جلسه 006 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
6
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
7
روز
17
متن کامل (خام) ‌ جلسه 006 - تنبلی و بی‌حوصلگی

أعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی أعدائهم أجمعین من الآن إلی قیام یوم الدین.@ بحثمان درباره علل تنبلی و بیحوصلگی بود که درباره علت جهل صحبت میکردیم یعنی جهل یکی از ریشههای تنبلی و بیحوصلگی هست که خودش انواع و اقسامی دارد که خود این جهل منشأ تنبلی و بیحوصلگی میشود و موضوع بحثمان جهل به مسائل دینی بود.@ موضوعاتی که ریشه در دین دارد وقتی که انسان آنها را خوب نشناسد دچار تنبلی میشود بعضی از مسائل خیلی مهم را که آثار مخربی از نظر فردی و اجتماعی در طول تاریخ داشته توضیح دادیم مثل بحث قضا و قدر و دعا بحثی مثل قسمت سحر و جادو.@ بحثهایی از این قبیل که وقتی خوب فهمیده نشده طاغوتها سلاطین افراد سودجو استکبار و استعمار بخصوص خیلی از این مسأله استفاده کردند جوامع اسلامی را با اینجور مفاهیم عقب نگه داشتند.@ هم افراد را کمهمت و تنبل کردند و سرمایههای آنها را به غارت بردند و هم اجتماعات و کشورهای زیادی را اینگونه بار آوردند و در سر مردم اینگونه کردند که ما حریف قضا و قدر نمیشویم و قسمت اینطوری هست که ما اینگونه زندگی بکنیم.@ خواست خداست که ما اینگونه زندگی بکنیم و نقش انسان تواناییهای او به عنوان خلیفه خدا و به عنوان یک موجود قدرتمند و مقتدر نادیده گرفته شد و اراده انسان نادیده گرفته شد که اینها را قبلاً مفصل توضیح دادیم بعضی از چیزهای دیگر هست که الان جدای از جنبههای معنوی ریشههای خرافی دارد که در جوامع مختلف هست.@ مثل فال گرفتن که خیلیها دلبستگی به این چیزها پیدا میکنند و با فال میخواهند مسیر زندگی آیندهشان را ترسیم بکنند در حالی که ما توضیح دادیم که انسان در هر مقطعی که قرار دارد سر سفره گذشته خودش هست و گذشته ترکیبی هست از انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکار انسان.@ هر چقدر افکار یک نفر متعالی باشد معرفت یک نفر مبانی فکر یک نفر متعالی باشد انتخابهایش ارتباطاتش و رفتارهایش دقیقتر باشد آگاهانهتر باشد این شخص از وضعیت بهتری برخوردار هست.@ همه ما که اینجا نشستیم محصول همین چهاره چیز افکارمان، انتخابهایمان، ارتباطات و رفتارهامان در گذشته هستیم و اگر بخواهیم آینده خودمان را بسازیم و آینده نسلمان را بسازیم باید انتخابها ارتباطات رفتار و افکارمان را متعالی بکنیم.@ چه در مورد خودمان و چه در مورد آیندهگان و کسانی که با ما در ارتباط هستند و اسباب و علل را توضیح دادم که ما باید اسباب و علل را احترام بگذاریم قضا و قدر الهی را با همان معنایی که عرض کردیم به معنای قانونمند بودن نظام خلقت را باید احترام بگذاریم و اینکه خداوند تبارک و تعالی جزء قضا و قدرش هم سعی هست.@ سعی انسان جزئی از قضا و قدر انسان هست تلاش انسان بخشی از قضا و قدر الهی هست یعنی خداوند اینگونه تقدیر کرده که اگر کسی تلاش کرد به نتایج بالاتری میرسد هر چقدر تلاش شما همت شما بیشتر باشد نتائج بیشتری را خواهید گرفت این جزء قضا و قدر الهی است.@ در قرآن هم فرمود(لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى‏) این جزء سنت الهی هست که انسان با سعی خودش میتواند به کمالات برسد و علی(ع) فرمود(مَن طَلَبَ شَیءً نالَهُ أو بَعضَه) اگر کسی چیزی را واقعاً بخواهد برایش تلاش بکند یا به همه آنچه که میخواهد میرسد و یا به بعضی از آنچه که میخواهد حتماً میرسد.@ پس سعی خود ما آگاهی خود ما معرفت ما و تخصص ما جزء قضا و قدر الهی است اینطور نیست که ما قضا و قدر الهی در مقابل ما قرار داشته باشد نه ما خودمان هم با تلاشهایمان و امکاناتمان و قدرتمان و تواناییهایمان جزء قضا و قدر الهی هستیم حالا کسی که اینها را رها میکند میرود دنبال فال گرفتن.@ حالا جوامع دیگر باز میزان خرافاتشان خیلی بیشتر از ما هست ما یک سلسله خرافات داریم که آنها منشأ خیلی از تنبلیها و بیحوصلگیها میشود در وجود ما و جوامع دیگر هم بیشتر از ما این خرافات را دارند که مذهبی نیستند شما بروید در اقوام و ملل مختلف در غرب هزاران خرافه وجود دارد که مردم اعتقادات خرافی زیاد دارند.@ در اقوام مختلف در هندوها در بوداییها در سرخپوستها در اقوام مختلف خیلی خرافات وجود دارد و اینها منشأ بسیاری از تنبلیها و بیحوصلگیها و دونهمتیها در انسانها شده لذا ضمن اینکه آنها این چیزها را دارند خیلیهایش را به ما منتقل کردند.@ در تبادل فرهنگها و حتی در تهاجم فرهنگی غیر از تبادل فرهنگها که فرهنگها به هم خیلی چیزها را میدهند از اجزاء خودشان را ما در تبادل فرهنگهایی که با فرهنگهای مختلف داشتیم ارتباطاتی که داشتیم در این تبادل فرهنگی یکسری چیزهای بد هم به ما رسیده.@ در تهاجم فرهنگی هم ما مورد تهاجم فرهنگی و شبیخون فرهنگی و ناتو فرهنگی هم قرار داریم و در اینها هم خیلی از چیزهایی که شرکآمیز است منشأ عقلانی منشأ توحیدی منشأ حقیقی ندارد به ما منتقل شده تا بتواند ما را گرفتار و وابسته بکند مثل همین بحث فال انواع فالها، فال قهوه.@ مثلاً الان بعضیها میگیرند که درآمدهای کلان هم دارند یک عده متأسفانه میروند سراغ اینها با اینکه متدین هستند خدا را دارند پیغمبر را دارند قرآن را دارند عقلانیت را دارند قواعد پیشرفته دارند باز به خاطر اینکه قدر آنچه که دارند را نمیدانند.@ و در اثر تنبلیها و بیحوصلگیهایشان برای کسب اطلاعات و قواعد زندگی دچار سردرگمیهای زیادی شدند میروند میگویند حالا برویم ببینیم این فال قهوه چه میگوید، یک پولی هم اینجا صرف میکنند برای این افراد سودجو که حالا فال قهوه بگیرند.@ هیچ کدام منشأ عقلانی و حقیقی ندارد یا مثلاً کفبینی و دستت را بده برایت بخوانم دستت چه نوشته آن بنده خدایی که خودش دارد کفبینی میکند اگر میتوانست بعضیها هستند فال میگیرند کفبینی میکنند بعضیها میگویند پنجاه هزار تومان بده تا من برایتان دعا بنویسم.@ دعانویسی هم الان خیلی وقتها تبدیل شده به یک دکان تنبلپرور بیحوصلهپرور شخص در کسب مهارتهایی که با فرزند خودش باید داشته باشد عاجز است نمیرود اینها را یاد بگیرد یا در مهارتهایی که باید با همسرش داشته باشد نمیرود یاد بگیرد واقعبینی ندارد.@ بعد میخواهد برود با دعا گرفتنها و طلسم گرفتنها و چیزهای اینطوری مشکل را حل بکند طرف میگوید پنجاه هزار تومان به من بده که من برایت یک دعایی بنویسم که ثروتمندترین آدم بشوی این اگر بلد بود برای خودش مینوشت اینها اگر داشتند مشکلات خودشان را حل میکردند اینها خودشان گدایی دارند میکنند.@ اینهایی که دارند پول میگیرند خیلیها خودشان گرفتاری دارند و گدایی دارند میکنند ما چطوری به اینها اعتماد بکنیم طالعبینیها مثلاً که الان متأسفانه خیلی مد شده رسم هم شده طالعبینیها، کتاب برایش چاپ کردند خیلیها میروند این کتابها را میخرند.@ فقط پولهای کلانی میرود در جیب یک عده سودجو، کتابهای طالعبینی میخرند برگههای طالعبینی دارند شما در بعضی از رستورانها شما نگاه کنید دارد کار کفرآمیز و شرکآمیزی توسعه پیدا میکند ظرف غذا را جلوی شما میگذارند سینی غذا را بعد یک برگه هم طالعبینی متولدین ماه فروردین اینطوری.@ متولدین ماه اردیبهشت اینطوری متولدین ماه خرداد اینطوری اینها هیچ کدام اساس درست و حسابی ندارد انسان خداوند مظهر خودش آفریده به عنوان خلیفۀ الله خلق شده یعنی وقتی که تکیه به خدا بکند توکل به خداوند داشته باشد هر کاری را میتواند انجام بدهد از بدترین شرائط بدترین وضعیتها میتواند بهترین وضعیتها را بسازد.@ از ضعیفترین شرائط به قویترین شرائط میتواند برسد برای همین خداوند در زندگینامه انبیاء معمولاً انبیاء را تنهایی مبعوث کرده یعنی یک آدمی که امکانات مالی و مادی ندارد شما انبیاء را نگاه کنید هیچ پیغمبری موقعی که پیغمبر شده آدم قدرتمند و ثروتمندی نبوده.@ خیلی به ندرت اتفاق افتاده انگشتشمار که شاید یک پیغمبر از یک قدرت یا یک ثروتی برخوردار باشد و خدا میخواهد این را به ما بفهماند که پیروزیهای انبیاء را به حساب شرائط ظاهری و مادی آنها نگذارید بگویید این پیغمبر پولدار بوده یا این پیغمبر قدرتمند بود.@ مقام داشته که این وضعیت را داشته نه، معمولاً انبیاء بزرگترین انبیاء را شما نگاه کنید انبیاء عظام اولوالعزم را که نگاه بکنید میبینید که اینها شرایط بسیار سختی داشتند از نظر عِده و عُده شرائط خیلی سختی داشتند نفرات، امکانات، خدا اینها را تنها مبعوث میکرده.@ موسی(ع) در قرآن کریم داریم میگوید(إِنَّ مَعِي رَبِّي سَيَهْدِينِ) من یک خدا دارم همراهم هست یعنی تکیهام به خداست انسان با الله همه چیز هست یک نفر کنارش الله باشد یعنی همه چیز کنارش هست این عرضه خود شخص هست توان خود شخص هست همت خود شخص هست که کنار الله بتواند از الله استفاده بکند.@ از اسماء الهی استفاده بکند از قدرتهای خدا استفاده بکند خدا میگوید من قدرتهای زیاد و کمالات زیادی دارم بیایید از آنها استفاده بکنید(وَ لِلَّهِ الْأَسْماءُ الْحُسْنى‏ فَادْعُوهُ بِها) خدا یک عالم اسم دارد آنقدر اسم دارد از این اسمها استفاده بکنید، استفاده بکنید یعنی چی؟@ یعنی شما خودتان را به این قدرتها و به این کمالات برسانید انسان وقتی الله را دارد یعنی همه چیز را دارد اصلاً با الله احتیاج به کسی ندارد برای همین هم ما در نماز این را خدا خیلی به ما تأکید کرده که بگویید تا قلب خودتان هم باور بکند که(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) ما فقط تو را قبول داریم.@ ما در عبودیت رسم و راه تو را فقط قبول داریم اطلاعات تخصصی که تو در اختیار ما میگذاری آنها را ما قبول داریم و میپذیریم دانشی که تو در اختیار ما میگذاری آن را ما میپذیریم آیین و رسم و راه تو سبک زندگی که تو میدهی را میپذیریم نه سبک زندگی را از کسی غیر از تو بگیریم و از خود تو هم کمک میخواهیم.@ انسان با این چیزها احتیاج به کفبین و فالبین و فال قهوه و طالعبینی و این چیزها ندارد خودش را سست کند بدبخت کند بیچاره کند و تکیه کند به اینجور مسائل، انسان میتواند بدترین شرائط خودش بدترین اخلاقهای خودش را بسازد و تغییر بدهد.@ خلقیات خودش را، علت اینکه همه انسانها مسئول هستند در مقابل حسادت تکبر زودرنجی عصبانیت سوءظن چرا نگفتند شما چون متولد این ماه هستی عیبی ندارد اگر تکبر داشته باشی نه تکبر هر کس داشته باشد جهنم دارد حسادت هر کس داشته باشد جهنم دارد جهل و نادانی هر کس داشته باشد جهنم دارد.@ احساساتش کنترل شده نباشد عذاب دارد گرفتاری دارد دردسر دارد برای خودش، ما همه انسان هستیم ورای اینطور مسائل هستیم و بعد توضیح دادیم در جلسه اول که انسان زن نیست مرد نیست تولد ما اینکه یکی آذر متولد شده دی متولد شده تولد ما یک جنبهای هست مربوط به بخشی از وجود ما بخش حیوانی وجود ما هست.@ اما ما انسان هستیم ورای اینطور مسائل شخصیت داریم شخصیت ما خیلی برتر و عالیتر هست از اینجور ابزار و عللهایی که خیلیها میتراشند برای انسان، یا مثلاً بعضی وقتها در مسائل دیگر هست که میامدند به حضرت میگفتند ستارهبینی و فلان ماه قمر در عقرب است شما حرکت نکنید الان قمر در عقرب است جنگ نروید شکست میخورید.@ هر کس این موقع برود شکست میخورد نه، یک موقع هست زمانهای خاصی را در نظر میگیرند برای انجام یک سلسله کارها سندیتی دارد رسمیتی دارد قاعدهای دارد بله مثلاً فرمودند اول ماه وسط ماه آخر ماه انعقاد نطفه نشود یک دلیل علمی دارد که در جایگاه خودش این گفته شده.@ ولی اینکه حالا انسان کارهای مهم خودش را تعطیل بکند حرکتهای بزرگ را تعطیل بکند بر اساس چیزهایی که سندیت ندارد به علی(ع) میگفت آقا شما اگر الان جنگ بروید شکست میخورید حضرت گفت هر کس چیزهایی که تو میگویی تأیید بکند شرک به خدا دارد کفر به خدا دارد.@ اگر کسی بخواهد اینجور حرفها را تأیید بکند ما به حول و قوه الهی وظیفهمان هست برویم جنگ بکنیم الان هم میرویم جنگ میکنیم امیرالمؤمنین رفت و پیروز هم برگشت پس دقت بکنید که ما اینجور چیزها را بهانه تأخیر کارها تنبلی بیحوصلگی قرار ندهیم.@ که خیلی از افراد اینجور اعتقاداتشان گرفتارشان کرده یا مثلاً عطسه میکند میگوید الان صبر آمد کار را برای بعد بگذار با یک عطسه، نه، عطسه یکی از نعمتهای الهی است تذکر یکی از نعمتهای الهی است عطسه آمد انسان(الحمد لله رب العالمین إنی آمنت بربکم فاسمعون) تمام است یک ذکر خداوند هست.@ تمام شد بقیه کارت را ادامه بده نه الان صبر آمد نباید این کار را الان بکنی و آنقدر خرافات زیاد هست که من نمیخواهم بحثم را شلوغ بکنم حتماً کتاب در مجموعه نمایشگاهمان هست به نام خرافات اگر خواستید مطالعه بفرمایید که خیلی چیزهای خرافی زیادی آمده که اینها همه منشأ تنبلی و بیحوصلگی میشوند در وجود افراد.@ بخت من بده است از اول بخت ما را سیاه درست کردند ما اصلاً از اولش بدبخت بودیم نه اینطوری نیست بعضی از روایتها هم که خوب فهمیده نشده یا اعتبار نداشته مثلاً(الشَّقیُ مَن شَقِیَ فی بَطنِ أمِه السَعیدُ مَن سَعِدَ فی بَطنِ أمِه) شقی آن است که از شکم مادرش شقی بوده خوشبخت آن است که از شکم مادرش خوشبخت است.@ اینها فهم درستی از اینها نشده و بعد میگویند این چون نطفهاش اینطوری بسته شده این از شکم مادر بدبخت بیرون آمده بدبخت زائیده شده این از اول خوشبخت زائیده شده، نه اینطوری نیست انسان اگر از بدترین آدمها متولد شده باشد میتواند به وضعیت عالی برسد.@ شما نگاه کنید چقدر ما دشمنان سرسخت دین خدا و خدا را داشتیم بعداً آمدند توبه کردند از بهترین دوستان خدا شدند پدران کافر مادران کافر پدران لجوج مادران لجوج انسانهای خوب از آنها درآمده.@ عرض کردم یک کسی اصلاً زنازاده است از نظر نطفه در بدترین شرایط قرار دارد ولی وقتی میاید تربیت میشود تا شهادت فی سبیل الله هم میرسد، شهادت یعنی چی؟ یعنی(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) پیش خود خدا آنطرف بهشت است بالاتر از بهشت است.@ پس اینکه یک کسی بدبخت است اینطوری متولد شده آنطوری متولد شده اینها همهاش حرفهای خیلی بیربطی هست که ما متأسفانه اینها را خیلی وقتها میپذیریم باید توجه بکنیم که دچار این نوع خرافات نشویم من چون جلسه آخر هست در رابطه با بحث قضا و قدر و این نوع خرافات یک چندتا روایت در این زمینه بخوانم که نقش خود انسان در این زمینه روشن بشود.@ این روایت از وجود مقدس امیرالمؤمنین(ع) هست(إنَّ الله سُبحانَهُ یُجرِی الأمورِ عَلی ما یَقضیه لا عَلی ما تَرتَضیه) خداوند تبارک و تعالی امور را بر اساس قضای خودش جاری میکند بر اساس حکم و قضای الهی قضای خودش جاری میکند نه بر اساس رضای شما، یعنی چی؟@ یعنی شما باید این قواعد را بشناسید تقدیرها اندازهها را بشناسید همانطور که قبلاً توضیح دادم چون نظام قضا و قدر هست نظام علت و معلول هست بروید بشناسید بر اساس آن امور جاری میشود به رضایت ما نیست وقتی شما رفتید یک جایی که مثلاً زلزلهخیز است خانه ساختید.@ روی مدار زلزله خانه ساختید زلزله میاید خانهها خراب میشود بعد نمیتوانیم بگوییم که این خواست خدا بود که همه با زلزله بمیرند شما خانههایتان را شُل ساختید ضعیف ساختید با قدر یک ریشتری دو ریشتری رفتید خانه ساختید زلزله آمده خرابش کرده میگوید برو این را با قدر قویتری بساز.@ قدر یعنی با اندازه سبک بهتری را انتخاب کن یا مثلاً ساختمان را خیلی سنگین درست نکنید از مصالح محکم استفاده بکنید دست خود ماست آن مصالح محکم جزء قضا و قدر الهی است علی(ع) کنار یک دیوار نشسته بود این دیوار کج بود در شرف ریختن بود.@ نشسته بود یکدفعه متوجه شد این دیوار خیلی وضعش خوب نیست زود حضرت فرار کرد بلند شد رفت جای دیگر نشست یک کسی به او گفت آیا از قضای خدا فرار میکنی اگر قرار باشد بریزد روی سرت میریزد اگر قرار نباشد که تو آنجا هم بروی مرگ تو را میگیرد این حرفی که الان خیلیها میگویند.@ مثل بعضیها میگویند حالا مگر فرق میکند 100 کیلومتر برویم یا 120 کیلومتر، قرار باشد تصادف کنیم تصادف میکنیم قرار باشد تصادف نمیکنیم نه اینطور نیست 100 کیلومتر با 120 کیلومتر خیلی فرق دارد ممکن است تصادف اتفاق بیفتد نه اگر خدا نخواهد طوری نمیشود.@ خدا نخواهد که خدا قضا و قدر قرار داده یعنی شما باید اصول ایمنی را رعایت بکنید لاستیک ترکید شما لاستیک ضعیف گذاشتید ترکیده کلاه ایمنی سرت نبوده ماسک باید یکجا میزدی نزدی آلوده شدی الان ریههایت درگیر شده پس قضای الهی یعنی این است که شما اگر ماسک بزنید آلوده نمیشوید.@ اگر ماسک نزنید آلوده میشوید هر دو اینها جزء قضای الهی هست قدر و قضای الهی است خدا میگوید اگر شما قدر بدون ماسک را انتخاب بکنید یعنی اندازه و سبک بدون ماسک را، ریههایت آلوده میشود و اگر قدر ماسک را انتخاب کردید ریههایت آلوده نمیشود.@ بهداشت را رعایت کردی مسواک زدی قضایش این میشود که دندانهایت سالم است قدر تنبلی را انتخاب کردی و مسواک نزدن را قضایش این است که دنداندرد میگیری همه سیستم را خدا گذاشته اما نه اینکه خدا راضی است که تو مریض بشوی علی(ع) ببین چقدر قشنگ جواب داد(أفر من قضاء الله إلی قدر الله) من از قضاء الهی، قضاء یعنی چی؟@ چون قدرش دیوار کج بود یعنی اندازهاش یکطوری بود سبکش یکطوری بود که ممکن است بریزد سر طرف بکشد اگر کسی رفت زیر یک دیوار کج خوابید دیوار رویش افتاد مُرد قضایش مردن است اگر دیوار رویش ریخت یا آسیب میبیند حضرت فرمود من از قضای خدا فرار میکنم به قدر خدا، قضای خدا یعنی چی؟@ زیر یک دیوار کج خوابیدن قضایش چیست؟ مردن یا آسیب دیدن میگوید من از قضای خدا فرار میکنم به قدر خدا میروم یک سبک جدید را انتخاب میکنم میروم یک دیوار صاف و محکم را انتخاب میکنم زیرش استراحت میکنم یا از آن سایه میگیرم.@ جنگل را نشناختی بلند شدی رفتی یکجایی چادر زدی که آنجا حیوان درنده داشته مار داشته پشه داشته گاهی وقتها یک پشه انسان را میکشد الان پشههایی هست من در هند هم که بودم مطالعات میکردم چند روز پیش دیدم تلویزیون دارد هند را نشان میدهد که یک پشه هست به محض اینکه میزند تا چند ساعت بعد شخص میمیرد.@ رفتی یک جایی که این پشهها بودند خودت این را انتخاب کردی این سبک را انتخاب کردی برو یکجایی که حیوان به تو حمله نکند میرود یک جایی که پشه زیاد است تو را میزنند تمام بدن را داغون میکند خودت این را انتخاب کردی.@ رفتی اینجا در این فضایی که پر از پشه بوده یک فضای نمور را انتخاب میکنی پادرد میگیری یک سبک بد نشستن را انتخاب میکنی پادرد میگیری یک سب بد نشستن را انتخاب میکنی کمردرد میگیری یک صندلی بگذار یک صندلی بنشین که کمردرد نگیری اگر میخواهی بنشینی نشستنت را درست انجام بده.@ خداوند اینطوری تقدیر کرده که اگر بد بنشینی به ستون فقراتت فشار بیاوری ستون اذیت میشود شما مریض میشوی پس این را یادتان نرود این را از امیرالمؤمنین(ع) حفظ بکنید(أفر من قضاء الله إلی قدر الله) من از قضای خدا فرار میکنم به سوی قدر خدا.@ یعنی از نتیجههای بد و ضعیف فرار میکنم به سمت چیزهایی که قدر سبکها و موقعیتهایی که نتیجه بهتری داشته باشد این را ما فراموش نکنیم پس میلی نیست بلکه قضا و قدری است خداوند امور را بر اساس قواعد و ریاضیاتی که در عالم گذاشته انجام میدهد.@ پس ما باید احترام بگذاریم به این قوانین و فرمولهای خلقت نظام علی و معلولی عالم را احترام بگذاریم به آنها توجه بکنیم. (إذا کانَ یَومُ القِیامَۀ وَ جَمَعَ الله الخَلائِقَ سَئَلَهُم أن ما عَهِدَ إلَیهِم وَ لَم یَسئَلهُم أن ما قَضا عَلَیهِم) روز قیامت که شد ما یک سلسله قضا و قدرها هست که ما خودمان انتخابش نکردیم پدرم را انتخاب نکردم.@ این پدر در من در شخصیت من زندگی من نقش دارد مادرم را من خودم انتخاب نکردم خیلی از شرائط زندگی که ما داریم را خودمان انتخاب نکردیم اینها طبق قضا و قدرهایی که دیگران انتخاب کردند سر ما دارد میاید ما نقشی در آن نداریم یکجا بوده یک کسی بیاحتیاطی کرده باعث تصادف من شده.@ چاه کنده من نمیدانستم آمدم رد شدم در آن افتادم خداوند تبارک و تعالی چیزهایی که ما در آن دخالت نداریم از ما نمیخواهد از آن سؤال هم نمیکند اگر هم در اثر اینکه ما دخالتی نداشتیم آسیبی دیدیم خدا میگوید تو تقصیری نداشتی مثلاً پدرت باعث این کار شد مادرت باعث این کار شد گناهانت را میبخشم.@ از تو تا آن حدود تکلیف نمیخواهم و اگر هم آزاری دیدی اذیتی شدی سختی کشیدی به خاطر رفتارهای دیگران با تو، شرائط اجتماعی، رفتارهای دیگران، شرائط جهانی تو آسیبی دیدی من برایت جبران میکنم.@ هم گناهانت را میبخشم هم درجات آخرتی و پاداشهای آخرتی به تو میدهم از خوشبختی بینهایت ابدی نصیبت میکنم اگر از خوشبختی موقت دنیای تو کم شد اگر از راحتی و آسایش و خوشی دنیای تو کم شد من به تو آسایش و خوشی آخرتی و ابدی میدهم که بینهایت متفاوت است.@ خدا رحمت کند امام را فرمود کل عمر دنیا در مقابل عمر برزخ یک لحظه بیشتر نیست کل عمر دنیا یک لحظه است قرآن میگوید وقتی به کسانی که وارد برزخ میشوند زندگی برزخیشان را شروع میکنند ملائکه از آنها سؤال میکنند و قیامت هم داریم سؤال میکنند که(كَمْ لَبِثْتُمْ) شما چقدر در دنیا بودید؟@ (قالُوا لَبِثْنا يَوْماً أَوْ بَعْضَ يَوْمٍ) یک روز نصف روز یعنی وقتی که عمر برزخ را میبینند و عمر آخرت قرآن میفرماید یک روز آخرت معادل هزار سال شماست حالا به شما اینجا یک چند روزی هم بد بگذرد بد گذشتن اینجا ذخیره حیات جاودانه است.@ خدا میگوید شما یک مدت کوتاهی زجر کشیدید اذیت شدید به خاطر چیزهایی که خودتان هم در آن دخالت نداشتید چون انسان عمرش جاودانه است محدود که نیست میگوید من در مقیاس ابدی به شما برمیگردانم این که خیلی بهتر است.@ مثل اینکه انسان هزارتومان خسارت ببیند یک نفر بگوید تو هزار تومان خسارت دیدی من یک میلیون تومان به تو میدهم کدام عاقل است که این را قبول نکند انسان حیات جاودانه دارد ما حالاحالاها زنده هستیم تا خدا زنده هست ما هم زنده هستیم عمر ما محدود که نیست عمر ما به اندازه عمر خداست تا خدا هست ما هم هستیم.@ بنابراین زندگی که فقط مقطع دنیا نیست که ما همه چیز را بر اساس مقطع دنیا بخواهیم قضاوت بکنیم بر اساسش و همه خوبیها و خوشبختیها را اینطوری ببینیم بعد خودمان را از خوبیها و خوشبختیهای حیات جاودانه محروم بکنیم آن چیزهایی که ما در آن نقشی نداشتیم خدا هم از ما توقعی ندارد یک کسی که پدر و مادرش امام هستند.@ امامزاده است آیت اللهزاده است از آن توقع خدا خیلی بیشتر از یک کسی هست که پدر و مادرش مثلاً اصلاً هیچ کدام این اطلاعات را نداشتند اینها این موقعیتها را نداشتند توقع خدا از این خیلی کمتر از آن هست هر که بامش بیش برفش بیشتر.@ میگوید خدا آن چیزهایی که بر اساس قضا و قدر سر شما آمده آنها را از شما روز قیامت نمیخواهد طلبی هم ندارد میگوید من به اندازه فهم خودت و توان تو از تو طلب دارم(سَئَلَهُم أن ما عَهِدَ إلَیهِم) از آن چیزهایی که واجب کرده بر انسانها لازم دانسته انسان نسبت به وظائف خودش انجام بدهد.@ از تو خواسته همسر خوبی باشی پدر و مادر خوبی باشی بچهات را خوب تربیت بکنی آدم خوشاخلاقی باشی حرام انجام ندهی حلالها را انجام بدهی واجبات را انجام بدهی اینها که هر کسی در توانش هست آن چیزهایی که در توانت هست تو رعایت بکن آن چیزهایی که تو مسئولش نبودی خدا هم از تو توقعی ندارد.@ میگویی خدایا من که اینها را نمیدانستم من اصلاً خبر نداشتم مثلاً یک کسی که در آفریقاست در آمریکاست شاید اصلاً از اسلام ما هیچی نداند این توقعی هم خدا از آن ندارد(وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولاً) در سوره اسراء میفرماید خداوند ما هیچ کس را عذاب نمیکنیم تا وقتی که دین کامل به او نرسیده باشد پیام نبی به او نرسیده باشد.@ حالا الان به ما رسیده ما از دین آخرت ما علما داریم بزرگترین حوزه علمیه جهان را داریم مفسر داریم استاد داریم تلویزیون به این قدرتمندی داریم با این شبکهها و اساتید این همه کتاب این همه شهید این همه عالم این همه شرائط عالی توقع خداوند قطعاً از ما بیشتر هست تا یک کسی که در خارج دارد زندگی میکند.@ این امکانات برایش وجود ندارد این شرائط ما را ندارد از ما هم به اندازهای که خودمان سهم داشتیم خودمان واقعاً اختیار داریم توقع دارد آن چیزهایی که در اختیار ما نیست را خدا توقع ندارد یک بچهای که مریض به دنیا آمده یک بچهای که ضعیف به دنیا آمده.@ یک بچهای که شرائطش اینطوری است یا یک شخصی که مستضعف است به معنای واقعی، یعنی به استضعاف کشیده شده دیگران حقش را خوردند خدا از این توقعی ندارد میگوید تو دست خودت که نبوده خیلی از این چیزهایی که سرت آمده یا اشتباهاتی که کردی یا گناهانی که کردی یا بداخلاقیهایی که داشتی بعضی از مواردش تو دخالتی نداشتی خدا هم توقعی ندارد.@ پس خداوند هر کس را به اندازه فهمش و توانش از آن طلب دارد از آن بازخواست میکند پس وقتی که خداوند همه چیز را بر اساس قضا و قدر قرار داده و قانون قرار داده ما به اندازه فهممان از همینها مسئول هستیم. بعضی از آیات را برایتان بخوانم آیات را که برایتان خواندم که آخری این بود که(إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) خداوند هرگز سرنوشت کسی را تغییر نمیدهد.@ شرائط کسی را تغییر نمیدهد مگر اینکه شخص خودش را تغییر بدهد و عوض بکند یعنی خودش بخواهد که شرائطش تغییر بکند گاهی وقتها من میبینم بعضی از خانمها میایند میگویند من شوهرم اینطوری هست چکار کنم یا پسرم اینطوری هست چکار کنم یا دخترم اینطوری هست چکار کنم.@ بعد میگویم این باید یا مشاوره بشود یا کتابی بخواند، میتوانید مشاوره بیاورید؟ میگوید نه مشاوره نمیاید، کتاب نمیخواند سیدی هم گوش نمیکند میگویم بالأخره تو یک کسی را که هیچ کاری خودش نمیخواهد بکند یک دعایی نیست من به آن بدهم بخورد یا یک چیزی به خوردش بدهم که این یکدفعه کن فیکون بشود.@ این خودش نمیخواهد تغییری بکند برای هر تغییری قرآن میگوید اول(يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) این اصلاً الان قبول ندارد این چیزهایی که شما میگویی بد است قبول ندارد گناه است قبول ندارد حرام است و دارد به آن افتخار میکند وقتی خودش قبول ندارد دارد به آن افتخار بکند شما چطوری میخواهی تغییرش بدهی نمیشود.@ باید شخص یک کسی که مریض هست باید خودش بداند مریض است دردش هم بیاید بعد هم پیش پزشک برود بعد هم به پزشک اعتماد داشته باشد و بعد وقتی دستورات داد دستورات پزشک را عمل بکند تا خوب بشود وقتی که هیچ کدام از این شرائط فراهم نیست ما چطوری میخواهیم زورگویی بکنیم.@ حالا دقت کنید پیغمبر(ص) یک روایت خیلی زیبایی دارد من فارسی را برایتان بخوانم میگوید خداوند میفرماید هیچ اهل قریهای نیست یعنی هر کس که در قریهای یا روستایی باشد یا اهل خانه یا بادیهنشینی نیست که مرتکب معصیت من شود.@ گناه بکند که من خوشم نمیاید که ناخوش دارم و سپس به طاعت من که دوست دارم روی آورد بیاید توبه بکند توبه جزء قضا و قدر الهی است قدر الهی اگر کسی قدر گناه را انتخاب کرد شکست، ذلت، بدبختی، غم، غصه، اضطراب، افسردگی در زندگیاش به سراغش میاید و اگر توبه کرد عذاب از او برداشته میشود.@ گناهانش آمرزیده میشود با خدا آشتی کرد خدا گذشتهاش هم میبخشد اگر 20 سال 30 سال 40 سال هم یک کسی گناه کرده باشد قضای الهی اینطوری است که خداوند او را میبخشد و برایش جبران میکند پس جبران گذشته با ماست.@ در روایت داریم خوش به حال کسی که دهتاییهایش از یکیهایش بیشتر باشد و وای به حال کسی که یکیهایش از دهتاییهایش بیشتر باشد یعنی چی؟ فرمود اگر کسی یک گناه بکند خداوند یک گناه برایش مینویسد ولی اگر یک کار خیر بکند خداوند ده برابر برایش مینویسد این خدای مهربان.@ (فَلَهُ عَشْرُ أَمْثالِها) کسی که کار خیری را انجام بدهد خدا ده برابر به او میدهد حالا میگوید شما گناه کردید ثواب هم کردید بعد نکند خدای نکرده موقع مردن تعداد گناهانت بیشتر از ثوابهایت باشد یعنی آن گناهانی که یکی یکی جمع شده از ثوابهایی که دهتا دهتا جمع شده بیشتر بشود.@ خدا ببین چقدر در قضا و قدرش اینقدر با رحمت برخورد کرده شما اگر توبه بکنید من حاضرم همه گذشته تو را ببخشم به تو ثواب هم بدهم این جزء قضا و قدر الهی است پس ما خیلی نقش داریم خودمان.@ در واقع اینطوری بگویم جهنم مال آدمهای تنبل و بیحوصله است جهنم محصول تنبلیها و بیحوصلگیهاست با یک همچین خدای مهربانی که انسان یک کار خیر انجام بدهد ده برابر نوشته بشود یک گناهش یکبار نوشته بشود بعد توبه هم خدا برایش گذاشته باشد اگر انسان سر از جهنم در بیاورد واقعاً حقش بدترین عذابهاست.@ با یک همچین شرائطی که خدا گذاشته پس جهنم جای بیحوصلههاست جای آدمهای تنبل است با یک همچین خدای کریمی نباید کسی سر از جهنم در بیاورد هر کس سر از جهنم در بیاورد این واقعاً آدم بیعرضه تنبل و بیحوصلهای بوده.@ (کَما تَکُونُوا یُوَلُوا عَلَیکُم) این فوقالعاده است اگر من بخواهم کل این دوره را تعطیل بکنم همین یک کلمه را برایتان بخوانم این بحث دارد بحث مدیریتی است بحث ولایتی است بحث خانواده و تربیت است خیلی این بحث مهم است از معجزات فرمایش نبوی(ص) هست اصلاً حرف قضا و قدر نیست.@ میگوید شخصیت یک آدم چه در نظام فردی و چه در نظام اجتماعی هر طوری باشد کسانی که روی این شخص تسلط پیدا میکنند همینطوری هستند میگوید کسی که شاه دارد مردمش لیاقت شاه را دارند یک کسی که قذافی را دارد صدام را دارد مردمش لیاقت صدام را دارند.@ یک کسی که مبارک را دارد مردمش لیاقت مبارک را دارند و طبق قرآن اگر کسی مبارک را نمیخواهد صدام را نمیخواهد قذافی را نمیخواهد باید چه چیزی را تغییر بدهد؟ باید خودش شرائط را تغییر بدهد باید بگوید من نمیخواهم پایش بایستد(إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) اگر صدام را نمیخواهی پس قیام کن جهاد کن مبارزه کن برایش بجنگ.@ شاه را نمیخواهی برایش قیام کن مردم ما نخواستند قیام کردند تغییر کرد خیلی این فرمایش مهم است شما شخصیتاً هر طوری باشید آن کسی که میاید روی شما حکومت میکند و تسلط پیدا میکند همان است خیلی وقتها افراد میگویند ما نمیدانیم چرا زن ما اینطوری است چرا شوهر ما اینطوری است.@ انسان شخصیتاً میتواند یکطوری باشد که زنش طور خاصی باشد شوهرش هم طور خاصی باشد میتواند شرایط را طوری فراهم بکند که زنش طور خاصی باشد بچهها شخصیت خاصی داشته باشند بچهها الان فرزندسالاری هم شده در زندگیها ماشاء الله خیلی فرزندسالاری هم شده این بچه ما محصول کار خود ماست.@ یعنی تو هر طوری باشی بچهات هم همینطوری است هر طوری باشی شوهرت هم همانطوری شکل میگیرد هر طوری باشی زنت هم همانطوری میشود هر طوری باشی مدیرت هم همانطوری است در شرکتی میروی استخدام میشوی در زیرمجموعهای میروی استخدام میشوی که با اینها سنخیت داری.@ و الا اگر شخصیتاً یک آدم خاصی باشی هر جا نمیروی شغل انتخاب بکنی شخصیتاً هر طوری باشی به هر کسی رأی نمیدهی وقتی یک کسی را انتخاب میکنند که میخواهند به عنوان شورای شهر نماینده مجلس رئیس جمهور به او رأی بدهند.@ لیاقت خودشان را دارند در صندوق میریزند و نتیجه همان میشود مردم ایران اگر الان ولی فقیه را دارند نائب امام زمان را دارند برای اینکه لیاقتش را داشتند تلاش کردند خون دادند شهید دادند زحمت کشیدند تا به اینجا رسیدند مردم دیگر اگر این را ندارند برای اینکه لیاقتش را نداشتند مردم آمریکا لیاقتشان همان است.@ مردم پاکستان لیاقتشان همان است مردم افغانستان لیاقتشان همان است مردم عراق همان است هر جای دنیا هر جا حاکمی هست آن حاکم پیغمبر میگوید به لیاقت مردمش است اگر من پیغمبر را داشتید چون پای کار ایستادید.@ به قول خود علی(ع) فرمود خداوند صداقت را در مردم نسبت به پیغمبر دید پیغمبر را حاکم کرد به آنها داد امیرالمؤمنین را قدر ندانستند از آنها گرفت امام حسن را قدر ندانستند از آنها گرفت سیدالشهداء را کشتند این همه خلفای بنیامیه و بنیعباس آمدند 1180 سال امام زمان الان غایب است لیاقت ما این هست که امام زمان بالای سر ما نباشد.@ ما هنوز خودمان را به لیاقت امام زمان آماده نکردیم خداوند نعوذبالله نمیخواهد از او ترشی بگیرد نگذاشته برای غیبت، نه خدا خیلی راضی است از غیبت، نه امام زمان راضی است دارد زجر میکشد امام زمان در غیبت به قول علی(ع) آواره و طرد شده و تنها و یگانه است امام زمان.@ دوست ندارد یک روز یک ثانیه هم در غیبت باشد ولی ما باید خودمان را به این لیاقت برسانیم امام زمان فرمود هر وقت شما دوتا صفت در شما ایجاد شد من با عجله میایم 1 ـ به من وفادار باشید عاطفه داشته باشید واقعاً دوستم داشته باشید.@ 2 ـ همدل باشید با همدیگر متحد باشید خواستید من میایم تا شما من را نخواهید من نمیایم خودتان باید امام زمان را بخواهید امام زمان باید ما او را بیاوریم حاکم را باید بیاورید اگر شرائط جهانی اینطوری هست برای اینکه مردم جهان این لیاقت را دارند.@ اگر بیداری اسلامی نصیبشان میشود برای اینکه مردم دارند تحول پیدا میکند مردم مصر تا زمانی که مبارک را میخواستند لیاقتشان بود حالا نمیخواهند این است همینی که الان دارند به آن میرسند به میزانی که تلاش میکنند آن میزان تلاش شخصیت حاکمشان رئیس جمهورشان وزرایشان نماینده مجلسشان اعضای شورای شهرشان مدیران یک جامعه و لیاقت مردم هستند.@ این حدیث جزء معجزات فرمایش پیغمبر، همه فرمایش پیغمبر معجزه است اما گاهی وقتها این اگر بخواهد برود یک دانشکده باید برای این یک حدیث با سه تا کلمه(کَما تَکُونُوا یُوَلُوا عَلَیکُم) یک دانشکده باید برای این بگذارند مردهای آمریکایی میگفتند این زنهای ژاپنی عجب زنهای خوبی هستند.@ ببین چقدر نسبت به شوهرهایشان مؤدب متواضع سجده میکنند شوهرشان را، دیدید ما برویم زن ژاپنی بگیریم زن آمریکایی نگیریم خودشان میگویند میگویند دختر آمریکایی خشن هستند خشن بارشان آوردید زن که لزوماً خشن نیست وقتی فیلم خشونتآمیز از بچگی دارد میبیند صحنههای خشونتآمیز میبیند قتل و کشتار میبیند این است.@ وقتی دائماً دارد سکس میبیند همینطوری بیحیا بار میاید یک کسی ماهواره خریده خانه گذاشته بعد میگوید حالا بچهام چرا اینطوری شد فیلمهای مبتذل خانه میبرد میگوید چرا بچهام اینطوری شد بیغیرت است.@ چرا دخترم ناموسم دارد اینطوری میشود خودت داری این کار را میکنی نمیشود بگویی من هر کاری کردم ولی خانوادهام عفیف و پاکدامن باشند نمیشود کوتاهیهای خودت بوده که الان بچهات این است بعد آزمایش کردند رفتند زنهای ژاپنی برای چندتا گرفتند در محیط آزمایشگاهی، بعد از یک مدت دیدند زنهای ژاپنی خشن و تند شدند.@ دوباره میزنند در سر مردها، این زنهایی که در کشور خودشان مردها را احترام میگذاشتند و سجده میکردند حالا در آمریکا که آمدند شوهرهای آمریکایی پیدا کردند اینطوری شدند معلوم شد اصلاً این مردها آمریکایی شخصیتاً یکطوری هستند که زنسالاری میشود در سرشان میزنند.@ یک کسی که میگوید در خانواده ما زنسالاری هست برای اینکه مردش اینطوری بوده که به زنسالاری رسیده یک جایی که مردسالاری هست برای اینکه زن اینطوری بوده مرد اینطوری شده یک جایی که خداسالاری هست خدا حاکم است.@ برای اینکه هر دو آنها اینطوری خواستند که خدا حاکم باشد نه زنسالاری باشد نه مردسالاری باشد بچهام از من حساب نمیبرد ببین چطوری تربیتش کردی از تو حساب نمیبرد بچهام احترام من را نگه نمیدارد به من فحش میدهد ببین چکار کردی که دارد به تو فحش میدهد.@ چرا بچه برادرم بچههایش همه مؤدب هستند از پدر و مادرشان حساب میبرند احترام میگذارند بچههای من چرا اینقدر وحشی و بیادب هستند ببین نوع رفتارت چطوری بوده ببین یکذره محبت اضافه نکردی یکجایی به بچه بیخود محبت کردی اضافه محبت کردی یکجا بیخود سخت گرفتی اندازه میخواهد.@ محبت اگر از یک حدی بالا برود مثل چربی اضافه نمک اضافه قند اضافه در بدن چه فاجعهای درست میکند چربی و قند و نمک مگر مایه قوام بدن نیست؟ بله، قوام بدن به اینهاست خیلی خوب است خوشمزه هم هست برای بدن هم لازم است اما اگر از یک حد بالا زد چه اتفاقی میافتد؟@ از یک حد بالا زد همان نمک اضافه انسداد عروق میاورد شیرینی اضافه مرض قند میاورد چربی اضافه افزایش وزن و گرفتاریهای دیگر میاورد همهاش سکته و مرگومیر و مریضی میاورند پس محبت اضافه به بچه به همسر محبت مثل قند و نمک خوشمزه است شیرین است.@ محبت عشق، عشقورزی شیرین است خوب است ولی اندازه دارد مثلاً پای این مرد من چقدر باید هزینه بکنم پای این زن من چقدر باید هزینه بکنم اگر بیشتر هزینه کردی پای بچهات، الان رفتم بیرون اسباببازیام را گم کردم عیبی ندارد فدای سرت باباجون خودم یکی دیگر برایت میخرم.@ چه میخواهی الان میروم برایت میخرم، نه، خیلی خطرناک است این تا بخواهد به اسباببازی بعدی برسد باید بداند که نباید گم میکرد اگر رفتی زود برایش یک اسباببازی خریدی اصلاً نمیفهمد مستقل بار نمیاید شخصیتش مستقل بار نمیاید قوی بار نمیاید.@ یک مشکل اگر برایش پیش آمد مشقهایش را ننوشته بیدار بمان بنویس بیا آب صورتت بزن بگذار بچه زجر بکشد نه بچهام گناه دارد بچهام اذیت میشود این بچه را داری فاسد میکنی این بچه را بیدار نگه دار بگو باید مشقهایت را بنویسی، نه تو بخواب من برایت مینویسم.@ بعضی پدر و مادرها را دیدید بخواب من خودم برایت مینویسم مشقهایت را، بعد این بچه چهار روز دیگر میاید گریه میکند مامان من مشقهایم را ننوشتم خودم برایت مینویسم این دیگر اصلاً درس نمیخواند مشق ننوشتی بیخود برای چه نشستی پای تلویزیون.@ برای چه نشستی پای کامپیوتر، کامپیوتر یک ساعت آن هم نه شب امتحان، شب تا صبح چند ساعت نشاندی پای تلویزیون، مهمانی رفته، دوچرخهسواری کرده، بازیاش را کرده، حالا الان وقت ندارد مشق بنویسد خسته شده اصلاً نباید اینطوری باشد.@ بچه باید مسئولیتپذیر باشد این پول هفتگیات است الان دارم به تو میدهم هفتگی این است تمام نیازهایت را باید با این پول تأمین بکنی خودت مدیریت کن ببینم چکار میکنی گُرگُر هر وقت خواست برو دست کن جیبم پول بردار از مادرت بگیر.@ خودم کارت برایت باز میکنم هر وقت پول خواستی زنگ بزنم پول شارژت کنم این بچه اصلاً قدرشناس بار نمیاید فردا میرود خانه شوهر از شوهر هم یک توقعاتی دارد آن هم نمیتواند تأمین بکند میبینی زندگیاش به هم میریزد هر وقت هر چه خواست برایش گرفتی به درد نمیخورد.@ الان کارشناسان خارجی میگویند جوانان ممنوع است از نظر قانونی میگویند ممنوع است ولی حالا کسی رعایتش نمیکند میگویند جوان زیر 18 سال اصلاً تلفن همراه برایش نگیرید الان بچه دبستانی یک تلفن دستش گرفته بیا این تلفن همراه دستت باشد این برایت فساد میاورد این را برایم بخر این بازی را بخر آن بازی را بخر.@ باید یک ظرفیتی وجود داشته باشد یک جایگاهی داشته باشد بعد من بدانم برای بچهام این را بگیرم یا نگیرم اگر بخواهم موبایل بگیرم چه موبایلی بگیرم اگر خواستم کامپیوتر بگیرم با چه شرائطی بگیرم یک کاری کرده میگوید بچهام پسرم آمده من را کتک زده که تو بیخود میکنی این ماشین را باید به من بدهی.@ من دانشگاه میروم همه ماشین دارند من ماشین ندارم جلوی بچهها ضایع میشوم این بچه اصلاً دانشگاه رفتنش خطرناک است بیخود فکر کردی این بچه را دانشگاه بفرستی وقتی نمیتوانی فاسد میشود بروم سه شیفت کار کنم بیاورم بدهم این برود دانشگاه مثلاً آزاد درس بخواند که بخواهد چه بشود.@ خودش زحمت بکشد برود کار بکند برود دانشگاه درس بخواند این همه دانشجو داریم کار میکنند درس هم میخوانند پدر و مادر و سایر اعضای خانواده باید به فلاکت بیفتند که یک نفر میخواهد درس بخواند برود کار بکند درس بخواند زحمت بکشد برود درس بخواند بیا هزینه دانشگاه من را بپرداز ماشین را بفروش به من بده پول شارژ تلفن من را بده.@ من الان دارم ماهی 200 ـ 300 تومان پول شارژ تلفن بچهام را میدهم تو داری یک طاغوت یک آدم تنپرور تنبل بیمصرف و کممصرف بار میاوری این فردا نه شوهر خوبی میتواند باشد نه مدیر خوبی میتواند یکجا باشد.@ عادت کرده به مصرف زیاد، زن خانه زحمت کشیده غذا درست کرده این را نمیخورم آن را نمیخورم این را دوست ندارم دوست نداری نخور، تمام، نه بچهام گرسنه میماند هیچ کس مدیون شکمش نمیشود آدمها ثابت کردند مقدستر از شکمشان برایشان وجود ندارد بگذار نخورد بگذار شب گرسنه بخوابد.@ بگذار شب سر گرسنه زمین بگذارد نصف شب بلند میشود میرود همان که تو میگویی خوشش نمیاید میخورد نان خالی بخور اصلاً دوست نداری در خانه نان هست سبزی هست پنیر هست بخور نه نمیخورم، زنگ بزن از سر کوچه برایت پیتزا بیاورند زنگ بزن رستوان هر چه میخواهی برایت بیاورند.@ این بچه دیگر آدم نمیشود محبت اضافه به آن کردی دیگر قابل کنترل نیست توقعش بالا رفته از دست در رفته این فردا هم بخواهد شوهر بکند نمیتواند با یک شوهر خوب ولی کمدرآمد بسازد این ترجیح میدهد با یک شوهر پولدار ولی مزخرف ظالم فاسد زندگی بکند.@ دودش هم در چشم خودش میرود مرد هم هست همینطور است میگویی چرا ازدواج نمیکنی حاضر است برود فساد بکند ازدواج نکند میگوید حالا این همه جنس مخالف مفت ریختند قدر خودشان را نمیدانند بله قدر خودشان را نمیدانند این بلا سرتان میاید زنها میگویند چرا شوهرهای ما میروند اینطوری میکنند.@ چرا فساد زیاد شده طلاق زیاد شده شما خودتان را مفت ریختید در خیابان در اختیار مردها با کوچکترین چیز جذب یک پسر میشوید زن ارزان شده در جامعه، وقتی ارزان شده در جامعه راحت هر جایی که میخواهی همه چیز هست این نمیرود زن بگیرد سن ازدواج بالا میرود.@ زنهایی که بیحجاب هستند بدحجاب هستند به قشر خودشان دارند ظلم میکنند فردا این پسر قدر تو را هم نمیداند فردا به یکی خوشکلتر از تو بخورد رهایت میکند میرود دنبال کس دیگر، اما اگر به دست آوردن زن هزینه برداشت تحریکی در اجتماع نبود.@ فسادی در اجتماع نبود زنش را روی سرش میگذارد قدرش هم همیشه میداند اما وقتی مفت شد بله مفت شده مثل بچههایی هستند که نمیداند این پدر چه زحمتی کشیده این میوه را خریده یک گاز میزند به این میوه پرت میکند یک شکلات را میخورد پرت میکند یکذره کیک میخورد یکذره غذا میخورد.@ اصلاً هیچی، نمیداند این مادر با چه زحمتی این غذا را درست کردند پدر چقدر پدرش درآمده تا این دو لقمه را به دست آورده اصلاً قدر نمیداند یکسره نق و قهر و قر و گریه این شده خود ما این کار را کردیم وقتی فساد را در اجتماع زیاد کردیم بیحجابی و بدحجابی را زیاد کردیم.@ دودش بیشتر از هر کس دیگر الان همین بیحجابی و بدحجابی دودش در چشم خود خانمها رفته بیش از هر کس خود زندگیها و خانوادهها لطمه دیدند حالا دوباره فساد کن دوباره ماهواره در خانهات بگذار فیلم ناجور در خانهات بگذار ببین چه اتفاقی خواهد افتاد.@ پس این ما هستیم که مسئول کارهای خودمان هستیم(ما أَصابَكُمْ مِنْ مُصِيبَةٍ فَبِما كَسَبَتْ أَيْدِيكُمْ) قرآن میفرماید هیچ مصیبتی سر شما نمیاید مگر اینکه خودتان زمینهاش را فراهم کردید ده پانزده تا روایت خیلی ناب انتخاب کرده بودم که دیگر وقت گذشت.@ حالا اینها را در جایگاه خودش ما دیگر نمیرسیم اینها را مطرح بکنیم از هفته بعد باید بحثمان را ببریم سر بخشهای دیگر تنبلی و بیحوصلگی و جهل در موارد دیگر که حالا دیگر این فعلاً یک بابی باشد که خودتان یک مطالعاتی در زمینه این و احادیث و آیات و اینکه نقش انسان اراده انسان چقدر در زندگی مهم هست انشاء الله یک فعالیت جدا برایش بکنید و وقتی برای اینجور مطالعات داشته باشیم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@