2یا 3آیه در مورد خصوصیات دشمن است می خوانم از قرآن کریم. این بحث را بر خلاف این چند سال که بررسی خود آیه و ابعاد آیه بود به صورت موضوعی بررسی می کنیم. چند آیه غیر از آیه ی مربوط بحث می کنیم به خاطر اهمیت موضوع است. این آیه 118 و 119 آل عمران است. ای کسانی که ایمان آوردید، مستحب است وقتی در قرآن این آیه این طور بود که اولش ای کسانی که ایمان آوردید بود، ما لبیک بگوئیم. ای کسانی که ایمان آوردید غیر از خودتان، دوستان صمیمی و هم راز نگیرید. اینکه ما مأمور شدم به همهی افراد محبت کنیم حتی به اهل کتاب و کفار. اما برقراری که در آن دلدادگی و هم رازی باشد خیلی خطرناک است، نباید به حریم ما نزدیک باشند. شهید مطهری میفرماید: ارتباط نزدیک با اعضای خارجی یا غیر هم دین، باید با عضویت در پیکر جامعهی اسلامی منافات نداشته باشد. شما مثلاً می خواهید چشم و گوش سر جایش باشد. یا یک عضوی را می خواهید به بدن وصل کنید ولی از اصل پیکر منافات دارد شما بعضی از دختر خانم ها را می بینید نسبت به گردن و پوست حساسیت دارد. انسان خوب است زینت داشته باشد. در روایت داریم باید حداقل زینت برای زن تهیه شود. ولی یک خانمی می خواهد با یک بدلی زینت داشته باشد هیچ اشکال ندارد و مستحب است گاهی انسان از آهن هم زینت درست می کند. خلخالها و دستبندهایی که خانم ها می بستند طلا نبوده است. همین که زینت بیاورد خوب است. ولی بعضی از دخترخانم ها، پوستشان حساسیت دارد سریع جوش می زند، این عضوی که می خواهد با بدن تماس بپیرد نباید به بدن صدمه بزند. اگر صدمه بزند. اگر صدمه بزند سازگار نیست. بعضی ها یک عضو در بدن می گذارند، چشم ، یا پروتز می خواهند کار بگذارند. ولی بعضی مدتی می بینند تمام سیستم بدن بهم ریخته است. دکتر می گوید: باید این عضو را بردارید چون با پیکر سازگار ندارد. پس این پیکر خیلی مهم است. ما به عنوان جامعه ی اسلامی یک پیکر هستیم. اگر قرار باشند با یک خارجی در ارتباط باشیم باید با عضویت ما منافات نداشته باشد. اگر رابطه ای دارید اشکالی ندارد ولی نباید این رابطه تأثیرپذیر یداشتهب اشد. مواظب باشید روحیتان را خراب نکند چون آنها به غیر از دین شما هستند. از اینکه در کار شما خرابی کنند کوتاهی نمی کنند. شما دوتا تیم رقیب هم که هستند هر دو شیعه هستند. شخص می خواهد به تیم مقابلشغلبه کند. استقبال میکند که تیم او شکست بخورد و تیم خودش پیروز شود. شما هر موقع کسی را دوست داشته باشید اگر خودتان هم بازیگر نباشید چون علاقه به او دارید برای پیروزی او دعا می کنید و از اینکه طرف مقابل شکست می خورد هیچ غصه ای هم ندارید، فقط برای شما این مهم است که طرفی که دوستش دارید پیروز شود. آدم هایی هستند خیلی مؤمن هستند اما وقتی مسابقه و رقابت شروع شد به فکر این هستند که طرف مقابل را شکست دهند. حال اینها که کافر هستند در درون خودش علاقه به شکست نسبت به شما، و علاقه به غلبه شما از بین نمی رود. خیلی دوست دارند ما دچار زحمت و سختی بیافتیم. این دشمنان شما بغض در زبانشان آشکار می شود. انگلیس، آمریکا، از اینکه کینه اش را برای ما اعلام کنند. هیچ ابائی ندارند. دشمن آنها آشکار است آن کینه ای که در دلشان است بیشتر از آن چیزی است که به زبان می آورند. این فرمول دشمنی و کینه توزی است. باید بفهمی طرف مقابل نسبت به شما چه فکر می کنند؟ دشمن شناسی در ما ضعیف است. شما یک موقع می خواهید با کسی حرف بزنید با هم خیلی دوست هستید ولی او سنّی است ولی شما شیعه هستید. باید این مرزها رابشناسید اگر می خواهید بردارید باید با ظرافت بردارید. اگر حواست نباشد ممکن خطهای بدی در کار باشد. حداقل بدبینی و تعصب دارد اگر بخواهی از آنها بگیری. اینها روش دارد. ما گاهی وقتها این را بین عربها و فارس ها داریم. شما اهل کتاب را دوست دارید ولی آنها شما را دوست ندارند. شما اگر تاریخ معاصر را مطالعه کنید یکی از بزرگ ترین لغزش های ما این بوده چون ما عاطفه ی اسلامی و شیعی داریم و دین ما یک دین محبت ورأفتاست. اگر این محبت را ایجاد کنیم فکر می کنیم طرف مقابل هم هست. او نمیتواند مثل شما باشد. ما با عراقیها که می جنگیدیم. آنها شیعه بودند ما هم شیعه بودیم ولی مهرورزی که ما به آنها می کردیم، آنها نمیتوانستند آن مهرورزی را کنند. ما آب خودمان را نمی خوردیممبادا یکی از آنها احتیاج داشته باشند. همش فکر هم بودند. غالباً قمقه را پر نگه می داشتند. ما تشنگی را تحمل می کردیم. بعد که عراقی را که اسیر می گرفتیم در اوج تشنگی آبمان را به عراقی دادیم، ولی آنها آب ما را نمی خوردند یکی از آنها آب من را نخورد. که چرا خنک نیست. با نخوت و تکبر رفتار می کردند. یکی از عراقی ها فارسی را یاد گرفته بود به من میگفت کی تهران می رویم، من هم می گفتم اگر اطلاع ندهی تهران نمی ببریم. چون برای آنها کشنده بود. مجبور بودند اطلاع بدهند تا تهران بروند. قرآن می فرماید: شما آنها را دوست دارید و مهرورزی میکنید ولی آنها شما را دوست ندارند. خیلی از مسئولان ما بیجا در مهروزی را باز میکنند. ولیچون آنها این ظرفیت را ندارند، ناملایمتی را ندارند. وقتی خلوت می کنند آن قدر از دست شما عصبانی هستند که انگشتشان را از شدت خشم گاز می گیرند. خدا رحمت کند شهید بهشتی را می فرمود: به آمریکا بگوئید از دست ما عصبانی شو و از این عصبانیت بمیر. (این شعار قرآنی است) با توجه به این نکته ای که عرض کردم چند نکته ای است که باید به آنها توجه کنیم. 1- اگر ما باطن دشمنان رابشناسیم در برقراری با آنها دقت لازم را انجام می دهیم. فریب نمی خوریم باید بدانیم نسبت به ما چه فکر می کند. وقتی از دشمن صحبت می کنمی منظور فقط دشمن خارجی نیست وقتی می خواهید بحث عقیدتی میکنید شما می خواهید از ولایت دفاع کنید او می خواهد ولایت را بگوید. شما می خواهید راجع به قرآن و اعجاز قرآن حرف بزنید او می خواهد اعجاز قرآن را ردّ کند. باید دقت کنی وقتی با او بحث می کنید بدانید او دنبال چه چیزی است و چه چیزی را می خواهد اثبات کند یا ردّ کند. تا بتوانی جریان بحث را درست کنترل کنی. بدانی به کجا این قضیه راببری. یکی اینکه ما بشناسیم فریب نمی خوریم و بیخود میل هم پیدا نمی کنیم. بیشترین ضربه هایی که ما در این کشور دیدیم. این بوده که مسئولین ما تمایل به دشمن پیدا کردند. این جاسوسی هسته ای که علیه ما شد از خودمان شروع شد یعنی بعضی از آدم های نادان آمدند بعد از قضیه ی لانه ی جاسوسی بعداً پشیمان شدند. فکر کردند با مذاکره بین هم می توانند این مسئله را حل کنند حواسشان نیست این دشمن است واقعاً چیزی جز معقوله ی ما فکر نمی کند. برای همین خودشان را خیلی نزدیک کردند. بعضی از شخصیت های سیاسی رفتند آن قدر نزدیک شدند که یک دفعه دیدند در جاسوسی افتادند. یک تعداد از آنها پول گرفتند و علیه خود این نظام به نفع آنها جاسوسی کردند و اطلاع به دشمن دادند. شروع قضیه از میل کردن به دمشن است اینکه همش هوس کنی مذاکره کنی. بعد می بینی در یک چاله افتادی. آیهی 105 بقره. «ما یَوّدُ الذین کفروا من اهل الکتاب وللمشرکین ان ینزل علیک من خیر من ربکم والله یختصُ به رحمة من یشأء» دوست ندارند کافرین و اهل کتاب و مشرکین به شما خیری برسد. علت دوست نداشتن حسادت بود که در آیهی 109 توضیح میدهد. از حسادت دوست ندارند چیزی به شما برسد. الآن از حسادت دوست ندارند که به انرژی هسته ای رسیدیم. برای آنها کشنده و سخت است. می گویند ایران نباید این انرژی را داشته باشد. ایران در 25 ساله در بعضی از رشته ها از آنها جلو می زند. اصلاً فکر نمی کردند ما در رشته های علوم از آنها جلو بزنیم. به قول مقام معظم رهبری که پیامبر هم مژده اش را داده است که علم اگر در ثریا باشد مردانی از ایران به آن دست پیدا می کنند. به قول مقام معظم رهبری 20سال آینده دنیا برای اینکه به علم و رشته های مختلف برسد مجبور است فارسی یاد بگیرد. و این هم خواهد شد. مادر خیلی از رشته ها جلو می زنیم اینها برای اینها خیلی سخت است. من با این دانشمندان هسته ای جلسه ای گذاشتم از نزدیک از تمام فعالیت های آنها آشنا شدم و به من توضیح دادند. در دنیا فقط 8 کشور هستند این امکانات این چنینی را دارند این امکانات را دارند هر کدام طریقه ی خاصی را دارند یعنی روش های خاصی است. ایران توانسته تمام روشهای خاصی که در دنیا است توانسته تولید کند. آنها وقتی به ایران آمده بودند خیلی تعجب می کردند. دانشمندان آنها بالای 40سال است. ولی در ایران جوان های 23 یا 24 ساله بودند. دختر و پسر بودند. آنها فکر می کردند اینها دانشجویان دم دستی هستند. آنها باور نمی کردند اینها این کار را کردند. مثل دوران جنگ. دوران جنگ هم از زیر 30ساله ها خوردند. راه های نظامی از جوانان30 یا زیر 30سال بود.من به آنها میگفتم اگر اینجا را بمباران کنند. شما چکار می کنید آنها میگفتند با ساده ترین راه دوباره می سازیم. با هزینه ی کمتر یک چیز قوی می سازیم. چون همه چیز به دستمان آمده است. این برای اینها کشنده است. الآن کشورهای اروپایی مجبورند حریفهایشان را به ایران بفرستند. خودشان هم در کشور خودشان مریضی اشان را پیش دکترهای ایرانی می روند. در فضای آمریکا 60درصد دکترها ایرانی هستند. آنها خوب ایرانی را می شناسد در تمام رشته ها ایرانی را می شناسد. خیلی عصبانی هستند و حسادت می کنند. آنها می دانند ما بم نداریم. آنها می دادندما با این انرژی هستهای به اکتشافات و اختراعاتی میرسیم که آنها اصلاً دست پیدا نکردند. ما صاحب علم میشویم آنها می دادند باید 20سال بعد باید در دانشگاه های ما گدایی کنند. آیه می گوید اینها دوست ندارند به شما خیری برسدقرآن چگونه جواب میدهد. که باید خیلی توجه کنیم. این حسادت که در مؤمنین است وجود دارد مؤمن بین 5شدت است. اولین شدت این است که گرفتار مؤمنین حسود می شود. خدا نکند ما جزء مؤمنین باشیم که باعث دردسر مؤمنین دیگر شویم. میفرماید: «والله یختص من یشاء والله ذوالفضل العظیم» این که شما انتظار دارید خدا بیاد به میل شما رفتار کند و یک نفر را برتری دهد و عزیز کند نه خدا هر که را دوست داشته باشد عزیز میکند. هرکس را هم بخواهد ذلیل می کند. شما نمیتوانید حسادت کنید که چرا فلانی توفیق پیدا کرد، فلانی نکرد، اصلاً نمیتوانیم بگوئیم. اینکه خدا بخواهد؟ این طور نیست دل بخواه خدا حساب و کتاب ندارد. آنجا نشسته به هر که خواهد میدهد و به هرکس نخواهد نمیدهد. اینطور نیست. این خواستن خدا فرمول دارد. اگر میخواهید خدا به شما بدهد و عزیز شوید. تمام اینها فرمول دارد. اگر فرمول را رعایت کنید خدا به شما می دهد. برو فرمول را یاد بگیر. نه اینکه چرا به این داد؟ چرا به این ندارد؟ با اینها کار نداریم اگر فرمول را رعایت کنی از کسی عقب نمی مانی. حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: هرکس منتظر واقعی امام زمان(علیه السلام) باشند با من و هم درجه ی من در بهشت است. مگر این را نمی خواهی پس راهش را هم می گوید. پس باید تو رابطه ات را باید با اصل خود تنظیم کنی. با بندگان خدا چکار داری که حسادت آنها را می کنی. خودت و شوهرت و زندگیت را با آنها مقایسه می کنی. ببین عطا و عزت از کجاست ما به او بچسبیم. پس لطف و عزت پروردگار تابع کسی نیست. و با حسادت کسی، نسبت به کسی این کم و زیاد نمی شود حواستان باشد لااقل در رفتار شخصی خود دقت کنید. ارادهی خدا به لیاقت افراد و تلاش افراد تابع است. خدا با هیچ کس رفیق خصوصی و فامیل نیست. اگر شما فضل و رحمت و پیروزی میخواهید، خوشبختی میخواهید این لیاقت و ظرفیت را حاصل کنید به شما می دهیم. اگر اهل شکر باشید به شما می دهیم. این در واقع این آیه به ما هشدار میدهد. که اگر دشمنان شما به شما حسادت دارند. شما یک مقدار لیاقت خرج دهید. یک مقدار ظرفیت خرج دهید. تا نعمت از شما کم شود و به آنها داده شوداین طوری ذلیل میشوید. فرمول ها خیلی مهم است. مثلاً ما برکت اقتصادی می خواهیم، می خواهمی وضع مالیمان زیاد شود. قرآن می فرماید: یکی از ازدیاد شدن مال، دوست داشتن همدیگر است. اگر افراد هم دیگر را دوست داشته باشند. و هم دل باشند خدابه آنها روزی می دهد ولو اگر کافر باشند ولی اگر خانواده ای به هم بزنند هی بدهم را بخوانید و همش گیر بدهند اگر مؤمن هم باشند. از آنها برکت برداشته می شود. دشمنان چون در باطن خود هم دل هستند. با هم، همکاری می کنند برای همین خدا به آنها می دهد. برای خدا فرق نمی کند شما هم آن کار را بکنید خدا هم به شما می دهد. دشمنان شما تلاش علمی کردند به انرژی هسته ای رسیدند. شما هم تلاش کنید ما هم به شما می دهیم ولی شما مؤمن هستید به شما بیشتر می دهیم. اگر قرار است تنبلی کنید، فکر نکنید مؤمن هستید خدا قوانین را کنار میزند. تنبلی نباید بکنید. دشمن اگر از شما فعال باشد به او می دهد، حتی اگر پیغمبر خدا هستید. گاهی پیغمبرها کاری میکردند خداوند تنبیه می کرد. کاری نداشت که این پیغمبر است یکجا فرمول را رعیات نمیکردند. نه اینکه معصیت میکردند چون انبیاء همه معصوم بودند. اینکه می گوئیم تنبیه می کرده یک چیزهایی ظریف تر از وتجبات از ـنها انتظار داشته است. اگر آنها را رعایت نمیکرد خداوند تنبیه میکرد. مثلاً یوسف (علیه السلام): وقتی آن دو نفر می گویند این خواب ها را تعبیر کن. یوسف خواب را تعبیر می کند. تعبیر این است یکی می میرد، یکی نجات پیدا می کند، بعد به آن کسی که فکر می کند نجات پیدا می کند می گوید تو رفتی بیرون، برو شفاعت من را نزد پادشاه بکن. شاید ما را آزاد کند. خداوند می فرماید چون من را فراموش کردی یک کاری کردیم چند سال در زندان ماند. به ایوب می فرماید: می دانی چرا بلا به سرت آودرم؟ یادت است وقتی خواستی با فلان دشمن حرف بزنی آنجا یک کمی در حرف هایت نرم حرف زدی. برای ما حرام نیست ولی برای پیغمبر خداحرام است. نه اینکه حرام شرعی باشد ولی خداوندمیفرماید باید این ظرافت را رعایت کنی. به فرعون می گویند مگر تو نمی گوئی من خدا هستم پس برو، رود نیلی که موسی بندش آورده برو راه بینداز. سوار اسب میشود من ره به بیابان، پیاده میشود شروع به گریه و سجده می کند میگوید خدایا منمیدانم تو خدایی، و تو حقی من از تو دنیا را میخواهم آخرت را نمی خواهم. تا صبح گریه میکند بالاخره رود نیل راه می افتد. موسی میبیند راه افتاد میگوید خدایا این چه وضعی اش است. خدا می فرماید او شب کاری کرد ولی تو شب خواب بودی. چون او دعا کرد من هم به او دادم. خداوند به لیاقت کار دارد. «لیس الإنسان إلا ما سعی» انسان هیچ بهره ای ندارد. مگر اینکه سعی کند. برکت ویژه خدا تابع تلاش و کوشش ماست. قدیمی ها گفتند از تو حرکت از خدا برکت. حسادت را کنار بگذار برو تلاشت را انجام بده. مثلاً می بیند مردم از لحاظ عبادت خوب هستند عبادت می کنند ولی من از لحاظ معنوی کمدارم مگر نمی خواهی سبقت بگیری و جلو بزنی. پیامبر میفرماید: یا علی وقتی می بینی مردم زیاد دنبال عبادت هستند زیاد دنبال عبادت نباش. تو فکرت را به کار بیانداز. معرفت کسب کن. امام رضا (علی السلام) فرمود: بالاترین عبادت خدا معرفت به خداست. یقین اش زیاد شود بعد عبادت فایده دارد. در سوره قرآن: «الم، ذلک الکتاب لاریب فی هدی للمتقین، الذین یومنون بالغیب و یقیمون الصلوة» اول به غیب ایمان دارند بعد اقامه نماز می کنند. اگر کسی دلش به غیب آرام نگرفته باشد. خیلی ها دلشان به غیب آرامش نگرفته است. علامه حسن زاده آملی فرمود: با یکی از روحانیون راه می رفتم فکر می کردم آدم خوبی است با ارادت به او توجه داشتم. مرحوم کشمیری من دید گفت چرا با این رفت و آمد می کنی. گفتم آقا این طور، آن طور است. گفت نه با این رفت و آمد نکن. چون این آقا نماز هم نمی خواند. ایمان به غیب مهم است. یک بسیجی دهاتی ایمان به غیب دارد ولی گاهی اوقات یک طلبه ایمان به غیب ندارد. نتوانستند یک روز به جنگ و جبهه بروند. باید روز قیامت جواب بدهند. ایمان به غیب یعنی شخص به شهودی رسیده باشد. چقدر پیر زن و پیر مردها در زمان جنگ ایمان به غیب را نشان دادند. همسران شهداء خواهران شهداء، از خود شهداء جلوتر بودند. حضرت می فرماید گاهی کسی 60 سال نماز می خواند ولی یک رکعت آن قبول نمی شود. چون ایمان نیست فقط نماز می خوانیم، اقامه نماز نمی کنیم. اگر ایمان بیایید نماز اقامه می شود. اقامه می شود یعنی می خوری، یعنی اثر دارد، به من یک شکل می دهد حتما شکل می دهد. معنویت و عبادت حتما به من تغییر می دهد. خیلی فرق است بین نماز خواندن و اقامه نماز. قرآن می فرماید: اقامه نماز بکنید. اگر نماز اقامه شود حتما آن اثرات شیرین را به ما می دهد. حتماً مستی، رقص می آورد. حتما آرامش و شادی می آورد. حتما توان مهرورزی را بالا می برد، حتماً عصبانیت و زود رنجی ها ر از بین می برد. «فضیلت سعادة حسن العبادة» فضیلت سعادت از خوبی عبادت است. اگر کسانی را میبینی بزرگ شدند همین جوری بیخودی بلا نیایید. برتری اینها بخاطر خوبی عبادت است. کسی میبینی تایپیست خوبی است از آن اول تایپیست خوبی نبوده بلکه همه اش تمرین کرده، کار کرده، زحمت کشیده است. اگر می خواهی از لحاظ انسانی قدرتمند و قوی باشی، می فرماید کیفیت عبادت را بالا ببر. حالا هی حسادت کن چرا فلانی خوب دیده فلانی اشک خوبی دارد، امام زمان را دیده .. من ندارم، راهش را برو. باید زحمت زیادی کشید. در بخش حیوانی زیاد نمی خواهد زحمت بکشی. بلکه در بخش انسانی زیاد زحمت بکش لااقل موقع مردن چیزی داشته باشی. شرمنده نباشی. باید بخش انسانی غذا بخوری با کیفیت غذا بخور. تا تو هم بزرگ شوی. در جنگ حنین مسلمانان گفتند در تمام جنگ ها که عده مان کم بود پیروز شدیم. در این جنگ هم عده و هم عُده مان زیاد است حتما پیروز هستیم. ولی در جنگ شکست خوردند. چون خدا می فرماید: من کاری ندارم تو سرباز پیامبر یا سرباز من هستی. دشمن چیزهایی را رعیات کرده من پیروز می کنم. ولی شما رعیات نکردید شکست می دهم. شما براساس ایمان و معرفت تان پیروز کردم سوراخ دعا را گم نکن. برو ببین رمز پیروزی چیست؟ خداوند چند جا سرابزان پیامبر را شکست داد تا بفهمند خدا به هر که بخواهد می دهد. یعنی لیاقت داشتهه باشد. بنابراین حسادت احمقانه ترین کار است، حسادت صورت مسله را پر کردن است. حسادت فرار از بی لیاقتی ها و کسالت خودمان است. باید اینها را کنار بگذاریم و به اصل مطلب برویم.
جلسه 098 - تفسیر قرآن
متن کامل (خام) جلسه 098 - تفسیر قرآن