جلسه 079 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
79
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 079 - تفسیر قرآن

در بحث قرآن ما تقریباً این چهار پنج سالی که مشغول توضیح این صد آیه ای که با هم خواندیم بودیم رسم بر این بود که پایان سال ما یک تأکیدی هم بر اهمیت توجه به قرآن، فهم قرآن و تدبر در قرآن می کردیم. سال گذشته چون آخرین جلسه استاد بی هری تشریف آورد ما این فرصت را پیدا نکردیم. امروز هم نمی خواهم این بحث را بکنم ولی انشاء الله هفته بعد یک تذکر و تأکیدی هم به بحثی که عنوان شد خواهیم کرد که هم این سنتمان را رعایت کنیم و هم برای خیلی از عزیزانی که ممکن است امسال به جلسه ما آمده باشند ذکری باشد و تذکری که تذکر برای مؤمنین پرسود است. وَ انّا الذِکر اتَنفعُ المومنین. بحثی که امروز می خواهم مطرح کنم بحث فوق العاده مهم است. عزیزان خیلی با دقت به آن توجه کنند. آیه 99 (وَلَقَد اَنزَلنا عِلَیکَ آیاتٌ بیّنات وَ ما یَکفُرُ بهما الفاسِقون) خوب دقت بکنید به این قضیه، چون خیلی از مشکلات ما را می تواند حل کند. هم مشکلات عملی خودمان و هم مشکلات نظری را، انشاء الله برای اینکه یک حضور قلب خوب پیدا کنیم و باب معرفت به روی ما باز شود و انشاء الله قلبمان هم نورانیتی پیدا کند و کلام الهی را پذیرا باشد به روح پرفتوح محمد و آل محمد صلوات بفرستید. (وَلَقَد اَنزَلنا عِلَیکَ آیاتٌ بیّنات وَ ما یَکفُرُ بهما الفاسِقون) می گوید ما خوب داستان، چه بود داستان این بود که علمای بنی اسرائیل خدمت رسول خدا رسیدند و سوألاتی کردند حضرت سؤالاتشان را جواب داد و بعد آخرین چیزی که مطرح کردند این بود که فرشته ای که بر تو وحی نازل می کند کیست؟ حضرت فرمود: جبرئیل است. آنها گفتند میانه ما با جبرئیل خوب نیست و اگر میکائیل بود مثلاً ما ایمان می آوردیم. حالا که میکائیل نیست ایمان نمی آوریم. خداوند هم تهدیدهای خاصی کرد در قرآن که اگر همه فرشته ها از نزد خدا می آیند جبرئیل هم بشارت و هدایت با خودش می آوردو هر کس با خدا و فرشته هایش و رُسُلش دشمن باشد خدا دشمن کافرین است. بعد در رد ادعای هر کسی که این مسئله را طرح می کند از جمله بنی اسرائیل که ما دستورات دین اغلاق و پیچیدگی و سختی دارد ما نمی فهمیم می فرماید: (و لقد انزلنا علیک آیات بینات) و ما بر تو آیات روشن را آیات واضح را نازل کردیم که سخت گیرترین آدم ها پیچیده ترین آدم ها دانشمند ترین آدم ها تا ساده ترین آدم ها می فهمندش این کلام را چیه می فهمند روشن و واضح هستش. ما خیلی زیاد داریم از دانشمندان بزرگ جهان که با مطالعه یک آیه قرآن مسلمان شدند گاهی وقتها یک روایت آنها را متحول کرده می گوید ما نشانه اول از همه آیه فرستادیم ایه یعنی چی؟ یعنی نشانه است یعنی اگر واقعاً یک ذره چشمت را باز کنی گوشت را باز کنی یک ذره تعقل بکنی می فهمی که راه را پیدا می کنی این تردیدبردار نیست ضمن اینکه آیه است این آیه خیلی واضح است آیه پیچیده ای نیست گاهی وقتها آیه هست خداوند می فرماید ما بعضی از آیات را خلق کردیم این آیات برای همه آدم ها خوب نیست. همه نمی توانند از این آیات استفاده کنند بعضی ها از این آیات استفاده می کنند. مثلاً متذکر نمی شوند مگر اهل یقین، متذکر نمی شوند مگر علما، متذکر نمی شوند مگر اولی الالباب، اما بعضی وقتها آیه هست برای ناس یعنی همه مردم خیلی راحت این را می فهمند و درک می کنند. اغراقی هم نداریم قرآن برای همه مردم قابل فهم است اگر کسی ادعا می کند که من قرآن را نمی فهمم. پیچیدگی دارد به دلائل مختلف ثابت می کنیم که اشتباه می کند . اینجوری نیست. قرآن خیلی واضح و روشن است بعد می فرماید که همین آیات روشن را یک عده قبولش نمی کنند و زیر بارش نمی روند. (وَ ما یَکفُرُ بِهِا الا الفاسقون) زیر بار قرآن نمی روند. به قرآن کفر نمی ورزند مگر یک گروه. از اینجا خوب دقت کنید بحث خیلی حساس. الا الفاسقون فسق جنبه نظری است یا جنبه عملی؟ عملی است یعنی شکل کسی که کافر ندانستن نیست. افراد به دو گروه تقسیم می شوند یا می دانند یا نمی دانند این درست دیگر یعنی یا آشنا هستند با دین و دلائل دین یا آشنا نیستند اگر آشنا هستند، بگذارید از آن سمت شروع کنیم اگر آشنا نیستند و نمی دانند، خوب عذری هم ندارند دستور اسلام فرمود: (و ما کنا معذبین حتی نبعث رسولا) ما هیچ کس را تا وقتی که پیام به او نرسیده عذاب نمی کنیم یعنی کسی را عذاب می کنیم که پیام به او برسد و زیر بار نرود. پس خدا با کسی که، نه کسی که خودش را جاهل نگه دارد اون می شود جاهل مقصر یعنی خودش خودش را جاهل نگه داشته است، کاری با اون نداریم اون که راحت می رود جهنم. در روایت داریم خداوند شش گروه را بی حساب وارد جهنم می کند. یک گروهش کسانی هستند که خودشان را جاهل نگه داشتند یعنی مخصوصاً دنبال یادگیری نرفتند. این رد خور ندارد هر کس خودش را برای فرمول های زندگی آگاه نکند و نرود فرمول های زندگی را یاد بگیرد، این به هر اشتباهی بیفتد خداوند از او نمی گذرد.( ان الله لا ان الجهل) خداوند از جاهل و جهل نمی گذرد. از جاهل عذر نمی پذیرد این یادتان باشد. نمی دانستم بلد نبودم کسی به من نگفت اصلاً اینجوری نیست می رود جهنم چرا؟ می فرماید چرا نرفتی یاد بگیری؟ که بعد خراب کاری کنی. تو می دانستی زن داری اطلاعات می خواهد شوهرداری اطلاعات می خواهد همسایه داری اطلاعات می خواهد ارتباط با صاحب کار اطلاعات می خواهد ارتباط با زیردست اطلاعات می خواهد ارتباط با دیگران اطلاعات می خواهد. هیچکدام را نرفتی یاد بگیری. برای کامپیوتر، گلسازی و آشپزی رفتی یاد بگیری برای زبان رفتی یاد بگیری ولی وقتی برای یادگیری زندگی کردن نگذاشتی. فکر کردی چون آدمی، همه چیز را بلدی انجام بدهی این اشنباه بزرگی هست هر چیزی فرمول دارد باید بروی و فرمولش را یاد بگیری همانجور که وقت می گذاری بروی زبان یاد بگیری، کامپیوتر یاد بگیری آشپزی یاد بگیری گلدوزی یاد بگیری فرشبافی یاد بگیری کوبلن یاد بگیری هر چی وقت می گذاری یاد می گیری زندگی کردن فرمول دارد باید در هر مقطع فرمول هایش را یاد بگیری یعنی باید یا کتاب آموزشی بگیری و بخوانی و یا زانو بزنی در نزد استاد و فرمول ها را یاد بگیری. اگر فردا اشتباه کنی خداوند نخواهد بخشید که من نمی دانستم. میگه بابا تو، تو ابتدایی ترین حرکاتت را می رفتی یاد می گرفتی مثلاً می رفتی خط نویسی خط نستعلیق رفتی کلی دوره دیدی که خط نستعلیق بنویسی ولی وقتی بهت گفتند خط ثلث بنویس گفتی چی گفتی؟ بلد نیستم باید بروم خط ثلث هم یاد بگیرم ولی چطور شد برای زندگی فرمولهای خاص زندگی تمام فرمول هایی که عرض کردم هر ارتباطی هر انتخابی یکسری اطلاعات دارد وقتی نکردی چطور شد این را خدا نمی گذرد از جاهلان مطلقاً نمی گذرد این فراموش نشود میگم الان شما بعد از دوازده سال زندگی مثلاً چرا نرفتی این چیزهایی که مر بوط به زندگی تان است یاد بگیری. میگه درس داشتم دانشگاه داشتم درس می خواندم زبان می خواندم نرسیدم یا حتی درس طلبه گی می خواندم درس حوزه می خواندم فایده ندارد قرآن، اسلام می فرماید قبل از ورود به هر مرحله باید مسائل مربوط به ان مرحله را یاد بگیری و بدون اطلاع دست به انجام کار نزنید والا اگر دست زدی اشتباه کردی تقصیر با خودته. مثل رانندگی مثل کار کردن با اسلحه کار کردن با مواد منفجره کار کردن با گاز کار کردن با برق. برو یاد بگیر بعد برو سراغ برق، کلید، پریز، کنتور، سیم فاز و نول و کامپیوتر. اول یاد بلگیر بعد اجازه داری دست به دکمه هایش بزنی. خوب پس مشکل تو کجاست؟ اگر نمی دانستی یا خودت خودت را جاهل نگه داشتی یا اطلاعات واقعاً جهت نرسیده اگر خودت خودت را جاهل نگه داشتی که مستقیم تو جهنم، چون خودت مخصوصاً نمی خواستی عمل کنی اگر واقعاً کسی طالب درست عمل کردن و خوشبختی باشد فرمول های خوشبختی را یاد می گیرد اگر کسی طالب شادی و آرامش باشد، فرمولهای شادی و آرامش را یاد می گیرد طالب داشتن یک زندگی خوب باشد فرمولهایش را یاد می گیرد. یک وقت تو نمی خواستی تنبلی کردی برمی گردیم به همان فرمایش امام باقر علیه السلام کلید بدی در دو چیز است: تنبلی و بی حوصلگی. برای کارهای دنیایی ات زرنگ بودی برای کارهای آخرتی ات زرنگ نیستی اصلاً همیشه با بی حالی رفتار کردی که منشأ این را در جلسات بعدی در زیارت عاشورا توضیح خواهم داد. اما اگر واقعاً اطلاعات به تو نرسیده خدا کاری با تو ندارد و می بخشد. می رسیم سراغ دو گروه بعدی. دو گروه بعدی چه کسانی هستند؟ این جاهل ها بودند گروه بعدی اینا هستند کسانی که اطلاعات داشتند ولی مقاومت کردند و عمل نکردند و کسانی که اطلاعات داشتند و مقاومت به خرج ندادند و عمل کردند. فسق تو کدام یکی از این چهار مرحله عمای است واقعاً مرحله سوم یعنی شخص می آید مسائل را یاد می گیرد می فهمد اما خلاف آن مسیری که به او نمودند می رود به این می گویند فسق، اگر یادتان باشد فسق را چند بار معنی کردیم در این آیات بحث مهمی بود فسق و فاسث کسی هستش که از حالت طبیعی خارج می شود یعنی باید بصورت طبیعی عمل بکند اما عمل نمی کند اگر مثلاً فرض بفرمایید من این آب را خوردم و سیراب نشدم می گویند ذائقه ات فاسق شده یعنی ذائقه ات طبیعی عمل نمی کند. شما آب که می خوری باید سیراب شوی ولی سیراب نمی شوی باید از بوی گل خوشت بیاید خوشت نمی آید باید از زیبایی خوشت بیاید خوشت نمی آید. به این خروج از حد اعتدال و طبیعت می گویند. به این می گویند فسق یعنی مسیر مستقیم را طی نمی کنی. می دانی ولی مقاومت می کنی. می فرماید: (و ما یکفر بهما الا الفاسقون) دو گروه را کنار هم گذاشت. چه کسانی بودند؟ کافر و فاسق. میگوید کافر همان فاسق و فاسق ها همان کافرها هستند. کفر یعنی اینکه ما خودمان را در پوشیدگی نگه می داریم و مقاومت می کنیم و انجام نمی دهیم یعنی می دانیم باید این کار را بکنیم ولی نمی کنیم. خوب دقت کنید می گوید که کافر کسی است که می داند و عمل نمی کند نه کسی که نمی داند و آن کس که می داند و عمل می کند مومن دیگه می دونه و عمل می کند. والا اگر کسی بگوید که من می دانم کافر نیستم میدانم اینها به خدا، به خدا به پیغمبر به امام زمان ائمه، دین، معاد، عدل همه را قبول دارم. می گوید این قبول داشتن باید ظهور داشته باشد اگر ظهور نداشته باشد تو در واقع ظهور نداری آقا قبول که هیچی یقین داشته باش به عنوان یک استاد دانشگاه برو تدریس کن سر کلاس برای دیگران خدا را ثابت کن معاد را ثابت کن نبوت را ثابت کن امامت را ثابت کن دفاع کن می گوید وقتی در زندگی ات ظهور ندارد تو کافر هستی. از تو نمی پذیرند. نمونه شاخصش شخص کامل، کامل کامل شیطان، شیطان کافر به معنایی که شما فکر می کنید نیست. شیطان به خدا یقین دارد. می گوید قو عزتک لا اقوینکم اجمعین به عزتت قسم، یعنی خدا را کامل قبول دارد. اصلاً با خدا حرف می زند به معاویه می گه من معاویه درست خدا من را رانده ولی هنوز دوستش دارم. دقت کنید صحبت هم هست ولی خدا نه این دوست داشتن را قبول دارد و نه این یقین را. مرده شورِ این دوست داشتنت را مرده شورِ یقینت را ببرند. نبوت را کاملاً قبول دارد و اقوینکم اجمعین الا عبادک منهم المخلصین، نبوت را کامل قبول دارد معاد را قبول دارد و انظرنی الی یوما ، من را تا روز قیامت فرصت بده قیامت را هم قبول دارد بهشت را کامل قبول دارد ائمه را قبول دارد انبیاء را قبول دارد. شیطان با تمام انبیاء به عنوان نبی ارتباط داشته است. موقعی با آنها حرف می زده و مذاکره می کرده. با ائمه هم همینطور. بنابراین شیطان از نظر اصول دین هیچ چیز کم ندارد. شیطان شک ندارد. دقت کنید مثل ما نیست. مثلاً ده سال نماز بخوانیم بعد اینجوری کنیم راستی حالا خدا وکیلی خدا هست یا نه؟ ما بیخود ده سال نماز می خوانیم. بعضی ها بعد از ده سال تازه یادشان می افتد که خدا هست یا نه؟ قیامتی هست یا نه؟ فرشته ها راست است یا نیست؟ پیغمبر واقعاً حقیقت داشته یا نه؟ قرآن واقعاً کتاب خداست یا کتاب خدا نیست کلام الله. شیطان در دین داریش خیلی قوی تر از ما است خیلی محکم، شیطان حتی برای یک لحظه هم نسبت به هیچ یک از عقایدش دچار تردید نشده است. هیچ وقت شک نکرده هیچ وقت. اصلاً قشنگی کار شیطان جذابیت و شیرینی کار شیطان که آدم می پسندد با او به عنوان یک دشمن درگیر شود و دماغش را بسوزاند همین است که دشمنی داره که این دشمن در کار خودش خیلی جدی و راسخه. کاملاً راسخه بنابراین مشکل ندانستن و یقین نیستش. قرآن می فرماید: وَ جَهدوا بِهِما و در حالی که یقین به آن مطلب و حقانیت پیغمبر داشتند. کفر ورزیدند تردید نداشتند که فرعون تردید ندارد که موسی از طرف خدا آمده است. می دانستید فرعون یواشکی شبها می رفته و با خدا مناجات می کرده. دقت می کنید یواشکی می رفته مناجات می کرده. می گفته خدایا ما که می دانیم تو هستی من میدانم که موسی حق است ولی خدایا من نمی خواهم من آخرت را نمی خواهم دنیا را می خواهم. تردید نداشتند. مثلاً شما فکر می کنید شمر تردید داشته؟ عمر سعد تردید داشته؟ مأمون تردید داره؟ مأمون هیچ تردیدی ندارد یعنی وقتی مأمون تو اوج دینش ائمه را به کشتن داد امام رضا را کشت دخترش را به امام جواد داد تا امام جواد را بکشد. امام جواد نه ساله بود مأمون آنقدر به امام جواد یقین دارد که از آن مسیرِ دور تمام علمای مذاهب را جمع می کند و می گوید می خواهم با این بچه بحث کنید و من مطمئن هستم این بچه نه ساله همه شما را شکست می دهد. معاویه همینطوره ولی اللهم العن اول ظالم ظلم حق محمد و آل محمد وبدا به ثم الثانی و الثالث و الرابع اللهم العن یزی خامسا برو تا آخر. ملعون هستند پیش خدا رانده شده هستند خدا دمهای اینجوری را لعنت می کند لذا شما یک موقع خیال نکنید کلاس می آیید مثلاً درس می خوانید سیر می گیرید شبهه هایتان برطرف می شود این هست که علامت خوب بودن شما مومن بودن و متدین بودن شما این هستش که ما قبول دارم نه این نیست شیطان هم قبول داره. روز قیامت شیطان را می گذارد و می گوید یقین تو بیشتر است؟ یا معاویه یا فرعون را می گذارد. یزید تردید ندارد یزید می گوید که آقا من می خواهم توبه کنم نماز می خواندن معلم قرآن بودند مکه می رفتند همه اینها، بنابراین مشکل در کفرورزی، ندانستن یا یقین نداشتن نیست. اگر واقعاً کسی شبهه داشته باشد و این شبهه برطرف نشده باشد و تلاشش را کرده باشد خدا کاری ندارد و می گوید این معذور است همه بدبختی ها سر کسانی است که آدم هایی هستند که هیچ شک و تردیدی نسبت به اعتقادات ندارند و بعد هیچ ظهوری هم در زندگی شان ندارند این یقینشان هیچ کمکی به آنها نمی کند. هیچ یقیینی نمی کند یعنی در رفتار در زندگی و در عمل ما می بینیم که این فاسقِ. می گوید تمام کسانی که به انبیاء قرآن و این آیات بینات فسق ورزیدند کفر ورزیدند کسانی نبودند که قبول نداشته باشند کسانی بودند که فاسق شدند. فاسق شدن یعنی چه؟ یعنی عمل نکردن عمل نکردن نگویی چرا خدا سیستم را اینجوری کرده با اینکه طرف قبول دارد می گوید ملعونِ. شما در سیستم های طبیعی هم یک آدم اینجوری را ملعون می دانید. در سیستم طبیعی کسی را می فرستید دوره آموزشی یا خودتون بروید یک دوره آموزشی مثلاً ده هزار تومان پول دادید که به شما یک دوره رایانه یا شنا و یا رانندگی یاد بدهد. درستِ شما را در یک مرکزی می برند، تلویزیون می گذارند و می گویند رانندگی یعنی این در را اینجوری باز کن اینجوری تو ماشین بنشین اینجوری سوئیچ را بزن اینجوری دنده عوض کن پا را بگذار روی کلاچ و گاز را به این مقدار فشار بده آرام پا را از روی کلاچ بردار و راه بیفت و برو. هر روز که شما به آموزشگاه می روید برای شما فیلم می گذارند بعد از شما می پرسند که یاد گرفتی، می گویید بله. می گویند امتحان بده ببینیم امتحان کتبی می دهی مثل همین آیین نامه هایی که می گیرند یاد دادند مثلاً این علامت چی؟ این علامت چی؟ این علامت چی؟ بیا کدام کشور این کار را می کنند. شما خودت قبول می کنی اگر یک تصدیق بدهند، این تصدیق برای تو معتبر است؟ میگه ده هزار تومان دادم درست است که این آموزش ها را به من دادی اجازه بده بروم و پشت فرمان بنشینم تمرین کنم می خواهم فردا جانم را جان خودم را جان خانواده ام را جان مردم را اموال من و اموال مدم همه به طرز رانندگی کردن من بستگی دارد. یک موقع شما می بینی یک آدمی در اثر رانندگی بد یا بلد نبودن حماقت می کند و ده ها نفر را به کشتن می دهد. پارسال یک راننده احمق، تو جاده قم دویست تا ماشین را به هم زد. اگر توی کلاس شنا برای شما فیلم بذارن که اینجوری بپرید تو آب بعد که آمدید بالا دست راست با پای چپ دست چپ با پای راست. این را چه کسی می پذیرد؟ هیچکس. می گوید اجازه بده من بروم توی آب بعد توی آب بیا دستم را بگیر بگو چه کار بکنم می خواهم در آب تمرین کنم یعنی می خواهم عمل بکنم تا به من بگویند شناگر، راننده. برای کوبلن دوزی فیلم به شما نشان بدهند قبول می کنی؟ نه. می گی بیا به من یاد بده مثلاً دور دستم چه جوری گره بزنم با این قلاب چه جوری کار بکنم اگر خراب شد چه جوری بشکافم عمل کنم می خواهم خودم خودم خودم. بچه فطری می فهمد که فاسق یعنی چه و عالم یعنی چه؟ می فهمد یعنی شما به بچه بگو عزیزم برای تو یک اسباب بازی خریدم بیا به تو یاد بدهم چه جوری این. باید دستگاه را اینجوری بزنی دکمه را اینجوری بزنی، اینجوری بزنی چهار دقیقه بعد می گه بگذار خودم بزنم. اگر بگویی نه یواشکی می آید و خودش تمرین می کند. فطرت این را می فهمد فطرت قبول نمی کند که رشد انسانیت به اطلاعات است. فطرت بچه سه ساله می فهمد که رشد به عمل به تمرین به ورود به کسب مهارت و با روند سعی و خطا. البته این را هم بچه فطری می فهمد. شما نه وجدانت قبول می کند یک نفر تصدیق بدی و بگی این مهارت دارد. مگر اینکه از او امتحان بگیری. ببینی بلدی پشت ماشین بنشینی بلدی بافندگی کنی بلدی تایپ کنی یا نه کلاس عملی همه جای دنیا همه فطرت ها قبول دارند. زمانی می گوییم این آقا، بافنده است، راننده است، خیاط، آشپزیا استاد است که در عمل ثابت کرده باشد. حالا شما به یک نفر بگو که بیا برای تو بگم مثلاً چه جوری رانندگی کن. به او بگو ولی پشت ماشین هم ننشیند بگو بیا بنشین پشت ماشین ولی نمی اید و می گوید نه من بلدم، یاد گرفتم. شما قبول می کنی به او تصدیق بدهی یا او را برای رانندگی بفرستی. هر چقدر اصرار کند می گویی کار تو احمقانه است من نمی توانم قبول کنم و تو را برای رانندگی بفرستم و جان مردم را به تو بسپارم. تو تمرین کافی نداشتی باید تمرین کنی. الان اگر کسی بخواهد راننده قطار بشود سالها طول می کشد تا به او اجازه بدهند. یک کسی می خواهد هواپیما براند می خواهد با جان سیصد چهارصد نفر مسافر، فکر می کنید همین جوری بیایند سر کلاس آموزشی بعد می گویند بو و هواپیما را بلند کن و مردم را ببر. اینجوری نیست. یک پزشک یک آمپول زن و هر چیز دیگری تکرار تمرین، تکرار تمرین، تکرار تمرین، عمل عمل عمل عمل عمل شعار المومن العمل شعار مومن این است که عمل بکند. اگر کسی آمد و یک همچین کاری کرد خدا وکیلی آمدی دیدی یک پزشک آمده شکم شما را شکافته بعد فهمیدی که اصلاً او دکتر نبوده یا فقط نظری را طی کرده است و دوره عملی را نگذرانده است، از نظام پزشکی یا از پزشک شاکی نمی شوید؟ شما چطور می خواهید خدا شما را بپذیرد. می گویید خدایا دربست قبولت دارم ولی از من چیزی نخواه. خداوند می گوید ملعونی، برو . چون شدن فقط با اطلاعات نیست. شدن با عمل و تکرار است. یعنی برای شما یک مقدار اطلاعات کافی است. بقیه رشد و ملکه شدن و نورانی شدن و خیال پاک داشتن و خوابهای قشنگ دیدن و سیر و سلوک کردن و رفیق شدن با خدا و برقراری روابط صمیمانه با اهل بیت علیهم السلام نفوذ به ماورای طبیعت امری نظری نیست. امری است عملی یعنی شدن. کلاً عملیاتِ یک دانه را که تمامی کار یک عملیات روی آن انجام می شود تا یک سیب کامل می شود، بحث نظری نیست. روی یک جنین کار می شود تا یک بچه کامل شود. کوچکترین استادکار در هر کاری عملیات انجام می دهد تا استادکار می شود و ما می خواهیم شبیه خدا شویم و انسان شویم یعنی ذائقه بهشتی پیدا کنیم و شامه بهشتی پیدا کنیم گوش بهشتی پیدا کنیم چشم بهشتی پیدا کنیم تا بتوانیم از بهشت که حداقل درجه انسان بهشت است و با آن کمالات بینهایت که نسبت به دنیا دارد استفاده کنیم. بدون اینکه هیچ شدنی صورت گرفته باشد اصلاً امکان ندارد که شدن یعنی اینکه من می روم یک ساعت می نشینم و می روم روی این یک ساعت فکر می کنم و تمرکز می گیرم تمرکز می گیرم و بعد عمل می کنم یعنی آن را به کار می گیرم . این روش را به کار می گیریم ما داریم کلاً منکر می شویم. منکر شدن می شویم یعنی چه؟ یعنی سر کلاس می آید و می گوید خوب آقای شجاعی اون هفته راجع به فلان مطلب صحبت کرد این هفته هم که همون و گفت که ده دقیقه اش حرف جدید داشت و بقیه اش همان تکرار حرف های قبل بود. این فکر می کنه اینجا کلاس دانشگاه یا واحد درسی باید بگذراند. من باید بگویم این کتاب را ایشان تمام کرده و یک نمره بدهم و ایشان برود مدرکش را بگیرد. اینجا محفل خوب یعنی ما اینجا بیاییم دائماً اطلاعاتمون را که به روز نیاز داریم برای حرکت به سمت ابدیت نیاز داریم، مدام با همیدگر تکرار کنیم.باید حوصله داشته باشیم. باید تکرار تکرار تکرار صورت بگیرد تا واقعاً ملکه شود. این که من امروز یک درس جدید برم فردا یک درس جدید برم پس فردا یک درس جدیدبرم هیچ آدم باشعوری این روش را قبول ندارد هیچ آدم باشعوری قبول ندارد ولو بیسواد باشد. شما یک آدم باشعور پیدا کنید ولو بیسواد، بهش بگو که من می خواهم امروز به تو رانندگی یاد بدهم می خواهم به تو بافندگی یاد بدهم می خواهم به تو انواع گره ها را یاد بدهم می خواهم به تو انواع غذاها را یاد بدهم، بپزی. می گوید خوب بسم الله الرحمن الرحیم شروع کنیم چه غذایی می خواهی امروز یاد بدهی؟ خورشت گردو یاد بگیریم. این خورشت گردویی که می خواهیم درست کنیم به این شیوه است بعد بگو عزیزیم امروز می خواهم به تو قورمه هم یاد بدهم بعد می گوید مثلاً خوب حالا قورمه را هم بگو دفعه بعد می گوید خوب حالا صبر کن قیمه را هم بگویم بعد فردا هم بیا تا خورشت دیگه به تو بگویم. این را کسی از ما می پذیرد؟ می گوید نه استاد بس است. اجازه بدهید من بروم و خورشت گردو را یاد بگیرم بعد بیایم برای خورشت بعدی، سالاد بعدی. می خواهی بافتنی به من یاد بدهی امروز این نحوه بافتنی را به من یاد بده ولی بعد اجازه بده تا من تمرین کنم. هیچ فطرت سالمی از شما نمی پذیرد که دو تا درس را با هم یاد بگیری و جلو بروی بدون اینکه کاملاً در آن مهارت کسب کنی. می خواهی خط بنویسی الف را اینجوری بنویس سه تا نقطه باید بشود سر الف به سمت راست ته الف به سمت چپ تمایل داشته باشد. ب باید اینجوری کشیده شود وقتی بخواهی قبول نمی کند. می گوید من یک هفته باید بروم و روی الف کار کنم. طرف بیست سال کار می کند تازه می شود استاد خط در سی و دو تا حرف و البته سی و دو تا حرف هم نیست. مثلاً د و ذ یکی اند. ح و ج و چ و خ یکی هستند. س و ش یکی اند. ص و ض یکی اند. بیست سال کار می کند تازه می گویند این شد استاد. تمرین کرده است تکرار تکرار تکرار. بعد می گویند چرا درسِ تکراری گفتی. خوب من که نمی آیم و نمی خواهم اطلاعات جدید بدهم ما اصلاً نیامدیم تاجر کلام باشیم نیامدیم مثلاً به شما بگوییم پفکی بالا بیایید رشد نمی کنید که رشد نمی کنید. اطلاعاتی که که ما برای حرکت به سمت ابدیت می خواهیم اطلاعات محدودی است ولی باید این اطلاعات محدود دائماً تو همه حرکات ما آماده باشد. در قلب ها حاضر باشد که با هر صحنه ای روبرو شدی آن اطلاعات بتواند به داد تو برسد و به تو کمک کند و نگذارد جهنمی شوی. لذا کار ما این است بسم الله الرحمن الرحیم 114 بار الحمدالله 17 رکعت نماز هر روز باید تکرار کنی اذان تکرار تکرار تکرار تکرار تکرار انسان بدون تکرار، تلقین و تمرین به جایی نمی رسد. پس باید تکرار کنی تکار در شنیدن تکرار در مطالعه. این تازه شروع کار است بعد وقتی ملکه شد تازه نوبت این است که از مرحله کفر درآیی و به سراغ ایمان بروی یعنی هِی عمل کنی. عملش هم تکرار می خواهد آنقدر باید تکرار کنی تا به ملکه برسی یعنی بگویند این آدم کریمیِ این ادم حسودی نیست این سوء ظن ندارد این خدا را دوست دارد این عاشق قرآن است این با قرآن انس دارد. مگر همین جوری است من می گویم شما بروید این کار را بکنید شما همین امشب می روید و با قرآن انس می گیرید. نمی شود. یادتان باشد روند حرکت انسان به سمت ابدیت رون سعی و خطاست. دائماً تمرین می خواهد. در هر رشته ای همین طور است مشکل ما این است که در امر آخرت هیچکدام از این تخصص ها و حرف ها را قبول نداریم ولی در مسئله دنیا قبول داریم. برای همین حضرت می فرماید مردم در امور دنیایی اشان عاقل اند ولی در امور اخرتشان احمق اند. یعنی دقیقاً همان چیزهایی که در دنیا رعایت می کنند در مورد آخرت قبول ندارند. اصل اصالت تخصص را در دنیا قبول می کنند اما اصل اصالت تخصص را در آخرت قبول نمی کنند. خانمی پیش من آمده و مشکل وسواس دارد به او می گویم کجای رساله گفته تو اینجوری حرف بزن؟ می گوید هیچ جا. می گویمکجای رساله گفته شما اینقدر آب بریز؟ هیچ جا. ببین خانم شما باید این کلمه را اینطور ادا کنی. این لفظ را اینطور ادا کنی. مثلاً وضو باید اینطور گرفته شود. شرایط اینجوری است شستن اینجوری است. اینه را می دانی؟ می گوید بله می دانم. می گویم خوب برای چه؟ می گوید دلم نمی آید. خوب این کفرِ دیگه. وسواس یعنی همین. یعنی با اینکه میداند حاضر نیست سریع برود و عمل کند. می داند علم از مرکز تخصص صادر شده است یک چیزی جلوی عمل کردنش را می گیرد . آخرِ سر یک حرفی به من زد که نزدیک بود از شدت تعجب و غضب مثل جهنم بترکم. همه حرفها را که برایش زدم خودم را خسته کردم. می گه آره من خودم پایان نامه ام، روش های درمان وسواس است. پایان نامه دانشگاهیم روش های درمان وسواس است. دو صد گفته چون نیم کردار نیست. اگر می گویی فلانی با نماز بالا رفت نماز معراج مومن است صلاه کل تقیه است قربان کل تقیه قربان من معراج مومن نماز تکرار شده پانزده سال، بیست سال نماز خوانده تا یاد بگیره رانندگی چه جوری نماز را رانندگی کند با نماز چه جوری بالا برود آقا می گه از اسلحه کمک بگیر از اسلحه بخواهی کمک بگیری از شمشیر کمک بگیر از شمشیر بخواهی کمک بگیری چه جوری کمک می گیری؟ باید تمرین کنی آنهایی که در فیلم ها قشنگ شمشیر می زنند، دهها ساعت در روز تمرین کردند تا بتوانند این شمشیر را بزنند آنهایی که وزنه بلند می کنند انهایی که ورزشکار هستند آنهایی که نوازنده خوبی اند آنهایی که خطاط خوبی اند انهایی که هنرمند خوبی هستند آنهایی که خواننده خوبی اند آنهایی که قاری خوبی هستند تکرار تکرار تکرار تکرار تمرین عملی وگرنه چه کسی می تواند با نماز پرواز کند در صورتی که مسابقه نماز خواندن ندارد. شما آنقدر باید زحمت بکشید، با یکی از اولیای خدا صحبت می کردیم می گفتیم آقا برای اینکه بتوانیم با نماز تمرکز کافی بگیریم چقدر طول می کشد برای یک حضور کامل؟ گفت اگر خوب تمرین کنید 8سال 10 سال. آنوقت این طرف هنوز نیامده اینجا دو روز است آمده از من برنامه گرفته، اینجوری می کنه من نمی دانم چرا حضور قلب ندارم من نمی دانم چرا خواب نمی بینم من چرا مثل آمیرزا علی آقا قاضی نیستم. بابا، آمیرزا علی آقا قاضی که شما خواندید مرحوم آشیخ جواد آقا انصاری که خواندید مرحوم نخودکی که خواندید مرحوم مجتهدی که خواندید چهل سال پنجاه سال تمرین داشتند. شما فکر می کنید آمیرزا علی آقا قاضی از اول آمیرزا علی آقا قاضی بوده؟ نه تمرین داشته. تو اگر واقعاً می خواهی میدانی شکل ما چیه؟ شکل ما این است که همین اصل ها را اصول را در مسائل دنیایی می پذیریم ولی در مسائل آخرتی به آن ایمان نداریم. می خواهیم یک شبه به همه جا برسیم. الان کتاب فلان عارف را گرفته، حالتهای او را خوانده، بعد شب بلند میشوه و نماز شب می خواند و انتظار دارد الان امام زمان بیاید و بنشیند با او چای بخورد فرشته بیایند مکاشفه کند طی الرض کند پرواز کند و به کربلا برود و از آن طرف به مکه برود. دو روز پیش آقایی آمده بود شهرک غرب و می گفت من دنبال روشهایی هستم که خیالم راحت باشه می خواهم اگر عمل می کنم دلم مطمئن باشد. دیدم دارد درباره خواب مغناطیسی، طی الارض، جن می گه شما خودتون چند تا با جن ها ارتباط داشتید؟ گفتم من هیچی. خوشم نمی آید اصلاً با جن ها ارتباط داشته باشم. بعد نمی دانم چه گفتم. مگر شما دین خدا را مسخره کردی خداوند می فرماید برای یقین شما آنقدر ما آیه ریختیم که هیچ کس نمی تواند بگوید من یقین پیدا نکردم و لقد انزلنا الیک آیات بینات و ما یکفر بها الا الفاسقون آنقدر آیه ریخته که ما به جن و پری و پشت پرده و مکاشفه و شفای اهل بیت این نادانی که من رفتم دیدم امام رضا چند نفر را شفا داد یقین کردم اینها مثلاً آدم های کار درستی واقعاً امام رضا چشم من را اگر کور باشم شفا بدهد سرطان من را شفا بدهد این معجزه است یا اینکه من چشم دارم و می بینم الان. کدامشان سخت تر است؟ چشم داشتن و سلامت و پا داشتن ، گوش داشتن و معجزه نمی بینه یعنی اصلاً خدا را نمی بینه تو این وضعیت بعد می گوید حالا امام رضا مثلاً اگر یک بار این رو شفا بده من یک خواب ببینم دیگر خیالم راحت می شود. این دیگر خیلی کوری است. تو احتیاج به خواب نداری. خدا آنکس را که بخواهد به اندازه یقینی که برای حرکت به سمت ابدیت نیاز داری در این عالم ریخته است. هیچکس نمی تواند بگوید که من تردید دارم. مشکل مریضی تو است بیماری تواست فسق تو است که تو نمی خواهی عمل کنی. تو تنبل و بی حوصله ای تو بی همت و بی اراده ای لذا قران می فرماید کافر فاسق در واقع فاسق کافر الا استثنا است. استثنایی که می آورد استثنای تام و ما یکفر بها الا الفاسقون بعد نگاه کنید آیه هایی که قبلاً درباره این تأکیدات با هم خواندیم را نگاه کنید در مورد صله ارحام فرمود و یقطعون ما امرالله به و یفسدون فی الارض و یقطعون ما امرالله خوب نگاه کنید و اما الذین کفروا و یقولون ماذا اراد لله هذا مثلا یضل به کثیراً و یهدی به کثیرا و ما یضل به الا الفاسقین خداوند فقط فاسقین را گمراه می کند. فاسق یعنی چه؟ یعنی کسی که می داند و عمل نمی کند. از این چند جا دیگر داریم. بنابراین مشکل ما این است که راه به روی ما باز نمی شود. اینکه راه به جایی نمی بریم انکه نمی توانیم با قرآن شاد باشیم اینکه نمی توانیم از شراب استفاده کنیم و مست شویم قرآن خودش می گوید. امام صادق (ع) می فرماید: که در مصباح الشریعه قرآن را شراب قبلاً من از قول آمیرزا علی آقا قاضی رحمه الله تعالی علیه قرآن شراب مومن است یعنی آدم وقتی قرآن می خواند مست می کنه این مستی خیلی لذت دارد. این مستی چیزی است که همه آدمها دنبالش هستند. خوب ما چرا مست نمی کنیم، برای اینکه اصلاً عمل نکردیم اگر کسی بتواند می گوید استعینوا بالصبر والصلاه هر وقت می خواهید بالا بیایید به هر جا می خواهید برسید از طریق نماز برسید از نماز کمک بگیرید تمام مشکلات را با نماز می توانید حل کنید. امکان ندارد شما نماز بخوانید و به آنچه می خواهید نرسید. امکان ندارد یک کمالی را بخواهید و با نماز نتوانید به دست آورید. امکان ندارد یک بیماری داشته باشید با نماز نتوانید آن راحل کنید. یا با ذکر خدا استعینوا کمک بگیرید از نماز هر وقت گیر کردید. خوب من بلد نیستم از نماز استفاده کنم اصلاً نماز خواندن بلد نیستیم پنجاه سال عمر کردیم ولی نماز خواندن بلد نیستیم خوب مثل استعینوا بالسیف یکی می گوید از شمشیر کمک بگیر از دوربین کمک بگیر از کامپیوتر کمک بگیر من اگر بخواهم از کامپیوتر کمک بگیریم راه اول این هست که به کامپیوتر تسلط پیدا کنم مثلاً فلان شکل در اینترنت حل این سوالاتی که دارید آنجا می توانید جواب بدهید. خوب من اصلاً بلد نیستم تو اینترنت بروم بلد نیستم دکمه بزنم بلد نیستم رابطه برقرار کنم فرمول ها را بلد نیستم. خوب شکست می خورم. باید خوب تمرین کنی. اگر کسی می خواهد با نماز اوج بگیرد معراج باشد و بالا ببردش باید سالها تمرین کند. ببینید از این نماز چقدر می تواند اوج بگیرد. مثل بچه است. بچه که از روز اول راه نمی افتد بچه که دز اوج ضعف است و در بغل مادرش است فقط می تواند دست و پایش را تکان دهد تا بخواهد راه بیفتد و بدود چند سال طول می کشد. البته بچه تمرین دائم دارد ویکسره دست و پا می زند. در بغل مادرش هم که شیر می خورد و دست و پا می زند، بازوهایش را قوی میکند پاهایش را قوی می کند رانَش را قوی می کندساقش را قوی می کند مُچش را قوی می کند تا بتواند برود. تمرین مدام تا بتواند اوج بگیرد. خوب ما چه تمرینی کردیم یعنی ما واقعاً با این 17 رکعت تمرینی که کردیم اصلاً تمرین این 17 رکعت اصلاً تمرکزی در آن نیست درس این هست که شما با تمرکز انجام دهید. خوب ما اصلاً چقدر تمرین داریم بعضی ها چهل سال پنجاه سال و به قوا امام صادق 60 سال نماز می خوانند اما قبول نمی شود. یعنی تمرین نداشته است با این نماز بازی کرده با این وسیله آمده و این دکمه ها را همین جوری زده و جدی نبوده است. یک جایی که چند نفر مدعی نشسته بودند به آنها گفتم بلند شوید و بیایید به آنها گفتم که مرتب غرغر می کرد و نق می زد گفتم: بگو ببینم فرق رحمان و رحیم چیست؟ رب العالمین یعنی چه؟ ترجمه الله را به من بگو. ترجمه درست سبحان ربی الاعلی و بحمده، السلام علینا و علی عبادالله الصالحین را بگو. ما که هستیم؟ عبادالله الصالحین چه کسانی هستند؟ صراط الذین انعمت علیهم، انعمت علیهم چه کسانی هستند؟ ما را به راه راست، راه کسانی که هدایتشان کردی این کسانی که هدایتشان کردی چه کسانی هستند بگو ببینم 40 سال که نماز خواندی بگو یا الله بسم الله. زبان روسی بلد است زبان فرانسه و آلمانی بلد است زبان انگلیسی بلد است. نمازت را ترجمه کن؟ سوره توحید، (لم یلد و لم یولد) نه زاده و نه زاییده شده است یعنی چه؟ راجع به خدا آدم حرف بزند نه زاده و نه زاییده چه می خواهد بگوید؟ یعنی چی خدا نمی زاید و زائیده نمی شود؟ خدا وکیلی چقدر وقت گذاشتی این را بفهمی که وقتی می خواهی نماز بخوانی از نماز کمک بگیری و بالا بروی؟ آخر این نماز که تو هیچی از نمی دانی تورا بالا می برد؟ یک میلیمتر هم نمی توانی با آن بالا بروی. ولی ماشاءالله لیسانس حوزه دارد فوق لیسانس حوزه دارد دکترا دارد در چند رشته، تخصص دارد خودش هم خیلی خُبره است. اما در حرکت برای استفاده از مهمترین وسیله ای که باید با آن به معراج رود هیچ تبحری ندارد. این خجالت آور نیست؟ این هم کتاب ما که قرآن است حبل الله المتین ریسمان محکم الهی. خدا وکیلی چه کسی می تواند از قرآن استفاده کند و بالا رود؟ می گوید هر وقت با مشکلی مواجه شدید به محض اینکه سراغ قرآن بروید شما را بالا می برد مشکلتان را حل می کند. می گوید ربیع القلوب هر وقت غمگین و افسرده و پزمرده شدی، قرآنف تو را شاد می کند مستت می کند. خوب تمرین من برای مست شدن با قران کو؟ کسی را که می خواهند مستش کنند، اول آنقدر نمیدهند بخورد، یک لبی برایش تر می کنند بعد یواش یواش زیاد می کنند که این مشروب خور خوبی بشود و با مشروب مست بکند. از اول یک لول نمدهند که طرف بکشد. ذره ذره می دهند بکشد تا یواش یواش معتاد شود. در هر کار همینطور است. مثلاً طلبه داریم کسانی را داریم که در کلاسهای عرفان های قلابی می نشینند، استاد یک کتاب سنگین عرفانی باز کرده، این کتاب به چه دردِ طلبه می خورد؟ به چه دردِ شاگرد می خورد؟ الآن وقت گفتن ان مطالب است برای یک جوان 17 و 18 سال؟ این هنوز ابتدایی ترین چیزهایش را بلد نیست. این چه وقت گفتن است؟ بعد دختر 18 سال 19 سال 20 سال ، پسر صفرکیلومتر رفته 6 ماه عقد کرده و در کارهای شدید عرفانی افتاده است که مثلاً می گوید از کجا یاد گرفتی؟ می گوید استاد فلانی گفته است. در کتاب فلان عارف خوانده ام. آنجا که باید این کار را بکنی برای تو کاملاً کفر است. اساتید بزرگ ما به ما گفته اند که کتابهای امام خمینی برای حرام است. این را دقت کنید که تا سالها به ما می فرمودند این حرام است برای شما و دست نزینید و ما هم می پذیرفتیم در اوج ایمانی که به امام خمینی رحمه الله تعالی علیه داشتیم. کی گفت کتابهای امام خمینی مطلقاً برای شما حرام است اصلاً دست نزن. ما همین جوری آنقدر شهوت داریم که هنوز رساله را بلد نیستیم و کتابهای سنگین عرفانی می خوانیم تا سه چهار ساله بچسبیم به عرش خدا. یک آقایی یک آدم خیلی خطرناکی بود رقاص بود و موسیقی های حرام می نواختمشروب می خورد و کثافت کاری های دیگر می کرد. هر چه خوبان همه داشتند او تنها داشت. بعد چند جلسه ای در همین کلاس آمد نشست و آرام آرام این کارهایش را کنار گذاشت. بعد روز ی به او گفتم حرم بیا سربزن حرم حضرت معصومه بیا حرم حضرت عبدالعظیم بیا مشهد بیا، اما دیدم اصلاً اعتنا نمی کند ولی تا دلت بخواهد سرش را کج می کرد و نماز می خواند. مثلاً خیلی حالتهای عرفانی از قلبی محجوب ها که در جبهه به اینها الهی قلبی محجوب می گفتیم مثلاً یک موقع من دیدم این وقتی مثلاً اسم پیامبر و آلش می آید خیلی راحت زیر بار نمی رود. آخرِ سر به من گفت که خدا چرا به اینه داده مگر من چِمِه؟ هنوز چهار نگذشته می گفت چرا خدا به اینها داده مگر من چِمِه؟ تو یکی از این امتحانهایی که اینها رد کردند، صد سال دیگر هم نمی توانی انجام دهی. السلام علیک یا ممتحنه امتحنک الله خدا تو را امتحانت کرده فاطمه زهرا، و تو در امتحانت پیروز شدی.اصلاً شخصیت حضرت زهرا این هست که امتحانات زیادی را پشت سر گذاشته است ابراهیم امتحان می دهد حسین امتحان می دهد پیغمبر امتحان می دهد. خداوند آنقدر امتحان از اینها گرفته که طاقت یکی از آنها را ما نداریم. لذا عزیزان عجله نکنید و دقت کنید هیچ عجله ای نداشته باشید هر سیری دوره ای دارد کامپیوتر دوره ای دارد بافتنی یک دوره ای دارد کوبلن یک دوره ای دارد زبان انگلیسی یک دوره ای دارد زبان فرانسه یک دوره ای دارد قالیبافی یک دوره ای دارد خطاطی یک دوره ای دارد آدم شدن هم همینطور است یعنی بایستی مثل همان کوبلن به آن احترام بگذاریم مثل آشپزی واقعاً باید به آن و روش هایی که باید برای آدم شدن بروی، احترام بگذاریم. شکل خیلی از ما این است که می آییم سر این کلاس می نشینیم. این کلاس نشستن ها فایده ای ندارد. اینقدر که کلاس آمدی چقدرش را عمل کردی؟ تا حالا چقدرش را عمل کردی؟ ما الآن به یک کسی بگوییم بیا گل دوم را به تو یاد بدهم می گوید نه نه نه اجازه بده این را تمرین کنم و بعداً بیایم برای گل بعدی. غذای بعدی را بعداً به من یاد بده فن بعدی را بعداً به من یاد بده اجازه بده اول این را یاد بگیرم. این چه شهوتی است که ما فقط می خواهیم بیاییم و یاد بگیریم ولی عمل نکنیم این یاد گرفتن ها خوب است حداقل این جلسات برای ما تکرار تکرار تکرار است. تکرار و تلقین نمی گذارد ما خطرناک شویم. به هر یاد می گیریم ولی خوب است این مقدار که وقت می گذاری تمرینهایت کو؟ توجه فرمودی تو تمرین نکردی. بنابراین من بارها عرض کردم که خداوکیلی هیچ شاگردی ندارم شما مستمع هستید شاگرد نیستید. شاگرد یعنی چه؟ شاگرد یعنی وقتی به او گفتم الف، الف را چند وقت کار کند وقتی گفتم ب چند وقت کار کند بعد هم ببینم الف را قشنگ نوشته ب را قشنگ نوشته موفق شده، نه اینکه بعد از چند ده سال آمده و دوره راه شناسی را تمام کرده آموزش دین را تمام کرده معاد را تمام کرده معرفت نفس را تمام کرده، زنش می گوید سر ته دیگ داد و بی داد راه می اندازد. خیلی شرم آور است با مادرش نمی تواند بسازد با پدرش نمی تواند بسازد. دعوا و درگیری و عصبانیت. پس این چه شاگردی است شاگرد نمی تواند باشد. شما مستمع های خوبی هستید زحمت می کشید خداوند به هر ثوابی، هر قدمی که برمی دارید برایتان یک سال عبادت می نویسند. مبارکتان باشد ولی اینجوری نمی شود. اگر شما برای درس جایی رفتید و گفتند امروز استاد نیامده و می خواهد شاگردش بیاید به شما درس بدهد، انتظار دارید آن شاگرد که می آید به شما درس دهد چه جوری باشد؟ شبیه استاد باشد تا حدود زیادی توانایی های استاد را داشته باشد والا اگر در ابتدایی ترین مسائل لنگ بزند نمی تواند نمی تواند بوید من شاگردم. چه شاگردی، شما مسخره اش می کنید. شما زمانی شاگرد خواهید بود که تمرین کرده باشد و روی خودتان کار کرده باشید زحمت کشیده باشید ریاضت کشیده باشید غصه خورده باشید کار کرده باشید مثلاً بعد یک توانایی پیدا کردید. والا مسیری را که شما می روید شاگرد نخواهید شد.

پاسخ به سوالات:

گفته اند اگر شیطان نسبت به خدا محبت داشت چرا راضی به رضای خدا نشد و انسان را سجده نکرد و مخالفت نمود. مگر ثمره محبت، رسیدن به آنچه محبوب و معشوق می خواهد نیست و رضای او مهم نیست؟

سوال خیلی عالی است و انشاء الله در جلسه بعدی عرض خواهم کرد و جوابش به ما خیلی کمک می کند. برای خودسازی روشهایی که بعضی از علما و بزرگان گفتند انسان باید شروع کند از همان روشها انجام دهد. یک سلسله دستورالعمل هایی به اصطلاح هست که باید اول یاد بگیرد بعد هم شروع کند. اما اینکه از کجا شروع کند هر کسی را نمی توانیم بگویم از کدام شروع کن. یک نفر باید از شکم شروع کند ولی یک نفر باید از زبان شروع کند . برای مبارزه با فسق باید چکار کنیم؟ اول باید عمل کنیم بعد هرچه فهمیدی زود عمل کنی و معطل نکنی بعد هم تمرین کنی. یواش یواش خداوند به تو نورانی ات و قدرت می دهد. قدرت و نورانیت محصول صرفاً دانستن نیست. بیشتر محصول عمل کردن است که مبتنی بر اطلاعات دقیق است .

والحمدالله رب العالمین و صل الله علی محمد و آله الطاهرین