سلام علیکم و رحمۀ الله.@ أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و برکات و مغفرت الهی بر همه شما عزیزان.@ بحث ما درباره تنبلی و بیحوصلگی در تغذیه بخش فوق عقلانی بود یعنی بخش انسانی و بخش الهی وجود ما بود قبلاً توضیح دادیم که انسان چون ذاتش عشق به بینهایت دارد و عاشق بینهایت است و بینهایت هم یک مصداق بیشتر ندارد و آن الله هست.@ انسان هرگاه حرکتش به سمت الله روی روال باشد یا با الله در ارتباط باشد چون حالت حالت طبیعی هست آرام است مثل اینکه شما الان نسبت به غذا آرامش دارید کسی نیست بگوید الان من دارم از گرسنگی میمیرم غذا هست شام کسی نگران نیست که الان شام دارد یا شام ندارد خانه میرود بالأخره یک چیزی پیدا میشود میخورد گرسنگیاش برطرف میشود.@ وقتی کسی به نیاز بخش فوق عقلانی یا همان کودک عزیز روانش برسد نفس آرامش دارد اما این کودک اگر غذایش تأمین نشود دائماً جیغ میزند شما همه با بچه سروکار داشتید یک بچهای که نیاز دارد شما نیازهای دیگرش را هم تأمین کرده باشید مثلاً گرمای خانه، سرمای خانه، یک خانه امن، اسباببازی، پدر، مادر، عمو، عمه، دایی، خاله، همه هستند.@ ولی وقتی گرسنهاش هست جیغ میکشد دادش را میزند ناآرام است چون این غذایش را میخواهد باید به او غذا داد تا غذا نخورد جیغ و دادش ادامه دارد کودک عزیز روان در وجود ما اینطوری است شما وقتی بخواهید یا نخواهید بفهمید یا نفهمید وقتی غذای بخش فوق عقلانی را نمیدهید او دائماً در وجود ما جیغ میکشد کلافه است بیحوصله است.@ خودت هم نمیفهمی بعد هم پیش روانپزشک یا روانشناس میروی آن هم چون روانشناسی و روانپزشکی ما نوعاً بر اساس نگاه جنسی به ماست یا ما را زن میبینند یا مرد میبینند یعنی از مقطع تولد تا مرگ یک کسی را ترجمه میکنند بعد این میگردد حالا تا یک مشکلی در درون شما پیدا بکند و بگوید مشکل شما ناشی از این هست برو مسأله را حل کن.@ یوگا برو ریلکسیشن برو برو شنا کن برو موسیقی گوش کن بعد میبینی بالأخره هنوز بچه که کودک عزیز روان که اصل ماست دارد جیغ خودش را در وجود ما میکشد میگوید ازدواج کنم حل میشود میرود ازدواج میکند میبیند بدتر شد.@ وقتی ما الان سه چهارم ازدواجهایمان شکست میخورد فکر میکرد ازدواج بکند خوشبخت میشود بدتر شد میگوید شوهر نداشتم زن نداشتم یک مشکل داشتم حالا که دارم مشکلاتم صد تا شده یعنی بدتر میشود.@ فکر میکند اگر خانه بگیرد مشکلش حل میشود اگر ماشین بگیرد مشکلش حل میشود اگر خانهاش را عوض کند اگر همسرش را عوض کند اگر طلاق بدهد طلاق بگیرد هیچ کدام اینها حَلال مشکل نیست چون مسأله از جای دیگری دارد آب میخورد مسأله این هست که ما یک بخش ذاتی و اصلی داریم.@ چهار بخش دیگر ما بخشهای فرعی ماست بخش اصلی نیست یعنی شما دانشمند که بشوید باز ناآرام هستید این همه ما دانشمندان ناآرام داریم خودکشی میکنند شما در این تیمارستانها بروید ببینید ما چقدر دکتر و مهندس مریض داریم.@ پس مشکل عقلی نداشته درس خوانده مطالعه کرده کار علمی کرده در بخشهای پایینی طرف ثروتمند است زن دارد بچه دارد شوهر دارد مقام دارد ریاست دارد افسرده است در بخشهای پایینتر هم همینطور به تجملات به زیباییها به پول به ثروت رسیده ولی ناآرام است.@ چون همه این بخشهای ما در واقع بخشهای روبنایی شخصیت انسان هست ما اصلاً یک بخش بیشتر نداریم در ذاتمان و در نهادمان که خدا همه خلقت را به خاطر همین یک کودک عزیز روان انجام داده.@ کل چیزی که خداوند در کل عالم خلق کرده این همه ستارهها و کیهانها و کهکشانها و عالم و حیوانات و ملائکه و درختان و گیاهان و همه را خلق کرده برای همین کودک عزیز روان، (سَخَّرَ لَكُمْ ما فِي السَّماواتِ وَ ما فِي الْأَرْضِ) همه آنچه که در آسمان و زمین است برای توست، این تو کیست؟ بخش جنسی ما که نیست برای این زن و مرد و برای این کودک نیست.@ نه همه اینها برای آن بخش اصلی وجود ما کودک عزیز روان ما که بخش فوق عقل یا فوق تجرد میگویند آن بخشی که از جنس خداست آن بخشی که نفخه خداست و آن بخشی که فرزند اهل بیت(ع) محسوب میشود آن بخش اصلی.@ حالا شما بیا برو به کارهای دیگرش برس سلامتی داشته باش ورزش کن کارهای وهمی داشته باش کارهای خیالی داشته باش شوهر کن زن بگیر بچهدار شو خانه بخر اتومبیل بخر بعد میبنی که اصل قضیه غذایی دریافت نمیکند حتی آنهایی هم که نماز میخوانند چون نمیدانند باید این نماز غذا باشد خورده بشود فقط نماز را میخوانند.@ هر چند صورتش یک مقدار آرامبخش است اصلاً خود همین سجاده، وضو آرامبخش است این چادر به خصوص آدم وقتی لباسش را عوض میکند چادرنمازی میپوشد یا عبایی روی دوشش میاندازد خودش آرامبخش است تا حدودی به ما آرامش میدهد.@ ولی آن آنچه که ما میخواهیم به صورت کامل با حیثیت جاودانه ما نیست بنابراین باز میبینید متدینهای ما هم چون غذا کم میخورند باز هم آنها کمتر از دیگران ولی باز آنها آن شادی و آرامشی را که شایسته یک انسان هست ندارند قبلاً گفتیم غم یک بیماری روحی و روانی است اگر کسی غم دارد مال این هست که یک جا مشکل دارد.@ مثل این هست که اگر یک کسی مریض بود درد داشت یعنی مشکل دارد روح هم اگر دردش بیاید تبدیل به غم و افسردگی، ترس و اضطراب میشود اگر من الان یک همچین آدمی هستم دلشوره دارم ناآرام هستم اضطراب دارم از صمیم قلب شاد نیستم لذت نمیبرم.@ از هر موقعیتی که قرار دارم به این خاطر هست که سالم نیستم، چرا سالم نیستی؟ سوء تغذیه داری، غذایت چه بوده؟ غذایت این بوده که این کودک عزیز روان باید غذایش را به او میدادی آن ارتباط ازدواج با خدا، ارتباط با حق تعالی، پیوند با زوج اصلی خودت، این ارتباط نیست.@ این صمیمیت بین تو و خانواده اصلیات که اهل بیت(ع) هستند نیست و این صمیمیت بین تو و غیب برقرار نیست حالا که نیست هر جای دیگر تو موفق بشوی موفقیتت هم شکست میشود یعنی موفقیتهایت هم خودش مریضی تو را زیاد میکند نه تنها شکست داد بلکه خود موفقیتهایت هم اضطرابزاست.@ یک کسی که هنوز بلد نیست خودش را سروپا نگه دارد وقتی ازدواج میکند حجم اضطرابهای ازدواجش بعد از ازدواج چند برابر میشود چون اصلاً آرام نیستید مثل کسی که میخواهد دوچرخهسواری بکند موتورسواری بکند بلد نیست تعادل خودش را نگه دارد.@ بعد یکی هم بخواهد ترکش سوار بشود ما به دختر و پسرها، زن و شوهرها به خصوص در ازدواج میگوییم اول شما به جای اینکه وقتی میخواهید یک پیوندی را برقرار کنید اول توان پیوند را در خودتان ایجاد کنید یا حالا پیوند را برقرار کردید هر دو شما زمین میخورید.@ حالا یاد بگیرید تعادلتان را برقرار کنید این خیلی خوب است عیبی ندارد دو سال 10 سال 20 سال از زندگی گذشته باشد مهم این است که شما یاد بگیرید متعادل باشید وقتی بتوانید یاد بگیرید که متعادل باشید راحت هم آرامش دنیا دارید هم آرامش آخرت.@ اما اگر من نتوانم این بخش را غذایش را بدهم(خَسِرَ الدُّنْيا وَ الْآخِرَةَ) هم دنیایم کوفتم میشود اضطراب دارم ناراحتی دارم تحقیر دارم در دنیا هزار تا گرفتاری دارم آخرتم هم خراب میشود چون گفتیم دنیا برای آخرت حکم رحم را دارد.@ جنین در رحم اگر بلایی سرش بیاید در تولدش اثرگذار است وقتی میخواهد وارد نظام برزخی بشود میخواهد به قبر متولد بشود چون این آدم در دنیا آدمی بوده همهاش عصبی، پرخاشگر، زودرنج، حساس، حسود، بدبین، غصهخور، همهاش داغون بوده این اصلاً برای بهشت روح نساخته.@ این نمیتواند وقتی وارد بهشت هم میشود بهشت برایش جهنم میشود و هیچ لذتی از آن بهشت نمیتواند ببرد پس ما باید بخش اصلیمان را یادمان باشد که این بخش اصلی غذا میخواهد مادر نمیتواند به بچه بگوید من که کبابم را خوردم تو هم دیگر حرف نزن بخواب، میشود؟@ مادر بگوید من که مشکلی ندارم من که درد ندارم تو هم اگر گوش درد داری لطفاً مزاحم خواب من نشو، بچه جیغ خودش را میکشد پدر و مادر نمیتوانند بگویند ما که وضعمان خوب است پس تو چرا جیغ میکشی من خوشحالم تو چرا گریه میکنی، نمیشود.@ ما نمیتوانیم بگوییم من که الان ازدواج کردم پس حتماً باید آرام باشم با بهترین کسی هم ازدواج بکنی آرامش خبری نیست پس اگر خانه، ماشین خریدم اگر شغل خوب دارم اگر درآمدم خوب است بدهی ندارم.@ نه ما آدمهایی را داریم که هیچ کدام از این موقعیتها را ندارند خیلی آدمهای شاد و آرام و باشخصیتی هستند کسانی را هم داریم که همه اینها را دارند توضیح دادیم ما بیشتر شکستها و بیماریهای روحی و روانی و حتی جسمی ما در کسانی هست که از آسایش بیشتری برخوردار هستند.@ هر چقدر آسایش بالا رفته آرامش کمتر شده و هر چه تحصیلات بالا رفته باز آرامش کمتر شده بنابراین اگر کسی میگوید حالا من تحصیلات دارم دکتر هستم لیسانس دارم ارشد هستم شغل دارم تا وقتی که شما کودک عزیز روانت را آرام نکنی غذایش را به او ندهی ساکتش نکنی آرام نمیشود غذایش را به او بده میرود میخوابد او هم راحت است.@ این نکته نکته خیلی مهمی هست ما مسألهمان همین است ما در زندگی فقط داریم عمرمان و جوانیمان را صرف کارهای بخشهای فرعی وجودمان میکنیم به بخش اصلی اصلاً توجهی نداریم بخش اصلی اصلاً برای چه خلق شدم برای چه به این دنیا آمدم.@ در دینمان هم میگویند(لا إله إلا الله) اما من رابطه اله و معشوقی با الله ندارم چون تصور درست و دقیقی از او ندارم نمیتوانم عاشقانه با او رابطه برقرار کنم این کودک عزیز روان غذا نمیخورد حالا شما شکستهایت که هیچی، وقتی موفقیت هم به دست میاوری خودش دغدغههای جدیدی برای تو درست میکند آن هم اضطراب و غصه ایجاد میکند.@ پس شما تا به بخش اصلی نرسی حرمتش را رعایت نکنی به او احترام نگذاری به او نرسی و غذایش را ندهی این داستان همینطوری ادامه دارد و اساساً در رحم تغذیه جدی صورت نمیگیرد دقیقاً مثال بزنم بچههایی داریم که وقتی متولد میشوند یک تکه گوشت هستند.@ یعنی این موقعی که مادر باردار بوده غذایی که مادر میخورده به جنین میرسیده این داشته رشد میکرده سه کیلو چهار کیلو شده اما اساساً چون اصلاً هدفدار بزرگ نشده برای تولد دنیا آماده نبوده این یک تکه گوشت بزرگ شده نه سر دارد نه دست دارد نه پا دارد نه چشم دارد فقط بزرگ شده ما خیلی وقتها فقط زندگی میکنیم.@ یعنی همین خالهخالهبازی یعنی دقیقاً مثل آن بچههایی که در خانه خالهخالهبازی میکنند ما همان بزرگهایی هستیم آن موقع با ماشین کوکی الان با ماشینهای بزرگتر، یک ریاستی یک پستی بچهبازی شده و اصلاً زندگی نکردیم و زندگی نمیکنیم.@ زندگی به معنای حقیقی زمانی است که تو با معشوق خودت ازدواج بکنی دقیقاً مثل همان لطیفهای هست که چند بار گفتم که طرف وقتی ماه عسل رفته بود خودش شنگول آمده بود بعد میگفتند چرا خانمت گریه میکند؟ میگفت این را یادم رفته بود ببرم ما داستانمان الان اینطوری است که اصلاً با خداوند تبارک و تعالی ماه عسل نداریم.@ اصلاً هیچ اتفاقی بین ما نمیافتد با الله زندگی نکردیم گفتیم(لا إله إلا الله)، الله اله کدام بخش وجود ماست؟ بخش جسم و خیال و حیوانی و جنسی ما هم نیست الله با بخش جنسی ما که کاری ندارد اله این بخش هم نیست الله اله عقل ما هم نیست پس اله بخش فوق عقل است.@ وقتی اله است من با این اله ازدواج نکردم که عاشق و معشوق بوده اصلاً داستانی شروع نشده ماجرایی آغاز نشده ازدواجی صورت نگرفته پیوندی صورت نگرفته ماه عسلی صورت نگرفته انسی نیست لذا همه این ناآرامیها سر جای خودش هست و دارد دائماً ما را اذیت میکند، چرا؟@ چون ما دائماً آمدیم این بخش فوق عقلانی را بخش فرعی قرار دادیم بخش فرعی و یک بخش مزاحم، یعنی به او گفتیم زود این نمازِ را بخوانم اگر نخوانم جهنم میروم بگذار این ماه رمضان را، برای همین هم شما در ماه رمضان به ندرت یک کسی پیدا میشود ماه رمضان ماه عسلش باشد.@ ماه رمضان دقیقاً غُرُق و ماه عسلی است بین فوق عقل و الله، یک ماه خدا میبیند ما عُرضه نداریم به بخش پایینی زورمان نمیرسد خودش وسط آمده کیش بروید گم شوید شما دست از سر این بنده من بردارید بگذارید یک ماهی با ما باشد خلاصه خدا این هووها را بیرونشان میکند به بخش فوق عقل میگوید حالا تو خودت بیا با من حرف بزن.@ ولی ما چون این بخش در وجود ما فرعی است جدی نیست حتی ماه رمضان هم میاید از بس این بخش قوی است ما اسم ماه رمضان میاید عزا میگیریم وای دوباره آمد بعد هم وقتی میرود باز خوشحال هستیم ماه رمضان چون مجبوریم الله را تحمل کنیم عشق نیست تحمل خداست.@ باید از سر اذان تا ساعت 8 من هیچی نخورم غذا نخورم گفتم من بچه که بودم شاید 10 ـ 12 سال داشتم آن موقعها کولر در همه خانهها نبود یک موقعی من در مسجد رفته بودم آنجا کولر بود خنک بود مردم میامدند میخوابیدند یک آقایی خوابیده بود نماز را میخواند میخوابید که بعد مغازه برود بسته نشود یک چرتی میزد خوابیده بود عصبانی مناجات میکرد.@ میگفت ای خدا من آب نخورم نان نخورم سیگار نکشم چه چیزی به تو میرسد خیلی از دست خدا عصبانی بود این بخش حیوانی است دارد جیغ میکشد راست میگفت دروغ نمیگفت این منی که دارد میگوید بخش حیوانی است.@ چون آن بخش انسانی اصلاً در وجود این گم است اصلاً آدمها حقی برایش قائل نیستند میگوییم یعنی چی یک ماه این میخواهد برود با خدا، یک ماه چه خبر است، بالأخره یازده ماه شعبان یک ماه هم رمضان، یک ماه ما میخواهیم ماه عسل برویم.@ یازده ماه بخوربخور و همه کارها، یک ماه را به ما اجازه بدهید ما برویم این ماه را زوری قبول میکنند ولی از افطار به بعد از خدا انتقام میگیرند دیدید سفرههای ماه رمضان همه سفرههای عُقدهای و انتقامی است خیلی ناجور همه از خدا عصبانی هستند و میچینند تا الله اکبر گفته میشود کینهها از خدا خالی میشود این داستان زندگی ماست.@ بنابراین هیچی ایجاد نمیشود چند شب پیش که شب اول ماه مبارک رجب بود خواندیم خدایا این ماه رجب به ما این توفیق را بده که آماده بشویم به روزه هم موفق بشویم و سهم ما را از روزه فقط گرسنگی و تشنگی قرار نده نوع مردم سهمشان فقط گرسنگی و تشنگی است.@ دیداری، ملاقاتی، بغل کردنی، بوسهای، نوازشی، هیچی بین او و خدا انجام نمیشود بین او و غیب انجام نمیشود بین او و خانواده آسمانیاش انجام نمیشود مرده میرود مرده میاید هیچ فایدهای ندارد این برای این است که ما واقعاً این بخش اصلیمان را جدی نگرفتیم.@ اصلاً توجه نداریم به اینکه من یک انسان هستم دکتر نیستم مهندس نیستم عقل نیستم عقل هم دارم زن نیست مرد نیستم بخش جنسی هم دارم ولی این نیستم من پدر و مادر نیستم خاله و عمو نیستم همسر کسی نیستم اینها را ما قبول نکردیم ما میگوییم اگر همسر کسی باشیم خوب است اگر نباشیم آدم نیستیم شکست خوردیم.@ طرف میرود خودکشی میکند افسرده میشود بچه داشته باشم خوب است نداشته باشم افسرده میشوم خواهر داشته باشم نداشته باشم با همین چیزها، برادرم مرده من افسردهام، خواهرم مرده من اینطوری شدم مادرم اینطوری شده من اینطوری هستم پولم کم شده از دست خدا عصبانی هستم.@ یعنی در واقع هیچ تفسیری، شرحی، نگاهی، بینشی، بصیرتی، معنایی طرف از خودش ندارد وقتی نداشته باشد اساساً تغذیه بخش فوق عقلانی و چیزی به اسم سجاده، عشق، معنویت، تشریفات عشقبازی با حق تعالی، زیارت معنا ندارد.@ تازه وقتی هم زیارت کرده ما برای این رابطه زدیم یا مکه هم هست برای این رابطه، یا امام هم هست برای این رابطه، وقتی که داریم میرویم عُقدهها و غصههای بخش پایینی را برای امام میبریم یا امام رضا چه کسی را شفا بده چه کسی را زن بده چه کسی را شوهر بده یعنی اصلاً با خود حضرت هیچ نوع ارتباطی، پیوندی، رابطه عاشقانهای برقرار نیست.@ یک موقعی یک کسی زنگ زده بود گوشی را برداشتم گفت گوشی را به پدرم میدهی؟ گوشی را به پدرش دادم، دیدم پدر اینطوری کرد گفت بله، مرض، بعد حرفهایش را زدند گفت خیلی خب باشه، گفتم چیه؟@ گفت این بچهام است زنگ زده، گفتم چرا اینطوری با او حرف زدی؟ گفت این آدم بیعاطفهای هر وقت میخواهد من را خر کند از من پول بگیرد میگوید باباجون، بابا، معلوم است آهنگ خرشو خرشو دارد برای من میخواند ما هر وقت میخواهیم پیش امام رضا برویم آنجا مهربان هستیم آقا اینطوری آقا آنطوری.@ ولی اصلاً خود امام رضا با او مسألهای داشته باشیم دلمان تنگ شود با او کاری داشته باشیم خود این شخص برای ما ارزشی ندارد مگر اینکه به ما کمک کند یک رابطه انگلی، مکه، کربلا برویم ماه رمضان بیاید اینطوری زندگی کردن خیلی خطرناک است.@ یعنی اگر همینطوری آدم ادامه بدهد به مردن بیفتد یکدفعه با این وضعیت بمیرد یکدفعه وارد یک عالمی میشود که هیچی از آنجا خوشش نمیاید با آنجا انس ندارد چون بهشت یعنی همه بزرگی و قشنگی بهشت به روح توست تو در واقع خلقش میکنی ولی اصلاً خلقی نکردی اتفاقی نیفتاده.@ مثل اینکه یک ده هزار متر زمین به شما داده باشند بعد مال خودت هست حق فروش هم نداری بعد وقتی در آن میروی میبینی که خالی است یک بیابان وحشتناک است کاشتی در آن نداشتی فقط کسانی که اسم مرگ میاید اسم مرگ و مردن میاید وقتی به او میگویند سرطان داری اصلاً کیف میکند ککش هم نمیگزد که یک رابطه گرم و خوب با خدا دارد.@ یعنی میداند اگر قرار است برود یک جای بینهایت بهتر از اینجا بزرگتر از اینجا زیباتر از اینجا میخواهد برود خدا رحمت کند میرزا را فرمود هر وقت از آخرتان ترسیدید ترس از آخر را ما باید بگیریم این کوفت بدی است در زندگی ما افتاده ترس از مردن، ترس از انتها.@ میزرا میگفت نگاه کنید شما آن موقع که هیچی نبودید یک مَنی بودید سیدالشهداء در دعای عرفه خیلی زیبا میگوید مراحلی که این لقاح اتفاق میافتد تا میرود در قرار مکین در رحم زن قرار میگیرد در ظلمات سهگانه قرار میگرد تا اینکه انتقالهای مختلف در رحم انجام میشود تا اینکه بدن عضودار میشود خدا همیشه همانجا حواسش به ما هست.@ خدا آنجا پیش ما ایستاده خودش در رحم پیش ماست(هُوَ الَّذِي يُصَوِّرُكُمْ فِي الْأَرْحامِ) خود خدا آنجا پیش ماست ما را تنها نگذاشته از وقتی هم آمدیم بالأخره یا مادر یا پدر یا دایه یک کسی را پیش ما گذاشته که به ما رسیده بزرگ کرده هیچ وقت ما را تنها نگذاشته.@ همیشه در آغوش خدا بودیم بغل خدا بودیم دوستمان داشته بزرگمان کرده خدا رحمت کند میرزا را فرمود آخرش هم همین خداست چرا ما اینقدر از خدا میترسیم چرا وقتی میگوند مردن، چرا اینقدر میترسیم اضطراب برای چه به سراغ ما میاید؟ برای اینکه انسمان را از دست دادیم همین خداست.@ خدا به این قشنگی خدا به این مهربانی خدا به این دوست داشتنی، خدایی که بینهایت بیشتر از پدر و مادرت دوستت دارد این را که نمیتوانی انکار کنی دوستت دارد تو هم دوستش داشته باش تو هم انس بگیر در حدیث قدسی داریم خداوند فرمود هر چقدر قرار است با من زندگی کنید با من انس بگیرید، چقدر قرار است با خدا زندگی کنیم؟@ بینهایت، گفتیم عمر ما به اندازه عمر خداست تا هستی هست ما هم هستیم تَه ندارد پس از الان شروع کنیم یک رابطه عاشقانه خوب، صمیمی، دوست داشتنی با خانواده آسمانیات، اهل بیت، قرآن، با الله، با آنهایی که قرار است با آنها زندگی کنی.@ والله با این شوهر و زن و بچهها نمیمانی همه هم فراموشت میکنند کما اینکه ما الان گذشتهها را فراموش کردیم و فقط تو میمانی با داراییهای اصلیات، داراییهای فرعنی نه، آنجا دکتر و مهندسی در برزخ به درد نمیخورد مگر اینکه دکتر و مهندسی را خرج خود معشوقت کرده باشی به او هدیه داده باشی.@ زن و شوهری و پدر و مادری به درد نمیخورد مگر اینکه این را خرج معشوقت کرده باشی بخشهای پایینی هم همینطور، پول به درد نمیخورد مگر اینکه پول را خرج معشوقت کرده باشی الهات همسر اصلیات یعنی الله، زوج خودت یعنی الله، در این بخش ما نباید اصلاً تنبلی کنیم.@ حالا بعضی وقتها ما تنبلی میکنیم عقبافتادگی داریم یکدفعه سن 20 سال 25 سال 30 سال 40 سال میشود خیلی خطرناک میشود سن دارد بالا میرود از اینطرف انس و طمعم نسبت به دنیا دارد روزبهروز بیشتر میشود یکسره نفسم سفارش و هوسهای جدید میدهد عُقدههای جدید برایم ایجاد میشود.@ در بازار میروم هزارتا عُقده در وجودم میریزد که این را ندارم آن را ندارم بعد از اینطرف داراییهای اصلی که باید داشته باشم آنها فراموش میشود حالا یک موقع به خودم میایم باید درستش کنم حالا باید این 20 سال 30 سال 40 سال خرابکاری را درستش کرد، میشود؟@ قطعاً میشود درستش کرد حالت ما مثل این هست که جایی که باید میرسیدیم عقب ماندیم مثل این هست که شما سوار قطار شدید پایین آمدی که نمازی بخوانید استراحتی بکنید قطار در ایستگاه نگه داشته معطل شدید قطار راه افتاد رفت، میخواهید چکار کنید؟@ قطار رفت بچهات رفت خانمت رفت همه آنهایی که دوستشان داری دارد آنها را میبرد خودت ایستادی، قطار راه افتاد با سرعت دارد میرود تو هم که بدوی نمیتوانی برسی 100 کیلومتر 150 کیلومتر دارد میرود هر چقدر معطل بکنید فاصلهتان بیشتر میشود، حالا برای جبران این فاصله باید چکار کرد؟ سرعت را باید چکار کرد؟@ حالا تو اگر قرار باشد سوار قطار بشوی قطار به قطار که نمیرسد شما سوار یک وسیلهای بشوید که با سرعت بیشتری شما را برساند هواپیما میگیرم میروم جلوتر خودم را میرسانم خداوند تبارک و تعالی در عمر ما این کار را کرده.@ یعنی یک سیستمهای کاملاً ریاضی دقیق و حساب شده قرار داده اگر یک کسی 40 سال گناه کرد بعضیها گناه نمیکنند وظیفهشان را انجام نمیدهند ولی بعضیها 40 سال گناه هم میکنند معصیت کرده 40 سال 50 سال خیلی عقب افتاده حالا ممکن است یک سال دیگر بمیرد چطوری این 40 سال را جبران بکند.@ یک برزخ هم سر راهش هست تا قیامت یک قیامت 50 هزار ساله سر راهش هست بعد از قیامت هم حیات جاودانه است چکار کند؟ خداوند مهربان میگوید عیبی ندارد تو سوار نشدی هواپیما هست یک هواپیمایی هست سوار شو زودتر خودت را برسان.@ خداوند سه تا وسیله پرسرعت برای ما قرار داده البته اینها بیشتر است ولی من تقسیمش کردم که راحتتر فهمیده بشود سه تا وسیله پرسرعت و پرقدرت قرار داده که شما اگر عقب ماندید بتوانید جبران بکنید یعنی دیگر یک سالی که وقت دارید برسید، آن وسیلهها چیست؟@ این وسیلهها را من اول معرفی کنم بعد تازه خودت را باید به این وسیله برسانی سوارش بشوی مثل اینکه طرف آنجا رفته هواپیما آنجا هست حالا خلبانی بلد هستی بلد نیستی هواپیما هست ولی من بلد نیستم هلیکوپتر اینجا گذاشتند ولی من نمیتوانم بلندش کنم، پس کسی میتواند خودش را برساند که پرواز کردن با این وسیله را بلد باشد.@ بتواند سوار بشود خودش را برساند اول از این من وسیلههای پرسرعت و پرقدرت را معرفی کنم بعد برویم سراغ اینکه ما چطوری سوارش بشویم این سوار شدنش خیلی مهم است خداوند سه تا وسیله گذاشته که ما این را در بحث شرح حدیث عنوان بصری که دوازده گامی که امام صادق(ع) معرفی میکند برای پیشرفت آنجا معرفی کردیم.@ آنجا یک بخشی داریم به نام عمر، استفاده از عمر بشود انسان خوب استفاده کند بعضیها عمر را تلف میکنند یک موقع به خودشان میایند میایند از عمرشان برنامهریزی جدیدی میکنند بعد فاصله را پر میکنند قطعات عمر از نظر اندازه مساوی است یعنی یک ثانیه با ثانیه بعد هیچ فرقی ندارد.@ اما چون این نفس بدن ما که عمرش میگذرد همراه با یک مقوله مجرد هست یعنی روح، کیفیت استفاده از عمر فرق میکند علم جدیدی که الان هست یعنی بشر یواش یواش به آن رسیده در اسلام که این وجود داشته ولی بشر تازه به آن رسیده.@ میایند یک زمانهایی را به شما معرفی میکنند میگویند اگر شما خواستید ریاضی بخوانید در این ساعت بهتر جواب میدهد اگر خواستید تصمیم مهم بگیرید در این ساعت، اگر خواستید شعر و ادبیات کار کنید این ساعت بهتر جواب میدهد، اگر خواستید کار اقتصادی کنید نقشهریزی کنید این ساعت، ساعتها درست است از نظر زمانی با هم یکی است.@ ولی از نظر اثر و کیفیت یکی نیست قطعاً اگر کلاسی که ما الان داریم صبح اول وقت باشد خیلی بهتر از ساعت 5 بعدازظهر هست که شما تا الان حسابی خسته شدید شاید نتواند آدم آن چیزی را که باید بگیرد بگیرد ذهن خسته است ممکن است بعضیها نخوابیده باشند.@ بعضیها خیلی خستگی بیش از حد داشته باشند آن دریافتی که باید داشته باشند نشود اگر این کلاس بعد از نماز صبح باشد شب باشد سحر باشد خیلی اثرش بیشتر است بنابراین خداوند میاید زمانهای ما را یک اوضاع عالی در آن قرار میدهد در آن بحث رحم گفتیم.@ چون رحم غیر از بیرون است رحم قدرت سازندگی دارد بیرون از رحم قدرت سازندگی وجود ندارد در رحم مادر یک بچه نُه ماهه یک هیکل کامل پیدا میکند از یک اسپرم کوچک از یک سلول تخم تا نُه ماه یک بچه ساخته میشود.@ حالا وقتی میاید به مراحل بیرون از رحم، چون رحم قوهاش خیلی زیاد است بیرون از رحم فعلیتش زیاد است حالا الان در دنیا بچه یک بند انگشت هم کم داشته باشد دیگر دنیا میتواند برایش بسازد؟@ نه، چون فعلیت دارد قوه ندارد که بتواند این کار را انجام بدهد قدرتش را ندارد رحم خیلی قدرتمند است خدا آمده در این شرائط رحمی دنیا چندتا رحم دیگری را قرار داده که شما وقتی خودت را وارد این رحم میکنی یکدفعه قدرت عادی نداری قدرت رحمی داری یکدفعه انرژی و توان تو تغییر میکند.@ برای همین دیگر ساعتی که در آن رحم قرار داری نُه ماه دنیا با نُه ماه رحم یکی نیست نُه ماه رحمی درست است نُه ماه است مثل نُه ماه دنیاست اما در این نُه ماه یک بچه ساخته میشود ولی در دنیا همچین اتفاقی نمیافتد چون آن قدرت وجود ندارد.@ لذا خدا چند تا رحمهای قدرتمند در دنیا سر راه ما قرار داده میگوید شما وارد این رحمها بشوید آن هواپیماسواری یک مطلب دیگر است باید بروید درست در سیستم رحمی قرار بگیرید نه مثل بچهای که الان در رحم مادر هست.@ ولی فقط بزرگ شده به هیچ دردی برای دنیا نمیخورد شکلش شکل طبیعی نیست این دوران بارداری و دوران جنینی خوبی نیست دوران جنینی خوب دورانی است که این سلول تخم تشکیل بشود در قرار مکین قرار بگیرد و سیر طبیعی خودش را نسبت به دنیا انجام بدهد.@ خدا میگوید در این رحم برو اما باید بلد باشی از این رحم استفاده بکنی که چطوری سرعت را بیشتر کنی سوار هواپیما بشو ولی اگر سوار هواپیما شدی باید بتوانی بلند کنی از قطار جلو بزنی و خودت را برسانی این خیلی مهم است این در رحم رفتن یک ماجراست استفاده کردن از آن این هواپیماسواری یک داستان دیگر دارد.@ این رحمها سه تا هستند 1 ـ رحمهای زمانی یعنی اثر زمانها با هم درست است از نظر فیزیکی با هم مساوی هستند اما از نظر تأثیرگذاری یکی نیستند فرق میکند لذا یک کسی که یک مقدار عقبماندگی دارد عقبماندگی علمی، زندگی، معنوی، دارد.@ باید ببیند در 24 ساعت کجا باید سوار زمان بشود و در آن ساعتها اگر قرار است فیزیک، شیمی، ریاضیات، زبان بخواند دقت کند کدام را با چه زمانی شروع به خواندن کند یک ساعت بعد وقتی بچهات را زبان میفرستی بعد میبینی خوب یاد نمیگیرد ذهنش خسته میشود معلم خصوصی برایش گرفتی هزینه هم میکنی ولی بچه الان نمیکشد.@ ساعت 3 بعدازظهر 4 بعدازظهر دوباره فرمولهایی که از صبح ذهنش خسته شده یا هر چیز دیگر، خدا میاید این رحمها را قرار میدهد در طول 24 ساعت آثار یکی نیست لذا شما میبینید برای بعضی از کارها خدا زمان قرار میدهد میگوید نماز را اول وقت بخوان میفرماید فرق بین اول وقت و آخر وقت نماز یعنی ارتباط و تغذیه.@ مثل کسی است که صبحانهاش را بخواهد 11 صبح بخواند خیلی افتضاح است تا یک کسی که از خواب بلند شده 7 صبح بخورد خیلی فرق میکند خیلی برای این بدن فرق میکند میگوید فرق بین نماز اول وقت و آخر وقت مثل فرق بین آخرت و دنیاست اینقدر فرق دارد.@ نماز آخر وقت برای آدم نکبت میاورد اگر نخوانی که کفر است بخوانی هم فقط رفع تکلیف شده ولی اثر ندارد نماز آخر وقت مثل فستفود است یعنی میخوری شکمت را سیر میکند اما گرفتاری خودش را هم دارد ولی نماز اول وقت مثل یک غذای طبیعی و خوب و خوشمزه است.@ ظهر اول وقت، مغرب اول وقت، نماز شب که عاشقانهترین حالت انسان است در شب میگذارد مهمترین اتفاقاتی که در روح میافتد شب میافتد اصلاً در روز ما خیلی چون مشغله زیاد است معمولاً افراد کارها را که نقشهریزی، فکری، اجرایی میخواهند بعداً اجرا کنند شب قدر میگذارند یعنی اندازهها در شب تعیین میشود.@ شما وقتی میخواهید قدر بچینید مثلاً قدر ازدواج، قدر درس، قدر یک معامله اقتصادی، قدر یک کار فرهنگی در شب که مینشینید تقدیرات را میچینید در روز خیلی خوب موفق هستید در روز بخواهی نقشه بریزید به درد نمیخورد چرا؟@ چون روز زمان عمل است زمان اجراست باید نقشههایت را قبلاً ریخته باشی برای همین هم طبیعتگراها هم فطرتگراها هم خوبها هم بدها بیشترین کارهایشان را میگذارند شب انجام میدهند شب قدرتش خیلی زیاد است.@
در هفته یک 24 ساعت هست که قدرتش خیلی زیادتر از بقیه است آن هم شب جمعه است از ظهر پنجشنبه شروع میشود تا ظهر جمعه، لذا شما کار زشت بکنید خباثتش، گناه و معصیت در نفست دو برابر اثر میگذارد کار خیر هم بکنید نورانیتش و ثوابش دو برابر است.@ شما امشب شب جمعه مثلاً ده هزار تومان صدقه میدهید در نامه عملت ده هزار تومان نمینویسند مینویسند بیست هزار تومان، گناه هم بکنی دو برابر روی نفس اثر منفی میگذارد چون قدرت آمادگی نفس برای پذیرش چه خوبی چه بدی بیشتر هست.@ حالا این رحم زمانی در طول ماه میاید خداوند چندتا رحم زمانی قدرتمند قرار داده چهار شب را قرار داده که در این چهار شب یکی شب اول ماه رجب، خود پنجشنبه که لیلۀ الرغائب بود که آن فوقالعاده مهم بود که ما احیا داشتیم ماه رجب یک رحم فوقالعاده قدرتمند است.@ اصلاً کل این ماه یک رحم قدرتمند است برای یک کسی که عقبماندگی دارد 30 سال 40 سال 50 سال 60 سال اگر بلد باشد در این ماه چکار کند میتواند همه این 30 سال 40 سال را در همین ماه جبران کند اینقدر قدرتش زیاد است یک روزهاش ثواب چند ده سال را دارد.@ روزهای که میگیرید پنجشنبه، جمعه، شنبه، یکی را حداقل انتخاب کن اولش، وسطش، آخرش ماهها یا در طول هفته پنجشنبه، جمعه، شنبه، را سه روزش را پشت سر هم روزه بگیر ببین خیلی آثار مثبتی در روح دارد به شرطی که بلد باشیم چکار کنیم آنهایی که زیرک هستند اعتکافها را جدی میگیرند.@ اعتکاف ماه رجب خیلی جدی میگیرند یک وقتی برای این سه روز میگذارند چون این سه روز در واقع سه روز نیست سه روز زمانی هست با روزهای دیگر فرق ندارد یکی است ولی آثارش در روح، فقط ماه رجب هم نیست ما الان اعتکاف شعبانیه داریم اعتکاف رمضانیه داریم هر سیزدهم، چهاردهم، پانزدهم هر ماه یک رحم قدرتمند است.@ پیامبر اگر جنگ نمیرفت حتماً این سه روز را اعتکاف میگرفت در هر ماه، چون آدم را خیلی جلو میبرد شما امسال خودتان امتحان کنید انشاء الله اگر مشرف شدید رفتید وقتی از اعتکاف در میایید دقیقاً حست مثل یک بچهای هست که تازه از مادر متولد شده شما این سه روز را بروید اگر این اتفاق برایتان نیفتاد.@ اگر حس تازه متولد شدن آنهایی که مکه رفتند میدانند یک کسی که سه روز اعتکاف رفته باشد فکر میکند الان واقعاً از مکه آمده دقیقاً همان اتفاقات برایش میافتد همان نورانیت و قدرتها برایش میافتند ماه رجب کلش اینطوری است در خود ماه رجب هم باز یک زمانهایی خیلی قدرتش بیشتر است.@ ماه رجب خودش یک رحم است تازه تو را متولد میکند به یک رحم فوقالعاده قدرتمندتر به نام ماه شعبان، شعبان خیلی محیطش فوقالعاده سازندهتر هست اگر یک کسی بتواند از ماه رجب خوب استفاده کند این در تغذیه روحش، تغذیه معنویاش، تغذیه انسانیاش، و کودک عزیز روانش به خصوص آنهایی که کودک عزیز روانشان خیلی.@ این آفریقاییها را دیدید که در حال مردن هستند بچهها را دیدید که دندههایش بیرون زده آنجا یک میلیارد نفر اینطوری هستند در اثر ظلم و جنایتکاریهایی که دارند در دنیا میکنند مال استکبار جهانی اینها را گرسنه نگه میدارند بیشتر از یک میلیارد اینطوری آنوقت در هر قبیله و روستایی نمیگذارند غذا راحت به دستشان برسد.@ وقتی هم میرسد فقط به یک عده خاص میدهند دکتر میاید مثلاً آنهایی که میداند میتوانند تا 24 ساعت دیگر زنده باشند یک ماژیک برمیدارد آنهایی که نباید بخورند میگوید اینها نخورند این همینطوری بمیرد به یک عده غذا میدهند در حالی که غذا هست در همه جای دنیا غذا زیاد است.@ همین 70 میلیون ما به اندازه یک میلیارد نفر میخورند 45% اضافه وزن دارند از بس خوردند غذا هست ما عدالت نداریم ظالم، ستمگر هستیم انسانیت نداریم میلیارد آدم دارند گرسنگی میکشند.@ اگر یک عکس رادیولوژی از باطن ما بگیرند باطن ما خیلی وحشتناک است این کودک عزیز روان چیزی از آن نمانده خدا نکند مرده باشد ولی این جنازهای که فعلاً از ما مانده این را وقتی در ماه رجب میاوری وقتی تغذیه میشود معادل سالهای سال عقبافتادگی را میشود جبران کرد.@ وارد ماه شعبان که میشود قدرتش خیلی بیشتر است اگر کسی بلد باشد از ماه شعبان خوب استفاده کند تازه آماده میشود برای ماه عسل، تازه میتواند وارد ضیافت الله بشود ضیافت خدا، و الا میاید رجب را خراب میکند.@ ماه شعبان را هم خراب میکند بعد به ماه رمضان میرسد میگوید باشه امسال هم مثل بقیه ماه رمضان سحر بلند میشویم یک سحری میخوریم یک ماه را تحمل میکند یک ماه خدا را تحمل میکند چقدر زشت است چقدر بد است.@
آدم پیش خدا از خدا فراری است پیش خانواده آسمانی و اصلیاش با آنها فراری و بیانس است چقدر زندگی گندی است این زندگی، چقدر زندگی مزخرف و وحشتناکی است این زندگی، از خدا میترسد از خدا فراری است حوصله خدا را ندارد این حالت خیلی خطرناک است.@ حالا وارد ماه رمضان شدیم میگوید عیب ندارد بالأخره تحملش میکنیم تازه این مؤدبها و خوبها و بچه مثبتهایش اینطوری هستند میگویند تحمل میکنیم روزه را میگیریم یک عده آنقدر از خدا متنفر هستند و وحشت دارند که به هر بهانهای از زیر روزه در میروند اصلاً روزه را نمیگیرند.@ نماز که هیچی، روزه هم هیچی، این دیگر خیلی خطرناک میشود این اصلاً خودش را نشناخته این فکر کرده یک زن است یک مرد است یک جنس یک حیوان است به این دنیا آمده که فقط همین کارهای طبیعیاش را انجام بدهد از هدف خلقتش خبر ندارد.@ اینها رحمهای زمانی هستند غیر از ماه رجب، شعبان، رمضان هر ماه قمری هم چند روزی در آنها همچین اتفاقی داریم میافتد مثلاً ماه جمادی اول جمادی ثانی، محرم اینها فضاها و رحمهای زمانی فوقالعادهای است که اگر آدم در آنها برود اتفاقات زیبایی برایش میافتد غیر از بحث رحم زمانی رحمهای مکانی است.@ خدا میگوید گاهی وقتها اگر یکجایی میخواهی بشوی هر جا نمیتوانی اتفاق انجام بشود الان میخواهند به شما آب بدهند در این ظرف ریختند برای من آوردند در یک ظرف تمیز، پاک، خوب آدم رغبت میکند آب را بخورد.@ حالا اگر بیایند در یک ظرف کثیف و آلوده یک غذا به شما بدهند آدم نمیتواند این را بخورد مکان خیلی مهم است اینکه خانهات کجا باشد اینکه با چه کسانی رفت و آمد بکنی اینکه چه کسی را ببینی چه کسی را نبینی اینکه چشمت چه چیزی را نبیند چه چیزی را ببیند فضا انسانساز است.@ قبلاً گفتیم مولکولها و اتمها همه شعور دارند تحقیقات آن پروفسور ایمونو را چند بار برایتان گفتم میگوید من میگویم الله مولکول آب یک شکل است چقدر هم زیبا میشود وقتی میگویم شیطان یک شکل دیگر است لباس شما در آن گناه بکنی یکجور است در آن عبادت بکنی یکجور دیگر است.@ در و دیوار و رنگ اتاق، بو، فضا همه اینها در ساختار روح انسان اثر دارد برای همین هم موقع انعقاد نطفه اگر کسی بلد نباشد یک موقعی برود در یک فضایی بخواهد انعقاد نطفه انجام بدهد برای بچهاش، زمانش مناسب نباشد غذای قبلش مناسب نباشد نورش مناسب نباشد رنگ اتاق مناسب نباشد میبینی بچه یکطور دیگر در میاید.@ و پدر و مادر به خاطر جهالتشان در این زمینه در حق بچههایشان ظلم میکنند نمیروند اینها را یاد بگیرند فضا کلاً انسانساز است لذا خدا میگوید اگر میخواهید یک تحولی برایتان اتفاق بیفتد از فضاهایی که القاء طبیعتگرا، جنسیت، حیوانیت میکند باید خارج شوید.@ بروید در فضاهایی که القاء آدم بودن انسان بودن به تو میکند شما وقتی وارد حرم امام رضا میشوید میبینی اگر افکارت خیلی کثیف و آلوده باشد در فضای آنجا فکر کثیف سراغت نمیاید اصلاً یکطور دیگر هستی یک نرمی یک نورانیتی یک روشنایی، اصلاً فکرهای خبیث سراغت نمیاید.@ چرا وقتی در بیایی در بازار بروی دوباره همان شیطنت سر جایش میاید ولی آدم وقتی در حرم میرود یکدفعه میبیند حس عوض میشود چون وارد یک رحم جدید میشوید مکان خودش سازنده است خود مکان کنترلت میکند در آن مکان معصیت نمیکنید.@ شما وارد یک حسینیه، مسجد بشو میبینی که حست قویتر است این کودک عزیز روان دارد نبضش میزند دارد قلبش میزند این کودک عزیز روان دارد زنده میشود یواش یواش دارد تکان میخورد ولی میبری در یک فضایی که فضای کثیفی هست اصلاً میمیرد تکان نمیخورد.@ اذان بگویند صدای اذان هست حتی کسی بلند شود نماز بخواند میبینی تو اصلاً حس و حال این کارها را نداری چون فضا فضای طبیعتگرایانه است فضای فطرتگرایانه و انسانی نیست بنابراین تو در آن فضا یواش یواش این کودک عزیز روان جیغ و داد میکند و بعد هم وقتی محل نمیگذاری میمیرد(إِنَّ الَّذِينَ كَفَرُوا سَواءٌ عَلَيْهِمْ أَ أَنْذَرْتَهُمْ أَمْ لَمْ تُنْذِرْهُمْ لا يُؤْمِنُونَ).@ دیگر درست بشو نیست هر کاری بکنی دیگر درست نمیشود چون آنقدر خودش را برده در فضاها و مکانهای حیوانی و طبیعتگرایانه که آن کودک عزیز روان آن قلب کارش تمام شده شما نمیتوانید آن را احیا بکنید دست بگذارید آن را احیا بکنید شاید، بعضیها ممکن است بعضیها هم نه، دیگر درست بشو نیست.@ لذا خدا مساجد، حسینیهها، عبادتگاهها را گذاشته شما وقتی در عبادتگاهها میروید میبینید حست عوض شد یکطور دیگر هستی در این حرم در آن حرم، حرمها هم قدرت رحمها با هم فرق دارد برای همین میگوید حرم فلان جا ثوابش بیشتر از فلان جاست حرم امام یکجور است حرم امامزاده یکجور است.@ خود امامزادهها هم با هم متفاوت هستند خود خدا میگوید شما برای اینکه حستان خراب نشود در خانهتان یک رحم مکانی درست کنید آنهایی که زیرک هستند همین کار را میکنند همه جای خانه نماز نمیخوانند میگوید یک جایی را در خانه مصلی بگذارید همیشه سجادهتان همانجا باشد.@ برای همین هم میگویند موقعی که این دارد میمیرد برای اینکه اضطراب نگیرد موقع مردن ببرید بگذارید در مصلی خودش چون این در محل ارتباط و عاشقیاش بوده به او آرامش میدهد چون رابطه عاشقانهاش با حق تعالی اینجا بوده اصلاً وقتی وارد آن فضا میشود آن فضا خیلی به او آرامش میدهد خیلی مرگ را برایش شیرینتر میکند.@ بعضیها نه میگویند ما چرا این کار را کنیم همه خانه را این کار را میکنیم ولی وسائلش را میبرند مثلاً سجاده خودش تأثیر شدیدی در برقراری رابطه دارد شما الان میخواهید کوه بروید با این لباس میروید؟ نمیتوانید با این لباس بروید میخواهید بروید کشتی بگیرید با همین لباس میروی کشتی بگیری؟@ میگویید باید این لباس را در بیاورم آداب دارد دوش بگیرم لباس کشتی بپوشم لباس ورزش خاص خودم را بپوشم بعد حسش را میگیری آنجا میروی مثلاً به خانم میگوید چادرت را عوض کن چادر نماز بپوش آقا مثلاً یک لباس نماز داشته باشد خیلی خوب است عطر بزن حتماً قبلش مسواک بزن این مقدمات را رعایت کن.@ سجاده هم حتماً باید رنگش را دقت کنید رنگ سجاده خیلی مهم است یک کسی میبینی با یک رنگی شاد میشود همان رنگ را انتخاب کند ولی حالا از مکه برایتان آوردند وقتی نگاه میکنم اعصابم به هم میریزد قاطی میکنم دست شما درد نکند.@ ولی ببین خودت با کدام رنگ، برای همین هم شما وقتی میخواهید حرکتهای بزرگ انجام بدهید معمولاً از رنگ سفید استفاده میشود سفید خیلی رنگش قدرتمند است سیاه هم خیلی خوب است ولی سیاه یک سلسله کارکردهای خاص دارد کارکردهای جلالی دارد.@ آنجایی که میخواهید کارکردهای خیلی تصمیمات، قدرتها، استحکام، جلالی، عظمتی هست حتماً رنگ سیاه استفاده کنید اما وقتی که میخواهید کارهای لطیف، ظریف، عروس لباسش سفید است این همه رنگ هست ولی عروس لباسش سفید است پزشک لباسش سفید است برای مریض این لباس سفید آرامش میاورد.@ انسان یکدفعه وارد بیمارستان بشود ببیند همه لباس قرمز پوشیدند اصلاً یکطوری میشود طرف میترسد کادر اتاق عمل لباسشان سبز است این یک اثری دارد، زنها چرا چادر سیاه میپوشند؟ مثل قاضیها، پادشاهها، رؤسا که لباس سیاه میپوشند برای اینکه هیمنه دارد قدرت دارد.@ لباس سیاه چادر سیاه آلارم میدهد که هیچ نامحرمی نمیتواند به این شخص طمع کند و نزدیک شود حالا اگر چادر سفید بپوشد و در خیابان برود و یا لباس دیگر رنگ دیگر بپوشد خرابکاری میشود اینها خیلی مؤثر است شما میگویید این رحم را من سجادهام را میبرم جاهای دیگر.@ عادت میدهم محیط خانهام را که با آن انس بگیرم یا یک جای خاص بایستید در خانه آدم مصلی درست بکند مسجد برود حسینیه برو ارتباطات رحمهای مکانی فوقالعاده است میگوید یک نماز در حرم امام رضا معادل چند صد هزار نماز در جاهای دیگر است.@ این تأثیر را میگذارد اینکه مردم یکدفعه پول میدهند هزینه میکنند که خودشان را از اقصی نقاط عالم به این حرم برسانند بیخود نیست چون اتفاقات زیادی در این حرم برای نفسشان میافتد دو روز سه روز پنج روز که در حرم میروند اتفاقات زیادی برای این نفس و روان میافتد یا مکه، مدینه، کربلا میروند اینها خیلی مهم است قدرتشان با هم فرق دارد.@ قویترین رحم مکانی روی کره زمین نجف و کربلاست قبول ائمه حتی از خانه خدا هم قدرتش بیشتر هست لذا شما نگاه کنید میگوید روز عرفه خدا قبل از اینکه به حاجیان توجه کند به زائران امام حسین توجه میکند چون روح توحید ولایت است.@ کسی که از الله به امام نرسد اللهاش هم قلابی از کار در میاید برای همین هم خداوند حضرت علی را میاورد در کعبه متولد میکند که بگوید باطن این شکل آن امام آنجا هست روح این کعبه این امام است بدون ولی بدون امام بدون معصوم اصلاً کسی ارتباط با حق تعالی برایش امکان ندارد.@ دروغ است اگر کسی بگوید بدون معصوم نمیشود در حدیث داریم(تَمامُ الحَجّ لِقاءُ الإمام) چه کسی میتواند حجش را کامل بکند؟ کسی که وقتی حج را به جا آورد به ملاقات امامش برود این خیلی مهم است قویترین رحمها را ما بشناسیم چطوری هست رحمهای مکانی.@ یک رحم دیگر هم داریم که این از آن دو رحم خیلی میتواند قدرتمندتر باشد به آن رحم استاد میگویند انسان یک استاد خوب داشته باشد میبینی که یک مسیری را که 60 سال عقبماندگی هست یک استاد در شش ماه در یکسال دست تو را میگیرد از مسیر رد میکند.@ من 60 سال این گیرها را داشتم استاد در دو روز سه روز پنج روز ده روز یک هفته یکسال طرف را رسانده به جایی که 60 سال اگر خودش میخواست نمیرسید. من یادم هست یک موقعی زمان جنگ بچه بودیم سن زیادی نداشتیم رفته بودیم شناسایی، کار من تخریب و شناسایی بود.@ در دشمن رفته بودیم 90 کیلومتر ما رفته بودیم در سرزمین خودمان هم نبودیم که مشکلی پیش بیاید آنجا وسط آن همه دشمن در یکی از آن پایگاهها گیر افتادیم در محاصره افتادیم یواشکی رفته بودیم که نقشهبرداری کنیم دشمن فهمید که ما آنجا هستیم حالا فکر کنید دهها کیلومتر در خاک دشمن، بعد در این فضا که هستی لو رفتی که اینجا هستی.@ فکر کنم 17 سال داشتم در یک غاری پنهان شدیم که حالا چکار کنیم دیدیم فایده ندارد ما باشیم بالأخره پیدایمان میکنند چون منطقهمان را در دوربین دیده بودند چند دقیقه وقت داشتیم تصمیم بگیریم باید از این غار بیرون میزدیم جلوی دید همه اینها باید یکطوری فرار میکردیم یک بلدچی داشتیم.@ میخواهم بگویم رحم استاد یعنی چی، یک پیرمردی بود بلدچی بود گفت من هر طرفی دویدم شما همانطوری بیایید ما در آمدیم و ده دوازده نفر بودیم لشکر بودیم بیرون زدیم آنها هم شروع کردن به تیراندازی، خمپاره زدند آرپیچی زدند این بیست دقیقه ما را دواند چند ده کیلومتر کجا بیست دقیقه کجا، مگر بیست دقیقه چقدر میشود رفت.@ بعد رسیدیم یکجا گفت الان دیگر خیالتان راحت باشد هیچ تیری تَرکِشی هیچ کس دستش به شما نمیرسد بلدچی اینطوری است بعد هم رفت دم غاری یک سنگی را فشار داد کنار زد رفت برای ما میوه و چایی آورد و بنشینید بخورید تا خستگیتان در برود.@ بعد شروع کردیم به پیادهروی یک روز بعد به کشور خودمان رسیدیم بلدچی اینطوری است یعنی از جهنم وسط دشمن از خطر از دهان هزارتا اژدها تو را در میاورد استاد، 20 سال ته جهنم رفتی 30 سال ته جهنم رفتی استاد میاید قشنگ تو را حمایت میکند نمیگذارد یکذره بدنت بسوزد شما را تا عالیترین درجات بهشت میرساند.@ این آن هواپیماسواری است که گفتم فرق استاد با رحم زمان و مکان این است استاد به آدم خلبانی یاد میدهد پرواز یاد میدهد اگر استاد نباشد معرفت نباشد لذا فرمود یک ساعت فکر کردن، یک ساعت نه شصت دقیقه(تَفَکُرُ ساعَۀٍ).@ آنجا که در روایت ساعت میگویند نه شصت دقیقه یعنی مقداری فکر کردن(خَیرٌ مِن عِبادَۀِ سَبعینَ سَنَۀ) از هفتاد سال عبادت بهتر هست چون فکر خیلی ارزش دارد لذا فرمود:@
گوش سازنده است لذا امام جواد(ع) میفرماید(القَصدُ إلیَ الله) حرکت به سوی خداوند تبارک و تعالی(بِالقُلُوب) با دل با فکر(أبلَغُ مِن إتعابِ الجَوارِحِ بِالأعمال) خیلی زودتر میرساند آدم را تا اینکه آدم بدنش را برای عبادت به زحمت بیاندازد.@ 50 سال این روزه گرفته هیچ حرکت جدی ندارد 60 سال نماز خوانده همان آدم عصبانی، بداخلاق، پرخاشگر، نامهربان، زودرنج است هیچ فرقی نکرده حرم رفته رحم زمانی و مکانی را استفاده کرده ولی تغییری ایجاد نکرده ولی اگر این قلب تکان بخورد این فکر تکان بخورد یکدفعه میبینی شخص یک مسیحی است.@ الان ما در قم خودمان که داریم با طلبههای خارجی کار میکنیم طلبه است مثل پیغمبر واقعاً میماند مادرش مسیحی پدرش مسیحی مادر یهودی پدرش یهودی اصلاً پدر و مادرش معلوم نیست چه کسانی هستند.@ ولی خودش آنقدر قدرت دارد که نگو چون در وجود این آدم روح و قلب حرکت کرده فکر حرکت کرده لذا جهنمیها وقتی جهنم میروند ملائکه به آنها میگویند چه چیزی باعث شد شما در جهنم بیایید؟ میگوید(لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) اگر ما خوب شنیده بودیم برای شنیدن وقت گذاشته بودیم یا خوب تعقل میکردیم به جهنم نمیرسیدیم.@ جهنم جای بیفکرهاست جای کسانی که وقت برای شنیدن ندارند در روایت قبلی چند بار خواندم پیغمبر فرمود جای تنبلها و بیحوصلههاست کسانی که برای شنیدن تنبل و بیحوصله هستند چند روز پیش یک دکتری پیش من آمد گفت من افسردگی دارم وضعم خراب است.@ گفتم من تضمینی سه ماه تا شش ماه به حول و قوه الهی انشاء الله یک کاری میکنم که تو این قرصهایی که چند سال خوردی کنار بگذاری دیگر قرص نخوری گفتم این چیزی که برایت تجویز میکنم را انجام بده داروهایت را بخور.@ تقریباً دو ماه پیش بود دیدم زنگ زده به این دفتردار ما آنقدر اصرار و جیغ و داد و ناله و گریه که یک وقت به من بده یک وقت دادم آمده، میگویم چیه؟ میگوید داغون داغونم، اول من گفتم فکر نمیکنم این آدم اینقدر بیعقل باشد گفتم که من به تو گفته بودم سه ماه تا شش ماه تو سر دو ماه آمدی دارو باید سیکل خودش را طی بکند.@ گفتم چکار کردی؟ گفت هیچی، گفتم یعنی این دو ماه هیچ کاری نکردی؟ گفت نه، گفتم چرا این چیزهایی که برایت نوشتم عمل نکردی؟ گفت حالم خوب نبود عمل نکردم، گفتم اگر مریض بیاید به تو بگوید من حالم خوب نبود دارو نخوردم تو چه به او میگویی؟@ دارو برای این است که حال آدم خوب بشود تلخ است زهرمار است هر چه که هست بالأخره باید تحملش بکنی من یادم هست خودم سرطان که داشتم شیمیدرمانی که میکردم شش ماه که ما شیمیدرمانی کردیم حال من روزبهروز بدتر میشد یعنی اول یواش یواش موهایمان ریخت بعد یواش یواش حسمان را از دست دادیم بعد درد زیاد و همینطوری بالا میرفت.@ هفته آخر من خوب شدم یعنی من شش ماه وفادار به داروهای دکتر مرتب همه کارها را انجام دادم یک ثانیه هم تخلف نکردم هفته آخر تازه شش ماه این سلولهای سرطانی بمباران شدند اثرش از بین میرود حالا یواش یواش طرف تازه حالش بهتر میشود.@ گفتم اینطوری است این ذکر را گفتم اینطوری شدم این سیدی را گوش کردم اعصابم به هم ریخت دارو عوارض دارد این سیدی اگر تو را یکذره به هم میریزد ادامه بده یک آقایی آمد پیش من گفت من خانمم به من گفته بود صحبتهای شما را گوش کنم بعد چند سال مقاومت کردم بعد شروع کردم هر چه گوش میکردم از شما بیشتر بدم میامد.@ هر چه گوش میکردم تنفرم از شما بیشتر میشد ولی نمیدانم یک چیزی به من میگفت ادامه بده گوش میکردم و به شما فحش میدادم و انتقاد میکردم به خانمم میگفتم نگاه کن این چرت و پرتها چیه این دارد میگوید ولی یک چیزی به من میگفت ادامه بده.@ گفت وقتی رسیدم به جایی که آن اتفاق مبارک برایم اتفاق افتاد به او گفتم اگر مریضی به شما بگوید من حال نداشتم دارو بخورم چون مریض بودم این حرف مریض یعنی چی یعنی شما این مریض را چطوری تلقی میکنید اگر مریض جسمی باشد شما به عقلش شک میکنید.@ شما دکتر آمدی زحمت را کشیدی هزینه را هم که پرداخت کردی دارو را که برایت تجویز کرده آمپول است درست است سخت است سرم است سخت است قرص است مشکلات دارد گرفتاری دارد من چند وقت پیش مشکل تنفسی پیدا کرده بودم دکتر برایم نوشت بعد گفتم این قرص را که من میشناسم این را برای چه نوشتی؟@ من که مشکل گوارشی ندارم گفت این داروها آنقدر آشغال است این مریضی تو را خوب میکند ولی عوارض هم دارد این را دادم که آن عوارض گوارشی معدهات را داغون نکند باید انجام بدهی نایست بپرس که این برای چه بود آن برای چه بود چرا این ذکر را گفتی.@ چرا گفتی من این سیدی را اینطوری گوش بدهم چرا گفتی من کتاب را بخوانم اصلاً این موضوعی که الان شما توصیه کردید چه ربطی به مسأله من دارد؟@ ربط دارد یا ندارد استاد باید تشخیص بدهد من پدرم یادم هست چند سال سردرد داشت ما دکتر بردیم عکس سر بگیر سیتیاسکن بگیر این دارو را برای سرش بدهیم خوب نشد یک موقعی بعد از چند سال یک دکتر ماهر به او خورد گفت من سردرد دارم به پدرم گفت دهانت را باز کن ببینم، گفت برو دندانت را بکش یک دندان عفونی داری.@ رفت دندانش را کشید سردردهایش خوب شد تا سردرد گرفتی که نمیتوانی بگویی حتماً سر من یک مشکلی دارد قلبدرد گرفتی استاد ما هم همینطور چند وقت میبردیم دکتر اینطرف و آنطرف، دکتر میگفت این سالم است آخر سر از دندانش بود.@ یک دکتر زیرک فهمید دوتا دندانت برای قلبت مشکل درست کرده برو درست کن نگو چه ربطی دارد برو این را انجام بده آن اتفاق مبارک میافتد پس ما سه دسته رحم داریم رحم مکانی رحم زمانی و رحم استاد، استاد هم از آن جهت که بتواند قلب و فکر را بتواند سازماندهی بکند و آن پرواز را به ما یاد بدهد.@ واقعاً هم هر استادی این کار را نمیتواند بکند خدا رحمت کند امام را فرمود یک کتابهای اخلاقی الان هست حتی در حوزهها آدم میخواند به جای اینکه خوب بشود مریض میشود اگر کسی هم دید روی کتابی نوشته اخلاق، اخلاق اسلامی، نباید برود راحت این کتاب را بخواند.@ یک موقعی میبینی میخواند بدتر شد نه انتخاب و دقت خیلی مهم است این سه رحم را باید انتخاب کنیم اگر تنبلی کنیم در ارتباط با زمان، حالا الان که ماه رجب آمده ما بخواهیم روند زندگیمان مثل روند قبل از رجب باشد این واقعاً بیسعادتی است یک کسی خودش را برای این رحم زمانی فارغ نکند.@ بگوید من همان برنامهای که قبل از رجب داشتم، در رجب یک چیز دیگر میطلبد شرائط خیلی خاص است لذا قیامت میگویند(أین الرجبیون) اهل رجب کجا هستند بیایند در بهشت بروند رجبیون یعنی این رجبباز بوده.@ دیدید میگویند طرف کفترباز است کامپیوترباز است بنزباز است یعنی این کاره است این رجبباز است یعنی بلد است از این زمان چطوری استفاده بکند عیاشی و کیافیهایش را بلد است یک کسی مکانباز است میکدهها را خوب میشناسد تولیدات میکدهها را خوب میشناسد میداند باید چکار کند استاد به شما کمک میکند که بتوانید از رحم استفاده کنید.@ یکی میگوید من 40 سال است دارم امام رضا میروم یک حالکی میکنم ولی شما با یک ولی خدا با یک استاد مشورت میکنید میگوید کارهایی که بقیه میکنند نه، تو این کار را کن اصلاً امسال این دفعه امام رضا طور دیگر بود یک اتفاق دیگری در امام رضا برای ما افتاد.@ نباید در استفاده از زمانها و مکانها تنبلی بکنیم در روایت داریم کسی که نماز اول وقتش را ترک میکند نماز را سبک میشمارد پیامبر فرمود آنقدر کار این بیادبانه است چون نماز اول وقت یعنی خدا دارد صدایت میکند بیادبانه است به خدا بگوید وقت ندارم حوصلهات را ندارم.@ میگوید روز قیامت اصلاً این شخص را شفاعت نمیکنم زناکارها، فاحشهها، دزدها، آدمکُش، مشروبخوار را شفاعت میکنم ولی کسی که نمازش را اول وقت نمیخواند بیتوجه است نه، این آدم بیادب است مشکلش بیادبی است خدا صدایش میکند میگوید کار دارم.@ در اول وقت تنبلی نکنیم هر کاری زمان خاص خودش را دارد در مکانها تنبلی نکنیم نزدیک خانه مسجد هست درخانه ننشین اصلاً نماز در خانه نماز فرادا اصل نیست یک چیز فرعی است اصل این است که نماز را در جمع بخواند که از روح آنها استفاده کند از ثواب آنها استفاده کند از پاکی آن جمع در روح خودش بریزد.@ لذا میفرماید کسی که همسایه مسجد است نماز را نمیخواند ترک میکند اول وقت نمیخواند مسجد نمیرود مثل کسی است که یهودی یا مسیحی مرده در مسجد بخوان حالا خانمها نه، خانمها عذر شرعی دارند شوهر دارد بچه دارد ممکن است شوهرش راضی نباشد.@ شوهرش الان در خانه به او احتیاج دارد بچه مدرسهای دارد ممکن است به آن احتیاج داشته باشد نه خانمها این بار از آنها برداشته شده اگر میتوانند بروند بروند استفاده کنند لذتش را ببرند ولی مردها نه مردها باید خودشان را برسانند تنبلی نکند.@ حالا ساعت چهار بعدازظهر بعداً میخواند اذان میگویند صدا میکنند بپرید بروید در حسینیه و مسجدی حرمی جایی که اگر انسان اینها را رعایت نکند یعنی غذایش را به موقع به خودش نداده این کودک عزیز روان یعنی بخش فوق عقلانی غذا به موقع به او نمیرسد بعد مشکل پیدا میکند.@ همانطور که اگر ناهارت را دیر بخوری یواش یواش زخم معده و زخم اثنی عشر و گرفتاری دارد ناهار، صبحانه یا هر چیز، غذای بخش روح را آدم نباید جنایت بکند باید به آن بدهد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@