جلسه 021 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
21
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1392
ماه
4
روز
22
متن کامل (خام) ‌ جلسه 021 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما ضمن تبریک ماه مبارک رمضان خدمت همه خواهران و برادران گرامی موضوع بحثمان تنبلی و بیحوصلگی است.@ اما امروز به تناسب موضوع بحثمان مناسبت زمانیمان را هم باید در نظر بگیریم بنابراین با زمینه ماه مبارک رمضان موضوع بحثمان را تقدیم میکنیم خدمتتان.@ ساختار عالم آخرت یعنی ساختار عالم وجود به این گونه است که خداوند تبارک و تعالی اول در نظام خلقت مثل اعلی را میآفریند.@ اولین مخلوق خداوند تبارک و تعالی مخلوقی است که از هر جهت شبیه خود خداست و با خدا هیچ فرقی ندارد جز اینکه خداوند چون وجود و هستی مطلق است وجودش از خودش است هستی وجودش را از جایی نمیاورد.@ کسی به هستی وجود نمیدهد هستی از اسمش معلوم است وجود و هستی، خودش وجود دهنده است دریافت کننده وجود نیست.@ اما هر چیزی که از هستی به وجود میاید آنها همه قائم به خود هستی هستند ما هستیهای وابسته هستیم هستیهایی هستیم که قائم به هستی مطلق هستیم اما هستی مطلق و جاودان و بینهایت از جایی هستیاش را بدست نمیاورد.@ این هستی مطلق که الله به آن میگویند در اولین جلوه خودش موجودی را خلق میکند که شبیه خودش است هیچ فرقی با آن ندارد جز اینکه این موجودی که همه کمالات الله را دارد خودش هستیاش از خودش نیست.@ خودش مخلوق الله است ولی به هر حال قدرتمندترین موجود بعد از خداست به آن میگویند مَثَل اعلی یا عقل یا قلم یا لوح، اسمهای مختلفی دارد که یکی از اسمهایش هم نور محمد(ص) است.@ این هستی سایر مراحل خلقت و هستی از این نور خلق میشود مثل عالم جبروت عالم ملکوت و عالم طبیعت عالم دنیا و عالم ناسوت.@ این عوالم دقیقا در همدیگر هستند، این را خواهش میکنم خوب دقت کنید، یعنی با هم یک وجود را تشکیل میدهند یک هستی هستند اما ظهورات مختلف دارند حالت ظاهر و باطن نسبت به همدیگر دارند.@ چون تخته نیست همینطوری ترسیم میکنم با دستانم خوب متوجه بشوید ما از بالا الله را داریم وقتی میاییم پایینتر عالم جبروت را داریم بعد که میاییم پایینتر عالم ملکوت را داریم که همان عالم برزخ هست.@ بعد که میاید پایین عالم ناسوت یا ماده است. در این عالم ماده و ناسوت خداوند تبارک و تعالی به اینگونه عمل میکند که وقتی که یک زن و مرد با هم ازدواج میکنند.@ اشتراک اسپرم و تخمک را قرار میدهند از آن نور مَثَل اعلی یا همان حقیقت پیامبر، نور حضرت و نور چهارده معصوم که اولین مخلوقات خدا هستند.@ همیشه یک نفخه، یک دمش به این نطفه تعلق میگرد همه افراد دارای این دمش و نطفه هستند خوب یک مدتی هم در دنیا به سر میبرند و بعد از اینجا دوباره برمیگردد مسیر بازگشت است برمیگردیم با وفات، وفات یعنی تولد.@ انتقال کامل، وفات به عالم، برمیگردیم، عالم آخری که از آن آمده بودیم کجا بود؟ ملکوت بود آمده بودیم به ناسوت، حالا از ناسوت دوباره برمیگردیم به عالم ملکوت یا برزخ که به آن عالم قبر هم میگویند.@ بعد همینطور مسیر را ادامه میدهیم تا بالا. رابطه این عوالم با همدیگر رابطه ظاهر و باطن هست یعنی ما عالم ملکوت ظهور جبروت است عالم ناسوت ظهور ملکوت است.@ ما الان داریم در کجا زندگی میکنیم؟ در ناسوت، در طبیعت داریم زندگی میکنیم بعد از یک مدت با وفات انتقال پیدا میکنیم، برای همین هم روی سنگ قبرهایمان نمینویسند تاریخ مرگ، مینویسند تاریخ وفات.@ یعنی انتقال، ما وارد یک عالم بسیار زیباتر، جذابتر،کاملتر، پیشرفتهتر، قشنگتر، از همه جهت بهتر، نسبت به اینجا، خیلی بزرگ است بینهایت بزرگ است حالا اندازهاش هم میگویم.@ وارد آنجا میشویم آنجا هم برای خودش شرایط زندگی خاص خودش را دارد و این مسیر ادامه پیدا میکند تا قیامت و بعد از قیامت هم دوباره حیات جاودانه هر کدام از ما تازه شروع میشود.@ یعنی هر کدام از ما عمرمان به اندازه عمر خداست این را یادتان نرود تا خدا هست ما هم زندهایم و با خدا زندگی میکنیم و انتها و پایان و مرگی برای کسی وجود ندارد. ما با عمر دنیامان حیات آخرتیمان را میسازیم عمر دنیای ما خیلی گرانقیمت هست، چرا؟@ چون اینطور نیست که فقط یک زندگی میکنیم اینجا، عمر ما همه سرمایه دنیا و جاودانگی ماست ما با آن آخرت خودمان را داریم شکل میدهیم.@ این رابطه را اگر بخواهیم خوب توضیح بدهیم مثل رابطه رحم مادر با دنیاست یعنی رابطه ما الان با برزخ و قبر خودمان چه شکلی است قبری که انشاء الله واردش میشویم با وفات، نه این گور خاکی قبلاً گفتم این گور خاکی منظور نیست.@ وقتی میگویند عالم قبر، آنجایی که جنازه را میگذارند قبر اصطلاحاً به آن میگویند ولی ما وارد آنجا نمیشویم ما وارد یک عالمی بینهایت زیباتر و کاملتر و پیشرفتهتر از اینجا میشویم به نام عالم ملکوت.@ برزخ یا عالم قبر هم به آن میگویند. چون از اینجا میخواهیم وارد آنجا بشویم باید ما آنجا را بشناسیم که چه جور جایی هست که خودمان را برایش آماده بکنیم.@ پیامبر(ص) فرمودند (اِنَّ الله تَبارَکَ وَ تَعالی یُبغِضُ کُلَّ عالِم بِالدُّنیا جاهِل بِالآخِرَۀ) خدا از هر عالم به دنیایی که جاهل به آخرت هست بدش میاید.@ نه اینکه خدا با کسی رابطه خصومتی داشته باشد بلکه خودبهخود یک کسی که آخرت را نمیشناسد از خدا دور میشود اساساً، یعنی اساساً کسی که حرکتش حرکت به سمت بهشت نباشد به سمت تولد سالم نباشد روزبهروز از خدا دورتر میشود.@ انسش با خدا کم میشود و هی این فاصله بین او و الله، معشوق اصلی و خانواده اصلی، خانواده آسمانی که چهارده معصوم هستند این فاصله بیشتر میشود.@ لذا حضرت میفرماید کسی که دنیا را خوب میشناسد دنیا سواد دارد، لیسانس دارد، دکترا دارد، مهندس است دکتر است عالِم است ولی هیچی از آخرت نمیداند این چون اساساً خودش را هیچ وقت آماده نمیکند برای آن تولد.@ وقتی هم وارد آن فضا بشود هیچ چیزی مطابق آن عالم ندارد باید مطابق آن عالم کار بکند ما اگر خوب بخواهیم بفهمیم آنجا چطور جایی هست.@ باید به همین نسبتی که عرض کردم مراجعه بکنیم که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست یعنی همانطور که جنین در رحم مادر وقتی میاید دقیقاً همان قوس صعود و نزولی که گفتم یعنی یک رفت و یک برگشت ما در رحم هم داریم.@ حالا به من بگویید دنیا جلوتر هست یا رحم جلوتر است؟ یعنی همیشه اول دنیا داریم بعد یک رحم در دنیا داریم یا نه یک رحم داریم بعد یک دنیا داریم؟@ بسته به این هست که ما چطور نگاهش بکنیم از حالت وجودی خوب اول دنیا هست که رحم در آن وجود دارد اگر دنیایی نباشد دیگر مادری و رحمی و بچهای معنا ندارد.@ پس ما اول یک دنیا داریم در دل این دنیا خداوند یک آدمهایی را هم خلق میکند بعد این فرصت را به آنها میدهد اگر دقت کرده باشید وقتی که عالم رحم را توجه بکنید از بیرون از رحم چیزی به اسم اسپرم میاید در رحم.@ رحم چه به آن میدهد به این اسپرم؟ یک تخمک اضافه میکند که لقاح صورت میگیرد، تخمک یعنی چی؟ تخمک یعنی خصوصیت و آمادگیهایی یک زن در پنج جهت، سلامت و زیبایی، عقل، هوش، دین و اخلاق.@ اسپرمی که از بیرون میاید یعنی چی؟ یعنی خصوصیاتها و عصاره کمالات یک مرد در پنج جهت سلامت و زیبایی، هوش، عقل، دین و اخلاق.@ این مجموعه وقتی میاید در رحم شکل میگیرد میشود سلول تخم، بعد از مدت مثلا حدوداً نُه ماه بازگشت پیدا میکند به دنیا دوباره، وقتی بازگشت میکند به دنیا یک شخصیت جدید میاید به دنیا.@ اما اینکه این شخصیت جدید از این قدرتهای هوش، عقل، دین و اخلاق چقدر بهرهبرداری کرده بسته به این هست که دوران بارداری چطوری گذرانده یعنی ما چه دوران جنینی را گذراندیم.@ پس بسته به این هست که اول از بیرون چه دادههایی وجود داشته 2 ـ دوران جنینی چه دورانی بوده، ما نوع تولدهایمان معلوم میشود. ما شش نوع تولد داریم تولد سالم، سالم قوی، تولد ضعیف، بیمار، ناقص، معلول.@ این شش نوع تولد، البته در بعضی از مباحث گفتیم پنج تا که معلول و ناقص را با هم یکی کردیم. پس این شش تولد هست حالا دارایی که یک جنین با خودش میاورد به دنیا محصول دوران جنینیای هست که داشته.@ دوران جنینی همه محصولی که میاورد بیرون محصول آن دوران جنینی است این که آمده به دنیا متولد شده و بر اساس آن چیزی که آورده حالا هم می‌لادتواند در دنیا تفسیر بشود معنا بشود و از این دنیا یا استفاده میکند.@ یا اگر سالم باشد اگر سالم قوی باشد سرعتش خیلی است در استفاده و بهرهبرداری تواناییاش بالاست اگر ضعیف باشد باید دوران تقویتی را در دستگاه بگذراند اگر بیمار باشد بسته به تعداد، نوع و شدت بیماری باید رنج درمان را تحمل بکند.@ اگر ناقص و معلول باشد برای همیشه باید عذاب بکشد و گرفتاری و بدبختی دارد. دقیقاً عین این شش تولد هم روح ما وقتی که از آن نور چهارده معصوم میاید در رحم دنیا، دنیا خودش رحم است رحم دوم ماست.@ میاید اینجا با بدن ما که لقاح پیدا میکند حالا قابلیتهای آن چهارده معصوم در همه ما هست یعنی ما خصوصیتی را داریم که بتوانیم در بازگشت به همان مقام چهارده معصوم برسیم هر کدام از ما.@ خداوند برای همه ما این امکانات را قرار داده که ما بتوانیم در بازگشت ملحق بشویم به چهارده معصوم برای همین هم شما در زیارت عاشورا چه میگویید به امام حسین.@ میگویید (اَسئَلُ الله اَن یُبَلِغَنی المَقامَ المَحمُود لَکُم عِندَ الله) من از خدا میخواهم همان مقام برگزیده و پسندیدهای که شما پیش خدا دارید من هم به همان مقام برسم ما میتوانیم به خانواده آسمانیمان ملحق بشویم و به همان مقام پیامبر و اهل بیت(ع) برسیم.@ و با آنها زندگی کنیم در بهشت و برای جاودانگی برای همیشه، پس این امکان با ما هست، چرا؟ چون ما آن خصوصیت و قابلیتها را از خود آنها گرفتیم میاوریم اینجا.@ اینجا بسته به این هست که پدر و مادر با این نوری که دریافت میکنند مادر با این نوری که الان دریافت میکند و پدر با دادهای که دارد چکار میکنند با این بچه، و چطور تربیت میشود.@ سبک زندگیشان چطوری هست شرایط فرق میکند حالا بعضی از آدمها واقعا سالم متولد میشوند به برزخ، موقع رفتن، بعضیها قویتر از سالم هستند برای بهشت، آمادگی خیلی زیادی برای فضاهای بهشتی دارند.@ بعضیها نه ضعیف هستند که در برزخ معطل میشوند برای تقویت، بعضیها بیمار هستند که باید در جهنم درمان بشوند بعضیها اصلاً درمانپذیر هم نیستند.@ چون به هیچ وجه اعتقادی به آنجا نداشتند قبول نداشتند آنجا را و اساساً خودشان را برای آن محیط آماده نکردند سبک زندگیشان سبک زندگیای نبوده که برای بهشت اساساً تربیت بکنند.@ آنها برای آخرت زندگی نکردند برای دنیا زندگی کردند فقط همین گذران دنیا را گذراندند هیچ نیتی نداشتند که به آخرت برسند. جنینی که سالم متولد میشود جنینی هست که در رحم مادر دقیقاً برای دنیا زندگی میکند.@ یعنی درست است که در رحم مادر هست و اموراتش را هم در رحم مادر میگذراند، اما چگونه زندگی میکند؟ ضمن اینکه دارد اموراتش را در رحم مادر میگذراند برای دنیا خودش را میسازد.@ یعنی شما اگر به همه حرکات یک جنین در رحم مادر نگاه کنید میبینید تمام حرکتهایش شکلگیری است برای دنیا، یعنی اصلاً هدفی جز دنیا ندارد اصلاً.@ فقط به تولد دارد فکر میکند اصلاً آنجا را خیلی جدی نمیگیرد یک مختصری آنجا زندگی دارد ولی اصل چیز، آن چیزی که خیلی برایش اصالت دارد برای یک جنین این هست که برای تولد دارد خودش را آماده میکند.@ اگر کسی این اخلاق را داشت اخلاق جنینی را داشت این آدم هم دنیایش خیلی شاد است و هم آرام میگذرد زندگیاش، شاد و آرام، دغدغه ندارد، گرفتاری و مصیبت ندارد.@ یک آدمی است که راحت میتواند زندگی بکند و هم وقتی وارد آخرت میشود هر لحظه که وارد بشود شاد وارد میشود خوشبخت وارد میشود سالم وارد میشود.@ حالا جنین وقتی میاید وارد دنیا میشود اگر کمبودهایی داشته باشد نمیتواند به راحتی در دنیا جبران بکند، چرا نمیتواند؟ مثلاً یک بند انگشت کم بیاورد آیا این بند انگشت رشد میکند یا یک انگشت کم آورده باشد رشد میکند بالأخره یا رشد نمیکند؟@ یا یک گوش نیاورده باشد، چرا نمیتواند؟ چون شرایط زیستی دنیا شرایط کمال است شرایط سازندگی نیست به آن میگویند فعلیت.@ فعلیت دارد قوه ندارد خیلی بتواند بسازد بر خلاف رحم، رحم خیلی قوی است سازندگی دارد دائماً یک بچه ناقص، بچه کوچک یک سلول میشود یک آدم، اینقدر قدرت دارد.@ پس یک ساعت وقت رحم با یک ساعت وقت دنیا برابر نیست وقتی در رحم هست فوقالعاده قیمتش از وقتی هست، اینجا آدم مثلاً چهار ساعت پای تلویزیون مینشیند هیچ رشدی هم نمیکند، میخوابد، بیدار میشود، یکسال دو سال.@ اصلاً یک آدمی بیست سال زندان میخوابد، چند سال بیمارستان میخوابد، چند سال در خانه است، چقدر در خیابان و کوچه و محله و در ایستگاه اتوبوس و ایستگاه مترو و اینطرف و آنطرف همینطوری علافی.@ عمر مردم تهران و شهرهای شلوغ اینطوری است در تهران عمر مردمش میگویند یک سوم عمرشان فقط در وسیله هستند.@ یا خودشان دارند رانندگی میکنند یا مسافر هستند تلف میشود خیلی قدرت ندارد عمر دنیا نسبت به بدن قدرت ندارد که بخواهد سازندگی ایجاد بکند اما رحم نه، خیلی قدرتمند است یعنی میتواند یک آدم کامل را بسازد.@ پس از نظر شرایط سازندگی کدام قویتر هستند؟ رحم قویتر هست میتواند یکطوری یک بدن را بسازد که صد سال، دویست سال، اگر اینجا هزار سال هم، ما آدمهایی داشتیم دوهزار سال سه هزار سال عمر کردند یکی دو تا ده تا صد تا هم نبودند خیلی بودند تا چند هزار سال عمر کردند.@ اینقدر این رحم قدرت دارد که میتواند یک بدنی را به دنیا بیاورد که این بدن چند هزار سال زندگی بکند ولی دنیا اینطوری نیست آنوقت دنیا خودش نسبت به آخرت یک رحم قدرتمند است.@ میتواند روح را طوری تربیت بکند که بتواند برای چند میلیون سال در بهشت زندگی بکند شکل میدهد هم بدن برزخی برای شما میسازد دنیا، هم روح میسازد.@ چون ما وقتی وارد برزخ میشویم هم بدن داریم هم روح داریم آنجا، نفس داریم، بدنتان اگر دقت کرده باشید بارها در خواب خدا به شما نشان میدهد شما همین الان هم که سر کلاس اگر یک کسی چُرت بزند.@ همین یک لحظه که چُرت زدی از این بدن غفلت بکنی میبینی که آن بدن دومی با آن هستی آن بدن همیشه با ما هست، چرا با ما هست و الان نمیبینیمش؟ الان کجاست؟@ اگر دقت کرده باشید گفتیم نسبتها را که دقت کنید رحم در دنیاست ولی یک عالم دیگری هست غیر از اینجا، با شرایط زیستی دیگر، جنین هم الان در رحم مادر هست فکر میکند همه عالم همان رحم است نمیداند که بیرون از رحم چه عالم عظیمی دارد.@ کار میکند و چقدر میلیاردها انسان دارند زندگی میکنند و چه عظمتی در دنیا هست ما هم الان در برزخ داریم زندگی میکنیم برزخ همین الان با ما هست همانطور که دنیا رحم را احاطه کرده.@ علی(ع) فرمود (الدُّنیا فی الآخِرَۀ) دنیا در آخرت دارد زندگی میکند آخرت با ما هست فرشتهها الان با ما هستند در همین مجلس با ما هستند.@ فرشتهها هستند که باران را میاورند فرشتهها هستند که برف را میاورند فرشتهها هستند که دارند تصرف در عالم میکنند این عالم را اداره میکنند یک فرشته است که در رحم مادر یک جنین را دارد شکل میدهد و دائماً دارند کار میکنند و میلیاردها میلیارد برابر جمعیت ما فرشتهها دارند کار میکنند.@ پس بدن برزخی من همیشه آماده هست من تا یک لحظه از این بدن دنیاییام غفلت بکنم با برزخ، وارد برزخ میشوم تا وارد برزخ بشوم بدن دارم آنجا، با بدن برزخی خودم.@ حالا گاهی وقتها بعضیها پیشرفت میکنند مثلاً میایند میگویند ما مثلاً خودمان را خواب دیدیم دیدیم که دندانهایمان خیلی دراز است یا پنجه داریم یا پشمالو شدیم یا شاخ داریم یا دُم داریم یا نه واقعاً شکل آدم هستند این خوب است.@ اگر آدم خودش را اینطوری ببیند چون باطن خودش را لااقل میتواند ببیند و میتواند مشکلش را تا در رحم دنیا هست میتواند باطن انسانیاش را پیدا بکند شکل انسانیاش را پیدا بکند.@ چون پیامبر فرمود که روز قیامت امت من به صورت ده حیوان یا موجودات دیگر محشور میشوند. بعضیها خوکند چون در دنیا فقط به هوسها میپردازند بعضیها سگند، بعضیها میمونند.@ بعضیها حیوانات مختلف هستند بعضیها هم آدم هستند به صورت آدم واقعا میایند بسته به این هست که آن درونی و باطنی که شخص دارد با چه مقیاسی دارد تربیتش میکند.@ سبک زندگیاش، سبک زندگی حیوانی است فرشتهای است یا انسانی، چیه؟ این خیلی مهم است. میخواهم این بحث رحم زمانی و مکانی را برایتان توضیح بدهم.@ همانطور که یک رحم اینقدر ارزش دارد که میتواند یک بدن را به دنیا بیاورد که هزاران سال زندگی بکند این قدرت را دارد دنیا هم یک رحم است برای آخرت، که ما را تربیت بکند و اگر ما بیست سال سی سال اشتباه رفته باشیم.@ خلاف کرده باشیم گناه کرده باشیم چون در رحم هستیم فرصت سازندگی داریم یعنی هم میتوانیم گذشته را جبران بکنیم چون هنوز وارد آن عالم نشدیم که دیگر دیر بشود هنوز زندهایم الحمد لله.@ یکی از بزرگترین نعمتهای الهی این هست که ما هنوز زندهایم شکر خدا و اگر بخواهیم جبران کنیم و واقعاً بخواهیم باطن انسانی به دست بیاوریم چون قدرتمند است رحم.@ میتواند تمام آن باطنها و خصوصیتهای حیوانی را از ما بگیرد و یک شکل انسانی قشنگ به ما بدهد به شرطی که ما خودمان هم به آن سیستم حیوانی به سیستم انسانی وارد بشویم.@ از آن سیستم و سبک زندگی حیوانی فاصله بگیریم یک سبک زندگی انسانی انتخاب بکنیم تا باطنمان یواش یواش شکل بگیرد و شبیه انسان بشود.@ حالا خداوند تبارک و تعالی آمده یک قاعدهای درست کرده در دنیا آن هست که استثنائاً آمده در عمر دنیایی یک رحمهایی را در خود دنیا قرار داده. الان من دیگر نمیتوانم مثلاً فرض بفرمایید چهل سال عمر کردم میخواهم چهل و دو سالگی بمیرم چهل و یک سالگی بمیرم.@ من ده سال پیش تقریبا ده یازده سال پیش سرطان گرفتم سرطان بد هم بود دکتر گفت خوب نیست، خوب نیست یعنی چی؟@ یعنی فرصتی نیست دیگر، حالا الان من چکار کنم؟ یکسال دیگر میخواهم بمیرم، شش ماه دیگر میخواهم بمیرم، الان چطوری میتوانم شصت سال و چهل سال و پنجاه سال را جبران بکنم؟@ چهل سال من باطنم شکل گرفته حالا میخواهم در سه ماه شش ماه میتوانم عوضش بکنم یا نمیتوانم، این مسأله خیلی خیلی مهم است. خداوند تبارک و تعالی از بس مهربان است از بس کریم است.@ آمده گفته من در دنیا برای شما یک تونلهایی را میافرینم در این تونلها وقتی وارد بشوید خارج از تونل این اتفاق نمیافتد اما در آن تونلهایی که من خلق میکنم در خود دنیا.@ در این تونلها وقتی شما قرار میگیرید یکدفعه انگار زمان برمیگردد به عقب میتوانید شما این کار را بکنید اسم این را ما گذاشتیم رحمهای زمانی، یعنی شما مثل دستگاه زمان هست شما را برمیگرداند خدا یکدفعه به زمانی که متولد شدی.@ میگوید خوب حالا از همین الان شروع کن ببینم چکار میتوانی بکنی در دستگاه زمان، چند تا از این تونلها قرار داده این تونلها بعضیهایش حالت زمانی دارند.@ بعضیهایش حالت مکانی دارند بعضیهایش حالت شخصیتی دارند یعنی شما باید بروید در آن تونل قرار بگیرید و در آن تونل آن تحولی که مثلا قرار بود بیست سال اتفاق بیفتد یکدفعه در آن تونل اتفاق میافتد در آن شرایط اتفاق میافتد.@ زمانیهایش مثل آن چیزهایی است که شما در مفاتیح میخوانید مثلا چهار شب مهم داریم در سال، این چهار شب ثانیههایش با ثانیههای شبهای دیگر یکی است.@ ولی نوع عملکردش یکی نیست اثرش یکی نیست یعنی شما وقتی وارد آن زمان میشوید آن زمان یکدفعه اگر چند تا کار قشنگ و خوب انجام بدهید.@ یکدفعه این ضریب بیست سال پنجاه سال شصت سال به آن میخورد یکدفعه میرود در نامه عمل شما، گرفتید میخواهم بگویم چطوری هست، ضریب میخورد. مثل بانکهاست که مثلاً اگر شما در این بانک سرمایهگذاری بکنید میگوید اینجا 10% سود میدهند.@ ولی اگر فلان جا سرمایهگذاری کنید 50% سود میدهند یکدفعه یک تحول خیلی قشنگی اتفاق میافتد. مهمترین رحم زمانی که ما داریم ماه رجب ماه شعبان و ماه رمضان هست.@ که خود اینها هم با هم روابط طولی و عرضی دارند یعنی رجب میاید میرود احاطه میشود به شعبان و شعبان احاطه میشود به رمضان.@ یا اینکه برعکس بگوییم حالا اشکال ندارد هر طوری تصور بکنید قدرتش بیشتر هست رجب یک رحم زمانی فوقالعاده قدرتمند است وقتی کسی بتواند ماه رجب را خوب حواسش باشد خیلی میتواند جبران بکند گذشته را.@ وقتی به شعبان میرسد شعبان قدرتش خیلی بیشتر میشود وقتی آدم وارد ماه رمضان میشود فوقالعاده قدرتمند است چون شما میگوید نفس که میکشید تسبیح هست ثواب تسبیح مینویسند برایت، خوابت عبادت است.@ حالا کسی روزه میگیرد نماز میخواند ذکر میگوید یک قرآن یک آیه میخوانید یکدفعه میشود یک ختم قرآن را مینویسند در نامه عمل، در نامه عمل یعنی کجا مینویسند؟@ نامه عمل هر کس کجایش هست؟ روحش هست، مثل بچه نامه عملش کجایش هست؟ وقتی میاید به دنیا فرشتهها چطوری محاسبهاش میکنند؟ در کجا مینویسد بچه؟@ اعمال بچه کجایش نوشته میشود؟ در خودش است در واقع، خودش که دارد رشد میکند نوع رشد صحیفه عمل است ما خودمان نامه عمل خودمان هستیم.@ برای همین هم قرآن میگوید (اقْرَأْ كِتابَكَ) خودت کتاب خودت را بخوان (كَفى‏ بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً) خودت برای محاسبه خودت کافی هستی. یک بچهای که ناقص به دنیا میاید نمیتواند بگوید من دوران جنینی خوبی داشتم ببین سالمم.@ معلوم است پا ندارد دست ندارد نمیتواند بگوید خود قیافه بچه نشان میدهد که این بچه دوران موفقی داشته یا نداشته کاملاً نشان میدهد.@ چون روی خودش ثبت میشود احتیاج به این نیست که یک کسی بیاید حاشا بکند زیرش بزند بگوید نه، معلوم است دیگر پدر و مادر کار موفقی انجام ندادند محصول موفقی نداشتند روی خود بچه ثبت است اصلاً.@ ما وقتی وارد آنجا میشویم همینطوری هست یعنی روی خودمان ثبت است نمیشود انکارش بکنی نمیشود توجیهاش بکنی نمیشود کلک بزنی نمیتوانی با رشوه عوضش بکنی.@ آن لطیفهای که گفته بود به طرف گفتند چقدر زشتی، گفت نه من خیلی هم خوشکل هستم اما در بیمارستان عوض شدم یعنی فقط یک توجیه است. پس این رحم قدرتمند را میگویند رحم زمانی ماه مبارک رمضان.@ در این رحم زمانی خداوند یک تونل مخصوص گذاشته دوباره، در این رحمی که اینقدر قدرتمند است یک تونل مخصوص گذاشته بنام شب قدر که در این شب قدر آدم واقعاً (لَيْلَةُ الْقَدْرِ خَيْرٌ مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ) بالاتر از هزار ماه است هزار ماه یعنی، بالاتر نمیگوید قرآن چقدر.@ فقط میگوید بالاتر است همین، چقدرش را معلوم نیست چقدر ما نمیدانیم چقدر، بسته به این است که خود من چکار میکنم میتوانم 80 سال استفاده بکنم 10 سال استفاده بکنم 5 سال استفاده کنم 100 سالش بکنم.@ بسته به این هست که من چقدر عرضه دارم که در این ماه مبارک و شب قدر از آن استفاده بکنم و در خودم تحول ایجاد بکنم این معلوم میشود اگر استفاده شده باشد معلوم است آدم قبل از ماه مبارک با بعد از ماه مبارک کاملاً تغییر کرده روحیهاش.@ شکلش، سبک زندگیاش، انتخاباتش، ارتباطاتش، رفتارش و نوع تفکرات این آدم فرق میکند اگر فرق نکند فقط این بنده خدا زحمت کشیده یکذره تشنگی کشیده یکذره هم گرسنگی، ولی اگر واقعاً فرق کرد معلوم است که شب قدر به آن خورده.@ رفته در تونل و آنطوری هم آمده بیرون. حالا ما باید از این رحمهای زمانی استفاده کنیم یکی از آن رحمهای زمانی شبهای جمعه است.@ شبهای جمعه رحم زمانی است که ساعتش با شب چهارشنبه و شب شنبه یکی است ولی نوع قدرتش فرمود دو برابر است یعنی شما مثلاً یک تومان صدقه بدهی شب جمعه، دو برابر حساب میشود.@ یک کار خیر بکنی دو برابر حساب میشود سرعت شما دو برابر هست همیشه. پس ما از این رحمها باید خیلی استفاده بکنیم فرصت را غنیمت بشماریم تنبلی نکنیم بیحوصلگی نداشته باشیم در این قضیه، ناامید نباشیم از این رحمها استفاده بکنیم.@ نکته دوم رحمهای مکانی است حالا یک کسی فرض بفرمایید در خانهاش احیا میگیرد یک موقع هست میرود در مسجد احیا میگیرد.@ یک موقع هست میرود در حرم یک معصوم یا امامزاده احیا میگیرد مکانها با هم یکی نیست اینطوری نیست، الان شما خودتان وقتی وارد حرم امام رضا میشوید میبینی که بیرون حرم و لب دریا و پارک باشی یکجور است افکارت.@ وقتی میروی در حرم افکارت خودبهخود تغییر میکند اصلا فکر گناه آنجا نمیتواند به سرت بیاید احساس پاکی داری احساس نورانیت داری.@ احساس قشنگی داری چون رحمی هست که خودبهخود روی شما اثر میگذارد فضا اثر میگذارد فضا تأثیرگذار است پس انسان حالا که قرار است سرعتش را زیاد بکند بهتر است برای خودش رحم زمانی و رحمهای مکانی انتخاب بکند.@ پس رحم یعنی چی؟ آنجایی که شما قدرتتان چند برابر میشود یکدفعه تحولاتتان سرعت میگیرد و چند برابر میشود این قدرت و سرعت شما.@ حالا بعضیها عادت میکنند البته عادتهای خیلی خوبی هست نمازها را حتماً میروند مسجد، حتماً جماعت میخوانند حتماً با یک هیئت با یک حسینیه ارتباط دائم دارند.@ حتماً هفتهای یکبار، دو هفته یکبار در یکی از حرمها حتما خودشان را میرسانند، اگر بخواهند تحولات بزرگ و حرکتهای بزرگ کنند هیچ وقت نمینشینند در خانه این کار را انجام بدهند بلند میشوند میرود در یک محیط قدرتمند.@ شما الان میخواهید زبان یاد بگیرید در خانه راحتتر یاد میگیرید یا آموزشگاه؟ آموزشگاه، آموزشگاه نسبت به خانه میشود رحم، چون شما راحتتر میتوانید در آموزشگاه، تندتند میتوانید زبان یاد بگیرید.@ این خیلی مهم است پس این اثر را دارد. میخواهید رانندگی یاد بگیرید یک کسی که ناشی هست مثلاً به شما یاد بدهد یا خودتان مثلاً همینطوری بروید در اتومبیل بنشینید تکان بدهید دنده را.@ یکذره گاز بدهید و خاموش بکنید، یا یک راننده خبره بنشیند کنارتان به شما بگوید که خوب چطوری بروید جلو، آدم میتواند در ده جلسه راننده بشود وقتی یک استاد پیشش هست.@ رحم سوم رحم استاد است اساتید هم با همدیگر فرق دارند شما با یک استادی میتوانید بروید در رحم این استاد قرار بگیرید.@ یعنی در وجود این استاد قرار بگیرید از مباحث این استاد، از حرفهای این استاد یا از نوشتههایش یا از سخنانش استفاده کنید خودت اگر بخواهی مطالعه بکنی بنشینی مطالعه بکنی از اول، میبینی بیست سال رفتی جلو آزاد مطالعه کردی.@ میبینی خیلی چیز گیرت نمیاید ولی یکسال با یک استاد کار میکنی میبینی که به اندازه سی سال اطلاعات، معارف، توانمندی و قدرت ایجاد میشود پس استاد برای شاگرد رحم میشود یعنی میاید آن تربیت را ایجاد میکند.@ شما میخواهید خودت خط بنویسی نمیتوانی خیلی راحت خط بنویسی ولی میروی پیش استاد میگوید الف را اینطوری بنویس ب را اینطوری بکش باید نستعلیق کار کنی یک سه ماه.@ میخواهی سفرهآرایی یاد بگیری میخواهی خیاطی یاد بگیری میخواهی تایپ یاد بگیری هر چیزی که میخواهی یاد بگیری استاد میاید سرعت و قدرت ما را بالا میبرد.@ میخواهی زبان یاد بگیری، هر چیزی، بسته به این هست که کدام یک از کمالات را، کمالات را که یادتان نرفته، اگر مسائل جمادی باشد یا نباتی یا حیوانی یا عقلی یا فوق عقلی همه اینها هم استاد دارد.@ در بخش حیوانی باشد اساتیدش مشخص هستند در بخش عقلانی باشد استادش مشخص هستند در بخش فوق عقلانی هم اساتیدش مشخص هستند.@ بسته به این هست که چه استادی را انتخاب میکنید چقدر حرف شنویتان زیاد هست و چقدر بعد هم به آن مهارتها عمل میکنید حالا یک موقع هم هست استاد استاد قدرتمندی است.@ رحمها هم خیلی وقتها ممکن است قدرتمند باشند اما شخص در آن تنبل است یعنی کار نمیکند مثل رحم زمانی قدرتمند، میبینی همیشه مسجد هم میرود ولی باز هنوز بداخلاق است هنوز زودرنج است.@ هنوز عصبی است هنوز حساس است نماز میخواند ولی نتوانسته از رحم نماز استفاده بکند قدرتمند نشده خودش تنبلی کرده و الا نماز آثار و سازندگی خاص خودش را دارد.@ ماه مبارک یک سال دو سال پنج دفعه ماه رمضان به آن گذشته اما باز میبینی آن آدم همان آدمی هست چون نجنبیده در این، اینقدر تنبل بوده در ماه رمضان، اینقدر بیحوصله بوده و همهاش فکر این بوده.@ چه موقع افطار میشود من دوباره شکمم را سیر کنم، یعنی همهاش به خوردن دوباره فکر میکند در همان ماه رمضان همهاش دوباره برمیگردد به همان حالت، رشد نمیکند از آن استفاده نمیکند.@ پس یک موقع میبینی شخص میاید با یک استاد مثلاً پنجاه درصدی کار میکند ولی زرنگ است با یک استاد پنجاه درصدی زرنگ است.@ حرفها را خوب گوش میکند و تمرینها را هم خوب انجام میدهد مقاومت ندارد پوست کلفتی ندارد یکطوری نیست که استاد سی دفعه باید به آن بگوید این کار را انجام بده بعد دوباره یک هفته بعد یک ماه بعد، این کار را انجام دادی؟@ نه نتوانستم، وقت نکردم، کار داشتم، فقط توجیه، یک کسی میبینی نه ضریب مقاومتش را کاملاً میاورد بالا با یک استاد 30 درصد یا 40 درصد چون خودش زرنگ است با یک استاد 30 درصد 40 درصد اوج میگیرد میرود جلو.@ ک کسی میبینی نه یک استاد کاملاً 100 درصد دارد مثل معصوم مثلاً، ولی کنار معصوم هم هست، میبینی این همه آدم کنار ائمه و معصومین بودند رشد کردند؟@ نه روزبهروز عقبگرد داشتند چون نمیخواهد اصلاً این خیال مبارزه با خودش خیال برخورد با بخش حیوانیاش خیال کنترل طبیعتش را ندارد اصلاً نمیخواهد با بخشهای پایینیاش مبارزه بکند.@ لذا میبینی شده شصت سالش هفتاد سالش همان آدم بداخلاق، همان آدم عصبی، همان آدم پرخاشگر، همان آدم کینهای، همان آدم بدبین، این رشد نکرده.@ ولی یک کسی میبینی با یک استاد ده بیست درصدی هم خیلی رشد میکند چون خودش هم انسان مؤثر است (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) انسان وقتی خودش سعی میکند با یک استاد بیست درصدی هم میرسد.@ با یک رحم ضعیف هم میتواند خودش را برساند ولی بعضیها هستند خدا رحمهای قدرتمند هم نصیبشان میکند ماه مبارک نصیبشان میکند.@ ماه شعبان نصیبشان میکند اساتید برجسته دارند اما میبینی این آدم هیچ کاری نکرده چون روحیه تنبلی و بیحوصلگی دارد نشاط ندارد برود کار بکند حاضر نیست یقه خودش را بگیرد حاضر نیست زور بگوید به خودش.@ حاضر نیست به بخشهای دیگرش بگوید خوب ساکت بشوید الان نوبت بخشهای دیگرم هست الان میخواهم آن بخش را کار بکنم. دقیقاً مثل بچه، بچه وقتی که هفت سال اول متولد هست.@ پیغمبر میفرماید بچه هفت سال اول باید کاملاً آزاد باشد یعنی پدر و مادر نباید به آن بگوید این کار را نکن این را بکن، بچه باید آزاد باشد ورجه وورجه بکند سروصدا بکند پایین بپرد بالا بپرد شیطنت بکند.@ حتی میفرماید اگر بچهتان شیطان نیست شیطنت را به آن یاد بدهید این بچه باید شیطنت بکند باید قوایش، ذهنش قوی بشود بدنش و عضلاتش قوی بشود.@ هی پدر و مادر جلویش را نگیرند محدودش بکنند این کار را نکن این کار را بکن، این بچه خیلی از تواناییهایش را در همین امر و نهیهای بیخود ما از دست میدهد این بچه باید قوی بشود این بچه باید شخصیت پیدا بکند.@ این بچه باید فرصت پیدا بکند از 5/2 سال سه سال به بعد به مادرش بگوید نه، به پدرش بگوید نه، بگوید من خودم میخواهم این کار را بکنم.@ وقتی پدر میگوید این را بکن بگوید نه من خودم میخواهم این کار را بکنم، چرا؟ چون میخواهد تشکیل شخصیت بدهد پدر و مادر هم باید این را بپذیرند که این بچه چون خودش میخواهد شخصیت پیدا بکند.@ باید اجازه بدهیم که این کار را انجام بدهد این رشد را انجام بدهد. مثل یک کسی که میخواهد رانندگی یاد بگیرد نمیشود به آن بگویی این دست فرمانت را بده من.@ شما یک مقداری مربی هستی و گهگاهی فرمان را خودش اینطوری میگیرد یک تکانی میدهد یا سوار دوچرخه میخواهد بشود شما گهگاهی پشت دوچرخه را نگه میداری که این یکذره بتواند بعد رهایش میکنی.@ حالا زمین هم بخورد بگذار بخورد چند بار میخورد زمین دوچرخه سواری یاد میگیرد موتور سواری یاد میگیرد خوب اینطوری است، در خط و نقاشی که ما نمیتوانیم همهاش دست بچه را بگیریم که اینطوری بنویس.@ چند تا کلمه را ما میتوانیم این کار را بکنیم ولی باید بچه خودش بتواند قلم را بگیرد بنابراین باید بچه را رها بکنید بچه را بگذارید که این بتواند کار خودش را انجام بدهد آزاد باید باشد کاملاً.@ کاملاً باید آزاد باشد فقط گفتیم دو جا جلوی بچه را باید گرفت در هفت سال اول، یکجا آنجایی که خطرساز است برای خودش یا یکجایی که ممکن است حق الناسی وجود داشته باشد.@ مزاحمتی برای دیگران باشد آدم باید بچهاش را جمع بکند که مزاحمتی برای دیگران ایجاد نکند و بچه هم باید این را بفهمد این هفت سال.@ اما شما نگاه کند درست وقتی پدر فهم درستی دارد مادر فهم درستی دارد استثناء پیش میاید که ما پدر و مادرهای نفهم داشته باشیم مثلاً در کشور، به بچه بگوید نمیخواهد درس بخوانی حالا بایست حمالی کن کار کن، نه.@ یعنی بیسوادترین پدر و مادرها هم وقتی هفت سال میشود خودبهخود سبک زندگیشان را با بچه کاملاً عوض میکنند به آن میگویند باید بروی مدرسه، این باید است ثبت نام میکنند.@ یکدفعه میبینی روی بچه هفت ساله چند تا محاصره یکدفعه میشود چند تا فشار میاید، معلم، نمره انضباط، ناظم، مدیر، همه میایند بچه را کنترل میکنند که شما الان نمیتوانی وقتت را هر طوری دلت بخواهد.@ الان تا الان اگر وقت داری بخشهای جسمیات را میرسیدی الان وقت و فرصت رشد ذهنیات است باید برای ذهنت وقت بگذاری لذا نه پدر دیگر آن عاطفه را دارد عاطفه زیر هفت سال را دارد نه مادر.@ پدر خیلی با قاطعیت مادر خیلی با قاطعیت، باید بلند شوی از خواب، باید صبحانه بخوری، باید سوار سرویس بشوی، هر طوری هست باید بروی مدرسه، باید مشق بنویسی.@ چون اگر معلم بگوید دوست داشتی مشق بنویس دوست داشتی ننویس، نمینویسد، دوست داشتی مدرسه برو دوست نداشتی نرو، نمیرود بچه، خود ما هم بودیم نمیرفتیم، الان هم به ما چیزی نگویند نمیرویم.@ الان من مثلاً دارم دانشگاه درس میدهم دکترا دارم درس میدهم برای اساتید دانشگاه دارم درس میدهم، برای ارشد دارم درس میدهم برای کارشناسی درس میدهم.@ شما یکجا به شاگرد بگویی که امتحان نداریم استاد دانشگاه هم است خوشحال میشود. من چند روز پیش رفته بودم برای اساتید دانشگاه کلاس، یک دوره سه روزه داشتیم برای اساتید دانشگاه داشتیم.@ اینها نشسته بودند عین دانشآموزها شیطانی میکردند سروصدا میکردند تلفنبازی میکردند همان رفتارهای بچهها پشت میز همینطوری هست اگر بگوییم امتحان نداریم از شما امتحان نمیگیریم اگر خواستید نیایید، نمیایند.@ آدم اینطوری است طبعاً، بنابراین باید یک جبری بالا باشد یک کسی باید یقه شخص را بگیرد بگوید از این به بعد نوع تربیت.@ اگر تربیت حسی بخواهی بکنی این، تربیت خیالی، تربیت وهمی، تربیت عقلی، و تربیت فوق عقلانی، برای هر کدام باید کلاس و استاد و جلسه و آموزشگاه خاص خودش را بروی.@ یک کسی که میخواهد در رحم زمانی ماه مبارک رمضان آماده کند خودش را یا رحم دنیا، اساساً برای برزخ و بهشت آماده بشود این بدون استاد مربی، کلاس و بدون رعایت یک سلسله فرمولها و بایدها و نبایدها ول بشود هیچ وقت آدم درست و حسابی از کار در نمیاید.@ یعنی وقتی وارد برزخ میشود یک آدم بدبخت و گدا، چون شکل نگرفته اصلاً. شما نگاه کنید یک کسی بخواهد در خانه زبان بخواند آدم تنبل، هر دفعه یک کتاب نگاه میکند یک لغت نگاه میکند دو دقیقه فیلم نگاه میکند دو دقیقه نگاه نمیکند.@ تا یک کسی که شش ماه میرود کلاس زبان مرتب کار میکند، ببین چقدر فرق میکند تفاوت، یک آدمی که تنبل و بیحوصله است نه میخواهد نماز بخواند.@ نه میخواهد قوانین دین را رعایت بکند نه میخواهد جلوی شکمش را بگیرد خوردنیهایش، نه میخواهد جلوی دیدنیهایش را بگیرد، نه میخواهد جلوی پوشیدنیهای بدش را بگیرد نه میخواهد کسی با آن کاری داشته باشد آزاد میخواهد باشد این تربیت نمیشود.@ ما اساساً هیچ وقت در آزادی یَله اینطوری تربیت نداریم هر تربیتی محدویتهای خاص خودش را دارد.@ شما تربیت بدنی میخواهید بکنید در هر رشته ورزشی، محدودیتهای خاص خودش را دارد میخواهی بسکتبال کار کنید یکطور است والیبال میخواهی کار کنی یکطور است فوتبال میخواهی کار کنی یکطور است.@ وزنهبرداری محدودیتهای خاص خودش را دارد یک کسی بگوید من میخواهم والیبالیست بشوم اما هیچ کدام از محدودیتهایش را رعایت نکنم هر چه خواستم بخورم.@ من میخواهم ژیمناست بشوم اما هر چه خواستم بخورم با این شکمی که نیم متر آمده جلو، که نمیتوانی بروی کار ژیمناستیک انجام بدهی با پاهای سفتی که اصلاً حاضر نیستی تمرین بدهی اینها را نرمش بکنی هیچ توفیقی حاصل نمیشود برای شما.@ آشپزی میخواهی بکنی هر غذا رژیم خاص خودش، و محدودیتهای خاص خودش، یک کسی که میگوید من میخواهم یله باشم آزاد باشم هر کاری دلم خواست بکنم.@ کسی نباید من را محدود بکند و من بعد هم آدم بشوم و بهشت هم بروم، خوب این دارد مسخره میکند خودش را، مثل کسی که بگوید من نمیخواهم آموزشگاه زبان بروم ولی زبان یاد بگیرم.@ نمیخواهم باشگاه بروم کاراته یاد بگیرم ولی خوب من رزمی کار قویای بشوم، نه قاعده خاص خودش را دارد هر کدام. پس دقت کنید شما چه در تربیتهای بدنی چه در تربیتیهای خیالی.@ تربیت خیالی مثل این هست که من میخواهم الان شعر بگویم خوب باید بروم کلاس شعر را بگذرانم عروض و قافیه را بگذرانم طبعم گُل بکند تمرین بکنم کار کنم تا یواش یواش بتوانم شعر بگویم.@ میخواهم کار هنری بکنم کلاس خاص، نقاشی هست، طراحی هست، گرافیک هست، چیه بالأخره، سرمهدوزی است مرواریدبافی است خاص خودش را دارد.@ استاد خاص خودش، کلاس خاص خودش، تربیت خاص خودش، تا تو بتوانی آن شخصیت بشوی. پس دقت کنید باز انگشتان من را نگاه کنید شما هر شکلی که میخواهی بشوی میخواهی بخش حیوانیات قوی بشود.@ در بخش حیوانی کلاسها و درسها و اساتید و تمرینهای خاص خودش را دارد در بخش عقلانی تمرینهای خاص خودش را دارد در بخش انسانی هم انسان باید استاد خودش، مربی خودش، کلاس خودش، تمرینهای خاص خودش را داشته باشد تا بتواند رشد بکند.@ مثلاً تمرین بکنم چطوری عصبی نشوم تمرین بکنم چطوری شاد باشم تمرین بکنم چطوری بدبین نباشم تمرین بکنم چطوری بداخلاق نباشم تمرین بکنم چطوری با کسی رقابت برقرار نکنم.@ تمرین بکنم کسی نتواند من را تحریک بکند در رقابت بیاندازد تمرین بکنم کسی نتواند من را تحقیر بکند تمرین بکنم از حرف دیگران ناراحت نشوم همه اینها تمرینهای خاص خودش را دارد.@ مثل تمام رشتههای دیگر، استاد خودش، کلاس خودش. تمرین خودش، یک کسی که میگوید من حاضر نیستم اصلاً به اینها تن بدهم و میخواهم هر طور دلم خواست زندگی بکنم بعد هم یک آدم موفق باشم، نمیشود.@ شما روابط زناشویی دارید میخواهی ازدواج بکنی، الان اکثر زن و شوهرهای ما با همین بیعقلی دارند زندگی میکنند، اکثر دارم میگویم.@ چون ما الان سه چهارم ازدواجمان تقریباً شکست میخورد به آن نتیجه مطلوب نمیرسد به آن که پیغمبر میفرماید اگر شروع کردند به یک عشق پایدار برسند روزبهروز بیشتر عاشق همدیگر باشند نیست.@ نشان میدهد که زن و مرد بچه هستند یعنی عقلانیت کافی ندارند حواسش نیست که وقتی یک زن، داریم در قانون سه انگشت گفتیم در مهارتها، ما یک سلسله مهارتهای اقتصادی داریم.@ باید زن و مرد مهارتهای اقتصادیشان را بلد باشند که پول فردا زندگیشان را خراب نکند کمبودش غم نیاورد اضافهاش فساد نیاورد برایشان، مال حرام در زندگیشان نیاید قواعد خاص خودش که این دوره خاص خودش را دارد.@ قواعد عاطفی این خیلی مهم است توهین نکردن، ظلم نکردن، احترام گذاشتن، عشقورزی و مهرورزی، این قواعد خاص خودش را دارد.@ باید یاد بگیرد یک کسی، روابط جنسی، روابط کلامی، روابط دیگر، یک کسی میگوید من نمیخواهم بروم یاد بگیرم، حوصله ندارم وقت ندارم کار دارم بازار دارم مغازه دارم نمیرسم.@ خوب این وقتی نمیخواهد یعنی در واقع دارد زنش را مسخره میکند خودش را مسخره میکند نسلش را دارد مسخره میکند. یا یک کسی میگوید من حاضر نیستم مهارتهای معنوی یاد بگیرم که چطوری یک خانواده را تا بهشت ببرم.@ خوب میبری جهنم دیگر، یا یک پدر و مادر خودش مجموعه خانواده و بچهها را میبرند تا بهشت یا اگر بهشت نبرند میشود تولد ناقص. پس ما چند تا تولد داشتیم؟@ شش تا، در این شش تولد دو تایش فقط به درد میخورد یا سالم یا سالم قوی، بقیهاش ضعیفش معطلی دارد بیمارش درد و رنج و درمان دارد ناقصش هم که همیشه در جهنم گیر است.@ پس شما یا خودت سالم متولد میشوی بچههایت هم سالم متولد میکنی زیر مجموعه خودتان، یا اگر سالم متولد نکردی یا میشود ضعیف یا میشود بیمار یا خدای نکرده نعوذ بالله میشود ناقص.@ پس ما باید حواسمان باشد که ما باید به قوانین حرکت سالم احترام بگذاریم همانطور که در بدن هم اگر سالم احترام نگذارید وقتی میگوید الان 70% بچههای زیر بیست سال اضافه وزن دارند.@ یعنی کشور ما یک کشور بیانضباط است از نظر غذایی، اینکه شما هر سال 8500 نفر خانم به سرطان سینه دچار میشوند چند هزار نفر سرطان رحم میگیرند چند هزار نفر سرطان خون میگیرند.@ چند هزار نفر سرطان کلیه و معده و پروستات میگیرند پس معلوم است یک بیانظباطی وجود دارد وقتی میگوید 70% بچههای زیر بیست سال اضافه وزن دارد.@ یعنی نشان میدهد که نسل آینده سرطانها، سکتهها، گرفتاریها بخاطر تنبلی است که اینها را هفتههای قبل توضیح دادیم. شما وقتی در نظام غذایی نخواهی حرمت را رعایت بکنی بدن چون سیستمش معصوم است.@ اینطوری نیست که با شما راه بیاید با سکته میکشد شما را، با درد میکشد شما را، با عفونت از بین میبرد شما را، اصلاً زمینگیرت میکند بیست سال میکشاند شما را به زمین، چون سیستم معصوم است.@ اینطوری نیست که هر طوری دلت خواست با من رفتار بکنی، هر چقدر خواستی چربی بخوری، هر چقدر خواستی نمک بخوری، هر چقدر خواستی قند بخوری، با اضافه وزن زیاد تو نمیتوانی آدم موفقی باشی.@ روح هم دقیقاً همینطور است یعنی ساختار روح یک ساختار صددرصد ریاضی است مثل بدن که ریاضی است و قواعد خاص خودش را دارد که ما باید این را کنترل بکنیم و از آن استفاده بکنیم.@ بنابراین ما باید تنبلی و بیحوصلگی را در همه شرایط بگذاریم کنار، فرمود کلید همه بدبختیهای آدمها این دو تا صفت است تنبلی و بیحوصلگی است.@ فرقش هم که یادتان هست که چه بود گفتیم تنبل کار را اصلاً شروع نمیکند و بیحوصله شروع میکند ولی ادامه نمیدهد. پس بیاییم از شرایط ماه مبارک رمضان خوب استفاده بکنیم رحم بسیار قدرتمندی هست.@ اگر تا حالا تنبلی کردیم تا الان بیحوصلگی کردیم تا الان قدر ندانستیم معلوم نهم نیست تا چه موقع زنده باشیم.@ همین چند روز پیش یکی از شاگردان من یک خانم دکتری برای من یک ایمیل زده بود میگفت استاد سر کلاس که یکی از دوستهای من که داشت پایاننامه دکترایش را دفاع میکرد سر جلسه دفاع سکته کرد مُرد.@ یعنی بنده خدا درسش را خوانده لیسانس را گرفته با چه عشقی، بعد فوق لیسانس خوانده با چه بدبختی خودش را رسانده چقدر هزینه کرده بعد دکترا قبول شده حالا خوانده رسیده به دکترا، دکترایش را هم تمام کرده.@ فقط یک دفاع داشته که آن امضاء کند که شما دکترید تمام شد بروید، سر جلسه دفاع سکته کرد و تمام شد تا من این را گفتم در خانه، دخترم به من گفت بابا ما هم یکی از دوستان من بعد از دفاعش که داشت برمیگشت خانه تصادف کرد مُرد.@ ما نمیدانیم واقعاً چقدر زنده هستیم اگر قرار است ما وارد برزخ بشویم اگر آماده نباشیم بدبختی است نکبت است گرفتاری است.@ بیاییم تنبلی را بگذاریم کنار، بیحوصلگی را بگذاریم کنار، تصمیم بگیریم درست زندگی کنیم با قواعد زندگی سالم زندگی بکنیم. چون ما اگر، هیچ بچهای، قرآن چقدر قشنگ میگوید (وَ لا تَزِرُ وازِرَةٌ وِزْرَ أُخْرى‏) هیچ کس بار کسی را تحمل نمیکند.@ الان یکی از دوستان ما خدا به آن یک دوقلو داده بعد یکی از آنها بچه شنگول و سالم و خوب و یکی از آنها همهاش در بیمارستان است.@ در یک رحم با هم رشد کردند الان این بچهای که آمده الان سالم است نمیتوانیم بگوییم تو یکذره از این سلامتت را با این تقسیم کن نمیشود هیچ کس بار کسی را تحمل نمیکند اصلاً.@ بنابراین الان اینکه من شوهر دارم یا ندارم، مشکل یک کسی شوهر داشتن یا نداشتن، یا زن داشتن یا نداشتن، یا بچه داشتن یا نداشتن نیست، اینها چیزهایی هست که شیطان دائماً ما را با خودش مشغول میکند به عنوان معضلات زندگی به آن فکر بکنیم.@ مستأجرم یا نیستم، پراید است ماشینم یا پژو است، خانهام کجاست، چقدر پول دارم، الان ویلا دارم یا ندارم، الان خوشکلم یا خوشکل نیستم.@ الان پوستم اینطوری شد، موهایم اینطوری شد، الان غصه بگیرم موهایم دارد میریزد بدوم بروم جلویش را بگیرم، وقت بگذارم پول بگذارم، همهاش همین چیزها، بچهبازیهایی که الان هست مسابقات بخش پایینی.@ در حملههای شیطان اینها را توضیح دادیم، اصلاً موضوع زندگی ما این نیست الان مسأله اساسی زندگی من این است که من وقتی که فرشته عزیزی فرشته زیبایی الهی حضرت ملک الموت(ع) آمد گفت حالا وارد برزخ بشوید من میتوانم در آن شرایط زندگی بکنم یا نه.@ من امکاناتش را دارم آنجا الان بروم آنجا زندگی بکنم، اگر نداشته باشم اول بدبختی است دیگر قابل برگشت هم نیست. این مسأله اساسی ماست بنابراین ما واقعاً باید تنبلیها و بیحوصلگیهایمان را کنار بگذاریم.@ محکم از این ماه عزیز استفاده کنیم معلوم نیست ما واقعاً تا آخر ماه زنده باشیم فعلاً که حالا در این تونل قرار داریم تونلی که خدا قرار داده زمانی قرار داده میتوانیم استفاده بکنیم.@ واقعاً استفاده بکنیم و پشت گوش نیاندازیم. باز آن حدیث که واقعاً من را ده روز انداخت و مریض کرد را یکبار دیگر برای شما بگویم که پیامبر فرمود بیشترین نالهها و صیحههای جنهمیها بخاطر امروز و فردا کردنشان هست.@ یعنی غالب جهنمیها آدمهای خوبی هستند آدمهایی نبودند که با خدا لج داشته باشند آدمهایی نبودند که با اهل بیت لج داشته باشند.@ آدمهایی نبودند که بخواهند گناه بکنند خیلی، ولی تنبل بودند همین امروز و فردا کردنشان باعث شده که هی تصمیم را دیر گرفتن بد تصمیم گرفتن باعث شده که همینطوری هی بماند بماند یکدفعه میبینی مُرد.@ تمام شد حالا دیگر اول بدبختی و گرفتاری و مشکلات شروع میشود. لذا دقت کنید از تنبلی متنفر باشید به اندازه همه دشمنان خودتان و دشمنان سایر انسانها، از بیحوصلگی متنفر باشید.@ خدا رحمت کند علامه جعفری را میگفت من در خانه هستم اگر هیچ کاری نداشته باشم نمیگذارم بیکار بمانم بلند میشوم یک جارو برمیدارم خانه را جارو میکنم.@ میگویند نباید بیکار باشید بیکاری یک ننگ است بیکاری یک عیب است اینکه در روایت داریم بیکار ملعون است ملعون یعنی دور است از رحمت خدا. حالا نرسیدم این کار را بکنم، نمیشود آدم لِنگ روی لِنگ بیاندازد همینطوری بگذارد عمرش تلف بشود.@ شما خوابیدی همین خوابیدی در خواب دراز کشیدی در رختخواب میتوانی به اندازه عمر یک آدمی که دارد تنبلی میکند میلیون تا از این آدمها را بگذارند شما یک خوابیدن شما میتواند قدرت ایجاد بکند. میگوید من قرص میخورم خوابم ببرد.@ عجب آدم بیسلیقهای است خوب قرص نخور، برای چه میخواهی بخوابی، اصلاً خوابت نبرد برو در رختخواب خدا را بغل کن شروع کن با خدا عشقبازی کردن این تسبیحت را بردار ببر.@ این ذکرشمارت را بردار ببر شروع کن با خدا حرف بزن، رختخواب تو میشود از هزار تا حج دیگران قویتر میشود یک رختخواب شما در خانهتان، برای چه ما آن را تلف بکنیم، من بیکارم حوصلهام سر میرود خوابم نمیبرد.@ این چه کاری است. بقیه کارهایتان را بر اساس این حرکت، شما ورزشتان را حتما بروید بکنید، باشگاه که میروید واقعاً نیت بکنید.@ انگار که وارد مسجد میشوید بگویید خدایا من میخواهم بدنم را قوی بکنم چون بدنم قوی نباشد روحم قوی نمیشود اصلاً، بروید باشگاه، باشگاه تمام کارهایی که شما در باشگاه میکنید مثل نماز خواندن و عبادت است.@ چون دارد به سلامت یک بدن کمک میکند قصد قربت بکن اصلاً با وضو وارد باشگاه بشوید در خانه خندیدنتان، کار کردنتان، تفریحتان، میوه خوردنتان، شام درست کردنتان، همه را عبادتش بکنید ولی به شرطی که جهتدهی داشته باشد.@ جنین همه کارهایش را برای دنیا، شوهرداریات را برای شوهرت انجام نده که دیگر اگر از دستش هم ناراحت شدی حرص و جوش بخوری که این لیاقت ندارد.@ این قدر نمیداند این برای روز زن هدیه نخریده یا کم خریده این اصلاً خوب نیست. برای زنت انجام نده که از شما تشکر بکند نه ما فقط برای ابدیت برای جاودانگی، برای معشوقهای اصلیمان به عشق خانواده آسمانیمان باید کارهایمان را انجام بدهیم.@ دیگر دلسرد هم نمیشویم هیچ کس نمیتواند در ما دلسردی ایجاد بکند هر کس هر غلطی کرد هر کس هر مشکلی ایجاد کرد هر کس هر بدجنسی داشت در ما دیگر ناراحتی ایجاد نمیشود در ما دیگر مشکل ایجاد نمیشود.@ چون من اساساً دارم برای آنطرف خودم را آماده میکنم با هیچ کس هم، شوهر خواست بیاید بیاید، زنم خواست بیاید بیاید، پدر و مادرم خواست بیایند بیایند.@ قدمشان روی چشم، کمکشان میکنم دعایشان هم میکنم، نخواستند بیایند من که دارم حرکت خودم را میکنم با کسی کار ندارم من یک جنینم در رحم دنیا، باید خودم سالم متولد بشوم اول خودم سالم متولد بشوم.@ لذا قرآن میگوید اول خودتان و بعد خانوادهتان را از جهنم نجات بدهید (قُوا أَنْفُسَكُمْ وَ أَهْلِيكُمْ) اول خودتان بعد بقیه را به فکر بقیه باشید که آنها هم سالم متولد بشوند.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@ قبل از اینکه دعا کنیم جلسه بعد دو هفته بعد میشود شب نوزدهم من آمادگی دارم بیایم اگر شما میایید من هم بیایم.@ هست پس کلاس داشته باشیم خیلی خوب پس نوزدهم من انشاء الله با اینکه شب قدر هم هست ولی خوب در روایت دارم بهترین کار در شب قدر همان آموزش دین است کسب علم است که هیچ ثوابی بیشتر از این نیست.@ فرمودند که همسایهها گله و شکایت میکنند تا این خانه را خراب نکردند سر آقای صفری ماشینهایتان را بیرون بگذارید بیرون از کوچه پارک کنید در کوچه نیاورید یک مقدار دردسر میشود کلاسمان را سرمان خراب میکنند.@ پنج مرتبه آیه امن یجیب را میخوانیم جهت رفع اضطرار از وجود مقدس آقا امام زمان رفع اضطرار از شیعیان و مسلمین و مستضعفین جهان.@ رفع اضطرار از زندگیهای خودمان و حل مشکلاتمان شفای مریضانمان مریضان منظور و کسانی که به نفس پاک شما عزیزان امید بستهاند.@ اعوذ بالله من الشیطان الرجیم أَمَّنْ يُجِيبُ الْمُضْطَرَّ إِذا دَعاهُ وَ يَكْشِفُ السُّوءَ هدیه به محضر مقدسشان سلامتیشان تعجیل در فرجشان خشنودیشان، خشنودیشان از همه ما و اینکه انشاء الله همه ما مشمول دعاهای ویژه حضرت باشیم اجابت دعاهایمان قبولی طاعاتمان صلوات بلند ختم بفرمایید.@