جلسه 058 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
58
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 058 - تفسیر قرآن

جلسه گذشته بحثمان درباره ی آیه ی 85 سوره بقره یود در مورد این بخش آن صحبت کردیم: اَفَتُؤمنِونَ ببعض الکتاب و تکفُرونَ ببعض فما جزاءُ مَن یَفعَل ذلک منکم خِزیٌ فی الحیوةِ الدنیا و یومَ القِیامَةِ یُرَدّونَ الی اَشدِّ العذابِ و مَا اللهُ یغافِلٍ عمّا تَعملُون. در این باره صحبت کردیم که از نظر اسلام این که شخصی بگوید من قسمتی از دین را قبول ندارم و قسمتی از آن را قبول دارم پذیرفته نیست و انواع کفرها را گفتیم بحث اصلی ما در بحث کفر عملی بود که قرآن می فرماید کسانی که قسمتی از اسلام را عمل می کنند و قسمتی راعمل نمی کنند هم در دنیا خوار خواهند شد هم در آخرت عذاب خواهند داشت. اگر قرار متدیّن باشیم همه اسلام را یک جا باید بپذیریم. یک مقدار در مورد این «خواری» من می خواهم صحبت بکنم. ما در نظام بدنی صد و شصت هزار سلول داریم که طبق یک سلسله مقرراتی که خداوند تبارک و تعالی قرار داده در قالب دست ، پا، استخوان، رگ، اعصاب، چشم، گوش، قسمت های مختلف بدن یک پیکر را ساخته اند و با هم مرتبط اند حفظ تعادل و سلامت این پیکر با رعایت یک سلسله مقررات امکان پذیر است. یعنی اگر قرار است، بدن سالم، قوی و بانشاطی داشته باشیم زور نمی توانیم به او بگوییم. با قلدری و فشار آوردن نمی شود یک بدن خوب داشت. بدن قانون مند است. مثلاً نمی توانیم بگوییم ما این چراغ ها را الان خاموش می کنیم شما بخواهید یا نخواهید باید من را خوب ببینید. نمی شود. باید حتماً چراغ روشن باشد. یا مثلاً من میکروفن را خاموش کنم بعد انتظار داشته باشم ناراحتی حنجره نگیرم شما هم همه صدای من را بشنوید خوب این زورگویی است. چون یک سلسله مقررات وجود دارد. چشم به طول موج خاصی نیاز دارد برای این که اشیاء را راحت ببیند و ما چشم درد نگیریم. گوش بایک فرکانس خاصی آشنا باشد و راحت بتواند آن چه را که دوست دارد، بشنود ما آمده ایم در یک جمعیت زیاد و سالن بزرگ میکروفن قرار داده ایم. از پژوکتور نورهای مختلفی استفاده کرده ایم تا دیدن و شنیدن و ارتباط راحت باشد. چون هوا گرم است از کولر استفاده کردیم یعنی یک سلسله شرایط را فراهم کردیم چون بدن ما اقتضاء خاصی دارد این بدن گرمش می شود نور می خواهد صدای مناسب می خواهد پس تمام این کارها و فعالیت ها به خاطر این است که این بدن قانون مند است طبق شرایط خاصی می تواند سالم باشد و استفاده بکند و استفاده برساند. حالا ما آمدیم و به بدن زور گفتیم چه اتفاقی می افتد؟ در نور کم آمدیم آموزش دادیم مثلاً خواهرهایی که دور هستند از فاصله 20 متری می خواهند تخته را ببینند خوب چشم درد می گیرند. یا میکروفن را خاموش کردم. هی می خواهم داد بزنم، صدایم را با فریاد به شماها برسانم. ممکن است عقبی ها نشنوند و من هم یواش یواش حنجره درد بگیرم. توجه فرمودید؟ مسواک نزنم بعد از یک مدت دندان درد بگیرم. قلب درد بگیرم، چشم درد بگیرم هم روی قلب اثر می گذارد هم روی چشم هم روی سلسله اعصاب و جاهای دیگر. خوب به خاطر این که به دندان هایم نرسیدم. الان ما یک تعداد خواهرها و برادرهایی داریم که کلاس عینکی هستند یعنی چشم هایشان با شرایط طول موج خارج تطبیق کافی ندارد از عینک استفاده می کنند. چرا؟ چون چشم فقط با شرایط خاصی می بیند. نمی توانیم زور بگوییم که عینک را برمی داریم حتماً باید ببیند. نه. خوب از عینک استفاده می کنیم نباید به او زور بگوییم. هر چیزی یک شرایط خاصی دارد اگر رعایت نکنی بدن عکس العمل نشان می دهد چون قانون مند است والّا عکس العمل نشان نمی داد. ممکن بود یک جور دیگر باشد. ولی بالاخره قانونمند است عکس العمل نشان می دهد یا چشم درد می گیری یا گوش درد یا پادرد یا کمر درد. پس این می شود درد، رنج، ناراحتی، گرفتاری. خوب! آن وقت این درد و رنج و گرفتاری به نوبه ی خودش درد و رنج و گرفتاری های دیگری را هم می آفریند. مثلاً بنده مسواک نمی زنم دندان هایم زود خراب می شود، کرم خورده می شود، عفونت دارد. این عفونت به قلب و چشم و سر و جاهای دیگر من هم سرایت می کند توجه فرمودید. در اثر این ها از بسیاری از کارهای مهم هم باز می مانم. زمین گیر می شوم یعنی اوضاع دارد یواش یواش خراب می شود. بعد هم که می خواهم درستش کنم می بینم که باید 500 هزار تومان خرجش کنم. پانصد هزار تومان هم ندارم که خرجش کنم مجبورم قرض بگیرم. حالا رفتم قرض گرفتم پولش را هم ندارم بدهم به خاطر همین چشم درد و قلب درد و سردرد. کار هم نمی توانم بکنم و انجام وظیفه نمی توانم بکنم وقتی نمی توانم کار کنم این هم یک نکبت دیگر می آورد بعد هی مشکلات هر کدام مشکل می سازند یعنی گرفتاری توی گرفتاری. نکبت توی نکبت، دردسر توی دردسر. و ممکن است این عفونت ها سر از کشته شدن من هم درآورد. الان چه قدر افراد هستند که راحت با یک بیماری خیلی معمولی و قابل پیش گیری مرده اند. قابل پیشگیری بوده ولی به آن نرسیده اند تبدیل شده به سرطان، از بین رفته اند کلیه هایشان می توانسته یک جوری رژیم غذایی اش را تنظیم بکند که سر از دیالیز در نیاورد ولی آن قدر بد غذا خورده آن قدر بد نوشیده که کلیه درد گرفته است بعد هم کلیه درد هم خبر نمی کند به راحتی، یک دفعه طرف به خودش می آید می بیند 80 – 90 درصد کلیه هایش را از دست داده است حالا ممکن است دیالیز نتواند بکند. ممکن است حتی بمیرد. بخواهد پیوند کلیه کند در این پیوند کلیه هم گرفتاری های دیگر دارد. ببینید وقتی با یک سیستم قانون مند روبه رو هستید زور نمی توانید بگویید. این ضبط یک دکمه های خاصی دارد من نمی توانم بگویم هر جایش را من فشار دادم این باید بخواند. هر دکمه ای را زدم باید ضبط کند. نمی شود زور گفت. قانونمند است. هر چیزی قانون دارد جسم، نظام فردی و اجتماعی همین طور هستند، اجتماع یک موجود زنده است خوب توجه کنید می خواهیم وارد مسائل اجتماعی شویم بحث خیلی مهم است. چرا قرآن این قدر تند در این قضیه برخورد می کند که مردم نباید سر مسائل اجتماعی شان کوتاه بیایند و بی خیال باشند. ببینید اجتماع قانون مند است مثل بدن. اگر قرار باشد توی آن عفونت بیاید و قانونش رعایت نشود مثل همین بیماری ها که در بدن آمد در اجتماع هم ظاهر می شود آن وقت از این ظهور بیماری در اجتماع، بیماری های دیگری هم متولد می شود این که قرآن می گوید اگر شما نخواهید به حقیقت دین ایمان بیاورید دچار دردسر هم در دنیا می شوید هم در آخرت به خاطر این است یعنی مجموعه قوانین خدا وقتی در اجتماع رعایت نشود. جامعه اسلامی و انسانی دچار نکبت ها و مصیبت هایی می شود که این ها فقط در سطح دنیا نمی ماند به آخرت کشیده می شود. یعنی بعداً دنیا اساساً نمی تواند این همه نکبت را تحمل کند او را به آخرت می فرستند. من مثال زدم به عنوان یک قانون برایتان. مثلاً مسئله حجاب را جلسه قبل مثال زدیم. مثال های دیگر هست مثلاً رشوه، بی نظمی در اجتماع، رعایت نکردن قوانین راهنمایی رانندگی، شما فکر می کنید این چه قدر اهمیت دارد؟ حالا در یک جامعه هم خوب نباشند قوانین را رعایت نکنند سر از کجا در می آورند؟ سر از این جا در می آورندن – شما دقت کنید ما می آییم تعمداً قوانین راهنمایی رانندگی را بی خیال هستیم، در کشور ما می دانید یکی از دو سه کشور اول دنیا است در کشتار جاده ای. یعنی مردم فرهنگ رانندگی شان پایین است. ضعیف است. رعایت نمی کنند. حالا چه اتفاقی می افتد. نمونه مثلاً تصادف هفته گذشته یک نفت کش با سوخت قابل اشتعال و احتراق و انفجار می زند به سه تا اتوبوس منفجر شد، حدود 80 نفر کشته شدند بعد یک تعداد در همین حدود هم زخمی شدند، مسائل اقتصادی اش هم بماند حالا شما نگاه کنید هشتاد تا خانواده ممکن است در این هشتاد تا، چهل تا خانواده سرپرستشان را از دست بدهند. من رعایت نمی کنم، عامل قتل هشتاد نفر می شوم. صد و خرده ای هم که آن جور... غیر از مسائل اقتصادی حالا بیایید تبعات کشته شده اند این افراد و حذف آن ها از خانواده را بخواهید حساب کنید. ببینید چه اتفاقی می افتد. حالا بگوییم از این چهل تا خانم که شوهرهایشان کشته شدند شما تصور کنید ده تایشان شوهرشان شغلش آزاد باشد یعنی نه بیمه، نه بازنشستگی، نه هیچ خدماتی ندارند. وقتی طرف مُرد زن هیچ کس را ندارد – من زیاد توی مشاوره ها داشتم زن می گوید ننه و بابایم مُرده خواهر نداشتم. یک داداش داشتم رفته خارج از کشور. من هستم و این شوهر. با دو سه تا بچه. شوهری که می بیند زن هیچ کس را ندارد. مستأجر هم هستند بچه هم چند تا است. حالا برای این ها چه اتفاقی می افتد توی اجتماع؟ این نکبتی که می آید سراغ این خانواده تا کی اثرش می خواهد بماند، چه می شود واقعاً این قضیه. شما حساب کنید این را. ما همه چیزمان خوب باشد فقط توی کشور فرهننگ رانندگی بد باشد ببینید چه اتفاقی می افتد؟ سالی ده ها هزار نفر دارند کشته می شوند توی رانندگی. فقط به خاطر این که یک چیز را مردم رعایت نمی کنند. این مسائل را دست کم گرفته اند. یا مثلاً اعتیاد را شما در نظر بگیرید یک قانون است دیگر در اجتماع. همه چیز سر جای خودش، مواد مخدر هم باشد. مثال سد، یادتان نرود وقتی توی سد، یک جایش شکاف بخورد دیگر کل آن سد نابود می شود یعنی کل آن شهر خراب است آبی که پشت سر هست می ریزد توی شهر. این را باید در نظر بگیرد. اعتیاد را شما بگذارید؟ اعتیاد چه کار می کند با خانواده ها شما می دانید ده ها هزار خانواده متلاشی شده فقط در اثر همین اعتیاد. الان زن این ها کجا هستند بچه هایشان کجایند؟ دارند در اجتماع چه می کنند؟ یعنی شما فقط بگویید ما مشکلی در این جامعه نداریم جز اعتیاد. ببینید همین یک اعتیاد که رعایت نشود مفاسدی که به صورت حلقه ای ایجاد می کند سر از فحشاء، منکرات، قتل، کثافت کاری های دیگر، همه چیز در می آید یعنی همه چیز تولید می کند. وقتی یک بیماری بیاید بیماری های دیگر هم تولید می کند. لذا قرآن می فرماید وقتی جامعه نخواهد به قوانین کامل خدایی که با تخصص خدا و اهل بیت و با علم خدا به همه موجودات به عنوان رب العالمین نخواهند اهمیت بدهند لَهُم خِزیٍ فِی الحَیوةِ الدنیا فکر نکنید خدا نشسته آن جا، اعصابش خرد می شود ناراحت می شود می گوید حالا که توی اجتماع فلان چیز را رعایت نکردید من هم آب و نانتان را قطع می کنم، برقتان را قطع می کنم از این حرف ها نیست خودِ نفسِ عمل نکردن به دستور خدا – مثل بدن که عکس العمل نشان می دهد شما مسواک نزن خود بدن آن فساد را می گیرد - جامعه از نظر اسلام زنده است جامعه یک امر اعبتاری نیست یک امر حقیقی است یک موجود واحد حقیقی است. وقتی در جامعه قوانین رعایت نشود، خودِ جامعه عکس العمل نشان می دهد. به صورت فساد و بیماری و این بیماری، بیماری های دیگر را هم تولید می کند یعنی وقتی رعایت نکنید خودتان دچار خِزی می شوید. این خِزی از نهاد و ذات جامعه در می آید به خاطر رعایت نکردن قوانین. حالا ما اول وظیفه داریم خودمان مجموعه قوانین را ایمان بیاوریم و به آن در درجه اول پای بند باشیم. بعد هم سعی کنیم که دیگران پای بند شوند. ما که نمی توانیم همه اجتماع را درست کنیم همه دنیا را درست کنیم. اما لااقل باید در جنایت هایی که در اجتماع اتفاق می افتد باید بتوانیم نقش نداشته باشیم این جنایت دارد اتفاق می افتد این تبعات آخرتی اش، وقتی علی علیه السلام فرمود برای یک گناه، آن جا صد سال جهنم دارد شما فکر کنید یک نفر بیاید رفتاری در اجتماع انجام دهد که یک خانواده متلاشی بشود خوب این چه قدر می خواهد قیامت جواب دهد؟ یعنی گرفتاری ها و مشکلاتی که برسد بچه ها و اعضاء خانواده می آید در اثر زمینه سازی هایی که ما کردیم چه اتفاقی می افتد؟ این چه قدر تبعات دارد روز قیامت؟ چه قدر شخص باید در جهنم بسوزد تا گناه متلاشی کردن یک خانواده را جبران کند؟ به این راحتی می شود؟! من بیایم یک CD مبتذل را کاری ندارد صد تومان است تکثیر می کنم می دهم آن جا. جوان می آید می گیرد نگاه می کند چه اتفاقی برای این می افتد؟ یک دختر خانم هفده ساله که پدرش آورده بود پیش من چند سال پیش. این به شدت آلوده ی فساد شده بود یعنی در یک نوبت با بیست تا پسر سه چهار روز می رفتند فساد می کردند. خوب این دختر در اجتماع یعنی چه؟ آن بچه هایی که با این ارتباط دارند ... حالا شما یک ذره این را تحلیل بکنید فکر می کنید... یک CD بعد وقتی من با او صحبت کردم خوب خیلی حد انحرافش بالا بود. به پدرش گفتم با خودت بیاوریدش با هم بنشینیم صحبت کنیم. خوب، جوّ خیلی بدی بود. چون رسیده بود به اوج فساد در خانواده هم می دانستند این کامل فاسد شده، خودش هم از دست خودش عصبانی بود از این طرف هم نمی توانست هنجارهای خانواده را تجمل کند. به این وضعیت عادت کرده بود جو خیلی متشنج بود حالا من جو را کمی آرام کردم بتواند راحت درد دل کند. گفتم چه شد این طوری شدی؟ گفت داداشم یک فیلم آورده بود در خانه گفتم خوب صحنه اش سوپر جنسی بود؟ گفت نه. یک خانم و آقا همدیگر را بوسیدند. از این جا شروع شد، یک صحنه یک بار. گفتم چند سالت بود؟ گفت آن موقع من 14 سالم بود. الان چند سالش است؟ 17 سال. شما نگاه کنید از کجا شروع می شود. بعد سر از کجا در می آورند. این ها می آیند در اجتماع زیاد می شوند. جوان ها به ازدواج تن نمی دهند چون هر وقت بخواهند مفت در اختیارشان هست. هر وقت بخواهند دختر فراوان در اختیارشان هست. تازه خرج هم می کنند برایشان خوب. دودش توی چشم چه کسی می رود؟ جدای از این که بیماری هایی که الان ده ها میلیون نفر را کشته در دنیا، مثل ایدز و چیزهای دیگر در اجتماع فراوان می شود. الان کسانی هستند چون خودشان به خاطر یک اشتباه دچار ایدز شده اند عقده ای شده اند می گویند چرا من ایدز داشته باشم بقیه نداشته باشند؟ لذا خیلی راحت در طول روز بیست نفر را مبتلا می کند به ایدز تا از عقده ی خودش راحت شود می گوید چرا من تنها بمیرم؟ این فردا بیست نفر دیگر را هم آلوده می کن، پس فردا 20 نفر دیگر... پسرش، دخترش هم همین طور جدا از این مسائل که اصلاً نمی شود از نظر آخرتی حساب کرد که چه قدر تبعات دارد ما اصلاً نمی توانیم جمعش کنیم. برای همین قیامت پنجاه هزار سال است که فقط حسابش بکنند کسی نگوید یعنی چه اصلاً چه نسبتی هست؟ ما شصت سال عمر کرده ایم این جا، قیامتمان 50 هزار سال باشد؟! تازه قیامت یعنی روز محاکمه! عذاب و این ها را کاری نداریم. عذاب ابدی است صدها هزار سال، میلیون ها سال. در روایت داریم قرن ها ده ها میلیون سال ممکن است یک نفر گرفتار شود. توجه فرمودید؟ ما نمی دانیم تنها می خواهیم تبعات این کار را در نظر بگیریم. یک نفر یک دختر خانمی یک ذره اشتباه می کند سر از کجا در می آورد. یک آقا پسری اشتباه می کند سر از کجا در می آورد؟ با ناموس مردم یک اشتباهی می کند سر از کجا درمی آورد؟ خوب حالا من گفتم با تبعات بهداشتی قضیه کاری ندارم، خانواده ها این جوری می پاشند، کسانی که باید ازدواج کنند، نمی کنند نمی توانند به ازدواج برسند و خوب اگر با تقوا باشند باید انواع بیماری ها را تحمل کنند اگر بی تقوا باشند این ها هم می آیند توی چرخه ی فساد وارد می شوند. خوب ببینید خانواده چه طور متلاشی می شود. فقط یک رعایت نکردن حجاب در اجتماع مردی که زن دار است، کامل است، ارضاء است آرام است وقتی عوامل تحریک اطرافش زیاد بود حریص شود. خوب ببینید چه فسادی جامعه را می گیرد؟ خانواده را می گیرد؟ وقتی مرد دسترسی نداشته باشد هیچ وقت نمی آید به خانواده خودش زور بکند یا لااقل فساد و تباه هایی دیگر بکند وقتی به کرّات در اختیارش است خانواده ها به این راحتی از هم می پاشند. خوب بچه ها چه گناهی کرده اند؟ دختر بچه های 4 – 5 ساله پسربچه های 5 – 6 ساله، بزرگ تر، کوچک تر چه گناهی کرده اند که در اجتماع دارند زندگی می کنند که عوامل فساد فراوان است باباهایشان رفته فاسد شده است. مادرشان رفته فاسد شده است الان یک پدیده ای که ما داریم نیروی انتظامی به ما دارد گزارش می دهد می گوید فراوان زن های شوهر دار توی این قضیه زیاد شده اند آن ها هم برای خودشان چنین مسئله ای دارند اختصاص به مردها ندارد. حالا چه گناهی کرده؟ دیروز یک آقایی با من تماس تلفنی داشت گفت خانمم با یک پسری جوان روی هم ریخته اند بعد هم آن ها را گرفته اند من هم می خواهم طلاقش دهم. بچه هایش چه گناهی دارند؟ مثال دارم می گویم. شما نگاه کنید فقط یک نفر رعایت نکند. ما بگوییم همه ی چیزش را قبول داریم فقط همین یک مورد مثلاً حجاب را قبول نداریم، ببینید سر از کجا درمی آورد؟ همه را قبول داریم نماز را قبول نداریم. این جوری نیست که شما بگویی نماز را قبول ندارم به جایی برنخورد قرآن می فرماید نکبتش در دنیا شما را می گیرد تبعاتش هم در آخرت شما را می گیرد. می خواستم معنای این تهدید را بفهمید: فما جزاءُ مَن یَفعَل ذلک مثکم الّا خزیٌ فی الحیوة الدنیا، خزی یعنی خواری و نکبت و بدبختی ما الان در جامعه مان این قدر داریم خواری و بدبختی می کشیم... الان آن طرفی ها که خارج از کشور ما هستند بیچارگی هایشان هزاران برابر ایران است. ایران باز به خاطر برکت فرهنگ تشیع و بحث ولایت و امامت بدون اغراق بگویم کم مشکل ترین کشورهای دنیا است از نظر مسائل انسانی. نمی گویم مشکل نداریم. مشکلمان نسبت به خودمان خیلی بد است. آن قدر بد است که خا زلزله هم برایمان می فرستد ولی خوب نسبت به جاهای دیگر آن جوری نیست آن ها خیلی بدتر از ما هستند. مردمی که به قوانین اجتماعی عمل نکنند مثلاً تن به خلوت طاغوت ندهند، با هم متحد باشیم، به مرجعیت احترام بگذارید. لذا یک نفر در زمان غیبت امام زمان، یا در اجتماع امام زمان باید حرف آخر را بزند یا جانشین امام زمان که مراجع هستند. حالا در عراق می بینید چون مردم رهبریت واحد ندارند چه نکبتی... صدام باید بیاید به آن ها حکومت کند بعد از صدام هم یک چنین چیز بدتری سرشان بیاید – این عراقی ها – شخصیت الانشان را کار ندارم ها – این گروه را دارم می گویم، قدر امام علی را نمی دانند، قدر امام حسین را هم نمی دانند می گذارند امام حسین را در کشورشان آن جور تکه تکه اش بکنند خوب، نفرین حضرت زینب وقتی که می آید تا آینده را هم می گیرد تا الان هم همین طور هستند. یعنی همان رفتارهایی که با امام حسین دارند هنوز دارند نتیجه این می شود که این باید باشد دیگر. در ایران نه. ما گرفتار ستم شاه هستیم اما ولایت را قبول می کنیم، امامت را قبول می کنیم اولی الامر را قبول می کنیم مرجعیت را می پذیریم خداوند نجاتمان می دهد. خیلی ها الان پز این را می دهند که آدم های متدین و پاکی هستند آدم های سالمی هستند ، محجوب و باتقوا هستند نماز شب خوانند، توی خانه هایشان مجالس می گیرند روضه می گیرند اما کاری با سیاست ندارند. این ها زمینه ساز غیبت امام زمان هستند و ظلمی که به امام زمان شده است. من قبلاً عرض کرده ام غیبت امام زمان و کشتاری که از اهل بیت شده است توسط خود شیعه بوده است دیگر! یعنی شیعه زمینه را فراهم کرده است چهار نفر آدم بی قدرت ضعیف آمده اند ائمه را کشته اند. شما نگاه کنید حضرت زهرا را کی تنهایش گذاشت؟ اگر حضرت زهرا به قول حضرت علی 40 تا مرد در خانه حضرت زهرا بود کسی جرأت می کرد بیاید در خانه حضرت زهرا؟! کسی جرأت نمی کرد... آن هایی هم که نیامدند دم خانه حضرت زهرا همه آدم هایی بودند که به حساب خودشان خیلی مقدس هم بودند، قرآن می خواندند، حدیث و همه چیزشان میزان بود! نیامدند بیعت هم کردند صد و بیست هزار نفر تاریخ نوشته بیعت کردند. صد هزار نفر... نه؟ هزار نفر. نه؟ پانصد نفر. بالاخره آمدند با امیرالمؤمنین بعیت کردند؟ کجایند؟ کجایند آن موقع که آمدند دم خانه حضرت ریخته اند، کی دم خانه حضرت زهرا است؟ چهار تا مرد آن جا هست؟ مرد نه ،یک تعداد خانم به اندازه ی شما یک تعداد خانم آن جا باشند دم خانه حضرت زهرا بودند؟! ششیعیان نیستند. نفر بعدی، باز شیعیان دور حضرت مجتبی را خالی می گذارند. نفر بعدی، امام حسین را چه کسی تنها می گذارد؟ چند هزار شیعه با امام حسین از مدینه راه افتاده شیعیان دورش را خلوت می کنند آن فاجعه اتفاق می افتد. یعنی کاری با مصیبت عظیمش نداریم. گرفتار مصیبت اعظم می شویم. حاکمیت از دست امام در می آید. حاکمیت از دست امام در آید تا حالا ما داریم تبعات پس می دهیم. ببنید تا قیامت چه قدر می شود. دور بودن از امام زمان چه قدر برای ما دردسر ساز است. این که متخصص علم الهی بالای سرمان نیست. چه قدر این فساد دارد؟ کی این را ایجاد کرد؟ خود ما. آدم متدینی بودیم نماز شب، روزه ، قرآن ، حدیث، زکات، خمس، حج، اما ولایت را رعایت نکردیم. در مسائل سیاسی کشیدیم کنار. خیلی هم مقدس هم بودیم. خیلی هم آدم خوب و پاکی است این طرف اصلاً در مسائل سیاسی و اجتماعی دخالت نمی کند! خیلی مسلمان خوبی است در این مسائل دخالت نمی کند. خوب دخالت نمی کند چه می شود؟ یک مشت آدم های فاسد در مجلس رأی می آورند این مصیبت هایی که می بینیم در کشورمان دارند سر ما در می آورند. خوب چه اتفاقی افتاد؟ فساد، فقر، تبعیض. این شد دیگر؟! مجلسی ای که باید بیاید توی مجلس برای مردم زور بزند می آید اولین روز مجلس می گوید خوب، بیاییم به هر کدام مان چه قدر پول برسد؟ افزایض حقوق نماینده ها، افزایش ماشین هایشان، خانه هایشان و حقوق مادام العمر! بیایید تصویب کنیم حقوق مادام العمر داشته باشیم. یعنی چهار سال من نماینده بودم تا آخر عمر از بیت المال بخورم. از جیب مردم! خوب یک نماینده ی دزدِ این جوری شما نگاه کنید آن وقت می تواند بیاید...؟! بقیه مردم چه می خواهند بشوند؟ مگر امام نفرمود مجلس عصاره ی فضایلِ مردم است؟ خوب این می شود دیگر. می خواهید دزد و تبعیض جای دیگر نشود؟ خوب می شود دیگر! کی این کار را کرد؟ خود مردم. کی به این ها رأی داد؟ خود مردم. چرا به این ها رأی دادند؟ اشتباه کردند نمی شنانختند یا لجبازی کردند خوب بیا حالا چوبش را هم بخور. باید دقت بکنیم خداوند هرگز کوتاهی را... شما خیلی آدم مقدس و خوبی باشی. نمازت به راه، اول وقت، جماعتت، کربلایت، حج و مشهدت ، نماز شبت، روضه ات... خیلی آدم محجوب، با حجاب، در همه چیز کارهایت خوب باشد ولی کافی است در مسائل اجتماعی کوتاهی کنی. آن جایی که باید پشت جامعه اسلامی را خالی نکنی، خالی بکنی آن جا که باید پشت رهبرت را خالی نکنی خالی بکنی. خوب کی می آید جلو؟ آمریکایی که دندان تیز کرده می آید جلو. چه اتفاقی می افتد همان اتفاقی که در این سال ها و قرن ها افتاده است به قول مقام معظم رهبری یک کشوری که سه هزار و صد سال حداقل – من این چشمه علی خودمان را تاریخش را می خواندم هفت هزار ساله است این تپه های چشمه علی که رفتم دم خانه خومان بوده هفت هزار ساله است. حالا می گوییم همین سه هزار و صد سال خوب... یک کشوری مثل آمریکا که چهارصد سال هم بیشتر سابقه ندارد. بلند شود بیاید برای ما این قدر کُرکُری بخواند. برای همه کشورهای اسلامی با قدمتشان. برای چه؟ برای این که جامعه، مسلمان ها در امور اجتماعی شان ضعیف اند. بینش سیاسی ندارند، آگاه به زمانشان نیستند خوب این مفاسد هم بار می آید دیگر. پس لَهُم خِزیٌ فی الحیوة الدنیا و یوم القیامة یُردّون الی اَشَدِّ العذاب. چون شما با این که فقط در رأی گیری کوتاهی کردید در انتخابات و مسائل اجتماعی کوتاهی کردید در حجاب... حجاب را در اجتماع رعایت نکردید، در اجتماع مسائل دیگر را رعایت نکردید... طرف این جوری می کند: من که مواد مخدّر می آورم به جوان های خودمان بفروشم! قاچاق چی است. می گوید می برم دم مرز به خارجی ها می دهم خوب نتیجه اش چه می شود این کار چه طوری به خود ما برمی گردد؟ این پول حرام چه می شود؟ نطفه ای که می خواهی بسازی... من خمس را به آن اعتقاد ندارم! می گویم پول خمس را بدهم چه کسانی بخورند؟! خوب پول خمس می شود نطفه حرام، بچه ی بد و ناجور، هزار تا گرفتاری، ببین وقتی هر جایش دست بگذاری وقتی فرمول ها را کامل رعایت نکنی... چون وقتی مجموعه داروها را کامل نخوری خوب نمی شود. بابا شما یک سوپ می خواهی درست کنی، یک سوپ که فقط در حدّ دهان است مزه اش از این جا رفت پایین دیگر فرقی نمی کند شما چه می خوری برای همین چند سانت چه قدر ما قِر و فِر می ریزیم؟! همین چند سانت که از این جا می خواهیم بگذاریم تا برود توی گلو مزه داشته باشد! همین. یک ماده اش کم است طرف اعصابش می ریزد به هم: اِ سبزی اش کم بود! نخودش کم بود آبلیمویش یک ذره کم است! یک سوپ این جوری... حالا مقرراتی که قرار است انسان ها را شبیه خدا بکند، به خوشبختی ابدی برساند مجموعه مقررات دینی، چهارتایش را شما بگو رعایت نمی کنم اینش هیچی، اینش هیچی... خوب چه می ماند؟! این است که نکبت ما را می گیرد. نگوییم جمهوری اسلامی چرا این طوری شده است. خوب جمهوری اسلامی دستورات و مقررات را آورده است، چه کسی رعایتش می کند؟ مشکل ما از مسلمانی ماست یک خانم مسیحی بود با من بحث می کرد می گفت این حرف ها که شما می زنید خیلی قشنگ است ولی آن چه ما در اجتماع شما می بینیم این نیست. دخترهایتان را ما داریم می بینیم در مجالس ما بدتر از ما مسیحی ها مشروب می خورند کثافت کاری می کنند! پسرهایتان را می بینیم... این جوری. مسلمانی ما ایراد دارد. اسلام ایراد ندارد. سعی کن حداقل خودت چیزی را زمین نگذاری چون خودت زمین بگذاری این خزی و نکبت حداقل دامن خودت را می گیرد. از این که دامن خودت را می گیرد آخرتت را هم خراب می کند. امکان هم ندارد که ما وقتی دچار نکبت شویم دیگران را آلوده نکنیم. دیگران را هم آلوده می کنیم! توجه فرمودید. آقا می خواهم ازدواج بکنم خوب. سنّم به سن بلوغ رسیده دستم هم به جیبم می رسد، شغل خوبی هم دارم. خوب حالا می توانم بروم ازدواج بکنم؟ نه! ازدواج می خواهی بکنی یعنی می خواهی با یک انسان دیگر دو تا نفس را یکی کنی. بعد از این دو تا نفس، انسان هایی که به دنیا بیایند که هر کدامشان یک بی نهایت اند گفتیم در آیات قبل خواندیم هر انسان معادل یک بی نهایت است، یک نسل است، یک بچه داریم می بینیش ولی این یک نسل است. وقتی خودت را نمی سازی سر از کجا درمی آوری؟ وقتی خودت را آماده نمی کنی برای زن داری، برای شوهر داری، برای بچه داری به عنوان یک مادر، می آیی بچه هایی را تربیت می کنی که سر از جهنم درمی آورد و در اجتماع مفاسدی را بار می آورند که خودت هم دیگر نمی توانی حسابش را بکنی. عُرضه ی زن داری نداری، در اثر اخلاق بدت، در اثر بی عرضه گی ات ، خانواده ات متلاشی می شود وقتی متلاشی شد تمام مجموعه فسادهایی که در این نسل می افتد گردن تو است. خودت را آماده کن.زندگی که مسخره نیست که ما فکر کنیم هر وقت دلمان خواست ازدواج کنیم بعد هر جور که دلمان خواست با زنمان رفتار بکنیم، با شوهرمان، با بچه هایمان رفتار کنیم با دختر و پسرمان رفتار کنیم.. نه این نیست همه چیز قانون مند است. من بابایم این جوری می کرد حالا خودم هم این جوری می کنم، ژنتیکی سیّدیم – حرف های مزخرف – آقا چون من سید هستم یک ذره عصبانیم و جوش ام نمی توانم تحمل کنم زود داغ می کنم خوب بی خود کردی! کجا داریم که سید این جوری است؟ تو اگر سیدی، از نسل پیغمبری؟ که باید مثل آن ها باشی. ما لُرها این جوری هستیم، ما ترک ها عادتمان این جوری است! این حرف ها کدام است. مثل این که بگویی آقا این دکمه را بزنی این ضبط روشن می شود. بگوید ما ترک ها عادت نداریم این دکه را بزنیم، از پشت می زنیم، نمی شود. ما لُرها مثلاً فرض کنید با چنگال غذا می خوریم! آش بخوریم نمی شود باید قاشق باشد. یک قانون است دیگر! نمی شود که بازی درآورد. شما وقتی می خواهی ازدواج کنی یک شرایطی دارد. شما باید به هر حال وظایفت را درست انجام دهی. جوش آوردم، نشد نمی دانم من ژنتیکی این جوری هستم... یک آقایی آمده بود گفتم آخر چرا این طوری می کنی؟ ( بدبخت زنش هم آخر از او طلاق گرفت، به نکبتی هم افتاد) بهانه کرده بود توی جنگ حالا یک موقعی یک جایی پانصد متری اش توپ خورده بود، موجش هم یک ذره به صورتش گرفته بود – مثل این که فوت کنی – حالا هر وقتی حرف می زد می گفت: من موجی ام! نمی شود من دست خودم نیست. من این جوری ام دیگر یک موقع هایی می زنم... من این جوری هستم. گفتم ببین من، دیوانه بودم، اگر تو موجی بودی من توی تیمارستان بودم خدا شاهد است توی تیمارستان بود اوایل جنگ اتفاقاً اوایل ازدواجم هم بود چند ماهی بود عروسی کرده بودیم. دیوانه بودم و نگذاشتم آن موج انفجارها که من را دیوانه کرده بود عصبانی ام بکند. توانستم به آن غلبه بکنم می شود این کار را کرد. یعنی چه آقا هی عوامل غیر اختیاری. جدیداً هم که خیلی بد شده، جدیداً هم مُد شده است دیگر خیلی زیاد که هر غلطی می کند می گوید مرا بسته بودند، برایم جادو کرده بودند. یک کسی برای من دعا نوشته بود! خیلی راحت برای این که نخواهیم مسئولیت خودسازی و مبارزه با نفس و وظایفی که داریم انجام بدهیم، دیگر توی جامعه ما، ما گوشمان پر است یعنی هر روز بازار دعا خوانی و دعا نویسی و کتاب های این جوری زیاد شده که نگو تا می گویی این جوری شده می خواهد سلب مسئولیت کند می گوید آری همسایه مان بد ما را می خواست آمد خانه ما چشمش این جوری بود، زد این جوری شد. یعنی نظام انسانی آن قدر مسخره و ضعیف شده که هر کسی ه ننه قمری می تواند بیاید یک چیزی بنویسید اختیار را کسی سلب بکند بعد مثل آدم آهنی همین جوری برود یک کاری بکند بعد بگوید مرا بسته بودند. این حرف ها کدام است. این حرف ها هیچ کدامش واقعیت ندارد. قرآن قبولکرده ما سحر داریم، بله در اجتماع ما کو کسی که بتواند یک چنین کاری بکند؟ چه کسی می تواند بگوید کسی می تواند چنین کاری بکند؟ توی میلیون نفر که ادعا دارند شاید یک دانه شان راست بگوید. بعد هم مگر دین خدا و قرآن ضعیف تر از سحری است که یک آدم لا اُبالی و بی دین می نشیند علیه یک نفر می نویسد؟ یعنی من با قرآن با یک صلوات، با صدقه با نمازم نمی توانم سحر و جادو را از بین ببرم که احتیاج دارم بلند شوم شرق و غرب و قزوین و دامغان و بندرعباس و کجا را بگردم یک کسی بیاید یک چیزی برایم بنویسد که این سحر باطل شود! یعنی (قل اعوذ برب الناس) خدا کار نمی کند؟!یعنی تسبیحات حضرت زهرا کار نمی کند؟ صدقات کار نمی کند؟ صلوات کار نمی کند؟ نماز کار نمی کند؟ چهار قل ما کار نمی کند؟ آیة الکرسی کار نمی کند من باید بروم یک کسی هی یک چیزهایی را برایم بنویسد نمی دانم سایه نردبان و کله پاچه ی مورچه و چه و چه را قاطی کنید و پیاز را این جوری کنید بعد بروید فلان جا رو به قبله این جوری کنید تا آن سحر باطل شود! نظام خلقت این قدر عبث و شُلکی نیست که هر کسی دلش بخواهد یکی را جادو کند، یکی را ببندد، یکی را باز کند، این حرف ها چیست؟ ما عقل داریم اختیار داریم دین داریم حکمت داریم. این همه قرآن حرف از حکمت، عقلانیت، عقل، عقل، عقل، دارد می زند این را تعطیل بکنیم هی بیفتیم توی این بازی های این جوری! چرا چون تنبل هستیم! همان که هفته ی قبل خدمتتان گفتم. کلید همه بدی ها در دو چیز است: تنبلی و بی حوصلگی! نمی خواهیم آدم شویم نمی خواهیم به خودمان فشار بیاوریم. نمی خواهیم زحمت بکشیم. لذا این مصیبت ها سرمان هست. خودمان زمینه ی این جور مسائل را فراهم می کنیم. خوشمان می آید. بنابراین این نکته مدّ نظرتان باشد ما باید احترام بگذاریم به تخصص خدا. خدا می گوید من خلقتان کردم من نمی فهمم شماها می فهمید؟! من قانون گذاشته ام شما به قانون من ایراد می گیرید؟! و مَن اَحسَنُ مِن اللهِ حُکما؟ از خدا چه کسی برای حکم و آیین بهتر؟! آیینِ منِ خدایی که همه این نظام را خلق کرده ام میلیاردها، میلیارد میلیاردها موجود را خلق کرده ام و دارم اداره شان می کنم قبول ندارید؟ منِ خدا را متخصص نمی دانید آن وقت به بافته های خیالات خودتان اعتنا می کنید؟! گفته های این و آن را قبول دارید؟! معصوم را قبول ندارید غیر معصوم را می پذیرید؟ خوب حالا نتیجه اش چه می شود؟ فما جزاءُ من یفعَل ذلک منکم الّا خزیٌ فی الحیوة الدنیا و یوم القیامة یُرَدّون الی اشدّ العذاب و ما الله بغافلٍ عمّا تعملون خدا هم غافل نیست از کارهای شما. دارد می بیند که شما چه کار دارید می کنید. دارد می بیند بنابراین ما اسلام صاف، یک دست داریم. التقاط در اسلام نداریم یکی اش را از آن جا بگیر یک چیزش را از آن جا بگیر اسلام اقتصاد ندارد! تو غلط کردی اسلام اقتصاد ندارد. اسلام هنر ندارد! چرا اسلام هنر هم دارد همه چیز در اسلام هست. اسلام کمبودی ندارد که آمریکا و اروپایی ها باید بیایند بنشینند برای ما ببافند و ما را خوشبخت کنند. آن ها اگر می توانستند خودشان را خوشبخت می کردند. چه داشته اند برای خودشان، خودشان چه نکبتی گرفتار شده اند! یک چهار تا علم و تکنولوژی هم که دارند در جنگ های صلیبی و بعدش از ما دزدیدند کتاب های خطی ما را دزدیدند بردند در اثر بی لیاقتی سلاطین ما و حاکمان ما و هوس بازی های این ها، چیزی ندارند آن ها حالا بخواهند برای ما نقشه بریزند که اسلام را برای شما کامل بکنیم؟! بیایید اقتصاد را از مارکسیسم بگیرید، روانشناسی را از فلان کس بگیرید. نه ما روانشناسی مان هم کامل است همه چیزمان درست است. جامعه شناسی مان هم درست است مدیریتمان هم درست است. احتیاج نداریم کسی بیاید به ما مدیریت درس بدهد. به هیچ کس. اگر بخواهی در دین خدا التقاط بیاوری مطمئن باش هم دنیایت نکبت می گیرد دچار دردسر می شوی اذیت می شوید خودتان اذیت می شوید و هم آخرتتان. خیلی جالب است خداوند تبارک و تعالی وقتی احکام شرعی را می گوید می رسیم به آن، چند آیه بعد: یُریدُ اللهُ بکُم الیُسر و لا یریدُ بکُم العُسر. خدا آسانی شما را می خواهد راحتی شما را می خواهد. سختی شما را نمی خواهد. شما تن بدهید به این قوانین همیشه خوشبخت هستید همیشه خوشبختید. ما زمان جنگ که مردم مقیّدتر بودند. فضای کشور این جوری بود. نه این قدر طلاق داشتیم، نه این قدر فساد داشتیم نه این قدر اعتیاد و رشوه داشتیم، نه این قدر مشروبات و این همه کوفت و زهر مار داشتیم. بعد از جنگ که حال و هوای معنوی از بین رفت مردم کشیده شدند به قرتی بازی و غرب گرایی و تجرد و چنین و چنان سر از این همه بدبختی درآوردیم داریم به آن ها می رسیم! رشدمان از نظر طلاق در دنیا اول بشود میزانمان هم بشود چهارم! خجالت آور نیست؟ این است که رعایت نمی کنیم. بنابراین با قوانین خدا بازی نکنید. به محض این که با آن بازی کنی یعنی بگویی از این خوشم نمی آید، این جا خدا اشتباه کرده، من جای خدا بودم این جوری می کردم بی ادبیِ بزرگی است، نکبتش هم خودت را در دنیا می گیرد – مطمئن باش – هم در اثر این نکبتی که دچار می شوی فسادهای آخرتی زیادی... ما هر وقت می خواهیم ببینیم آدم های خوبی هستیم یا نه می گوییم خوب زنا که نکرده ام با ناموس مردم هم که کاری نداشته ام، هیزی هم که نکردم، دزدی هم که نکردم، قمار بازی هم که نکردم حجابم را هم که رعایت کردم، نمازم را هم که خوانده ام پس خوب است! فکر می کنیم همه اش همین است. گاهی وقت ها توی اجتماع توی این انتخابات توی یک جایی، یک جمعی، توی خانواده، یک فکری می کنیم، یک تصمیمی می گیریم که هزار تا فساد و فحشا و منکرات پیش آن هیچ اند! خیلی باید مواظب باشیم که بشناسیم. اول شناخت، شناخت، شناخت، شناختت! خیلی باید مواظب باشیم که بشناسیم. یادتان نرود دین را بشناسید قوانین دینی را بشناسید بعد هم به آن عمل کنید.

پاسخ به سؤال: حدیث داریم کسی که در کارهای دنیایی اش کِسل است، در کارهای آخرتی اش کِسل تر است، در درس خواندن تنبلی می کند در وظایف زناشویی تنبلی می کند، زورش می آید ورزش کند، تبعاتِ آخرتیِ چنین آدمی حتماً بیشتر است. کسی که نیم ساعت ورزش را نمی تواند به خودش هموار کند این سنگ های آخرتی را نمی تواند خوب رد کند. هر چه کار دنیایی به شما مربوط است و زندگی اجتماعی شما اقتضا می کند یاد بگیرید.

سؤال: چرا ما نماز را به فارسی نمی خوانیم!

پاسخ: یک بحثی داریم «منشاء زبان ها» کیست؟ بشر زبان های مختلف را ایجاد کرده، یعنی افراد نابغه ای نشسته اند مثلاً یک عده ای عربی نوشته اند، یک عده عِبری، یک عده، زبان فارسی، ؟... به نصّ قرآن منشاء زبان ها خداوند تبارک و تعالی است می گوید ما زبان های شما را مختلف قرار دادیم بنابراین همه زبان ها مثل خلقت ما کار خداست. مثل نژاد اما خداوند با توجه به هدف خلقت انسان کامل ترین زبانی را که خودش ایجاد کرده است زبان عربی است می گوید ما قرآن را به زبان عربی فرستادیم لعلکم تعقلون تا شما قوه ادراکتان بالاتر برود. زبان قرآن زبان عربی است زبان کاملی است انگلیسی هم زبان خدا است، آن را کافر در نیاورده است که بگوییم زبانِ نجسی است، نه زبانی است که خداوند و فرشته ها تعلیم داده اند زبان های دیگر هم همین طور. در روایت داریم که تقریباً شیعه و سنی این را روایت کرده اند چون وعلَّم ادَمَ الاَسماء کُلَّها خدا همه چیز را به آدم یاد داده است این حضرت آدم قوانین زبان های مختلف را نوشت و این ها را در جاهای مختلف دفن کرد وبه هر قومی زبانی رسید. خود این خدا که منشاء زبان است عربی را برای رشد ما انتخاب کرده است. قرآن را عربی فرستاده خوب ما برای رشدمان به این نیاز داریم ما باید برویم این را یاد بگیریم. ما ایرانی هستیم خدایا، ما فارسی حرف می زنیم! نمی شود واجب کرده است. روایت های دیگر هم داریم که همه مسلمان ها باید به یک زبان عبادت های واجب نه مستحبات را. برای همین من در برنامه های هر کدام از خانم ها و آقایان که برایشان نوشته ام دعا و زیارت روز یا زیارت آل یاسین یا جامعه کبیره یا مناجات خمس عشر هر کدام را که متناسب با شرایط شخصیتی خودشان نوشته ام توی پرانتز نوشته ام فارسی یعنی اگر عربی بلد نیستی باید دعا را حتماً فارسی بخوانی که بفهمی چه می خوانی. نماز را تو موظفی بفهمی. این را یادتان باشد شرعاً عقلاً بر تو واجب است که بفهمی بسم الله الرحمن الرحیم یعنی چه. و بقیه آن. باید وقت بگذاری. چه طور برای کامپیوتر و زبان و کوبلن و خیاطی و ... این چیزها وقت داریم برویم یاد بگیریم، یک موبایل می خرد هیچ نیازی هم به آن ندارد بعد چند ساعت می رود فقط آموزش می بیند یک کتاب صد صفحه ای می خواند که این دکمه ها را چه طوری بزند. واقعاً صد ساعت وقت گذاشته ایم نماز را بفهمیم؟ قرآن را بفهمیم؟ قرآن هفتصد و پنجاه لغت بیشتر ندارد، این ها را تا به حال یاد گرفته اید؟! کل این قرآن زیر هشتصد تا لغت دارد خوب چه قدر وقت گذاشته ایم؟ فردای قیامت می توانیم ما جواب بدهیم؟ اصلاً نمی توانیم. برای لیسانس و فوق لیسانس و دکترایت وقت داشتی برای این وقت نداشتی! برای همه چیز، همه کارهای دیگرت وقت داشتی ولی برای خدا و فهم کلام خدا وقتی نداشتی نمی شود. قرآن لعنتت می کند اگر در فهمش کوتاهی بکنی. چون قرآن می گوید اگر کسی در من تدبّر نکند به قلبش مهر می خورد اَم عَلی قُلوبٍ اَقفالُها. ما موظفیم روح تدبّر در قرآن را ایجاد کنیم. برای همین ما این کلاس را گذاشته ایم که با هم قرآن بخوانیم و تدبر کنیم در آیات الهی. حالا من فارسی دارم برای شما توضیح می دهم ما باید برویم این را یاد بگیریم. ما باید نماز را خوب یاد بگیریم. نگوییم چرا زبان عرب ها؟! عرب ها نیست که عرب ها که هستند؟! زبان خدا است. خدا کامل ترین زبان را قرار داده است ما باید این را یاد بگیریم این را فراموش نکنید. از ما پنج سال شش سال بگذرد خدای نکرده معنی نماز را بلد نباشیم حضرت می فرماید از شما بعضی ها پنجاه سال نماز می خوانند خدا یک رکعتش را نمی پذیرد. برای این که می خواهید زورگویی کنید به خدا. می خواهید به خدا حرف بزنید مثل این که من به شما بگویم من چینی حرف می زنم شما باید بفهمید! نمی شود داری به خدا زور می گویی. یاد بگیر برو نماز خواندنت را یاد بگیر بعد هم بفهم معنی اش چیست. طرف این همه سال نماز خوانده است باز هم آدم بدی است! آخر نماز نخوانده. اگر نماز بخواند هیچ کس بد نیست. اِنّ الصلوة تنهی عن الفَحشاء و المُنکر. پنج دقیقه که نماز می خوانیم بفهمیم پیش کی هستیم در مقابل چه کسی هستیم چه حرف های عاشقانه ای بین ما رد و بدل می شود؟ شما نمی دانید سبحان ربّی الاَعلی و بِحمده چه قدر در آن نماز و نیایش هست؟ چه قدر عاشقانه است؟ کی می داند اِلهی چه قدر زیباست؟ ربّی بسم الله الرحمن الرحیم چه قدر قشنگ است الحمد الله رب العالمین چه قدر مست کننده است؟ ما چون ذائقه هایمان خراب است 40 سال این را گفته ایم یک بار هم شیرینی اش را حس نکرده ایم بعد وقتی رفتیم توی قیامت می فهمیم چه قدر اشتباه کرده ایم. چون آن جا ادراک باز می شود. آن جا می فهمی یک بار الحمدلله گفتن یعنی چه. این همه بزرگانی که از دنیا رفته اند بعد می خواستند برگردند به آن ها می گفتند دوست دارید برای چه برگردید؟ مریم مقدس سلام الله تعالی علیها می گوید دوست دارم برگردم روزه بگیرم یک بزرگی می گوید من دوست دارم برگردم صلوات بفرستم یکی می گوید دوست دارم برگردم ذکر بگویم، یکی می گوید بروم زیارت امام رضا(ع). ما چرا باید الان این قدر کورکورانه رفتار کنیم؟ ما داریم در حق خودمان جنایت می کنیم با این نماز خواندنمان. یک بار بیاییم سرمایه گذاری کنیم حرم پر از کلاس مفاهیم است، سراسر کشور، پر از کلاس مفاهیم قرآن است چرا ما نمی رویم یاد بگیریم ادبیات عرب را الان کتاب هایی آمده که در حد خیلی آسان ما یاد بگیریم بفهمیم قرآن و روایات و ادعیه چه می گویند، نمی رویم سرمایه گذاری کنیم. تنبلی می کنیم این تنبلی هاست که کار دستمان می دهد.

سؤال در مورد وسواس: وسواس بیماری بسیار آخرت سوزی است هم آخنرت را می سوزاند هم دنیا را. جلساتش را هم ما در فرهنگسرا برگزار کردیم. اگر کسی در خودش یک ذره هم وسواس دارد اقدام کند برای درمان آن یعنی بیاید برایش برنامه بنویسیم که خودش را درمان کند چون خیلی تبعات وحشتناکی هم در دنیا دارد و هم در آخرت. جنون است یک دیوانگی وحشتناک است. خدای نکرده در خودتان نگه ندارید. بعضی ها جنایت می کنند واقعاً. مثلاً مادر خودش دارد، تنبلی می کند نمی رود اصلاح کند حالا دختر سه ساله اش از او گرفته. حالا این را چه طوری می خواهی فردای قیامت جواب بدهی؟! مرد وسواس نشان داده پسرش از او گرفته وسواسی شده است حالا چه طوری می خواهی این را اصلاح کنی؟ ما الان داریم مادر درمان شده ولی می گوید بچه ام را دیگر نمی توانم درمان کنم چون بچه گرفته. چه طوری از سر بچه ی چهار ساله وسواس را درآوریم؟ جنایت بزرگی است وسواس از هزار و یک جور وسواس و منکرات بدتر است. والله این قرآنی که من تدریس می کنم به شما گفته ام اگر یک خانمی صد تا نامحرم را به خودش بپذیرد در حریم خودش گناهش کمتر از این است که وسواس داشته باشد چون وسواس قبول کردن شیطان نامحرم است در روح خودت! یعنی نه برایت اخلاق می گذارد نه دین می گذارد نه هیچ اعتقادی در نهایت. وسواس در حد شستن و ظرف ها و وضو و این ها یواش یواش به وسواس های اعتقادی کشیده می شود در معرفت نفس این ها را گفته ایم شخص را گاهی وقت ها با کفر از دنیا می برد. نگذارید شیطان در حریمتان نفوذ کند و وسواس را به شما تحمیل کند. به هیچ وجه قبول نکنید مسخره بشوید، خدا هم هرگز نمی بخشد. چون وسواس یعنی به خاطر خدا می خواهم این احکام را رعایت کنم این دروغ بزرگی است ما در فقه شیعه ریاضیات داریم. ریاضیات یعنی این عدد! اگر از این عدد یکی برود آن طرف دیگر فایده ندارد. یک شماره تلفن معمولی شما می خواهید بگیرید اگر یک عدد را اشتباه بگیرید شماره را نمی گیرد آن وقت شما می خواهید قوانین خدا، ریاضی اش را تغییر دهید. دارد می گوید دوبار بشوی، می خواهی سه بار بشوری؟ حرام است والله قسم گناه کبیره است. وسواس هم که پذیرفتن شیطان است در نفس در هزار و یک جور مسائل زندگی است مسئله ایجاد می کند به هیچ وجه سمت وسواس نروید اگر کسی هم دارد مراجعه کند درمان شدنی هم هست دو سه ماه این دستورالعمل ها را که خدمتتان می دهم عمل کنند درمان می شوند. چیز خوبی نیست. انسان خیلی عزیز و محترم تر از این است که اجازه بدهد شیطان او را این طوری مسخره اش بکند و به هر کاری دلش می خواهد وادارش کند او را برقصاند بعد هم به ریشش بخندد.

سؤال: اگر خدا انسان را برای آسانی خلق کرده است نه سختی پس چرا می گوییم دنیا زندان مؤمن است؟

پاسخ: الان 4 سال است کلاس تفسیر برقرار است جای این سؤال دیگر این جا نیست. گفتیم فطرت داریم و طبیعت. اگر دنیا زندان مؤمن است و مؤمن در دنیا اذیت می شود اگر بخواهد کسی مسلمان و حزب الهی باشد باید خودش را برای سختی ها آماده کند این سختی ها فقط در دایره حیوانیت و طبیعت است در دایره ی فطرت و انسانیت خداوند به هیچ وجه سختی برما نگرفته است. دنیا زندان ماست خیلی باید حیوانیتش را کمی محدود کند ولی خودش را نه. تمام احکام پنجگانه اسلام مربوط به حیوانیت ما است با خود ما که کاری ندارد. شما یک دانه حکم بیاورید در قرآن بیاورید شش هزار و خرده ای آیه، بروید توی چند صد هزار حدیث معتبر، یک دانه حکم بیاورید که خداوند به انسان، به فطرت انسان و جنبه ی انسانی انسان گفته باشد نکن،نه! یک جایی خدا محدود کرده باشد ما نداریم چنین حکمی. اگر یک جایی گفته اند نه، اندازه، رقم، عدد، نباید حرام است ، واجب است به حیوانیت ما گفته اند که این تربیت شود و فطرت آزاد بتواند به کار خودش برسد و رشد بکند.

این دهانی بستی دهانی باز شد تا خورنده ی لقمه های راز شد

والحمدلله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.