چون بحث ما به آیه ی105 دشمن شناسی می رسد باید بحث دشمن شناسی کنیم. بحث دشمن شناسی، یک بحث گسترده است که این آیه ای که می خوانیم وارد نمی شویم یک مقدار بیشتر توضیح می دهیم. آیه 105 سوره ی بقره این است. «ما یوّدالذین کفروا من اهل الکتاب والمشرکین ان ینزل علیکم من خیرِ و رحمة والله یختص برحمته من یشاء والله ذوالفضل العظیم». بحث دشمن شناسی فوق العاده بحث مهمی است. بزرگترین آسیبهای که دشمن خورده، یکی از عوامل مؤثر اش این است که شیعیان و مسلمانان، دشمن شناسی خوبی نداشتند اگر 11 امام کشته شدند و فاطمه زهرا (علیه السلام) به شهادت رسیدند و امام هم هزار و صد و هفتاد و یک در زندان غیبت، با تنهایی و مظلومیت و آور گی و طردشده، دارد به سر می برد برای اینکه مسلمانان و جامعه اسلامی، ضعف بزرگی داشتند، با روان شناسی، دشمن شناسی آگاه نبودند خیلی زود فریب می خوردند و قدرت خود را از دست می دادند، شما نمونهی آن را در جنگ صفین دارید در جنگ صفین، دشمنان حقهی میزنند که یکی از صور مقدس که قرآن است را به استخدامی گیرند و سر نیزه میزنند مسلمانان فقط بخاطر اینکه شعر دشمنشناسی ندارند، شکست میخورند، این شکست را تحمیل میکنند به امیرالمؤمنین که الآن هم، همان آثار حماقتی که در جنگ صفین شده، ما داریم می پردازیم. به قدری مسئله دشمن شناسی مهم است که امام باقر(علیه السلام) می فرماید: 1/4 قرآن در مورد ماست و 1/4 قرآن هم درمورد دشمنان ما اهل بیت است. واجب است که در یک جامعه اسلامی انسان ها، دشمنان کیش و آتیش خود را خوب بشناسند. تا بتوانند با موضع گیری دقیق و درست و به موقع جلوی آسیب به دین و مملکت خود را بگیرند. و مثل امت های گذشته که به خاطر عدم دشمن شناسی مسائل زیادی که به خود و مملکت تحمیل کردند. نباشیم. دشمن شناسی در پزشکی همان پاتولوژیک است. شما در پاتولوژی در دانشکده پزشکی وقتی یک دانشجو می خواهد پزشکی بخواند. دو، سه تا درس است که درس اصلی است باید بلد باشند. اگر این را نخواند به هیچ وجه پزشکی عمومی را به او نمی دهند چه برسد به تخصص. یکی از آنها بافت شناسی، آناتومی است و یکی آفت شناسی و بیماری شناسی است. باید مریض ها را بشناسیم. تهدید ها را بشناسیم. خطرات را بشناسیم، چرا؟ چون ما دنبال داشتن یک بدن سالم هستیم. گاهی وقتها برای فرداست و گاهی وقتها برای اجتماع است. گاهی اوقات می خواهیم جامعهای با بدن قوی داشته باشیم. مردم اجتماع ما مریض نشوند. لذا هر اجتماعی بتواند میکروبها و آلودگی ها را زودتر شناسایی کند و با او مبارزه کند یا تمهیدات لازم آن میکروب ها بکار بگیرد این جامعه سالم تر است. مثلاً در ایران، خیلی تلاش کردند از اول انقلاب بتوانند جلوی فلج را بگیرند. خوب خیلی طول کشید ایران بتواند برای خودش فلج را ریشه کن کند. در بهداشت فرهنگی و اقتصادی اجتماعی هم این طور است. در جامعه هم میکروب ها و آلودگی ها دارند هم در جامعه و هم در خارج از جامعه که تهدید می کنند جامعه را. اگر ما دشمن را نشناسیم و آفت ها را خوب نشناسیم حتی تمام دست آوردهای داخلی را از دست می دهیم. هوشیاری در دشمن شناسی این طور است. که همه در کشتی سوار شدند، همه باید مواظب باشند که نه از اتاق خودشان و نه از اتاق دیگری آب، داخل کشتی نشوند. اینکه من فکر کنم اتاق خودم را سفت نگه دارم آب نیاد کافی نیست یعنی تمام اعضای کشتی مواظب هستند که یک جایی کسی کوتاهی نکند،؛ اشتباه نکند چون اگر یک نفر اشتباه کند همه از بین می روند. در دشمن شناسی انسان باید دقت کند الآن در عراق منابغه اشان را می گیرند، زمینه ایشان را به صهیونیست ها، چند هزار استاد داشنگاه و نخبه را دانه دانه به کشتن دادند. تمام بزرگان عراق، در تمام رشتههای مختلف شناسایی کردند که اینها خط دهی به مردم نکنند که دانه به دانه را کشتند. میخواهند یک مملکت که هیچ نوع توانایی ندارد داشته باشند. افغانستان هم همین طور است ما وظیفه مان این است که دشمن شناسی ایمان خوب باشد که یک موقعه ای در داخل خودمان فریب دشمن را نخوریم. یک موقعه ممکن است مسئولین ما فریب دشمن را بخورند. حواسمان باید باشد. مردم وظیفه دارند مراقبت را داشته باشند در مسئولین ممکن است خریده شود. و فریب خورده باشد بشناسیم اگر رئیس جمهور است شناسایی بکنیم مثل زمان بنی سعد که معلوم شد عضو سازمان سیاه هم بوده است. مجلس کاری بکند و همتی بکند تا این را عدم کفایت کند باید ازل شود. ما در زمان جنگ، فرماندهی نیروی دریایی ما جاسوس شوروی بود. اطلاعات را به حزب توده می داد، حزب توده هم اطلاعات را به شوروی می داد و شوروی هم به عراق می داد. دشمن این جوری است. فهم ندارد. بعداً که چند خانه تیمی گرفتند. بعداً معلوم شد اسناد ازداخل ما لو می رود. یواش یواش به نیروی دریایی رسیدند. باید همیشه مردم مواظب باشند. خواب خرگوشی نروند. آیه ای به ابعاد شخصیتی دشمن پرداخته است. یکی تقسیم بندی است که در مورد دشمنان می کند. کسانی که کفر ورزیدند 2گروه اند. یکی اهل کتاب یهود، نصاری که در مقابل پیامبر مقاومت کردند، یکی هم خود مشرکین که اساساً ایمان به پیامبر نیاوردند، بت پرستان و مشرکین بودند. اینها دوست ندارند این که از ناحیه ی خداوند بر شما خیری نازل شود. انگیزه ی دشمنان گاهی مشترک است گاهی انگیزه اختصاصی دارند. هر دو گروه دوست ندارند به شما خیری برسد. اگر ببینند جامعه ی اسلامی خیری نصیبش شده است، سفت جلوی آن می ایستند. می خواهند خیر نرشد. خیرها مختلف است، آن چه در بین اهل کتاب وجود داشت این ترس وجود داشت. آنچه که بین اهل کتاب وجود داشت این ترس وجود داشت. چون علمای اهل کتاب فاسد شده بودند، دینهای تعریف شده و قلابی را به عنوان دین خدا به مردم تعلیم می کردند و خودشان را مفسر آن می دانستند که هیچ کس جز آنها حق ندارد با خدا یا مسیح ارتباط داشته باشند. نماینده ی خدا اینها هستند الآن در کلیسا هستند. شما اگر توبه کنید نمی توانید خودتان توبه کنید بلکه باید بروید پیش کشیک تا او به تو بگوید تو بهات قبول است یا نیست. خودت مستقلاً نمی توانی با خدا ارتباط برقرار کنی. آنها باید بگویند اگر چیزی را بر خلاف آنها بگویی اگر چه درست هم باشد کافر هستی. دین فروشی، خود را نمایندهی خدا دانستن، بس خرافات مختلف در جامعه، تحریفات و اشتباهات زیادی و اشتباهات زیادی که یهودیان داشتند اینها را لاپوشی می کردند. آمدن یک پیغمبر جدید، معنایش این است که مردم، تا الآن شما موظف بودید از مسیح پیروی کنید این پیغمبر از طرف خدا آمده است. من به یکی از کسانی که با من در مورد مسحیت میخواست مناظره کند به او گفتم بالآخره مسیح را برای چه قبول کردید، خودش مهم است یا از طرف خدا آمده است. پس خدا مهم است؟ گفت: بله. گفتم اگر همان خدا پیامبری را بعد از مسیح بفرستد، شما روی مسیح تعصب می ورزید یا اینکه خدا گفته باید اطاعت شود. شما چه دلیلی دارد قبول نکنید. مثلاً از آموزش و پرورش بخش نامه می آید از این تاریخ تا آن تاریخ امتحان است. 7یا 8 روز بعد بخش نامه می آید که نه به یک مناسبتی اتفاق افتاده است. که تاریخ امتحان ها 3روز عقب بیافتد. چه کسی می تواند حق دارد قبول نکند؟ چون بخش نامه از یک منشاء از یک مبدأ آمده است، اگر شما خدا را قبول دارید همان خدایی که عیسی و موسی را آورده است. از همان خدا پیامبرخاتم آمده است. در انجیل چقدر آیاتی در مورد پیامبر و امام زمان است. اینها می دانستند، آمدن یک پیغمبر جدید، اینها باید دفتر و دستک اشان را جمع کنند. کلیسا باید جمع می شود، مسجد ساخته می شد، برای همین نمی توانستند جمع کنند حسادت اینها را می کشت. می دانستند دین قلابی آنها لو می رفت برای همین مقابله می کردند آنها تحمل دین جدید را نداشتند چون این دین، دین آخری بود، پیامبر فرمود من خاتم انبیاء هستم و بعد از من پیامبری نمی آید. آنها می گفتند اگر قرار است دین ترویج شود بین ما ترویج شود. همچین مشکلی را هم ما خودمان داریم. آنها می گفتند چرا اینها دین نجات بخش باشند ما باید دین نجات بخش باشیم. آمریکا می گوید منجی جهانی ما هستیم. آنها می دانند منجی پسر پیغمبر است ولی ی گویند ما باید او را بکشیم. آنها می گویند بعد از انقلاب ایمان بزرگ یعنی همان امام خمینی (قدس سره) منجی ظهور می کند یعنی پسر پیغمبر اکرم از کعبه ظهور می کند می گویند ضد مسیح باید کشته شود تا زمینه ظهور مسیح فراهم شود. دلیل حسادت اهل الکتاب چیست؟ در اروپا و آمریکا و انگلیس این اتفاق افتاده است به سرعت تشیع و اسلام رشد می کند آنها خیلی ناراحت هستند. در آلمان و انگلیس جلوی حجاب را می گیرند. بالاترین رتبه های علمی در دبیرستان مدارس اسلامی بودند. برای آنها اینها کشنده است ولی برای ما خوب است. این باعث می شود مردم تشویق شوند بچه هاشان را به این مدارس ببرند. حال سراغ مشرکین می رویم، مشرکین وضعیتشان فرق می کند، ممکن است در بعضی از انگیزه ها با اهل کتاب مشترک باشند. و همان این است که هدف دارند هر دو اسلام را نابود کنند. آنها مشکلشان ظلم، تبعیض نژادی است. الآن در آمریکا تبعیض نژادی در اوج است. مثلاً نیم گذارند یک سیاه، رئیس جمهور شوند. به هر حال فرمول اساسی این است که اینها، اصلاً دوست ندارند به شما خیری برسد. دوست نداشتند وحی به شما نازل شود، شد. دوست نداشتند شما پیامبر داشته باشید. که داشتید. به هر حال دوست ندارند هیچ خیری به مسائل برسد. آیه ی 109 بقره. «ودَّ کثیر اهل الکتاب لو یردونکم من بعد ایمانکم کفاراً من عند انفسهم من بعد ما تبین لهم الحق واعظوا واصفحوا انَّ الله علی کل شی ءٍ قدیر» آنجا(105) می گوید:« ما یودُ الذین کفروا» دوست ندارند به شما خیری برسد ولی در آیهی 109 می فرماید: دوست دارند چیزهایی برای شما اتفاق بیافتد 1- «ودَّ کثیر من اهل اکتاب»: قرآن با انصاف صحبت می کند نمی گوید همهی آنها، بلکه می فرماید بیشتر اهل کتاب، «لو یردّونکم»: شاید شما را برگردانند بعد از اینکه ایمان آوردید کافرتان کنند چرا؟ «حسداً من انفسهم» : تحمل پاکی و رشد شما ندارند «من بعد تبین الحق» بعد از اینکه حق برای آنها روشن شد. چند تا نکته ی روانشناسی است خواهش می کنم دقت کنید: فطرت گرایی، خوب بودن، ایمان به خدا، یک امر فطری است همه دوست دارند. فیلمهایی که آمریکا می سازد تمام قهرمانان اینها در فیلم آدم هایی هستند هیچ وقت اشتباه نمی کنند، فکر جان مردم، فکر حیوانات اند. همه شخصیت های مثبت هستند. باطن انسان ها اینها را دوست دارد. آنها خودشان را این طور معرفی می کنند. انسان ها باطناً این جوری هستند شاید در عمل آدم فاجر و فاسد باشند ولی گرایش باطنی به خوبی دارند. دزدها هم وقتی می خواهند دزدی کنند، به هم می گویند مردانه انصاف را رعایت کنید. چون همش برایشان قشنگ است. چون باطناً دوست دارند اما اینها در حق خودشان می خواهند اما در مورد دیگران رعایت نمی کنند. چون نفس و شهودتشان این جور دعوت می کند همان عدالت به محض اینکه یکی از دزدها بیشتر ببرد می گویند این نامردی است. حال شما نگاه کنید در شیطان هم این را داریم. میفرماید: وقتی شیطان می بیند بقیه سجده کردند چون خودش به خدا یقین دارد، هم به پیغمبر و هم به معادف هم به امامت، اصول اعتقادی کاملی دارد. به خاطر نفسش با خدا درگیر شده است. می داند حق با خداست ولی نمی خواهد پا روی نفس اش بگذارد. تا می بیند یکی از بندگان خدا سجده می کند خیلی حسادت او تحریک می شود. مخصوصاً سجده کردن خیلی شیطان را آزار می دهد. خیلی حالت های مختلف داریم، قیام داریم، تکبیرة الحرام داریم، قنوت داریم، تشهد داریم، ولی شیطان از سجده کردن خیلی ناراحت می شود. با خودش می گوید این سجده کرد ولی من نکردم. خیلی اذیت می شود این سجده را می بیند ولی با این حال کار خود را ادامه می دهد. کفار می دانند حق با چه کسی است، می دانند روش مسلمانان درست است، قرآن یک تحریک عجیبی نسبت به دشمنان دارد، یعنی نباید دشمن دیوانه را تحریک کرد ولی قرآن این کار را می کند. می فرماید: «وان کنتم فی ریبٍ مما انزلنا علی عبدٍ فأتوا بسورة من مثل و دعوا شهداءکم من دون الله ان کنتم صادقین» اگر نسبت به این قرآن شک دارید یک سوره مانند قرآن بیاورید. همه را شاهد بگیرد. دشمن صدها میلیارد تومان هزینه می کنند با ما مبارزه کند. تا حالا کسی فکر نکرده چرا اینها حاضر نیستند در مورد عقیدتی با ما صحبت کنند؟ القاء شبهه و کتاب نوتشتن یک طرفه بحث دیگه است. اما ما هر وقت دعوت کردیم از اینها که بیایند پای مذاکره ولی اینها قبول نکردند. آنها دقیقاً حق و باطن را می دانند. می دانند پیامبر حق است من به جرأت می دانم بیش صد کتاب در مورد حقانیت پیامبر دارند. (فقط دشمنان) ولی قرآن می فرماید: گرفتار حسد هستند نمی تواننند این پاکی ها در شما ببینند. در جامعهی خودمان هم این طور است. یک دختر بی حجاب و بی حیا از یک دختر با حجاب به شدت متنفر است و نمی تواند او را تحمل کند. چون چادر و حجاب کامل انسان را به یاد خیانتش می اندازد. به یاد معصیت می اندازد. این حسادت از کجا ناشی می شود؟ چون آنها کافر هستند. حسوداند؟ نه چون آنها طبیعت گرا هستند. بنابراین در جامعه ی اسلامی چون طبیعت گرا است. یک نفر در عین اینکه نماز می خواند طبیعت گرا است. مثلاً مشروب می خورد مواد مخدر مصرف می کند. این تحمل تقوا را در اطرافیان خودش ندارد. پدری دوست دارد بچه اش فاسق باشد. چون بچه ی باتقوا اشتباهات پدر را به رخش می کشاند. بنابراین نمی تواند تحمل کند بخاطر همین از خانه می اندازد بیرون. به پسرش می گوید من راضی نیستم تو نماز بخوانی. خواهر به خواهر حسادت می کند، برادر به برادر در حسادت می کند. مادر به دختر حسادت می کند. مادری بی حیا، ولی دخت با عفت و با تقوا، دائماً به این دختر گیر می دهد. ولی با دخترهای دیگرش که مثل خودش است گرم است. هرچه این دختر با تقوا خوبی می کند و ادب را رعایت می کند ولی نمی تواند با او خوب باشد. و دل مادر با او راضی نمی شود. ولی اگر این دختر حجاب را کنار بگذارد. عزیز عزیز می شود. کفار و اهل کتاب دوست دارند شما مؤمن نباشید. دوست دارند شما برگردید به دین خودشان. کیفیت برگشت دو جور است.1- سعی می کنند شما به آیین آنها بیائید. اگر نشد حداقل دوست دارند شما دست از روش خودتان برگردید. آمریکایی ها اگر بدانند ما مسیحی شدیم، خوشحال اند اگر بفهمند نمی شویم. به این اسلام ما دست وارد کنند که اسلام آمریکایی کنند. وهابیت، بابیت ... آنها می گویند مسجد بروید ولی به اسلام آنها گرایش پیدا کنیم چون در اسلام آنها بی دینی است. حسود می داند حسوی بد است ولی نمی تواند انجام ندهد. با اینکه می دانیم حسادت باطل است ولی حسادت می ورزیم. پاپ 20سال پیش برای کشورهای اسلامی برای سال 2000 که 5سال پیش بود. چند ده هزار مبلغ مسیحی به 3 زبان وارد هستند به کشورهای اسلامی بفرستند در آن سال آقای ولایتی گفت: امسال یک میلیون مسلمان را توانستند مسیحی کنند. با خوراک، غذا، خرج می کنند. 2- سوره ی نساء آیه 89: دوست دارند شما کافر شوید همان طور که آنها کافر شدند مثل آنها شوید همانند آنها شوید. تا شما دشمن را نشناسید نمی توانید کاری کنید تو فکر میکنی او می تواند با تو دوستی مصالت آمیز داشته باشد. ولی قرآن می فرماید: در باطنشان مجبور می کنند شما را دست از دینتان بردارید. (سوره ی قلم آیه ی 9) خیلی دوست دارند تو با آنها به مذاکره بپردازی. خیلی دوست دارند تو اسلامی بیاوری که تو با آنها تضاد نباشید. دین شما با آنها جور دربیاید. مثلاً کسی هست اگر خانم لخت بیایید می پذیرد با خانم دست می دهد. من خارج بودم در سال 74 بعضیها در کنسوگری ما می گفتند: چرا با خانم ها دست نمی دهید برای جمهوری اسلامی بد است. اگر من با آنها دست نمی دادم آنها ناراحت می شدند. واقعاً کسانی بودند که دوست داشتند ما این کار را بکنیم. بچه هایی بودند در جبهه با من جنگیده بودند راحت با خانم ها دست می دادند می گفتند ما اگر بخواهیم در اینجا زندگی کنیم باید دست دهیم. مجبوریم باج دهیم. خیلی دوست دارند سازش کنیم. بعضی ها هستند با هر جور آدم راحت است با منافق خوش است. با ضد انقلاب راحت است، با مسیحی راحت است. قرآن به شدت پیامبر را نهی می کند اینها دوست دارند که تو اهل سازش کاری باشی. می آمدند پیش پیامبر می گفتند اگر تو می گویی نماز نخوان، نمیخوانیم ولی برای ما افت دارد اگر رکوع کنیم. دولا شویم. غرور ما اجازه نمی دهد آن قدر غرور داشتند اگر تازیانه اشان می افتد نمی توانستند دولا شوند. باید یک غلام آن را برمی داشت. 2شرط برای پیامبر گذاشتند گفتند نماز می خوانیم ولی نمیتوانیم مشروب نخوریم. یکی دیگر زنا کنند. می گفتند نماز می خوانیم، روزه می گیریم ولی این ارازل یعنی فقرا را در خودت راه نده. قرآن می فرماید: اگر از فقرا ترک کنی خدا تهدید کرده است که نباید فقرا را ترک کنی. این باج دهی در ما زیاد است. مثلاً ما دور پولداران می رویم. مسئله کفر و ایمان نیست. مسئله طبیعت و فطرت است. اگر طبیعت هم بیایید یک حذب اللهی هم این جور می شود ما آدم داشتیم که به ما می گفتند ما از بحث های شما دوست داریم به آنها می گفتم می توانید از نوارها استفاده کنید. آدرس شهرری را می دادم قیافهاشان را عوض میکردند شهرری یک چیز چندش آوری است. آل عمران118. خیلی دوست دارند شما در رنج و عذاب باشید. سوره ی آل عمران آیه 69. خیلی از اهل کتاب دوست دارند که شما را گمراه کنند. در جلسهی بعد مفصل بحث می کنم.
جلسه 096 - تفسیر قرآن
متن کامل (خام) جلسه 096 - تفسیر قرآن