اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره تنبلی و بیحوصلگی بود که گفتیم یکی از چیزهایی که باعث میشود ما تنبلی و بیحوصلگی به ما غلبه بکند ضعف ایمان هست گفتیم که اگر انسان به ساختار وجودی خودش و حیات جاودانه خودش ایمان داشته باشد به هیچ وجه دچار تنبلی و کسالت و بیحوصلگی نخواهد شد.@ وقت تلف کردن، بیکاری، سر در گمی، احساس پوچی، بلاتکلیفی مربوط به کسانی هست که شناختی از خودشان ندارند و هدف خلقت خودشان را نمیشناسند با عمر خودشان و ساختار وجودی خودشان آشنا نیستند.@ انسان اگر بداند که حیات جاودانه او حیات ابدی او با همین چند سال عمر دنیا ساخته میشود خوب یا بد و اگر بداند یک حیات جاودانه در انتظار اوست مرگی برای او وجود ندارد و قیمت عمر دستش بیاید که هر یک ساعت عمر معادل میلیونها سال آخرت هست حاضر نمیشود که عمرش را و فرصتها را مفت از دست بدهد و به بطالت بگذراند.@ زیادی نمیخوابد کارهای وقت تلفکن را انتخاب نمیکند روابط تلفکننده عمر را بر نمیگزیند مشغلههایی که بیخود خودش را به آن مشغول بکند انتخاب نمیکند ما در دعا داریم از حضرت سجاد(ع) (وَ اکفِنی ما یَشغَلُنِ الاِهتِمامُ بِه) خدایا من را نسبت به چیزهایی که به خودش مشغولم میکند بینیازم بکن.@ یک طوری نشود که وقتم عمرم صرف چیزهایی بشود که به آن احتیاجی ندارم ضرورتی برایم ندارد بعد از گذر یک دو ده بیست سال بفهمم که چقدر عمرم را تلف کردم و چقدر بیهوده آن انتخابها و ارتباطات و روابط.@ (وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه) من را به کاری وادار بکن که قرار است فردای قیامت از آن سؤال بکنی سؤالهای قیامت عرض کردیم قیامت خودش یک مقطعی هست که پنجاه هزار سال است سر راه انسان و هر هزار سال هم انسان باید یک سؤال باید پاسخ بدهد امام صادق(ع) فرمود پنجاه موقف دارد قیامت، یعنی پنجاه ایستگاه و هر هزار سال انسان باید به یک سؤال پاسخ بدهد.@ در واقع محاسبهاش این قدر طول دارد گرفتاری دارد حالا عقابش و جزایش بماند برای بعد از قیامت، و خوش به حال کسی که بتواند به این پنجاه سؤال در دنیا پاسخ بدهد کسی که در دنیا این سؤالات را با آنها زندگی بکند و پاسخ آنها را تهیه بکند در ذات خودش.@ گفتیم که این سؤالات کتبی و شفاهی نیست که یک کسی بگوید من یاد میگیرم و حفظ میکنم بلکه پاسخها وجودی است یعنی شخص باید این لوازم را در خودش ایجاد بکند وقتی میگوییم پاسخ، سؤال، یعنی مطالبات آخرت مثالی که زدیم مثل جنین بود که وقتی در رحم مادر هست بخواهد به دنیا بیاید وقتی به دنیا میاید دنیا یک سلسله سؤال از او میکند.@ ولی سؤالهایی که دنیا از او میکند سؤالهای وجودی هست تکوینی هست مثلاً چشم آوردی قلب آوردی دست آوردی پا آوردی یا نه هم سؤالها تکوینی هست هم جوابها تکوینی هست ولی جزا هم تکوینی است یعنی روی بدن اعمال میشود روی بچه جزا اعمال میشود.@ ما هر وقت که وارد آخرت میشویم یک سلسله مطالبات داریم این که حضرت میفرماید عمر من را در راهی صرف بکن که من را(وَ استَعمِلنی) به کار بگیر من را به کاری وادار بکن که قرار است از آن سؤال بکنی یعنی چی؟ یعنی من عمرم صرف ایجاد چیزهایی بشود در درون خودم که برای حرکت به سمت آخرت برای حیات جاودانه به آن نیاز دارم.@ در حیات ابدی و جاودانه به آن نیاز دارم اینها را بتوانم در نفس خودم پیاده بکنم نروم عمرم را صرف چیزهایی بگذارم که وقتی مُردم اصلاً هیچ ارزشی نداشته باشد عمرم را صرف کارهایی بکنم که در وفات در برزخ و قیامت اصلاً پشیزی ارزش نداشته باشد نسبت به شرائط زیستی آخرت.@ میگوید حالا اینها را تهیه کردی که کردی اینها اضافاتی هست که اصلاً اینجا ارزشی ندارد و کلی هم انسان باید معطل بشود آن اضافات را از خودش پاک بکند برطرف بکند مثل یک بچهای که مثلاً دست نیاورده باشد اما سه تا پا آورده باشد از یک طرف دست ندارد چون نیاز دارد اینجا به دست، دردسر دست نداشتن را دارد از طرفی پای اضافه آورده که این دردسرساز است یک دُم اضافه آورده که برایش دردسرساز است.@ آن چیزی که نیاز دارد را ندارد امروز داشتم میخوانم یک دختر آمریکایی که حالا دارند عملش میکنند این وقتی به دنیا آمده صورتش صاف بود نه چشم داشت نه بینی حالا بعد از چند سال قرار است عملش بکنند یک بینی به او اضافه بشود ولی هنوز چشم ندارد عکسش هم در روزنامه انداخته بود.@ ما وقتی وارد آنجا میشویم یک سلسله چیزهایی را واقعاً لازم داریم که باید از همین عمر دنیا از آن استفاده بکنیم و این وقت را نباید تلف کرد باید انسان واقعاً یک فهرستی از چیزهایی که باید در حیات جاودانه به آن احتیاج دارد تهیه بکند و واقعاً تکلیف خودش را با این پنجاه تا سؤالهای قیامت روشن بکند.@ مشخص بکند باید چکار بکند برای حیات جاودانه و آخرتی خودش، ابدیت شوخی نیست ابدیت صد سال و پنجاه سال و هزار سال و دو هزار سال نیست ما با همین سی چهل سالی که زنده هستیم یک مدتش که بچهایم و تکلیفی نداریم یک مدتش هم که پیریم ناتوان میشویم.@ این فرصتی که داریم الان میتوانیم یک کارهایی انجام بدهیم همین مقدار 30 سال 40 سال 20 سال هر چقدر هست باید یک جاودانگی برایش بسازیم همانطور که جنین وقتی در رحم مادر هست درست نُه ماه در رحم مادر است ولی یک عمر بدن باید برای خودش بیاورد ممکن است 100 سال زنده باشد 200 سال قدیمیها که تا سه چهار هزار سال هم زنده بودند نسلهای گذشته.@ نُه ماه بدن میاوردند چند هزار سال از آن استفاده میکردند الان عمرها کوتاه شده (وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غداً عَنه) من را به کاری وادار بکن که قرار است سؤال بکنی از آن چیزها، از آن کارها، این است که انسان باید واقعاً در نحوه برنامهریزی زندگیش و سبک زندگیش تجدیدنظر بکند.@ سبک زندگیش را به گونهای قرار بدهد که واقعاً وقتی که دارد زندگی میکند و حرکت میکند برود به سمت پاسخگویی به سؤالات و روزبهروز توانمندتر بشود این پنجاه تا را تهیه بکند برای خودش در نفس خودش نه در ذهن خودش بلکه در قلب خودش در خودش پیاده کرده باشد.@ مثلاً وقتی میگوید توحید، واقعاً با خدا کنار آمده باشد وقتی میگوید نبوت، اینهایی که سؤال میکنند واقعاً با پیغمبر کنار آمده باشد وقتی میگوید امامت امام زمان خودش را بشناسد و رابطهاش با امام زمانش تنظیم باشد قهر با امام زمان نباشد بیارتباط با امام زمانش نباشد بیخاصیت برای اهداف امام زمانش نباشد.@ وقتی میگوید نماز رابطهاش با نماز واقعاً درست باشد وقتی میگوید والدین، وقتی میگوید قرآن، اینها سؤالهای قیامت است وقتی میگوید همسایه، وقتی میگوید رحم، فامیل، اینها را در خودش واقعاً پیاده کرده باشد و از این جهت گیری نداشته باشد مشکلی نداشته باشد ببیند کجای کارش گیر است در این پنجاه تا و اینها را برطرف بکند عمر را برای همین به ما دادند.@ (وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه) فردا قرار است از چه چیزی سؤال بکنی خدایا به من این توفیق را بده که من برای آن سؤالها خودم را آماده بکنم و واقعاً تهیهاش بکنم (وَ استَفرِغَ اَیامی فیما خَلَقتَنی لَه) ایام من را فراغت ببخش در هدفی که من را برای آن هدف خلق کردی.@ یک بحث، بحث سؤالات قیامت است که این چیزهایی هست که ما باید داشته باشیم که میگوییم خودمان را برای این سؤالات آماده بکنیم یک موقع هست ما هدفمان والاست هدف ما بهشت هم نیست بالاتر از بهشت است.@ بنابراین میگوید من ایامم را یک طوری فارغ بکنم برای رسیدن به آن هدفی که تو من را برایش خلق کردی وقتی میگوید (وَ استَفرِغ) عمر من را فارغ کن وقت من را یک طوری قرار بده که من به هدف خلقتم برسم یعنی خودم باید سبک زندگیم را طوری تنظیم بکنم که وقت برای شدن داشته باشم.@ شما یک جنینی که در رحم مادر هست بگوید من وقت ندارم برای دنیا آماده بشوم معنایش چیست؟ این جنینهایی که حالا عرض کردم شما عکسهایش را طاقت ندارید ببینید مثلاً یک تکه سه چهار کیلویی گوشت است در رحم مادرش کار هم کرده زحمت هم کشیده بزرگ شده بالاخره این سلول تخم بوده خیلی کوچک بوده حالا شده چهار کیلو کار کرده.@ اما برای دنیا کار نکرده بدرد دنیا نمیخورد حالا آمده در دنیا دیگر نه دست دارد نه پا دارد نه چشم دارد هیچی ندارد این فقط به درد دور انداختن میخورد هیچ خاصیتی ندارد (وَ استَفرِغَ اَیامی فیما خَلَقتَنی لَه) یعنی خدایا یک طوری من برنامهریزی بکنم سبک زندگیم انتخابهایم ارتباطاتم رفتار و چینشهای فکریم به گونهای باشد که من را به آن هدف برساند.@ وقتم، عمرم، استعدادم تلف نشود که هر وقت آخرت صدایم بکند بگویم من الان آمادگی ندارم حضرت فرمود برای دنیا به گونهای زندگی بکنید که انگار همیشه در این دنیا خواهید بود (کُن لِدُنیاکَ کَاَنَّکَ تَعیشَ اَبدا) آدم باید برای زندگیش برنامهریزی داشته باشد زندگیش را خراب نکند دنیایش خراب نشود دنیایش را خوب بسازد دنیایش را شاد، قوی، قدرتمند بسازد.@ (وَ کُن لِآخِرَتِکَ کَأَنَّکَ تَموتُ غَدا) برای آخرتت به گونهای باش که انگار فردا خواهی مُرد اگر فردا خواستم بمیرم امکان ندارد ما فردا بمیریم؟ چرا امکان دارد خیلی خیلی جوانتر از ما از دنیا رفتن الان در برزخ هستند.@ شما بروید ببینید چقدر جوانتر از ما خیلی جوانتر از ما بچهها الان در صف مُردن هستند من عرض کردم زمانی که خودم سرطان داشتم شیمیدرمانی میکردم در شیمیدرمانی بچههای سه ساله چهار ساله پنج ساله ده ساله اینها سرطان داشتند سرطانهای ناجور داشتند بالاخره ما دیر یا زود از اینجا میرویم.@ ولی انسان باید به گونهای زندگی بکند که اگر به او گفتند قرار است فردا بروی دغدغه نداشته باشد راحت باشد بگوید فردا میروم پیش خدا فردا بهشت میروم من که آماده شدم خیلی وقت است آماده شدم آن چیزهایی را که نیاز بوده همه را تهیه کردم.@ اضطراب او را برندارد که اگر به او گفتند فردا دو ماه دیگر سه ماه دیگر میخواهی بروی بیفتد به بدبختی که آخ آخ من هیچ چیزم آماده نیست حالا باید بیفتم به حلالیت خواستنها حالا باید بیفتم به توبه کردن نماز قضا را چکار کنم روزهها را چکار کنم گناهان را چکار کنم معصیتها را چکار کنم حقالناسها را چکار کنم حق اللهها را چکار کنم؟@ همینطوری بماند بدبختیش بگیرد که من الان باید چکار کنم سه ما وقت دارم و یک ابدیت روبروی من هست شما نگاه کنید ما در طول ثانیهای است در دنیا ثانیهای چند نفر میروند در برزخ، همین ثانیه تیک تیک میزند همین ثانیه به ثانیه یک تعداد میروند در برزخ اینقدر خروجی زمین زیاد است به برزخ.@ در کشور خود ما هم همینطوری هست مرگها ثانیهای است همین که ما نشستیم در این یک ساعتی که نشستیم کلاس ما یک دفعه آمار بگیرید میگویند آقا در ایران در همین یک ساعت 100 نفر 200 نفر 300 نفر در کل کشور به برزخ رفتند چه کسی میداند نوبت چه کسی است همه آنهایی هم که رفتند هیچ کدام فکر نمیکردند الان نوبت آنهاست اصلاً اینطور نبود تازه اگر هم به آنها بگویند باز هم باور نمیکنند.@ من یادم هست 10 سال 11 سال پیش بود به من گفتند سرطان داری در همان مطب که من نشسته بودم داشتند معاینه میکردند یک پیرمردی دکتر به او گفته بود که آقای فلانی شما سرطان داری 60 ـ 70 سالش بود حالا آمده بود بیرون ناراحت، آمده بیرون که آخ سرطان دارم.@ به او گفتم پدرجان تو که عمر طبیعیت را هم کردی اضافهتر از آن زنده هستی پیامبر فرمود متوسط عمر امت من 60 سال است تو ده سال هم قاچاقی زنده هستی باز هم ناراحتی، همان حرفی که به تو زده به ما هم زده ولی ما ناراحت هم نیستیم.@ بعضیها حتی تعجب هم میکنند اگر در 60 سالگی به او بگویند که تو سرطان داری داری میمیری تعجب میکند که دارد میمیرد انگار که بنا است باشد نه کسی با ما همچین قراری نگذاشته 20 سالگی 30 سالگی 40 سالگی. چند روز پیش یک خانم را دیدم آمده بود کلاس بعد از کلاس سؤال داشت.@ گفت من باردارم دو ماه دیگر میخواهم زایمان کنم همسرم به رحمت خدا رفته یعنی بچه بیاید پدر ندارد، میشود، خیلیهایش را هم شما خودتان دیدید و سراغ دارید شاید در زندگی خودتان هم چشیدید این چیزها را پس(وَ استَفرِغ) یعنی من باید سبک زندگیم را یک طوری بچینم که وقت داشته باشم برای شدن.@ اینقدر سر خودم را شلوغ نکنم که نرسم بگویم من کار دارم نمیرسم صبح تا شب باید بروم بدوم کار بکنم این طرف و آن طرف، نمیتوانم، وقت ندارم وقت نداری میشوی مثل همان جنینی که وقتی تولد پیدا میکند هیچ چیز از نیازهای حیات دنیاییش را نیاورده.@ ما واجب نیست خیلی از کارها و برنامههایی که الان داریم خیلی از چیزهایی که الان ما برایش وقت میگذاریم اینها دیکته دنیاست دیکته آخرت نیست دیکته خدا نیست خیلی از کارهایی که الان ما داریم عمرمان را پایش تلف میکنیم چه ضرورتی دارد اگر حذفش بکنیم چه میشود.@ ما یکسره هی سر خودمان را شلوغ کردیم هر وقت به ما میگویند شدن، شنیدن، جلسه، آموزش، تمرین میگوییم فرصت نداریم این برای این هست که ما واقعاً هنوز باور نکردیم که یک حیات جاودانه سر راهمان هست باور نکردیم که چیزی تا تولد به برزخ فاصله نداریم زمان زیادی نداریم تا تولد به برزخ، هنوز باور نکردیم.@ بعضیها 60 سال 70 سالشان هست هنوز در غفلت هستند هم در غفلت هستند و هم بقیه را به غفلت میاندازند میگوید من وقت ندارم کار دارم گرفتارم بعضیها میگویند ما وقت نداریم من به آنها میگویم که شما یک ترم دانشگاه دیرتر بود انگار که بدترین فحشها را به او دادی یک حرف غیر معقول به او زدی.@ یا اینکه واحدهایت را کمتر بگیر که به این نوع سازندگیهایت هم برسی انگار که یک توهین بزرگ به او کردی که به یک نفر بگویی آقا به جای 20 واحد 18 واحد 12 واحد بگیر 14 واحد بگیر که به کارهای دیگرت هم برسی مرخصی بگیر به جای 8 ساعت 7 ساعت کار کن یک فکری برای خودت بکن یک ذره پول کمتر در بیاور.@ میگوید آقا نمیرسد اینقدر مشتری داریم که فرصت نمیکنیم خوب مشتری آدم کمتر بگیرد مگر مجبور است این همه مشتری بگیرد این همه سفارش بگیرد این همه کار بگیرد بله مثلاً یک جنس خورده دارد از خارج میاید خوب آدم کمتر سفارش بدهد کمتر کار بکند.@ من تاجرهایی را میشناسم که از اولیاء خدا هستند آنقدر موفق هستند هم تجارت میکنند وقتشان را طوری تنظیم میکنند که به شدنشان برسند در همین جلسه یک خواهر عزیزی که پزشک هم هستند چقدر من لذت بردم به من گفتند که من چون ساعت کلاسمان تغییر کرد روز کلاس، گفتند که چه روزی بگذاریم هر روزی که شما بگویید من مطب را آن روز تعطیل میکنم.@ حالا شما چند تا پزشک سراغ دارید که حاضر است مطبش را تعطیل بکند برای اینکه بیاید معارف دینیش را یاد بگیرد بگوییم آقا مطبمان را تعطیل بکنم امروز مطب نمیروم حالا شما ببینید پزشکان ما حاضرند مطبشان را تعطیل بکنند بگویند یک روز من مطب را میخواهم تعطیل بکنم که بروم بنشینم به ابدیتم برسم به جاودانگیم برسم به شنیدن به شدن باید انسان غذا بخورد.@
باید انسان بشنود باید مطالعه بکند باید بشود ما خیلی سر خودمان را شلوغ کردیم برای دنیا وقت میگذاریم وقتی نوبت به شدنمان میشود ضعیف هستیم تازه دنیا هم که برایش وقت میگذاریم برای دنیای خراب وقت میگذاریم نه دنیای قشنگ را.@ مثلاً میگوید از زندگی از سه مهارتی که ما میگوییم در زندگی زناشویی لازم است سه تا مهارت لازم است که یک زندگی عشق پایدار باشد مهارت اقتصادی مهارت عاطفی مهارت معنوی فقط بیشتر وقت مردم در مهارتهای اقتصادی هست برای عاطفهاش وقت ندارد میگوید من حوصله کتاب خواندن ندارم شوهرم کتاب نمیخواند.@ این سیدی را بده شوهرت نگاه بکند زندگیتان یک ذره بهتر بشود میگوید شوهرم اصلاً وقت این حرفها را ندارد میگوید من وقت ندارم پس تو چطور آدمی هستی هیچی من فقط باید بروم کار بکنم بیرون پول بیاورم بچهها، تربیت بچهها، به من ربطی ندارد خودت با بچهها هر کاری میخواهی بکنی بکن من وقت ندارم من میخواهم بروم دو شیفت سه شیفت کار بکنم این یک پدر نمیتواند باشد.@ اساساً قاعده این است کسی که به خودش رحم نمیکند به زن و بچهاش اطرافیانش هم رحم نمیکند کسی که خودش با خدا با آسمان قهر است کسی که خودش سبک شادی زندگی سبک آرام کردن فکر و روحش را نمیخواهد برود یاد بگیرد اصلاً برای همسرش و فرزندانش هم این چیزها را ارزش قائل نیست.@ برای همین برایش مهم نیست بچه چطوری تربیت بشود مثلاً در محیط خانشان گدا است از این سه جهت عاطفه خانواده قوی است یا قوی نیست ما الان امروز یک نامه میخواندم از یک دکتر میگفت ما خانوادهمان همه تحصیلکرده پولدار اما در خانوادهمان هیچ کس هیچ کس را دوست ندارد همه با هم یخ هستند پدر مادر بچهها خواهر برادرها سرد هستند.@ این خانواده از نظر عاطفی گدا است و از نظر معنوی یعنی چی؟ یعنی خانواده باید محیطش به یک گونهای باشد سبک زندگی انسان به گونهای باشد که انسان دائماً ثروت جاودانه تحصیل بکند دائماً بتواند آن پنجاه تا نیاز آخرتش را تحصیل بکند تا بتواند با خودش ببرد اما اصلاً برای این کار وقت نمیگذارند.@ این هم که میگوییم وقت میگذارند برای دنیا کاش برای دنیای قشنگشان وقت بگذارند یعنی دنیا را قشنگتر بکنند یک عشقی یک پایداری یک ثباتی یک آرامشی، دنیا را خرابش میکنند وقت میگذارند برایش بیشتر میدوند که خرابش بکنند.@ برای آن چیزهایی که آرامبخش هست وقت ندارند برای آن چیزهایی که آرامبخش نیست اضطرابزاست وقت زیاد دارند در قاعده اوائل بحث گفتیم که هر چقدر آسایش بالا رفته آرامش کم شده افراد میدوند آسایش خانوادشان را زیاد بکنند.@ یعنی اتومبیلشان را تلفن همراهشان را مبلمانشان را آشپزخانهشان را دکوراسیونشان را پولشان را ویلایشان را خانهشان را این چیزها، خودشان را راحتتر میکنند اما دردسرها وابستگیها اضطرابها اختلافات بیشتر میشود ناآرامیها بیشتر میشود.@ کاش اگر هم برای دنیا وقت میگذارند اگر هم تلاش میکنند دنیایشان را قشنگ بکنند و ما در این جهات تنبلی و بیحوصلگی زیادی داریم این سه تا دعایی که امام سجاد فرمودند در دعای 20 صحیفه سجادیه است حتماً مراجعه بکنید این را به خاطر بسپارید لااقل در قنوت نمازتان یا در سجده نماز انسان این را بخواند یا حداقل بعد از نماز این را بگوید.@ که(وَ اکفِنی ما یَشغَلُنی الاِهتِمامُ بِه وَ استَعمِلنی بِما تَسئَلُنی غَداً عَنه وَ استَفرِغ اَیامی فیما خَلَقتَنی لَه) این را به خدا بگوید که خدایا تو کمکم کن به من راهی به من مرامی به من اطلاعاتی به من سبکی عنایت کن که من بتوانم درست زندگی بکنم.@ اگر کسی بداند ابدیت یعنی چی ابدیت یعنی عمر تو به اندازه عمر خداست اگر انسان باور کند که قرار است بینهایت زندگی بکند کنار خدا، مرگی برای انسان وجود ندارد انسان با مرگ بدن نابود نمیشود انسان جاودانه است.@ اگر انسان باور بکند که قرار است خودش زندگی بکند به این جاودانگی، قطعاً سبک زندگیش را طوری تنظیم میکند که برای حیات آخرت و حیات جاودانهاش امکانات زندگی خوش داشته باشد جاودانگی خودش را به خطر نیندازد.@ گفتیم نسبت دنیا با آخرت مثل رحم مادر با دنیاست شما نگاه کنید حیات دنیا چقدر بزرگتر از حیات رحمی است دنیا چند برابر رحم است میشود مقایسه کرد میشود گفت دنیا چند برابر رحم مادر هست؟ نه.@ وقتی ما در رحم دوممان که دنیا هست هستیم وقتی وارد برزخ بشویم یک حیاتی داریم از یک جاودانگی از یک عظمتی برخوردار است حیات ما که به اندازهای که دنیا نسبت به رحم بزرگ است ملکوت نسبت به دنیا بزرگتر است اینقدر عظمت دارد یک زندگی به این پیچیدگی و بزرگی امکانات میخواهد تجهیزات میخواهد انسان باید خودش با خودش ببرد.@ اینکه این همه قرآن و روایات ما تأکید میکنند که شما توشه با خودتان ببرید توشه ببرید زاد که علی(ع) آنقدر آنجا را با عظمت میبیند که میگوید (آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) آنچه که آه انسان را در میاورد حسرت انسان را بعداً در میاورد وقتی که از این دنیا میرود این هست که میبیند وارد یک عالمی شده که مسیرش طولانی است اما این هیچی با خودش نیاورده.@ هر کس میخواهد بفهمد که چه چیزی دارد یا نه واقعاً چیزی دارد عرض کردم یک قبرستان پیدا بکند یک چند دقیقه در قبر دراز بکشد بالاخره دیر یا زود ما را آنجا میگذارند عرض کردم جلسه گذشته که یک آمبولانسی از جلوی ما رد شد داشتم از قم میامدم دیدم پشت آمبولانس نوشته آیا شما خودتان را برای همچین روزی آماده کردهاید؟@ داشت جنازه میبرد برای قبرستان، از این نعشکشها بود نوشته بود که شما خودتان را برای همچین روزی آماده کردهاید؟ بالاخره دیر یا زود ما را در آن تنگنا میخوابانند انسان یک لحظه برود آنجا فکر بکند که واقعاً من میخواهم بروم چیزی دارم تهیه کردم هیچ سؤالی ابهامی ندارم مشکلاتم حل است همه این پنجاه تا چیزی که من نیاز دارم برای حیات آخرتم همه را توانستم.@ آن میفهمد که چقدر گدا است میفهمد که چقدر بدبخت است میفهمد چقدر محتاج است چقدر باید کار بکند و از وقتش استفاده بکند وقتی میگوید آه یعنی آه همه در میاید وقتی میگوید آه یعنی در انتظار تو یک آهی هست که حسرتش تمام شدنی نیست (آه مِن قِلَّۀِ الزاد وَ طولِ الطَریق) ای کاش برای اینجا آورده بودم.@ باور آخرت تنبلی و بیحوصلگی ندارد الان چکار کنم بعضیها من خیلی تعجب میکنم میگوید گرفتارم اینقدر مشکلاتم زیاد است فقط دوست دارم تا لنگ ظهر بخوابم به چیزی فکر نکنم این وقتی میرود در قبر میفهمد مصیبت واقعی یعنی چی.@ حالا این مصیبتی که این الان میگوید من بروم بخوابم تا لنگ ظهر به چیزی فکر نکنم قطعاً یا جزء کمالات جمادی بوده یا کمالات نباتی بوده یا کمالات حیوانی بوده برای این چیزها، یا مثلاً نهایتاً کنکور قبول نشده این اگر بفهمد قیمتش چقدر است هیچ وقت حاضر نیست برای کنکور غصه بخورد امکان ندارد غصه بخورد تلاشش را میکند قبول شد شد نشد غصه نمیخورد.@ غصه فشار قبر میاورد حسرت در دنیا برای انسان فشار قبر میاورد یک انسان عاقل باید خودش را خیلی بزرگتر از این بداند که برای دنیا و گذشتهاش بنشیند غصه بخورد بعضیها اینقدر گذشتهشان برایشان مهم است مینشینند غصه میخورند که هم حال خودشان را خراب میکنند هم آیندهشان را خراب میکنند.@ آدم من میشناسم چهل سال نشسته در حسرت گذشتهای که برایش اتفاق افتاده در حالی که اگر این حسرت را کنار میگذاشت هزاران برابر بالاتر از آن چیزی که از دست داد میتوانست بدست بیاورد هی مینشیند غصه میخورد اگر انسان خودش را بشناسد به هیچ وجه نسبت به چیزی که از دست داده نمینشیند غصه بخورد.@ چون این غصه هزاران برابر بیشتر از آن چیزی که از دست داده از دستش میگیرد در نظام آخرتی، بعداً در آخرت انسان مینشیند غصههای زیادی میخورد که چرا من غصه خوردم یعنی از غصههای خودش غصه میخورد بعداً که عجب من وقتم را تلف کردم چقدر نادانی کردم من چقدر جهالت به خرج دادم چقدر خودم را نشناختم؟@ چرا به حرفهایی که به من زده شد توجه نکردم چرا الان اوضاعم این شده قرآن میفرماید جهنمیان وقتی وارد جهنم میشوند میگویند (لَوْ كُنَّا نَسْمَعُ أَوْ نَعْقِلُ ما كُنَّا فِي أَصْحابِ السَّعِيرِ) ما اگر خوب به حرفهای افرادی که خیرخواه ما بودند گوش میکردیم یا خوب فکر میکردیم خوب تعقل میکردیم هیچ وقت سر از جهنم در نمیاوردیم.@ بعضیها نه گوش شنوا دارند نه فکر میکنند اصلاً نمینشیند ده دقیقه یک ساعت در تاریخچه عمر این نیست که نشسته باشد واقعاً فکر کرده باشد راجع به هدف خلقتش که اصلاً برای چی به این دنیا آمدم من غایتم چیست هدفم چیست چه سبکی را باید در زندگی انتخاب بکنم.@ اصلاً وقت نمیگذارد نه میشوند خوب، میگوید وقت ندارم مطالعه بکنم وقت ندارم بشنوم وقت ندارم کلاس بروم حوصلهاش را ندارم کار دارم تعقل هم نمیکند برای همین هم قرآن میفرماید گفتیم انسانها را به شش گروه تقسیم میکند.@ بعضیها را به سنگ بعضیها را کمتر از سنگ بعضیها را میگوید چهارپا هستند بعضیها را کمتر از چهارپا، بعضیها را هم میگوید شیطان هستند این پنج دسته، دسته ششم را فقط به عنوان انسان قبول میکند.@ (بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ وَ الْعَصْرِ إِنَّ الْإِنْسانَ لَفِي خُسْرٍ) همه انسانها دارند بدبختی برای خودشان میگیرند دارند اصل سرمایهشان را از دست میدهند جاودانگیشان را خراب میکنند مگر کسانی که اهل ایمان و عمل صالح باشند اینها هستند که انسان هستند به معنای حقیقی یعنی فهمیدند که هدف خلقتشان چه بوده غایتشان قیمتشان لیاقتشان چه بوده.@ اگر انسان بداند یک جاودانگی سر راهش هست یک دانه از منزلهای آخرت از کل این کره زمین بزرگتر است الان ما در این رحم هستیم جای تنگ همین 60 متر 70 متر میگوییم بسمان هست ولی روح انسان یک روح جاودانه است آنقدر این روح عظمت پیدا میکند و بزرگ میشود که قرآن میفرماید که به کمتر از بهشتی که به اندازه آسمانها و زمین است انسان راضی نیست.@ وقتی وارد آنجا میشود برای همین هم خدا میگوید من بنده خودم را میشناسم این باید یک بهشتی داشته باشد که اندازه همه آسمانها و زمین باشد تا این بتواند آنجا احساس راحتی بکند اگر بداند ما چه چیزهایی را داریم از دست میدهیم قرآن چقدر زیبا میگوید (فَلا تَعْلَمُ نَفْسٌ ما أُخْفِيَ لَهُمْ مِنْ قُرَّةِ أَعْيُنٍ) هیچ کس نمیداند چه چیز نعمتهای شادیبخشی برای انسان ذخیره شده.@ یک دانه از آنها را انسان از آن مطلع باشد و خبردار باشد به راحتی دیگر خوابش نمیبرد بیخیال نیست از جنب و جوش دیگر نمیافتد شما نگاه کنید الان یک کسی میخواهد کاسبی بکند عمر دنیاست.@ میخواهد مثلاً یک مدرک تحصیلی بگیرد یک دکتری یک مهندسی یک پولی یک تجارتی میبینی شب تا صبح این خواب تجارت و چک مواد و مصالح و این چیزها را دارد میبیند صادرات و واردات و از این چیزها شب و روزش یکی شده برای کار دنیاییش.@ همین امروز میخواندم یک تاجر ایتالیایی دیروز به او خبر دادند که وامت درست نشده حالا چقدر هم بوده وامش 169 هزار دلار درست نشده از شدت عصبانیت این تاجر اسلحه را برداشته چند خانم در دفترش بودند کار میکردند اول آنها را کشته بعد هم خودش را کشته.@ ما چقدر آدم داریم که فشارخونشان با همین چیزها تنظیم میشود اینقدر برایشان اهمیت دارد ما چقدر آدم داریم سکته کردند سر اینطور مسائل، مغز و قلب و تمام هستی خودشان را هم مال خودشان را هم مال دیگران را در فشار گذاشتند به خاطر مسائل اینطوری.@ این اگر نعمت آخرتی را ببیند چکار میکند این اگر بهشت جاودانه را ببیند چکار میکند اینقدر مفت دارد از دستش میدهد متوجه نیست که الان دارد چقدر خسارت میبند لذا میبینی وقت هم در دنیا زیاد دارد قشنگ میتواند بخوابد هر چقدر دلش میخواهد تا لنگ ظهر بخوابد ککش هم نمیگزد.@ اصلاً خودش را هم محاکمه نمیکند برای چی من زیاد خوابیدم چرا من اضافه خوابیدم اصلاً ناراحت نیست چرا من شبم را خراب کردم چرا من تعطیلاتم را خراب کردم بعضیها آنقدر اهمیت به وقتشان میدهند در مردهترین وقتشان یک کارهایی میکنند که میلیونها آدم در زندهترین وقتشان این کار را نمیکنند.@ یعنی این اینقدر از وقتش دقیق استفاده میکند همین که میرود در رختخواب رفت سرش را گذاشت روی بالش پنج دقیقه ده دقیقه طول میکشد تا این خوابش ببرد بعضیها آنقدر دقیق هستند که این پنج دقیقه ده دقیقه هم نمیکشد همینطوری بلد هستند از وقتشان چطوری استفاده بکنند.@ همین سرش را روی بالش میگذارد میرود بعضیها واقعاً خیلی بیکار هستند اصلاً نمیداند عمر یعنی چی فردا از او سؤال میکنند یعنی چی میگوید رفتم در رختخواب دو ساعت غلط خوردم یک ساعت غلت خوردم خوابم نمیخورد نمیدانم چکار کنم بلند بشوم قرص بخورم خوابم ببرد خیلی عجیب است چقدر اینها وقت دارند.@ این کسی که از وقتش خوب استفاده میکند پنج دقیقه اگر در رختخواب بیکار باشد در این پنج دقیقه میتواند یک عبادتی انجام بدهد همان دراز کشیده ذکری بگوید عبادتی انجام بدهد که معادل عمر میلیونها آدم میارزد چون بلد است از عمرش چطوری استفاده بکند این در توالت هم که نشسته در توالت ذکر دارد اشکال ندارد آدم ذکر بگوید یاد خدا بکند.@ بعضیها همان ذکری که در توالت میگویند از عمر میلیونها آدم بیشتر میارزد یعنی توالت رفتنشان از زنده بودن میلیونها آدم بیشتر ارزش دارد چون بلد است از عمرش خوب استفاده بکند اصلاً اتلاف وقت ندارد این اگر خسته است خوابش میبرد خوابش عبادت است.@ اگر تفریح میکند تفریحش عبادت است اگر شوخی میکند شوخیش عبادت است اگر کوه و جنگل و دریا میرود عبادت است تحصیل میکند عبادت است در توالتش هم عبادت است در رختخوابش هم عبادت است سفرهاش هم عبادت است بلد است چکار بکند بلد است چطوری از وقتش استفاده بکند.@ میگوید من بیکار هستم نمیدانم چکار بکنم میگیریم تا لنگ ظهر میخوابم بعد بلند میشوم این جدول برنامه که میدهم بعضی از عزیزان مینویسم چون گفتم بدون برنامه سر کلاس نیایید حتماً جدول برنامه داشته باشید بعد میبینم نوشته خواب خواب خواب 5 تا 6، 6 تا 7 خواب 7 تا 8 خواب 8 تا 9 خواب 9 تا 10.@ خدا شاهد است من امروز دیدم برنامه تا 12 طرف خواب است چقدر میخوابی تا 12 که خواب هستی بعد 12 بلند میشوی ناهار، صبحانه هم مثل اینکه اینها اصلاً ندارد بعد تلویزیون بعد تلفن بعد دوباره نوشته خواب خواب خواب خسته شده چند ساعتی بیدار بوده ناهار خورده و تلفنی زده خسته بوده دوباره گرفته خوابیده.@ بعد دوباره غروب بلند شده میبینیم چه زده یک کار دیگر بعد دوباره تلویزیون بعد شام، صحبت کردن با فلانی، این چطور زندگی است من الان خانم خانهدار سراغ دارم سه تا بچه قد و نیم قد با فاصله کم دارد یعنی با فاصله طبیعی چون فاصله طبیعی سه سال است.@ از سه سال به بالا اگر فاصله بچهها بیشتر بشود هر دو بچهای که هستند ضرر میبینند هم بچه اول ضرر میبیند هم بچه بعدی ضرر میبیند بچه باید فاصلهاش سه سال باشد که هر دو سود ببرد از ارتباط با همدیگر بچههایی که فاصله سنی زیاد دارند خوب نمیتوانند انرژیهایشان تخلیه بشود سلامت نیستند نه جسمی نه روحی، نمیتواند همدیگر را تخلیه بکنند نیاز هم دارند.@ نیاز دارند با هم تخلیه بکنند با هم دعوا بکنند با هم کشتی بگیرند همدیگر را دوست داشته باشند از همدیگر بدشان بیاید در سر و کله همدیگر بزنند سر به سر همدیگر بزنند تا تمام این انرژیهایشان تخلیه بشود و خوب تربیت بشوند فاصله نباید باشد این خانم سه تا بچه قد و نیم قد دارد.@ بعد برنامهاش را میبینم من واقعاً خودم حسرتش را میخورم برنامه عبادیش را میبینم میگویم این با سه تا بچه چطوری این عبادتها را انجام میدهد چطوری این ذکرها را انجام میدهد چطوری سیدیها را گوش کرده چطوری این آیات را استفاده کرده چطوری این کتابها را خوانده.@ بعد میگوید من کار هنری میکنم حوزه غیر حضوری دارم میروم زبان دارم میخوانم یک رشته دیگر هم دارم میخوانم با سه تا بچه آخر چقدر برکت عمر دارد شوهرش از او راضی است بچههایش را خوب دارد تربیت میکند.@ بعضیها اینقدر بیحال بیانگیزه واداده به هیچ کارشان نمیرسند چون بلند نیست شوق ندارد عزیزان یک نکته به شما بگویم انسان اگر بخواهد تنبلی و بیحوصلگی را کنار بگذارد باید اول مشکل شوق خودش را حل بکند مشکل عشق خودش را حل بکند مشکل دل خودش را باید حل بکند.@ یعنی اول باید بیفتد به شوق، اگر شوق آمد هیچ کاری برای انسان خستگی نمیاورد نه شوهرداری نه زنداری نه کار بیرون، این همه کارش قشنگ است در همه کارش اصلاً دارد تفریح میکند زنداریش شوهرداریش بچهداریش آشپزیش مهمانی رفتنش کار کردنش تفریح است برایش، به درس میرسد به مطالعاتش میرسد همه چیزش.@ ولی ما این بیرغبتی بیشوقی دلمردگی کار ما را خراب میکند دلمردگیها را ما کنار بگذاریم شوق به الله شوق به بهشت شوق به جاودانگی شوق به مقامات آخرتی شوق به انسانیت این که در روایت دارد(شَوِّقوا اَنفَسَکُم اِلی نَعیمِ الجَنَّۀ) خودتان را مشتاق بکنید به نعمتهای بهشتی، اشتیاق ایجاد بشود.@ چقدر ما آیات داریم در مورد بهشت چقدر روایات داریم این اشتیاق خودتان را بالا ببرید این اشتیاق که میاید انسان سرزنده میشود پیرش جوان است زن پیرش مرد پیرش جوان است در روایت داریم مؤمن همیشه نشاط دارد(اَلمُؤمِنُ دائِمٌ نَشاطُه) نشاطش همیشگی است برای اینکه این بصیرت دارد بینش دارد.@ این دائماً آخرت جلوی چشمش هست دائماً وفات جلوی چشمش هست دائماً برزخ جلوی چشمش هست دائماً آن پنجاه تا سؤال قیامت دائما بهشت و بالاتر از بهشت جلوی چشمش هست یعنی مقام انسان که بهشت نیست امام کاظم(ع) فرمود بهشت برای بدنهای شما خلق شده انسان بالاتر از بهشت را دارد.@ اگر انسان این را واقعاً باور بکند دیگر بیحوصلگی دیگر کمحوصلگی تنبلی کسالت دیگر سراغش نمیاید این اگر مریض بشود در رختخواب هم بیفتد نشاط دارد یعنی همان خوابیده در رختخوابش در بیمارستانش جنازهاش بهتر از میلیون آدم کار میکند.@ برای اینکه نشاط دارد انگیزه دارد در هر شرائطی باشد این دارد تولید میکند در هر شرائطی باشد دارد آخرتسازی میکند ابدیتسازی میکند دنیا را میسازد آخرت را میسازد دیگر هیچ وقت پژمردگی بیخیالی احساس پوچی سردرگمی بلاتکلیفی هیچ وقت این چیزها سراغش نمیاید.@ پس ما مشکل بصیرت مشکل ایمان و مشکل شوق داریم باید ایمانمان را افزایش بدهیم بصیرتمان را زیاد بکنیم شوقمان به آن چیزهایی که خدا گفته را باور کنیم چیزهایی که خدا گفته در انتظار ماست باور کنیم که خدا فرمود من از همه صد درجه رحمتم در دنیا یک درجهاش را در دنیا قرار دادم و 99 درجه رحمتم را گذاشتم برای آخرت.@ انسان بداند خدا قرار است با او چکار بکند و در این کتاب مقدس قرآن چقدر تأکید میکند که چشمروشنیهایی که من برای شما پنهان کردم هیچ کس نمیتواند بفهمد اگر یک جنین در رحم مادر توانست بفهمد که دنیا چقدر عظمت دارد چقدر تنوع نعمت دارد چقدر رنگارنگ است چقدر زیباست چقدر عظمت دارد ما هم در رحم دنیا میتوانیم بفهمیم که آخرت یعنی چی.@ بیاییم به حرف خدا اعتماد کنیم بیاییم به خدا اعتماد داشته باشیم بیاییم حرف خدا را باور بکنیم بیاییم رسولان صادق را که از طرف خدا آمدند حرفهایشان را باور بکنیم و دل بدهیم به این حرفها شوق آخرت شوق حیات جاودانه در دلمان زنده بشود و دست از تنبلی بیحوصلگی بیبرنامهگی برداریم.@ سبک زندگیمان را به گونهای تنظیم بکنیم همانطور که امام سجاد(ع) فرمود(وَ استَفرِغ اَیامی فیما خَلَقتَنی لَه) سبک زندگیمان را به گونهای طراحی کنیم که برای آن هدف خلق شده باشیم یعنی زندگی ما فراغتهای ما به گونهای باشد که ما را به هدف خلقتمان برساند.@ الان تابستان دارد میاید یک بحثی مطرح میکنند اوقات فراغت بعد هم میروند به این بچهها میگویند این سه ماه تعطیلی بیکاری، ما اصلاً در عمرمان بیکاری نداریم میگویند این سه ما بیکاری را میخواهی چکار بکنی میگوید این سه ماه را میخواهم بروم نقاشی کنم این سه ماه را میروم فلان جا.@ نمیگویم نقاشی بد است یا این کارها بد است ولی این کارها زنگ تفریح انسان باید باشد انسان کار جدی دارد اوقات فراغتش را اصلاً معنا ندارد اوقات فراغت مثل یک جنین که اوقات فراغت دارد در رحم مادر اما آنقدر کم است که بقیه وقت اصلی جنین صرف آمادگی برای دنیا میشود.@ ما هم اگر تفریحی میخواهیم برویم اگر میخواهیم اوقات فراغتی داشته باشیم باید فقط به این اندازه باشد که قدرت بگیریم که حرکت بکنیم ولی بعضیها شهوت تفریح دارند شهوت وقت تلف کردن دارند شهوت غفلت دارند و به قول خود حضرت مستی غفلت دارند اصلاً مست هستند این خوب نیست.@ انشاء الله خداوند تبارک و تعالی به ما ایمان راسخ بدهد یک بصیرت نسبت به خودمان عمرمان جاودانگیمان بدهد باور بکنیم ایمان بیاوریم به جاودانگی خودمان و انشاء الله به حق محمد و آل محمد همه ما را از کسالت بیحوصلگی تنبلی اتلاف وقت برحذر بدارد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@