اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ به حول و قوه الهی از این جلسه یک بحث مهمی را آغاز خواهیم کرد بحث جدیدی را اختصاص دادیم به شهر کرج و حومه درباره یک موضوع خیلی خیلی مهم از مباحث انسانشناسی به نام تنبلی و بیحوصلگی که بحث فوقالعاده مهمی هست در سلسله مباحث انسانشناسی و آفتشناسی.@ انسان چه معتقد باشد که آخرتی هست و چه معتقد نباشد و فقط حیات را در مرحله دنیا ببیند در هر دو مرحله برای خوشبختی و سعادتش و آسایش خودش و آرامش خودش نیاز به کار و عمل دارد یعنی زندگی دنیا یک سلسله اقتضائات دارد که اگر انسان با آن اقتضائات عمل بکند میتواند در دنیا از یک آسایش و آرامش نسبی برخوردار باشد.@ و اگر نسبت به حیات جاودانه خودش حیات ابدی خودش علاقهای داشته باشد باید نسبت به اقتضائات حیات آخرتی خودش هم یک سلسله آمادگیها کسب بکند که بتواند خوشبخت باشد در هر دو صورت به یک سلسله عملها شدنها تواناییها مهارتها نیازمند هست.@ در بینش اسلامی انسان سه مرحله حیات دارد مرحله قبل از دنیا مرحله دنیا و مرحله بعد از دنیا و در مرحله دنیا که میاید هم برای حیات دنیایی خودش باید تلاش بکند و هم برای حیات آخرتی خودش، فرمول اصلی و قاعده اصلی درس ما در این رابطه یعنی رابطه دنیا با آخرت و حیات جاودانه انسان همین هست که رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر با دنیاست.@ این فرمول صدها قاعده در آن هست خودش صدها فرمول در آن هست که ما را در بایدها و نبایدهای حرکت دنیا و آخرتمان کمک میکند در این نسبت اگر خوب دقت بکنیم میبینیم که جنین وقتی در رحم مادر هست دو سیستمه عمل میکند.@ یک سیستم عملش مناسب با سیستم و شرائط زیستی رحمی است که آنجا باید خودش را اداره بکند نُه ماه میخواهد آنجا زندگی بکند و ضمن اینکه آنجا دارد حیات خودش را حفظ میکند خودش را برای یک تولد به یک فضایی بینهایت بزرگتر زیباتر کاملتر جذابتر و پیشرفتهتر از رحم مادر آماده میکند.@ ما در رحم دنیا که هستیم همین نسبت را داریم مدتی در رحم دنیا قرار داریم در رحم دنیا ما یک سلسله کمالاتی داریم یک سلسله شرائط زیستی داریم باید در دنیا آنها را رعایت بکنیم مثل کمالات جمادی و نباتی و حیوانی و کمالات عقلانی یا فرشتتهای که اینها را توضیح میدهم.@ ولی اینها وسیله هستند برای اینکه ما در زندگی دنیا اموراتمان را بگذرانیم و باید در همین گذران زندگی دنیا خودمان را برای وفات یعنی همان تولد که روی سنگ قبرها مینویسند وفات نمینویسند مرگ چون مرگی برای انسان واقعاً وجود ندارد انسان تولد دارد.@ وفات دارد یعنی انتقال کامل دارد به عالمی که بینهایت زیباتر کاملتر شیرینتر پیشرفتهتر و بزرگتر از دنیاست به نام عالم ملکوت یا عالم برزخ که وارد آن عالم میشود در این سیستمی که دارد الان زندگی میکند باید خودش را برای اقتضائات و لوازم آن زندگی هم آماده بکند و آن چیزهایی که آنجا نیاز دارد باید با خودش ببرد و آنجا اقتضائات خاص خودش شرائط خاص خودش را دارد.@ در هر دو صورت باید هم بتواند زندگی دنیایی خوبی داشته باشد و هم زندگی آخرتی خوبی در این بین یکی از آفتهای بزرگ زندگی که به قول امام صادق فرمود: (مِفتاحُ کُلِّ شَرٍ) کلید هر بدی هست سر راه انسان قرار دارد و آن تنبلی و بیحوصلگی است تنبلی با بیحوصلگی فرق میکند.@ تنبلی این هست که انسان کاری را اساساً آغاز نمیکند سستی میکند تا یواش یواش این سستی تبدیل به تنبلی میشود من مراحلش را برایتان بگویم یک بار انسان تأخیر در کار میاندازد امروز و فردا میکند سستی میکند و حالا ببینیم چه میشود بعد میرسد به جایی که روح تنبلی بر او حاکم میشود.@ یعنی اساساً دیگر به سمت شروع کار نمیرود انگیزههای اولیهای که داشته از دست میدهد و بعد روح تنبلی بر او حاکم میشود دیگر کار را انجام نمیدهد اگر همان موقعی که مختصری انگیزه دارد انرژی دارد یک استادی یک پدری یک مادری یک معلمی دارد به او چیزی را میگوید و در انسان فکر اولیه و هیجانات اولیه ارادهها عزمی بوجود آمده اگر همان موقع این کار را عملی کرد و شروع کرد امیدی هست بتواند به جایی برسد.@ ولی اگر در او انگیزهای ایجاد شد هیجانی ایجاد شد تصمیمی گرفت غلبه کرد بر بیحالی و بیکاری و فارغ بودن و پشت گوش انداختن وقتی بر این غلبه کرد یک امیدی دارد که بتواند جلو برود و به یک شکوفایی به یک کمال خودش را برساند.@ اما اگر این کار را نکرد آن عوامل باعث شد که یک دفعه سر جای خودش انسان بنشیند و دست به کاری نزند شروعی نکند به او میگویند این تنبل شده شخص دچار کسالت و تنبلی است تنبلی باعث میشود کار را انسان اصلاً شروع نکند ولی بیحوصلگی این هست که انسان کاری را شروع میکند ولی ادامهاش نمیدهد و به سرانجام نمیرساند.@ در هر دو صورت این دو دو عامل بسیار خطرناک هستند و شاید ما هیچ عاملی در بین گناهان خطرناکتر از این دو عامل نداریم چون خودش منشأ بسیاری از گناهان میشود همین تنبلی و بیحوصلگی شکستهای دنیایی شکستهای آخرتی در موضوع خانواده ازدواج تربیت انتخاب همسر حتی کار شغل مسائل اقتصادی تجاری و مسائل دیگر تنبلی و بیحوصلگی فاجعه درست میکند.@ در مسائل زندگی آخرتی هم تنبلی و بیحوصلگی انسان را دچار انواع و اقسام پشیمانیها حسرتها و جهنمها و عذابها میکند که در این رابطه ما مفصل انشاء الله سخن خواهیم گفت چون بحث یک بحث خیلی ریشهای و مهم هست من بحث را خیلی دقیق و ریاضی از پایین باید بچینم برای شما که ما مفهوم این را در حرکت متعالی انسان بتوانیم ببینیم.@ چون خیلی از انسانها هستند که ظاهراً آدمهای موفقی هستند وقتی شما میبینینشان در دنیا خیلیها دوست دارند جای اینها باشند آرزو میکنند ای کاش ما جای اینها بودیم ولی وقتی به خودشان مراجعه میکنیم میبینیم خودشان هرگز از خودشان و زندگیشان راضی نیستند دچار انواع ناراحتیها و غصهها هستند.@ و خیلیها هستند حسرت زندگی کسی را میخورند که از نگاه انسانشناسی آن شخص نه تنها آدم موفقی نیست بلکه آدمی هست که شکستهای زیادی خورده و میخورد تنبلی و بیحوصلگی باعث میشود که پیروزیها و موفقیتهای انسان شکست بشود برای انسان و به ضرر انسان تمام بشود پیروزیها و موفقیتهایی که در جنبه دنیایی داشته.@ بنابراین ما باید اول انسان را با یک مقیاس درست ببینیم و بعد از دیدن این مقیاس درست بحث تنبلی و بیحوصلگی را به صورت تخصصی انشاء الله انجام بدهیم ما در جلسه گذشته به مناسبت تیمن و تبرک شروع بحثها و افتتاح دفتر کرج راجع به امام زمان(ع) صحبت کردیم.@ آنجا چیزهایی درباره انسان گفتیم که حالا فرض میگریم که آنها را اصلاً نگفتیم و از این جلسه میخواهیم انشاء الله این بحث را آغاز بکنیم انسان در دنیا که هست با کمالات و درجات مختلفی از داراییها و موفقیتها سروکار دارد که بعضی از آن کمالات کمالات جمادی هستند بعضیها نباتی هستند گیاهی بعضیها حیوانی هستند بعضیها عقلانی هستند بعضیها هم فوق عقلانی یا انسانی هستند.@ پس کمال چون گفتیم انسان عاشق کمال است انسان شیفته کمال است اساساً انسان از قدرت در هر زمینهای و از کمال در هر زمینهای لذت میبرد دوست دارد خودش داشته باشد چون از روح خدا آفریده شده و انسان دوست دارد مَثَل خدا بشود اساساً و لذا هر نوع دارایی هر نوع کمالی را که بتواند از آن استفاده بکند میطلبد.@ کمال یعنی دارایی، منشاء اثر بودن، توانایی، این را کمال میگویند کمالات جمادی مثل آثاری که جمادات دارند یعنی وزن داشتن حجم داشتن رنگ داشتن زیبایی اینها کمالاتی هست که ما در جمادات میبینیم دسته دوم گیاهان هستند از موجوداتی که ما اطراف خودمان میشناسیم که اینها کمالاتشان با دسته اول یک مقدار فرق دارد.@ ضمن اینکه وزن دارند حجم دارند زیبایی دارند گیاهان رنگ دارند اما یک سلسله کمالات هست که ویژه خودشان هست مثل رشد تغذیه تولیدمثل قدرت بدنی اینها را کمالات گیاهی میگویند گیاه با تغذیه از یک مرحله ضعیف بدنی به یک مرحله بالای بدنی و قوی بدنی میرسد این طور کمالات را کمالات گیاهی میگویند.@ یک دسته از کمالات کمالات حیوانی هستند حیوانات علاوه بر اینکه کمالات جمادی و نباتی را دارند کمالات حیوانی مخصوص خودشان را دارند مثل غضب داشتن شهوت داشتن حیوانات شهوت دارند شهوت جنسی دارند گرایش به جنس مخالف دارند ازدواج دارند تشکیل خانواده دارند.@ عواطف و احساسات خانوادگی دارند نسبت به اعضای خانواده برای رفاه خانوادهشان کار میکنند تلاش دارند مسکن گزینی دارند به خانواده خودشان اعضای خانواده خودشان خدمت میکنند از حریم خانواده خودشان خودشان از حریم همنوعانشان و حتی از حریم غیر همنوعان خودشان دفاع میکنند.@ گاهی وقتها جان خودشان را به خطر میاندازند که حریم خانواده خودشان یا یک حیوان دیگری را حفظ بکنند یا نجات بدهند اینها در کمالات حیوانی هست حیوانات زندگی اجتماعی دارند سلسله مراتب زندگی اجتماعی یا مقام را دارند از مقام عضویت ساده تا مقام رهبری یک گروه را طی میکنند.@ ریاست علو درجه مقام اینها چیزهایی هست که در زندگی حیوانات هست برتری سلطنت حکومت اینها در زندگی حیوانات هست جزء کمالات حیوانی هست حیوانات اخلاق شایستهای دارند خُلقهای خوب شایستهای دارند مثل وفاداری امانتداری قدر محبت را دانستن نجابت غیرت ناموسی و خیلی از چیزهای دیگر که در حیوانات وجود دارد.@ پس این کمالات کمالات حیوانی میشود یک دسته از کمالات کمالات فرشتهای یا عقلانی هست و آن عبارت است از علم و اطلاعات مخصوص فرشتهها است فرشتهها شأنشان این هست که چون از عقل ساخته شدند به دنبال اطلاعات و علم هستند دانش، دانستن و دانش مربوط به جنبه فرشتهای انسان است انسان شیفته علم است میخواهد مجهولات را کشف بکند.@ یکی از کمالاتی که انسان عاشقش هست علم است دوست ندارد انسان مجهول داشته باشد انسان از اینکه چیز مجهولی داشته باشد بیزار است متنفر است دوست دارد خودش را به یک جایی برساند که هیچ چیز برایش مجهول نباشد و برای همین در رشتههای مختلف که الان ما میبینیم.@ قبلاً رشتهها خیلی محدود بوده و الان صدها نوع رشته هست که شاید یک نفر را نشود پیدا کرد که تمام رشتههای دانش و علوم را کاملاً بشناسد حتی چه بخواهد بداند علم از شیفتگیهای بشر هست و این مربوط به جنبه فرشتهای انسان هست.@ انسان یک بخش فوق فرشتهای یا فوق عقلانی دارد که به آن فوق عقل یا فوق تجرد میگویند که جنبه انسانی انسان به این بخش بستگی دارد که انسان با این بخش انسان هست دیگر فرشته هم نیست از فرشتهها برتر هست تا الان کمالاتی را که گفتیم مثل کمالات جمادی نباتی حیوانی و عقلانی اینها در سایر موجودات هم هست.@ انسان به واسطه این کمالاتی که دارد اشرف مخلوقات نیست و آنچه که باعث میشود انسان انسان باشد و اشرف مخلوقات باشد آن جنبه فوق عقلانی یا فوق تجرد انسان هست که انسان به واسطه آن عاشق بینهایت میشود و عاشق کمال مطلق میشود انسان کادرهای عقلانی را میشکند و به فضایی راه پیدا میکند که آنجا دیگر کادری وجود ندارد محدودیتی وجود ندارد.@ انسان میخواهد به علم نامحدود قدرت نامحدود لذت نامحدود ثروت نامحدود حیات جاودانه و نامحدود برسد و اساساً انسان جز با رسیدن به کمال نامحدود و بینهایت اشباع و ارضاء نمیشود این را بینهایتطلبی انسان میگویند انسان این بخش را در وجود خودش دارد به نام بخش فوق عقلانی یا فوق تجرد که همان بینهایتطلبی انسان هست.@ که گفتیم انسان در این عشق و این طلب و این جستجو فقط یک مصداق هم بیشتر در خارج ندارد و آن خود کمال مطلق یا وجود مطلق هست که در زبان عربی به آن الله میگویند انسان عاشق الله هست همه انسانها بدون استثناء.@ خدا رحمت کند امام امت(س) را فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست یعنی او هم بینهایتطلب است اصلاً وقتی ما میگوییم امپریالیسم امپریالیسم یعنی بینهایتطلبی کلاً اینطوری بگویم شما هر هوسی که میکنید هر درخواستی که دارید در واقع کاملش و بینهایتش را میخواهید.@ و اگر سراغ هر چیزی میروید یا هر کسی میروید به خاطر اینکه از اول آن فوق عقلتان که بخش اصلی وجود شماست حاکم هست بخش بینهایتی انسان بینهایت را میخواهد سراغ امور محدود میرود تا یواش یواش این محدودها را جمع بکند و یواش یواش خودش را قویتر بکند و بالاتر ببرد.@ و الا در اصل انسان عاشق کمال نامحدود هست و عاشق الله هست چه بفهمد و چه نفهمد چه بخواهد و چه نخواهد در همه انسانها عشق به کمال مطلق و نامحدود یعنی الله وجود دارد حتی دشمنان خدا آنهایی که حتی خدا را انکار هم میکنند باز عاشق خدا هستند یعنی در واقع اگر به آنها بگویی شما علم مطلق حیات جاودانه میخواهی یا نمیخواهیی میگویند میخواهیم.@ قدرت مطلق لذت مطلق وجود مطلق همه را دوست دارند و این بخش انسانی انسان هست که دیگر فرشتهها به این بخش نمیتوانند برسند یعنی فرشته قابلیت جذب کمالات نامحدود و تربیت شدن نامحدود را ندارد و با این قوه هست که انسان میتواند مَثَل الله بشود میتواند خلیفۀ الله و مظهر خداوند تبارک و تعالی بشود و میتواند نماینده خدا در روی زمین باشد.@ این همان چیزی هست که در آخرت انسان چون دنیا گنجایش این همه کمال را ندارد بلکه یک رحمی هست برای اینکه انسان فقط خودش را آماده بکند ولی این چیزی هست که انسان در حیات جاودانه و آخرتی خودش به آن نائل میشود.@ پس مراحل حیات انسان این کمالات را که گفتیم از نظر قوا هم من توضیح بدهم که این خیلی مهم است تا وقتی که بحث تنبلی و کسالت و بیحوصلگی را داریم مطرح میکنیم تمام ابعادش را عزیزان به آن توجه داشته باشند قوای یک انسان هم همینطور هست.@ انسان یک حس دارد یک خیال دارد یک وهم دارد یک عقل دارد و یک فوق عقل دارد این پنج تا قوه را دارد انسان با حسش محسوسات را جذب میکند دنبال محسوسات است و با خیالش مخیلات را درک میکند مخیل یعنی آن که ما با خیال درک میکنیم خیال قوهای هست صورت بدون ماده را ادراک میکند.@ مثلاً تصویری که شما از پدرتان مادرتان دوستتان آدرس خانتان شهرتان دارید این را با قوه خیالتان درک میکنید دیگر با حستان کاری ندارید الان به شما میگویند تصویر مادرتان را به ذهن بیاورید شما با قوه خیال این کار را میکنید شکل مشخصی دارد حد و اندازه دارد ولی فقط ماده ندارد فرقش با مادرتان این هست که مادرتان بدن هم دارد بخش جمادی دارد ولی این تصویر دیگر ماده ندارد.@ یک بخش هم وهم ماست وهم ما صورتهای جزئی بدون ماده را تصور میکند مثلاً عشق انسان به یک کسی یا یک چیزی تنفر کینه مقام ریاست علو بالغ بودن برتری ادراکی که شما الان از گرسنگیتان دارید از تشنگیتان دارید از علاقهتان دارید از تنفرهایتان دارید اینها را واهمه میگویند انسان با وهم اینها را درک میکند.@ الان میگویند شما نسبت به بدیها چه حسی دارید؟ میگویید من متنفرم از آن نسبت به مثلاً جهنم چه حسی دارید؟ میگویید من از جهنم میترسم، این را با وهمتان درک میکنید؟ دیگر خیال هم به کار شما نمیاید چون خیال باید صورت داشته باشد تصور بتواند بکند ولی ترس نه تنفر اینها دیگر صورت ندارند البته جزئی باید باشد یعنی ترس کسی تنفر کسی نسبت به کسی یا چیز دیگری.@ یک قوه هم دارد انسان قوه عاقله است که با آن علوم فرمولها و قواعد را کشف میکند مثل دو دو تا چهار تا مثل کل از جزء بزرگتر است مثل A2 در مثل قائم الزاویه مساوی است با B2+C2 مثل 4 در هر رشتهای هر فرمول و قاعدهای هست انسان با عقل درک میکند فرمولها و قواعد کلی که دیگر شکل ندارند جزئی نیستند قابل صدق بر افراد بیشماری هستند را با عقل انسان درک میکند.@ قواعد و فرمولها و کلیات را انسان با عقلش درک میکند یک فوق عقل هم دارد که الله و بینهایت و کمال مطلق را میخواهد و میطلبد و آن را جذب میکند این هم از نظر قوهشناسی، پس از نظر کمالات ما چه چیزهایی داشتیم یک بار مرور کنیم کمالات جمادی گیاهی یا نباتی حیوانی عقلانی یا فوق عقلانی که الله میشود.@ از نظر قوهشناسی هم هر انسان پنج تا قوه دارد حس خیال وهم عقل فوق عقل این قوای ماست مراحل حیات ما هم سه مرحله است یک مرحله قبل از اینکه به دنیا بیاییم بودیم که یک روح واحد داشتیم همه ما یک نفر بودیم که آن یک نفر را در قرآن مَثَل اعلی از آن یاد کرده.@ یا روح که نزدیکترین موجود به خداست شبیهترین موجود به خداست که انسان این مرحله را دارد این روح وقتی میاید به زمین به نطفههای مختلف تعلق میگیرد با همان قوهای که داشته که نزدیکترین موجود به خدا و شبیهترین موجود به خدا هست یک موجود کوچکی به نام انسان را ایجاد میکند که تمام آن حسهای بینهایتطلبی را با خودش دارد.@ یک مرحله حیات دنیا دارد که از تولد تا وفاتش هست یک مرحله هم از وفات به بعد تا قیامت را دارد و بعد از قیامت که مرحله آخرت است که خودش چهار مرحله است یک مرحله مرحله خود وفات و تولد هست که انتقال پیدا میکند انسان از وفات انسان وارد عالم ملکوت و برزخ میشود که بینهایت از اینجا بزرگتر و زیباتر و کاملتر و جذابتر هست.@ و در مرحله برزخ هست تا به قیامت میرسد قیامت هم پنجاه هزار سال است از نظر زمانی که قرآن میفرماید(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) پنجاه هزار سال از زمانهای شماست و آنجا هم انسان پنجاه تا سؤال اساسی و محاسبه اصلی دارد که اینها را من در بحثهای انسانشناسی بحثهای معاد توضیح دادم.@ عزیزانی که بیشتر مایل هستند جزئیات را بدانند میتوانند بحثهای تخصصی انسانشناسی یا معاد مراجعه کنند یا حداقل یک راهشناسی را ببینند که آنجا توضیحاتی را در این زمینه دادیم بعد از قیامت که حیات جاودانه انسان شروع میشود در جوار کمال مطلق یا کمال بینهایت یعنی الله.@ پس انسان اساساً مرگی ندارد چیزی به اسم مرگ نابودی مردن در کار نیست همه ما جاودانه هستیم عمرمان هم به اندازه عمر خداست یعنی هر چقدر خدا عمر بکند ما هم هستیم و در کنار خداوند خواهیم بود و تمام شدنی پایان یافتنی اینکه انسان یک زمانی تمام بشود یک زمانی نابود بشود یک زمانی مرگی داشته باشد این جز خیال و توهم چیز دیگری نیست یک موجود جاودانه است.@ پس انسان شروعش از جاودانگی از الله هست ختمش هم به الله و جاودانگی میرسد شروعش از کمال مطلق هست که جلوه کرده و انتهایش هم باز به کمال مطلق و جوار کمال مطلق که الله هست میرسد که قرآن این گزاره را برای ما اینطوری تعریف میکند(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ) همه ما مال خدا هستیم از خدا هستیم و به سوی خدا و الله بازمیگردیم.@ در این مرحله حیات که حیات دنیا هست باید ما خودمان را با همان فرمولی که گفتم رابطه دنیا با آخرت مثل رابطه رحم مادر هست با دنیا خودمان را برای حیات جاودانه آماده بکنیم چون ما به زودی همین روزهای آینده همین ساعات آینده نمیدانیم کی هست چه موقع میاید وارد یک فضای بینهایت زیبا کامل پیشرفته و جذاب میشویم به نام عالم برزخ یا عالم ملکوت.@ و همین بینهایت زیبا بودنش برای ما خطرناک میشود چون هر چقدر زیباتر و کاملتر باشد تجهیزات بیشتری نیاز دارد مثل دنیا نسبت به رحم رحم عالم کوچک و محدودی هست که جنین در آن فقط به خون احتیاج دارد یک وسائلی مثل جفت هست و خون هست را دریافت میکند و حیات دارد آنجا چه برای دنیا آماده بشود چه نشود زنده است آنجا زنده است دارد زندگی خودش را میکند.@ و از نظر حیات رحمی موفق است دارد بزرگ میشود حالا مثلاً شما جنینیهایی را میبینید که به دنیا میایند بعضیها دو سر دارند بعضیها سه تا سر دارند بعضیها پنج تا سر دارند بعضیها یک سر دارند با دو صورت.@ بعضیها دو سر روی هم دارند بعضیها اصلاً دست و پا ندارند بعضیها دست ندارند ولی چهار تا پا دارند بعضیها چهار تا دست دارند اصلاً پا ندارند بعضیها یک چشم دارند فقط در پیشانیشان هست ولی دیگر اعضای دیگر ندارند اینها رشد کردند در رحم مادر زنده هم بودند تا زمان تولد مشکلی هم نداشتند نه دردی نه مشکلی نه چیزی.@ اما چطور دنیا اینها را نمیپذیرد خود پدر مادر هم اینها را قبول نمیکنند؟ برای اینکه منطبق با شرائط دنیا تربیت نشده آن چیزهایی را که باید به دست میاورده نیاورده لذا میبینی خود پدر مادر هم اگر بچه اینطوری داشته باشند پذیرشش برایشان سخت هست یا اصلاً محال است.@ مضاف بر اینکه اینطور بچهها معمولاً استثناء داریم ما الان معمولاً نمیمانند و از دنیا میروند بنابراین فقط زندگی کردن مهم نیست در رحم این هست که وقتی جنین زندگی میکند باید دقیقاً تجهیزات مورد نیاز برای دنیا را متناسب با دنیا با خودش بیاورد.@ چون دنیا پیشرفتهتر هست لذا اینجا چشم میخواهد در حالی که در رحم مادر نمیخواهد گوش قلب دست پا مغز سلسله اعصاب دهان فک لثه زبان اینها همه نیاز هست در حالی که آنجا هیچ نیازی ندارد نسبت به آنها در رحم مادر و کاربردی هم ندارد.@ ولی برای دنیا لازم داریم میبینی که یک جنین موفق یک جنین سالم اینها را برای خودش تهیه میکند و آماده است وقتی که به دنیا میاید از همه آنها استفاده میکند شما چند درصد چیزهایی که الان در دنیا دارید از آنها استفاده میکنید در رحم از آن استفاده میکردید درصد خیلی کمی از آن استفاده میکردید بقیه چیزهایی که در رحم تهیه شده به درد اینطرف میخورد اینجا.@ حالا شما از اینجا میخواهید بروید در عالمی بینهایت پیشرفتهتر از اینجا و آنجا چیزهایی لازم دارد که ما باید حتماً اینجا تهیهاش بکنیم با خودمان ببریم و الا اگر نداشته باشیم نمیتوانیم از نعمتهای بیشماری که اصلاً قابل مقایسه با نعمتهای اینجا نیست اینقدر نعمتهای آنجا زیباست آنقدر بزرگ است که خود قرآن میفرماید(ما لا عُینٌ رَأَت).@ خود خداوند تبارک و تعالی میفرماید(ما لا عَینٌ رَأَت وَ لا اُذُنٌ سَمِعَت وَ لا خَطِرَ عَلی قَلبِ بَشَر) نه هیچ چشمی دیده و نه هیچ گوشی شنیده و نه به قلب کسی خطور کرده یعنی آنجا اصلاً قابل همانطور که یک جنین در رحم مادر نمیفهمد هر چقدر به او بگویی دنیا چقدر بزرگ است متوجه نمیشود.@ ما هم در رحم دنیا نمیفهمیم آخرت چقدر عظمت دارد چقدر آخرت بزرگ است دنیا یک عصاره یک چند میلیاردهم بالاتر از میلیارد از کمالات برزخ هست اینجای فسقلی که ما داریم در آن زندگی میکنیم یک کمالات خیلی خیلی بینهایت محدود هست.@ اینقدر محدود است که خود آفرینندهاش میگوید بازیچه است (لَعِبٌ وَ لَهوٌ) بازیچه است خیلی کوچک است آن طرف را خدا میگوید چی چون هر دو را خدا آفریده هم آن را خدا آفریده هم اینجا را خدا آفریده آنجا را میگوید حیات حقیقی (وَ إِنَّ الدَّارَ الْآخِرَةَ لَهِيَ الْحَيَوانُ) حیات حقیقی آنطرف هست عظیم هست کبیر هست ملک کبیر دارد.@ خداوند تعبیری که در مورد بهشت دارد(وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) بینهایت نعمت عظیم و ملک کبیر میبینید به پیامبر گفتند ملک کبیر یعنی چی ملک یعنی سلطنت هر انسانی در آخرت مثل خدا به سلطنت بهشت میرسد آن هم بهشتی که قرآن میفرماید به اندازه آسمانها و زمین است مال یک نفر، بهشت هر یک نفر به اندازه همه آسمانها و زمین است.@ گفتند آقا ملک کبیر یعنی چی پیامبر فرمود ملک کبیر یعنی کمترین کسی که در بهشت درجه دارد آن گدای بهشت اینطوری بگوییم کسی که در بهشت از همه پایینترین درجه را دارد پایینترین در بهشت آنقدر عظمت دارد که شخص به راحتی میتواند همه بهشتیان را میهمانی بدهد و پذیرایی بکند.@ این عظمت عالم آخرت است ما نمیتوانیم درکش بکنیم که چقدر است ولی تمام امکانات آنجا را باید انسان از دنیا تهیه بکند اینجاست که مفهوم عمل کار و فعالیت برای هر دو روش زندگی هر دو سیستم زندگی و هماهنگی بین این دو تا شکل میگیرد.@ انسان باید در دنیا یک طوری زندگی بکند که در دنیا به شادی برسد به آرامش برسد به موفقیت برسد و ضمن اینکه به شادی و آرامش و موفقیت میرسد سلامت دنیا را دارد سعادت آخرت را از دست ندهد پس دو هدف مهم انسان دارد سلامت و سعادت این را یادتان نرود.@ سلامت دنیا عافیت دنیا و سعادت آخرت و این لازمهاش این هست که بتواند هر دو سیستم را با هم هماهنگ بکند یعنی جنین همانطور که در رحم مادر دارد کار میکند و زندگیش را میکند ضمناً این کار و زندگی و فعالیتش را جهتدهی میکند برای دنیا.@ هر چه از رحم مادر دریافت میکند آن را تبدیل میکند به ابزاری برای کارش ساختن خودش است کارش آماده کردن خودش برای تولدش هست ما هم باید سیستم دنیایی خودمان را هماهنگ بکنیم با حیات جاودانهمان که قرار است منتقل بشویم درس میخواهی بخوانی.@ ببینید اینطوری میگویم کمالات جمادی میخواهید جذب بکنید مثل لباس پول جواهرات زینتآلات اتومبیل تلفن همراه اینها کمالات جمادی هست یا چیزهای نباتی میخواهید جذب بکنید زیبایی حالا زیبایی در کمالات جمادی هم هست لطافت رشد بدنی قدرت بدنی سلامت بدنی تغذیه اینها را میخواهیم داشته باشیم غذا خوردن.@ کسی نمیگوید غذا نخورید غذایت را بخور ولی این را تبدیلش کن به یک موجود برای جاودانگی و آخرتت غذا خوردنت باید قاعدهمند باشد هر چیزی را نمیتوانی بخوری هر چیزی را نباید بخوری همانطور که هر چیزی خوب نیست داشته باشی و هر چیزی صلاح نیست به آن دل ببندی هر چیزی را هم نمیتوانی بخوری در بحث گیاهی در تغذیهات اگر میخواهی رشد پیدا بکنی.@ اگر میخواهی زیبایی داشته باشی و زیبایی را به کار بگیری باید زیبایی جهنمیت نکند خرابت نکند آلودهات نکند کوچکت نکند تحقیرت نکند این زیبایی که داری یا زیبایی که جذب میکنی اگر شیفتهاش شدی تحقیرش میشوی تو کوچک شدی برای آن.@ چون قرآن میفرماید ما هر چه که روی زمین هست برای انسان آفریدیم پس چیزی در زمین نیست در آسمانها هم همینطور چیزی وجود ندارد که از انسان مهمتر باشد ما بعد از خدا موجودی مهمتر از انسان نداریم لذا هر چیزی غیر از خدا شایسته انسان نیست غیر از کمال مطلق و نامحدود.@ اگر انسان به محدودیت تن داد و عاشق محدودیت شد خودفروشی کرده و خودش را بیارزش کرده لذا این چهار دسته کمالات کمالات جمادی نباتی یا کمالات حیوانی مثلاً یک کسی دوست دارد رئیس بشود مقام بشود پادشاه بشود سلطان بشود سرلشکر بشود سرتیپ بشود نخستوزیر بشود رئیس جمهور بشود نماینده مجلس بشود شورای شهری بشود مقام دوست دارد میخواهد به یک مقامی برسد.@ این مقام بد نیست ولی میگوید به هیچ وجه نباید با ساختار حیات آخرتی تو منافات داشته باشد اگر ریاستطلبی تو تو را از آخرت و جاودانگی بیندازند(مَن طَلَبَ الریاسَتَ هَلَک) هر کس ریاستطلب باشد مقام را بخواهد این آدم هلاک شده کسی شیفته برتری باشد هلاک میشود.@ در روایات داریم آیهاش را بخوانم در قرآن(تِلْكَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذِينَ لا يُرِيدُونَ عُلُوًّا فِي الْأَرْضِ وَ لا فَساداً) ما بهشت را برای کسانی قرار دادیم که در دنیا خیال برتری بر دیگران را ندارند یعنی شهوت وهمی ندارند برتری مقام جزء کمالات دسته سوم بود حیوانی مقام ریاست.@ قرآن میفرماید کسی که حب حیوانی دارد میخواهد رئیس بشود برتر بشود امام صادق فرمود حتی با بند کفشش اگر کسی پُز بدهد به یک نفر با خودنویسش با روسریش با لباسش با موهایش با قیافهاش با قدش با رنگ چشمش با اتومبیلش با تلفن همراهش با خانهاش با بچهاش با همسرش.@ هر چیزی که باعث میشود انسان پز بدهد و فکر بکند از بقیه بالاتر است یک چیزی بالاتر دارد با یک ساعت امام فرمود با یک انگشتر حتی با یک تسبیح هر چیزی که انسان با آن میخواهد علو پیدا بکند روی دست دیگران بلند بشود حضرت میفرماید دیگر نمیگذارد شخص بهشتی بشود.@ چون شخص شیفته آن علو میشود و له میشود و تحقیر میشود در همان کمال تمام عمرش چشم و همچشمی کرده یعنی یک عمر مثلاً میخواهد از باجناق جلو بزند چهار تا باجناق دارد دارد مراقبت میکند که زندگیش یعنی این که ماشین من از ماشین او بهتر باشد اگر آنها ویلا دارند من هم داشته باشم.@ اگر مسافرت خارج رفتند من هم بروند اگر آنها چهار دفعه حج رفتند من پنج دفعه بروم اگر آنها سه دفعه کربلا رفتند من چهار دفعه کربلا بروم اگر آنها این را دارند من آن را داشته باشم و چشموهمچشمیهایی که الان در دنیا اکثر عمر مردم را تلف کرده و باعث میشود که مردم به هیچ وجه به رشد فوق عقلانی و آمادگی برای حیات آخرت نرسند.@ و این یک فاجعه خیلی بزرگ هست و کمالات عقلی هم همینطور عقل خیلی خوب است علم خیلی خوب است اما به شرط اینکه اینقدر شیفتگی در انسان ایجاد نکند که انسان از انسانیت بیفتد بعضیها فقط دوست دارند دکتر بشوند مهندس بشوند خیلیها هم بچههایشان را همینطوری تربیت میکنند.@ یعنی اصلاً وقتی میخواهند بچههایشان را تربیت بکنند به فکر اینکه این بچه قرار است ابدی باشد جاودانه باشد نیستند میگویند غایت تربیت یک پدر مادر موفق مثل اکثر کسانی که در دنیا دارند کار میکنند در زندگی ما هم هست این هست که من بچهام را از این پنج تا بخش یعنی کمالاتی که دارد.@ فقط این سلامتش حفظ باشد و دکتر مهندس حتماً بشود بعد ازدواج بکند حالا بعد خانهدار بشود ماشیندار بشود بعد هم بزرگ بشود و بمیرد ما پدر مادر خیلی موفقی هستیم که بچههایمان همه دکتر و مهندس شدند این فکر وارونهای که الان در خیلی از افراد هست خانوادههایشان را اینطوری تربیت میکنند بچههایشان را اینطوری تربیت میکنند ملاکهای تربیتشان اینها هست بسیار خطرناک است.@ اصلاً پدر مادر در تربیت توجه ندارند که این بچه یک موجود جاودانه است یک موجود ابدی هست باید با هر دو سیستم تربیت بشود هم با سیستم دنیا تربیت بشود هم وقتی رفت به بهشت برود جهنمی نشود الان پدر مادرها غالباً برایشان این مسئله مهم نیست که بچه من بهشتی است یا جهنمی.@ فقط بدن داشته باشد خوشگل باشد خوشاندام باشد شوهر بکند زن بگیرد بچهدار بشود بزرگ بشود بعد هم بمیرد حتماً هم یک لیسانس داشته باشد حداقل الان اینطوری شده یکی از شرائط این هست که بچه ما حداقل یک لیسانس داشته باشد حالا از هر جا هست از هر طوری هست یک لیسانسی داشته باشد یا یک فوق لیسانسی.@ بعضیها هوسهای بالاتر دارند دکترا دنبال علم هستند میگوید علم اگر انسان را از جاودانگی بیندازد خودش یک شهوت است علم خوب است دکتری و مهندسی اصلاً بد نیست یک عبادت است خیلی ارزش دارد کمالات پایینی هم عبادت است اتفاقاً کمالات حیوانی هم عبادت است کمالات جمادی هم عبادت است.@ ولی هیچ کدام کمالات انسانی نیست اینها اگر در راه انسانیت و نزدیک شدن انسان به حیات جاودانه و آمیخته شدن انسان برای حیات ابدی به کار گرفته بشود ثواب دارد و عبادت است ولی اگر به کار گرفته نشود وقت تلف کردن است عمر تلف کردن است.@ فعالیتهای علمی اگر قرار باشد انسان را به الله نزدیک نکند هر چه انسان سوادش بیشتر است از خدا دورتر است کمااینکه در بحث خانواده هم اینها را گفتیم که الان بیشترین طلاقهای ما در طبقات تحصیلکرده است بیشترین خودکشیها در طبقات تحصیلکرده است بیشترین بیماریهای جسمی و روحی هم در این طبقه است.@ هر چه تحصیلات بالاتر رفته و آسایش بیشتر شده ثروت شکست هم بیشتر شده الان چرا؟ چون تحصیلات و ثروت در استخدام بخش فوق عقلانی انسان نیست آرامش تولید نمیکند آسایش میاورد اما آرامش نمیتواند بیاورد انسان را گرفتار خودش میکند انسان دچار فشار عصبی خیلی زیاد میشود و گرفتار میشود.@ لذا شما هر چه بچه را باسوادتر بکنید از سعادت و سلامت دنیا آرامش و شادی دنیا و سعادت آخرت بیشتر دورش کردی اگر آن مایه اصلی را به او ندهی لیسانس خطرناکتر میشود فوق لیسانس بسیار خطرناکتر میشود دکتر مهندس که میشوند بسیار خطرناکتر و دورتر میشوند بسیار بیمعنویتتر کم معنویتتر پوچگراتر هوسبازتر شهوتبازتر میشوند بدرد نمیخورد.@ اگر علم تحصیلات تخصص به این راه آمد که انسان را با کمال مطلق با جاودانگی تربیت بکند انسان برای حیات جاودانه هم آماده بشود این علم هم در دنیا شیرینی و شادی میاورد هم در آخرت به دردش میخورد ازدواج همینطور باید هدفدار باشد همینطوری ازدواج کردن بعضیها ازدواج میکنند واقعاً از خدا دور میشوند.@ ازدواجی که در روایت داریم باید نصف ایمان انسان را تکمیل بکند بعضیها با ازدواج از خدا دور میشوند با یک شوهر با یک بچه با یک زن با دو تا بچه با یک ذره خانه خانه بازی و خاله خاله بازی میبینی اصلاً بخش انسانیش فراموش میشود اصلاً این بخش را دیگر نمیتواند کنترل بکند.@ چسبیده به همین که بچه داشته باشد چهار تا بچه بزرگ بکند شوهرش صبحانه ناهار شام بعد هم بمیرند یا بعضیها آنقدر گرفتار درس و الان طرح دارم پروژه دارم پایاننامه دارم آن را باید بخوانم این را باید بخوانم این کار را بکنم اصلاً میبینی بخش انسانی آن وسط له شده مرده.@ آن کودک عزیز روانی که خدا از خودش در ما به امانت سپرده یعنی روح الهی را میبنی در این آدم مرده اینجا یواش یواش بحثمان دارد سر و شکل میگیرد مقدمه خودش شد یک جلسه که انسان باید فقط در یک صورت کمالاتی که بدست میاورد به نفعش هست.@ چه کمالات جمادی مثل ثروت پول اتومبیل تلفن همراه خانه زمین مسکن اینها بدردش میخورد که اینها انسان را در خودش هضم نکند له نکند انسان بتواند سوار بر اینها باشد چون اینها برای انسان خلق شده ما غیر از خدا کمالی که به درد ما بخورد و ما بخواهیم بطلبیمش وجود ندارد.@ که این همان معنای اصلی دین ما هست که لا اله الا الله برای انسان اله یعنی دلبر معشوق و کمالی غیر از الله وجود ندارد. غیر از الله اگر کسی را بخواهد انسان باخته است الله یعنی چی؟ این یادمان باشد اگر این یادمان نرود همیشه مذهبی به الله نگاه میکنیم الله یعنی چی؟ کمال مطلق یعنی همان لذت مطلق علم مطلق قدرت مطلق حیات جاودانه این را الله میگویند.@ مجموعه اینها یک موجود به نام الله میشود یعنی انسانی که بینهایت را رها بکند به محدود بچسبد حماقت کرده زندگی کرده زندگیش همهاش موفقیتهایش شکست بوده چون سرش را گرم کرده به محدودها و از مطلق غافلش کرده این احمقی میشود.@ قرآن برای اینطور آدمها چند اسم گذاشته نادان سفیه کر کور مرده فاسق باز اسمهای دیگر هم دارد فاسق یعنی چی؟ یعنی انسان طبیعی نیست فسق را زمانی به کار میبرند که طبیعی نباشد مثلاً اگر الان این کولر را روشن کردند قرار است خنک بکند باد گرم بدهد میگویند دستگاه فسق دارد یعنی طبیعی عمل نمیکند.@ وقتی یک نفر طبیعی انسان چون روح الله را دارد طبیعی انسان این هست که جاودانه و مطلق را بخواهد کمال مطلق و جاودانه را بخواهد اگر به کمتر از آن قانع شد یعنی فاسق است یعنی خودش را این وسط باخته است وقتی انسان بینهایت را رها کرد محدود را چسبید بیعقلی کرده.@ الان بگوییم میخواهیم الان یک مبلغی پول هست میخواهیم بین همه شما اینجا تقسیم بکنیم یک کیف پول آقای صفری انشاء الله یک روز بیاورد تقسیم بکند اینجا اینطوری اگر بخواهیم کیف پول را تقسیم بکنیم میگوییم بهتر است جمعیت کمتر باشد چون هر چه جمعیت کمتر باشد به افراد پول بیشتری میرسد آقا در را ببند کسی نیاید تو همینهایی که هستند تقسیمش بکنند.@ حالا به یک نفر میگویند تو 50 هزار تومان میخواهی یا 50 میلیون تومان؟ میگوید 50 هزار تومان میخواهم این را آدم بیعقل میگویند 50 میلیون که بهتر از 50 هزار تومان است 500 میلیون میخواهی یا 500 میلیارد میخواهی؟ الان در نظام دنیایی میفهمیم که اگر کسی 500 هزار تومان را گرفت 50 میلیون تومان را رها کرد آدم بیعقلی است.@ خدا میگوید به همین نسبت شما وقتی محدود را میچسبید و نامحدود را رها میکنید بیعقل هستید دارید زندگی وارونه و معکوس دارید تو آقا اگر عاشق این اتومبیلی عاشق این شخص هستی عاشق این جا هستی اینها برای اینکه کمالاتی شبیه الله دارند و همهشان از الله گرفته شده تو به محدودش قانع شدی و مطلق را رها کردی این بیعقلی و فسق میشود.@ پس دقت کنید زندگی خیلی اینطوری راحت نیست اگر بخواهیم انسان را حیوان معنا بکنیم که فقط بزرگ بشود حالا نماز هم بخواند نماز میاید در استخدام حیوانیت چون ما یک تعداد آدم داریم که حیوانهای مسلمان هستند یک تعداد انسان داریم که انسانهای مسلمان هستند.@ حیوانهای مسلمان چه کسانی هستند؟ این که بخشهای حیوانیشان اولویت دارد در زندگیشان حالا ضمناً یک نگاه کوچکی به الله به دین به آخرت به نماز به روزه دارند ولی اینها باید یک طوری باشد که به زندگیشان لطمه نزند جلوی هوسهای طبیعیشان را نگیرد اینها به قول حضرت حیواناتی هستند که مسلمان هستند.@ یعنی اگر حج هم میروند یک مشت حیوان دارند میچرخند دور به قول امام سجاد(ع) ولی اعمال حج را هم دارند به جا میاورند انسانی خبری نیست انسان آن است که نه بخش انسانی و فوق عقلانیش حاکم بر همه بخشهایش هست او تعیین میکند با چه کسی ازدواج بکن او تعیین میکند بچهات را چگونه تربیت بکن چقدر درس بخوان لیسانس کافی است فوق لیسانس دکترا.@ او میگوید چه بخور چه نخور چه ببین و چه نبین تا به بخش جاودانگیت لطمهای وارد نشود تا به حرکتت به سمت جاودانگی لطمهای وارد نشود اگر فوق عقل تصمیم بگیرد انسان همه کارهایش عبادت میشود.@ پس تنظیم این دو تا احتیاج به دو چیز دارد که الان یواش یواش بحث ما دارد سر و شکل میگیرد 1 ـ اطلاعات 2 ـ عمل، و اینجا دو تا دشمن ما داریم که میتواند ما را زمین بزند سر راه جمع کردن اطلاعات و تخصص و آگاهی آن دو دشمن تنبلی و بیحوصلگی است که نمیگذارد ما برویم به دنبال یادگیری دستورات اصلیمان.@ واجباتی را که باید یاد بگیریم اصلاً من یاد بگیریم من کیستم از کجا آمدم در کجا هستم و به کجا میروم خیلیها به این توجه ندارند اصلاً من از روز اول از کجا آمدم مگر ما نمیگوییم ما معاد داریم برمیگردیم پس من از یک جایی آمدم که حالا برمیگردم پیش خدا از کجا آمدم چطوری بوده داستان من.@ علی(ع) فرمود رحمت خدا شامل کسی میشود که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا قرار است برود وقتی من به این توجهی ندارم همینطوری دارم فقط زندگی میکنم حالا یک چیزی هم به اسم نماز و دین هم به گوشم خورده همین کورمال کورمال میروم حالا مثلاً الان ماه رمضان چطوری باید روزه بگیرم.@ همین ؟؟؟ چطوری باید نماز بخوانم همین ؟؟؟ یک ذره احکام بلد هستم یک ذره بلد نیستم یک ذره درست و غلط همینطوری ردش میکنم برود نمیگذارد من بفهمم من کیستم هدف از خلقتم چیست تنبلی این کار را با آدم میکند.@ بیحوصلگی هم همینطور اول یک دو تا کتاب خوب پیدا میکنم استاد خوب پیدا میکنم جلسه خوب پیدا میکنم مطلب خوب پیدا میکنم تازه میفهمم که باید چکار کنم این بیحوصلگی نمیگذارد ادامه بدهم و نصف کاره رها میکنم.@ وقتی اطلاعات غلط بود عملها هم بدرد نمیخورد شما با اطلاعات غلط نمیتوانی عمل درست انجام بدهی اطلاعات باید کامل بشود پس ما تنبلی و بیحوصلگی یک دشمن اساسی هست سر راه ما برای کسب اطلاعات بعد در مرحله عمل هم باز تنبلی و بیحوصلگی یک دشمن بسیار اساسی هست برای ما در راه عمل کردن.@ نمیگذارد ما خوب عمل بکنیم میدانم الان وظیفهام چیست ولی نمیگذارد من عمل بکنم تنبلی و بیحوصلگی حالا انشاء الله از جلسه بعد میخواهیم راجع به این بحث تنبلی و بیحوصلگی تخصصی وارد بشویم که ما اصلاً چند نوع تنبلی داریم بیحوصلگی چیست و امروز و فردا کردنها یعنی چی.@ انواعش را بگوییم اقسامش را بگوییم در امور دنیایی بگوییم در امور آخرتی بگوییم روابط بین اینها را بگوییم یک روانشناسی تنبل داریم بحث داریم به نام روانشناسی تنبل اصلاً تنبل به چطور آدمی میگویند تنبل اصلاً شخصیتاً چطور آدمی هست شخص تنبل و بیحوصله چطور آدمی هست.@ و نقش تنبلی در شکستهای دنیایی نقش تنبلی در شکستهای آخرتی اینها را با هم بررسی بکنیم چون بحث فوقالعاده مهمی هست من یک روایتی را یک موقعی شنیدم ده روز من مریض شدم خیلی حال من را خراب کرد حالا شما اگر ده دقیقه هم مریض بشوید خوب است اگر بتواند ده دقیقه این روایت شما را به فکر ببرد خیلی خوب است.@ و آن از نبی اکرم(ص) هست فرمود(اِنَّ اَکثَرَ الصِیاحِ اَهلِ النّار مِنَ التَسویف) بیشترین نالههای جهنمیان بخاطر امروز و فردا کردنشان است پیامبر میگوید اکثر جنهمیان آدمهای بدی نیستند در جهنم خیلی آدم بد کم داریم خیلی کم هستند آدمهای لجباز کافر عنود آدمهای اینطوری خیلی کم داریم.@ بیشتر آدمهایی بودند که میفهمیدند باید چکار بکنند میفهمیدند خوب بودن یعنی چی پاک بودن یعنی چی درست بودن یعنی چی این را خوب خودشان درک میکردند اما برای خوب بودن پاک بودن درست بودن برای تصمیمات خوب گرفتن همیشه میگفتند حالا فردا.@ حالا بگذار دیپلمم را بگیرم حالا بگذار دانشگاه قبول بشوم حالا بگذار این ترم رد بشود حالا بگذار لیسانس را بگیرم حالا بعد از ازدواج همینطوری عمر را تلف کردند و امروز و فردا کردنهایشان باعث شد که به صیاح برود صیاح از صیحه میاید یعنی نالههایی که از روی درد هست.@ صیحه یعنی عذاب نالهای که از روی شکنجه و عذاب انسان میکشد میفرمود بیشتر نالههای جهنمیان مال امروز و فردا کردنشان است لذا یکی از آثار تنبلی همّ است(مَن قَصَرَ فِی العَمَل اُبتُلیَ بِالهَمّ) کسی که تنبلی میکند کوتاهی میکند هی امروز و فردا میکند این مبتلا میشود به یک غصهای که این همّ است غم نیست.@ ما یک غم داریم یک همّ داریم اینها با همدیگر فرق دارد چند تا هست در روانشناسی مباحث انسانی هست حزن هست همّ هست غم هست که اینها را در فارسی ما همه را یک جور معنا میکنیم چون فارسی گنجایش ندارد حالتهای روانی انسان را همه را برایش واژه ندارد.@ فقط زبان عربی هست که برای تمام ریزهکاریهای روح انسان تا جاودانگیش برای تکتک حالتهایش واژه تولید کرده میگوید آنهایی که تنبلی میکنند کوتاهی میکنند آدمهای تنبلی بیحوصله آدمهایی که هی امروز و فردا میکنند مبتلا میشوند به همّ همّ یعنی چی؟@ یعنی یک غصهای که میفهمد خودش چه غلطهایی کرده میفهمد ای کاش من این کارها را با خودم نمیکردم ای کاش وقتی میدانستم درست تصحیح میکردم ای کاش تنبلی نمیکردم ای کاش بیحوصله نبودم ای کاش نمیگذاشتم این حالت به من غلبه بکند.@ این غم ناشی از تنبلی و بیحوصلگی هست که انسان را له میکند نباید سراغ انسان بیاید جهنم و مشکلات دنیا معلول تنبلی است معلول بیحوصلگی است هر کس بخواهد خودش را روانکاوی بکند به گذشته خودش برگردد میبیند خیلی چیزهای بهتر از اینی که الان هست سر راهش بوده.@ ولی فقط به خاطر امروز و فردا کردن به دلیل سستی تنبلی بیحوصلگی خودش را از خیلی چیزهایی که میتوانسته به آن برسد محروم کرده پس این دشمن خیلی مهمی هست که انشاء الله جلسه بعد در موردش مفصل صحبت خواهیم کرد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 001 - تنبلی و بیحوصلگی
متن کامل (خام) جلسه 001 - تنبلی و بیحوصلگی