در توضیح آیه ی 83 سوره ی مبارکه بقره بودیم که بحث این جا رسید که خداوند تبارک و تعالی بعد از این که فرمود: ما از شما میثاق گرفتیم که شما اهل عبادت خداوند احسان به والدین و به دیگران باشید و همچنین از شما پیمان گرفتیم که دست به قتل و آدم کشی و اخراج انسان ها از خانه هایشان و آواره کردن دیگران نباشید شما ثُمَّ اَنتُم هؤلاءِ تقتلون انفسکُم همین شماها به جون هم افتادید و کشتار کردید همدیگر را از خانه هایتان بیرون کردید در گناه کمک همدیکر کردید بعد می فرماید، در این جنگ هایی که شماها می کردید وقتی که اسیری برای شما آورده می شد طبق کتاب تورات فدیه می گرفتید و اسیر را آزاد می کردید وَ هُوَ مُحَرَمٌ عَلیکُم اِخراجُهم در حالی که اساساً اخراج و تبعید و آواره کردن این ها از خانه و کاشانه هایشان برای شما حرام بود.
اَفتُؤمنون بِبعضِ الکتاب وَ تَکفُرُونَ ببَعضٍ فَما جَزآءُ مَن یَفعَلُ ذلِکَ مِنکُم اِلّا خِزیٌ فِی الحیوةِ الدُنیا و یَومَ القیمَةِ یُرَدّوُنَ اِلی اَشَدِّ العذابِ وَ مَا اللهُ بغافِلٍ عَمّا تَعملون بنی اسرائیل در حالی که اخراج انسان ها از خانه و کاشانه شان برایشان حرام بود قتل و آدم کشی برایشان حرام بود هم قتل و آدم کشی انجام می دادند هم انسان های دیگر را از خانه هایشان اخراج می کردند و بیرون می کردند اما وقتی که در این درگیری ها کار به اسارت کشیده می شد افرادی در این درگیری ها اسیر می شدند طبق قانون خدا عمل می کردند؟ یعنی فدیه می گرفتند و اسیر را آزاد می کردند قرآن از این جا بحث خیلی مهمی را شروع می کند که در سیر و سلوک انسان نقش خیلی مهمی دارد در یک سؤال قالب یک سؤال این را از همه ی انسان ها می پرسد و همه ی ما باید به این سؤال جواب بدهیم یعنی در برابر این سؤال قرار داریم و جواب می دهیم مسئله این است که هم سؤال می کند هم تهدیدش را خداوند تبارک و تعالی بیان می کند خداوند یک نوع کفر را مطرح می کند و جزای این کفر هم بیان می کند سؤالی که به ما مربوط است در این جلسه این است که آیا ما هم این کفر را داریم یا نداریم؟ در برابر این کفر اگر در ما وجود دارد چه می کنیم؟
و خدای نکرده باید مواظب باشیم اگر همچنین کفری در ما وجود دارد آن تهدیدی را که خدا کرده دقت کنیم که خدای نکرده دچار آن تهدید نشویم و با اصلاح خودمان از آن تهدید خودمان را برهانیم.
قرآن این جا این طوری سؤال می کند شما آدم کشی و اخراج خوب دقت کنید دو عمل است آدم کشی و اخراج و آواره کردن انسان ها بر شما حرام بوده شما انجام می دهید وقتی که در اثر این آدم کشی و اخراج مسئله شرعی برای شما پیش می آید به نام بحث اسارت می آیند طبق قانون خداوند فدیه می دهید یعنی پول می دهید یا پول می گیرید اسیرانتان را نجات می دهید یا آزاد می کنید اگر شما واقعاً ایمان دارید اهل ایمان به خدا هستید و طبق ایمانتان به تورات عمل می کنید شما همین قرآن را در نظر بگیرید که اگر ایمان دارید واقعاً چه طور رعایت فدیه را برای اسیر می کنید امّا رعایت قتل نکردن و اخراج نکردن را نمی کنید؟ تُضادُوهُم فدیه می دهید وَ هُوَ مُحَرَمٌ علیک اِخراجُهُم از ریشه و اصل اساساً اخراج این ها بر شما حرام بوده چه طور شده؟ بعد می فرماید: می گوید به بعضی کتاب عمل می کنید وبه بعضی دیگر عمل نمی کنید، می فرماید: آیا به بعضی از کتاب ایمان دارید و نسبت به بعضی کفر می ورزید از این جا بحث کفر و ایمان مطرح می شود که این که ایمان مساوی است با عمل به جای انجام دادن یا انجام ندادن خداوند چه آورده؟ به جای انجام دادن ایمان آورده و به جای انجام ندادن کفر را آورده است از این جا یک تقسیم بندی در اسلام وجود دارد اهل بیت (ع) هم فرمودند درباره ی حقیقت کفر و ایمان یک بحث از این جهت مهم است که ما بدانیم کجا هستیم؟ علی (ع) فرمودند: خدا رحمت کند کسی را که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا می رود حالا این که ما بفهمیم در دنیا هستیم و به سمت ابدیت و آخرت می رویم این خوب است اگر بفهمیم اما این نکته خیلی مهم است که بدانیم در حرکت به سوی ابدیت و آخرت آیا ما واقعاً در جایگاه کفر قرار داریم یا در جایگاه ایمان قرار داریم این خیلی اهمیت دارد من برای این که این بحث خوب جا بیفتد و بتوانیم به عنوان یک فرمول برای همیشه زندگی مان از آن استفاده کنیم یک تقسیم بندی برایتان می کنیم و یک تعریف داریم تعریف ها را خوب دقت کنید از خود معصومین این تعریف ها را برایتان خواهیم کرد ما یک اسلام داریم یک ایمان داریم بعضی ها مسلمان هستند بعضی ها مؤمن هستند این را خوب توجه بفرمایید قرآن از این جا تفکیک قائل می شود. می فرمایند که : قالتِ الاعرابُ ءَامنا قُل لَّم تُؤمِنُوا وَ لکِن قُولُوا اَسلَمنا وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانُ فی قلوبِکُم و اِن تُطیعُواللهَ وَ رَسُولَهُ لا یَلتِکُم مِّن اَعمالِکُم شَیئاً اِنَّ اللهَ غَفورٌ رَّحیم. اعراب گفتند که ما ایمان آوردیم بهع آن ها بگو که شما ایمان نیاوردید بلکه چه شدید؟ بگویید مسلمان شدیم قُولُوا اَسلَمنا بگویید مسلمان شدیم یعنی این دین را پذیرفتیم قولوا اَسلَمنا اسلام را قبول کردیم وَ لَمّا یَدخُلِ الایمانِ فی قُلوبِکُم هنوز ایمان در قلب شما وارد نشده بنابراین قرآن از این جا تفکیک می کند وقتی می گوییم قرآن یعنی خداوند رب العالمین است از هرم خلقت دارد همه را نگاه می کند و تقسیم بندی علمی و تخصصی می کند بنابراین انسان ها را می فرماید در بین شماها تعدادی از شما ها مسلمان هستید یعنی اسلام را به عنوان دین خودتان پذیرفتید خاصیت اسلام چیست؟ اگر انسان مسلمان شد خاصیتش چیست؟ خاصیتش این است که می تواند از گوشت مسلمان ها بخورد با دختر مسلمان ها ازدواج کند با پسر مسلمان ها ازدواج کند خونش محترم شمرده می شود این چیزها یعنی قواعد اسلامی در قبرستان مسلمان ها دفنش کنند این نوع قوانین. اما ایمان این نیست. فقط شما بگو ایمان هنوز در دل شما وارد نشده حالا برای این که این فرق را خوب بفهمیم تا به این آیه برسیم من بیشتر دنبال این هستم که یک دستورالعمل خوب و کاربردی انشاءالله برای خودمان از این مباحث درآوریم. امام باقر (ع) می فرمایند: « الایمانُ اقرارٌ و عَمَلٌ وَ لااِسلامُ اقرارٌ بِلا عَمَل » حضرت می فرمایند: ایمان عبارت است از اول این که ما به حقانیت دین اسلام دینی که نبی اکرم صلی الله و علیه و آله و سلم اقرار کنیم که این دین خداست بعد هم طبق این اقرارمان عمل بکنیم این می شود ایمان بعد می فرماید اسلام چیست؟ اسلام قبول اقرار است قبول دین است امّا عمل در آن نیست خیلی از افراد هستند مسلمانند اما قوانین دینی را قبول ندارند تن به قوانین دینی نمی دهند می فرمایند این ها مؤمن نیستند از این جا ما یک معنای خاصی از ایمان در برابرمان می آید یعنی در ذهنمان می آید و آن این است که ایمان را حضرت در آیه در مقابل عمل قرار می دهد یعنی ایمان مساوی با عمل و کفر مساوی با ترک عمل ما یک ایمان داریم که آن ایمان عقیدتی است ایمان نظری ایمان فکری آن است که آیا این مجموعه ای که خداوند تبارک و تعالی آورده می پذیرید خدا را قبول دارید انبیاء را قبول دارید ملائکه را قبول دارید. امام صادق (ع) کار زیبایی کردند آمدند کفر را تقسیم کردند و در مقابل هر کفر یک ایمان قرار دادند فرمودند: 5 جور کفر داریم که در مقابلش 5 جور ایمان داریم. یک وقت شخص اصلاً ایمان ندارد منظورش این است که نه اعتقادی به خدا نه پیغمبر و آخرت و معاد ندارد این ایمان، ایمان نظری و فکری است بحث عقیده است طرف عقیده ای به این چیزها ندارد می گوییم ایمان ندارد.ولی یک جا می گوییم ایمان ندارد یعنی عمل نمی کند دین را قبول کرده پیغمبر را قبول دارد اسلام را قبول دارد آخرت را قبول دارد ائمه را قبول دارد اما اهل عمل کردن به دستورات نیست این چند تا شد؟ 2 تا یا 3 تای دیگر فعلاً کاری نداریم آن بحث دیگری است الان موضوع بحث ما نیست پس خوب دقت کنید وقتی راجع به ایمان صحبت می کنیم یک موقع می گوییم شخص کافر است به این معنا که خدا را قبول ندارد دین را قبول ندارد پیغمبر و معاد را قبول ندارد این کافر است وقتی می گوییم مؤمن است یعنی این چیزها را قبول دارد می پذیرد می پذیرد یک موقع هست می وییم نه شخص ایمان ندارد مثل همین آیه اَفتؤمنون ببعض الکتاب و تکفُرون ببعض. شما قسمتی از کتاب را ایمان می آورید و به آن عمل می کنید و قسمتی را ایمان نمی آورید یعنی عمل نمی کنید این جا ایمان در برابر چی قرار دارد؟ یعنی ایمان به معنای عمل در مقابل عمل به معنای کفر در مقابل ترک عمل قرار دارد لذا این جا که تعریف می کند حضرت می فرماید: ایمان پذیرش است و عمل اسلام چی؟ اسلام پذیرش است اما عمل در آن نیست بعضی ها مسلمان هستند امّا مؤمن نیستند امام صادق (ع) از ایشان سؤال کردند قَد سَئَلَهُ ابو بصیر عَنَ الایمان حضرت فرمودند: الایمانُ بِاللهِ اَن لا یُعصی قُلتُ فَمَن الاِسلام فَقالَ عَن نَسَک نُسکَنا ذَبَحَ ذَبیحَتَنا. خیلی زیباست ریزتر – حساس تر – لطیف تر و ظریف تر می کند گفتند آقا ایمان چیست؟ فرمود: ایمان این است که انسان نافرمانی خدا را نکند یعنی اگر دستوری به او دادند خلاف آن دستور عمل نکند این می شود ایمان. در هیچ زمینه ای یعنی هر چه به او گفتند عمل بکند به آن و نافرمانی نکند فرمود: پس اسلام چیست؟ فرمودند: اسلام یعنی مثل بقیه مردم نمازی بخوانند – روزه ای بگیرند مَن نَسَکَ کسی که عبادت کند مَن نسَکَ نُمسکَنا مثل ما عبادت کند مثل ما نمازی روزه ای مثل قالب مسلمان ها. ماه رمضانی دارند روزه ای هم می گیرند حالا بعضی ها که اصلاً نماز هم نمی خوانند فقط روزه را می گیرند گفته بود درد و بلای روزه بخورد تو سر این نماز این روزه یک ماه است تا یازده ماه دیگر نمی آید اما نماز هر روز است حالا بعضی ها این جوری هستند خلاصه با نماز نمی توانند کنار بیایند اصلاً قبول ندارند نمی توانند کنار بیایند ولی ماه رمضان سرخودشان را کلاه می گذارند می گویند اگر ماه رمضان روزه نگیریم کافر می شویم و اگر یک ماه رمضانی برای این به خودشان علت روانی آن را هم توضیح دادم می خواهد یک آرامش به عنوان مسلمان و مؤمن بودن داشته باشد تا بتوانند یازده ماه را راحت گناه بکند پشتوانه گناه. گاهی وقت ها عبادت های انسان – نماز شب انسان – عفت و حیاء انسان پشتوانه گناه می شود برای انسان ما افراد زیادی داشتیم که آمدند برای ائمه گردن کشی کردند برای ائمه خیلی خودشان را نشان دادند خیلی تقوی و مسائل معنوی شان را به رخ ائمه کشیدند حضرت فرمودند: شماها همین تقوی و نماز شب هایتان را این که اهل حیاء هستید شکم هایتان را نگه داشتید اهل مثلاً، فرج و شرمگاهتان را نگاه داشتید خیلی غرور کرده به شما غرور پیدا کردید که نه من با ناموس مردم کار داشتم شاید یک لقمه حرام خوردم بعضی ها این جوری می شوند بعضی ها یک مقدار که رعایت می کنند خیلی پررو می شوند و این را مقدمه قرار می دهند برای معصیت های عقیدتی خیلی بزرگ توجه فرمودید: یعنی بیست سال نماز سی سال نماز- روزه - نماز شب – ذکر – دعا – تقوی . چشمش را خیلی می پوشاند حیاء را رعایت می کند ولی یک دفعه یک موجود بسیار بسیار خطرناکی می شود که جلوی خدا هم گردن کشی می کند. مثل: شیطان. شیطان6000 سال عبادت را پشتوانه قرار داد تا وقتی خدا گفت سجده کن بگوید سجده نمی کنم بعد که می خواهد سجده نکند به خدا می گوید: حاضرم باز هم ادامه بدهم فقط به من نگو سجده کنم به آدم این جا را خوب دقت کنید چون بعداً می خواهیم این نکته مشخص شود که روحیه ما از کجا کدام منشاء ریشه می گیرد می گوید تو فقط به من نگو سجده کنم اگر من را معاف کنی من طوری تو را عبادت می کنم کیفیتی تو را عبادت می کنم که هیچ کس تو را عبادت نکرده خداوند می فرماید: نه من از تو ایمان می خواهم یعنی همین کاری که از تو می خواهم تو باید انجام دهی هیچ چیز از تو نمی خواهم همین سجده را تو باید بکنی می گوید: نه، خدایا این کار را از من نخواه من سجده بکن نیستم اما اگر بخواهی حاضرم عبادتی بکنم که هیچ یک از بندگانت تا به حال تو را عبادت نکرده باشند خوب دقت کنید این قضیه روانی را. یعنی گاهی وقت ها متدین بودن سابقه مذهبی داشتن، انقلابی بودن، روحانی بودن، آیت الله بودن، مرجع تقلید بودن، سیّد بودن این ها زمینه می شود پشتوانه می شود برای این که انسان یک جاهایی جلوی خدا بایستد جلوی معصوم بایستد حالا در مورد مظلومیت امام زمان داریم که می فرماید: پیغمبر. امام صادق (ع) می فرمایند: امام زمان از رسول الله هم مظلوم تر هستند چرا؟ می فرماید: رسول الله در قوم خودش شخصیت برجسته و عالمی بود که در بین جاهل ها مبعوث شد لَعِثَ فِی الأمیین مبعوث شد این ها می دیدند که پیغمبر خودش جواب سؤال ها را می دهد هیچ چیز بلد نبودند پیامبر در هیچ چیز نمی ماند زود تسلیم شدند زود کوتاه آمدند امام زمان (عج) وقتی ظهور می کند خیلی از کسانی که اهل قرآن و تفسیر – مطالعات دینی – هستند در مقابلش ایستادگی می کنند می گویند: آقا کجای کار شما به دین می خورد این جا با قرآن نمی خواند این جا با فرمایش پیغمبر نمی خواند این جا قرآن قبول ندارد کار شما را. اصلاً از کجا معلوم شما امام زمان باشی شما خیلی آدم می کُشید خیلی بی رحم هستید خیلی چنین و چنان هستید می فرمایند: مصیبت امام زمان این است که اصحاب و دوروبری ها حالا اصحاب نه دوروبری ها اشتباه است ایراد می گیرند گیر می دهند به امام زمان می گویند کار شما طبق این آیه اشتباه است یعنی گاهی وقت ها عالم دینی شدن عبادت کردن – اهل معنویت بودن زمینه می شود تا این که مثلاً: بیست سال شیطان آدم را وادار به نماز شب- ذکر – دعا- این ها بکند تا سال بیست و یک بتواند سوار طرف شود توجه کردید خودش برای نماز شب بلندت می کند خودش اشک و حال به تو می دهد خودش تو خواب به تو حال می دهد خیلی صفا می کنی همه جور همین که در بحث دشمن شناسی توضیح دادم اصل صُوَر مقدس حمله از راست بود در حمله راست شیطان فقط با مقدسات شخص را ارضاء می کند یعنی شخص غالباً با صور مقدس سروکار دارد اما نمی داند بنده شیطان است این بحث مفصّلی دارد باید این را یک موقع مبسوط باز کنیم البته در معرفت نفس ده تا پانزده جلسه بحث شیطان و صور مقدس را عرض کردیم برای عزیزان اما جدا از آن ما مباحث مهم تری در این زمینه داریم که حالا به وقت خودش در ولایت هم مقداری توضیح دادم در زیارت عاشورا هم همین طور بعد از این در کلاس بعدی توضیح می دهم در مورد این مسئله به هر حال عبادت ها – خوب بودن ها گاهی وقت ها برای انسان آفت می شود یعنی انسان ده – پنج – پانزده تا بیست تا صفت خوب می شود همین ها را مبنا قرار می دهد برای معصیت خداوند تبارک و تعالی تکیه قرار می دهد خوب بودنش را برای ایستادگی در مقابل ائمه ایستادن در مقابل امام زمان ایستادن در مقابل خدا. پس ایمان تعریفش این شد: اقرار – قبول می کند عمل می کند کوتاه هم نمی آید اما اسلام چیست؟ اسلام عبارت است از: امام صادق (ع) فرمود: ایمان یعنی این که خدا را معصیت نکنید سؤال کردند آقا پس اسلام چیست؟ فرمود: اسلام همین است که عبادت هایی که ما انجام می دهیم انجام می دهند بعد حضرت می فرمایند: چون عادت کردن به نماز اگر نماز نخوانند می ترسند عده زیادی عادت به نماز خواندن دارند قبول هم خیلی ندارند خیلی اهل تقوی نیستند معصیت خدا هم راحت می کنند نماز هم می خوانند چهار جلسه جمکران هم رفتند تا وجداناً راحت باشند اگر از جمکران برگشت خواست سی دی مبتذل نگاه بکند بگوید ما دو ساعتی برای امام زمان (ع) گریه کردیم آن به این در خیلی ها این جوری هستند عبادتی انجام می دهند بعد این را پشتوانه قرار می دهند تا بتوانند راحت تر گناه کنند زمان شاه مثلاً کسانی بودند که اهل کاباره بودند – کثافت کاری ها و این ها ولی خوب نمازشان را می خواندند – روزه شان را می گرفتند محرمی هم مشکی می پوشیدند. الان هم خیلی ها هستند که از محرم استفاده می کنند برای این که بتوانند در غیر محرم گناه خوب بکنند معصیت خوب بکنند حضرت می فرمایند اسلام یعنی این که به همین عبادت هایی که ما می کنیم این ها هم با قرآن در مهدیه شان می نویسند یک جلد کلام الله مجید مسافرت می خواهند بروند قرآن را می بوسند عروس می خواهند بیاورند در اوج فساد و فحشاء و گناه عروسی می گیرند در بی حجابی و ... کثافت کاری مثلاً منزل جدید می خواهند بروند قرآن را جلوتر می برند می گذارند در خانه حالا همین مقدار چیزهای ظاهری امام خبری از ایمان نیست معصیت خدا را به راحتی انجام می دهند دقت کنید ایمان عبارت شد از گناه نکردن یک اصطلاح بگویم تا خیال شما راحت شود به این نوع ایمان در مقابل آن ایمانی که توضیح دادم یعنی قبول خدا قبول پیغمبر قبول آخرت قبول دین به این ایمان چه می گویند؟ به آن ایمان نظری و به این ایمان عملی می گویند. پس فعلاً بحث ما در آیه 83 بحث ایمان عملی است از امیرالمؤمنین (ع): اصلٌ الایمانِ حُسنُ تَسلیم لِامِرِ الله. اصل ایمان عبارت است از: خوب تسلیم شدن به امر الهی. یعنی مقاومت نداشتن اِن قُلت نکردن به محض این که مقاومت ایجاد شود یعنی کفر ایجاد شده این را خوب دقت کنید به تعداد مقاومت هایمان کافر هستیم و کفر داریم اصلٌ الایمان یعنی اصل و ریشه ایمان چیست؟ خوب تسلیم شدن به فرمان الهی به امر الهی این می شود ایمان. پس برای این که بفهمیم کسی ایمانش خوب است یا نه باید ببینیم چه قدر تسلیم فرامین خداست چه قدر تسلیم فرامین خداوند تبارک و تعالی است روایت بعدی در مورد ایمان این است که نبی اکرم صلی الله علیه و آله و سلَّم می فرمایندن: لیسَ الایمانُ یَبحَلَی وَ لا بِتَمَنی. ایمان به ادعا و آرزو نیست خیلی ها ادعای ایمان دارند خیلیها دوست دارند مؤمن باشند خیلی ها مؤمنین را دوست دارند خیلی ها از خدا می خواهند مؤمن باشند این جوری ایمان به دست نمی آید ایمان با خواستن – تمنا – آرزو – آمال نیست این جوری کسی مؤمن نمی شود پس ایمان چیست؟ وَ لکِن الایمانُ ما خَلَصَ بِالقَلب وَ صَدَّقَهُ الاعمال. ایمان آن چیزی است که در دل خالص باشد بعداً توضیح می دهم خالص بودن یعنی چه و اعمال آن ایمان را تصدیق کند ولو آن چیز را ما تأیید کنیم دفاع هم از آن بکنیم اما در عمل خودمان چنین چیزی خداوند نداشته باشد این جا ما کفر داریم ( من می خواهم بحث چهارچوب ها مشخص شود بعد انشاءالله وارد بحث می شویم ) تعریف بعدی از نبی اکرم صلی الله علیه و آله وسلم است ایمان چیست؟ الایمانُ مَعرِفَةُ بِالقَلب ایمان عبارت است از: شناخت با دل و قولٌ بِالِسان و با زبان اقرار بکنیم و عَمَلٌ بِالاَرکان این که در ارکان در اعمال شما ظاهر شود این اعتقاد بعضی ها هستند حاضر نیستند وقتی به آن ها می گوییم آیا فلان چیز در اسلام هست یا نه؟ بگویند هست حاضر نیستند قبول کنند یا بپذیرند آقا آیا این حکم خدا است یا نه؟ قبول نمی کنند یعنی حاضر نیست حتی به زبان بیاورد می ترسد به زبان بیاورد که این حکم خداست که حالا من مثال ها را تک تک برایتان خواهم زد چرا می گویند ایمان باید به قلب باشد؟ ما گاهی وقت ها از نظر فکری گرایش داریم اما از نظر قلب دل باور ندارد یک خانمی چند جلسه پیش خانم کاشانی گفت مثلاً: من فلان چیز اسلام را قبول ندارم فلان حکم قرآن را قبول ندارم فلان چیز خدا در اسلام شما ظالمانه است ببینید اول بحث کردیم که خدا امکان ظلم ندارد بحث بحث عقلی کردیم راجع به خدا بعد که رسیدیم به این جا گفت من این جا را قبول ندارم گفتم سند بگو مدرک بگو دلیل بیاورید گفت دلیل ندارم این جا ایمان نیاوردن به قلب است ذهناً قبول کرده حرفی برای گفتن ندارد کاملاً تسلیم است ما این مشکل را با اهل تسنن زیاد داریم در خارج از کشور هم بحث می کردیم زیاد داشتیم با کشیش ها و مسیحی ها هم زیاد داریم چه در داخل چه در خارج از کشور هر وقت دعوتشان کردیم به بحث نمی آمدند خانمی بود در اروپا جلسه ای بحث علمی داشتم آمد گفت می خواهم با اسلام آشنا شوم گفتم می خواهید بحث کنیم گفت نه کتاب بدهید خودم مطالعه می کنم یعنی حاضر نیستند به هیچ وجه بنشینند پای بحث و گفتگو که ببینیم منطقاً به کجا می رسیم بعضی ها از آن ها رسماً می گویند وقتی با آن ها بحث می کردیم بحث عقلی که می آوردیم استدلال عقلی واضح بود حاضر نبود قبول کند می گفت اگر قبول کنم باید خیلی از چیزهای دیگر را هم قبول کنم عقلشان قبول می کند دل باور نمی کند ایمان باور دل است مشهود است اشهد ان لا اله الا الله دقت کنید یعنی شهادت می دهم در خودم دیدم که خدایی جز خدا نیست نگفتند که شما عقلاً بگویید ثابت شده است طبق قانون خدا یکی است اسلام می گوید بگویید شهادت می دهم شهود کی؟ زمانی که ببینیم آقا این آب این ضبط صوت این قاب عکس این کتاب این بلندگو است می بینم شهود این است عزیزانی که می خواهند در این قضیه کار کنند جلسه اول دعای عرفه آموزش این را مطالعه کنند که چگونه ما به مقام شهادت می رسیم می توانیم خودمان ببینیم در باطن نه این که کسی بگوید هم خدا را ببینیم هم وحدانیت خدا را ببینیم و بقیه صفاتش را این را خدا از ما خواسته که شما سر به سجده می گذارید از سجده بلند می شوید بگویید دیدم بدون هیچ تردیدی این می شود ایمان. دیدم نه این که پدرم گفت مسلمانان می گویند آقا فلانی گفته است آیت الله فلانی گفته نه. دیدم و می بینم و دارم شهادت می دهم که ان لا اله الا الله وحدهُ لا وحدتش را دیدم بدون شریک بودنش را می بینم. می بینم که شریک ندارد و همچنین شهادت می دهم در جلد اول نسبت آوردیم به رسالت پیامبر شهادت می دهم نه این که گزارش 1400 سال پیش است خودم دیدم که او پیغمبر خدا است می بینم که پیغمبر خدا است و اشهد ان محمداً عبدهُ و رسولُه شهادت این را از ما می خواهند به یک کسی می گویند آقا کسی مُرده، مُرده کاری دارد با آدم می گوید نه مرده چه کرا دارد استدلال می آورد ولی می گویی حالا برویم قبرستان شب برویم قبرستان نمی آید می گوید از تاریکی می ترسم تاریکی مثل روز است فرقی نمی کند هوا فقط تاریک شده است یعنی نمی تواند در تاریکی بیاید چون قلب باور نمی کند یک بنده خدایی بود مشکلی داشت بیماری داشت آمده بود مشاوره من با او صحبت کردم شروع کردم به بحث و استدلال کردن گفت این ها را خودم قبول دارم پایان نامه دانشگاهم همین بوده است راه های درمان این بیماری بوده پایان نامه دانشگاهی این خانم این بیماری بوده ، که خودش الان به آن مبتلاست از آن درمان هیچ وقت برای خودش استفاده نمی کند در دانشگاه سمیناری بود در مورد الکل یک استادی آمد راجع به مضرات مشروبات الکلی سخنرانی کرد خیلی جمعیت را تحت تأثیر قرار داد یعنی واقعاً باطن کثیف و زشت و آثار مضر الکل را به بدن گفت خیلی ها تحت تأثیر قرار گرفتند بعد از سمینار رفتند دفترش از او تشکر کنند دیدند نشسته است مشروب می خورد این طوری است حالا بعضی ها می نشینند برای بچه هایشان استدلال می کنند بچه جان من سیگار می کشم چیز دیگر است تو نکش نمی شود شما وقتی خودت می کشی حرف در دل اثر نمی کند ایمان یعنی باور قلبی برای همین نمی گوید این باور ذهنی است یعنی من ذهناً قبول کردم که پیغمبر است نشستیم بحث کردیم استدلال کردیم تمام شده اند. ایمان یعنی شهود یعنی قلب باید قبول کند دل باید باور کند مثلاً : مارمولک کاری با آدم دارد؟ سوسک کاری با آدم دارد؟ نه. برو دست بزن جیغ بعضی در می آید آقایی در همسایگی ما بود خیلی بداخلاق بود گاهی وقت ها سروصدایشان بلند می شد میردی 35 – 36 ساله هیکل قوی داشت کاراته باز بود خواهرانش را می زد قُلدری می کرد آن ها هم زورشان به او نمی رسید وقتی خواهران از دست او عصبانی می شدند یکی از خواهران سوسک می گرفت دنبال این مرد فرار می کرد از خانه بیرون می رفت یعنی این کاراته باز همین که سوسک را می دید بیهوش می شد حالا بگو آقا سوسک خطر دارد؟ نه خطر ندارد ولی اگر بخواهی طرف سوسک بروی می ترسی. شب تاریکی و ... قلب باید باور کند مَعرِفَةُ بِالقلب بعد می گوید زبان هم باید اقرار کند خیلی هستند می گویند آقا ما باطناً قبول داریم اما به زبان نمی توانیم بیاوریم یعنی زورشان می آید به زبان بیاورند در قرآن داریم خیلی ها قبول کردند پیغمبر حق است ولی به پیغمبر می گفتند آقا این را از ما نخواهید ما قبول داریم شما پیغمبرید مثلاً از ما نماز نخواهید ما حاضریم پول بدهیم دینت را هم قبول داریم شمشیر بخواهید می زنیم جهاد بخواهید می کنیم هر کاری بخواهید ولی نماز را از ما نخواهید حتماً باید هم اقرار به زبان باشد هم عمل به ارکان باشد. باید عمل کنیم باید ظهور داشته باشد در عمل این ایمان است تا به خارج از کشور می رود باورهایش را کنار می گذارد اولین کاری که می کند حجابش را کنار می گذارد چه طور خانم یا خواهر شما در کشور اسلامی برای برادران شیعه خودش که سالم تر – پرهیزگارتر – پاک تر هستند باید حجاب بگیرد آن وقت برای بیگانگان غیر مسلمانان حجاب برایش واجب نیست می بینیم آن جا خانم راحت می خواهد غذا بخورد راحت غذای حرام می خورد در همین کشورها با آقایی بودیم در رستورانی رفتیم نشستیم غذا سفارش بدهیم دیدیم سفارش گوشت داد وقتی با تعجب به او نگاه کردم گفت من مرجع تقلید خودم هستم این جور جاها قبول نمی کنند خیلی وقت ها ما در یک مورد خاص امتحانی می شویم همان را هم خدا از ما می خواهد حاضر نیستیم زیر بار برویم مثلاً نماز را قبول دارد روزه را قبول دارد خودش را برای امام حسین (ع) می کُشد مجلس می گیرد اما وقتی می خواهد خمس بدهد 50 سالش است اما هنوز سال خمسی ندارد ده سال از شروع درآمدش می گذرد هنوز سال خمسی ندارد. شصت سالگی هفتاد سالگی می خواهد برود مکه می گوید بروم پولم را حلال کنم. آقایی برادر شهید بود حاضر نبود خمس بدهد گفت حالا که می خواهم به حج بروم مجبورم خمس بدهم ولی قبول ندارم نماز می خوانم، روزه می گیرم اما نمی توانم این کار را بکنم این آقا کافر است نتیجه اش می شود چه؟ قرآن می گوید نتیجه را خانم مسیحی هم همین را می گفت گفت من اگر این کارها را بکنم یک سری دستورالعمل هایی در آداب شما هست که اصلاً من نمی توانم زیر بار این حرف ها بروم از من حجاب می خواهید اصلاً حرفش را نزنید آقا همه چیز از ما بخواهید ولی نخواهید مشروب را حذف کنیم باید باشد اصلاً نمی تواند نباشد در ما زیاد هستند تعدادی از اسلام را قبول داریم عمل می کنیم اما وقتی نوبت امتحان می شود امتحان هم سنت الهی است که از همه خداوند می گیرد یعنی جاهایی که شما حساسیت دارید امتحان می گیرد برای همین در مورد شیطان می فرماید اَبی و استَکبَرَ و کانَ مِن الکافرین شیطان اَبا کرد عمل نکرد سجده نکرد استکبار ورزید تکبر ورزید ولی نمی گوید کافر شد می گوید وَ کانَ مِنَ الکافرین یعنی شیطان از اول هم کافر بود یعنی نبا داشته اگر زمانی چون قبلاً لو رفته بود که آدم دارد می آید خودش هم گفت اگر من را مأمور کنند سجده کنم من سجده نمی کنم این جا چیزی نمی گویم ولی اگر قرار باشد آن جا باشم من قبول نمی کنم یعنی جاهایی می شود که انسان خدا از او امتحان می گیرد کسانی داشتیم که خیلی مخلص امام بودند خیلی امام را قبول داشتند سنگ ولایت فقیه را به سینه می زدند می گفتند اصل ولایت فقیه اصل اعتقادی است امام که از دنیا رفت خبرگان منتخبین مردم یک نفر را به عنوان رهبر معرفی کردند کاملاً رعایت حقوق مردم شد مردم به مجلس خبرگان رأی دادند خبرگان یک نفر را به عنوان رهبر معین کردند آن جا گفتند اصلاً ولایت فقیه کیلو چند است این حرف ها کدام است فکر می کردند ولایت فقیه یعنی امام خمینی ولایت فقیه جایگاهی است که ائمه (ع) برای جانشینی خودشان تصویب کردند در زمان غیبت برای ائمه دیگر هم بوده ولایت فقیه فقط برای زمان امام زمان نیست ائمه در زمان غیبت خودشان وقتی در شهر نبودند فقیری می گذاشتند ولی کامل خودشان بود می گفتند اطاعت این اطاعت از ماست در فلان شهر فلان کشور ولی حاضر نشدند زیر بار ولایت فقیه بروند گفتند نه این حرف ها کدام است مرجعی که سه جلد کتاب نوشته بود در اثبات ولایت فقیه بعد از این که امام از دنیا رفت همه را زیر سؤال برد این حرف ها کدام است ولایت فقیه چیست؟ خدا امتحان می گیرد شیطان عبادت کرد عبادت کرد عبادت کرد بعد رسید به جایی که خداوند به او گفت سجده کن گفت: نمی کنم این آن مرحله کفر عملی است حالا جزای آن هم خیلی مهم است فَمآ جَزاءُ مَن یَفعَلُ ذلکَ مِنکُم اِلّا خِزیٌ فِی الحَیوةِ الدُّنیا وَ یَومَ القیمةِ یُرَدّون اِلی اَشَدِّ العَذاب هم نکبت دنیا را می آورد هم در آخرت به شدیدترین وجه انسان عذاب می شود وقتی که عمداً جدا شود از احکام الهی بایستد جلوی احکام الهی و بگوید قبول ندارم یکی داشت در مورد موسیقی حرام حرف می زد که موسیقی خوب نیست گوش ندهید آقایی به من گفت استاد من واقعاً از این موسیقی ها متنفرم اصلاً گوش نمی کنیم من فقط یک حمیرا را گوش می کنم این را هم نمی توانم گوش نکنم بعضی ها این نوع وابستگی را دارند این حرام است دیگر حالا حمیرا باشد گوگوش باشد هایده باشد فرقی نمی کند وقتی که آمد آمد وقتی یک جا جلوی خدا بایستی خدا می گوید بقیه اش را هم قبول ندارم این دستور خداست حدیث از امام صادق (ع) یک جا اگر مقاومت کنید بقیه اش دیگر به درد نمی خورد یا همه یا هیچ چیز یا همه را قبول کن عمل کن معصیت نکن الایمانُ اَن لا یُعصی این که خداوند معصیت نشود شما اسلام را یا به کل قبول کن یا کنار بگذار اگر بگویی این را قبول دارم این را قبول ندارم نمی شود ما اختلاط التقاط این چیزها نداریم خیلی ها می گویند اسلام عدالت اجتماعی اش خیلی خوب است اما بحث عبادی اسلام را قبول نداریم اقتصادش را از مارکسیسم بگیریم در بحث مکان می گویم که الان هم مطرح است جامعه شناسی اش را از آمریکا بگیریم روان شناسی اش را از فلان کشور اروپایی بگیریم نمی شود اسلام یک مجموعه یک پارچه است یا کل آن را قبول می کنیم یا اگر یک چیزش را قبول نکنی ایمانت هم مورد قبول نیست اسلام دین خدا است خدا آن قدر تخصص ندارد که دینش کامل باشد اقتصادش – جامعه شناسی اش – روان شناسی اش – تعلیم و تربیتش – تعلیم و تعلمش مدیریتش آن وقت مجبور می شوید بعضی از قسمت های اسلام را بگیرید بعضی هایش را از بندگان جاهل خدا دین را تکمیل کنید بگوییم ما باید برویم از فرانسه فلان دین خدا را بیاوریم این قسمت را بیاوریم تا دین خدا را تکمیل کنیم فلان چیز را از کجا بیاوریم این جوری نیست برای همین هم مقام معظم رهبری دیروز در فرمایشاتشان در مورد مجلس هفتم فرمود: این که بعضی از کسان در کشور ما مُد شده روزنامه ها را نگاه کنید ما مثلاً باید به مُدل چینی کشور را اصلاح کنیم مُدل ژاپنی مُدل فلان جا، نه این جوری نیست ما مُدل اسلامی باید کشورمان را بسازیم نمی شود چون شما اگر مُدل چینی و ژاپنی بیاورید باید فرهنگ را هم عوض کنید این که دین نمی شود کل آن را باید بپذیری همه اش را باید قبول کنی آقا طلا گردنت نینداز مسجد هم می آیند برای امام حسین (ع) سینه هم می زنند طلا هم گردنش است انگشتر طلا هم دستش می کند این نمی شود همه را باید مجموعاً بپذیری در مذهبی های خودمان زیاد هستند تخلفات مذهبی زیاد است آیت الله بروجردی رحمة الله تعالی علیه رؤسای هیئت ها را جمع کرد فرمود آیا من مرجع تقلید شما هستم یا نه؟ آیا اطاعت من واجب است یا نه؟ من حرام می کنم این علامت ها را بیرون نیاورید این ها جزء اسلام نیست. گفتند: آقا ما مخلص شما هم هستیم ده ماه مرجع ما هستی باش این دو ماه مرجع خودمان هستیم ما علامت بیرون می آوریم چه بخواهی چه نخواهی می گوید آقا این نوع سینه زنی این نوع مداحی حرام است می گوید باشد مرجع برای خودش حرام کرده ما می خواهیم این جوری سینه بزنیم آقا قَمه نزنید قَمه می زنند این دیگر ایمان نیست کفر است نکته خیلی مهم که من تأکید می کنم خوب دقت کنید اساساً ما در اسلام هیچ صورت مقدسی که حفظش واجب باشد نداریم برای همیشه اسلام یک سلسله صور مقدس دارد واجب هستند احترامشان لازم است اما اگر اصل اسلام به خطر بیفتد و ما مجبور شویم به خاطر اصل اسلام از آن صورت بگذریم باید از آن صورت بگذریم آقا قرآن سر نیزه کردند اصحاب معاویه نه این قرآن است نمی توانیم بجنگیم امیرالمؤمنین (ع) فرمودند این کاغذ است دیگر قرآن نیست الان علیه شما است این جا دیگر این کاغذ حرمتی ندارد آیات الهی هم رویش نوشته باشد حرمت ندارد بزنید بیندازید کنار بروید طرف را بکشید مسجد ساختند علیه پیغمبر مسجد مقدس است دیگر مسجد بود پیغمبر مسجد را آتش زد ما اساساً صورت مقدس تا زمانی داریم که به اصل دین لطمه ای وارد نشود اما اگر قرار شد به اصل دین لطمه وارد شود هیچ صورت مقدسی نیست اصل اسلام و نظام اسلامی مهم ترین چیزی است که در اسلام وجود دارد این که امام فرمودند حفظ جمهوری اسلامی از نماز هم بالاتر است یعنی همین چون اصل حکومت اسلامی اگر نباشد نماز جزء ولایت شیطان می شود نماز زیر ولایت معاویه زیر ولایت آمریکا زیر ولایت شاه می شود روزه تحت ولایت شاه به چه درد می خورد می شود کفر این فرمول فراموش نشود پس هم باید با قلبت باورش کرده باشی و دیده باشی همان یک نوار را کسی گوش کند راحت یاد می گیرد که چگونه است این نوع شهود زیاد کاری ندارد هم ایمان با قلب هم اقرار با زبان هم عمل با بدن عمل بکنیم حجابش را قبول ندارم طلا انداختنش را قبول ندارم موسیقی اش را قبول ندارم اقتصادش را قبول ندارم خمسش را قبول ندارم افرادی هستند خیلی متدین هستند سالی چند بار مشهد می روند کربلا – عمره این ها اما در کار طلا – کشاورزی هستند زکات نمی دهند تمام مال حرام است عبادت هایشان هم باطل است خیلی اهل خیرات و اهل مستحبات هستند حضرت می فرمایند مواظب حالات مقدس افراد باشید که گولتان نزند وقتی می خواهد خمس بدهد زکات بدهد می گوید پول زور است چه خمسی چه زکاتی بدهم موقع حجاب می شود انگار نه انگار که مسلمان است عروسی می شود در عروسی انگار همه چیز حلال می شود دین خدا – امام زمان هیچ کس اصلاً ارزشی ندارد عروسی انگار روحی مُنزَل است عروسی چیزی است در مقابل خدا جشن تولد است همچنین چیزی ما نداریم خیلی از خانواده های مسلمان هستند که بچه های خودشان را اذیت می کنند دخترشان را پسرشان را اذیت می کنند که تو غلط کردی آن قدر اُمّل بازی در می آوری حزب الله بازی در می آوری عروسی دیگر طرف عروسی بچه اش است نمی تواند شاد نباشد باید ساز و آواز باشد باید بزن و برقص باشد زن و مرد برقصند اختلاط داشته باشند یک شب که هزار شب نمی شود انگار آن شب همه به هم محرم می شوند این ها قبول نیست یا همه را باید بپذیری یا نه قرآن می فرماید کسانی که این طوری هستند هم در دنیا دچار نکبت و خزی می شوند خوار می شوند هم در آخرت اشد عذاب را دارند فَمآ جَزاءُ مَن یَفعَلُ ذلکَ مِنکُم اِلّا خزیٌ فی الحَیوةِ الدُنیا و یَومَ القیمة یُرِدُّونَ اِلی اَشَدِّ العذاب .
سؤال: نگاه به نامحرم بدون قصد لذت گناه است؟ اکثر مراجع اشکال ندانسته اند بعضی از مراجع حرام دانسته اند بعضی ها هم احتیاط کرده اند گاهی وقت ها با حرام ها و حلال ها مسئله شخصی دارد. بعضی از چیزها برای همه انسان هها مطلقاً حرام است تعدادی از حرام ها نسبی است توجه فرمودید نسبت به افراد اگر ضرر داشته باشد حلالش هم ضرر دارد چه برسد به حرامش محرمش هم اگر کسی ظرفیت نداشته باشد این هم نباید برایش باشد حرام می شود.
کسی که تازه مرجع تقلید گرفته اعمال قبلش چگونه بوده است؟ اگر اعمال او نسبت به مرجعی که انتخاب کرده مورد قبول است این مرجع اعمال گذشته او را تأیید می کند اعمالش قبول است اگر طبق نظر مرجع نیست باطل است باید قضا کند.
آیا درست است که در زمان ظهور بقیة الله ائمه (ع) حکومت می کنند؟ بله بعد از امام زمان (عج) ائمه برمی گردند اولین کسی که برمی گردد سیدالشهداء (ع) است می آیند برای حکومت.
شما می گویید شیطان با اعمال نیک ما را گول می زند چه بکنیم و از کجا بفهمیم؟ فرمول هایش را در درس دشمن شناسی فرهنگسرا توضیح دادم هم مبناهایی که تشخیص دهیم را در معرفت نفس بحث شیطان و صور مقدس توضیح دادم.
قرآن توبه هنگام مرگ را موقعی که مرگ قطعی شود قبول نمی کند مثل فرعون یا هر کسی دیگر که می داند دارد می میرد توبه کند نمی پذیرد.
اگر عده ای باشند که با آمدن به خانه ما باعث ضربه زدن و نفاق باشند آیا می توانیم به آن ها اجازه ندهیم به خانه ما نیایند مثلاً پدر و مادری که به جز ضرر برای فرزند؟ پدر و مادر را نمی شود این کار را کرد ولی برای افراد دیگر می شود محدودیتی قائل شد.
این که شعر و آواز حتی در وصف خداوند حرام است؟ نه حرام نیست.
آواز از تلویزیون چه طور؟ این هم اشکالی ندارد.
در مورد گیتار – تار – سه تار در منزل که مجبوریم گوش بدهیم توضیح دهید؟ گوش دادن این ها اگر مُطرب نباشد اشکالی ندارد ولی بهتر است نباشد.
اگر نماز شب شما مضر به حال خانواده باشد؟ نماز شب نخوانید می توانید بلند شوید در رختخواب ذکر بگویید به جای آن یا مطالعه کنید نمی توانید ذکر بگویید کفایت می کند یا قضای آن را بعد از نماز صبح به جا آورید ثوابش بیشتر است از اصل نماز شب یا مثلاً به نیت تعجیل می توانید اوایل شب انجام دهید یازده ربع ، دوازده ربع شروع کنید نماز شب را بخوانید بعد بخوابید حتماً نباید نصف شب باشد که حتماً دو ساعت خوابیده باشیم بعد بلند شویم بخوانیم تا قبول شود درس خواندن دانشگاه اشکال ندارد اگر اصول دینی را یاد نگرفته باشید می توانید همراه درس خواندن دانشگاه درس اصول دین را هم یاد بگیرید چون یاد گرفتن اصول دین زمان زیادی نمی طلبد.
این که کسی دوست دارد چشم برزخی اش باز شود چیز خوبی نیست، همین دوست داشتن خطرناک است نوعی شرک محسوب می شود.
در مورد هدیه از مرجع خود سؤال کنید.
چه کنیم علاوه بر این که می دانیم فلان کار گناه است انجام ندهیم؟ دو راه وجود دارد برای این کار یک بالا رفتن سطح معرفت است. معرفت را زیاد کنیم فرمولش این است که معرفت ⃪ حال ⃪ عمل. انسان اول یاد می گیرد مراتب بعدی هم همین سه مرحله را دارد معرفت خیلی مهم است
جانور فربه شود از راه نوش آدمی فربه شود از راه گوش
خواندن- مطالعه – شنیدن کم کم در انسان قدرت ایجاد می کند شنیدن شدن است خیلی وقت ها خواندن شدن است علم عین عمل می شود برای انسان بنابراین سطح موفقان را بالا ببرید دو نظام تغذیه خود را عوض کنیم در بحث دشمن شناسی در بحث سوء ظن توضیح دادم. چه طور می شود افراد اهل سوءظن و بدبینی می شوند دائماً نا امید هستند دائماً بدبین هستند دائماً همه چیز را منفی می بینند این ها به خاطر این است نوع غذاهایی که می خورند نه غذاهای جسمانی غذاهای روحانی نوع ورودی هایی که از طریق چشم – گوش – خیال به آن ها وارد می شود. غذاهای آلوده ای است نوعاً شخصیت های این جوری می سازد اگر می بینی افسرده هستی پژمرده ای. ناامیدی – غمگینی. مضطرب هستی. دل شوره دارید زودرنج هستید مال این است که خوراک هایی که خوردید خوراک های پاکی نبوده است نظام تغذیه ای را باید عوض بکنید تا سالم بشوید بدون تغییر نظام تغذیه ای انتظار خوب شدن فایده ندارد تلاش هم به درد نمی خورد غذایتان را عوض کنید.
اگر نماز شب را یک جا نخوانیم اشکال دارد؟ خیر، آن سه رکعت را بخوانید یا یک رکعت وتر را بخوانید لااقل آن سه رکعت را بخوانید.
لباس روشن پوشیدن برای خانم ها توضیح بفرمایید؟ این بحث چون مهم است کمی طول می کشد جلسه بعد به این مسئله می پردازم.
آیا موسیقی مطلقاً حرام است؟ خیر، امام حرام نکردند مقام معظم رهبری هم حرام نکردند انسان می تواند در جهت مثبت از موسیقی کمک بگیرد.
در بحث عزاداری آوردم که ائمه هنرهایی که در استخدام یاد اهل بیت است را تجویز کردند.