جلسه 027 - تربیت مبلغ
شماره جلسه
27
وضعیت پیاده سازی
دارد
سال
1391
ماه
11
روز
12
متن کامل (خام) ‌ جلسه 027 - تربیت مبلغ

اعوذ بالله من الشیطان الرجیم بسم الله الرحمن الرحیم الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین و لعنۀ الله علی اعدائهم اجمعین من الآن الی قیام یوم الدین.@ بحثمان در انسانشناسی به اینجا رسید که ما گفتیم اول کمالاتی را که انسانیت انسان به آنها نیست را شناسایی کنیم یعنی اول بگوییم انسان چه نیست بعد درباره اینکه انسان چه هست سخن بگوییم.@ و گفتیم علت اینکه اول باید این را کار بکنیم این هست که اکثر غریب به اتفاق مردم خودشان را همان چیزهایی که نیستند تصور میکنند و همان چیزهایی که کمال انسان نیست را کمال میدانند میزان موفقیت در زندگی خوشبختی و سعادت خودشان و خانواده و اطرافیان و زیرمجموعههای ولایتی و مدیریتی خودشان را همان کمالات میدانند.@ اول باید این را کامل بحث بکنیم که انسان چه نیست و آن عادت غلطی که در اذهان رسوخ کرده و سنت دنیایی و جهانی که الان حاکم هست بر افکار همه مردم حتی مسلمانها آن را اول با آن مقابله بکنیم و بعد به منطق قرآن و خداوند تبارک و تعالی که خالق انسان هست برسیم.@ ببینیم خداوند تبارک و تعالی که خودش خالق انسان هست انسان را چگونه معرفی میکند و کمال انسان را و هدف خلقت انسان را در چه چیزی میداند گفتیم که انسان جماد نیست کمالات جمادی را توضیح دادیم و همچنین گفتیم که انسان نبات نیست و حیوان هم نیست.@ هر چند کمالات این سه دسته موجودات را دارد انسان عقل هم دارد به این معنا که قادر به فکر کردن هست قادر به صغری کبری کردن هست مقدماتی را بچیند تا از آن نتایجی را به دست بیاورد مجهولات را کشف بکند از طریق فکر کردن گفتیم که این هم کمال انسان محسوب نمیشود.@ هر چند به این وسیله انسان غلبه بر سه دسته گذشته میکند اما حیطه زندگی او و کمالاتی را که او به خاطرش زندگی میکند به کمالات انسانی نمیرسد و او را از حیطه کمالات حیوانی خارج نمیکند ما الان در دنیا میبینیم بشر چقدر از عقلش به همین معنا یعنی عقل نظری خودش استفاده کرده.@ ولی با اینکه پیشرفتهای زیادی کرده آسایشهای زیادی را برای خودش به وجود آورده اما حیطه و کمالات اوجهای زندگی او از حیطه و کمالات اوجهای حیوانی فراتر نرفته در واقع عقل وسیلهای شده در اختیار بخش حیوانی انسان یعنی انسان از عقل خودش برای رواج دانش استفاده کرده.@ اما کمالات حیوانی را تقویت کرده در کمالات حیوانی رشد بیشتری کرده البته ریزهکاریهایی در این زمینه هست که انشاء الله به نوبه خودش توضیح خواهم داد تا اینجا گفتیم خبری از انسان نیست.@ با هم یک مروری روی این کمالات چندگانه انجام بدهیم تا انشاء الله زمینه آماده شدن برای معرفی انسان از نظر خداوند تبارک و تعالی و همچنین یک سیر درونی خودمان برای کشف واقعیت انسان آماده بشویم. انسانی که از کمالات نباتی محروم هست ببینید در جامعه شما اگر یک کسی کمالات نباتی نداشته باشد چطوری روی آن حساب میکنند.@ یا کمالات جمادی مثل زیبایی حالا زیبایی عرض کردم بعضی از بزرگان در کمالات گیاهی آوردند اگر دقت نظر بیشتری بکنیم در جمادات هم وجود دارد زیبایی یک کمال جمادی یا نباتی است لذا داشتنش انسان را باارزش نمیکند و نداشتنش انسان را بیارزش نمیکند.@ چرا ارزش جمادی به انسان میدهد اگر باشد و نباشد کمبود ارزش هست اما باز هم از نظر جمادی، اینها را باید خیلی با هم مرور بکنیم چون مشکلات زندگی مردم چیزهایی که برایش غصه میخورند برایش هزینه میکنند برایش خودکشی میکنند برایش شادی میکنند برایش تصمیم میگیرند همین چیزهاست.@ پس زیبایی شد جزء کمالات جمادی که اگر باشد انسان یک کمال جمادی دارد و اگر نباشد آن کمال را ندارد اما فهم غلط ما از این مسأله باعث میشود که در نوع روابطمان با خودمان و نوع روابطمان با انسانهای دیگر تأثیر منفی بگذارد.@ یعنی ما گاهی وقتها به زیباها گرایش پیدا میکنیم بدون اینکه محتوا برایمان مهم باشد شما نگاه کنید چقدر ازدواجهای غلط در دنیا صورت میگیرد فقط بخاطر ظاهر زیبا بدون اینکه توجهی به محتوا، هماهنگی، سنخیت بین طرفین بشود.@ روانشناسان دنیا میگویند که تمام این کمالاتی که افراد بخاطرش ازدواج میکنند مثل کمالات جمادی مثل ثروت، یا نباتی یا جمادی مثل زیبایی کمالات وهمی که بعد در موردش سخن خواهیم گفت کمالات وهمی مثل موقعیت اجتماعی، مقام همه اینها در زندگی زناشویی کاربردش بیشتر از 15 ماه نیست.@ یعنی بعد از 15 ماه وجود یک همچین چیزهایی در زندگی کاملاً عادی است و دیگر طرفین چیزی برای عرضه کردن به همدیگر ندارند یعنی آن چسبی که بخاطرش این پیوند صورت گرفته عاملی که این پیوند بخاطرش صورت گرفته بیشتر از 10 ـ 15 ماه دوام ندارد لذا اگر عامل قویتری این وسط نباشد پیوند ذره ذره شروع میکند به سست شدن.@ بحث کمالات جمادی نباتی حیوانی فوقالعاده بحث مهمی است و بسیار هم در زندگی کاربرد دارد در کلیه انتخابها، ارتباطات، رفتارها و افکار ما که هم سازنده دنیای ماست هم سازنده آینده مشکوک ما یعنی عمر دنیایی ما و هم سازنده آخرت ماست نقش فوقالعاده مهمی دارد.@ قیمت آدمها هم به انتخابهایشان است به معشوقها و محبوبهایشان هست به چیزهایی هست که به آن تمایل پیدا میکنند و دلشان را میبرد بنابراین توجه به این کمالات فوقالعاده مهم است اگر در نظام تربیتی و تبلیغی ما موفق بشویم جوانمان را اول با این کمالات آشنا بکنیم حد و حدود کمالات را به آنها بفهمانیم.@ فرزند من مخاطب من دوست من شاگرد من اگر این را اول متوجه بشود بعد دیگر در نوع تصمیمگیریهایش دقت بیشتری میکند شکست کمتر پشیمانی کمتر موفقیت بیشتر و آرامش و شادی بیشتری خواهد داشت چون تصمیماتی که بر اساس کمالات غیر انسانی صورت میگیرد همهشان اضطرابزا هستند.@ تمامشان غصه میاورند اضطراب میاورند بیماری میاورند برای انسان، حالا اگر یک جوان از اول روحش اینطوری تربیت بشود اینطوری بار بیاید در مقطع ابتدائی راهنمایی دبیرستان در مقطع دانشگاه این را خوب فهمیده باشد نوع تصمیمهایی که دارد میگیرد انتخابهایی که میکند و ارتباطاتی که برقرار میکند و رفتارهایی که خواهد داشت.@ حب و بغضهایش بخصوص که خیلی مهم هست نظام حب و بغضی انسان اینها تنظیم میشود لذا تجارب تلخ خیلی کمتر خواهد شد شکستها خیلی کمتر خواهد شد دقتها تعالیها بیشتر خواهد شد سطح شادی و آرامش در جامعه خیلی بالا خواهد رفت.@ بزهکاریها، ناهنجاریها، خلافها، گناهها، همه کم خواهد شد پس یک نکته اینکه ما این ارزش را بدانیم که آنچه که مربوط به زیبایی و تجملات و جلوهها هست یک کمال جمادی هست نهایتاً اگر خیلی بخواهیم با لطافت ترکیبش بکنیم یک کمال نباتی میشود حالا این کجا کاربرد دارد؟@ در مقام حب و بغض مقام شادی و غم چون قیمت هر انسانی معادل آن چیزی هست که به خاطرش خوشحال یا غمگین میشود هر چیزی که میتواند انسان را تکان بدهد این یادتان نرود این قاعده را دقت کنید هر چیزی که میتواند انسان را تکان بدهد جابهجایش بکند او بر انسان غلبه دارد و انسان به نوعی گرفتار آن هست.@ وزانت انسان به این هست که با چیزی بالا پایین بشود غصه بخورد شاد بشود هیجاناتش، آرمانهایش، عشقش باید با چیزی باشد که قیمت خودش باشد حالا شما وقتی که یک همچین چیزی را در خانه انسان آفریده شده که آزمایش بشود به مقام انسانیت برسد.@ خدا هم با همین کمالات ما را امتحان میکند گاهی وقتها با نداشتن زیباییها گاهی وقتها با داشتن زیباییها گاهی وقتها با از دست دادنشان یک موقع وسیله زیبایی داری میشکند دزد میبرد آسیب میبیند باید ببینی در لحظهای که یک همچین چیزی دارد برایت اتفاق میافتد هیجانات درونیات چطوری است قضاوتهایت چطوری است.@ ارزیابیات از خودت از دنیا از خداوند چگونه هست این خیلی مهم است شما نگاه کنید چه ماجراهای مفصل و عظیمی در تاریخ سر همین مسأله زیبایی یا زشتی اتفاق افتاده که اگر بخواهیم کارگاه بگذاریم یک کارگاه مستقل میخواهد.@ در برخورد با همین مسأله یک کارگاه مستقل چند جلسهای میخواهد که فقط راجع به همین موضوع ما صحبت بکنیم یعنی زشتی و زیبایی و نقش آن در سقوط انسان یا تکامل انسان، بحث فوقالعاده مهمی هست پس این یک کمال شد یک کمالی که حد و حدودش را باید بشناسیم و بشناسانیم قدرت بدنی قد و اندازه.@ الان یک کسی که قدش کوتاه هست یک کمال گیاهی را ندارد نه اینکه کوتاه به معنای عرفی، کوتاه به معنای خارج از عرف، حالا این انسان هست یا نیست؟ انسان هست قد کوتاه است، اگر قدش کوتاه است چگونه قضاوت میکنیم در موردش؟@ میگوییم یک انسان هست با ارزشهای انسانی یک کمال نباتی را ندارد که رشد هست رشد کافی قدش نکرده پس دقت کنید در قضاوتها خیلی باید توجه بکنیم در مورد خودمان هم همینطور، یک موقع میبینی من الان میخواهم راجع به خودم قضاوت کنم گاهی وقتها من دیدم بچههای دبیرستانی دانشجوها افسرده شدند.@ با آنها صحبت میکنیم این افسردگی برای چیست؟ میگویند من نسبت به قیافه خودم خیلی بدبین هستم نسبت به قد خودم بدبین هستم این قیافه من و این قد من به من حقارت، عدم اعتماد به نفس را القاء میکند این چون ذهنش درگیر است با این کمال جمادی یا نباتی و اجتماعی که این دارد در آن زندگی میکند.@ روی این کمالات بیش از حدی که دارند حساب باز کرده احساس بدی به آن دست میدهد یعنی چون منشأ اثر در روابط انسانی شده حالا این احساس بدی به آن دست میدهد پس ببینید هم این شخص مریض است و هم جامعه جامعه مریضی هست که در روابطشان روی قد و هیکل یا روی زیبایی یا عدم زیبایی بیشتر حساب باز میکنند.@ در انتخابهایشان و روابط انسانی مسأله مهم تلقی میشود خیلی بیش از آن حدی که اهمیت دارد تلقی میشود لذا وقتی که وارد جامعهای میشود که نظام ارزشیاش بر اساس کمالات جمادی و نباتی هست در جمع در دانشگاه در محیط خانواده و فامیلی آن شخص که آن کمال را ندارد اعتماد به نفس خودش را از دست میدهد.@ حالا اگر خودش خوب بشناسد این قیمتها را خودباوری داشته باشد به قیمتهای اصیل انسانی واقف باشد به هیچ وجه اعتماد به نفسش از بین نمیرود و اصلاً اساساً از اینکه خودش خودش را اینگونه معنا بکند و بر اساس قیافه و هیکل از خودش ترجمهای داشته باشد و معنایی داشته باشد یا دیگران اینگونه به آن نگاه بکنند بیزار است.@ هم این فکر را کودکانه میبیند و هم دیگران را کودک میبیند که اینگونه تلقی میکنند با کودک و جاهل هم انسان نمیتواند درگیر بشود آن جاهل است آن کودک است باید طبیبانه با آنها برخورد بکنی کسانی که اینطوری هستند نمیشود از آنها متنفر شد نمیشود با آنها درگیر شد بلوغشان همین مقدار است اینقدر فهمیدند حالا اینگونه رفتار میکنند.@ اگر کسی خودش عقلانیتش کامل بشود آن موقع هست که قضاوت در مورد خودش همسرش فرزندش دیگران درست عمل میکند آرامشش را حفظ میکند اعتماد به نفسش را کاملاً حفظ میکند و برخوردش برخورد کاملاً درستی هست گاهی وقتها شده همسران همدیگر را تحقیر کردند حتی پدر و مادر فرزند خودش را تحقیر کرده.@ گاهی وقتها فرزند از اینکه پدرش یک همچین خصوصیتی یا مادرش داشته باشد شرمنده و خجالت زده است با آنها سعی میکند بیرون نرود چرا؟ چون جامعه به او اینگونه تلقین کرده که این ارزش مهمی هست در انسانیت لذا میگوید با من بیرون نیایید.@ به پدرش میگوید شما با من بیرون نیایید چون پدرش ظاهر مناسبی ممکن است نداشته باشد قد مناسبی قیافه مناسبی یا مادرش نداشته باشد یا مریض باشد بیمار باشد میبینید که خیلی وقتها تأثیر دارد میگوید شما با این وضعیت با من بیرون نیا، این یک کمال جمادی و نباتی بیشتر نیست.@ ولی میبینید که در نوع روابط انسانی چقدر اثر گذاشته که شخص با فرزند خودش هم مشکل دارد یا با همسر و پدر و مادر خودش هم مشکل پیدا میکند اما اگر خوب شناخته شد کسی که بر اساس این کمالات در زندگیاش تصمیمگیری میکند در همان موطن جای دارد قیمتش هم همان است کارش هم همین مقدار ارزش دارد نه بیشتر.@ باردار شدن یا باردار کردن بارور شدن یا بارور کردن بچهدار شدن تولیدمثل جزء کمالات گیاهی هست، قضاوت ما در مورد کسی که باردار نمیشود چگونه هست؟ گاهی وقتها یک کسی بخاطر اینکه بچهدار نمیشود آنقدر علیه خودش فکر تولید میکند و قدرت بارور کردن ندارد.@ آنقدر علیه خودش فکر تولید میکند که چون همه قیمت را به این دیده لذا میبینید به افسردگی میافتد ملاک همین شادی و افسردگی هست اگر افسردگی ایجاد شد یعنی شخص دچار اشتباه و توهم است یعنی کمالات بالاتر نتوانسته شادش بکند و به آن آرامش بدهد.@ یعنی در واقع دارایی این این است چون اگر کسی دارایی برتر داشته باشد بخاطر نداشتن داراییهای پایینتر هرگز غصهدار نمیشود فخرفروشی هم نمیکند هردوش کار جاهلانهای هست این کار کار کودکانهای هست مال یک آدم بالغ و فهمیده نیست.@ گاهی وقتها افراد بخاطر این مسأله دچار افسردگیهای شدید میشوند و احساس میکنند که قیمتشان همین است حالا من الان نمیتوانم باردار شوم یا نمیتوانم بارور کنم عقیم هستم این کمال گیاهی را ندارم میبینید که به شدت، در جامعه هم متأسفانه همینطور هست نوع نگاهی که به یک همچین آدمی هست نگاه ضعیفی هست.@ بنابراین یک جامعهای که اینطوری هست ضعیف است بلوغ ندارد آدمها هم که در این جامعه هستند ملاکشان همین چیزها هست پس این روابط فرد و جامعه را در بحث کمالات دقت بکنید ما اگر بخواهیم یک جامعه متعالی داشته باشیم.@ قاعده را یادتان نرود(الظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) شما باطن یعنی فهم عمومی جامعه که باطنش هست ضعیف است وقتی فهم عمومی یک جامعه ضعیف بود انتخابهای سیاسیاش در انتخابات ریاست جمهوری، نمایندگان مجلس، شورای شهر در موضعگیریهای سیاسی، در مسائل جهانی مسائل اقتصادی مسائل فرهنگی وقتی باطن ضعیف بود.@ ظهورات هم ضعیف هست(الظاهِرُ عِنوانُ الباطِن) وقتی در جامعه نگاه عرف قالب یک نگاه جمادی یا نباتی یا حیوانی باشد این نشان میدهد که در درون آنها چه کمالاتی قدرت بیشتری دارد پس در روانشناسی و جامعهشناسی این نوع خروجیها خیلی به ما کمک خواهد کرد.@ الان کسی به شما مراجعه کرده غصه دارد ناراحت است یا ابراز شادی میکند بیش از حد، باید دقت بکنیم این الان برای چه دارد اینقدر شادی میکند برای چه دارد میگوید امروز قشنگترین روز زندگی من هست بهترین روز زندگی من هست بدترین روز زندگی من هست.@ این براساس چه کمالی دارد این قضاوت را میکند که امروز بهترین روز یا امروز بدترین روز هست این با چه مبنایی دارد این قضاوت را میکند قضاوت افراد امتیازدهی افراد نشان میدهد افراد با کدام کمالات بیشتر سروکار دارند کدام کمالات نمره بیشتری در وجود آنها دارد.@ هر کمالی که نمره بیشتری در درون یک شخص داشته باشد که این نمره از کجا میتوانیم بفهمیم که نمره بیشتری در درون این شخص دارد؟ از نوع انتخابها، ارتباطات، رفتار و افکاری که دارد از حب و بغضهایش میشود فهمید که چه چیزی در این شخص بالاترین نمره را دارد ولو ممکن است از نظر ذهنی ابراز بکند.@ کمالات بالاتری را بگوید نه اینها ارزش است اما در عمل و خروجی این تابع همینهاست اسیر همینهاست بر اساس اینها تصمیم میگیرد حب و بغضهایش قهر و آشتیهایش، احساس شادیها و غمهایش، آرامش و اضطرابهایش بر اساس اینهاست.@ بله ذهنی ممکن است همینطوری یک حرفی بزند از یک کتابی خوانده از جایی شنیده یکجا میخواهد به قول خودشان کلاسی را حفظ بکند میخواهد مثلاً بگوید من آدم خوبی هستم آدم فهمیدهای هستم یک چیزی بگوید اما در عمل گرایشهایش نشان میدهد نوع حب و بغضهایش نشان میدهد که این آدم تابع اینطور چیزها هست.@ ممکن است حتی معلم هم باشد خودش بیاید این حرفها را بزند اما غم و شادیاش با یک کریستال با یک اتومبیل با یک تلفن همراه با یک لباس با یک غذا با این چیزها باشد تصمیم گرفتنهایش در زندگی بر اساس اینطور چیزها باشد.@ پس باید خیلی به این مسأله دقت بکنیم داشتن شهوت، شهوت جنسی، کشش به جنس مخالف، ازدواج، تشکیل خانواده، روابط گرم خانوادگی، داشتن کانون گرم خانواده که حالا در کنارش بچهدار هم میشود انسان حس و حالهای خانوادگی دیگری هم پیدا میکند تولیدمثلی هم ایجاد میشود اینها جزء کمالات حیوانی هست.@ حالا کسی که موفق به ازدواج نشده این الان چه چیزی را ندارد؟ یک کمال حیوانی را ندارد نمیگوییم ناراحتی ندارد یعنی حالا این کمال را ندارد اما با آن نباید به اندازهای برخورد بشود که انگار انسانیت ندارد گاهی وقتها افراد به خاطر این مسأله ممکن است خودکشی کنند.@ ما چقدر مواردی داشتیم که شخص بخاطر اینکه فلان کس به آن ابراز محبت نکرده یا با آن قهر کرده یا قبولش نکرده یک کمال وهمی است که حالا وهمی را بعداً توضیح خواهیم داد به خاطر این خودکشی کرده افسرده شده روانپزشک رفته قرص میخورد.@ بسیاری از کمالهای بخشهای دیگرش را متوقف کرده درس میخواند میگوید دیگر حوصله درس ندارم کمالات انسانیاش را تعطیل کرده میگوید حوصله خدا را هم ندارم فلان کس دیگر از من خوشش نمیاید یا من در ارتباط با فلان کس موفق نبودم فلان کس را از دست دادم.@ فلان کس ارتباطش را با من قطع کرد یا همسرم را از دست دادم یا طلاق یا فوت، کمالاتی که مربوط به مسائل خانواده است میبینید که گاهی وقتها انسان این را به جای همه انسانیت میگذارد لذا تمام انگیزههایش را از دست میدهد در زندگی، وقتی تمام انگیزهها را از دست داد یک نفر افتاد به افسردگی به گوشهگیری نشان میدهد.@ این ارزش برای او معادل همه چیز بوده این آدم در موطن کمال حیوانی عالیترین حدش بوده ولو نماز هم میخوانده روزه هم میگرفته حرم هم میرفته اما واقعاً روزه، نماز، حرم، الله کمالات انسانی بر او برتر نیست آن چیزی که یکدفعه انسان را میاندازد یا به انسان نشاط میدهد آن موطن انسان هست.@ آن چیزی که انگیزه ایجاد میکند برای زندگی برای نشاط برای تلاش برای کار برای رشد یا انگیزه را برای اینها از انسان میگیرد موطن اصلی یک شخص همانجاست یک کسی میبینی طلاق میگیرد اصلاً در زندگیاش میبینی انگیزههای متعالیاش را از دست نمیدهد.@ حتی انگیزههای حیوانیاش را هم از دست نمیدهد از قدرت بالاتری برخوردار است یا طلاق داده یا طلاق گرفته میبینید که از همان مطلبی که برایش پیش آمده شروع میکند یک سازندگی خوب چون قیمتها دستش هست اشتباه نمیکند در ارزیابی خودش یا دیگران.@ لذا اصلاً نمیتواند یک مرگ، یک جدایی، یک طلاق، این شخص را از کار بیاندازد ولی وقتی یک نفر دچار افسردگی، پژمردگی میشود از دایره طبیعی زندگی خارج میشود فعالیتهایش به شدت کاهش پیدا میکند یا متوقف میشود به خصوص فعالیتهای بخش انسانیاش وقتی از کار میافتد وقتی میگوید من حوصله خدا، نماز، عبادت را هم ندارم.@ یعنی از بخش انسانی برایش این مسأله مهمتر از بخش انسانیاش است یا فلان کس مرده حالا نزدیکی عزیزی، این به شدت اُفت میکند ما اصلاً در اسلام یک همچین چیزی نداریم یک کسی مُرد به رحمت خدا رفته چون مردنی واقعاً وجود ندارد وفات هست یک انتقال است رفته به یک عالم بهتر، باشکوهتر، پیشرفتهتر، زیباتر با درجه حمایت بالاتری از طرف خدا.@ در دنیا چقدر حمایت میشد از طرف خدا وقتی میرود آنجا حمایتش خیلی بالاتر است خداوند تبارک و تعالی میفرماید من یک درصد رحمتم را در دنیا گذاشتم 99% رحمت را خداوند گذاشته برای آخرت، وارد یک همچون فضایی میشود که از یک همچون پشتیبانی و رحمتی هم برخوردار هست.@ هر کس که میخواهد باشد نمیگوییم غصه کسی نخورد برای کسی اگر نمرده باشد انسان به هر حال روابط عاطفی دارد گریه میکند علامت بدی هم نیست اما تأثیری نباید در روند فعالیتهای انسان یا انگیزههای انسان بخصوص انگیزههای متعالی و روند عادی زندگی بگذارد.@ حالا بله ممکن است چند روز اول یک مقدار انسان شدت حزن و مصیبت به طور طبیعی یک تأثیری میگذارد ولی همین یک چند روز است حالا بعضیها دیدید یکسال سیاه میپوشند بعد فعالیتهای متعارف زندگیشان را تعطیل میکنند این چیزها دیگر در اسلام نیست.@ اینها چیزهایی هست که ما خودمان برای خودمان تکلف ایجاد کردیم و خودمان به خودمان تحمیل میکنیم و به جامعه تحمیل میکنیم پس کمالات حیوانی، من مخصوصاً توضیح میدهم که کاربردهایش را ما بتوانیم استفاده کنیم مهم کاربردهای این کمالات هست ما چقدر باید به آن قیمت بدهیم و چقدر ارزش دارد.@ شغل داشتن یا نداشتن، یک کمال حیوانی است یعنی ارزش است یعنی از آن داریم به عنوان کمال تعبیر میکنیم آدم بیکار منفور خداست حیوانات کار میکنند تلاش میکنند کسی که بیکار است آدم تنبلی هست برای زندگیاش تلاش نمیکند حیوانات برای رفاه خانواده زندگیشان کانون گرم خانوادهشان تلاش میکنند کار میکنند زحمت میکشند.@ یک کسی که این حس را ندارد از حیوان هم پایینتر هست اما کسی که شغلش را از دست داد آدم بیکاری نیست آدم تنبلی نیست حالا شغلش را از دست داده ما بعضی وقتها شده افراد به خاطر اینکه شغلش را از دست دادند خودکشی کردند اخراجشان کردند رفته خودکشی کرده اینطوری نباید به آن نگاه بکنیم.@ حیوانات عواطف دارند نسبت به خانوادهشان، حس مادری، حس پدری، حس فرزندی اینها کمالات حیوانی هست اگر کسی بچهاش را دوست دارد حیوانات هم دوست دارند اگر کسی همسرش را دوست دارد حیوانات هم دوست دارند اگر کسی برای خانوادهاش زحمت میکشد تلاش میکند حیوانات هم دارند این کار را میکنند.@ روابطی به نام همسر، فرزند، اینها جزء روابط حیوانی هست حیوانات این روابط را با هم دارند یک کسی که بخاطر قطع یا از دست دادن این پیوندها یکدفعه میافتد به افسردگی از دور مسائل زندگی خارج میشود در واقع شدت غلبه این کمال بر وجود این شخص را میرساند.@ حالا اگر از کمالات انسانی خارج بشود که دیگر بدتر، یک کسی که نمیگذارد شوهرش یا بچهاش جبهه برود این در واقع کدام کمال به آن غلبه کرده جلوی کدام کمالش را گرفته؟ یک کمال حیوانی، شدت عُلقه به همسر یا فرزند نمیگذارد این فرزند وظائفش را عمل بکند.@ به سربازی برود بعضیها نمیخواهند بچههاشان به سربازی بروند میگویند نمیخواهد سربازی بروی این دارد به یک ملت خیانت میکند سربازی یک وظیفهای هست یک دِینی هست که هر جوانی نسبت به ملت خودش و جامعه خودش دارد.@ یک کسی که به فرزندش میگوید سربازی نرو خودش در خودش میگوید من سربازی نروم چون علاقه دارم به خانوادهام دوری را نمیتوانم تحمل بکنم این دارد یک خیانت بزرگ به یک ملت میکند بخاطر یک عُلقه حیوانی، نمیگویند چقدر آدم خوبی است چقدر آدم مهربانی است هیچ کس این مهربانی و خوبی را قبول ندارد.@ چون جنایت در حق یک عده دیگر است ما به قیمت پیوندهای اینگونه حق نداریم ظلم بکنیم شما نگاه کنید چقدر دزدی صورت میگیرد در مسائل اقتصادی، رشوه، دزدی، اختلاس، فجایعی که در یک جامعه ایجاد میشود.@ شخص به خاطر علاقههایی که به خانوادهاش دارد میخواهد خانوادهاش به یک لذت بالاتری و رفاه بالاتری برسند دزدی میکند اختلاس میکند رشوه میگیرد رشوه میدهد این معلوم است این محبت محبت خوبی نیست یک زنی که از شوهرش توقع دارد که شوهرش بخاطر اینکه وضع زندگی بهتر بشود گناه بکند ظلم بکند حقخوری بکند رشوه بدهد رشوه بگیرد.@ میگوید ما خانوادهمان خیلی به هم علاقه داریم دوست داریم خانواده رشد بکند این رشد به چه قیمتی هست یک کسی که به خاطر زن و بچهاش حاضر است حق دیگران را بخورد یا پدر و مادرش را ضایع بکند به پدر و مادرش ظلم بکند.@ بخاطر عشق به همسر یا فرزند این نشان میدهد که درگیر یک کمال حیوانی هست یک کمال حیوانی روی کمالات انسانی این شخص تأثیر گذاشته کاربردها را دقت بکنید صرف شناختنش کافی نیست کاربردها خیلی مهم است که الان این عُلقه منشأ چه نوع تصمیمهایی هست برای من.@ یک موقع است میگویی من آنقدر به همسرم علاقه دارم به فرزندانم که برای رفاهشان تلاش میکنم این یک عبادت هم هست پیش خدا، خدا به این شخص هم ثواب میدهد ثواب جهاد در راه خدا هم به آن میدهد البته اگر شخص مؤمن باشد یعنی از حیثیت انسانی ساقط نشده باشد.@ با حفظ حیثیت انسانیاش اگر یک همچین کار حیوانی انجام بدهد مثل کار، تفریح، حتی تفریح، زحماتی که برای تهیه مسکن تهیه میشود کمالات پایینتر اینها عبادت هستند اما اگر نه بخش انسانی تعطیل بشود که هنوز معرفیاش نکردیم بخش بالاتر تعطیل بشود این فقط در همین حد قیمتش همین مقدار است که حالا یواش یواش به منطق قرآن در این زمینه بیشتر پی خواهیم برد.@ پس عُلقه اعضای خانواده به همدیگر خیلی خوب است یک کمال حیوانی محسوب میشود کمال هم هست اما اگر سایه بیاندازد روی کمالات بالاتر مضموم هست بد است خوب نیست در حد خودش ارزش دارد خیلی چیز خوبی هست هم خداپسندانه است هم شیرین است اما آنقدر قیمت دارد که ما نباید یادمان برود که این قیمتش اینقدر هست.@ بیشتر از این نیست برایش همین مقدار که هست ارزش قائل باشیم اگر ما نتوانیم این تعادلها را در زندگیمان حفظ بکنیم اینجاست که میافتیم به گناه، معصیت و خروج از صراط مستقیم. چندتا مثال را زدم فکر میکنم در همین حد کافی هست راجع به کاربردها.@ برمیگردیم به این بحثهای کاربردی تمرین باید بکنیم با همدیگر چند جلسهای که بتوانیم از اینها استفاده بکنیم برای قیمتگذاری خیلی مهم است چون میخواهیم انتخاب بکنیم ارتباط برقرار بکنیم رفتار داشته باشیم افکار ما همه اینها دنیا و آخرت ما را میسازد جاودانگی ما را میسازد.@ باید حتماً روی این مسائل با هم کار بکنیم تمام چیزهایی که در مورد عقائد اخلاق هست پیرامون همین کمالات است اگر کسی اینها را بشناسد آن موقع اگر حسادت کرد به یک نفر به خاطر یک کمال حیوانی یا گیاهی آنوقت قیمت خودش هم دستش میاید.@ وقتی میگویند حسادت نکن میتواند حسادت نکند چون خودش یکدفعه احساس شرم میکند که من چقدر کوچک شدم اما بدون داشتن این قیمتها به یک نفر بگوییم حالا همسرش بهتر از همسر توست خانهاش بهتر از خانه توست فرزند دارد تو نداری حسودی نکن.@ این چون قیمتها را اینطوری میداند قیمت خودش را واقعاً نمیداند چی هست واقعاً حسادت میکند به جاری خودش به باجناق خودش، اینقدر بدبخت میشود سقوط میکند که با داشتنهای دیگران اذیت میشود و با نداشتنها خوشحال میشود.@ یا خدای نکرده طالب این هست که دیگران نداشته باشند یعنی یک موقع است انسان حسادتش مخفی است یعنی اگر یک نفر یک کمالی را دارد از دست بدهد این خوشحال میشود یک نفر نه این دنبال این هست که این شخص این کمال را نداشته باشد.@ تلاش میکند که این کمال را شخص نداشته باشد یکطوری این را ضایع بکند و از دست بدهد این خیلی خطرناک است این آدم خیلی سقوط کرده در مصالح انسانی ولی وقتی که قیمتها دستش هست کمالات دستش هست.@ بعد وقتی یک حسهای اینطوری شیطان دارد به او تلقین میکند ممکن است واقعاً خودش این حس را نداشته باشد اما شیطان حمله میکند بالأخره بلکه در او یک همچین چیزی را ایجاد بکند(إِنَّ الشَّيْطانَ لَكُمْ عَدُوٌّ فَاتَّخِذُوهُ عَدُوًّا).@ یعنی دقیقاً میتواند بفهمد که این شخص این فکری که آمده از ناحیه شیطان آمده و من وظیفه دارم با این حمله با این فکر مقابله بکنم این را نپذیرم همین نپذیرفتن و خلافش را عمل کردن عروج انسان میشود قدرت انسان میشود ولی وقتی که ما اینها را ندانیم وقتی به بچه میگوییم حالا عیب ندارد حالا دخترخالهات نمرهاش از تو بهتر شده.@ حالا دانشگاه قبول شده تو قبول نشدی غصه نخور این اینطوری نمیتواند چون قیمتها را به بچه ندادم بچه همینطوری بار آمده فهمیده که این ارزش خیلی مهمی است حالا اگر دخترخاله دارد من ندارم دخترعمه دارد من ندارم باید بنشینم به غصه خوردن.@ گاهی وقتها میبینی یک دختر از کل فامیل کَنده میشود یک پسر از کل فامیل کَنده میشود چرا؟ چون تحمل دیدن موفقیتهای دیگران را در جمع ندارد میگوییم برویم مهمانی، میگوید من نمیایم برای چی؟ چون بیایم آنجا ببینم پسرخالهام زن گرفته من نگرفتم شغل دارد من ندارم بروم دم در ببینم آن اتومبیل دارد من ندارم.@ پس بنشینم در خانه خیلی بهتر است تا بیایم آنجا بنشینم حرص بخورم چقدر مردم بر اساس اینها دارند زندگی میکنند قهر و نازها و ارتباط فامیلی و دوستانه چقدر بر اساس اینها تنظیم میشود اما اگر این بچه فهمید که کمالاتش اینقدر هست کمالات انسانی را هم شناخت و بهرهای داشت هیچ وقت به حسادت به غصه به انزوا کشیده نمیشود.@ این آدم از اینکه پسرخانهاش ازدواج کرده اتومبیل دارد شغل خوبی دارد در تحصیلات موفق هست واقعاً لذت میبرد خوشحال است اگر آدم ضعیفی باشد با داشتن کمالات بالاتر حداقل ناراحت نیست دیگر غصه نمیخورد به محض اینکه افتاد به غصه خوردن به انزوا به قطع رابطه به اینکه یک آدم موفق را دوست ندارم با او باشم.@ اصلاً من دوست ندارم با این شخص دوست باشم با این سفر بروم، چرا؟ چون این ازدواج کرده من نکردم این اتومبیل دارد من ندارم این کنکور قبول شده من قبول نشدم این فلان موقعیت را دارد من ندارم من بودن با این آدم کنارم کمالاتش را به رخم میکشد اذیت میشوم.@ برای همین میگویم شما بدون مباحث انسانشناسی مباحث اخلاقی تأثیر چندانی ندارد فقط یک موعظه است ولی اگر انسان انسانشناسی را دانست کمالات مختلف را شناخت قیمتها دستش بود آن موقع است که کلاس اخلاق کلاس اخلاق میشود مؤثر واقع میشود سازنده است.@ خدا رحمت کند امام را فرمود چه بسیار کتابهای اخلاقی هست که انسان وقتی میخواند مریض میشود به جای اینکه خوب بشود تا ساختار نفس، کمالاتش، مباحث این چنینی خوب شناخته نشود ما در همه حیطهها ضعیف میشویم کار اخلاقی میخواهیم بکنیم کار اعتقادی بکنیم کار تبلیغی بکنیم کار فرهنگی بخواهیم بکنیم فعالیتهای اقتصادی بکنیم.@ شما الان نگاه کنید در کشور ما مسأله اقتصاد شده مسأله اول مملکت این نشان میدهد مملکت بیمار است وقتی بزرگترین گردنکلفتها یعنی آن بالاترین مسئولهای یک مملکت بیشتر حرفهایشان حولوهوش یک کمالی هست قیمت آن جامعه متأسفانه باید بگوییم که دارد سقوط میکند.@ بزرگترین معضل انسانها این مسائل شده نه اینکه اهمیت ندارد و مهم نیست نه اینکه نباید راجع به اینها صحبت بشود نباید راجع به اینها جلسه تشکیل بشود ولی الان ببینید بزرگترین دغدغهها چه شده این خیلی مهم است معضلاتی که الان به وجود میاید.@ اختلاس یک میلیاردی دو میلیاردی دو هزار میلیاردی احتکارها اینکه الان ما قوه قضائیهمان فعال است رونق دارد اینکه تعزیرات حکومتی فعال است اینکه در بخش اقتصاد این همه قاچاقچی ما داریم این همه کالاهای قلابی به مردم داده میشود.@ غیر استاندارد، کالاهای غیر استاندارد به مردم فروخته میشود این همه تورم یکدفعه ایجاد میشود بالا پایین میشود نشان میدهد مردم در این کمالات گرفتار شدند یعنی اینطور نیست در جامعهای که ببینید یک کالایی الان یک قیمتی دارد یکدفعه دو ماه دیگر میشود چهار برابر پنج برابر نشان میدهد که اینجا یک مریضی وجود دارد.@ سیستم نیست مدیریت نیست کمالات خوب طراحی نشده در اجتماع، وقتی یک جامعهای که 70 میلیون جمعیت دارد دو برابر چین یک میلیارد و چند صد میلیونی مصرف گاز داریم 17 برابر ژاپن مصرف داریم تمام شاخصهای مصرفمان از حد طبیعی جهان بالاتر هست.@ این نشان میدهد که کمالاتی که در ذهن مردم هست و برایش فعالیت میکنند حقیقی نیست این بحث ارزشها و کمالات انسانی اینجا کاربردش را یواش یواش نشان میدهد در سطح فرد و در سطح جامعه، حالا این بحث را فعلاً ما تا اینجا متوقف میکنیم.@ انشاء الله جلسه بعد برویم راجع به کمالات انسانی صحبت بکنیم بعد از اینکه شاخصهای انسانی را هم کاملاً توضیح دادیم شیرینتر، بهتر و قویتر میتوانیم انشاء الله برگردیم راجع به این مباحث سخن بگوییم.@ و الحمد لله رب العالمین و صلی الله علی محمد و آله الطاهرین.@