اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحث جلسه گذشتهمان در این باره بود که چرا در انسان بینهایتطلبی، خداجویی، عشق به الله وجود دارد اینکه در دین ما در هستیشناسی، توحید مهمترین اصل هست اصل اساسی هست و در انسانشناسی لا إله إلا الله اصل هست یعنی انسان در عشق به الله معنا پیدا میکند.@ حقیقت انسان نه در کمالات عقلی و نه در کمالات وهمی و خیالی خودش به این خاطر هست که انسان از یک ریشه فوق عقلانی فوق عالم جبروت فوق عالم فرشتهها برخوردار هست توضیح این نظام خلقت را جلسه گذشته دادیم که در قالب قوس نزول خلقت و ماجرای قوس صعود خلقت.@ قرآن میفرماید در مورد انسان(نَفَخْتُ فِيهِ مِنْ رُوحِي) از روح خودم در انسان دمیدم وقتی میگوید روح خودم یعنی خیلی نزدیک به خداست آنقدری که خدا او را روح خودم خطاب میکند آنقدر به خدا نزدیک است که این روح که علی(ع) دارد(خَلقٌ أعظَمُ مِن جِبرِئیل) از جبرئیل هم بالاتر هست بالاتر از فرشتهها و ملائکه هست و ملائکه قائم به او هستند.@ چون قرآن میفرماید(يُنَزِّلُ الْمَلائِكَةَ بِالرُّوحِ) خداوند فرشتهها را به وسیله روح نازل میکند یعنی روح عامل نزول فرشتهها هستند فرشتهها تکیه به روح دارند بدون روح حرکتی برای فرشتهها قابل تصور نیست کاری برای فرشتهها قابل تصور نیست.@ فرشتهها که همان قوای عالم هستند عوالم مختلف همه کارهایی که در عوالم مختلف انجام میشود به واسطه فرشتههاست همه اینها قائم به روح هستند(تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَ الرُّوحُ) این تنزل به معنای این نیست که آن حقیقت بالا دیگر نیست پایین میاید مثل تنزل استاد میماند.@ استاد در مقام خودش هست ولی برای اینکه شاگرد بفهمد باید استاد تنزل بکند استاد از مقام فوق عقلانی خودش تنزل میکند به مقام عقلانیت خودش و آنجا تعقل میکند فکر میکند و بعد به عالم برزخ خودش خیال خودش تنزل میکند آنچه که میخواهد بگوید را تصورش میکند که چه میخواهد بگوید به آن توجه دارد و بعد تنزل میکند به عالم قوای خودش حس خودش.@ حسش را به کار میگیرد صوت را تولید میکند ماده را تولید میکند اما استاد صوت و ماده نیست اما این کار را میتواند انجام بدهد تنزل پیدا میکند صوت را تولید میکند و بعد این صوت را میدهد به ماده و گوش شاگرد، شاگرد آن ماده را دریافت میکند برای همین اگر شاگرد نتواند ماده را دریافت بکند علمی هم به وجود نمیاید.@ ماده را دریافت میکند از طریق گوش خودش صوت را دریافت میکند بعد خوب تصورش میکند پس استاد سیر نزولی را انجام میدهد شاگرد سیر صعودی را انجام میدهد این دائم اتفاق میافتد به عالم خیال خودش میدهد از عالم خیال خودش به عالم عقل خودش میدهد تا بتواند خوب تعقلش بکند.@ بفهمد وقتی فهمید حالا اگر گفتم طهارتی وجود داشته باشد عناد و لجبازی و گناهی وجود نداشته باشد انشاء الله به عالم بالاتر از عقل خودش هم میدهد و وارد قلبش میشود و وارد دلش میشود و آن را میپذیرد و به آن ایمان میاورد و تبدیل میشود به آن حقیقت و به آن علمی که استاد در اختیار شاگرد قرار داده.@ پس راجع به این موضوع که چرا ما عاشق الله هستیم چرا لا إله إلا الله اساسیترین اصل در انسانشناسی است برای انسان الهی جز الله وجود ندارد بخاطر این هست که ساختار خلقت انسان از روح خداست نزدیکترین مخلوق به خداست بالاتر از فرشتهها، پس اینکه در تصویر هم حتماً گفتم به آن توجه کنید.@ در تصویر هم که قوس نزول و صعود را به این مسأله که داستان خلقت نمودار خلقت تقریباً همین است که عرض کردم تقریباً گفتم بخاطر این هست که یک سلسله تصرفاتی فقط من برای آموزش کردم اگر میخواستیم خیلی ریزتر بگوییم بیشتر شاید برای استفاده عمومی مناسب نبود.@ ریزتر را باید گذاشت برای بحثهای تخصصی که الان اینجا جایش نیست عزیزان مخاطبین ممکن است اذیت بشوند همین در حد همین مقدار کفایت میکند که عالم خلقت یک همچین نزولاتی داشته به صورت خیلی کلی من عرض کردم یک همچین سیری وجود دارد.@ قوس نزول عالم و قوس صعود عالم، قوس نزول وجود و قوس صعود وجود این دائم دارد در عالم وجود این اتفاق میافتد دائماً(كُلَّ يَوْمٍ هُوَ فِي شَأْنٍ) هُوَ یعنی آن الله ذات الهی دائماً دارد جلوه میکند دائماً در ظهورات هست در جلوهها هست و این جلوهها قابل تبدیل به همدیگر هستند دائماً دارند به همدیگر تبدیل میشوند.@ یکسره این تبدیل دارد مبدل الله یکی از اسمهای الهی مبدل است دائماً اینها دارند به همدیگر تبدیل میشوند، چرا میتوانند به همدیگر تبدیل بشوند؟ یعنی جماد حالت نباتی پیدا میکند نبات حالت حیوانی پیدا میکند حیوان حالت انسانی پیدا میکند.@ انسان حالتهای بالاتر پیدا میکند یا چرا آن وجود مطلق میتواند بیاید ظهورات مختلف پیدا بکند برای اینکه جنس همهشان وجود است وجود قابل تبدیل به همدیگر هستند یعنی دائماً یک حقیقت دارد ظهور میکند یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد، استاد اگر میتواند ریاضی بگوید میتواند شیمی بگوید میتواند الهیات بگوید میتواند هنر بگوید.@ میتواند هزار جور یک علمش را توصیف بکند برای این هست که یک حقیقت است یک استاد میخواهد یک حرفی را به شاگردانش بفهماند حالا وقتی میخواهد یک حرف را بفهماند به صورتهای مختلف مثالهای مختلف تصویرهای مختلف ظهورات میکند.@ ولی در واقع دارد یک حقیقت را میگوید تا این خوب جا بیفتد این جلوهگری برای این هست که جلوههای مختلف که صورت میگیرد برای این هست که علمی تولید بشود کمالی به وجود بیاید یک هدف حکیمانه پشت این جلوههای مختلف وجود دارد.@ لذا اگر کسی میاید میبیند که وجود دائماً دارد جلوههای مختلف میکند این جلوههای مختلف هیچ کدام عبث نیست نرویم در بیابان بگوییم این گیاه چه فایدهای دارد ما نمیفهمیم این جلوه را الان ولی این برای خودش هدف دارد غایت دارد و هیچ کدام این موجودات عبث نیست هیچ کدام از این مخلوقات عبث نیستند.@ بالأخره این تفاوتها این اختلافات که در مخلوقات مختلف و ظهورات مختلف وجود هست همه حکیمانه هستند مثل کلمات مختلف مثالهای مختلفی که یک استاد برای شاگردهای خودش میزند مثل استادی که میخواهد طراحی یاد بدهد.@ شکلهای مختلف را طراحی میکند دائماً تابلوهای مختلف شکلهای مختلف تا شاگرد بتواند این تنوع را یاد بگیرد خودش هم بتواند جلوههای مختلف داشته باشد کامل بشود و رشد بکند. پس در انسانشناسی یادتان باشد اگر شما لا إله إلا الله را بردارید خلقت دیگر معنادار نیست.@ اگر شما این تصویر را در نظر نگیرید درست نتوانید کل نظام خلقت را در یک تصویر ببینید دیگر تفسیر درستی از خیلی از چیزهای دیگر داشته باشید علت بسیاری از اختلافها در انسانها، اقوام، جنگها همهاش این هست که نگاه کلی نگاه واحد نگاه پیکری در یک پیکر دیدن را نداشتند.@ به قول امام باقر(ع) اگر انسانها میدانستند داستان روز اول خلقت را دیگر با همدیگر اختلافی پیدا نمیکردند متوجه بودند که انسانها یک حقیقت هستند از یک حقیقت برخوردار هستند و هدف خلقتشان چیست اگر انسانها بفهمند که لا إله إلا الله آنوقت دیگر نه حسادتی هست نه دعوا و درگیری هست نه جنگی هست نه ظلمی هست.@ وقتی انسانها فهمیدند که الهشان الله هست و فقط با الله هست که خوشبخت میشوند و آرام میشوند و فقط با رسیدن به آن جایگاه اولیه هست که به سعادت میرسند دیگر با همدیگر دعوا و درگیری ندارند مسیر خودشان سریع میشود.@ اینکه قرآن میفرماید(سابِقُوا وَ سارِعُوا) هم سریع بیایید هم از همدیگر سبقت بگیرید یعنی کاری به کار همدیگر خیلی نداشته باشید ما به جای اینکه کاری به خودمان داشته باشیم حواسمان باشد که هدف خلقتمان چیست من باید خودم به آن مقطعی که دوست دارم آرزویم هست وطنم هست برسم داریم با همدیگر برخورد میکنیم.@ و به قول علی(ع) فرمود(الخائِنُ مَن شَغَلَ نَفسَهُ بِغَیرِ نَفسِه) خائن کسی هست که بجای اینکه خودش را به خودش مشغول بکند مشغول خودش باشد مشغول دیگران است گاهی وقتها یک مبلغ هم ممکن است اینطوری بشود.@ چون کلاس کلاس تبلیغ هست یک مبلغ هم ممکن است اینطوری بشود مبلغ ممکن است آنقدری که درگیر شاگردانش است درگیر خودش نشود این خیلی خطرناک است یک مبلغ زمانی صادق است زمانی واقعاً اخلاص دارد که بیش از آنکه درگیر شاگردانش باشد درگیر مردم و تبلیغ باشد درگیر خودش باشد.@ این درگیر خودش بودن باعث میشود که در تبلیغ هم موفق باشد اما اگر همهاش شاگردبازی کرد دنبال یاد دادن به این و آن بود و برایش مهم بود که فلان کس چرا این کار را میکند من باید این را از آن بگیرم این را امر به معروف کنم آن را نهی از منکر کنم این فلانی دارد میافتد در جهنم من میخواهم نجاتش بدهم.@ صد ساعت گذاشته میخواهد یک نفر یک کاری نکند بعد میبینی که از خودش غفلت میکند اینطور نباشد ما اگر میخواهیم سرمایهگذاری هم بکنیم باید با حفظ توجه به خودمان یک موقع خدای نکرده گرفتار نشویم غفلت سراغمان نیاید.@ تبلیغ هم یک وسیله است برای قرب إلی الله مثل نماز مثل روزه مثل خیلی از عبادتهای دیگر، گاهی وقتها وقتی که این صورتهای مقدس و اعمال مقدس از وسیله بودن در میایند تبدیل به هدف میشوند به جای اینکه انسان را نزدیک بکنند از خدا دور میکنند این را باید توجه بکنیم.@ پس شما اگر بخواهید اقتصاد بنویسید سیاست بنویسید تعلیم و تربیت بنویسید تعلیم و تعلم بنویسید روابط زن و مرد تعریف بکنید خوردنیها، نوشیدنیها، دیدنیها، شنیدنیها، بوئیدنیها، معاملات، تجارت، کارهای دیگر در هر رشتهای اگر حواستان نباشد که برای چه کسی دارید این کار را میکنید آن رشته عقیم از کار در میاید نتیجه نمیدهد.@ علت اینکه علم نتوانسته بشر را خوشبخت بکند و هر چه پیشرفت کرده بشر از خوشبختی و آرامش و شادی فاصله گرفته این هست که علم امروز بشر را با این هویت نگاه نمیکند به این شکل نگاه نمیکند بشر را فقط بخش ماده و ناسوتش را دارد معنی میکند.@ یعنی بشر را از تولد تا مرگ میبیند و این غلط است و برای این بشر میخواهد روابط زن و مرد تعریف بکند مفهوم نیست لذا کسی که این قسمتهای دیگر خودش را نمیشناسد وقتی به آن میگویند نماز نمیفهمد یعنی چی، میگویند حجاب نمیفهد میگویند حلال و حرام، این مایه حرام است.@ مثلاً شراب حرام است استفاده نشود میگوید یعنی چی چرا دین دارد مزاحم ما میشود دین چرا دارد ما را محدود میکند حالا راجع به این مزاحمت دین و آزادی بحث مفصلی داریم انشاء الله به موقع خودش خواهیم کرد سؤال برایش پیش میاید.@ وقتی ما این را کامل دیدیم که قرار است ما کجا برویم اصلاً چه بوده داستان آمدن ما و الان داستان خلقت چی هست کجا میخواهیم برویم آن موقع متوجه میشویم که چرا احکام یعنی چی چه معنایی دارد حلال و حرام یعنی چی، حرام یعنی چی؟ یعنی هر چیزی که نمیگذارد تو قوس صعودت را کامل انجام بدهی به الله برسی به آن کمالی که دوست داری برسی.@ حلال و واجب یعنی چی؟ یعنی عواملی که کمک میکند و اجازه میدهد که تو این مسیر را طی بکنی هر چیزی که نمیگذارد من از این محدودیت در بیایم من را خوار و کوچک و محدود و غمگین و افسرده و بیانگیزه و بیبینش و بصیرت نگه میدارد حرام هست.@ پس دقت کنید فلسفه حلالها و حرامها چیست چون من معشوقم الله هست و میخواهم به الله برسم میخواهم آن کمالات را دریافت بکنم مثل گُل اگر قرار باشد شکوفا بشود یک سلسله حرامها دارد یک سلسله حلالها دارد یک سلسله مستحبات دارد یک سلسله مکروهات دارد یک سلسله واجبات دارد.@ برای یک گُل برای یک گیاه برای یک سیب، برای یک گیاه گیاهان مختلف واجب و حرامشان با همدیگر فرق میکند شما به یک گیاه لازم است خیلی آب بدهی این واجبش است اگر همان آب را به یک گیاه دیگر بدهی آن گیاه از بین میرود متفاوت هست ما یک سلسله واجبهای کلی داریم.@ مثل اینکه همه گیاهان نور احتیاج دارند همه گیاهان آب احتیاج دارند آنهایی که روی زمین هستند گیاهانی که اینجا هستند اینها کلیاتشان است ولی به تعداد شخصیتها با همدیگر فرق میکند که حالا این تفاوتها را بعداً توضیح خواهیم داد در بحثهای عملی.@ الان فقط بحثهای نظری را داریم انجام میدهیم در بخشهای عملیاتی انشاء الله برسیم اینها را توضیح خواهیم داد. تا لا إله إلا الله و این حیثیت از انسان دیده نشود شما کار سیاسی بکنید غلط از کار در میاید به فساد میکشد هنر به فساد میکشد.@ اقتصاد به فساد میکشد و تکاثر و تباهی و فاصله طبقاتی و گرفتاریهای دیگر روابط زن و مرد به اختلاف و طلاق کشیده میشود فعالیتهای علمی به فساد کشیده میشود علم به دست میاید کار عقلانی بشر میکند ولی آن علم را در استخدام بخش حیوانی خودش میگیرد کمالات حیوانی خودش به کار میبرد.@ بنابراین ما نیاز به انبیاء داریم نیاز به دین داریم نیاز به آموزش الهی داریم در جامعه، اگر انبیاء نباشند اگر کتاب الله نباشد اگر امام معصوم متخصص معصوم نباشد بشر از این قوای خودش خوب استفاده نمیکند این قوای خودش را علیه خودش استفاده میکند کما اینکه بشر دارد الان علیه خودش کار میکند.@ انسانها با عشقی که به خودشان دارند خودشان را بدبخت میکنند با علاقهای که به خودشان دارند و تلاشی که دارند میکنند که به شادی و آرامش برسند به خوشبختی برسند روزبهروز از خوشبختی فاصله میگیرند هم خودشان را بدبخت میکنند هم دیگران را، پس علم چرا عقیم است؟@ چون همه هستی را ندیده علم تخصص، پیشرفت زمانی به درد میخورد که همه هستی انسان دیده بشود الان جامعه ما قبل از انقلاب یک جامعه عقب افتاده بوده عقب نگه داشته شده بوده یک جامعه مستضعف بوده حالا بعد از انقلاب ما رسیدیم به جایی که چند صد سال در سی سال پیشرفت کردیم.@ سرعت علمیمان الان از همه دنیا متوسط جهان یازده برابر بیشتر از متوسط جهان سرعت داریم هنوز هیچ کشوری به اندازه ایران سرعت علمی ندارد، داریم به چه نزدیک میشویم؟ کشور در حال پیشرفت و توسعه هستیم در دانشگاه دارد توسعه اتفاق میافتد.@ در جامعه دارد پیشرفت میاید دارد تکنولوژی میاید دارد آسایش میاید، آیا جامعه ما در این سی سال به آرامش هم نزدیک شده یا نه، دورتر شده یا نزدیکتر شده؟ دورتر شده، چرا؟ چون همین پیشرفت و تکنولوژی که دارد اتفاق میافتد بدون توجه به حیثیت انسان است.@ سینما رشد کرده صداوسیما رشد کردند تولیدات زیاد شده مجلات زیاد شدند آموزش و پرورش ما سطح سوادمان دارد بالا میرود سطح دانشگاه دارد بالا میرود سطح دانشجوهایمان دارد بالا میرود تولید مقالاتمان دارد بیشتر میشود دائماً در سطح جهان حجم مقالات ایرانیها دارد بیشتر میشود سطح سوادمان لیسانسمان دارد بیشتر میشود.@ فوق لیسانسمان دارد بیشتر میشود دکترایمان دارد بیشتر میشود ثروتمان دارد بیشتر میشود آسایشمان در کشور دارد بیشتر میشود مردم دارند خانهدار میشوند ماشیندار میشوند مردم همه تلفن همراه دارند تکنولوژی دارد ایجاد میشود دولت الکترونیک دارد ایجاد میشود.@ اگر توجه به اصل انسان نشود به لا إله إلا الله همین علم که افزایش دارد پیدا میکند و آسایش دارد افزایش پیدا میکند فریبنده است و انسان را به جای اینکه به خود حقیقیاش مشغول بکند به خود حیوانی مشغول میکند انسان از این تکنولوژی از این علم در جهت دور شدن از الله دارد استفاده میکند.@ یک جامعه متعادل و یک جامعه متعالی جامعهای است که هر پیشرفتی که در آن جامعه میشود هر اتفاق قشنگی که دارد میافتد هر توسعهای که دارد اتفاق میافتد هر ثروتی که دارد اضافه میشود و هر آسایشی که دارد به وجود میاید به دنبال آرامش باشد.@ یعنی الله کانون آرامش یعنی جامعه به سمت هدف خلقتشان حرکت بکنند جوانهای ما بفهمند برای چه به دنیا آمدند برای چه به وجود آمدند داستان خلقت خودشان را مردم بدانند دانشجویان بدانند بحث مهمی که مقام معظم رهبری هم تأکید کردند خیلی بحث مهمی هست.@ بحث تغییر و تحول در علوم انسانی یعنی این، تا علوم انسانی نخواهند این حقیقت را ببیند علوم انسانی نخواهند اقتصاد، سیاست، جامعهشناسی، روانشناسی، مدیریت، سایر رشتهها، صنعت، رشتههای پزشکی همه نخواهند انسان را درست نگاه بکنند.@ مهندسیها و همه رشتهها، همه هنرها، همه علوم نخواهند توجه داشته باشند به حقیقت انسان هر چقدر علم پیشرفت بکند انسان بدبختتر میشود گرفتارتر میشود و از شادی و آرامش دورتر میشود هیچ زمانی ما به اندازه الان پیشرفت علمی نداشتیم اما هیچ زمانی هم به اندازه الان نابهنجاری در زندگی انسان و ناآرامی و طلاق و اختلافات و قتل و جنگ و مصرف مواد مخدر مصرف مواد ضد افسردگی، افسردگی، گرسنگی، بیماری نداشتیم.@ پس ما باید چکار بکنیم؟ ما باید اگر علم بخواهد مفید باشد علم میتواند مفید باشد از این جهت که آسایش تولید بکند رفاه ایجاد بکند علم این کارها را میکند اما این آسایش، این که الان دارد به وجود میاید این پیشرفت اگر بخواهد واقعاً با هدف خلقت انسان سازگاری داشته باشد در جامعه بتواند تولید شادی و آرامش بکند.@ جامعه متعالی بشود به هدف خلقتشان انسانها نزدیک بشوند باید لا إله إلا الله در تمام علوم اصل گرفته بشود اصل فرض بشود یعنی اقتصاد توحیدی، پزشکی توحیدی، مهندسی توحیدی، علوم توحیدی، علوم انسانی بیاید در واقع به حقیقت انسان توجه بکنند و خیلی از اختراعات بد دیگر تولید نمیشود.@ دیگر علم نمیرود به سمت تولید این همه مواد مخدر فاجعهآفرین در زندگی بشر، لذا شما نگاه کنید فسادها این همه فسادی که الان در جامعه هست از چه کسانی ناشی میشود چه کسانی اینها را تولید میکنند؟ آنهایی که اهل علم هستند علم دارد اینها را تولید میکند این همه گرفتاریها، مصیبتها مشکلاتی که هست دانشمندان دارند ایجاد میکنند.@ ما با جنبههای خوبش، خدماتیاش کاری نداریم جنبههایی که برای انسان آرامش، پیشرفت میاورد برای انسان مفید است اما اگر حقیقت الهی در نظر گرفته نشود علم حتی دیگر دست دانشمند هم نیست.@ دانشمند میاید خدمت بکند یک چیزی را تولید بکند بعد سایرین از آن استفاده منفی میکنند یک کسی میاید یک کار خدماتی میکند علم را جلو ببرد یک کسی بیاید از این کمال بمب اتم درست میکند آن کسی که قبلاً روی اتم کار کرده شاید اصلاً به فکرش هم نبوده که بخواهد یک همچین فاجعهای درست بشود.@ ولی یک کسی این را فهمیده این قدرت را شناخته میگوید حالا برویم از آن بمب اتمی درست بکنیم اساساً بمب درست بکنیم، چرا باید بمب درست بشود چه کسی دارد این کار را میکند چرا باید مواد مخدر تولید بشود چرا این همه از هنر در ابتذال انسان باید این همه استفاده بشود علم دارد این کار را میکند.@ چرا دارد این کار را میکند؟ چون به حقیقت انسان توجه ندارد تحول علوم انسانی یعنی این، تحول علوم انسانی بدون در نظر گرفتن قوس نزول عالم و قوس صعود عالم بدون در نظر گرفتن همه مراحل هستی از الله تا ماده بدون توجه به اینکه انسان حامل نفخه الهی است و هیچ اصلی در انسانشناسی مهمتر از لا إله إلا الله وجود ندارد.@ اگر این را در نظر نگیرید دم زدن از پیشرفت علوم هم و دم زدن از تحول در علوم انسانی وقت تلف کردن است تحول در علوم انسانی مهمترین تحولی که باید اتفاق بیفتد این هست که آنهایی که دارند کار علوم انسانی میکنند در رشتههای علوم انسانی همه رشتهها کار میکنند اول باید انسانشناسی کار بکنند اول باید حقیقت انسان را بشناسند.@ ما چطور میتوانیم علوم انسانی دقیق و درستی را تولید بکنیم در حالی که حقیقت انسان شناخته شده نیست شما خودت میگویی علوم انسانی، علوم انسانی بدون شناخت انسان و محدود، توجه به محدودیت انسان، یعنی ما بگوییم انسان را میشناسیم، یعنی چی؟@ یعنی یک حیوانی که از شکم مادرش به دنیا میاید بعد هم میمیرد برای این مقطع خاص یعنی تولد تا مرگ اقتصاد نوشتند این غلط است انسان این نیست سیاست تعریف کردن برای همین یک کسی که نمیفهمد انسان باید به کجا برسد در سیاستی که مینویسد میشود سیاست ماکیاولی هم در میاید هنر را میشود ابتذال از آن به خرج داد.@ میگوید یک هنر است حالا در سکس به کار میرود عیبی ندارد نقاشی اگر در سکس به کار میرود عیبی ندارد فیلمسازی اگر در سکس به کار میرود عیبی ندارد اگر یک هنرمند بخاطر حرمت حضرت هنر، هنر یک اله شده خودش یک بت شده بخاطر هنر آنقدر هنر عظمت پیدا کرده.@ هنر از انسان عزیزتر شده و از الله هم عزیزتر شده هنر اینطوری اقتضا میکند ذات هنر سکس را میطلبد ذات هنر با ادب، حیا، متانت، معنویت سازگار نیست برای همین میگویند سینما ذاتیاش این است، نه.@ امام(س) وقتی وارد بهشت زهرا شد گفت ما با سینما و تلویزیون مخالف نیستیم با فساد مخالف هستیم ما میشود سینما داشته باشیم سینمای متعالی، موسیقی متعالی، هنر متعالی، یعنی انسان در آن دیده بشود حقیقت انسان در این هنر در این سینما، یک کارگردان وقتی انسان را بشناسد دیگر تولید مبتذل نمیکند.@ سطح تولیدات هنری یک جامعه نشان میدهد که کل هنرمندان آن جامعه، کارگردانها، نویسندههای فیلم، فیلمنامهنویسها در چه سطحی از کمالات قرار دارند کمالات حسی گرفتار است کمالات خیالی است کمالات وهمی است کمالات عقلی است یا کمالات فوق عقلانی است.@ از یک سریال از یک فیلم سینمایی میشود فهمید که آن کسی که دارد آنها را تولید میکند میخواهد کدام بخش انسان را تحریک بکند میخواهد به کدام بخش انسان پیام بدهد آن کسی هم که علاقهمند است بنشیند اینها را نگاه بکند معلوم است که خودش هم در کدام سطح قرار دارد خودش در کجا قرار دارد.@ چرا به فیلمهای سکسی علاقهمند هستند به فیلمهای خشن علاقهمند هستند به فیلمهای غمگین علاقهمند هستند آهنگهای غمگین را دوست دارم یک کسی میگوید آهنگهای شاد دوست دارم یک کسی میگوید فیلمهای وحشتناک دوست دارم.@ اصلاً چه کسانی اینها را تولید میکنند در چه جایگاهی هستند چه کسانی اینها را میبینند این نشان میدهد حد آدمها را، حد یک جامعه را نشان میدهد اگر انسان شناخته بشود هنر هرگز آلوده نمیشود اگر انسان شناخته بشود اقتصاد هرگز آلودگی تولید نمیکند ثروت آلودگی تولید نمیکند علم اقتصاد هم آلودگی تولید نمیکند.@ جامعهشناسی منحرف نمیشود سیاست منحرف نمیشود روانشناسی انحراف پیدا نمیکند همه درست انسان را هم آسایش برای انسان ایجاد میکنند و هم آرامش ایجاد میکنند یک مشاوری که انسان را نمیشناسد یک دختری که میاید میگوید برو این حرفها چیه این حلال و حرام برو روابط آزاد داشته باش عقدههایت را خالی کن.@ این میرود روابط آزاد برقرار میکند بعد تحقیر میشود له میشود به غصه میافتد آخر سر از خودکشیها یا قتل یا افسردگیها یا گرفتاریهای دیگر در میاورد این چطور توصیهای است که مشاور دارد میکند برای اینکه انسان را نمیشناسد.@ یک کسی میخواهد یک مشاوره به انسان بدهد باید همه انسان را ببیند بعد به آن مشاوره بدهد لذا روانشناسی غربی همهاش به درد ما نمیخورد چون روانشناسی غربی مبتنی است بر چی؟ جامعهشناسی غربی، روانشناسی غربی، سیاست غربی، هنری که از آنطرف میاید اینها همهاش مبتنی است بر یک نگاه غلط و ناقص از انسان.@ یک نگاه حیوانی از انسان، انسان حقیقت متعالی و وجود متعالی ندارد وقتی ندارد علمی هم که تولید میشود علمی هست که انسان را به بدبختی و گرفتاری و ابتذال میکشاند پس تا دانشگاههای ما مراکز علمی ما آموزش پرورش ما نیایند انسان را به انسان معرفی کنند و در رأس همه حوزههای علمیه انسان به انسان معرفی نشود.@ انسان به سایر رشتههای علوم معرفی نشود این درس خواندنها از آن قرب از آن تعالی از آن رسیدن به هدف خلقت از آن شادی و آرامش تولید نمیشود از آن سعادت در نمیاید ما هر چقدر بیاییم این پز را بدهیم که در جامعه ما داریم الان این همه تولید علم داریم و پیشرفت میکنیم خیلی خوب است تولید علم یک کار مقدس و خوبی است.@ اما اگر آن اصلی در کار نباشد ما همینطوری بیرویه بخواهیم تولید علم بکنیم و دانشمند ما توجه به لا إله إلا الله حقیقت خودش نداشته باشد از دلش شهید علی محمدی رضایی مقدم شهید حسن مقدم این شهدای هستهای شهدای عزیزی که ما تقدیم کردیم چمران از آن در نمیاید دیگر آوینی ما نداریم.@ اینها چرا عزیزند چرا بزرگند؟ برای اینکه همراه دانش نگاه درست به انسان را داشتند هم خودشان هم معلمینی که اینها را تربیت کردند اگر ما در دوران دفاع مقدس از بین تحصیلکردههای دانشگاه این همه انسانی داشتیم که به مقام رفیع شهادت رسیدند شهادت یعنی(عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ) رسیدن به خود الله به رب خودشان اینها رسیدند.@ بالأخره یک نفسی به اینها خورده اینها به یک نگاهی رفتند به آن جبهه درست خودشان را نگاه کردند و به آن مقام رسیدند و اگر الان در جامعه ما بیشترین خودکشیها و طلاقها در طبقات تحصیلکرده است بیشترین افسردگیها و گرفتاریها در طبقات تحصیلکرده است.@ اینها طوری تحصیل کردند که از آن حقیقتشان دور شدند آن مرکزی که باید به اینها میفهمانده آن مسئولین فرهنگی که باید اینها را یاد میدادند این چیزها را به اینها یاد ندادند کتابهای درسی ما از انسانشناسی خالی است کتابهای دانشگاهی ما از انسانشناسی خالی است.@ درس میخوانیم دانشگاه میرویم اما وقتی میگویند هدفت چیست آرمانت چیست آرزویت چیست برای خودت چه برنامهای داری همه هدف و برنامه و آرزویی که دارد هیچ کدام کمالات فوق عقلانی به ندرت شما یک کسی را پیدا میکنید که یک کسی از درس خواندنش از مهندسی و پزشکیاش از کاری که در علوم انسانی دارد انجام میدهد.@ از کاری که در هنر دارد انجام میدهد یا از رشتههای دیگر دارد انجام میدهد کمال فوق عقلانی به لا إله إلا الله توجه بکند استخدام بکند علوم را در جهت رسیدن به الله، اینکه انسان چگونه بتواند با خدا عشقبازی بکند چگونه میتواند صفات الهی را در خودش ایجاد بکند چگونه میتواند تخلق به اخلاق الهی پیدا بکند همان هدف خلقت انسان.@ چگونه میتواند به بینهایت برساند چگونه میتواند خودش را به آن وطنی که از آن آمده برساند ما میگوییم بازگشت داریم ما میگوییم معاد داریم یعنی برگردد انسان به جایی که آمده اگر معاد هست یعنی من قبلاً جایی بودم از آنجا آمدم حالا میخواهم برگردم به آن جایگاهی که داشتم(إِنَّا لِلَّهِ وَ إِنَّا إِلَيْهِ راجِعُونَ).@ اگر ما بخواهیم برگردیم به الله، چرا گفت لله، اسم دیگر نگفت کریم نگفت غفور نگفت چون یک اسم است یک کمال است گفت الله یعنی کمال مطلق، ما از کمال مطلق آمدیم عشق کمال مطلق را داریم میخواهیم برگردیم به الله برسیم.@ میخواهیم به آنجا برسیم این باید دیده بشود من باید به این حقیقت در وجود خودم توجه بکنم مراکز فرهنگی خیانت کردند به انسانها اگر حقیقتشان را به آنها نگویند پدر و مادر به بچه خیانت کرده اگر لا إله إلا الله به آن یاد ندهد اگر نگوید عزیزم تو بدن نیستی زن نیستی مرد نیستی این زن بودن مرد بودن مال دنیای توست.@ آن نفخه الهی که از آسمان آمده قبل از اینکه بیاید آسمان که میگوییم نه آسمان مادی یعنی عالم برتر از این عالم آمده این قبل از اینکه بیاید جنسیت نداشته نفخه الهی نه زن است و نه مرد، زن بودن و مرد بودن مربوط به اینجاست.@ اگر کسی این را نفهمد بسیاری از احکام فقه را نمیفهمد چرا در فقه اینطوری هست احکام فقه برای انسانی که قالب زنانه دارد و انسانی آن روحی از خدا که قالب مردانه دارد و آن روحی از خدا که قالب خنثی دارد احکام متفاوت دارد که مزاحم حرکت به سمت الله نشود.@ یک شخص یک معشوق یک خالق نشسته این قوانین را برای ما ایجاد کرده ما چرا به کمال مطلق ایراد میگیریم ما چون انسان را زن میبینیم و مرد بسیاری از احکام دینی را نمیفهمیم بسیاری از مسائلی که در فقه هست را درک نمیکنیم احکام روابط زن و مرد احکام ازدواج، احکام طلاق، احکام بچهدار شدن.@ احکام حقوق زن حقوق مرد حقوق کودک حقوق دختر حقوق پسر این همه تفاوت که در فقه وجود دارد برای این هست که این تفاوتها مزاحم حرکت ما به سمت الله نشود و به گونهای باشد که انسان بتواند در این تفاوتها نقش خودش را بازی بکند اسم بتواند از الله دریافت بکند بتواند خودش را به کمال مطلق نزدیک بکند.@ بتواند آن حقیقت لا إله إلا الله را که در وجودش هست شکوفا بکند پس یک اصل مهم این هست که ما وقتی که از آن مرحله آمده آن روح به نطفهها تعلق گرفته در عالم طبیعت آن روح قبلاً جنسیت ندارد زن نیست و مرد نیست.@ اسلام بین زن و مرد تفاوت قائل نیست به این معنا، همه انسان هستند زن موجود درجه دوم نیست زن از دنده مرد خلق نشده اینکه بعضیها برایش روایت هم درست کردند زن یک مخلوق کامل الهی است مرد هم یک مخلوق کامل الهی است تفاوتهایشان مکمل یک سلسله چیزهایی است که در این هست.@ باید در آن باشد در این نیست در آن باید باشد اینطوری هست همه موجودات را خدا جفت آفریده زوج آفریده درجه اولی دومی ما نداریم طفیلی نداریم زن به طفیلی مرد آفریده شده، نه، اینطور نیست تقدم با زن است یا تقدم با مرد است اصلاً ما زنسالاری و مردسالاری نداریم.@ برای همین هم ما در احکام دینی زنسالاری و مردسالاری اصلاً نداریم خداست الله چه میگوید الله میگوید زن چکار کند مرد چکار کند پسر چکار کند دختر چکار کند پدر و مادر چکار کنند بچه چکار کند همین چکار کردنها برای این هست که انسان از دنیا خارج بشویم این دنیا توان داشته باشد موجودی با کمالات الهی کامل تولید بکند.@ ما اگر این را نفهمیم بسیاری از موارد میگوییم این احکام زورگویی است این احکام را من فلسفهاش را نمیفهمیم، چرا خیلی وقتها بچهها با دین نمیتوانند ارتباط برقرار کنند؟ جوانها دانشجویان با دین نمیتوانند ارتباط برقرار کنند؟ چرا خیلیها میتوانند در شبکههای مختلف از غیر از مسلمانها بتوانند شبهه ایجاد بکنند بریزند به جان مردم؟@ چون آنها نمیدانند که اسلام به انسان چگونه نگاه میکند، چرا ما نمیتوانیم خیلی از شبهات را جواب بدهیم؟ برای اینکه خودمان نمیدانیم انسان چطوری خلق شده توجه نداریم به ساختار خلقتی انسان، ماجرای خلقت را نمیدانیم نمودارهای خلقت برای ما توضیح داده نشده.@ اگر این حقیقت فهمیده باشد هزاران سؤال دیگر اصلاً سؤال نیست کنار میرود وقتی فهمیدیم انسان چی هست تمام آن علوم رشتهها و احکامی که بر اساس انسان نیست درست شده همه را کنار میگذاریم بر اساس تعریف غلط یا تعریف ناقص از انسان ایجاد شده.@ این اقتصاد به درد ما نمیخورد این سیاست دیگر به درد ما نمیخورد این جامعهشناسی و روانشناسی این هنر دیگر ارزشی ندارد چون با حقیقت من سازگاری ندارد به درد من دیگر نمیخورد این هنر یا این رشته چون غلط است به قول امروزیها من سرکارم درس میخوانم بعد میفهمم خیلی از اینهایی که خواندم هیچ کدام ارزش عملی و کاربردی ندارد.@ تحول علوم انسانی یعنی چی؟ یعنی علوم انسان اطلاعاتش را از منبع تخصصی وحی و خود الله که خالق است بگیرد که حالا انشاء الله این را در بحث اصل اصالت تخصص توضیح خواهم داد در منابع انسانشناسی باید توضیح بدهیم منابع انسانشناسی چی هست باید توضیح بدهیم این را باید در نظر بگیریم این اصل را باید همیشه به آن توجه بکنیم.@ حالا این نمودار را ما تبدیل کردیم برای آموزش بهتر به یک نمودار خطی، نمودار خطی را ببینید ولی چون وقت کم هست ما انشاء الله جلسه بعد توضیح میدهیم برای شما، نمودار خطی همان نمودار را تبدیل کردیم به مراحل خلقت انسان سه مرحله خلقت انسان.@ علی(ع) فرمود رحمت خدا شامل حال کسی میشود که بداند از کجا آمده در کجا هست و به کجا میرود یعنی سه مرحله، ما قبلاً کجا بودیم؟ قبلا در قالب یک نفس یک روح بودیم که همان روح محمد(ص) هست آمدیم به دنیا در اینجا هستیم، به کجا میرویم؟@ آن مسیر بازگشتمان را انجام میدهیم که حالا من اینها را در قالب یک نمودار خطی برای آموزش بهتر و الا زندگی مسیر خلقت همان دایرهای هست یعنی ما برمیگردیم قوس نزول و قوس صعود، از یک مبدأ آمدیم به همان مبدأ برمیگردیم حرکت ما خطی نیست ولی من خطی کردم.@ برای اینکه ما بتوانیم راحتتر آموزش بدهیم و این مسیر را نگاه بکنیم که حالا توضیح بیشتر بعداً در موردش خواهم داد که ما یک مرحله قبل از دنیا داریم این مرحلهای هست که در قوس بود تولد پیدا میکنیم در یک مقطع، در این مقطع بدنگیری شده، تولد یعنی چی؟ بدنگیری، تولد من نیست پس انسان هست به دنیا میاید.@ از یکجایی به دنیا میاید نه از عدم و نیستی من در قالب خودم نیستم ولی حقیقت من این روحی که من دارم روح بینهایتطلب من سابقه هستی قبل از دنیا دارد از آنجا آمدیم(مِن عین) در اینجا هستیم مدتی و به آخرت و به الله میرویم به سمت خدا میرویم.@ پس یک مرحله قبل از دنیا دارم تولد تولد بدن من است من با آن روح و آن نفخه الهی در قالب این بدن جدید و این شخصیت جدید تولد پیدا میکند یک جلوه از آن روح یک ظهور از آن روح در قالب این شخصیت زن است مرد است خنثی است اسمش هر چه میخواهد باشد با آن حیثیت انسانی به دنیا میاید.@ مدتی در دنیا زندگی میکند مدتی در دنیا هست مرحله دوم بعد وفات پیدا میکند، وفات یعنی انتقال کامل یک شیء را وفات میگویند یک شیئی که از یکجا به جایی منتقل میشود که دیگر در آن جای اولیه نباشد میگویند وفات پیدا کرد جنین از رحم مادر وفات پیدا میکند.@ دیگر در رحم مادر نیست نسبت به رحم وفات پیدا میکند نسبت به دنیا تولد میگوییم به دنیا میاید تولد پیدا میکند مدتی در رحم دومش هست این دنیا هم رحم دوم ماست بعداً در موردش انشاء الله سخن خواهیم گفت مدتی در رحم دوم هست و بعد وفات پیدا میکند.@ یعنی حقیقت انسان آن نفخهای که از خدا آمده بود بدن مادیاش را رها میکند دیگر به این بدن احتیاجی ندارد وفات پیدا میکند به عالم مرحله بعد، قبل از دنیا مرحله ملکوت یا برزخ، قبر هم میگویند پس عالم قبر دقت کنید در آموزش وقتی میگوییم فشار قبر، تنگی قبر، بزرگی قبر، قبر بهشتی از بهشتهاست.@ (القَبرُ رُوضَۀ مِن رِیاضِ الجَنَّۀ) باغی از باغهای بهشت است(أو حُفرَۀٌ مِن حُفَرِ النّار) پیامبر فرمود یک حفرهای از حفرههای جهنم هست گور خاکی نیست که بگوییم این حالا یعنی چی؟ بزرگ میشود یعنی چی؟ قبر بغلی چه میشود اگر دیوارش بزرگ میشود قبر بغلی که چسبیده به این.@ این چطوری میشود یک باغی از باغهای بهشت، در آنجای تنگ و پهلو هم خوابیده، یا چاهی از چاههای جهنم مثلاً نکیر و منکر میایند خودت در قبر، پیغمبر میاید اهل بیت میاند به ما سر میزنند پس حتماً در این گور خاکی میایند پیغمبر، چطوری میایند.@ آنوقت دین شما دیگر قابل دفاع نیست دیگر شما نمیتوانی بچه اصلاً گیج میشود میگوید این یعنی چی. من یادم هست دخترم شاید 3 ـ 4 سالهاش بود از من سؤال کرد بابا بهشت و جهنم در زمین هستند؟ گفتم نه بابا جون روی زمین نیستند، گفت پس چرا یک کسی که میمیرد یا میرود بهشت یا میرود جهنم؟@ سؤال میکند شما نمیتوانید ذهنش را توجیه بکنید. فشار قبر که میگویند عذاب قبر که میگویند فرشتهها میایند پیغمبر میاید نکیر و منکر میاند بشیر و مبشر میایند و آن داستانهای خیلی جالب اتفاق میافتد عالم قبر و با آن عظمت ملکوت، ملکوت یعنی فاصلهای که از نظر اندازه دنیا نسبت به رحم مادر دارد.@ ملکوت نسبت به دنیا دارد دنیا کلش یک رحم است برای کل این آدمها، یک رحم کوچک محدود برای انسانهایی که کمالاتشان خیلی بزرگ است خیلی عظمت دارند این انسانها ولی فعلاً دوران جنینیشان را در این رحم طی میکنند.@ آماده میشوند برای پرواز برای جاهای بزرگتر برای زندگی در فضایی عالمی بینهایت بزرگتر از دنیا، وارد برزخ میشوند، برزخ یعنی میانه، چرا میانه میگویند؟ یعنی میانه بین دنیاست و حیات بعد از قیامت، حیات ابدی بعد از قیامت، فاصله است بین اینها، یک حالت میانه دارند ایستگاه میانی هست وفات پیدا میکنیم میرویم وارد برزخ میشویم که حالا داستان دارد.@ این را بعداً راجعش مفصل صحبت خواهیم کرد بعد وارد قیامت میشویم مرحله قیامت، قیامت 50 هزار ساله(كانَ مِقْدارُهُ خَمْسِينَ أَلْفَ سَنَةٍ) قیامت 50 هزار ساله، وارد قیامت 50 هزار ساله که شد حالا 50 هزار سال 50 تا از انتخابهای انسان، ارتباطات، رفتار، عقائد، محبتها، تنفرهای انسان مورد سؤال قرار میگیرد.@ در واقع انسان 50 جهت ارزیابی دارد و بعد چون امام صادق(ع) فرمود 50 هزار سال هر هزار سال یک ایستگاه دارد که 50 ایستگاه میشود بعضیها این را در یک چشم به هم زدن به قول حدیث فرمود به اندازه چهار رکعت نماز عصر 50 هزار سؤالشان را جواب میدهند.@ چون در دنیا خودشان به خودشان رسیدگی کردند همه اینها را آماده کردند دیگر معطلی ندارند بعضیها واقعاً اینقدر معطلی دارند گرفتاری دارند چون اصلاً در دنیا توجهی به خودشان و هدف خلقتشان و کارهایی که وظائفشان بوده نداشتند بعد از قیامت حیات جاودانه ما شروع میشود مرحله ابدی ما شروع خواهد شد این مجموعه را انسان میگویند.@ پس انسان شد یک مجموعه چند مرحلهای، لذا ما یک خط زیرش کشیدیم گفتیم که این مرحله مرحله انسان هست مقطع وفات تا حیات جاودانه ما آخرت میگویند اینکه پیامبر فرمود(مَن ماتَ فَقَد قامَت قِیامَتُه) هر کس بمیرد قیامتش برپا میشود.@ یعنی محاسبات انجام میشود که حالا بعد اینها را مفصل توضیح خواهم داد. اگر ما بخواهیم علم بنویسیم برای بشر، تبلیغ بکنیم سیاست، مدیریت، تعلیم و تربیت، تعلیم و تعلم هر چیزی که بخواهیم برای انسان بنویسیم باید با توجه به این ساختار نوشته بشود.@ اگر این ساختار دیده نشود در دانشگاههای ما در مراکز آموزش دینی حتی در تبلیغ ما در حوزههای ما اگر قرار باشد این ساختار دیده نشود ساختاری که مراحل خلقت انسان هست آموزش عقیم در میاید میگوید من چند سال روی این کار کردم تبلیغ کردم نماز یاد دادم روزه یاد دادم رفت خارج از کشور یکدفعه همه را کنار گذاشت.@ میگوید این خانواده همیشه اول وقت نماز میخواندند خیلی آدمهای خوبی بودند بعد یکدفعه همهشان مسیحی شدند چطوری شده؟ عزیزم به این آموزش داده نشده که چه کسی هست این یک دین سنتی از پدر و مادرش گفته این اگر در یک کشور بیدین متولد میشد بیدین بود.@ اگر در یک کشور مسیحی بود مسیحی بود یک کشور یهودی بود یهودی بود یک کشور مسلمان حالا مسلمان است ولی شناختی از خودش درست ندارد ما نتوانستیم دین را درست به مردم به جوانهای خودمان آموزش بدهیم حقیقت انسانها را به آنها آموزش بدهیم.@ وقتی نمیتوانید آموزش بدهید این مصیبتها به وجود میاید شخص میرود راحت دینش را از دست میدهد یک سفر خارجی یک چهارتا شبهه از طریق ماهواره از طریق روزنامهها از طریق یک استاد فاسدی که در مراکز علمی جوانها را میخواهد از دین به دور بکند.@ خودش هم بنده خدا آن هم نادان است که دارد آن کار را انجام میدهد آن هم خودش را نمیشناسد میبینی که شبهه پیش میاید تزلزل پیش میاید چون انسان درست دیده نشده اگر ما بخواهیم تحول در علوم انسانی ایجاد بکنیم اگر ما بخواهیم درسهای حوزویمان کیفیت پیدا بکند.@ آموزشهای حوزوی آموزشهای دانشگاهی درسهای مختلف برکت پیدا بکند سرعت و قدرت در تولید شادی و آرامش در تولید انسانهای متعالی ایجاد بشود جامعه مهدوی داشته باشیم جامعهای که خودش را برای ظهور امام زمان آماده میکند باید انسانها خودشان را بشناسند.@ شما بدون انسانشناسی نمیتوانید مهدویت قوی دست مردم بدهید بدون انسانشناسی نمیتوانید امامت، نبوت، قرآن و سایر اصول را به مردم یاد بدهید به معنای حقیقی، انسان باید ببینیم انسان کیست که احتیاج به نبی دارد انسان کیست که احتیاج به امام دارد آن هم به آن بزرگی انسان کیست که یک کتاب عظیمی مثل قرآن احتیاج دارد.@ انسان کیست که حیات جاودانه دارد انسان کیست که از فرشتهها بالاتر است و فرشتهها خدمتگزار او هستند انسان چه کسی بوده که خدا امر کرده به فرشته که به او سجده بکند ما تا حقیقت انسان شناخته نشود علی(ع) (لا تَجهَل نَفسَک فَإنَّ الجاهِلَ مَعرِفَۀَ نَفسِهِ جاهِلٌ بِکُلِّ شَیء) نسبت به خودت جاهل نباش چون کسی که خودش را نمیشناسد هیچ چیز را نمیشناسد.@ شما هر آموزشی هر کمالی را بخواهید ایجاد بکنید با انسانشناسی قویتر و بهتر میتوانید ایجاد بکنید سریعتر میتوانید ایجاد بکنید و خیلی وقتها اساساً بدون انسانشناسی شما نمیتوانید کمالی را تولید بکنید نمیتوانید یک علمآموزی مفید نافع و بدون ضرر داشته باشید.@ این باید اتفاق بیفتد در تحول علوم انسانی در تبلیغ در هنر در سینما در تئاتر در رشتههای مختلف در صنعت و همه رشتهها باید انسانشناسی اصل قرار داده بشود خدایا به حق محمد و آل محمد ما را به حقیقت خودمان واقف بفرما به ما توفیق خودشناسی عنایت بفرما.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 032 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 032 - تربیت مبلغ