جلسه 034 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
34
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
11
روز
19
متن کامل (خام) ‌ جلسه 034 - تنبلی و بی‌حوصلگی

هدیه به محضر امام عسگری(ع) صلوات ختم بفرمایید. سلام علیکم و رحمۀ الله.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ سلام و صلوات و درود و رحمت و خیرات و مغفرت و برکات الهی بر همه شما عزیزان. بحثمان درباره راههای غلبه بر تنبلیها و بیحوصلگیها بود یک قاعده را از قبل ذکر کردیم که امروز یک مقدار به بیان مصادیقش میپردازیم آن قاعده قاعده تلقین هست که فوقالعاده مهم هست.@ نفس انسان به گونهای آفریده شده که در بخش پنج وجودش بینهایتطلب است اینها را که قبلاً توضیح دادیم یعنی در بخش حس و خیال و وهم حیوان است در بخش عقلانیش فرشته است و در بخش فوق عقلانیش که بینهایتطلب است انسان است.@ یکی از چیزهایی که انسان خیلی به آن اهمیت میدهد سعادت دائم و رفاه دائم هست انسان آسایش میطلبد و آسایش دائمی را میطلبد اما در دنیا که هست چون شرائط دنیا یک شرائط خاص و ویژه است و انسان با تلاش فقط با تضاد و برخوردها میتواند رشد بکند و قوای خودش را به فعلیت برساند.@ اگر بخواهد صرفاً به این راحتطلبیش بدون توجه به قواعد راحتی و آسایش توجه بکند هم راحتی و سعادت دنیا را از دست میدهد و هم راحتی و سعادت آخرت را از دست میدهد یعنی انسان چون راحتطلب هست تا مجبور نشود کاری را نکند نمیکند.@ یعنی تا ضرورتش را احساس نکند وادار نشود به نیاز و سختی نیفتد تلاشی برایش نمیکند و همین حس راحتطلبی باعث میشود که به اضافه قوه واهمه که جلسه گذشته توضیح دادیم که میاید جلوی شعور انسان را میگیرد و امور بدیهی را برای انسان غیر بدیهی میکند.@ موجب میشود که انسان در دنیا شکستهای زیادی را بخورد در همه زمینهها و آخرت خودش را هم آسیب برساند به آن عرض کردم حضرت فرمود کلید همه بدبختیهای انسان در دنیا و آخرت تنبلی و بیحوصلگی است.@ و اکثر جهنمیان با اینکه آدمهای بدی نیستند اما چون آدمهای تنبلی بودند نسبت به انجام دستورات دینی و وظائف انسانی و الهی خودشان سر از جهنم در میاورند نه اینکه واقعاً آدمهای بدی هستند بیحوصلگیها و تنبلیها آنها را به جهنم میکشاند.@ عالم دنیا عالم قوه است یعنی فعلیت محض ندارد هر چیزی فقط استعدادش هست اگر بخواهد به فعلیت برسد و شکوفا بشود یک مراحلی را باید انجام بدهد یک دانه اگر بخواهد به یک گیاه یا یک درخت و یا یک میوه تبدیل بشود باید در خاک برود در فشار خاک تاریکی خاک قرار بگیرد.@ تازه استعدادهایش درون تاریکی خاک و فشار خاک شکوفا میشود و از طرفی ریشه میدواند از طرفی هم ساقه تا بیاید بیرون از دل خاک و رویش پیدا بکند اما اگر بخواهید دانه را بدون فشار در یک جا قرار بدهی او اصلاً هیچ رشدی نمیکند.@ یک جنین یک نطفه باید در آن قرار مکین و تاریکیهای سهگانه رحم قرار بگیرد تا یواش یواش بتواند رشد بکند عضلات شما تا ورزش نکند حرکت نکند رشدی نخواهد کرد همه مغز شما سایر قوای انسان همینطوری است یعنی باید در تضاد قرار بگیرد تا شکوفا باشد.@ یک بچه روزی که به دنیا کف پایش و سایر قسمتهای بدنش پوستشان برابر است اما به مرور زمان چون از کف پا و دست کار میکشد برخلاف صورتش که به جایی غیر از هوا خیلی ارتباط ندارد یا پارچهای پوست صورت کاملاً نرم و نازک ولی پوست دست کف دست و پا یواش یواش محکم و قویتر میشود.@ در واقع مثل سر بیل میماند شما سر بیل را نگاه کنید شما وقتی با آن کار میکنید این سر بیل هم تمیز و براق است هم تیز و قدرتمند است چون از آن کار میکشید مغز همینطور عضلات همینطور و هر چیزی که ما از آن کار مکشیم همینطور هست.@ بنابراین اگر کسی میخواهد به تنبلیها و بیحوصلگیهای خودش غلبه بکند باید حتماً اهل تلقین باشد آدمهایی که تنبل و بیحوصله هستند یواش یواش به توجیه عقائد در اثر تنبلیها و بیحوصلگیها و شکستهایی که در زندگیشان پیدا میشود و سرخوردگیهایی که پیدا میکنند یواش یواش شروع میکنند به انکار خدا بیهدف بودن خلقت عدالت خدا را زیر سؤال میبرند.@ آدمهایی بودند که تنبل بودند مسیر را درست نرفتند راه را نرفتند دچار خیلی از مشکلات شدند در این مشکلات هم به سرخوردگیهای زیادی دچار میشوند حالا یک دفعه دنیا برایشان تاریک میشود داد میزند جیغ میزند فریاد میزند خدا کو کجاست عدالتش کجاست یا خیلی چیزهای دیگر را زیر سؤال میبرد.@ پس این تنبلی و بیحوصلگی اگر در عمل هم وجود داشته باشد بعدها به اخلاق و عقائد هم کشیده میشود برای همین خیلی مهم هست که برای اینکه بداخلاقی و بدعقیدگی سستی عقیده ایجاد نشود انسان از اول هم خودش هم فرزندانش را در مقام عمل اجازه تنبلی و بیحوصلگی به آنها ندهد.@ الان که متأسفانه در کشور ما بچهها تنبلی و بیحوصلگیهایشان زیاد هست فرزندسالاری خیلی قدرت دارد پدر مادرها کمتر بچهها را به کار وادار میکنند بیشتر لیلی به لالاشان میگذارند و آسیبهایش در زندگی خیلی بیشتر هست.@ پس این یادمان نرود ما اگر بخواهیم هر قوهای را فعال بکنیم چه در مقام حس چه در مقام خیال چه در مقام وهم چه در مقام عقل و چه در مقام فوق عقل نیاز به تلقین کار تلاش داریم و تنبلی دشمن فعالیت این قوا هست من حالا مثال بزنم ذره ذره مثال بزنیم تا بیاییم بالاتر میخواهیم نمونههای تلقینی را خدمتتان عرض بکنم.@ در مرحله بدن عضلات گفتم از اول احتیاج به کار دارند سلامت جسم حالا باز دقت بکنید مثالی که میزنم شما هر چقدر بخواهید در مقام خیال یک نفر قوی بشود و ذهن مثلاً بچهتان میخواهید تیزهوش بشود و از نظر واهمه بتواند قوی بشود بعداً قسمتهای مهم واهمه که نیاز دارد.@ مثل بحث ارتباطاتی که باید داشته باشد روابط عاطفی با خودش با خانواده با دوستان بعداً با همسرش با اجتماع روابط عمومی قوی داشته باشد یا نه از نظر عقلی میخواهید قوی بشود یا از نظر فوق عقلی مهمترین کاری که باید بکنید این هست که اول به جسمش رسیدگی بشود.@ یعنی هر چقدر روی جسم بچه سرمایهگذاری بکنید پایه رشد در آن چهار جهت را انسان میریزد و یک مادر آگاه که خدا یک بچه به او داده کاملاً اجازه میدهد که بچه هر نوع تلاشی میتواند انجام بدهد هر ورزشی میتواند انجام بدهد انجام بدهد.@ بچه چون سنش کم است ورزش به معنای لعب بازی نمیتوانید به او بدهید طی سالهای اولیه باید لهوی باشد لهو و لعب میگویند یعنی باید حرکتهای بیهوده باشد ظاهراً بیهوده است اما کاملاً هدفمند و جهتمند است و مؤثر است.@ مثل اینکه بچه دستش را تکان میدهد قدیمها بچهها را در قنداق میگذاشتند چقدر از عضلات بچهها ضعیف میشود استعدادهای بچهها خفه میشود اما الان دیگر نه الحمد لله رشد جامعه زیاد شده بچه را به هیچ وجه قنداق نمیکنند و دست و پایش را نمیبندند کاملاً آزاد میگذارند که بتواند فعالیت بکند.@ هر چقدر این فعالیت بدنی و دست و پا زدن بچه بیشتر بشود بچه هوشش بیشتر خواهد شد کارهای بعدیش بهتر خواهد شد عضلاتش زودتر راه بیفتد بنابراین فقط در دو جا داریم در هفت سال اول در دو جا جلوی بچه را بگیرید 1 ـ جایی که برایش ضرر داشته باشد خطر داشته باشد 2 ـ جایی که حق کسی در میان باشد.@ و الا بچه باید شیطنت بکند پیغمبر فرمود بچهای که شیطان نیست مریض است حتماً شیطنت به او یاد بدهید خودتان شیطانش بکنید یعنی خودتان هی وادارش بکنید به اینکه حرکت بکند با او بازی بکنید چیزی را برایش پرت بکنید برود بیاورد توپی را بفرستید جایی برود بیاورد دنبالش بگذارید.@ فعالیتهای اینطوری که این بچه هی تکان بخورد و فعالیت بکند از ابزار و وسیلهها استفاده بکنید که این بتواند عضلاتش را تکان بدهد و از وسائل کمکی استفاده بشود این خیلی خوب هست برای بچه، بعد در جنبههای بعدی پس جلوی بچه را نباید بگیرید غیر از این دو مورد بچه باید کاملاً آزاد باشد بتواند این کار را انجام بدهد.@ در این فعالیتهای بدنی هست که یواش یواش روابط بین اشیاء را میفهمد هوشش زیاد میشود درک بالایی پیدا میکند قدرت بدنی بهتری پیدا میکند به او نشاط میدهد حتی گریه را هم نباید خیلی جلوی بچه را گرفته بچه را نباید خیلی ساکت کرد.@ چون گریه باعث میشود آبهای سرش مغزش آبهای اضافهای که هست خارج بشود و برای هوش بچه خیلی خوب است بچههایی که در سن کودکی ساکت هستند و یا پدر مادر زود ساکتشان میکنند این آبهای مغز در آنها میماند و بعد از نظر ضریب هوشی پایین میشوند.@ بچه هی باید بتواند گریه بکند از طریق اشک و فعالیت این آبهای بدنش را خارج بکند این آبهایی که هست حتی الان هم کسانی که این حالت را دارند از بین طبعهای چهارگانه آنهایی که طبعشان مرطوب است دائماً رطوبتهای بدنشان زیاد است عرقهایشان زیاد است رطوبتشان خیلی زیاد است اینها سردردهای خیلی زیادی پیدا میکنند.@ در طول زندگیشان سردرد دارند گرفتاریهای زیادی دارند لذا در طب درمان میکنند اینها را سعی میکنند رطوبتهای اینها را خارج بکنند تا اینها بتوانند به یک درک بهتر حافظه بهتر و یا آرامش بیشتر و یا کاهش درد برسند.@ بنابراین در بچه باید تلاش بکنیم بچه کاملاً باید آزاد باشد ما خودمان را با او تطبیق بدهیم و جلوی بچه را نگیریم گریه را همیشه بد ندانیم مفاهیم گریه را بشناسیم الان الحمد لله راهنماییهایی هست که ما میتوانیم انواع گریههای بچه را بشناسیم.@ که این بچه وقتی دارد این گریه را میکند صدایش به این شکل هست جایش را خیس کرده اینطوری گریه میکند غذا میخواهد اینطوری گریه میکند طبیعی است اینها را بشناسیم الان دیگر الحمد لله کار شده روی آن دیگر الحمد لله کار شده روی آن ولی به هر حال باید با بچه راه آمد.@ اگر بچه فعالیتش کم باشد باید نگران شد چون این تنبلی پیدا میکند و تنبلی بچه در تحرک در شیطنت در دویدن در اینطرف و آنطرف رفتن در اینطور کارها علامت خوبی نیست نباید بگویی بله بچه است خیلی الحمد لله بچه خوبی است بچه ساکتی است اذیت نمیکند این خوب نیست علامت خوبی نیست.@ بچه باید شیطنت بکند سروصدا بکند از دیوار صاف برود بالا بزند بشکند خراب بکند تخریب بکند کارهای اینطوری انجام بدهد بعد تا یکسالش که شد تقریباً یکسال یکسال و نیم که شد قدرت گرفتن اشیاء را یواش یواش اجازه بدهیم تمرین بکند اشیاء را بگیرد یا قاشق را میخواهد بگیرد اجازه بدهیم بگیرد.@ هی این غذا را بریزد در یقه خودش در چشم خودش در گوش خودش تا بالاخره یاد بگیرد بگذارد در دهان خودش روی قاشق روی چنگال کنترل داشته باشد یواش یواش خودکار حتماً دستش بدهید مداد دستش بدهید که این بچه بتواند هی خط بکند هی پاره بکند.@ کاغذ زیاد کاغذ باطله در اختیارش قرار بدهید بگذارید این تا دلش میخواهد خسته بشود هی کاغذ خط بکشد ماژیک بکشد مداد رنگی بکشد پاک کند پاره بکند بریزد دور تا حالا سنهای بالاتر چون میخواهید قوه تخیلش را هم تقویت بکنید یواش یواش شکل یاد دادن کشیدن نقاشی کردن رنگ کردن و چیزهایی از این قبیل این خیلی مهم است.@ بچه باید دائماً به کار گرفته بشود فقط خستهاش نکنیم در یک کار خاص اگر از یک کار خاص خسته است تلقینی به او زیر هفت سال تلقینی به او نکنیم شما میگویید الان بچه من هوشش خوب است میخواهد برود مهدکودک خوب برود.@ میخواهد برود حفظ قرآن کار بکند برود ولی هر وقت گفت نمیروم نمیخواهم دوست ندارم باید دیگر کارش نداشته باشید یک نحو دیگری که دوست دارد به کارش بگیرید با یک بازی دیگر با یک کتاب دیگر با یک داستان دیگر با یک مدل دیگر باید یکسره کار بکند.@ چون این 24 ساعت میتواند کار بکند حتی بچه وقتی خواب هم هست الان که دیگر این بالشتکها هم آمده خیلی خوب هست بچه خوابیده این بالشتکها هم قرآن میخواند در گوشش حافظهاش قوی میشود.@ همانطور که مادر وقتی بچه در شکمش هست دارد استراحت میکند مادر وقتی میخواند میشنود بچه هم در مغزش میرود این چیزهایی را که مادر میبیند میخواند میشنود همه مثبتها و منفیهایی که مادر دریافت میکند در بچه ضبط میشود.@ حالا قرآن بخواند یا حرف زشت بگوید فیلم خوب ببیند یا فیلم بد ببیند حسادت بکند یا مهربانی داشته باشد دعا بکند یا غصه داشته باشد هر چه هست به بچه منتقل میشود بچه دریافتکننده هست دائماً حالا که اینطوری هست بچه را به کار بگیریم نگذاریم تنبل بشود.@ اگر از چیزی خسته شد اجازه استراحت به او میدهیم بعد به گونه دیگری باز به کار میگیریم بچه را باید بفرستیمش باشگاه با ابزار بازی بکند با ورزش بازی بکند با چیزهایی که هست تلقین بشود به او بدود حرکت بکند اینها خیلی مهم است از این لوازم تلقینی استفاده بکند.@ در خانه اگر بیتحرک هست مهدکودک برود بچههای دیگر را ببیند با بچههای دیگر دعوا بکند بزنندش بخورد بزند اینها برایش خوب است نگوییم که حالا من بفرستمش آنجا میزنندش باشد باشد بچه کتک خوردن هم خودش یک فعالیتی است بالاخره یواش یواش یاد میگیرد که فعال بشود در این قضیه.@ برای همین هم در خانوادههایی که بچههای شلوغ دارند زیاد دارند با فاصله سنی کم چون فاصله سنی سه سال خوب هست دیگر بیشتر از سه سال هم بچه اول ضربه میخورد هم بچه دوم هم پدر مادر وقتی فاصله سنها زیاد میشود.@ بچهها احتیاج دارند بچههایی که نزدیک خودشان باشند با هم دعوا بکنند با هم سروصدا بکنند با هم اعصاب پدر مادر را خورد بکنند پدر مادر را دیوانه بکنند اینطوری احتیاج هست پدر مادر هوشیار هم دیوانه نمیشود وقتی اینها با هم دعوا میکنند اصلاً جدی تلقی نمیکند.@ اینطوری نیست که خیلی جدی بگیرد این دعوا را بعد بخواهد بینشان قضاوت بکند حکم صادر بکند حکم را اجرا بکند نه یک مادر هوشیار و پدر هوشیار میداند بچهها باید تا سنین ده پانزده سالگی حتی تا زمانی که ازدواج میکنند با هم کلکل دارند.@ بعد هم وقتی که دختر شوهر کرد پسر زن گرفت میبینی که آنها اصلاً یادشان میرود یک خواهر برادر خیلی مهربان و خوب و عالی هستند ولی آن موقعها در این اقتضای سنشان با همدیگر دعوا و درگیری دارند این هم طبیعی هست باید هم باشد.@ چون نیاز دارند به تضاد بچه نیاز دارد به کسی که جلویش را بگیرد حالش را بگیرد مزاحمش بشود اختلاف منافع پیدا بکنند درگیر بشوند با همدیگر اینها نیاز هست لذا خانوادههایی که زیرک هستند حتماً فاصله نمیاندازند بین بچهها بچههای کم نمیاورند حتماً بچههای سه تا چهار تا پنج تا بچه حتماً میاورند.@ چون خانوادههای اینطوری سالمتر هستند خانوادههایی که شلوغتر هستند همه سالمتر میمانند بچهها سالمتر میمانند حتی پدربزرگها و مادربزرگها و پدر مادر هم سالم میمانند یعنی پدر مادری که بچههای زیادی دورشان هست وقتی هوشیار آدمهای آگاهی باشند.@ آگاه نباشند که همان بچه اول پیرشان میکند چون نمیفهمد با این بچه باید چکار بکند یکسره حرص و جوش الکی میخورد ولی وقتی آگاه هست میداند که یک باشگاه هست خانهشان و بچهها هم عضو این باشگاه هستند مثل یک مربی باشگاه عمل میکند.@ یعنی بچهها میایند در این باشگاه باید سروصدا بکنند مربی باشگاه یا مربی مهدکودک از سروصدای بچهها یا فعالیتشان زد و خوردشان اصلاً ناراحت نمیشود چون باشگاه است میفهمد که باشگاه است یک کسی که نفهمد خانهاش باشگاه است و او مربی است یک زن یا یک مرد اگر این را نفهمد فکر میکند خانه یعنی قبرستان.@ یعنی بچه باید حتماً ساکت باشد همه باید ساکت بنشینند تکان نخورند هیچ کاری نکنند هیچ سروصدایی نباشد گریهای نباشد خندهای نباشد دعوایی نباشد علامت یک خانواده سالم یک خانوادهای هست که در آن سروصدا است دعوا است درگیری است اختلاف منافع هست این همان شدن هست.@ بین زن و شوهر اگر این چیزها اتفاق میافتد زن و شوهر اسم دریافت میکنند از الله شبیه الله میشوند وقتی با هم اختلاف پیدا میکنند اختلافاتی که بین خود زن و شوهر اتفاق میافتد بین همسران با خانواده همسر با خانواده خودشان با همسایهها تمام اینها فرصتهایی هست برای شبیه شدن ما به الله.@ برای تشبه و کسب اسم الهی با بچهها هم همینطور خود بچهها هم با همدیگر همینطور فرصتهای خیلی خوبی پیدا میکنند بنابراین این خیلی مهم است پدر مادری که میرسند به سن 40 سال 35 سال 40 سال از 40 میگذرند اگر دورشان بچههای کوچک نباشند خودشان هم افسرده میشوند.@ پژمردگی در خانههایشان زیاد هست ولی یک کسی که الان رسیده پنجاه سالش بچه کوچک در خانهاش هست این خیلی نشاط دارد آدم با نشاطی است رسیده 55 ـ 60 سالش هست بچه کوچک هنوز در خانهاش هست این آدم نشاط دارد این آدم تازه است.@ الان علم ثابت کرده پدر مادرهایی که نوههایشان پیششان هستند بچههایی که با پدربزرگ مادربزرگ زندگی میکنند خیلی با نشاط میشوند طبیعیتر رشد میکنند نه فقط با پدر مادر بلکه با پدربزرگ مادربزرگ آنها را میبینند دایی را میبیند خاله را میبیند عمو را میبیند عمه را میبیند بچههایشان را میبیند خیلی بهتر رشد میکند طبیعیتر رشد میکند سالمتر و با نشاطتر هست.@ و پدربزرگها و مادربزرگهایی که با نوههایشان ارتباط دارند از نظر سلامت روحی و جسمی هم از سلامت جسمی و روحی بالاتری برخوردار هستند پس ما به این تحرکات و برو و بیاها و شلوغیها احتیاج داریم.@ در بُعد غذایی که بعضی وقتها بچهها بد غذا میشوند که آن هم باز بیسلیقگی مادر پدرها هست که نمیدانند باید با بچه چطوری رفتار بکنند بچه گاهی وقتها مثلاً میل ندارد جذب نداشته هضم نداشته مادر به او غذا داده معمولاً شما غالب مادرها را نگاه کنید یک دانه بشقاب و قاشق دستشان هست دنبال بچه هستند او هم هی جیغ میزند داد میزند صورتش را برمیگرداند نمیخواهد بخورد.@ این کار اشتباهی هست نباید دنبال بچه کرد بچه خداوند اینگونه آفریده هر کس گرسنهاش باشد از سنگ نرمتر به قول معروف میگفتند از سنگ نرمتر کلوخ میخورد اگر خودش گرسنهاش باشد سروصدایش را بلند میکند حقش را به زور هم شده از مادر میگیرد داد و فریادش را میکند.@ دنبال بچه نگذاریم این برای بچه ضرر دارد بعد یک موقعی هست بچه دچار یک مریضیهایی بیاشتهاییهایی میشود که آن را باید حتماً به او تلقین کرد یعنی باز مسئله تلقین را دارم میگویم که بتوانیم راه بیندازیم بچه نمیرود به سمت غذا تنبلیهای اینطوری دارد.@ باید در خانه فضاهایی را بگذارید برای بچه حتی نوجوانها که نوجوانی که ما الان گفتیم 20% زیر 20 سالمان اضافه وزن دارند یعنی بچههای پرخور هستند زیادی دارند میخورند ولی آن بقیه بچههایی که کمتر ممکن است بخورند یا سوء تغذیه داشتند پدر مادر باید حتماً از روشهای تلقینی برای غذای بچه استفاده بکنند.@ مثلاً چهار مغز یا میوه حتماً مثلاً به صورت خیلی زیبا در خانه باشد حالا پوستکنده نه چون خیلی از آثارش از بین میرود ولی بادام بادام کاغذی گردوی کاغذی پسته خندان فندق آماده اینها باشد در خانه کشمش باشد نخودچی باشد.@ خدا حفظ بکند حضرت علامه را میفرماید که نخودچی کشمش خوراکی خیلی خوبی هست ولی از وقتی که بچهها خوردند بزرگترها خجالت میکشند بگذارند در جیبشان بخورند به جای پفک و بجای این چیزهایی که الان خیلیهایش هست مضر هست از چیزهای طبیعی استفاده بکنیم.@ ذرت هست مغزها هستند خیلی میشود استفاده کرد کشمشها هستند مویزها هستند ولی از بیرون خیلی مواظب باشیم حتماً تیزآبی نباشد آلو آلوچه برگه اینها خیلی خوراکهای بسیار خوبی هست ولی تیزآبی نباشد باید حتماً دقت بکنید که تیزآب به آن نزده باشند چون بسیار خطرناک است و سرطانزا است.@ طبیعهایش را از جاهایی که انسان میشناسد آدم شناسایی بکند و بگیرد اینها باید جلوی بچه باشد بچهای که کم غذا است اینها را بخورد اینها خودش غذا میشود ما فکر میکنیم غذا یعنی آن چیزی که ما میپزیم باید حتماً در آن برنج باشد هویج باشد سیبزمینی باشد نه.@ خداوند خوراکها را متنوع قرار داده و مواد را در مسائل مختلف آن موادی را که نیاز هست را در مواد غذایی مختلف قرار داده مثلاً الان بچه میبینید کیوی خوشش نمیاید بخورد الان ویتامین ث احتیاج دارد باید چه چیزی به او بدهید؟@ پرتقال بدهید لیمو به او بدهید چیزهای دیگر هست که مملو از ویتامین هست آن چیزی که خوشش میاید را میخورد حتماً نباید آن چیزی را که ما به او پیشنهاد میکنیم متنوع باید باشد تنوع فوقالعاده مهم است در خوراکیها مادرها همیشه یک غذا درست نکنند متنوع درست بکنند.@ مادر تنبل غذاهای فستفودی کم وقت متنوع وقت نمیکند بگذارد مثلاً یک مادری که حوصله بکند برود مثلاً سیبزمینی بگیرد پیاز بگیرد آن هم نه فلفل دلمهای سبز بلکه فلفل دلمهای نارنجی قرمز زرد آنها را هم با هنر بگیرد بعد قارچ بگیرد کدو بگیرد خورد بکند یک غذای متنوع زیبا بپزد که اصلاً رنگش خود بچه را جذب میکند بیاشتها هم اشتها پیدا میکنند.@ طعمدهندههای طبیعی که میتواند بودهندههای طبیعی که از آن میشود تلقین بکند که این بچه اشتهایش باز میشود و میخورد مریضیهایی بعضی وقتها آدمها دارند مریضیهایی هست که ناشی از سرطانها استفاده از مواد شیمیایی بدی آب و هوا استنشاق سربی که خیلی زیاد هست در ترافیکها بیاشتهایی کاذب زیاد هست.@ باید با استفاده از تلقینهای خوراکی و تنوعها بچهها را وادار بکنیم که مواد مورد نیاز بدنشان را تأمین بکنند سفرهآرایی خودش خیلی هنر مهمی هست یک کسی بتواند سفره را خوب آرایش بدهد یک طوری رنگ سفره را فضای سفره را بگونهای بچیند که اگر کسی نگاه کرد خودش خودبهخود اشتها پیدا بکند استفاده بکند.@ شما در تلویزیون دیدید که مثلاً همینطوری شما تخممرغ را تحویل نمیگیرید ولی مثلاً در فیلم یا سریال داری سریال نگاه میکنی میبینی طرف دو تا نیمرو میزند میگویی آخ آخ من هوس نیمرو کردم بلند بشوم بروم نیمرو بخورم یا طرف چایی میریزد میخورد میگوید من هوس چایی کردم یا قهوه درست میکند شما هوس قهوه میکنید این تلقین است همان لحظه آدم میبیند اینها خیلی مهم هست.@ پس اگر یک موقعی هم بیمیلی هست ما نباید به بیمیلیها اعتماد داشته باشیم زوری دنبال بچه نباشیم اما به بیمیلیها هم اعتماد نداشته باشیم میگوید آقا من میل ندارم ممکن است تعارف بکند ممکن است الان نتواند جواب حس خودش را بدهد گاهی وقتها حتی پدر مادرها هم خودشان را نمیفهمند.@ یعنی مثلاً الان میگوید من اشتها ندارم ولی مثلاً برای شوهرش غذا درست کرده برای بچههایش غذا درست کرده حالا غذا را که میاورد میچیند میبینی خود زن اشتهایش باز میشود اصلاً میبنی که خورد یا پدر خانواده اینطوری هست بچهها ممکن است اینطوری باشند.@ اینها را خیلی باید دقت بکنیم که ما تنبلی در رساندن مواد غذایی نداشته باشیم تنوع را داشته باشیم که چگونه باید دریافت بشود نکته بعد در تلقینهای غذایی بحث عقلانیت هست برای بزرگترها خیلی مهم است انسانهای عاقل باید شهوت غذا را از خودشان بیرون بکنند.@ یعنی شهوتهای خوراکی آدمهایی که مثل بچه کوچک رفتار میکنند میبینی طرف 30 سالش هست 25 سالش هست بعد دکتر برایش یک چیزی نوشته میگوید نمیخورم از مزهاش خوشم نمیاید این آدم بچه است تثبیت شده در بچگیهای اینطوری.@ الان مثلاً میگوید روغن کرچک باید بخوری فردا عکسبرداری داری میگوید من روغن کرچک از بویش خوشم نمیاید از طعمش خوشم نمیاید واقعاً هم خوب نیست آدم باید یاد بگیرد که اگر یک چیزی لازم است به جای اینکه با طبعش بخورد با عقلانیتش بخورد.@ بگوید آقا این لازم است من غلبه میکنم به خودم یواش یواش الان مثلاً یکی از بهترین خوراکیها حالا در خوراکیهایی که بخش گیاهی ما میاورد خوراکیهای فوقالعاده ارزشمندی هست و خیلی مهم است برای بدن اما بالاخره بعضیهایش مزههایشان تلخ است هر کسی طبعش نمیگیرد.@ یک آدم عاقل آدمی هست که برای خوردن دنبال مزه نیست میبینی طرف الان بچه دارد خودش ولی هنوز بچه است پدر شده چند تا بچه شده باز میبینی هنوز سر مزه گرفتاری دارد برایش بالا و پایین میکند مزه این خوب نیست آدم اینقدر کوچولو و ضعیف باشد.@ اینقدر اسیر شهوت شکمش باشد که مثلاً حالا فلان چیز اینطوری نیست من نمیخورم یا سروصدا میکند اعتراض میکند آدم بزرگ این خیلی زشت است برای یک یک آدم بزرگ حالا یک شربتی هست آقا این شربت را درست کردند داروی گیاهی هست بگذار جلوی دهانت.@ دنبال این نباش که مزه بچشی بعضیها میگذارند نه تلخ است نمیخورم تلخ است که تلخ است تلقین یعنی اینکه شما این را بگذاری جلوی دهانت سر بکشی برود پی کارش یکسره بخورش نایست تا طبعت بخواهد به تو دستور بدهد یک جا بکش سر بکش برود بالا سخت هم هست دو نفس بخور برود پی کارش تمام بشود.@ اما اگر بخواهی بایستی با این بچهبازیها مثلاً حالا یک ذره بخورم خوشم نمیاید آقا این لازم است این دارو لازم است این شربت است لازم است این یک عصارهای هست لازم است هر چیز اینطوری انسان سر بکشد برایش لازم است مفید است.@ لذا عقلانیت در غذا خیلی مهم است که ما با عقلمان غذا بخوریم نه فقط با طبعمان غذا بخوریم لذا خیلی چیزها هست برای بدن فوقالعاده مهم است مثلاً سیرابی سیرابی را شما قرصش را میخواهید بروید بخورید باید پنجاه هزار تومان صد هزار تومان هزینه برای قرص سیرابی برای حل مشکلات گوارشی که فوقالعاده مهم است.@ ولی این ادا در میاورد سر خوردن سیراب شیردان ادا در میاورد آقا حالا یک چاشنی به آن بزن بخورش چون این واقعاً لازم است برای بدن یک طوری انسان باید تلقین بکند گوشت هست یک طوری بچه الان فرض بفرمایید گوشت نمیتواند بخورد به شکل دیگری گوشت را باید به آن خوراند.@ این مدلی دوست ندارد یک مدل دیگر به هر حال باید سرش کار کرد آن در مورد بچهها در مورد بزرگترها خوب دیگر بزرگترها را باید یا از مزهها و چاشنیها و چینشها استفاده بکنند اگر خیلی آدمهای ضعیفی هستند اما حیف است آدم اینطوری باشد.@ باید با عقلانیتش غذا بخورد تنبلی نکند دارو هست غذا هست میبینی که خیلی وقتها خیلی از مشکلات انسان حل میشود پس این دو مثال که در رابطه با مسئله غذا و بدن و بچه زدیم در مورد بزرگسالها همینطور در مورد بزرگسالها ورزش برای بزرگسالها بسیار لازمتر است.@ شما نگاه کنید مقام معظم رهبری میفرماید برای جوانها اگر لازم باشد برای بزرگسالها واجب است مثل نماز واجب است ورزش یک امر عبادی لازم و واجب هست برای بدن آدم باید حتماً وقتی را اختصاص بدهد از عضلاتش کار بکشد بیشتر سکتهها سرطانها مال تحرک ضعیف است.@ بیشتر مریضیها دردها سردردها بدن دردها چشم دردها همه دردها کلاً حتی بیماریهای روانی بسیاریش با ورزش حل میشود قبلاً توضیح دادیم ورزش واقعاً اکثر غریب به اتفاق بیماریها را یا اصلاً نمیگذارد ایجاد بشود یا اگر ایجاد بشود میتواند از بین ببرد.@ آن همه هزینههای دوا و دارو دکتر و خوراکیهای مختلف را لازم نیست انجام بدهد پس با ورزش میتوان حلش کرد یک کسی نمیتواند بگوید آقا من هزینه درمان ندارم هزینه ندارم که مثلاً بروم این چیزها را تهیه بکنم نمیخواهد هزینه نداری نداشته باش ورزش بکن خوب میشوی همین ورزش هم هزینه ندارد.@ در خانهاش انسان میتواند ورزش بکند در خیابان میتواند ورزش بکند در پارکها الان دستگاههایی را گذاشتند انسان ورزش بکند نشد حالا این آدم باید از تلقین استفاده بکند تلقین یعنی چی؟ یعنی باید باشگاه برود خود لباس ورزشی پوشیدن به انسان حس میدهد کفش ورزشی پوشیدن حس میدهد.@ چرا در باشگاهها از آهنگ استفاده میکنند آهنگ انسان را چکار میکند بیشتر وقتها آهنگها آهنگهای حرامی هست ولی آهنگهای مناسبی هم هست برای ورزش انسان استفاده بکند در تلویزیون شما نگاه بکنید وقتی برنامه ورزشی هست موسیقیها هم متناسب با حرکتهای بدنی هست.@ این تلقین میکند در انسان قدرت ایجاد میکند که این بدن هی حرکت بیشتری انجام بدهد بالاخره باید از اینها استفاده کرد خود باشگاه فضای باشگاه تنها سختت است دو تا رفیق پیدا کن چهار تا رفیق پیدا کن که آنها هم هی انگیزه پیدا بکنند در تو که بتوانی بیایی این ورزش را انجام بدهی.@ یا نه احتیاج به تلقین داری میگویی حالا من الان کجا بروم ورزش بکنم الان وقت ندارم گرفتارم در خانه داشته باشید من همیشه روی میزم هست بالای رختخوابم یک دانه گذاشتم در خانه نشستم کنار خانواده حتماً کنار میز که دارم تلویزیون نگاه میکنم کنار خانواده حتماً رفتم یک وسیله ورزشی آنجا گذاشتم نشستم آنجا دارم فیلمم را نگاه میکنم.@ غالب افراد الان دستهایشان درد میکند این عضلات درد میکند این مفاصل درد میکند آقا دیگر کاری ندارد یک پلاستیک دو هزار تومانی سه هزار تومانی در خانه نشستی بیکاری چهار تا این را بزن پنجاه تا این را بزن پنجاه تا با این دستت بزن یک دمبل آن کنار بگذار یک ذره اینطوری اینطوری بکن.@ همینطوری که نشستی پاهایت را سفت بکن شل بکن عضلاتت را سفت بکن شل بکن این یک ورزش است میبینی که همین که در خانه نشستی بدون اینکه وقت مستقلی بگذاری بدون اینکه باشگاهی بخواهی بروی بدون اینکه بخواهی هزینه بکنی زانو دردت برطرف شد.@ خیلی از زانو دردها مال ضعف عضلات بالا و پایین هست در خانه نشستی همین پایت را دراز کردی انجام بده دراز بکش تلویزیونت را نگاه بکن خوابیده ورزشهای پا را انجام بده ورزشهای پا باسن کمر قفسه سینه عضلات همه خوابیده میشود انجامش داد اصلاً لازم نیست دیگر برای تنبلترین آدمها در حالت خوابیده ورزش داریم.@ میتواند همینطور که نشسته و خوابیده ورزش بکند همینطور خوابیدی داری تلویزیون نگاه میکنی پایت را اینطوری بلند بکن از پهلو چند دفعه بیا تا خستهات بکند دوباره از آن طرف بخواب دستت را بگذار آن طرف این یکی پایت را تمرین بکن.@ به پشت خوابیدی پایت را ببر بالا بیاور پایین همینطوری صاف میبینی که چقدر حالت خوب شد چقدر نشاط پیدا کردی چقدر دردت ضعفت حالت منفیت برطرف شده با پنج دقیقه ده دقیقه میبینی اصلاً کل حال آدم فرق میکند آدمی که ورزش میکند از نظر روحیه روان با آدمی که ورزش نمیکند واقعاً زمین تا آسمان فرق میکند.@ لذا انسان باید برای خودش مسیری هست قرار است بروید تندتر حرکت بکند حتی کفش مناسب داشته باشید تندتر حرکت بکنید که یک مقدار کمک بدنتان کرده باشید این خیلی مهم است تلقین تلقین تلقین یعنی باید از یک وسیلهای بالاخره استفاده بکند انسان خودش را والا نفس هی توجیه میکند.@ هی میگوید نه این همه ما بیماریهای قند سرطان که داریم هر سال هم دارد الان ما نود هزار تا در سال دارد اضافه میشود به سرطانیهایمان اینها همه مال عدم تحرک است تمام پزشکان در تمام رشتهها اولین چیزی را که مطرح مکنند تحرک است.@ قدیمها اینطوری نبوده قدیمها زن کار میکرده الان تخت مفت گذاشتند دیگر کسی رختخواب جمع نمیکند و پهن بکند یک کسی که خم میشود راست میشود رختخواب میاندازد رختخواب چند نفر را بلند میکند میبرد میاورد خود این عضلات را کمک میکند.@ مادرهایی که تتبل هستند باردار میشوند ورزش نمیکنند الان غالب زایمانها رفته به سمت سزارین چون اصلاً این دختر عضله ندارد یک شکم شل بدن شل پای شل هیچی زود دو بیشتر است یا سه باید برود توان ندارد اصلاً که این بخواهد یک بچه زایمان طبیعی بکند.@ الان پزشکان میگویند مادر باردار هم هست برود ورزش بکند ورزش خیلی مهم است حالا دیگر این ماشین ظرفشویی دارد ماشین لباسشویی دارد تخت آماده دارد بدن اصلاً تحرک ندارد میبینی حالا 25 سالش شده 30 سالش شده الان یواش یواش بیماریها سراغشان میاید.@ الان که دیگر زیر است از همان نوجوانی بچهها تنبلی دارند انواع تنبلی دارند خیلی از بچهها که عینک میزنند مال تنبلیهای چشمی تنبلی چشمی دارند که چشمش را میتوانست تمرین بدهد احتیاج به عینک نداشته باشد.@ من یک استادی را دیدم که این تا سنین بالا از عینک استفاده نمیکرد میگفت من احتیاج ندارم از عینک استفاده بکنم بعد میگفت من هر روز این کف دستم را میگذارم بچهها را دیدید خودشان این کار را میکنند اینطوری میکنند بزرگترها هم یک موقعی اینطوری میکنند یا اینطوری میکنند.@ گفت من کف دستم را میگذارم یک چهل پنجاه بار ورزش میدهم چشمم را این عضلهاش سفت میشود قوی میشود این فشار میاید به این عضلات همینطوری وقتی انسان فشار میدهد قوی میشود خود عضلات میگفت من الان سالهای سال هست هر روز چشمم را ورزش میدهم لذا احتیاجی به عینک هم پیدا نکردم این نقش ورزش.@ پس باید حتماً تلقین باشد در این جهت بدن را اگر به آن نرسید یک کسی که به مدیریت بدن نرسیده بعداً مدیریت خیال برایش اصلاً کار راحتی نیست میخواهد افکار منفیش را جلویش را بگیرد افکار مضر منفی خطرناک نمیتواند چون این حرف بدنش هم حتی نمیشود حریف شکمش نمیشود حریف بدنش نمیشود دیگر قطعاً نمیتواند حریف خیالش بشود.@ البته گفتیم خیال از لقمه حرام خیلی خطرناکتر است لقمه حرام بسیار خطرناک است همه آلودگیهایی که در انسان پیدا میکند لقمه حرام بسیار اثر دارد یک کسی که میخواهد تیز باشد قوی باشد چابک باشد سبکبال باشد بتواند پرواز بکند به هیچ وجه لقمه حرام نباید در خانهاش بیاید باید حتماً سال خمسی داشته باشد.@ خانه هر کس میرود اگر میداند یقین دارد نه اینکه شک دارد اگر یقین دارد طرف خمس نمیدهد یا لقمهاش را نخورد یا اگر مجبور هست بخورد مثلاً پدرش هست مادرش هست حتماً اجازه بگیرد از مرجع تقلیدش حتماً خودش برود یک مبلغی را بپردازد.@ چون لقمه حرام بخشهای عقلی و فوق عقلانی را به شدت تنبل میکند از کار میاندازد ولی بخشهای حیوانی را به شدت هار میکند به شدت آدم را تیز و هار میکند میبینی راحت سر زن و بچه داد میزند فریاد میزند عصبانیت دارد راحت سر شوهرش و بچههایش داد میزند.@ راحت محبتها را ندید میگیرد راحت بیوفایی میکند این مال لقمه حرام هست که هاری میاورد خشونت میاورد برای انسان و بسیار خطرناک است حالا آن بحث دیگری هست ولی در بخش بدن اگر انسان مدیریت بدن را نداشته باشد مدیریتهای بخشهای خیالی و وهمی و عقلیش برایش سختتر است.@ برای همین هم امام(س) فرمود کسانی که ورزش میکنند برای جذب معارف، معارف مال کدام بخش است؟ پنجم آمادهتر هستند ورزشکارها دینپذیرتر هستند از کسانی که ورزش نمیکنند آدمهای تنبل و بیحوصله حوصله دین و واجبات و محرمات دین را ندارند.@ ولی کسی که ورزشکار هست صبح راحت نماز صبحش را میتواند بخواند بیداریش خیلی قشنگ است بین الطلوعینش را راحتتر میتواند بیدار باشد خسته نیست بدنش چابک است بدن اگر هر چقدر غذایی هم بخورد که تنبلش میخواهد بکند خوابش را زیاد بکند.@ غذاها اینطوری است شما مثلاً شب شام نخورید یا شام را خیلی زود و کم بخورید نصف شب بلند میشوید شما یعنی نصف شب قبل از اینکه دیر بشود شما میتوانید بلند بشوید نماز شبت را بخوانی سحرت را هم داری خوابآلودگی هم نداری.@ یک کسی که ده شب یازده شب غذا میخورد آن هم زیاد میخورد طبیعی هست که فردا مشکلات زیادی نصف شب و شب فردا صبح تا فردا ظهر مشکلات دارد درگیری دارد اما یک ورزشکار نه یک ورزشکار اگر یک جایی غذا مصرف کرده باشد و غذا بخواهد برایش دردسر ایجاد بکند چون مصرف دارد و با فشار عضله کالری را به شدت میاورد پایین این برای عبادت خیلی خوب است.@ و چون از بدنش کار کشیده تیزهوشتر هست و چون عادت کرده اساساً با تنبلیها و با نفسش مبارزه کند چون ورزش جهاد با نفس است چون نفس خوشش نمیاید که ورزش بکند تنبل است فقط میخواهد یک جایی بیفتد تا مجبور نشود حرکت نمیکند.@ ورزشکار چون سابقه جهاد با نفس دارد برای حرکتهای بعدیش هم آمادهتر هست جلوی خودش را خیلی گرفته ورزشکار خیلی از موانع را از بین برده برای همین روحیه قدرتمند و عقلانیت بالاتری هم ورزشکارها میتوانند داشته باشند.@ تنبیلیهای درسی تنبلیهای مطالعاتی البته من بخش وهمی را نگفتم بخش وهمی را بگویم در مباحث عاطفی تنبلیهایی که مربوط به بخش وهمی ما هست بخش حیوانی ما هست این هم باید با تلقین انجام بشود.@ جوانهایی هستند که تنبلی دارند در ازدواج تنبلی دارند در پذیرش مسئولیت ازدواج خانهداری همسرداری شوهرداری زنداری بچهداری شغل اینها با تلقین خوب میشوند ما بسیاری از افرادی که اینطوری هستند با یک برنامه کوتاه سه ماهه تا شش ماهه خیلی از این حسهای منفیشان از بین میرود میتوانند برنامه داشته باشند فضاهای تلقینی خوب است.@ مثلاً فرض بفرمایید که وقتی یک نفر با مجردها میافتد حالا حالاها به فکر ازدواج هم نیست ولی وقتی با چهار تا متأهل میافتد آنها هم هی تلقین میکنند به او هی مسخرهاش میکنند متلک به او میاندازند یا تشویقش میکنند یواش یواش میرود خر میشود این کار را میکند دور از جان بالاخره این کار را میکند این اشتباه را انجام میدهد.@ میگویند یک خانمی به شوهرش گفته بود من اگر بمیرم چکار میکنی گفته بود دیوانه میشوم گفت یعنی چی گفت یعنی میروم یک زن دیگر میگیرم حالا بالاخره این کار را میکند تلقین مؤثر هست تنبلیهایی که در ازدواج هست تنبلیهای عاطفی هم همینطور.@ بعضیها اصلاً سرد مزاج هستند آدمهایی هستند که طبعشان طبعهای سرد است گرم نمیتوانند برخورد بکنند مثلاً یک پسر خیلی با طبع گرم با یک دختر یخ فریزر یا برعکس یک پسری طبع یخ دارد زن بسیار فعال پر شر و شور مرد نه مرد اصلاً ساکت اینها بعداً خیلی اذیت میشود.@ در ازدواجها الان دیگر چون ازدواجهای مدرن نیست ازدواجهای ما ازدواجهای بسیار سطح پایین و سخیف انجام میشود غالب ازدواجها ازدواج تخصصی نیست ولی خود ما مثلاً وقتی میخواهیم راهنمایی بکنیم این خیلی مهم است که این پسر طبعش به طبع دختر میخورد یا نمیخورد.@ چطوری هست از نظر شخصیتی، غالب خانمها میایند شکایت میکنند میگویند مرد میاید خانه حرف نمیزند ساکت است کمتر مردی را داریم بیاید شکایت بکند از زن ولی بیشتر زنها شکایت دارد که مردشان اصلاً دو کلام اصلاً نه هنر گوش دادن دارد نه هنر حرف زدن دارد در هر جهت این ضعف را دارد اینها با تلقین خوب میشود.@ یعنی با آموزش و با تلقین کاملاً این سردیهای عاطفی میشود برطرف بشود دارو هم دارد داروهایی دارد که میتواند این سردیها را از بین ببرد سردمزاجی سردی جنسی که الان خیلی فاجعه درست میکند در جامعه ما سردمزاجیهای جنسی سردمزاجیهای عاطفی.@ با بچهاش خوب نمیتواند بگوید بخندد بوسه ضعیف است در ارتباطات دیگر ضعیف است روشهایش روشهای مهمی هست یک کسی که میخواهد عاطفهاش فعال بشود لمسی است یعنی باید با ارتباطات لمسی عاطفهاش فعال بشود.@ مثلاً بغلش بکنی ببوسیش نوازشش بکنی این فعال میشود یواش یواش راه میافتد یک کسی میبینی اصلاً لمسی نیست سمعی است باید عاطفهاش را از طریق گوش فعال کرد باید هی حرفهای عاشقانه حرفهای خوب حرفهای مهربانانه حرفهای عاطفی بشنود تا فعال بشود.@ بعضیها بصری هستند هدیه باید به او بدهی تا یواش یواش فعال بشود مدیرت است رفیقت هست همکارت هست خواهرت هست مادرزن است پدرزن است مادرشوهر است پدرشوهر است خواهرزن است خواهرشوهر است باجناق است یک آدم سردی است.@ ولی یک موقع هست تو مثلاً سلام علیک بکنی لبخند بزنی بغلش بکنی ببوسیش دعوتش بکنی خانهاش بروی مهمانی دعوتش بکنی با او یک مسافرت بروی میبینی همه چیز حل میشود.@ یک موقع هست نه هی فاصله میاندازی یا مثلاً بلد نیستی این را چطوری راه بیندازی آدم باید روشهای مختلف را امتحان بکند این سردی که الان در اکثر روابط اعضای خانواده هست با همین تلقینات یک موقع هست نه شما هدیه بخری مشکل حل میشود یک چند تا هدیه آدم بخرد لازم نیست هدیه قشنگ و خوب باشد ولی حالا گران هم نبود نبود با هدیه مشکل حل میشود.@ گاهی وقتها نه با حرف زن مشکل حل میشود یعنی شما تلفن بزنی حرف بزنی حرفهای خوب بزنی دلم تنگ شده برایتان دوست دارم ببینمتان مشتاق زیارتتان هستم تشریف بیاورید حرفهای قشنگ و عاطفی و اینها یواش یواش این تنبلیهای عاطفی برطرف میشود و برمیگردد به سلامت به خوبی به چیزهای دیگر.@ در رابطه با فرزندان هم همینطور پدری که سردمزاج است پدری که مثلاً بچههایش با او رابطه خوبی ندارند بچههایش از او بیزارند بچههای از او خستهاند بچههایش حوصلهاش را ندارند بچههایش نمیایند با او حرف بزنند مراقبش نیستند این اعلام خطر است.@ پدر باید بتواند یواش یواش با تلقین بچهها را راه بیندازد روابط بین خودش و بچهها را راه بیندازد هیچ فاجعهای مثل کمبود عاطفه بچهها یا اعضای خانواده را اذیت نمیکند هیچ گدایی مثل گدایی عاطفه نیست.@ بنابراین حتماً خانوادهها حتماً زنها و مردها پدرها مادرها خواهرها برادرها یک کسی الان فرض بفرمایید در این کلاس نشسته پدر مادرش در این کلاس نیستند بقیه اعضای خانواده نیستند ولی او الان اینجا نشسته میفهمد این را که اگر بخواهد این فاجعه را در فامیل برطرف بکند یا در خانواده برطرف بکند باید حجم ثروت عاطفی را بالا ببرد.@ در مهارتهای سهگانه یادتان هست گفتیم مهارت اول مهارت اقتصادی است بعد مهارت تولید عشق و عاطفه است بعد معنویت بخش انسانی و بخش آخرتی ما حالا اگر ثروت کم است باید ثروت را زیاد کرد همین یک دختر میینی میتواند خیلی فعال باشد و همه اعضای خانواده را با هم گرم بکند.@ یک پسر میتواند این کار را انجام بدهد میاید با پدرش ارتباط برقرار میکند با مادرش ارتباط برقرار میکند من یادم هست یک خاطراهای دارم از بچگیهای خودم رفته بودیم خانه یکی از رفیقهایمان مشق مینوشتیم دبیرستانی بودیم شاید سوم راهنمای اول دبیرستانی این حدودها بودیم.@ بعد من یک مدت میرفتم میدیدم این پدرش که از در میاید اینطوری به پدرش نگاه میکند سلام او هم سلام بعد راهش را میکشید میرفت بعد من دیدم همه اعضای خانواده اینطوری هستند این پدر هر وقت که از در میامد من بلند میشدم میرفتم اینطوری دستم را دراز میکردم.@ کوچک خوب نیست برای بزرگتر دست بلند بکند اول باید بزرگتر دست بلند بکند همیشه یادتان باشد بزرگ اگر دست دراز کرد دراز بکنید ولی یک موقع هست بحث درمان و راه انداختن یک نفر است آدم باید این کار را انجام بدهد با سلام کردن با حرف زدن با احوالپرسی کردن با روبوسی کردن با دست دادن من همیشه این کار را میکردم.@ پسر خودش نمیتوانست این کار را بکند ولی به مرور زمان من همینطوری هی به این دست میدادم سلام علیک میکردم این با ما یواش یواش با بچه خودش نمیتوانست ولی با من گرم میگرفت زد و همان حول و حوش جنگ شد و رفتیم جبهه این هم آمد جنگ آن آقا.@ این به من این کار را میکرد یواش یواش راه افتاد و با بقیه هم توانست این کار را انجام بدهد طوری بود که مثلاً همدیگر را میدیدم میگفت بیا بدهیت را بده من را بغل میکرد به جای بوسه گاز میگرفت از من تلافی آن چند سال خشکیهایش را هم در میاورد.@ این خیلی مهم است پدرها مردها باید سردیهای عاطفی خانواده را از بین ببرند باید فعالیت بکنند باید روشهایش را یاد بگیرند باید تلقینها را خوب یاد بگیرند باید وقت بگذاریم برای گرمی عاطفه باید چکار کنیم؟ باید وقت مستقل بگذارید این خیلی هم است.@ الان بچه سرد است نشستی داری تلویزیون نگاه میکنی دخترت را صدا کن پسرت را صدا کن بگو بیا باباجان سرت را بگذار روی پای من تلویزیونت را نگاه کن همین که نشستی داری تلویزیون نگاه میکنی یواش یواش یک دستی به سرش بکش یک بوسهای داشته باش یک ارتباط اینطوری.@ در خانه وارد میشوید حتماً اعضای خانواده همدیگر را بغل کنند ببوسند سلام علیک بکنند یک رابطه اینطوری داشته باشند شوخی بکنند گپی بزنند بالاخره باید این فقر عاطفه در خانواده حل بشود باید همه این کار را انجام بدهند حالا یک موقع هست خانواده است یک موقع هست فامیل است.@ با یک مقدار فداکاری با یک مقدار تلاش با یک مقدار از خودگذشتگی میشود مثل خرج کردن خرج هم انسان در این راه بکند خدا تضمین کرده بین یک تا هفتصد برابر بلکه بیشتر به انسان پول را برگرداند دیگر ترس نداشته باشیم مهمانی بدهیم.@ برای آشتی دادنها برای گرما، نه آنها هنوز ما را دعوت نکردن ما هم دعوت نمیکنیم نکردن شما دوبار دعوت بکن چه اشکالی دارد ما با کسی طرف نیستیم ما با الله طرف هستیم یواش یواش این عاطفهها را باید با تلقین میشود تنبلیهای ارتباطی هست آدم باید اینها را از بین ببرد به خودش غلبه بکند تلقین بکند این کار را انجام بدهد.@ یک ماشین سوار بشود میگوید الان کی حال دارد حالا فرض بفرمایید من بروم تا آنجا باید چند کورس ماشین سوار بشوم خوب کورس سوار نشو یا مترو سوار بشو یا آژانس بده خدا پولش را حتماً به تو میدهد مطمئن باش خدا پول را به شما برمیگرداند.@ برای عشق برای عاطفه باید هزینه کرد باید پول هزینه کرد باید خرج کرد باید وقت گذاشت وقت مستقل، خدا رحمت کند حضرت امام(س) را وقتی میامدند حرم حضرت امیرالمؤمنین بعد از درس ایشان یک زیارت خیلی مختصر انجام میدادند بعد میامدند میرفتند خانه هر روز سر ساعت 10 کار امام اینطوری بود.@ منظم هم بود همه هم میدانستند ایشان سر ساعت 10 میاید یک زیارت مختصر میامد خانه خود امام سماور را روشن میکرد چایی دم میکرد چقدر صفا دارد مرد خانه این کار را انجام بدهد یا هر کس یک بچه این کار را انجام بدهد اصلاً خیلی صفا دارد.@ خود ایشان سماور را راه میانداخت چایی دم میکرد اعضای خانواده را همه را صدا میکرد مینشستند با هم چایی میخوردند یک عبادت است این مثل نماز شب مثل قرآن خواندن ثواب دارد یک عبادت خیلی بزرگ است دور همدیگر میوه خوردن چایی خوردن گرم بودن با هم صحبت کردن خیلی ارزش دارد.@ بعد این مقدسهایی که نادان بودند میگفتند آقا شما زیارت به آن مهمی را ول میکنید حرم حضرت امیرالمؤمنین خیلی مختصر بعد میایی خانه که چایی فقط دور هم باشید میفرمود این چایی خوردن ثوابش کمتر از زیارت امیرالمؤمنین نیست.@ پیامبر فرمود اگر زن و مردی اعضای خانواده با هم بنشییند کنار هم بنشینند از چند هزار نماز در مسجد النبی ثوابش بیشتر هست یک عبادت بزرگ است تنبلی نکنیم برای میوه خوردن یک ساعت قبل از غذا تقریباً خیلی بهترین موقع همین یک ساعت قبل از غذا است.@ اعضای خانواده یک چاییخوری یک میوهخوری داشته باشند دو ساعت بعد از غذا نه بلافاصله بعد از غذا خوب نیست ولی مثلاً یک ساعت قبل از غذا دو ساعت بعد از غذا به یک بهانهای جمع بشوند چایی بخورند یک قهوهای بخورند یک میوهای بخورند یک چیزی بالاخره این را باید به آن اهمیت بدهند در خانواده مراقب باشند که این ارتباطات باشد تنبلی برایش نکنیم.@ رفتن پیامک زدن تنبلی نکنیم نامه نوشتن تلفن زدن ارتباطات مختلف این فقر عاطفی نباید باشد اگر فقر عاطفی بود ایمان هم حتماً نیست چون حضرت فرمود هر چقدر ایمان افزایش پیدا میکند علاقه به همسر و اطرافیان بیشتر است.@ لذا اگر علاقه کم بشود عاطفه کم بشود یعنی خبری از ایمان خدا در آن خانه نیست ولو مرد صد دفعه حج برود کربلا برود زن یکسره برود مسجد و کمیل و توسل و عاشورا اینها بدرد نمیخورد وقتی اعضای خانواده عاشق همدیگر نباشند.@ باید گرم بشود باید روشها را یاد بگیرید که خانواده محیط ثروتمند باشد این وقت میخواهد پارک رفتن وقت میخواهد حوصله نداریم پارک برویم حوصله ندارم اینها را رستوران ببرم آقا هفتهای یک جلسه دو هفته یک بار حتماً اعضای خانواده را ببرید با ارزانترین قیمت.@ آدم لازم نیست برود پول کلان بدهد خانم خانه هم میتواند این کار را انجام بدهد یک غذای مختصری درست کنند بروند یک پارکی جایی بنشینند بیرون از خانه یک غذایی بخورند دور هم باشند یک پارکی بروند یک زیارتگاهی بروند یک فیلم مناسبی گذاشته سینما بروند.@ مهمانی بروند مهمان دعوت بکنند بیایند فعال بکنیم این را جلسه هفتگی بگذارند خانوادهها من این را در فامیل خودمان چند سال است باب کردم که آقا مثلاً سهشنبهها بعدازظهر پارک است آن باجناقم گفت ما هم میاییم آن یکی هم گفت ما هم میاییم هیچی دیگه شد یک برنامه کلاً روتین چند ساله که فرض بفرمایید این ساعت همه با هم میخواهند بروند در پارک باشند.@ خانوادهها بروند مردها هم نبودند زنها خودشان این قرار را بگذارند بروند بچهها جمع بشوند دور همدیگر بگویند خواهرها برادرها خواهرزنها برادرزنها همه جمع بشوند دور همدیگر این خیلی تلقین خوبی هست یا اصلاً با فامیل نمیتوانید ارتباط داشته باشید به هر دلیلی دوستان جمع بشوند فعالیتی این چنینی را داشته باشند.@ وقت تمام شد چون میخواستم بحثهای علمی و معنوی و اخلاقی را بگویم که ماند برای جلسه دیگر پس ما در هر حال اگر بخواهیم به تنبلیها غلبه بکنیم باید از فرمول تلقین استفاده بکنیم باید زور بگویی باید یقه خودت را بگیری.@ اگر هم بخواهی دیگران را درمان بکنی هم همینطور هست دیگران را هم که بخواهی درمان بکنی باید هُلشان بدهی باید خیلی وقتها در عمل انجام شده قرارشان داد بعد میبینی که آنها هم راه میافتند و مشکلات انشاء الله حل خواهد شد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ از نفس پاک شما استفاده بکنیم پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار تنهایی و مظلومیت و غربت آقا امام زمان(ع) رفع مشکلات و گرفتاریهای همه شیعیان مسلمین و مستضعفین عالم حل مشکلات زندگی خودمان حل مشکلات کشورمان سلامتی رهبرمان نجات اهل قبول و امواتمان با همدیگر پنج مرتبه آیه شریفه را میخوانیم.@ (اعوذبالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ) هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان و خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم صلوات بلند ختم بفرمایید.@