بسم الله الرحمن الرحیم
افتومنون ببعض الکتاب...(85)، آیه (86)، آیه (87) سوره بقره راقرائت کردند. آیه شریفه 85 سوره مبارکه بقره را توضیح دادیم درآیه 85، 86،87 که خواندم یک بحث خیلی کلیدی ومهم هست که من این رادرقالب یک بحث مستقل اول عرض می کنم بعدان شاء الله به تشریح وتوضیح آیات می پردازیم حرف درآیه 85 چی بود؟ این بودکه بعضی ها، بحثمون درنظام طبیعت وفطرت این گونه بود که طبیعت گراهاوقتی که می خواهندبرای رسیدن به مطامع خودشون درلباس دین بروندیک قسمتی ازمسائل دینی راکه باب میلشون هست می پذیرندآن قسمت ازمسائل دینی راکه باب میلشون نیست رازیربارنمی رونددربین مسلمانها ومؤمنین هم این مسئله هست این راخوب یادداشته باشیدکه طبیعت ماهمین بلارابه سرمامی آورد یعنی چی؟ یعنی باعث می شودکه اون جاهایی که مسائل شرعی ودینی باب میل ماهست زیرباربرویم آن جایی که قرارهست باآن درگیربشویم یعنی باخودمان درگیرشویم زیربارنمی رویم قبول نمی کنیم .این سه آیه یک بحث روانشناسی خیلی مهم داره درآیه 85 می فرماید که شمابعضی ازاحکام شرعی راایمان آوردیدبه آن، گفتیم ایمان به معنای اینجاچیست؟ عمل کردن هست وبعضی راکفرورزیدید وکفرهم به معنای چیست؟ ترک عمل . دوتا تهدید کرد "فما جزآء . . .الی اشدّالعذاب . کسی که اینجوری است وبعضی ازاحکام دین راقبول می کندوبعضی رانمی کند زیرباربعضی نمی رودقرآن می فرمایدکه اینچنین افرادی هم دردنیادچارخواری وخزی ونکبت خواهندشدهم درآخرت معنای خزی وخواری ونکبت دردنیارابه واسطه ترک عمل توضیح دادیم قبلاً معنای آخرتی اش راهم گفتیم ومن درآیه 86 هم توضیح بیشترخواهم داد، قرآن می فرمایدکه " اولئک الذین اشترو الحیوة الدّنیابالاخرة " اینهاکسانی هستندکه آمدندآخرت رافروختندبه دنیا، دنیا راخریدنددرمقابل چی رافروختند؟ آخرت رابعد " فلایخفف عنهم العذاب ولاهم ینصرون" تخفیف عذاب دیگرداده نمی شودفروختندآخرت راودنیا راخریدنددچاراشدعذاب خواهندشد" ویوم القیمة یردّون الی اشدّ العذاب" وبعدهیچ کس به اینهاتخفیفی درعذاب نمی دهدکسانی که این خصوصیت رادارندیک داستان دیگری رابعددراین زمینه تعریف می کند. این مقدمه بودکه خدمتتون عرض کردم تاوارد اصل بحث بشویم تامفهوم آیه خوب روشن شود. بعدمعنای تخفیف عذاب واین که کمک داده نمی شودبه شخص به چه معناهست رابه آن خواهیم رسید. یک اصل مهم داریم ماکه درقرآن آمده آن این هست که انسان برای عبودیت خلق شده. یعنی بندگی کردن ، " ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون" اولین سوالی که می شوداین هست که خداوندچه احتیاجی به عبادت مادارد؟ خیلی هامی گویندکه " ماخلقت جن والانس" ماشماراخلق نکردیم مگربرای عبادت، عبادت، همه عبودیّت نیست. عبودیت غیرازعبادت هست.به معنای اصطلاحی رادارم عرض می کنم. خداوندچه احتیاجی به بندگی مادارد؟ اگربخواهیم کامل بکنیم سوال را، به جای اینکه بگوییم خداوندچه احتیاجی به عبادت مادارد؟ چرادوست داره مابنده اش باشیم؟ چرامی گویدماشماراآفریده ایم برای بندگی آمده؟ این رامن می خواهم توضیح بدهم چون بحث خیلی مهم وکلیدی هست البته شرح مفصلی ازاین بحث رامادرحدیث عنوان بصری؛ بحث عبودیت توضیح داه ایم امروز یک عبارت اخری دیگری راخواهم گفت بندگی کردن یعنی چی؟ یعنی یک چیزی یک شخصیتی یک موجودی درمقابل یک موجوددیگرسرتعظیم وتسلیم فرودمی آورد؟ موجودی موجوددیگررااطاعت می کندفرمانبری می کندازموجوددیگرمی گویندبنده اوست. بنده ، مثل بنده خریده ، کنیزخریده، یعنی ازخودش هیچ اراده ای نداری. " لایملک لنفسه نفعاً ، ولاضراً ولاموتاً ولاحیاتاً " هیچی ازخودش نداره. چراخداازماخواسته هروقت باماحرف می زند، هروقت دستوربه مامی دهدهروقت تعیین تکلیف می کندبرای ما ماهم دائماً می گوییم چشم، مقاومت نکنیم درمقابل خدادائماً اطاعت بکنیم چی به خدامی رسد؟ خداوندلذت میبردازاینکه این کارراماانجام دهیم . بعدهم مثلاً درقرآن زیاد، آیات خیلی زیادی داریم درروایات داریم که اگرکسی نمازنخواندعذاب می بیند، اگرکسی روزه نگیردمثلاً آخرت ...اگرکسی حج نرودمثلاً دینش قبول نیست اگرکسی می گفت من خدای اینجوری راخدایی که مثلاً حرفش راگوش نکنی به آن بربخوردوآدم رادائماً عذاب کندوشکنجه کندهمچنین خدایی راقبول ندارم اصلاً ازاین خداخوشم نمی آیدخدایی که نشسته اون بالابه من می گویداین کارراانجام بده اگرانجام ندهی پدرت رادرمیاورم، این چه خدایی است که آن بالا نشسته ودستورمی دهداین کاررابکن این کاررا نکن، اینجاواجب اینجاحرام ، اینجامستحب ، اینجا مکروه ... چرادائماً برای ما قانون گذاشته؟ چه چیزی اش به خدامی رسد حالامثلاً مافرض بفرماییدکه ، من یک خدایی دوست دارم که اصلاً باهام کاری نداشته باشد، اخم نکند، بداخلاق نباشد، هرکاری کردم بهش برنخوردیک همچنین خدایی که من هرکاری می کنم بهش برمی خورد وزودهم می خواهدتنبیه بکندودراین قرآنش هم یکسره جهنمش وبه رخ ما کشیده وبهشتش وبرزخ ما کشیده نمی شود. درآیه 20 توضیح مفصل داده ام سوره بقره راحالا چون شایدسه یا چهارسال پیش بوده بعضی هاتون یادتون نباشه ویا بعضی هاتون جدید باشید. که " اعبدواربکم الذی خلقکم والذین من قبلکم" دستورداده که عبادت بکنید، اطاعت بکنید. یعنی چی؟ کی به کی می گوید بله؟ خیلی وقت ها که ما با دستورات خدا روبه رو می شویم به خدا می گوییم خدایا، آخه یک چیزی تو می گی ، جوردرنمیادمن خوشم نمیاداین کارهایی که تومی گویی بکنم. به خدا که نمی توانیم بگوییم خداوکیلی اینجوری است چون با خدا صحبت می کنیم به خدا باید چه بگوییم؟ می گوییم خدایا حضرت عباسی اینجوریه، می گوییم خدایا حضرت عباسی اینجوریه که نمی شه یعنی یک چیزی از ما می خواهی که اصلاً ما خوشمون نمیاد انجام بدهیم یک چیزهایی را هم به ما می گویی انجام نده، ما دوست داریم انجام بدهیم خودش هم می گوید چند جای قرآن فرموده : " وعسی ان تکرهواشیئاً وهو خیرلکم وعسی ان تحبواشیئاً وهو شرلکم" بعضی از چیزهاراخوشتان نمی آید، ولی برای شما خوب است واز بعضی چیزها خوشتان می آید ولی برای شما بداست، این خوش آمدن برای شما چیست؟ این سه تا آیه می خواهد همین را بگوید. این را باید پنبه اش را بزنیم وحلّش کنیم که تا آخرتفسیردیگرراحت باشیم ، خوشم میاد، بدم میاد، دوست ندارم تن بدهیم به این کارش خانم می گوید من از اسلام خوشم میادولی بعضی از مسائل اسلام را اصلاً خوشم نمی آید تن بهش بدهم برای همین هم نمی روم دنبالش . منم جون به جونم کنی موسیقی را گوش می کنم باید هم برقصم حتماً چادرهم ، حجاب هم که دیگه اصلاً نگو، حرفش و نزن بقیه دینش را قبول دارم اینهارو خوشم نمیاد این خوشم نمیاد، خوشم میاد ، خیلی وقت افراد هستند از چیزهایی که خدا می گوید که خوششان می آید انجام می دهند دوست دارند، فطرت . مثلاً خیلی از خانم ها حجاب را خوششان میاد دوست دارند می پسندنش ، نماز را دوست دارند، روزه را دوست دارند، می پسندند. پس مابایک مسئله روبه رو هستیم بعضی از چیزهارا خوشمون میاد بعضی از چیزها رو خوشمون نمی آید بعضی ها را دوست داریم بعضی ها را دوست نداریم خیلی از دستورات خدابا مام سازگاری داره انجامش می دهیم خیلی از دستورات خداهم باماسازگاری ندارد مقاومت می کنیم ماتاوقتی که ساختار انسان حل نشودبه پاسخ دقیق و قطعی نسبت به این سوال ها نمی رسیم این را خوب دقت بکنید ببینید خداوند تبارک وتعالی انسان را یک موجودوبخشی آفریده ، یک بخشش نفخه خود خداست " ونفخت فیه من روحی" از روح خودم درآن دمیده ام پس ما بخش انسانی ما با خدا درگیری ایجاد نمی کندچون همون حضورخودخداست درما از کیست آن بخش درما؟ از خداست ما همه یک جنبه خدایی داریم برای همین هم می توانیم شبیه خدابشویم غایت خلقت انسان این هست که شبیه کی باشد شبیه خداباشد ، روز قیامت انسان هایی که رشدشان را کردند می شوند مثل خدا، مثل خدا " عبدی عطئنی حتی اجعلک مثلی" اطاعت بکن من را،تامن تورا مثل خودم بکنم، مثل خودم ، یعنی هرچی که اراده بکنی همون خواهدشد، مثل خودخدامی شوی انسان ها به این احتیاج دارندیعنی انسان هاتمام حرکاتشون براین است که یک روزی به این جابرسندکه اون چه که اراده کرده اندهمان شودهرچه می خواهندهیچ چیز سدّ اراده آنها نشوددرهیچ کمالی ، به محض اینکه چیزی راخواستندبرایشان فراهم بشودخوشبختی یعنی همین دیگه، خوشبختی یعنی من هرچه خواستم ازکمالات ، زیبایی ها ، لذات ، برایم فراهم باشد، یک جنبه دیگه هم هست که این جنبه دیگرانسانی نیست. جنبه ای هست که متناسب با ساختارزندگی دنیا درماتنظیم شده ، اینجاداریم زندگی می کنیم دردنیا، احتیاج به جنبه هایی داریم ، تشنگی ، گرسنگی ، غذا، شهوت جنسی، غضب ، اینهارااحتیاج داریم برای زندگی اینجا، چون دردنیا زندگی کنیم، تعارضی که بین انسان ایجادمی شوددردرونش به این که دستورخدارا اجرا بکندیا نه بین کدوم وکدوم هست؟ این تعارض ، تردیدها ، بین این جنبه حیوانی واونه جنبه الهی هست، جنبه الهی ذاتاً مقاومتی در مقابل دستورات دینی ندارداساساً یعنی با خدادرگیر نمی شودبخش انسانی ما کدوم بخش ما درگیرمی شودبا خداو دین؟بخش طبیعت ما، بخش حیوانی ما چون متناسب باساختاراینجاست . متناسب با ساختاردنیاست برای زندگی اینجاست واین هم لازم باشد، دستورات دینی بدون استثناء یعنی آنچه که بین این دو تاجلدهست همه آیات قرآن وتمام احکام شرعی، تمام واجبات ، محرمات، مستحبات ، مکروهات، مباهات که شما می بینید اینهااگربارداشته باشندوقتی می گوییم بارتکلیفی، این تکلیف وکلفت ، تکلیف یعنی سختی دیگر، تکلیف وکلفت متوجه کدوم بعدماست، طبیعت ماست یعنی جنبه حیوانی ما را تحریک می کندواذیت می کندفشارش روی دوش کیه؟ روی دوش این جنبه است ولی بین جنبه الهی وانسانی ماباهیچ کدام از احکام شرعی خدایی به طور طبیعی ازنماز لذت می برد، از روزه لذت می برد، چون نماز ، روزه ، حجاب همه نوعی از ، حج ، جهاد، تمام اینها نوعی ازخلوت و کنارکشیدن خوب دقت کنید. شما درنماز همه چیز را رهامی کنی ومی آیید و می گویید"الله اکبر". یعنی خدا بزرگترو با بقیه هم من هیچ کاری ندارم یعنی خلوت درونش هست. درروزه چی ؟ درروزه هم شما بازباتمام طبیعت قهرمی کنی وخلوتت باکیه؟ باخداست. درحج چی؟ درحج شماازتمام مملکت ها، شهرها، افرادجدامی شوی باز می روی درخانه خدا، باخودخداروبه رو هستی درجهاداز همه هوس ها طبیعت ها ، لذت ها جدا می شوی می روی درمیدان معرکه ای که آنجاهیچ یک از لذت های طبیعی تو امنیت ندارد، نه غذای درست و حسابی ، نه لذت جنسی نه آرامش نه گرمای مناسب. چون تمامش درتهدیدی ، الان این درجهادبودن چی را از انسان می کندطبیعت را می کند باز می بینید درونش خلوت، درونش خلوت کردن هست. درخمس ، شما وقتی می خواهید خمس را بپردازیددست می کنید توی جیبت چی را از خودت می کنی؟ ازچه چیزی فاصله می گیری؟ بازاز طبیعت داری فاصله می گیری، دوباره می روی توی خلوت. درزکات هم همین طوردرست شد. درتمام احکام دینی درواقع درخلوت می روی یعنی شما از یک حالت ارتباط وتلافی درمی آیی می بینی می روی با یک شخص دیگری خلوت می کنی از ارتباط یک موجود باموجوداتی جدامی شوی بایک چیز دیگری می نشینی معاشقه وخلوت داری، هم آغوشی داری آن چیست؟ اون خودخداست. لذا تمام احکام شرعی برای این هست که دهن کجی به طبیعت دهن کجی به ابعاد حیوانی ماست. وقتی من می گویم من خوشم نمی آید، مثلاً اززکات خوشم نمی آید از خمس خوشم نمی آید، دوست دارم موسیقی گوش کنم، موسیقی حرام ، این که می گوید خوشم نمی آید کیست؟ انسانیت ماست یا حیوانیت ماست؟ چون انسانیت ما خوشش میادموسیقی حرام گوش نکنه چون اضطراب براش میاره، ازجنس خدانیست نمی تواند قبول کند الان وقتی این آب رامن می خورم ازجنس من است وبه من می چسبد، اگر توی این مثلاً فرض بفرمایید که رنگ ریخته باشندنمی تونم بخورم حالم به هم می خورد. گرسنه ام باشد غذامی خورم ولی کاغذ به من نمی چسبد، می یارم بالا وقتی یک چیزی با فطرت سازگاری نداشته باشد آدم یعنی کسی که حیات فطری دارد، درست ندارد استفاده بکند. کی گرایش می کند به موسیقی حرام نمی دونم کارحرام؟خلوت حرام ؟ اونی که حیوانی است. حیوانیت اینجوری می پسندد، اما فطرت این را نمی پسندد احکام تکلیفی نیامده اند مزاحم شما بشوند چون چند تا آیه بعد می گوید که " یرید الله بکم الیسیرو لا یرید بکم العسر" این "کم" کیه درقرآن ؟یادتان باشد به معنای " شما" دارد به کسی خطاب می کند؟ می گوید خدا آسانی شما را می خواهد سختی شما را نمی خواهد، چه کسی هستیم ما؟ یعنی خدا دارد من را چه جوری نگاه می کند دارد بامن حرف می زند؟ حیوان می بیند من مرا یاانسان می بینه ، خطابش با کدوم بخش من است؟ با فطرت باخودم یعنی همانی که از خودش هست به عنوان انسان دارد من را نگاه می کندمی گوید من چون آسانی شما رات خواستم براتون دین گذاشتم چون دوست داشتم شما راحت باشیدنماز گذاشتم برای شما چون دوست داشتم شما راحت باشید روزه گذاشتم ، حجاب گذاشتم گفتم این کارهای بد را نکنید براتون یک جوری تنظیم کردم برنامه را طراحی کردم که چیزهای بد اذیتتون نکند به چه کسی دارد می گوید؟ به خودش ، درواقع دارد یک چیزی به چیزدیگر یعنی یک چیز هست درواقع " من به چشم یاربینم یاررا" این را خوب دقت بکنید.شما به بچه ات می گویی عزیزم این چیز اذیتت می کند ، اون چیز اذیتت می کند برایت یکجوری کردم که سرراه این چیز اذیتت نکند از این مسیر بروی که با فلان کس رو به رو نشوی بعد توی ماشین برات کولرگذاشتم که گرما اذیتت نکند اگر سرد بود بخاری رو روشن کن این لباس گذاشتم که فلان ، یعنی هی برای بچه ات فضاسازی کردی که چیزهایی که با بچه ات سازگاری ندارد بهش نزدیک نشودبرای عزیزت ، این کاررا می کنی یعنی هرچیزی که قراراست او را تهدید بکند از او دور می کنی چون ما از خدا هستیم خدا با وضع احکام شرعی اونچه که با حقیقت ما سازگاری ندارد کشیده کنارگفته شما باید بیایید بیرون . این یک مطلب ، پس ما درواقع با احکام شرعی هرچقدرکه رعایتش می کنیم درواقع خلوتمان شباهتمان، ارتباطمان با چه کسی بیشترمی شود؟ شما نگاه کنید می خواهید نماز بخوانید کافیه یک لذت شهوی ببرید بعد دیگه نمازتون نماز نمی شودمثلاً برو غذابخور قبلش ، بعد می بینی به این سمت می روی این طوری می شود یعنی کارخواب می شود. بنابراین هدف از وضع قوانین اذیت کردن ما نیست. آسانی کارماست. کارما ، ما کی هستیم ؟ ما فطرتیم ، ما طبیعت نیستیم ما کسی نیستیم که احتیاج به جنس، مخالف داشته باشیم، خوراک بخواهیم موسیقی حرام نیاز داشته باشیم . نوشیدنی بخواهیم، تفریحات این چنینی ... اونی که از جنس خداست کاملاً بی نیاز است و اینها را نمی خواهد، با اینها که نمی تواندارضا شود، با چی ارضا می شود؟ با خود خدا یعنی جفتش خودخداست. زوج وهمسرش خودخداست برای همین دراساسی ترین شعار اسلام از روز اول به ما آموزش داده اند که باید لذت نهایی تو ومعشوق حقیقی تو خدا باشد" لا اله الّا الله " الله یعنی معشوق معبود، اونی که والهت می کنداونی که شیداو شیفته ات می کند، خداست .توبا او آرامش پیدا می کنی، با کس دیگر آرامش پیدا نمی کنی، اساسی ترین شعاراسلام که تو آدمی اگرما این را نشناسیم تا آخر عمر با دین نمی تونیم کنار بیاییم یعنی ممکن است یک عمر هم درلباس مؤمنین باشیم وحجاب داشته باشیم نمی دونم رعایت هم بکنیم اما هرگز مزه آدمیت را نمی بریم، چون اصلاً نمی شناسیم که کسی هستیم ، من کی هستم؟ بعدمی گی این چه جوریه؟ خداوند می گویدما آسانی شما را می خواهیم می گوید که صبح پاشو از خوا ب نماز بخوان تو زمستون سرد نماز بخون چه آسونیه؟ بله سخته برای کی سخته واقعاً؟ برای طبیعت . برای فطرت سخت نیست این شب بیدارموندن ب معشوق بهترین لذت است. یعنی خلوت با معشوق بهترین لذت همیشه حالا معشوق می خواهد طبیعت باشد می خواهد فطرت باشد فرقی نمی کندشما لات ها، ارازل اوباش ها، و آدم های کثیف هم که نگه بکنید شب هاتازه شروع می کنند به عیاشی ها شون .بهترین زمان برای عیاشی چه وقت است؟ شب . چرا؟ چون " انّ ما شئت الیل إشد..." .درشب سکون و آرامش بیشتره ، هرلذتی بیشتر به انسان می چسبد. چون کثرت دیگه ندارد خلوت داره درونش طبیعت گراشب را انتخاب می کند. وفطرت گرا هم شب را من شب ها که ژنف بودم ساعت 2،3 صبح با این دختر، پسرهای شیعه اونجابحث می کردیم. اینها من را تاساعت 2،3 صبح نگه می داشتند بحث های معنوی می کردیم ، کیف می کردند، سرپا، از مغرب شروع می کردیم هیچ هم خسته نمی شدند، من ونگه می داشتندبه زورتا 2،3 براشون حرف بزنم تا صبح ، تازه شنگول و منگول می رفتند خونه هاشون بعد که من داشتم می رفتم می دیدم که دخترپسرهای طبیعت گرا هم همه تازه دارند می آیند ومی روندتو مشروب فروشی ها و اینها او نها هم شب را انتخاب کردند دیگه فرق نمی کند. بنابراین لذت نهایی تو هرچی که باشد توهمانی . یادت باشد، انسان مساوی است با لذت نهایی اش، یادت نره ها ، لذت نهایی یعنی چی؟ یعنی وقتی یادش می افتی قندتوی دلت آب بشه یادش بیفتی خستگی ات دربرود یادش می افتی قراره بااوباشی خوابت از سرت می پرد، خواب از سرت می پره ، اون میشه معادل قیمت خودت، چه می خواد طبیعی باشد چه می خواهد فطری باشد.فرقی نمی کند پس این طرف قضیه، پس اگرخدا آسونی ما را می خواهد میگوید پاشو نماز شب بخوان، میگیم نماز شب سخته، شب بیداربودن سخته ولی بری کی سخت است شب بیدار موندن؟ برای طبیعت یا برای فطرت؟ برای حیوانیت سخته روزه برای کی سخت است؟ برای طبیعت ، والّا الان شما چند روز دیگه ماه رجب می آیدایام اعتکاف (ایام البیض) 13،14،15 رجب، بروید شما ببینید چند میلیون دختر پسر جوان سه روز روزه می گیرند و درس ، کار، پدر، مادر، همسرو همه چیز را تعطیل می کنند می روند درمساجد اعتکاف می کنند مگرکسی به اینها گفته بروید اعتکاف کنید؟ خودش می رود سه روز اونجا . برای چه سه روز می رود تو خلوت؟ تو میکده، سه روز عیاشی ، سه روز بزم ، سه روز رقص، سه روز لذت کی این کار را می کند؟ برای چه میروند اینها؟ چون لذت می برد ازاین کار، کسی به او نگفته خودش دوست دارد برود.پارسال آمار گرفته بودند جمعیت اعتکافی ما چهاربرابر شده بود نسبت به سال های گذشته امسال قطعاً ما تعداد جوان هامون که می روند دراعتکاف خیلی بیشتراست چون یاد گرفتند ، جوان ها کم کم یاد گرفتند عاشقی کردن و عیاشکی کردن و می ومطرب و میکده را پیدا کرده اند ، یاد گرفتند دیگریواش یواش می فهمند باید کجا هابروند، لذت می برند، همه چی تعطیل فقط برای همین ، عیاشی، فقط طبیعت گراها خلوت کردن وعیاشی ندارند که فطرت گراها هم همین برنامه ها را دارند. طبیعت گراها فقط می و مطرب و رقص ندارند که فطرت گراها هم همه اینها را دارند بنابراین وقتی درقرآن می گوید که شما ها بعضی چیزها را خوشتون می آید بعضی چیزها را خوشتون نمی آید بای ببینی این بعضی کی اند؟ اون بعضی کی ها هستند؟این را اول توجه بکنید . دوم حالا مگر خدامارا از فطرت ، ما فطرت نیستیم ؟ چرا . چرا آوردمون دراین طبیعت ؟ می تونست نیاره ما رو دراین طبیعت ، درست است؟ اگر این ارتباطات طبیعی خوب نیست چرا برمن لازم کرده ازدواج بکنم بچه داربشوم بعد سیرو سلوک مناسب برای همسر و فرزندم طراحی کرده باپدرو مادربودن، غذاخوردن ، لازم کرده برمن باید غذابخورم ، لازم کرده باید نیاز جنسی تأمین بکنم، اصلاً چرا نیاز جنسی درمن گذاشته ، چرا غضب درمن گذاشته؟ اگر اینها من را از معشوق جدامی کند، چرا من مجبورم ساعتی ازروزم را با این چیز ها سرو کارداشته باشم، چرا اینجوریه؟ برای چیه ؟ برای اینکه شما شخصیت حقیقی خودت به عنوان کسی که قراره شبیه خدا بشی با سنت آزمایش و امتحان باید این بشوی یعنی شما موجود مختاری ، موجودمختارعشقش توامتحان معلوم می شود شما اگر بخواهید بدانید یک کسی دوست داره یا دوست نداره از کجا می فهمی؟ زمانی که خوشگل و خوش تیپ باشی، پولدار باشی یک کسی دوست داشته باشد ، هنرکرده ؟ نه. یا اون متقابلاً اینجوری باشد زمانی که تو یک ضعفی ، یک مشکلی ، یک نقصی یک کمبودی داشته باشی اگر اوپاکار ایستادو کمکت کرد، ندید، وباهات موند، میشه چی ؟ معلوم میشود که شمارا دوست دارد ، دوست داشتن زمانی است که شخص می تواند غیرمن را انتخاب کند وبعد بیادمن را انتخاب بکند، دوست داشتن یعنی این ، دوست داشتن یعنی کسی که حاضره برای من به خودش فشار بیاورد ، حاضره به خاطر من از میلش از آسایشش از راحتی اش بگذرد اون وقت تازه مفهوم دوست داشتن شکل می گیرد درغیراین صورت اسمش را نمی گذاریم دوست داشتن اسمش را می گذاریم نیاز. فایده ندارد هروقت به من نیاز داشته باشی بامن باشی فایده ندارد اگر من به تو نیاز داشتنم توپای کاربودی و حاضرشدی از آسایش خودت، راحتی خودت ، وقت خودت، کارهای دیگرت بگذری بامن باشی این میشه مفهوم دوست داشتن ، اسمش را قرآن میگه چی؟ موّدت ، محبت نه ، بالاتراز محبت ، موّدت ، یعنی اینکه انسان حاضرباشد برای کسی که درستش داره سرمایه گذاری بکند، اذیت کنه خودشوحالا خودشوچی ؟ خودشویعنی چی؟ معمولاً می خواهیم طبیعتمان را به زحمت بیاندازیم ، معمولاً اینجوری است ولی گاهی وقت ها انسان جهنم میرود به خاطر بعضی ها یعنی فطرتش را به زحمت می اندازداین خوب نیست این اسمش داشتن نیست، خیانت است. قاعده رشددردنیا قاعده امتحان است. ماباید بیاییم درطبیعت درمقابل انواع هوس ها میل ها قراربگیریم . بخش الهی ما به خدا بگه : خدایا دوستت دارم و حاضرم به خاطردوست داشتن تو از طبیعتم بگذرم. نه بگذرم یعنی طبیعتم را حذف کنم . طبیعتم را تمرینش میدهم . طبیعنم را محدودش می کنم ما هیچ وقت دراسلام حذف شکم داریم هیچ کدام ، ریاضت ورهبانیت ما نداریم دراسلام . میگه اگر می خواهی با طبیعت ارتباط داشته باشی طبق دستورمن و سلیقه و برنامه من ارتباط برقرارکن ، دل بخواه تو نباید باشد، خوب ، میگه من می خواهم بروم با این شخص ازدواج کنم، از این شخص خوشم آمده ، میگه این اگرتوباهاش ازدواج بکنی فطرتت را به خطر می اندازه یعنی عشق تو و معشوقت وازت می گیره. من این دوستش دارم این میشه حیوانیت ، ولی وقتی می گویی من این و خوشم می آید برای اینکه از فطرت من پاسداری می کند، به نفع فطرت من هست. این بهتره دیگه ، خدامیگه خوب حالا این ازدواج مبارک است . تازه میشود مبارک ، غذا کدوم غذا؟ اون غذایی که کمک می کندبه من که درعشق بازی با خدا قوی باشم ، این غذای خوبی است و اساساً در اسلام داریم شما بدون لذت طبیعی، به لذت فطری نمی رسی اصلاً یادتون نره ، این فرمول است یعنی شما اگر می خواهی بتوانی درمیدان عشق بازی با خدا قدرتمند باشی باید مقداری لذت های طبیعی را استفاده بکنی، اونی را که خوشش بیاد نه اون چیزی که تو خوشت بیاداونی که او دوست داشته باشد هرچی می خوادباشد فرق نمی کندچی باشد فقط او اجازه بده هرچی می خواد باشد، باشد یکی سلیقه داره مثلاً پارک بره ، یکی جنگل بره ، یکی کوه بره، یکی دریا بره یکی با رفقاش گفتگو بکنه یکی مهمونی بره یکی مهمانی بده فرق نمی کند هرچه دوست داری ولی به شرط اینکه او اجازه بده و اون وقت این برات خوبه اگر این خلوت را داشته باشی برای اون کاربزرگترعشق بازی بالاترقدرتمند خواهی شد ،اسلام حذف نمی گه بکنید می گوید تربیتش بکنید توجه فرمودید تربیت بکنید . پس من خوشم نمی آید یعنی چه؟ اون جایی که ما می گوییم من خوشم نمی آید خدامیگوید من خوشم می آید بین تو و خدا اختلاف است ، تو کی میشی اینجا؟ وقتی بین تووخدا اختلاف باشد تومیشوی حیوان ، تودیگه حیوانی، چون بین خدا وحیوانات اختلاف هست. جنبه حیوانی یه حیوانات به معنای چهارپایان و اینها، بعدحیوانی، اما اونجایی که خدا میگوید من دوست دارم ، توهم میگویی من دوست دارم، توچه کسی می شوی؟ می شوی فطرت، می شوی آدم، می شوی انسان ، آنجایی که خدا دوست دارد ولی تو دوست نداری، بازهم همین طورماچه کسی هستیم؟ آنجا هم باز طبیعتیم ، آدم نیستیم، اونجایی که خدا خوشش نمی آید من هم خوشم نمی آید، خدابا زبان محبت صحبت می کند، " ان الله یحبّ ان الله لا یحبّ" با آدم ها که می خواهدصحبت کنداینجوری صحبت می کند ولی با حیوانات با کفّارکه بخش آدمیتشان از کار افتاده ، کارنم کند، بازبان چی صحبت می کند؟ چون حیوان ..........هست که اگرانسان با خروگاوبیفته سروکارش تازیانه باید داشته باشد. چون باحیوان سروکارداره جزاش اینه، جهنم. اینجوری حرف می زنه خدا، ادبیات قرآن را تانفهمی نمی توانی، می گویی یعنی چه اینجا اینجوری بوده اونجا اونجوری بوده؟ باید ببینی خطاب خدا باکیه، وقتی می خواهد با آدم ها حرف بزند اصلاً از جهنم و تهدید و اینها نیستش حتی حرف از بهشت هم خیلی نمی زنه ، وقتی می خوادبا آدم ها حرف بزندمیگه من این و دوست دارم، این و دوست ندارم، اگر دوستم داری عمل کن اینجوری میگه " قل ان کنتم تحبون الله ........." اگر خدارا دوست دارید تبعیّت بکنید . " یحببکم الله " خداهم شما را دوست داشته باشد، صحبت از عشق و رابطه دوطرفه بین خداوند بنده هست، صحبت از محبت ، ادبیات کاملاً فرق می کند، اون هم ادب برای اون هم ادب ، کاملاً احترام ، کاملاً شخصیت دادن، به بنده ش می گوید دوست ندارم . دوست دارم . خوب خیلی قشنگ این صحبت بین خداو بنده، خدا دوست دارد ، خدا دوست ندارد . خیلی زیباست این ادبیات ، آدم وقتی می خواند کیف می کند خدا اینجوری باهاش حرف بزند امام وقتی می خواهد با کافرصحبت کند اون کسی که بخش انسانی را کاملاً تعطیل کرده زبان ، زبان تهدید می شود، این هم به نفع کافرهست تهدیدش می کند که شاید آلوده نشودباز دراین تهدید و جهنم گفتن و می گشمت و می زنمت و چنین و چنان باز دراین چی خوابیده ؟ باز هم محبت خداخوابیده. تهدید خودش یک نوع لطف است . این کاررا بکنی خوشبخت نمی شوی این کاررا بکنی بدبخت می شوی این کاررا بکنی گرفتار می شوی نمی دونم چنین می شوی وچنان می شوی نصیحت قشنگی است ، بنابراین ادبیات را ما باید بفهمیم . کلمه " کم" درقرآن خیلی مهم است یادتون باشد هروقت با " کم" روبه رو شدید ببینید دارد کدوم "کم " را می گوید کدام شما را دارد می گوید این اگر این را نفهمید تا آخر عمر ممکن است کلاس قرآن خوب بروی کلاس تفسیر خوب بروی جلسات معنوی علمی شرکت بکنی ، اما آخر نفهمی کی هستی ببینی خدا دارد با کی حرف می زند اصلاً توجه فرمودید؟ این خیلی مهم است. " کتب علیکم القتال و هوکره لکم" برای شما جهاد نوشته شده ولی شما بدتون می آید ، شما یعنی کی ؟ طبیعت چون فطرت بدش نمی آید ازجهاد، جهاد تفریح برای مومن است یک شادی ، بسیجی ها شادترین زمان زندگی شان 8 سال دفاع مقدس بود من الان حسرت یک خنده اون موقع ها را دارم دوباره بتوانم مثل اون موقع ها شب عملیات بخندم نمی آید دیگر آن خنده ها و شوخی ها ، اون خنده ها که خودش مثل یک عبادت نورانیت داشت . چرا ؟ چون تو عیاشی و کیافی و می ومطرب طی می شد. طبیعت بدش می آید حالا خوب دقت کنید. " کتب علیکم القتال" برشما جنگ نوشته شد قتال جبهه . جهاد" وهو کره لکم" این جهاد مورد تنفرشماست خوشتون نمی آید این " کم" کیه؟ طبیعت است. " عسی ان تکرهواشیئاً وهو خیرلکم " چه بسا شما از یک چیزی بدتون بیاد ولی برای شما خوب باشد. وچه بسا شما این یکی شما اول، از چیزی بدتون بیاد ولی برای شما خوب باشد، این شما اول کیه؟ طبیعت است. شما دوم کیه؟ فطرت است ، "کم" ها را خوب دقت کنید اگردقت روی " کم" نکنید نمی توانید بفهمید شما بدتون میاد ولی برای شما خوبه برای کی منظورش است؟ برای فطرت خوبه. اون وقت یک نکته جالب بهتون بگم یکی از رمز های قرآن هروقت برای فطرت خوب بود به نفع طبیعت هم هست، یعنی طبیعت کیفش را می کند وقتی فطرت کیفش را بکند این یادتون باشد یعنی هروقت برای فطرت خوب باشد درسایه او طبیعت هم آرامش و امنیت دارد توجه فرمودید اما هروقت برای طبیعت خوب بود برای فطرت خوب نبود هم طبیعت اذیت می شود وهم فطرت اذیت می شود یادتون باشد این هم فرمول خیلی مهمیه پس اگر شما آسایش را می خواهید هم دردنیا وهم درآخرت همیشه به نفع فطرتتون کارکنید طبیعتتون را مخالفت کنید باهاش تودهنی بهش بزنید نگذارید هرکاری که دلش می خواهد شما را وادارکند. چون اگر بتواند موفق بشود هم فطرتتون و انسانیتتون فعال می شود هم طبیعتتون آباد می شود درست شد، شما وقتی صدقه می دهید، خمس می پردازید، زکات می پردازید، چه کسی اذیت می شود؟ طبیعت. به نفع کیست؟ فطرت. اما این پول ها که جمع می شود به عنوان صدقه و خمس و زکات به نفع طبیعت مصرف می شود یا نمی شود؟ چرا به نفع طبیعت هم مصرف می شود یعنی آبادترمی شود مملکت. مملکت آبادتر می شود و طبیعت هم درونش لذت می برد وآرامش بیشتری می برد. صرف امنیت کشور ، آرامش کشور، آموزش و پرورش کشور، رشد معنوی کشوردررشد خانوادگی تربیت ومسائل اینجوری می شود وبنابراین به نفع تموم می شود درنهایت . اگر این ادبیات را درقرآن یاد بگیریم ممکن است سی سال هم قرآن بخوانیم اما نفهمیم چی شد. پس این مفهوم خوش اومدن و بداومدن یادتون باشد حالا که می خواهیم برویم وارد این چند تا آیه بشویم بدونیم یعنی چی . بله ،چشم ، خدایا هرچیزی توبگی این چشم روبه کی گفتم ؟ به خودم درواقع گفتم . کی داره می گه به کی چشم . درواقع طبیعت من به فطرت من دارد می گه چشم وقتی به خدا بگی درواقع به کی داری می گی چشم به خودت ، چون دستورخدادستورفطرت خودت است امرخداامرفطرت خودترضایت خدا رضایت فطرت خودت، خشم خداخشم فطرت خودت درواقع تووقتی به خدامی گویی چشم به خودت داری می گویی چشم. اون جایی که مخالفت می کنی داری خیانت به خودت می کنی بنابراین مابه غریبه چشم نمی گوییم ما اگرداریم اطاعت می کنیم درواقع داریم خودمون را اطاعت می کنیم وبه نفع خودمون هست. خودمون کی هستش؟ خودمون فطرت هستیم . پس این فرمول یادتون نره تاانشاء الله آیه رابراتون معنی کنم یک صلوات ختم بفرمایید . اگرخانمی بداند که مال شوهرش حلال نیست وحلال وحرام رعایت نمی شود تکلیفش چی هستش؟ تکلیف تذکرداره وفشار بیاره به همسرش . خانم ها اهرم فشاررا زیاد دارند می توانند شوهرشون را وا دار کنند که دراون زندگی اون مال برای اون ها حلال باشد استفاده بکنند.درمورد عصبانیت فقط ذکرکافی نیست، باید فرمول هاش را رعایت کنید این عزیز نوارهای 116تا 125 معادرا گوش بکند یا مراجعه حضوری بکنند. نسبت به امام زمان حالت خوبی هست وبرای اینکه بتوانید خوب کنترلش بکنید به وظایفی که نسبت به ایشون دارید عمل بکنید کاملاً کنترل می شود این حالت . مهمترین کارها هم دربخش چهارم آشتی با امام زمان (عج) توضیح دادم مطالعه بکنید بخش چهارم را. رعایت نکردن های شوهرش مشکل دارد میتواند دوتا کاربکند حالا مشاوره بکنید بهترهستش. ظالم اثراز بین می رود .اگر مجبورباشید بخورید نه اثری ندارد برشما ، اثراخلاقی. بله اگر مال کسی که خمس نمیدهد مجبوربه خوردنش باشی بعد از این که مالش را خوردی 5/1 خمس آن را می توانید به عنوان صدقه رفع بکنید . بخش ازدواج درمؤسسه مثل بنیاد ازدواج به فکرهستیم دوست هم داریم بتوانیم یک همچنین کاری بکنیم یعنی یک بخش ازدواج را برای جوان ها فعال کنیم اما هم مشکلات مادی زیادی داریم الان این کارامکانات مادی می خواهد هم امکانات نیروی خاص می خواهد نیروی متبحرو خاص می خواهد مادرهردوتا لنگیم خلاصه هروقت حل شد ان شاءالله.
مجبورشدید قبل از اینکه اذان گفته غذابخورید دیگه آداب غذارا رعایت کنید چون اون موقع به هم طبیعت هم فطرت لطمه وارد می شود رعایت کنید بعد از غذا دیگربروید نمازتون را بخوانید. نوار یا آوازی که از تلویزیون پخش می شود حرام است، گفتم که اگر روی شما اثر بدی می گذارد برای شما حرام هست برای کس دیگری ممکن حرام نباشد. اون چیزی هم که الان از نوارهایی برای ورزش استفاده می کنند غالبشون صورت شرعی ندارد.درمورد پاک کردن فکرتون نوارهای دشمن شناسی را گوش بکنید که دهنتون پاک بشود اگر خواستید. سوال خوبی کردند .فرمودند که شما مگر نگفتید که اگر ما به دستورات خدا عمل نکنیم عذاب ما تضمین شده است دردنیا و آخرت پس ائمه علیهم السلام پس چه طورکه عمل می کردند ولی عذاب دنیایی داشتند؟ این عذاب با اون عذاب فرق دارد این سختی ها ومشکلاتی که به خاطررعایت تقوی سراغ انسان می آید اینها مایع امتحان انسان هست باید باشد این عذاب با عذابی که یک مومن می کشد فرق می کند با عذابی که یک کافر می کشد. عذابی که کافرمی کشد نکبت و عذاب هست ثوابی هم برایش ندارد اما مومن به هر سختی که دچاربشود هرسختی ما به ازای ابدی و آخرتی دارد ؛ هیچ سختی امام صادق (ع) می فرمایند: شما پول تون را اگر گم کردید ، داشتید می شمردید پول تون کم آمدبعد نگران شدید دوباره شمردید دیدید نه درست بوده ، اون چند لحظه اضطرابتون کفاره گناهان یک روزتون محسوب می شود یعنی هیچ سختی برای شما مفت تمام نمی شود هرسختی که بشما دردنیا بکشید مابه ازای ابدی و آخرتی دارد این فرق دارد این لازم هست لازمه حرکت انسان هست.