اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد وآله الطاهرین و لعنة الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین بحث ما درباره این آیه شریفه بود وقولوا لناس حسنی که چند روایت مانده بود که در این زمینه به خاطر اهمیت مطلبی که دارد خدمتتون عرض میکنم درباره ی گفتار نیک و خوب صحبت کردن و بعضی از فرمول فرمود: زیبا سخن بگویید تا پاسخ زیبا بشنوید. ودر روایت بعدی فرمودند:زشتی پاسخ از زشتی سخن است. البته این حالا عمومیت ندارد ولی خب می خواهد این جوری بگویید به ما که ما وقتی در نحوی حرف زدنمان بی دقتی می کنیم تحریک کنندگی دارد، قبلاً من خدمتتون عرض کردم قرآن کریم می فرماید که شما هیچ وقت با هم تنها نیستید حتی وقتی تنها هستید خودتان شخصاً یک شخص دیگری هم همیشه همراهتان هست که در شما فکرهای مضطرب کننده،نگران کننده،نا امید کننده وبدبینانه ایجاد می کند یک کسی هست که در شما اینجوری می کند لذا انسان باید همیشه دقت کند که مقداری از افکار خودش را به خودش ندهد مال خودش نیست اصلاً در درونش افکار منفی ایجاد می شود و دائماً اضطراب ایجاد می کند،گرفتگی ایجاد می کند، غصه ایجاد می کند، بدبینی ایجاد می کند و خشونت ایحاد می کندبرای ما نیست باید بدانیم که بتوانیم با اینها مبارزه بکنیم حالا وقتی که با دیگران صحبت می کنیم باید دقت بکنیم که ما هیچ وقت در جو کاملاً شفاف با دیگران صحبت نمی کنیم وقتی داریم صحبت می کنیم با همدیگر عده ای هستند که می خواهند بیایند چه کار بکنند؟دوبه هم زنی بکنند.درروابط ما شیظان است،لذا کافی است یک مقدار بی دقت حرف بزنیم،کافیه یک مقذار جلوی جلوی دهانم را نگیرم.(العاقل من عقل لسانه) عاقل کسی است که زبان خود را در بند می کشد.این طورنیست که هرچه به ذهنش برسد بگوید.شیطان اول می آید از طریق ذهن کار می کند. قبلا خدمتتون گفتیم حیطه تسلط شیطان کجاست؟ تو خیال ماست دیگه،درذهن ماست.در ذهن ما اول چیزهایی رو می آورد.بعد ما آن را چه کار می کنیم؟ ذهن خوانی می کنیم دیگه. چون سخن گفتن عبارت از چه چیزی است؟ذهن خوانی. ما ذهن خوانی می کنیم. الان وقتی من می بخواهم برای شما صحبت کنم،بایذ آن چه که در اندیشه من است یا دراین فرمایش هست،اول من خودم تصورش کنم.آن را در ذهنم بیاورم،بعداز ذهنم بگیرم،به کجا بیاورم. بنابراین شیطان فاصله ای بین ما وشیطان وجود ندارد و زمان نمی خواهد.هر وقت دلش بخواهد،هرچه بخواهد القاء می کند.ماباید دقت بکنیم که آن جه به ذهن می آید رو به زبان نیاوریم.اگر این کار را کردیم، طرف مقابل هم ،هم به جهت داشتن هوای نفس به جهت داشتن شیطانی که دراو هم ،ببین چه به تو گفت؟! جلویش را بگیر!ببین داری تحقیرمی شود ،داری کوچک می شوی،خودت را نگه دار.انسان سیستم دفاعی دارد دیگر،به شدت سیستم دفاعی انسان فعال می شود که جواب بدهد به طرف مقابل لذا وقتی می خواهد جواب بدهد چه طور می خواهد یک جوابی بدهد که آن ضربه ای که خورده است را چه کار کند.جبران بکند. بنابراین باید چه کار کند؟باید یک ضربه ای را بزند به طرف که از ضربه ای که خورده چه باشد؟ قوی تر باشد ،بیشتر باشد. خوب وقتی این ضربه را زدی دوباره همین جریان تکرار می شود.در طرف مقابل لذا شما می بینی وقتی که می خواهی باکسی حرف بزنی یواش یواش اول با آهسته صحبت کردن شروع می شود بعد به کجا می کشد؟به داد وفریاد ؟ به کتک کاری؟ چرا؟ چون هر دفعه شدید می شود. بیشتر می شود .مدام بالا می رود. لذا می فرماید که اگر می خواهید جواب های قشنگ بشنوید ،جواب های خوب بشنوید چه کار بکنید؟ حرف های خوب بزنید. حتی اگر یک نفر دارد حرف بد می زند شما متقابلا جواب خوب بدهد. حضرت فرمود دیگر دربحث حلم خدمتتون عرض کردیم اگر فحاشی کرد بگو من هم چنین کاری نمی کنم. من فحش نمی دهم،بدتر از این هم بگویی من چنین چیزهایی به زبان دهان نمی آوریم ها ؟ توبحث حلم این راخدمتتان توضیح دادیم .اساسا باید دایره را از سمت جهنم کنار ببریم.چرا؟ چون توضیح دادم مادر صراط هستیم. صراط یعنی از توی جهنم رد شدن.جهنمی که از موباریک ترواز شمشیرتیزتر هست.لذا کسانی می خواهند حواس ما پرت کنند به محضی که توجه کنی به جهنم سقوط می کنی.اصلا باید نگاهش نکنی. می دونی اذیت می شوی ها، فحش هم دارد می دهد از این پایین بهت،داره برایت سنگ می اندازد،باید چه کاربکنی؟ کاملا بی توجهی بکنی تا بتوانی به سلامت صراط را رد بکنی. برای همین هم امیرالمومنین علیه السلام می فرماید:نصف شخصیت عاقل تحمل است ونصفش بی خیالی است.نصف العاقل احتمال ونصفه تغافل.نصفش تحمل است ،می خورد ونصفش هم این است که خودش را به غفلت می زند. خودش را به نشنیدن می زند ومتقابلا این خیلی هنر است.آدمیت یعنی این آدمیت درس خواندن،استاد شدن ،پروفسورشدن،نمی دانم حجت الاسلام شدن آدمیت نیست.آدمیت یعنی همین که آدم بتواند از جهنم در برود. نوشتند به مرحوم سلمان رحمه ا.... علیه گفتندکه ریش تو بهتر است یا دم سگ؟ خوب فحش است دیگر ،حرف تندی است . چه قدر قشنگ جواب می دهد.هم جوابش برای ما اهمیت دارد،هم خود این کیفیت برخورد بری مااهمیت دارد.می گوید اگرمن از صراط رد شوم ریش من بهتراست،اگر ازصراط رد نشوم دم سگ بهتر از ریش من است. توجه فرمودید!این که تو طلبه ای،مهندسی،دکتری،پروفسوری نمی دانم چه هستی ،اصلا اهمیتی ندارد.مهم این است که از صراط رد شویووقتی قرار است در جهنم بیفتی فرق نمی کند چه کاره باشی. لذا باید توجه کنیم وبه این اهمیت بدهیم که کسی نتواند مارا بسوزاند. حواسمان باشد که همیشه ممکن است از طریق پدرمن،مادرمن ،همسر من،فرزند من کسی که دوستش دارم یک تیربه سمت من شلیک شود. من باید توان اساسا، خیال سوختن نداشته باشم، قدرت جاخالی دادن را داشته باشم که بنا نیست بسوزم.قوی بودن یعنی همین. یعنی این که آدم نمی سوزد. خیال نداریم بسوزیم وکسی را هم نمی سوزانیم.پس شلیک آتشین نکن به توچی شلیک می شود؟آتشین شلیک می شود. شلیک جهنمی نکن . به تو شلیک جهنمی می شود.وقتی شلیک جهنمی شد،می سوزی دیگر.چه قدردوام می آوری؟ می سوزی .حالا اگر کسی شلیک جهنمی کرد شما باید چه کار کنید؟ باید جاخالی دهید.جاخالی دادن به چی هست؟ به این که فرض بفرمایید او می خواهد آتشت بزند،شما آتش نمی گیری،چون از جنس آتش نیستی که بخواهی آتش بگیری. آدم باید جنس خود را با بهشت تنظیم کند نه با جهنم. کسی که زودرنج است،کسی که عصبی می شود،کسی که به اوحرف زود برمی خورد کسی که تا به او می گویی دو بیشتر است یا سه گر می گیرد،این سنخیتش با چیست؟با جهنم است که این طور می شود والا آدم که این طور نمی شود.کسی که قرار است با بهشت سازگاری داشته باشد شخصیت سوختن ندارد که نمی سوزد. شاید این مثال را برایتان تعریف کرده ام،یادم هست در پادگان یک مسئولی داشتیم.دفتر محیط کاری خودمان که کار فرهنگی بود،این مسئول در دفتر نشسته بود،مدیریت داخلی پادگان با یک پیرمرد غروغرویی بود که خیلی سخت می گرفت،انضباط شدید،با یک دیسیپلین بسیار سخت. همه از او می تر سیدنداو به دفتر کار ما آمدوبا مسئول ما با تندی صحبت کردن ودادوبیداد کردن که چرا این طور شده،نباید این طور می شد. او هرچه داد می زد مسئول ما می گفت جان! می خوامت!می خورمت! پیرمرد داد ومسئول می گفت دوست دارم. یک دفعه زد زیرخنده. طرف اصلا برید بعد هم اورا بوسید.ببین می توانست بگوید ومتقابلا جواب بدهد:چته که مثلا عربده می کشی؟ این جا جای عربده کشیدن نیست. چی چی چی کار خراب می شود! بگذریم از این که بعضی وقت ها لازم است در مقابل یک تندی چه کارکنی؟ یک تندی بشود ولی خوب آن جا دارد،یک مصالح دیگری هست. خیلی لاتی با او حرف زد،خیلی لاتی واصطلاحات لاتی به کار برد. این بنده خدا برید. دفعه های بعد هم هر وقت عصبانی می شد ،می گفت بروم در این دفتر نمی توانم حریف او بشوم .دیگر آرام می آمد حرفش را می زد یعنی هر وقت می خواست بیاید،می گفت من الآن بروم من که نمی نمی توانم مثلا به این داد بزنم.حسابی ببرد این ازمن بترسد از من ،نه این جوری ، بعد طرف مقابل بداند نمی تواند آتشت بزند،دیگر سعی نمی کند. یکی از افسران عراقی یک خاطره ای نوشته بود ،خاطراتش را می خواندم که صدام یک روز جشن گرفته بود ،نمی دانم جشن انقلاب عراق بود یا جشن پیروزی یاچه جشنی بود.می گفت در استادیوم چند ده هزار نفری دربغداد صدام وتمام سران مستقیما از تلویزیون پخش می شد. عکس بزرگ قدی دونفری را آوردند بسوزانند .یکی عکس امام ویکی عکس انور سادات بود. گفت روی عکس انورسادات بنزین ریختند وآتش زدند .بعد عکس امام را آوردند ،بنزین ریختند،گبریت زدند ،آتش نمی گرفت .رفتند یک بیست لیتری عوض کردند دوباره کبریت زدند ،عکس نمی سوخت. هرچه کبریت می زدند نمی سوخت. آبرویشان داشت می رفت ،گفت هیچی عکس را برداشتند وبردند.عکس را از دور خارج کردند. حالا این افسرعراقی هست می گفت همه داشتند از تلویزیون نگاه می کردندو خوب بعدها دیگر از این غلط ها نمی کنند. اگر عکس امام سوختنی بود همه یاد می گرفتند هرجا عکس را بسوزانند. اما قرار نیست سوخته بشود.وقتی قرار نیست سوخته بشود ،دیگر مردم می دانند که این سوختنی نیست. دیگر بااین نمی شود شوخی کرد. آدم هایی که سوختنی نیستند به طرف مقابل می فهمانند.مرحوم خواجه وقتی برایش نامه نوشتند که اورا به سگ تشبیه کرده بودند. آی سگ فلان و این ها ،بعددر جواب نوشته بود که بعد از این که مثلا با شخص صحبت کرده بود و سلام وعلیک .نوشته بودید سگ، من فکر نمی کنم سگ باشم،چون ناخن های سگ دراز است ولی من پهن ناخن هستم.سگ چها دست وپاست ولی من رودوپا راه می روم .خیلی آرام یعنی معمولی جواب داده بود.طرف مقابل وقتی نامه را بخواند،می داند دفعه بعد نمی تواند بااین شخص وبا زبان صحبت بکند.آدمباید زبانش را ،ادبیاتش را جا بیندازد. برای دیگران به آن ها بفهماند که این طور نیست،یعنی این شخص یک ادبیات خاص دارد،یک فرهنگ خاص دارد. نمی شود با تحقیر وتوهین با او صحبت کنی. تاثیری ندارد هیچ تاثیری ندارد.یادم است یک آقایی بود،سرکرایه ماشین با راننده دعوایش شده بود.بعد کرایه را داشت اضافه می گرفت. این خیلی آرام گفت بفرمایید گفت آقا اینقدر میشود گفت نه اینقدر میشود گفت بهت می گویم اینقدر می شود گفت نه همین است این کرایه راهش است، گفت فلان فلان شده مثلا یک چیزی به او گفتش هیچی نگفت این فقط گفت کرایه شما همین است گفت چه کارت می کنم فلانت می کنم! گفت بفرمایید مثلا این کار را بکنید مثلا ایستاد بیرون گفت تشریف بیاورید اگر میخواهید بزنید بزنید من کار دارم دیر است می خواهم بروم هر چه این می گفت راننده دستش را گرفت روی سرش و نشست و رفت. هست یا نیست؟ حالا ما لااقل نمی خواهم بگوییم این جوری باشیم نسبت به دیگران اما حد اقل نسبت به کسانی که داریم با انها زندگی می کنیم پدرمان ،مادرمان، کسانی که حق عظیمی گردن ما دارند باید دفت کنیم که زود آتش نگیریم زود نسوزیم و این هم این جوری نیستش که بازهم من بگویم بشویم ها. تمرین میخواهد تمرین می خواهد که اگر مثلا فرض کنید که کسی کار بد کرده به جای اینکه برویم توبیخش کنیم، برویم ببوسیمش، بغلش کنیم این راحت تر متنبه میشود تا اینکه من بروم خودم را تخلیه کنم. اعصابم را خورد کنم بریزم بهم دیگر. با عروس آدم می خواهد رفتار کند دقت کند با چه زبانی صحبت کند. فریاد کردن، حرص و جوش خوردن و غرغرکردن جز اینکه خودت را آتش، در روایت هم داریم آدم هایی که بد اخلاقند و حرص و جوش می خورند اولین کسی را که می سوزانند و به فشار و وحشت می اندازند کی است ؟ خودشانند.اولین کس خودشانند. لذا می بینید بعد از یک مدت انواع بیماری ها را میگیرند،انواع مریضی ها را میگیرند. انواع سر درد ها، نمیدانم قلب دردها،گرفتاریهای دیگر، بیماری های مختلف. راهش نیستش، راهش نیستش. هر بار عصبانیت،هربار تند صحبت کردن فشار قبر را بیشتر میکند. در صد فشار قبر را،طولانی بودن فشار قبر را، هر بار زمانش را بیشتر میکند.لذا باید توجه کنیم. نکته ی بعد فرمولی بود که ان هفته حضرت فرمود. حضرت فرمود: وقتی می خواهید چه جوابی دوست دارید از طرف مقابل بشنوید. هر جوابی هر کلامی که دوست دارید از طرف مقابل بشنوید قشنگترش را باید به طرف مقابل بگویید،بهترش را به او بگویید تا جواب مناسب بشنوید.لذا حضرت می فرمایند که خوب حرف بزنید،زیبا حرف بزنید تا جواب چی بشنوید؟جواب زیبا بشنوید بعد می فرماید چی؟ می فرماید زشتی پاسخ از زشتی سخن است حالا برایتان بخوانم. اجملوا فی الخطاب تسمعوا جمیل الجواب .در خطابتان زیبا حرف بزنید تا جواب چی بشنوید.زیبا بشنوید.نکیرالجواب من نکیرالخطاب. جواب بد شنیدن ، زشت شنیدن از چی است؟ از خطاب زشت است. وقتی بد حرف می زنی، بد موضع گیری می کنی،باید این جور جواب بشنوی. توجه فرمودید؟ باید این جوری جواب بشنوی ،پس آن چه که ما باید عهد باخودمان بکنیم ،این هست که باید تعهد بدهیم. با خودمان عهد بکنیم،باخدا عهد بکنیم که نهایت سعی خودمان را بکنیم که در ارتباطات ما،در خطاب های ما کسی آزرده نشود. رنجیده نشود، عصبی نشود ، دل چرکین نشود . این یادمان باشد چون تمام آن ها را در روایت داریم. همه اش جهنمی است . بوی جهنم می دهد. در هر کس رنجش بیشتری است به جهنم نزدیک تر است،چون سوختنی است . زود گر می گیرد. زود می سوزد. در هر کس سوء ظن بیشتری هست،جهنمی است.در هر کسی دلخوری بیشتری است،عرض کنم خدمتتان که عصبانیت بیشتری هست. به جهنم نزدیک تر است.خیلی باید حواسمان جمع باشد،بخصوص در مورد کسانی که اگر نسبت به آن ها بی ادبی کنیم ،هیچ ،تمام رفتارها وعبادت هایمان زیر سوال برود.مثل پدر ومادر ،قرآن فرمود ولا تقل لهما ،اف ،اف نگو به پدر ومادرت. حضرت می فرمود :اگر کمتر از اف حرف بدی بود حضرت همان را مثال می زد .اف نگویید ،چه برسد بخواهید تند صحبت بکنید. خیره نگاه نکنید ،حق ندارد کسی چشم درچشم مادرش یا پدرش بیندازد ،خیره نگاه بکند .به محض این که این کاررا بکنی ،مطمئن باش وقتی خیره نگاه کردی ،به مادرت تند حرف زدی ،مطمئن باش عذاب خیلی زیادی را ذخیره کردی.خداوند هر وقت کسی اینجوری باشد با دیگران رفتار کند سنت الهی که در قبر،در قیامت درشب اول قبر به بعد بشدت می ترساندش، این چهره هایی را می بیند آنجا که اگردر دنیا می دید جا در جا میمرد ولی چون آنجا مرگ وجود ندارد فشارمرگ را دارد ولی نمی میردچه ه هایی بسیاروحشتناک از انواع حیوانات وحشتناک، با ذلت خدا از کسی که دیگران را خیره می شود به آنها تندی می کند به آنها اذیتشان می کند نیش می زند با ذلت خدا از او استقبال می کند و با ذلت پذیرایی می کند از او با تحقیر، از کیف کردن از اینکه من یک کسی هستم یکی از من حساب می برد یکی از من می ترسد حرف آ خر را من می زنم نمی دانم اینها همش روحیه هایی استکباری هستش که برای انسان ذلت می آورد این کار کار ما نیست کار یک آدم نیست لذا حضرت می فرمایند که خوب حرف بزنید تا جواب خوب بشنوید اگر جواب حرف بد بزنید انتظارچه جوابی داشته باشید؟جواب منفی، بابچه ات می خواهی حرف بزنی باید دقت بکنی یک مدت میتواند حرمتت را نگهدارد اگر حواست نباشد یک دفعه دیدی قاطی کرد. با نیروی زیردستت می خواهی حرف بزنی همین طور،با کارمندت همین طور،با معلمت می خواهی حرف همین طور، با رئیست می خواهی حرف بزنی همین طور، ممکن است او آدم حلیمی باشد، دلیل نمی شود که از حد خارج شوی یک موقعی انسان خطرناک می شود، چون بزرگان وقتی حلیم هستند خطرناک تر می شود دیگر هر باری که انسان نسبت به یک حلیم پر رویی می کند فشار قبرو عذاب خودش را زیاد می کند گاهی وقت ها انسان می ارزد، انسان وقتی با یک نفر تندی می کند جواب تند بشنود یک فحش می دهد اگر آدم دوتا فحش بشنود خوب است برای آخرتش چون دیگر عذاب قبری نمی ماند برایش ولی وای مجالی که انسان به یک نفر چیزی بگویید او جواب خوب به انسان بدهد در ذخیره ی ان طرف ما می رود، آره چون وقتی در مقابل طبیعت،طبیعت عرضه می شود دوتایی چه می شوند با هم؟ خنثی می شوند و تخلیه می شوند اما درمقابل طبیعت اگر فطرت عرضه بشود چه کسی اینجا باخته؟ طبیعت باخته وقتی درمورد ظلم شمر ابن سعد،سیدالشهدا مظلومیت می برد عذاب آن ها خیلی زیاد می شود ،خیلی مهم است ،خیلی مهم است. لذا در روایت داریم بپرهیزیداز این که به کسی ظلم بکنیدکه هیچ پناهی جز خدا نداشته باشد،چون عذاب چنین شخصی عظیم می شود. یک مردی هست در خونه یک ذره بد دهنی می کند می بینی زنه هیچی نمی گوید مظلومیت نشان می دهد از خودش .خدا از او شروع می کند انتقام گرفتن . توجه فرمودید!خدا انتقام می گیرد .حرف زدی جواب بد نشنیدی این خیلی خطرناک است .اتفاقا لذا خیلی انسان حواسش را جمع بکند که گاهی وقت ها مظلومیت طرف مقابل باعث می شود ما اوج بگیریم در واقع به سمت جهنم برویم!اوجمان این جوری می شود. مثلا بعضی ها هستند مثلا فرض بفرمایید به مادر فحش می دهد یک حرف تند می زند.مادر هم چهار تا می گذارد رویش،دوتا هم می زنددر گوشش. خوب است این ،یک مقدار بازاین تخلیه می شود.ولی وای به حال این که مادر حرف نزند .هیچی نگوید برود یک گوشه گریه کند ،پدر هیچی نگوید ،معلم هیچی نگوید به آدم. استاد هیچی نگوید ،کوتاه بیاید.مرحوم حاج شیخ مرتضی انصاری سلام الله تعالی علیه یک جوانی خوب مرجع تقلید است رئیس شیعیان دنیاست یک عالم ربانی یک جوانی آمد به او توهین کرد.هیچی نگفت سکوت کرد .در کشتی نشسته بود .پسر جادرجا سیاه شد ومرد جادرجا. بعد مرحوم حاج شیخ مرتضی گفت :ای کاش من حلم به خرج نمی دادم.یک چیزی به او می گفتم ،یک فحشی به او می دادم. خدا انتقام می گیرد ،جادرجا ممکن است انتقام بگیرد. یک موقع هایی گره می زند به کار شخصی ،به خاطر این که فقط یک بی ادبی به مادرش کرده ،گره می خورد در کارش ،هر کاری می کند کارش درست نمی شود. دائما با بن بست با شکست چرا چون مادر را آن جا دلش شکسته یک جایی، پدر را یک جایی دلش شکسته ،یک نفر را تحقیر کرده،کارها گره می خورد،سرطان می گیرد. سرطانش خوب می شود یک بیماری دیگر می گیرد.یک بیماریش درست می شود وجای دیگرش خراب می شود.یک جا می بیند شکست اقتصادی سنگین می خورد،خرابکاری کرده ،لذا خیلی خیلی حساس است. این قضیه که انسان در زندگیش باید سعی کند که یک موقعی یک کسی را بی جا نرنجانید،بی جا تحقیر می کند ،برای همین است آدم های هوشیار هیچ کس را با تحقیر با کسی صحبت نمی کند. العاقل لا یستخف بعهد امام صادق علیه السلام می فرمایند آدم عاقل هیچ وقت با تحقیر با کسی صحبت نمی کند چون خیلی خطرناک است. به محضی که یک نفر کوچک شود جلوی چشم شما تحقیر شود حرف بد بشنود ،مطمئن باش ذلت روز قیامت می آید سراغش، ذلت قبر شب اول قبربه بعد وقیامت اصلا این مابه اذاء دارد،گندگی کردن ،دیگران را کوچک نگاه کردن ،ریز دیدن،مسخره کردن ،با تحقیر دیگران به خودمان شخصیت دادن ،با انتقاد از دیگران پول گرفتن ،لغزش های دیگران را در حافظه ،ثبت کردن برای این که بعدا بزنی حالش را بگیری .این ها دائما عذاب می آورد برای انسان نکبت وذلت آخرت را می آورد. این باز بازی ای نیست که ما نزدیکش بشویم .این بازی کردن با دم شیراست. اصلا نباید در این وادی ما وارد شویم .زخم زبان زدن ،تحقیر کردن ،مسخره کردن ،حرف زشت زدن خیلی خطرناک است. بخصوص آن جایی که طرف جلوی ما کم بیاورد ،به خاطر بزرگی ما کوتاه بیاید. به خاطرقدرت ما کم بیاورد ،لال شود،حرف نزند به خاطر این که ما خشونت بیشتری داریم کوتاه بیاید. مرد است ،قدرت بدنی دارد ،زن می بیند اگر بخواهد جوابش را بدهدفردا بدتر می شود. کتک هم می زند ،حرف زشت هم می زند. این را خدا برایش عذاب خیلی ویژه ای در نظر گرفت. برای همین فرمودند : اگر کسی نمی تواند دفاع کند ........... گاهی وقت ها ما هستیم با چند نفر هستیم . قرآن می فرماید :لولا دفع ا.... الناس بعضهم ببعض لفسدت الارض.خدا خیلی وقت ها جلوی مستکبرها، مستکبرهایی را می گذارد که خنثی یشان کند. ولی یک موقع هست که جلوی ما قدرتی نیست که دیگران جلویمان را بگیرد. مادرم ،عددی نیستش که جلویم حرفی بزند. بابام پیر است هر چه بگویم نمی تواند حرفی بزند. داداشم را می زنم ،به داداشم فحش می دهم ،تحقیرش می کنم. به خواهرم ،خواهرم را می زنم ،زورم زیاد است. دیگر این جور جاها انسان می افتد در یک ورطه ی وحشتناک. به شدت با سرعت می رود در سرازیری جهنم. هم در دنیا به گرفتاری های زیاد می خورد هم در آخرت گرفتار می شود. خیلی خطرناک است. یک موقع بخصوص عزیزان من حواستان باشد بخصوص جا هایی که طرف مقابل نمی تواند از خودش دفاع کند.ورطه های بسیار جهمنش عمیق تر است ،عذابش هم طولانی تر است. خیلی حساس است این مساله دقت بکنیم که یک موقعی خدای نکرده چیزی نگوییم ،گاهی وقت ها کسی هست،شوهرش آدم حلیمی است که نمی خواهد دردسر درست بکند .آدمی است که نمی خواهد زندگی راجهنم کند.زن را می بینی پررو است ،حرف های زشت می زندبه شوهر،تحقیر می کند دائما ،شوهر هی رد می کند چیزی نمی گوید ،بعد به دخترش می پرد ،به پسرش می پرد،به عروسش می پرد،همه را این جوری له می کند می رود .این جور موارد انسان افتاده توی، شیطان می گوید این جور موارد به نوح می گوید ،به حضرت نوح علی نبینا وآله السلام می گوید این جورموارد شخص دیگر مثل یک توپ توی دست من است.مثل یک گوی که هر جور بخواهم قلش می دهم .حالا شما فکر کنید یک گوی بیفتد در سرازیری جهنم ، چه طور می شود؟ انسان موقع عصبانیت این جوری می شود. به شدت می رود به سمت جهنم .دیروز می خواندم بعضی از عذاب های جهنم را.می گفت بعضی هارا که می اندازند چهل سال فقط در راهند تا برسند به شما .فکر کن چهل سال آدم در راه باشد چی می شود اضطراب سقوط چهل ساله، تا برود به ته برسد ! آن جا رفتنی نیست عزیزان من جلوی خودمان را نگه داریم یک مقدار به این آتش های غضب به آتش های تکبر به آتش های سوء ظن ،به آتش های زود رنجی ودلخور شدن به آتش های توقع های بی جا غلبه کنید .اگر نتوانیم غلبه کنیم ،آدم نیستیم . آن طرف یک چیز دیگر به ما غلبه می کند.باید این جهنم هارا. خوب" من حسن کلامه ،کلامه کان نجه امامه " خیلی قشنگ است .امیرالمومنین علیه السلام :کسی که کلام خودش را درست می کند ،نجات در مقابلش است.یعنی مثل یک گویی که به سمت بهشت حرکت می کند به سرعت. او هم این جوری حرکت می کند .او مثل یک گویی است که به سمت کجا می رفت ؟جهنم . این مثل یک گویی است که به رود به سمت سرعت مثل یک موشک می رود به سمت بهشت. فرمود کسی که خوش کلام است ،خوش سخن است کان نجه ،نجه هم کلی آورده یعنی هم نجات های دنیایی ،خوشبختی های دنیایی ، پیروزی ها و موفقیت های دنیایی هم پیروزی های آخرتی،دائما در مقابلش است.این حسن کلام جلویش را باز می کند. می رود. حسن کلام مثل یک نور است که در تاریکی شب اول قبر روشن می کند،در تاریکی صراط نور می دهد وروشن می کند که ما راحت بتوانیم رد بشویم.بازمی کندوخنک می کند که ما بتوانیم ردشویم از آن جا.لذا نقطه مقابل آن هستش این را یک وسیله ی خوب قرارش بدهیم برای شب. حسن خلق، خوش اخلاقی ،خوب حرف زدن ،حرف های خوب زدن ،این ها نامه ی اعمال انسان را سنگین می کند ،خیلی سنگین می کند .خیلی به نفع انسان است. باید انسان تندی وتیزی را از رفتارهایش ،اخلاقش ،نگاه هایش عرض کنم خدمتتان که بگیرد.
نوار A پایان قسمت لاترخص لنفسک فی شیء من سیئهالاقوال والافعال اجازه نده به خودت یعنی برای خودت یک کالام تنبیهی ،یک کلام تربیتی قرار بده که از تو صادر نشود.این قضیه را سفت بگیربه خودت ،به خودت یعنی به کی؟ طبیعت خودت ،اون خود جهنمی به اون خود حیوانیت ، بزن توی دهنش اگر یک موقعی یک هم چنین چیزی گفت ،تنبیه کن خودت را اگر رنجاند بعدا برو با ذلت معذرت خواهی کن اگر بگم پررو می شود اگر نه بل می گیرد از من. نه این نفست گندگی کرده ،تکبر کرده برو متقابلا ذلیلش کن . اگر ذلیلش نکنی از شب اول قبر به بعد ذلت ها شروع می شود .در روایت داریم آدم های متکبر را خداوند تبارک وتعالی به اندازه ی یک مورچه می کند .یک مورچه! روز قیامت ،کوچکشان می کند ،می اندازدشان زیر دست وپا ،چون مرگی هم که وجود ندارد آن جا یکسره له می شوند. یکسره پا می گذارند رویشان رد می شوند می روند ،ولی مرگی هم وجود ندارد اصلا تحویلش هم حتی برای چیزی هم تحویلشان نمی گیرند. برای حسابرسی اصلا تو کی هستی ،عددی هستی ؟واین پنجاه هزار سال دائما له می شوند. یکی می زندش می افتد این طرف ،یکی می زند می افتد آن طرف . خود این عذاب است. دیگر روی زمین قیامت که همه اش از آتش است انسان این جوری ذلیل بشود خیلی است.می گوید دیگر خدا اصلا محلشان هم نمی گذارد .آخر سر شروع می کنند به حساب کشی وعذاب این ها . این پنجاه هزار سال باید ذلت را تحمل کنند.آدم های متکبر همانی که گندگی می کنند اگر یک موقعی برای کسی گندگی کردی، حرف درشتی زدی ،حرف زشتی زدی وکسی را رنجاندی ومتکبر شدی برو ومقابلش معذرت خواهی کن. با ذلت معذرت خواهی کن وخودت را ذلیل کن،اگر نکنی بعدا ذلیلت می کند. "قولوا للناس حسنا" ما که از مردم طلبی نداریم .مردم بندگان عیال خدا هستند .خانواده ی خدا هستند. نمی شود با خانواده ی خدا بد رفتاری کرد . نمی شود سر خانواده ی خدا را کلاه گذاشت .نمی شود گرانفروشی کرد وبرایشان احتکار کرد .نمی شود حقوقشان را ندیده گرفت به محض اینکه این کار را بکنی خدا می آید وسط، اگر کسی به بنده من ظلم کند من انتقام می گیرم خدا انتقام می گیرد هیچکس در این کشورخدا بی صاحب نیست. در مملکت خدا همه وکیل مدافع دارند ولی وقتی در دنیاست می تواند حق خودش را بگیرد. وای به حال کسی که نتواند در دنیا حقش را بگیرد ،برای کسی که مظلوم است ،قیامت خدا جبران می کند ونمی توانسته حقش را بگیرد خیلی خوب جبران می کند همان شخص را . دیگر هر چه گناه هم کرده باشد این مظلوم خداوند همه ی عذابش را می گذارد برای آن کسی که ظلم کرده به او ،و می گوید این گناه کرده تو برو به جهنم. جهمنش را تو برو .دفاع می کند ،اصلا مملکت بی حساب و کتاب نیست. همه چیز حساب شده و اندازه ی معینی دارد. این جوری نیست که من در خانه ببینم نیرویی نیست به من غلبه کند .به من نفس کشی نیست ،در خانه عربده کشی راه بیاندازم. این جوری نیست!عربده کشی کردن ،خداچپ چپ به انسان نگاه می کند. فرشته ها و مالک جهنم هم چپ چپ نگاه می کند.آدم باید خیلی حواسش را جمع کند،الان خدا هیچی نمی
گوید فعلا گذاشته هر غلطی دلت می خواهد بکنی در روایت داریم خداوند سنت آیه قرآن است سنت استدراج دارد .می بیند تو جهنمی ،خوب در جهنم می روی ،گوی، مثل گوی است دیگر ، شیطان می گوید مثل گوی است ،داری قل می خوری می آیی جهنم، می گوید راهش را باز کنید برود به تهش برسد. مثل این که خیلی خوشش می آید برود آن ته بگذار برود .یه کسی هم نگوید ای خدا کو انتقام من. پس چرا انتقام مرا نمی گیری؟خدا به موقعش می گیرد .به موقعش این قدر به تو حال می دهد.این قدر به تو جبران می کند. این قدر بالا می بردت. یک زنی بود از فامیل های ما که در روستا زندگی می کرد. خیلی این زن نورانی بود .خیلی دوست داشتنی بود.اصلا آدم نگاهش می کرد دل آدم روشن می شد. به این پیرزن نگاه می کردی ،خیلی نورانی بود . یک شوهر بد اخلاقی داشت وداشت تعریف می کرد نشسته بود گفتش که آره چند روز پیش فلانی را دیدم شوهرش مرده بود.گفت دیدم یک حال زاری داردآن طرف، یک حال وحشتناکی دارد آن طرف! می گفت یک شکنجه ای به این می دادند. بعد دلم سوخت رفتم بهش گفتم فلانی چرا تو این جوری شدی ؟ گفت به بدی هایی که به تو کردم این جوری شده بودبه خاطر بد اخلاقی ها. اگر یک موقعی ما بد اخلاقی کردیم ،دری وری گفتیم در خانه به پدر به همسر به فرزند واین ها ،هی قلدری کردیم ورفتیم جلو که حرف حرف ما باشد مثلا بعد هم دیدیم اتفاقی نمی افتد ،بدان خدا دارد ذخیره می کند برای آخرت ! دارد ذخیره می کند برای آن طرف . این می شود استدراج، استدراج، اجازه نده به خودت در چیزی از گفتارهای بد وافعال بد اجازه ندهیم به خودمان ،آره، اگر دیگران اجازه دادند دلیل نمی شود ما هر غلطی دلمان خواست ،دیگران هیچی نگفتند خندیدندبه رویمان . ما تحقیرشان هم کردیم .آن ها هم خندیدند دلیل نمی شود ، خیلی باید حواسمان را جمع کنیم. عود لسانک حسن الکلام تامن الملام ، این هم دستور دیگر ،عادت بده زبانت را به خوب گفتن . عادت بده یعنی چی؟ وقتی اسم عادت می آیدیعنی چی؟ تمرین اسم عادت که آمد شما بلا فاصله باید ببینید چی می خواهد این؟ این تمرین می خواهد. باید یاد بگیری کلمات را بشناسی ،انتخاب کنی ،شناسایی کنی وهی این کلمات را استخدام کنی. بدون این آدم نمی تواند عادت بکند هر عادتی ریاضت دارد درش ، زحمت کشیدن دارد عادت بده خودت را "عود لسانک حسن الکلام" خوب عادت بده زبانت را به چی؟ به نرم گویی،به خوب حرف زدن ،به خوش گفتاری. عادت بده کلامت را تا چی بشود؟ تا از سرزنش ایمن بمانی ها؟ سرزنش نشوی نه دردنیا ونه درکجا؟ که مهم ترازآن درآخرت؟ خوش سخن وخوش گفتارباشیم ما مشکل داریم مشکل خانوادگی داریم، مشکل اقتصادی داریم مشکل چی چی داریم هرچی دلیل نمی شودما غرغر بکنیم و عصبی بشویم آقا مشکل داشتیم یک دفعه عصبی شدم این جوری گفتم همچنین ترخیصی خدا به ما داده تا ما بخواهیم چکار بکنیم؟ بخواهیم این جوری با دیگران برخورد بکنیم بعد در روایت بعد دو تا روایت مانده این را هم بخوانم بس است دیگر . "عود لسانک لین الکلام وبذل الاسلام ویکثرمحبوک ویقل مبغضوک" خوب زبانت را عادت بده به چی؟ به نرمگویی . لین یعنی چی؟ یعنی نرمگویی وبذل الاسلام جلوتر از بقیه سلام کن. اهل سلام کردن وسبقت در سلام نسبت به دیگران باش. تا چی بشود؟ تا دوستداران تو زیاد بشوند. آدمی که این جوری است همه دوستش دارند. ویقل مبغضوک دشمنان تو چی می شوند؟ کم می شوند. پیغمبر با همین شیوه همه را مسلمان می کرد .دیگر با همین شیوه برای بحث واستدلال علمی وفلسفی بنشیند ،جروبحث خدارا ثابت بکند.نبود که قرآن هم می فرماید :این هایی که دور تو جمع شدند به خاطر اخلاق خوب توست، خوش اخلاقی تو به خصوص کسی که بخواهد تبلیغ بکند. مبلغ است ، معلم است،این نمی تواند عصبی باشد.معلمی که می رود سر کلاس عصبی است یا مبلغی که عصبی است ،این نمی تواند تدریس درست وحسابی بکند. کسی اصلا نمی آید سراغ درس این ،اصلا نمی شود اسلام را چیز کرد. خیلی باید انسان حواسش باشد اگر ما یک شانیت دینی داریم باید به این مسئله خیلی توجه بکنیم که دیگران از زفتار ما زده نشوند. این نرمی نباید از دست برود. لذا این کار این روان شناسی بزرگی را دارد درس می دهد. روان شناس های دیگر پنجاه سال ،صدسال جان می کنند ،صد ها سال نتیجه وکار علمی در روان شناسی وتحقیقات ،تحقیقات میدانی وکتابخانه ای ،مثلا می شود یک فرمول این جوری،حضرت مفت ومجانی در اختیار ما این فرمول های روان شناسی را قرار داده است. دوست یابی چه جوری ؟ آقا من دوستی ندارم؟دوست نداری از کجا دوست نداری؟ چرا دوست نداری ؟چرا دورت جمع نمی شوند ؟ چرا دوستت ندارند؟ دوست داشتن به نداشتن ، به خوشگلی وزشتی نیست.ما آدم هایی داریم که قیافه شان هم خوشگل نیست ولی خیلی ها دوستشان دارند. آدم هایی هم داریم که خیلی خوش قیافه هستند وهمه از آن ها بدشان می آید وآدم نمی تواند تحملش بکند. چرا؟ چون نرم نیستند،شخصیت ها هر چند خودشان هم خشن با شند نرمی را دوست دارند . من عذب لسانه ،کثرالاخوانه،عذب شیرینی را می گویند .کسی که زبانش شیرین باشد برادرانش هم زیاد می شود. برادر یعنی چه کسی؟ یعنی یاورش نه برادر به معنای جنسیت! یاورانش زیاد می شوند ،دوستدارانش زیاد می شوند. چه کار بتواند بکند تا زبانش را شیرین بکند ؟این سرمایه گذاری می خواهد. دارند به ما دستور می دهند که روی شیرینی کار بکنیم.شیرین کردن زبان زحمت وریاضت می خواهد، سعه ی صدر می خواهد .انسان باید کار بکند .تازبانش چه می شود ؟از تندی در بیاید .وقتی زبان وخلق شیرین می شود در همه چیز انسان تاثیر می گذارد. شما این را مطمئن باشید در غذا خوردن، در نحوه غذا خوردن ،در معاشرت های دیگر ودر لذت های دیگر تاثیر می گذارد . در نگاه ها ودر ارتباط ها تاثیر می گذارد نه ارتباط انسانی. ارتباز با اشیا ء .آدم وقتی خوش اخلاق است وشیرین می شود می بینی که با یک گل هم ارتباط برقرار می کند. قبلا نمی توانسته با یک گل ارتباط برقرار کند.با یک حیوان ،یک گربه وبا یک مورچه ارتباط برقرار می کند. یا ستاره ها قشنگ می شود ،در صلح قرارمی گیرد،باستاره ها! با رودخانه ها،باحیوانات!ما یک فامیلی داشتیم که خدا رحمتش کند مرد خود ساخته ای بود .او راننده ی شرکت واحد بود حالا فکر نکنید آیت الله العظمی بود!از راننده شرکت واحد ،آن هم زمان شاه ،این جوری بود اصلا هر کس نگاهش می کرد دوست داشت بخوردش این را ،شیرینی دوست داشتنی ،واقعا خوردنی خیلی .اصلا هر کس می نشست پیش این ،این جوری بود. بعد قبل از این که بیاید راننده ی شرکت واحد بشود،راننده ی خطی بود .در جاده ها رانندگی می کرد . این را قبلا گفتم این را در جاده ها رانندگی می کرد. گفت یک روزی داشتم می رفتم مشهد ،آب کم آوردیم .کنار جاده نگه داشتم ،دستی را کشیدم ودبه را برداشتم .گفتم زوار امام رضا علیه السلام تشنه نمانند نه حالا وایستیم برسیم به یک ایستگاهی نه، دیدم آن پایین چشمه هستش دستی را و رفتم پایین گفت همین جوری که رفتم پایین رسیدم سر چشمه دیدم یک پلنگ ایستاده ،پلنگه بلند شد این جوری همچین گارد گرفت که حمله کند. گفتم گربه مرتضی علی (علیه السلام) بنشین ،اومدم برای زوار امام رضا علیه السلام آب ببرم .گفت همین جوری پلنگ مثل یک گربه راحت نشست.دبه هارا آب کردم ،آب را آوردم این جا .این زبان روی خشونت اشیاء وانسان تاثیر می گذارد. چون کسی که زبانش را بتواند شیرین کند ونرم کند ،جهنم را رام کردهاست. کسی که بتواند جهنم را رام کند که دیگر یک شیر و پلنگ و این ها ندارد . مرحوم آیت الله خوانساری وقتی که انگلیسی ها اورا گرفتند ،در سلول یک شیر فرستادند که آیت الله خوانساری را بخورد ،شیر رفت آن جا نشست .حاج آقارا ناز می کرد ،حاج آقا مثل گربه نرم دست می کشید روی شیر. گفتند این شیر حتما منحرف است. شیعه است ،حزب اللهی است ،از آن شیرهای حزب اللهی است .یک پلنگ فرستادند ،آن هم دیدند نه! پلنگه هم حزب اللهی است. چند تا حیوان فرستادند دیدند همه رفتند آن جا نشستند،با حاج آقا بازی می کردند. خوب این جوری می شود .آدم وقتی بتواند این لا مذهب را نرمش کند ،روی آن غلبه بکند ،این جهنم رابه آن غلبه بکند ،خیلی چیزها در مقابل آدم نرم می شود. خیلی چیزها در مقابل انسان خاضع می شود. والحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمدوآله الطاهرین
آن هایی که در کلاس دوم شرکت نمی کنند وبرادرها توجه داشته باشند ،ما روز شنبه ساعت شش و سی دقیقه بعدازظهر ،چون عزیزان نامه نوشتند برای ما که مثلا می خواهیم برای موسسه فعالیت کنیم برای امام زمان .چرا ما نامه نوشتیم جوابمان را ندادید؟فرم پر کردیم جواب ندادید. شش و سی دقیقه روز شنبه آینده ،پس فردا البته جلسه طولانی است. خواهران وبرادران می آیند .شام در خدمتتان هستیم .آن هایی که می خواهند کاری بکنند بیایند. جلسه برای کسانی است که می خواهند زحمت بکشند برای امام زمان ویک خدمتی کنند. خودشان را وقف کنند. تشریف بیاورند آن جا جلسه هم طولانی است. خواهران هم البته وسیله ای برایشان در نظر گرفته ایم که تا یک جاهایی آن هارا برساند. انشاالله تشریف داشته باشند.
الحمدالله رب العالمین وصلی الله علی محمد وآله الطاهرین