درتوضیح آیه شریفه بودیم آیه 83 سوره مبارکه بقره که فرمود بیادبیاورید هنگامی که از بنی اسراعیل میثاق و پیمان گرفتیم جزخداوند را عبادت نکنند و بوالدینشان و نزدیکانشان و تیم ها و مساکین احسان کنند با مردم خوش سخن باشند خوب بامردم صحبت کنند نماز بپادارند وزکات بدهند بعد می فرماید که درباره این میثاق ها وپیمانهای الهی چون روی برگرداندید وعده ی کمی از شما زیربار این احکام نرفتند وبر تافتند از این دستورات چون مدتی زیاد از شروع آیه می گذردوما چند هفته ای رو چند ماهی رو درباره روح آیه به ادامه بحث درباره ی این آیه می پردازیم اول این که خوب فرمودند ما از شما میثاق می گیریم توضیح دادیم میثاق گیری خداوند تبارک و تعالی و پیمان خدا از دوطریق است که درانسان عهد و پیمان گرفته یکی فطرت و عقل انسان دردرون انسان پیمان با خداوند تبارک وتعالی بسته است که اگر توضیح این رو عزیزان دلم ازمن خواستند باید مراجعه کنند به اولین نوار از سلسله بحث های دردعای شب عرفه که مارد شبهای احیا توضیح دادیم که آنها چگونه اصول و عقاید ها فطری است و جزمیثاق است.وخداوند تبارک وتعالی روز قیامت بادرون وفطرت ما وعقل ما را محاکمه خواهند کرد بدین معنا که هرچه که از دستورات دینی اصول عقاید اخلاقیات ومسائل فقهی خداوند برای ما فرستاده اثبات آنها حقانیت آنها دردرون ما وجوددارد وروز قیامت ما با همان درونیات خودمان محاکمه می شویم وعلتی که کمتر به آن توجه داریم این است که ماکمتر فکرمی کنیم به همین دلیل قرآن دائماً به ما می گوید باید تعقل کنید" افلا تدبرون قرآن عملاً قلوبه اهوالا" ولی درقرآن تدبر نمی کند که برقلب ها شون قفل است، کسانی که اهل تحویل گرفتن قرآن ، انس با قرآن انس با ظاهرو باطن قرآن نیستند قرآن میفرماید اینها خودشان به قلبهای خودشان قفل زدند یا درباره جهنمی هافرمودعلت اینکه افراد سراز جهنم درمی آورند این است که اهل تعقل نیستند یعنی لحظه به خودشان اجازه نمی دهند که بنشینند وفکرکنند از صمیم قلب درست " لوکنّا سمع اونعقل ما کنا فی اصحاب سعیر" اگرما اهل شنیدن وتعقل بودیم الان جزء اصحاب جهنم نبودیم . پس آنجه که انسان را جهنمی می کند نیرو سعادت دنیا و آخرت را از انسان می گیرد این است که انسان تفکر وتعقل نمی کند . اگر انسان تفکرو تعقل کند عمیق شود وتعمق کند میرود از دورن خودش همه حقایق و گنجینه هایی را که خداوند درونش به ودیعت نهاده استخراج می کند وبالا می آورد و خوشبخت زندگی می کند هم دردنیا وهم درآخرت مشکل این است که ما شنا گرنیستیم تعمق نمی کنیم اهل تفکرنیستیم خصوصیت طبیعت گراها را که چون بخت مابرمبنای طبیعت وفطرت است . خصوصیت طبیعت گراها را که قرآن می فرماید . می فرماید : این کافری که شکست می خورد دربرابر شما ناتوان می شوند بااینکه سلاح های پیشرفته دارند سربازهای بشیری دارند شما در8سال دفاع مقدس دیدید یک کشورفقیرباکم ترین امکانات درمقابل ثروتمندترین قدرتهای دنیا وپیشرفته ترین قدرتهای دنیا درجنگ قرارگرفتیم . 16/17 کشورکه مستقیم با مادرگیربودند بقیه کشورها که پشتیبانی می کردند ودرجنگ باما شرکت می کردند سازمان ملل که به نفع دشمن بود شورای امنیت دست دشمن بود دوتا ابرقدرت با هم متحد شدند قبلاً هروقت شوروی می رفت جایی آمریکا درمقابلش می ایستاد واگر آمریکا می رفت جایی شوروی درمقابلش می ایستاد. درجنگ ما آمریکا و شوروی با هم آمدند به جنگ باما کشورهای عربی بدون استثنا همه آمدند دلارهای نفتی را آوردند اسلحه های پیشرفته آخرین تجربیات مسائل نظامی را ولی نتوانستند هیچ کاری کنند یک وجب خاک از ما نتوانستند بگیرند آنها با تعداد اسراء خیلی بیشتر کشته های خیلی بیشتر دست از پا درازتر برگشتند به خاطرچه بود. این طرف که می جنگید قرآن .........ماایرانیها با تفکر می جنگیدند آن طرف که با مامی جنگیدند . " لعنهم قوم لا یفقهون اهل ......نبودند این نمونه خوبی که خداوند در8سال دفاع مقدس به ما نشان داد که پیشرفته ترین سلاح هابیشترین سربازها بیشترین پول بیشترین امکانات و پشتیبانی های دنیایی وشیطانی نمی تواند درمقابل کسی که براساس عقیده می جنگدمقاومت کند طبیعت گرااحمق است وفطرت گرا همیشه عاقل است یادتان باشد این خداوند پیمانهایشان را ازدرون درنهاد وا گذاشته از بیرون توسط انبیاء با ابلاغ و تبلیغ از ما پیمان گرفته بنابراین ما هم درمقابل قرآن که بیرون است مسئول هستیم هم درمقابل قرآنی که خداوند دردرون ما به ودیعت گذاشته مسئول هستیم بنابراین یک سلسله پیمانهای فطری را خدادراین آیه شما رش کرده یکی از این آیه ها که کامل ترین جامعیت دین را بیان می کند وسیر مدارج یک انسان را بیان می کند که از کجا شروع شود واز اخذنا میثاق بنی اسرائیل چرا از بنی اسرائیل شروع کرد بعضی جاها می گوید میثاقکم اینجا می گوید میثاق بنی اسرائیل می گوید حقایق دین فطریات ثابت است همه اینها یکی هستند همه شان اززمان آدم تا العان دین اسلام است یک دین است می دانید که مادین ها را که اسم ادیان می گذاریم فرقهایی که باهم دارند درحیطه مسائل ظاهری است . دین را اگر به 3 قسمت تقسیم کنیم فقر اصغر. مسائل فقهی فقه وسط مسائل اخلاقی وارتباطات واجتماعیات وفقه اکبر که عبارت است از اعتقادات ومعارف اینها اززمانی که حضرت آدم آمده تاخاتم درفقه اوسط واکبر تفاوتی ندارد اختلاف درکجا هست اختلاف در مسائل زمانی و مکانی است . درفقه مسائل ظاهری ولی در مسائل اخلاقیات همیشه ثابت بوده ولی درمسائل معرفتی همیشه ثابت بوده دین ها باهم تفاوتی ندارد. اختلافش درمسائل فقهی است و ظاهری . خوب لذا وقتی از بنی اسرائیل میثاق گرفتیم یعنی همه انسانها این طور هستند یعنی از همه ی انسانها میثاق گرفته شده هم از نظام درونی هم از نظام بیرونی که ما با مطالعه و تحقیق می توانیم به این میثاقهایی که با خدا بستیم پی ببریم با مطالعه درونمان و معرفت نفس می توانیم تمام فرمول های دینی را از نفسمان استخراج کنیم ما با دوستان جایی جلسه داشتیم دررابطه با استخراج احکام دین از نفس بدون تکیه برآیات و روایات فقط اینکه احکام نفس را دربیاوریم تا بدانیم نفس چه احکامی داره از آن وقت که شروع کردیم هنوز تمام نشده یعنی ما اسماء اللهی یعنی آن هزار و خورده ای اسم را که در جوشن کبیر داریم از نفس در می آوریم آیات قرآن هم همینطور در آن نواری که برشما توصیه کردیم لا اقل سوره توحید را از نفس استخراج کردیم و گفتم به همین کیفیت شما جلو بروید بقیه آیات قرآن هم درنفس است . نفس شما یعنی همان قرآن خوب این یک نکته بعد می فراید خوب چه پیمانهایی گرفتیم پیمانهارا به ترتیب می گوید یعنی آن چه که انسان درتنظیم رابطه اش و حرکتش درابدیت نیاز دارد از نقطه آغاز شروع کرده این خیلی فرمول مهمی است یعنی می فرماید درطول این سالها این جورکه می خواهم طی یک یاد و جلسه بگویم خوب نگفتم این را خوب دقت کنید. ببینید از جایی که ما باید شروع کنیم تنظیم می کند رابطه را برای ما و روابط را بیان کرده که وقتی می خواهیم این مراحل را به جلو برویم این مراحل چه تعاطی با هم دارند. تأثیر و تأثرشان باید از توحید شروع کنیم . یعنی رابطه اش با حق تعالی تنظیم شود بفهمد از کجا آمده آن وطن خودش را خوب بشناسد بدون کسی است از کجا آمده وطنم کجاست. آنی که من را خلق کرده چیست برای چی خلق کرده رابطه بین من واو چی است. که این را ما دردلهای ولایت به طور کلی توضیح دادیم به همه عزیزان توصیه کردیم که بعد از راه شناسی و آموزش دین بروند دنبال ولایت که بدانند که از روز اول خلقت داستان چه بود و تا از العان چه جوی است . این را ما باید تنظیم کنیم رابطه یمان رابا حق تعالی داریم کسی که رابطه اش را با خدا تنظیم کند خدارابطه اورا با همه اشیاء و همه افراد تنظیم می کند ما اگر جایی اختلالی در رابطمان ایجان می شود با دنیا به هم میزنیم تو خانواده بهم می زنیم درمعاملات درکارهای اقتصادی کم می آوریم در درس خواندن افسرده و پژمرده هستیم و با وجود تلاش های زیادی که می کنیم شکست می خوریم به این دلیل است که ریشه خراب است یعنی آنجا که باید رابطه تنظیم شود نشده . همون بحث پنج ازدواجی که جلسه قبل برایتان مطرح کردم . که ازدواج ها درست صورت نگرفته یعنی وقتی آن ازدواج اصلی صورت نگیرد یعنی فوق عقل با جفت خودش ازدواج نکند درازدواج با معقولات شکست می خوریم درازدواج با موهومات و مخیلات هم شکست می خوریم بعد می آییم درازدواج های مادی وهمچنین حسی آنجا هم شکست می خوریم و گرفتارمی شویم. ما باید آن ازدواج اولیه را با معشوق اصلی وزوج اصلی با الهاهون درست انجام بدهیم اگر این زوجیت مبارک بود یعنی ازدواج خوبی تعلق گرفت درست انجام شد این ازدواج این خیلی مهم است . من شبی توجریان سرطانم خواب حضرت امیر(ع) را دیدم ایشان فرمودند که این آیات را بخوانید . بعد متوجه شدم آیات راجع به طلاق است . طلاق زن و شوهر بعد به حضرت گفتم بعد مقام ارتباط من با ایشان بعد از مثلا نودو بوقی این توفیق دست داده مثلامن انتظارداشتم حرف بزرگترمثلا چیزی ردو بدل شود گفت این آیه را شما بخوانید. من قرآن را باز کردم گفت فلان آیه را بخوان خواندم راجع به طلاق بود گفتم یعنی چی ؟ فرمودند مواظب باش سرطان توبیاریت موجب طلاقت از خدانشود واین اول بدبختی انسان است که مشکلات ومطائب زندگی بیاید انسان را از ازدواج اصلی دور کند بعضی ها تا رابطه شان با شوهرشان یا زنشان می ریزد به هم اول با خدا رابطه اش را خراب می کند یعنی آنجا اثرش ظاهر می شود این خیلی بداست . همه زوجهای مافدای حق تعالی . فدای الهی حقیقی ها که لا اله الا الله اگر ما رابطمون با خدامون خراب شود همه چیز بهم ریخته می شود خراب می شود و اگر این ازدواج درست صورت بگیرد و مادرارتباط با حق تعالی دچار طلاق نشویم بقیه زوجها هرچقدر هم فراق دست بده یا بد بشود باز جای خودش جبران پذیر است آنچه که جبران نمی شود این ازدواج و این زوج است . اینجا که ما شکست بخوریم هم در دنیا شکست خوردیم هم درآخرت فرمودند دچارسختی زندگی می شود و آن طرف هم کورمتولد می شود. بنابراین ماباید وقتی می خواهیم رابطمون را تنظیم کنیم بدونیم شروع از کجاست از کجا شروع کنیم .آن که حل نشود هیچ چیز حل نمی شود مثل زیپ است شما زیپ را که می خواهی بکشی اول باید دوسررا جفت هم کنی پیوندی قراربدهی بعد زیپ را بالا بکشی که همه رانها بیایند بروند داخل هم و بسته شود حفاظت آنجا بدست می آید. اما اگر از پائین خراب شود شما وقتی هم می کشی بالا ممکن است داخل هم بروند ولی از پائیین دوباره باز می شود اینجوری است اگر می خواهد شیرازه زندگیتان از هم نپاشد همه چیز سرجای خودش باشد این پیوند را از پایین درست برقرار کنید از ریشه . خیلی جاها که انسان بهم می ریزد به دلیل این است که یک جا با خدا بهم زده یک جا خراب کاری کرده من قبلا دررابطه با نماز هم گفتنم مثلا وقت نماز ظهر که می شود اذان می گویند خدادارد شما را صدا می کند دراذان شش بار و دراقامه شش بار شما را صدامی زند ومی گوید بیابشتاب اما شما محل نمی کذاری و میروی دنبال کارهای دیگرت نمازت را به بعداً موکول می کنی . چه اتفاقی می افتد بعداً ؟ می بینی خیلی جاها تا شب تا فردا کارهایت بهم می خورد مثلا نماز نخواندی که به کارهایت برسی آشت سوپت سوخت ماشین پنچر می شود بخاطر کسی که از خدا میگذری با خدا رابطه ات راخراب می کنی می بینی همان کس بعداً با تودرگیر می شود.عزیزترین کس تو با هم رودررو قرار می گیری چون با زوجت خراب کردی با زوجت هیچ وقت خراب نکن. هیچ وقت خدا را قال نگذاریدهیچ وقت بی وفایی نکنید یاربس نازک مزاج است و غیور غیرازاواز محفل خودسازدور
هروقت خراب کنی این طرف همه چیز خراب می شود چه درمسائل ظاهری وکاری وچه در مسائل درونی و باطنی ومعنوی ، هیچ چیز را به خداترجیح ندهید. هیچ چیزرا . این کلمه لا اله الا الله را به عنوان اصلی ترین و اصل ترین و اصل زندگی بهش پایبند باشید. یک موقعی همسرتان ، فرزندتان ، پدرتان، مادرتان ،دارائی تان ، اموالتان درسوره توبه و مجادله می گوید اینها و محبت اینها بالاتر از محبت حق تعالی درزندگی شما نشوند اگر بشوند تلخ کامی می آیدسرجایش یادتان نرود. پس لاتعبد الا الله غیراز خدارا عبادت نکنید . عبادت را گفتیم یعنی دلدادگی وابستگی شیفتگی . نه اینکه بگویند لا تعبد الا الله ما که غیراز خدارا نمی پرستیم ماجلوی خدا می رویم نماز می خوانیم بت نمی پرستیم منظور این نیست. این یادتان باشد. خوب" وبالوالدین احسانا" را توضیح دادیم بعداز خدا والدین کسانی که انسان باید رابطه اش با آن تنظیم باشد پدرو مادرهستند. شما هرجا رابطه ات با پدرومادربهم بریزد باز قضیه خراب می شود . چون زیپ باید از پائین دانه به دانه درهم قرار بگیرد. یعنی از آنها بهم نخورخراب می شود شما می خواهید یک آدم متعادل باشید در جهش کرومزومی یک کروموزوم این طرف و آن طرف شود طرف منگول می شود همه چیز بهم می ریزدکسی که رابطه اش با پدرو مادرش تنظیم نیست تنظیم یعنی چی ؟ یعنی درصلح وصفاو دوستی و آشتی و محبت نه امکان دارد همیشه اینها بدست ندهد به قول حضرت علی (ع) گاهی اوقات مجبوریم به خاطر خدا پدرومادرخودمان را بکشیم منظور انجام وظیفه الهی را درمقابل والدین که داریم ما می گوییم والدین ما این هستید واین شخصیت را دارند این خصوصیت را دارندمن درمقابل اینها چه وظیفه ای دارم این را دربحث شرف دعای صحیفه سجادیه درباره ی پدرومادرتوضیح دادم مراجعه کنیدبه همان بحث آموزش دین بحث حقوق والدین چون واقعاً ماباید با پدرومادرمان چطورباشیم؟ اگررابطه ات باپدرومادرت خراب شود شکم نکنی خیلی ها هستند تنظیم نمی کند بعد می روند جلوترمی روند کلاس اقتصادی حوزه و عرفان سرکلاس بهترین اساتید بعد از 10تا 15 سال می بیند هیچ اتفاقی نیفتاد هیچ رشد هم نکرد حالا قلبش هم سیاه ترشده توجه فرمودید متوجه نیست که کجای کارخراب است. ما بزرگانمان از اولیاء الهی وقتی یک موقع درکارشان گره می خورد برمی گشتن دراین چیز ها سرچشمه آیا من با خدا یک جا بهم زدند کارو خراب کردم کسل شدیم اگر مثلاً یک اتفاق برای بچه ام افتاده سرنماز کسل شدم این چه بی مزگی است که مثلاً مسائل پائینی خراب شود با خدا زود خراب کنم یا اصلاً با خدا قهر می کند یعنی خدا از شوهر و زن و بچه برایشان مهم تراست . اگر این چیز ها و سورو ساتشان به راه باشد آدمهای معنوی هستند اگر اینها نباشد بهم می ریزند کافی یکی از اقوامشان بمیرد می بینی که رابطه اشان با خدا خراب می شود یعنی معلوم می شود که خدا اله ما نیست خدابرای ماذاتاً ارزشی ندارد برای ما محبوب بذات نیست. معشوق و جفت من نیست که درکنارش آرامش پیدا کنم . من خدا را درکنارمعشوق های دیگر آرامش پیدا می کنم خیلی زشت است که خدایا اگر معشوق های دیگر من غذا یم لباسم نمی دونم آبرویم یک وقت انسان برای اسلام باید آبروخرج کند آبرویم همه چیز محفوظ باشد آن وقت آدم خوبی هستم با تورفیقم اگر شب درخانه بریزیم بهم با بچه ام رابطه ام خراب بشود می بینم می خواهم نماز بخوانم حوصله ندارم فردانمی دونم خیلی عبادت های دیگرم را کنار می گذارم قرائت قرآنم ترک می شود نماز اول وقتم عقب می افتد و این خیلی بداست. این نشان دهنده این است که ما به طور جدی رابطه محبت آمیز با حق تعالی برقرار نکردیم پس بعد از برقراری یک رابطه صلح آمیز با خداوند تبارک وتعالی اولین کسی که باید با آنها رابطه برقرارکنیم ذی القربی هستند والدین احساناً نزدیک ترین کسان به تو پس پدرو مادر به عنوان کلید بهشت . رضی الله فی رضی الوالدین . رضایت خدادر رضایت والدین باید با آنها صفاکنی باید طریقه چاپلوسی کردن درمورد پدرومادر را بلدباشید کسی که نمی تواند به خاطر قدی چاپلوسی پدرومادر را کندیا آنها را ببوسد نمی تواند راضی نگه شان دارد یا به خاطرآنها خودش را به زحمت بیندازد این مسیر انسانی وصراط مستقیم دور می شود پس با والدین باید در صلح کامل باشیم خوش به حال کسی که پدرومادرش دعاگویش هستند قبولش دارند .اگر پدرومادرت دعاگویت هستند قبولت دارند پشت سرت نماز می خوانند خدارا شکر چون وقتی پدرومادرت دعایت کنند ما .......واقعاً همین طوره هروقت گره توکارما می خوره من باید زنگ بزنم به مادرم یا برم خدمتشان با پدرم دستشان را ببوسم بگویم شما بزرگواری درحق من کنید برای من دعا کنید یا دورکعت نماز بخوانید مشکلم برطرف بشود آنها اگر برای شما دست به دعا ببرند خیلی مهم است . درزیارت عاشورا تو بحث زیارت توضیح دادم براتون که یک ی از کسانی که واجب است مابه زیارتشان برویم پدرومادراست کجا هم درحیاتشان هم درمماتشان سرقبرشان بروید اگر مشکلی دارید توسل به والدینتان کنید دعای آنها بسیارمهم است. مثل اینکه سرقبر امام میروی توسل می کنی سر قبرپدرومادرت هم برو توسل کن بسیار موثر است وبه شما کمک می کند خوب بعد از پدرومادر با چه کسانی باید رابطه مان را نتظیم کنیم . نزدیک ترین کسانمان همسر وفرزندان خواهر و برادر با اینها باید تنظیم باشد تنظیم یعنی چی ؟ تنظیم یعنی به وظایف آسمان والهیان نسبت به آنها درست عمل کنیم شوهرداری خدا پسندانه چون معشوق من باید شوهرداری من را بپذیرد. معشوق من باید زن داری من را بپذیرد من نه به خاطر زنم وبه خاطر شوهرم بلکه بخاطر معشوقم شوهرداری و زن داری می کنم اون موقع است که روابطم روابط خوبی می شود آن موقع است که ما هم مشکلی نخواهیم داشت آن وقت است که توزندگی شیرین زندگی خواهیم کرد این خیلی مهم است با اذن خداوبه خاطر او بیائیم سراغ خانواده و پدرو مادر با تنظیم رابطه با او با اینها رابطه برقرارکنیم . آن وقت یواش یواش من از پوست حیوانیت درمی آئیم . حیوانیت یعنی چی ؟ حیوانیت یعنی اینکه بیام بگویم دخترم منو دوست داره منم دوستش داشته باشم به من محبت می کند منم محبت کنم خدمت می کند منم خدمت کنم بهش وفادارد منم وفادار باشم بهش این میشود بده بستون حیوانی یعنی من طرف را طرف مقابل را می بینم و با نوع رفتاری که بامن دارد با او تنظیم می کنم اما وقتی که من از اول پیوند خودره باشم با حق تعالی ببینم او چطور دوست دارد من با طرف مقابل برخورد کنم ممکن است طرف مقابل من بی ادب باشد بی وفایی کند وخیلی چیزها را رعایت نکند وبگویم چون زنم این جوری کرد منم باید بد بشوم اون بد بود منم بد شم مرده بد بود منم بد شوم . نه ! هیچ رابطه ای بجز را بطه ی خداوند تبارک وتعالی اصلاً اصالت ندارد. بنابراین من یواش یواش وقتی رابطه ام با خدا تنظیم می شود رابطه ام با بقیه افراد خانواده براساس خودم نیست براساس حق تعالی است . اذن خداوند تبارک تعالی است . هان می گوید .شما اگر شوهرت مشروب خوراست تمکین نکن اگر بگوید نه ما باهم خیلی صمیمی هستیم رفیق هستم نه خدا گفته تمکین نکن نباید بکنی . بچه ات اگر بی خداست اصلاح نمی شود ببرشک بگذارش کنارمانع راهت نباید سرراه پیشرفت تورا بگیرد که تو به خاطر دوتابچه فاسق دختر ناجور پسر ناجور سرراهت بشه و نتونی رابطه ات را با خدا تنظیم کنی و اوج بگیری دست و پایت را ببندند چه ارزشی دارد . بگذارشون کنار رابطتتون تنظیم کن بعد هم از بدیها شان ناراحت نشوبهت برنخوره . جوش نیار وعصبانی شووبداخلاقی نکن . چرا چون تو با خدا داری میروی توی این رابطه اون وقت توانت هم زیاد می شود می گویی بگذار ببینم زن داری شرعی چطوریه نه زن داری که من از بابام یاد گرفتم بازنش چطوررفتارمی کند . تو تلوزیون یاد گرفتم مردها با زنشون چطوررفتار کنن خانم ها با شوهرشان چطور رفتار کنن. هنرپیشه با بی ادبی با جلفی وبا سبکی با مسخرگی یاد بگیریم خداچه جوری دوست دارد رفتارکنیم پس از آنجا شروع می شود رابطه تنظیم است با خداوند وپدرو مادربعد با کی ذوی القربی نزدیکان آمیرزا جواد ملک تبریزی (ره) می گوید: من خدمت استاد سالهاکارعرفانی کردم ولی هیچ مکاشفه ای و هیچ گره ای ازمن باز نمی شد هیچ راهی با ماوراء طبیعت نداشتم همه اش سرراهم گره بودیک روز آمدم خدمت استاد عرض کردم که چرا وسائل من حل نمی شود گره درکارمن است ایشان فرمودند کفش هایشان را جلوی پایشان جفت کنید با فک وفامیلهایت به صلح که رسیدی درست میشود. آدمی که متکبر هست دربرخورد با همسرش متکبر هست با بچه هایش متکبر است با برخورد با پدرومادرش متکبر است دربرخورد با فامیلهایش عمل نمی کند فکرمی کند با قال گذاشتن این و آن ندیدن اینها به روح های الهی راه پیداکند و به عرفان برسد به معنویت برسد به آدمیت برسد موفق نیست اشتباه محض است گفت رفتم آنجا . آنها هم انتظار نداشتند شخصیتی این جوری تواضع کردم مهربانی کردم کدورتها را همه را از بین بردم کفشهایشان را هم جلوی پایشان جفت می کردم خودم روی خودم فشار آوردم یعنی آن عنانیت نفسم را تکبر نفسم را از بین بردم این با جهنم چی جهنم ریاضت هان سوزاندم شیطان درون خودم را تکبر و عجب ها را بعد که رفتم دیدم دربهای آسمان به رویم باز شددیگر تمام توانها آمدو قدرتهاآمد مامشکلمان این است که گرفتارخودمان هستیم کسی به تکبر درمقابل است وبه تکبر درمقابل پدرو مادر وهم درسی و هم بحثی اش میرسد هنوز منم منم می کند اوراه به جایی پیدا نمی کند کسی بی ادب است در برخورد با ذوی الحقوق خودش نمی تواند حقوق را رعایت کند زحمتهای دیگران را نمی بیند که برایش کشیده شده نمک می خورد و نمکدان را می شکند این نمی تواند را به جایی پیدا کند این قدرما طلبه های نابغه و دانشجوهای نابغه داشتیم که نسبت به استادشان بی ادب و نمک نشناس بودند بعداً عاقبت به خیر هم نشدند به بدبختی و نکبت دچارشدند قال گذاشتن ما نداریم راهش این است خدا این ضمیری که آخرش می رسد به بهشت بعداً به بالاتراز بهشت شروعش ازحق تعالی است از حق تعالی شروع کن صلح و صفا با پدرومادرت ائمه امام زمانت اگر با امام زمان را بطه ات کدر است خرابه است درصفا وصلح با امام زمان نیستی همه چیز بهم میریزد با امام زمان باید درصلح و صفا باشی " سلم ُ لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم " اگر بخواهیم سلم لمن سالمکم باشیم باید با خودشان در سلم باشیم اول بعد با لمن سالمکم . وقتی من رابطه ام با امام زمان تیره است همه جا تیره می شود برای من نمی توانم ولی خدا رو امام زمان رو قال بگذارم بعد بخواهم رشد کنم نمی شود کسی که وظایفش را حقوق امام زمانش رانمی شناسد و به آنها عمل نمی کند خوب این رشدی نمی کند که ما با عجله خیلی چیزهارا له می کنیم میرویم جلو خیلی چیزها را له می کنیم "وبا لوالدین احسانازوی القربی" این گونه هستیم یک مثال برایتان بزنم که خیلی مهم است . درمعرفت نفسانی من توضیح مفصل برایتان دادم که هرکس می خواهد رشد کند باید به مختصات فردی خودش نگاه کند هیچ وقت نخواهد تومختصات دیگران باشد اداء کسی را دربیاورد به مختصات خودش توجه کند که آقا من این هستم فرزند فلانی دخترفلانی پسر فلانی مادرم اینه پدرم اینه شغلم اینه وضعیت جهانیم اینه وضعیت بدنیم اینه وضعیت مادیم اینه وضعیت روحی و معنوی ام اینه تحصیلاتم اینه با توجه به این حالا باید یک نقطه شروع داشته باشیم یک نقطه شروع کنم و بروم جلو اول اینکه فلانی فلان کاررا می کند بعد من این کاررا بکنم شکست می خورم آقای مجاهدی تعریف می کرد برای من که من موقعی که مجرد بودم با آقای مجاهدی دیگران شبها تادیروقت بیدار می مانیدم مثنوی می خواندیم حافظ می خوانیدیم قرآن می خواندیم دعا می خواندیم بعد که تصمیم به ازدواج گرفتم میدانست که می خواهم ازدواج کنم بهم گفت تودیگه حق نداری شبها تادیروقت تواین جلسات باشی مثلاً فرض بفرمائید تایک بعد از نصف شب دعای کمیل فلان جابعضی خانم هم این افراط ها را می کنند شوهرشان را ول می کنند می روند تافلان جا ساعت های دیر وقت هیأت فلان جاشوهرمثلاً ساعت 9 یا10 شب اومده خونه زنش نیست کجا رفته؟ عرش ، خانم پیش خدا . بعد هیچی فردا هم مثلاً شوهره انتظاردارد خانم باشد ، کجاست ؟ صبح رفته دعای ندبه کی می آید؟ ده صبح می آید . بعد می آید سلام سلام کجا می روی خانم ؟ نماز جمعه می روم. می رود نماز جمعه عصر هم زده بیرون کجا می روی؟ می روم آل یاسین داریم . خب ، نه ، تربیت بچه اش می رسد نه به شوهرش می رسد ، نمی شود . شوهررا نمی شود غال گذاشت بروی سراغ خدا خدا همان واجبات بس است به خانواده باید برسی . ولی وظایف واجبت را هم انجام بدهی. چرا؟ یک موقع تحصیل علم است واجب شرعی است ، شما می خواهی بروی تحصیل علم بکنی نیت رادینت را یاد بگیری، اون را باید یک حوری دم شوهره را ببینی خلاصه ، یا مردی هست دیگر نمی تواند بگوید خانواده ، باید برود یکجادینش را یادبگیرد او بحث واجب است ، کاری با واجبات نداریم مستحبات را دارم می گویم باید به وظایف انسان عمل بکند به وظایف وظایفش . آقا مانماز جماعت نرفتیم خب نرفتیم . به من احتیاج هست یک وظیفه دیگری دارم . یکی از خواهرها به کارعبادی زیاد اهمیت می داد . بعد مادرشان مریض شد . جلسات هم نمی آمدند جلسات همین جا را هم نمی رسیدبیاید می گفت مادرم زمین گیر شده یعنی هر لحظه به من احتیاج دارد گفتم کار بسیار خوبی می کنی خداوند همه معارفی را که دراین کلاس ها پخش می شود بهت می دهد همه اون معنویت هایی که می رفتی و دیگر نمی روی همه را یکجا بهت خواهد داد وظیفه را باید عمل بکنی یک موقع هست یک بچه ای به ما احتیاج دارد پیغمبر وقتی داشت نماز جماعت می رفت هم شعرش را خواندم برایتان هم داستانش را گفتم وقتی نماز جماعت داشت می رفت وقتی بچه ها بهش گفتند بیا کولی به ما بده نگفت: بروید من می خواهم بروم نماز جماعت بخوانم یاالله . بچه است .بچه که نمی شود بهش گفت نه که ، باید بایستی کولی اش را بدهی تو. نماز جماعت یک ساعت بعد . بدون عذرنمازت رانباید عقب بیندازی اگر عقب بیندازی که بی ادبی است . سبک شمردی نماز را پیغمبر هم شفاعتت را نمی کند ولی یک موقع هست، عذر داریم ، یک انسان یک مؤمن بخصوص معتّل شودبه مایک نیازی دارد، نیاز اساسی دارد باید بهش برسیم برای همین رابطه باید خوب تنظیم بشود این را دقت بکنید افراط و تفریط نکنیم کسانی که درحیطه اخلاق زمین می خورند به هیچ وجه راه به مسائل معنوی پیدا نمی کنند برای همین من به همه عزیزان دارم می گویم، متواضعانه عرض می کنم خواهش می کنم اگر می خواهید کارمعنوی بکنید کار توحیدی بکنید کار عرفانی کنید . من می بینم بچه های طلبه سال اول ، دومشان می بینیم که کتاب آمیرز جوادآقا زده زیربغلش وکتابهای امام را زده زیر بغلش وکتابهای سنگین عرفانی و کتابهای آقای حسن زاده و اینها، میخواهد از اونجاها شروع کندمی رود یکدفعه سرکلاس توحید می نشیند سرکلاس عرفانی می نشیند می گوییم حالا شما چه سیروسلوک اخلاقی کردی ؟ می بینی باباو ننش قهر است .با شوهرش رابطه اش خراب است بازنش ، زنش را کتک می زند با داداشش هزارو یک جورکدورت دارد با استادهایش رابطه اش خراب است. بعدسرکلاس عرفان نشسته سراز کجادرمی آورد؟ سراز جهنم درمی آورد هیچ مشکلی را حل نمی کند بزرگان ما فرمودند اگرمی خواهیدکارمعنوی و سیروسلوکی را شروع کنید اول یک دوره اخلاق را حداقل بگذرانید یک دوره اخلاقیات احادیث و آیات اخلاقی را ببینید رابطه تان را تنظیم کنید این پائین شما نمی توانید چند تا زیپ را خالی بگذاریدبعد برویدزیپ بالا زیپ وقتی بسته نشود وسطش باز باشد چه اتفاقی می افتد؟ دیدی بعضی از زیپ ها وسطش چند تاجامی ماند وقتی از بالا بسته شود این هوای وسط چه کارمی کند؟ خراب می کند. دانه دانه باید پیوند بخورد بیاید بالا .بعضی ها هم خیلی آدم های متکبر وخودخواه هستند مثلاً بهش می گوییم بشما باید بیایی این دوره رابگذرانی شما مثلاً راه شناسی را گوش کن آموزش دین را گوش کن ، رساله احکام را بخوان این کتاب را بخوان خیلی بهش برمی خورد می گوید اصلاً دخترهمسایه مان مثلاً دارد می رود کلاس های سال دهم می نشنید حالا می خواهد برودسال دهم را یاد بگیرد سال دهم واقعاً چیه؟ سال دهم است نه شما بروید سراون کلاس ولو اینکه بفهمید هم فایده ندارد .چون این مراحل را نگذرانید بابا ازهمین پائین شروع کن دیگه رساله احکامت را خوب بخوان از درس های پایه ای شروع کن یواش یواش بیا بالا اون وقت خیلی هم از بقیه می توانی جلو بزنی سرعت تو زیاد می شود امایک دفعه گندکسی بکنی ، تکبر داشته باشی مثلاً برایم این کم است من خودم اینها را فوت آبم وقتی می آیی بالا می بینی که خیلی ماداریم تازه منطق شروع کرده رفته سرکلاس بدایه نشسته هنوز فلسفه هنوز منطق را تمام نکرده که بفهمد منطق چیه؟ رفته فلسفه شروع می کند بدایه را شروع می کندوسط های سال نهایه را هم شروع می کند. بعد یک جا کلاس عرفان است می خواهد برود اونجا روهم بنشیندخب نمی شود این جوری از پائین شروع کنید یکی از بزرگان اولیاء خدا حالا اسمش را هم بیاوریم عیبی ندارد چون اینجا سرکلاس درسی درواقع ایشان هم هستش . معاد را ماخدمت ایشان خواندیم برای شما کتاب معاد را حضرت آیت الله استاد محمد شجاعی این دوجلدکتاب ایشان را که شاگردهای معاد را من بردم خدمت ایشان دیگه ، ایشان یک موقعی من بهشان گفتم که شما خب خیلی شکنجه دیده بودند زمان شاه بدنشان خیلی دائم درد می کرد بنده خدا یعنی وضعیت بدنی شان خیلی بد بود از دستهاو گردن و ستون فقرات و اینها خیلی وضعیت بدی داشت روی صندلی می نشست مجبوربودیک جوری بنشیند که کمتردرد داشته باشد دستگاه بود ، باید یک سره دستگاه روی بدنشان کارمی کرد و اینها خیلی گرفتار بود خدمتشان عرض کردم که شما چرا برای مداوا اقدام نمی کنید گفت اتفاقاً خیلی از علما بزرگان خیلی از افراد بزرگ دعوتم کردند برای مداوا به کشورهای خارجه ، جاهای دیگر گفتند بیایید گفتم خب چرا نمی روید؟ شما سالهاست درد می کشید گفت من یک مادر پیری دارم که به من وابسته است این آقا خودش الآن سنی ازش گذشته یک مادر پیری دارم به من وابسته است . من از خونه می روم بیرون او نگران می شود بعددچار فراموشی هم هست مثلاً من به فرض بهش می گویم که مادر من دارم می روم ده دقیقه بیرون و بیایم می گوید باشه مادر بروبعدمی آیم می گوید کجا بودی؟ یادش می رودمی گفت خب این وقتی به من وابسته است نمی توانم بگذارم اورا وبروم عمل و دنبال درمان خودم او معذّب است اذیت می شود من باید وظیفه ام این است که باید خدمت به مادرم بکنم باید خدمت ایشان بکنم ایشان آرامش داشته باشند ولی خدایک مرد مسن اونقدرملازم مادربودتامادرشان سال گذشته به رحمت خدا رفتند بعضی ها این جوری نیستند بعضی ها له می کنند همین جوری می روند فکر می کنند عرفان و آدم شدن همین جوری هست که ما نه ما اصلاً این چیز ها از همون خونه خودمون شروع می شود از بابا و ننه مون تنظیم رابطه با مادرو پدربعضی ها اونقدر قد هستند که حد ندارد مثلاً می داند مادرش راضی نیست روزه مستحبی بگیرد می گیرد عرفانش می گیرد اینجا بابا وقتی مادرت راضی نیست روزه مستحبی نگیر حرام است می داند پدرش راضی نیست روزه مستحبی می گیرد نمی توانی روزه مستحبی بگیری . مادر پدر نه مادر گفتند شما نماز مستحبی هم اگر بخوانی مادرصدایت کند نمازت را بشکن برو پیش مادرت ببین چه کاردارد؟ نگو نمازم را تمام کنم می روم ببینم مادرم چه کاردارد؟ نه ، بروپیش مادرت می داند اگر دوتا لقمه غذابخورد مادرش خوشحال می شود سفت می ایستد می گوید نمی خورم اعصاب مادرش را می ریزد به هم تکبراست دیگه این، منیّت است . حالا مادرت است باهاش را ه بیا بی میل هم هستی بخورچقدر شهید دستغیب من اینها را دردرس های گذشته توضیح دادم سالهای قبل شهید دستغیب می گوید اگر بهتان گفتند میل هم نداشتید این کاررا بکنید توی ذوق طرف نزنید لا اقل وانمود که می توانید بکنید ها؟ وانمودکه می توانی بکنی یک طوری که مادره بالاخره شاد شود راضی شود " قولوا للنّاسِ حُسنا" با مهربانی، طر نکنید تند نشوید . نریزید بهم افراد را . نرنجانید کسی را از خودتان خب وقتی من نمی توانم عرضه ندارم این را می خواهم بعد به کجا راه پیدا بکنم ببینید چقدر زیبا این آیا ت را خدا پیچانده در همدیگر از کجا شروع کرد؟ ازتوحید ، بعد رابطه با والدین بعد رابطه با خویشان بعد کی ؟ کسانی که یتیم هستند " وَالیَتامی". با این ها خوب باشید با ایتام خوب باشید حالا چه ایتام مادی چه ایتام معنوی یتیم را بهش برسید از نظر مادی که اون بخش صدقات وکمک به ایتام وکسانی که احتیاج به کمک دارند از نظر فرهنگی و معنوی این که شیعیان ضعیف از نظر ایمان از نظر عقیده را انسان باید اونهایی که قوی هستند تحت پوشش قرار بدهند . فرمودکسی که شیعیان ضعیف را کمکشان می کند با ما و هم درجه ما ست. نمی شود که مابرویم درس بخوانیم معارف را یاد بگیریم بعد با بی رحمی از کنار این همه شیعه ای که از نظر عقیدتی و معنوی ضعیف هستند بگذریم . بگذاریم اینها رشد نکنند حیف نیست رشد نکنند؟ اینها هر کدامشان یک بی نهایتند مضافاً به این که اگر یکی شان رشد بکند هر چقدر رشد بکند تمام کارهای او را درنامه اعمال اونی که یتیم داری کرده می نویسند . شیعیان ضعیف را گفتند چی ؟ گفتند ایتام آل محمد علیهم السلام با نزدیکان شروع بکنیم والدین احساناً . با نزدیکان ذوی القربی یتیم های مادی یتیم های معنوی یتیم هایی که از نظر عقیدتی و معنوی ضعیف هستند فرمود نگذارید گرگها بچه های مارا بخورند درحدیث داریم قریب به این مضمون گرگها نگذارید بچه هامارا بخورند جلویشان را بگیرید اینقدر گرگ خوابیده دراین مملکت درهمه جا دنیا که شیعیان را تکه تکه می کنند از نظر روحی می خورنتان فطرت هایشان را می خورند ازشون یک بدن فقط می گذارند یک حیوان درست می کنند نمی گذارند انسان بشوند می خواهند نگذارند شیعیان رشد بکنند حیف است. چرا بگذاریم گرگ ها بخورند ؟ باید با گرگ ها مبارزه کرد باید مبارزه کرد " وَالمَساکین" با بینوایان اونها ار هم همین طور رابطه تان را تنظیم کنید کسی که بی رحم است نسبت به ایتام چه ایتام معنوی چه ایتام مادّی این هرگز نمی کند هرگز رشد نمی کند کسی که قسی القلب است راحت می تواند بگذرد از ایتام مادی و معنوی این هرگز رشد نمی کند الآن بعضی ها 8 سال 9 سال 10 سال رفتند درحوزه درس خواندند می گوییم حالا خب شما چند نفر را زیر پوششتان دارید این ورو اون ور؟ هیچی. چند جلسه هیئت تشکیل دادید ؟ جلسه ای که جوانها جمع بشوند .هیچی . چند نفر را شفاعت ودلالی کردی که لااقل دردلالی اقتصادی که یادتان هست گفتیم ، گفتیم دردلالی صدقه ، حضرت فرمود: چند تا دست؟ هفتاد میلیون دست هم باشد همه ثواب می برند . دردلالی معنوی چه کار کردی؟ چند تا کتاب دادی به این و اون بخوانند چند تا کتاب خوب معرفی کردی؟ چند تا جلسه خوب معرفی کردی؟ چند نفر را سعی کردی هدایتشان کنی؟ واسطه گری برای هدایت چند نفر کردی؟ هیچی . یک آدمی است فقط درحیطه خودش است خود خواه . فقط در خودش به خودش می لولد.وبا مشکلات خودش خیرش از نظر معنوی به کسی نمی رسد بابا این اولیاء خدا توی این حرم هستند دستشان را بگیرید بیاورید اینجا آشتی شان بدهید با اینها با خدا می دانی چقدر ثواب دارد؟ انسان این روح را داشته باشد. افرادی که با امام زمان قهرند انسان آشتی شان بدهد با امام زمان . کسانی که از امام زمان می ترسند آشتی شان بدهیم دستشان را توی دست امام زمان بگذاریم تا سعادتمند شوند هم سعادتمند دنیا و هم آخرت . بعضی ها میبنی تا آخر عمرشان وقتی نگاه می کنی درنامه اعمالشان هیچی از این خیرات نیست هیچ کمکی به کسی نکردند حتی پدرومادرهای مومن را هم داریم می برند جهنم . پدرومادرمومن را ها!! می گویند شما خیرتان حتی به بچه های خودتان هم نرسید.مادره خیلی محجوب ، با حجاب ، دختره خیلی وضعش خراب . نتوانسته حجاب را به بچه اش منتقل کند. حالا بعضی از خانم ها هستند که بچه هایشان را کیف هم می کنند که بد حجاب باشند. یک خانمی می گفتش که من خیلی همچنین با ناز هم می گفت من تنها بچه های مانتویی فامیل بچه های من هستندد خیلی کیف می کرد مثلاً حزب اللهی هست ، صف اول نماز جماعت می آید می نشیند چند بار مکه رفته کربلا رفته وچند جور انگشتر دردستش هست. تسبیح وریش می بینی بچه هایش همه پای کامپیوتر فاسد شدند . نتوانسته لااقل خیرش به بچه های خودش نرسیده نه اینکه بچه هایش آدم بدی بودند ها ! وقتی که پدرخودش خوب است بچه هایش هم قطعاً می تواند خوب باشد. مادرخودش خوب است بچه هایش هم می تواند خوب باشد. برای اینکه ما اصلاً رابطه عاطفی و معنوی برقرار نکردیم مارفاقتی با بچه هایمان نداشتیم زندگی نکردیم با بچه هایمان الآن می گوییم بابا تو ده سال است داری می آیی کلاس یکبار خانمت را برنداشتی بیاوری کلاس یکبار یک نوار برایش بردی؟ یک کتاب برایش بردی؟ بچه ات را چی ؟ بچه را خب مادرش بزرگش می کند هیچ کس خدارابه گناهی بزرگتر از جهالت خانواده و فرزندانش ملاقات نمی کند رسول خدا فرمود: صلی الله علیه وآله وسلم.خب برای اینها هم خوراک ببرید. به اینها هم کمک بکنید . زورش می آید بچه اش را بگیرد مردانگی را دراین دیدند خیلی از آقایان که دستشان را بکنند درجیب هایشان بیایند بروند با رفیقهایشان ول گردی واین ورو اون ور بچه داری نکنند، کمک بچه ها نکنند، بعد برو دست بچه ات را بگیر بیاوردرحرم عیبی دارد بغلش کنی این زجرتربیتی است ولی خیلی اجردارد. فردا لذت می بری خودت بنشینی بچه ات را نگاه می کنی. بیاورش حرم. بیاورشفاعتش را بکن . کمکش بکن . شفاعت یعنی جفت کردن جفتش کن با معشوق های خودش ، باارباب های خودش با پدران خودش بعضی از آقایان می آیند اینجا من ماههامی بینم می آیند می ایستند و پسرهایشان و بچه هایشان را نگه می دارند بچه کوچکشان را که خانمشان بیاید درجلسه خودش می ایستند اونجاها بچه داری می کنند جلسه راهم توجه می کنند یا بعداً می روند نوار جلسه را گوش می دهند توجه دارد بنابراین بی رحم نباید باشیم ما ،بی عاطفه نباید باشیم چشم را بگذاریم درزندگی خودمان من می خواهم زندگی خودم را بکنم پس اینهمه آدم ها دارند اطراف شما قتل عام می شوند تهاجم فرهنگی با اینترنت ویدئو با سیدی و اینها زوجشان را دارند گرگها افتادند به جانشان یک بم اتفاق می افتدهمه می نشینند هی گریه می کنند و هی زنگ می زنند هی گریه ، من حاضرم تمام طلاهایم را بدهم به اینها . اینقدرچیز بدهم ، اینقدر چیز بدهم ولی دارند اطراف خودشان را می بینند بچه های خودشان را می بینند خانواده ، خواهر برادرها، کسانی دیگر دارند له می شوند دشمنان افتادند رویشان له می شوند هیچ دلسوزی ای نمی کنیم دارد می بیند درجامعه شیعه این همه طلاق دارد اتفاق می افتد این همه زندگی ها در سال اول و دوم زندگی دارد به هم می خورد ناراحت هم نیست ککش هم نمی گزد، کاری هم نمی کند فعالیتی هم نمی کند برایش اهمیتی هم ندارد" والیتامی والمساکین" بیچاره ها را به فکرشان باشید اونها هم همین طور هم از لحاظ مادی هم از نظر معنوی " قولوا للناس حسناً" . بامردم خوب باشید گفتیم خوب بودن وحسن یعنی چه ، بعد می آید ارتباط با خودش را می گذارد توی قلب ارتباط با مردم از این همه از خودش شروع کرد زد به والدین ، اومد بعد دوباره می گوید " واقیموالصلوۀ ، اقیمواالصلوۀ یعنی چه؟ یعنی ارتباط با خود حق تعالی است که یک بافتی دارد که جلسه بعد بیشتر برایتان توضیح می دهم .