اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ ما جلسه گذشته بحثمان به اینجا رسید که همه انسانها عاشق مطلق کمالات و کمال مطلق و بینهایت هستند این طلب را جلسه گذشته معنا کردیم که یعنی چی، معانی و مظاهرش را توضیح دادیم و گفتیم که طلب هر چیزی نشاندهنده وجود آن چیز سنخیت با آن چیز ظرفیت آن چیز شناخت آن چیز و بهرهبرداری از آن چیز هست به نوعی که انسان چیزی را میطلبد.@ نتیجه گرفتیم چیزی که ما میطلبیمش که کمال مطلق و بینهایت هست در همه انسانها هم بدون استثناء وجود دارد چیزی هست یک وجود بینهایتی هست که وجود دارد چون میطلبیمش با آن سنخیت داریم ظرفیتش را داریم.@ یعنی ظرفیت کمال بینهایت را داریم جذب بینهایت را داریم تربیت شدن بینهایت را داریم و میشناسیمش و قبلاً هم مزه با او بودن را چشیدیم که حالا در ادامه بحث اگر گنگی دارد فقط باید عزیزان تحمل کنند تا در یک جلسه قطعاً نمیشود همه مسائل را گفت سؤالاتی پیش میاید ما هم چون بحثمان ادامه دارد سؤالات را به مرور زمان جواب خواهیم داد.@ این وجود مطلق و بینهایت گفتیم وقتی که ما یک هستی مطلق و بینهایت داریم قطعاً یگانه است دوتا نمیتواند باشد ما دوتا هستی نمیتوانیم داشته باشیم چون اگر دوتا هستی داشته باشیم باید یک چیزی غیر از هستی بین اینها تفاوت بگذارد که نیستی میشود و ما نیستی نداریم ما یک هستی مطلق داریم که جلوات و ظهورات مختلفی دارد آن یک هستی مطلق است.@ شما اگر موجودات مختلف را نگاه کنید درست است ما یک تعریفهای مختلف از آن میکنیم حدود مختلف دارد اما در ذات همهشان در یک چیز همه با هم مشترک هستند در وجود در هستی با هم مشترک هستند.@ حالا بله یک کسی یک شکلی از آن وجود را دارد موجود دیگری شکل دیگری از آن هستی و وجود را دارد اما همه در ذات هستی در اصل هستی با هم یکی هستند همه مشترک هستند همه ذات هستی حقیقت هستی در همه آنها هست این وجود که گفتیم هستی هست اول ندارد.@ اول داشتن به این معنا هست که کسی او را نیافریده از جایی به وجود نیامده چون اگر قرار باشد از جایی به وجود بیاید آنجا یا خودش هستی است یا نیستی است نیستی که نمیتواند منشأ هستی بشود اگر هم کسی قبل از آن وجود داشته و این را هست کرده که برگشت به اول خودش باز ما برگشتیم به هستی هستی باید قبل از آن باشد.@ برای همین ما میگوییم اساساً هستی امکان ندارد آغاز داشته باشد چون آغاز محدودیت دارد با چیزی که ما میطلبیم سازگاری ندارد ما گفتیم هستی مطلق و بینهایت داریم طالبش هستیم و از نظر فلسفی و عقلی هم هستی نمیتواند آغاز داشته باشد.@ موجودات مخلوقات ظهورات آغاز دارند پایان هم دارند اما اصل هستی اصل وجود وجود مطلق آن اول نمیتواند داشته باشد محال است که اول داشته باشد پایان هم نمیتواند داشته باشد چون نابود شدنی به این معنا هست که از دایره هستی خارج باشد هستی خودش دایره همه موجودات است.@ خارج از هستی هم ما چیزی نداریم که هستی بخواهد جایی برود ما بیرون از هستی جایی وجود ندارد وقتی مطلق و بینهایت است جایی برای دیگری باقی نمیگذارد هر چه هست خودش است هر چه هست هستی است لذا از آنجا خارج نمیشود از دایره هستی خارج نمیشود.@ این موجود بینهایت، هستی بینهایت و مطلق را گفتیم در زبانهای مختلف اسمهای مختلف هست در ادیان مختلف در زبانهای مختلف در زبان عربی در زبان دین زبان قرآن الله میگوییم یعنی وجود مطلقی که مستجمع جمیع صفات کمال هست یعنی همان صفات کمالی که همه عاشقش هستند فوق عقل انسان با آن تطابق دارد آن را میطلبد الله هست.@ پس همه انسانها بدون استثناء عاشق ذات بینهایت خداوند تبارک و تعالی هستند عاشق کمال مطلق و بینهایتی هستند که اسمش الله است اینکه امام امت(س) فرمود رئیس جمهور آمریکا هم عاشق خداست.@ همین است یعنی هیچ انسانی را شما پیدا نمیکنید که این کمالات را نخواهد فرق رئیس جمهور آمریکا با خود امام چه بود؟ اینکه رئیس جمهور آمریکا و افراد دیگری که در طول تاریخ بینهایتطلبی خودشان را خواستند اشباع بکنند در طبیعت و جای محدودی به نام زمین و دنیا میخواستند اشباع بکنند.@ و همانطور که جلسه قبل گفتیم دنیا قابلیت پاسخگویی به فوق عقل ما را ندارد نمیتواند همه آن چیزهایی که ما میطلبیم را به ما بدهد ما حیات جاودانه میخواهیم دنیا نمیتواند علم مطلق میخواهیم علم بینهایت میخواهیم نمیدهد زیبایی بینهایت میخواهیم نمیدهد.@ کمالات دیگر را میخواهیم قدرت میخواهیم سرعت میخواهیم لذت میخواهیم و خیلی چیزهای دیگر را دنیا محدود است اصلاً نمیتواند این را به ما بدهد لذا با اینکه بینهایتطلب هستند اما این بینهایتطلبی را در طبیعت دنیا میخواستند اشباع بکنند اینجا اشباع نمیشود پس آن که همه انسانها عاشق او هستند شیدای او هستند به دنبال او هستند وجود مطلق الله تبارک و تعالی است.@ هستی مطلق وجودی که همه کمالات را به صورت بینهایت و مطلق دارد این حقیقتی که الان ما در دو جلسه با هم سیر کردیم از ذات خودمان با شناخت خودمان درآوردیم چون بحثمان انسانشناسی است یکی از موضوعاتی که سخن گفتیم انسان تا خودش را نشناسد الله را نمیشناسد(من عرف نفسه فقد عرف ربه) سؤال ممکن است پیش بیاید چگونه؟@ همینطوری که این دو جلسه طی کردیم از عشق از طلب رسیدیم به الله، خصوصیات الله را استخراج کردیم کسی هم نمیتواند این خصوصیات را انکار بکند در مورد هستی مطلق و وجود مطلق هر گزارهای دادیم قابل انکار و قابل خدشه و مناقشه نیست الله را از درون خودمان درآوردیم.@ پس معشوقمان در خودمان به ما جلوه میکند که قرآن فرمود ما خودمان را آیات خودمان را در خود شما به شما نشان میدهیم این است(سَنُرِيهِمْ آياتِنا فِي الْآفاقِ وَ فِي أَنْفُسِهِمْ) ما آیات و نشانههای خودمان را در آفاق در طبیعت و در درون خود شما به شما نشان میدهیم.@ فقط ما باید این را تبیین در درون خودمان که گذاشتند ما باید استخراجش کنیم همان سیری که الان رفتیم استخراج کردیم از وجود خودمان در دو جلسه ما الان به چند حقیقت در نفس خودمان رسیدیم یکی به الله رسیدیم یعنی به وجود مطلق و بینهایت که مستجمع جمیع صفات کمال هست رسیدیم.@ به این رسیدیم که همه ما عاشق او هستیم و به کمتر از او نمیتواند ما را اشباع و ارضاء بکند این حقیقت همان حقیقتی هست که خداوند تبارک و تعالی خلقت را بر اساس او قرار داد و آن عبارت است از(لا إله إلا الله) این(لا إله إلا الله) حقیقت هستی است اصل هستی است.@ پس ما الان(لا إله إلا الله) را از کجا استخراج کردیم؟ از نفس خودمان، همه انسانها عاشق کمال مطلق و بینهایت هستند این را(لا إله إلا الله) میگویند یعنی إله معشوق، فرمود إله حضرت فرمود إله یعنی آن که تو را شیدا میکند و عاشق میکند و به دنبال خودش میکشاند این إله میشود.@ (لا إله) یعنی شما مطلوب و معشوقی ندارید غیر از کمال مطلق، الله را درست معنا کنیم وقتی هم میگوییم خدا اگر ندانیم معنی خدا چیست دیگر(لا إله إلا الله) آن جلوه خودش را ندارد آن اثر خودش را ندارد ما آمدیم در فارسی معبود کردیم.@ معبود را به معنای آن کسی که میخواهیم جلویش خم و راست بشویم گرفتیم و الله هم کردیم خدا خدا هم برای ما معنا نشد برای جوانهای ما برای نسل جوان ما برای دانشجویان ما، برای خانوادهها، خدا یعنی همان که فقط میآفریند، دیگر این(لا إله إلا الله) مزه خودش را از دست داد(لا إله إلا الله) حقیقت همه هستی است.@ اساسیترین اصل هستی بعد از الله و توحید(لا إله إلا الله) است در رابطه بین انسان و الله هیچ اصلی مهمتر از(لا إله إلا الله) وجود ندارد در فلسفه خلقت هم هیچ اصلی بالاتر از(لا إله إلا الله) وجود ندارد یعنی انسان به دنبال الله است.@ انسان میخواهد به کمال مطلق و بینهایت برسد انسان میخواهد به جایی برسد که همه چیز را داشته باشد این داستان خلقت انسان است لذا شما در بهشت هم که انسان میرود میبینید که خداوند بینهایتطلبی را به انسان که در ذاتش گذاشته در بهشت بینهایتطلبی انسان اشباع میشود(فِيها ما تَشْتَهِيهِ الْأَنْفُسُ وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ) در آن بهشت هر چه بخواهند هست امکان ندارد نه بشنوند محدود بشنوند.@ (لا مَقْطُوعَةٍ وَ لا مَمْنُوعَةٍ) (وَ تَلَذُّ الْأَعْيُنُ) هر چه که امکان دارد لذت ببری از آن در آن وجود دارد هر چیزی که چشم از آن لذت ببرد وجود دارد هر چیزی که روح بخواهد آنجا وجود دارد هر چه که اراده بکند آنجا هست بعد هم فرمود(أُولئِكَ أَصْحابُ الْجَنَّةِ هُمْ فِيها خالِدُونَ) انسان جاودانه هم هست.@ یعنی ذاتش بینهایتی را میطلبد و بینهایت بودن را خدا هم به آن عطا کرده. پس اینکه میگوییم گاهی وقتها میگوییم بعضیها برایشان سوءتفاهم میشود میگوییم عمر هر انسانی به اندازه عمر خداست یعنی چی؟ یعنی تا خدا هست انسانی هم که خلق کرده موجودی که خلق کرده وجود دارد مرگی برای انسان وجود ندارد.@ پیامبر فرمود(خُلِقتُم لِلبَقاء لا لِلفَناء) برای فانی شدن انسان خلق نشده برای جاودانگی خلق شده برای ابدیت خلق شده علی(ع) فرمود(وَ الآخِرَۀُ أبَدٌ) آخرت جاودانه است ابدی است انتها ندارد مرگی برای انسان وجود ندارد.@ لذا شما ببینید مسأله جاودانگی بشر حدود 80 بار در قرآن به انسان تذکر داده میشود پس انسان در حرکتش به سمت الله و در حیات جاودانه آخرتیاش است که این حس بینهایتطلبیاش اشباع میشود به هر چه که بخواهد میرسد هر مجهولی داشته باشد برطرف میشود هر کمالی را بخواهد به آن میرسد سیر در آخرت و بینهایت هم برای همین است.@ میگویند آخرت چه فایدهای دارد؟ آخرت این هست که ما دائماً در آخرت داریم در دنیا داریم همین کار را انجام میدهیم از وقتی از شکم مادر بیرون آمدیم کمال طلبیدیم الان هم چندتا به کمالاتمان اضافه میکنیم.@ مرحله بعد که وفات پیدا میکنیم وارد برزخ میشویم میرویم وارد عالمی که ادامه دارد آن کمالخواهیها سرعت و قدرت بیشتری دارد انسان به کمالات وصفناپذیری نسبت به کمالات دنیایی خواهد رسید در برزخ کمالاتش را ادامه میدهد این سیر به سمت بینهایتش را اشباع شدنش را به قیامت میرسد.@ از قیامت هم که رد میکند و بعد حیات مرحله جاودانهاش بعد از قیامت دوباره ادامه پیدا میکند و دائماً انسان این کمالات را دارد جذب میکند از الله دائماً رشد میکند دائماً تعالی پیدا میکند و چون کمال نامحدود است و مطلق است حرکت انسان هم همینطور در کنار معشوق خودش ادامه دارد.@ مثل کسی است که به دریا رسیده میگوید من به دریا رسیدم دریا را دارد کنارش آرامش دارد من در دریا هستم در دریا هم هست اما سیر انسان در آخرت مثل حرکت در عمق دریا هست برای پیدا کردن چیزهای بالاتر و بهتر هست پس لذا در نامهای که خداوند تبارک و تعالی مینویسد خیلی نامه زیبایی هست.@ خیلی نامه تکاندهندهای هست این نامه در بهشت داریم این نامه را خداوند تبارک و تعالی برای مؤمن که میفرستد حالا تشریفاتی دارد نبی اکرم(ص) این را توضیح دادند که خداوند بعد از تشریفاتی که خیلی هم زیباست این تشریفات فرصت نداریم بگوییم.@ وقتی که نامه را از طرف خداوند فرشتههای الهی میبرند به مؤمن میدهند متن نامه این هست(بِسمِ الله الرَّحمنِ الرَّحیم مِنَ الحَیِّ القَیّومِ الّذی لا یَمُوت إلی الحَیِّ القَیّوم الّذی لا یَمُوت) چقدر این صحنه شیرین است لحظهای که انسان این نامه را بخواند یا این را بشنود الله تبارک و تعالی اینگونه انسان را خطاب بکند.@ چه لحظه باشکوهی هست که انسان فارغ از همه مشکلات و محدودیتهای دنیا و غصهها و ترسها و اضطرابها رسیده به یک جایی که در بهشت امنیت کامل دارد بعد خداوند به او میگوید از زنده پایداری که هرگز نمیمیرد به زنده پایداری که هرگز نمیمیرد.@ (عَبدی عَلَیکَ مِنِّی السَّلام) خیلی زیبا این کلمه انتخاب شده یعنی هر کلمه دیگری غیر از این انتخاب میشد نمیتوانست برساند کلمه عبد، یعنی بنده از طریق عبودیت به الله میرسد عبودیت نه اینکه خدا احتیاج دارد یک کسی ممکن است تا اینطوری میگوییم همه سؤال میکنند که مگر خدا به عبادت ما احتیاج دارد.@ اصلاً برای چه اینطوری قرار داده که ما عبادتش بکنیم؟ نه خدا احتیاج ندارد ما احتیاج داریم برای بینهایت شدن به این عبودیت، عبودیت یعنی چی؟ یعنی تشبه به حق تعالی، تخلق به اخلاق الهی، خدا میگوید من شما را آفریدم که در دنیا یاد بگیری توسط انبیاء من که چگونه مثل الهی بشوید مظهر خدا بشوید.@ مظهر دقت کنید اشتباه نگیرید ما ذات پیدا نمیکنیم هیچ وقت، فقط یک موجود ذاتدار داریم که قائم به ذات است، کسی نگوید پس ما خدا میشویم؟ نه خدا نمیشویم چون خدا فقط یک موجود هست که ذات دارد قائم به خودش هست و کمالاتش از خودش هست به جایی وابسته نیست.@ ما ظهوراتیم ظهور همیشه قائم به اصل است به ذات الله است انبیاء، ائمه که میگوییم خلیفۀ الله هستند انسانی که برای مقام خلیفۀ اللهی خلق شده همه ظهورات الله هستند هیچ کس وجود مستقلی در مقابل خدا ندارد که بگوید ما هم پس خدا شدیم ما هم خدا میشویم این کفر است، نه.@ ما ظهورات مظاهر بینهایت الهی هستیم اما مظهریم ظهوریم از خودمان ذاتی نداریم در همان موقع هم که خلیفۀ الله هستیم، خلیفۀ الله قائم به کیست؟ پیغمبر میخواهد باشد ائمه میخواهد باشند هر کس که میخواهد باشد خلیفۀ الله قائم به الله هست.@ پس مسیر عبودیت یعنی مسیر تعلیمی است مسیر تحققی و تربیتی است مثل همه دانشهایی که شخص دارد الان تمام شاگردها در همه دانشگاهها و مدرسهها دارند استادشان را عبادت میکنند عبادت یعنی چی؟ یعنی پیروی کردن، امام جواد(ع) فرمود که هر کس که به گوینده گوش میکند عابد اوست.@ (مَن أسقی إلی ناطِقٍ فَقَد عَبَدَه) کسی که دارد گوش میکند گوش جان داده به یک گویندهای دارد عبادتش میکند پس یک کسی نگوید عبادت فقط مال خداست بله عبادت به معنای حقیقی تنها کسی که شایسته است عبادتش بکنیم الله است اما در سیر ربوبیت الهی پدر و مادر هم رب هستند نان هم رب است استاد هم رب است.@ رب یعنی تربیتکننده است مربی است(رَبِّ ارْحَمْهُما كَما رَبَّيانِي) آن دوتا ربوبیت کردند من را(رَبَّيانِي) مؤنث، آنها هم من را ربوبیت کردند(رَبَّيانِي صَغِيراً) در بچگی من را پرورش دادند و بالا آوردند پس ربوبیت است.@ امام جواد فرمود کسی که دارد یک گویندهای را حرفهایش را گوش میکند عابد اوست(وَ إن کانَ ناطِقُ عَنِ الله فَقَد عَبَدَ الله) اگر گوینده از خدا بگوید شنونده آن لحظهای که دارد به آن گوینده گوش میکند به معنای واقعی دارد الله را عبادت میکند(وَ إن کانَ ناطِقُ عَن إبلیس) اگر گوینده از شیطان بگوید یعنی حرفهای شیطانی بزند حرفهایی بزند که به قیمت انسان نیست انسان در آن لحظه عابد شیطان هست.@ پس با عبودیت خدا دست گذاشته روی این(و أشهَدُ أنَّ مُحَمَّدً عَبدُهُ وَ رَسُولُه) عبد است بعد به رسالت رسیده یعنی رسالت میوه عبودیت است خلیفۀ اللهی رسالت، نبوت، ولی اللهی، ولایت، همه میوه یک گوهر هستند و آن عبودیت است هر کس عبودیتش بیشتر است شباهتش، تخلقش به الله بیشتر میشود کمالش بیشتر میشود.@ کمالات بیشتری میتواند جذب بکند قویتر میشود پس ضعف و قوت انسانها تفاوتشان در آخرت هم به میزان عبودیتشان بوده لذا خدا میگوید(عَبدی عَلَیکَ مِنِّی السَّلام) یعنی ای کسی که ربوبیت من را پذیرفتی هر چه گفتم گوش کردی رسیدی به جایی که من به تو سلام میکنم.@ سلام خدا اینطوری نیست مثل ما باشد کسی بگوید سلام، وقتی الله میگوید سلام(عَلَیکَ مِنِّی السَّلام) یعنی شخص میشود مظهر اسم سلام خدا دیگر تا بینهایت سالم میشود در سلامت کامل، چیزی دیگر او را تهدید میکند.@ لذا اولش هم دارد همین را میگوید(مِنَ الحَیِّ القَیّومِ الّذی لا یَمُوت) یعنی دیگر سالم شد(إلی الحَیِّ القَیّوم الّذی لا یَمُوت) به زنده پایداری که دیگر نمیمیرد امکان ندارد دیگر مرگی برایش وجود ندارد ولی در این(لا یموت) بودنش قائم به کیست؟ قائم به ذات لا یموت الهی است.@ ادامه نامه میگوید من اینگونه بودم و هستم که اگر به چیزی اراده کنم(إِذا أَردت شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) من چیزی را اراده میکردم و اگر اراده کنم همین که ارادهاش را بکنم(أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ) این(كُنْ فَيَكُونُ) برای آموزش ماست و الا نه اینکه خداوند بگوید باشه آن هم بعد باشد نه همین کن وجودی است یعنی اراده کردن عین اراده است.@ مثل اینکه شما الان میخواهید عکس پدرتان را تصویر مادرتان را تصور بکنید نمیگویید من میخواهم تصویر مادرم را تصور کنم ای تصویر باش آن هم بگوید چشم من آمدم، به محض اینکه نیت کردید اراده کردی آن هست(وَ جَعَلتُکَ الیَوم تَقُولُ لِشَیءٍ کُن فَیَکُون) چقدر این نامه زیباست.@ امروز تو را مثل خودم قرار دادم که به هر چه که اراده بکنی همان خواهد شد لذا در بهشت همه چیز تابع اراده مؤمن است(عَيْناً يَشْرَبُ بِها عِبادُ اللَّهِ) چشمهای هست که عباد خدا، باز کلمه عباد آمده(عِبادُ اللَّهِ يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) خودشان این چشمه را میجوشانند.@ (يُفَجِّرُونَها) الله نه، هر جا بخواهند این چشمه را اراده کنند این چشمه جوشش دارد کاخشان را هر جا بخواهند بهشتشان را هر جا بخواهند هر مدلی بخواهند دائماً در حال تغییر است مثل خود الله که قرآن میفرماید الله دائماً در حال ظهورات هست مؤمن هم آنجا دائماً خلق میکند به اذن الله.@ انبیاء که مظاهر الهی بودند قرآن میگوید عیسی چکار میکرد(أَخْلُقُ لَكُمْ) خلق میکند یعنی ظهور میدهد یک چیزی را که میخواهد جلوه میدهد یک چیزی را که میخواهد تحقق میدهد آن چیزی را که میخواهد میگوید(يُفَجِّرُونَها تَفْجِيراً) هر چه را خودشان بخواهند خودشان ایجاد میکنند به اذن الهی.@ اینها مظاهر خدا شدند به اذن خداوند به قدرت الهی به حول و قوه الهی خودشان هر چه را بخواهند ایجاد میکنند چیزی مانع راهشان نیست لذا اینکه الان یک موقعی شما در احادیث دارید که مثلاً ما بازار چهره داریم در بهشت هر کس میخواهد میرود این بازار هر چهرهای بخواهد اینها برای فهم ماست.@ برای نزدیک شدن فهم ماست و الا واقعاً اینطوری نیست یک جایی باشد به نام بازار چهره شما بروید بازار چهره را، یعنی به شما پیشنهاد میدهد اینطوری خوب است میگوید شما هر چیزی هر چهرهای این اطرافیانی که آنجا دارید.@ فرمود مؤمن کمترین کسی که در بهشت درجه دارد خادمانش یک میلیون نفر هستند حالا میخواهد این یک میلیون نفر قیافههایشان روزبهروز عوض بشود قیافههایشان را لحظهبهلحظه عوض میکند این خدا نیست که فقط وقتی که حواریون یکی از آنها توطئه میکند برای مسیح یک لحظه خدا قیافهاش را عوض میکند که(شُبِّهَ لَهُمْ) به صورت مسیح در میاید.@ این را میگیرند و به صلیب میکشند انسان هم مظهر خداست یکی از اسمهای خدا مصور است انسان هم تصویرگر میشود یعنی لحظهبهلحظه میتواند صورت خلق بکند و ایجاد بکند به اذن الهی، الان این یک میلیون خادم دارد.@ میخواهد قیافههایشان امروز اینطوری باشد فردا طور دیگری باشد میخواهد مدل تختش مدل خانهاش مدل کاخش، خود قرآن میگوید آن رودخانهای که هست مدل رودخانهها، چشمهها، همه چیز، ظروف، پردهها هر چه که هست بالأخره این چیزها همه آنجا هست در بهشت.@ قرآن دارد میگوید هست لباسها، لحظهبهلحظه میتواند مدل به مدل خلق بکند و عوض بکند(وَ جَعَلتُکَ الیَوم تَقُولُ لِشَیءٍ کُن فَیَکُون) تو را امروز مثل خودم قرار میدهم که(تَقُولُ) تو هر چه بگویی او خواهد شد سر راه اراده تو دیگر منعی وجود ندارد نمیشود چیزی را آرزو بکنی بعد بگویند نمیشود هر چه را آرزو بکنی تحقق پیدا میکند.@ هر چه را بخواهی میشود اینجاست که آدم مقام انسانیت را میفهمد یعنی چی، یعنی مقام خلیفۀ اللهی مقام مظهریت الله، ما برای چه خلق شدیم من هدف خلقتم برای چیست، من برای چه خلق شدم، شما تا خودت را نشناسی نمیفهمی برای چه خلق شدی.@ انسانی که معرفت نفس ندارد چیزی را که نمیشناسیم چطوری میتوانیم تعریف کنیم که این برای چه خلق شده شما وقتی که میخواهید یک دستگاه را بدانید چه کاربردی دارد اول باید دستگاه را سیستمش را بشناسی بعد بگویی این کارآییهایش این است.@ ما حالا در این دنیا آمدیم که چی چقدر دنیای پوچی، کسانی که میروند خودکشی میکنند نویسندههایی که کتاب نوشتند خودشان را کشتند مثل صادق هدایت و کسانی هم که بعداً کتابهای ایشان را میخوانند خیلی به ناامیدی کشیده میشوند افرادی که بنبست میرسند افرادی که به پوچی میرسند در دنیا به خاطر اینکه خودشان را نمیشناسند.@ میگویند حالا چی شد خدا ما را اینجا آفرید که چی شعرهایشان را دیدید هزاران بیت شعر غلط در این کتابها که این زندگی همهاش بدبختی است همهاش سختی است همهاش دردسر است این چی هست چرا ما به خواستههایمان نمیرسیم.@ آمدیم اینجا که محرومیت بکشیم که چی بعد هم بمیریم اگر کسی بداند برای چه خلق شده برای چه آمده و چگونه باید مسیر را طی بکند هیچ چیز برایش سؤال ندارد نمیگوید من برای چه خلق شدم ذات تو عاشق کمال بینهایت هست با کمالات محدود و نرسیدن به آنها وقتی کسی به پوچی میرسد بحثی که دو جلسه قبل کردیم.@ وقتی انسان با کمالات جمادی، نباتی، حیوانی نداشتنشان یا از دست دادنشان به پوچی میرسد یعنی این کمال انسانی برای خودش قائل نیست این آدم هنوز خودش را نشناخته این نمیداند برای چه خلق شده لذا برای یک چیز حاضر است خودکشی بکند.@ با یکی از کمالات پایینی حاضر است خودکشی بکند افسرده بشود غصه بخورد حسادت بکند منت بگذارد فخرفروشی بکند تکبر داشته باشد این آدم معلوم است خودش را نشناخته اگر خودش را میشناخت هرگز به این چیزها آلوده نمیشد مسابقه، چشموهمچشمی، رقابت.@ سیدالشهدا میفرماید(النّاس عَبیدُ الدُّنیا) مردم بنده دنیا هستند اگر بنده خدا باید یک نفر بگوید تو رب من هستی(إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ) اصلاً خود این خطاب معرفت میخواهد شما تا الله را پیدایش نکنی نمیتوانی بگویی(إِيَّاكَ) تو را میپرستم از تو کمک میخواهم تو رب من هستی(أنت) تو، آدم به خدا اینطوری خطاب میکند(أنتَ کَما أحِبّ) تو همانطوری هستی که من دوستش دارم.@ مطلق، بینهایت، بیمحدودیت، زیبای مطلق، مهربان مطلق، رئوف مطلق، غفور مطلق، عفوو مطلق، قادر مطلق، حی مطلق، تو همانطوری هستی که من دوست دارم همان(لا إله إلا الله) است(أنتَ کَما أحِبّ) تو همانطوری هستی که من میخواهمت(فَاجعَلنی کَما تُحِبّ) من هم همانطوری که خودت دوست داری قرار بده، خدا چه میگوید؟@ دعاست، این را معصوم میگوید خدا میگوید من تو را یکطوری دوست دارم که مثل خود من باشی من اینطوری دوستت دارم اینقدر بزرگ، مظهر من بشوی اصلاً خلقت کردم برای همین، ذهن مریض اینطوری است تا میگوییم مثل خدا، میگوید یعنی چی مثل خدا بشویم خدا میشویم، نه.@ مَثَل است ظهور است از خودش ذات ندارد میخواهم تو مظهر من باشی خلیفه من باشی به یک جایی برسی که مثل من هر چه اراده کنی برایت تحقق داشته باشد چه خدای مهربانی تنگنظری در خدا نیست خدا نمیترسد از اینکه یک مخلوقی را مثل خودش بیافریند.@ میگوید من تو را اینطوری دوست دارم(فاجعلنی کما تحب) تا بگویی، خدا میگوید من تو را اینطوری خلقت کردم اصلاً برای همین خلقت کردم برای همین آن عشق خودم را در وجود تو گذاشتم برای همین بالاتر از عقلت یک دل به تو دادم یک فوق عقل دادم آن دل هست که حقیقت انسان است.@ بینهایتطلب، یک دل بینهایتطلب به تو دادم همه هم این دل را دارند حالا شما به جای فوق عقل بگذارید دل، قلب، همه دارند بعضیها با کمالات محدود این قلب را مریض میکنند(فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ) این دل بینهایتطلب را مریض میکنند آلودهاش میکنند بعضیها فقط الله را جلب میکنند.@ (القَلبُ حَرَمُ الله) چقدر امام صادق زیبا فرمود قلب حرم خداست(فَلا تُسکِن حَرَمَ الله غَیرَ الله) در این حرم هیچ کس غیر از صاحب حرم آن معشوق مخصوص معشوق ویژه و معشوقی که فقط لایق این دل هست غیر از او کس دیگر را نیار اینکه میگوییم حالا چقدر زیباست.@ این احادیث را ما تا بعدها انسانشناسی کار نکنیم بسیاری از روایات و آیات را نمیفهمیم(لا یَسَعُنی أرضی وَ لا سَمائی بَل یَسَعُنی قَلبُ عَبدی المُؤمِن) باز عبد آمده آسمان و زمین گنجایش کمال مطلق را ندارد گنجایش الله را ندارد اما دل بنده مؤمنم که ظرفیتش بینهایت است اینطوری خلقش کردم.@ دل بنده مؤمنم بنده باید باشد، ظرفیت از کجا میاید؟ از عبودیت میاید، هر جا فشار، محدودیت، غصه، ناامیدی، اضطراب، عصبانیت، زودرنجی، حساسیت، سوءظن، مسابقه، رقابت، چشموهمچشمی دیدید مال بیظرفیتی است مال محدود بودن است مال ترس است.@ مال کوچکی است هر جا عصبانیت شد همه اینها مال این هست که انسان محدود است(بَل یَسَعُنی قَلبُ عَبدی المُؤمِن) دل بنده مؤمنم گنجایش من را دارد حرم خداست دل اینقدر ظرفیت دارد اینقدر بزرگ است خدا چه خلق کرده ما حالا یک چیزی میگوییم اینها را داریم میگوییم.@ ولی واقعاً آدم باید بنشیند اینها را مثل همان اردوی اسماء الله که داشتیم اردوی توحید اردوی شرح خطبه امام، حالا بعضی از عزیزان ممکن است برایشان سؤال پیش بیاید سؤالهای عمیقتری، ما همه اینها را توضیح دادیم در اردوی اسماء الله و شرح خطبه توحیدی امام رضا مفصل همه این سؤالات بعضی از سؤالات را دیدم.@ حالا بعضی ممکن است بعداً این جلسه را عزیزان دیگری بخواهند ببینند توضیحات میدهیم سؤالات آنها را هم جواب میدهیم آدم باید بنشیند ببیند خدا چه آفریده ما مینشینیم از چه چیزهایی تعجب میکنیم و عجیبتر از خودمان موجودی خدا خلق نکرده.@ بزرگتر از خودمان موجودی خدا خلق نکرده مهمتر از خودمان باارزشتر از خودمان خدا خلق نکرده این دیگر خودخواهی نیست آن خودی را خدا دوست دارد و بزرگ بداریمش که از جنس کمال مطلق و بینهایت است عاشق خداست فقط خدا را میخواهد.@ هر چقدر این خود را شما بزرگ بدانید دیگر نه در آن خودخواهی هست نه تکبر میاید نه تحقیر دیگران میاید و نه تفاخر میاید فخر مال چیزی هست که انسان فکر میکند مال خودش است ما به هر کمالی برسیم کمال فقط از ناحیه کمال مطلق است همه کمالات مال خودش است.@ یعنی(الْحَمْدُ لِلَّهِ) پس معنی(الْحَمْدُ لِلَّهِ) هم با این سیر درونی فهمیدیم(الْحَمْدُ لِلَّهِ) دیگر نه حسادت میگذارد برای کسی نه چشموهمچشمی میاورد نه خودخواهی نه فخرفروشی، تو تا گفتی(الْحَمْدُ لِلَّهِ) یعنی من هیچ کمالی مال خودم نیست حتی آن موقعی هم که خلیفۀ الله هستم مظهر خدا هستم در بهشت هستم به قول پیغمبر در بهشت سلطنت میکنم.@ به قول قرآن(وَ إِذا رَأَيْتَ ثَمَّ رَأَيْتَ نَعِيماً وَ مُلْكاً كَبِيراً) در آن ملک کبیری که خداوند برای من در آخرت قرار داده همان موقع هم که پادشاه بهشت هستم بهشتی که برای هر یک نفر فرمود به اندازه همه آسمانها و زمین است همان موقع هم همه کمالاتم مال خداست.@ (الْحَمْدُ لِلَّهِ) ما اذکار را برای خودمان باید کاربردی کنیم(الْحَمْدُ لِلَّهِ) شفای بسیاری از بیماریهاست برای ما ولی به ما درست معنیاش را نگفتند خوب یاد نگرفتیم کار نکردیم تمرین نکردیم به جانمان ندادیم این(الْحَمْدُ لِلَّهِ) را لذا همین فقط میگوییم و میرویم(الْحَمْدُ لِلَّهِ) دیگر نه تفاخری میاید نه منت گذاشتنی میاید نه کوچک دیدن بندگان خدا میاید نه تحقیر میاید در دل آدم.@ امام صادق(ع) فرمود کسی که دیگران را کوچک میشمارد و فکر میکند از یک نفر از بندگان خدا حتی بالاتر هست(فَهُوَ مُستَکبِر) این آدم مستکر است خودبرتربینی، ما باید خودمان را از کمالات جمادی، نباتی، حیوانی و عقلانی بالاتر بدانیم نه از بندگان خدا چون هیچ کس از دل کسی خبر ندارد.@ هیچ کس از میزان قرب کسی به خدا خبر ندارد ولو ظاهراً او گناه بکند و من گناه نکنم چرا من برتر هستم یعنی از کمالات جمادی برترم از کمالات نباتی برترم از کمالات حیوانی برترم از کمالات عقلانی هم برترم عقل هم یک وسیله است در اختیار بنده خدا که به الله برسد عقل رساننده است.@ (ما عُبِدَ بِهِ الرَّحمن وَ اکتُسِبَ بِهِ الجَنان) حضرت عقل را چطوری ترجمه کرد؟ آنی که خدا به وسیلهاش عبادت میشود، الان سیری که ما کردیم در این چند جلسه سیر چه بود؟ سیر عقلانی بود عقلمان اینها را چید کنار هم رسیدیم به الله، رسیدیم به(الْحَمْدُ لِلَّهِ) رسیدیم به اینکه الله اول ندارد ازلی است ابدی است.@ رسیدیم به اینکه الله را کسی نیافریده پس ما از نفس خودمان مهمترین بخش از بخشهای قرآنی یکی از مهمترین بخشهای بخش قرآن را کلمات الهی که سوره مبارکه توحید هست درآوردیم(قُلْ) یعنی چه کسی؟@ بگو، نفس خودمان دارد میگوید، نفس همه آدمها دارد میگوید(قُلْ هُوَ) آن ذاتی که همه عاشقش هستید آن چیزی که همه شیدایش هستید(هُوَ) یعنی آن، اشاره با آن ذاتی هست که همه شیفته او هستند همه عاشق او هستند(قُلْ هُوَ) آن کسی که همهتان میخواهید گمشده همه شماست از آن به او یاد کرده چقدر هم این کلمه زیباست(هُوَ)، (قُلْ هُوَ اللَّهُ) است.@ آن(هو) که همه دنبالش میگردید کمال مطلق و بینهایت است همه عاشق این هستید و به کمتر از این هم راضی نشوید آن که دل شما را آرام میکند(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) نه عقول، (تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) یعنی آن که بالاتر از عقل قرار دارد.@ بدان(ألا) این دارد انحصار را میرساند فقط به یاد کمال مطلق دلها، قلوب یعنی چی؟ یعنی آن که بینهایتطلب است تا گفتند قلب یادتان باشد یعنی بینهایتطلب، قلب را اگر معنایش را نفهمیم خوب نمیتوانیم ما باید کارشناسی حرف بزنیم بحث انسانشناسی است.@ باید خیلی تخصصی قلوب، من چرا پس اسم خدا را میگویم دلم آرام نمیشود پس چرا این همه نماز میخوانم دلم آرام نمیشود پس چرا باز نمازخوان هستم ولی باید برویم دکتر اعصاب قرص بخورم، حسودم، متکبرم، پرخاشگرم، خودکمبین هستم، منت گذارم، بدبین هستم بدجنس هستم مگر من 30 سال نماز نخواندم.@ حضرت فرمود 50 سال اینطوری نماز بخوانید یک رکعتش هم قبول نمیشود والله قسم میخورد امام صادق این نماز به درد نمیخورد برای اینکه من با قلب نماز نخواندم قلبم را هنور فعال نکردم من دلم فعال نیست به من گفتند دینی دارید به اسم اسلام آنها در آن نماز را گفتند شما بروید بخوانید واجب است لازم است.@ اگر نخوانید جهنم میروید وقتی میترسم یعنی بخش حیوانی، از ترس اینکه جهنم نروم یا از شوق بهشت، بهشت هم محدود است امام کاظم(ع) فرمود بهشت پاداش بدنهای شماست امام کاظم(ع) فرمود(لَیسَ لأبدانِکُم ثَمَنٌ إلا الجَنَّۀ) بدنهای شما پاداشش بهشت است.@ خود ما پاداشش فقط الله است الله اله ماست بهشت ماست(یا جَنَّتی وَ نَعیمی یا دُنیایَ وَ آخِرَتی) امام سجاد چقدر قشنگ به خدا خطاب میکند ای بهشت من نعمت من دنیای من آخرت من، این غایت انسان است هدف این است بقیه کمالات جمادی، نباتی، حیوانی، عقلی همه وسیله هستند.@ بقیه قوا همه وسیله هستند هیچ کدام هدف نیستند همه وسیله هستند برای اینکه این فوق عقل و دل به الله برسد به معشوق خودش برسد(أَلا بِذِكْرِ اللَّهِ) کمال مطلق(تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ) آن دلهای بینهایت شما با ذکر یاد بینهایت آرامش پیدا میکند.@ یک کسی که معشوق حیوانی دارد فقط با آن آرامش پیدا میکند در بخش حیوانیتش عاشق یک آدمی است عاشق یک ماشین است فقط آن را در خیالش میاورد با آن کیف میکند آن مال آن بخشهای پایینی است قلب که فقط جای کمال مطلق و بینهایت است جز با الله آرامش پیدا نمیکند.@ هر چه به آن بدهی جیغ میکشد داد میزند میگوید من این را نمیخواهم(قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِينَ) من موقتها، افولکنندهها را دوست ندارم من فقط معشوق خودم را میخواهم دل با آن آرامش پیدا میکند پس ما(قُلْ هُوَ اللَّهُ) الله چیست؟ احد است گفتیم یعنی چی احد، یعنی مطلق بینهایتی است که دوبردار نیست.@ امکان ندارد کنارش وجود دیگری باشد کنار وجود مطلق و بینهایت وجود دیگری متصور نیست یک وجود است یگانه است(قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ) این احد این الله صمد هست اینها همه را از ذات خودمان در میاوریم خداوند همه قرآن را در وجود ما گذاشته، صمد است یعنی چی؟@ یعنی نیاز به غیر ندارد همه کمالات مال خودش است از بیرون چیزی دریافت نمیکند پر مطلق، صمد مطلق، بینهایت است همه کمالات را خودش دارد مال خودش هم هست قائم به خودش هم هست(لَمْ يَلِدْ)، (لَمْ يَلِدْ) را چطوری معنا میکنند؟ نزائیده، مگر خدا میزاید، آدم است بزاید، نزائیده یعنی چی؟@ (لَمْ يَلِدْ) ما این را برداشتیم زائیدن در قرآنمان نوشتیم کلی دور شدیم الان میگویند شرکتهای تولیدی تولید میکند یعنی چی؟ یعنی میزاید! یعنی یک چیزی را از خودش خروجی دارد(لَمْ يَلِدْ) یعنی خداوند خارج از خودش تولیدی ندارد یعنی خارجی برای الله وجود ندارد.@ دقت کنید خیلی ظریف است خارجی غیر از الله برای الله وجود ندارد که بزاید تولید کند زائیدن یعنی یک چیزی از خودش، میگویند خانم زائید، یعنی چی زائید؟ یعنی از خودش بچهاش خارج شد دوتا شد آن یک بچه است این یک مادر است دیگر دوتا موجود جدا هستند.@ ولی هر ظهورات خدا عین اتصال و ارتباط و فقر با الله هستند(أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ) همه عین ربط به خدا هستند مثل رابطه وجود ذهنی ما با ذهن ما، عین ربط به الله هستند ظهورات خودش هستند جلوههای خودش هستند خودش نیستند حالا جلسه بعد این را توضیح میدهیم.@ وقتی میگوییم خدا ظهورات دارد مخلوقات دارد نه اینکه این مخلوق با اینکه از وجود مطلق است اما این الله نیست ظهورات الله هست محدودیتهای خاص خودش را دارد همه ما داریم میبینیم ضعفهای ما الله هستیم؟ نه، ما وجودمان از الله هست ظهوراتی که داریم خدا ظهورات محدود میکند جلوههای محدود میافریند.@ ولی همه به الله برمیگردد تا میگوییم وجود مطلق و جاودانه ظهور کرده نگوییم اِ پس این مخلوقات الله هستند؟ نه، اینها الله نیستند ظهور گفتیم غیر از ذات است ما یک ذات داریم ذات وجود مطلق، ظهور ظهور است بنده اگر الان دارم حرف میزنم کلمات من ظهورات من هستند ولی من این کلماتم یا نه؟@ چیزی را نقاشی میکنم چیزی را میکشم چیزی را میبینم ظهوراتم است دارم نوازش میکنم بچهای را میبوسم این ظهور من هست یا نه؟ اما ظهور همه من است یا نه؟ نه همه من که مهربانی نیست یک ظهور محدود از من است ظهور من هست وابسته به من است قائم به من است اما همه من نیست.@ فقط یک ظهور است یک جلوه است یک چهره است به خودم هم برمیگردد قائم به من است به خودم برمیگردد ولی من نیستم برای همین هم میگویم کسی نفس را نشناسد نمیتواند صفات الله را و روابط بین اسماء را بشناسد که حالا جلسه بعد مفصل راجع به این توضیح خواهیم داد که این یعنی چی.@ (لَمْ يَلِدْ) یعنی اینطور نیست که یک وجودی به نام الله داشته باشیم خارج از الله هم یک چیزی تولید شده باشد یک وجود مطلق هست یک فروغ رخ ساقی است که در جام افتاد همه جلوههای یک موجود هستند در عین ارتباط با موجودات.@ قرآن فرمود(فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ) هر جا نگاه کنید ظهور خداست جلوه خداست این را قرآن میگوید علی(ع) فرمود(داخِلٌ فی الأشیاء) در همه اشیاء در همه جلوهها خودش حضور دارد(وَ بِأسمائِکَ الّتی مَلَئَت أرکانَ کُلِّ شَیء) پر کرده اسماء الهی هر چیزی را اما آن چیز الله نیست ظهورات و جلوههای الله است که انشاء الله این را جلسه بعد بیشتر توضیح خواهیم داد.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@
جلسه 029 - تربیت مبلغ
متن کامل (خام) جلسه 029 - تربیت مبلغ