بحثمان در آیه ی 86 سوره ی مبارکه بقره به این جا رسید که یکی از بزرگان مُهلکات این هستش که انسان بعضی از مسائل شرعی را – مسائل دینی را ایمان بیاورد به آن و نسبت به بعضی دیگر کفر بورزد و گفتیم که بنی اسرائیل این گونه بودند که به بعضی از احکام فردی عمل می کردند و در مسائل اجتماعی بسیاری از مسائل اجتماعی کفر می ورزیدند و عمل نمی کردند قرآن در آیه ی انتهای آیه ی 85 یک تهدیدی می کند برای همه ی کسانی که این روحیّه را دارند و در آیه ی 86 ادامه ی این تهدید را بیان می فرماید فَمَا جَزَآء مَن یَفعَل ذلِکَ مِنکُم إلّا خِزیٌ فِی الحَیَوةِ الدُّنیَا وَ یَومَ القِیمةِ یُرَدُّونَ إِلَی أَشَدِّ العَذابِ وَ مَا اللهُ بِغفِلٍ عَمَّا تَعمَلُون جزای کسی که به قسمتی از اسلام به قسمتی از دستورات ایمان می آورد و قسمت دیگری از دستورات را کفر می ورزد – مقاومت می کند در مقابلش این است که هم خزی و عذاب و نکبت دنیا را دارد که گفتیم یعنی چه، عذاب دنیا فکر نکنیم مثلاً صاعقه ای می آید چیزی می شود نَه عذاب دنیا به این معنا است که خودِ عمل نکردن به دستورات مثل دستورات پزشکی برای انسان مشکل آفرین است خزی دنیا – خواری دنیا – خودِ نفس عمل نکردن به دستورات انسان را دچار مشکلات زیادی می کند هر چند بعضی از کفرورزی ها عذاب های عام هم دارد مثلاً وقتی که بی حیایی – بی حجابی – فساد زیاد باشد زلزله هم هست در روایت ما داریم در جایی که روابط زن و مرد از دایره ی شرع کنار برود – خارج شود عذاب های عمومی می آید بعضی از این عذاب ها مثل زلزله هست که می آید و هم آن هایی را که اهل این فسادها هستند می گیرد و هم آن هایی را که می توانستند جلوگیری کنند می توانستند نگذارند این گونه شود و اجازه دادند که این گونه شود این عذاب ها آن ها هم در برمی گیرد گاهی وقت ها به صورت یک عذاب جدید مطرح می شود مثل مثلاً بیماری ایدز یا بیماری های دیگری که تا به حال صدها میلیون نفر را بیماری هایی که مربوط به ناهنجاری در روابط زن و مرد هست تا الان میلیون ها نفر روی ده ها میلیون نفر را کشته به کام مرگ فرو برده است بنابراین ما باید آمادگی هر نوع خزلان و عذاب در دنیا را چه عذاب های فردی را و چه عذاب های اجتماعی را داشته باشیم وقتی که به قسمتی از برنامه های کامل اسلام عمل نکنیم چون برنامه های اسلام طبّ روحانی ما است یعنی یک دوره مطالب و مسائل و قوانین هست که سلامت روح ما را تضمین می کند گفتیم که ما در دنیا جنین هستیم که در رحم مادر هستیم و به برزخ چه می شویم؟ متولّد می شویم همان طور که 5 نوع تولّد از رحم مادر به دنیا داریم 5 نوع تولّد هم از دنیا به برزخ داریم بنابراین قائده ی تولّد اسلام را باید یاد بگیریم که در رحم دنیا هستیم چگونه به آخرت سالم متولّد شویم قرآن می فرماید یَومَ لا یَنفَعُ مالو لا بَنُون إلّا مَن أتَی اللهِ بِقَلبٍ سَلیم، روزی که نَه مال و نَه فرزند و نه هیچ چیز دیگری به درد انسان نمی خورد مگر این که انسان با روح سالم متولّد شود، بزرگ ترین مأموریت و مسئولیت هر فرد – وظیفه ی هر فرد این است که روح خودش را سالم نگه دارد این خیلی مهم است ها روح خودش را سالم نگه دارد – خودش سالم متولّد شود بنابراین وقتی می خواهد سالم متولّد شود باید فکر سلامت روح وقلب خودش باشد که روح من باید سالم باشد، اگر عمل به دستورات اسلام نکند این روح دچار چه خواهد شد؟ دچار بیماری می شود لذا دیگر سالم متولّد نمی شود یا بیمار متولّد می شود یا خدای نکرده ناقص یا ضعیف که در هر سه صورت وقتی متولّد شود باید برود در بیمارستان – بیمارستان بهشت کجاست؟ جهنّم – باید برود درمان شود، این کار خوبی نیست کار سختی است بنابراین از الان ما باید تلاش کنیم روحمان را در هر حالت سالم نگه داریم قوی نگه داریم سلامتش هم به این است که به دستورات کامل عمل کنیم مثل این که سلامت جسم این است که کاملاً به دستورات طبیب عمل کنیم تا سلامت جسم داشته باشیم در مورد روحمان هم همین طور کامل به دستورات خداوند که طبیب روح ما است عمل کنیم تا سالم متولّد شویم به برزخ، گاهی وقت ها این بیماری ها بیماری های فردی است که شخص وقتی عمل نمی کند خودش دچار گرفتاری و مشکلات می شود در زندگی – تلخی و اضطراب و ناراحتی و افسردگی و ناامیدی و غم و غصّه می آید به سراغش گاهی وقت ها است که عذاب عذاب چیست؟ عذاب عذاب اجتماعی است مثل این که رعایت حجاب نشود – رعایت روابط زن و مرد نشود – یواش یواش در اجتماع چه اتّفاقی می افتد؟ زلزله می شود – بیماری های مختلف به وجود می آید که خب همه درگیرش خواهند بود همان آن هایی که خودشان قوانین را رعایت نمی کنند هم آن هایی که می توانند جلویش را بگیرند نمی گیرند، ما خانم هایی را داریم که خودشان بسیار متدیّن و خوب هستند دخترانشان را خیلی به حالت عقده ای بی حجاب بیرون می آورند نمی گوییم بدحجاب – بی حجاب بیرون می آورند بعد عرض کنم کیف هم می کنند که این طوری هستند بعد کَکِشان هم نمی گزد – این مادر عامل همه ی آن جنایت هایی است که هم سر دختر می آید هم سر چه کسی؟ سر اجتماع می آید، پدر هست می تواند جلوی دخترش را بگیرد – شوهر هست می تواند جلوی همسرش را بگیرد ولی نمی گیرد بی غیرتی می کند – بی حیایی می کند خب این فجایع اتّفاق می افتد بنابراین خزی دنیایی که داریم می گوییم هم در ناحیه ی فردی خود ما به سراغ ما می آید هم در ناحیه ی اجتماع نظم اجتماع را – سلامت اجتماع را به خطر می اندازد خب وَ یَومَ القِیمةِ یُرَدُّونَ إِلَی أَشَدِّ العَذابِ حالا وقتی که ما در دنیا سالم متولّد نشدیم یعنی مریض شدیم – دچار این خزی شدیم آلوده می شویم دیگر درست است؟ آلوده می شویم وقتی آلوده شدیم آلوده هم متولّد می شویم به آن طرف وقتی آلوده متولّد شدیم به آن طرف می فرماید چیه؟ می فرماید که یُرَدُّونَ إِلَی أَشَدِّ العَذابِ برشان می گردانیم به بدترین نوع عذاب چون عذاب وقتی این جا هست منتقل می شود به شرایط بالفعل آخرت شدّتش بیشتر می شود – زمان و مدّتش چه می شود و شدّتش؟ بیشتر می شود، بهشت هم همین طور است کیفیّت کاملاً میلیاردها برابر کیفیت تغییر می کند لذا می گوید أَشَدِّ العَذابِ یعنی آن عذاب و نکبتی که انسان بر اثر رعایت نکردن قوانین دین به سراغش می آید بعد از این که می رود از طرف این نکبت چند میلیارد برابر می شود – گرفتار می شود – خب روابط را دقّت کنید ما که چه جوری هم در دنیا نکبت می آید به سراغ انسان هم در آخرت این نکبت یقه ی انسان را می گیرد – چرا در آخرت می گیرد؟ چون در دنیا سالم متولّد نشدیم یعنی روحت را سالم در رحم مادر نگه نداشتی موقع تولّد سالم متولّد نشدی وقتی یک جنینی سالم در رحم مادر نباشد در رحم مادر هم با اختلافات و گرفتاری روبه رو است در خیلی از مسائل گرفتار است امّا کمتر احساسش می کند این ناراحتی را وقتی متولّد می شود می آید به شرایط بالفعل دنیا عذاب ظهور می کند کاملاً – نقص و بیماری خودش کامل نشان می دهد معلوم می شود که این چه کاره است چی بوده بعد این جا دیگر خیلی عذاب و اذیّت به سراغش می آید بنابراین ما موظّفیم که تا می توانیم به سالم سازی نفس خودمان عمل کنیم همّت بگذارید واگر می دانیم عیبی داریم اگر می دانیم ضعفی داریم اگر می دانیم ماری – عقربی – اژدهایی در نفس ما هست حتماً چه کارش کنیم؟ سرش را ببریم، اگر می دانیم جهنّمی در وجودمان هست حتماً چه کارش کنیم؟ خاموشش کنیم چون بماند با ما بیمار متولّد شویم گرفتار خواهیم شد اگر بیمار متولّد شویم خیلی بد است لذا تمام تلاشمان را بکنیم که این خدای نکرده چیزی با ما نباشد اگر می دانی حسودی زودتر برطرفش کن چون با حسادت بمیری خیلی گرفتاری دارد آن طرف، اگر می دانی سوءظن داری بداخلاقی بددهنی، عرض کنم خدمتتان که عصبی هستی زودتر معالجه کن خودت را توجّه فرمودید این یادتان نرود ما اختیاردار کامل معالجه خودمان هستیم این یادتان نرود ما اختیار دار کامل معالجه ی خودمان هستیم هیچ بی اختیاری ای نداریم یعنی اگر شما مادرتان هم مثلاً با زمینه ی ژنتیکی بد شما را متولّد کرده یا پدرتان نطفه ی بدی کاشته باشد باز انسان که مظهر خدا است می تواند عوامل ژنتیکی را از وجود خودش پاک کند؟ پاک کند نگوید مثلاً من ژنتیکی این جوری هستم من بابام این جوری بوده است حالا این جوری هستم مادرم این جوری بوده این جوری هستم – موج انفجار گرفته من را نمی دانم فلان مریضی نَه می تواند انسان به همه ی عوامل بیرونی غلبه بکند اگر اراده کند می تواند غلبه کند این یادتان باشد که ما می توانیم خوب باشیم خودمان موظّفیم – آیه ی بعدی می خواهد همین را بگوید که یک: شما مسؤول خودتان هستید، دو: اگر عمل نکنید گرفتار خواهید شد، می رویم سراغ آیه ی بعد: اولئکَ الَّذینَ اشتَرَوا الحَیَوةَ الدُّنیا بِالآخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ وَ لا هُم یُنصَرُون دقّت فرمودید می گوید این ها کسانی هستند که خودشان با دست خودشان آخرت را فروختند چه را خریدند؟ دنیا را یعنی با اختیار خودشان این کار را کردند – خودش دارد می گوید اولئکَ الَّذینَ اشتَرَوا الحَیَوةَ الدُّنیا بِالآخِرَةِ هان این کار را کردند آمدند دنیا را خریدند ترجیح دادند دنیا را به آخرت – آخرت فروشی کردند در واقع خودفروش کردند دنیا را خریدند خب خودشان وقتی با اختیار خودشان این کار را کردند یعنی خودشان خودشان را درمان نکردند – به فکر درمان خودشان نبودند – شجاعت درگیری با بیماری های خودشان را نداشتند – تلاش برای خوب شدن خودشان نکردند – من بعضی وقت ها لذّت می برم بعضی از خانم ها و آقایان می آیند مراجعه می کنند خودش می گوید می گوید من الان دارای این بیماری هستم مثلاً بداخلاقم – عصبی هستم – سوءظن دارم – بد دهنم – حسودم می خواهم معالجه کنم خودم را یعنی فهمیده که نمی تواند این جهنّم را تحمّل کند هم عذابش را دارد در دنیا می کشد چون این ها در دنیا خودش کلّی عذاب می دهد انسان را ضمن این که دیگران را عذاب می دهد خود انسان را هم عذاب می دهد هم می داند اگر با این وضعیّت بمیرد کلاهش پس معرکه است خیلی گرفتار می شود در آخرت لذا واقعاً وَجه همّتش این است که خودش را معالجه بکند می آید مراجعه می کند عرض کنم خدمتتان درمان می خواهد برای معالجه ی بیماری خودش تلاش می کند – همّت می گذارد – وقت می گذارد، بعضی ها هم اذیّت می شوند از بیماری های خودشان ولی وقتی به آن ها برنامه می دهیم همّت نمی کنند برنامه هایشان را اجرا کنند می گوییم مثلاً فرض بفرمایید این نوار را گوش کن – این کتاب را بخوان – این برنامه ها را اجرا کن می بینی وقت نمی گذارد – جدّی نمی گیرد و این بیماری هی تشدید پیدا می کند خب بعد به دیگران هم منتقل می کند با این جهنّم دیگران را هم می سوزاند، قرآن می فرماید این جور افراد کسانی هستند که آخرت فروشی می کنند و چون آخرت را می فروشند و فقط به دنیا می چسبند واقعاً به طور جدّی به فکر درمان نفس خودشان نیستند نمی خواهند درمان کنند خودشان را رها می کنند خودشان را می فرمایند این ها فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ وَ لا هُم یُنصَرُون دیگر عذاب تخفیفی برایشان ندارد آن جا به شدیدترین نوع عذاب دچار که می شوند هیچی پاییین هم نمی آید عذابشان فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ از آن عذاب تخفیف داده نمی شوند هان چون خودش این کار را کرده است خودش رفته است بیماری برای خودش درست کرده است خودش را تو یک مهلکه ای انداخته که خب حالا این بیماری یکسره شدّت پیدا می کند وَ لا هُم یُنصَرُون از همه بدترش هم این است که کسی هم به دادشان نمی رسد یعنی کسی دیگر نمی تواند کمکشان بکند – توجّه فرمودید چه شد کسی نمی تواند کمکش کند بعضی وقت ها بعضی از این خانم ها می آیند مراجعه می کنند یا آقایان به ما می گویدن که آقا یک دعا به ما بدهید ما یک ذرّه چیز هستیم کج خُلق هستیم یا عصبی هستیم یا ناراحتی اعصاب داریم یک دعا به ما بده ما خوب شویم ببینید دعایی نیست که شما یک دعا بدهید که ناراحتی اعصابش خوب شود اگر حسود است حسادتش برطرف شود – اگر نمی دانم بداخلاق است بداخلاقی اش برطرف شود دعا خواندن ارتباط باماوراء طبیعه مؤثّر است امّا این جوری نیست که مثل مثلاً سرماخوردگی یک حبّی بیندازند دهان طرف، طرف خوب شود – سردرد دارد یک قرصی بخورد خوب شود، تا خودت نخواهی مسئله خودت را حل بکنی و خودت نخواهی این مشکل را برطرف بکنی با دعای کسی خوب نمی شود دعای دیگران یا دعا دادن به شما یا همراه خودتان دعا داشتن، این ها زمانی مؤثر است که خودت در کار درمان خودت بای چون فرمود ألدَّاعی بِلا عَمَل کَرّاعی بِلا وَتَر دعا کننده ی بدون عمل مثل تیراندازی است که می خواهد تیراندازی کند امّا کمانش زه ندارد ما می گوییم که تو من را خوب کن – توجّه فرمودید تو من را خوب کن نمی شود خودت هم باید زحمت بکشی شما مثلاً این کار را، یک خانمی آمده بود اصرار داشت که من را بفرستید پیش آیت الله بهجت پیش نمی دانم آیت الله فلانی آن ها یک نظر به ما بکنند حل شود مسائلمان این جوری نست یک نظر کنند حل شود باید بخواهی – باید تلاش کنی – باید زحمت بکشی – باید رنج مبارزه و داروی تلخ را تحمّل کنی – در مسیر مبارزه در مسیر معالجه زحمت های معالجه بیفتی بعد از دعای اولیاء خدا هم کمک بگیری این خوب است امّا این که فکر کنی مثلاً نخواهی مثلاً با خودت روبه رو شوی – نخواهی به اصطلاح با این اخلاق بد خودت درگیر شوی – شجاعت مبارزه با خودت را نداشته باشی – بی تحمّلی کنی بعد هم بخواهی یک کسی دعا کند خوب شوی نمی شود چنین چیزی امکان پذیر نیست امکان پذیر نیست وقتی کسی خودش به داد خودش نرسد دیگران هم به دادش نمی توانند برسند، توجّه فرمودید – نرو پیش دکتر بگو من رفتم دکتر خوب نشدم دکترش خوب نبوده است ببین خودت چه کار کردی – ببین اطّلاعات درست دادم به دکتر یا نه – یک، دو: داروهایش کاملاً مصرف کردی یا نه، آیا دکتر کاملاً تشخیث داده بیماریت را، مسائل روحی هم همین طور است در مسائل روحی باید دقّت بکنیم که ما باید تلاش کنیم برای حل مسائل خودمان دستور العمل ها را کاملاً رعایت کنیم کوتاهی نکنیم در دستورالعمل ها – آفت های داروهایمان را بشناسیم دچار آن آفت ها نشویم – پرهیز بکنیم از آن ها تا وقتی این نباشد که نمی شود، بنابراین به این نکته خیلی باید توجّه بکنیم که مسؤول خودمان ، خودمان هستیم اگر عمداً نخواهیم درمان بکنیم خودمان را سهل انگاری بکنیم – کوتاهی بکنیم دچار گرفتاری و عذاب می شویم که این عذاب و گرفتاری به هیچ وجه برطرف نمی شود – تخفیف هم داده نمی شود، (یک صلوات بفرستید) این که می گویم برطرف نمی شود و تخفیف داده نمی شود خوب توجّه بفرمایید ببینید چون مسئله انسان یک مسئله اختیاری است انسان اگر قرار باشد باید با اختیار خودش خوب باشد اگر هم بد هست با اختیار این جا هستم آیه هم همین را می گوید، می گوید این ها خودشان را می خواهند این جوری باشند خودشان می خواهند این جوری باشند جلسه ی قبل هم گفتم می فرماید بعضی از افراد هستند از نبی اکرم (ص) فرمود، فرمود بعضی ها خودشان دوست دارند نگران باشند بعضی ها خودشان از غصّه خوردن خوششان می آید بعضی ها از غم دوست دارند آدم های غمگینی باشند نمی خواهند آرامش داشته باشند اصلاً این جوری هستند این جوری هستند شخصیّتاً مثل این که وقتی می خواهند آرام باشند به آن سازگاری ندارند همیشه دوست دارند یک مشکلی باشد – یک چیزی برایش غصّه بخورند – برای یک چیزی اضطراب داشته باشند – برای یک چیزی نگران باشند این جوری است دیگر اصلاً شخصیّتاً این جوری هستند یک چیزی مشغله ی ذهنی این جوری داشته باشند، یک نکته ی خیلی خیلی اساسی که باید من خدمت شما عرض کنم خوب توجّه کنید به این نکته ما این فرمولِ خیلی مهمّی است در رابطه با مسائل روحی و معنوی خیلی مسئله ی مهمّی است ببینید قوانین روحی دقیقاً مثل قوانین چیست؟ طبیعی و فیزیکی هست یعنی حضرت فرمود شش حالت روح دارد مثل جسم است یکی سلامت و بیماری اش، یکی حیات و مرگش، یکی چه؟ خواب و بیداری – غفلتش – بیداری اش این هامثل جسم می ماند بنابراین در قوانین فیزیکی شما نگاه کنید حضرت مسیح خیلی زیبا می فرماید، می فرماید که در آب رونده خیس شوندست یعنی شما نمی توانید بگویید من این را می خورم زهر بوده اثر نگذارد می گذارد اثر می گذارد اگر نمی دانی به جای آب در این اسید ریخته بودند به محض این که بریزی روی لبت می سوزاندت می برد پایین همه را توجّه فرمودید، این اتّصالی داشته باشد من دست به آن بزنم نمی دانستم نمی شود – دست بزنی برق می کُشدت قانون مند نظام خلقت این را خوب توجّه بفرمایید قانون مند است – در آب افتادی شنا بلد نبودی خفه می شوی، از جایی ارتفاع سقوط کردی می میری ، با تصادف رفتی با یک قدرت زیادی زدی به جایی تیکّه تیکّه می شوی انسان کشته می شود لِه می شود، قوانین روحی این طوری است یعنی شما نمی توانی زور بگویی در قوانین روحی – برای خدا تعیین تکلیف نمی توانی بکنی برای اهل بیت تعیین تکلیف نمی توانی بکنی – توجّه فرمودید چه جوری شد یعنی او از تو عمل خارجی می خواهد تو هی می روی توسّل به حضرت عبدالعظیم می کنی هی می روی 40 روز جمکران – فایده ندارد 40 روز بروی جمکران 40 هفته که هیچی ده تا 40 هفته هم بروی حاجت روا نمی شوی یعنی قوانین روحی مثل قوانین فیزیکی است این جوری نیست که شما فکر کنی خدا را مثلاً می شود گولش زد یا وادارش کرد اگر بروی آن جا هی نوز و نوز بکنی – گریه بکنی – التماس بکنی – اشک بریزی مثلاً می شود یک جوری به خدا فشار بیاوری که این خدا دلش بسوزد حضرت زهرا دلش بسوزد اصلاً این جوری نیست مثلاً یک کسی می گوید حضرت رضا را به پهلوی شکسته مادرش قسم بدهی امکان ندارد حاجتت روا نشود حتماً می شود – این هم می رود حرم حضرت رضا آن جا می ایستد سی دفعه می گوید به پهلوی شکسته ی مادرت هیچ اتّفاقی هم نمی افتد بعد هم می آید بیرون می گوید عجب امامی است من به پهلوی شکسته ی مادرش قمسش دادم اِ هیچ حرمتی مثل این که برای پهلوی شکسته این امام ندارد اصلاً انگار نشنید – خود حضرت زهرا را قسم دادیم نَه – گفتیم به نمی دانم گلوی علی اصغر هیچ اتّفاقی نیفتاد – گفتم به سر بریده ی امام حسین قسمت می دهم خدا – گفتیم خدایا به همه ی آن اسماء حُسنت به آن چیزهایی که اگر ما بگوییم اجابت می کنی قسمت می دهیم نشد برای این که خداوند قوانین روحی را مثل قوانین فیزیکی قرار داده است زور نمی توانی به خدا بگویی، اجابت زمانی است که تو زمینه ی اجابت را چه کار کرده باشی؟ فراهم کرده باشی و حتماً هم مصلحت باشد – زور نمی توانی بگویی به خدا – خدا را توی رودروایسی نمی توانی بیندازیم نذر بکنیم بعد هم مثلاً فرض بفرمایید اگر من این جوری شوم حاجتم روا شود حاجتم روا شود مثلاً 40 جلسه جمکران می روم شروع هم کنی برای این امام زمان را در عمل انجام شده قرار بدهی یک چند هفته هم بروی جمکران – امام زمان احساساتی نیست که – اراده ی امام زمان – اراده ی حضرت زهرا این جا ذوبِ در خدا هستند هان إِنَّ اللهَ یَغضِبُ لِغَضَبِ فاطِمَه و یَرضی لِرِضاها خدا به غضب فاطمه غضب می کند و به رضای فاطمه راضی است یعنی فاطمه ذوبِ در خدا است، فاطمه ی زهرا اراده ای غیر از اراده ی خدا ندارد بنابراین نمی تواند خدا را با فاطمه ی زهرا دور بزنی- خدا را با امام زمان وادارش بکنی یک همچین کاری بکنی – یک چنین اتّفاقی هم حتماً در خارج نمی افتد، توجه فرمودید نمی افتد برو مشکلت راحل کن، می گوید من نمی دانم چرا شکست می خورم هی شکست های اقتصادی می خورم خب می گویم آقا شکست های اقتصادی ده مورد پانزده مورد هست خارجی است مشخّص است که این ها شکست های اقتصادی دارد – می گوید شما یک دعا کن من مشکل ورشکستگی مالیم حل شود چک های زیادی دارم بابا تو اصلاً ساختار ارتباطات اقتصادی ات ورشکستگی آور است مثل این که من می گویم آب نخورم دعا کنم با دعا مثلاً تشنگی ام برطرف شود نمی شود وقتی آب هست باید بخوریم آب هست آبت را بخور، گفت خدایا یکی از انبیاء گفت خدایا من هرگز دارو نمی خورم تا خودت شفایم بدهی فرمود من هم هرگز تو را شفا نمی دهم تا این که داروبخوری - تو می خواهی با توکّل خودت حکمت من را به هم بزنی، توکّل به خدا ما دارو نمی خوریم – امید به خدا، خدا خودش خوب می کند اصلاً چنین چیزی نیست پزشک را برای همین گذاشته اند راه گذاشتند، شما نگاه کنید پیغمبر اسلام وقتی که می آید حکومت تشکیل می دهد دو تا از اصحاب خودش را یک پدر و پسر را می فرستد ایران می گوید بروید ایران دوره ی پزشکی ببینید جرّاحی یاد بگیرید جرّاحی می آیند دوره می بینند در ایران جرّاحی یاد بگیرند لازم است بگوییم نَه یا رسول الله اگر یک سربازی در جنگ تیر بخورد پایش شکافته شود تو مثلاً یک چیزی بگو من یک این طوری آب بزنیم بمالیم خوب شود نمی شود دعا کنیم این طوری کنیم خوب شود – این حرف ها کدام است – نظام بیرونی هم خدا آفریده است نظام روحی هم خدا آفریده است – مشکلت را اگر نخواهی خودت حلّ بکنی با نذر و نیاز و زور گفتن و دعا گرفتن و نمی دانم این حرف ها فایده ندارد زور نمی توانی بگویی نگاه کن به درون خودت مشکلت را حل کن، خمس نمی دهد می خواهد ورشکست نشود آقا کسی که خمس ندهد تضمین شده کسی که خمس نمی دهد – زکات نمی دهد چند برابر قانون است مثل این که تضمین شده است این شیشه است اگر من دستم را بکشم رویش چه می شود؟ می برّد – بگویم من بکشم نبرّد نمی شود، تضمین شده است شما اگر عدالت را بهداشت اقتصادی را رعایت نکنید نکبت اقتصادی ورشکستگی به سراغت می آید نیاید باید رعایت بکنیم ما این فرمول ها را دین که مسخره نیست که این همه کتاب نوشته اند – این همه فقها مطلب گفته اند در رساله ها هست – مسائل اخلاقی هست – مسائل عرفانی و اعتقادی هست همه را بگذاریم کنار هی بخوانیم این جوری حلّش کنیم نمی شود این جوری، واقع بین باش می گوید رفتم کربلا حل نشد – خوب نشدم که نشدم رفتم مکّه خوب نشدم – عمره رفتم – تمتّع رفتم آن جا نمی دانم روز عرفه چه قدر دعا کردم به امام زمان (ع)، ببین مشکلت کجاست حلّ کن مشکل روحی خودت را، تو شجاعت نداری با خودت درگیر شوی شجاعت نداری پا روی نفست بگذاری – شجاعت نداری له کنی طبیعتت را بعد انتظار داری آن ها خوبت کنند نَه، تو حرکتت را بکن بعد از آن ها هم کمک بخواه آن ها هم کمکت می کنند ولی هیچ کاری نمی کنی – هیچ تلاشی نمی کنی می گوید من نمی دانم چرا حالم خوب نمی شود چرا نمی دانم اضطرابم برطرف نمی شود، چرا مشکلاتم برطرف نمی شود، چرا نمی دانم این مسائل را دارم، پیش هر کسی بروی حل نمی شود عزیز من، فلان آیت الله این جوری است – فلان آیت الله آن جوری است – این جف دارد – آن رم دارد – آن استرلاب دارد این نمی دانم نَفَس این جوری است، خوب نمی شود عزیز من خوب نمی شود مشکلت – ببین مشکلت کجاست حلّش کن – بشناس خودت را- دردسر خودت را – مشکل خودت را، علی (ع) فرمود دردت در خودت است دارویت هم در خودت است – هر دویش در خودت است، توسّل و ذکر و دعا و نمی دانم از فلان کس دعا بگیریم از فلان کس 50 تا انگشتر بگیریم بعضی از آقایان من می بینم مثلاً می آیند مراجعه می کنند مشاوره هشت تا انگشتر دستشان است جور و واجور اندازه های مختلف – رنگ های مختلف – دوباره سر مشکلی هست از آن مثلاً 5 سال پیش آمده این مشکل را به او گفتم برو این کار را بکن نرفته است بعد حالا با هشت تا انگشتر پاشده آمده این جا حالا چه کار کردم این چیزهایی که به تو گفتیم؟، در بحث فکر گفتم شب احیاء بحث فکر شب احیاء را گوش کنید مردم ما مردم ما این جوری هستند عادت دارند بیشتر به جای این که کار فکری بکنند بیشتر به جای این که در درون به مبارزه بلند شوند با عملیّات کار خودشان را خوب کنند یعنی اگر به او بگویی مثلاً فرض بفرمایید که پیاده برو حرم حضرت رضا (ع) بلند می شود می رود می گوید بروم بلکه مشکلم حل شود، می گوییم روزه بگیر این کار را می کند، می گوید برو چند صد بار ختم قرآن بکن می کند، گاهی وقت ها بعضی از افراد یک لیست هایی می آورند برای من خیلی لیست بلند بالا نمی دانم هزار مرتبه این ذکر را گفتم چند ده هزار مرتبه آن را گفتم ده بار جمکران رفتم چه قدر این کار را کردم بعد نگاه می کنیم می بینیم که کلّی مشکلات دارد یعنی هیچ قدمی برنداشته – هیچ رشدی نکرده است بعد از این همه کار برای این که اساساً این کارها هیچ وقت در حیطه ی درون خودش اتّفاق نیفتاده کار جدّی نکرده است با خودش فقط کار عملیاتی دوست دارد یعنی ترجیح می دهد یک تسبیح دستش بگیرد هی این کار را بکند این مثل این است که راحت تر است دیگر تا این که بیاید بشنود – بخواند – مطالعه کند – فکر کند – درگیر شود – طرح عملیّاتی برای برخورد با اخلاق های زشت خودش داشته باشد – تنبیه کند – محاسبه – مراقبه – مشارته – معاقبه – این نمی خواهد بکند این ها را خب وقتی نمی خواهد این مسائل را برود خوب نمی شود هی زور می زند می گوید مشکل من حل شود بابا تو اصلاً عملیّاتِ خوب شدن را انجام ندادی – بهت گفتم برو دیپلم بگیر نرفتی دیپلم بگیری – گفتیم یک کاری زمینه ی تحصیلی ات فراهم کن شغل خوب داشته باشی نداری بعد می گوید حالا نمی دانم چرا مشکل من حل نمی شود – چرا شغل گیرم نمی آید – هر جا رفتم شغل گیرم نمی آید البتّه این طوری هم نیست انسان سواد هم نداشته باشد بهترین شغل ها را می تواند پیدا کند شغل هایی که به هر حال می تواند زندگی اش را بگذراند، یک آقایی چند روز پیش آمده بوددفتر ما بیست و هشت سالش بود گفت آره من شغل گیرم نیامده الان هم می خواهم ازدواج بکنم خیلی هم خانواده ی دختر مشتاق هستند هم خودم مشتاق هستم هم علاقه هم داریم ولی خب هنوز شغل گیرم نیامده است خیلی هم بدهکاری آوردم گفتم که خب مثلاً چه می خواهی شغل یعنی چه؟ شغل گیرت نیامده – الان تو روزنامه ها پُر است زده اند کارگر می خواهند کارگر ساده – کارگری عیب است؟ عیب است کارگری شما بروید انجام بدهید؟ امیرالمؤمنین (ع) چاه می کند – عمله گی م یکرد – بد ااست عمله گی؟ به او گفتم ببین من که این جا نشستم دارم مشاوره انجام می دهم شاگرد شوفر بودم به او گفتم من روی اتوبوس کار کردم فروشندگی کردم – عمله گری کردم – دست فروشی کردم هیچ کَکم هم نمی گزد اگر الان هم یک موقع ای احتیاج پیدا کنم برای زندگی ام به هر کاری هم راحت تن در می دهم ناراحت هم نیستم که بروم این کار را بکنم هیچ اصلاً هم ناراحت نمی شوم به من بَر هم نمی خورد یک کاری بکنم کار، گفتم تو حتّی نمی توانی روزمزد هم بروی کار کنی؟، بالاخره یک جایی روز کارگر احتیاج ندارند؟ یک روز؟ یک هفته - یک هفته؟، همه نشستیم لنگ هایمان را انداختیم روی همدیگر که بله یک کسی بیاید به ما بگوید بیاید برگه ی استخدام در فلان وزارت خانه با آن قدر حقوق و بیمه و بازنشستگی و این ها تنظیم بفرمایید سرکارتان، بابا ما علمایمان مایک خانه ای که داشتیم می ساختیم یک سالی منزل پدرم را بنّاهای ما بنّای ما و عمله هایشان همه طلبه بودند یا درس خارج خوانده بودند یا از لُمعه به بالا یعنی همان بنّایی که داشت بنّایی می کرد خانه را می آورد بالا خودش و تمام شاگردانش یعنی همه عمله هایی که بودند همه طلبه بودند تابستان از قُم وضع مالیشان خوب نبود درسش که تمام می شد بلند می شد می رفت عملگی می کرد، مرحوم علّامه می گوید من ده سال ده سال رفتم کار کردم تا بتوانم از نظر اقتصادی خودم را سرپا نگه دارم – علّامه به آن بزرگی خب ما همی می خوانیم با دعا و با ذکر و دعا حالا مثلاً یک شغل برای ما گیر بیاید دعا کنیم نمی دانم – این حرف ها کدام است – این همه شغل ریخته است شما در همین بازار شهرری از این جا بروی تا تَه بازار چند تا مغازه می بینی زده است کارگر ساده می خواهند خب برو کار کن دیگر – عارت می آید؟ خب نمی شود خداوند فرمول قرار داده است برای هر کاری این را دوست ندارم آن را دوست ندارم – کار است دیگر خب – معیارهایت وقتی غلط باشد می گویند این به شخصیّت من نمی خورد من هم نمی روم خب نمی روی حالا برو بمیر از گرسنگی به فشار – به فساد – به هر بدبختی دچار شوی چون خدا تحت احساسات قرار نمی گیرد بگوید حالا این را یک کاری اش بکنیم یک کاری این مثلاً این جوری نه می گذارد تو را در نکبت این همه آدم می میرند کک خدا هم نمی گزد – این همه آدم در فقر دست و پا می زنند از فقر به قتل و آدم کشی و فساد کشیده می شوند خدا ککش نمی گزد برای این که نمی روند سراغ فرمول های زندگی، زندگی فرمول دارد بگوید آقا من آب نمی خورم خب نخور می میری، نان نمی خورم خب می میری، غذایت را بخور ما باید غذا بخوریم، ورزش نمی کنم خیلی ها به من مراجعه می کنند من هم خیلی ناراحت می شوم من نمی دانم چرا ضعف بدنی دارم ضعف بدن دارم – بی نشاطی دارم نمی دانم پایم درد می کند – کمرم درد می کند آن وقت برایش برنامه ورزشی می نویسی یک ربع بیست دقیقه هم نمی خواهد بود ورزش کند نیم ساعت می گوید من نمی دانم حوصله ام نکشید استاد من همه ی برنامه هایتان را عمل کردم ورزش را نتوانستم یعنی آن قدر تنبلی ألکَسَلُ یُفسِدَ الآخِرَة همین است دیگر آخرت را فاسد می کند همین است، علی (ع) می فرماید کسی که تو کارهای دنیایی اش تنبل است در کارهای آخرتی اش تنبل تر است مَن کَسَلَ أن أمرَالدُّنیا فَهُوَ أن أمرَالآخِرَتی یَکسِل کسی که در کارهای دنیایی اش تنبل است در کارهای آخرتی اش خیلی تنبل تر است، به جای این که هی بروی ورد و ذکر و دعا و نمی دانم از این چیزها بگیری رفتارت را درست بکن، بچّه ام نمی دانم این جوری شده است خب بچه ات نیاز عاطفی داشته تأمینش کردی؟ با او بیرون رفتی؟ پارکی رفتی؟ کوهی رفتی؟ برنامه عاطفی خوبی داشتی؟ ارتباط و نشست و برخاست خوبی داشتی؟ نداشتی – می گوید برای بچه ام ذکر بگیرم – اعصابم توی خانه خرد شده است، خب بابا رفتارهایتان را درست کنید، فرمول ها این همه فرمول های زندگی که نوشته اند برای ما نوشته اند این فرمول ها را، لذا فرمول کسی که دعا می کند ولی اهل عمل نیست مثل کسی است که می خواهد تیراندازی کند کمانش زه ندارد تیری پرتاب نمی شود فایده ای ندارد خب فَلَا یُخَفَّفُ عَنهُم العَذاب آن عذاب می آید توی دنیا – عذاب ها تخفیف داده نمی شود وَ لا هُم یُنصَرُون کسی هم به دادشان نمی رسد چرا در آخرت عذاب تخفیف داده نمی شود و کسی هم به داد آدم نمی رسد؟ چون در دنیا این جوری بودیم – ما در دنیا با اختیار خودمان روش هایی را انتخاب کردیم که در این روش ها دچار نوعی از زندگی شدیم دچار نوعی گرفتاری شدیم که هی شدّت پیدا می کرد – هی شدّت پیدا می کرد هیچ کس هم دیگر کمکی به ما نمی تواند بکند، با گریه و زاری که حل نمی شود مسئله ما، ما خیلی وقت ها انتظار داریم که برویم مشاوره، مشاوره – روانپزشک – روانشناس یک کاری برای ما بکنند که ما خوب شویم هیچ کاری کسی نمی تواند بکند نه مشاور نه روانپزشک – نه روانشناس فقط می توانند راهنمایی ات بکنند بگوید که در نظام درونی خودت چه کار بکنی امّا کار اصلی را باید چه کسی بکند؟ کار اصلی را باید خودت بکنی، یک دختر خانمی با یک آقا پسری آمده بودند مشکلات داشتند همه اش – درگیری داشتند با همدیگر چند سال بود با هم درگیر بودند بعد گفتند حالا چه کار کنیم مراجعه کردند با خانواده گفتم خب به سلامتی فردا مشکلتان حل می شود فردا شناشنامه هایتان را برمی دارید می روید دادگاه طلاق، طلاق می گیرید راحت – توافقی تمامش کنید برود پی کارش دختره شروع کرد به گریه کردن نه من ورشکسته می شوم بدبخت می شوم نمی خواهم آخر برای چه باید جدا شویم پسره هم همین طور – گفتم بابا شما می خواهید فرمول های خوشبختی و سعادتمند زندگی کردن و یک زندگی مسالمت آمیز را رعایت نکنید بعد هم خوب شوید نمی شود که، ببینید زندگی کردن این که ما با هم خوب باشیم در زندگی یک زن و شوهر – یک پدر و پسر – یک پدر و دختر – دو تا خواهر و برادر فرمول دارد برای خوب شدن این جوری نیست که من بگویم آقا اخلاقم همین جوری باشد آن هم همین جوری باشد ما با هم خوب شویم – ما آمدیم مشاوره خوب شویم خب مشاوره چه کار می تواند به شما بکند وقتی شما حاضر نیستید خودتان یک کمی به همدیگر کمک بکنید – یک قدمی در یادگیری مهارت های زندگی بردارید شما باید جدا شوید بهشان می گویم می گویم شما فکر نکنید با نفر بعدی ازدواج کنم خوشبخت می شوم شما خانم با شوهر بعدی ات باز کارت به طلاق کشیده می شود شما آقا شما هم با زن بعدی ات باز به طلاق کشیده می شود حل نمی شود مسائل شما چرا؟ چون زندگی شیرین، زندگی مسالمت آمیز فرمول دارد ما به جای این که بخواهیم هی زور بگوییم به همدیگر تو سروکلّه ی همدیگر بزنیم – ایراد از همدیگر بگیریم بعد هم هی بگوییم دیگران بیایند مشکل ما را حل کنند نمی شود – بهتر است فرمول ها را برویم یاد بگیریم آقا من می خواهم ازدواج کنم با چه فرمولی خوشبخت و آرام هستم – زندگی ام زندگی شادی هست – چه جوری می توانیم یک همسر خوب باشیم – چه جوری می توانم همسرم را آرام نگه دارم – چه جوری می توانم همسرم را خوشبخت کنم – چه جوری می توانم پدر خوبی باشم – چه جوری می توانم همسرم را خوشبخت کنم – چه جوری می توانم پدر خوبی باشم – چه جوری می توانم مادر خوبی باشم این را یاد بگیریم خب خوب می شود دیگر دین خدا که آن قدر سخت نیست فرمول دارد فرمول هایش را رعایت کنید همیشه هم شادید، پیش مشاوره می روی باید دقّت کنی پیش مشاوره هم می روی یعنی باید بگویی که خب آقا این فرمول چه فرمول هایی را من عمل بکنم می گوید شما یک کاری کنید ما خوب شویم نمی شود – معجزه ای وجود ندارد پیش مشاوره که هیچی پیش امام زمان هم بروی حل نمی شود تا نخواهی خودت دستورات را رعایت بکنی آقا قانون است ارتباط با همسر این است 1 – 2 – 3 – 4 – 5 – 6 - ... 10 تا قانون است باید این را رعایت بکنی شما هم همین طور امّا می گوید نه من اخلاقم این طوری است من بابام این جوری زن داری کرده است – نَنه ام این جوری شوهر داری کرده من نمی دانم خُلقم این جوریه – من نمی شود جور دیگری این جوری بار آمده ام نمی شود – این جوری بار آمده ام – خُلقم این جوری است - ژنتیکی این جوری هستیم نمی خواهم تغییر بکنم بداند این که إنَّ الله لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأنفُسِهِم خودت اوّل درست کن خدا هم تغییر می دهد – حل کن خودت را وقتی نمی خواهی خودت را تغییر دهی مجبوری فرافکنی کنی – فرافکنی کنی یعنی چه؟ یعنی بیندازی اش گردن قضا و قدر نمی دانم نیروهای شیطانی – جن ها نمی دانم عرض کنم خدمتتان من را بسته اند – یک کسی برای من نمی دانم این جوری کرده است نمی دانم تقصیر زنم است – تقصیر بچّه ام است نَه اصلاً مشکلم از محیط کار است – محیط کارم اصلاً یک طوری است که من اصلاً خیلی دیگر می ریزیم به هم – دیگر این طوری هستم – نمی دانم یک سره هر وقت به او می گویی می بینی که یک چیز خارجی را این جوری دارد مثال می زند خدا هم فقط تو را رها می کند و لا یخفف عنهم العذاب و لا هم ینصرون کاری ندارد با تو ولت می کند همین جوری، مشکلت را حل کن ببین چه جوری می توانی خوب باشی چه جوری می توانی قوی باشی – چه جوری می توانی شاد باشی – چه جوری می توانی سالم باشی – به فرمول هایش عمل کن هیچ کس نمی تواند کاری با ما بکند – هیچ کس – این حرف ها پرت و پلا است نیروی خارجی و شیطان و این حرف ها عرض کردم خدمتتان که ببینید هیچ قدرتی بالاتر از سوره ی حمد نیست – بالاتر از توحید ما نیست – بالاتر از چهار قُل ما نیست، اگر کسی یک چهار قل بخواند – صبح یک آیة الکرسی بخواند – یعنی حزب شیطان از حزب الله قوی تر است؟ این که من به شما می گویم شما اوّل صبح همه تان بدون استثناء هزار تا برنامه نوشتم در همه هزار برنامه نوشتم دعا وزیارت صبح یادتان نرود صبح به صبح واجب است بدانید تا آخر عمرتان با خودتان – اوّل مفاتیح را باز کنید دعای روز را بخوان با خدا تمام کن کار را خدا دیگر کمکت می کند بعد مثلاً آنی که می گوید کاری کرده رفته چه کار کرده که از کار خدا قوی تر است که تو را می تواند حالت را خراب کند – بریزدت به هم – از خدا قوی تر هستند آن ها؟ - از فرشته هایی که با تو هستند قوی تر هستند؟ ، یک حرز دارد حضرت خیلی زیبا است حرز حالا مثلاً مثل همین انگشترها که الان ما در دستمان هست – در دست شما هست می نویسند می دهند همراهمان باشد همین هم اثر می گذارد – گاهی وقت ها هست می خواندن آدم – حرز زیبایی هست از حضرت سجّاد می گوید خدایا جبرئیل را جلویم قرار بده میکائیل را پشت سرم قرار بده اسرائیل را سمت راستم بگذار خدا هست – زیارت روز را بخوان امروز روز چند شنبه بود؟ پنج شنبه هذا یَومَکَ وَ هُوَ یَومُ الحَمثین – به کی؟ به ولی الله به حضرت عسگری (ع) داریم حرف می زنیم آقا امروز پنج شنبه است روز تو است یعنی همه کاره ی این روز تو هستی – همه چیز تو این روز دست تو هست – مگر کسی می تواند حالا این روزی که صاحبش امام عسگری هست بیاید یک کاری برای من بکند – دعا بکند – ببندد من را – باز کند من را – جادو کند من را – سحر کند – این حرف ها کدام است وقتی روز، روز امام عسگری هست – تو به امام عسگری صاحب روز متوسّل شوی مگر کسی می تواند کاری بکند؟ - هیچ کس نمی تواند کاری بکند – تو اگر می بینی توسّل کردم به حضرت عسگری (ع) رفتم نمی دانم فلان جا هم یک دانه دعا گرفتم خوب نشدی بدان نَه توسّلت توسّل بوده است- مشکلت هم درونی است باید خودت حلّش بکنی، این ها کشک هستند نمی دانم نیروهای خارجی دارد من را اذیّت می کند نمی گویم نیروی خارجی امکان دارد تأثیر نگذارند به هر حال ما چیزی به اسم سحر را در قرآن قبول کرده است امّا گفتم خدمتتان در میلیون ها نفر آدم هایی که ادّعا می کنند شاید شاید نمی گویم قطعی شاید یک درصد یک دانه بتواند، بتواند چنین کاری را بکند شاید آن هم معلوم نیست آن قدر کشک نیستند که دیگر ماها – هی یک سره این و آن بتوانند روی ما تأثیرات اینجوری بگذارند ما خودمانیم دردت در خودت است دوایت هم در خودت است إنَّ اللهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَومٍ حَتّی یُغَیِّرُوا ما بِأنفُسِهِم برو خودت تغییر بده – برو خودت را اصلاح بکن ببین چه شادت می کند – چه غمگینت می کند، شیطات در بحث دشمن شناسی خیلی می تواند کمک شما بکد در این جهت بحث دشمن شناسی مفصّل گفتیم ببینید ما باید نیروهایی که در درون ما فکرها – عصبانیّت ها – تردیدها ایجاد می کنند بشناسیمشان با آن ها مبارزه کنیم قرآن می فرماید شیطان در درون شما خیلی فکرها می کند حمله ی از جلو دارد حمله ی از عقب دارد – حمله ی از راست دارد – حمله ی از چپ دارد – بیشترین تفکّرات منفی شما مال خودتان نیست مال شیطان است فَإنَّ شَیطانَ لَکُم عَدُوّ دشمن شما است فَاتَّخِذُوُه عَدُوّا دشمن بگیریدش، ما چه قدر خداوکیلی در طول روز تلاش می کنیم با این دشمن درونی خودمان مبارزه کنیم؟ با آمریکا – با ابرقدرت ها با شوروی با نمی دانم انگلستان – با اسرائیل – با صدام – منافقین – با مادر شوهر – با مادر زن – باجناق نمی دانم ولی اصلاً حاضر نیستیم با خودمان چند دقیقه درگیر شویم یعنی شیطانی که در درون این همه فکرهای منفی و قلّابی در ما تولید می کند چه قدر واقعاً ما در طول 24 ساعت حاضر شدیم با فکر های خودمان مبارزه کنیم و بدانیم که این مال شیطان است اصلاً مال ما نیست باید بیندازیمش کنار نباید بپذیریمش – نباید منشاء اثر بگذاریم، شما هر وقت غمگین می شوی شیطان زده شدی و باختی آن جا در عملیّات شکست خوردی، این بازی های کامپیوتری را نگاه کنید بچّه ها بازی می کنند قوی است با یک دفعه می بنی باختی هان یک جا می بینی تیر خوردی تمام شد نتوانستی ببری یک مبارزه است هی این دکمه را می زنی آن دکمه را می زنی این طرف و آن طرف می کنی بالاخره چهار نفر را می زنی یک دفعه یکی هم زد به تو شیطان این جوری است وقتی عصبانی شدی یعنی یک جریانی شروع شد شیطان شروع کرد آمد آمد به محض این که تو از جایت تکان خوردی ، چهره ات رفت توی هم، تند شدی، تیر خورده توی قلبت تمام یک امتیاز از دست دادی – یک امتیاز از دست می دهی وقتی می روی در ابدیت یک دفعه می بینی صد سال عذاب برایت می ماند، فرمود اگر آن قدر گریه بکند که بمیرد حالا اصطلاح است که ما می گوییم بمیرد چیز دیگری است آن قدر گریه کند که استخوان هایش خرد شود که داریم در روایت بند بندش جدا شود هرگز حاجتش را نمی دهم چون این می خواهد ازراهی که خودش دلش می خواهد دین داری بکند – دین داری اش می خواهد از راه چه برود؟ از راهی که خودش دلش می خواهد هان نمی شود از راهی که من گفتم باید دین داری بکنی – ببین خدا چه می خواهد از تو – خودت برای خدا دستورالعمل معین نکن – برای خدا تعیین تکلیف نکن – ببین خدا چه می خواهد، رفته مثلاً 4 سال روابط نامشروع برقرار کرده بعد روابط نامشروع دارد بعد آمده این جوری می کند می گوید که یک دعایی شما بکنید یا مثلاً یک دعایی بدهید ما مشکلمان حل شود مثلاً می گویم آقا شما اصلاً مسیر را از اوّل اشتباهی رفته ای این مسیر به عاقبت به خیری نمی انجامد وقتی که مسیر کج است، کج است دیگر اصلاً نمی شود آخرش گرفتاری دارد نمی شود مسیرت را باید عوض کنی باید برگردی بیایی در دایره ی شرع بعد از این مسیر اگر بروی دعا هم کنی کمکت می کند نمی توانی شما خلافکاری بکنی بعد هم از خدا کمک بخواهی توی خلاف کاری هایت – داریم این را بعضی ها در گناه از خدا کمک می خواهند – در گناه از اهل بیت کمک می خواهند نمی شود این جوری هم مسیرت را درست کن ببر در دایره ی شرع اصلاً از اوّل مسیر را غلط رفتی – می رود نذر می کند که مثلاً یک روابط نامشروعی که برقرار کرده است به نتیجه برسد آن قدر از این به سزای بنده گردنش را – دستهایش را – حرم را قفل می زند و سفره حضرت ابوالفضل می اندازد که مشکلش حل شود اصلاً نمی شود این قضیه اصلاً حل شدنی نیست محور قفل است به قول بچّه بسیجی ها عملیّا اثر نمی گذارد محور را درست کن برو محور را درست کن مسئله حل می شود، نگاهمان را باید درست کنیم، یک بنده خدایی آقای قرائتی می گفت خیلی جالب بود می گفت یک آقایی رفته بود دیدی در این مغازه ها لیوان ها و استکان ها را این جوری می گذارند دیگر یعنی برعکس می گذارند گفته بود این چه استکان هایی هست این ها در ندارد بعد برش داشته گفته تَه هم ندارد نه تو به جای این که به این لیوان اتهام بزنی که نه در دارد نه ته درست نگاه کن – نگاهت را عوض بکن همه چیز حل می شود بسیاری از بدبینی ها و سوءظن هایی که ما به خدا – اهل بیت (ع) – به دنیا داریم – به پدر و مادرهایمان داریم – به دوستانمان داریم برای این است که ما نگاهمان غلط است و یک باورها و معیارهای غلطی داریم بعد فکر می کنیم باید همه با این معیارها درست در بیایند غلط در می آید و مشکلم حل نمی شود سوء ظنت به خدا باقی می ماند – سوءظنت به اهل بیت باقی می ماند – سوءظنت به بقیّه باقی می ماند مشکلم حل نمی شود از این نکبت هم نجات پیدا نمی کند لذا فرمود اولئکَ الَّذینَ اشتَرَوا الحَیَوةَ الدُّنیا بِالآخِرَةِ فَلا یُخَفَّفُ عَنهُمُ العَذابُ وَ لا هُم یُنصَرُون کمکی هم به آن ها نمی شود، یک بحث دیگری داشتیم در مورد فروش دنیا و آخرت انشاءالله یک مقداری هم جلسه بعد دراین باره صحبت خواهیم کرد. پیشنهاد دادند عزیزی که هفته ی بعد دوشنبه اوّل ماه است پیشنهاد داده اند که از دوشنبه تا چهارده روز بعد ختم سوره ی واقعه بگیرند به نیّت ظهور امام زمان(ع) حالا این که مثلاً هر روز اوّل یک سوره روز دوّم دو سوره البته من نمی دانم منشاء این چیست حالا نگویید آقای شجاعی این جوری توصیه کرده یک کسی پیشنهاد داده است این جوری، خب عزیزان گفتم این سؤال ها به بحث ما ربطی ندارد همه اش شخصی است سؤال ها یشان را اگر می خواهند جواب بدهند واقعاً دنبال جواب می گردند حتماً سؤال ها اسم – تلن یا آدرس داشته باشد که ما بتوانیم جواب بدهیم این ها خیلی هایش به بحث ما ربطی ندارد، آیا درست است که به بعضی ها می گوئیم حجاب خود را در مقابل نامحرم حفظ کن می گوید او نه دلش پاک است آن طور نیست آیا این درسته؟ نه این جوری نیست قرآن این جوری قبول ندارد بگوید دلش پاک است ما مثلاً پسرخاله ام است نمی دانم دختردائی ام است با هم از این مشکلات نداریم و این جوری نیست یعنی باید رعایت بکنی آخر بعضی ها این جوری هستند مثلاً می بینی جلوی نامحرم خیلی کیپ است بعد جلوی مثلاً برادر شوهرش خیلی اُپن است به قول امروزی ها یا وِل همان جوری می گوید برادرشوهرم است حالا دیگر این کوچک است بچه است حالی اش نمی شود اتّفاقاً این خطرناک تر است چون به ذهن می سپارد ها بزرگ شود خطرناک تر است اتّفاقاً آشناها خیلی خطرناک تر هستند این را باید حواسمان باشد که یک موقع ای برای خودمان بهانه درست نکنیم ما مسئول عملکردهای خودمان هستیم اگر در اثر عدم رعایت مشکلی گرفتارمان شود باید جوابگو باشیم اگر یک خانمی رعایت حجاب نکند دیگران را به دردسر بیندازد گناهش گردنش است این را باید توجه کنیم، یک آقایی رفته بود حرم حضرت رضا (ع) مال باخته بود مالش را چیز نکرده بود رفته بود حرم حضرت رضا توسّل کرد توبه کرد گفت آقا دیگر از این به بعد می خواهم خوب باشم از مالم درست استفاده کنم داشت توبه می کرد که دیگر از این به بعد خوب باشد واقعاً توبه اش راست بود می خواست درست شود بعد همین که داشت دعا می کرد چشمش خورد به یک دختری گفت آقا این هم جورش کن برایمان ضمناً این هم می خواهیم این ها بعد هیچی همان جا ایستاد توی حرم و همین طوری خلاصه هی دو سه روزی گریه کرد و این ها گفت بعد از چند وقت یک آقایی آمد زد روی شانه ام گفت پاشو برویم یالا پاشو برویم بعد هاج و واج ماندیم و بعد ما را برد خانه شان دیدیم که اِ بابای دختره است گفت آره چند بار خواب دیدم حضرت رضا به من گفت بروی این مرد را هم دخترت را بهش بده هم پول به او بده آمدم دیدم که تو هم مالی نیستی همچین عددی نیستی رفتم گفتم این جوری نکردم بعد امام رضا دوباره آمد خوابم گفت چرا نبردی بدی گفتم آقا آخراین کیست من دخترم را به او بدهم و پولم را هم به او بدهم آقا گفته بود چی؟ گفته بود چشمت کور می خواستی بگویی دخترت وقتی می رود آن جا رویش را جلوی نامحرم چیه؟ باز نگذارد رویش را باز گذاشته است حالا چشمت کور هم باید دختر را بدهی هم باید چه بدهی؟ پول بدهی، در مورد علائم ظهور امام زمان کتاب زیاد نوشته شده است علائم هم ما گفتیم مطالعه کنید کتاب هم ما داریم این جا می توانند بگیرند مطالعه کنند – اگر راهی وجود نداشته باشد خدا نباید کمک کند؟ آخر این تشخیصش به این است آخر ما خیلی وقت ها خودمان احساس می کنیم راهی وجود ندارد ولی راهی وجود دارد، اگر کسی مسیر شغلی اش را در مسیری قرار بگیرد که امکان دارد فاسد شود باید شغلش را تغییر بدهد اگر نمی تواند تغییر دهد باید مراجعه بکند دستورالعمل هایی را بگیرد که آسیب نبیند در این مسیر، برای بحث عصبانیّت سه دوره نوار هست باید اگر کسی می خواهد آرام شود دیگر عصبی نشود همیشه تحریک هم نشود زودرنجی اش برطرف شود سه دوره نوار ما همیشه تجویز کردیم معاد 125 – 116 شرح حدیث عنوان از شماره 10 تا 20 عرض کنم خدمتتان که دشمن شناسی، اگر کسی کاری را انجام دهد که باعث عصبانیّت ما شود آیا گناه است؟ اگر عمداً این کار را بکند بله گناه است – ما حقّ نداریم عصبانی شویم دیگران را نمی توانیم بگوییم کاری نکن که من عصبانی نشوم من این طوری هستم ها اگر آن روی سگم بالا بیاید دیگر نمی دانم نمی شود تو حق نداری بشوی و اِلّا دیگران – بچه بچه های کوچک در خانه هستند مثلاً عامل عصبانیّت هستند ما باید حواسمان جمع باشد، نه دعایی که گفته اند دعای مهر و محبّت و این ها ما دعا داریم در این زمینه برنامه های معنوی داریم – یک خانم رسیده بود خدمت رسول خدا گفت می خواهم شوهرم دوستم داشته باشد چه کار بکنم علّت این فرمول هم که حضرت فرموده من توضیح دادم فرمود نماز شب بخوان اگر می خواهید کسی دوستتان داشته باشد نماز شب بخوان، نه برای برآمده شدن حاجات این دلیل نیست که حتماً آدم باید خیلی کار درست باشد اگر از خدا بخواهد- عاجزانه و بدان که از خدا فقط باید بخواهد و امیدش جای دیگری نباشد و عایش دعایی باشد که مصلحتش باشد خداوند اجابت می کند، خیلی از برآورده نشدن حاجت ها مربوط به چه است؟ مربوط به این است که ما شرایط را عمل نمی کنیم در این مورد مطالعه باید بفرمایید، نوارهای دشمن شناسی بحث به اصطلاح آن بخشی که مربوط به کنترل فکر هست و انواع منفی بینی ها را استفاده کنند آن هایی که نوشته اند ما منفی بین هستیم، کتاب هایی معرّفی کنید که واژه های اصلی قرآن را داشته باشد؟ قاموس قرآن است عرض کنم خدمتتان که لغات قرآن است – فرهنگ قران است چند کتاب است به همین اسم می توانید از کتاب فروشی ها تهیّه کنید، در بحث شیطان شناسی یک نکته ای را عرض کردیم که در بحث حدیث عنوان هم گفتیم که نباید سؤالاتی را که اگر جوابش ناراحتتان می کند بکنیم یعنی دنبال چیزی نباشد لا تَسئَلُ أن أشِیاءٍ إأن تُبدِلَکُم قرآن می فرماید هی زیر سؤال نبر – کنکاش نکنید یک چیزی را دربیاورید که اگر جوابش معلوم شود اعصابتان را خرد بکند - دنبال این چیزها نروید خطرناک است حالا الان ایشان نوشته اند یک دختر و پسرم هستند می خواهند ازدواج کنند نمی دانند خواهر و برادر هستند یا نه؟ حالا لزومی ندارد برویم تحقیق کنیم راجع به این قضیه اگر مشهور به این هستید که خواهر و برادر نیستید دنبالش هم نگردید احتمال عُقلایی زمانی است که تو بدانی یا مادرت گفته بله من مثلاً این پسر را چند دفعه ای شیر دادم هان مادرت بگوید یا مادر پسر بگوید مثلاً این دختر را یک بحث شیردادن باشد احتمال عقلایی خب آدم یک بررسی بکند که یک موقع خواهرش نباشد امّا این که هر کسی همین جوری فکر بکند که از کجا معلوم من بروم ببینم هفت پشتمان جدّ چندم ما به فلان کس شیر داده یا نداده ما خواهر و برادر می شویم یا نه لزومی ندارد اصلاً تحقیق نکنید خیلی وقت ها در این چیزها خیلی از زندگی ها با این تحقیقات پاشیده شده دنبالش نگردید زیاد، امکان ندارد جامعه نگذارد ما حجابمان را رعایت کنیم این همه خانم الان در این جلسه هستند همه محجوب هستند جامعه چه کار می تواند با شما بکند ما باید اسیر جامعه نباشیم، برای قضیه ی حسادت هم نوارهای دشمن شناسی 8 – 9 بحثش در مورد حسادت است به آن جا مراجعه کنید، این را هم توضیح دادیم که چرا در جامعه ی اسلامی وقتی گناهی شود بلا می آید در جامعه های غربی این طوری نیست که نیاید – ایدز میلیون ها آمریکایی و اروپایی را ده ها میلیون آمریکایی و اروپایی را کشته است – بیماری های جنسی ده ها میلیون آن ها را کشته است – بلا سراغ آن ها هم می آید زلزله هم می آید چیزهای دیگر هم می آید نکبت های دیگر هست آن ها را گرفته امّا این که حالا چرا زلزله آن جا خراب نمی کند زلزله ی این جا خراب می کند این جوری نیست که همه ی زلزله ها چه باشند؟ عذاب باشند بی فکری های خودمان که ما رفتیم ما دقت های لازم را در مورد محکم سازی ساختمان هایمان انجام نمی دهیم خب آن ها انجام می دهند زلزله اثر رویشان نمی گذارد.
والحمدلله رب العالمین وصلی الله علی محمد و آله الطاهرین.