جلسه 028 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
28
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
8
روز
11
متن کامل (خام) ‌ جلسه 028 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ بحثمان درباره آثار تنبلی بود چند اثر را عرض کردیم آخرین اثر بیکاری بود که دربارهاش توضیح دادیم و اثر بعدی که تا حدودی ارتباط با بیکاری دارد فقر هست فقر چه مادی و چه معنوی محصول تنبلی و بیحوصلگی است.@ آدم تنبل و بیحوصله نه به غنای روحی و معنوی خودش میرسد و نه به غنای اقتصادی خودش یعنی نمیتواند مولد باشد تولیدگر نیست در بحث مهارتهای خانواده یک اصلی را مطرح کردیم گفتیم که در روابط زناشویی اگر قرار باشد یک زندگی استحکام داشته باشد و یک عشق پایدار بین اعضای خانواده وجود داشته باشد باید سه مهارت بین زوجین حداقل باشد.@ و بعد به نحوی این مهارتها هم به بچهها منتقل بشود که گفتیم تحت قانون سه انگشت که اولی مهارتهای اقتصادی وسطی عاطفی و سوم هم معنوی گفتیم اندازههایشان هم باید به همین شکل باشد یعنی اقتصاد باید پایینترین مرحله هست در زندگی و مهمتر از مسئله اقتصاد عاطفه هست.@ محبت عاطفه بین اعضای خانواده که مادیات نتواند اعضای خانواده را به جان هم بیندازد وقتی که اعضای خانواده زن و شوهر همدیگر را بیش از دنیا دوست داشتند بیش از ماده دوست داشتند بیش از پول و امکانات دوست داشتند کمبودها و ضعف و ضررها ورشکستگیها و حوادثی که در حیطه مسائل مادی اتفاق میافتد نمیتواند روابط را خراب بکند چرا؟@ چون همیشه عاطفه از آنها بیشتر است و مهارت سوم که از همه مهمتر هست که تضمینکننده شادی و آرامش در زندگی است و تأمینکننده یک عشق پایدار هست و همچنین تأمینکننده سعادت آخرتی است مسئله معنویت است یعنی مهارتهای معنوی و خوراک معنوی این سه تا دارایی باید در زندگی باشد و آدم تنبل در هر سه بخش کوتاهی میکند.@ گاهی وقتها نه در بخش اقتصادی ممکن است خیلی هم زرنگ باشند خانواده هیچ مشکل اقتصادی نداشته باشد ولی در بخش عاطفی ضعیف میشوند علتش هم این هست که گفتیم قوای نفسانی ما به گونهای هست که اگر پرخوری در هر بخش باشد سهم غذایی بخشهای دیگر کم میشود.@ وقتی که یک نفر یک زن و شوهر بیشتر همتشان مسائل طبیعی و مادی هست به بخشهای دیگر کمتر میرسند اگر بخواهد اقتصاد ضربه نزند به یک عشق باید حتماً عشق قدرتش از اقتصاد بیشتر باشد حالا وقتی یک نفر به اقتصاد بیشتر میپردازد عشق کم میاورد.@ یعنی تنفر شما ببینید گاهی وقتها بین پدر و فرزند خواهر و برادر سر مال جنگ و دعواست گاهی وقتها اصلاً همدیگر را میکشند من چند وقت پیش یک موردی داشتم که شخص چند تا از اقوام خودش را کشته بود به خاطر مال این به خاطر این هست که نوع تغذیه و میزان تغذیه حساب شده نیست.@ یا در بخش تقویت یادتان هست که تقویت ژنها گفتیم که ما وقتی که میخواهیم بچه را تربیت بکنیم پنج دسته ژن داریم سلامت و زیبایی هوش عقل دین و اخلاق وقتی که شما طبق روالی که الان در کشور ما هست فقط به هوش خانواده میرسند و سلامتی فاجعهای که اتفاق میافتد چیست؟@ این است که پدر مادرها و جوانها بیشتر تغذیه جسمی میشوند پدر مادر فقط نگرانند که این بچه سالم باشد و مریض نشود و اینکه فقط درس بخواند الان بیشترین همت خانوادهها این هست که بچهها درس بخوانند.@ درس برایشان درجه 1 هست از نظر اولویت این بچه از نظر عقلی تغذیه نمیشود چون بیشترین فشاری که روی بچه میگذارند جنبه هوشی هست نه عقلی و از نظر اخلاق تغذیه نمیشود و از نظر معنویت هم که همه این قدرتها به آن بستگی دارد تغذیه نمیشود و اگر تغذیه نشد جامعه ما یک جامعه مریض ضعیف و یک طرفه میشود.@ شما نگاه کنید الان سی و خوردهای سال از انقلاب میگذرد یک انقلاب فکری و فرهنگی بجای اینکه روزبهروز مشکلات ما کمتر بشود در بخش ارتباطات و خانواده دارد بیشتر میشود عرض کردم ما آمار طلاقمان خیلی وحشتناک دارد بالا میرود.@ گفتم حدود دو سوم زندگیها تقریباً شکست در آن هست و شکست که گفتم اینطوری گفتیم از هر چهار تا ازدواج سه تا شکست دارد در آن حالا طلاق نه حتماً ولی شکست دارد یعنی یا طلاق است یا به نتیجه نمیرسند یعنی تنفر دارند از همدیگر طلاق عاطفی دارند همدیگر را تحمل میکنند یک بخشش هم طلاق است.@ این نشان میدهد که نظام تغذیه خانوادههای ما و سبک زندگی خانوادههای ما این سبک غلط است تنبلی باعث میشود که انسان به ابعاد مختلفی که نیاز دارد نرسد یعنی یک بُعد را بگیرد و نسبت به بقیه ابعاد کوتاهی بکند حالا ما خیلی از خانوادهها را داریم که نه مسئله اقتصادیشان حل است.@ چون مدیر خانواده آدم تنبلی است آدم بیروحیهای هست از نظر عاطفی باز تنبل هست اصلاً روابط گرم و صمیمی و عاشقانهای بینشان وجود ندارد از نظر معنوی هم که صفر هستند خیلیهایشان این یک خانواده است که کاملاً از جهت سه تا اصلی که باید داشته باشد کاملاً فقیر است.@ تنبلی و بیحوصلگی عامل اصلی بعد از ضعف معرفت البته معرفت اصل است بعد ضعف معرفت تنبلی و بیحوصلگی یک اصل است هر چند خود تنبلی و بیحوصلگی محصول ضعف معرفت است اگر کسی معرفت درست داشته باشد دیگر آدم تنبل و بیحوصلهای نیست.@ ولی این مشکلات را ایجاد میکند تنبلی و بیحوصلگی پس بیکاری که قبلاً راجع به آن صحبت کردیم محصول تنبلی است شخص با تنبلی به بیکاری میرسد و با بیکاری به فقر میرسد در جنبه اقتصادی در جنبههای عاطفی و معنوی هم همینطور ببینید عاطفه و معنویت یک چیزی نیست که از آسمان بیفتد در دل ما بگوییم حالا من این هستم این هم این است.@ الان یک دختر و پسری که اصلاً از همدیگر خوششان نمیاید و مجبور شدند با هم ازدواج بکنند دو جور میتوانند رفتار بکنند یک رفتار غلط و یک رفتار درست رفتار غلط چیست؟ اینکه بگوید آقا من اصلاً این پسر را نمیخواستند به زور من را به او دادند این دختر را من نمیخواستم به زور برای من گرفتند.@ بالاخره رفتید جلو هر دوی شما حماقت کردید دختری که یک پسر را نمیخواهد حماقت کرده اگر قبول بکند ولو کتک بخورد از دست پدر مادرش ولو تهدیدش هم بکنند نمیدانم شیرم را به تو حلال نمیکنم هر چی اگر دوست نداری یک نفر را بدبخت نکن قبول نکن.@ یک پسری هم که یک دختری را نمیخواهد خیانت کرده به خودش به نسلش به آن دختر خیانت کرده اگر بپذیرد با این ازدواج بکند ولی حالا آمدیم و این کار را کرد آمدیم این اشتباه را کرد و ازدواج هم صورت گرفت الان ما بالاخره خوردیم به یک آدمی که دوستش نداریم یا دوستمان ندارند.@ حالا باید چکار بکنیم چه دوستش نداشته باشیم چه دوستمان ندارند رفتار غلط این هست که بگوییم حالا همین که هست ولی رفتار درست چیست این هست که میدانیم عشق یعنی بخش وسط عاطفه و معنویت مثل پول به دست آوردنی هست.@ یعنی اینطور نیست که اگر کسی فقیر بود بگوید پدرم فقیر بوده مادرم فقیر بوده الان من خودم هم فقیر هستم به جایی نمیرسم جلسه قبل هم گفتیم بسیاری از افراد ثروتمند دنیا یک زمانی فقر را تجربه کردند و بعد رسیدند به آن درجات بیعاطفگی دلیل نیست که اگر من از کسی خوشم نمیاید دوستش ندارم پس همین است نه میشود عاطفه برگردد.@ میشود احیا بشود میشود ایجاد بشود میشود رشد مثل یک درخت میشود کاشت به آن رسید از آن پذیرایی کرد و یواش یواش میوه میدهد میوههای قشنگی هم میدهد معنویت هم همینطور است شما در اوج تنفر از دین و معنویت و خدا و هر چه که باشید.@ زمانی که یک بذر خوب کاشته بشود اگر مراقبت بشود این آشتی و صلح و صفا و ارتباط با غیب و معنویت میشود اینطور نیست که اگر یک کسی فقدان دارد پس دیگر وجدان پیدا نکند دارایی نداشته باشد نه قطعاً میتواند برسد همانطور که ما میگویی اگر کسی بیپول بود دلیل نمیشود که همیشه بیپول باشد.@ در مسائل ارتباط عاطفی در مسائل معنوی هم همینطور هست یعنی شخص اگر زیرک باشد و زرنگ باشد میتواند در خودش به وجود بیاورد در دیگری هم به وجود بیاورد. من یادم هست یک موقعی یک دختر خانمی میخواست با یک آقایی ازدواج بکند خیلی همدیگر را دوست داشتند.@ خانواده این دختر نگذاشتند که اینها به هم برسند خیلی مزاحمت درست کردند و بالاخره اینها به هم نرسیدند دختر را هم برداشتند به زور به یک آدمی که اصلاً سنخیتی با این پسر نداشت شوهرش داشتند من این وسط دوندگیهای خودم را میکردم.@ یک موقع به این دختر گفتم تو الان میخواهی چکار بکنی با این ازدواج کردی الان قبول کردی با این دوستش نداری با تو هم سنخیت ندارد چکار میکنی گفت یک عشقی بریزم پای این پسر که فکر بکند خوشبختترین مرد روی زمین است بارک الله.@ میگوید الان درست است دوستش ندارم با هم سنخیت نداریم ولی یک طوری خوشبختش بکنم که این فکر بکند سلطان قلب من است اینطوری برایش سرمایهگذاری میکنم این یک توان است توصیه نمیشود ولی این توان از کجا ارزشمند است.@ اینکه من حالا دوست نداشتم حالا شروع شده بالاخره این داستان اینطوری شده حالا نمیاید دست و پا چلفتی بیعُرضه بنشیند یک عمر زندگی را خرابش بکند حالا که قرار است باشد بهتر است خوب باشد بهتر است خوش بگذرد.@ یک موقعی به این سربازها میگفتیم که شما الان آمدید بعضیهایشان دمق بودند میخواستند زمان جنگ آمده بودند سربازی ناراحت بودند که ما دو سال حالا کو دو سال ولی ببین این دو سال آش کشک خالهات است.@ این دو سال پایت نوشته شده باید باشی خندان و شاد بگذرانی خوب میگذرد بد بگذرانی بد میگذرد علی(ع) یک جمله دارد که خیلی جمله فوقالعاده فرمول عالی است میگوید(اِذا لَم یَکُن ما تُرید فَاَرِد ما یَکُن) اگر اوضاع آنطوری نیست که تو میخواهی همانی که هست را بخواه الان این است خیلی خب همین است از اینجا دیگر شروع کن.@ یک کسی که تنبل نیست بیحوصله نیست از هر جا شروع بکند موفقیت میسازد شادی میسازد عشق میسازد آرامش میسازد ثروت میسازد نباید این وسط ماند در بدترین شرائط شما نگاه کنید انسانهای زیادی ما در طول تاریخ داریم.@ آدمهایی که چهل پنجاه شصت سالگی شروع کردند تازه درس ما چقدر از علما داشتیم بعد از چهل سال شروع کردند یعنی طرف از دهات آمده چهال سالش بوده از دهات تازه درآمده آمده رفته درس را شروع کرده در شهر یا در حوزههای علمیه بعد شد یک فقیه بسیار برجسته و بزرگ شده یک مجتهد بزرگ شده یک فیلسوف بزرگ یک عارف بزرگ شده.@ ناامیدی چیز بدی هست تنبلی و بیحوصلگی وقتی بیاید یک جوان باشد که سی سال چهل سال فرصت دارد او را به زمین میزند به خاک مینشاند هلاکش میکند وقتی یک پیر امیدوار باشد و تنبل نباشد و بیحوصله نباشد خیلی چیزهای قشنگ و زیبا را میتواند بسازد پس فقر چه روحیش چه مادیش چه معنویش چه عاطفیش محصول بیحوصلگی است.@ محصول تنبلی است که من نمیخواهم این دارایی و ثروت را زیاد بکنم ما الان یک مشکلی که داریم این هست که مثلاً فرض بفرمایید خانمی آمده الان مشکل دارد با همسرش با پدرش با مادرش اصلاً همسر ندارد با پدر مادرش مشکل دارد.@ یک سلسله نیازهایی که در او تولید شادی و آرامش یک چیزهایی هست که اگر تأمین بشود تولید شادی و آرامش میکند یک سلسله هست خوراکهایی که اگر بخوردش شادی و آرامش تولید میکند بعد خوراکش را ول کرده میرود چیزهایی را که نمیتواند در او شادی و آرامش ایجاد بکند را پیگیری میکند.@ میگوید حالا بنشین وقت بگذار این برنامهها این سیر را انجام بده میگوید من درس دارم حالا تو این لیسانس را گرفتی بعدش میخواهد چه بشود من نه فوق لیسانس دارم من وقت ندارم باید دکترا بگیرم.@ هم دختر هم پسر خودشان را مشغول کارهایی میکنند به جای اینکه در اینها تولید شادی و آرامش بکند سطح اضطرابشان را بالا میبرد ما نمیگوییم این راه را دنبالش نرود درس نخواند میگویید باید سرعت را کم بکند و برای بخشهای دیگر وجودش هم غذا بخورد.@ وقت بگذارد برای تربیتش تا این متعادل بار بیاید به طور طبیعی شما وقتی که به هر بخشی غذا ندهی آن بخش کم میاورد و مریض میشود شما حست غذا میخواهد الان شما بروید خانه فراموشتان نمیشود که شام بخورید یک موقعی کسی ناهار خورده باشد.@ شام به او بگویند شام میخوری یا نه بگوید نه همه تعجب میکنند میگویند شام نمیخورد این یعنی باید حتماً بخورد در بخش خیالی غذا میخواهید در بخش وهمی غذا میخواهید در بخش عقلانیتان غذا میخواهید در بخش فوق عقلانیتان هم غذا میخواهید غذای هر بخش را شما به آن بدهید با نشاط است سالم است سر حال است.@ ولی وقتی که غذا به آن ندهید تنبلی و بیحوصلگی بکنید آن کمبودها و فقرها اذیتکننده است در بخش فقر اقتصادی همینطور این بیکاریها و گرفتاریهای اقتصادی اکثر آدمهایی که شما میبینید اکثر نمیگویم همهشان اکثر کسانی که مشکلات اقتصادی دارند آدمهایی بودند که خوب زحمت نکشیدند.@ تنبلی کردند بیحوصلگی کردند آنطور که شایسته است از وقت استفاده نکردند وقت را غنیمت نشمردند برای اینکه بتوانند خودشان را برسانند فرصت داشتند اما تنبلی کردند همانطور که بیشتر کسانی که الان مشکل اقتصادی ندارند آدمهایی بودند که زرنگ بودند تلاش کردند زحمت کشیدند و خودشان را رساندند.@ کار کردند زحمت کشیدند قرآن خیلی است شما ببینید روزهای جمعه ما میگوییم تعطیل است قرآن میگوید جمعه تعطیل نیست بخشی از جمعهتان را بگذارید برای عبادت و آشنایی با دین اما همه جمعه را نه میگوید وقتی میخواهد نماز جمعه بشود حق ندارید تجارت بکنید بروید نمازتان را بخوانید.@ (إِذا نُودِيَ لِلصَّلاةِ مِنْ يَوْمِ الْجُمُعَةِ فَاسْعَوْا إِلى‏ ذِكْرِ اللَّهِ وَ ذَرُوا الْبَيْعَ) ول کنید کاسبی و کار و تجارت و پول را ول کن برو سراغ ذکر خدا این برایت همه چیز میاورد برو به نماز برسد برو به نماز جماعت برس خیر اقتصادی میخواهی نماز بخوان خیر عاطفی میخواهی نماز بخوان خیر معنوی هم میخواهی نماز بخوان.@ نماز نماز جمعه نماز جماعت اما چه میگوید(فَإِذا قُضِيَتِ الصَّلاةُ فَانْتَشِرُوا فِي الْأَرْضِ وَ ابْتَغُوا مِنْ فَضْلِ اللَّهِ) نماز تمام شد برو دنبال شغلتان بروید دنبال کار بعد از نماز بساطتان را به راه بیندازید بیکاری نداریم اما همه بخشها باید به موقع غذا بخورد و به موقع باید تغذیه بشود.@ یک روایت بخوانم برایتان از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) میفرماید(اِنَّ الاَشیاء لَمّا اِزدَوَجَت اِزدَوَجَ الکَسَلُ وَ العَجزُ فَنُتِجا بَینَهُمَ الفَقر) میفرماید اگر اشیاء با هم ازدواج بکنند ازدواج کسالت تنبلی بیحوصلگی(وَ العَجزُ) تنبلی و ناتوانی با هم ازدواج میکنند.@ یعنی طرف الان ناتوان است ولی حاضر نیست تواناییهای خودش را بالا ببرد نتیجه چه میدهد نتیجه فقر میشود یعنی نداری. مثال بزنم برای شما الان یک نفر مشکل جسمی دارد یعنی عجز دارد ما چقدر معلول داریم مشکل است عجز دارد الان میگوییم عاجز است بنده خدا کلمه عاجز بکار میبرند ولی تنبل نیست.@ با وجود اینکه معلول است تلاشش را میکند و به پیشرفتهای زیادی در زندگیش میرسد اما یک کسی میبینی ناتوانی دارد مثلاً مشکل جسمی دارد ضعف بدنی دارد کمخونی دارد سرطان دارد چه دارد چه دارد اما تنبل هم هست.@ آن ناتوانی به اضافه این تنبلی او را از زندگی محروم میکند از لذت بردن فیض زندگی محروم میکند یک کسی میبینی نه عجز دارد اما آدم زرنگی است تلاش میکند کوشش میکند الان ندارد ولی تلاش میکند الان وضع مالیش خوب نیست میگوید به امید خدا میروم تلاش میکنم.@ خدا خیلی دوست دارد که یک بنده عاجزش که در بخشهای مختلف عجز دارد در مسائل اقتصادی عجز دارد در مسائل عاطفی عجز دارد در مسائل معنوی عجز دارد ولی تلاش میکند به این تلاش خدا برکت میدهد یوسف وقتی که زلیخا درها را قفل کرد عاجز شده بود یا نشده بود؟ عاجز شده بود دیگر در قفل است.@ اما چه چیزی باعث که این در به رویش باز بشود این که تلاش کرد دوید به سمت در دستش را زد خدا هم دید دارد تلاش میکند به برکت این تلاشش قفل را برایش باز کرد.@

تلاش شما همین بگویید به امید خدا حالا به امید خدا چون همه اسباب و علل دست ما نیست خدا میگوید این بنده من روی من حساب کرد دارد تلاش میکند من را به حساب آورده پس من کنارش میایستم درست است الان نمیشود و واقعاً هم هر کس شرائط را ببیند میگوید نمیشود ولی این دارد به عشق چه کسی حرکت میکند؟@ به عشق یک بینهایت حرکت میکند صفر به اضافه بینهایت شما نگاه کنید هزار تا صفر بگذارید یک عدد که جلویش میگذارید خیلی مهم میشود الله مثل آن عددی هست که شما میگذاری جلوی صفر ما تنهایی چیزی نیستیم اگر بخواهم همینطوری فکر بکنم چیزی نیستم.@ اما یک موقع میگویم به امید خدا حالا برویم ببینیم وقتی گفتی به امید خدا توکل بر خدا حالا گفتند توکل را هم بگویید توکل را مفصل بحثش را کردیم حالا سیدیش هم هست خودتان بگیرید مفصل آنهایی که علاقمند هستند کار کنند توکل یعنی وکیل گرفتن خدا.@ توکل وکیل گرفتن خدا را وکیل میگیری کنارت آنوقت تو به اضافه خدا خیلی چیز میشوی برای همین هم خداوند تبارک و تعالی انبیاء را همیشه تنهایی میفرستاد میبینید با دست خالی میرفتند پیروز میشدند چرا چه کسی را کنارشان داشتند خدا را تازه برای اینکه همه مردم بفهمند انسان به اضافه خدا یعنی همه چیز همه خلأها را انسان همه نداشتنها را با خدا میشود پر کرد.@ خلأهای اقتصادی خلأهای عاطفی همه چیز را میشود با خدا پر کرد یعنی انسان به اضافه خدا همه کمبودها را میتواند پر کند دیگر چیزی کمبود ندارد اصلاً اما منهای خدا نه گرفتاری زیاد دارد.@ برای اینکه همه خوب بفهمند انسان به اضافه خدا همه چیز است خدا میامد مخصوصاً پدر مادر اینها را هم از آنها میگرفت شما غالب انبیاء یتیم بزرگ شدند یا پدر نداشتند یا مادر نداشتند یا پدر مادر نداشتند مثل پیغمبر خودمان در بچگی پدر مادر ایشان از دنیا رفته یک یتیم را بر میدارد پیغمبر میکند که ببینید حتماً برای اینکه یک زندگی خوشبخت داشته باشیم شخص وجود پدر مادر ضروری نیست.@ این همه افراد یتیم بودند تا آنطرف بهشت هم رفتند ولی خیلیها هم هستند زیر دست پدر مادر بزرگ میشوند اما چیزی نمیشوند خدا اینطوری میخواهد بگوید وقتی این را میگیرد این بچه را پدرش را میگیرد یا مادرش را میگیرد این بچه توحیدش قوی بشود.@ یعنی یاد میگیرد که من نباید تکیهام به آدمها باشد باید تکهام به الله باشد(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) آن موقع هست که بزرگ میشود یک کسی که صفر است وقتی میرود کنار خدا قرار میگیرد همه چیز دارد تنبلی را کافی است انسان کنار بگذارد تنبلی و بیحوصلگی را بگذارد کنار اگر صفر باشد و عجز باشد به خیلی چیزها خواهد رسید.@ اما اگر پر پر هم باشد آدم تنبلی باشد داراییهایش را از دست میدهد این یکی از نتائج خیلی مهم هست در بیحوصلگی امام صادق(ع) یک دعایی دارد(اَللّهُمَّ اِنّی اَعوذُ بِکَ مِنَ الکَسَلِ وَ العَجز) خدایا من پناه میبرم به تو عاجز باشم و تنبل هم باشم.@ نداشته باشم و بیحوصله هم باشد نخواهم دنبالش بروم بسیاری از موارد ما بنبستهایی که در زندگیمان هست بنبستهای ذهنی است یعنی میگوییم نمیشود 95% طلاقها طلاقهایی است که بر اثر تنبلی و بیحوصلگی در زوجین ایجاد میشود.@ یعنی شخص با یک مشکلی روبرو هست با همسرش و اگر برود مهارتهایش را یاد بگیرد میتواند خودش را برساند و مشکل حل میشود ولی دست روی دست میگذارند هیچ کاری هم نمیکنند همین با هم دعوا میکنند.@ چهار نفر هم میایند کدخدامنشی حالا این دفعه آشتی کنید حالا این دفعه بسازید حالا به هم فرصت بدهید حالا فرصت بدهیم که چه بشود یا مرد به زن میگوید یا زن به مرد میگوید مثلاً فرصت بدهید فرصت زمانی بدرد میخورد عفو و گذشت زمانی به درد میخورد که این قرار است یک کاری در پیش بگیرد یک کاری را انجام بدهد.@ بله اگر انسان در اوج تنفر در زناشویی یا روابط دیگر باشد اما همین که بخواهد رابطه را بسازد خیلی میتواند موفق باشد ببین من الان میخواهم مارها عقربها اژدها و دعواها را در این رابطه از بین ببرم میخواهم به صلح برسم بیا بنشین مهارتهایش را یاد بگیر.@ الان من اعصاب ندارم دارم قرص میخورم دکتر میروم در فشار عصبی هستم فشار عصبی بالا دارم بعد میگوید من در این وضعیت موفق نمیشوم بهتر است بروم طلاق بگیرم بهتر است فرار بکنم نه آقا کنترل فکر مهارت دارد فرمول دارد قاعده دارد آدم فکرش را میتواند کنترل بکند.@ آدم میتواند یک کاری بکند که ناراحتی اعصاب نداشته باشد کنترل فکر داشته باشد افکار منفیش را تبدیل به افکار مثبت بکند الان من عصبی هستم پرخاشگرم همین باعث شده خیلیها من را دوست نداشته باشند من هم با خیلیها نتوانم کنار بیایم اما این همینطوری میماند نه آدم میتواند این را حل بکند.@ از یک جایی با یک برنامهای شروع میکند لحظه به لحظه ذره به ذره قدم به قدم جلو میرود بعد میبیند که بعد از چند ماه دیگر عصبانی نمیشود مهارتهای کنترل ذهنش را و کنترل خودش را پیدا میکند یا نه الان من یک آدمی هستم که عصبی هستم.@ اینقدر قوی هستم که وقتی که عصبی هستم بیرون نریزم استفراغش نکنم روی دیگران ولی خودم در خودم که میریزم خیلی به من ضرر میزند میزند به معدهام میزند به اثنی عشرم میزند به چشمم میزند به پوستم میزند به ناخنهایم میزند به موهایم اصلاً بیایم یک کاری بکنم تحریک عصبی نشوم.@ میتوانم یک کاری بکنم اگر کسی خواست من را عصبانی بکند من عصبانی نشوم اولش میگوییم مگر میشود اینطوری بچهها آدم را حرص و جوش میدهند ولی نه ما اسم مبدل داریم قبلاً توضیح دادم با اسم مبدل آدم میتواند آن صحنههای خشن تند صحنههای تلخ را تبدیل کند به آرامش و مثبت منفیها را به مثبت تبدیل بکند.@ من الان بدبینی دارم میتوانم یک کاری بکنم خوشبین بشوم بله خیلی چیزهای دیگر هر ضعفی که الان در من هست کینه دارم نمیتوانم ببخشم دلم پر از کینه است عصبی میشوم یک موقعهایی از دست چند نفر کس خاصی یا افراد خاصی میتوانم یک کاری بکنم که اصلاً این بله.@ من خیلی خاطرات گذشته اذیتم میکند میتوانم یک کاری بکنم که اصلاً دیگر با گذشته ذهنم ارتباط نداشته باشد اصلاً از گذشته ناراحتی نداشته باشد بله من الان دلشورههای آینده را دارم میتوانم یک کاری بکنم که این دلشوره آینده نیاید اعصاب من را خورد بکند در من ترس ایجاد بکند بله.@ پس ما نشد نداریم برای اینکه بشویم چه چیزی احتیاج داریم نشاط همت اراده تنبلی و بیحوصلگی را کنار بگذارید مبینید بعد از یک مدت ما به تواناییها و داراییهای خوب روحانی رسیدیم روابط عاطفی ضعیف است میشود یک کاریش کرد روابط عاطفی قشنگ بشود و قوی بشود بله.@ به شرط اینکه تنبلی و بیحوصلگی را کنار بگذارید و روابط عاطفی تمرینات لازم را انجام بدهید بعد میبینید که خیلی مثل هر چیز دیگری الان یک خانمی که آشپزیش خوب نیست بگوید تا آخر عمر من آشپزیم خوب نیست.@ همینطوری بماند چکار میکند یک خانمی که آشپزیش خوب نیست شوهرش هم حساس سختگیر در غذا و این باید چکار بکند باید برود یک کلاس زود میرود یک کلاس ثبت نام میکند مربی میگیرد استاد میگیرد تمریناتش را انجام میدهد میاید در خانه انواع غذاها را درست میکند بعد میبیند که به مهارت رسیده.@ پس اینکه ما یک جا بایستیم و بگوییم نمیشود نمیتوانیم یکسره هی نق و قر بزنیم به خودمان و شیطان بیاید برای ما وسوسه ناتوانی بکند این کار عاقلانهای نیست اگر حالا که نمیتوانیم وسوسه تنبلی را اطاعت بکنیم نتیجهاش فقر میشود چه در اقتصاد چه در عاطفه و چه در علم و معنویات باید حرکت کرد باید وقت گذاشت باید شروع کرد.@ مثل باشگاه رفتن است گفتیم تنبل شروع نمیکند بیحوصله ادامه نمیدهد فرقشان این بود بین تنبل و بیحوصله این هست تنبل اساساً شروع نمیکند و بیحوصله ادامه نمیدهد میخواهد باشگاه برود میبینید که این بدنش ضعف میرود شبها از خواب میپرد پاهایش ضعف میرود نصف شب از خواب میپرد گرفتاریهای دیگر دارد مشکلات دیگر دارد.@ یک باشگاه باید شروع بکند همین برود در باشگاه ثبت نام بکند نفسش را وادار بکند در روایت داریم نفسهایتان را فریب بدهید چون نفس هی میاید با توجیهات مختلف نمیگذارد ما کارمان را انجام بدهیم امروز باران میاید نمیشود زمین لیز است همین یک بهانه هوا سرد است هوا گرم است.@ خدا رحمت کند یکی از بزرگان را میفرمود ما یک زمستان سردی بود صبحهای زود میرفتیم منزل استاد درس میخواندیم بعد یک بار برف خیلی سنگینی آمد شک کردیم که درس تعطیل است یا تعطیل نیست.@ گفت همین نفسمان داشت میگفت که بابا در این برف در این سنگینی درس باشد نباشد گفت رفتیم نگذاشتیم این تنبلی بر ما غلبه بکند آخر بعضیها وقتی میخواهند احتیاط بکنند احتیاط به نفع نفس میکنند احتیاط به نفع عقل نمیکنند برویم اگر نبود برمیگردیم بعضیها میگویند انشاء الله که نیست خوششان میاید برو اگر نبود برگرد ثواب هم میبری عیبی ندارد.@ گفت رفتیم منزل استاد در زدیم و استاد آمد در را باز کرد و گفت بفرمایید تو ما هم رفتیم گفت اولش پرسیدیم درس هست گفت میامدی سر راه از توی بازار آمدی این گداها بودند نشسته بودند گدایی میکردند.@ گفتم بله گفت آنها کارشان را تعطیل نکردند ما چرا تعطیل بکنیم آنها گداییشان را تعطیل نمیکنند ما هم نباید تعطیل بکنیم بسیاری از بزرگان مراجع بزرگان من زندگینامهشان را خواندم یا از نزدیک با آنها آشنا بودم گفتند ما از تعطیلاتمان استفاده کردیم به اینجا رسیدیم آن موقع که همه تعطیل بودند ما تعطیل نکردیم.@ یکی از علامههای بزرگوار که زنده هم هست خدا حفظش بکند گفت من فقط در طول سال دو روز درس تعطیل بوده برای ما یکی روز عاشورا یکی 28 صفر رحلت پیغمبر و حضرت مجتبی هیچ روزی در این 365 روز ما درس و کار و مطالعه را تعطیل نکردیم.@ از آن طرف همین یک همتی بکن برو بهانه نگیر برو ورزشت را شروع کن میبینی که خیلی تغییر میکند بسیاری من بارها عرض کردم مشکلات روحی و روانی افراد مال بدنهای ضعیف است بیحالیها خوابآلودگیها کسالتها بیانگیزگیها شل شدنها سست شدنها تصمیمات غلط مال این است که بدن ضعیف دارند.@ بدن اگر قوی باشد در بسیاری از مسائل عاطفی و مسائل معنوی مسائل علمی انسان اصلاً کم نمیاورد همین بدن که ما خیلی چیز نمیگیریمش وقتی انسان خوابآلوده شد ترسو شد بیانگیزه شد میگوید ولش کن بابا حالا هر چه میگویی برایش سخت است هر کاری میگویی برایش سخت است.@ اما وقتی که با ورزش بر تنبلیهایش غلبه کرد چون ورزش روح را قوی میکند نمیگذارد خیلی یلهگی بکند باید وادارش بکنی ببریش در باشگاه لباست را عوض بکنی وزنه میزنی سنگینی کار میکنی تلاش میکنی این بدن را وادارش میکنی به حرکت میبینی اوضاع خیلی فرق میکند.@ من بعضی از عزیزان میگویم شما در خانه که یک موقع این حس به شما دست میدهد ده دقیقه نرمش بکنید که درگیر بکند بدنتان را یک ده دقیقه یک ربع بعد میبینید که تصمیماتتان عوض میشود اصلاً خیلی از تصمیماتتان عوض میشود.@ ما به دارایی خیلی احتیاج داریم وقتی میگوییم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست ما زمانی که سوت پایان را بزنند وارد برزخ بشویم به خیلی از داراییهایی که در برزخ نیاز هست ما به همه آنها احتیاج داریم مثل یک جنینی که وقتی به دنیا آمد باید چه چیزی با خودش بیاورد.@ چشم دست گوش پا سلسله اعصاب مغز همه چیز باید آورده باشد در رحم مادر باید تهیه کرده باشد ما به زودی وارد یک سیستم جدیدی از زندگی میشویم به نام سیستم ملکوتی سیستم برزخ که این سیستم برزخ با سیستم دنیا زمین تا آسمان متفاوت است.@ یعنی داراییهای حسی تو دیگر آنجا به درد تو نمیخورد خوشگلی خوشاندامی بدنت قوی است هیچی داراییهای خیالیت هم دیگر بدرد نمیخورد زینتآلات و زیورآلات و زیباییها و لباسها و خانه هیچی داراییهای وهمیت هم بدرد نمیخورد این هم عین فقر است رییس جمهور هستی نماینده مجلس هستی سردار هستی مدیرکل هستی.@ پزشکی مهندسی کی هستی برای خودت زن هستی مرد هستی شوهری مادری پدری هیچ کدام آنجا بدردت نمیخورد داراییهای علمیت هم خیلی به کارت نمیاید سواد دارم چقدر معلومات دارم فقط کدام داراییها به کار میاید داراییهای فوق عقلانیت به کارت میاید.@ برای حرکتهایی که چند روز دیگر چند لحظه دیگر وقتی وارد برزخ میشود آدم میفهمد وقتی وارد برزخ میشود یعنی چه اینکه خیلی از بزرگان که میرفتند قبر میکندند در همین گورستانها هست بد نیست آدم یک دفعهای یکبار حداقل یکبار برود در این قبرها بخوابد.@ حالا آنجا خاکی است لباسمان خاکی میشود نه اصلاً برو یک پتو ببرد یک کاغذ ببر یک مقوا ببر که هیچ اتفاقی هم نیفتد ولی برو بخواب در آن چند دقیقه آدم میفهمد کمبود یعنی چی من الان چه چیزی کم دارم یک موقع وقتی میگوییم کمبود معنویت کمبود شرائط برزخی بعضیها یا نمیفهمند یا خودشان را به نفهمی میزنند.@ انگار نه انگار که میدانند باید چکار میکردند در زندگیشان و چه چیزی کم دارند اما آدم وقتی که رفت آنجا خوابید همین که رفتی آنجا خوابیدی خودتی میفهمی که در زندگیت چه چیزی کم داری و برای اینجا احتیاج به چه چیزی داری.@ آدم خودش خوب میفهمد و نمیتواند سر خودش هم کلاه بگذارد میفهمد چکار نباید بکند چه چیزهایی در زندگیش نباید باشد و چه چیزهایی در زندگیش باید باشد خودش خوب میفهمد وقتی میگوید نکیرین سؤال میکنند آدم میفهمد سؤال یعنی چی سؤالهای آنجا هم سؤالهای شفاهی نیست سؤالهای کتبی نیست سؤالهای تکوینی و وجودی است.@ چون قاعده یادتان نرود گفتیم رابطه دنیا و آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا مثل این رابطه است شما وقتی وارد برزخ میشوید جنین وقتی به دنیا میاید چه کسی از او سؤال میکند فرشتهها از او سؤال میکنند یا نمیکنند چرا فرشتهها چه چیزهایی هستند؟@ همین قوای عالم میگویند آقا دست آوردی چشم آوردی پا آوردی ولی چطوری سؤال میکنند وجودی سؤال میکنند یعنی اگر چشم نیاورده باشد اذیت میشود پا نیاورده باشد اذیت میشود دست نیاورده باشد اذیت میشود مریض باشد اذیت میشود یک زردی داشته باشد اذیت میشود.@ چون دقیق سیستم از او بدن سالم میخواهد ما وقتی وارد شرائط برزخ میشویم شرائط برزخ خودش به ما میگوید که ما چه چیزی لازم داریم وقتی نداشته باشی اذیت میشوی مثل اینکه شما الان چشمت را ببندند بیندازندت در هواپیما و ببرندت در یک کشور دیگر بعد ولت بکنند.@ آنجا و بیایند الان در یک کشوری یک دفعه ولت کردند یکی از مراجع عظام میگفت که خدا رحمتش بکند میگفت من از مراجع کربلا بود گفت من شب خانه بودم دیدم مأمورهای صدام آمدند من را گرفتند گفتند با تو کار داریم بیا بنشین در ماشین میخواهیم با تو صحبت بکنیم.@ یک مرجع تقلید را برداشتند آوردند در ماشین گفت من به خانواده گفتم که اینها مأمورین امنیتی هستند با من کار دارند باید بروم گفت همین که در ماشین نشستم دیدم در قفل شد ماشین حرکت کرد.@ گفت من همین لباس خانگی تنم بود هیچی نداشتم خودم بودم و یک لباس گفت آوردند مرا فرودگاه بردند سوار هواپیما کردند نمیدانستیم کجا میروند در یک زمستان سرد پر برف ما را یکبار آوردند در فرودگاه تهران نشاندند پیاده کردند و رفتند.@ گفت حالا من آمدم فرودگاه همه میگفتند حاج آقا شما از کجا آمدی از کدام کشور آمدی پاسپورتت کو هیچی میگفت زمستان سرد هم بود لباس هم نداشتم داشتم از سرما میمردم حالا چه کسی من را میشناسد چه کسی میداند من کی هستم چی هستم حالا یک کسی را بردارند ببرند چین بگذارندش.@ ولش کنند وسط چین همان شرائط چین میگوید آنجا چه چیزی احتیاج داری زبان چینی باید بلد باشی پاسپورت لازم داری پول لازم داری اینها را باید داشته باشی بعد یواش یواش سر و شکل میگیرد میبرند در برزخ در برزخ یک چیزهایی میخواهد که خودش دارد میگوید چه میخواهد پس آدم تنبل نمیتواند تهیه بکند لوازم برزخی خودش را دچار فقر در برزخ میشود.@ فقر در قبر خیلی فقر کشندهای است کشندگیش این هست که دیگر فرصت بازگشت نیست و بعد میفهمد که چقدر میتوانسته تهیه بکند زیاد و این هی بیخود وقتش را در خاله خالهبازیهای زندگی گذرانده خیلی غصه برای آدم میاورد.@ لذا قرآن میگوید هر کدامشان که میمیرند(حَتَّى إِذا جاءَ أَحَدَهُمُ الْمَوْتُ قالَ رَبِّ ارْجِعُونِ لَعَلِّي أَعْمَلُ صالِحاً فِيما تَرَكْتُ) تا میرود آنطرف میگوید خدایا من را برگردان غلط کردم حالا دیگر میفهمم خدایا ده دقیقه برگردم درستش میکنم یک ساعت یک ساعت میروم و میایم.@ ما چقدر از این ده دقیقهها و یک ساعتها مفت الان داریم هیچ کاری نمیکنیم و هیچ تصمیمی نمیگیریم خیلی از مار و اژدها هست در نفسمان هست الان ما این را از بین نمیبریم در خانهمان هست بیرونش نمیکنیم در لباسمان هست بیرونش نمیکنیم.@ خیلی چیزهایی که باید تهیه بکنیم اصلاً به آن رغبتی نداریم اصلاً به آن علاقهای نداریم که برویم تهیهاش بکنیم این تنبلی و بیحوصلگی میشود کار دست آدم میدهد با این که قبول داریم حاضر نیستیم برویم سراغش پیغمبر فرمود بیشتر نالههای جهنمیان مال امروز و فردا کردن است.@ یعنی این آدمها آدمهای بدی نیستند با خدا لج ندارند بهشت و جهنم را انکار نمیکنند آخرت را انکار نمیکنند قبول هم دارند اما حوصله ندارند که بروند دنبال این کارهایی که برای آخرتشان نیاز هست یک جنین موفق جنینی است که در رحم مادر اینکه از جنین باید درس یاد گرفت همین هست که تا نطفه تشکیل میشود حرکتش هم شروع میشود.@ از همان لحظه که این نطفه تشکیل میشود انعقاد نطفه میشود این فعال است لذا شما نگاه کنید هر چهل روز یکبار این درجه میگیرد اول نطفه است بعد میشود علقه بعد مضغه میشود همینطوری میاید هر دفعه دارد رشد میکند.@ ولی میبینی طرف چهل سال عمر کرده هیچی نسبت به برزخ نسبت به زندگی نسبت به مسائل دیگر اصلاً رشدی ندارد سر جای خودش ایستاده خیلی آدم تنبل و بیحوصلهای است اگر هم وقت میگذارد وقت صرف یک چیزهایی میگذارد که بدردش نمیخورد.@ چند وقت پیش یک خانمی آمده بود که تقریباً در معرض مرگ بود اینطوری به شما بگویم میگفت من حوصله هیچ کاری را ندارم روابط عاطفی اصلاً از هیچ کس خوشم نمیاید روابط عاطفی ندارم تا لنگ ظهر هم میگرفت میخوابید.@ من به او گفتم شما این دستورالعملی را که میدهم پنج شش ماهه را اگر انجام بدهید همه انگیزههایت برمیگردد بعد از چند وقت به او گفتم چکار کردی گفت نرسیدم هنوز فرصت نکردم وقت بگذارم یک موقعی به او زنگ زدم خواهرش گفت زنگ بزن ببین دارد چکار میکند زنگ زدم گفت کلاس موسیقی هستم.@ آدم وقت میگذارد برای چیزی حضرت علی منفورترین آدمها مبغوضترین آدمها کسانی هستند که برای چیزهایی که از آنها سؤال میشود و لازم دارند وقت ندارد و عملهایی انجام میدهد که هیچ کس از آنها چیزی نخواسته در آن رابطه چیزی که لازم نیست را خیلی اهمیت به آن میدهند وقت برایش میگذارند و چیزهایی را که لازم دارند اصلاً دنبالش نمیروند.@ میگوید منفورترین و مبغوضترین آدم پیش خدا همینها هستند(کَأَنَّهُ ما عَمَلَ لَهُ واجِبٌ عَلَیه) آن چیزهایی که دارد انجام میدهد انگار واجب است باید حتماً باید برای این کارها وقت بگذارد(وَ کَأَنَّهُ ما وَنا فیه ساقِطًٌ عَلَیه) آن چیزهایی که دارد در آن تنبلی میکند سستی میکند انگار گردنش نیست.@ آقا میگیرند سؤال میکنند میخواهد برزخ این چیزها را میطلبد یک جنین اگر در رحم مادر تنبلیش بگیردش بیاید به دنیا کم بیاورد هیچ کس به او چیزی نمیدهد این که تنبلی و بیحوصلگی فقر میاورد این است فقر دنیا و فقر آخرت هیچ چیز کشندهتر و پر حسرتتر از فقر آخرت نیست.@ که آدم یک لحظه میرود در آن فضا مبیند فضا اصلاً برای اینجا هیچ نوع آمادگی ندارد هیچ کاری برای اینجا نکرده. آقا ما باید بررسی بکنیم من برای زندگیم چه مهارتهایی نیاز دارم برای دنیایم چه مهارتهایی نیاز دارم برای آخرتم چه مهارتهایی نیاز دارم همانها را وقت بگذارم اول در الویت قرار بدهم نه چیزهایی را که اصلاً هیچ ضرورتی در زندگی من ندارد بود و نبودش فرقی نمیکند.@ ما هر وقت به ما میگویند نیاز هست میگوییم وقت نداریم حالا داری چکار میکنی که وقت نداری میبینیم که خیلی وقتها الکی دارد تلف میشود بسیاری از وقتها هم به بقیه دروغ میگوییم هم به استادمان دروغ میگوییم هم به نفسمان دروغ میگوییم هم به خدا دروغ میگوییم هم به ملائکه دروغ میگوییم میگوییم وقت نداریم.@ بعد همین آدمی که میگوید من وقت ندارم میبینی پای تلویزیون چقدر وقتش پای تلفن چقدر وقتش تلف میشود ولی دروغ هم میگوید نمیرسم وقت نکردم حوصله نداشتم نشد دیگر بالاخره نه ما فقر دنیایی حق نداریم داشته باشیم فقر آخرتی هم حق نداریم داشته باشیم.@ فقر در اقتصاد فقر در عاطفه و فقر در معنویت هر سه تا محکوم هست در اسلام هیچ کس هم نمیتواند بگوید من واقعاً این قضا و قدر بود قسمت این بوده که من فقیر بشوم نه قسمت این بوده که من خشن بشوم بیعاطفه بشوم نه خشنترین آدمها بیعاطفهترین آدمها میتوانند خودشان را درست بکنند.@ یک آدم مهربان ناز شیرین آرام و شاد بشود اگر خودش بخواهد بدترین آدمها از نظر معنویت میتواند خودش را برساند و رفیق بشود با آسمان و غیب با خانواده آسمانی به شرط اینکه شروع بکند کار را شروع بکند ذره ذره همینطوری بیاید بالا بعد میبیند که چقدر راحت بود چقدر انس گرفت.@ چقدر خوب شد چقدر قشنگ شد زندگی ما پس بیحوصلگی نکنیم تنبلی نکنیم که این فقر چه در دنیا و چه در آخرت محکوم هست و ما نه جواب خودمان و نه جواب نسلمان و نه جواب خدا فرشتهها و وجدانمان را نمیتوانیم بدهیم.@