جلسه 049 - تفسیر قرآن
شماره جلسه
49
وضعیت پیاده سازی
دارد
متن کامل (خام) ‌ جلسه 049 - تفسیر قرآن

جلسه ی گذشته در باره ی مرز صدقه صحبت کردیم. حالا مشارکت در کارهایی که مربوط به انفاق و صدقه است، بحث امروز ما است. یعنی اینکه افراد در صدقه دادن کمک کنند و فرهنگ انفاق و صدقه را تقویت کنند، که این امر در قرآن کریم هم آمده است که:

«تعاونوا علی البرّ و التقوی» به همدیگر در کارهای نیک و تقوا کمک کنید. همدیگر را در نیکی و تقوا مساعدت کنید و به این حالت اصطلاحاً می گویند، شفاعت کردن، کمک کردن به همدیگر، کمک دادن به خواهر و برادر دینی در امر خیر و تقوا. چند روایت از بزرگان دین را می خوانیم. دو روایت هست از نبی اکرم(ص): «مَن مَشا بِالصدقه الی محتاج کان له کاجر صاحبها من غیر ان ینقص من اجره شی.» هر کس صدقه ای را به محتاج برساند، نه اینکه پول خودش است، پول را از کسی گرفته، آورده، زحمت کشیده این را آورده مثل اجر کسی است که صدقه داده، بدون اینکه از اجر صدقه دهنده چیزی کم شود.

مثل همین کاری که الان فرهنگش هست و ما درجلسات خودمان می کنیم، صندوق صدقات توزیع می کنیم، عزیزان صندوق صدقات را می گیرند برای خودشان، فامیل شان، دوستان شان، آشناهای شان، 10 عدد، 20 عدد می برند توزیع می کنند و این صدقات جمع می شود، و می آید و به مستحق خودش می رسد.

می فرماید: کسی که در این راه تلاش می کند، ثواب همه ی این صدقه را انگار که خودش داده است. اجر صدقه دهنده کم نمی شود ولی خداوند اجر را چند برابر می کند، انگار که این شخص هم خودش این صدقه را داده است. ممکن است صدقه ی خود من مثلاً در ماه یک مبلغی شود، ده هزار تومان صدقه شود، 20 هزار تومان صدقه شود، ولی کار دیگری هم می توانم بکنم.

این که صدقات دیگران را جمع کنم. تلاش کنم از دیگران صدقات بگیرم، انفاق بگیرم، نه فقط صدقه، صدقه را با کل مفهوم عامی که تا الان توضیح دادیم، خدمت شما عرض می کنم، یعنی همه ی آن به اصطلاح انفاق ها، در واقع وقتی شما در مسائل اخلاقی هم وساطت می کنید، خیر رسانی می کنید، این ثواب برای شما هست. اساساً مشارکت، تعاون، کمک کردن، سرمایه گذاری کردن، اینها انسان را در عمل خیر سهیم می کند.

لذا این کار، کار خیلی خوبی است. گاهی وقتها، وقتی ما به توان شخصی خودمان نگاه می کنیم. مثلاً می خواهیم یک کاری برای امام زمان بکنیم، مثلاً یک فعالیتی برای امام زمان می خواهیم بکنیم، یک فعالیتی برای حرم می خواهیم بکنیم، یک فعالیتی برای جبهه و جنگ می خواهیم بکنیم، مثلاً من می خواهم برای زلزله زده های بم کمک کنم، وقتی به توانایی خودم نگاه می کنم، می بینم توانایی های من این هست که من مثلاً یک پتویی، روغنی، جنسی، خوار و باری، پولی، چیزی بدهم، اما یک موقع هست که من تلاش می کنم در کمک رسانی، در امداد، و کمک های مردم را جمع می کنم.

این جمع کردن کمک های مردم، ثواب تمام آن کمک ها را برای شخص می نویسند. انگار خود این شخص همه ی این کمک ها را داده است. چون واسطه ی اینکه این کمک ها برسد به مقصد خودش، به مستحق خودش و محتاج خودش، چه کسی بوده است؟ این شخص بوده است.

شما هر وقت مشارکت کنید همین است. بنده ممکن است مریض شوم و نتوانم جبهه بروم ولی در ستاد جبهه شروع به نیرو جمع کردن می کنم، مثل خانم هایی که در زمان دفاع مقدس نمی توانستند جبهه ببایند، اما واقعاً در تقویت جبهه موثر بودند. تمام ثواب جهاد مجاهدین برای اینها هم است.

توجه فرمودید. تمام آن ثوابی که مجاهدین در جبهه ها می برند، برای این خانم هایی که در پشت جبهه ها کمک می کردند هم بود. این به روح مربوط است، به نیت به خواست مربوط است، نه فقط صرفاً بگوییم ما نیت داریم ولی نکنیم، نیت داشته باشیم و اگر برای مان امکانش فراهم است برایش چه کار کنیم؟ اقدام کنیم، وارد عملیات شویم. این ثواب دارد.

لذا این کار را، اساساً مشارکت را در کار خیر دست کم نگیریم، یک نکته ی خیلی مهمی که باید خدمت عزیزان عرض کنم این است که ما در سیر بی نهایت مان به سمت آخرت، به توشه و آذوقه ی راه خیلی احتیاج داریم. دیگر یک موقع خدایی نکرده کسی به کارهایش مغرور نشود. دیگر ما شیعه ی امیرالمومنین هستیم. امیرالمومنین کسی است که یعنی پدر ما که فردای قیامت ما را با او می سنجند.

امیرالمومنین (ع) میزان اعمال است. در روز قیامت افراد را با امیرالمومنین (ع) می سنجند. او می فرمود: آه، آه مِن قِلّته زاد و طول الطّریق. آه آه از کمی توشه و طولانی بودن راه. توجه فرمودید. انسان باید تا می تواند جمع کند. احمق باشد کسی که فکر کند برای آخرتش خللی دارد، دستش پر است. این خیلی فکر احمقانه ای است.

وقتی امیرالمومنین (ع) از کمبود توشه و مسیر ابدیت می نالد، شوخی نیست. ابدیت شوخی نیست، باید کار کنی، بنابراین انسان باید حریض در کار خیر باشد. هر وقت خودتان می توانید، هر چقدر می توانید انجام دهید. نمی توانید مشارکت کنید، وساطت کنید. گاهی وقت ها من به وساطت، هزار برابر کمکی که خودم می توانم، جمع کنم. درست شد؟

تمام آن هزار برابر جزء شئونات من می شود، مال من می شود. ببین خداوند مسیر آخرت را چقدر راحت می گیرد. یعنی شما با تلاش تان فقط، با وساطت تان، شفاعت تان، زحمتی که می کشید، در کار های خیر دیگران سهیم می شوید، بدون اینکه از اجر دیگران چیزی کم شود.

لذا یک آدم با عرضه، یک آدم زیرک، کسی است که هیچ وقت از یک همچین تجارتی، چشم نمی پوشد. چون آن جا همه کم می آورند، و ناله دارند، وقتی این گونه است هیچ وقت یک آدم عاقل نباید از اینکه می تواند در یک کار خیر مشارکت کند، صرف نظر کند. بعضی ها هستند تنبل اند. یعنی من به شما بگویم علت اکثر عذابهای جهنمی ها برای تنبلی است. تنبلی و کسالت. توجه فرمودید.

ما بعضی وقتها هست که می گوییم آقا مثلاً خوب حالا بم زلزله زده است، کمک می خواهند؟ باشد، وظیفه مان است این هم کمک، بعد می گذاریم می رویم. ولی بعضی ها هستند که این گونه نیستند، خیلی آدم های زیرکی هستند مثلاً در خانه، در فامیل می گویند کمک های تان را کردید؟ کارهای تان را کردید؟ این خیلی مهم است. گاهی وقتها ما در مسافرت که داریم می رویم، می بینیم که یکی از رفقا این کار را می کند.

یعنی ما اصلاً این را جا نینداخته ایم، در رفقای مان، همه در همین وضعیت هستند که مثلاً به محض اینکه حتی اگر در یک ماشین سواری هم که باشیم، همه حواس شان هست، هر که زودتر بجنبد، او برده است. یعنی سهم را او جمع می کند. مثلاً تا می خواهیم حرکت کنیم، یکی می گوید که آقایان صدقه های شان را بدهند. دیگر تمام شد و برد.

صدقه ی خودش را می دهد، صدقه ی بقیه را هم جمع می کند، بعد می اندازد صندوق صدقات. آنها صدقه شان را دادند و اجر شان را هم بردند ولی این که این عامل می شود و صدقه را جمع می کند می برد و حال دارد، بعضی ها حال این کارها را ندارند، کمک کنند، 5 تا خیّر را ببینند 10 تا خیّر را ببینند، مذاکره راه بیندازند، بروند، بیایند، وساطت کنند، این تجارت آخرتی است کم نیست.

یک موقع است شما کم می توانید کمک کنید. ولی وقتی دیگران را به کار خیر وادار می کنی، کمک می کنی، مشارکت می کنی، مساعدت می کنی، در این ثواب بسیار زیاد شریک هستی و ضریب آن چقدر می شود؟ ضریب آن خیلی زیاد می شود توجه فرمودید.

یک موقع هست بنده نمی توانم. الان بعضی از دخترها و پسرها را می بینیم خودش نمی تواند برای هدایت افراد کاری کند، یعنی قدرت اینکه با شخصی برخورد کند و بتواند او را هدایت کند ندارد. ولی خوب می تواند وساطت کند. یعنی چه کار می تواند بکند؟ من می بینم مثلاً بعضی از آنها می روند کار می کنند، بعد مثلاً فرض بفرمایید می روند 5 تا 10 تا و 20 تا کتاب می خرند و این کتاب ها را در فامیل تقسیم می کنند. این کتاب ها اثر می گذارد.

آن وقت ببینید این شخص چه ثوابی می برد، این روحیه را دارد و می گوید من در هدایت دیگران مشارکت می کنم چند وقت پیش من خانواده ای را می شناختم که خیلی خانواده ی دوری از این مسائل بودند، بسیار غفلت زده و دنیا زده. یک مدت دیدم خیلی روحیات قشنگی پیدا کردند، راه شان هم خیلی دور است. مثلاً می بینم که از راههای خیلی دور، شب های جمعه بلند می شوند می آیند و همین جلسات را هم می آیند. بعد تعجب کردم. وقتی پیگیری کردم دیدم که یک معلمی در مدرسه بوده، به دختر این خانواده یک کتاب خوب داده، این دختر کتاب را خوانده، به خانه آورده، پدر و مادرش هم خواندند و یک خانواده متحوّل شدند.

چه کسی وساطت کرده؟ یک معلم. یک معلم مسئول، یک معلمی که عاشق انسانهاست، برای هدایت انسانها زحمت می کشد. برای همین هر کار خیری، چه کار خیر مادی، چه کار خیر معنوی، شما وساطت کنید، دیگر در ثواب شخص شریک می شوید. یک کسی هست مسائل شرعی خود را نمی داند، به او یاد می دهید یا به یک جایی می برید که یاد بگیرد.

مسائل اعتقادی اش را بلد نیست، یک جایی می برید معرفی می کنید که بتواند مسائل اعتقادی اش را یاد بگیرد مسائل اخلاقی اش را یاد بگیرد. چیزهای دیگری را یاد بگیرد. به محض اینکه مشارکت شما انجام می گیرد و او روی غلتک می افتد، دیگر از این به بعد ثواب اعمال ضریب 2می خورد.

یک مقدار برای شما می آید، یک مقدار برای او می رود. گاهی وقتها انسانهایی هستند که خودشان معلم و استاد نیستند. معلم و استاد به تعداد شاگردهای شان، روز قیامت، شئون دارند. یعنی یک دفعه می بینی نامه ی اعمال هزاران نفر در نامه ی اعمال آنها می آید، خیر های آن، نه شرهای آن، مگر اینکه شر به کسی یاد داده باشد، معلم شر هم همین گونه است.

ولی یک کسی هست که نه استاد است، و نه معلم، این طوری نیست. ولی روز قیامت می بیند خیلی ثروتمند محشور می شود، آن جا یک آدم گردن کلفتی است، چرا؟ چون در هدایت انسانها مشارکت داشته است. توجه فرمودید. از آن به بعد، هر چقدر آن مشارکتی که او کرده، هر چقدر افراد احیا شوند، و جالب اینجاست که خداوند ضریب ها و نسل ها را هم حساب می کند، در نامه ی اعمال این شخص می آید.

می بینید که اگر خودش باشد، خودش و نامه ی اعمالش، نمی تواند مشکلی را حل کند. اما چون مشارکت کرده و زیرک بوده در تجارت آخرت، در هدایت انسانها، خیلی برد کرده است. یک کتاب می خواند، بعضی اصلاً کتاب نمی خوانند، می خرند و در خانه شان می گذارند. بعضی ها می خوانند و به صد نفر هم توصیه می کنند این را بخوان.

یک هدایتی ایجاد می کند. یک جا که هستند یک مسئله ای شرعی می گویند، یک احیایی می کنند، یک حرفی می زنند، این خیلی موثر است، این جا مشارکت خیلی موثر است. می خواستم بگویم وسعت دیدتان زیاد شود، فرمول دست تان بیاید نه اینکه ما یک حدیث از پیغمبر خوانده باشیم، فرمول دست تان بیاید که سعی کنید در کار های خیر حریصانه شرکت کنید.

چون بعداً ما شب اول قبر کم می آوریم. بعضی ها هستند خیلی با پرستیژ می روند، می آیند، دخالتی هم در کار کسی ندارند، آدم های خوبی هم هستند، حج آنها به جاست، زکات آنها، خمس، نماز، روزه ی آنها به جاست، ولی در هدایت دخالت نمی کنند می گویند ما کاری نداریم، به خودمان برسیم بس است.

ولی بعضی ها هستند که این گونه نیستند، این روحیه را دارند که به فکر بقیه هستند. می رود یک پاتوق می زند، یک هیئت می زند، یک جلسه ای برقرار می کند، بعضی از خانمها را من دیدم که مثلاً در خانه ی خودشان 5 نفر سریع یک پاتوق 5 نفری می زنند. هر جا می روند پاتوق می زنند.

ما یک رفیقی داشتیم خیلی این به اصطلاح شلوغ بود و هر جا می رفت یک آتشی بر پا می کرد، یک هیئتی، یک جلسه ای، یک چیزی می زد. چند وقت پیش رفتم دیدم که یعنی از این شهر رفت. رفتم دیدم زنگ زده از فلان شهر می گوید بلند شو بیا این جا یک سخنرانی بکن. گفتم چه شده؟ گفت: یک زمین چهار هزار متری در این جا پیدا کردم و دارم اینجا مسجد می سازم. یک مسجد چهار هزار متری، شروع کرده، خوب حالا این بنیاد، چهار هزار متر مسجد وقتی درست شود و مردم بیایند، این تا قیامت دیگر برای او سود دارد. یعنی عرضه دارند، سهام می خرند، سهام های ابدی، این یک سهام است. اگر خودش هم بمیرد، بعداً در نامه ی اعمالش می آید. بنیان این طوری می گذارند. توجه فرمودید چه طور شد؟ مشارکت.

همین حرم حضرت عبدالعظیم شما بیایید، من به همه ی رفقا توصیه می کنم این کار را بکنند. خودم حتماً بدون استثنا این کار را انجام می دهم، شما هم این کار را بکنید. شما در هر جای کشور رفتید، در مسجد نماز خواندید، مثلاً وسط راه یک مسجدی هست، حتی شده ده تا یک تومانی در صندوقش بیندازید، بیندازید و بروید. بعد هم گم می شود.

اصلاً یادمان نمی ماند ولی نزد خدا گم نمی شود. هیچ کار کوچکی نزد خدا گم نمی شود. یک موقع می بینی در یک راههای بسیار سخت برزخ و قیامت به دادت می رسد هر مسجدی رفتی، دیدی یک صندوق کمک به مسجد هست، یک پنج تومان در آن بینداز، نمی گوییم حالا هزار تومان، دو هزار تومان، بده، چون خیلی ها ندارند، ولی هر چه هست بدهید.

لااقل اگر ندارید، با حسرت چند لحظه به آن صندوق نگاه کنید و بروید برایتان کار می کند. همین با حسرت نگاه کردن به در صندوق هم به شما کمک می کند خیلی کمک می کند. همین حضرت عبدالعظیم که شب های جمعه می آیید، حتماً یک مقدار در حرم، در ضریح بیندازید، فرقی نمی کند کدام شان، چون سه تای آنها یکی است. ولی حتماً این کار را بکنید.

حتماً در ضریح یک چیزی بیندازید، چون این بینایی که اینجا هست، حرم حضرت عبدالعظیم، با این عبادات، اینجا شما سهام تان، سهام گردن کلفتی می شود. دیگر تا قیامت برای شما می آید. یعنی ممکن است فردا، پس فردا آدم بمیرد، بعد وقتی شما در این حرم سرمایه گذاری کردی، حالا دیگر مثلاً فرض بفرمایید تا قیامت مدام در اینجا عبادت می شود، خیرات می شود، انسانها می آیند هدایت می شوند، معنویت می گیرند، ذکر می گیرند، نماز می خوانند دعا می خوانند.

همین طور یکسره در نامه ی اعمال شما می آید. آدم زیرک این گونه است. سرمایه گذاری های طولانی می کند. قرآن به اینها می گوید باقیات صالحات. خیرٌ عند ربّک. خیلی بهتر است در نزد پروردگار. پس این حدیث که حضرت فرمود: « هر کس حرکت کند، صدقه ای را به دست کسی برساند، ثواب همان صدقه را دارد. بدون اینکه از اجر کسی کم می شود» یک بخشی از یک فرمول اساسی است. حالا عزیزان همین کار را بکنند. باز من دارم توصیه می کنم که سعی کنید مشارکت کنید و کمک کنید به کار های خیر هر جا که هستید.

(مَن تَصَدّقَ بصدقه علی رَجُلٍ مسکین کان لَه مثلُ اجره و لو تداوَلها اَربعون الف انسان ثُمّ وصَلَت الی المسکین کان لهم اجراً کاملاً) کسی که صدقه را جمع آوری بکند مثل یک نفری که الان مثلاً می گوید آقا الان یک نفر احتیاج دارد بعضی ها در مساجد، قدیمی ها، الان در مسجد خودتان هم هست، یک نفر همیشه هست، دیدید که شجاعتش را دارد، جرأتش را دارد، جُربزه اش را دارد، عرضه اش را دارد، بلند می شود چه کار می کند؟

حالا بقیه مشغول دعا و نماز شان هستند. ولی یک نفر هست که همیشه تیز است. یعنی معرکه گردان است، می آید زرنگی می کند، بعد شما ها همیشه این را بدانید، اجر کسی که در یک جمع تحرک بیشتری دارد، از همه بیشتر است، فرمول کلی اش را برایتان بگویم (سیّد القوم خادمُهم) سرور هر گروهی آن کسی است که بیشتر در آن گروه فعال است. کار می کند. بیشتر تحمل می کند همیشه سنگ زیرین گروه است.

او سید گروه، سرورگروه می شود. در مسجد آن کسی که می رود اذان و اقامه می گوید و چراغ را روشن می کند، او از همه جلوتر است، آن کسی که زودتر از بقیه به مسجد می رود، با داد و فریاد او، با صدای او مردم برای نماز جمع می شوند، ما نه ما اصلاً دوست داریم مهمان باشیم، یک کسی برود برای ما.....

را روشن کند، چراغ را روشن کند، یک کسی فرشش را بدهد، یک کسی کارش را بکند، یک کسی اذانش را بگوید، یک کسی اقامه اش را بگوید، ما هم برویم نماز بخوانیم. یعنی یک بهره ی فقط شخص ولی بعضی ها هستند برای بقیه زحمت می کشند. یک کسی بلند می شود در مسجد چای می دهد، در یک جلسه کمک می کند، در یک جلسه شیرینی می دهد، در یک جلسه شام می دهد، در یک جلسه جارو می کند، در یک جلسه غذا پخش می کند.

این روحیه خیلی فرق دارد. اینها آدم های زیرکی هستند. آدم های زیرک در جمع، اینها هستند. مثلاً بلند می شود کمک به مسجد جمع می کند. می گوی آقا کمک به مسجد، در صف می گردد، چند دقیقه طول می کشد؟ 10 دقیقه ای جمع می شود.

خودش هم یک چیزی می اندازد یا اصلاً نمی اندازد. کلاهش را می گیرد، قدیم ها این طور بود کلاه شان را می گرفتند. می گرفتند و می ریختند، بعد هم می برند صندوق مسجد و به امام جماعت می دادند و می رفتند. چقدر طول می کشد؟ 10 دقیقه ولی چقدر اجر دارد؟ هیچ کس نمی داند.

فقط خدا، فقط خدا می داند. برای همین اساساً این روحیه، روحیه خوبی است که انسان در کار های خیر مشارکت بکند. این خیلی خوب است. چند وقت پیش ما برای موسسه یک وسیله می خواستیم، همین دستگاه تکثیر. یک آقایی بود، وضعش هم خوب بود. عزیز بسیار با اخلاصی است، آمد گفت: من این وسیله را می خرم، هست خودم می خرم و می آورم.

بعد یک چند وقتی گذشت و آمد و گفت به یک مشکل مالی خوردم. نتوانستم، انشاءالله بعد. بعد ما گفتیم باشد آقا عجله ای نیست، هر وقت توانستید این کار را بکنید. ولی وقتی می دانست احتیاج زیاد هست، دیدم یک هفته بعد رفت پول را آورد. مبلغ زیادی هم بود، چند میلیون پول را آورد. دیدم خانمش النگوهایش را فرستاده آمده. بعد گفتم ما که عجله ای نداشتیم گفت: که نه چون لازم بود، دیدم حالا حالا ها ممکن است دست خودم نیاید، رفتم گوش های بقیه ی رفیق هایم را بریدم. مشارکت.

در واقع شادی خودش یک دهم این پول را داده ولی در واقع همه ی پول برای او حساب می شود. بعضی حاضر نیستند برای خدا، برای امام زمان، برای اسلام، از خودشان، مایه بگذارند، هیچ حاضر نیستند. روی مان نمی شود، ضایع می شویم، سبک می شویم، این خیلی بد است، این خودخواهی خیلی بزرگی است که انسان نمی تواند روی شخصیت خودش، شخصیت موهومی که از خودشان ساخته، پا بگذارد.

می گوید به پرستیژ و کلاس من نمی خورد. خودم صدهزار تومان می دهم بلند نمی شوم بروم این طرف آن طرف گدایی کنم، در حالی که بحث گدایی نیست. اصلاً بحث گدایی نیست. بحث این است که شخصیت تو باید ساخته شود. اصلاً نفسانیت تو در این کار ریخته می شود، تو در این کار آدم می شوی. قبلاً توضیح دادیم علت صدقه همیشه نیاز نیست. علت این است که ما باید از طبیعت مان کاسته شود.

این کار، خود این مشارکت خیلی ارزش دارد. خود این دلسوزی، خود این حرکت، خود این تلاش خیلی ارزش دارد. اگر می بینی نمی توانی این کار را بکنی، متکبر هستی. اگر نمی توانی برای امام زمان دست گدایی دراز بکنی، برای امام زمان، برای پدر همه ی ما، برای امام حسین، برای منتقم خون حسین، نمی توانی تلاش بکنی و نمی توانی بروی گدایی کنی، نمی توانی رو بیندازی، رویت نمی شود، بدان متکبر هستی، تکبر داری.

کسی که صدقه جمع کند، ثواب کسی را می گوییم که دارد صدقه جمع می کند، هر کس برای مستمند صدقه ای جمع آوری بکند، می فرماید اجر آن صدقه را هم دارد. یعنی خود آن صدقه را هم پای این می نویسند. غیر از آن کسی هم که داده، ثواب خودش را دارد. شما از هزار نفر که صدقه جمع کنی، ثواب صدقه ی هزار نفر را در نامه ی اعمالت داری.

از ثواب اعمال آن هزار نفر هم کم نمی شود. آن وقت جالب اینجاست، این جا را نگاه کنید. (و لو تداولها اربعون الف انسان ثُمّ وصلت الی المسکین کان لهم اجراً کاملاً) اگر چهل دست بگردد، هر چهل نفر ثواب صدقه را می برند. توجه فرمودید چطور شد. اصلاً زیبایی دست گردانی همین است که مثلاً وقتی من می خواهم صدقه بدهم، نمی دوم به عنوان یک آدم بزرگ بروم به فقیر بدهم.

دست چه کسی می دهم؟ به خانمم می گوییم شما این را به بچه بده. حالا خانمم باید پول را بگیرد. نیتش پذیرایی این پول است و اینکه این پول می خواهد از خانه خارج شود، یک اجرا و می برد. بعد هم می برد به دست بچه ام می دهد، بچه ام هم می برد می دهد. با یک مبلغ 3 نفر، 3 برابر ثواب می برند. درست شد؟ برای همین من همیشه به عزیزان گفتم، در خانه بچه کوچک ها را مامور کار های صدقه بکنید.

یعنی بچه ای که دارید و حدوداً مثلاً هفت هشت ساله است، دیگر او مامور شود. ما الان در خانه یک مامور صدقه داریم، یعنی می دانیم صدقه باید دست چه کسی برسد. او جمع می کند. بخواهد یا نخواهد می داند پول کجا هست، هر روز می رود یک مبلغی را بر می دارد، یک جا می گذارد. این خوب است.

یک نفر را مامور کنید. هم او ساخته می شود، شما هم ثواب می برید، او هم ساخته می شود. در مورد یکی از بزرگان، گویا حاتم است اگر اشتباه نکنم، گفتند مادرش، همین کار را با او می کرده است. به او می داد تا او دائماً بدهد و این روح سخاوت در او چه شده است؟

چون دیگر ملکه است، دادن، ملکه ی کرامت برای انسان می آورد انسان دائماً برای فقیر بدهد، روحش این گونه بار می آید. این طور انس می گیرد. لذا می فرماید: 40 دست هم که بگردد، نبی اکرم (ص) می فرماید: 40 دست هم بگردد، هر 40 نفر ثوابش را بردند. برای همین انگیزه ایجاد کنیم. هوشیار باشیم.

یک موقع است مستقیم می دهیم، یک موقع است به 10 نفر می دهیم می گوییم آقا شما بده به فلان کس. این خوب ثوابش بیشتر می شود. این را شما برسان. روایت بعدی از امام صادق (ع) است. حالا نگاه کنید. این فرهنگ، فرهنگ مهمی است. اگر کسی روانشناسی دینی و معرفت نفس نداشته باشد، نمی تواند اینها را خوب بفهمد یعنی چی.

حالا رقم ها را بالا بردند. (لو جَری ثوابُ المعروف علی ثَمانین کفّاً لاُجروا کلُّهم من غیر عن یَنقُصُ من صاحبهی من اجره شیئاً). امام صادق (ع) می فرماید: یک معروف، نگفت صدقه، یک کار خیر، وقتی 80 دست هم بگردد، همه ی آن 80 دست، ثواب را می برند، بدون اینکه از ثواب نفر اول چیزی کم شود. حالا اینها که در کار های خیریه هستند چقدر ثواب می برند، موسسه ها، کسی مثلاً وساطت می کند برای کسی جهیزیه جمع کنند، برای پول عمل کسی وساطت می کند، برای اینکه یک نفر را از زندان را از زندان در آوردند وساطت می کند.

این چقدر ثواب می برد، چقدر ذخیره ی آخرتش می شود، این سازنده است. روایت بعدی باز هم از نبی اکرم (ص) است پیامبر فرمود: اگر صدقه میان هفتاد هزار هزار، یعنی چقدر؟ هفتاد میلیون نفر، جمعیت ما چقدر است؟ هفتاد میلیون نفر. بین هفتاد میلیون نفر دست به دست بگردد، اجر آخرین نفر مثل اجر اولین نفر است.

پس در واقع ما از این چه می فهمیم؟ از این می فهمیم که مراد در صدقه صرفاً دادن نیست، روح کمک به دیگران است. بعضی ها حتی یک ریال هم ندارند بدهند، چون واقعاً اگر می داشتند، می دادند. فکر نکنید کسی صرف با نیت می رسد، نیت باید صادقانه باشد، امام باقر (ع) فرمود: « من طَلَب الشّهاده بِصِدق النیّه مات شهیداً و لو کان علی فراش» کسی که شهادت در راه خدا را واقعاً بخواهد، دیگر زن و مرد هم ندارد، واقعاً در درون خودش به اینجا برسد که اگر من روز عاشورا بودم حتماً کمک امام حسین می رفتم.

امیر المومنین (ع) فرمود: اگر از آخرالزمان تا قیامت کسی بیاید و آرزو کند ای کاش در رکاب من باشد، خداوند ثواب مجاهد در راه من را برایش می نویسد، همراه من را برایش می نویسد. همراه من را برایش می نویسد. این در درون باید اتفاق بیفتد. و الا خیلی ها هستند می دهند ولی در درون شان هیچ اتفاقی هم نمی افتد. یک عده صدقه می دهند، چیزی برایشان ضبط نمی شود، یک عده نمی دهند، برایشان ضبط می شود. چرا؟ نیّت.

آن نیت خیلی مهم است. سازندگی در کجاست؟ سازندگی در نیت است. آنجا هست که شخص شکل می گیرد، برای همین من حالا هم در دروس معرفت نفس، هم دروس معاد، توضیح زیاد دارم. تا می توانید عزیزان سطح نیت های تان را بالا ببرید. سطح نیت های تان یعنی اینکه سعی کنید خیّر باشید. یعنی اگر دستتان رسید، برای امام زمان دریغ نکنید این خیلی مهم است.

در دعای مکارم الاخلاق از امام سجاد (ع) داریم. خدایا نیت مرا بالاترین نیات، احسن النیّات، نصیب من کن. توجه فرمودید. من می بینم، بعضی از رفقا هستند، آهی می کشند، می گوید اگر من داشتم! مثلاً یکی از رفقا این طور می گفت: من می رفتم برای این دختر پسرهایی که می خواهند ازدواج کنند و خانه ندارند، یک شهرک می ساختم.

واقعاً اگر داشت این کار را می کرد. من هم می دانم، او واقعاً صادقانه دارد این حرفها را می زند. گفتم خدمت تان، یک آقایی را به ما معرفی کردند که این در سال یک میلیارد تومان فقط به بقیه کمک می کند، یک میلیارد، بعد گفتم چطور ما شاءالله این همه برکت مال هم دارد؟

گفت: به خدا گفته، هر چه بدهی نصف با هم نصف می کنیم. واقعاً هم روی عهدش ایستاده، خدا هم به او برکت داده است، این گونه است. آن بحثی که آن هفته خدمت تان، عرض کردم یادتان نرود. چه بحثی؟ دوبار هم خدمت تان عرض کردم. بحث جبران.

یعنی شما هر چقدر بدهید. علاوه بر اینکه جایش در همین دنیا پر می شود، آخرت هم اجر خودت را داری. برای همین وقتی ندهی، همان طور که عرض کردم چند برابر آن را در راه معصیت خرج می کنی. بنابراین کار خیلی خوبی است. که انسان اهل صدقه و خیر باشد. من می بینم بعضی از خواهر ها زحمت می کشند، بعضی از برادر ها زحمت می کشند، این صندوق صدقات را، برایش حرص و جوش هم می خورند، یک موقع می بینی یک خواهری از جیب خودش پول گذاشته، یک منطقه ی دور رفته، 10 تا صندوق صدقه که پر بوده و آن اهلش حال نداشتند بیاورند بدهند.

جمع کرده و اینجا آورده می گفت: آنها حال نداشتند خودم گرفتم. من چند تا از رفقا را دیدم که بردند شهرستان توزیع کردند، از شهرستان هم جمع کرده بودند و صدقات را آورده بودند. این ثواب دارد، کار خیلی خوبی است. حتماً عزیزان سعی کنند در توزیع صندوق صدقات ها کمک کنند. بگیرند، فک و فامیل، دوستان، مدارس، ادارات، مغازه ها، هر جا را که سراغ دارند توزیع کنند تا انشاءالله به دست اهلش هم برسد.

حالا می خواهیم مصارف را برایتان بگوییم و موارد صدقه را بگوییم که مستحق چه کسی است، عرض کنم خدمت تان، چه کسانی مستحق زکات نیستند. بعد مسائل دیگری هست که انشاءالله جلسه بعد می گوییم.