بحث امروز پيرامون يكي از قواعد مهم بحث تغذيه هست و آن پيرامون قانون زوجيت هست در اين قانون با اين حقيقت آشنا ميشويم كه هرچه كه در عالم هست براي اينكه به كمال برسد. احتياج به يك زوج و يك جفت دارد يعني خدآند نظام خلقت را طوري آفريده كه اولاً همه اشياء به سمت كمال سير ميكند ثانياً سيرآنها بههمراه اين زوج صورت ميگيرد قاعده كلي كه بيان كننده اين حقيقت هست در سوره مباركه زاريات اين طور بيان شده "و من كل شئي خلقنا زوجين لعلكم تذكرون": ميفرمايد از هر چيزي يك جفت آفريديم شايد كه متذكر بشويد البته چه رابطه اي هست بين زوج بودن اشياء و متذكر شدن ما. ما از زوج بودن اشياء متذكر چه چيزي بشويم ما هر چيزي را زوج آفريديم كه شايد شما متذكر شويد اين هم خودش يك بحثي هست كه ما دنبال چه چيزي بايد باشيم از چه چيز تذكر بگيريم چه چيزي را اين قانون به ما ميخواهد بگويد كه هر چيزي در جهان يك زوجي دارد يعني هر چيزي يك جفت يك زوجي دارد كه در آميزش و نزديكي با آن جفت خودش به كمال ميرسد تا وقتي هم كه به آن جفت و زوج خودش نرسد به كمال نميتواند برسد و آرامش هم ندارد البته اين قانون را قرآن در جاهاي ديگر هم اشاره به آن كرده است "سبحان الذي خلق الازواج كلها". امام صادقعليهالسلام هم اين قانون را اين طور بيان كرده است كه: "لكل شئ" شئ براي هر چيزي چيزي است كه در كنار آن چيز استراحت و آرامش كسب ميكند و به استراحت و آرامش ميرسد پس اين مرحله اول كه هر چيزي در جهان داراي اين زوج هست اما اين زوج چي هست و داراي چه خصوصيتي ميباشد در جاهاي ديگر قرآن در رابطه با زوج انسان همسر انسان يا به عبارت ديگر يكي از همسران انسان يكي از زوجهاي كه انسان با آنها ازدواج ميكند يعني جنس مؤنث براي مردها و جنس مذكر براي زنها ميفرمايد: "خلق لكم ...." خدآند از جنس براي شما زوجهاي آفريد كه در كنار آنها آرام بگيريد و به سكينه و آرامش در كنار آن همسرانتان برسيد در اين آيه به ما اين درس را ميدهد كه زوج باشد هم نسخ باشد از جنس خودتان يعني اگر چيزي بخواهد به كمال برسد بايد با يك زوجي از جنس خودش آميزش و نزديكي داشته باشد تا لقاح اينها به نتيجه برسد اگر غير از همجنس باشد آن آرامش حاصل نميشود پس ما ميتوانيم بگوئيم كه زوج فلسفهاش كسب كمال هست كه براي هر چيزي يك زوجي هست و شرطش اين هست كه بايد همنسخ باشد از جنس خودش باشد تا تحصيل سكينه و آرامش امكان داشته باشد آيا اگر با هم نسخ ازدواج صورت نگيرد يا با يك غير همنسخ ازدواج صورت بگيرد آرامش هست يا نه. آيا فقط آرامش. سكون و تكامل در لقاح بين دو شئي همنسخ هست يا به عبارت ديگر از لقاح دو شئي همنسخ و همجنس آرامش تحصيل ميشود و يا اينطور نيست در جلسه گذشته عرض كرديم كه انسان داراي مراتب مختلفي هست كه نازلترين آنها جسم انسان است انسان داراي مرتبه و مرحله خيال است و مرتبه و هم هست و مرحله عقل هست و هم چنين فوق عقل و عرض كرديم كه اينها همه موجود هست چرا چون منشأ اثر هستند و معدوم نيستند اينها هركدام براي خودش شئي است و چون هستند مشمول قانون زوجيت قرار ميگيرند يعني هر كدام اينها داراي يك زوجي است كه كمال آن قوا با ادراك زوج خودشان هست و مثلا براي بدن چشم اين زوج دارد زوج چشم چي هست؟ طول موجي هست كه در طبيعت وجود دارد اين چشم بايد اين طول موج را ببيند حالا اگر نبيند دچار سختي و ضعف هست و دچار اضطراب هست چون طول موج خوراكش هست. زوجش هست غذايش هست يعني سنخيت بين چشم و ساختمان آن و طول موج كه در طبيعت وجود دارد ميباشد ادراك طول موج غير از چشم توسط هيچ يك از اعضاء امكان پذير نيست همين طور فركانس هوا و فضا با گوش انسان. بوئي كه در خارج وجود دارد يا بيني انسان بدن انسان هم همينطور كل بدن هم يك غذا احتياج دارد كه با خوردن او غذا است كه آرامش پيدا ميكند اگر غذايش به آن دير برسد يا كم برسه يا غذا نامناسب باشد بدن فشار ميآورد و اذيت ميكند اما سئوالي كه كرديم كه آيا اگر ازدواج با غير هم جنس صورت بگيرد سكون تحصيل ميشود يا نه بله موقتاً سكون تحصيل خواهد شد يعني شما اگر گرسنه هم كه باشيد يك چيزي را بخوريد شكم را سير ميكند و از درد نجات ميدهد انسان يك غذاي خاصي دارد ولي اگر چيزي نبود و چيزي خورد كه با آن سنخيت نداشت شكم او را سير ميكند اما بعد انسان را دچار يك مشكلات خيلي وسيعتري ميكند در واقع اين سيري موقت هست و يك دردسر. يك آرامش موقت هست و يك اضطراب طولاني مثل بچهاي كه دارد گريه ميكند احتياج به شير دارد شما در دهانش پستانك ميگذاري پستانك كه در دهان بچه ميگذاري موقتاً بچه را آرام ميكند اما به محض اينكه بفهمد اين هم سنخ نيست بيرون ميآندازد و شروع ميكند به سر و صدا كردن بيشتر از حد اول زيرا گرسنهتر شده پس سكون و آرامش فقط و فقط در ازدواج با همسنخ هست اگر همسنخ ادارك نشود ممكن است موقتاً سكون بشود و سرگرميآما بعداً اضطراب طولانيتري را در پي خواهد داشت هر كدام از قواي انسان داراي اين غذائي هست داراي يك جفت و زوجي هست داراي يك چيزي هست كه آن را ادراك ميكنند و با ادراك آن به كمال ميرسند بحث ما فعلاً در معرفي خوراكهاي ما هست در معرفي زوجهاي ما هست فعلاً بحثي از خوب يا بد بودن اينها نميكنيم يعني چند جلسهاي را كه داريم ارزيابي نميكنيم فقط معرفي ميكنيم ميپردازيم به اينكه هر يك از شئون ما داراي چه نوع غذائي هستند اما كاري نداريم با اينكه اين خوب هست يا بد.
هر كدام از اين خوراكها يا جفتها يا زوجها فيالنفسه يا ذاتاً بد و شر نيستند اگر زوجي بد معرفي شود يا شر بشود يا منشأ شر بشود آن به اين اعتبار ديگري است به اين علت ديگري است.
اما اجمالاً ميدانيم هريك از قواي ما داراي اين زوجي هست كه براي همه اين قوا هم ازدواج وجود دارد لقاح وجود دارد به تعبير سيدالشهدا عليهالسلام لقاح منحصر به يك اسپرم و سلول تخم نيست كه با هم لقاح انجام ميدهند و نتيجهاش ميشود سلول تخم يك بچه در مراحل بالاي انسان و در ديگر شئون انسان اين عمل لقاح صورت ميگيرد و در لقاي هر يك از قوا با جفت خودشان اين نتيجهاي حاصل خواهد شد و تكامل اينها همه در هر مراحل وجود دارد فعلاً ميپردازيم به خوراك و زوج بدنمان چرا؟ چون نشاط. قدرت. سلامتي بدون نقش زيادي در قواي ديگر دارد نوع تغذيه بدن ما نقش زيادي در تكامل قواي ديگر دارد اگر اين را رعايت نكنيم نفس را در قسمت بدن درگير كرده است اين با مشكلات زيادي وقتي نفس را در شأن بدن درگير كرديم با مشكلات زيادي ديگر نفس درگير شده و از آنجائي كه نفس واحد هست يعني چند تا كه نيست يك موجود واحدي است اگر تغذيه شأن پايين را رعايت نكرده است كه عبارت است از جسم خود. آداب و شرايط را رعايت نكرده است اين را هم در جلسه بعدي عرض خواهيم كرد كه چه غذائي بايد باشد چقدر بايد باشد ميزان. كميت. كيفيت و ارتباطات مختلفي كه بايد داشته باشد اگر اين تغذيه خوب. سالم و مناسب و به اندازه بدن صورت نگيرد نفس در مراحل بعدي دچار دردسرخواهد شد يعني در تغذيه خيالي دچار دردسر خواهد شد و همينطور در تغذيه وهمي و عقلي و بالاتر دچار مشكل درست ميشود لذا اين نقش مهميدارد. بسيار مهم است نقش تغذيه جسمانی و سلامتي جسمانی در سلامت بدن. پس ميپردازيم به تغذيه جسم كه چه شرايطي بايد داشته باشد دررابطه باتغذيه جسم اين سري كلياتي داريم كه اين در همه تغذيه شئونات ديگر هم همين كليات وجود دارد مثلاً مقدار غذا زمان غذا خوردن نوع غذائي كه ميخوريم و تاثيرغذا آداب غذا خوردن شرايطي كه داشته باشد ما اگر اين را ندانيم نميتوانيم يك بدن خوب سالم وقوي داشته باشيم در جلسات گذشته عرض كردم بدن وقتي شما داريد تغذيه اش ميكنيد ارتباط تنگاتنگ دارد با مسائل معنوی و غير جسماني نقش بدن را در تحصيل علوم عرض كرديم ابتدا از طريق حواس هست كه ميتوانيم خيال خود را تغذيه كنيم اين مهم هست شنيدنيها اين شرايط دارد كه بايد رعايت بشود ديدنيها اين شرايط دارد كه بايد رعايت بشود بوها اين شرايطي دارد كه بايد رعايت بشود كه همراه بو آيا چيز ديگري بايد باشد يانبايد باشد شرطي هست در استشمام يا شرطي نيست بهر حال ما بايد در كل قوا اين مسئله را بدانيم كه تغذيه هر يك از قوا داراي آداب و شرايط. زمان. مكان كيفيت خاصي هست كه اگر رعايت نشود ما در هيچ از شئون اين لقاح موفقي را نخواهيم داشت تولد و تكامل موفقي را نخواهيم داشت انشاءالله از جلسه آينده شروع ميكنيم به بحث پيرامون تغذيه جسم فكركنم يكي دو جلسه كار داشته باشيم راجع به آن اما بحث جسم فقط از جهت خود جسم ضرورت ندارد يعني انسان وقتي قوانين حاكم بر تغذيه جسم را مطالعه ميكند بايد ها و نبايدها را مطالعه ميكند اينها بسياري شان در مراحل بالا موثر هست لذا اگر كسي اينها را خوب ياد نگيرد در مراحل بالا هم در رابطه با تغذيه دچار دردسر خواهد شد يعني آن قسمت هاي بالا وقتي در رابطه با جسم داريم صحبت ميكنيم چون با امري مثل ماده سر و كار داريم اين مقدار محسوس است طرف ميفهمد چه ما وقتي ميگوييم غذا مقدار. كميت. كيفيت از شرايط. آداب. زمان. مكان متوجه هست چي هست اما وقتي به مراحل بالاتر ميرويم راجع به شئون بالاتر صحبت ميكنيم اگر كسي اينها را با دقت ياد نگرفته باشد آنجاها يك مقدار مشكل درك ميكند وقتي در رابطه با آداب غذا در رابطه با شئون ديگر صحبت ميكنيم منظور چي هست لذا اين بحث كه از جلسات آينده انشاءالله داريم فقط از جهت خود بدن اهميت ندارد آن يكجنبه اهميت است جنبه ديگرش اين است كه اصولي كه در اين سلسله درسها آشنا ميشويم قوائدي كه در اين سلسله درسها آشنا ميشويم نهم آن و آداب شرايط تغذيه و شئون بالاتر.
والحمدلله ربّالعالمين