جلسه 053 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
53
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 053 - تفسیر قرآن

بسم الله الرحمن الرحیم

بحثمان درآیه 83 سوره مبارکه بقره بود. عرض کنم درباره این صحبت می کردیم که اگر ما بخواهیم یک سیرخوبی داشته باشیم باید رابطه مان را با خداوند تبارک وتعالی تنظیم بکنیم . از خداشروع کنیم واز نزدیکترین کسانمان هم تنظیم رابطه شروع شود بعداز خداوند که عبارت بود از پدرومادرو نزدیکان وخویشان تایواش یواش دورمیشد. نکته خیلی مهم این است که مبنای اینکه یکنفرآدم موفقی هست درانجام وظایفش یکی صمیمیت رابطه اش با خداوندتبارک و تعالی است یعنی بین او و خدا درگیری وجودندارد، صلح است واصلاح رابطه است . یکی این است که این شخص درنظام خانواده آدم موفقی است. برای اینکه شمابدانید یکنفرچقدرمی تواند آدم موفقی باشد این مبنا ، مبنای خوبی است که درنظام خانواده آدم موفقی هست یا نیست یکموقع هست انسان زحمت خودش را درنظام خانواده می کشد جواب نمی دهد . یعنی خانواده کشش اوو پذیرایی اورا ندارد . مثل خودنبی اکرم که غالب اعضای فامیل و خانواده شان پذیرایش نبودند بعضی از همسرانش حتی با پیامبر جور نبودند. سازش نداشتند .ولی یکموقع هست که شخص خودش هیچ نوع تلاش نمیکند . ماکسانی را داریم که به گمان خودشان دربرقراری ارتباط با خداوند آدمهای موفقی اند دربرقراری ارتباطات اجتماعی هم آدمهای موفقی هستند ولی در خانواده شکست خورده هستند . این شکست بخاطر این نیست که اینها تلاش نکردند و آنطرف پذیرشی نبود بلکه اساساً به این خاطر است که اینها هیچ نوع تلاشی برای بهبود روابط خانوادگی نداشتند یعنی شخص ننشست فکربکند که حالا این شخص پدرمن است این شخص مادرمن است (برادرمن ، خواهرمن...) من برای بهبود رابطه ام با اینها یک فکری بکنم یک نقشه ای بریزم دیروز درهمایش مهدویت درشهر کرمان بودم یک دانشجویی از شب قبلش درسه شنبه هم کرمان بودم سخنرانی داشتم ) ساعت 11-12 آمدند یک عده از دانشجوها به اتاق من و گفتند ما صحبت داریم، یکی گفت من یک صحبت خصوصی دارم گفتم فردا موقع نهاربیا.آمدخوب یک فردی بود قوی ، زحمتکش، فعال گفتم چکارداری ؟ گفت من خواهری دارم 21 سالش است ، این خصوصیتها رادارد یک برادردارم این خصوصیتهارا دارد من هنوز دررابطه با اینها موفق عمل نکرده ام. چکارکنم که با خواهرم صمیمی و خوب بشویم ، با برادرم که هنوز با مسائل مذهبی مقید نیست چه بکنم. دغدغه دارد که میخواهد درخانواده دربرقراری ارتباط آدم موفقی باشد. خوب حالا من یک راهنمایی هایی کردم و یک برنامه ای هم قرار شد برایش بریزم بعضی ها اصلاً دغدغه ندارند که حالا توی خانواده رابطه با پدرومادر و برادرو خواهر چطوری است . این آدمها وقتی نتوانند درمحیط خانواده خوب عمل بکنند مثل این است که ساختمانی را ساخته باشند که پایه اش ضعیف است بعداً به زمین می خورد . اما اگر یک کسی درخانه خوب عمل کرد این حتماً درمحیط بیرون آدم موفق تری است چون شرایط برقراری رابطه خوب و حسن درخانه از بعضی جهات سخت تراز برقراری ارتباط خوب دربیرون از منزل است کسی که بتواند درمنزل موفق باشد توانایی زیادی برای موفقیت بیرون از منزل دارد . جدای از اینهم که خداوند امر کرده به اینکه مااز خانواده ، والدین و نزدیکترین کسانمان شروع بکنیم . بنابراین اینرا خوب توجه بفرمایید که مانباید خیلی بلند و دوربپریم یک موقع یکی از این خانمها یی که مبلغ هستند آمده بود می گفت ما باید فعالیتهای اسلامی بکنیم . فعالیت های اجتماعی سیاسی بکنیم یک جایی هم درست کرده بودند یک تعدادی خانمهاآنجا جمع می شدند کلاس وجلسه و بعضی اساتید را دعوت می کردند گاهی خوداین خانم هم یک درسهایی می گفت یک روزی بمن گفت ماباید فعالیتمان را باید آنقدر گسترش بدهیم که به سراسر جهان بکشیم فعالیت جهانی بکنیم گفتم حالا آن پیشکش آن بماند حالا این داخل خانه را یکجوری شما حلش بکن! دوتا پسر داشت که اصلاً مادررا قبول نداشتند دربرخورد با عروسهایش مشکل داشت. درارتباط با دامادش ضعیف بود گفتم : تونمی خواهد بروی دنیا رااصلاح کنی فعلاً همین داخل خانه را داشته باش باید داخل خانه سرمایه گذاری بکنیم، اینکه آدم خیلی بالا بپردنه! نیازی ندارد . اگر این درخانواده قابلیت نیست میگویی مثلاً برادرم بامن از نظر عقیده کاملاً مخالف است دواصلاً نه دینی قبول دارد نه خدانه چیزی مابهم نمی خوریم . یا زن و شوهری هستند که با هم هیچ جور سنخیتی ندارند ، تلاش هم کرده ایم خوب محور فقل شده مثل تلاشی که پیغمبربرای اعضاء خانواده اش اماشدنی نبود. آنها ازآنطرف قابلیت نداشتند حالا پیغمبر دیگر وظیفه اش را در خانه انجام داده بعد حالا می پردازد به بیرون از خانه. یک موقع هست ما اصلاً وظیفه مان را نسبت به خانواده انجام نداده ایم تلاش برای بهبود روابطمان با والدین ، همسرمان فرزندان وخواهربرادرمان خاله و عمه ... نکرده ایم . اصلاً زحمت نکشیده ایم اینجاست که ما مسئولیم تا باید به محیط خانه و فامیل بیشتر بچسبیم و اینها رابفکرباشیم که اصلاح بکنیم بعد بیرون. داستان مرحوم مجتهدی را گفتم برایتان؟ نصیحتی که به آقای مجاهدی دراول ازدواجش کرد؟ آقای مجاهدی این داستان را آورده می گفت ما بعضی شبها تادیروقت باآقای مجتهدی بیرون بودیم ولی تصمیم گرفتم ازدواج کنم گفت از این بعد با ما نیا چون مسئول هستی باید به خانواده بپردازی . مستحبات بیرون را بگذار کنار باید بروی خانه . بخواهی تا 2-3 نصف شب بیرون باشی ، شب جمعه تا 1 دعای کمیل بودم و شب چهارشنبه جمکران بودم، کجا بودم کجابودم...اینجوری نمیشود. حالا بعضی آقایان می روند با خانمهایشان دعوایشان می شودمنهم می گویم خوب با هم بروید جمکران خوبست اینجوری دیگر مشکل ندارنداما بعضی وقتها هست نمی شود یا یک خانمی الآن آمده بودند آقا زنش را طلاق داده بود می گفت هر چه می گویم مسجدنرو می رود جلسه نرو می رود اصلاً به ما نمی رسد . طلاق داد ورفت برای خودش یک خانواده دیگر تشکیل داد بچه های این خانم جلسه ای را همه بیاری روانی پیدا کرده اند . خودش هم همینطور شد . دراثر نفهمی ها ، افراط و تفریط های زیاد انسان باید خیلی حواسش را جمع بکند که تنظیم رابطه را از خدا شروع می کنیم بعد اولین کسانیکه آ آنها قرابت داریم توری خانه خودمان یعنی پدرومادر، همسر و اینها... باید کاربکنیم یکموقع هست زحمتمان را هم میکشیم دیگر فایده ندارد . یکی می گفت وظیفه من نسبت به خانواده ام چیست؟ شما فرموده اید درقرآن هست که " قواانفسکم واهلیکم ناراً " خودتان وخانواده تان را از جهنمی که هیزم آن مردم و سنگ هستند حفظ بکنید . گفت آقا من را می توانم حفظ کنم ولی خانواده ام را چه؟ فرمود:" علّمو هم الخیر" خیر به آنها یاد بدهید امر به معروف و نهی از منکر کنید . گفت : من آقا خانواده ام زیاد حرف گوش نمی کنند هرچه می گویم کارخودشان را می کنند فرمود : تووظیفه ات هست که .....را بکنی اگر کردند ، کردند اگرنکردند دیگر وظیفه ای نداری بهرحال ماباید تلاشمان را بکنیم .تلاشمان هم به این نیست که جروبحث بکنیم ما خیلی وقتها بی خود جروبحث می کنیم یک فرمول خیلی اساسی من به شما بگویم ببینید ما ها چون توی خانواده همه با هم ایاقیم بزرگ شده ایم با خواهر برادرمان ،هی چهارتا او به من گفته چهارتا من به او گفتم یکموقع دعواکردیم با همدیگر، حالا ما علامه دهر هم بشویم کسی تحویلمان نمی گیرد برای حرفمان تره هم خرد نمی کنند می گویند اینهم داداش خودمان است دیگر بیابرو بابا دلت خوش است شما هرچه هم بگویی گوش نمی کنند . اما یک غریبه بیاید این حرف را بزند گوش می کنند تأثیر دارد . خوب خیلی وقتها هست ما نباید حرف بزنیم ، مانباید برای پدرومادرو خواهر وبرادمان استاد بشویم بلکه باید زمینه اطلاعات را برایشان فراهم کنیم زمینه شدن را. یعنی خیلی وقتها ما اشتباه می کنیم فکر می کنیم باید برویم بشویم استاد پدرومادر(وقتی رفتیم سرکلاسی و یک چیزی یاد گرفتیم باید برای آنها تدریس کنیم ..) آنها نمی پذیرند ازماها خیلی پذیرش ندارند . اگر قرار باشد ما توی خانواده آموزشی بدهیم اموزش درخانواده بیشتر آموزش عملی است تا آموزش زبانی اینرا یادتان نرودماخیلی نباید حرف بزنیم . من خودم موقعی که ازدواج کردم خانمم را بردم سرکلاس یک استادی نشاندم گفتم ایشان استاد شماست این حوزه علمیه این آقا هم استاد مسائل اخلاقی و معنوی شما حالا خودم همانموقع کلاس داشتم تدریس داشتم مانباید برای خانواده مان استادی کنیم . اگر مردی باید برای زنت ، شوهری بکنی اگر زنی باید برای شوهرت خانمی بکنی داداشی (داداشی ) بکن مادری ، مادری کن خیلی استادبازی توی خانه درنیاور.خانه جای صفا وصمیمیت است جای استراحت است ، مسکن است کلاس درس نیست ، درس اگر بخواهد باشد فقط با عمل نه با حرف زدن و کلاس گذاشتن اگر خواهر برادرت دیدند تو ، بله آدم خوبی هستی آدم با تواضع و با ادبی هستی خوب از تو یادمی گیرند ، پدرومادردیدند توتحول پیدا کردی ، تحول پیدا می کنند اما حرف خیلی نزنید کلاس برای همدیگر نگذارید اگر میخواهید کلاس برایش بگذاری ببر سر یک کلاسی. یک نواری مال یک کسی غیر از خودترا به او بده . یک کتاب از کسی دیگر به او هدیه بده خیلی خودت را مطرح نکن . ماچند باربرای پدرمان برای مادمان کتاب هدیه خریده ایم . برای خواهربرادرمان متن آموزشی کتاب یا نوار چیزی برایشان برده ایم خوراکی بدهیم چند بار برای فرزنمان سرمایه گذاری کرده ایم هدیه فرهنگی و معنوی تهیه کرده ایم ؟ نکرده ایم اینکارها را بعد می گوییم چرا خانواده ما حرف گوش نمی کنندیا چرا اصلاح نمی شوند . خوب باید برای خانواده سرمایه گذاری اینجوری کرد.باید خوراک دراختیارشان قراردهیم باید خانواده غنی باشد باید اگر کسی میخواهد کاری توی خانواده اش بکند خوراک فرهنگی زیادی را توی خانواده بریزد و بعد با زبان خوش دعوت بکند بیاید بگوید اینکاررا بکن . بعضی خانمها هستند می گویند من حریف شوهرم نمی شوم می گویم برای چه می گوید: هرچه می گویم ..می گویم آخرنباید توبگویی زیادگفتن خوب نیست توشوهرت را دعوت کن پیش یک مشاور، به یک کلاس بیاوریک کتاب برایش بگیر ببر یک هدیه به او بده یک نواربه او بده خودت خیلی کلاس نگذار برایش خیلی ها اینکارها را می کنند و خیلی هم موفق هستند آقایان نسبت به خانمها خانمها نسبت به اقایان برادر به برادر،... موفق اند خودمان خیلی نخواهیم اینکاررا بکنیم . خیلی وارد نشویم یکموقع است جو جوری است که ما می توانیم دونفری توی خانواده یک خواهر برادر یک زن و شوهر بیشتر صحبت هم بکنند آن یک بحث دیگر است. پس باید دقتت بکنیم که ماتوی خانواده باید بیشتر عمل بکنیم تااینکه حرف بزنیم اگر میخواهی اعضای خانواده نماز بخوانند مرتب نمازت را بخوان . اگر میخواهی معنوی بار بیایند معنوی باش . اگر میخواهی مثلاً خیلی از چیز هانباشد آن چیزهارا خودت پرهیز کن " کونوا دعاۀ الناس بغیر السنتکم" مردم را با غیر زبانهایتان دعوت کنید . خوب پس ما این وظیفه را درخانواده داریم این فرمول یادتان نرود ولی برای بیرون نه. برای بیرون از اعضای خانواده چون معمولاً یک حیا و حجابهایی بین افرادغریبه هست خیلی مؤثرتر است . بنابراین وقتی می گوییم باید برای اعضای خانواده سرمایه گذاری بکنیم یاد بگکیریم سرمایه گذاری این نیست که خودم بشوم معلم و استاد ومبلغ ، نه . خودم باید یک عضوبا محبت با عاطفه فعال و خدمتگزار باشم اینرا دقت کنید کسی که می خواهد توی خانواده موفق شود باید ازد همه تواضعش بیشتر باشد . ازهمه خدمتگزارتر باشد از همه بیشتر خودش را کوچک کند این یک آدم موفق است . توی خانواده جای خدمت بهم است جای مردن برای هم است کانون عاطفه بودن برای هم است ، جای دوست داشتن است جای سخت گیری و قانون گذاشتند و این چیزها نیست . اگر هم قرار است ما چیزی را انتقال دهیم درعمل این انتقال را صورت می دهیم نه درزبان . خیلی کم از زبان و بیشتر با عمل . چند روز پیش یک طلبه ای در قم وقت گرفته بود آمد گفت من یک پدرو مادردارم که سنی هستند(هندی بود) حالا الآن می خواهند بیایند قم به من سر بزنند نمی دانند من شیعه شده ام بفهمند دیگر واویلا .بعد هم کمک می خواست .حالا من یک راهنمایی به او کردم بعد گفت جاهم ندارم گفتم من برایت جاجور می کنم پدرومادرت را پذیرایی کنی . زنگ زدم مشهد گفتم آنجا بروندیک زیارتی بکنند گفت خیلی می ترسم اینها پدرومادرخیلی متعصبی هستند اگر بفهمند من شیعه شده ام ... آموزشهای لازم را به او دادم و رفت مشهد بعد آمد گفت پدرومادرم رفتند گفتم خوب چه خبر؟ گفت بله پدرومادرم خیلی به شیعه علاقه مند شدن بعد من آخرش دیدم یک ذره می شود گفتم من شیعه شده ام دیدم هیچ چیز هم نگفتند ، مثل اینکه تکانی هم نخوردند . گفتم شیعه شدم انها هم چیزی نگفتند تازه یک چیز دیگر ، بابا و ننه ام یک ذره تمایل پیدا کردند خودشان هم میخواهند یواش یواش شیعه بشوند . گفتم : ها ، این آن فرمول هایی بود که به تو گفتم . بعد به دوستش که ایستاده بود گفتم شما فکرمی کنی برای چه پدرومادراین از شیعه خوششان آمد بعد هم مایل شدند که خودشان هم شیعه شوند؟ گفت برای اینکه رفتارهای پسرشان بسیار خوب و شیرین شده بود . این خیلی مهم است که ما اگر بخواهیم دعوتی بکنیم با عمل باید دعوت بکنیم گفت ما آمدیم دیدیم پسرمان چه پسر دسته گل و خوبی شده چقدر مؤدب و مرتب ومتواضع شده چقدر شیرین شده چقدر معنوی شده بعد هم قبول کردیم من زیاد داشتم تجربه اینجوری که دختر مسیحی بوده آمده مسلمان شده بعد خانواده را مسلمان کرده پسر سنی بوده شیعه شده آمده خانواده را شیعه کرد. پسرهای خیلی خوبی سراغ داشتم که خانواده شان خیلی فاسد بود، مثلا شم فکر کنید اگر امروز عزای امام حسین است اینها پارتی و مشروب خوری داشتند ...روز عزای امام حسین ! حالا به پسرشان که شکار شده به او می گوئیم مثلاً شما اینکارواینکارو اینکاررا بکن بهشان فرمولهایی یاد می دادیم که شما اینجوری باشید با پدرو مادر ، می گفت فلان فلان شده تو توی خانه من نماز خوانده ای ؟غلط کردی نمازخواندی!!کتک می زد بچه را که تو غلط کردی خانه من نماز خواندی و او را بیرون می انداخت اما بعد از یک مدت می دیدم بابایش را آورده دارد خمس اش را حساب می کند چرا؟ چون رفتارش شیرین بوده یعنی یک پدرومادر بسیار فاسد و فاجر که پسرنماز خوانده بود کتک زده بودند بعد از یک مدت پدرو مادر و خواهر و برادر را همه را نماز خوان کرده هیچ ، آمده بابا خمسش را حساب کند . براین جوّ بیرون آدم موفقی است باید سرمایه گذاری دراین زمینه بشود. این بافتی که آیه دارد خیلی دقت کنید دراین بافت مسائل زیادی گنجانده شده نکته بعدآخر آیه است که خداوند تبارک وتعالی می فرماید که: "وقولواللناس حسناً " پس تعریف یک آدم خوب طبیعی مسلمان چیست؟باخداخوبست. با اعضای خانواده و فامیل اش به ترتیب رابطه اش خوب است با مردم هم مهربان و خوبست . با کسی دعوا و ناسازگاری ندارد . بعد از اینکه می گوید با مردم خوب باشید یک دستورآمد ." واقیموا الصلوۀ" این رابطه بین انسان و خداست . بعد می گوید " واتوا الزکوۀ" باز رابطه بین انسان با مردم است.می دانید خدا چرا اینرا اینجوری تنظیم می کند؟ می خواهد بگوید ارتباط و نماز خوب ، موفقیت برای اقامه یک نماز خوب مشروط به اینست که شما رابطه تان را توی این مجموعه درست بکنید بامردم . رابطه با خودش را در قلب رابطه با مردم قرارداده کسی که موفق است با بقیه خوب کنار بیاید . موفق می شود با خدا هم خوب کنار بیاید برای همین هم دربحث حقوق دراموزش دین گفته اند دررساله حقوق هم هست که اگر کسی حق مردم را ادا نکند حق خدا را ادا نکرده ما نمی توانیم رابطه مان را با دیگران خراب کنیم برای اینکه می خواهیم آدمهای معنوی باشیم . نمی توانیم رابطه مان را با اعضای خانواده تند و خشن و بی روح و بی عاطفه بکنیم چون میخواهیم آدمهای متدینی باشیم . اصلاً چنین چیزی مانداریم کسی که خوش نیست درخانواده شاد نیست درخانواده با بقیه نمی تواند انس بگیرد قطعاً رابطه اش با خدا خراب است . هرچند مدتها نماز شب بخواند و ...خدااین را قبولش ندارد . آنکه توی خانواده موفق است عاطفی است مهربان است ، شاد است با بقیه خوب می تواند کنار بیاید او رابطه اش با خدا درست می شود ولی کسی که نمی تواند با دیگران رابطه اش را تنظیم بکند و شاد زندگی کند این با خداهم شکست می خورد یادتان نرود حتما شکست می خورد با خداوند تبارک و تعالی . خانم الان آمده می گوید شوهر من صبح تاشب می نشیند، قرآن می خواند روزها روزه می گیرد شبها نماز شب می خواند یکسره کارش اینست بعد کارنمی کند سرکار هم نمی رود خرجی هم نمی دهد خیلی هم به ما سخت می گیرد خوب این چه رابطه ای است آدم با خدا دارد؟ به چه درد می خورد این رابطه این فایده ندارد.لذا خدامی آید نماز را دردل ارتباط با مردم قرارمی دهد فرموده" واقیمواالصلوۀ واتوا الزکاۀ" . بعد می فرماید " ثمّ تولّیتم الّاقلیلاٌ منکم وانتم معرضون" شماها این میثاقی که از شما گرفتیم (فرمول میثاق را هم عرض کردم خدمتتان هفته گذشته که این میثاق کجاها گرفته می شود)روی برگردانید زیر بار این میثاق و قاعده نرفتید ای بنی اسرائیل این تعهداتی که از شما گرفتیم و گفتیم شما باید اینجوری باشید عمل نکردید الّا قلیلاً منکم مگر کمی از شما بقیه شما زیر بار چنین چیزی نرفتید و انتم معرضون درحالیکه شما اعراض کردید و رو برگرداندید حال یک نکته ای که هست اینست که این خطابی که هست به بنی اسرائیل است یا به ما مسلمانهاهم هست؟ هم اصلش و هم نتیجه اش اصلش که این دستورالعمل را داده از اینجا رعاغیت کنید به اینجا ختم شود و اینکه غالب ما مسلمانها هم زیر بار چنین حرفهایی نمی رویم . نه رابطه مان با خدا درست است ، نه رابطه مان با خانواده مان درست است . نتیجه هم که اقامه صلواۀ است آنهم خراب است نمازهایمان هم درست و حسابی نیست این هشداراست که ما بفهمیم که ما پوسته ای از اسلام داریم . اسلام حقیقی، موفقیت و پیروزی در برقراری یک رابطه خوب و شیرین با خداو مردم است در صلح و آرامش کامل بودن با خدا و خلق خدا با مردم و بخصوص با خانواده . « والحمدولله رب العالمین»