خوب بحث مان در باره ی وجودی شدن اسماءالله در ما و برقراری رابطه وجودی ما با اسماءالله بود که رسیدیم به تقوا و گفتیم تقوا مهمترین، اساسی ترین عامل اتحاد وجودی ما با اسماءالله است. هر جا رابطه برقرار نمی شود ما تقوا را رعایت نکردیم و آنجا که رابطه برقرار است در سایه تقوا رابطه بدست می آید. من یک توضیح در این رابطه بدهم قرار بود از امشب یک مقدار تمرین کنیم در مورد بعضی از اسماء که انشاءالله تمرینها را شروع می کنیم.
ببینید امیرالمومنین علیه السلام می فرمایند: شش صفت در جسم هست که در روح همان شش صفت هست، یکی سلامت و بیماری، یکی مرگ و حیات، یکی غفلت و هوشیاری، یعنی روح هم مثل جسم مرض دارد فی قلوبهم مرض، فیطمع الذی فی قلوبه مرض.
مرض هم می تواند قلب داشته باشد وقتی مرض می آید در جسم انسان، بطور طبیعی جسمش کار نمی کند. یعنی توقع این است که بطور طبیعی جسم کار هایی که برایش تعریف شده انجام بدهد ولی چون مرض هست نمی تواند انجام بدهد. مثلاً بیماری چشمی دارد نمی تواند آن طور که لازم است ببیند. مثلاً بیماری شنوایی دارد آن طوری که شایسته است بین بیست هزار فرکانس شفاف نمی تواند بشنود، خوب نمی تواند ارتباط برقرار کند، سنگینی دارد باید چیزی را بخورد بعلت مریضی نمی تواند خوب بخورد. نمی تواند خوب بجود، باید بو هایی را استشمام کند بعلت مریضی نمی تواند این بو ها را استشمام کند پس بو ها هست.
رنگها هست، فرکانسها هست، همه چیز هست اما آنچه باعث می شود ما نتوانیم با اینها ارتباط برقرار کنیم و از اینها لذت ببریم چه است؟ بیماری است. در اسماءالله تجلی اسماء الله خداوند تبارک و تعالی تجلی کرده بطور کامل در ما تمام اسماءالله در ما هست، در بیرون هم هست، ملکوت با بالاتر از ملکوت یعنی جبروت و مراحل بالاتر تمام با هم یکجا حضور دارد. این یادتان باشد هیچ وقت عوالم با هم رابطه مکانی و فیزیکی ندارد این طور نیست که ما یک عالم ماده داشته باشیم. حالا از نظر آموزشی ما در قوس می کشیم در تصاویر در فیلمها اگر دیده باشید وقتی طراحی می کنیم اول عالم بعد ذات ماهوت بعد از ماهوت لاهوت بعد می آییم جبروت بعد می آییم ملکوت بعد می آییم کجا پایین ناسوت، را رسم می کنیم.
این برای این است که شما درک درستی از رابطه و ترتیب وجودی عوالم داشته باشید. اما این به این معنا نیست که ما مثلاً باید از عالم ماده و ناسوت خارج شویم میلیارد ها سال بعد از آن طرف، کما اینکه بعضی از آقایان هم عقیده داشتند و غلط هم هست که آقا مثلاً فرض بفرمایید شما از آسمان اول در آیند بروید آسمان دوم از آسمان دوم در آیید بروید آسمان سوم، آسمان چهارم آسمان پنجم، آسمان ششم تا اینجا دنیاست. بعد از آسمان ششم به بالا چون خدا می گوید ما هفت آسمان قرار دادیم. از آسمان ششم به بالا آسمان هفتم که دیگر آن طرف عالم مافوق ماده است، این خیلی غلط است برای اینکه خداوند صریحاً در قرآن می گوید:
شما همین الان فرشته ها با شما هستند همین جا عمل می کنند فرشته ها کلیه( در بحث فرشته ها در صحیفه سجادیه داریم مفصل می گوییم) فرشته ها در کلیه حرکتهای فیزیکی اصلاً هیچ حرکت مادی و فیزیکی در عالم صورت نمی گیرد مگر اینکه فرشته ها در کنارش هست و فرشته ها کمک می کنند؟ این حرکت و این حرکت را ایجاد می کنند.
ائمه اینجا هستند، خدا همین جاست، عرش همین جاست، کرسی همین جاست، همه ی عوالم وجود با هم یکجا دارند کار می کنند. یک وجود یکپارچه و یک دست هماهنگ بین جبروتش با ملکوتش، ملکوتش با بالاتر هماهنگی هست.
امام صادق علیه السلام فرمود: خلق ملکه (یعنی همین عالم دنیا) علی مثال ملکوت و اسّس ملکوته علی مثال جبروت. ملکوت وجبروت و ملک روی هم دیگر کپی برداری شده اند. یک کپی یک چند ده میلیاردم شده مثلاً عالم ماده از برزخ از عالم ملکوت، ملکوت هم خودش یک کپی مثلاً یک چند میلیاردم از جبروت هست. پس همه ی اینها باهم هستند و عوالم مختلف دارند. مثالهایش را هم من توضیح دادم در بحث فرشته ها به همان مباحث فرشته ها که الان در جریان هست بحث صحیفه سجادیه، عزیزان، به آن جا مراجعه کنند و یواش یواش یاد بگیرند که این عوالم را با هم ببینند.
واین خیلی لذت بخش است که ما همه ی عوالم وجود را با هم ببینیم خوب درجلسه قبل شکر که بحث زیارت عاشورا بود توضیح دادم. اینجا هم بد نیست یکبار دیگر تذکر بدهم ببینید خداوند تبارک و تعالی می گوید شما تمام عالم ملکوت در اختیار شماست در افق دید شماست حتی وقتی می خواهد توبیخ کند انسانها را از کفار شروع می کند و این خیلی مهم و سازنده است به کفار می گوید شما چرا در ملکوت آسمانها و زمین نگاه نمی کنید یعنی کافر هم اگر بخواهد کار بکند می تواند ملکوت را ببیند. پس به طریق اولی مسلمان و مومن حتماً می توانند ملکوت را ببینند قرآن ما را توبیخ می کند خدا توبیخ می کند که شما چرا ملکوت را نگاه نمی کنید چرا ملکوت را نمی بینید.
و این خیلی بد است که خدا به آدم تشر بزند، گله کند از آدم و آدم را سرزنش کند که شما چرا کور هستید (ولقد علمتم النّشئاته الاولی فلو لا تذکرون). بعد شروع می کند مثالهای زیادی می زند که شما اگر دیدتان را باز کنید به محض اینکه به این امور نگاه کنید ملکوت را هم می بینید و باطن را هم می بینید پس ما اگر الان به عنوان مسلمان، شیعه و مومن نمی توانیم ملکوت را ببینیم خداوند از ما گله دارد حتی از پایین تر از ما هم گله دارد پایین تر از ما چه کسانی هستند؟ کفار هستند.
خدا می گوید چرا آنها ملکوت را نگاه نمی کنند پس آنها می توانند ملکوت را ببینند ما به طریق اولی می توانیم ملکوت را ببینیم. پس ما اگر نمی توانیم ببینیم مشکل بیماری هایی است که در روح وجود دارد اگر ما نمی توانیم با اسماء الهی ارتباط داشته باشیم مریضی داریم و این بدلیل باطن آلوده ی ماست.
حضرت علی علیه السلام می فرمایند: هر چه از افراد ظهور میکند شما خروجی آنها را می بینید و از این خروجی آدمها به درون شان پی ببرید. مثلاً فردی را مشاهده می کنید این فرد آدم خوش اخلاق، شاد، آرام با روابط عمومی قوی ارتباطات خوبی هم دارد پس پی می بری در درون او چیزی است که خروجی او به این شکل است در مقابل فردی است که عصبانی، بداخلاق، زودجوش، حساس، غصه خور، مضطرب پس در درون او مشکلی است که خروجی های او به این شکل بروز می کند. اگر پیغمبر می گوید مومن همیشه شاد است به همین دلیل است.
پس ما اگر یک حزب اللهی ناشاد داشته باشیم، یک حزب اللهی و مومنی داریم که همیشه نشاط ندارد و بیمار است چون پیغمبر می گوید نمی شود که سالم باشد ولی شاد نباشد. مثلاً این لیوان آب، مایع است و اگر ریخته شود اطرافش خیس می شود، نمی شود بریزد. ولی خیس نشود این آثار ذاتی مایع است. اگر ایمان باشد اختلافها کنار می رود عشق، مهربانی، عاطفه زیاد می شود؛ دعوا ها، غصه خوردنها، تنشها، عصبانتیها، کنار می رود و شادی جایش را می گیرد.
پس اگر ما رفتار های مومنانه انجام می دهیم ولی شادی نمی آید و آرامش نمی آید، رفتار های مومنانه انجام می دهیم مثلاً نماز می خوانیم، دعا می خوانیم، نماز شب می خوانیم، زیارت می رویم، حرم می رویم، اگر رفتار مومنانه داریم ولی شادی و آرامش نداریم ..... مثل کسی که چشمش را باز می کند ولی خوب نمی بیند، دکتر می گوید چشم تو مشکل دارد. باید عینک بگیری. گوشت مشکل دارد باید سمعک بگیری. مریضی است و نمی گذارد شفاف با ماده ارتباط برقرار کنی.
وقتی برای ارتباط برقرار کردن با ماده احتیاج یک سلامتی است برای ارتباط با ماوراء ماده هم احتیاج به سلامتی است. ما اگر ملکوت را نمی بینیم یا اگر عصبی و پرخاشگر هستیم زودرنج هستیم همه از دست ما ناراحت می شوند می توانیم با چهار نفر ارتباط برقرار کنیم لااقل نمی توانیم یک هفته را بدون درد سر باشیم در محیط کار یا خانه، یکی را می رنجانیم یا خودمان رنجش پیدا می کنیم آدم های حساسی هستیم اهل جیغ زدن، داد و عصبانیت و غر زدن و خیره نگاه کردن هستیم همه اینها برای این است که یک مشکلات و بیماری هایی درون ما است.
(الظاهر عنوان الباطن) ظاهر نمایانگر باطن است و به این شکل در می آید. باطن خودش را بیرون می اندازد و به این شکل در می آید. اگر ما نمی توانیم با اسماء الهی مثلاً با رحمان نمی توانیم ارتباط برقرار کنیم چهل سال است نماز می خوانیم می گوییم الرحمن الرحیم بسم الله الرحمن الرحیم. ولی می بینی که نه رحمانیت در تو آمده و نه رحیمیت. نه می شود به تو بگویند رحمان و نه رحیم. نشدی دیگر؛ چرا نشدی؟ برای اینکه مریض داریم و نمی گذارد اسم عمل کند. اسم هست، همه اش را خدا داد. ولی وقتی بالا نمی آید. یک بیماری های وجود دارند. که نمی گذارد آن ظهور کند. مثل اینکه من الان دوست دارم ببینم ولی یک بیماری دارم که الان نمی توانم ببینم.
پس مشکل دارم و باید خودم را درمان کنم. ما اگر نمی توانیم با اسماء الهی ارتباط برقرار کنیم. با ماوراء طبیعت ارتباط برقرار کنیم این برای بیماری ماست. یکی از برکات وجود امام زمان که در ایام ولایت ایشان هستیم و ما باید این ایام را جشن بگیریم و شادی کنیم و حرکت کنیم به سمت ظهور، این است که اگر امام زمان بیایند. و شما 24 ساعت در حکومت امام زمان باشید به اندازه ی صد ها سال بینش پیدا می کنید.
یعنی وقتی حضرت ظهور می کند یک دفعه که می گویند حضرت سر شیطان را می برد، یعنی مثل فاسد قبل از انقلاب و بعد از انقلاب، مردم بعد از انقلاب چقدر الهی شدند. آنقدر الهی شدند که این انقلاب با همه نواقصش کاری کرد که در روی کره ی زمین هیچ وقت این قدر آدم های فطرت گرا نداشتیم. از زمان حضرت آدم تا الان به اندازه ی که در ایران فطرت گرا و بهشتی در این سی سال تولید شد و صادرات زمین به بهشت زیاد شد هیچ وقت عالم اینقدر نتوانسته است. یک پیرمرد و یک امامی آمد یک انقلابی کرد این همه آدم فطرت گرا درست شد.
اصلاً کره ی زمین به خودش ندیده بود. ملائکه و بهشت غافلگیر شدند که چقدر انسان های فطرت گرا بالا می آیند. شما نگاه کنید همین نسبت زمان امام زمان اتفاق می افتد. اگر آقا امام زمان علیه السلام ظهور کنند، یک دفعه میلیارد ها انسان عقل شان کامل می شود. بیماری های روحی آن ها یک جا خوب می شود تا بیماری خوب شود ملکوت به روی شما باز می شود، باز می شود نه اینکه می بینید بلکه می روید و می آیید. ارتباط های دوستانه و صمیمی با فرشته ها با ملائکه الله و با بهشتی ها و انبیا و انسان برقرار می کند و حجاب های بین زمین و آسمان برداشته می شود. یعنی زمان حکومت امام زمان روی زمین نشستی، خسته هم هستی، می گویی بروم به بهشتیان سر بزنم و بیایم.
به ملائکه الله سر بزنم. همه اتفاق افتد. تا اراده کنی همه چیز هست. بالاتر از این را می گوید که هر وقت اراده کردی با خود حضرت باشی. با خود حضرت هستی. امام چه کار می کند؟ فکر کردید امام برای ما کلاس عقیدتی می گذارند، درس می گذارند. همان کاری که امام خمینی رحمت الله کردند که یک بچه 13 ساله در جبهه بار ها با خانم فاطمه زهرا و خانم زینب سلام الله علیها ملاقات می کند. با امام زمان ملاقات می کند.
این اتفاق برای یک بچه 13 ساله افتاد برای بزرگتر و کوچکتر از او هم افتاد. ما صد ها بار از این چیز ها آنجا دیدیم، یقین یقین، از شنیده های مان نمی گوییم از آن چه دیده ایم می گوییم. پس امام یک کاری را کرد یک فضای را ایجاد کرد که ملکوت درش باز شد. این که من توصیه می کنم عزیزان حتماً مناطق جنگی بروند و قدر بدانند و بروند و این رحم ها را ادراک کنند. اصلاً در آن رحم ها قرار بگیرند. تا یک ذره ساخته بشوند. رحم جبهه، رحم دو کوهه، رحم جنوب، رحم شلمچه، اینها برای ما سازندگی دارد.
تحولات عظیمی را ایجاد می کند. ببینید آدم ها چطوری ساخته شده اند. امام زمان وقتی ظهور کنند یک چنین اتفاقی می ا فتد یعنی الان بگویند وقتی امام زمان ظهور کنند چی می شود؟ ما می گوییم، دیگر فقیر نیست، مریضی نیست. فساد برچیده می شود اینها که آثار حیوانی و مادی است. آثار ملکوتی و انسانی ظهور حضرت چی می شود؟ انسان ساخته می شود.
کره ی زمین میلیارد ها آدم تربیت می کند، میلیارد ها آدم تربیت می شوند. دست شان را بر سر مردم می گذارند وض یده علی رئوس الناس. مردم عطشان کامل می شود، چطوری کامل می کند همان طوری که امام خمینی کامل کرد. امام چگونه کامل کرد آیا تک تک ما را ملاقات کرد؟ نه!
امام یک چیزی با خودش آورد که به قول خودش انفجار نور بود. نور را منفجر کرد مردم چی می خواستند یا نمی خواستند در معرض نور قرار گرفتند بنابر این روشن شدند. اگر امام زمان بیایند. این اتفاق می افتد برای همین بزرگداشت داشته باشید روز ولایت امام زمان علیه السلام را. جشن بگیرید و فکر کنید و توجه داشته باشید این توجه خیلی مهم است. جشن و سرور و شیرینی خیلی خوب است و ثواب دارد و ارزش دارد. روز ولایت حضرت را با بزرگی یاد کنید. به این نعمت خیلی توجه کنید و به اینکه چرا ما نباید در این نعمت نفس بکشیم. شما به این مقدار از عظمت که وقتی می آیند با خود می آورند این حکومت را و این آثار را دارد، تمام کسانی که قبل از ظهور حضرت برای آن مجموعه آثار فعالیت می کنند به همان مقدار آدم های بزرگی هستند. آنها که سربازی امام زمان را می کنند در دوران غیبت امام زمان، در دوران مظلومیت و آوارگی و طرد شدگی امام زمان که الان است و آنانی که الان عشق حضرت را دارند. و می گویند که من می خواهم مقدمات ظهور را فراهم کنم. و موانع ظهور را برطرف کنم.
خودشان را وقف می کنند و با اخلاص تلاش می کنند برای اینکه فعالیت ها، این ها مثل همان آدم که بزرگ می شوند بعداً، خداوند این سهم آنها را برایشان نگه می دارد. حتی اگر بمیرند هم حضرت فرمود: مثل کسی مرده که در رکاب حضرت امام زمان شهید شده است. و لو با بیماری بمیرد و لو در رختخواب بمیرد حتی اگر با تصادف یا در اثر سرطان بمیرد.
ولی کسی که همین الان که آن اتفاق عظیم به وجود نیامده همین الان بگوید یا امام زمان من با تو عهد می کنم، یا امام حسین، از خدا بخواهد یک زیارت عاشورای درست بخواند. ان یرزقنی طلب ثارک، واقعاً یکبار یک زیارت عاشورا بخواند با امام حسین عهد ببندد و پای عهد خودش هم بایستد. دعای صبحگاهی را که می خوانیم می گوییم اللهم هذه بیعته له فی عنقی. و پای این بیعت می ایستم. اگر یک کسی با امام زمان پیمان برقرار کند و رفیق شود و خودش را وقف کند به پدر آسمانی، برد کرده است.
با آن خانواده محشور می شود. خدایا تو شاهد باش من تضمین کردم لعنت تو بر من اگر من دروغ بگویم یا مبالغه بکنم. اگر یک کسی این جا پیوند برقرار کند قبل از ظهور بهترین فرصت برای رفاقت است. کسی که خودش را وقف کند به امام زمان، زندگی اش را و احساساتش را و عواطفش را، مالش را، سواد و قلمش را، استعدادش را، پیوند دهد با امام زمان، در تربیت میلیارد ها آدم سهیم می شود.
عجب تجارتی است. کمترین چیزی که می دهند به کسی که قبل از ظهور با حضرت پیوند برقرار کند این است که ثواب شهادت در رکاب حضرت را به او می دهند و چندین هزار برابر کسانی در رکاب پیغمبر شهید شدند اجر می برند. حضرت این را می گوید که تو غصه نخوری که ای پیامبر کاش در زمان تو بودم و در رکاب تو می مردم. پیغمبر می گوید: الان در رکاب فرزندم باشید بعداً خیلی هنر نیست. الان بروید در چادرش و با او کار کنید. الان به داد و فریاد مظلومیت حضرت برسید.
هل من ناصر ینصرنی. اگر الان برسید و زندگی خود را پیوند بزنید. با امام زمان، این در سعادت و تجارت پر سودی می افتد که هیچ کس جز خداوند نمی داند انتهایش چیست. اگر امام زمان علیه السلام بیایند بیماری های همه ما خوب می شود. ما می خواهیم قبل از ظهور یواش یواش با اسماء الهی ارتباط برقرار کنیم. مهمترین اسم خدا که مظهر همه ی اسم های خداوند است خود امام زمان است. اگر کسی با امام زمان رفیق شود همه ی اسماء را دارد. چون که صد آمد نود هم پیش ماست.
با اسماء الهی که در وجود انسان است، انسان بخواهد ارتباط برقرار کند خالص، نه از روی طمع، ارتباط خالص و دوستانه همان جوری که برای امام خمینی بچه ها جبهه رفتند. حضرت وقتی اخبار ایران را می گوید این حدیث را گم کرده بودم و دنبالش می گشتم، شنیده بودم یک حدیثی در مورد امام خمینی هست ولی پیدایش نمی کردم، کتاب بحار را گشتم ولی پیدا نکردم، یک شب امیرالمومنین علیه السلام را در خواب دیدم که کتاب بحار را باز کردند و حدیث را به من نشان دادند بعداً پیدا کردم حدیث را.
وقتی که امام را در حدیث توضیح می دهد و شما ها را معرفی می کند امام معصوم، وقتی از 1400 سال پیش شما را معرفی نموده فرموده: هم قوم یحبّ بروح الله بلا اموال و لا انساب اینها قومی هستند که شیفته ی روح الله هستند اما با او رابطه ی مالی و نسبی هم ندارند. برای پول و مقام و حکومت و پست نبود، هیچکدام از این بسیجی ها از امام چیزی نمی خواستند. همه چیز شان را برای امام گذاشتند و هیچ چیز از امام نمی خواستند. اگر کسی برای امام زمان این طوری باشد بگوید آقا خودت را می خواهم. من چون دوستت دارم، چون بابای من هستی. از بابا بودن دلیل بالاتری هست؟
آیا کسی به پدرش خدمت بکند بابایش را از زندان بیرون آورد، او را از آوارگی در بیاورد، بابایش را از تنهایی و غربت در آورد این تعجب دارد؟ نه. آقا تو پدر حقیقی ما هستی. تو اصل و ریشه ی ما هستی. نفس کشیدن ما، نبض ما همه چیز به دست تو است. تعجب ندارد اگر یک فرزند همه چیزش را فدای پدرش کند و چیزی نخواهد. به خاطر فلانی نباشد واقعاً اخلاص داشته باشد. این که دیگران بگویند چه آدم خوبی است یا منت بگذارد، نه!
این خیلی کار زشتی است ولی اگر از روی شیفتگی و عشقش به امام زمان کاری انجام دهد و بگوید که آقا: تو بابای من هستی من هم تحمل آوارگی تو را ندارم. تحمل غربت و تنهایی تو را ندارم. تحمل مظلومیت تو را ندارم تحمل این را که میلیارد ها بچه هایت از تو دور باشند را ندارم. تحمل یتیمی بچه هایت را ندارم. من تلاش می کنم همه بچه هایت تو را بشناسند و به تو افتخار کنند و با شناختن شما از یتیمی در بیایند.
همه با تو سرمست شوند و با تو عشق عالم را بکنند همه با تو تا آخر جاودانه باشند. چه مبارک است بچه ای که برای امام زمان بچه ی خلفی باشد و تلاش کند برای امام زمان، حاضر باشد سیلی بخورد، حاضر باشد فشار مالی تحمل کند و از آبرویش مایه بگذارد. حاضر باشد از شب و روزش مایه بگذارد و حاضر باشد گرما و سرما را تحمل کند حاضر باشد تنهایی را تحمل کند. چقدر این بنده مبارک است و چقدر ما بی عرضه هستیم که این میدان بی نهایت را از دست می دهیم. برای اینکه خیلی جلو و عقب می کنیم، چرتکه می اندازیم که برویم جلو یا نرویم معامله کنیم یا نکنیم، برویم در چادرش یا نرویم برویم بگوییم ما هم آمدیم یا نه!
تمام تردید هایی که بعضی از اصحاب عاشورا داشتند و نیامدند در پیوند ما با امام زمان هم هست، نگوییم خدا لعنت کند کسانی را امام حسین را یاری نکردند، خیلی از ما ها در پیوستن به امام زمان تردید داریم. امام زمان تک تک ما را صدا کرده برای رفتن در چادرش، امام حسین در عاشورا نشان داد هیچ نیازی به هیچ کس ندارد، گفت: اگر صدای تان می کنیم، من می خواهم شما با من باشید، شما بچه های من هستید به همه گفت حتی به عمر صعد هم می گفت دوست نداشت عمر سعد از او جدا شود دوست نداشت شمر به جهنم برود.
همه را صدا زد. اصحاب عاشورا قبل از اینکه کار نظامی کنند و بجنگند، همه اول نصیحت کردند و حرف زدند چون آدم های مهربانی بودند همه رحمان و رحیم بودند. تا مجبور نشدند دست به شمشیر نبردند. امام حسین علیه السلام دوست داشت همه آدم هایی که آن طرف بودند با او به بهشت بروند برای همین به ابن سعد می گوید: برای تو خیلی بهتر است تو پیش من باشی. او را دعوت می کند چه قدر به ابن سعد احترام می گذارد، خصوص با او حرف می زند که پیش من بیا.
آدم را قساوت بگیرد این طوری می شود، حرام خوری یک چنین بلا هایی را سر آدم می آورد که آدم صدای هل من ناصر ینصرنی امام را می شنود ولی اجابت نمی کند. چمران شاگرد اول دانشگاه در آنجا بود ببینید کجا رفت. ولی الان در این مملکت امام زمان هر که را صا می زنی می گوید: آقا من درس دارم، کارشناسی باید شرکت کنم کارشناسی ارشد دارم دوره ی دکتری دارم نمی رسم. ما وقت برای حضرت نداریم. این چند دقیقه این که صحبت کردم خارج از روند بحث ما بود برای این که امشب شب مهمی است اولاً شب شهادت امام عسگری است که باید عرض ادب کنیم. بعد هم ما آماده شویم برای یک مرحله بزرگ تاریخی و آن مسئله، دوران امامت امام زمان خود ما است.
این خیلی فرق دارد با همه مناسبت های اسلامی دیگر. برای همین باید فذکّر هم بایام الله ان فی ذلک لآیات لکل صبّار شکور. مردم را به یاد ایام الله بیانداز اگر کسی اهل صبر و اهل شکر باشد این برایش نشانه های مهمی است. شنبه روز ولایت امام زمان. نشانه هی زیادی برای ما دارد مهمتر از هر چیز دیگری است چون دوران شروع امامت امام ما است نه امام قبلی، امامی که حی و حاضر در محضرش نشسته ایم و این یک مسئولیت می آورد و ما باید فکر کنیم ما با امام زمان چه کار باید بکنیم، چه وظیفه ای داریم چه پیوندی باید برقرار کنیم چرا و چطوری به زندگی خودمان بیاوریم و چگونه با او پیوند برقرار کنیم. چطوری با او کار فرهنگی و اقتصادی بکنیم.
چطوری با او نفس بکشیم. چطوری با او عروسی و مهمانی برویم. چطوری با او عروسی بگیریم، چطوری ازدواج کنیم و چطوری در محضر او با کمک او بچه دار بشویم. چطوری با هدایت او و برای او بچه های مان را تربیت کنیم. چطوری نسل مان را تربیت کنیم. و ... همین طوری باید فکر کنیم و تصمیم بگیریم. خوش به حال کسی که الان بتواند برود درون چادر حضرت، با خانواده اش برود داخل چادر حضرت.
خوش به حال کسی که هنوز ازدواج نکرده که برود در چادر حضرت ازدواج کند. آنهایی که بچه دار نشدند در چادر حضرت بچه دار شوند. آنهایی می خواهند دست به هر انتخاب یا ارتباطی بزنند رفتاری انجام دهند در محضر حضرت و در چادر حضرت از خودشان بروز دهند. خیلی مبارک است تقوا همه چقدر زیاد شود فهم ما از زمان و موقعیتی که داریم بیشتر می شود. اگر ما نمی فهمیم الان امام زمان کیست و چگونه است و چه کار باید با او بکنیم، اصلاً چطوری با او زندگی کنیم برای این است که آلوده ایم.
یکی از اسمائی که بعداً مفصل با آن کار خواهیم کرد و خیلی برای انسان آرامش و نشاط می آورد و کمک می کند و مردن آدم، خوب متولد شدن و دوران برزخی خیلی با عزت و کرامت، قیامت خیلی راحت، چون فرمود: قیامت زمینش یک پارچه آتش است زمان آن 50 هزار سال است و امام صادق علیه السلام فرمود: پنجاه ایستگاه هزار ساله دارد و شما باید جواب بدهید. خیلی طولانی و اذیت کننده است اگر کسی نتواند اینجا به حصاب هایش برسد.
مگر اینکه این جا زود به حساب هایش برسد. حاسبوا قبل ان تحاسبوا. این جا این 50 سوال را آماده کنید جواب هایش را بدانید دیگر آنجا سوال ندارید، نه نکیر و منکر هست آنجا، سوالی است آدم زود رد می شود. ما می خواهیم راجع به تقوا صحبت کنیم. گفتیم: تقوا یعنی حذف خودم، این که من بتوانم من طبیعی را حذف کنم. بتوانم دست از خودم و من طبیعی ام بردارم وقتی از من طبیعی دست برداشتم، من فطری خوب فعال می شود. حالا یک مثال کوچک برای شما می زنم، از این سوالهای کوچک می خواهیم برویم سراغ یک اسم خیلی بزرگ، آن اسم ستّار است ستّار یعنی بسیار پوشاننده یعنی ما بتوانیم عیب ها، ضعف ها، انحرافات، خطا ها، گناهها، کجی ها را بپوشانیم.
جلسه ی قبل گفتیم شیطان وقتی حمله می کند، حمله می کند که هم مال خودمان را بپوشانیم و برملا بکنیم و هم مال دیگران را. یکی از صفاتی که ضد ستار است و هم بد مردن می آورد، بد زندگی کردن، بد مردن، قبر پر آشوب و پر عذاب می آورد، شکنجه های پر سر و صدا و پر اضطراب می آورد، یک موقع آدم را آدم شکنجه می دهند ولی یک موقع هست با داد و فریاد و وحشت و با نعره و صیحه انسان عذاب می کشد. یکی از صفت هایی که این حالت ها را برای انسان می آورد هم قبل از مردن، در زندگی و هم موقع مردن و هم بعد قبر تا قیامت آدم را شکنجه ی شدید می دهد فضول کردن و تجسس در کار دیگران است کار داشتن با مردم و ور رفتن با دل مردم و زندگی و شخصیت مردم.
این خیلی مهم است اگر وارد آن شویم بیشتر می توانید در این آینه خودتان را نگاه کنید چون می خواهیم تمرین کنیم. بسیاری از اضطراب های که در زندگی شما می آید و شما را به هم می ریزد برای این است که نتوانستیم به این صفت غلبه کنیم یعنی یک جایی با دل یک نفر با زندگی یک نفر، با آبرو و شخصیت یک نفر، ور رفتیم و فضولی کردیم در کار مردم.
این باعث می شود در زندگی ما. ناآرامی و تشنج و اضطراب زیاد می شود. موقع مردن هم همین طوری است چون گفتیم نفس ما قبر ما است. کسی که نتواند در دنیا آرام و شاد زندگی کند قبرش هم خیلی پر آشوب است آدم های عصبی و پرخاشگری آدم های غرغر کن و بهانه گیر قبر خیلی پر آشوبی دارند.
برای همین است می گویند: بداخلاقی گناهی است که آمرزیده نمی شود. قبر انسان نفسش است این الان نفس را باخودش به برزخ می برد می شود قبرش، قضیه برعکس می شود. ما الان در روح های خودمان دفن هستیم. ما الان زنجیر روح های خودمان هستیم. کلّ نفس بما کَسَبَت رهین. هر کسی گروگان کسب کرده های خودش است.
اگر من یک طوری زندگی کردم و کسب کردم که نتوانم دیگران را نیش نزنم. اعصاب دیگران را خرد نکنم. با زندگی دیگران ور نروم، با کار و مسائل شخصی دیگران، همسر، شوهر، بچه، پدر و مادر همسایه کار نداشته باشم خدا به داد چنین آدمی برسد. این نه دنیای شاد و آرامی می تواند داشته باشد و نه قبر شاد و آرامی می تواند داشته باشد. این خیلی گرفتار می شود برای اینکه تا می آید شاد و آرام شود می گوید گوش کنم ببینم کی چی می گوید؟ نگاه کنم ببینم این چه کار می کند؟ کیفش را نگاه کنم. خلاف چیز را بررسی کنم.
این آدم نیست بدبخت است. به زنش شک دارد، به شوهرش شک دارد به فرزندش شک دارد به پدر و مادرش شک دارد به همه شک دارد این خیلی بیچاره است. این اصلاً آرامش ندارد آیه ی شریفه ی قرآن می فرماید: لا تجسسوا. تجسس نکنید. یعنی حساسیت و کنجکاوی نکنید و این را نسبت به مردم به صفر برسانید. ما باید روح تجسس و کنجکاوی را به صفر برسانیم. روح ور رفتن با دیگران را. حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله و سلم می فرمایند: انّی لم امر ان انقب عن قلوب الناس. کلمه ی (نقب) را شنیده اید؟ نقب زدن در یک کوهی، نقب یعنی تونل می زنند می شکافند و جلو می روند. یا چاه باز می کنند. در زمین نقب زدم از آن طرف در بیاید. می فرماید: من مامور نشدم که در سینه های مردم بروم. نقب نزدم مامور نیستم باطن مردم را نگاه کنم.
ما خیلی علاقه داریم به فهم باطن های مردم. این شهوت هزاران سال آدم را آن طرف نگه می دارد با بدبختی. این چه شهوتی است؟ بی تقوایی است. ریشه این به منیّت و خودخواهی بر می گردد. من دوست دارم از باطن و اسرار مردم خبر دارد شوم. یک نوع خودخواهی است بی تقوایی است یعنی من حریف خودم نیستم نمی توانم به خودم بگویم ساکت شو. به تو ربطی ندارد زندگی مردم، اخلاق و رفتار و لغزش های مردم، انحراف های مردم به تو ربطی ندارد.
خیلی خوشم می آید علاقه دارم شهوت این را دارم که با مردم ور بروم، که بدانم همسایه ام چه کار کرد، این چه کار کرد؟ بعضی ها واقعاً این طوری هستند. مثلاً شما بگویید آقا، همسایه چندمی شما کی شوهر کرده، شوهرش چه کاره است. کی زاییده، چی زاییده، همه را به شما می گوید. این که طلاق گرفت، الان چه کار می کند. کجا کار می کند اسمش چیست به قول استاد ما علم رجال دارند، می گفت خانم ها علم رجالشان قوی است. یعنی تمام تاریخچه ها را می توانید از آن ها بپرسید.
همه چیز را کامل می داند کتبه و شجره نامه می نویسد به دست تو می دهد. می گوید: من مامور نیستم نقب به دل مردم بزنم و لا اشقّ بطونهم اشقّ یعنی شکافتن. من مامور نیستم دلهای مردم را بشکافم و از آن چیزی در بیاورم، این چرا این طوری کرد؟ چرا این را گفت؟ منظور داشت، تو می خواستی این طوری کنی و .... خیلی از آدم هایی که این طوری هستند گرفتار می شوند.
اینها نه روح سالم دارند و نه هیچ وقت آرامش دارند پیغمبر می گوید: نقب نزنید و دل مردم را نشکافید. نروید در دل مردم و ریز شوید در کار مردم. نتیجه نگیرید، آدم ها را ارزیابی نکنید. یکی از شاگرد های علامه گفت، خوب ایشان چشم برزخی داشتند می گفت: من یک دفعه دیدم یک آقایی آمدند، علامه را ببوسند، از توی دهانش یک عالمه چاقو و نیزه و شمشیر بیرون آمده بود، این که آمد صورت علامه را ببوسد. من گفتم الان این نیزه و شمشیر ها می رود در صورت علامه. گفت یک دفعه وحشت زده شدم آمدم عکس العمل نشان دهم، علامه دست من را گرفت.
آن مرد را بغل کرد و بوسید. استاد ما می فرمود: یک روز آمدم سر کلاس دیدم یک کسی من را صدا می کند. نگاه کردم آدم ندیدم بعد دیدم یک سموری آن جا هست و آن سمور من را صدا می کند. سلام علیک کرد، فهمیدم یک آدم است به شکل سمور من او را می بینم. گفت: که اگر اجازه بدهید من می خواهم بیایم سر کلاس اخلاق شما. گفتم: بیایید. گفت: وقتی این را سر کلاس آوردم خیلی ها جیغ شان در آمد که آقا چرا این آدم را سر کلاس آوردید، این برای چی آمد با شما چی کار دارد؟
کجا برود؟ مریض کجا باید برود؟ اگر یک مریض به درمانگاه برود سوال دارد؟ و تعجب دارد یکی کسی که مریض است به بیمارستان برود. یکی از اولیای خدا هر وقت می رفتم خدمت شان می گفت: آدم که بیرون حمام تمیز نمی شود باید حمام برود تا تمیز شود. حرم حضرت عبدالعظیم، کلاس ها، جلسات، موسسه حرم امام رضا، جای مریض ها است. ما باید برویم خوب شویم. یعنی چی که چرا این آقا یا این خانم آمده، این چرا این طوری است؟ ما چه کار داریم با مردم.
تو اگر بخواهی به کسی گیر دهی پرده ها کنار برود می فهمی هزار درجه بدتر هستی و خودت نمی فهمی. ما چه کار داریم با مردم ور برویم. یک خانمی می گفت: من سالها آمریکا زندگی کردم، گهگاهی در این جلسات و کلاس ها هم می آمد، یک موقعی گریه می کرد و خیلی منقلب می شد. گفتم: چرا این قدر گریه می کنی؟ می گفت: خیلی خراب کاری کردم آنجا در آمریکا، مسائل شرعی را نمی دانستم، اصلاً این حرف را نمی دانستم، محرم و نامحرم سر مان نمی شد. گفتم: بگو ده تا زنا کردم غیر از این است بیشتر از این است. من که استاد تو هستم تو الان می آیی سر کلاس من می نشینی من یک غیبت که کردم 70 زنا پای من نوشتند. کدام یک فحشایش بدتر است نزد خدا عذاب کدام بدتر است. یک تهمت زده باشیم. کسی را از خودم رنجانده باشم. یک غیبت اشدّ من الزّنا. 70 بار زنا است. ما مثل نقل و نبات دهان های مان را پر از غیبت است. اصلاً غیبت نکنیم لذت نمی بریم.
کیف می کنیم گوشت برادر های مرده را می خوریم، پشت سر بقیه راحت حرف می زنیم. من باید خجالت بکشم و گریه کنم که خدا چقدر از این زنا ها در نامه ی من نوشته است. الا وضع کدام یک از ما بدتر است؟ با آدم ها ور نرویم. سیدالشهدا فرمود: خوش به حال کسی که آن قدر به عیب های خودش مشغول است که از عیب های دیگران غافل است.
ما بعداً آنقدر گریه کنیم که حواس مان به عیب های دیگران بوده و عیب های خودمان را ندیدیم. خیلی گریه می کنیم و خیلی غصه می خوریم. با کسی ور نرویم. این ور رفتن ریشه اش یک نوع خودخواهی و شهوت است من می خواهم سر در بیاورم دل های دیگران را بشناسم و بتوانم راحت در مورد آنها حرف بزنم.
خیلی خطرناک است از همین امشب تمرین کنیم که میزان کنجاوی خودمان را کاهش بدهیم، اول از خانواده شروع کنیم سوال نکنیم، گوش های مان را فعال نکنیم چشم ها را خیلی فعال نکنیم که این ها را توضیح می دهم. تمرین کنیم که آقا به من چه؟ من چند دقیقه دیگر سرم را بگذارم بمیرم این قدر گرفتاری دارم که اصلاً نمی توانم به عیب کسی نگاه کنم. روز قیامت همه عریان محشور می شوند ولی هیچ کس نمی تواند به کسی دیگری نگاه کند برای اینکه لکل امری منهم یومئذ شان یغنه. هر کس آنقدر دیوانه ی مشکلات خودش است این 50 هزار سال سر راهش و یک ابدیت.
اصلاً هیچ کس را نمی بیند همه بدبخت خودشان هستند، آدم آن دل نگرانی را این جا بیاورد با مردم خوب زندگی کند و در کار مردم ریز نشود روی اسم ستّار کار بکنید و تمرین کنید.
والحمدلله رب العالمین.