جلسه 004 - تنبلی و بی‌حوصلگی
شماره جلسه
4
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
7
روز
3
متن کامل (خام) ‌ جلسه 004 - تنبلی و بی‌حوصلگی

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ قرار شد یک مقدار در مورد قضا و قدر صحبت بکنم که این مسئله حل بشود قضا یعنی نتیجه محصول کار حکم این را قضا میگویند الان برای چی به قاضی میگویند قاضی چون حکم میکند و با حکمش مسئله را فیصله میدهد نتیجه را او بیان میکند میگویند او قاضی است قضاوت.@ و قدر هم یعنی اندازه حد حالا این یعنی چی اندازه و حد؟ خداوند تبارک و تعالی تمام مخلوقات خودش را براساس این مهندسی ویژه خلق کرده (وَ إِنْ مِنْ شَيْ‏ءٍ إِلاَّ عِنْدَنا خَزائِنُهُ وَ ما نُنَزِّلُهُ إِلاَّ بِقَدَرٍ مَعْلُومٍ) هیچ چیز نیست مگر اینکه فضائل آن چیز در دست ماست و ما چیزی را نازل نمیکنیم مگر اینکه به اندازه معین و مشخص.@ اگر شما به تمام نظام خلقت سر بزنید هیچ موجودی و هیچ مخلوقی را پیدا نمیکنید که ساختار ریاضی و هندسی نداشته باشد هر چیزی یک دانه برگ را نگاه که میکنید مبینید که اضلاعش مشخص است وزنش مشخص است یک مولکول یک اتم برو پایینتر به هر جا که میرسید میبینید که در آن عدد اندازه و ریاضیات وجود دارد.@ اصلاً یک هیچ چیز گُتره‌ای گزاف خارج از قاعده و مقدار ما نداریم (إِنَّا كُلَّ شَيْ‏ءٍ خَلَقْناهُ بِقَدَرٍ) ما همه چیز را با اندازه خلق کردیم هیچ استثناء ندارد اساساً هر چه که خداوند تبارک و تعالی خلق کرده در آن عدد و اندازه به کار رفته قاعدهمند هست هیچ چیز گُترهای ما نداریم و چون هر چیزی در نظام خلقت قاعدهمند هست ما یک چیزی داریم به نام پیشرفت علم علم یعنی چی؟@ یا علم پیشرفت کرده تکنولوژی پیشرفت کرده صنعت پیشرفت کرده علم یعنی چی؟ در دانشگاهها مردم چکار میکنند میلیونها دانشجو در دانشگاهها چکار میکنند دارند چکار میکنند؟ دارند تحقیق میکنند مطالعه میکنند قدرهایی که خداوند قرار داده در موجودات کشف میکنند و روابط اینها را کشف میکنند.@ وقتی قدرها و روابط را کشف کردند از این کشف برای اختراعات و آسایش زندگی خودشان در پزشکی در انواع مهندسیها در تمام رشتهها استفاده میکنند پس علم یعنی کشف قدرها و اندازهها روابطی که در موجودات مختلف وجود دارد این علم میشود.@ پس تمام کسانی که دارند در دانشگاهها درس میخوانند دارند تجلیات ریاضی خدا را کشف میکنند خدای ما همان خدای پزشکی است خدای مهندسی است خدای جبر و مثلثات است خدای زمینشناسی و زیستشناسی و کیهانشناسی است این خدای ماست.@ یک فرمول ریاضی ما به اسم آب داریم H2O این است هیچ جای عالم شما H3O آب نمیشود یک دانه هیدروژن یک دانه اکسیژن آب نمیشود همه جای عالم H2O تمام شد یک قاعده است همه جا آب صد درجه به جوش میاید همه جا دو دو تا چهار تا همه جا در مثلث قائم الزاویه A2=B2+C2 همه جای دنیا =4 این ساری و جاری هست.@ این را نظام قدری میگویند نظام اندازه نظام ریاضی نظام مهندسی خلقت میگویند در نظام مهندسی شما اینطوری طراحی شده وقتی در شکم مادر هستی محیط آبی داری چون دستگاه مناسب داری با آن محیط آبی هیچ مشکلی برایت پیش نمیاید میتوانی زندگی بکنی.@ وقتی از شکم مادر بیرون میایی محیطت هوایی است باید دستگاه تنفس مناسب داشته باشی با هوا کار بکنی حالا اگر الان در محیطی که اینجا هستی بروی در محیط آبی انسان را خفه میکند یا یک موجودی که مناسب با ریاضیات و ساختار وجودیش هندسه وجودیش با آب طراحی شده بیاید در هوا مثل ماهی او خفه میشود.@ پس ببینید هیچ چیز نیست که رابطهای و ریاضی نباشد مهندسی شده است همه چیزها در عالم این را نظام قضا و قدر میگویند قدر چیست؟ اندازه است قضا چیست؟ نتیجه است شما وقتی دو دوتا را جمع کنید یک جا چهارتا میشود چهار قضایش میشود حکمش.@ شما وقتی که یک نیوتن نیرو وارد بکنی به یک چیزی یک نیوتن نیرو به شما وارد میشود مثلاً مشت بزنی به یک چیزی با یک نیوتن یک نیوتن به دستت نیرو وارد میشود دو نیوتن بزنی دو نیوتن وارد میشود وقتی دو نیوتن بزنی قدر دو نیوتنی انتخاب میکنی قضای دو نیوتنی گیرت میاید یعنی دردت بیشتر میشود فشارت بیشتر میشود.@ حالا اگر سه نیوتن بزنی سه نیوتن فشار به شما میاید این را قضا و قدر میگویند یعنی شما هر قدری را که انتخاب بکنید قضایش با آن هست قضا یعنی چی؟ نتیجهاش عکسالعمل در فیزیک به آن عمل و عکسالعمل میگوییم در دین قضا و قدر میگوییم در فلسفه علت و معلول میگویند.@ شما هر علتی را که ایجاد بکنید معلولش با آن هست الان لامپ را روشن کردید به میزانی که میگوید این 100 وات است خوب 100 وات برق به ما روشنایی میدهد اگر 200 باشد 200 تا میدهد 40 تا باشد 40 تا میدهد میگوید آقا برای اتاق خوابت وقتی میخواهی چراغ خواب روشن کنی 40 وات بگذار مثلاً 20 وات بگذار.@ مثلاً گوش ما 16 تا 16 هزار فرکانس میگیرد بیشتر بگیرد کر میشود کمتر هم بگیرد نمیشنود ریاضی دارد چشم ما با یک طول موج خاصی کار میکند نورهای مادون قرمز یا ماورای بنفش را نمیتواند ببیند چشم ما مال ما فاصله بین نورهای بنفش تا قرمز را میتواند درک بکند تمام شد.@ سگ 150 هزار فرکانس میشنود از ما شنواییش بیشتر هست تمام چیزها قاعدهمند است ریاضی است هیچ چیز گُترهای وجود ندارد شما وقتی که مثلاً با سرعت 40 تا قدرتان 40 تا است انتخاب میکنید میزنید به یک دیوار چه اتفاقی میافتد؟ قضایش چه میشود وقتی قدرت 40 کیلومتر است؟@ مثلاً سپرت خورد میشود چراغهای جلویت هم میشکند میشود نتیجه، بسته به استحکامی هست یعنی قدری هست که طراحی کردیم در شیشهها و سپر، الان ماشینهای بنز تلویزیون نشان میداد با 60 کیلومتر که به دیوار بزنند سپرش قدرت 60 کیلومتر را دارد.@ یعنی هیچ اتفاقی برای خود ماشین نمیافتد فشار به سپر میاید آلیاژش را اینطوری ریختند هر طوری که طراحی بکنی نتیجه هم همان میشود شما فرض بفرمایید این 40 کیلومتر را میکنی 60 کیلومتر در اتومبیلی که شیشههایش میشکند خوب نتیجه میشود جلوبندی هم تا یک حدودی بالا میاید.@ میکنید 80 کیلومتر میزنید تمام جلوبندی جمع میشود سر راننده به شیشه میخورد 85 تا میکنی فرمان در شکم راننده میرود پس قدرهایش مشخص قضاهایش هم مشخص است شما بدنتان مثلاً 1500 کالری نیاز دارد وقتی میخوری جان داری کارت را میکنی.@ اگر کردی 2000 کالری و مصرفش نکردی این 500 تا کالری چربی اضافه میشود وقتی چربی اضافه بشود خود چربی قدر است قضاهایش هم مشخص است سکته است گوشدرد است سردرد است خیلی چیزهای دیگر را دارد به شیرینیت اضافه بشود همینطور.@ پس ببینید شما هر قدری را دست بگذارید رویش با آن یک قضا هست این قضا و قدر هست پس وقتی میگویند همه چیز به قضا و قدر هست نه اینکه خداوند به شما میگوید که شما با 85 تا بزن به دیوار میگوید من نظام خلقتی خودم را ریاضی خلق کردم شما دست روی هر چه بگذارید بدانید هر علتی را ایجاد بکنید معلولش با آن هست این قضا و قدر الهی میشود یعنی چی؟@ یعنی اگر الان این تعداد چراغ یک دانه چراغ به آن اضافه بکنیم اینجا روشنتر میشود یا نمیشود؟ آن را هم خدا میخواهد خدا نیرو را اینطوری ایجاد کرده اگر ما کمتر انتخاب بکنیم کمتر است خدا میخواهد یعنی چی یعنی خدا دوست دارد یا دوست ندارد؟ نه معنایش خدا دوست دارد یا دوست ندارد نیست.@ معنایش این هست که خدا سیستم را یک طوری طراحی کرده که شما هر طوری با آن برخورد بکنید یک نتیجه خاص از آن بوجود میاید این میشود قضا و قدر الهی میگوییم الان فلانی مُرد این قضا و قدر الهی است قضا و قدر الهی مُرده در جاده یعنی چی؟@ یعنی قوانین فیزیک یک طوری هست که این یک طوری سرعت داشته زده مُرده این قضا و قدر الهی میشود میگوییم خواست خدا بوده که بمیرد خواست خدا بود که بمیرد نه اینکه خدا میخواست این امروز بمیرد اینطوری نبود که خواست خداوند بوده.@ یعنی خداوند سیستم را طراحی کرده به گونهای که اگر شما با سر با شکم به جایی بخورید خواست خدا اینطوری نیست که اگر من چاقو را فشار بدهم به شکمم در شکمم میرود خواست خدا اینطور است که اگر من سمّ بخورم میمیرم این را قضا و قدر الهی میگویند.@ قضا و قدر الهی غیر از خواست خدا و رضای خداست خواست خدا یعنی اینکه این سیستم یک طوری طراحی شده که شما دست به هر چه بزنید علت خودش را دارد خدا میگوید شما سراغ قدرهای بد نروید قدرهای منفی قدرهای ضعیف را انتخاب نکنید قدرهای بالاتر را انتخاب بکنید نتایج بهتری را داشته باشید.@ من به شما فرمولهای قدر را میگویم خداوند در قرآن که شما نگاه کنید در قرآن تمام این سیستم قضا و قدری است یعنی ریاضی است صدها و هزاران فرمول در قرآن وجود دارد و در احادیث معصومین وجود دارد.@ میگوید شما اگر این قدر را انتخاب بکنید این میشود این قدر را انتخاب بکنید این میشود ولی انتخاب با شماست هیچ کس نمیتواند بگوید من مختار نیستم من جبراً باید پایم را فشار بدهم تا بروم در دیوار بمیرم نه پس اگر یک کسی مُرد خدا دوست نداشته این بمیرد خدا نمیخواسته این شب عروسیش مثلاً تصادف بکند بمیرد.@ خدا نمیخواسته این بنده خدا سرطان بگیرد بمیرد خدا نمیخواسته این فلج بشود نمیخواسته این تصادف بکند نمیخواسته این پایش بشکند ولی این قدری که این انتخاب کرده تناسب داشته با پا شکستن پس طبق قضا و قدر الهی پایش باید میشکسته یا نباید میشکسته؟ باید میشکست، اما آیا خدا دوست داشته این پایش بشکند؟ نه.@ خدا دوست ندارد پایش بشکند این دیگر خودت هستی (فَإِنَّ اللَّهَ غَنِيٌّ عَنْكُمْ وَ لا يَرْضى‏ لِعِبادِهِ الْكُفْرَ) خداوند برای بندههایش به کفر راضی نیست اما خدا میگوید اگر شما به خودت نرسیدی طبق یک قاعده خاصی کافر میشوی اگر آمدی روی حقیقت را پوشاندی کافر میشوی.@ کافر یعنی پوشاننده اگر چیزی که فطرتت و شعورت به شما میگوید که نخواستی زیر بارش بروی این کافر یعنی پرده اندازنده پوشاننده هستی تو کافر هستی این یک تعریف ریاضی دارد ولی خدا نمیخواسته که این کافر بشود خدا میگوید من به تو عقل دادم شعور دادم فطرت دادم به تو پیغمبر فرستادم علما هستند.@ تو وقتی میگویی خدا نیست داری روی شعور خودت یک کسی هم که روی شعور خودش پرده میاندازد کافر میشود یعنی میپوشاند وجدان خودش را ولی نمیگوییم خدا خواسته این کافر بشود خدا خواسته این مؤمن و مسلمان بشود نه خدا برای همه امکانات فراهم میکند.@ هر کس قدرها را خوب انتخاب بکند قضاهایش هم خوب است خدا خواسته من سکته مغزی بکنم خدا میخواسته من سرطان بگیرم خدا میخواسته من اضافه وزن داشته باشم نه خدا گفته کم بخور یک وعده بخور بیش از نیازت کالری جذب نکن.@ اگر یک موقعی هم بیش از نیازت کالری جذب کردی یک وعدهاش را غذا نخور تا این کالری مصرف بشود خوب بدن تو اینطوری است دارد به ما فرمول میدهد پس دقت بکنیم شما هر قدری را انتخاب بکنید قضایش با آن هست حکم و نتیجهاش با آن هست.@ حالا یک قاعده دیگر هم کنارش میگذارد میگوید یک قضا و قدر دیگر من دارم این هست که (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) انسان اگر بخواهد به نتیجه برسد رشد بکند باید تلاش بکند این هم یک قدر قدر تلاش قضایش مالکیت ثروت موفقیت پیروزی.@ آیهاش را برایتان بخوانم(يا مَعْشَرَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ إِنِ اسْتَطَعْتُمْ أَنْ تَنْفُذُوا مِنْ أَقْطارِ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ فَانْفُذُوا لا تَنْفُذُونَ إِلاَّ بِسُلْطانٍ) ای جنها ای انسانها اگر میتوانید بروید در عمق زمین یا در عمق آسمان بروید اما شما نمیتوانید بروید مگر با قدرت یعنی باید اول علمش را باید تهیه بکنی سلطان سلطان یعنی علمی که تسلط میاورد برای شما.@ علم تسلطآور هست یا نیست؟ ما با علم تسلط داریم این هواپیما را بلند میکنیم چند هزار تن هواپیما را بلند کردیم به جاذبه زمین غلبه کردیم تسلط پیدا کردیم به جاذبه میتوانیم یک هواپیما بلند کنیم اتومبیل را با وزن چند تنیش حرکت بدهیم.@ میگوید این قضا و قدر من اینطوری است چیدم اگر شما بروید علمش را کسب بکنید میتوانید موشک را هم فضا ببرید میتوانید کرات دیگر هم بروید در عمق زمین هم میتوانید بروید باید قدرتش را تهیه بکنید علمش را باید تهیه بکنید.@ حالا تو زندگی مرفه میخواهی سلامتی میخواهی برایش قضا و قدر گذاشتم ببین قدرها سلامتی چیست برو دنبالش خدا میخواسته این سکته بکند خدا میخواسته این مریض بشود خدا میخواسته این فلج بشود نه.@ میگوید شما الان میخواهی بچهات خوب باشد قبل از بارداری برو روابط بارداری را یاد بگیری ببین این پنج تا ژنی که ما همیشه در برنامهها میگوییم خانمها و آقایان بگیرند اینطوری است سلامت و زیبایی هوش عقل دین اخلاق میگوید قبلش برو ژنهایت را قوی بکن هر ژنی بدهی به جنین جنین دریافت بکند قدرش هم همانطوری است.@ آقا من میگویم سه روز اول آمیزش نداشته باشید انعقاد نطفه نکنید بچه تا آخر عمر سردرد میگیرد این قدرش است میگوید قدر قضا، اگر رفتی روی سه روز اول ماه برداشتی روی ناشیگری نرفتی فرمولهای بارداری را یاد بگیری بیموقع این کار انجام گرفت نتیجه نمیدهد دیگر.@ حالا خدا خواسته این بچه سردرد بگیرد؟ نه خدا میگوید اگر کسی در این زمان انجام بدهد فرمولش اینطوری است سردرد میگیرد شما بیا برو در غیر از این زمانها انجام بدهد پس یک کسی خودش باید قضا و قدر را انتخاب بکند ما قضا و قدر کار خودمان است باید برویم قدرها را شناسایی بکنیم انتخاب بکنیم.@ میگوید اگر ورزش کردی بدنت سالم و قوی است مسواک بدنت را سالم نگه میدارد قدر مسواک را چقدر توصیه کرده خدا و پیغمبر شما اگر مسواک زدی دندانهایت سالم است و فقط دندانها هم سالم نمیماند در مسواک خیلی چیزهای انسان از نظر بهداشتی سالم میماند.@ تغذیه مناسب این قدر است نتیجهاش هم سلامتی بدن است تغذیه نامناسب قدرش هم نامناسب است قضایش هم، پس من با اختیار خودم دست روی عددها میگذارم عددها را ما باید شناسایی بکنیم.@ ما باید قدرهای شادی قدرهای خوشبختی قدرهای آرامش قدرهای زندگی خوب قدرهای مهربانی قدرهای عشق قدرهای مختلف سعادت را شناسایی کنیم وقتی رفتی سراغش این قدرها را شناسایی کردی قضایش هم با خودش هست نتیجهاش با آن میاید.@ اما اگر قدرهای ضعیف را انتخاب کردی حدود و اندازهها را نمیشناختی همینطوری کورکورانه رفتی در یک سلسله روابطی که با آن قضاهای مختلفی هست وارد یک سلسله قدرهایی شدی که قضاهایی دارد که تو اصلاً نمیدانی آن قضاها چیست بعد تو یواش یواش میبینی که دامنت را گرفت.@ یک کسی قدر مواد مخدر را انتخاب میکند وقتی که استفاده کرد قضاهایش هم با او هست خارج از قضا و قدر اصلاً ما هیچی خارج از قضا و قدر نداریم هیچ موجودی از سیستم اندازهگیری ریاضی خدا و مهندسی خدا خارج نیست هیچ موجودی از قدر و قضا خارج نیست.@ اما این قدر و قضا بافت این عالم است ولی خدا میگوید شما مجبور نیستی که قضاهایی را انتخاب بکنی که خوشایندت نیست قضاهایی را انتخاب بکنی که بدبختی خدا میگوید اصلاً حق ندارید به ظالم کمک کنید حق ندارید ظلم بپذیرید اگر یک کسی ظلم پذیرفت خوب خودش پذیرفته.@ خدا میگوید شما به غیر از متخصص مراجعه نکنید خوب اگر شما به غیر از متخصص مراجعه کردید نتیجهاش چه میشود قضایش چه میشود؟ قضایش یک عالم بدبختی سر انسان میاید.@ الان بدنت را برداشتی بردی پیش یک مهندس میگویی آقا من مریضم مهندس هم یک چیزی نوشته شما هم مصرف کردی نتیجه چه میشود رفتی یک قدر نامناسب انتخاب کردی اصلاً مهندس چه ربطی به دکتری دارد.@ تو باید پزشک انتخاب میکردی آن هم پزشک متخصص انتخاب میکردی که ساختار را بشناسد شما رفتی سراغ یک کسی یک قدری را انتخاب کردی که قضایش با شما سازگاری ندارد نتیجهاش هم خوب در نمیاید.@ میگوید اگر میخواهید سعادتمند بشوید بهترین قدرها دست من است خدا میگوید اندازهها را من میشناسم چون من سیستم را خلق کردم چه کسی میتواند بهتر از راننده سیستم راهنمایی کند؟ میگوید من بهترین انتخابگر هستم برای شما بگذارید من قدرهایتان را انتخاب کنم بگذارید من به شما بگویم که کدامها را انتخاب بکنید که خوشبخت بشوید.@ ما به خدا گفتیم که خدایا من تو را قبول ندارم اصلاً ول کن خدایا الان خیلیها دید به جای اینکه به قرآن مراجعه بکنند حرف یک دکتر مهندس غیر متخصص برایشان از حرف قرآن مهمتر است این قرآن را همان کسی فرستاده که ریاضیات خلقت دست اوست.@ همان که ماه و ستارهها و کهکشانها و اتمها و الکترونها دست اوست همان که سیستم قضا و قدر را خلق کرده همان هم قرآن را فرستاده ما میگوییم نه خدا حالیش نیست من خودم بهتر از خدا میفهمم فلان دکتر مهندس فلان استاد بهتر از خدا میفهمد خدا را حذف کردیم.@ میگوید من برای شما متخصص معصوم گذاشتم که هم تمام قضاها و قدرها را بلد است بدون استثناء هم که مهربان است نسبت به شما هم که معصوم است اشتباه نمیکند در فرمولها بروید با متخصص مشورت بکنید ما معصومین را حذف کردیم.@ وقتی معصوم را حذف کردیم نتیجه چه میشود؟ حاکمیت افتاد دست کسانی که نه علم دارند نه تخصص دارند نه عصمت وقتی مردم تن میدهند خدا را بیرون میکنند قرآن را بیرون میکنند معصوم را از دور خارج میکنند حاکمیت دست کسانی که هیچ کدام از قضا و قدرهای اداره اجتماع را بلد نیستند هیچ کدام از قضاها و قدرهای اداره فرد را بلد نیستند.@ حتی در مورد خودشان هم بلد نیستند چکار بکنند حالا یک جامعه افتاده دست یک مشت آدمهای نادان شدند رئیس در دنیا هی تصمیمات عجیب و غریب میگیرند هی جامعه باید نتایجش را آنها ببینند فرمولهای غلط انتخاب میکنند دودش در چشم همه میرود.@ به مردم میگوییم چرا رفتید یک همچین کسی را انتخاب کردید بهترین قدر برای حاکمیت قدر معصوم است لیاقت شما معصوم است کمتر از معصوم نیست حالا معصومین کجا هستند ما 11 تا را کشتیم دوازدهمین هم که الان 1180 سال است که آواره است از دست ما علی(ع) فرمود امام زمان (اَلتَریدُ الشَریدُ الفَریدُ الوَحید) آواره طرد شده تنها و یگانه است چه کسی میرود دنبال یک متخصص که بیاوردش.@ که آقا شما بیا بهترین قدرها دست شماست بهترین فرمولها برای زندگی جامعه جهانی دست شماست ما او را حذفش کردیم حالا حاکمیت افتاده در دنیا دست یک مشت آدمهایی که نه خودشان را میشناسند نه انسان را میشناسند نه قدرها را میشناسند بعد مینشینند قاعده میریزند.@ نتیجه میشود که فقرا روزبهروز فقیرتر میشوند اغنیاء غنیتر میشوند فساد زیادتر میشود خودکشی زیادتر میشود طلاق زیادتر میشود الان ما بیش از یک میلیارد و چند صد میلیون جمعیت گرسنه داریم برای اینکه تخصص ندارند آنهایی که حاکمیت بر جهان دارند.@ قدرهایی که انتخاب میکنند قدرهای خودخواهانه است قدرهای مصلحتی نیست برای همه مردم پس ببینید ما باید برویم به شناخت قدرها ببینیم بهترین قدرها چیست میگوید بهترین کتاب بهترین قدرها در قرآن است بهترین قدرها دست معصوم است.@ بهترین اندازهها بهترین فرمولها و آیینها را ما داریم به شما میگوییم ما پشت کردیم به اینها بعد میخواهد نتیجه چه بشود بعد بگوییم ای خدا چرا زندگی ما اینطوری شد ای خدا چرا ما بدبختیم ای خدا چرا فقر زیاد است گرسنگی زیاد است گرانی زیاد است خوب خودمان خواستیم در جامعه اینطوری بشود.@ ما باید قدرها را شناسایی بکنیم به سراغ بهترینهایش برویم در حاکمیت در مسائل اجتماعی در مسائل سیاسی در مسائل فرهنگی در مسائل خانوادگی، میگوید میخواهی با این پسر ازدواج بکنی میخواهی با یک دختر ازدواج بکنی یک دختر خوب بهتری قدرهایش این است 1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5 اگر این قدرها را داشت شما با این زن خوشبخت هستی.@ یک پسر خوب این قدرها را دارد 1 ـ 2 ـ 3 ـ 4 ـ 5 بشناس تحقق کن مطالعه کن آقا استخاره آوردم خوب آمد این هم شد کار، جای شعور جای شناسایی قدر برداشتیم استخاره را وسط آوردیم استخاره جزء قدرهاست اما چه موقع عمل میکند؟@ میگوید استخاره زمانی است که دیگر دست به عدد نمیتوانی ببری یعنی رفتی فکرهایت را کردی مشاورهات را کردی مطالعهات را کردی با طرف حرف زدی سؤالهایت را کردی جوابهایش را شنیدی بنشین چهار جلسه با او حرف بزن.@ میگوید آقا خودم اینقدر عاطفی هستم خانوادهمان مهربان هستند عاطفی هستند این پسر خشک سرد در یک خانوادهای که اصلاً بیعاطفه بزرگ شده حالا الان عواطف من با پدر مادرم را میبیند حسودی میکند این گند میخورد به زندگی، یک گوشهای نگهش میداشتی که شما عاطفیی هستی نیستی ما خانوادهمان گرم است صمیمی است چهار تا سؤال از او بکن.@ تنبلیهای ما اینطوری است ما میخواهیم اگر خواستگار آمد همین الان بنشینیم هُل هستیم همین الان تمامش بکنیم یک دختر خانمی برایش خواستگار آمده بود آمد به من گفت که کار مشاورهای را شما انجام میدهید گفتم بله با پسر صحبت کردم یک تحقیقی راجع به او کرده بودم.@ به او گفتم که این پسر با خیلی از خصوصیتهای تو و خانوادهات سازگاری ندارد گفت حالا چکار کنم ردش بکنم گفتم نمیگویم رد بکن بعضی از نداشتنها قابل پیدا کردن است قابل دارایی است آدم میتواند این را به دست بیاورد اینکه الان ندارد دلیل نمیشود که بگوییم ندارد نخواهد داشت ولی قابل به دست آوردن است میشود به دست بیاورد.@ ولی اول من باید ببینم این میخواهد بدست بیاورد یا نه این اصلاً میداند این عیبها و ضعفها را دارد یا نه گفت باشد ما با پسر صحبت کردم که این خانواده اینطوری هستند شما خانوادهتان یک طور دیگر اصلاً بار آمده شخصیتاً تو انزواطلبی اینها فعال با نشاط هستند اصلاً اینها ارتباطی هستند.@ همه گرم و صمیمی خوب هستند با همدیگر تو گوشهگیر هستی میروی در خانه اینها آنوقت فردا مشکلات پیدا میشود میتوانی مثل اینها گرم بشوی صمیمی بشوی گفت بله گفتم من تمریناتش را برایت مینویسم ببینم چکار میکنی ببینیم در این حسهایت میاید یا نمیاید.@ الان که نمرهات صفر است ولی بگذار ببینیم به 20 میرسد از 100 آقا این تمریناتش را کرد و شروع کرد دختر هُل آقا ول کن نمیخواهد همین خیلی خوب است پدرش همین خیلی خوب است مادرش گفتم بابا بایستید صبر کنید بگذارید به یک جایی برسد نه خوب است درستش میکنیم.@ رفتند عقد کردند دیدیدیم هی عروسی عقب افتاد چه شده سرد هستند با هم دعوا دارند با هم چه هستند با هم بعد دیدیم اصلاً نمیتوانند با هم رابطه برقرار بکنند هیچی طلاق آقا یک پسر قدر دارد تعریفات یک پسر خوب یک مرد مناسب چطوری است؟@ تعریفاتش فرق میکند برای یک دختر مرد مناسب یک طور است برای یک دختر دیگر مرد مناسب یک طور دیگر است ولی کلیاتش یکی است یک سلسله کلیات دارد که باید یکی باشد همه باید داشته باشند مشترک است مثل ماشین ماشین باید فرمان داشته باشد چهار تا چرخ داشته باشد موتور داشته باشد این چیزها را همه ماشینها باید داشته باشند.@ اما برای چه کسی چه چیزی خوب است این خیلی مهم است هر کسی هر اتومبیلی به دردش نمیخورد با یک اتومبیل میتواند کار بکند شما الان این بچه میخواهد کار بکند موتور دندهای بگیری این مرده تمام است ولی یک موتور گازی بگیری که سرعتش کم باشد خوب است میتواند یک دوچرخه برایش بگیری.@ ولی وقتی رفتی برایش یک موتور دندهای گرفتی گذاشتی زیر پایش یعنی پنج هزار نفر در سال روی موتور میمیرند میبینی اصلاً این موتور بدرد این نمیخورده نباید این موتور سوار میشده دختر خوب پسر خوب اینطوری هست.@ تنبلی والدین برای اینکه یک پسر را شناسایی بکنند یک دختر را شناسایی بکنند تنبلی خود دختر من عاشقش شدم دیگر نمیتوانم خوشم آمده از او دنبال این نمیتوانم بروم ببینم که این خوب است یا بد است همین را من میخواهم.@ زندگی براساس میل ما نمیگردد حتی براساس عشق ما نمیگردد عشق یک بخش از زندگی است زندگی براساس فرمولها و قدرهای شخصیتی یک زن و یک مرد اداره میشود آنهایی هم که عاشق هم هستند چرا ما الان از چهار ازدواج سه تایش شکست میخورد مگر اینها عاشق هم نیستند مگر عاشق هم نبودند چرا الان اینطوری شده عشق کافی بود؟ نه.@ میگوید من عاشقش هستم زودتر هم میخواه به دستش بیاورم آقا به هم رسیدن یک مسئله است این که قدرهای یک زندگی عاشقانه و شاد و آرام را دختر و پسر بلد باشند و آن عدد و ارقامها را بکار بگیرند یک فرمول دیگر است یک داستان دیگر است در ازدواج.@ در تربیت هم همینطور میگوید آقا میخواهید بچهدار بشوید این فرمولها این قدرها هست آن هم قضاهایش حالا هر طور دلتان خواست بروید زمان مناسب برای انعقاد نطفه در طول هفته اینهاست در طول ماه اینها است ساعت زمان مناسب یعنی روز مناسب شب مناسب حالا در این شب ساعتش مناسب است بله ریاضیات دارد.@ آقا شما یک آب میخواهید بخورید میگوید روز خواستی بخوری ایستاده بخور اما شب خواستی بخوری بنشین آب را بخور یک فرمول دارد همهاش ریاضی است اگر خواستی انعقاد نطفه بکنی باید ببینی چطور بچهای میخواهی.@ میگوید یک بچه سلحشور میخواهم قوی مثل قدیمها بچههای قوی میخواستند سلحشور که در جنگها به کارشان بیاید زنش باید سلحشور میبود که بتواند بچه سلحشور به دنیا بیاورد مردش هم باید سلحشور بیاید.@ میگوید اگر بچه جنگی میخواهی این شبها فقط میتوانی انعقاد نطفه بکنی ولی اگر بچه عالم میخواهی این شبها باید، دانشمند میخواهی داشته باشی میگوید این شبها برو نطفهاش را ببند که دانشمند در بیاید.@ بچه دزد میخواهید پدر مادر دزد هستند میخواهند بچهشان مثل خودشان هنرمند باشد قوی باشد بتواند همکار پدر مادر خودش بشود میگوید اگر دزد هم میخواهی این شبها گذاشتیم برای دزد قدر دزدی هم ما داریم آدمکش میخواهی این شبها هست در این شرایط اگر نطفه را انعقاد بکنید یک آدمکش حرفهای بار میاید.@ عارف میخواهی ولیالله میخواهی این قدرش فرق میکند دزد میخواهی فرق دارد آدمکش میخواهی فرق دارد شهید میخواهی فرق دارد همهاش فرق دارد با همدیگر ما اصلاً دنبال این چیزهای نیستیم که برویم یاد بگیریم.@ ما الان نه دخترهایمان میدانند قدر انتخاب یعنی چی دنبالش نیستند که مثلاً انتخاب قدرش چیست نه پسرهایمان، اتفاقاً هر چه هم تحصیلکرده هستند از این چیزها بیشتر فرار میکنند باز عوام خیلی بیشتر اینها را میفهمند بیشتر هم دنبالشان میروند.@ میروند در این کتابها و منبرها یک چیزهایی یاد میگیرند باسوادهایمان اینقدر شیفته خودشان هستند و تخصصهایشان که اصلاً انگار خیلی بهتر از خدا میفهمند اصلاً برای این چیزها وقت نمیگذارند برای همین هم بیشتر شکستهایمان در همین باسوادها و پولدارهایمان هست.@ نمیروند انگیزهای برای کشف قدرها ندارند شده تنبلخانه عالم یعنی ما نمیخواهیم قوانین را بشناسیم و نمیخواهیم به آنها تن بدهیم خیلیها هم هستند میگویند که نه ما میشناسیم وقت میگذاریم ولی دروغ میگویند یا وقت میگذارند فرمول را میفهمند اما نمیخواهند یاد بگیرند.@ یک دختر خانمی به من گفت که فلان کس آمده خواستگاری من دوست دارم شما ببینید که این چطور آدمی هست گفتم ببین شما باید بیایی خودت یاد بگیری بفهمی این چطور آدمی هست فرمولهایش را ما در بحثهای ازدواج گفتیم ولی با این حال شما به من بگو این چطور آدمی هست خصوصیاتش را به من بگو.@ گفت من هم یک تحقیق راجع به او کردم دیدم این یک آدمی هست که 32 ـ 33 سالش هست خیلی پولدار است چند تا ساختمان دارد مثلاً یک جوان 33 ساله چکار کرده رسیده به این همه ثروت، به شغلش نگاه کردم و رشتهاش دیدم شغل و رشته که اصلاً نمیخورد به این ثروت.@ گفتم ارث به او رسیده گفتند نه پدر مادرش هم زنده هستند گفتیم این پول و ثروت از کجا آمده افتادیم به تحقیق دیدیم این آقا داروساز است داروهای قاچاق وارد میکند داروهای قلابی وارد میکند و میفروشد اعتیاد هم دارند تازه، به دختر گفتم ببین قضیه اینطوری هست.@ اگر میخواهید اینجاها هم پرونده دارد برو ببین پرونده قضایی هم دارد اولش گفت شما زندگی من را نجات دادید دست شما درد نکند واقعاً داشتم کورکورانه در یک چاه میافتادم بعد یک ماه بعد آمد به من اینطوری کرد کاشکی به من نمیگفتید من با همین ازدواج میکردم اِ خیلی وقتها آدم میداند یک چاه است چشم باز خودش را در چاه میاندازد.@ میگویی آقا این اصلاً اخلاق ندارد به درد تو نمیخورد عاطفه ندارد درستش میکنم حرف مزخرفی که هم پسرها خیلی میزنند هم دخترها، میسازمش، میسازیش چی را میسازی تو خودت را میتوانی جمع بکنی میسازمش اصلاً این حرفها چیست میسازمش درستش میکنم یعنی چی.@ ما زورمان به خودمان هم نمیرسد اگر کسی که هیچ چیزش دست تو نیست آن هم مرد نسبت به زن، میگوید اگر مرد ضعیفتر بود اصلاً انتخاب نکنید تنها باشد این دختر بهتر از این هست که یک مرد ضعیفتر از خودش را انتخاب بکند ولی زن ضعیفتر بود عیبی ندارد مرد میتواند یکسری کمکها بکند.@ نه پسر را من خودم درستش میکند نه این الان درست میشود خب تو داری چشمت را میبندی بله پسر خیلی خوبی است اخلاق دارد خانواده دارد ولی نماز نمیخواند کاهل نماز است یک ذره هم مشروب میخورد دیگر چی بعد میبینی که آنچه که خوبان همه دارند این همه را دارد ماشاء الله.@ چطوری سر خودت را کلاه گذاشتی میگویی این مرد خوبی است یعنی ما قدرها را به آنها توهین میکنیم وقتی شما به قدرها توهین بکنید اندازهها را ندید بگیرید قدرها کار خودشان را میکنند گالیله گفت آقا زمین میچرخد گفتن غلط کردی تو خلاف عقائد ما حرف زدی باید بیایی توبه بکنی بگویی زمین نمیچرخد میکشیمت اگر بگویی زمین میچرخد.@ چون طبق این انجیلها و هیئتی که مسیحیها از خودشان درآوردند بعد از تحریف انجیل باید قائل بشوند برای اینکه عقائدشان را میزان بکنند باید قائل باشند به اینکه زمین نمیچرخد حق نداشتی فکر بکنی حق نداشتی تحقیق بکنی گالیله هم آمد گفت آقا ما غلط کردیم زمین نمیچرخد.@ بعد به زمین گفت تو که میچرخی بچرخ مگر با گفتن ما که نمیچرخد نمیچرخد؟ خوب میچرخد دو دو تا شش تا نمیتوانی بگویی دو دو تا همیشه چهار تاست تو حالا بیا بگو شش تا، به یک نفر دو دو تا چند میشود گفت دو دوتا پنج تا میشود گفت پنج تا چطوری؟@ گفت پنج تا دیگر گفت آهان از آن نظر میگویید شما، همینطوری سر خودمان را کلاه بگذاریم همین کلی روی هم رفته کلاً همین با این کلمات خودمان را بازی میدهیم سر خودمان را کلاه میگذاریم خدا میگوید آقا پول داری ما جامعه ثروتمند یک جامعه خوب است مؤمن ثروت برایش عین آخرت است.@ (نِعمَ العَون اَلمال عَلَی التَقوی اَلغِنا عَلَی التَقوی نِعمَ العَون اَلدُنیا عَلَی الآخِرَۀ) یار خوبی است ثروت برای تقوی انسان، نه گدا باشیم بهتر است فقیر باشیم بهتر است قضا و قدر خدا اینطوری خواسته ما بدبخت زندگی بکنیم نفتهایمان را بقیه بخورند انرژی هستهایمان را مال کسان دیگر باشد پتروشیمی مال کسان دیگر باشد خوب است همینطوری خوب بله میایند میزنند در سرت.@ شما در دنیا یک انرژی هستهای میخواهی داشته باشی یک انرژی پاک در دنیا به تو میگویند نباید تو داشته باشی اگر جلویشان نایستی اگر بخواهی روح جهاد نداشته باشی باید تو سری بخوری ملتی که روح جهاد نداشته باشد ذلیل است.@ (إِنَّ اللَّهَ لا يُغَيِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّى يُغَيِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ) خداوند سرنوشت هیچ کس را تغییر نمیدهد مگر اینکه خودش را اول تغییر بدهد هی برو کربلا هی برو مشهد هی برو مکه آقا وقتی قرار نیست روحیه خودت را تغییر بدهی با کربلا و مکه و سوریه مشکل حل نمیشود.@ دعا جایی هست که شما تمام قدرهای لازم را رفته باشی استخاره مال هر جایی نیست کردیمش تنبلخانه به جای اینکه فکر بکنیم ماشین را بخرم یا نخرم استخاره کردم بد آمده استخاره کردم با این طرف ازدواج بکنم خوب آمده ای خدا پس چرا من را گول زدی استخارهاش خوب آمد خوب بد میامد دیگر.@ تو شعورت را تعطیل کردی داری احمق بازی در میاوری بعد گذاشتی گردن خدا آقا همه چیز قاعده دارد یک بنده خدایی ناراحتی قلبی داشت ما با چه سختی پول تهیه کردیم این را بیمارستان بردیم دکتر دیدش برایش دارو نوشت حالا آمدم به او سر میزنم میگویم داروهایت را خوردی نه نخوردم.@ همین با یک نازی از این نازهای نه نخوردم عرفانی هست خیلیها زود میگیرندشان گفتم حالا چرا استخاره کردم خوب نیامد دارو بخورم آقا پزشک دارو نوشته ریاضیات قلبت این است استخاره کردی خوب در نیامده این تخصص دارد به تو میگوید.@ با یک استخاره همه تقدیرات خدا را میخواهیم به هم بریزیم خدا میگوید من اندازه گذاشتم قدر گذاشتم گفتم این چه کاری هست شما میکنید استخاره که نمیشود نه من دیگر خلاف استخاره دلم نمیاید عمل بکنم اصلاً دلم یک جوری است اگر بخواهم خلاف استخاره عمل بکنم.@ از این وسواسیها هم که دیگر ماشاء الله الان بیماریهای وسواس محصول توهین انسان به قدرهای الهی است محصول توهین مسخره کردن عددهای خداست میگوید آقا دو بار آب بریز تمام است میگوید نه من دلم نمیاید من باید سه بار بریزم باید چهار بار بریزم.@ یک بار بشویی کافی است نه باید بیست دفعه بشویم فحش میدهی توهین میکنی به قدرهای الهی حالا برو تا ته جهنم وسواس بگیر دیوانه بشو بمیر خدا دیگر اصلاً برایش مهم نیست وقتی یک نفر را به قدر توهین میکند قدر یعنی قانون خدا ناموس الهی است ناموس خلقت است وقتی ناموس را نمیبینیش من الان دست میزنم به برق خوب میکشدت دیگر.@ قدرها را نمیتوانی به آنها توهین بکنی شدیم شل بازی زندگیهای مسخره اینطوری یک چند سال پیش بود یک دختر خانم و آقا پسری میخواستند با هم ازدواج بکنند کارشان هم جور شد همدیگر را هم انتخاب کردند و خیلی هم از همدیگر خوششان آمد و لحظه آخر یک دفعه خانواده دختر جواب منفی دادند چیه استخاره کردیم بد آمده.@ بابا شما تحقیقاتتان را کردید مطالعاتتان را کردید حرفهایتان را زدید استخاره دیگر الان نیاز نداشت ابهامی داشتید مگر استخاره کردید نه پسر خوبی هست هیچی کم نداشت حالا گفتیم یک استخاره هم بکنیم بد آمد پسر رفت با یک کس دیگر ازدواج کرد دختر هم رفت با یک کس دیگر ازدواج کرد.@ حالا شما صحنه را نگاه کنید پنج سال شش سال بعد دیدم این آقا پسر آمده مشاوره پیش من زنم اینطوری است زنم آنطوری است زنش را صدا کردیم دیدیم اوه اوه ماشاء الله چه اژدهایی است این دیگر.@ کار خدا یک ماه بعد آن خانم که استخاره کرده بود آمد گفت شوهرم کتکم میزند مشروبخور است بیچارهام کرد گفتم این را برای چی انتخاب کردی گفت استخاره کردیم خوب آمد هیچی هر کاری هم کردیم که مشکلات اینها حل بشود نشد.@ دختر طلاق گرفت این پسر هم زنش را طلاق داد ولی این پسر زندار بود دوباره همین دختر و پسر رفتند با هم ازدواج کردند گفتم خوب بیا الان باید با یک بچه با این ازدواج بکنی بد نیست ولی سختیهای خاص خودش را دارد یک استخاره بیجا.@ استخاره مال جایی است که شما شرائط تخصصی را رعایت کردی مشورتهایت را کردی قدرها را دیدی در شرائط کاملاً مساوی حالا میگویی این یا این خدا راهنمایی بکند انشاء الله اما نه اینکه ما همینطوری بیاییم هنوز هیچ طوری نشده.@ بعضیها دیگر یاد گرفتند یک چیزی در این مفاتیح خواندند یک چیزی این قرآن را رفتند یاد گرفتند همینطوری برای هر کاری تسبیح دستشان هست یک استخاره میگیرند مفت است به جای اینکه از عالم ضربالمثل است میگویند آدم چشمش به آخوند میخورد استخارهاش میگیرد.@ به جای اینکه از عالم استفاده بکند که سؤالهایش را برطرف بکند حاجآقا یک استخاره برای ما بیار حاجآقا یک دیگر هم بیاور بد در میاید میگوید بد شد ضایع است حاجآقا یکی دیگر بیاور میخواهد اینقدر بیاورد که خوب بشود.@ ما یک استادی داریم خیلی شاد و شوخ است خیلی عالی است یک موقعهایی با این بچهها شوخی میکند استخاره یک کسی بیاورد میگوید چه میخواهی خوب بیاورم یا بد چه دوست داری این روی بچهها هم تأثیر میگذارد روی نسل تأثیر میگذارد اصلاً فرهنگش غلط جا افتاده.@ یک دختر آمده بود به من اینطوری میکرد گفت که میشود برای من یک استخاره بیاورید گفتم برای چی گفت هیچی میخواهم داشته باشم هر وقت یک کاری خواستم بکنم این استخاره بدردم بخورد گفتم میخواهی چند تا بدهم بگذاری در کیفت باشد بگذار در کیفت باشد چند تایی استخاره برایت بیاورم داشته باش برای هر کاری خواستی یکیش را بردار.@ دیگر ما اصلاً به ابتذال کشاندیم مسائل دینی را اینطوری قضا و قدر اینطوری، خدا میگوید کسی که مال دارد به دین بیشتر خدمت میکند دیندار میتواند قویتر دینداری بکند دنیا یار خوبی برای آخرت انسان است خوشبختی مرد خانه وسیع است مرکب خوب است.@ زدم در سرمان اینقدر خوارمان کردند که خودمان هم باور نمیکنیم که باید تلاش بکنیم از آن طرف هم میگوید: (لَيْسَ لِلْإِنْسانِ إِلاَّ ما سَعى) انسان اگر سعی نکند به هیچ جا نمیرسد قانون خلقت را من یک طوری ریختم شما فقط با تلاش میتوانید به آن برسید خودتان باید تلاش بکنید خودتان باید تغییر سرنوشت بدهید.@ آقا میخواهید شاه نداشته باشی آمریکا حاکم نباشد شش میلیون بشکه نفت روزانه بیرون نرود باید جهاد بکنی باید انقلاب بکنی کسی که روح انقلاب و جهاد ندارد نمیتواند به استقلال برسد استقلال میخواهی قدرش جهاد است تلاش و مبارزه است.@ آزادی میخواهی قدرش تلاش و مبارزه است خون دادن است شهادت است ما با قضا و قدر تنبلخانه درست کردیم توکل هم همینطور، توکل کن به خدا، آقا توکل زمانی هست که شما تمام قوانین ریاضی را در نظر میگیرید فرمولها را در نظر میگیرید با حفظ رعایت این فرمولها و قواعد حالا تکیهات را هم به خدا میکنی.@ چون تکیه به قوانین خداست خدا و غیر از قوانین خودش چیز دیگری نیست که خدا میگوید من فوق این قوانین کنار شما هستم قوانین من را به آنها احترام بگذار من هم کمکت میکنم اما ما قوانین را به هم بریزیم بگوییم اصلاً تمام این قوانین خلقت که خدا گذاشته هیچی دم خدا را گرم نمیتواند اینطوری.@ به یکی گفتند الان کنکور هست چند ساعت در روز میخوانی گفت یک ساعت گفتند تو یک ساعت در روز میخوانی میخواهی کنکور قبول بشوی بله من یک ذکرهایی بلد هستم اینها را بگویم گفتم ببین سر خودت را کلاه نگذار نتیجه آمد چند ده هزارم شده بود یعنی هیچ جا راهش نمیدادند گفتم حالا این ذکرها به تو کمک کرد.@ بله یک کسی درس بخواند ما ذکر داریم برای درس خواندن ما اذکاری داریم یک کسی میخواهد بخواند هم تمرکز میگیرد هم حافظهاش قوی میشود خیلی خوب است ولی برای یک کسی که بخواند میگوید شما وقتی خواستی درس بخوانی 67 بار بگو یا سلطان یعنی ای خدا به من تسلط بده.@ 67 بار بگو یا محیط یعنی خدایا احاطه بده به مطلب به من من را محیط بر مطلب بکن ولی میگوید 18 مرتبه هم موقع امتحان بگویی یا حی چرا میگوید حی یا زنده؟ یعنی خدایا هر چه خواندم زندهاش بکن یعنی تو باید چیزی خوانده باشی که خدا زندهاش بکند.@ تو هنوز درس نخواندی چه چیزی را زنده بکند ما همین فقط ذکر گفتیم رفتیم 67 بار گفتیم یا سلطان یا محیط کدام درس را خواندی که خدا زندهاش بکند حالا موقع امتحان هم بگو یا حی یا حی خدا میگوید مخ تو خالی است من چه چیزی را زنده بکنم.@ یا حی یعنی خدایا زندهاش بکن آن چیزهایی که خواندم نمیرد در ذهنم فراموشش نکنم و تو هنوز اقدامات عملیش را نکردی مثل آن بندهخدایی که رفته بود یقه امام رضا را گرفته بود که من در بانک برنده بشوم حضرت به او گفته بود که تو برو اول حساب باز کن تو هنوز حساب باز نکردی چه چیزی را میخواهی برنده بشوی.@ تو باید پول بریزی به حسابت حسابت را باز بکنی بعد حالا اگر قرار شد برنده هم بشوی ما هم یک کمکی به تو میکنیم حالا این را در قالب لطیفه میگویند ولی اینطوری هست بسیاری از دعاهای ما پیش ائمه همینطوری است.@ یعنی ما میرویم قدرهای خدا را به هم میزنیم مسخره میکنیم بعد میخواهیم با دعا حلش بکنیم خدایا پول برسان آقا پول ثروت قاعده دارد ما اگر میخواستیم همین جلسه را برقرار کنیم ما در بحث خانواده 47 جلسه خانواده گفتیم 20 جلسه اولش اقتصاد خانواده است یعنی اقتصاد قاعده دارد فرمول دارد.@ من الان برکت میخواهم من میتوانم الان بیایم 50 ساعت فقط عوامل برکت را برای شما بگویم من بشناسم عوامل برکت چه چیزهایی هست من چکار کنم ثروتم زیاد بشود قدر دارد آقا برو سراغ قدرش اینطوری هست چکار کنم مالم آسیب نبیند قدر دارد برو قدرهایش را انتخاب کن برو فرمولهایش را یاد بگیر.@ من الان با فلان کس رابطهام شکرآب است چکار کنم دوستش داشته باشم آقا قدر دارد مثل یکسری فرمولهایی داریم که شما اگر رعایت بکنی در خودت عاشق طرف میشوی به جای اینکه متنفر بشوی یکسری فرمولهایی داریم که در خودت اگر رعایت بکنی طرف دوستت میدارد تنفرش تبدیل به محبت میشود ولی قدرهایش را باید رعایت بکنی.@ اگر قدرهایش را رعایت نکنی هی برو پول بده به این آدمهای کلاهبردار برایت یک دعا بنویسم که عاشقت بشود یک دعا بنویسم بیاید دنبالت از این حرفها دعا بنویسم محبتتان زیاد بشود تو اخلاق نداری این زبانش تند است این اخلاق ندارد این کینه دارد کسی که در دلش کینه است منفور است خودش هم تنفر زیاد میشود هم منفور هم میشود.@ میگوید اگر میخواهی یک نفر رابطهاش با تو خوب بشود اولین کاری که میکنی در دلت تمام تصورات منفیت را باید اول برطرف بکنی امیرالمؤمنین(ع) میفرماید تو با طرف مقابل دلت را پاک نکنی نمیتوانی روحها با هم حرف میزنند میفهمند روحها با همدیگر.@ به محض اینکه تو کینه داشته باشی راه محبت بسته است اول باید کینهات را پاک بکنی پر از کینه پر از نفرت بعد میگوید یک دعا بگیریم خوب بشود آقا دعا اینطوری نیست که شما بروید دعا بگیرید دعای محبت بگیریم.@ حالا روایتش را برایتان بخوانم دو تا روایت یکی کامل و یکی هم ناقص برایتان هفته قبل خواندم حالا هر دو را یک مرتبه دیگر میخوانم خیلی مهم است اینها یا حفظش بکنید یا یادداشتش بکنید یک جا جلوی چشمتان باشد این خیلی بدرد میخورد.@ (یَضُرُ النّاسُ اَنفُسَهُم فی ثَلاثَۀِ اَشیاء) حکمت 70 بروید حتماً حکمت 70 مال نهجالبلاغه را مطالعه بکنید دو تا را به شما نمیگویم که بروید سراغش به شما مزه بدهد یکیش را میگوید(اَلتَفریطُ فِی العَمَل اِتِکالاً عَلَی القَدَر) تنبلی کوتاهی در فعالیت و کار با تکیه بر قضا و قدر الهی خدا خواسته اینطوری است خدا خواسته من اینطوری بشوم.@ بابا تو به خیلی جاها میتوانی خودت را برسانی نه من ذهنم نمیکشد اصلاً میدانی من کلاً ذهنم نمیکشد خدا اینقدر به ما داده اینطوری نیست که تو فرمولهای تقویت ذهن را یاد بگیر فرمولهای علاقمند شدن به مطالعه را یاد بگیر روش مطالعهات را عوض بکن روش یادگیریت را عوض بکن ببین علاقمند میشوی درست را هم میخوانی.@ نه خدا اصلاً جربزه این کار را به ما نداده اینطوری نیست خداوند انسان را مثل خودش خلق کرده یعنی چی یعنی از روح خودش در انسان دمیده انسان هر کاری اراده بکند به حول و قوه الهی میتواند انجام بدهد من استعداد ریاضی ندارم این حرف بیخودی است.@ بله تو سبک زندگی و مطالعاتت یک طوری بوده که الان با ریاضی متنفر هستی(اَلنّاسُ اَعدا ما جَهِلوا) اما یک استاد خوب پیدا بشود میتواند ریاضی را شیرین بکند در کام آدم آدم میتواند ریاضی را دوست داشته باشد بخواند.@ من در یکی از این کشورها تدریس میکردم رفته بودم برای اساتید دانشگاه درس بدهم رئیس این اساتید یک دکتری بود به او گفتم که شما رشتهات چیست گفت من رشتهام شیمی است گفتم چطوری است علاقه داشتین به این رشته گفت نه اتفاقاً اینقدر بدم میامد از آن که نگو.@ ولی در درسهایم هر وقت شیمی میخوانم هی تک میاوردم اعصابم خورد میکرد دیدم خیلی دارم تحقیر میشوم در مقابل این شیمی گفتم باید بزنمش زمین روی این شیمی را من کم بکنم تا دکترایش رفتم خواندم آدم وقتی اراده بکند.@ من کامپیوتر نمیتوانم یاد بگیرم تایپ نمیتوانم یاد بگیریم آقا اینطوری نیست انسان هر چیزی را میتواند یاد بگیرد تنبلی، بله خواست خدا بوده نه شغل ما خواست خدا بوده رشته ما نه.@ روایت بعدی را دقت کنید (اَلحَذَر کُلَّ الحَذَر) یعنی میگوید همه پرهیزت را بکار بگیر مواظب باش همه مواظبتت را به کار بگیر خیلی چیز است که حضرت اینطوری حرف میزند همه مواظبتت را خیلی خیلی مواظب باش که چه بشود؟ (اَن یَخطَئکَ الشَیطانُ فَیُمَثِلَ لَکَ التَوانی فی صُورَۀِ التَوَکُل وَ یُرِثُکَ الهُوَینا بِالاِحالَۀِ عَلَی القَدَر).@ خیلی مواظب باشید که شیطان تنبلی را در قالب توکل به شما غالب نکند توکل یعنی خدا را وکیل گرفتن مثل استخاره است ما معنیش را نمیفهمیم استخاره یعنی چی؟ استخاره یعنی طلب خیر کردن اگر من بخواهم بفهمم یک کاری خیر است یا خیر نیست چطوری میتوانم بفهمم؟@ میخواهم یک زمین بسازم میگوید اول برو نقشهاش را از شهرداری بگیر ببین زیرش خالی نباشد آب نباشد سست نباشد بعد یک مهندس کارشناس درست و حسابی بیاور برای طراحی نقشه خوب بریز چند تا نقشه را امتحان بکن بعد ببین چطوری هم میتواند ساختمان سبک باشد هم استحکام داشته باشد ساختمان سنگین نساز که فردا زلزله آمد لهات بکند آن زیر همه را بکشد.@ خیر یعنی اینها همه تخصصی است استخاره میشود طلب خیر کردن بعد همه را ما بگذاریم کنار یک تسبیح بگیریم دستمان این زمین را بخرم یا نخرم اینطوری که نمیشود مواظب باش شیطان تنبلی را در صورت توکل به تو نشان ندهد ما تنبلی اجتماعی داریم.@ در جامعهشناسی تاریخی ما تنبلی را خلفا سلاطین طاغوتها به جامعه ما قرنهاست جوامع اسلامی به آنها تحمیل شده خواست خدا بوده خدا خواسته خدا میخواهد کشورهای اسلامی با این همه ثروت بدبخت زندگی بکنند! خدا خواسته مسلمانها پیشرفت نکنند! خدا خواسته ما گرسنه باشیم! خدا خواسته ما گرسنه باشیم! خدا خواسته ما مریض باشیم!@ خدا یک قاعده میدهد میگوید(لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرِينَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ سَبِيلاً) این قاعده را میگوید قدر است خدا هرگز راضی نیست هیچ کافری تسلط روی مسلمان داشته باشد این قاعده است پس برو انرژی هستهایت را خودت بدست بیاور پزشکیت را خودت کار بکن.@ پیغمبر تا آمد حاکمیت را به دست گرفت دو تا از نخبههای خودش را انتخاب کرد گفت بروید ایران در ایران درس بخوانید جراحی یاد بگیرید و بیایید جنگ داریم جراحی لازم است جامعه اسلامی باید خودش جراح داشته باشد.@ جامعه اسلامی باید خودش پتروشیمی داشته باشد خودش نفت داشته باشد برق خودش را خودش تولید بکند ماشین خودش را خودش بسازد نیازهای خودش را خودش تأمین بکند کشاورزی خودش را خودش اداره بکند خدا اینطوری میگوید من اصلاً راضی نیستم هیچ مسلمانی وابسته به کافر باشد.@ در قرآن قدر داده بعد هی میگوید بله خدا خواسته اینها روی گردن ما سوار بشوند خدا اینطوری خواسته؟ آیه قرآن است تو چه میگویی مقام معظم رهبری فرمود باید یک کاری بکنید که 20 سال آینده دنیا مجبور بشود برای بدست آوردن علم فارسی یاد بگیرد ما میتوانیم.@ پیغمبر مژدهاش را داده گفته اگر علم در ثریا باید ایرانیها به آن دست پیدا میکنند کما اینکه الان این حدیث پیغمبر کجای تاریخ بوده تا به حال؟ چه موقع اتفاق افتاده؟ در این 30 سال انقلاب اتفاق افتاده دارد اتفاق میافتد ایرانیها دارند یک کاری میکنند که دنیا مجبور بشوند بیایند فارسی یاد بگیرند دارند یواش یواش این کار را میکنند.@ خداوند راضی نیست یک مسلمان زیر بار یک کافر باشد باید مسلمان همه کارهایش دست خودش باشد روانشناسیش جامعهشناسیش اقتصادش مدیریتش تعلیم و تربیتش هنرش اختراعاتش اکتشافاتش همه چیزش تکنولوژیش همه چیزش باید دست خود مسلمان باشد مسلمان باید پرچمدار باشد.@ (وَ یُرِثُکَ الهُوَینا بِالاِحالَۀِ عَلَی القَدَر) و به ارث بگذارد برای تو سهلانگاری بیخیالی را به اسم قضا و قدر، قضا و قدر را اول معنا کردیم که یعنی چی میگوید مواظب باشید به اسم قضا و قدر سهلانگار و تنبل بار نیایید شیطان این را برای تو انجام میدهد حالا خدا اینطوری خواست.@ من دو تا شاگر دارم زن و شوهر هستند هر دو نابینا هستند از راهنمایی من اینها را میشناختم الان هر دو استاد دانشگاه و حافظ کل قرآن هستند خدا خواسته ما نابینا بشویم مطالعه به چه درد میخورد قرآن چیست این نابینا است رفته دکترا گرفته حافظ کل هم هست استاد دانشگاه است تألیف دارد تلاش بکن آقا.@ زن پنج تا شش تا بچه دارد مجتهد است درس خوانده مجتهد هم شده من نمیدانم اگر ازدواج بکنم دیگر نمیتوانم درس بخوانم من بچهدار بشوم دیگر نمیتوانم اینها همهاش تنبلی است چه کسی گفته اگر یک زن بچهدار باشد نمیتواند مطالعه بکند بچه آدم را از همه کار میاندازد نه.@ بروید ببینید دهها هزار خانمی که شوهر کردند بچه هم دارند دو شکم سه شکم زاییدهاند عالیترین مراتب علمی را هم دارند برنامهریزی میکنند وقت تلف نمیکنند وقتشان را جاهای دیگر هدر نمیدهند سر تلویزیون و خاله خالهبازیها و میهمانی رفتنهای بیخود و اضافه ولگردیهای بیخودی عمرشان را تلف نکردند نشستند خواندند موفق شدند.@ من نمیتوانم من نمیشود آخر چکار کنم با این بدن چکار کنم با این وضعیت نه میشود مواظب باش با احاله به قدر خواست خداست خدا انشاء الله اجرش را به ما میدهد نه این مال جایی است که دیگر همه توانها به صفر رسیده.@ (فَاِنَّ الله اَمَرَ بِتَوَکُل عِندَ اِنقِطاعِ الهِیَل) ادامه این را بگذاریم کنار که ببینیم حضرت علی توکل را و تسلیم به قضای الهی را چطوری معنا میکند این را که ما میگوییم تسلیم به قضای الهی یا توکل اکثر مردم درست متوجه این مسئله نشدند باید معنایش را به دست بیاوریم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@