جلسه 077 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
77
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 077 - تفسیر قرآن

بحث ما در آیه 94، 95 و 96 درباره مرگ و نحوه ارتباط با مرگ بود که درباره اخلاق یهود داشتیم بحث می کردیم که این مسئله مطرح شد. قرآن می فرماید که کسی که خدا را دوست دارد بین او خداوند الفت وجود دارد گرمی وجود دارد از مرگ نه تنها نمی ترسد بلکه آرزوی مرگ را می کند. از لقا خداوند و از ملاقات خداوند تبارک و تعالی بدش نمی آید. یهودیان چون ادعا داشتند که دوستان خدا هستند می فرماید که به آن بگو اگر شما واقعاً دوست خدا هستید آرزوی مرگ بکنید، که در آیه 95 فرمود اصلاً آرزوی مرگ نمی کنند در آیه 96 می فرماید که نه تنها آرزوی مرگ نمی کنند بلکه «

» اگر به خلق وجودی یهود نگاه کنید این ها حریص ترین مردم به زندگی هستند بعد می فرماید بعضی از این ها دوست دارند هزار سال عمر بکنند اما طولانی بودن عمر آن ها را از عذاب نجات نمی دهد بعد می فرماید که خداوند به آن ها بصیر هست. مشرکین اعتقادی به معاد نداشتند در این آیه می فرماید یهود حتی از مشرکین هم که حتی اعتقادی به معاد ندارند حریص تر به زنده بودن در دنیا بودند. یعنی این ها از کسانی بودند که مشرک هم هستند احرص هستند حریص تر هستند برای بقای در دنیا با این که آن ها اعتقادی به مرگ ندارند و به طور طبیعی باید علاقه شان به مرگ بیشتر باشد ولی یهودیان که به حساب خودشان معاد را قبول دارند آرزویشان برای زنده بودن از مشرکینی که اعتقاد به معاد ندارند بیشتر هست. که ما توضیح دادیم که عمر طولانی به درد نمی خورد مهم این است که کیفیت عمر چگونه باشدتا کمیت آن. صلوات. آیه 97 را خواندیم

«» این یک بهانه گیری جدیدی از یهودیان است تا الان تعداد زیادی از بهانه گیری هایشان را خواندیم این هم یکی از آن بهانه ها است، واقعاً معروف هم هست که می گویند بهانه های بنی اسرائیلی. آیه می گوید به آن ها بگو به یهودیان بگو که هر کس که دشمن جبرئیل هست جبرئیل قرآن را بر قلب تو به اذن خداوند نازل کرده است. «مصدقاًلما بین یدیه و هُدًی و بُشری للمؤمنین» که درباره این بعداً توضیح می دهیم داستان از این قرار است که پیامبر بعد از این که هجرت کرد به مدینه علمای یهود یک روزی وقتی می گیرند و می آیند خدمت ایشان تعدادی سؤال می کنند حضرت سؤال های آن ها را واب می دهد یعنی آن ها سؤال هایشان پاسخ داده می شود چی فهمیدند که این کی هست حقیقتاً، هر چند می دانستند طبق آیات قبلی ولی حضرت با پاسخ دادن به سؤالات این ها اتمام حجت با این ها می کند.

دیگر می مانند چه بگویند این بهانه را می آورند می گویند این فرشته ای که برای تو وحی می آورد اسمش چیست؟ حضرت می فرماید جبرئیل، یعنی همان فرشته ای که برای همۀ انبیاء الهی وحی می آورد آن اصلاً فرشته وحی می گویند نه نشد، حیف، آدم اگر بخواهد بهانه بگیرد این طوری است دیگر، می گوید حیف اگر میکائیل بود ما ایمان می آوردیم به تو. چون میکائیل دستورهای ساده می آورد فرشته خوبی است امّا جبرئیل نه همه اش دستورهای جنگ و جهاد و این ها را می آورد فرشته خوبی نیست. ما هم خوشمان نمی آید از او پس متأسفیم، حالا جواب چه می دهد« قل من کان عدواً لجبرئیل» به آن ها بگو هر کسی دشمن جبرئیل است، جبرئیل که از خودش اراده ای ندارد همان طور که تو پیغمبر هم در مقابل وحی الهی از خودت اختیاری نداری جبرئیل کسی است که به اذن خدا آیات را می آورد حامل که مقصر نیست اگر کسی حامل بود سفیر پیامی بود تقصیر دارد در پیام دخالتی ندارد این فقط پیام را آورده مثل کی پست چی ، نامه رسانی که آورده حالا خبر شادی بیاورد یا خبر عزا بیاورد، هان فرقی نمی کند که از خودش نیست که می گوید به او بگو جبرئیل این آیات را از طرف خدا به اذن خدا می آورد. آیات سبک باشد چه می خواهد آیات جهاد و جنگ باشد به اذن خداوند این اتفاقات می افتد « فأنّهُ نزَّله علی قلبکَ باذنِ اللهِ مصدقاً لِما بینَ یدیهِ» باز من خواهش می کنم شما دقت کنید ها الان بحث ما سر بهانه های بنی اسرائیل و این که یهود چه کار کردند نیست موضوع بحث ما انسان شناسی است و او می خواهد به ما این را بگوید که طبیعت طوری است که حتی اگر همه اتمام حجت ها به آن شد وقتی که نمی خواهد زیر بار برود بالاخره یک بهانه سست و بی منطق تمسک می کند بعد زیر بار نمی رود این را می خواهد به ما بگوید که ما توی زندگی مان به کرّات دچار یک چنین معضلی شدیم که وقتی که از نظر منطقی محکوم شدیم از نظر شرعی محکوم شدیم و دیدیم که اشتباه کردیم به جای این که بپذیریم و جبران کنیم به سراغ تراشیدن بهانه های بنی اسرائیلی می رویم. من خودم زیاد دیدم از این موارد می گوییم مثلاً این پسره چه اش بود تو باهاش ازدواج نکردی یا مثلاً دخترتان را بهش ندادید؟ می گوید مثلاً باور کنید ها این ها چیزهایی هست که توی سابقه مشاوره ای ما است می گوید که ماشینش رنگش کدر بود این رنگی بود من خوشم نیامد جدی ها. به صورت واقعی این دلیل خیلی محکمی بوده برای قبول نکردن یک خواستگار خوب مثلاً دلیل دیگرتان چیه. گل هایی که آورده بود یک طوری بود. چرا کاپشن تنش کرده بود، باید کت می پوشید خانم توی فیلم دیده که خواستگار مثلاً فرض بفرمایید قهرمان داستان موقع خواستگاری کت تنش بوده اگر کت تنش نبوده خوشش نیامده گاهی وقت ها من دیدم افراد درس خوانده تحصیل کرده از فامیلی طرف ایراد گرفته اند، می گوید که فامیلی اش یک جوری است، مثلاً ببخشید نمی دانم من مواردی داشتم که خواستگاری بهم خورده بهانه های بنی اسرائیلی دیگری هم وجود داشته حالا اگر بخواهم بگویم تا آخر کلاس هی باید همین جوک ها را برایتان بگویم. می خواهد این را بگوید به ما که طبیعت اگر یک موقع هایی به نفع خودش نباشد بهانه می آورد. مثلاً رفته اند فرض بفرمایید خواستگاری می بینی مرد شروع می کند بهانه گرفتن از راه رفتن زن مادر شوهره می گوید این راه می رود یک جوری است از قیافه اش، می گوید بابا این بنده خدا شما دو ماه صیغه بودید، رفتید ازمایش و این ها، هفت ماه عقد بودید ندیدی همسرت را اصلاً موقع خواستگاری بحثی که ما داریم توی خواستگاری این که همدیگر را خوب نگاه بکنید، می گوید، رویم نمی شود، یا دختره مثلاً از این حیاهای احمقانه دارد اجازه نمی دهد کسی ببینش مصیبت درست می شود. تازه بعد از یک سال یادش افتاده که قیافه همسرش مورد علاقه اش نیست. زن از مرد ایراد می گیرد مرد از زن تازه الان یادشان افتاده بابا این چیزی نیست که مخفی بوده باشد به شما بعد می نشینند همدیگر را محکوم می کنند به این دلیل. به این دلیل حرفت اشتباه است داری بهانه گیری می کنی، می فهمد ها، خودش قشنگ می داند ولی باید کی دستاویز پیدا بکند تا عذاب وجدان خودش و جلویش را بگیرد یا این که می خواهد بالاخره یک بازی دربیاورد دیگر. آیه را توضیح بدهم. می فرمایدکه قرآنی به شمال نازل کرده که « مصدقاً لما بین یدیه» راجع به این قبلاً از نظر روانی به شما توضیح دادم که در بحث و جدل وقتی نقاط مثبت طرف مقابل را تصدیق می کنید راه برای به نتیجه رسیدن باز می شود، ولی وقتی که یکسره انکار بکنی یعنی بگویی هک همه اش بد اصلاً آدم تخیلی بدی هیچ نقطه مثبتی ندارد خیلی زشت است. طیّ بحث که رفتیم جلو حالا می رسیم سورۀ آل عمران بیشتر داریم این مسئله را خداوند چند بار از اخلاق مسیحی ها تعریف می کند. تعریف مثبت می کند بعضی از اهل یهود یا اهل مسیح یا اهل کتاب کلاً، همه از حالت های خوب و قشنگی که دارند تعریف می کند خدا می گوید این ها این جوری هم هستند ها، این یادمان نرود، دیروز هم اگر یادتان باشد مقام معظم رهبری راجع به عربی ها گفت که من از کسانی نیستم که بگویم غربی ها همه بدند اخلاق های خوبی هم دارند، این که شجاعت دارند در تحقیق، دل به دریا می زنند. قدرت ریسک کردن بالایی دارند، روح جستجوگری زیاد، خوب خوب است دیگر، این جوری موفق می شوند که این همه کشف و اختراع داشته باشند مثلاً انضباط اجتماعی خیلی خبو، وجدان کاری خیلی بالا در بعضی از موارد، نباید ما این ها را انکار کنیم باید قبول کنیم که آن هایی که با ما دشمن هستند یا از نظر دینی هم دین ما نیستند این اخلاق خوب را دارند با این که در دینمان هست ولی به او متصل نیستیم. تعصب هم بگذاریم کنار به آن متصل نیستیم. برای این که خیال یهود را راحت بکند می گوید این قرانی که جبرئیل آورده است همان قرانی است که تورات را هم قبول کرده است انجیل را هم قبول دارد اصلاً این همان فرشته ای است که تورات را بر موسی آورده است. انجیل را هم بر عیسی شما چه بهانه های دارید. چه عذری دارید که با این فرشته دشمنی بکنید. فرشته چه تقصیری دارد این در واقع همان بهانه گیری های قبلی است. در مورد فرشته ها خداوند توضیح می دهد که « لا یَعصَونَ الله ما لرهُم» آن چه را که خداوند به آن ها امر می کند آن ها، سوره تحریم، آیه 6، معصیت خدا را نمی کنند همان جوری که خدا هر امری می دهد عمل می کند هر کسی که بخواهد با فرشته دشمنی بکند نهایت حماقتش را نشان می دهد در واقع دشمنی با فرشته یعنی دشمنی با خدا. چون فرشته تقصیری ندارد که یعنی کفر در واقع، اعتراض به این که جبرئیل حکم جهاد را آورده است اعتراض به چه؟ اعتراض به حکم جهاد به فرستنده چه کار دارد ولی این ها این قدر پررو و بی حیا بودند که به راحتی این بهانه ها را می آوردند باکی هم نداشتند الان هم که ما در دنیا داریم می بینیم همین جوری هست یعنی رفتارهایشان را که شما نگاه کنید امروز یک حرف می زنند فردا یک حرف دیگر ککشان هم نمی گزد دیروز چه می گفتند امروز چه می گویند خیلی راحت به بهانه های مختلف برای یک کشور یک ملت، دردسر درست می کنند پس چند تا نتیجه را توضیح بدهیم: 1- جبرئیل از طرف خودش حرفی نمی اورد، حرف از طرف خداوند تبارک و تعالی و به اذن خداوند آورده هر چه که آورده جبرئیل، در کتاب های قبلی هم هست مثلاً همین آیه های جهاد، آیه های جهاد هم درتورات هست و هم در انجیل، مسیحی ها که می گفتند یک خانم به من می گفت کشیش بود این خانم، می گفت: جهاد چیه در اسلام، خشونت و این ها، گفتم شما برو انجیل دستت هست، من انجیل دستم نیست، انجیل بیار تا آیات جهاد را برایتان بخوانم از انجیل الان هم هست که مسیح می گوید من نیامدم فقط ناز و نوازش بکنم صریح هم می گوید من آمدم قلع و قمع بکنم اصلاً کلمه ای است که مسیح با صراحت دارد بیان می کند. گفتم شما که الان همین آیه را توی انجیل خودتان دارید که مسیح صحبت از جهاد و کشتن دارد می کند، خیلی تند، حضرت مسیح سلام الله تعالی علیه کلماتش خیلی به قول رفقای ما اسیدش بالاست. خیلی کوتاه و جیز و خیلی عمیق دربحث جهاد هم همین طور است خیلی تند ولی با این که تو خود کتابشان در مورد جهاد آیه دارند در مودر امام زمان آیه دارند چندین آیه در مورد پیغمبر دارید اسم هم آوردند باز زیر بار نمی روند. ادامه آیه می فرماید: « مصدقاً لما بین یدی و هدیً و بشری» هم مایۀ هدایت است این آیه ای که جبرئیل آورده هم مایه بشارت هست خوب نگاه کنید ببینید قرآن چه طوری مچ می گیرد از این ها، می گوید آیاتی که قران آورده است همه بشارت هست و هدایت برای کی؟ للمؤمنین، دو تا نکته، یکی این که شماها واقعاً اگر اهل هدایت و بشارت هستید آیات برای هدایت و بشارت هست دشمنی ندارد، باید کیف بکنید چون مملو از هدایت و بشارت است. این خطاب به یهودیان اما آن چه که ما باید استفاده بکنیم چون صحبت سر خودمان است حالا هی داستان یهود را داریم می گوییم این داستان یهود بهانه هست، قرآن به درمی گویدکه دیوار بشنود، این که ما باید قرآن را اگر مؤمن هستیم هدایت و بشارت ببینیم، بشارت این فوق العاده مهم است بشارت به آدم چه کار می کند، یعنی وقتی بشارت به آدم می دهند چه احساسی به او دست می دهد؟ شادی می آورد دیگر. اما قرآن می فرماید کسی بخواهد از این استفاده بکند باید ایمان آورده باشد که این توی ما خیلی کم است، توجه به این رب العالمینی که اتم به اتم این عالم را ساخته مولکول به مولکول این عالم و نظام خلقت به این عظمت را ساخته که دانشمندان متعددی میلیون ها دانشمند در جهان در رشته های مختلف مشغول شناختن تجلیّات یک چنین خدایی هستند، این خدا، خدا فیزیک، خدای ریاضی، خدای موسیقی، خدای جانورشناسی، خدای شیمی، خدای زیست شناسی، خدا پزشکی، خدای هنر با همه ابعادش ، تجلیات خداست دیگر همه اش، خدا انسان ها، خدای عشق ها، این خدا تمام آن چه را که ما نیاز داریم در یک کتاب تخصصی به نام قرآن برای ما فرستاده است اگر متوجه باشیم خدایی که علم بی نهایت هست این کتاب را برای من فرستاده یعنی ایمان بیاوریم، می گوید امکان ندارد شما به این مسئله ایمان بیاورید کتاب قرآن را بخوانید هدایت نشوید وقتی یکی قران را می خواند و هدایت نمی شود برای این هست که چه ندارد مشکلش در ضعف ایمانش هست و از همه مهم تر بخش بشارتش هست. قرآن شادی آور است. عرض کردم قبلاً خدمتتان که چند تا تعبیر داریم ما در این زمینه که امیرالمؤمنین علیه السلام می فرماید که « شما اگر با یک بوی گند مواجه شوید یک جا، چه کار می کنید» هان، شستشو می دهید بعد فضا را چه کار می کنید؟ معطر می کنید، انتظار دارید که عطر را که در می آورید این عطر خوشبو کننده است شما وقتی می گویید یک اسپری خوشبو کننده خریدم انتظار نداری وقتی می زنی بوی گند بده که انتظار داری بوی خوب بده. رایحه های مثلاً سیب. رایحه چی چی، انتظار دارید عطر لذت بخش باشد برایتان می فرماید شما هر وقت یک چنین احساس گندیدگی کردید برای این که به نشاط برسید، قران بخوانید، قرآن برای این است که انسان را تازه بکند مثل حمام رفتن، لباس خوب پوشیدن، عطر زدن، آدم نشاط می گیرد، مثل خوراک ها در روایات داریم بعضی خوراک ها هستند که نشاط می آورد مثل خربزه مثل پرتقال که آدم می خورد نشاط می گیرد این اثر ذاتی اشت. می فرماید : ربیعُ القلوب « قرآن بهار دل است» بهار دل یعنی هر وقت دلت گرفت در اثر هر چیزی، باید بتوانی با قرآن خودت را شاد بکنی، نه این که بروی برقصی، نوار گوش کنی یوگا بکنی و این ها، این ها مال کسانی است که انسان را درست نگاه نمی کنند کسی که انسان را درست نگاه می کند می گوید برایش عطر هم گذاشته اند بهار هم گذاشته اند برای این که همیشه توی بهار باشد برایش چه چیزی گذاشته که همیشه شاد باشد آن قرآن، اگر ما نمی توانیم خودمان را با قرآن نشاط بدهیم این نشان دهندۀ این است که هنوز رابطه ما با قرآن تنظیم نیست. در واقع کسی که نمی تواند با یک نشاط آور به نشاط برسد با یک شادی آور به شادی برسد با آب سیراب شود، مشکلش در بیمای شد، مثل کسی است که زکام دارد و با عطر و با بوی غذای خوش سازگاری ندارد، مشکل از خودش است باید ببیند کجای کارش ایراد دارد که وقتی خداوند دروغ که نمی گوید که معصوم و متخصص هم دروغ نمی گوید، وقتی می گوید قران نشاط آور است، باید بتوانیم با آن شادشیم. گاهی وقت ها مشکل ما مشکل فنی، مثلاً وقتی من عطر را بو می کنم، به دو جهت ممکن من از بوی آن لذت نبرم یکی این که سرماخورده باشم یعنی بویی به مشام من نمی آید، عطرهای قوی را شما وقتی جلوی بینی می گیرید بویش می آید لذت می برید، گاهی وقت ها مشکل شامۀ من نیست مشکل فنی نداریم، بینی من گرفته گوش من گرفته، توی هواپیما بودم توی ماشین بودم حالا شما یک چهار تا گوشتان را این جوری کنید و هوای با فشار از بینی خارج کنید گوشتان باز می شود، چهار تا خمیازه بکشید راحت مشکل حل می شود، ولی یک موقع است که مشکل فنی نیست من اساساً شامه ام کار می کند ولی بوی عطر که به من خورده حالم بد می شود خورشت گردو، به همان بویش می خورد بدمان می آید، این مشکل فنی نیست بو می آید، تو حس میکنی اما با این بو فعلاً سنخیتی نداری، این را خوب دقت کنید دو تا مسئله هست اکثر ما مشکلمان از نوع اول یا دوم است، به خودتان بدبین نباشید شیطان بدبینتان نکند، اکثر ماها مشکلمان از نوع اول است که نمی توانیم لذت ببریم، خوب حالا شما جمله عربی بخوان فایده ندارد که « قل من کان عدواً…للمؤمنین»خوبکهچی؟«لوانزلناهذاالقرانعلیجَبَلٍلرأیتَالخاشعمنخشیةِاللهوتلکالامثالَنضربُها ... الی آخر» یا آیات خیلی زیبا درباره خداوند و اسماء الهی که واقعاً مست می کند آدم را شما عربی بلد نیستید مثل کسی هستید که بینی اش گرفته باشد اصلاً بو به او نمی رسد 50 سال هم که مسلمان باشی از قؤآن لذت نمی بری. چون حاضر نیستی بروی درمان کنی، بابا برو این سرماخوردگی را درمان بکن یک دو روز وقت بگذار یک ترم وقت بگذار عربی را یاد بگیر بعد شامه ات باز می شود و از قران لذت می بری یعنی 700 تا 800 تا کلمه قرآن چیزی نیست که آدم نفهمد که ، 700 ، 800 تا کلمه است دیگر. یاد بگیر بعد ببین چقدر قران برایت لذت دارد پس این که این بو را نمی فهمی مال این است که شامه ات خراب بوده تنبل بودی، نرفتی شامه ات را باز کنی، سرماخوردگی مزمن شده همین جوری مانده یک موقع هست که، غالب ما همین جوری هستیم نه از دعا نه از قرآن، نه از کمیل اش لذت می بریم نه از توسل نه از عاشورایش لذت می بریم این ها را توی آن مباحث شب های احیا مفصل گفتم. توی آن گوش بکنید که ما مشکل فنی اولمان را باید چه طوری حل کنیم این هیچی، یک تعداد هم مشکلشان از نوع دوم، یعنی شامه شان باز است، عربی بلد هستند ولی لذت هم نمی برند. مشکلشان مشکل معرفتی است باید مشکل عقیدتی شان را حل بکنند تا از قرآن لذت ببرند می فرماید: بشارت دیگر، می فرماید، تعبیرها چه بود؟ 1- ربیع القلوب: یعنی بهار دل هاست. 2- بشارت، یعنی قرآن یک سره شاد می کند شما را. مشکلتان به شدت کوچک می شود چرا؟ چون قران دستت را می گیرد می آورد بالا و از نگاه خداوند تبارک و تعالی خودت را و نظام خلقتت را به تو نشان می دهد بعد از آن کوچک بودن رحم دنیا را در مقابل ابدیت می فهمی، این که این نیز بگذرد، یکی از پادشاه ها خیلی ناراحت بود غصه دار بود، به یک حکیمی گفت که یک چیزی به من بگو که من بنویسم، روی انگشترم که هر وقت نگاهش کردم نه اضطراب آینده را داشته باشم نه دغدغه ای نسبت به گذشته داشته باشم گفت بنویس روی انگشترت. « این نیز بگذرد» استاد ما همیشه این را به ما می فهماند این یادتان باشد که این نیز بگذرد این خیلی مهم است که انسان این را باور کند که این نیز بگذرد، اگر خیلی شاد وشنگول هستند گول نخورند، فریب نخورند، خیلی هم غمگین بودم هم همین طور این نیز بگذرد. نگاه کن چقدر از آن مسائلی که قبلاً دغدغه اش را داشتید افسرده بودید به خاطرش ولی الان دیگر هیچی از آن ها نمانده جز یک خاطره. تمام شده رفته پی کارش سختی هایش رفته تمام شد و رفت. برای چه آدم به آن فکر بکند هر چه که گرفتارش شدی یادت باشد که این نیز بگذرد قرآن این را به تو یاد می دهد یعنی وقتی می روی و با خداوند هم کلام می شوی و آن طور که من همیشه تذکر دادم با صدای خدا قران را بخوانید همیشه نه باصدای خودتان یعنی توجه داشته باشید رب العالمین علم بی نهایت دارد برای شما حرف می زند بنشین گوش کن فرمود: هر وقت دوست داشتی من برایت حرف بزنم قرآن بخوان، ببین خدا چه می خواهد به ما بگوید با این حالت بروید سراغ قرآن می بینیدکه همه اش شادی آور، بشارت، تعبیر دیگری که هست که خیلی از این دو تا تعبیر تند تر است که در واقع باطن این قضیه را نشان می دهد و توجیه می کند این دو تا تعبیر را که چرا بهار است و چرا بشری است، تعبیر آقا میرزا علی آقا قاضی است و امام صادق علیه السلام هر دوی این بزرگوارها اول من از مرحوم قاضی این را شنیده بودم بعدها حدیثش را هم دیدم که قرآن شراب مؤمن است یعنی اگر واقعاً مؤمن هستی قید مؤمن را کی آورده هم آقا میرزا علی آقا قاضی هم امام صادق آورده است هم قرآن آورده است. قرآن هدایت و بشارت هست برای مؤمنین به غیر مؤمنین. « هُدًی للمُتَّقین» یعنی اگر می خواهی مست بکنی غم ها یادت برود و این مسخره بازی های دنیا برایت هیچی یادت نباشد و به مسائل بزرگ تر بتوانی فکر بکنی قرآن بخوان خدا رحمت کند شهید دستغیب را می فرمود. کی که نیش مار بزنتش اگر زنبور بیاید آن جایی که مار نیشت زده نیش بزند دردی احساس نمی کند. فرمود: اگر می خواهی برای چیزی غم داشته باشی و دلشوره داشته باشی برای قبر و قیامتتان دلشوره داشته باشید خیلی بزرگ حادثه اش، تلخی هاش، حادثه اش، فوق العاده بزرگ است تنهایی اش خیلی کُشنده است، « و طعامٌ ذا غُصةٍ و عذاباً علیما» می فرماید نه تنها ، تنهایی قبر، عذاب قبر ناراحت کننده است گاهی وقت ها غذابی به آدم می دهند که آن غذا درجه حزن و ناراحتی را زیاد می کند، یکی از شکنجه های آن جا غم و غصه است که از شکنجه جسمی به مراتب بیشتر است، تنهایی اش آن هم با اخلاق های کثیفی که خودت داشتی با اخلاق های زشت با مار و عقرب هایی که خودت خلق کردی تو نفست می خواهی بمانی با صورت های زشت و بسیار وحشتناک، علمای اخلاق فرمودند صورت هایی که ان جا هستند از صورت های دنیایی نیست ترکیبی از این ها است، و بعضی هایشان فرمودند که قیافه های حیواناتی که در دنیا هستند نمودهای اخلاقیات انسانی هستند لذا میخواهیم با این قیافه ها تنها باشیم، اگر می خواهی غصه بخوری برای آن لحظه ها غصه بخور اگر برای آن غصه بخوری توی دنیایت شادی اگر برای آن غصه بخوری و ترسیدی از آن و آن حیوانات را چه کار می کنی این جا؟ دور می کنی روی اخلاق بَدت پافشاری نمی کنی روی سوء ظنت، روی حسادت، روی بدجنسی ات، روی بدخواهی ات، روی تکبّرت ، روی غرورت، روی عصبانیتت، روی زودرنجی ات، روی حساس بودنت، نمی دانم چون می دانی اگر یکی از این ها با تو باشد بروی آن جا مصیبت داری بعد آدم خوش اخلاق می شود شاد می شود واقعاً اگر از آن جا بترسد پس اگر می خواهی غصه بخوری از آن جا غصه بخور، بعد هم شادی های دائم آن جا یادتان باشد شما قرار نیست این جا باشید که یکی از بشارت های بزرگی که قرآن به ما می دهد، یان است که شما این جا نمی مانید، الحمدالله، می روید از این جا، می روید به جایی که توی این رحم نیستید رحم دیگر، رحم خیلی کوچک و تنگ و محدود است، به یک جایی می رسید که بی نهایت در آن شادی هست زیبایی و لذت است کمال هست، علم هست، بی نهایت، یعنی یک دقیقه آن می ارزد از نظر لذت دارم می گویم ها نه از نظر ارزش، از نظر لذت و ارتقاء و رشد می ارزد به همه ی دنیا خدا رحمت کند امواتتان را اخوی من وقتی تصادف کرد از دنیا رفت، خیلی هایتان می دید و می شناختید، یک جوان 21 ساله به خواب خواهرم آمده بود و گفته بود به آقای شجاعی بگویید، همیشه می گفت آقای شجاعی نمی گفت برادر، بگویید هر چه به ما یاد داد توی این سال ها همه را آن جا توی یک لحظه به ما گفتند، یک لحظه، این جوری آدم رشد می کند، از نظر همه چیز، برای چه مست نکنیم برای چه شاد نباشیم تازه از این بالاتر هم هست، معیّت با محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله با آن ها که خودشان این قدر شیفتۀ این هستند که ما هم با آن ها باشیم که دائماً این را از ما خواستند، زیارت عاشورا را شما چه می خوانید می گویید «أن یجعلنی معکم فی الدنیا و الآخرة» من می خواهم دنیا و آخرت با شما باشم، این و ما می گوییم یا اون ها می گویند؟ ما که اگر خودمان بودیم عقلمان به این حرف ها نمی رسید که به سیدالشهدا بگوییم می خواهیم با شما باشیم در دنیا و آخرت آن ها هستند که عقل ما را این قدر رشد می دهند که طمع چیزهای پایین نداشته باشید طمع معیّت با پیامبر وآل داشته باشید داستان پیغمبر را نقد کردم برایتان درمورد آن آقایی که پیغمبر را قبل از بعثت پذیرایی کرده بود حالا می گویم، یک آقایی بود از پیغمبر پذیرایی کرده بود پیامبرقبل از این که مبعوث بشود توی یک بیابانی کارش افتاده بود به یک آقایی که آن آقا از پیامبر پذیرایی کرده بود بعدها که پیغمبر مبعوث شد این آقا از مثلاً بادیه می آید شهر به پیغمبر برخورد می کند نمی شناسد پیغمبر را هم یکی به او می گوید می دانی این کیست؟ می گوید نه می گوید همان که یک زمانی تو به او یک چنین خدمتی کردی این پیغمبر الان خلاصه این هم شاد و شنگول می رود می گوید آقا من را می شناسی که من کی هستم؟ من همانی هستم که یک چنین خدمتی کردم به شما. حضرت می فرماید: من سپاسگذارم و ممنون شما هستم، شما چیزی می خواهید من بدهم به شما جبران بکنم محبت شما را. گفت: این قدر اسب می خواهم، شتر می خواهم، گوسفند می خواهمخ، حضرت فرمود بدهید به او، بعد که رفت حضرت فرمود: چقدر قانع بود این بنده خدا، این حتی از پیرزن بنی اسرائیل هم توقعش کمتر بود کاشکی مثل اون بود گفتند آقا پیرزن بنی اسرائیل چی بود قضیه اش؟ فرمود: حضرت موسی دنبال قبر یوسف می گشت این پیرزن فقط بلد بود، موسی گفت حالا یاد می دهی به ما قبرش کجاست گفت آره ولی شرط دارد گفت: شرطش چیه؟ گفت: آخرت با تو باشم موسی دست پرورده کیه؟ دست پرورده آسیه، آسیه هم یک زنی است همین طوری نمی گوید خدایا من را ببر بهشت می گوید خدایا در بهشت پیش خودت یک خانه به من بده می بینید زیرکی را، نمی گوید من بروم بهشت و من را نجات بده می گوید پیش خودت یک خانه به من بده توجه فرمودید. بنابراین قیمت ما ها به اندازه، معشوق و محبوب و خواسته های ما هست هر کسی قیمتش به اندازه طمعش است چقدر قیمت دارد هر چقدر قیمت بالا بگی معلوم است قیمت حقیقی ات بالا است. چرا ما مست نکنیم چرا شاد نباشیم از خواندن قرآن و زیارت عاشورا و جامعه کبیره، چرا مست نکنیم، اگر نکنیم باید درمان بکنیم یا مشکل فنی داری برو بفهم که چه داری می گی که کِیف کنی یا اگر می فهمی برو معرفتت را بالا ببر، که باور کنی که یک چنین چیزی هست، این یادتان باشد نکته خیلی مهم ، این یکی از رازهای خیلی مهم است که دارم به شما می گویم خیلی مُفت به دست نیامده هر چند شما شاید خیلی ساده از کنار این چیزی که می خواهم به شما بگویم رد شوید، نکته ی خیلی خیلی مهم، یک صلوات بفرستید تا برایتان بگویم آن این هست که: « اهل بیت به صداقت دل شما خیلی نگاه می کنند، خداوند تبارک و تعالی ، اگر صادقانه ببینند که توی دل شما این تمنا وجود دارد که با آن ها باشید حتماً محرومتان نمی کنند یادتان باشد».

اگر صادقانه ببینید توی دل شما، صادقانه، این هست که می خواهید با آن ها باشید، امکان ندارد که این را به شما ندهند یعنی بگویند بیا برو توی بهشت با همه درجه اش ولی پیش ما نباش امکان ندارد پیش خودشان نگه می دارند حتماً پیش خودشان نگه می دارند پس بسته به این که تو بخواهی برای همین هم در زیارت عاشورا ما دو بار می خواهیم « ثبت لی قدم صدقٍ» صداقت داشته باشیم، اگر صادق باشیم حتماً با آن ها خواهیم بود. حتماً، امام باقر علیه السلام فرمود: « من طَلَبَ شهادةَ بِصِدقِ النیة مات شهیداً و لو کان علی فراشِه» هر کسی شهادت را صادقانه بخواهد حتماً شهید ازدنیا می رود حتی اگر در رختخوابش بمیرد. یک پیرزنی بود من می شناختم این جوری بود یعنی یک پیرزن با ایمان، و خوب و نوه اش و بچه هایش را راحت می فرستاد دوران انقلاب و جنگ و بعد هم دوران جبهه راهی شان می کرد، حالا با آن لهجه لُری شیرنش می گفت: اگر من خودم مرد بودم این کار را می کردم، خودم می امدم از دنیا رفت، من یک شب خواب ، بچه ها و رفقای خودم را می دیدم که توی بهشت دارند شراب می خورند خیلی سفره عجیبی بود جایتان خالی، هیچی هم به ما ندادند داشتند شراب می خوردند همه شان و قهقهه می زدند و این که امام فرمود: « در شادی و صولشان قهقهۀ مستانه می زنند این جوری بودند واقعاً بعد دیدم که یک جایی هست که این ها همه دور یک بساط زیبایی جمع شدند و از آن خوراک های بهشتی می خوردند بعد دیدم این خانم هم وسط شهر است این پیرزن را دیدم که وسط است همراه آن ا، به صدق اگر کسی برسد بُرد کرده است بنابراین ما باید دقت کنیم« هدیٍ و بشری للمؤمنین» دارد با تو حرف می زند. بعداً نگویید ما بُشری نداشتیم هدایت نداشتیم ها. هم قرآن هدایت می کند، اما حضرت فرمود: هدایت برای کسی است که واقعاً از قرآن هدایت بخواهد، امکان ندارد هدایتش نکند این یک، بعد این فرمول دوم هم به شما بدهم « گاهی وقت ها ما خیلی گیج می زنیم، نمی دانم چرا مشکل من حل نمی شود چرا سد راه من باز نمی شود، چرا تکلیف من معلوم نمی شود یک جواب به شما بدهم آن هم این است که ما صادقانه نمی خواهیم که حل شود» امکان ندارد خداوند، محال هست که خداوند طالب صادق را معطّل نگاه دارد، چون قران چند آیه دیگر می رسیم به آن فرمود: اگر طلب داشته باشید شما حقیقتاً و از مشکلات و موانع طلب پرهیز بکنید خود خدا، مستقیماً «مَن جاهد فینا لنهدینَّهم سُبُلَنا» هر کسی واقعاً تلاش بکند نشانش می دهیم نه استاد میخواهد نه احتیاج داری خواب ببینی نه خداوند مستقیم هدایتت خواهد کرد و راهنمایی ات خواهد کرد، خود خدا، دیگر بهتر از این، آن هایی که ما گرفتار هستیم حتماً باید برویم توی نیت هایمان یک جایی قضیه می لنگد یک جای کار اشکال دارد که ما گیج می مانیم و معطل و الاف می مانیم این خیلی بد است، طلبمان صادقانه نیست، از این هایی هستیم که طلب های شُلکی داریم یک ذره طلب می کنیم اگر شب شد اگر نشد هم ول می کنیم می رویم دنبال کارمان. پس اگر هدایت می خواهید قرآن می خواهید بخوانید بشارت می خواهید قران بخوانید، شاد می خواهید شوید قرآن بخوانید، مست می خواهید بکنید قرآن بخوانید خوب، چند سؤال.

  • عزیزمان سؤال کردند، آیا فقط صداقت کافیه؟ بله دیگر گفتم تلاش دیگر. صداقت یعنی این که اگر بخواهید برایش تلاش و حرکت می کنید، دوست داشتن بدون عمل فایده ندارد معلوم است صداقت نیست.
  • من مرجع تقلیدم مقام معظم رهبری است، دلائلش هم این است که بارها گفتم، بنا به فرمایش حضرت امام ره که مرجع قبلی من بوده است امام می فرماید که یک مرجع تقلید باید 11 شرط داشته باشد حداقل و شرایطی که ایشان آورده است 11 تا است، و آن 11 تا در هیچ کدام از مراجع فعلی غیر از مقام معظم رهبری وجود ندارد، بنابراین من ایشان را انتخاب کردم حالا من آن شرایط را می گویم شما هم مطالعه بفرمایید می بینید که واقعاً هم همین طور است.
  • نه این نمی شود که مثلاً کسی از پول زن خانواده که خودش کار می کند، نذر بکنه این نمی شود. شاید سؤال را بد نوشته اند من نفهمیدم. بله خانم ها اگر بخواهند نذر کنند اگر خودشان هم کار بکنند با این که پول خودشان هم هست برای این کار به اذن شوهر بنا به اکثر فقها احتیاج دارند، باید حتماً شوهرشان اجازه بدهد.
  • اشکال ندارد نمازهای مستحبّی در صورت داشتن نمازهای قضا ولی روزه های مستحبّی را نمی توانید بگیرید در صورتی که روزه های قضا دارید.
  • احادیث معتبری هست در مفاتیح الجنان در مورد حاجات، خدا رحمت کند حضرت امام ره امام یک موقع مفاتیح الجنان می خواندند آقا مصطفی پسرشان می گوید آقا این احادیثی که این جوری توی مفاتیح آمده درست این همه ثواب ها و چیزهای دیگر و نمازهای حاجت و این ها امام با تغیر و تندی به آقا مصطفی می گوید: آق مگر شیخ عباس قمی دروغ هم می گوید. آقا شیخ عباس فردی بسیار مقدس بوده بسیار مقدس، لذا یک موقع کسی شک نکند اگر شما شک بکنی به حاجتت نمی رسی این همه نوشته توی مفاتیح مراجعه کنید. انشاءالله مشکلتان حل می شود. آقا شیخ عباس قمی یک کسی که گفتم برایتان اگر ساعتش خراب می شد یک کم تربت درمی آورد می مالید به ساعت، ساعت راه می افتاد. تربت امام حسین (علیه السلام) ، این جوری بودند آقا شیخ عباس یعنی این قدر یقینش بالا بود.
  • برای بچه های کم سن و سال ، ابتدایی به بالا CD های متعددی است که زیباست. آموزش دهنده هست، از بحث های ما نه، بحث های ما برای سوم راهنمایی به بالا به درد می خورد، اگر بخواهید این درس ها را بگویید باید خودتان بتوانید، من خودم این بحث راه شناسی را برای بچه های زیر ابتدایی هم درس دادم، شش سال، هفت سال، پنج سال، هم گفتم راه شناسی را ولی به زبان خودشان جلسه داشتم گفتم متعدد، خوب هم به جونشان نشسته ولی باید خودتان بتوانید یک چنین کاری کنید اما این که فکر می کنید نوار به آن ها بدهید گوش کنند نه، یک دختر خانمی دیروز آمده بود، شش سالش بود، دیدم چادرش را هم سفت گرفته و خلاصه آمد نشست روبه روی ما و بعد گفتیم که خلاصه کشف حجاب کن، بابا بی خیال حالا به این سفت و سختی حالا لازم نیست نه اصلاً زیر بار نرفت هیهات اصلاً سفت نشسته بود آن جا دیدم یک سؤال هایی کرد که خلاصه به قول امروزه لوله کرد ما را همین جوری می گفت من می خواهم راجع به فلان موضوع فلان کنم بچه شش ساله هنوز مدرسه هم نمی رود، بعد می گفت کدام نوارهای شما را گوش کنم، گفتم هیچ کدام، از این نوارها به دردت نمی خورد، یک چند تا کتاب متناسب سنش توی کشو داشتم دادم بهش گفتم این ها را بگیر، با چند تا از این کارت های بازی بهش دادم گفتم برو این ها را حالا کار بکن بعد کارت ها را دادم بهش و دشاتم نفر بعدی را می دیدم آمد گفت این ها را من حفظ کردم بیا اگر کارت دیگری داری بهم بده چیز دیگری داری بده این و یاد گرفتم همه شو. این بچه ها را می شود من با این بنده خدا کلاس خصوصی گذاشتم براش، یواش یواش داریم با این علامه کار می کنیم ولی اگر خودتان داشته باشید بچه هایی توی خانه می توانید با آن ها ارتباط برقرار کنید بچه های سه سال به بالا تمام فرمول هایی که ما توی بزرگ سالی برای شما می گوییم برای آن ها هم می شد گفت یواش یواش خوب می گیرند، گیرایی شان هم خیلی خوب است ولی خودت باید بتوانی بگویی ولی با نوار نمی شود ولی CD های قشنگی آمده برای بچه های سه سال به بالا، ما هم توی مؤسسه داشتیم اگر بخواهید، CD کودکستان و ... چند تای دیگر خواستید بگویید که من بچه این ساله دارم من خودم CD شو براش تهیه می کنم.
  • ابدیت در جهنم شیعه ندارد، در مورد بقیه اقوام را هم ما فضولی نمی کنیم اما ان که قران فرموده این هست که ابدیتی هست.
  • آرایش کردن در ماه محرم چه از طرف آقایان و چه از طرف خانم ها حرام نیست، اشکالی ندارد اگر یک موقعی لازم باشد هیچ مانعی ندارد. حالا بعضی ها ادب می کنند یک شرایطی را رعایت می کنند درماه محرم، این ادب ها خوب بد نیست ولی خوب استثنا هم دارد همیشه نمی شد به صورت کلی گفت این هست ولی خوب ادب شود از همه هم نباید انتظار داشت چون بعضی ها عذرهای خاصی دارند.
  • ببینید این برنامه هایی که من نوشتم، استحمام شبانه قطعاً ساعت خواب شما را کم می کند برای صبح هم شما بانشاط از خواب بلند می شوید اگر استحمام کنید به شرط این که مواظب باشید سرما نخورید. آن هایی که موهایشان مثل من خیلی بلند مواظب باشند که سرما نخورند بعد می گوید مادر ما مخالفت می کند حالا یواشکی بروید اگر می شد اگر نمی شد که یک جوری چاپلوسی بکنید که یک شب در میان بروید.
  • بله رساله دارند مقام معظم رهبری برای داخل کشور هم اجازه داده اند همان استفتائات هست. ایشان فرمودند از همان رساله امام استفاده شود در موارد اختلافی یک دانه رساله کوچک دارند ما آوردیم به همه دادیم.
  • راجع به اباعبدالله سؤال کردند CD را بگیرید راجع به « ابا عبدالله» مفصل توضیح دادیم.
  • ما فکر می کنیم مطالب زیارت عاشورا پراکنده است ولی یک نظمی دارد این ها که با فطرت ما سازگار هست درکش یک مقدار مشکل هست . مضافاً این که هیچ وقت یادتان نرود در قرآن و ادعیه تکرار زیاد داریم برای این که انسان باید با تلقین برود جلو خدا رحمت کند حضرت امام ره را فرمود: انسان بدون تلقین به هیچ جا نمی رسد. بعضی ها اصرار داشتند که بسم الله الرحمن الرحیم هر کدامش یک معنا دارد امام می فرماید نه یک معنا بیشتر ندارد همان بسم الله الرحمن الرحیم است ولی ما نیاز داریم این را تکرار کنیم چون انسان بدون تکرار« الدّرس حرف و تکرارُ الف» درس یک بار تکرارش هزار بار. « فبایِّ آلاءِ ربّکما تکذبان» دائماً تکرار مکرده « فبأیِّ حدیثٍ بَعدُهُم یومنون» این تکرار ما به تکرار نیاز داریم تا باور قلبمان باشد، انسان توی هیچ رشد و تخصص دنیایی و اخروی بدون تمرین و تکرار و عمل کاره ای نمی شود، علم به تنهایی به درد نمی خودر، شما باید مسافت را با عمل طی کنید و تکرار کنید، باید سال ها نماز بخوانید، تا بتوانی حضور قلب در نماز داشته باشی، بعضی ها هستند که از خودشان انتظار خیلی بالایی دارند این که 16 سالش است، 18 سالش است، 20 سالش است برای من نوشته من می خواهم در نمازم حضور قلب کامل داشتهباشم، نمی شود زحمت دارد اگر تازه مبانی معرفتی تو خوب باشد یک 7، 8، 10 سال کار می برد تا شما بتوانید سوا از هم بشید توی این مسئله و بتوانید از اول تا آخر نماز خوب بروید جلو، این ها تکرار زیاد می خواهد در روزه قرائت قران و مسائل عرفانی هم همین طور بدون تکرار و تمرین شما هرگز دری به رویتان باز نمی شود، انتظار بی خود از خودتان نداشته باشید این انتظار را هم به دیگران منتقل نکنید صرف مطالعه، که من مطالعه کردم پس باید بروی جلو عمل کنی تا در به رویت باز شود، بدون این که عمل کنی هیچ دری به رویت باز نمی شود.
  • علی بن الحسین هم حضرت علی اکبر هست که بعد در موردش توضیح خواهم داد.
  • اگر کسی که به اجبار باشد توی محیطی که موسیقی مبتذل پخش می شود یعنی نمی تواند به هیچ وجه از آن محیط خارج شود اشکالی ندارد.
  • نام فرشته های روی شانه های راست و چپ چیست؟ این فرشته ها جایشان عوض می شود یعنی مثلاً الان که با ما هستند، صبح مغرب دو تا فرشته دیگر می آید بعد فردا صبح دوباره دو تافرشته های دیگر. این ها را من نمی دانم، آخر یک کسی سؤال کرد که از یک روحانی که حاج آقا مسئله گفت بفرمایید، گفت: اسم زن شیطان چه بوده؟ گفت : که نمی شود این جوری به تو بگویم، بیا خصوصی به تو بگویم خصوصی امد در گوشش یه عالم فحش بهش داد گفت فلان فلان شده به من چه مگه من موقع عقدشون اون جا بودم که بدونم اسم زن شیطان چه بوده برو گم شو ببینم، طرف رفت و همه دورش را گرفتند گفتند که خوب اسمش چه بود؟ گفت هر کی می خواهد خودش برود بپرسد، حالا چه سؤال های عجیب و غریبی از ما می کنید شماها.
  • در مورد درمان مسئله قرآن، عربی را یاد بگیرید کتاب عربی مهم ترین کتاب که می تواند ساده به شما قران را یاد بدهد، در سه تا کتاب هم هست با روش های مختلف یکی مفاهیم قرآن است ، یکی هم زبان قران اقای حمید محمدی هست چاپ قم دارالعلم، در مورد مسئله دوم باید معرفتتان را زیاد کنید معرفت همراه با عمل اگرزیاد باشد در باز می شود کیف می کنید از قرآن خواندن لذت خواهید برد.
  • والسلام.