تنبلی و کسالت 18 28/2/92
اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرّحمن الرّحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین@ بحثمان درباره ریشههای تنبلی و بیحوصلگی رسید به تغذیه قوای مختلف نفس، گفتیم که ما در بخش حس خیال و وهم حیوان هستیم در بخش عقلمان فرشته هستیم در بخش فوق عقلمان انسان هستیم@ این موجود است که قرار است یعنی ما وسیله این انسانیتمان حیثیت انسانی داریم و اشرف مخلوقات هستیم و شادیها قدرتها و آرامش یک نفر به میزان تغذیه بخش انسانی است یعنی شما هر چقدر بخش انسانی شما غذا میخورد کمبودهای بخش پایینی آزار دهنده نیست@ ولی اگر بخش انسانی غذا نخورد هر کدام از این کمبودها انواع عُقدها فشارهای روانی حتی خودکُشی مریضیهای جسمی و روحی را برای انسان ایجاد میکند.@ جاودانگی ما و حیات جاودانه ما هم در تغذیه بخش انسانی ما است یعنی وقتی که ما وارد نظام برزخ میشویم دارایی این بخش است که توشه ما است برای زندگی جاودانه ما آنجا ما واقعا یک حیاتی داریم مثل حیات دنیا البته سطحش بینهایت پیشرفتهتر از اینجاست@ ولی خوب نوع لوازمی که ما نیاز داریم مثل همین جا است یعنی ما آنجا مسکن احتیاج داریم غذا احتیاج داریم همسر و دوستان و عزیزانی احتیاج داریم که با آنها ارتباط داشته باشیم@ ولی خوب فضایش فضای بینهایت بزرگتر از اینجاست و پیشرفتهتر از اینجاست هر چقدر هم پیشرفتهتر باشد نیاز چیست؟ سختتر میشود.@ چون قبلا گفتم شما فرض بفرمایید که اگر بخواهید از شهرتان بروید در یک منطقه روستایی زندگی کنید راحتتر میتوانید زندگی کنید چون آنجا امکانات کمتری میخواهد ولی وقتی بخواهید بروید در شهری که صد برابر از اینجا پیشرفتهتر هست انسان تحقیر میشود@ اگر آمادگی نداشته باشد اگر ثروت نداشته باشد امکانات نداشته باشد تحقیر میشود چون نمیتواند در آن سطح پیشرفته زندگی کند.@ شما وقتی وارد برزخ میشود برزخ بینهایت از اینجا زیباتر و کاملتر و قویتر و پیشرفتهتر است واقعا ثروت میخواهد انسان موقع مرگ نباید گدا از اینجا وارد نظام برزخی بشود@ در نظام برزخی و ملکوت و برزخ تا قیامت که قیامت خودش پنجاه هزار سال است و بعد از آن هم که حیات جاودانه ما تازه شروع میشود این باید بخش فوق عقلانی ما یعنی بخش انسانی ما و بخش عقلانی ما خوراک کافی را برای یک همچین زندگی را تحصیل کرده باشد یعنی این شخصیت نباید گدا باشد@ شما فرضا در یک شهری که همه باسواد هستند همه پیشرفته هستند همه کامپیوتر بلد هستند همه اینترنت بلد هستند و یک زندگی کاملا دیجیتالی است یک کسی حتی سواد خواندن و نوشتن هم نداشته باشد@ خوب معلوم است در این جامعه این تحقیر میشود اصلا عذاب میکشد هر کاری میخواهد بکند این بیسوادی کار دستش میدهد چون آنجا میخواهد ثبت نام بکند میخواهد خرید بکند میخواهد فروش بکند همه پیشرفته است دیجیتالی است هیچ کاری نمیتواند بکند این زجر میشود برایش.@ شما وقتی وارد نظام برزخی میشوید نظام برزخی یک سلسله لوازمی دارد که آن لوازم را باید از اینجا انسان با خودش تهیه کند ببرد نباید گدا و ضعیف بود چون عذاب میکشد@ آنجا فضای بهشتی یک فضای اینطوری است که این ابزار و لوازم نظام برزخی را شما باید از اینجا به عنوان توشه تهیه کنید و آن هم تقویت بخشهای عقلانی و فوق عقلانی شما است این دو بخش را باید تقویت کنید@ و نه اینکه به این بخشهای حیوانی اهمیت ندهیم نه، اتفاقا این بخشهای حیوانی خیلی میتوانند کمک کنند به بخشهای عقلانی و فوق عقلانی که حالا راجع به آن امروز صحبت خواهیم کرد@ ولی باید تربیت شده باشند این بخشها یعنی بخشهای پایینی و حیوانی ما تقویت شده باشند تا بخشهای عقلی و فوق عقلانی به تغذیه صحیح خودشان برسند@ بحث ما بحث تغذیه است برای اینکه ما بتوانیم این کار را انجام دهیم باید ملکه عدالت را بر خودمان حاکم کنیم ملکه عدالت یعنی چی؟ مثل پدری میماند که پنج تا بچه دارد باید به همه خدمات بدهد ولی باید به چشم یکسان به همه نگاه کند ممکن است از منظر نوع علاقه به یکیشان بیشتر علاقه داشته باشد@ اما واقعا باید در بیرون وقتی که از بچهها سؤال میکنی پدر شما یا مادر شما عادل است یا عادل نیست به بچههایش یکسان نگاه میکند او تصور کند که چیست؟ او تصور کند که بله پدر و مادر ما بین ما فرقی نمیگذارند@ باخت یک پدر و مادر نقطه ننگ و، نقطه باخت یک پدر و مادر زمانی است که بچهها بو ببرند که پدر و مادر بین بچهها فرق میگذارند این خیلی خطرناک میشود خیلی مشکل است. اگر یک کسی در درون خودش یک نوع احساس خاصی داشته باشد مثلا به یکی از بچههایش ولی این اصلا نباید ظهور پیدا بکند@ بچهها باید بگویند که پدر و مادر ما از نظر نوع عاطفه و خدماتی که به بچهها ارائه میدهند یکسان و عادلانه عمل میکنند. ما پنج تا قوه داریم که چهارتاش تقریبا مَرکَبی است یعنی یک بخشش انسان است چهارتایش مَرکَبی است یک بخشش بخش محاسباتی است که عقل است سه بخشش هم بخش حیوانی ماست@ بخش وهم و خیال و حس که بخش حیوانی است مثل کسی که بخواهد برود، یک شخصی اینطوری بگویم به شما یک شخصی یک آدم بزرگی میخواهد برود یک جایی یک اسب دارد یا دو تا سه تا اسب دارد یا قاطر دارد یا اسب و قاطر دارد گوسفند هم با خودش دارد@ میخواهد برود یک جایی و یک خدمتکار هم دارد ولی نفر اصلی کیست؟ نفر اصلی خودش است این باید به نوکرش برسد به اندازهای که آن نیاز دارد از نظر نوع لباسش از نظر نوع غذایش به گوسفندش هم برسد به اسبش هم برسد به مَرکَب دیگرش هم برسد@ ولی آنی که میخورد در نهایت صاحب کار اصلی آنی که اصل هزینه مال اوست که باید بیشترین تغذیه را بکند خود همان یک نفر است در وجود ما آن بخشی که بخش اصلی است بخش انسانی است@ بخش انسانی همه کاره است یعنی باید عقل، یعنی سیستمهای مطالعاتی ما را و بخش وهم و خیال و حسمان را بتواند در استخدام خودش نگه دارد.@ حالا یک بار من این قوا را باز تکرار کنم که شما عزیزانی که جدید میاید هم یک دورهای باشد برای کسانی که نبودند هم برای کسانی که جدید میایند. ما با حسمان با محسوسات ارتباط برقرار میکنیم مثل من این میکروفن را میگیریم آن گل را بو میکنم با چشمم از زیبایش لذت میبرم بویش میکنم دست به آن میکشم.@ ما با خیالمان با صورت سروکار داریم صورتهای بدون ماده پس ما اول در حسمان با ماده سروکار داریم ببینید این ماده است وقتی که ماده را بردارید چه میماند؟ وقتی که ماده این میکروفن را بردارید چه میماند؟ شکلش میماند شکل و اندازهاش میماند ماده ولی ندارد.@ تصویری که شما از مادرتان دارید از پدرتان دارید از آدرسی که از خانه دارید، خانهتان از اینجا خارج میشوید، از اینجا میروید خانهتان دیگر، این تصویری که دارید از اینجا خارج میشوید از این کوچه کجا باید بروید تا بروید خانهتان را بوسیله چه دارید؟ خیال قوه خیالتان.@ پس ماده ندارد اما شکل و صورت و اندازه دارد مادرتان پدرتان حرم امام رضا مکه مدینه اینها همه تصویرهایی است که شما دارید. پس این بخش از نیازهای ما را کدام قوه تأمین میکند؟ خیال ما تأمین میکند نیازمان است.@ حالا یک کسی حافظهاش را از دست میدهد در بخش صورت نه در بخش بالاتر، در بخش صورت از دست میدهد مثلا از اینجا که میخواهد خارج میشود دیگر نمیداند که باید خانه برود خانه کجاست و نمیداند کجا باید برود، ولی حسش کار میکند@ میداند زن کیست شوهر کیست بچه کیست چند تا بچه دارد اینها را میداند ولی آدرس را ندارد دقت بکنید در بخش خیال اگر از کار بیفتد اینطوری میشود شما آدرس را ندارید. بخش وهم مربوط به چیست؟ حالا ما این صورت را برداریم چه میماند از آن؟@ در مرحله اول ماده را برداشتیم چه ماند؟ صورت ماند بدون ماده در مرحله دوم ما ماده را که برداریم چه میماند؟@ دیگر از شیء چیزی نمیماند در واقع ماده را که برداریم نمیماند. قوه واهمه چکار میکند؟ قوه واهمه صورتهای جزئی بدون ماده و شکل را درک میکند مثلا علاقهای که یک زن به شوهرش دارد شوهر به زنش دارد پدر مادر به بچه دارد بچه به پدر و مادر دارد عشقهای زمینی، دو نفر عاشق هم میشوند کینه، نفرت، محبت، تعجّب.@ مثلا نگاه کنید من الان این کتاب را میبوسم الان که من بوسیدم کتاب حدیث است دیگر ازش چه میفهمید؟ میگویید این استاد برای این کتاب حدیث ارزش قائل بود آن را چکار کرد؟ بوسید. این را با چه درک میکنید شما؟ واهمه.@ پس چیزهایی که جزئی هستند عشق و نفرت و احترام و ادب و مقام و شهرت و اینجور چیزها با قوه واهمه چیزهایی که مربوط به جنبه حیوانی است عشق مادری عشق همسری عشقهای زمینی بین زن و شوهر و دختر و پسر و هر چه که مربوط به اینها است اینها قوه چیست؟ واهمه است.@ آبرو، بیآبرویی این چیزهای اینجوری میدان وسیعی دارد. عقل چکار میکند؟ عقل ادراک کلیّات میکند قواعد کلی یک چیزی را در میآورد مثلا دو دو تا چهار تا مثلا هر وقت آب به صد درجه برسد جوش میآید@ هر فرمولی، تمام این رشتههای علومی که در دانشگاه درس میدهند با کدام قوه کار میکنند؟ قوه عقل کار میکنند قواعد فرمولهای خلقت را با عقل در میآوریم. بخش فوق عقلمان چیست؟ بخش فوق عقلمان که بخش انسانی ما است عاشق کمال مطلق و بینهایت است@ که گفتیم کمال مطلق و بینهایت یک مصداق بیشتر ندارد و آن هم الله تبارک و تعالی است که انسان در بخش انسانی عاشق بینهایت میشود علم بینهایت قدرت بینهایت لذت بینهایت زیبایی بینهایت که همه را جمع کنید میشود الله همه اینها را که جمع کنید میشود الله انسان عاشق الله است.@ گزارهای که ما میگوییم لا اله الا الله در دین خودمان که میگوییم لا اله الا الله مال کدام بخشمان است؟ بخش فوق عقل است مال این بخشها نیست چون اله بخش عقلانی ما چیست؟ معقولات است اطلاعات و علم است این هم برای خودش یک اله دارد الهاش چیست؟ امور موهوم است موهومات، این الهاش چیست؟@ مخیلات، تصویرها چیزهایی که با هنر مقولههای هنری مقولههای تصویر شما سروکار دارید این بخش است الهاش است. حس الهاش چیست؟ محسوسات است درست شد؟ هر کدام یک جفت و یک همسر و زوج دارند یک اله دارند پس وقتی که میگوید لا اله الا الله خدا برای حیوان که اله نیست حیوانات خدا را به اندازه حد خودشان دوست دارند@ اما نمیتواند خدا به آن بزرگی خداوند تبارک و تعالی با کمالاتش معشوق حیوان نیست. پس گزارهی لا اله الا الله مال کدام بخش ماست؟ بخش فوق عقل ماست یعنی بخش انسانی ما که ما به آن جهت انسان هستیم همه هم مشترک هستیم در این بخش همه عاشق الله هستیم@ امام فرمود: رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی آن هم عاشق کمال مطلق و بینهایت است ولی نمیفهمد الان دنبال، آن بینهایتطلبیاش را در کجا میخواهد ارضاء کند؟ در محسوسات، مثل پول و لباس و تلفن و موبایل و مبل و خانه و ویلا و اتومبیل و این چیزها.@ یا میخواهد در تصویر و کارهای تجملاتی و زیباییهای تجملاتی و هنری و اینها یا در امور وهمی مقام، ریاست، شهرت، قدرت، اینهایی که الان خیلیها برایش میدوند، یا در امور اطلاعاتی بروم دکتر شوم، مهندش شوم، فلان رشته را تحصیل کنم، کامپیوتر یاد بگیرم، زبان یاد بگیرم این را بخوانم آن را بخوانم@ ولی بخش انسانی فقط و فقط با چه کسی آرامش پیدا میکند؟ با الله با خدا اینکه میگویند الا بذکر الله تطمئن القلوب این قلب مال این است اگر کسی قلب نداشته باشد با ذکر خدا اصلا آرامش پیدا نمیکند نه نماز میخواند آرام میشود و نه با یاد آرام میشود. چون این بخش ضعیف است یا ضعیف است یا اصلا فعال نشده@ وقتی فعال نیست وقتی نماز میخواند 20 سال هم که نماز بخواند میبینید عصبی است پرخاشگر است بداخلاق است تندخو است این نمازش به درد نمیخورد چون اصلا نمازش دریافت ندارد اصلا انگار این حس کار نمیکند@ مثل کسی که دستش فلج است هر چه دست میزند به این حسی ندارد یا خیالش بخش حافظهاش را از دست داده حالا از خانه میخواهد برود بیرون نمیداند کجا باید برود کار نمیکند زورش را دارد میزند ولی کار نمیکند به درد نمیخورد.@ پس ما در بخش انسانیمان ما عاشق الله هستیم این هم اصل است و اگر این تغذیه نشود این بخش، بخش پایینی هم باید خوب تغذیه بشود البته، اگر این بخش تغذیه نشود نه در دنیا آرامش و شادی داریم میتوانیم لذت ببریم و از نعمتهای پایینی هم نمیتوانیم لذت ببریم.@ این یادتان نرود این مسئله خیلی مهمی است که دارم دو سه هفتهای میگویم برایتان، هر کسی میخواهد از اطلاعات و علمش درسی که میخواند لذت ببرد و به نفعش تمام شود فایده داشته باشد برایش یا از عشقهای زمینی که دارد و روابطی که دارد اوج لذت را ببرد@ از کارهای هنری از یک گل، بتواند ارتباط خوبی باهاش برقرار کند نه اینکه دور از جان مثل یک حیوان که از یک گل فقط خوردنش را میفهمد بتواند با زیباییها لذت ببرد از زیباییها بتواند دریافت داشته باشد یا بتواند لذتهای حسی قدرتمندی ببرد مثلا بتواند از یک آب لذت ببرد از آب که میخورد لذت ببرد.@ در حدیث داریم کسی که روحش ضُمُخت است نمیتواند از آب لذت ببرد همین آب را نمیفهمد از زیباییها و لطافت یک آب نمیتواند با آن ارتباط برقرار کند این آدم سهمی از جهنم و عذاب را دارد که یک موجود به این زیبایی و قشنگی را نمیتواند ازش استفاده کند.@ پس هر چقدر هر کس میخواهد واقعا در بخش طبیعی و حیوانی هم لذت ببرد باید کدام بخش را فعال کند؟ بخش فوق عقلانی و انسانی را هِی باید یکسره غذا بدهد هر چه این غذا بخورد به نفع بقیه هم است@ پس ما باید عادلانه رفتار کنیم ببینیم که فرض بفرمایید حسمان به اندازهای که لازم دارد باید به آن احترام بگذاریم خیلی مهم است حسمان لذا هر کس میخواهد کارهای معنوی و عقلانی بزرگ بکند@ ما در برنامههایتان نوشتهایم آنهایی که از من برنامه گرفتند که حداقل روزی نیم ساعت باید ورزش کنیم و کسی که ورزش نمیکند نمیتواند یک آدم عاقل خوبی باشد قطعا نمیتواند عاقل خوبی باشد و نمیتواند معنوی خوبی باشد انسان خوبی هم نیست@ باید به بدن رسید باید حرمت بدن را داشت حرمت پوست را داشت حرمت مو را داشت حرمت چشم را داشت هر چقدر میشود انسان باید به بدن برسد از نظر سلامت برایش مهم باشد ظلم به آن نکند یعنی اگر بگویند یک چیزی ضرر دارد برای بدن انجام ندهد ظلم نکند و به بدن برسد@ خیال هم تقویت کند چیزهای فوق عقلانی مثل همسر خانواده فرزند وظایفی که دارد کاملا انجام دهد اعضای خانواده خودش را ظلم نکند به آنها نیازهایی که دارند تأمین بکند به نظام عقلانی خودش برسد اطلاعات دقیقی را در مورد روابط پایینی و بالایی پیدا بکند این خیلی مهم است.@ ولی مسئله اصلی تغذیه بخش فوق عقلانی است یعنی بخش انسانی ما است که این با ارتباطات و با معرفت و ارتباطات یعنی هم باید معرفت کم کند و هم باید عاشقی کسب کند یعنی یک خلوت عاشقانه داشته باشد یک خلوت معرفتی داشته باشد@ تمرکز علم مطالعه و خوب خلوتهای خاصی هم با خدا و خانواده آسمانیاش کلاً با مجموعه غیب باید ارتباط داشته باشد@ تا بتواند برای حرکت غیبی آیندهاش که با وفات صورت میگیرد و ما هم نمیدانیم که کی میآید این وفات دو روز دیگر پنج روز دیگر ده روز دیگر بالاخره ما چند روز دیگر وارد غیب میشویم یعنی وارد برزخ میشویم وقتی وارد میشویم آنجا نوع شخصیتی که تو داری که به چه شکل محشور میشوی؟ انسان یا حیوان؟@ در حیوانات به چه شکل یا در انسان چطوری؟ بسته به این است که در بخش عقلانی چقدر درآمد کسب کرده باشد چقدر قدرت داشته باشد چقدر شکل انسانی حقیقی گرفته باشد.@ پس ما نباید تنبل باشیم در این بخشها باید در همه بخشهایمان زیرک باشیم هم بخش حسی، کسی که حوصله ورزش ندارد باشگاه نمیتواند برود این قطعا به همه بخشهای وجودیاش خیانت میکند این آدم خائنی است@ چون ظالم است به بدن که نرسی بخشهای بالایی هم از بدن تغذیه میشوند شما وقتی بدنت بیعُرضه و کِرِخت و ضعیف و تنبل و عفونی باشد خیالات هم خراب میشود@ شما وقتی که یکسره در درد و رنج و گرفتاریها میخواهد خودش را بیندازد خیالات قشنگی نمیتواند داشته باشد قوی نیست در روابط زمینی شکست میخورد خوب موفق نیست در روابط فکریاش دائما گرفتاری دارد دریافتهای خوبی ندارد@ شما بعضی از غذاها را میخورید ذهنتان کند میشود بعضی از غذاها را میخورید ذهنتان تیز میشود پس باید این را انسان بشناسد و در روابط فوق عقلانیاش هم تنبل بار میآید.@ پس ما باید زیرک باشیم اولین مصیبت هر انسانی که فرمود کلید همه بدبختیهای انسان است تنبلی و بیحوصلگی. اینها را باید برطرف کنیم یک آدم بیحوصله و یک آدم تنبل هم دنیای خرابی دارد و هم آخرت خراب.@ ؟؟؟ فرمود: الکَسَلُ یُضِرُ بالدین و الدنیا هم دنیا را خراب میکند هم دین را همه را خراب میکند. پس در این بخشها ما باید تغذیههایمان را درست انجام دهیم تغذیه هر بخش در بخشهای دیگر اثر دارد چون در واقع این پنج بخش یک نفر است یک شخصیت است ما یک روح واحد داریم الان درست است ما این پنج بخش داریم@ اما این پنج نفر مال ماست یک نفریم دیگر درسته؟ یعنی یک حقیقت یک نفس است که هم انسان است و هم بخش عقلانی دارد هم بخش وهمی دارد هم بخش خیالی دارد و هم بخش حسی دارد.@ یک نفریم میگوییم دستم درد گرفت پایم اینطوری شد چشمم، حافظهام دقت کنید احساسم اینطوری هست اینطوری میفهمم پس همهاش مال کیست؟ مال یک نفر است یا در رابطهای که با خدا داریم با اهل بیت داریم با آسمان داریم و با غیب داریم همه اینها باید به هر حال بهش غذا داد.@ در تنبلیهایی که منشأ حسی دارد دو تا کار شما باید بکنید یکی اینکه ورزش انسان باید حتما انجام دهد ورزش فوق العاده مهم است بدنی که ورزش ندارد تحرک ندارد قطعا خائن میشود یعنی به بخشهای دیگر خیانت میکنید ببینید اثر میگذارد رویش ورزش کنید تنبلی را بگذارید کنار@ و مهمترین عاملی هم که برای شروع لازم است، به قول امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد باید زور بگویید به خودتان اگر زورت به خودت نمیرسد از یک رفیق قولچوماق قدرتمند استفاده کن بیاید سراغت بردارد شما را ببرد باشگاه@ نمیتوانی نذر کن اصلا بگو من اصلا نذر میکنم اگر هر روزی باشگاه نرفتم ورزش نکردم پنجاه هزار تومان جریمه بدهم نذر میکنم اگر یک بار باشگاه نرفتم یک روز روزه بگیرم تنبیه کن خودت را تا پاشید باشگاهت را بروی بری ورزش به بدنت برسی اینطوری که نمیشود کاری کرد.@ بعد مسئله تغذیه است این دو تا خیلی مهم است یکی ورزش و یکی تغذیه حالا تغذیه من نمیتونم بحثش را بگذارم چون بحثش خیلی مفصل است باید مثلا 30 جلسه 40 جلسه فقط تغذیه را بگوییم در این بخش سی دی تغذیه را حتما بگیرید و دو تا کتاب هم من معرفی میکنم این را حتما مطالعه بفرمایید این کتابها را.@ مثلا تغذیه در طب اسلامی ایرانی، طب ایرانی اسلامی مال آقای دکتر منتظر، تغذیه در طب اسلامی ایرانی، یا سفره اسلامی ایرانی که چند تا از پزشکان نوشتهاند کتابهای خوبی است.@ مثلا من الان یک غذا میخورم صبح مثلا نان و پنیری که ما معمولا به بچهها میدهیم صبح شما وقتی صبح نان و پنیر میدهی به بچه، بچه ساعت ده خوابآلوده است سر کلاس هم چُرت میزند ضعیف است باید حتما وقتی میخواهی نان و پنیر بدهی یک گردو کنارش بگذاری این گردو باید کنارش بخورد که آن آثارش را از بین ببرد@ بعضی از خوراکها خواب را زیاد میکند بعضی از خوراکها نشاط میآورد برای انسان نشاطآور است. این الان میگوید چرا اینقدر خوابآلودهگی دارم چرا اینقدر خسته میشوم چرا اینقدر زود خسته میشوم یا بحث جسمی که گفتم که حتما عرض کردم در بخش جسمی حتما عزیزان آزمایش باید بدهند@ کم خونی نداشته باشند تیروئیدشان متعادل باشد حتما اگر متعادل نباشد نتوانیم به تعادل برسانیم خود تیروئید کمبود بعضی از مواد تنبلی میآورد بیحوصلگی می آورد، عصبانیت میآورد بیحوصلگیهای زیاد میآورد کِرِخی میآورد برای انسان@ بعضی از موادی که در بدن نیست. بعد این بلند میشود میگوید چرا من اینقدر ناراحتم چرا اینقدر عصبی هستم بعد به جای اینکه برود مشکل تنی حل کند میرود پیش روانپزشک، میرود پیش روانشناس و آن هم ممکن است ناشی باشد روانپزشک یا روانشناس هِی قرص بریزند در معده ما، ما را بدتر کنند@ خوب نه برو دکتر برو دکتر پزشکی اول یک چکاب پزشکی انجام بده ببین بعضی از مواد کمبود نداشته باشید یک چکاب کامل ممکن است کمخوبی داشته باشی یا فقر آهن داشته باشد انسان اینها را حتما باید بهش توجه کنید اینها خیلی مهم است که ما تنبل نباشیم.@ پس یکی بخش کمبود مواد است یکی نوع تغذیه که میکنیم یکی هم ورزش است که باید بهش اهمیت بدهیم که اینها خیلی اهمیت دارد.@ ولی ما باید دقت کنیم که مواظب باشیم نفس ما چون بینهایتطلب است اگر من بخواهم تشریح بکنم به این شکل تشریح میکنم برای شما، شما وقتی که نفس را بگیرید کف دست این کف دست که بینهایتطلب است یک قوهاش به چه میزند؟@ به معشوق اصلی میزند که الله است یک قوهاش میزند به علم، یک قوهاش میزند به موهومات، یکیاش میزند به مخیلات و یکیاش هم میزند به محسوسات.@ ولی چون بینهایتطلب است در هر بخشی که تغذیهاش کنید در آن بخش قویتر میشود وقتی قویتر میشود حق ضعفا را میخورد یعنی به بخشهای دیگر رحم نمیکند غیر از این بخش که وقتی به آن میدهی حق ضعفا را رعایت میکند@ بخشهای دیگر، بعضیها هستند اینقدر درس خوان میشوند همهاش دوست دارد یکسره کتاب بخواند مطالعه کند تحقیق کند ریاضیات حل کند علوم، دنبال مدرسه غیرانتفاعی مدرسه تیزهوشان، این فقط یک مهندس دکتر خوب در میآید ولی آدم خوبی معلوم نیست بشود@ یک دکتر مهندس قوی، یک مخترع خوبی بار میآید، یک مخترع میشود یک مکتشف میشود، ولی میبینید که در روابط با زنش ظالم است در روابط با بچههایش ظالم است اصلا به آنها اهمیت نمیدهد به هیچ وجه در رابطه با خدا ضعیف است@ اصلا در غیب، سرمایه غیبی ندارد این آدم درست است که مخترع است مکتشف است توانسته چند تا جایزه بگیرد در کشور به عنوان مثلا یک مخترع یا مکتشف، اسمش ثبت شود ولی این وقتی میرود در برزخ گدا است هیچی ندارد این بنده خدا هیچی ندارد@ یعنی دست خالی یا مثلا سرمایهاش خیلی کم است چون سرمایه فوق عقلانی ندارد بیشتر سرمایه عمرش را گذاشته روی چی؟ ریاضیات خوانده شیمی خوانده فیزیک خوانده تاریخ خوانده باستانشناسی خوانده یکسره در علم کار کرده، عادل آدم باید باشد عادل یعنی چه؟ یعنی یک کسی که به همه بخشهایش احترام میگذارد برای بخش فوق عقلانیاش وقت جدا دارد@ و آن وقتی هم که بخش فوق عقلانیاش است فقط هم کار فوق عقلانی میکند کار دیگری نباید بکند مثل کار عقلی که شما وقتی میخواهید ریاضیات بخوانید دیگر باید ریاضی، اگر حواست پَرت شود دیگر ریاضیات را یاد نمیگیرید اگر بخواهی زبان بخوانی زبان باید بخوانی دیگر آن موقع باید فقط یک ذهن باشی و یک زبان.@ ولی ما متأسفانه چون این بخشها را زیاد تغذیه کردهایم تا میآییم برویم با غیب خلوت بکنیم با آسمان با خدا این بخشها همه میآیند میگویند حق ما را بده@ هِی میآید نماز بخواند از آن لحظهای که میگوید الله اکبر یا مشکلات درسی و علمی و دانشگاه و کنکور میآید در ذهنش یا اینکه الان درس دارم الان چه میشود؟ یا بخشهای وهمی میآید که بیشتر هم وهمیها هست که اذیت میکند با فلان کس دعوا دارد سر نماز دارد دعوا میکند با فلان کس فحش و فحشکاری دارد سر نماز با آنها@ گاهی وقتها با خدا درگیر است گاهی وقتها با غیب درگیر است گاهی وقتها با شوهرش درگیر است گاهی وقتها با زنش درگیر است گاهی وقتها با دوستش درگیر است پس در واقع وقتی دارد نماز میخواند واقعا نماز نمیخواند@ این اگر واقعا نماز میخواند خوب بود قوی میشد اما خوب این 40 سال هم دارد این کار را انجام میدهد ولی در تمام این مدت 40 سال نماز نخوانده اصلا همین فقط ذکر زبانی بوده جذب قلبی نشده اصلا تمرکز روی الله نگرفته الله را نمیشناسد این الله را که بتواند بغلش بکند ببوسدش به قول حضرت سرش را روی پای خدا بگذارد@ نمیتواند اصلا عُرضه را ندارد با این خدا بتواند خلوت کند خدا اینقدر برایش جذابیت ندارد که بتواند در خلوتهایش در بیکسیهایش در جاهایی که محرومیت است دلخوشیاش باشد@ اینقدر نیست خدا برای همین هم برای این چیزها ظاهرا عصبانی میشود گفتیم که حضرت فرمود هر کس که دنیا میتواند عصبانیاش کند جهنمی میشود@ (من بکی علی الدنیا دخل النار) کسی که دنیا میتواند بریزدش به هم داغونش بکند تحقیرش بکند لِهاش بکند این چون دلخوشیهای بالایی و آسمانی و غیبی ندارد سرمایه ندارد چون سرمایه ندارد با دنیا خوشحال میشود با دنیا هم غمگین و افسرده میشود@ یعنی به قول مولانا: از خیالی جنگشان و صلحشان. همینطوری آدم اینطوری میرود بالا. اما کسی که سرمایه بزرگ دارد وقتی در بخشهای پایینی اتفاقی حادثهای طلاقی پیش میآید@ دعوایی پیش میآید کدورتی پیش میآید یک فقری یک مشکل مالی پیش میآید ورشکستگی پیش میآید یک مریضی اتفاق میافتد این اصلا آسیب نمیبیند شاد است قدرتمند است چون دلخوشیهای بالاتری دارد خیلی قشنگ است خیلی دلخوشیهای بالاتری دارد@ به هیچ وجه در چیزهای پایینی مُچاله نمیشود گناه نمیکند غیبت نمیکند فضولی نمیکند تحقیر نمیکند تجاوز ندارد ظلم ندارد ولی وقتی بخشهای بالایی محروم است آدم همه مسائل ذهنیاش مال همین بخشهای پایینی است حالا از کجا اینطور شده برای اینکه بخشهای بالاییاش غذا نخورده.@ ما مثلا میگوییم رفتیم امام رضا، میگوییم حالا امام رضا تأثیری هم گذاشت توانست بیماریهای روحی و روانی تو را کم کند شاد شوید دیگر حسهای حقارت، مسابقه، رقابت، را از بین ببرد؟ میگوییم نه. چرا؟ چون وقتی رفتی پیش امام رضا با کدام بخش رفته؟@ چون رفته گفته یا امام رضا من شوهر میخواهم. باز مال کدام بخش است؟ بخش پایینی. زن میخواهم پول میخواهم فلانی مریض است شفا بده امام رضا کمک کن در مسابقه من ببرم کمک کن کنکور برنده بشوم@ کمک کن فلان کس شفا بگیرد یعنی امام رضا را باز از چشم چه میبیند؟ با کدام چشم میبیند؟ بعد هم میگوید قربون امام رضا برم عجب امام خوبی است من از آن زن خواستم شوهر خواستم این را خواستم داد.@ یعنی نحوهی ارتباطش فقط همین است ولی اینکه خودش در طول روز برای امام رضا دلش تنگ شود یک هزینهای بکند، همانطور که برای نامزدش برای شوهرش برای زنش برای بچهاش تنگ میشود بلند شود برود فقط امام را ببیند و هیچی از آن نخواهد فقط خود دیدن امام رضا برایش باشد اینقدر عاشق نیست اینقدر انسان نیست که بلند شود و برای این برود@ امام رضا هم که دارد میبردش کدام بخش میبردش؟ بخش حیوانی دارد میبردش امام رضا میگوید ما هم رفتیم مکه آنجا حاجت بگیریم کربلا هم که دارد میرود باز بخش حیوانی دارد میبردش کربلا.@ یعنی آن باز برعکس است در واقع میدانید اینجوری است در واقع به این شکل است، یعنی الاغه سوار این میشود این را میبرد کربلا الاغه سوار این میشود این را میبرد مکه این کولی دهندهی آن بخش است@ اینطوری نیست که من نه یک حسی به امام رضا دارم یک حسی به امام حسین دارم یک حسی به فاطمه زهرا دارم یک حسی به حضرت معصومه دارم اصلا دلم برای حضرت معصومه تنگ شده فقط میخواهم بروم با آن گپی بزنم سلام علیکی کنم احوالپرسی کنم دلم برای خدا تنگ شده میخواهم یک دو رکعت فقط نماز بخوانم@ همین، نماز، میخواهم فقط تخلیه بشوم، اصلا کاری ندارم همین شنیدن اسمش حرف زدن با آن شنیدن صدای خدا برایم قشنگ است. مثل کسی که میگوید میخواهم یک موسیقی بشنوم آیا این موسیقی معنی دارد؟ بله. یعنی چی؟ یعنی هم دارد؟ نه.@ شما الان یک آهنگی شما میخواهید بشنوید این یعنی چه؟ فراز و نشیب و ملودی این یعنی چه؟ من نمیدانم یعنی چه. خوب پس چرا الان این را گوش میکنی؟ میگوید معنی دارد برای من یعنی این حس به من یک چیزی میدهد@ یک معنی دارد ولی خودم نمیدانم ولی به این معنی نیاز دارد من کاری ندارم من میخواهم نمازم را بخوانم این نماز این ذکره این سجده، به این سجده احتیاج دارم دلم تنگ شده برای خدا دوست دارم بغلش کنم ببوسمش حالا بغلش میکنم میبوسمش.@ پس عدالت را ما باید در تغذیه رعایت کنیم اگر عدالت را رعایت نکنیم اصلا خانواده زده بشویم کار زده بشویم علم زده بشویم دانشگاه زده بشویم هر چیزی که هست ورزش زده بشویم.@ یک کسی میبینید تمام وقت و عمرش را میگذارد برود یک تکه طلا بگیرد بیندازد گردنش این مال بخش وهمیاش است بخش وهمی یک کمال نباتی است قدرت بدنی مال کدام بخشمان است؟ مال بخش نباتی ماست@ بدن بخش نباتی. این بدن قوی شده رفته حالا یک دانه حالا فرض بفرمایید افتخار این آدم این است که در کل این چهل سال یک طلا دو تا طلا پنج تا طلا ده تا طلا گرفته ولی میبینید که بخش عقلیاش کار نمیکند بخش فوق عقلانیاش هم بسیار بسیار ضعیف است@ خوب این الان اگر بمیرد برود در برزخ آنجا یک چیزهای دیگر میخواهد نمیآید در برزخ به فرشته و نکیر و منکر بگوید من چند تا نقره آوردم من چند تا طلا آوردم به درد نمیخورد آنجا، آنجا ساختار ویژه خودش را دارد نیازهای ویژه دارد باید تأمین بشود و تو نبردی با خودت چون اصلا فکرش نبودی.@ تو اینجا ممکن است یک آدم ثروتمند باشی در یکی از این بخشها ولی در برزخ یک آدم بدبخت و گدایی تو هیچی نبردی با خودت هیچی هیچی یک آدم فقیر بیچاره گدای درمانده و مسکین هستی سرمایه نداری اصلا با خودت ببری@ هیچی وقت نگذاشتی برای اشرافی زندگی کردن. چون شرافت یک کسی به نظام برزخیاش و نظام قیامتی و بعد از قیامتی، تو اشرافی زندگی نکردی تو گدا زندگی کردی.@ بله در نظام حیوانی تو قوی بودی اشرافی بودی مثلا آدم معروفی شدی نماینده مجلس شدی رئیس جمهور شدی شورای شهر بودی مدیر کل بودی سردار بودی استاندار بودی@ بله در نظام وهمیاش اینطوری بوده بعد یک خانه چند هزار متری داشتی چند تا ماشین داشتی بله اینها بوده ولی در نظام انسانی اصلا آدم قدرتمندی ثروتمندی نبودی.@ ثروتمند کسی است که بتواند در تمام حالتها خودش را شاد نگه دارد به این آدم میگویند آدم ثروتمند، بتواند در تمام حالتها مهربان باشد بتواند عصبانی نشود بتواند زودرنج نباشد بتواند پرخاشگر نباشد بتواند فضول نباشد به این آدم میگوییم آدم قوی، یک آدم شاد و یک آدم ثروتمند است@ یک آدمی که بتواند عاشق همسرش باشد همیشه این عشق بماند برایش بتواند عاشق بچههایش باشد، بچههایش عاشقش باشند این را بهش میگویند آدم قدرتمند ثروت دارد توانایی دارد وقتی وارد برزخ میشود خوب ثروتمند وارد برزخ میشود واقعا.@ پس ما به نظام تغذیه باید خیلی اهمیت بدهیم که ما عادلانه رفتار کنیم یعنی واقعا یک وقتی را بگذاریم، مثل اینکه شما این زحمت را کشیدید این حرکتی که شما میکنید مثلا میآید در این مسجد پای سخنرانی یک سی دی گوش میکنید یک کتاب میخوانید بهش میگویند حرکت چی؟ عقلانی یا فوق.@ بستگی دارد چه بخوانید موضوعش چه باشد اگر موضوعش علوم باشد میشود حرکت عقلانی اگر موضوعش غیب باشد معقولات غیبی و آسمانی باشد میشود حرکت فوق عقلانی.@ مثلا الان شما چرا همه هواستان به سخنرانی است؟ دارید میخورید دیگر موقع سخنرانی هواستان جای دیگر نمیرود این میشود غذا خوردن میگوید حالا من یک ساعت نشستهام غذا خوردم. ولی خوب بعضیها اینطوری میکنند بهشان برنامه میدهم بعد میآید میگوید که مثلا برنامه دادم برای اینکه عصبانی نشود@ برنامه دادم برای کنترل فکرش، برنامه دادم که حسود نباشد برنامه دادم که زودرنج نباشد برنامه دادم که سطح شادیاش بالا ببرد یا برنامه دادم برای اینکه سطح ارتباط با غیبش مهارتهای ارتباط با غیبش را قوی کند@ بعد میآید میگوید من برنامه را گوش کردم کتابها را هم خواندم ولی هنوز من مشکلم حل نشده من هنوز خاطرههای گذشته اذیتم میکند.@ دارویش را خورده یا نخورده؟ نخورده. فقط گوش کرده از این گوش گرفته از آن گوش در شده بد خورده. میگویم خوب حالا این سی دی را چکار کردی؟ میگوید من سی دی را در ماشین داشتم میرفتم.@ در ماشین تو ترمز و کلاج و گاز، دنده، پنج تا دنده دارند یک دنده هم عقب شش تا تصویر جلو و تابلوها خیابان، تازه خاطراتی هم که یکسره میآید در ذهنت، این که نشد غذا خوردن. خدا وکیلی یک ساندویچ را در رانندگی میخوری؟ غذایت را چطوری میخوری؟@ یک خانم دکتر به من میگفت من در ماشین این کار را میکنم. گفتم خانم دکتر شما خودتان میگویید من دکترم شما غذا را چطوری میخورید در خانهتان؟ با تمرکز چند ساعت وقت میگذارد آشپزی میکند با تمرکز چند ساعت برای یک ربع غذا خوردن نیم ساعت.@ ولی آن نیم ساعت را میشینند میخورند نیم ساعت را میشینند غذا میخورند غذا باید خورده بشود بعد هم غذا چطوری جذب میشود؟@ غذا اگر کسی بخواهد بخورد اول از این غذا را زود نخورید یعنی اول باید با چشمش، غذا را بکند در چشمهای خودش در واقع این خانمی که زحمت کشیده سفرهآرایی کرده یک دانه دیس سالاد را چیده از مادرت تشکر کن@ مامان سفرهات خیلی قشنگ بود این سبزی دستت درد نکنه سبزی گرفتی، سبزی را پاک کردی، آدم چشمش کور نباشد، این سبزی یک کسی گرفته پاک کرده سبزی را، یک سالاد گرفته سالاد چیده شده گوجهها خوب بریده شده بهبه چه تزئین قشنگی@ ظرفها، دوغی که درست شده، نعنائی که رویش ریخته شده، خورشتی که درست شده، ببیند نه همینطوری، دور از جون گاوها مثل گاو بشیند همینطوری یکدفعه شروع کند به خوردن یک تشکر، نه از خدا تشکر میکند نه بابا نَنِهاش.@ بچه باید یاد بگیرد هر چه در خانه میخورد برود از پدرش چون روزی آور است تشکر کند از مادرش چون زحمت کشیده حتما تشکر کند.@ از مادرش بگوید مامان دستت درد نکنه غذای خوبی بود خیلی ممنون زحمت زیادی کشیدی، به چشمش بدهد این غذا را، این سیب را همینطوری گاز بزند، نگاه کن ببین خدا چی خلق کرده برایت، یک پرتقال را خوب نگاه کن، لمس کن بو کن بعد به شامه بدهید.@ در غذا خوردن غذا به شامه داده بشود. البته اینها خصوصی باید بشود چون شما اگر بیرون وقتی یک سیب را بو کنی میگویند این خُل است بخواهی عشقبازی کنی، بخواهی یک سیبی را قبل از اینکه گازش بزنی اول ببوسیش یک بار، اول ببوسش بعد گازش بزن.@ وقتی بخواهی سر این پرتقال را ببری، اول یک نازش بکن یک سلامی به آن بکن یک نازش کن بعد پوست بکن بخورش، اگر یک وقت یک کسی این کار را بکند میگیرن میبرندش تیمارستان@ یک موقع دیدی نیروی انتظامی گرفت شما را، ولی در خانه این کار را بکن لااقل، وقتی تنهایی خودت این کار را بکن، بعد هم غذا خوب خورده بشود خوب قشنگ خورده بشود جویده بشود هضم بشود مراحلی که به هر حال نیاز داریم خیلی خوب خیلی خوب است.@ در بخشهای دیگر هم باید غذا خوردن همینجوری باشد، ما نماز را هولهولی و اذان و اقامه که ندارد بسم الله الرحمن الرحیم و بعد و الضالین بعد دیگر هیچی.@ دزدترین آدمها کسی است که از نمازش میدزدد. انصافا شما با یک رفیقت با یک دوستت وقتی میخوای حرف بزنی با شوهر با زنت همین 17 تا یک دقیقهای حرف میزنی واقعا؟ اینطور نیست.@ در بخش حیوانی با کسانی که میخواهد حرف بزند دو ساعت سه ساعت پنج ساعت تلفن نامه پیامک اصلا دل میدهد به این ارتباط، ولی وقتی که نوبت خدا و آسمان و غیب و خانواده آسمانی و مادرمان فاطمه زهراست.@ ولی مادرمان فاطمه زهراست بالاخره دل دارد بچهاش هستی دوست دارد باهاش بشینی و گپی بزنی و یک ارتباطی بگیری یک رفتاری، فاطمه زهرا اصلا در قرآن همین را دارد میفرماید وقتی آیه صله ارحام آمد که صله ارحام واجب است و باید صله ارحام کرد.@ پیامبر فرمود بوی بهشت از پانصد سال راه میرسد کسی که قطع رحم میکند بوی بهشت را هرگز استشمام نمیکند کسی که ارتباطش را با خانواده حیوانیاش قطع میکند خانواده زمینیاش، خانواده آسمانیاش که دیگر هیچی.@ حضرت فرمود این در مورد صله ارحام است ولی (و غایۀ تأویلها صِلَتُکَ اِیانا) بالاترین مرحله کمال صله ارحام این است که ما را رحم خودت بدانی یعنی بدانی که من مادرت هستم فاطمه زهرا میگوید من مادرت هستم@ باید بالاخره یک سری به من بزنی تو الان 30 سال ارتباطت با این مادرت چطوری ارتباط داشتی؟ با بابات امیرالمؤمنین امام زمان، ما اینقدر صله ارحاممان ضعیف است که الان امام زمان 1180 سال است به قول حضرت علی (ع) در آوارهگی و طرد شدگی و تنهایی است و ما اصلا دلمان یک بار هم برایش نسوخته است اصلا بگوییم کجا هست؟ چکار دارد میکند؟@ مگه نشنید میگویند امام زمان مثل اینکه هست الحمد لله هست. امام زمان الان کجاست؟ مثلا چکار میکند؟ بابا 1180 سال تنهایی و آوارهگی و غصه اضطرار دارد، من به عنوان یک بچه چکار کردم برای امام زمان@ مثلا چه نقشی دارم در تنهایی های امام زمان در خندانیدنش اصلا سری به آن میزنم این پدر آسمانی من است و من هم قرار است در قیامت با این آدم محشور بشوم من با آن سیزده تا معصوم کاری ندارم@ آن جدای از آن، ولی روز قیامت من را با این شخص یعنی مهدی منتظر محشور میکنند میگویند شما این بابات که آواره و طرد شده بود و تنها بود تو چه خاصیتی برای این بابا داشتی؟ هیچی.@ من اصلا هیچ پیوندی با این بابا نداشتم چرا وقتی که مشکلات مادی داشتم میرفتم بهش جمکران توسل میکردم مشکلات حیوانیام را حل کند یا مشکلات درسم را حل کند ولی با خودش هیچ خاصیتی برای امام زمان نداشتم@ از نظر شخصیتی با پدرم خودم که پدر اصلی و حقیقی من است از پدر زمینیام عزیزتر است چون ما میگوییم بابی انت و امی پدر و مادرم به فدای تو چون پدر حقیقی ماست آن بالاتر از پدر زمینی و مادر زمینی است.@ پدر زمینی و مادر زمینی یک اشتراک اسپرم و تخمک و جسم ما را به دنیا آوردند حقیقت جاودانه و انسانی ما مال فاطمه زهراست مال آقا امام زمان است از آنها خدا ما را آفریده است، چون ظالم هستند و غذا خوب نخوردند میبینی در بحث صله ارحام و عشقهای آسمانی آدمهای بدبخت و خشنی هستند@ اصلا نمیوانندبا غیب عشقبازی کنند با خانواده آسمانی نمیتوانند، نه نماز میتوانند بخوانند نه حرم میتوانند بروند وقتی هم میروند ضعیف دارند میروند به هیچ وجه در فعالیتهای غیبی آدمهای قدرتمندی نیستم@ وقتی میرم حرم این بخش فوق عقلم حس نمیکند که این حضرت را بغل کرده میبوسد گپی میزند و صفایی میکند همانطوری که میروم حرم باز میرم حرم بخاطر بخش حیوانی رفتم@ گریههایم هم حیوانی است احساساتم هم حیوانی است اصلا بخش انسانی نیست یعنی اینطور نیست که من یک موقعی بیفتم به دلتنگی نسبت به پدرم امام زمان علیه السلام که الان آواره و طرد شده و تنهاست و بعد شروع کنم به گریه کردن در فراغش.@ اصلا بتوانم بیست تا جملهای که به نامزدم میگویم به زنم میگویم به شوهرم میگویم به دوستم میگویم بیست تا جمله اینطور به امام زمان بگویم ما نداریم اصلا. به خدا بگویم نه اصلا نمیتوانم با خدا اینطور حرف بزنم.@ وقتی میخواهم با خدا حرف بزم کتاب باز میکنم چون خودم، مثل این است که وقتی خواستی با نامزدت حرف بزنی چه میگی؟ میروم یک کتاب باز میکنم میگم سلام خانم حال شما چطور است؟ اینطوری حرف میزنیم ما؟ نه ما از حفظ نامزد بازی میکنیم بلدیم چی بگیم این همه حرف آدم میآید حرف میزند.@ پس چرا وقتی نوبت خدا میشود میگوییم بریم کتاب بخوانیم، کتاب زیارت، کتابهای زیارت را دیدید در حرمها کتاب زیارت میگردیم عربی میخوانیم میفهمی داری چی میگی؟@ نمیفهمی این را ببوسش بذار کنار فارسی حرف بزن با امام رضا چیه جمله عربی میخوانی وقتی نمیفهمی چیه چه فایدهای دارد؟ فارسی بگو با امام رضا بگو من فلانیام من مَمدم من تقیام من جوادم من مریمم من زهرام آمدم دلم تنگ شده برات چنین و چنان حرف را بزن@ میتوانی تمرین کنی. من پنجاه سالام است رفتم حرم اصلا نمیتوانم ده دقیقه با امام رضا ده دقیقه با مادرم فاطمه زهرا حرف ندارم بزنم لال لالام. میرم تا کربلا میرم تا مکه میرم تا حرم حضرت معصومه ولی رفاقتی اتفاق نمیافتد که ما همدیگر را دیدیم گپی زدیم گفتی داشتیم نداریم.@ پس ما تمرین نکردیم اصلا در این بخش این بخش، بخش ضعیفی است عادلانه به بخشهای خودمان غذا ندادیم این چرا ما اینقدر تنبل شدیم در این بخشهای انسانی و عقلانی چرا؟ چون این بخشهایمان خیلی غذا خوردند زیاد غذا میخورند ما را سنگین کردند@ جسممان خیلی غذا میخورد، الان گفتم که 70% بچههای زیر 20 سال اضافه وزن دارند در کشورمان، یعنی اینها بعدا آدمهای قدرتمندی نخواهند شد.@ یک کسی که جسمش، برای همین هم اگر میخواهد کسی فعالیتهای فوق عقلانی و عقلانی بکند استاد و مربی خِبره اول شرط کاهش وزن میگذارد میگویند وزن را باید کم کنید اول کاهش وزن غذایت را میزان کن تا بخش عقل و فوق عقلانیات فعال شود و به نشاط بیفتد@ نمیشود وقتی 10 کیلو 15 کیلو 20 کیلو اضافه وزن داری بتوانی آن بخشهای بالایی را تقویت کنی حافظه خوب کار نمیکند بخش عقلانی خوب نمیتواند محاسبات را دربیاورد بخش فوق عقلانی هم نمیتواند به غیب بزند.@ بعد بخشهای خیالی را باید کنترل کنیم فیلم کمتر نگاه کنید من نمیگویم کسی بازی کامپیوتری نکند یا مثلا بچهها یا مثلا فرض بفرمایید تلویزیون نگاه نکنید بالاخره بچه است دوست دارد یک تفریحی بکند یک سریالی ببیند یک چیزی.@ اما به اندازه ولی بعضیها میبینید شب تا صبح دارند این قوه واهمه را تغذیه میکنند با این هنرپیشهها میروند در زندگیشان وارد میشود با آنها شکست میخورند با آنها طلاق میگیرند با آنها آشتی میکنند با آنها زن میگیرند با آنها شوهر میگیرند با آنها حوادث، با آنها میمرند با آنها زنده میشوند.@ خوب وقتی یک قوه واهمه را از صبح تا شب پای تلویزیون، یا با موسیقی یا با تئاتر یا با سریال، بعضیها که دیگر اینقدر ماشاءالله عاقل هستند که این افسانهها که دروغ بوده اصلا از اول خودشان نوشتهاند افسانه، افسانهها را میشینند نگاه میکنند وقت میگذارند افسانه چیز دروغ بوده از اول میشینیم وقت میگذاریم نگاه میکنیم.@ این قوه واهمه اینقدر تغذیه میشود وقتی بهش میگویی خوب برو درست را بخوان برو ریاضی حل کن بشین جبر و مثلثات کار کن بشین شیمی کار کن بشین نجوم کار کن مسئله عقلی و فلسفی اعتقادی میبینی اصلا نمیکشد@ این اصلا، تا کتاب باز میکند میگوید من نمیدانم وقتی کتاب میخوانم حواسم پرت میشود؟ عزیزم وقتی کتاب میخوانی حواست پرت میشود یعنی کدام قوهات قوی شده؟ قوه واهمهات قوی شده برای همین عُرضه تمرکز نداری تمرکز در مطالعه نمیتوانی داشته باشی.@ بلد نیستی موقعی که، چطور وقتی میخواهی غذا بخوری همه چیز را میگذاری کنار به غذا میچسبی، موقعی که میخواهی با نامزدت با شوهرت با دوستت با زنت با بچهات با رفقا خلوت کنی قشنگ تمرکز داری؟@ پس چطور میشود وقتی که میخواهی کار عقلانی کنی تمرکز نداری؟ هِی ذهنت، چطور میخواهی کار فوق عقلانی کنی دائما سر نماز حواست پرت میشود؟ برای اینکه ظلم کردی جنایت کردی در حق این بخشها، این بخشها ضعیف بار آمدند@ عادل نبودی تو یک ظالم به تمام معنا هستی، ما فکر میکنیم ظالم یعنی صدام، یعنی شاه یعنی یزید اینها ظالم بودند، نه ما در نظام درونی خودمان خیلی جنایت میکنیم به بخشهای دیگرمان میگوییم خفه شو حرف نزن تو غذا نخور تو نباید غذا بخوری فقط ما باید بخوریم.@ مثل یک کسی پنج ساعت پای تلویزیون، بچهها در نظام تربیتی باید تغذیه بشوند، میخواهد کارتون ببیند میخواهد بازی کامپیوتری کنی یک ساعت آن هم بازی کامپیوتری سالم نه بازی کامپیوتری آلوده، یک ساعت با نظارت پدر و مادر.@ در خانه حالا تنها باشیم، تو پای کامپیوتر باش من بروم روضه و بیایم، نمیشود، تو میروی روضه آن میرود پای کامپیوتر یک چیزهای دیگر ازش درمیآید دیگر خلاصه یک چیز دیگر میشود.@ نه با نظارت، با نظارتتان کار کامپیتوتری یک ساعت میخواهد بازی کند، سریال هم میخواهد ببیند فیلم هم میخواهد ببیند یک حدی بقیهاش باید بچه به بخشهای دیگرش هم برسد بچه انسان است حق دارد روز قیامت یقه پدر و مادر را میگیرد@ میگوید من نمیفهمیدم اما شما چه غلطی کردید در حق من، من را برداشتید این همه پای تلویزیون نشاندید چرا اجازه دادید پای تلویزیون بشینم؟ چرا اجازه دادید هِی کامپیوتر نگاه کنم؟ من نمیفهمیدم شما چرا به من این ظلم را کردید؟@ بابا هم میگوید چون من خودم کار و زندگی داشتیم زنم میگوید چون من هم گرفتاری خاص خودم را داشتم خواستیم تو را بگذاریم سر کار که مزاحم ما نشوی@ این میشود بچهها را باید دقت کنیم به نظام تغذیهایشان بسیاری از غذاهایی که الان مادرها درست میکنند غذاهایی که با سلیقه هم کار میکنند بندگان خدا روی عشق و علاقه هم کار میکنند روی دلسوزی هم کاری میکنند بسیاری از این غذاها غذای مفیدی نیست بلکه خیلی هم مضر است.@ مادرها باید بروند یاد بگیرند نظام تغذیهای را تغذیه دقیق را یاد بگیرند اگر بچهها هم یک موقع، ما اصطلاحا در خانواده بهش میگوییم آت آشغال، یک موقع آت آشغال میخواهند، حالا هوس کرده یک آتاآشغالی بخورد@ خودمان هم یک موقع میرویم مسافرت اردویی داریم یک موقعی میپرسم کسی آشغال میخواهد آشغال کسی میخورد؟ حالا فرض بفرمایید میخواهد یک دانه هم از این خوراکیهای مضر بخورد عیب ندارد حالا سفر است@ بالاخره میخواهد یک آت آشغالی بخورد عیب ندارد یک بار بخورد اینقدر ضرر ندارد، مثلا به ندرت یک آشغال هم میخواهد بخورد، بخورد. غذاهای مفید غذاهای خوب چیزهایی که خوب است آدم میتواند استفاده کند خیلی بهترینها را استفاده کند همینجوری شکمش را ندهد به این آت آشغالها و چیزهای دیگر@ حالا همه بچهها دارند میخورند ما هم هوس کردیم بخوریم به هر حال اینطوری است. ما بزرگانمان هم دارند همینجوری میشوند خدا شاهد است من داشتم مشاورهای سر پفک زن و شوهر دعوایشان شده سر لواشک، سر ترشک، سر شکم دعوایشان شده.@ بد است یک آدم بزرگ مقوله شکم، اصلا کجای غذا، کجای مرغ، کجای کله پاچه سر این چیزها، معلوم است یک کودک بزرگ شده است فقط، یک کودک بزرگ شده وقتی کسی با شکم شاد میشود با شکم غصه میخورد برای شکم عصبی میشود پرخاشگر میشود برای شکم قهر میکند این معلوم است خیلی وهم است@ کجای ماشین بشینم؟ پنجره باشد وسط باشد کجای خانه بشینم کدام مبل بشینم رنگش چی باشد کسی که برای این چیزها بالا و پایین میشود خوب معلوم است بنده خدا گرفتار است@ یعنی اینقدر ظلم شده این بخشها قوی شدهاند با این بخشها شاد میشود با این بخشها تحقیر میشود دلخوشیهای پایینی دارد. با اینها شاد با اینها غصه.@ دلخوشیهای انسانی عقلانی و فوق عقلانی این آدم اصلا ندارد لذا وقتی میخواهد برود شوهر بکند یک آدمی انتخاب میکند مثل خودش یعنی ضعیف انتخاب میکند چون خودش جنایت کرده کند همجنس با همجنس پرواز خوب میرود یک کسی مثل خودش مَشَنگ انتخاب میکند ضعیف@ زن میخواهد بگیرد همینطور شوهر میخواهد بکند همینطور بعد هیچی بچههایشان هم خلاصه، از بز چه زاید تیتی، خلاصه هیچی پنج تا ژن دارد این بچه یعنی پنج تا سلامت و زیبایی هوش عقل دین و اخلاق و قبل از بارداری بیایید برنامه بگیرید، اصلا زمان مجردی ما گفتیم برنامه میدهیم به دختر پسرها قبل از ازدواجشان که بیایند ژنهایشان را تقویت کنند.@ الان میبینید زن و شوهرهایی هستند که بچهدار هستند اما ژنی که دادند به این اسپرم یا تخمک ژن خیلی خیلی گدایی هست مثلا سلامت و زیبایی، سلامت که معلوم نیست داشته باشد خیلی زیباییاش بد نیست هوشش هم خوب است ژن هوشیش هم خوب است@ ولی عقلانیتاش نه، نگرفته وقتی که به دنیا آمده این ژن عقلانیت اصلا خوب کار نمیکند، ژن اخلاقیاتش خیلی ضعیف است و ژن معنویت یعنی بخش فوق عقلانیاش هم که خیلی ضعیف است@ پس ما هم اگر بخواهیم تنبلیها و بیحوصلگیهایمان کم شود باید یک مدت واقعا خودمان را ببندیم به تغذیه مناسب، تغذیههای خوب که روح قوی شود روح چابک بشود روح بال در بیاورد انشاء الله کسی که بال در نمیآورد نمیتواند پرواز کند تنبلی و بیحوصلگی دارد@ باید بال پیدا کند بتواند یواش یواش تمرین کند این بال را بزند تا یواش یواش بتواند پرواز کند و برود بالا. پس برنامه باید داشته باشد شخص@ این خیلی مهم است من با برنامه باید بروم جلو یعنی به همه بخشهایم احترام بگذارم همه بخشها، بخشهای من هستند مال من هستند جزو خانواده من هستند مهمان من هستند بدن خیال وهم و عقل و فوق عقل. ولی من که هستم؟ من فوق عقلم من انسان هستم@ فرشته نیستم که فقط عقل باشم حیوان هم نیستم که وهم و خیال و حس باشم بلکه یک انسان هستم حالا که یک انسان هستم باید به همه بخشهایم احترام بگذارم همه را به اندازه کافی جذب کنم.@ یک پدر موفق یک مادر موفق یک زن و شوهر موفق، زن و شوهری هستند که در خانهیشان ثروت برای همه بخشها گیر میآید. در بخش مهارتهای زندگی گفتیم که ما سه تا ثروت باید حتما در خانه باشد@ به همین اندازه هم گفتم یعنی انگشتها را دقت کنید اقتصادی، که کوچکه است وسطی عاطفی و سومی معنوی، باید یک خانواده اینطوری باشد که یک پسر میخواهد زن بگیرد باید سه تا توانایی را خوب رسیده باشد@ یک دختر میخواهد شوهر کند باید این سه تا داشته باشد که بتواند هم شوهرداری خوب بکند هم ژن قدرتمند به بچهاش بدهد. ما اصلا چون خودمان هم اصلا توجه نداریم به این چیزها میگوییم جهیزیهاش خوب باشد@ مثلا اگر دختر خوبی است خوب دختر خوبی یعنی چه؟ میگوید اصلا از هر انگشتش چهار تا هنر میبارد چی؟ مثلا خیاطی بلد است آشپزی بلد است. این شد زن خوب مثلا؟@ زبان بلد است کامپیوتر بلد است لیسانس دارد باباش سرهنگ فلانی است، چه ربطی دارد بچه نماینده مجلس است، مگر میخواهی با حاج آقا ازواج کنی؟@ باباش اینطوری است که نمیخواهی با او ازدواج کنی یا نَنَهاش اینجوری است. ما دو تا روح میخواهیم پیوند برقرار کنند با داراییها و تواناییهای خاص خودشان علت این که این همه، ما امسال چهارم شدیم در طلاق در دنیا یعنی جای اسپانیا را هم گرفتیم.@ امسال یعنی زن و شوهرهای ما با دارایی با هم برخورد نمیکنند برای همین هم بعد از مدتی که با هم ازدواج میکنند همدیگر را بو میکشند، بو میکنند، همدیگر را میفهمن، اشتباه کردهاند لذا اکثر ازدواجها با پشیمانی صورت میگیرد@ یعنی طرف دارایی ندارد 90% درخواستهایمان هم مال خانمها است بو میکشند میبینند نه نشد خوب در نیامد از کار. پس واقعا ما باید این بخش تنبلی و بیحوصلگیمان را بگذاریم کنار و یک مدتی برنامهدار باشیم تلقین کنیم به خودمان صاحب برنامه بشویم یک طوری خودمان را وادار کنیم که این برنامهها را عمل کنیم به آنها.@ از هر جای ضرر هم برگردی منفعت است، اگر کسی شصت سال اشتباه رفته باشد، در بحثهای دشمن شناسی گفتیم بخشهای دیگر توضیح دادیم اگر کسی شصت سال اشتباه رفته باشد هفتاد سال هم اشتباه رفته باشد میتواند جبران کند@ حداقل اگر نتوانست جبرانهای بخشهای حیوانی را بکند جبران بخش عقلی و فوق عقلانیاش را میتواند انجام دهد یعنی آخرتش را لااقل میتواند نجات بدهد اگر دنیایش هم خراب شده باشد لااقل آخرت خودش را بجنبد میتواند نجات بدهد@ حالا اگر از این ور سرش را گذاشت رفت دیگر شاد برود آن طرف ثروتمند برود آن طرف قوی برود خوب وقتمان تمام است و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و اله الطاهرین.@