جلسه 040 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
40
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1393
ماه
2
روز
27
متن کامل (خام) ‌ جلسه 040 - تنبلی و بی‌حوصلگی

سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان.@ بحثمان درباره تنبلی و بیحوصلگی بود در تغذیه بخش اصلی وجودمان که بخش فوق عقلانی و بخش معنوی وجودمان هست.@ گفتیم که نفس ما مراتب مختلفی دارد مرتبه حس مرتبه خیال، مرتبه وهم، مرتبه عقل و مرتبه فوق عقل، هر کدام از این مراتب غذای خاص خودشان و تربیت خاص خودشان را نیاز دارند هیچ تربیتی و هیچ تغذیهای جبرانکننده ضعفهای دیگر نیست.@ یعنی بدن ما غذای خاص خودش را میخواهد خیال ما غذای خاص خودش را میخواهد وهم ما نیازهای خاص خودش را دارد عقل ما هم همینطور، بخش فوق عقلانی که بخش اصلی وجود ما هست هم همینطور است آن هم غذای خاص خودش را میخواهد.@ گفتیم که ما در سه بخش اول حیوان هستیم یعنی بخش جماد بخش گیاهی و بخش وهمیمان بخش حیوانیمان بخش جنسیمان در واقع که جنس ما را مشخص میکند زن هستیم مرد هستیم اینها مربوط به بخش حیوانی ماست با حیوانات مشترک هستیم.@ در بخش فکری با فرشتهها مشترک هستیم و در بخش فوق عقل یا فوق تجرد که انسان عاشق کمال مطلق و بینهایت عاشق الله و خانواده آسمانی خودش اصل خودش میشود انسان هست خداوند تبارک و تعالی در مورد انسان میفرماید(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم همه انسانها یک نفخه از خداوند در وجودشان هست.@ یعنی اینکه ما از آن تعبیر کردیم به کودک عزیز روان، یعنی همه ما یک کودک از خدا در وجودمان داریم که این کودک اگر خوب تربیت شود یک چیزی شبیه الله میشود که آرزوی هر انسانی همین است که بتواند کودک بخش وجودیاش را شبیه الله بکند بینهایت بکند و بزرگ بکند.@ بخشهای دینی مثل قرآن، نماز، روزه، حجاب، خمس، زکات، جهاد، امر به معروف، زیارت، عبادات همه اینها بهانه است و مقدمهای هست برای بزرگ شدن کودک عزیز روان و شبیه شدن کودک عزیز روان.@ بنابراین ما اگر بخشهای عبادیمان بخشهای قلابی باشد این کودک هیچ وقت بزرگ نمیشود مثل اینکه شما بیایید به بچه شیر بدهید اما شیری که واقعاً مواد شیر در آن نباشد این تبدیل هم صورت نمیگیرد بعداً هم معلوم میشود که بچه پوکی استخوان داشت مشکلات جسمی دارد چون شیر حقیقی نخورده.@ بخش اصلی ما همان کودکی هست که از خدا در وجودمان هست یعنی کودک عزیز روانمان که عاشق کمالات بینهایت است زیبایی بینهایت، حیات جاودانه، علم بینهایت، قدرت بینهایت، لذت بینهایت، کمالات بینهایت که باعث میشود فوق عقل و فوق تجرد ما رشد بینهایت بکند.@ در واقع انسان به واسطه داشتن فوق عقل یا فوق بینهایت قابلیت تربیت و رشد نامحدود پیدا میکند میتواند یک حیات جاودانه داشته باشد به اندازه عمر خدا، چون گفتیم ما مرگ نداریم در واقع مرگ مربوط به بدنمان هست روح ما شخصیت اصلی ما هیچ وقت مرگ ندارد و تا هستی هست خداوند هست ما هم جاودانه خواهیم بود.@ و این آن رمز اصلی تغذیه بُعد فوق عقلانی ما و آن کودک عزیز روان است اینکه من یک وجود جاودانه هستم من مرگی ندارم انتها ندارم پایان ندارم این فکر احمقانه و کودکانه که بعضیها میگویند حالا خودکشی کنیم راحت بشویم فکر میکند که واقعاً با خودکشی راحت میشود.@ شما که خودکشی میکنی چه چیزی را در واقع میکشی؟ خودت را؟ در خودکشی خودی کشته نمیشود چون ما از جنس خدا هستیم و ماده نیستیم که مرگ داشته باشد اضمحلال داشته باشیم انحلال مواد داشته باشد بنابراین وقتی طرف خودش را میکشد رابطه جسم و روحش را با هم قطع میکند رابطهاش از دنیا قطع میشود.@ ولی در یک عالم بینهایت بزرگتر از اینجا خودش را متولد میکند و چون خودکشی هم کرده و ادامه حیات این کودک عزیز روان را مختل کرده در واقع بخش اصلی وجودش را کشته و به این جهت همیشه یک کسی که خودکشی میکند در عذاب خواهد بود چون هیچ رشدی نکرده خودکشی یعنی که شخص در دنیا به بنبست رسیده.@ وقتی یک کسی در زندگی به بنبست میرسد احساس غم و افسردگی میکند با یک طلاق با یک مریضی با یک سرطان با یک شکست با مرگومیر یک نفر، نمیتواند از زندگیاش لذت ببرد مادرم مرده برادرم مرده من الان اینطوری شدم این آدم نشان میدهد اصلاً کودک عزیز روانش قدرت ندارد که این بریده و حالا میخواهد خودکشی کند.@ یک کسی که کودک عزیز روانش را تغذیه کند نه طلاق نه مرگومیر کسی، نه شکست، نه مریضی هیچ کدام از این بخشها دیگر نمیتواند به این آسیب برساند. زینب کبری فرمود: «و ما رأیت إلا جمیلا» جز زیبایی هیچی ندیدیم این خانم را آوردند تمام بخشهای پایینیاش را در کربلا صدمه زدند ولی میبینید که شاد است آرام است چرا؟@ چون بخش اصلی فعال است دکترها میگویند اگر مغز یک کسی و قلب یک کسی سالم باشد بقیه مشکلات را میشود حل کرد ولی اگر کسی قلب و مغزش درگیر بشود خیلی از بیماریهای دیگر ناشی از این میشود کودک عزیز روان یعنی آن بخشی که از خداست جاودانه است.@ بینهایتطلب است الهاش معشوقش و غذایش الله است و ارتباط با خانواده آسمانیاش هست یعنی اهل بیت(ع)، وقتی شما این بخش را غذا نمیدهید که بخش اصلیتان هست این نمیمیرد جاودانه است این کودک یکسره در وجود شما جیغ میکشد داد میزند که من غذایم را میخواهم شما هر چه غذایش را به او ندهید این جیغ و دادش نمیافتد.@ یک مثال بزنم شما فکر کنید یک بچه کودک دارید بچه خودتان نیست یا اصلاً بچه خودتان است خیلی هم دوستش دارید حالا در خانه رفتید زن و مردی که بچه کوچک هست حالا ما آدمی داریم یک بچه مجرد یک بچه در خانهاش گذاشتند این هنوز ازدواج نکرده ولی این بچه را برداشته خانه برده میگوید وظیفه من این است که این بچه را بزرگ کنم.@ یا یکی از شاگردان ما چند روز پیش سه چهار تا بچه گربه را در خیابان دیده بود که یکی مرده است این بچه گربهها داشتند میمردند انسان نمیتواند به یک گربه بگوید بمیرند به من چه، این اگر بگوید بمیرند فردا عذاب جهنم دارد.@ در روایت داریم پیغمبر فرمود چه بسا یک خانم به واسطه یک گربه وارد جهنم بشود به خاطر اینکه به یک گربه غذا نداده(دَخَلَتِ النّار امرَأۀٌ فی الهِرَۀ)ٍ به خاطر یک گربه یک زن ممکن است در جهنم برود یک گربهای در خانه آمده غذا میخواهد یک کسی به او غذا نداد این گیاه هم که باشد انسان به او غذا ندهد گناه کرد.@ درخت در خانهتان هست تشنه است شما به آن آب ندهی این بخشکد یک موجود زنده را کشتی نمیتوانی بگویی به من چه، حالا همسایههای دیگر نمیدهند برای چه من بدهم این درخت مال همه همسایههاست، حالا بقیه همسایهها نمیدهند یا میدهند.@ اگر بچهای بیرون باشد غذا به او ندهند من بگویم بقیه غذا ندادند من هم به بچه غذا ندهم وظیفه ما این هست که به این بچه برسیم پس چه گیاه، حیوان، گربه، سگ باشد هر چه که میخواهد باشد سگ نجس است نجسیاش از نظر فقهی سر جای خودش، ولی این از شما غذا میخواهد باید به او غذا بدهید.@ من پریروز محل کارم در قم رفته بودم دیدم چندتا بچه گربه کوچک دور من آمده بودند دیدم دارند گریه میکنند سروصدا میکنند معلوم بود غذا میخواهند ما هم میخواستیم مسجد برویم گفتم اگر مسجد برویم واقعاً خدا پس گردنمان میزند مردهشور این نمازت را ببرند من موجودات را سراغ شما فرستادم گرسنهشان هست شما ول کردی مسجد رفتی.@ با همکارمان ایستادیم گفتیم یک چیزی پیدا کنیم بدهیم این بچه گربهها بخورند چون ما نسبت به اینها مسئول هستیم یک انسان هم همینطور، حالا شما یک پدر و مادر خودخواه را در نظر بگیرید این بچه را خانه آوردند این بچه اقتضائات خاص خودش را دارد یعنی نوع رسیدگی به آن با یک گربه و سگ با هم فرق دارد.@ یک کاکتوس با گل رز با هم کاملاً متفاوت هستند نوع تغذیهای که باید بشوند اقتضائات خاص خودش را دارند حالا الان شما بچه را در خانه آوردید این پدر و مادر نمیتوانند بگویند ما که غذایمان را خوردیم به ما چه این گریه میکند، میشود اینطوری بگویند؟@ این بچه جایش را خراب کرده بگویند به من چه، نمیشود انسان باید بداند که این بچه دقیقاً چه چیزی احتیاج دارد الان ما کتابهای علمی داریم در کتابهای خودمان در مؤسسه هست برای پدر و مادرها مینویسیم مثلاً یک کتاب هست معنای گریه بچه، بچه الان گریه کرد این گریه نشاندهنده گرسنگیاش است.@ این گریه نشانهنده این است که جایش را خیس کرده این گریه نشاندهنده این است که چیزی دارد اذیتش میکند این گریه نشاندهنده این هست کلافگی دارد اصلاً نوع گریههای بچه مشخص است پس ما باید ببینیم بچه چه شده بشناسیم و چه اقتضائاتی باعث رشدش میشود چقدر غذا باید به او بدهیم.@ مثلاً شیر مادر بخورد بعد غذای تکمیلی از شش ماه به بالا بخورد بعد چه غذاهایی بخورد که کل سیستم بدنیاش قوی بار بیاید بتواند زندگی آیندهاش تأمین بشود. خداوند از خودش یک بچه به ما داده یک کودک عزیز روان از خودش به ما داده.@ ما قبل از اینکه زن کسی باشیم شوهر کسی باشیم بچه کسی باشیم پدر و مادر کسی باشیم مادر این بچه هستیم باید این بچه را بزرگ کنیم این بچهای که خدا از خودش در ما گذاشته آن خود اصلی ماست آن بچه خود حقیقی ماست که خودهای جسمی، خودهای گیاهی، خودهای حیوانی و خودهای عقلی ما نباید مزاحم رشد این بچه بشود.@ بعضیها اینطوری میگویند درس دارم دانشگاه دارم پایاننامه داریم کار داریم نمیرسیم تحقیقات داریم به خودشان نمیرسند بعضیها که این عقلشان کار نمیکند اصلاً درس و دانشگاه و حوزه ندارند کلاً معطل است این قسمت تعطیل است از نظر کار مطالعاتی و علمی، شوهر دارم زن دارم بچه دارم کار دارم شغل دارم بدهکارم بنایی دارم باز هم به خودش نمیرسد.@ یا میخواهم باشگاه بروم ورزش دارم گرفتارم تمرین دارم بخشهای گیاهی، یا بخشهای حسی دنبال پول و خانه و اتومبیل و چیزهای دیگر است وقتی بخش اصلی که کودک عزیز روان است غذا نخورد این بچه در خانه شما این جیغ خودش را میکشد.@ شما بالا بروی پایین بیایید خواب باشید بیدار باشید او وقتی نیاز داشته باشد دادش را میزند میگوید بیایید به من برسید بچه را که نمیشود کشت حالا یکی بود همین کار را کرده بود بچه اذیت و سروصدا کرده بود بالش را گذاشته بود بچه را خفه کرده بود بعد گرفته بود خوابیده بود خیلی سروصدا میکند.@ در آمریکا واقعاً اینطوری بود یک پدری بالش گذاشته بود دهان بچه بچه را کشته بود که دیگر گریه نکند بعد خوابیده بود میگفت مزاحم خوابم میشود الان یک موقعهایی دیدید آدمهای زورگو به خصوص مردهای قلدر و نادان میگویند بچه را خفه کن میخواهم بخوابم.@ این بچه در درجه اول قبل از اینکه بچه زن باشد بچه مرد است شما قانوناً بچه مال مرد است وظیفه زن نیست زن یک وظیفه پرستاری دارد آن هم اخلاقی نه شرعی، بچه را خفه کن چیه بلند شو یکذره بچه را کمک کن نگه دار به آن برس بالأخره همه باید به این برسند.@ پس ما نمیتوانیم نسبت به این بچه بیتفاوت و بیخیال باشیم این کودک عزیزی که خداوند از خودش در وجود ما گذاشته این اگر غذایش را ندهید داد میزند جیغ میزند و ناآرامی میکند حالا شما برو دیپلم بگیر بعد میبینی آرامش نداری بروم لیسانس بگیرم شاید خوشبخت بشوم دوباره پول بدهم دانشگاه بروم.@ میروی دانشگاه میبینی باز همان است میگوید من اگر ارشد بگیرم خیلی زندگیام تغییر میکند دنبال ارشد میرود در رقابتهای دیگر میافتد نه من باید دکترا بگیرم من استاد دانشگاه بشوم من استاد شوم من عالم بشوم این من را آرام نمیکند.@ من باید یک وکیل خوب بشوم یک سفیر خوب بشوم من باید رئیس جمهور بشوم من باید نماینده مجلس بشوم من باید استاندار بشوم من باید فرماندار شوم من باید مدیرکل این شرکت بشوم یک عده خودشان را اینطوری سرکار میگذارند و هیچ وقت به بخش اصلی وجودشان نمیرسند این بخش همیشه گرسنه است.@ این جیغ خودش را دارد میزند این آدم ناآرام است برای همین هم یادتان باشد در جلسه گذشته گفتیم بیشتر ناآرامیها مال کسانی است که این بخشهایشان اتفاقاً آبادتر است یعنی هر چقدر تحصیلات بالا رفته ناآرامی و طلاق بیشتر شده هر چه ثروت و آسایش بیشتر شده ناآرامی بیشتر شده و آرامش کمتر شده.@ بنابراین اینطور نیست که یک کسی بگوید حالا به این بخشم نمیرسم عیبی ندارد نمیشود بگویی نماز به چه درد من میخورد راست میگوید اگر کسی بگوید نماز به چه درد من میخورد نماز، روزه، حجاب، مکه، مشهد، قرآن به چه درد من میخورد.@ اینکه میگوید به چه درد من میخورد راست میگوید یا دروغ میگوید؟ صادق است یا کاذب است؟ صادق است چون این بخش اصلیاش فعال نیست اصلاً این بخش در این آدم اصلاً خودش را به عنوان یک انسان نمیشناسد که این بخش احتیاج به غذا دارد.@ اگر کسی فهمید فرزندی از خدا در وجودش هست کودک عزیز روان از خدا در وجودش دارد یک انسان است یک جنس نیست یک زن نیست یک مرد نیست که حالا بگوید من شوهر دارم برایم کافی است من یک شوهر کنم در زندگی خوشبخت میشوم من زن بگیرم مشکلم حل است.@ نماز میخواهم چکار، روزه میخواهم چکار، علم میخواهم چکار، عبادت میخواهم چکار، من مشکلم زن است زن بگیرم، بله تو از آن جهت که حیوان هستی احتیاج به یک جنس مخالف داری ولی این مشکل تو را حل نمیکند الان شما از صدی صد از متأهلها بپرسید مشکلاتتان، فشار روحی روانتان بعد از ازدواج بیشتر شده یا کمتر؟@ همه میگویند بیشتر شده، میگوید قبلاً زن نداشتیم یک مشکل داشتیم قبلا شوهر نداشتیم یک مشکل داشتیم حالا که داریم مشکل صد تا شده بچههایمان صد تا مشکل است طبیعت اینطوری است طبیعت وقتی اضافهاش میکنید مشکلات شما را حل نمیکند، چرا؟@ چون بخش اصلی وجود غذایش را نمیخورد اگر بخش اصلی وجود یعنی کودک عزیز روان غذایش را بخورد ما دیگر مشکل پیدا نمیکنیم چون این آرامش به همه بخشهای دیگر سرایت میکند ولی وقتی که شما نماز نداری یاد خدا نداری با الله با معشوقت ازدواج نمیکنی رابطه برقرار نمیکنی.@ الان چرا زن و شوهر به مشاوره میروند میگویند من با زنم مشکل دارم با شوهرم مشکل دارم به آنها بگوییم داری که داری برو خوش باش، میتواند خوش باشد یا نه؟ یک کسی بگوید من با بچهام مشکل دارم حالا مشکل داری داشته باش به جهنم برو خوش بگذران میگوید من نمیتوانم من با شوهرم با بچهام مشکل دارم.@ آن ناآرامی که در یک زن یا در یک مرد از ارتباطش با همسرش هست آن موقع که ندارد یکجور ناآرامی دارد آن موقع که دارد ده برابر میشود ولی این ناآرامی که در زن یا در مرد هست به خاطر مشکلاتش ناشی از چیست؟@ اینکه میگوید اگر من قرار است یک زن داشته باشم یا یک مرد داشته باشم این پیوند زمانی من را خوشبخت میکند که درست انجام بشود و بتواند برای من تولید شادی و آرامش بکند وقتی ما یکسره سوهان روح هم هستیم ناآرامی، اضطراب طلاق حالت طبیعی قضیه هست طبیعی است که آدم دعوا و درگیری داشته باشد.@ یعنی من نمیتوانم یک شوهر یک زنی که سوهان اعصابم هست تحمل کنم بالأخره باید مشکلمان حل بشود وقتی که کودک عزیز روان با اله خودش با الله ازدواج نکرده و اگر ازدواج کرده پیوندش با خدا خوب انجام نشده درگیری دارد ما توقع داریم که این شخص آرام باشد یا آرام نباشد؟@ باید آرام نباشد چون اصلاً نمیتواند به غیب بزند الان یک دختری میاید میگوید من افسرده هستم، میگویم برای چی؟ میگوید من با پدر و مادرم مشکل دارم، میگویم تو که یک شوهر خوب داری، یا یک آقا میاید میگوید میگویم تو که زن و بچه خوب داری.@ میگوید زن و بچه هر کدام جای خودشان، من با پدر و مادرم مشکل دارم این ناآرامی و اضطرابم ناشی از ارتباطم با پدر و مادر است وقتی که شما با خانواده اصلیات یعنی فاطمه زهرا که مادرت است با آباء طاهرین خودت اهل بیت ارتباطت ضعیف باشد.@ این بیارتباطی ناآرامی میاورد چه بخواهی چه نخواهی چه بفهمی چه نفهمی چون همه آدمها روحشان مثل هم است مثل اینکه همه آدمها بدنشان مثل هم است همه آدمهای دنیا اگر کمخونی داشته باشند دچار معضلات و مشکلات خاص خود کمخونی میشوند فرقی نمیکند همه آدمها چون از جنس خدا کودک در وجودشان است.@ وقتی این کودک عزیز روان را شاد نمیکنند آرام نمیکنند به الله نمیرسانند پیوندشان با الله ضعیف است یاد خدا ندارد نماز ندارد خلوت ندارد سجاده ندارد سجده ندارد همآغوشی ندارد اعتکاف ندارد شب جمعه ندارد سحر ندارم حرم ندارد هیچی که ندارد این ضعف شخصیتی میگیرد.@ ما بزرگترین خیانت را به این بچه کردیم که این بچه غذایش را میخواهد این بچه را خدا دست تو سپرده این بچه خود تو هستی ولی ما همهاش فکر این هستیم که یا به بدنمان برسیم یا بخشهای گیاهیمان را تقویت کنیم یا بخشهای وهمی و زندگی طبیعیمان را یا دکتر و مهندس بشویم.@ پس این بخش که باید خلوت داشته باشد غذا داشته باشد عشق و عاشقی داشته باشد تفریح داشته باشد سفر میخواهد عشق و عاشقی میخواهد سخن میخواهد این ندارد ما متوجه نمیشویم که من چرا اینقدر عصبانی هستم چرا اینقدر پرخاشگر هستم چرا خوابهای بد میبینم چرا با اینکه از نظر خانوادگی مشکلی ندارم ولی ناآرام هستم؟@ بزرگترین خیانت را خودت به خودت کردی بزرگترین فحشا خودفروشی است این خودفروشی که میگوییم یک کسی فاحشه است یا یک مردی میگوییم فاسد است مال بخش حیوانی و گیاهی و بدنیاش است میگوییم این خیلی آدم فاسد و خطرناکی است یک کسی که در بخش فوق عقلانی خودفروش است فاحشه است نمیرود اصلاً به خودش غذا بدهد.@ هر کسی میاید هر آشغالی در ذهن و روحش میریزد اصلاً ککش نمیگزد این فحشای اینطوری بدتر است این حتی عرفان هم میخواهد بگیرد میگوید یک روز عرفان حلقه، یک روز عرفان اوشو، یک روز عرفان سرخپوستی، یک روز عرفان کریشتاموتی، همین عرفانهای مختلف که الان مد شده.@ این میشود هر جایی، این مثل اینکه یک بچه داشته باشی هر روز یک نوع شیرخشک به او بدهی اگر شیر مادر هم نمیخواهی به او بدهی این بچه داغون میشود هر آشغالی را که نمیشود به این روح داد این روح از جنس خداست باید با ذات حق با الله ارتباط داشته باشد این از جنس اهل بیت است از جنس محمد و آل محمد هست.@ باید در طول هفته در طول روز یک سری به خانوادهاش بزند الان یک کسی که در طول روز یک سری به پدر و مادرش نمیزند یا تلفن نمیزند یا به خانواده خودش سر نمیزند طبیعی است یا طبیعی نیست؟ طبیعی نیست میگوید بالأخره من صبح رفتم بیرون دانشگاه بودم کار بودم ولی بالأخره آخر شب باید به خانهام سر بزنم.@ یک کسی که آخر وقت اول وقت وسط وقت یک سری به خانهاش نمیزند خانه ما که زمین نیست خانه ما غیب است خانه ما اهل بیت هستند وطن ما خداست یک کسی که اصلاً به وطن خودش سر نمیزند این آدم هر جایی و فراری از خانه است.@ بیرون از خانه هم هزارتا بلا سر انسان میاید شما که مراقبت ندارید پدر و مادر اصلیات بالای سرت نیستند رب تو که الله است بالای سرت نیست از دستش فرار کردی از دست مربی خودت فرار کردی حالا وقتی بیرون میزنی که به هر جا برسی هر زنی هر شوهری هر بچهای هر جا که بروی آخر بدبخت و ناآرام هستی.@ نفس غذایش را میخواهد برای همین خدا واجب میکند میگوید صبح بلند شو غذایش را به او بده این غذا میخواهد ظهر غذایش را بده عصر غذایش را بده مغرب غذایش را بده عشا هم غذایش را بده تازه آنها که قویتر میشوند باید غذای بیشتری بخورند میگوید نماز شب بخوانند روزه بگیرند مشهد بروند کربلا بروند عبادت کنند.@ یک کسی که بگوید من اینها را احتیاج ندارم این منی که میگوید احتیاج ندارم من پایین را میگوید راست هم میگوید چون این بخش که فقط با علم سروپاست این بخش هم که با جنس مخالف و عشق زمینی سروپاست این بخش هم که با کمالات گیاهی سروپاست این بخش هم که بخش حسی و جمادی است هیچی.@ راست میگوید اگر کسی میگوید من نماز میخواهم چکار یعنی این بخش هنوز فعال نیست یعنی هنوز این در رحم دنیا به عنوان یک انسان متولد نشده که احساس نیاز به نماز به الله به سجاده به سجده به رکوع به زیارت نمیکند احساس نمیکند عطش ندارد.@ باز برگشتیم سر این مسأله که واقعاً بزرگترین ریشه تنبلیها و بیحوصلگیها ضعف معرفتی هست معرفت باید درست بشود که انسان خود حقیقیاش را بشناسد اگر کسی خود حقیقی و خود جاودانهاش را شناخت در تغذیه خود حقیقی و جاودانهاش اصلاً دیگر تنبلی و بیحوصلگی به خرج نمیدهد.@ وقت نمیکنم نمیرسم حالا بگذار کنکور امتحان بدهم حالا بگذار نامزدیام تمام بشود حالا بگذار عقدمان تمان بشود حالا بگذار بعد از عروسی، حالا بعد از بچهدار شدن حالا وقت ندارم حالا نمیرسم نداریم.@ معنای واجب چه شد؟ اگر گفتند نماز و روزه واجب است یعنی چی؟ مثل اینکه بگویند صبحانه و ناهار واجب است، مگر اینها واجب نیست؟ حالا چرا ما احساس وجوب نمیکنیم حالا به ما بگویند واجب است یا نگوین میرویم بخوریم یا نمیخوریم؟ حالا همه بگویند واجب است یا نگویند واجب است ما میرویم میخوریم.@ ما الان بالای 50% مردم ایران اضافه وزن دارند یعنی دچار پرخوریهای خیلی شدید هستند به این بگویی یا نگویی میرود میخورد میگوید من حیوان هستم بخش حیوانی و گیاهیام احتیاج به غذا دارد میخورد، به او بگویی ازدواج کن یا نکن، میرود ازدواج بکند یا نه؟@ میگوید لازم است حالا شما بگویی نه واجب نیست لازم نیست میگوید خودم میدانم که لازم است یا لازم نیست. حضرت مسیح(ع) داشت میرفت یک پسری را دید مادرش را در طبقی روی سرش گذاشته بود یک مادر پیری داشت این مادر جان نداشت باید این مادر را اینطرف و آنطرف میبردند.@ بعد حضرت مسیح گفت این کیست؟ گفت این مادرم است، گفت چکار میکنی؟ گفت با خودم اینطرف و آنطرف میبرم، گفت پس چرا شوهرش نمیدهی؟ الان احمقها اینطوری هستند مرد 40 سالش است حالا زنش مرده یا طلاق داده 50 سالش است 60 سالش است میگوید زشت است بد است.@ پیرزن از آن بالا در سر بچهاش زد گفت تو بهتر میفهمی یا پیغمبر، این را هر کسی میفهمد میگوید من احتیاج به جنس مخالف دارم 80 سال هم داشته باشم زن باشد یا مرد هیچ فرقی نمیکند همه دنبال این میروند، اما چرا همه دنبال نماز نمیروند؟@ روزه، مثلاً من الان غذایم کم شده الان من نمیتوانم کار کنم کلاس نمیروم سخنرانی نمیروم به بچههایم میگویم نمیتوانم بیایم از شوهرم وقت میگیرم از زنم وقت میگیرم از محل کارم مرخصی میگیرم یکذره الهام کم شده الله من پایین آمده باید بروم به خانوادهام سر بزنم، این را چه کسی میفهمد؟@ کسی که خودش را انسان میبیند و این کودک عزیز روان در آن فعال است یعنی به عنوان یک انسان زنده است نه به عنوان یک زن یا یک مرد یا یک حیوان زنده نیست زندگی در دنیا نمیکند به عنوان اینکه حالا من یک زن هستم و یک مرد هستم وقتی میگوید من زن هستم و یک مرد هستم دارم زندگی میکنم.@ یعنی یک حیوان است اگر بگوید یک انسان هستم به عنوان یک انسان دارم روی کره زمین زندگی میکنم انسان روی کره زمین احتیاج به غذا دارد غذایش هم یاد خداست در روایت داریم(الذِکرُ الله قُوتُ الأرواح) یاد خدا غذای روح است.@ اگر کسی قوت نخورد غذا نخورد معلوم است عصبانی، پرخاشگر،حسود، بداخلاق، بدبین، زودرنج میشود غصه میخورد چون وقتی این بخش اصلی را که شما نداشته باشید داراییهای یک آدم میشود همین داراییهای بخشهای حیوانی، دیگر حالا خودش را با این چیزها مقایسه میکند.@ من شوهر دارم یا ندارم، بچه دارم یا ندارم، بچه پسر دارم یا ندارم، بچهام قبول شده یا نشده، پسرم خوب است یا بد است، ازدواج کرده یا نکرده، غصهها همه همین چیزهاست یعنی موضوع غصهها در زندگی غصههای حیوانی است غصههای بخش یا گیاهی است یا حیوانی است یا بخشهای پایینی است.@ اینها را در مباحث غم و شادی توضیح دادیم در بحث غم و شادی گفتیم غصههای بخش انسانی با غصههای بخش دیگر فرق دارد یک کسی که غصههای بخش انسانی ندارد پس معلوم است بخش انسانیاش اصلاً فعال نیست یک کسی بگوید آخ من نماز صبحم قضا شد.@ طرف اگر از یک کبابش را از دوتا کبابش برداری آنقدر عصبانی میشود که نگو در تمام عمرش غصهای که برای این یک سیخ کباب خورده برای همه نمازهایش که قضا شده نخورده این نشان میدهد این احساس نمیکند چیزی از دستش رفته 20 سال نماز نخوانده 30 سال روزه نگرفته واجب الحج بوده پول هم داشته حج نرفته ککش هم نمیگزد.@ یک نفر مشهدی بود میگفت من 40 سال است حرم نرفتم این خیلی قساوت میخواهد خیلی خطرناک است یک کسی به خانواده خودش به اصل خودش به ریشه خودش سر نزند اصلاً این نمیفهمد امام رضا پدر حقیقیاش است نمیفهمد مادرش فاطمه زهراست.@ لذا چون نسبت به آنها حسی ندارد ضرورتی ندارد که با آنها ارتباط برقرار کند میگوید مادر من این خانم است پدرم هم همین است اینها مال بخشهای حیوانی است این پدر حیوانی و پدر زمینی شماست این مادر حیوانی و مادر زمینی شماست.@ شوهرت مال بخش حیوانیات است بچههایت مال بخش حیوانی شما هستند تو اصلاً حیوان نیستی یک انسان هستی خانوادهات هم این خانواده نیست باید با شرافت خانواده خودت زندگی بکنی تو باید با شرافت خانواده خودت تصمیم بگیری تو باید خوشیهایت، شادیهایت، غمهایت، تصمیمات، انتخابات، ارتباطات با شرافت خانواده اصلیات باشد نه فقط خانواده زمینیات.@ حالا یک کسی که خودش را انسان نمیداند غصههایش هم غصههای حیوانی میشود در بخش غم توضیح دادیم مفصل روایتش را آوردیم قیمت هر انسانی به نوع غصههایش است غصههای هر آدم نشان میدهد که این آدم در مرحله گیاهی است حسی است یا در مرحله خیالی و گیاهی هست در مرحله وهمی است یا در مرحله فکری است یا در مرحله انسانی است.@ نوع غصههای آدم دغدغه آدم نشان میدهد که این آدم چقدر قیمت دارد این آدم چقدر آدم است چقدر رشد کرده غصههای انسان خیلی مهم است چیزهایی که با آن شاد میشوی یا چیزهایی که برایش عصبانی میشود یا چیزهایی که برایش غم میخوری یا چیزهایی که برایش ذوقزده میشوی همه اینها نشان میدهد که قیمت تو چقدر است.@ یک کسی که با یک طلاق با یک سرطان افسرده میشود یعنی غصهاش در بخش طلاق حیوانی است در بخش سرطان گیاهی هست این قیمتش همان است یک کسی که با پول بالا و پایین میشود این قیمتش جمادی است و به تعبیر پیغمبر یک کسی که دنیا میتواند گریهاش بیاندازد جهنمی است.@ (مَن بَکی عَلَی الدُّنیا دَخَلَ النّار) یک کسی که دنیا میتواند به گریهاش بیاندازد یعنی نیازهای این بخشها میتواند لهاش بکند تحقیرش بکند میتواند او را به گریه بیاندازد این آدم آدم جهنمی هست قیمت یک آدم و غصههایش باید قیمت انسانی و غصههای انسانی باشد، فرقش چیست؟@ فرقش این است که وقتی غصههای بخش انسانی آمد انسان دیگر غصههای بخش پایین را نمیخورد برایش تلاش میکند تلاشش رسید یا نرسید برایش دیگر عبادت است ولی غصه اصلاً نمیخورد مثل زینب کبری(و ما رأیت إلا جمیلا).@ از دست دادنها برایش زیباست اباالفضل(ع) به برادرهایش میگوید شما زودتر بروید به شهادت برسید که من ثواب از دست دادن برادرهایم را در راه خدا ببرم خیلی قیمت دارد من ببینم که دارم برادرهایم را فدای الله میکنم فدای معشوق اصلیام، معشوق انسانیام دارم میکنم این معشوق خیلی مهم است.@ این خانواده آنقدر مهم است که شما در زیارت عاشورا به امام حسین که پدر اصلیات است میگویی(بأبی أنت و أمی) پدر و مادرم به فدای تو، یعنی پدر و مادر زمینیام، یا در زیارت جامعه کبیره میگوییم(بأبی أنتم و أمی و نفسی و أهلی و مالی و أسرتی) همه کسام فدای خانواده جاودانه خودم.@ چون ما فردا با وفاتمان انشاء الله میخواهیم ملحق بشویم به خانواده اصلیمان، میخواهیم کنار اینها زندگی کنیم ما باید خانواده اصلیمان را خیلی حرمت بگذاریم سبک زندگی خانوادگیمان بدانیم چیست سبک زندگی مادر من چطوری بوده سبک زندگی پدران من چطوری است.@ من با سبک زندگی جاودانه خودم باید غذا بخورم و زندگی کنم وقتی که من بخش انسانیام را از دست میدهم سبک زندگیام مال دنیایی و جهنمی میشود دیگر سبک زندگی بهشتی و انسانی نیست این دیگر سقوط ماست.@ پس در بخش تنبلی تغذیه معنوی که ما نمیرویم دنبال قرائت قرآن، زبان را میرود یاد میگیرد چقدر هم پول میدهد دوتا زبان یاد میگیرد ولی زبان عربی که زبان خودش است زبان خانوادگیاش هست هیچ رغبتی ندارد برود یاد بگیرد مکالمه عربی، ادبیات عرب، با قرآن آشنا بشود.@ طرف میرود زن میگیرد یا شوهر میکند مثلاً مال ژاپن است یکدفعه با ادبیات آنجا علاقهمند میشود میگوید همسرم زبانش اینطوری است با زبانش آشنا بشوم بالأخره زن و شوهر هستیم میخواهیم زندگی کنیم زبان همدیگر را بفهمیم شخص اصلاً علاقهای به یادگیری زبان خانواده اصلیاش و الهاش ندارد.@ برای چندتا زبان سرمایهگذاری میکند ولی وقتی نوبت زبان اصلیاش میشود میبینی رغبت ندارد این بیرغبتی مال این است که هنوز خودش را جزو این خانواده نمیداند لذا میگوید زبان عربی چیست قرآن چیست روخوانی نیست.@ روانخوانی چیست تجوید چیست نماز چیست روزه چیست من معنای این ذکرها را یاد بگیرم یعنی چی تمرین کنم با نماز پرواز کنم یعنی چی بیمعناست، واقعاً هم برای این بیمعناست درست میگوید برای این آدم معنادار نیست.@ ولی وقتی انسان خودش را به عنوان یک انسان شناخت آن کودک عزیز روان واقعاً برایش عزیز بود که خدا به او هدیه داده از جنس خودش و باعث میشود هر انسانی به اندازه خدا بزرگ بشود و مَثَل خدا بشود این خیلی قیمت دارد.@ این دیگر دکتر مهندسی و زن گرفتن و شوهر کردن پدر و مادر شدن نیست این یکی کسی شبیه الله شدن است انسان در بهشت شبیه الله بشود یعنی خودش خلق میکند خودش میافریند خودش هم لذت میبرد خودش حاکم است فرمانرواست در زیارت ماه رجب امام زمان میگوید از خدا ملک کبیر بخواهید پادشاهی بزرگ آخرت را بخواهید.@ خودتان یک پادشاه مثل خدا در بهشت میشوید بهشت هر کدامتان به اندازه همه آسمانها و زمین است خودتان آنجا سلطان میشوید این کجا تا اینکه یک کسی آمالش این باشد که من شوهر کنم زن بگیرم بچهدار بشوم دکتر شوم مهندس شوم رئیس جمهور شوم مدیرکل شوم نماینده مجلس شوم خیلی کوچک و پست است.@ وقتی من خودم را شناختم این کودک عزیز روان غذایش را میخواهد حالا وقتی من غذایش را ندهم این که نمرده چون از جنس خداست این تا آخر عمر گریه میکند یعنی نهاد این آدم ناآرام است همه در دنیا وقتی این را میبینند میگویند خوش به حال این ای کاش ما جای این بودیم ولی خودش اصلاًٌ از زندگیاش لذتی نمیبرد.@ من زندگینامه این هنرپیشههای آمریکایی را میخواندم مشهورترینشان، همه اینها این اعتراف را داشتند که ما با وجود شهرت و ثروت هیچ وقت مزه آرامش را نچشیدیم یکی از همین مشهورترین هنرپیشههایشان که تلویزیون برنامههایش را میگذارد میگوید من شبها اگر اسلحه همراهم نباشد آرامش ندارم.@ این چه زندگی مزخرفی است همه در دنیا او را میشناسند ولی فایده ندارد آرامش ندارد طرف پادشاه یک مملکت بزرگ است به او گفتند کل عمرت که آرام بودی چند روز است؟ میگوید کل عمرم به معنای واقعی 15 روز بیشتر یادم نمیاید آرام بوده باشم حرص و جوش نخورده باشم.@ پس ما باید به سمت معنویت برویم از ماه رجب استفاده کنیم همان سه تا رحمی که هفته قبل معرفی کردیم رحم زمانی رحم مکانی و رحم استاد، از این سه رحم استفاده کنیم و خودمان را پرورش بدهیم و رشد بدهیم بالا بیاییم به عنوان یک انسان زندگی کنیم نه به عنوان یک زن یا یک مرد یعنی یک حیوان، معرفت خیلی کمک میکند.@ شما وقتی میروی اعتکاف میایی حرم میروی میایی میگویی چقدر آرام شدم نماز شب میخوانی میگویی چقدر آرام شدم نماز صبح میخوانی میگویی چقدر به من آرامش داد ذکر میگویی همینطور، یک بحث معرفتی کار میکنی یک کلاس معرفتی میروی میگویی این به من آرامش داد این به من قدرت و آرامش و نشاط میدهد.@ کدام بخش دارد غذا میخورد؟ فوق عقل، به این بخشها هر چقدر غذا بدهی خوب نیست باید غذایش حتماً اندازه باشد مثل چربی و قند و نمک است که اضافه باشد آدم را میکشد فقط و فقط این بخش است چون از جنس خداست و بینهایت است.@ شما هر چه به او غذا بدهید اشکالی ندارد و بزرگ و بزرگتر میشود ولی در تغذیهاش باید دقت بکنید مثلاً وقتی یک بچه 5 ساله است میخواهید فوق عقلش را تغذیه بکنید قاعده دارد در تربیت گفتیم مثلاً میگوید سه سال و دو ماهش شد اینطوری بگو سه و سال و هشت ماهش شد این را به او یاد بده.@ یعنی مرحله به مرحله، مثل بچه است که وقتی میخواهی به او شیر بدهی شش ماه اول فقط به او شیر میدهی بعد از شش ماه شما آهسته آهسته غذاهای نرم به او میدهید تا یواش یواش یکسالش بشود دندان در بیاورد غذاخور بشود آهسته آهسته به او غذاهای قویتر هم میدهید.@ حالا شما به این بچه شش ماهه کلهپاچه بده این بچه میمیرد پسته، فندق، بادام بده این که نمیتواند الان اینها را بخورد باید آهسته آهسته بالا بیاید سیر معنوی هر کس هم باید همینطوری باشد لذا یکی از دلائل بیمیلی افراد نسبت به عبادت این نیست که اینها این بخششان فعال نیست بیچارهها این بخششان فعال است دوست دارد.@ از معنویت خوشش میاید با خدا و اهل بیت هم هیچ مشکلی ندارد ولی چون در نظام تربیتی غلط غذا خورده از غذا بدش میاید مثلاً نماز غذای سنگینی است خیلی باید با آهستگی نماز خورده بشود تا یواش یواش کسی بتوان با نماز ارتباط بگیرد.@ تازه ارتباط با آن یک چیز است یادگیریاش یک چیز دیگر است پرواز کردن با آن یک چیز دیگر است ولی روزه نه، روزه آدم زودتر میتواند جواب بگیرد زودتر اثرش را در روح انسان میگذارد شما روزه که میگیری میبینی نزدیک افطار چقدر انبساط داری چقدر معنویت داری چقدر سبک هستی.@ الان هفتصد هزار نفر اعتکاف رفتند اگر قطعاً مساجد بیشتر بود میلیونها انسان میرفتند تلویزیون نشان میداد این همه جوان را نشان میداد گریه میکردند که چرا به ما جا ندادند یک کسی بگوید سادیسم داری مریض هستی روانی هستی میخواهی سه روز بروی یکجایی روزه بگیری همه کارهایت را تعطیل کنی.@ نه این انسان است شرافت دارد این جوان الان بخش فوق عقلانیاش فعال است غذایش را میخواهد میخواهد در میکده برود راهش نمیدهند میکده جا ندارد لذا مینشیند غصه میخورد که چرا من نمیتوانم روزه بگیرم این انسان است فعال شده خودش میرود به استقبال عشقبازی و غذایش را میخورد خودش تشنه است غذا نیاز دارد فهمیده آدم است فعال است.@ حالا هی هوسش بیشتر میشود روزه میگیرد الان یک عده شعبانیه اعتکاف میگیرند یک عده ماه رمضان را کلاً، و آن سه روز ایام بیض هم اعتکاف دارد چون پیامبر قدرتش بیشتر بود جذبش هم بیشتر بود لذا نماز شب پیغمبر واجب بود پیغمبر باید نماز شب میخواند اگر نمیخواند برای آن همه فعالیت نیرو نداشت.@ نیرویی که میتواند این چهار بخش را کنترل کند و نگذارد ما در این چهار بخش شکست بخوریم تغذیه بخش فوق عقلانی است برای همین یک کسی که عشق زمینی موفق میخواهد یک ازدواج موفق میخواهد اگر معنوی نباشد بعد از یک مدت از هم متنفر میشوند پیامبر فرمود هر چقدر ایمان شخص افزایش پیدا میکند عشقش به همسرش بیشتر میشود.@ چه ربطی بین این غذا و غذای زمینی دارد عشق زمینی پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، چطوری آدم میتواند و هر چقدر این بخش قویتر بشود در اداره یک عشق زمینی یک عشق جذاب و خوب موفقتر است.@ هر چقدر این بخش قویتر بشود در کار علمی، درسی، مهندسی و پزشکی قویتر است، چرا پیامبر میفرماید اگر علم در ثریا باشد ایرانیها به آن دست پیدا میکنند؟ چون ایرانیها از نظر شخصیتی به قول خود پیغمبر ایمانشان از همه اقوام بیشتر است یقینشان بیشتر است ارتباطشان با غیب بیشتر است الهامات علمیشان هم بیشتر است.@ برای همین سرعت رشد علمی ایران سیزده برابر سرعت رشد جهان است و اینکه پیغمبر فرمود اگر علم در ثریا باشد ایرانیها به آن دست پیدا میکنند به خاطر این است که ایرانیها معنویترند علم بیشتری و اختراع بیشتری و اکتشاف بیشتری میتوانند کنند.@ اینکه مقام معظم رهبری فرمود تا چند سال آینده دنیا مجبور است به خاطر یادگیری علم فارسی یاد بگیرد مجبور است چون علم انحصار پیدا میکند در دست ایرانیها، الان خیلی چیزها در دست ایرانیها است همین الان هم دنیا الان 63% آمار دادند دانشمندان آمریکایی در ناسا فضاییشان، در پزشکیشان، در بخشهای مهندسیشان ایرانی هستند در ناسا 63% دانشمندان ایرانی هستند.@ همه جا ایرانیها چرا اینقدر قوی هستند؟ چون این بخش را فعال نگه میدارند چون این بخششان فعال است آن بخششان هم خودبهخود در درس در کار علمی در اختراع در اکتشاف، حالا زمان شاه نگذاشتند ما رشد کنیم راهش را بستند بعد از انقلاب که باز شده دیدند که ایرانیها چقدر قدرت پیدا کردند.@ در بخشهای ازدواج، عشق زمینی، خانواده وقتی مؤمنتر میشوی این بخش قویتر میشود دیگر انسان عصبانی نمیشود انسان به عشق الله همسرش را دوست دارد یعنی با یک عشق آسمانی به زنش نگاه میکند زنش برایش یک جنس محسوب نمیشود شوهرش برایش یک حیوان نیست فقط یک جنس باشد.@ بلکه او اصلاً با نگاه الله عاشق شوهرش میشود این نگاه لذت زندگی را خیلی بالا میبرد این نگاه لذت بچهداری را خیلی بالا میبرد یک پدر و مادری که به بچهاش به بلندای ابدیت به عنوان یک انسان نگاه میکند نوع عشقی که به پای بچههای خودش میریزد خیلی قشنگ است.@ دیگر بیرحمی، بیخیالی، بیعاطفهگی، اذیت و آزار، کتک، تنبیه، عصبانیت دیگر وجود ندارد در بخشهای گیاهی هم همینطور است انسان وقتی مؤمنتر میشود بخش بنیاش هم قویتر است لذا شما آدمهای حزباللهی را نگاه کنید مؤمنین، خود ایرانیها شما نگاه کنید.@ شما به پیرزنها و پیرمردهای ایرانی نگاه کنید هر چه پیرتر میشوند قیافههایشان جذابتر و نورانیتر و نمکیتر است بروید کشورهای دیگر را نگاه کنید وقتی سنشان بالا میرود چقدر قیافهها در هم و داغون است در بخشهای گیاهیشان هم ایرانیها بهتر هستند نشاطشان بیشتر است بهتر هستند.@ پس اگر ما در بخشهای گیاهی بخشهای خانوادگی بخشهای دیگر داریم شکست میخوریم نشاندهنده این است که ما در این بخش به خودمان خیانت کردیم اگر با شوهرت مشکل داری با زنت مشکل داری با بچههایت مشکل داری با پدر و مادرت مشکل داری با همسایهات مشکل داری با رئیسات مشکل داری با کارمندان یکدفعه دردسر داری.@ اگر با همسایههایت یکسره اعصابت خورد است یکسره با هم جنگ و دعوا دارید مال این است که این بخش ناآرام است غذایش را نخورده حالا این ناآرامی به بخشهای دیگر انتقال پیدا میکند این علی که میگوید در کوچه به من فحش میدهند میگویم با یک علی دیگر هستند چون این معشوق دارد اصلاً وقت ندارد بیاید بنشیند سر این خاله خالهبازیها دعوا راه بیاندازد.@ اینها که مینشینند سر خاله خالهبازی به جان هم میافتند برای این است که دغدغه دیگری ندارند سر این چیزها اذیت میکنند باجناق، شوهرخواهر و برادر و زن برادر به جان هم میافتند همدیگر را اذیت میکنند چرا؟ چون معشوق ندارند اگر کسی معشوق دارد خلوت با معشوق دارد لذت با معشوق را دارد اصلاً اجازه نمیدهد این خلوت و این لذت به او آسیب برسد.@ لذا بخشهای دیگر را خیلی ساده میگیرد و ساده رد میشود تا این بخش بتواند به خلوت خودش برسد. یک پسر بچه لوس، پسر مجرد لوس، دختر لوس که خودخواه هم هست اجازه نمیدهد نه خواهرش نه برادرش دست به هیچ کدام از وسائلش بزنند وقتی نامزد میکند میگوید تو از کامپیوترم استفاده کن تو از لباسهای من استفاده کن، چرا؟ چرا خوش اخلاق میشود؟@ یک معشوق پیدا کرده میخواهد زودتر سراغ او برود میگوید هر چه خواستید بردارید فقط کاری به من نداشته باشید بگذارید ما به کار و زندگیمان برسیم ولی یک کسی که خانواده ندارد بیخانواده است خانواده آسمانی ندارد یتیم است.@ با الله ارتباط ندارد با اصل خودش ارتباط ندارد گرم نیست معشوق آسمانی معشوق جاودانه ندارد یک کسی که معشوق جاودانه ندارد معشوقهایش دنیایی میشوند حالا سر دنیا به جان همدیگر میافتند دیگر در دنیا صلح و سازشی وجود ندارد تمام این جنگهایی که در دنیا اتفاق میافتد مال بیمعنویتی است.@ کشتارها، جنگها، قتلها، خودکشیها، طلاقها، دعوا و درگیریها، همه فضولیها، تجاوزکردنها در حریم همدیگر مال این است که این شخص غذا نخورده یک کسی که واقعاً غذا خورد به عبادت رسید بخشهای دیگرش کاملاً آرام است دیگر دعوا ندارد.@ این حالا پدر و مادرش هم آدم بدی باشند هر چقدر اذیتش بکنند له نمیشود چون معشوق دارد کس و کار دارد پشتیبان دارد خانواده دارد اصل و نسب حقیقی دارد اصل و نسب ما پدر و مادر زمینیمان نیستند مگر پدر و مادر زمینیمان را ما خودمان انتخاب کردیم یک کسی پدرش یک آدم ناجور است مادرش یک آدم ناجور است باید احساس حقارت بکند؟ نه.@ میگوید من که انتخابش نکردم اینها خودشان همدیگر را انتخاب کردند ازدواج کردند نطفه ما را تشکیل دادند ولی من ریشهام این نیست بارها گفتیم پدر و مادر با ازدواجشان و اشترام اسپرم و تخمک فقط بدن ما را به دنیا میاورند روح جادانه و بینهایتطلب ما را پدر و مادر به ما نمیدهند قرآن میگوید(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) من از روح خودم در انسان دمیدم.@ مال خداست مال اهل بیت است ما به بزرگی اهل بیت شرافت داریم لذا شوهرت هر کس میخواهد باشد زنت هر کس میخواهد باشد پدر و مادرت هر کس میخواهند باشند خوب باشند بد این دیگر فرو نمیریزد چون اصلاً با این قیمت زندگی نمیکند.@ حتی با این قیمت هم با شوهر و زن و بچهاش اینطوری رفتار نمیکند لذا اگر تحقیر بشود مادرشوهر یک حرفی بزند لوس نیست که برود یک گوشه بنشیند گریه بکند با شوهرش درگیر بشود با زنش درگیر بشود چرا پدرت اینطوری کرد چرا مادرت اینطوری کرد چون این اصلاً توهین به خودش تلقی نمیکند.@ اصلاً کسی نمیتواند به انسان توهین بکند فقط یک نفر میتواند انسان را ضایع بکند و به او توهین کند آن هم خودش است خود انسان است که با خودفراموشی با خیانت به خود اصلیاش با غذا ندادن با بیرحمی با بیعاطفهگی نسبت به خود انسانیاش به کودک عزیز روانش زمینه همه شکستها و بدبختیهای دیگر را در زندگیاش فراهم میکند.@ اگر یک کسی گدای عاطفه کسی میشود اگر کسی آویزان یک کسی میشود هی باید به یک کسی التماس بکند که من را دوست داشته باش من را ترک نکن من را رها نکن به من بیمحلی نکن حالا میخواهد پدر و مادرش باشد میخواهد همسرش باشد میخواهد بچهاش باشد.@ این برای این هست که از اصل خودش و شخصیت خودش دور افتاده و الا ما از نظر عاطفی وصل هستیم به یک کانونهای بسیار باعظمت از عشق و محبت که با آن دیگر احتیاج به عشق و محبت کسی به معنای حقیقی نداریم.@

میتواند به همه عشق بورزد به همه میتواند محبت بکند بینهایت اما گدای کسی نیست اگر کسی به او بیمحلی کرد اگر کسی تحویلش نگرفت این دیگر تحقیر نمیشود چرا؟ چون این عشق، عاطفه، معنویت، و انسانیت و قیمت را از کانون اصلی خودش دارد دریافت میکند.@ لذا یک آدم خیلی شاد و آرام و قدرتمند است کسی نمیتواند قالش بگذارد کسی نمیتواند تحقیرش بکند کسی نمیتواند لهاش بکند این خیلی قیمت دارد.@ حالا چندتا تاکتیک وجود دارد که وقت نداریم تاکتیکها و روشهایش را راجع به تغذیه میخواستم بگویم 1 ـ بحث میل به غذاست که ما به اندازه میلمان باید بخوریم، 2 ـ اندازه غذاست.@ 3 ـ تنوع در غذاست که این را میگذاریم برای هفته بعد انشاء الله، 4 ـ غلبه بر وسوسهها و مزاحمتهای بخشهای پایینی که بخشهای پایینی را باید سر جایشان بنشانیم که مزاحم بخشهای بالایی ما نشوند که این را انشاء الله میگذاریم برای جلسه آینده انشاء الله در موردش سخن خواهیم گفت.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ یک صحبتی میخواهیم بکنیم در رابطه با برنامه جهادی که داریم در مورد آقا امام زمان، اول این را بگویم بعد دعا بکنیم ما پدر آسمانیمان آقا اما زمان(ع) همانطور که قبلاً گفتیم تعبیر علی(ع) این است که(الطرید الشرید الفرید الوحید) طردشده آواره تنها و یگانه است.@ اینکه انسان با شنیدن این کلام چه حسی در آن پیدا میشود نشان میدهد که چقدر انسان است چقدر با امام زمان رابطه پدر و فرزندی دارد و امام زمان را پدر خودش میداند اگر کسی واقعاً امام زمان را پدر خودش بداند با شنیدن اینکه پدرش الان آواره شده تنهاست طرد شده است.@ واقعاً قرار انسان از انسان گرفته میشود این از آن غمهایی هست که غم بسیار زیبایی هست که خودش هزاران شادی در انسان تولید میکند اگر این غم امام زمان در دل انسان بیفتد امام زمان فرمود که اگر مردم دو کار بکنند من با عجله ظهور میکنم.@ یکی اینکه من را دوست داشته باشند به من وفادار باشند یکی اینکه با هم همدل باشند با همدیگر کمک کنند تا موانع ظهور من را برطرف کنند هر کس هر کاری از دستش برمیاید انجام بدهد ما به عنوان فرزندان امام زمان فرزندان فاطمه زهرا اگر بخواهیم انشاء الله خانواده آسمانیمان را به زمین بیاوریم و انشاء الله راحت بشویم.@ امام زمان موانع ظهورش برطرف بشود باید این دوتا صفت را در مردم ایجاد بکنیم یکی وفاداری و یکی همدلی و وحدت برای رسیدن به امام زمان، یکی از چیزهایی که امام زمان از ما خواسته دعاست گفته شما برای من دعا بکنید.@ دعا اگر انسان بکند خدا اجابت میکند اما خدا میگوید من دعایی را اجابت میکنم که شخص در آن دعا جدی باشد نگوید خدایا من این را میخواهم حالا اگر خدا نداد میروم در خانه فلانی از فلانی میگیرم داد داد نداد نداد این اجابت نمیشود دعا یعنی اضطرار، حضرت صادق(ع) فرمود وقتی شما مضطر بشوید دعا بکنید امام زمانتان میاید.@ فرمود بنیاسرائیل خدا به آنها غضب کرد چهارصد سال قرار شد که از پیغمبرشان دور بیفتند ولی وقتی که با اضطرار دیدند این نبودن پیغمبر چقدر میتواند به آنها ضربه بزند افتادند به التماس و گریه و اضطرار دعا کردند و خداوند به آنها رحم کرد به خاطر این اضطرار صد و چند ده سال به اینها تخفیف داد و موسی را برای نجاتشان فرستاد.@ حضرت صادق(ع) فرمود حالا اگر شما هم همینطوری برای امام زمان دعا بکنید و گریه بکنید امام زمان شما هم میاید اما مردم برای اینکه بتوانند این دعا و گریه را بکنند و این اضطرار را داشته باشند نیاز به معرفت دارند اول باید بدانند امام زمان کیست.@ امامشان است بدون متخصص معصوم بخش اصلیشان خوب رشد نمیکند بعد بفهمند پدرشان است بدون این پدر ما خیلی خسارت و آسیب میبینیم یعنی هر کدام از ما که میتوانیم به اندازه یک پیغمبر رشد بکنیم رشدمان بیشتر رشد گیاهی یا حیوانی یا نهایتاً رشدهای عقلی است رشدهای انسانی نیست.@ لذا همه ما ب شکلهای بد از دنیا میرویم چون واقعاً رشد نکردیم اگر کسی این را بفهمد واقعاً مضطر میشود خدایا من الان بزرگترین نیاز من و شما و جامعه جهانی بودن امام زمان(ع) است ما باید به این اضطرار دعا بکنیم یعنی اگر انسان دعا نکند معلوم است هنوز از فراق امام زمانش و پدرش غمگین نیست.@ حالا الان هم من دعا میکنم شما دعا میکنید بلند میشویم میروید دنبال کارتان، اما اگر فرض بفرمایید موضوع دعا امام زمان نباشد دیدید بعضیها به ما میگویند برادرم سرطان دارد تو رو خدا بگویید همه دعا کنند بچهام اینطوری شده.@ من میگویم اگر کسی ناموسش را بدزدند چطوری دعا میکند بچهاش را بدزدند سرطان داشته باشد مریض باشد چطوری آدم دعا میکند برای برطرف شدن مشکلش، ما باید برای امام زمانمان اینطوری دعا کنیم قرار شد که ما یک متنی را آماده کنیم حدود شش صفحه، متن شش صفحهای است.@ گفتیم که ما خیلی دوست داشتیم که بتوانیم این متن را در اختیار همه مردم کشور قرار بدهیم که روی آن نوشتیم نهضت دعای مضطرانه برای امام زمان، ما دوست داشتیم ده میلیون نسخه بتوانیم چاپ بکنیم ولی امکان مادیاش را نداریم.@ ما توانستیم با کمکهایی که همه عزیزان کردند در جاهای مختلف حدود 300 ـ 400 هزار نسخه بیشتر برای چاپش نمیتوانیم هزینه کنیم ده میلیون کجا 300 ـ 400 هزار نسخه کجا، برای همین گفتیم که از طریق فضای اینترنت، فضای وبلاگها، فضای صداوسیما، فضای مجزای، فضای مطبوعاتی بتوانیم این را گسترده کنیم.@ گفتیم هر کس هر چقدر میتواند برای چاپ این قضیه کمک کند بعضیها گفتند ما چاپخانه سراغ داریم نهادهای فرهنگی سراغ داریم امسال هم چون سال فرهنگ معرفی شده شما این سیدی این متن را به ما بدهید ما ببریم شهر خودمان، محل کار خودمان هزار نسخه دو هزار نسخه، یک چاپخانه آشنا سراغ داریم یک چاپخانه خَیِر سراغ داریم.@ یک کسی را سراغ داریم که میتواند این کار را بکند ما خودمان در اختیار مردم قرار میدهیم قرار شد هر کس هر کاری برای امام زمان میتواند بکند کسی کمک مالی میتواند بکند من از خواهرانی که طلاهایشان را فروخته بودند حجم زیاد، یک خواهری تقریباً 42 میلیون تومان طلا آورد به من داد یعنی هر چه که داشت آورد داد.@ یک عروس و داماد طلاهای ازدواجشان را هر چه داشتند آوردند دادند خیلی خوشحال شدم که اینها اینقدر عاشق هستند بعضیها ماشینشان را فروختند یک جانباز که پایش هم قطع بود یک خانه آپارتمان فروخت آورد داد و هر کس هر کاری میتوانست بکند کرد خوشحال هستیم خدا انشاء الله به آنها حتماً برکت میدهد.@ انشاء الله مد نظر امام زمان هست بعضیها میگویند ما امکانات فرهنگی داریم من مطبوعاتچی هستم میتوانم در مطبوعات این کار را کنم در وزارتخانه، سازمان، محل خودمان این سیدی را بگیریم تکثیر کنیم.@ یک کسی میگوید من هیچ کاری نمیتوانم بکنم نه پولی دارم نه امکاناتی دارم ولی من چون وبلاگ مینویسم در اینترنت میتوانم این متن را بگذارم 50 نفر استفاده کنند حتی ما گفتیم مهم نیست به اسم ما چاپ بشود این برگه را میتوانند عزیزان بگیرند یا سیدی را بگیرند اسم ما را پاک کنند اسم سازمان خودشان را بنویسند و این متن دست مردم برسد که مردم بتوانند کمک کنند.@ بعضی از عزیزان دارند این متن را ترجمه میکنند به زبان اردو، انگلیسی، فرانسوی، هندی دادیم دارند ترجمه میکنند که بعد بتوانیم به کشورهای دیگر شیعیان دیگر هم بفرستیم که انشاء الله یک نهضت دعا برای حضرت راه بیفتد که انشاء الله این دعاها واقعاً برای ظهور حضرت مؤثر است.@ و همانطور که خداوند به بنیاسرائیل رحم کرد صد و چند ده سال ظهور موسی را جلوتر انداخت امام صادق به ما راهکار داده گفته شما هم اگر مثل بنیاسرائیل دعا کنید خداوند بقیه دوران غیبت را به شما میبخشد و امامتان را میرساند این وظیفه ماست که برای امام زمان دعای درست و مضطرانه بکنیم.@ برای پدر آسمانیمان و برایش تلاش بکنیم هر کس هر کاری میتواند بکند که شرافت هر کس به این هست که چقدر با امامش پیوند دارد روز قیامت هم گفتیم مهمترین سؤال قیامت سؤال از ارتباط با امام زمان هست.@ مهمترین سؤال از پنجاه تا سؤال روز قیامت این سؤال است که تو با امام زمانت زمانی که آواره بود طرد شده بود تنها بود چه رفتاری داشتی چقدر تعهد نسبت به امامت داشتی حالا من این متن را فردا میفرستم هم چاپ شده را هم سیدیهایش را اینجا هر کس میتواند هر کاری بکند آنهایی که میتوانند توسعه بدهند این کار را انجام بدهند.@ آنهایی که میتوانند کمک مالی بکنند کمک کنند آنهایی که میتوانند تبلیغ کنند یکی میگوید من شهرستان هستم میتوانم به 50 نفر آدم بخوان، نمیخواهیم اعلامیهای پخش شود زیر دست و پا بریزند این کار حرام است اگر کسی میدانیم میخواند واقعاً دستش میدهیم.@ چون با پول بیتالمال و مردم تهیه شده نمیشود اعلامیهای چاپ کرد همه زیر دست و پای مردم بریزد گناه دارد اگر واقعاً کسی میخواند میدانیم آدمی هست که اهلش هست این شش صفحه را میتواند بخواند که یک شناختی نسبت به حضرت پیدا کند و به دعا برسد یک دعای مضطرانه بکند میدهیم.@ بالایش هم نوشتیم از پول مردم تهیه شده دور نریزید یا حفظش کنید یا این را دست کس دیگر بسپارید انشاء الله این کار را همه با هم کمک بکنیم به سهم خودمان حداقل در کرج یک حرکت خوب انشاء الله اتفاق بیفتد به همت شما و کمک شما.@