک آزمایش کبد بدهد آزمایش تیروئید بدهد.@ برای همین هم میگویم باید طرف باشد یعنی باید آن شخص را بیاورید ما ببینیم بالاخره با او یک صحبتی بکنیم، فلانی سرطان دارد ما چکار کنیم فلانی سرما خورده باید چکار کنیم بالاخره باید بیاید اگر سرما هم خورده باید بیاید بالاخره پزشک ببیندش.@ بعد هم عرض کردم همه باید برنامه داشته باشند در این کلاس، هیچ کس نباشد برنامه پُر نکرده باشد در برنامههایتان ریز مسائلتان را بنویسید مشکلات و سئوالها را تا آخرین سئوال تا بعد بتوانیم یک راهنمایی جامع بکنیم.@ گاهی وقتها یک عزیزی میآید میگوید من یک مشکلی دارم میخواهم شما این مشکل را حل کنید ولی این مشکلی که شما میگویید ریشهاش این نیست باید از جای دیگر حل شود تا این مشکل هم حل شود آنها متوجه نمیشوند ما چرا به آنها این دستور العملها را میدهیم میگوید من رفتم به استاد گفتم این مشکل را داشتم این برای من یک چیز دیگر نوشته.@ ما یادمان است یک موقعی مثالش را برایتان زدم پدرم چند وقت بود سردرد داشت هر کاری میکردیم خوب نمیشد عکس و اسکن و دکترها هم که میدانید تا پیدا نکنند میگویند عصبی است بعد بردیم پیش یک پزشک خِبره به پدرم گفت دهانت را باز کن برو این دندانت را بکش دندانش را کشید سردردهایش خوب شد.@ حالا یک کسی میگوید من سرم درد میکند به دندانم چه ربطی دارد گاهی وقتها ما قلب درد داریم که شخص اول باید دندانهایش را سرویس بکند باید این سرویس دندان انجام بشود قلب خوب میشود عفونتهایی که در دهان و دندان است به خیلی جاها سرایت میکند.@ بنابراین وقتی میآیید میگویید من این مشکل را دارم من به شما میگویم این کار را انجام بده یعنی این ریشهاش به جای دیگری مربوط میشود شما باید آن را حل کنید این هم حل میشود نه تنها این حل میشود ده تا چیز دیگر هم حل میشود.@ برای همین نگویید چرا مثلا من رفتم راجب سردی همسرم یا سردی خودم صحبت کردم یا راجب عصبانیت صحبت کردم یک موضوع دیگر به من داده شده یا چندتا سیدی که اصلا ربطی ندارد نه اینها مثل چندتا دارو هست که میآید مشکلات شما را ریشهای حل میکند.@ مواد غذایی نشاطآور به طبعها خیلی مربوط است من إن شاء الله یک جلسه اگر بتوانم با جناب آقای دکتر منتظر هماهنگ کنم بیاید اینجا به جای سخنرانی بنده برای شما یک جلسه راجب طبعها و غذاها سخن بگویند خیلی لازم است شما اینها را بدانید إن شاء الله هماهنگ میکنم اگر بپذیرند تشریف میاورند.@ آیه (وَ جَعَلنا مِن بَینِ أَیدیهِم سَدّاً وَ مِن خَلفِهِم سَدّاً) این آیه از شرح حال روانشناسی کفار سخن میگوید حالا بعد در کاربردها این است که جایی که انسان میخواهد دشمن نبیند این آیه را بخواند خاصیتش این است که دشمنِ انسان، انسان را نبیند.@ در جبهه هم خیلی کاربرد داشت واقعا در جبهه کاربردهای زیادی داشت این آیه که واقعاً دشمن نمیدید این اتفاق برای خود من بارها افتاده که من دشمنم تا یک متری من آمده و من را ندیده، آیه 8 سوره مبارکه یس هست.@ ولی گاهی وقتها دشمن نیست و ما هم بیجا میخواهیم از آن استفاده کنیم داریم کار خلاف میکنیم میگوییم ما را نبینند، نمیشود! یا اینکه اصلاً اینطور نیست که هر وقت ما دعا بکنیم بشود، بیکار نیست بنشیند آنجا ما هر چه بخواهیم با نادانیهایمان.@ شما نگاه کنید اکثر آدمها دعاهایی که میکنند و از خدا میگیرند بعد از یک مدت پشیمان میشوند از آن چیزی که گرفتند خدا مصلحتهای ما را هم در نظر میگیرد بالاخره باید آیه را درست استفاده کرد خود بچهها شوخی میکردند در جبهه میگفتند بچه بسیجی آیه را خوانده بود تانک عراقی ندیده بود لِهش کرده بود.@ دعا کنیم 5 مرتبه آیه شریفه (عمَّن یُجیب) را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان(ع)، رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین عالم، رفع اضطرار از زندگیهای خودمان، نجات اموات، حل مشکلات جوانهایمان.@ (أعُوذ بِالله مِنَ الشَّیطانِ الرَّجیم عَمَّن یُجیبُ المُضطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ یَکشِفُ السُّوء) هدیه به محضر مقدسشان، سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان خشنودیشان از همه ما و اینکه إن شاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@