أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ چند جلسه گذشته درباره تنبلی ریشه تنبلی را که بررسی میکردیم یکی از ریشههای تنبلی و بیحوصلگی جهل بود اینکه انسان آگاهی به خودش به کمالات وجودی خودش ندارد این بزرگترین مشکل هست(الجَهلُ أصلُ کُلِّ شَرٍ) ریشه هر شری جهل هست.@ (الجَهلُ مَعدَنُ الشَّر) معدن همه بدیها نشناختن هست ندانستن هست حالا ما انواع تنبلیها را بررسی میکنیم فعلاً ریشهها را داریم میگوییم و بعد خود انواع تنبلیها را معرفی خواهیم کرد و راههای مقابله با آن را، در رابطه با این مسأله خیلی مهم یعنی جهل راهش کسب اطلاعات هست.@ اینکه انسان هر چقدر اطلاعاتش بیشتر باشد شناختن بیشتر باشد قدرتش برای کار کردن و فعالیت بیشتر میشود وقتی که انسان از خودش فقط کمالات نباتی و جمادی و حیوانی را بشناسد حیطه فعالیتهایش هم همین هست یعنی در حیطه فعالیتهای جمادی نباتی و حیوانی فعالیت میکند.@ دیگر فعالیتهای خیلی عقلانی و فوق عقلانی نمیکند شما خیلی از افرادی که درس نمیخوانند و به کارهای بزرگ روی نمیاورند هم همینطور هستند آدمهایی هستند که همتشان پایی هست و ضعیف هستند دنبال کارهای علمی و بزرگ نمیروند به همان کارهای کوچک بسنده میکنند.@ هر چقدر شناخت انسان نسبت به قوای بالاترش بیشتر میشود فعالیتهای انسان قدرت انسان نشاط انسان بیشتر میشود پس در مراحل وجودی اگر حسی ما فقط معنا کنیم یعنی شخص فقط تغذیه حسی شده باشد فعالیتهایش هم حسی هست بیشتر به این چیزها اهمیت میدهد بعضی از افراد دیدید شما فقط حسی هستند.@ یعنی همین که یک چیزی بخورند یا خیالی هستند بنشینند یک پاتیل تخمه یا ذرت جلویشان بگذارند تلویزیون نگاه کنند سریالها را تعقیب کنند تازه بعضیها اینقدر وقت کم میاورند میروند از این مراکز ویدئو کلوپها یک مقدار فیلم میگیرند چندتا فیلم میخرند که وقتشان را همینطوری پر میکنند.@ یک کاری بکنند اگر ازدواجی بکنند وقتهای اینطوری بعد هم بقیهاش را به بازی و ولگردی و تفریح و چیزهایی از این قبیل، چون فقط همین را سراغ دارند از مسائل خیالی هم پیگیری مسائل خیالی دارند خودشان فعالیتهای خیالی خیلی نمیکنند، یعنی چی؟ یعنی بعضیها با ورزش، چه کسی میبرد چه کسی میبازد، سریالها، داستان چه میشود.@ اینطوری ذهن و خیال خودشان را اشباع میکنند و ارضاء میکنند بعضیها نه لااقل خودشان هم فعالیتهای خیالی دارند مثلاً کار هنری میکند یک تولید هنری دارد یک زیبایی را تولید میکند که مربوط به قوه خیال هست بالأخره کاری میکند این باز بیشتر هست.@ فعالیتهای عقلی زمانی رخ میدهد برای انسان، فعالیتهای دسته چهارم که دسته عقلی هست این وسطی وهمی است فعالیتهای دسته عقلانی زمانی برای انسان رخ میدهد که انسان واقعاً تغذیه کافی شده باشد تا عشق و حس در آن پیدا بشود.@ برود دنبال کارهای عقلانی مطالعاتی شنیدن علاقه پیدا بکند به فهم، دوست داشته باشد که بفهمد دوست داشته باشد که اطلاعاتش زیاد بشود معلوماتش زیاد بشود عاشق دانش باشد عاشق دانستن باشد به خاطر این حس بینهایتطلبیاش را در یک بخش که عاشق علم انسان هست با علم فقط ارضاء بکند با مطالعات و علم ارضاء بکند.@ بخش فوق عقلانی هم که زمانی هست که انسان به آن بلوغ میرسد یعنی اگر به آن بلوغ برسد فوق عقل هم فعال میشود مثل این هست کسی که 14 ـ 15 سالش هست خیلی فکر این نیست که میخواهم ازدواج بکنم بعداً تشکیل خانواده بدهم در این زمینه فعال نیست.@ اما وقتی که به بلوغ جنسی رسید سنش هم به یک وقتی رسید که میتواند ازدواج بکند یواش یواش حس ازدواج کردن مسئولیتپذیری، مادر شدن، پدر شدن، شغل، کار کردن در آن میاید قبلاً خانه مادرش که هست اصلاً خیلی راحت تن به کار نمیدهد.@ اما وقتی که خودش ازدواج میکند هم خودش کار میکند هم همسرش کار میکند میبینی که آن مسئولیتها به سراغش آمده چون این حس در آن فعال شده فعالیتهای ابدی فعالیتهایی که انسان به آخرت میزند از حیطه دنیا خارج میشود و چشمش به آخرتش به حیات جاودانهاش هست.@ زمانی هست که شخص به اندازه کافی بلوغ پیدا کرده باشد غذا خورده باشد وقتی یک کسی غذا میخورد و بخش فوق عقلانیاش بخش آخرتی و جاودانهاش فعال میشود خودبهخود فعالیتهای جاودانه هم پیدا میکند یعنی فعالیتهای آخرتی انجام میدهد به فکر حیات جاودانه خودش به فکر مرگ خودش حیات پس از مرگ خودش هست.@ لذا مقداری از وقت انرژی و روح خودش را میگذارد برای این نوع فعالیتها، پس این حیطه بینش افراد هست که در افراد قدرت ایجاد میکند هر چقدر معرفت بیشتر بشود هر چقدر دانش انسان بیشتر بشود باور داشته باشد انسان خودش را به همان اندازه حیطه فعالیتش هم بیشتر میشود.@ دست از تنبلی و بیحوصلگی برمیدارد در این زمینه من سهتا موضوع را به شما معرفی میکنم که این سهتا موضوع را حتماً رویش کار بکنید البته خودمان در بعضی از مباحث مثل راهشناسی و دشمنشناسی که بحث کنترل فکر هست.@ مقداری از این بحثها را کردیم اگر خواستید به همانجا مراجعه کنید سهتا بحث هست بحث علم بحث معرفت و بحث عمر و جوانی، این سهتا خیلی میتواند به ما کمک بکند که قدرتمان را زیاد بکنیم در کارها و از تنبلی و بیحوصلگی دست برداریم این خیلی مهم است.@ شما در حیطه کارهای شخصی من چندتا مثال بزنم در تنبلیهای شخصی مثلاً یک کسی میخواهد شوهر بکند میخواهد زن بگیرد خیلی تنبل تن به این شوهر کردن و زن گرفتن میدهد یک کسی بیاید خواستگاری حالا با هم یک صحبتی بکنیم حالا خوب است دیگر، این پسر پسر خوبی هست حالا این خوب هم معلوم نیست از نظر اینها یعنی چی.@ حالا خوب است حالا برویم ازدواج بکنیم یا میخواهیم زن بگیریم مادر جان خواهر جان بروید برای من یک دختر انتخاب بکنید یا من خودم کسی را دیدم خوشم آمده حالا چون خوشم آمده برویم ازدواج بکنیم.@ این اصلاً نمیداند که ازدواج چه مسئولیتهایی نسبت به دنیا نسل جامعه و چه مسئولیتهای آخرتی را برای انسان رقم میزند و چون نمیداند بعداً هم که ازدواج میکند باز همانطوری هست یعنی اگر مشکلی هم با همسرش پیدا بکند چون اصلاً نمیداند ماجرا چی هست همینطوری در همان نادانی میماند فقط میگوید ما مشکل داریم.@ ما الان چقدر زن و شوهرها میایند به ما میگویند ما مشکل داریم خودشان فکر میکنند مشکلشان خیلی بزرگ و سرطانی هست ولی وقتی میایند به ما مراجعه میکنند میبینیم نه یک سرماخوردگی معمولی است خیلی زود هم حل میشود.@ ولی این چون از اول اساساً نوع بینش زن و شوهر نوع بینشی بوده که با آگاهی و مطالعه با فهم و فلسفه ازدواج همراه نبوده وقتی به آنها میگوییم حالا باید یک سلسله مهارتها را تمرین بکنید مهارتهای اقتصادی، مهارتهای عاطفی، مهارتهای جنسی، مهارتهای کلامی، مهارتهای معنوی میگویند چه کسی حوصله این حرفها را دارد.@ یعنی ترجیح میدهند طلاق بگیرند ترجیح میدهند دعوا بکنند ولی سراغ این چیزها نمیروند گاهی وقتها نه افراد افرادی هستند که افراد خوبی هستند واقعاً وقتی میفهمند نیاز به اطلاعات دارند وقت میگذارند راجع به اطلاعات.@ وقتی میفهمند باید پنج تا ژن را قوی بکنند برای بچهدار شدن تا این پنج تا ژن را قوی نکنند نمیتوانند یک مادر کامل یا یک پدر کامل باشند واقعاً وقت میگذارند ژنها را تقویت میکنند ژن سلامت و زیبایی را رویش وقت میگذارند.@ ژن هوش را رویش وقت میگذارند ژن عقلانیت اخلاق دین روی اینها کار میکنند و اینها را تقویت میکنند و بعد اقدام میکنند به بچهدار شدن همینطوری نمیخواهد دیگر بچهدار بشود چون فهمیده که بچه هر چقدر قبل از تولدش ژنهایش را تقویت بکنید چون ما بچه را داریم.@ حتی اگر انسان مجرد هست در واقع بچهدار است حس مادری دارد حس پدری دارد و وقتی هم ازدواج میکند باز بچه را دارد چون زن تخمکش را دارد مرد اسپرمش را دارد در واقع این بچه میشود ولی این میاید مرد روی اسپرم خودش کار میکند زن میاید روی تخمک خودش کار میکند یک تخمک قدرتمند میسازد.@ طراحی میکند مثل برنامهریزی کامپیوتری هست یک برنامه قدرتمند میدهد به ژن خودش، یک برنامه قدرتمند میدهد به اسپرم یا تخمک خودش برنامهریزی میکند این را قوی میکند که وقتی لقاح پیدا میشود این لقاح بچه کامل میشود.@ بچهای که پنج جهتش قوی است وقتی این را میداند و میداند دوران بارداری ماه اول دوم سوم تا نهم چقدر میتواند نقاشی بکند طراحی بکند روی بچه، چقدر داده میتواند داشته باشد روی بچه، میاید رویش وقت میگذارد وقتی میداند دو سال شیرخوارگی چقدر میتواند روی بچه دادههای قدرتمند داشته باشد.@ میبینی که این دست از تنبلی برمیدارد واقعاً میاید مینشیند رویش کار میکند بعد روی هفت سال اول که نقش اساسی را دارد وقتی میداند چقدر اهمیت دارد واقعاً تلاش میکند فرمولهای هفت سال اول هفت سال دوم هفت سال سوم را یاد بگیرد و عمل بکند.@ پس این دانستن خیلی به انسان قدرت میدهد و نادانی باعث میشود انسان چون نمیداند اساساً تحرکی هم ندارد میگوید ازدواج همان هست که همه انجام میدهند همانطور که همه انجام میدهند این ازدواج میشود ازدواج در تلویزیون شما متأسفانه در سریالها دیدید تازه این سریالهای خوب خوب ما که نشان میدهد بیرون که دیگر خیلی افتضاح هست.@ همین که در سریالهای خودمان نشان میدهد با یک نگاه کردن همدیگر را عاشق میشوند الان که دیگر اینترنتی عاشق میشوند ازدواج میکنند در تاکسی آشنا میشوند در اتوبوس آشنا میشوند در دانشگاه همینطوری چهار دفعه همدیگر را میبینند میروند ازدواج میکنند.@ وقتی نمیداند اساساً فکر میکند زندگی یعنی همین، یعنی همینطوری بالأخره باید یک دختری سر راه من قرار گرفت علی الله هر کس آمد سر راه ما قرار گرفت ببینیم بخت و اقبال ما چه میشود اسمش هم میگذارند شانس که اصلاً وجود ندارد.@ میگویند شانس ما این بود بخت ما این بوده اصلاً واقعاً همچین چیزی وجود ندارد یک خرافه است چیزی به نام شانس و بخت یک خرافه است خوشبخت بود بدبخت بود ما اصلاً چیزی به نام بخت نداریم انسان خودش با داراییهای خودش به سمت ازدواج میرود و با داراییهای خودش انتخاب میکند.@ آن چهار مرحلهای که گفتیم در انسان تأثیرگذار هست انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار، این چهارتا با داراییهای خودش انسان انجام میدهد یعنی انسان با مجموعه داراییهای شخصیتی خودش انتخاب میکند ارتباط برقرار میکند رفتار میکند و مهندسی فکرش هم بر اساس همین مجموعه چهارگانه خواهد بود.@ پس ما هر چقدر اطلاعاتمان را بیشتر بکنیم علممان را بیشتر بکنیم فهممان را بالا ببریم تنبلیهایمان کمتر میشود حیطه عملمان قدرتمان کمتر میشود خوابمان کمتر میشود چون ضرورتها را پی میبریم که چرا باید این کار را انجام بدهیم این خیلی اهمیت دارد.@ سهتا موضوع را گفتم روی اینها کار بکنید تا انشاء الله شما در این مسأله قوی بشوید در مورد کسان دیگر هم همینطور هست در مورد افراد هم باید به این قاعده توجه بکنیم که (الظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) آنچه که از من یا دیگری ظهور میکند رفتار، فکر یا احساسی که ظهور میکند حاکی از میزان دارایی باطنی شخص هست.@ شما وقتی پوستت خراب میشود دکتر میروی دکتر آزمایش میدهد میگویی من استخوان درد دارم پوستم خراب شده موهایم میریزد دکتر اول آزمایش میدهد، آزمایش برای چه از شما میگیرد؟ برای اینکه داخل را ببیند ببیند آن داخل چه خبر است.@ عکس میگیرد آزمایش میگیرد آن داخل را که دید بعد میفهمد که حالا چه مشکلاتی آن داخل دارد چه کمبودهایی دارد دارو میدهد دارو را که میدهد یعنی دارو را در درون انسان میریزد این باید در باطن برود و این باطن باید ظهور خودش را بدهد که حالا پوست من خوب شد زخم من خوب شد ریزش موی من کم شد.@ چشم درد من خوب شد درد من کاهش پیدا کرد باز داخل میریزد پس همیشه آنچه که از شخص ظهور پیدا میکند افکار، عقائد، احساسات، اخلاقیات، خوب یا بد، نگاهها، احساسها، هر چه که از شخص بیرون میاید حاکی از داراییهای اوست.@ حالا اگر کسی خودش تنبل است باید داراییهای خودش را زیاد بکند که دست از تنبلی بردارد اگر کسی با آدم تنبل سروکار دارد نباید زور بزند او را بخواهد فعالش بکند بلکه باید یک حسی در او ایجاد بکند که او خودش دست از این تنبلی بردارد یعنی ما برای تغییر رفتار افراد باید به آن دارایی بدهیم.@ بچهمان اگر ضعیف است همسرمان اگر ضعیف است دوستمان اگر ضعیف است خواهر و برادرمان اگر ضعیف هستند ما باید خوراک کافی به آنها بدهیم تا این خوب بشود کما اینکه شما اگر مریضی داشته باشید دکتر بروید دکتر خوراک شما را عوض میکند حالا یا ماده شیمیایی به شما میدهد دارو میدهد یا تغذیه میدهد.@ بالأخره وقتی که این عوض بشود رفتار هم عوض میشود پس به این مسأله توجه بکنیم حالا بخش پزشکی را هم یک جلسه داریم من بخش پزشکی و غدد را باید بگویم برایتان که هر کدام از غدهها در بدن چه کارهایی میکنند و تنبلی بعضی از غدهها و پیش فعالی بعضی از غدهها میتواند در نوع عملکرد انسان اثر بگذارد.@ گاهی وقتها بعضی از تنبلیها بعضی از بیحسیها بعضی از خسته شدنها بعضی از کم کاریها بعضی از شُل شدنها مال این هست که بعضی از غدد در بدن خوب کار نمیکنند یعنی همیشه توصیه ما این هست که کسانی که فکر میکنند مشکل روحی و روانی دارند اول باید یک چکاب جسمانی انجام بدهند که نکند مشکل جسمی داشته باشند.@ یک پزشک غدد اینها را ببیند یا یک پزشک داخلی اینها را ببیند آزمایشات دیده بشود که راجع به اینها من انشاء الله در جایگاه خودش توضیحی بعداً خواهم داد در روح هم همینطور هست وقتی یک نفر تنبلی دارد شما اطلاعاتش را که زیاد کنید بصیرتش که بالا برود تنبلی و بیحوصلگیاش هم کم میشود.@ در عمل اگر ضعیف است اگر اطلاعاتش بالا برود معرفتش بالا برود در عمل قوی میشود پس اگر بخواهیم یک کسی را یا خودمان را در عمل قوی بکنیم باید اطلاعات و دانشمان را بالا ببریم.@ من یادم هست چند وقت پیش یک آقایی پیش من آمده بود خیلی ناراحت بود خصوصی هم آمد گفت میخواهم یک درد دلی بکنم یک مقدار گریه کرد، گفتم چیه؟ گفت من همه فامیل که مشکل دارند میایند به من میگویند که من برایشان دعا بکنم اینقدر به من اعتقاد دارند که من اگر برای اینها دعا بکنم مشکل اینها حل میشود.@ ولی هیچ کدامشان نمیدانند که من نماز هم نمیخوانم من اصلاً نماز نمیخوانم بعد خودم از اینکه نماز نمیخوانم ناراحت هستم یک نفر میداند که نماز واجب است نخواند کافر است دوست دارد بخواند خدا را دوست دارد به نماز علاقه دارد به نمازخواندن علاقه دارد زورش به خودش نمیرسد تنبل است.@ این قطعاً از نظر بینش و بصیرت ضعیف هست وقتی بصیرتش بیشتر بشود علاقهاش به نماز هم بیشتر میشود باید روی بصیرت خودش کار بکند روی معرفت خودش کار بکند خیلی وقتها افراد از کارهایی که الان دارند انجام میدهند متنفرند بدشان میاید.@ بعد میخواهند که این نباشد با زور نمیشود این کار را کرد باید حتماً انسان آن تغذیه کافی برای انجام آن کار را داشته باشد مثل اینکه من الان 50 کیلو را میتوانم بلند کنم اما 70 کیلو را نمیتوانم بلند کنم باید بروم خودم را قوی بکنم انرژي بیشتری به دست بیاورم بتوانم این کار را بکنم یا من الان چهار ساعت را خوب میتوانم کار بکنم.@ اما اگر بخواهم شش ساعت کار بکنم بیرمق میشوم بیحس و حال میشوم باید بروم توانایی خودم را بیشتر بکنم که بتوانم شش ساعت هشت ساعت ده ساعت کار بکنم پس قدرت ما باید به دست بیاوریم علم قدرت میاورد.@ معرفت قدرت میاورد برای انسان و باعث میشود انسان دست از خیلی از تنبلیها و بیحوصلگیها بردارد اگر یادتان باشد حدیث را خواندیم از پیغمبر که بیشتر جهنمیها نه اینکه آدمهای بدی باشند یا از خدا بدشان بیاید یا بخواهند با خدا لجبازی بکنند یا نخواهند دستورات خدا را اجرا بکنند.@ بیشتر جهنمیها به خاطر تنبلی و بیحوصلگی در اجرای دستورات سر از جهنم در میاورند یعنی باید به خودش برسد نمیرسد اتفاقات بد برایش میافتد مثل اینکه من الان میدانم قرار است شمال بروم زنجیر چرخ لازم دارم لاستیکم باید یخشکن باشد یک لاستیک ساییده برمیدارم زیر ماشینم هست.@ زنجیر چرخ هم برنمیدارم تنبلی است حوصله ندارم بروم عوضش بکنم میروم یکدفعه مشکل پیدا میکنم کم میاورم بنزین میخواهم بزنم دیدید خیلیها در بنزین زدن اینطوری هستند میخواهد بنزین بزنند میبیند که آمپر دارد پایین میرود یواش یواش چراغ هم روشن میشود.@ میگوید بعداً میزنم فردا میزنم سر راهش هم دوتا پمپ بنزین هست نمیرود این بنزین را بزند در کار شخصی دارم عرض میکنم این بنده خدا یکجایی یکدفعه یک اتفاق مهمی میافتد باید با ماشین بیرون برود حواسش نیست میرود وسط راه بنزین تمام میکند در سرما هم میافتد بنزین هم که تمام کرد.@ ما آدم داشتیم در اثر تنبلی بنزین نزده رفته در جاده سرما این را کشته خورده به کولاک خورده به برف در جاده مانده اگر بنزین میزد ماشینش چهار ساعت پنج ساعت شش ساعت میتوانست روشن بماند بخاریاش روشن باشد رفته آنجا کسی هم نبوده به آن بنزین بدهد مرده.@ همین تنبلی من اگر بخواهم آمار بدهم کسانی که در اثر تنبلی مردند خیلی است مثلاً تنبلی در مریضی، درمان، یک کسی یک مریضی دارد دنبالش نمیرود سرطان میشود او را میکشد قند دارد چربی دارد نمیرود کنترل بکند تنبلی میکند او را میکشد در مسائل آخرتی هم باز همینطور هست.@ یک کسی که میداند حیات جاودانه دارد یک موقع کسی هست باور ندارد زندگی جاودانه دارد خودش را به عنوان یک انسان و یک موجود جاودانه نمیبیند که عمرش به اندازه عمر خداست فکر میکند حالا چند روزی زنده است در این دنیا هر کس هر طوری زندگی کرد کرد.@ حالا یک کسی اینطوری دوست دارد یکی آنطوری دوست دارد ولی اگر بداند که من عمرم جاودانه است بعد از یک مدت از اینجا با رها کردن بدن و وفات، وفات یعنی انتقال، وارد یک عالم دیگری میشوم که آن عالم خودش شرائط زیستی خواص خودش را دارد و من باید خودم را برای آن شرائط زیستی بسیار بزرگ، قدرتمند، باشکوه آماده بکنم.@ امکاناتش را باید تهیه کنم در کارهای آخرتیاش هم تنبلی نمیکند بیحوصلگی به خرج نمیدهد اگر بداند از شب اول قبر به بعد چه چیزهایی لازم دارد مثلاً وقتی میگوند شب اول قبر سؤال میکنند یعنی چی؟ یعنی شما باید یک سلسله چیزهایی را برای این شرائط زیستی با خودت آورده باشی.@ اگر نیاورده باشی در اینجا نمیتوانی مثل بچهای که وقتی به دنیا میاید گفتیم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست جنین در رحم مادر که هست خیلی چیز احتیاج ندارد همان غذای خون مادر که هست استفاده میکند تجهیزات زیادی هم احتیاجی ندارد ولی چرا اینقدر گوش دست پا چشم سلسله اعصاب مغز این همه هزاران تجهیزات دارد آماده میکند؟@ چون این دنیا آن تجهیزات را میطلبد میخواهد سؤال دنیا درخواست دنیا این است اینکه شب اول قبر هم سؤال میکنند آخرت هم سؤال میکنند یعنی آخرت درخواستش این است شرائط زیستیاش این است یک مقدار خواهش میکنم به این دقت بفرمایید پس وقتی میگوییم سؤال قبر سؤال قیامت یعنی شرائط زیستی قبر و شرائط زیستی قیامت.@ سؤال دنیا از جنین چطوری است؟ شرائط زیستیاش است شرائط زیستی دنیا سؤال میکند یعنی این را در واقع میطلبد که این بچه در رحم مادر چشم نمیخواست اینجا میخواهد آنجا گوش نمیخواست اینجا میخواهد آنجا دستگاه تنفس نیاز نداشت محیطش آبی بود.@ ولی اینجا دستگاه تنفس میخواهد باید برای خودش تهیه کرده باشد در رحم مادر، دست و پا نمیخواست اینجا میخواهد در آخرت هم که ما وارد میشویم یک سلسله چیزهایی میخواهد از شب اول قبر به بعد که ما باید اینها را در روح خودمان آماده و تهیه کرده باشیم و بدن مناسب آخرتی را بسازیم.@ ما وقتی داریم کار معنوی انجام میدهیم دوتا چیز را داریم میسازیم یکی بدن برزخی که بتوانیم آنجا دوام بیاوریم یکی روح برای نظام برزخی، بعضی از کارهای ما بدن برزخی ما را درست میکند بعضیها میگویند ما دیشب خواب دیدیم که شاخ داریم دُم داریم دست ما پنجه دارد.@ این نشان میدهد که باطنش را خراب کرده بدن مناسب بهشت ندارد کار نکرده همین بدن برزخی که ما شبها با آن اینطرف و آنطرف میرویم این با ما آنطرف میاید با ما در برزخ میاید ما باید هم بدن برزخیمان را آماده بکنیم که بتواند در شرائط زیستی برزخ سالم باشد آنجا زندگی بکند.@ آنجا در برزخ دیگر محدودیتهای دنیا را ندارد اینجا شما الان بخواهید بیایید بنده الان از قم تا اینجا آمدم حدود 3 ساعت 4 ساعت مسیرم طول کشیده تا آمدم به شما رسیدم الان بخواهم برگردم دوباره چند ساعت هست این محدودیت را دارد.@ حالا اگر مریض باشم نمیتوانم بیایم وسیله گیرم نیاید نمیتوانم بیایم در برزخ هم همینطور هست شما میخواهید یک مسیر از یک فضای بهشت خودتان بروید در بهشت کس دیگر مهمانی بروید بهشت هر آدمی در برزخ از کل این کره زمین و این آسمانها بزرگتر است.@ شما بخواهید از اینجا به آنجا بروید باید یک بدنی داشته باشید که این بدن توان داشته باشد در یک چشم به هم زدن در بهشت طرف بعدی باشد این بدن باید کشش داشته باشد برود واقعاً ما بدن برزخیمان باید بکشد شما در خواب یک موقع میبینید بدنتان بعضی از کارها را نمیکشد.@ وقتی بلند میشوید یا در خواب وقتی میخواهید یک کاری انجام بدهید بدنتان با شما راه نمیاید بعضی از عزیزان به من میگویند من شب که خواب پرواز میبینم چون گفتم خوابهای هر کسی نشاندهنده شخصیت آن است داراییهای یک نفر در خواب به آن نشان داده میشود میگوید من شب که خواب میبنم پرواز میکنم پرواز علامت رشد است علامت ترقی است.@ میگوید من بلند شدم پرواز بکنم یک پنج متر بالا آمدم دوباره زمین آمدم این نشان میدهد این بدن برزخی ضعیف است پنج متر بیشتر رشد نمیتواند بکند در حالی که علاقهاش به چیست شما شبها در خواب که پرواز میکنید علاقهتان به این هست که خیلی اوج بگیرید.@ ولی نمیتوانید بروید دارد به شما میگوید این بدنی که درست کردی بدن قدرتمندی نیست پنج متر بیشتر نمیتواند بلند بشود حالا بعضیها که اصلاً آن پنج متر هم نمیتوانند بروند نشان میدهد که مسیر زندگیاش مسیری هست که نوع خوراکهایی که خورده ضعیف است.@ با این بدنی که دارد کار میکند بدن قوی نیست به درد بهشت نمیخورد این گرفتار جهنم میشود گرفتار عذاب میشود گرفتار بیمارستان بهشت میشود بیمارستان بهشت که همان جهنم است برای انسان گرفتاری دارد.@ پس چه در کارهای شخصی چه در کارهای آخرتی و دینی مسائل اجتماعی سیاسی هم همینطور مسائل زندگی همینطور هر حیطهای که ما بخواهیم کار بکنیم اینها انواع تنبلیهاست که دارم اسم میبرم در هر حیطهای ما بخواهیم کار بکنیم بصیرت خیلی به ما کمک میکند دانش خیلی به ما قدرت میدهد و کمک میکند چندتا روایت برایتان بخوانم.@ علی(ع) میفرماید (العِلمُ مِصباحُ العَقل) علم چراغ عقلانیت هست یعنی عقلی که قرار است تصمیمگیرنده باشد احتیاج به روشنایی دارد شما شب در تاریکی که میخواهید بروید میخواهید بروید ولی وقتی جلویت را نبینی نمیتوانی حرکت بکنی.@ باید کورمال کورمال بروید عصا دستت بگیری دوست داری خیلی با قدرت بروی وقتی نور نداری چطوری میخواهی بروی علم به انسان قدرت میدهد یعنی راه را باز میکند آدم زودتر میتواند تصمیمگیری بکند مثلاً یک پسری که میداند دخترهای خوب چه کسانی هستند دخترهای بد چه کسانی هستند.@ یک دختری که میداند پسر مناسب ازدواج چه کسی است پسر مناسب ازدواج چه کسی نیست گفتیم ما 90% درخواستهای طلاقمان مال خانمهاست برای آنکه آن موقع که میخواهند انتخاب بکنند نمیشناسند یک پسر مناسب چه کسی هست آن موقع که میاید فکر میکند پسر با دوتا سهتا خصوصیت کافی است.@ ولی بعداً که در زندگی میرود میبیند مرد باید دهتا خصوصیت داشته باشد این اصلاً آن موقع بررسی نکرده چون نمیداند نمیتواند تصمیم بگیرد تصمیم هم که بگیرد تصمیم خوبی نمیگیرد بعد در ازدواج میرود مشکلاتی که الان در کشور ما هست تقریباً پنج تا شش تا ازدواج ما طلاق داریم.@ یک تعدادی طلاق عاطفی است یک تعدادی دعوا و درگیری هست دوتا ازدواج یکی ازدواج مثلاً در شش تا ازدواج راضی در میایند بقیه راضی در نمیایند، چرا؟ چون وقتی میخواسته تصمیم بگیرد ملاک اصلاً نداشته قوه تشخیص نداشته که این را چکار کند.@ مثل کسی که طلافروشی میرود دختر جوانی هست دوست دارد به خودش طلا داشته باشد میرود آن طرف کلاه سرش میگذارد یک طلای بدلی به آن میاندازد آن هم فکر میکند این واقعاً طلا هست چند روز پیش یک خانمی میگفت رفتم یک دستنبد بوده از خالهام گرفتم.@ به خالهام گفتم این دستنبد را به من بده گفت بیا این مال تو، بدلی بوده به ما داده گفت حالا تصادفاً وقتی من رفتم یکجایی آن کسی که طلاشناس بود گفت این دستبند طلا است گفت خودم هم نمیدانستم رفتیم دیدیدیم این دستبند چهار میلیون تومان پول دستبند است آوردیم طلافروشی میگوید چهار میلیون تومان پول دستبند است.@ حالا گفته بود من نمیدانم این را برگردانم به خالهام یا برنگردانم آن خودش نمیدانسته این طلا است زنها نمیدانند یک کسی به آن میاندازد تلویزیون چند شب پیش دیدید داشتند طلافروشها مصاحبه میکردند میگفت در خیلی از این طلاهایی که فروخته میشود خاک میریزند داخل آن شن و ماسه است و یک روکش طلا هم دارد میدهند دست مردم میروند در وزنها طلاهایی که استاندارد نیست اینطوری است.@ این نمیشناسد ملاک را میرود پولش را هزینه میکند یک چیز قلابی به آن میاندازند هر چقدر علم بیشتر میشود قدرت تشخیص و تصمیمگیری هم بالاتر میرود. (العِلمُ حِجابٌ مِنَ الآفات) علم حجاب از آفات هست دانش باعث میشود انسان آسیب کمتر ببیند.@ هر چقدر سطح اطلاعاتمان را بالاتر میبریم آسیبهایمان هم کمتر میشود یک کسی که میداند میخواهد انعقاد نطفه بکند بچه تشکیل بدهد چه چیزهایی باید رعایت بکند این بچه با مریضیهای کمتری به دنیا میاید با آسیبهایی کمتری به دنیا میاید.@ ولی یک کسی که نمیداند انعقاد نطفه یعنی چی همینطوری باردار میشود همینطوری دوران نُه ماه بارداریاش را میگذراند بعد دوران شیرخوارگی هم فقط فکر میکند باید شیر بدهد این مادری که نمیداند اطلاعات ندارد به چه دارد شیر میدهد ولی واقعاً دارد به این بچه کوفت میدهد میخورد.@ گاهی وقتها شیر خشک خیلی بهتر از شیر مادر است گاهی وقتها شیر گاو شیر گوسفند بهتر و اثربخشتر از این مادر هست چون مادر نمیداند حرص و جوشهاش و سوءظنهاش و حسادتهاش و کینههاش میریزد در این شیر میدهد به بچه میخورد مریضی روحی روانیاش، اضطرابهایش را میریزید در این شیر میدهد بچه میخورد.@ اگر بداند دارد به بچه چه زهرماری میدهد کاشکی زهرمار باشد بداند دارد چه چیزی به این بچه میدهد این را نمیدهد خیلی تفاوت دارد یک مادری که میخواهد شیر بدهد وضو میگیرد بعد آرامش دارد.@ موقع شیر دادن سعی میکند تلویزیون نگاه نکند که یک موقع اضطراب از فیلم نگیرد بدهد خوراک این بچه، یکسره دارد صلوات میفرستد تا بدهد به این بچه بخورد تا اینکه نه حرص و جوش و فضیحت وفحش و غیبت و تهمت و ناراحتی را همینطوری دارد حرص میخورد دارد شیر هم میدهد به این بچه میخورد این ندانستن گرفتاری برای انسان میاورد.@ علم حجاب از آفات است هر چقدر اطلاعات خودمان و دیگران را بالا ببریم قدرتها بیشتر میشود بیحوصلگیها تنبلیها کمتر میشود این خیلی اهمیت دارد معرفتمان را هر چقدر بیشتر بالا ببریم من اگر فرصت بود شاید 20 ـ 30 جلسه وقت میگذاشتم روی همین بخش دانش و معرفت.@ ولی فقط عناوینش را به شما معرفی کردم روی سهتا عنوان را کار کنید علم معرفت و عمر و جوانی، در مباحث خودمان هم هست مثل ضرورت شناخت احکام هست راهشناسی هست دشمنشناسی هست بخشهای دیگر هست که حالا در برنامهها میتوانم به شما معرفی کنم.@ به هر حال کسی که میخواهد تنبلیهایش کم بشود قدرتش زیاد بشود بیحوصلگیهایش کم بشود نشاطش زیاد بشود باید اطلاعاتش را بالا ببرد معرفتش را باید بالا ببرد. (العِلمُ قائِد وَ العَمَلُ صاعِق) علم قائد است، قائد یعنی چی؟@ یعنی رهبری میکند از جلو انسان را میکشد میبرد چراغ رو است جلو است دانش است جلوی ما قرار میگیرد ما را میکشد میبرد عمل هلمان میدهد عمل انسان را هل میدهد عمل پشت میاید پس انسان یک کِشنده از جلو دارد به آن قائد و رهبر میگویند علم و اطلاعات هست میکِشد میبرد و یک هُل دهنده از عقب دارد و نمیگذارد تنبلی بکند و آن عمل هست.@ عمل انسان را جلو میبرد و روزبهروز قویتر میکند شما وقتی میخواهید رانندگی بکنید دفعه اول که رانندگی میکنید یکذره سخت است ولی همین که وارد کار شدی یواش یواش شجاعتش میاید دفعه دوم سوم چهارم برایت آسانتر میشود.@ مثل آشپزی مثل خیاطی مثل تایپ مثل زبان مثل کامپیوتر مثل هر چیز دیگری انسان وقتی که عمل میکند قدرتش و سرعتش بیشتر میشود راحتتر میتواند این کار را انجام بدهد یک موقعی به یک خانمی که 5 سال است ازدواج کرده صد بار قرمهسبزی درست کرده قیمه درست کرده میگویند مهمان میخواهد بیاید.@ این ترس از مهمان ندارد تنبلی در مهمانی دادن ندارد بلند میشود غذایش را درست میکند چون این کار را بلد است عمل کرده این عمل هلش میدهد میرود ولی یک کسی که هنوز بلد نیست با قرمه مشکل دارد با قیمه مشکل دارد با فسنجان مشکل دارد.@ تا به او میگویند مهمان میخواهد بیاید میگوید حالا من چی درست کنم چطوری درست کنم حس ندارد اصلاً این کار را انجام بدهد فرصتمان کم است وگرنه دانهدانه اینها را باید توضیح بیشتری میدادیم(العِلمُ قائِد وَ العَمَلُ صاعِق وَ النَفسُ حَروم) نفس، روح چکار میکند.@ میگوید نفس وقتی از جلو او را بکشند از عقب هم هلش بدهند سواری میخورد حروم یعنی سواری میکشد و جلو میرود رشد میکند پس ما اگر بخواهیم رشد بکنیم به دوتا چیز خیلی احتیاج داریم در زندگی اطلاعات و تمرین، در فیلم مهارتهای زندگی اینها را توضیح دادم که ما علاوه بر اینکه اطلاعات نیاز داریم باید تمرینمان هم خوب باشد.@ هر چقدر سطح تمرینمان را بالاتر میبریم انجام کارها برای ما راحتتر هست مثلاً عصبانی نشدن دفعه اول سخت است ولی وقتی آن مهارتهایی که توضیح دادیم شما انجام میدهید بعد خیلی راحت میتوانید عصبانی نشوید.@ حسودی نکردن کینه به دل نگرفتن تمرینهای حمله عقب را چطوری خنثی بکنیم چه کار کنیم گذشتهمان اذیتمان نکند الان بعضی وقتها خاطرات گذشته تلخیهایی که در گذشته اتفاق افتاده شکستها و کدورتها خیلی آدم را پنچر میکند ذهن آدم را مشغول میکند.@ آدم را نگه میدارد و به قول حضرت میگوید کسی که گذشتهات اذیتش میکند و حاضر است برای گذشته غصه بخورد معنایش این هست که در آینده هم این دچار غصه میشود یعنی گذشته هم حال ما را خراب میکند چون برمیگردم به گذشته، وقتی حالم را از دست بدهم آینده را هم از دست میدهم.@ تمرینهایش اوائلش ممکن است یکذره کار داشته باشد یکذره احتیاج به تلقین داشته باشد به قول امام فرمود انسان بدون تلقین به هیچ جا نمیرسد باید یکذره یقه خودش را بگیرد یکذره زور بزند ولی بعد که تکرار میکند عمل میکند عمل صاعق است هلش میدهد و جلو میبرد.@ پس ما برای اینکه بتوانیم از تنبلی و بیحوصلگی در بیاییم به این دو عامل خیلی احتیاج داریم اطلاعات و تکرار، عمل، تمرین ما راحتتر میتوانیم انجام بدهیم یک خانم خانهدار خیلی راحتتر میتواند یک عملیات خانگی را انجام بدهد و بدون حرص و جوش و بدون غصه و بدون فشار عصبی این کار را انجام بدهد.@ ولی اگر بخواهد همان را بدهد به دختر جوانش که هنوز خیلی از تجربهها را ندارد تمرینهای کافی را ندارد آن به راحتی تن به این کار نمیدهد. امیرالمؤمنین(ع) (لا کَنزَ أنفَعُ مِنَ العِلم) هیچ گنجی سودمندتر از دانش نیست باز نگاه کنید در رابطه با عمل چقدر قشنگ رابطهاش را میگوید(العِلمُ قائِدُ الحِلم) علم پیشوای حلم است.@ چون قبلاً توضیح دادیم ما اگر بخواهیم به شادی و آرامش برسیم چون گفتیم هدف از زندگی این هست که ما شاد و آرام باشیم کسی که عرضه ندارد در زندگی دنیا شاد و آرام باشد این دیگر عاجزترین آدمهاست.@ این دیگر آخرتش هم نمیتواند شاد و آرام باشد و عرض کردیم میزان شادی و آرامش هر کس بعد از مرگش بستگی به میزان شادی و آرامشش در دنیا دارد پس علامت یک آدم موفق در زندگیاش این هست که چقدر دارایی از شادی و آرامش دارد این که چقدر پول دارد چقدر خانه دارند موبایل دارند ندارند تلفن دارند ندارند ماشین دارند ندارند.@ شوهر کرده یا نکرده زن گرفته یا نگرفته بچه دارد یا ندارد اگر بچه دارد چندتا دارد اینها داراییهای انسان نیست اینها را حیوانات هم دارند این هست که چقدر دارایی انسان به معنای حقیقی میزان شادی اوست و میزان آرامش اوست.@ یک کسی که میتواند در دنیا شاد زندگی بکند و آرامش داشته باشد این داراست این آدم قوی است این ثروت است شما الان همه آدمهایی که دنبال دنیا میدوند برای چه دنبال دنیا میدوند؟ میدوند که به چه برسند؟ به آرامش و شادی برسند حالا چرا همین که دنبالش میرود تا آخر عمر دارد دنبال وسیله میدود مسیری طی نمیشود.@ یعنی به شادی و آرامش هم نمیرسد ولی یک کسی میبینی اصلاً دنبال این چیزها نیست اما شاد است آرامش دارد گفتیم چند مرحله دارد وقتی ما میخواهیم به مرحله شادی و آرامش برسیم شما باید اول بتوانید کنترل فکر بکنید که در مباحث دشمنشناسی این راههایش را گفتیم.@ همان بحثی که در تلویزیون چهل جلسه داشتیم اول کنترل فکر که من بتوانم فکرم را از اضطراب ناامیدی وسواس حسادت بدبینی کنترل کنم غصه خوردن از گذشته دلشورههای آینده که دیگر راهکارهایش را در دشمنشناسی گفتیم بعد باید عصبانی نباشیم یعنی بتوانیم یک کاری بکنیم عصبی نشویم.@ یعنی اگر عصبانی شدیم حداقل بیرونش ندهیم استفراغش روی دیگران نکنیم که این را در بحث غضب انجام دادیم الان علی(ع) میفرماید(العلم قائد الحلم) حلم مال کدام مرحله است؟ مال مرحلهای هست که شخص یاد میگیرد که چطوری اصلاً عصبی نشود.@ خودش هم اصلاً عصبی نشود یعنی اگر کسی خواست عصبانیاش بکند شرائطی پیش آمد که بخواهد به هم بریزد این آنقدر قوی میشود اصلاً کسی نمیتواند این را به هیجانهای عصبی وادار بکند خیلی قوی هست چون زودرنجی و حساسیت یک بیماری خیلی خطرناک است.@ از صدتا سرطان زودرنجی و حساسیت خطرناکتر است زودرنجی و حساسیت باعث میشود انسان نه در دنیا شاد و آرام باشد نه در آخرت، آدمهای لوس آدمهای زودرنج و حساس هم دنیای بدی دارند هم اخرت بدی دارند هم در دنیا در زندان هستند هم در آخرت در زندان هستند.@ آدمهایی که اهل رنجش هستند همه چیز به آنها برمیخورد از هر چیزی خیال درست میکنند برای خودشان توهم درست میکنند برای غصه خوردن میبافتند برای اینکه یک چیزی را ناراحت بشوند این قطعاً روحش را علیل و مریض و آلوده میکند و بعد وقتی که در دنیا اینطوری باشد دیگر این روح به درد بهشت هم نمیخورد.@ چون بهشت آدمهای سالم را راه میدهند (يَوْمَ لا يَنْفَعُ مالٌ وَ لا بَنُونَ إِلاَّ مَنْ أَتَى اللَّهَ بِقَلْبٍ سَلِيمٍ) باید دل سالم روح سالم میخواهد یک کسی که اینجا عرضه ندارد خودش را سالم نگه دارد آنجا هم قطعاً سالم نیست.@ حالا اینها را توضیح دادم برای اینکه این روایت را خوب بفهمیم(العلم قائد الحلم) یک کسی که میخواهد عصبی نشود اصلاً تحریک عصبی برایش ایجاد نشود اطلاعات خیلی کمکش میکند علم خیلی میتواند به او کمک بکند اطلاعات مربوط به همین خصوصیت، نه برود فیزیک شیمی بخواند مهندسی و دکتری را نمیگویم اطلاعات مربوط به همین.@ من میخواهم یک زندگی شاد و آرام داشته باشم بالأخره در زندگی اصطکاک دارم با همسرم با خانواده همسرم با خانواده خودم با خواهر و برادرانم با فرزندان خودم چکار کنم ضمن اینکه این زندگی که دارم میکنم به هم نریزم اگر مشکلی سر راه زندگیام پیش آمد غصه نخورم.@ بتوانم با حفظ شادی با حفظ آرامش، مگر شما نمیگویید زینب کبری (س) بعد از آن همه مصیبت گفت (و ما رأیت إلا جمیلا) جز زیبایی هیچی ندیدم او چطور توانسته در آن همه فشار آرامش داشته باشد پس یک چیزی داشته که میتوانسته یک چیزی را میدانسته یک چیزی را میدیده ما هم باید همین کار را بکنیم.@ اگر ما سطح اطلاعات و دانشمان را بالا ببریم دیگر هر وقت حادثهای در زندگیمان پیش میاید به شادی تبدیلش میکنی همان اسم مبدلی که گفتم همان اسم مبدلی که هفته قبل توضیح دادم که اگر یکی مهندسی بازیافت بلد باشد این هر چقدر آشغال جمع بکند به نفعش است آشغالها را همه تبدیل میکند به پول به ثروت.@ چون میگوید من بلد هستم کسی هم دیگر آشغال جمع کردن این را عیب نمیداند میگوید مهندس بازیافت است هر چه زباله است بلد است از زباله چطوری استفاده بکند به ثروت تبدیلشان میکند.@ من یادم هست یک کلاسی داشتم در یکی از شهرهای اروپایی هند یک شهر بسیار شیک و عالی خودم چون قبلاً سوئیس بودم گفتم اِ این که اینجا سوئیس است گفتند اتفاقاً معمارش سوئیسی بوده یک شهر خیلی پیشرفته یک دورهای داشتیم برای اساتید دانشگاه آنجا یک دوره دو روزه داشتیم.@ این دوره که تمام شد خیلی میخواستند به ما احترام بگذارند چند نفر گفتند که ما این ساعت آخر قبل از حرکت شما میخواهیم شما را پارک ببریم گفتیم پارک برویم رفتیم دیدیم آنجا صف است رفتند صف ایستادند بلیط گرفتند.@ از دم در این پارک که داخل رفتیم یک پارک هنری خیلی زیبا بعد گفت تمام این پارک که بازدیدکنندههای خیلی زیادی دارد از آشغال ساخته شده یعنی از زبالههای مردم یک پارک بسیار زیبا درست کرده بودند گفت یک هنر است یک معمار اینجا چند سال به مردم گفته مردم هیچ کدام آشغالهایتان را دور نریزید بیاورید به من بدهید.@ از تمام آشغالهای مردم استفاده کرده بود یک پارک فوقالعاده زیبا ساخته بود شما هر چه را نگاه میکردی در این پارک زباله بود اما خیلی زیبا کار کرده بود این هنرش است که میتواند این کار را انجام بدهد اگر کسی علم داشته باشد میتواند ناراحتیهایی که از دیگران جذب میکند خاطرات گذشته حتی گناهانش را.@ قرآن میگوید حتی گناهانی که در گذشته داشته میتواند تبدیل بکند به شادی به آرامش به نورانیت، یک کسی گناه کرده هی مینشیند میگوید من بدبختم من کثیفم من آلودهام من جهنمی هستم من آدم بدی هستم این شیطان یکسره روی ذهن این کار میکند.@ یک کسی میبینی نه گناه کرده چهل سال گناه کرده ولی چون میاید دانش تبدیل را یاد میگیرد دانش بازیافت را یاد میگیرد میگوید من کردم چهل سال که کردم حالا میروم خودم با خدا دوتایی دست به یکی میکنیم تبدیلش میکنیم این گناهان را به عبادت، انگار که چهل سال عبادت کردم خیلی هنر است.@ انسان چهل سال گناه کرده تبدیلش بکند به چهل سال عبادت، این تبدیل میخواهد قدرت میخواهد علم اینقدر اهمیت دارد چطور علم به یک مهندس کمک میکند که زبالهها را تبدیل بکند به پول به ثروت.@ علم کمک میکند که ما بدیهای زندگیمان را سختیهای زندگیمان را تلخیهای زندگیمان را گناهانمان را کدورتهامان را شکستهامان را خطرهایی که در زندگی برای ما پیش میاید بدهکاریها بیماریها فحشهایی که میشنویم بدجنسیهایی که دیگران در حق ما میکنند همه را با علم میشود تبدیل کرد باید علمش را به دست آورد باید تبدیل کرد به شادی و آرامش.@ مباحثش را به خاطر بسپارید به ترتیب اینطوری شد دشمنشناسی، غضب، حلم، مهرورزی، برای این مرحله آخر که بتوانیم سختیها را تبدیل بکنیم برای تبدیلش بلا و بهشت و رشد و قدرت در سایه سختیها لازم هست که اینها را گفتیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 009 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 009 - تنبلی و بیحوصلگی